کارگاه تفکر؛ جلسه 28 12/01/1395
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
ما چون نرسیدیم خیلی از تمریناتی را که قصد داشتیم بگوییم در رابطه با بحث عبادت و ذکر و نماز، این جلسه را هم به ذکر یک روایت از نبی اکرم میپردازیم که خیلی زیبا و جذاب است، که مربوط به تقویت هر سه نوع توحید هست.@میفرماید که بنده وقتی به نماز میایستد در حالی که متوجه غیر خدا است، خداوند سبحان با او شروع به سخن گفتن میکند، حالا شما ببینید خدا از نظر شخصیتشناسی یک داستانی ما داریم، باید اخلاق و شخصیت مولایمان را بشناسیم، خدا مولای ماست، رب ما است، این چه خلقیات و اخلاقی دارد.@این شخص مرامش چگونه است، خداوند سبحان با او شروع به سخن میکند و میفرماید بنده من قصد چه کسی را کردهای، یعنی ذهنات سراغ چه کسی رفت، سر نماز به چه کسی داری فکر میکنی، و چه کسی را میطلبی، دلت کجا رفت، مربی دیگری به غیر از من اراده کردهای، رب دیگری غیر از من را میخواهی.@تو الان مهمان من هستی، در خانه من هستی، پیش من هستی، در برابر من ایستادی، دل و ذهن تو کجا میرود، و یا نگهبانی به غیر از من طلب نمودهای، تو تحت کنف حمایت من هستی، من دارم از تو نگهداری میکنم، من دارم از تو مراقبت میکنم، من لحظه به لحظه حیات تو را دارم به تو میدهم، دغدغه چه چیزی را داری، دنبال یک نگهبان دیگری میگردی.@یا بخشندۀ دیگری به جز من سراغ داری، یعنی مشکلاتت سر نماز سراغت آمده که این مشکلم را کجا حل کنم، چطوری حل کنم، پیش چه کسی بروم، به چه کسی بگویم، به چه کسی مراجعه کنم، من از همه کریمتر و بخشندهتر هستم.@به تو پاداشی میدهم که میزان آن شمردنی نیست، رویت را به سوی من کن، چقدر با مهربانی، بیادبی کردی رویت را جای دیگری کردی، خدا با مهربانی میگوید رویت را به سمت من بکن، چه کسی را نگاه میکنی، تو چه کسی را داری، از من بهتر هم مگر است.@و از من غافل نشو، من به تو روی کردهام، من که الان حواسم به تو است، خدا میگوید من که الان دارم به تو نگاه میکنم رویم به سوی تو است، تو رویت کجا است، ما الان داریم با یک کسی حرف میزنیم، یا او دارد با ما حرف میزند، فکر کنید دارید صحبت میکنیم، طرف رویش را یک جای دیگر بکند.@همه ملائکهام را رو به تو قرار دادهام، همه آنها دارند به تو توجه میکنند، صحنه نماز یکی از چیزهایی که به ما حضور قلب میدهد تصور صحنه نماز است، که البته این را اینجا نداریم، اگر برسیم یک توضیحی از امام سجاد باید بدهم، که این برای مواقع دیگر ماند، که ما وقتی تمرین رفتیم.@میخواستم همین تمرین و تمرکزها را بگیریم، یک مقدار که در تمرکز میرویم، ما اصلاً تمرکز قیام را انجام ندادیم، تمرکز تکبیر را انجام ندادیم، تمرکز رکوع، حالت رکوع به سجده، رکوع به ایستاده، ایستاده به سجده، سجده به سجده، سجده به تشهد، اینها را هیچ کدام انجام ندادیم، باید وقت بگذاریم اینها را تمرین بکنیم.@چون تمرین که بکنید دیگر در هر حالت تمام آن بصیرت، بینایی، ملکوت با ما میآید، یکی از قسمتهای قشنگ نماز این هست که ملائکه دارند به ما نگاه میکنند، پس اگر روبه خدا کرد، گناهان قبلی او از او زایل میشد، اگر مجدداً از حضور غافل بشود.@حالا دوباره بیادبی میکند حواسش پرت میشود، یک جایی توجه میکند، چند لحظه، چند کلامی، بعد یک دفعه دوباره ذهنش یک جای دیگر میپرد، خیال او را برمیدارد جای دیگر میبرد، خداوند سخنان خود را تکرار میکند، دوباره خدا شروع میکند با مهربانی این حرفها را میزند.@اگر متوجه شد و قلبش محضر حق را ادراک کرد خداوند گناهان او را خواهد بخشید و از بیادبیهایش چشم میپوشد، سر نماز بارها شده ما این اتفاق برایمان میافتد، حواسمان پرت است، بعد میگوییم من دارم نماز میخوانم، ذهنم کجا رفت، من الان غافل شدم.@این لحظهای که تو میگویی من دارم نماز میخوانم، من غافل شدم، خدا دارد یاد تو میاندازد، با تو دارد حرف میزند، این صحبتها را همه ما داریم میشنویم، یعنی این چیزهایی هست که بارها سر نماز همه ما شنیدیم.@و اگر برای بار سوم بنده از خدای سبحان غافل شود، حضرت حق سخنانش را مجدد تکرار میکند، ببینید چه ادبی، چه مهربانی، چه کرامتی نسبت به بندهاش دارد، چقدر بندهاش را دوست دارد، دوباره خدا میگوید تو کجا رفتی، ذهنت کجا رفت، همان حرفها را دوباره خدا میزند.@اگر روبه نماز کرد خداوند گناهان او را میبخشد، یک نماز چقدر بخشش در آن هست، حضرت میگوید این همه تکرار و تنبیه یعنی آگاهی دادن نشان لطف و رحمت خدای سبحان است تا بنده غافل را از غفلت رها سازد و قلبش را حتی برای لحظاتی کوتاه متوجه خود کند.@چون شما به مقداری که سر نماز توجه میکنید حق تعالی در دلتان میافتد همان لحظه، ملائکة الله، اهل بیت، چون صحنه نماز صحنه حضور خدا، ملائکة الله، اهل بیت، بهشت، جهنم، همه هستند، حضور دارند، صحنه خیلی عجیبی است.@خدا میگوید چند لحظه هم بیفتد خیلی خوب است، چند لحظه در دلش بیفتد، برای همین هم فرمود عبادت هر کسی فقط همان مقداری که سر نماز توجه کرد از نمازش قبول میشود، بقیهاش هیچی، اما اگر بنده بار چهارم متنبه نشد و از غفلتهایش رها نگشت، خداوند سبحان از او اعراض میکند، دیگر او را ول میکند، چه صحنه تلخی است خدا از ما ناامید میشود.@و ملائکه هم از او روی برمیگردانند، و خداوند سبحان میگوید ای بنده من سرپرستی تو را به همان کسی واگذار میکنم که تو سرپرستی او را پذیرفتهای، یعنی دلت پیش کس دیگری رفت.@تو را واگذار کردم به همان چیزهایی که تو دنبالش هستی، به همان آدمهایی که تو سر نماز دنبالشان هستی از آنها کمک بگیری، به هر چیزی که هست، او را به من ترجیح دادی، به همانها واگذارت میکنم سراغ همانها برو.@یک کسی دید خیلی وضع خراب است، وقتی این را میفهمید امام گفت، گفت پس ما خیلی بیچاره هستیم، خیلی بدبخت هستیم که اینطوری است، حضرت گفت هرگز، اگر نمازتان اینطوری خراب شد، با نمازهای مستحبی آن را جبران کنید.@بالاخره یکی از قشنگیهای نماز مستحبی این است که آن مقدار که شما تمرکز در نماز مستحبی دارید، که معمولاً نماز مستحبی تمرکزش بیشتر است، خدا وصله پینه میکند، به نماز واجبتان میزند، چرا میشود این کار را کرد؟ چون قصد این بود که شما توجه به حق بکنید، حالا این توجه را یک طور دیگر جبران کردید.@باز یک چیز دیگری که خدا در حق ما لطف کرده اینکه تعقیبات را جوهره نماز قرار داده، میگوید حالا این نمازش در سرش بخورد، ولی حالا بایستیم ببینیم تعقیبات عرضه دارد تمرکز بگیرد یا نه.@این 34 الله اکبر، 33 الحمد لله، 33 سبحان الله، دعاهای بعدش، صلواتی، آیت الکرسی، لا اله الا الله، اینها خیلی قشنگ است، اینکه در تعقیبات خیلی آدم میتواند جبران بکند لذا بعد از نماز عجله نکنید، بعد از نماز آدم با حوصله بنشیند و نماز را جبران بکند.@در بحث توحید افعالیش این نکته است که ما چون توحید افعالیمان ضعیف است، یعنی (لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم) را جدی نمیگیریم، با خدا دلمان سراغ کسان دیگر پرت میشود، مدام سراغ افراد دیگر میرویم، یعنی قائل نستیم که خدا میتواند همه چیز را جبران بکند پر بکند، این را قائل نیستیم.@و چون قائل نیستیم این ذهن و دل یکسره سراغ این و آن میرود، چون مشکلات و بدبختیها و گرفتاریها، دوباره یکی از شعرا فکر کنم هاتف بود، میگوید شما سر نماز به غیر از خدا هر گمشدهای داشته باشید سر نماز آن را پیدا میکنید.@ذهن میرود سراغ مشکلات و دغدغههای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلانیش، دنبال خود خدا نمیرود، وصل به الله نمیشود، این چیزی است که ما در اردوی فکر خیلی به آن احتیاج داشتیم، یعنی باید این کارها را میکردیم که نرسیدیم.@ما تمرینهای تمرکز داشته باشیم، این یادتان نرود که به هیچ وجه از ما نمیگذرند که ذهنات را رها بکنی، میگوید حالا عیب ندارد در هر درجهای از حضور قلب هستی، شروع کن، فقط تلاشت را بکن که در نماز قسمتی از آن را لااقل نگه داری.@گاهی وقتها ذهنتان را شرطی بکنی، حالا بعدها راجع به تمرین نفی خواطر و تمرینات ذهنی توضیح خواهیم داد، ذهنتان را شرطی بکنید، به یک جای نماز ذهنتان را قفل بکنید، این تسبیحات چهارگانه هم که عرض کردم، این هم همینطور، ذهنتان را شرطی بکنید که یک جایش تا ندید رد نشوید.@اگر ذهنتان را شرطی کردید، میبینی یک ربع است داری تکرار میکنی اما زبانت برنمیگردد، یعنی زبانت ول نمیکند، بعد به خودت میآیی، میبینی در این یک ربع زبانت دارد میگوید بایست برگرد نگاه کن دوباره بیا این خیلی مهم است وقتی شرطی کردید.@مثلاً شرطی کنید من همه نمازم را میخوانم حالا خواندم سعی میکنم همه جایش را تمرکز بگیرم، اما سلام پیغمبر را رد نمیشویم، تا رسیدی به (السلام علیک ایها النبی) پیغمبر را ببین بعد به او سلام کن، اگر شده چند بار سلامت را تکرار بکنی، تکرار کن تا ببینی بعد سلام بکنی.@سلام یا رسول الله (السلام علیک ایها النبی) تمرکزت باشد داری با پیغمبر حرف میزنی، سلام کنید، اگر گفتند این نمازت چه شد چهار رکعت، میگویی بالاخره یک سلام به پیغمبر کردم، حالا خدا هیچی، با خدا کاری نداشتم، ولی ته قضیه یک سلام کردم.@یکی از قشنگیهای نماز این هست آخرش به سلام ختم میشود، سلام یا رسول الله، آن هم (السلام علیک ایها النبی و رحمة الله و برکاته، السلام علینا و علی عباد الله الصالحین) ذهنت را قفل کن، بگو من نماز سلامش را لااقل ول نمیکنم، یک قسمتش را نگه دار، رکوعش را نگه دار.@انشاءالله وقتی تمرین بکنیم، بعد یواش یواش میتوانیم در رکوع در سجده، تمام اینها صحنه دارد، صحنههایش را هم اهل بیت فرمودند، برای هر کدام یک صحنه است، صحنههایش را انسان تمرین بکند ذهنش شرطی میشود، شرطی که شد دیگر نماز را میتواند بهتر بخواند.@امام سجاد در مورد حق نماز میگوید حق نماز این است که بدانی این عبادت حضور به پیشگاه معبود یگانه است، یعنی این را بفهم، در مورد نماز بدان که نماز چیست، ضایعش نکن، نماز گردن ما حق دارد، روزه حق دارد، حج حق دارد، اینها سؤالات قیامت است، یکی از سؤالاتی که قیامت میپرسند نماز است.@یعنی حقش را ادا کردی یا نه، اینک حواست باشد قرار است تو چند دقیقه به حضور خدا برسی، فلانی میخواهد شما را ببیند، حقش این هست که وقتی دارد با تو حرف میزند حواست باشد که چه چیزی دارد میگوید، صد تا مراجعهکننده داری حق هر کدام از مراجعهکنندهها این هست که به حرفشان گوش کنی، در حضورش باشی.@حضور به پیشگاه معبود یگانه است، و تو در نماز مقابل وی ایستادهای، پس آنگاه که بر این حقیقت آگاه گردیدی سزاوار آن هستی که در نماز بایستی، الان وقتش هست که بایستی، الان درست است، بقیهاش سزاوار نیست.@فرمود کسی که ایمان به خدا و قیامت دارد، هیچ وقت با فشار بول و ادرار و غائط نمیرود نماز بخواند، هیچ وقت با یک مشغله نمیرود، من الان بدنم دارد درد میگیرد، برای چی الان میروی نماز میخوانی، نرو نماز بخوان، استراحتت را بکن، یک مسکنی بخور، خوابی بکن.@من الان به شدت خوابم میآید عبادت نه، این توهین و بیادبی است، استراحت بکن، یک چایی بخور، یک قهوهای بخور، یک خیاری بخور، یک میوه با نشاطی بخور، حالا چند دقیقه بنشین، اول وقت درست است، ولی وقتی اول وقت من الان من یک جایی رسیدم که داغون و دردمند هستم، میتوانم اول وقت نماز بخوانم.@بنشین لباست را در بیاور، آبی به صورتت بزن، ذائقهات را عوض بکن، اگر میشود لباست را عوض کن، عطری بزن، مسواکی بزن، چایی بخور، یک میوهای بخور، یک آبی بخور، خودت را آرام بکن، مشغله ذهنیات را بگیر.@وقتی میفهمی که من الان میخواهم با فلانی حرف بزنم، این اتفاق خیلی برای ما میافتد میگویند آقا فلانی میخواهد شما را ببیند، بگویید الان آمادگی ندارم، بگویید ده دقیقه بعد، یک ربع بعد، نیم ساعت بعد، میخواهم آماده بشوم، الان نمیتوانم ببینم، ذهنم مشغول یک ماجرای دیگری است، میگوید تو وقتی این را فهمیدی تازه اجازه داری که نماز بخوانی.@ایستادن کسی که خواهنده است، یعنی در او پر از خواهش است، و ترسان، چون در مقابل حضرت عظیم ایستاده، و بیمناک و امیدوار، آن ترسان با بیمناک فرقش چیست؟ بیم کنار امید آمده، یعنی بیم از وضعیت و تکلیف و شنیدن و نشنیدن و تحویل گرفتن و تحویل نگرفتن.@اما ترسان، ترس حضور است، آن اضطراب حضور است، و مستمند و زاریکننده است، این حالتهایی هست که ارزش نماز را دارد، و خدای را بزرگ میدارد، و قیام کسی که با آرامش چشم فروهشتن، یعنی چشمهایش را پایین میاندازد اینطرف و آنطرف نگاه نمیکند.@سر به زیر افکندن، فروتنی اندامها، نرمی بالها، یعنی قُد نمیایستد، بدن کاملاً در حالت تواضع هست، فروهشتن شانهها، شانههایش کاملاً میافتد، و نیکویی و راز گفتن قلبی با او در محضرش ایستاده است، و نیز شایستگی داری، حالا که این شد الان تو شایسته این هستی که حرفت را به خدا بزنی این حالتت را داشته باش.@حالا شایستگی داری که از خدا بخواهی تا گردنت را از زیر بار لغزشهایی که بر آن حلقه گشته است، و آن را به پرتگاه هلاکت و نابودی افکنده است آزاد کنی، با بیادبی ایستادن، و قلدر ایستادن، و قُد ایستادن، آدم نمیتواند از خدا درخواست بکند، درخواست را کسی میکند که ادب ایستادن را بلد باشد.@باز فرمایشی داریم از پیامبر اکرم در مورد نماز، حضرت نماز را معنا میکند، «اِنَمَا الصَلاةُ تَمَسکٌ» (تمسکٌ) یعنی آن اظهار مسکین بودن هست، ما یک فقیر داریم یک مسکین داریم، فقیر به چه کسی میگویند؟ مثلاً میگویند به فقرا کمک کنید، فقیر به کسی میگویند درآمد دارد پول هم دارد اما پول و درآمدش کفاف زندگیش را نمیدهد.@درآمد دارد، کارمند است، کار میکند، کارگر است، میگوید به فقرا کمک کنید نه به آدمهایی که بدبخت و بیچاره است، آبرودار هم هست، آبرو دارد پول هم دارد ولی نمیتواند این فقیر میشود.@مسکین کسی است که آن هم حتی ندارد، (تمسکٌ) یعنی کسی که دست خالی است، در مقابل خدا دست خالی بایستید، همان تخلیه که قبلاً گفتم، هیچی با خودتان نبرید، چون چیزی ندارید ببرید، ما یا گناه داریم، یا طاعت، طاعتهایمان که از گناهانمان بدتر است، نماز خواندنهای ما خیلی بدتر از گناهانمان هست.@دومی فرمود «وَ تَواضِعٌ» نماز تواضع است، دست خالی و متواضع سر نماز باش، اعلام آن گرفتاری، تصدیر، آن ذلت را به نمایش بگذار، در مقابل عزّت مطلق که بتوانی دریافت عزت بکنی، و سوم فرمود «وَ تَضَرُّعٌ».@در مورد تواضع داریم که هر کس برای خدا تواضع بکند خدا او را بالا میآورد «مَنْ تَوَاضَعَ لِلهِ رَفَعَهُ اللهُ» هر کس به خاطر خدا تواضع بکند خدا او را بزرگ میکند، تواضع در راه حق، پدر، مادر، هر چیزی که حق است، در مورد امام رضا خم میشوی، تواضع میکنی، دست به سینهات میگذاری، هر چه که در آن تواضع باشد برای شما بزرگی و عزت و عظمت میآورد.@تواضع نه به اینکه ما فقط اینطوری بکنیم، تواضع یعنی «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ» خدایا من در مقابل تمام دستوراتت تسلیم هستم، من همه آنها را میپذیرم، با هیچ کدام از احکام تو مشکل ندارم، لجبازی ندارم، عناد ندارم، سختم نیست، همه آنها را میپذیرم، در مورد شریعت من همه چیزش را میپذیرم، این تواضع است.@انسان مستکبر نباشد وقتی احکام خدا به او برسد برای خدا شاخ و شانه بکشد، نه، اگر فهمید یک کاری را خدا دوست ندارد راحت آن را کنار بگذارد با تواضع، وقتی فهمید خدا یک کاری را دوست دارد با تواضع آن را انجام بدهد.@حالا وقتی که انسان یک همچین وضعیتی دارد، حالا آن اثری که میماند، آرامش میشود، آرامش قلبی، 3ـ تضرع، تضرع خواری و زاری نمودن است، یعنی هم خواری و هم زاری، زاری با خواری است، این تضرع میشود.@4ـ تباعث، میگوییم (عبدٍ باعث) یعنی ذلیل،تذلل کردن در مقابل خداوند، یعنی نرمی، یعنی رام بودن در مقابل حق تعالی، انسان رام باشد، وحشیگری نکند، بعضیها نماز میخوانند در حین نماز قصد توحش دارند، یک عالم در این خوابیده فقط نماز را میخواند ولی بعدش او همان وحشیگری و خشونتهایش را دارد.@وقتی نرمی میکنی دیگر فرصتی هست که دیگر آن خشونتها از تو گرفته میشود، تندیها از تو گرفته میشود، عصبانیتها، زودرنجیها، حساسیتها، کینههایت در تباعث از بین میرود؛ و آخریش تنادم، یعنی ندامت داشتن، پشیمانی هست، یعنی در واقع نماز یک فرصتی هست برای ابراز پشیمانی.@برای همین هم در روایت داریم «الصَّلَاةُ كَفَّارَةٌ عَن ما قَبلَها» نماز کفارۀ قبل از خودش هست، صبح گناه کردی، تا ظهر، ظهر نماز بخوانی خدا گناهانت را میبخشد، عصر بخوانی خدا میبخشد، مغرب بخوانی قبلش را، چون این حالت را داری.@نه اینکه این نمازی که ما میخوانیم در آن تنادم نیست، پیشمانی نیست، معذرتخواهی نیست، در این نماز هیچ استغفاری وجود ندارد، همه قصدهای کارهای خلاف و بد وجود دارد، تنادم یعنی پشیمانی، ابراز پشیمانی کردن.@این تنادم که میگوید پشیمانی یعنی ابراز شرمندگی کردن از عبادتهایت، از نمازخواندنت، از حرف زدنت، از حضور در پیشگاه خداوند، این را باید با خودت داشته باشی؛ از امام رضا (علیه السّلام) سؤال کردند، «مَا مَعْنَى الصَّلَاةِ فِي الْحَقِيقَةِ» معنای حقیقی نماز چیست؟ فرمود: «صِلَةُ اللهِ لِلْعَبْدِ بِالرَّحْمَةِ وَ طَلَبُ الْوِصَالِ إِلَى اللهِ مِنَ الْعَبْدِ» نماز هدیه خداوند سبحان هست به عبد، که در این نماز از خدا خواستگاری بکند.@طلب وصال از چه کسی داشته باشد؟ میگوید خدا به تو فرصت داده که بیایی با او آشتی بکنی، بیا با او پیوند برقرار بکن «طَلَبُ الْوِصَالِ إِلَى اللهِ مِنَ الْعَبْدِ» شخص برود طلب وصال خدا را بکند از خود خدا این را بخواهد، این حقیقت نماز است.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@