جلسه 004 - کارگاه خودشناسی
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - کارگاه خودشناسی

چطوری یک موجود مجرد یک موجود مجرد دیگری را میتواند به وجود بیاورد بدون اینکه از خودش چیزی کم بشود یعنی چطوری خدا میشود یک چیزی را ایجاد بکند و خودش در خدای خودش باشد و یک موجودی هم مثل خودش داشته باشد.@ من یک فرمول اول به شما بدهم فرمول خیلی مهمی است این فرمول همان است که پیغمبر و امیرالمؤمنین فرمودند هر کس خودش را بشناسد خدا را هم شناخته(من عرف نفسه فقد عرفه ربه) هر وقت برایتان سؤالی در این زمینهها ایجاد شد اول خودتان را نگاه کنید جوابش به دست میاید.@ مثلاً در آیۀ الکرسی داریم(لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ) خدا را چرت و خواب نمیگیرد وقتی خودت را مطالعه میکنی میبنی تو هم همینطوری هستی تو تا آخر عمرت نه چرت میزنی و نه میخوابی بدنت این کار را میکند اما خودت میبینی در عالم خواب باز بیدار هستی.@ یعنی به محض اینکه بدن میخوابد تو نمیخوابی دائماً داری اینطرف و آنطرف سیر میکنی همیشه بیدار هستی و نه چرت داری و نه خواب مثل خودت، بنابراین اینکه در روایت پیغمبر فرمود خداوند انسان را مثل خودش خلق کرده یعنی ما مظهر خدا هستیم مثل خدا هم رفتار میکنیم.@ در مورد تولید من یک مثال بزنم همین قوس نزول و صعود را با هم یک کاری بکنیم شما استاد را در نظر بگیرید این استاد میخواهد بیاید برای شما یک بحث فوق عقلانی بکند یعنی بحث در مورد عشق در مورد عرفان بکند استاد بدن است یا اندیشه است؟@ بدن که نیست ما که با بدن کاری نداریم استاد در آن مقام استادی خودش هست یعنی در آن مقامی که خودش دارد هست وقتی میخواهد بیاید شاگردان را مثل خودش بکند باید از فوق عقلش تجلی بکند و قوس نزول را طی کند یعنی وقتی در مقام عرفانی خودش هست میخواهد بیاید برای شما صحبت بکند.@ اول میاید تصمیم بگیرد که این کار را بکند وقتی تصمیم گرفت مطالبی را که میخواهد برای شما بگوید در عالم عقل میاورد یعنی تعقلش میکند که میخواهد چه بگوید بعد در عالم خیال میاورد تصورش میکند یعنی در عالم ملکوت و برزخ خودش، بعد در عالم ماده خودش میاورد یعنی در صوت تبدیل میکند.@ آن مفهوم را آن حقیقت عالی را تبدیل به ماده میکند تجلی صوتی میکند در دنیای خودش میاورد در طبیعت خودش میاورد وقتی صوتش کرد این قوس نزولی هست که استاد انجام میدهد استاد نازل میشود حالا این سیر را دوباره شاگرد باید بگیرد ماده استاد یعنی صوتش به ماده شاگرد یعنی گوش شاگرد میخورد.@

باید بشنویم تا آدم بشویم شاگرد صوت، فرکانس را میگیرد ماده را میگیرد در عالم خیال خودش میبرد تصور میکند بعد در عالم عقلش میبرد معقولش میکند قانونمندش میکند بعد اگر مشکلی سر راه شدنش نباشد به استاد تبدیل میشود.@ بعد از یک مدت که شاگرد دستورات استاد را رعایت میکند و حرفهای استاد را میشنوند یواش یواش شبیه استاد میشود شما در تمام رشتهها همینطور هستید، شما چه موقع فیزیک یاد میگیرید؟ مرتب سر کلاس فیزیک بروید بشنوید تمرینها را حل بکنید فیزیکدان میشوید موسیقی، شیمی، ادبیات، زبان همینطور.@ بنابراین همان قوس نزول و صعودی که در شما هست من بعد از یک مدت موجوداتی را میسازم که همه مثل خود من هستند ولی مثل من بودن چیزی از کمال من کم نمیکند من در جای خودم فقط تجلی کردم تجلی غیر از تجافی است.@ تجافی باشد مثل اینکه بخواهم یک میلیون تومان پول را بین شما تقسیم کنم وقتی میخواهم یک میلیون تومان تقسیم کنم شما آرزو میکنید کلاس خلوت باشد هر چه بیشتر باشد سهم شما کم میشود وقتی من یک میلیون تومان را بین شما تقسیم کنم دیگر یک میلیون تومان در جیب خودم وجود ندارد.@ ولی اگر بخواهم مجرد را بین شما توزیع کنم یک حقیقت مجرد را به شما بدهم این حقیقت مجرد سر جای خودش هست وقتی میگوییم جبرئیل نازل شد فکر نکنید الان جبرئیل خانه پیغمبر آمد دیگر بالا نیست یا فلان فرشته نازل شد یا امام زمان الان خانه ما آمد وقتی خانه ماست امام زمان حقیقت مادی که نیست حقیقت مجرد محض است.@ امام زمان ضمن اینکه اینجا هست همه جا هست مثل امام رضا که شما وقتی میروی با او حرف میزنی میفهمی که امام رضا ماده نیست چون وقتی داری با امام رضا حرف میزنی امام رضا دارد با دیگری هم حرف میزند.@ یکی میگفت من تعجب کردم که چطور امام رضا همه حرفهای ما را میشنود شب خواب دیدم جلوی هر زائری یک امام رضا نشسته یعنی امام رضا یک مجرد محض هست همه جا حضور دارد حضورش از شخصیت خودش چیزی کم نمیکند تجافی نیست تجلی است.@ تجلی یعنی همه جا میتواند باشد خدا هم که تجلی میکند همین است یعنی وقتی از خودش چیزی میسازد خودش در مقام خدایی خودش هست هر چه تولید بکند چیزی از خدایی و بینهایت بودن خودش کم نمیشود.@ حاجتهایی که ما از خدا داریم چه حکمتی دارد که فقط باید به مبدأ برگردیم برآورده شدن آنها علیرغم اینکه دنیایی هستند ببینید وقتی شما یقین کردی که یک بینهایت مطلق یک غنی مطلق وجود دارد بقیه چیزهایی که هستند در مقابل این غنی مطلق فقر مطلق هستند فقیر مطلق هستند بنابراین قاعده این هست که فقیر در مقابل غنی قرار بگیرد تا غنی بشود.@ در خواستههای دنیایی هم همینطور هست وقتی شما یاد میگیرید که یک مبدأ بیشتر نیست(لا حول و لا قوۀ الا بالله) روبرو که میشوید با غنی مطلق حقیقت خودت که فقر مطلق هست را نشان میدهی با فقر مطلق جذب میکنی یعنی شما با فقر ظرفیت میبری با ظرفیت پر میشوی اما اگر با تکبر رفتی با نخوت رفتی دعا کردی آنجا چیزی به تو نمیدهند.@

لذا ما باید حتماً خواستهمان را از خدا بخواهیم یعنی متوجه باشیم که او غنی مطلق هست همه چیز دست اوست از غیر او نخواهیم از خود خدا بخواهیم حتی قبل از اینکه به خودمان اعتماد بکنیم به خداوند اعتماد داشته باشیم رمزش این هست.@ بله این که شیعه باید امام رضا فرمود حداقل پنجاه آیه بخوانید کسی پنجاه آیه نمیخواند در واقع از حد حیوانی نمیتواند بالا بیاید برای اینکه ارتباطش با مبدأ قطع است صدای مبدأ را نمیشنود لذا شما باید حتماً 50 آیه را بخوانید بله امام رضا(ع) فرمود و صحت هم دارد حداقل پنجاه آیه را ما باید بخوانیم تا بتوانیم این ارتباط حفظ بشود.@ حالا من در برنامه که بعضی از شما از من برنامه گرفتن کتبی جدولها را پر کردند و طبق جدولشان برایشان برنامهریزی کردم نوشتم که قرائت بدون تدبر فایدهای ندارد برای همین شما قرائتتان پنجاه آیه را بکنید اما بدون تعطیلی و تنبلی باید حتماً دو آیه را حداقل تفسیر بخوانید در روز ترجمه و تفسیر تا بدانید نامه چیست.@ یک مطلب خیلی مهمی کاش یادم بود به عزیزان دیگر هم میگفتم اینکه که دعاهای ماه رمضان را با زبان خودتان بخوانید یعنی عربی خواندن هیچ لطفی ندارد شما مثلاً الان میخواهید ابوحمزه بخوانید ابوحمزه خواندن عربی میدانید مثل چی میماند؟ مثل این است که بیایی سر کلاس حواست جای دیگر باشد من حالا چکار دارم ابوحمزه را میخواهم عربی بخوانم نمیفهمم.@ غذا را باید خودم بخورم بفهمم کمیلهایتان ابوحمزههایتان افتتاحهایتان آنهایی که عربی بلد نیستید فارسی بخوانید عربی خواندن وقتتان را تلف میکند هیچ رشدی هم نمیکنید شما امشب اگر بروید ابوحمزه را یک مقداریش را سه صفحه چهار صفحهاش را فارسی بخوان ببین مست میکنی یا نه.@ کمیل را این کار را بکن ببین علاقمند میشوی به خلوت خدا یا نه ولی ما میرویم آنجا مثلاً مداح میاید عربی شروع میکند به خواندن آن هم دعای کمیلی که 20 دقیقه بیشتر طول نمیکشد دو ساعت میشود برای اینکه اشک ما را هم در بیاورند مجبورند 30 دفعه امام حسین را ببرند در قتلگاه و بیاورند بیرون، امام حسین علی اصغر و علی اکبر و رقیه اینها.@ من دارم با خدا حرف میزنم یعنی فقط میخواهم با خدا حرف بزنم آنوقت برای اینکه من بخواهم حال بکنم برنمیگردم کربلا، کربلا جای خودش باید حال خودم را بکنم اما الان وقت حرف زدن من و خداست شما خودت کمیل را فارسی بخوان ببین چقدر کیف میکنی عربی نخوانید فقط وقتتان تلف میشود یا اگر عربی میخوانید ترجمه فارسی را حتماً نگاه کنید.@ ابوحمزه افتتاح دعاهای بعد افتتاح چقدر لذت دارد ما تا نفهمیم که فایدهای ندارد این دعا خواندنهای ما ارزشی ندارد علی(ع) فرمود(لا خَیرَ) خیری ندارد خواندنی که تدبر ندارد نمیفهمیش پس اول بفهمش اگر خیلی عاشقی خیلی آدمی خیلی دوست داری رشد بکنی برو ادبیات معشوقت را یاد بگیر وقت بگذار.@ فردا نشود قیامت بگویی من کامپیوتر بلد بودم زبان بلد بودم شیمی بلد بودم فیزیک بلد بودم اما قرآن نمیفهمیدم وقت نداشتم وقت زیادی هم نمیگیرد چون کل قرآن 750 لغت دارد این 750 تا لغت فهمش ما الان آکسفوردهای کلفت در اتاقهای همه شما هست من ذخیره لغویم را باید زیاد بکنم پنج هزار تا ده هزار تا اما قرآن چی نمیفهمیم این 700 تا لغت را هم برو یاد بگیر.@ یک صرف و نحو خواندنش دو سه ماه طول میکشد ولی بعداً شما شراب میخورید یعنی بعداً سطح پرواز شما خیلی قدرتمند میشود وقتی شما ادبیات عرب را بلد هستید خیلی قدرتمند میشود بروید یاد بگیرید اگر میخواهید رشد بکنید پرواز بکنید لذت ببرید مزه آرامش و شادی را بچشید اگر واقعاً دنبالش هستید برای ادبیات عرب وقت بگذارید.@ چون ادبیات عرب مثل همه ادبیات دیگر کار خداست خدا این زبان را انتخاب کرده چون کاملترین زبان برای عشق و عقل است قرآن میگوید(إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) ما عربی نازل کردیم که شما راحتتر بتوانید فکر بکنید.@ چون فارسی معادلهای انسانی عرفانی و عالی آنقدر ندارد زبانهای دیگر که خیلی ضعیف هستند حالا باز فارسی خیلی قدرتمند است ولی زبانهای دیگر خیلی ضعیف هستند چون شما در انگلیسی نمیتوانید معادلهای آنچنانی برای اوج پیدا بکنید ولی در ادبیات عرب فوقالعاده است بروید اینها را یاد بگیرید.@ اگر این همت را ندارید اگر این علاقه و محبت به حق تعالی در شما آنقدر نیست حداقلش این هست که دعاهایتان را تا آن موقع فارسی بخوانید که لذت ببرید بدانید چه چیزی دارید میخوانید.@ سؤال: این محبتی که شما اسم بردید محبت بین خدا و بنده هست جنسش با محبتی که بین سایر بندهها به همدیگر هست یکی است یا با هم فرق میکند چطور میشود تشخیص داد محبتی که بین بنده و خدا هست یا محبتی که بین جمادات و حیوانات هست یک فرقی باید باشد مرزش کجاست؟@ این بحث بحث مفصلی هست اگر بخواهیم واردش بشویم یک 20 جلسهای باید بحث بکنیم اگر خواستید مراجعه کنید به سیدی ولایت یک بحثی داریم حدود 10 ـ 20 جلسه در مورد محبت رابطه محبت بین ما و خدا اگر میخواهید یک مقدار بفهمید لااقل این کتاب آشتی با امام زمان را بخوانید در آنجا باز بیشتر شما میتوانید مسئله محبت را من توضیح دادم آنجا متوجه بشوید.@ اول از این دقت کنید که هیچ کمالی نیست مگر از بینهایت هست مقوله محبت مادری عواطفی که وجود دارد همه از ناحیه خداست و خدا این محبت را داده حالا شما نگاه کنید در دل همه مادرها چقدر محبت هست نسبت به بچههایشان این را چه کسی داده؟ خدا داده یک چکه چکانده در دل همه مادرها یک قطرهای از محبت بیپایان خودش را، حالا همه آن محبتها را که جمع بکنید خود خدا به تکتک ما دارد.@ ادراک این کار میخواهد یک مقدار آدم باید زحمت بکشد این حجاب را کنار بگذارد تا ببیند این محبت را، وقتی حجاب و طبیعت هست نمیگذارد بفهمیم حجاب چهره جان میشود غبار تنم، نمیگذارد که این محبت را ادراک کنیم برای همین نمگیذارد یک رابطه صمیمی دو طرفه دوستانه بین تو و خدا بین تو و امام زمان برقرار بشود.@ ما مثلاً مقدس به خدا خیلی احترام میگذاریم امام زمان را خیلی مقدس میدانیم احترام میگذاریم اما اینکه بچهاش هستم رفیقش هستم متأسفانه بین ما کم است نمیتوانیم برای اینکه او ما را اینطوری دوست دارد او نمیخواهد ما مثلاً هی تعظیمش بکنیم او میخواهد ما رفیقش باشیم دوستش داشته باشیم با هم صمیمی باشیم.@ آنها خیلی دلتنگتر از ما هستند تا ما به آنها، لیلی از مجنون بسی مجنونتر است این قاعده است شما در زیارت عاشورا نگاه کنید در زیارت عاشورا اینقدر خدا دلتنگ ما است چون زیارت عاشورا را خدا گذاشته ما الان سیدی حدود 250 جلسه ما شرح کردیم زیارت عاشورا را الان به یک سوم رسیدیم.@ در سیدی آنجا من توضیح دادم شما ببینید خدا اینقدر ما را دوست دارد زیارت عاشورا که وضع کرده فرستاده توسط جبرئیل برای پیغمبر میگوید به بندههایم بگو وقتی میخواهند دعا بکنند بگوید(اَسئَلُ الله اَن یَجعَلَنی مَعَکُم فِی الدُنیا وَ الآخِرَۀ) چه کسی این را در دهانت گذاشته که بخواهی با آنها باشی در دنیا و آخرت؟@ ما که عُرضه نداریم این حرفها را بزنیم به ما میگویند چه میخواهی؟ میگوییم خانه میخواهیم زن میخواهیم شوهر میخواهیم ماشین میخواهیم اینکه یک کسی دغدغهاش باشد با پیامبر و آلش در دنیا آن هم به ابدیت باشد مثلاً خانه فاطمه زهرا باشد من بعضیها را میشناسم فاطمه زهرا(س) به اسم کوچک صدایشان میکند اینقدر صمیمی هستند با مادر و خانم.@ ما فاطمه زهرا یک زن مقدس میدانیم اما حواسمان نیست که مادرمان هست از میلیاردها مادر به من مهربانتر است دلشورهاش نسبت به من خیلی زیاد است نمیتوانیم برویم پیش این مادر ارتباط خوب با او نمیتوانیم برقرار بکنیم چرا؟ چون طبیعتمان نمیگذارد که برویم خیلی ما را دوست دارد خداوند اهل بیت دوست دارند.@ این محبتها را باید حجابها را کنار بزنیم تا درکش کنیم و مقولههایش را هم بتوانیم بگذریم حالا این بحث بحث زیادی هست مبنا در محبت ما به خداوند تبارک و تعالی این هست که بتوانیم محبتهای دیگر را اگر لازم شد سر راه معشوقمان چشمپوشی کنیم این قاعده محبت حقیقی هست.@ برای این قضیه که آیا ما عامل محرومیت از وجود امام زمان و تأخیر در ظهور حضرت هستیم بله این را من توضیح دادم در بخش مهدویت در کتاب هم که مفصل گفتم امام زمان به دو صفت ما اعتراض کرده گفته این دو صفت در شما نیست برای همین تأخیر میافتد.@ یکی اینکه شما نسبت به ما عاطفه ندارید محبت ندارید بیوفا هستید و یکی هم اینکه با همدیگر همدل نیستید یعنی نمینشینید براساس اینکه من پدر مظلوم و مضطر و تنهایتان این همه سال در فشار و سختی هستم بیایید یک کاری بکنید که موانع ظهور من را بردارید.@ همچین همتی ندارید و فضا را فراهم نمیکنید وقتی من را نمیخواهید هر وقت خواستید بیایید سراغ من این هست قاعده این است در واقع علت تأخیر خود ما هستیم که مفصل دلائلش را توضیح دادم نامهای هم که حضرت نوشته و گله کرده در این کتاب آوردم آن نامه را بخوانید.@ بعد ماه رمضان انشاء الله من در خدمتتان هستم میایم دوباره همین بحث را دوستانه ادامه میدهیم چون بحث اصلی را من هنوز به شما نگفتم فعلاً یک الفبا گفتم دوست داشتم بحث نمودار خطی را برایتان بگویم نمودار خطی حرکت به سوی بینهایت قوانین حاکم بر حرکت را برایتان بگویم تولدهای پنجگانه را بگویم اینها را هنوز نرسیدیم بماند طلبتان تا انشاء الله بعد از ماه مبارک.@ سؤال: چرا اینقدر بد شدن و حضور به پلههای پایین آسان است ولی خوب شدن سخت است؟@ جواب: برای اینکه ما وقتی متولد میشویم البته سخت نیست مشکل محیط است ما همه خیلی قدرتمند هستیم برای شدن مشکل ما یک مقدار ارتباطات محیط است اگر این را تنظیمش بکنیم شدن بد نیست خیلی راحت میشود.@ من در اروپا که میروم دختر پسرهای آنجا با محیطهای وحشتناکی که آنجا هست مثلاً نود تا کانال تلویزیونی هست که محاصره کردند اصلاً اجازه نمیدهند کسی فکر دیگری بکند در آمریکا در جاهای دیگر شما دیدید میبینید که دختر پسرهای فطرتگرای آنجا خیلی قدرتمند.@ مثلاً الان ما بعضیهایشان را داریم که دیگر مستقیماً اولیاء خدا میروند سر وقت آنها سرکشی میکنند به آنها برنامههای مشخص دارند خیلی آنها قدرتمند هستند در آنها سربازان خیلی قوی از همین دختر پسرهای اروپایی و جاهایی هست که اینها سربازان امام زمان هستند.@ شما در این محیطهای فطری اگر بگویید ما نمیتوانیم دیگر خیلی بد است آنها آنجا اینقدر ماشاء الله قدرتمند هستند دختر هست الان از روسیه من میبینم نامههایی که میفرستد خیلی این قَدَر است پسر هست از صربستان الان ما هفتاد هشتاد تا کشور در قم همان نزدیک خانه خودمان هم آنجا مینشینند دارند درس میخوانند از اسپانیا از فرانسه از اروپا از آفریقا از همه جا آمدند از صربستان که شما میگویید صربها این همه تعصب داشتند دارند رشد میکنند.@ سخت نیست ما سختش میکنیم یعنی اینطوری نیست واقعاً خوب شدن خیلی راحت است چون جزء نهاد ماست شما یک قدم که در فطرت برمیداری هزار تا قدمهای منفی که در طبیعت برداشتی از بین میرود.@ برای همین هم خدا یک آشتیکنان یکسره راه میاندازد میگوید شما اگر یک بار توبه بکنید همه گذشته را نه تنها میبخشم بلکه همه گناهانتان را تبدیل به حسنه میکنم خیلی راه راحت است اگر بخواهد برود اینکه میگوییم سخت است برای اینکه ما غذا نمیخوریم نمیشود به آن کودکی که همیشه به او غذا ندهند آن نوکر آن زنبابا به او غذا ندهی به او اعتراض بکنی چرا ضعیف هستی چرا قدرت نداری غذا ندادی وقتی غذایش را بدهی خیلی قدرتمند میشود.@ شما یک ساعت غذای فطری که بخورید معادل صدها ساعت غذای طبیعی اثر میگذارد طرف میبینی مثلاً 15 سال 20 سال یکسره کار حرام کرده ولی دو روز غذای فطری میخورد همه 15 سال را از بین میبرد حالا من راههایش را هم گفتم در شرح حدیث عنوان بصری یک فرمول آنجا داریم.@ آیا میشود 40 سال اشتباه را جبران کرد یا نه همه را یک جا جبران کرد؟ بله فرمولهایش را آنجا توضیح مفصل دادم که باید چکار بکنیم اینها را ما باید غذا بخوریم وقتی که غذا نخوریم بله سخت است وقتی غذا نخوریم خیلی سخت است نمیتوانیم دوام بیاوریم اما غذا که بخوریم نه.@ شما نظام تغذیهای فطرتتان را تنظیم بکنید خیلیی زود رشد میکنید(اِنَّ الراحِلَ اِلَیک قَریبُ المَسافَه) حضرت سیدالساجدین(ع) عرض میکند به خدا خدایا کسی که میخواهد پیش تو بیاید راهش خیلی کوتاه است.@ شما نگاه کنید 50 سال شاه با پدرش بیچارهها زحمت کشیدند در طبیعتگرایی که ما را حیوان بار بیاورند یکسره اینها غذای طبیعی پخش کردند روحانیت ما که فقیر بود یعنی به سختی میتوانست غذا را برساند حالا یک مسجد مثلاً یک موقع یک پیامی چهار تا دانه پخش بکنند ذره ذره ده پانزده سال این کار را کردند.@ لااقل از 15 خرداد 42 تا انقلاب ولی ببینید چقدر قشنگ رویش کرد تمام 50 سال تلاشهای طبیعتگراها را کنار زد از داخل آنها انسانهایی درآمدند که تاریخ به خودش ندیده همچین انسانهایی را یعنی ما از روز اول خلقت حضرت آدم(ع) تا الان هیچ وقت به اندازه جمهوری اسلامی به اندازه ایران تولید فطری داشته هیچ جا فطرت نداشته.@ نه پیغمبر نه امیرالمؤمنین و نه هیچ کدام از انبیاء نتوانستند این همه انسان تولید بکنند انسانهای حقیقی و فطرتگرا خیلی مهم است این ثروت بزرگی است اعجاز عجیبی است که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده که این همه آدمهایی که میتوانند این قوس صعود را با سرعت طی بکنند خیلی کم بوده در طول تاریخ نه که کم بوده زیاد هم بوده الحمد لله ولی به این شدتی که الان در این نظام هست نیست جای دیگر.@ سؤال: شما گفتید که در قوس صعود ما با روح کار داریم با جسم کاری نداریم ولی چرا روز قیامت معاد جسمانی است نه معادی که صورت میگیرد هم جسمانی است هم روحانی اگر جسم بُعد روحانی است پس چرا روز معاد هم جسمانی باید باشد منظورش چیست؟@ جواب: معاد جسمانی با معاد مادی فرق دارد جسم با ماده فرق دارد این را الان نمیتوانم برایتان توضیح بدهم یعنی شما باید یک چیزی دور و بر 150 تا نوار گوش بکنید بحثهای بدایه و نهایه فلسفه که ما درس دادیم تا این فرقها خوب درک بشود.@ معاد جسمانی به این معنا نیست که ما بدن مادیمان همین بدن مادی است چون اصلاً این بدن مادی توان ورود به آن عالم را ندارد انشاء الله در بحث تولدها توضیح میدهم آنجا یک غذایش 150 هزار مزه یک جا دارد این ذائقه اصلاً نمیکشد.@ یا موسیقی بهشت موسیقی بهشت میدانید یعنی چی شما الان این موسیقیهای دنیا را نگاه کنید خیلیهایش آدم را از حال میبرد تا برسد موسیقیهایی که خدا قرار است نوازندهاش باشد داوود(ع) قرار است خوانندهاش باشد ببینید چکار میکند آن موسیقی یا شرابش یا کاخش یا عطرش.@ عطرش را در روایت داریم اگر یک ذره از عطر بهشت در دنیا بیاید به آسمان دنیا برسد همه اهل دنیا از شدت زیبایی و لذت آن عطر میمیرند خیلی قدرتمند است همین نسبت را دقت کنید این فاصله این نسبت به این حداقل ده میلیارد برابر است یعنی عالم ملکوت حداقلش.@ یعنی ده میلیارد برابر شما یک گُل را از نظر زیبایی بو رنگ و لطافت یک ضریب ده میلیارد روی آن بگذار ببین چه میشود حالا این فرمولها را در درسهای بعدی میگویم فردا نمیرسیم ولی یک جلسه بعد که انشاء الله آمدم بحث تولدها را گفتم اینها را قشنگ برایتان توضیح میدهم.@ آن بدنی که قرار است آنجا را تحمل بکند جسمانی هست اما مادی نیست علت اینکه این شأنهای مادی و حیوانی هم در بهشت هست مثلاً همسر بهشتی هست شراب هست این هست که حیوانیت در نظام فطرتگرایی ممنوع نیست مورد احترام است مثل آن نوکر که مورد احترام است خیلی هم باید به او احترام بگذارید.@ ده جلسه من در معرفت نفس راجع به اهمیت جسم و بدن صحبت کردم که در اسلام بدن و طبیعت مقدس است یعنی قابل احترام هستند ولی نباید از حد خودشان تجاوز بکنند و حق بخش انسانی را بخورند و الا خودشان فی نفسه مقدس هستند و مرکب نفس هستند برای حرکت به سمت خدا.@ بدن خیلی احترام دارد اینقدر احترام دارد که اگر بخواهی وضو بگیری برایش ضرر داشته باشد میگوید نه به بدن ضرر نزن به جای وضو تیمم کن اینقدر احترام دارد اگر روزه برایش ضرر دارد میگوید نه بدن را لطمه نزن چون مرکب توست باید تو را تا خدا ببرد این بدن برای همین روزه نگیر جایش این کار را بکن بعداً بگیر اگر حالش خوب شد اگر اصلاً خوب نشد کفاره جایش بده.@ حالا چرا کفاره جای روزه را میگیرد آن هم فرمولهای خاصی دارد که در نظام فطرت و طبیعت معلوم میشود بنابراین حیوانیت شأنی از ماست طبیعت وقتی در استخدام فطرت در میاید فعال با نشاط است یعنی شما هر چقدر نظام فطرتگراییتان را قوی بکنید در نظام طببیعتگرایی هم قدرتمندتر خواهید بود.@ یعنی شادتر هستید همیشه با نشاطتر و قدرتمندتر هستید هر وقت نظام فطریتان را قوی بکنید من سرطان داشتم ابرو و مژه و همه چیز ریخته بود من نفهمیدم چه موقع سرطان آمد چه موقع رفت شمیدرمانی میکردند من کتاب آشتی با امام زمان را در شیمیدرمانی نوشتم در سرطان وسط عملها و سرطانم نوشتم.@ اصلاً نفهمیدم دکتر میگفت من تعجب میکنم تو شیمیدرمانی میکنی باید سه روز بخوابی گفتم من وقت ندارم سه روز بخوابم مشاورههایم را من در شیمیدرمانی انجام میدادم یعنی روی تخت خوابیده بودم در بیمارستان مشاورههایم را انجام میدادم کتابم را مینوشتم سخنرانیم را میکردم کلاسداریم را هم داشتم.@ چون وقتی که غذا خوب میخوردم اصلاً هیچ توجهی ندارم نفهمیدم چه موقع سرطان آمد و چه موقع رفت ولی وقتی که شما غذا نخورید بدن راحت در مقابل یک سرطان زمین میخورد یعنی کاملاً آدم را میکشد اما وقتی به آن محل نگذاری نه میاید و میرود با تو کاری ندارد در جبهه هم همینطور در جبهه وقتی آدم با روحش میخواست بجنگند عراقیها کم میاوردند.@ شما نگاه کنید مثلاً گاهی وقتها یک گردان ما با دو تا سه تا تیپ درگیر میشد و پیروز بیرون میامدند یک کشور ما با عراقیها در نوک حمله روبرو بودیم با پانزده کشور که ما اسیر داشتیم از پانزده کشور اسیر داشتیم.@ آمریکا بود شوروی بود تمام کشورهای اروپایی بودند کشورهای حوزه خلیج فارس همه بودند همه آنها با ما جنگ داشتند نیرو داشتند اسلحه داشتند اطلاعات میدادند نتوانستند غلبه کنند بر بچهها چرا؟ چون آن کسی که رفته بود بجنگند با نیروی بدنی و نظامی نبود که آنجا میجنگید با فطرت میجنگید برای همین شاد و قدرتمند بود.@ لذا باید توجه بکنیم که این تأثیر دارد هر چقدر این کار را شما فطرتتان را تقویت بکنید در نظام طبیعی و بدن همیشه شادتر هستید سر جای خودش هست الان وقتی طبیعتگرایی در دنیا خراب میشود لایه ازن پاره میشود اما اگر فطرتگرایی باشد آسمان سر جای خودش هس.@ هوای آلوده نداریم و خیلی چیزهای دیگر هم نیست ایدز نداریم که بگویی دهها میلیون نفر را میکشد سوزاک و سفلیسم نداریم که این همه آدم بکشد این همه بیماری که از انحرافات طبیعت است ایجاد نمیشود قتل نداریم خودکشی نداریم افسردگی نداریم.@ وقتی فطرت خوراکش را بخورد همه شاد هستند طبیعت هم شادتر و راحتتر و لذت بیشتری میبرد ولی وقتی که فطرت بالای سر طبیعت نباشد طبیعت طغیان میکند طاغوت میشود طغیان میکند گند میزند به همه چیز چون خودش هم مدیریت ندارد عقل که ندارد مدیریت که ندارد همه چیز خراب میشود دنیا نظمش به هم میخورد.@ پس این جنبه طبیعت جزء همان فطرت هست احترام هم دارد باید به آن هم برسیم ما در اسلام طبیعت را حذف نمیکنیم فقط تربیتش میکنیم فقط تربیتش میکنیم به آن بهتر میرسیم اتفاقاً برایمان چون مقدس میشود به احترام فطرت بعداً کیف بیشتری میکند ولی نمیفهمد این کار را خراب میکند.@