اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحثمان درباره مکفرات گناهان بود کفارهها چیزهایی که گناهان را میپوشاند در مورد این با هم سخن آغاز کردیم که یکی از چیزهایی که اولین موردی که در روایات آمده که گناهان انسان را میپوشاند عقوبتها و بلا و مصائبی هست که در دنیا انسان دچارش میشود.@ که البته این عقوبتها چیزهایی هست که انسان انتخابشان نمیکند معمولاً نقشی در آن ندارد و سختیهایی هست که از جهات مختلف به سراغ انسان میاید و هر چند خداوند تبارک و تعالی به فضل و کرم خودش آن دسته از خطاهایی را هم که خود انسان برای خودش درست میکند بلاهای خودساخته هست را نیز کفاره انسان قرار میدهد.@ در روایتی داریم از وجود مقدس امام رضا(ع) که در آستانه تولدش هم بودیم در تفسیر این آیه از سوره الرحمن (فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ) که در قیامت سؤالی از گناهان انس و جن نمیکند این که کسی سؤال نمیکند از گناه انس و جن تفسیرهای مختلفی از آن شده است که آنجا سؤال نمیکنند که تو چه گناهی کردی یا چرا گناه کردی.@ این را تفاسیر مختلفی درباره این آیه شده که هر کدام به نوبه خودش بخشی از حقیقت را بیان میکند که الان البته در صدد بیان تفسیر این آیه نیستیم آنچه که وجود مقدس امام رضا(ع) میفرماید این هست که حضرت میفرماید که (اِنَّ مَن اِعتَقَدَ الحَق ثُمَّ اَذنَبَ وَ لَم یَتُوب فِی الدُنیا عُذِّبَ عَلَیهِ فِی البَرزَخ وَ یَخرُجُ یَومَ القیامَۀِ وَ لَیسَ لَهُ ذَنبٌ یُسئَلُ عَنه).@ اینطوری که چطور میشود قیامت سؤال نمیکنند از یک نفر که تو چه گناهی کردی یا چرا گناه کردی حضرت تعبیر جالبی دارند میفرماید که کسی که به حق اعتقاد داشته باشد واقعاً حق را قبول کرده باشد و گناهی کرده باشد که بدون توبه از دنیا برود این خیلی مهم است.@ یعنی خطرناک بودن گناه بدون توبه اینطوری است و خیلی انسان باید دقت بکند که اگر گناهی کرده حتماً چه حق الله چه حق الناس سعی بکند در دنیا جبرانش بکند و از خداوند بخواهد چیزی از گناه را نگذارد.@ گاهی وقتها گناهانی هست که انسان آثارش انسان را میگیرد انسان پاک میشود یا توبه میکند اما یک آثاری دارد که این آثار دیگر به راحتی برطرف نمیشود.@ شما یک موقع رفتید مثلاً آبروی یک نفر را بردید حالا میروی از او معذرتخواهی هم میکنی خودش میگوید حلال است ولی این آبرو بردن یک تبعاتی دارد که به راحتی جمع نمیشود و گرفتاری ایجاد میکند بخصوص حق الناسها این خیلی اهمیت دارد.@ حق الناسها یا گناهانی که آثارش بعد از مرگ شخص میماند حالا شما الان توبه هم میکنی از آن ولی یک سلسله آثار دارد که بعد نمیتوانی جبرانش بکنی مثلاً فرض بفرمایید که رفتی از یک نفر معذرتخواهی کردی به خاطر غیبتی که از او کردی یا تهمتی که به او زدی او هم حلال کرد این دارد سهم خودش را حلال میکند.@ اما چه بسا با این غیبت و با این تهمت ارتباط عده زیادی را با این شخص قطع کردی یک عده را نسبت به این شخص بدبین کردی این را چطوری میشود جبرانش کرد این دیگر قابل جبران نیست به این راحتی مگر میشود آدم آبرویی را که ریخته به این راحتی جمع بکند دیگر جمع نمیشود.@ خود این شخص میگوید من نسبت به وظیفه شخصی خودم حق شخصی خودم حلال کردم اما تبعاتی به خاطر این غیبت دامن عدهای را میگیرد که دیگر به راحتی قابل حل نیست. ما باید تلاشمان این باشد که از خدا بخواهیم که خدایا هیچ گناهی را برای ما باقی نگذار هر طوری هست در همین دنیا ما کفاره گناهانمان را واقعاً بپردازیم.@ حالا امام رضا(ع) میفرماید کسانی که از دنیا میروند و توبه نکردند (ثُمَّ اَذنَبَ وَ لَم یَتُوب فِی الدُنیا) در دنیا توبه نکرد از این خطرناکتر گناهانی هست که شخص آنها را گناه نمیداند یعنی خدا گناه میداند قرآن گناه میداند روایت گناه میداند این شخص اصلاً اعتقادی ندارد به این که این گناه است اعتقادی ندارد لذا توبه هم نمیکند اصلاً و این خیلی خطرناک است اینطور گناهان بسیار بسیار خطرناک هستند.@ چیزهایی را که گناه هست و ما گناه ندانیم بگوییم این چیزی نیست یا کلاً اساساً گناه ندانیم این بماند امام رضا(ع) میفرماید چون خداوند مهربان هست بالاخره این چکار میکند (عُذِّبَ عَلَیهِ فِی البَرزَخ) در قبر عذاب میشود به خاطر گناهش تا چی (وَ یَخرُجُ یَومَ القیامَۀِ وَ لَیسَ لَهُ ذَنبٌ یُسئَلُ عَنه) دیگر گناهی نمیماند برایش که بخواهد روز قیامت از او سؤال بکنند.@ پس معنای آیه سوره الرحمن که (فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ) یعنی این که انس و جان سؤالی از گناهانشان نمیشود میگوید اینها معتقد به حق بودند کافر نبودند گناهی کردند توبه نکردند در قبر عذابش را دیدند حالا دیگر قبل از قیامت هم پاک شدند حالا دیگر گناهی نمانده که از آنها سؤال بشود البته این آیه عرض کردم تفاسیر دیگری هم دارد که الان موضوع بحث ما نیست.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس نبی اکرم(ص) هست (لا یَزالَ البَلاءُ فِی المُؤمِنِ وَ المُؤمِنَۀِ فی جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ حَتی یَلقَ الله وَ ما عَلَیهِ مِن خَطیئَه) چقدر زیباست میفرماید شخص مؤمن مرد مؤمن و زن مؤمن همیشه یک گرفتاری یا در بدنش دارد بالاخره این بدنش یک اذیتی میکند سرش چشمش پوستش ناخنش مویش بالاخره معدهاش بالاخره یک جاییش درگیر است.@ زن مؤمن و مرد مؤمن همیشه یک قسمتی درگیری بدنی دارد بالاخره یک آسیب و مریضی بدنی دارد این چه آثاری دارد وقتی این درگیری در بدن مؤمن هست مرد مؤمن زن مؤمن سردرد دارد یا یک بیماری دیگری گرفته با بعضیها هستند که یک بیماری ارثی دارند یا بعضیها که معلولیت دارند آنها دیگر وضعشان بهتر است در قیامت خیلی ثروتشان بیشتر است.@ یک پنجاه سال شصت سال در دنیا سخت هست ولی این چون دائماً بدنش درگیر بیماری بوده خودش میشود کفاره گناهانش که حالا بعداً راجع به مرض صحبت خواهیم کرد در روایت بعدی دسته بعدی که مخصوص مرضهاست اساساً (وَ مالِهِ) مؤمن همیشه گرفتاریهای مالی هم دارد یک جایی کم میاورد یک جایی قرض دارد یک جا بدهکار است یک جایی مالش را میبرند یک جا ورشکسته میشود یک جا بالاخره حقش را میخورند.@ همیشه این هشتش گرو نُهش هست یک جاهایی گرفتاری دارد. مؤمن بالاخره اگر در بدنش نباشد در مالش گرفتاری دارد (وَ وَلَدِه) یا در مورد بچهاش گرفتار میشود بچهاش مریض میشود آسیبی میبیند یا بالاخره خود این بچه اذیت میکند بواسطه این بچه انسان درگیریهایی پیدا میکند گرفتاریهایی دارد و غصههایی دارد.@ میفرماید به این وسیله مؤمن همیشه درگیر یکی از این مسائل هست. غیر از این هم باز داریم. حالا این سه تا فقط نیست. میفرماید مؤمن غمهای بدون علت دارد. گاهی وقتها دلش میگیرد خودش هم نمیداند از کجا برای چی این غم آمده سراغش تا چیزهای مختلف (حَتی یَلقَ الله وَ ما عَلَیهِ مِن خَطیئَۀ) تا اینکه خدا را زیارت میکند و دیگر گناهی هم بر او نیست.@ چون هر گناهی هم که کرده در دنیا بالاخره یا بواسطه جسمش یا به خاطر مالش یا به خاطر بچهاش یک گرفتاریهایی داشته که این اذیت شده و کفاره گناهانش شده پس دقت کنید که بخش حیوانی یکی از خیرهای تعلقات حیوانی برای انسان این هست که ما در بخش حیوانی چون تعلقاتی داریم اذیتهایی هم میشویم.@ چون این سه تا مورد را میگفت همه بخشهای حیوانی ماست بدن فرزند مال موردهایی مثل طلاق مثل شکستهای عاطفی و عشقی در عشقهای زمینی غمهای بدون علت درگیری با ظلمه و پادشاهان و کفار مشرکین و منافقین و این چیزها همه در این بخشهای پایینی ماست.@ بنابراین اینها درست است اذیت میشود اما فطرت به الله نزدیک میشود حالا بخش مرض بخش ویژهای هست که روایتش هم خیلی است من دوست دارم اینها را بخوانم که اینقدر ما تفسیر منفی از بیماریها نداشته باشیم البته اسلام همیشه سفارش کرده ما بهداشت را رعایت بکنیم و عمداً به بدنمان آسیب نزنیم.@ حتی در روایت داریم کسی که شب بیدار میماند که پول در بیاورد به خاطر این چشمش اذیت میشود لقمهاش هم حرام میشود چون روز میتوانسته کار بکند یک موقع هست طرف شب کاری دارد روز خوابیده کارگر سه شیفت بوده عیبی ندارد پلیس است پزشک است نیروهای دیگری هستند که شب کار میکنند عیبی ندارد ولی روز باید استراحت بکنند.@ نباید اینقدر به بدن فشار بیاورد که حریص باشد قانع نباشد فشار بیاورد به بدن، چقدر سفارش به بدن شده در اسلام الا ماشاء الله تکیه شده که بدنتان را اینقدر مهم است که سیدالشهدا(ع) فرمود (بادِروا بِصِحَۀِ الاَجسام فی مُدَّۀِ الاَعمال) در تمام مدت عمرتان با بدنتان پیشگیرانه برخورد بکنید.@ پیشگیرانه یعنی چی؟ یعنی اجازه ندهید که مریض بشود اگر واکسن قرار است بزنید واکسنتان را بزنید کسی در زدن واکسن برای خودش و دیگران کوتاهی میکند گناه میکند معصیت میکند ورزش بکن قبل از اینکه درگیر بشوی مسواک بزن قبل از اینکه عفونت پیدا بکنی آنوقت مجبوری هم درد بکشی هم هزینههای بیشتری بکنی.@ استحمام به موقع باشد تا اینکه بدن گرفتاریهای دیگر پیدا نکند انسان لباسش را به موقع عوض بکند تند تند عوض بکند تندتند بشوید لباس را نگذارد مدت زیادی بماند چیزهای اینطوری خیلی سفارش شده ولی حالا علی رغم همه این رعایتهایی که یک شخص میکند حالا آمدیم همه اینها را بهداشت را هم رعایت کرد.@ میفرماید که باز از وجود مقدس آقا امام رضا(ع) (اَلمَرضُ لِلمُؤمِنِ تَطهیرٌ وَ رَحمَه) مرض برای مؤمن، مؤمن چقدر عزیز است پیش خدا اینقدر شخص مؤمن محترم است که حضرت فرمود (اَعظَمُ حُرمُۀً مِنَ الکَعبَه) حرمتش از کعبه هم بالاتر است یک مؤمن، یک مؤمن احترامش از کعبه بالاتر است اینقدر عزیز است اینقدر دوست داشتنی است پیش خدا.@ خدا واقعاً مؤمن را خیلی دوست دارد خیلی عزیز است برای خدا، ما هم باید دوست داشته باشیم مؤمنین را همینطوری که خدا دوست دارد و همینطوری که میفرماید حرمتش از کعبه بالاتر است حرمت مؤمن را رعایت بکنیم.@ خیلی مهم است که انسان حرمت یک مؤمن را رعایت بکند جسارت بیادبی در حق مؤمن نکند برای مؤمن هم تطهیر هست و هم رحمت است یعنی پاکش میکند و مشمول رحمت الهی قرار میگیرد بیماری برای مؤمن این هست لذا کسی ناراحت نشود اگر یک موقع بیمار هم شد حالا یک حادثهای یک اتفاقی یک شکستگی چیزی اتفاق افتاد ننشیند عزا بگیرد که حالا من مریض شدم.@ به هر حال سهم مؤمن از جهنم همین بیماریهاست غصه نخورد انسان خوشحال باشد که حالا من با اینکه بهداشت را هم رعایت کردم تقصیری هم نداشتم کوتاهی هم نکردم ولی حالا یک آسیبی هم دیدیم این تنهاییهایش دردهایش سختیهایش هزینههایش گرفتاریهایش همه برای مؤمن خیر و برکت هست.@ (تَطهیرٌ وَ رَحمَۀٌ) هم تطهیر هست و هم رحمت برای کافر چیست؟ (وَ لِلکافِرِ تَعذیبٌ وَ لَعنَۀٌ) برای کافر عذاب و لعنت هست چون کافر کافر است دیگر آخرت که ندارد برای او هم تعذیب هست و لعنت هست (وَ اِنَّ المَرَضَ لا یَزالُ بِالمُؤمِنِ حَتی لا یَکونَ عَلَیهِ ذَنبٌ) بیماری همیشه با مؤمن هست درد همیشه با مؤمن هست.@ حضرت فرمود حتی اگر شده چهل روز یکبار اینقدر مهم است که فرمود (مَلعونٌ مَلعونٌ کُلُ بدَنٍ لا یُصابُ فی کُلِ اَربَعینَ یَوما) لعنت بر آن بدن لعنت بر آن بدنی که هر چهل روز یکبار آسیب نمیبیند حضرت فرمود حتی شده به خدشه به اینکه یک خدشهای به او بخورد.@ دستش را ببرد یک سردردی بشود پایش لیز بخورد یک چیزی در پایش برود بالاخره اذیتی میشود اینقدر این مهم است که مؤمن پاک بماند که حضرت میفرماید خداوند کریمتر جوادتر و مهربانتر از آن هست که اجازه بدهد چهل روز یک مؤمن با آلودگی بماند پاکش میکند هر طوری هست یک مؤمن را پاک میکند.@ لذا اگر آمد سراغ انسان انسان این را بد نداند ناشکری نکند گله نکند و شاکر هم باشد و احساس بدی به او دست ندهد که حالا من مریض شدم و این هدیه الهی را بپذیرد.@ (لا یَزالُ بِالمُؤمِنِ حَتی لا یَکونَ عَلَیهِ ذَنب) تا اینکه دیگر گناهی برایش باقی نماند لذا این رحمت الهی است که خداوند تبارک و تعالی در رحم دنیا میخواهد ما را قبل از تولد به برزخ نمیگذارد تولد مریض داشته باشیم خدای نکرده.@ خدا تلاشش این هست سعیش این هست که ما قبل از اینکه متولد به برزخ بشویم دیگر گناهی برای ما نماند حالا بعضی وقتها خودمان یک اشتباهاتی میکنیم یک گناهانی را میکاریم یک درختان تلخی از گناهان تند و تیزی از آتش میکاریم که در دنیا هم هر چه مریض میشویم باز جواب نمیدهد یک چیزیش میماند برای برزخ.@ لذا خوب است که انسان خیلی دقت بکند که باقیات سیئات نداشته باشد باقیات صالحات داشته باشد یعنی چیزهای قشنگی را ایجا کرده باشد. .@ (اَلسُقمُ یَمحُ الذُنوب) این از نبی اکرم(ص) هست بیماری گناهان را پاک میکند یَمحُ محو میکند گناهان را سقم بیماری است باز امیرالمؤمنین (ع) فرمود (اِذِ ابتَلا الله عَبداً اَسقَطَ عَنهُ مِنَ الذُنوبِ بِقَدر عِلَتِه) هر وقت خدا بندهای را مبتلا بکند گناهانش را به اندازهای که دارد درد میکشد گناهانش را میریزد.@ پس این مژده بزرگی هست پس غنیمت است یک کسی غصهدار نشود که حالا فلانی کوتاهی کرد من مریض شدم حالا دیگر شدی یک کسی هم کرد مهم نیست کی کرده مثلاً کولر را روشن گذاشته شما سرما خوردی نق و قور نزن سر کسی حالا خرابش نکن این اجر خودت را ضایع نکن یک کسی مثلاً کوتاهی کرده ما یک آسیبی دیدیم تقصیری کرده ما یک آسیبی دیدیم. .@ روایت بعدی باز از نبی اکرم(ص) هست (ساعاتُ الوَجَعِ یُذهِبنَ ساعاتِ الخَطایا) چقدر زیباست ساعتهایی که داری درد میکشی دارد ساعتهای گناهانت را از بین میبرد آن ساعتهایی که داری اذیت میشوی درد میکشی داری پاک میشوی آن ساعتهایی که معصیت کردی آنها را از بین میبرد.@ گاهی وقتها افراد در فهم گناه عرض کردم چون این را در درسهای قبل عرض کردم خیلی توضیح ندهم با مشکل روبرو هستند میگوید مگر من چقدر گناه دارم اینهمه درد دارم اینقدر مریضی دارم این خیلی خطرناک است آدم اینطوری فکر بکند اول از اینکه گناهان همیشه همین فحشاهای ظاهری نیست میگوید من که دزدی نکردم حیزی هم که نکردم حق کسی هم که نخوردیم حالا چی داریم گناه؟.@ گناهان باطنی مثل تکبر خودبرتربینی حسادت علو علو خیلی خطرناک است فخرفروشی مسخره کردن دیگران کوچک دیدن دیگران حساسیت حسادت زودرنجی عصبانیت اینها چیزهای خیلی وحشتناکی هست.@ اینقدر وحشتناک است که امام میفرمود اگر کسی با آن باشد یک مریض اخلاقی با او باشد گناه نه اخلاق بد با انسان باشد و از دنیا برود در قیامت در آخرت چند قرن از قرنهای آخرتی در جهنم طول میکشد تا این بتواند این بیماری برطرف بشود.@ دقیقاً دقت کنید مثل بهداری و بیمارستان است شما یک مریضی را در بهداری با آن برخورد میکنید میگویید آقا بهداری در خانهمان هست تا کلمه بهداری میاید یعنی دردش کم است یعنی زود حل میشود اما تا کلمه بیمارستان میاید یعنی دردسر دارید شما میروید بهداری مثلاً میگویی این غده را در بیاور این زگیل در بیاور خوب حلش میکند درش میاورد.@ یا یک واکسن بزند بهداری خیلی خوب است شیوه اسلام شیوه بهداری است اصلاً اسلام با شیوههای بیمارستانی موافق نیست چون بیمارستان هم پردرد است هم پرهزینه اصلاً وقت انسان گرفته میشود آنجا حالا شما این را رعایت نمیکنید یک مسواک است مسواک زدن دو دقیقه است دیگر حالا بعضیها سی ثانیه مسواک میزنند ولی استانداردش دو دقیقه است.@ واقعاً باید دو دقیقه دست انسان مسواک باشد کمتر از دو دقیقه خوب نیست دو دقیقه شما مسواک میزنید حالا چقدر وقت میگیرد این برای آدمی که دراز کشیده یادش میافتد مسواک نزده آدم تنبلی هست هر چی این دردش کمتر است تا اینکه آدم بگذارد کرم بخورد.@ حالا باید بروی دکتر دیگر بیچاره میکند آدم را تلافی همه آن تنبلیها در میاید هزینهاش وقتش گرفتاریهایش آخر هم معلوم نیست خوب بشود یا نه حتی دندان مصنوعی هم بگذاری دندان مصنوعی هم گرفتاریهای خاص خودش را دارد بیمارستان خیلی هزینهبر هست.@ درمان رحمی درمان دنیایی درمانگاهی است ولی وقتی میکشد به آخرت درمان بیمارستانی است حالا بیمارستان خیلی گرفتاری دارد شما یک فلج اطفال را وقتی واکسنش را میزنید دو سه روز درگیر است این بدن تب میکند درد میکشد تمام میشود و دیگر فلج نمیشود اما اگر فلج شد چند سال درگیر است خیلی باید بیمارستان میرود و گرفتاری دارد و درگیری دارد حالا مشکلات خاص خودش.@ حالا چه فلجهای طولانی مدت و دائمی چه فلجهای کوتاه بعضی از فلجها هستند فلجهای موقت هستند باز میبینی این تا بیاید راه بیاندازد این بدن را خیلی طول میکشد.@ این هم از وجود مقدس پیامبر رحمت نبی اکرم(ص) (هُم ما لَیلَۀٍ کَفارَۀُ سَنَۀٍ) یک شب تب کفاره یک سال گناه است البته کدام گناه قبلاً گفتیم گناهی که انسان اصرار بر آن ندارد لجبازی نمیخواهد بکند میگوید باشد من یکسال گناه میکنم با یک شب تب از بین میرود این دیگر بیادبی و جسارت هست به راحتی هم از بین نمیرود نه گناه کرده دست خودش نبوده حالا گناه کرده.@ حالا سؤال چطوری میتواند یک شب معادل یک سال عمل بکند کما اینکه علی(ع) میفرماید یک گناه توبه نکرده در آخرت صد سال عذاب دارد اینجا میگوید یکسال گناه در دنیا یک شب عذاب دارد توضیح دادم دیگر اینجا خاصیت رحمی دارد.@ چون خاصیت رحمی دارد رحم کارش درمان کردن است اینجا یک شب تب کردن معادل دهها سال عذاب در جهنم است بنابراین انسان یک شب تب بکند برایش بهتر است تا اینکه چند سال در جهنم گرفتار باشد خیلی بهتر است. .@ (کانَ علیُ بنُ الحُسَین اِذا رَأَ المَریض قَد بَرِءَ قالَ لَهُ لِیَهنِئِکَ الطُهر اَی مِنَ الذُنوب فَستَأنِ فِی العَمَل) میگوید امام سجاد یکی از عادتهایش اینطوری بوده که هر وقت یک مریضی را میدیده که خوب شده تبریکش چه بوده چطوری تبریک میگفته به یک مریض؟.@ ما اگر ببینیم یک مریضی خوب شده میگوییم الحمدلله خوب شدید خدا را شکر شفا گرفتید خوب شدید الحمد لله بهترید اینطوری میگوییم این هم خوب است باز کلمه الحمد لله که به زبان میاید خودش یک عبادت است برای کسی که کلمه الحمد لله را به زبان میاورد خودش یک ثوابی نوشته میشود چه کسی جواب بدهد چه کسی بگوید اصلاً.@ مثلاً یک کسی به شما بگوید حالت چطور است شما بگویید الحمدلله خدا برای همان هم که پرسیده حالت چطور است که تو بگویی الحمدلله ثواب مینویسد میگوید این باعث شد که او یک الحمد لله بگوید از او سؤال کرد حالت چطوره او گفت الحمد لله چه خدای مهربانی ما داریم.@ میگوید او الحمد لله را گفت به او ثواب دادم ولی این باعث شد من به این هم ثواب میدهم حالا بعضیها این کلمات قشنگ دائماً در دهانشان هست الحمدلله شکر خدا سبحان الله اینها خیلی ارزش دارد. .@ حالا امام سجاد چه میگفته وقتی میدید یک مریض خوب شده حضرت اینطوری میگفته گوارات باشد ببینید تبریک حضرت چقدر جالب بوده اینطوری میگفته به تو تبریک میگویم به خاطر پاک شدنت از گناهان مبارکت باشد گوارایت باشد پاک شدنت از گناهان.@ بعد حضرت میفرماید که عمل را از سر بگیر یعنی تو الان مثل فرزندی که از مادر متولد شده پاک شدی حالا از نو شروع کن این خیلی خوب هست این باعث میشود که شیطان ما را خیلی اذیت نتواند بکند گناهانمان را خیلی به رُخمان نکشد که طرف بگوید اَه من همیشه آلودهام همیشه گناه کردم همیشه معصیت کردم من اصلاً دیگر آدم بدرد نخوری هستم.@ من نمیتوانم کارهای بزرگ بکنم من نمیتوانم یار امام زمان باشم من نمیتوانم با فاطمه زهرا محشور بشوم اینها دروغهایی هست که شیطان به خاطر گناهان ما به ما تحمیل میکند اینطوری هست که مؤمن همیشه شاد است رمز شادی و آرامش مؤمن که قرآن میفرماید مؤمن همیشه شاد و آرام است همین است.@ مؤمن وقتی سالم است دارد از لذتهای زندگی استفاده میکند وقتی که دچار گرفتاری و قبض و بدهکاری و مریضی و یک مشکل اذیتی از طرف یکی هست آن لحظهای هست که دارد پاک میشود در آن لحظه هم این آرامش دارد.@ چرا آرامش دارد؟ مثل حمام است حالا در حمام میرود با آب جوش و چرک و اینطور چیزها سروکار دارد ولی خودش میداند تا نیم ساعت بعد تر و تمیز بیرون میاید.@ وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) چه فرمایشی دارند گاهی وقتها انسان یک دلبستگیهایی دارد نسبت به بعضی از افراد بعد دوست ندارد که آن افراد برایش مشکلی پیش بیاید حالا همسرش است پدرش است مادرش است فرزندش است فرق نمیکند حالا علی(ع) در بخش فرزند این را میگوید اما این اختصاص به فرزند هم ندارد در روایتهای دیگر هم داریم که تکمیلش میکند.@ انسان یک عزیزی دارد که آن عزیز برایش یک مشکلی پیش میاید حالا یا از دنیا میرود یا آسیب میبیند میفرماید (فِی المَرَضِ یُسیبُ الصَبیَ) در مورد بیماری که کودک میگیرد حضرت فرمود (کَفارَۀٌ لِوالِدَین) درست بچه مریض شده بچه خودش درگیر است برای بچه هم خیرات دارد این بیماری اما برای پدر مادر کفاره گناهانشان هست.@ لذا حالا یک کسی بچهاش مریض هست قرار است مریضداری بکند نه هر بچه هر کس دیگری را که قرار است مریضداری بکند تلخی نکند تلخی کار زشتی است کار بیادبانهای هست جفاست اگر مریض هست پدرت است حالا آلزایمر گرفته حواسش نیست یک حرفهایی میزند که اصلاً تو اذیتکننده هم هست چون حواسش نیست.@ من یکی از اولیاء خدا از اساتیدم ایشان من یک موقعی خدمتشان رسیدم ایشان سالها درد کشیده بود شکنجه هم شده بود زمان طاغوت و به شدت شکنجه شده بود خیلی درد داشت در بدنش به شدت این ستون فقرات که بسته بودند و شکنجه کرده بودند و فاصله افتاده بود بین مهرهها همیشه درد زیادی در کمرش داشت.@ صندلی مخصوصی داشت باید مینشست که دردش کم بشود خیلی گرفتاری داشت من یک موقعی خدمتشان رسیدم عرض کردم خدمتشان که شما چرا مداوا نمیکنید الان فضای مداوا هست امکاناتش هست.@ گفت که من یک مادر دارم از خانه که میروم بیرون دلشوره میگیردش مادرشان آلزایمر داشت یعنی فراموشی داشت میگفت مثلاً به او میگویم مادر من میروم تا دکتر و میایم میگوید برو، بعد وقتی که میایم میگوید کجا رفتی پس چرا به من نگفتی اینطوری است یک موقع آدم پدر مادری دارد که فراموشکار هستند دیگر در این سنها زیادی هم پیش میاید.@ یا مثلاً ممکن است حرفهای تلخی به آدم بزنند حتی اینهایی که فراموشکار هستند مثلاً میگوید پول من را تو بردی من را ببر دکتر بابا صبح رفتیم دکتر نه صبح نرفتیم دروغ میگویی تو، آلزایمر دارد بنده خدا یادش نیست به بچهاش میگوید دروغ میگویی و خیلی حرفهای تندی میزند که آدم قلبش ممکن است درد بیاید که پدرش دارد یک همچین حرفهایی میزند.@ اینها خیلی قیمت دارد اینها را از دست ندهید این نوع حرفهای تلخ را اصلاً کلاً حرفهای تلخی که از دیگران زده میشود شفای بیماریهای انسان است این یادتان نرود همانطور که خداوند بعضی از میوهها را تلخ قرار میدهد بعضی از بادامها را تلخ قرار میدهد و خیلیها از این تلخیها فرار میکنند.@ مثلاً میگوید اَه اَه این بادام تلخ است این خیار تلخ است نه این تلخی برای بسیاری از بیماریها مفید است بخور این تلخی را، آدم نباید درگیر شکر باشد شهوت شکم داشته باشد اگر چند تا بادام تلخ هست نوش جان بکن با عقلت بخور من همیشه توصیهام به عزیزان این هست که به جای اینکه با شهوتتان غذا بخورید با عقلتان غذا بخورید.@ نگذارید میلتان غلبه بکند به شما که مثلاً آره خوشمزه نیست من نمیخورم نه اگر لازم است برای بدنت با عقلت این را بخور دستور بده به بدنت که باید قبول بکنی چه خوشت بیاید چه نخواهد من این را میخورم اذیت هم بشوی اَه اَه بکنی من این را میخورم چون برای بدن لازم است.@ داروی تلخی هست ما بسیاری از داروها هست تلخ است قاعدهشان این هست ساختارشان اینطوری تلخ است سخت است یا بدمزه است ولی انسان با عقلش باید بخورد حالا این را بخور خوب میشوی خیار تلخ بادام تلخ میوه تلخ.@ حرفهای تلخ هم در معنویات همینطور هست یک کسی که حوصله حرف تلخ ندارد زودرنج است حساس است تا مادرش یک چیزی میگوید اشکش دم مشکش است تا برادرش یک چیزی میگوید میرود یک گوشهای گریه میکند از آدمها خسته میشود زود از آدمها رنجیده میشود حوصله اطرافیان را ندارد از مادرشوهر پدرشوهر از مادرزن پدرزن از حرفهای تلخ و زور بعضیها زود به ستوه میاید این خوب نمیشود.@ چون لوس است حساس است مریضیهایش خوب نمیشود یک کسی که حوصله دارد حرفهای زور بشنود حرفهای تلخ بشنود این زود آدم بزرگی میشود خیلی زود آدم قوی میشود خیلی مهم است انسان حوصله حرف تلخ شنیدن را داشته باشد.@ حالا پدرت مریض است الان به خاطر مریضیش حرفهای تلخی میزند مریض است کلافه است عصبی است یک حرف تندی هم میزند به شما تا ساعت چهار صبح بیدار نگهت داشته میگوید این بالش را از زیر پایم بردار بگذار اینجا یک ذره اینطرفتر یک ذره آنطرفتر تا میاید چرتت بگیرد فلانی بله یک ذره آب به من بده تا میاید یک ذره چرتت بگیرد لگن را بیاور تا اینطوری میشود اینطوری.@ اینها سخت میگذرد به نفس اما دارد تو را نزدیکت میکند به حق تعالی دارد درجات به تو میدهد داری پاک میشوی بدقلقی نکند ناراحتی نکند با شیرینی بخصوص پدر مادر که به سن بالا میرسند توقعاتشان یک موقعهایی زیادی است بچگانه است گاهی وقتها پدر مادر حرفهای بچگانه ممکن است یک موقعهایی بزنند حرفهای تلخ بزنند انسان باید تحمل بکند.@ یا بچه خود آدم بچه است دیگر بچه باید بچگی بکند ما نباید به بچه بگوییم ذلیل مرده بگیر بخواب خوب بابا این اگر خودش خوابش میامد میخوابید خوابش نمیاید دارد گریه میکند بچه کوچک را میزند که چرا نمیخوابی انشاء الله بمیری حرفهای خیلی بد.@ حالا در خارج که یک موقعی یک بنده خدایی در آمریکا دو بار اتفاق افتاده بود در روزنامه نوشته بود یکی بالش گذاشته بود خفه کرده بود بچه را که این نمیگذار من بخوابم یکی هم با تیر زده بود این دیگر راحتترین کار صورت مسئله را پاک کرده بود این یعنی چی؟.@ بعضی از مردها واقعاً بیانصافند اصلاً مرد نمیشود اسم اینها را گذاشت بچه دارد گریه میکند سر زن قور میزنند حالا این بچه یا مریض است یا تشنهاش است یا گرسنه است یا پشهزدگی دارد یا بدنش میخوارد متوجه نمیشود این بچه بالاخره یک مشکلی دارد خفهاش کن چرا گریه میکند.@ بابا بچه باید گریه بکند اصلاً فرمود در دوازده ماه اول گریه بچه توحید شهادت به نبوت و استغفار برای والدین است از گریه بچه ملول نشویم گریه برای بچه لازم است گریه برای سلامتی بچه لازم است بگذار گریهاش را بکند.@ ما فکر میکنیم اگر گریه کرد باید زود برویم یکطوری حتماً ساکت بشود بگذار گریه بکند گریهاش هم قشنگ است نوای زیبایی هست درست نگاه کنیم به گریه بچه و رفتار بکنیم از گریه بچه ناراحت نشویم همسرمان را توبیخ نکنیم کلافگی نداشته باشیم مریضی بچه هم همینطوری هست.@ حضرت فرمود که اذیتی که انسان بخاطر مریضی بچهاش میشود نه حالا بچه هر کسی از عزیزانش میشود این کفاره گناهانش هست حالا بعضیها اینقدر زیرک هستند که خودشان به استقبال مریضداری میروند وظیفهاش نیست.@ مثلاً دختر عمویش هست عمویش هست خالهاش هست داییاش است مادربزرگش هست خودش با مهربانی میگوید من میروم پیش او میمانم من میروم پیش او میمانم که شب را بیدار باشم کنار این مریض پرستارهای خوب پرستارها بالاخره شغلشان هست.@ ولی گاهی وقتها پرستار آن کار را انجام میدهد فقط یک حقوق میگیرد گاهی وقتها یک پرستار هست این کار را انجام میدهد اما با آن آخرت سازی میکند با مریض راه میاید خوش اخلاق است نسبت به مریض با بهانهگیریهای مریض راه میاید مریض هر چه صدایش میکند با خوش اخلاقی جوابش را میدهد.@ سهلانگاری نمیکند که حالا این مریض است بگوید ولش کن بگیرم بخوابم این دردش را بکشد واقعاً با مهربانی پرستار است اما مهربان است.@ گاهی وقتها من دیدم در بیمارستانها زیاد دیدم که یک مریضی همراه دارد این همراهی که آمده برای عزیزش در بیمارستان بعد میبیند هم تختی آن عزیزش هم مریض است ولی حالا او نه پول داشته که پول همراه بیمارستان را بدهد پول تخت اضافه نداشته.@ یا اصلاً کسی را ندارد بنده خدا، از شهرستان آوردند گذاشتندش اینجا نمیتواند طرف بایستد اینجا بالای سر این زن طرف بوده آورده گذاشته او را اینجا چهار تا بچه قد و نیمقد دارد باید برگردد برود شهرستان به آنها برسد این هم مشکلات دارد میبینید بعضیها اینقدر با مرام هستند اینقدر با صفا هستند که آن مریض تخت بغلی را هم همینطوری به او میرسد.@ این دیگر مریض خودش نیست یک مریض دیگر است شاید هیچ احساسی هم نسبت به او نداشته باشد ولی به عنوان یک انسان و بنده خدا به او میرسد این دیگر درجات دارد فقط کفاره نیست این درجات میاورد برای انسان علاوه بر اینکه کفاره هست درجه میاورد برای انسان، یعنی انسان را ارتقا میدهد به بالا خیلی نزدیک میکند به حق تعالی.@ بله عرض کردم استاد ما فرمود ایشان میگفت که من نمیروم سالها ایشان درد کشید سالهای سال بیش از بیست سال درد کشید استاد ما ولی میگفت به خاطر حرمت مادرم نمیتوانم از خانه بیرون بروم اگر بیموقع بروم بیرون یا ایشان آمادگی نداشته باشد ناراحت بشود درست نیست و به حرمت مادرش درد را تحمل میکرد که مبادا مادرش اذیت بشود.@ اینطوری میشوند ولی خدا اینطوری راه به غیب پیدا میکنند بالاخره آن مقامات را پیدا میکنند پستترین آدمها کسانی هستند که از زیر بار مسئولیتهای خانوادگیشان فرار میکنند از تعهداتی که به همسرشان دارند به شوهرشان به زنشان به بچهشان دارند فرار میکنند.@ پیامبر فرمود (مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیِعَ مَن یَعول) ملعون است ملعون است کسی که خانواده خودش را ضایع میکند گاهی وقتها افراد آگاهانه میدانند همسرشان در سختی است و نیاز به کمک دارد اصلاً نمیروند به کمک همسرشان.@ گاهی وقتها بیمسئولیتی میکنند نسبت به همسرشان هوسبازی میکنند و آنها را در سختیها و مشکلات تنهاییها گرفتاریها بیماریها رها میکنند در حالی که میتوانست این کار را نکند به خاطر تنبلی بیحوصلگی و هوسبازی لنگش را میاندازد روی لنگش نشسته تلویزیون نگاه میکند و هیچ کمکی نمیکند.@ مهمان خودش دعوت کرده همسر دارد در آشپزخانه چقدر زحمت میکشد یک حرف نمیزند که آقا یک کارش را هم من بکنم سبزیش را من پاک کنم برنجش را من پاک کنم عدسش را من پاک کنم یک کاری من بکنم بالاخره مهمانهای تو هستند مهمانهای تو نیستند مهمانهای او هستند ولی فرق نمیکند.@ حالا بعضیها خانوادههای خودشان را طلاق میدهند از روی بیمسئولیتی بعضی از خانمها از روی بیمسئولیتی طلاق میگیرند نمیخواهد زیر بار همسرداری برود نمیخواهد وظائفش را انجام بدهد طلاق میگیرد بعضیها طلاق میدهند که راحت بشوند یا به هوسهایشان برسند یا به کارهای دیگر این دیگر خیر نمیبیند در زندگی، واقعاً خیر نمیبیند.@ انسان یک عدهای را دک بکند بگوید بله من دیدم اگر بخواهم با اینها زندگی بکنم به کار علمیم نمیرسم گفتم طلاقش بدهم ای بابا مردهشور این علم را ببرد این علم هیچ خیری در آن نیست مردهشور این معنویت را ببرد که زنت علافی دارد بچهات علافی دارد که تو میخواهی نماز شب بخوانی کوفتت بشود این اصلاً بدرد نمیخورد نماز شب.@ استاد ما میفرمود سختترین کارها در زندگی زنداری کردن و شوهرداری کردن است روی اصول فرمود مؤمن وقتی میخواهد نماز بخواند زن آدم نباید سین بسم اللهاش را بشنود یعنی مزاحمت نباید درست بکنی برای همسرت.@ حالا این همسر الان علاف و معطل این آقا میخواهد برود من بروم این عبادت را بکنم این چه عبادتی هست عبادت ما نباید برای کسی دردسر درست بکند عبادتهای ما نباید کسی را اذیت بکند.@ مزاحم خواب کسی مزاحمتی برای کسی درست بکند این چطور رشدی است که این همه نکبت دارد و دیگران باید خسارتش را ببینند چه رشد علمی چه رشدهای دیگر.@ یک آقایی همسرش را داشت طلاق میداد خیلی ظالمانه من به او گفتم که برای چی میخواهی طلاق بدهی گفت ما کلاسهایمان به هم نمیخورد اصلاً این من را نمیفهمد این تحصیلاتش پایین است گفتم تحصیلاتش پایین است شما موقعی که ازدواج کردی تحصیلات خودت هم همین قدر بود که الان است؟.@ گفت نه گفتم تو با فداکاری و صبر این این بچهها را نگه داشته این فداکاری کرده این صبر کرده تا تو تحصیلات عالیه به دست آوردی گفتم مگر غیر از این گفت بله گفتم حالا کلاسش به تو نمیخورد تو روی پله زحمات این روی گُرده این رفتی بالا حالا میخواهی زن را طلاق بدهی که چرا کلاسش به من نمیخورد این خیلی خطرناک است که اینقدر آدم خودشیفته باشد که خودش را برتر ببیند.@ امام صادق(ع) فرمود کسی که در خودش برتری بر کسی ببیند (فَهُوَ مِنَ المُستَکبرین) آقا این آدم مستکبری است این خیلی آدم خطرناکی است میگوید این زن کلاسش به من نمیخورد این بیکلاس است من کلاسدارم این چنین و چنان هست.@ بعضیها پدر مادرشان را طرد میکنند میگوید من الان برای خودم یک کسی شدم دکتر شدم مهندس شدم چند سال خارج بودم این پدر مادر روستایی ما اصلاً عارش میاید بگوید این پدر مادر من است خیلی خطرناک است.@ من یک موقعی یادم است در سوئیس رفته بودم بیست سال پیش شاید هیجده بیست سال پیش رفته بودم برای یک کار تبلیغاتی درد داشتم به خاطر آسیبهایی که دیده بودم آن دوستی که آنجا داشتیم به من گفت که یک پزشک ایرانی هست آنجا برویم شما را ببیند رئیس بیمارستان است کارش خیلی درست است.@ رفتیم پیش این دکتر بیشتر از آنکه بخواهم از تخصصش استفاده بکنم اخلاقش واقعاً اخلاق عالی بود من را تحت تأثیر قرار داد ایشان یک حرفی میزد مثلاً میخواست به من بگوید که این کارها را انجام بده یک کاری بود کار سادهای بود بعد گفت به من اینطوری کرد میخواست یعنی به من بگوید که کلاس نگذاری میخواهی این کارها را بکنی.@ به من داشت میگفت او داشت به من درس میداد میگفت که ما دهاتیها رئیس یک بخش بزرگ یک بیمارستان بزرگ در سوئیس بعد وقتی حرف میزد میگفت با افتخار میگفت ما روستائیها ما دهاتیها من زیاد دیدم از اینها در خارج از کشور در آمریکا در اروپا در کشورهای پیشرفته.@ وقتی که حرف میزند با افتخار میگوید من روستاییم من مادرم خدمتکار خانهها بوده من پدرم رفتگر بوده با افتخار میگوید افتخار هم دارد بعضیها واقعاً برای پدر مادرشان برای همسرشان برای فرزندشان کلاس میگذارند که اینها الان در شأن ما نیستند دیگر ما خیلی میفهمیم ما خیلی رشد کردیم بعد بقیه را طرد میکنند فامیل را طرد میکند پدر مادر را طرد میکنند اینها خیلی ظلم بزرگی است.@ یک کسی آمد به حضرت صادق وقتی حضرت این را فرمود به امام صادق گفت آقا مگر میشود بالاخره، این هم در حس پیش میاید، گفت آقا ما مؤمنیم او فاسق است چطوری من خودم را بهتر از او ندانم ما مؤمنیم ما عبادت میکنیم ما اول وقت عبادت میکنیم ما طهارت داریم ما گناه نمیکنیم این غرق گناه است این فاسق است این اصلاً بیمرام است این اصلاً مذهب من را ندارد.@ حضرت فرمود (هَیهات هَیهات) نه اینطوری فکر نکن فرمود از کجا میدانی یک موقع خدا تو را به گناهانت عذاب میکند و او را میبخشد ممکن است ببخشد از کجا میدانی عاقبت این آدم چه میشود بعد حضرت داستان سحره را میگوید سحره فرعون.@ میگوید سحره مردم را انحراف ایجاد کرده بودند جزء پایهها و ستونهای حکومت فرعون بودند ولی وقتی فهمیدند موسی حق است توبه کردند و پایش ایستادند شکنجه هم شدند ولی مؤمن ایستادند و مؤمن از دنیا رفتند و شهید شدند فرمود عاقبت بخیر میشود آدم، ما اصلاً نمیتوانیم بگوییم من از کسی بهترم من چه چیزیم از کسی بهتر است من چه میدانم من اینقدر گناهانی دارم.@ همین که فکر میکنم از کسی بهترم خودش یک اخلاق زشت است واقعاً خود این اینقدر گناه کثیفی هست که دیگر کار به گناهان دیگر نکنم خود همین برای بدبختی من بس است که فکر کنم از کسی بهترم.@ از مادرزنم از پدرزنم یک دامادی هستم که افتخار دادم رفتم در این خانه زن گرفتم بعضیها اینطوری هستند من فوق لیسانسم این دیپلم داشته انگار منت گذاشته رفته این دختر را گرفته و با این خانواده وصلت کرده یا دختر برعکس ما کلاسمان به کلاس شوهرمان نمیخورد آنها کجایی و چنین و چنان هستند ما چنین و چنان هستیم.@ این خیلی روحیه خطرناکی است شرافت به این چیزها نیست به مقام نیست مقام جزء کمالات حیوانی است قبلاً گفتیم نه این اینطوری است روحیه روحیه خیلی بدی هست.@ اگر آدم این حسها در خودش وجود دارد نسبت به کسی، که این پسر در شأن ما نیست آمده خواستگاریمان، ایمان دارد اخلاق دارد کافی است در شأن شماست حالا کلاسش به ما نمیخورد اینها اینطوریند یا آنطوری هستند اگر واقعاً ایمان دارد و اخلاق دارد کافی است.@ ببینید چقدر زیباست این فرمایش از نبی اکرم(ص) (لَمّا سَئَلَهُ رَجُلٌ مَن لَذی یَمحُ عَنِ الذُنوب) یک آقایی رفت خدمت رسول خدا عرض کرد که چه چیزی گناهان من را پاک میکند و از بین میبرد محو میکند؟ پیامبر ببینید چقدر قشنگ جواب میدهد (اَلدُموع وَ الخُضوع وَ الاَمراض) اشکها، تواضع، خضوع.@ آدم متواضع باشد شما هر چقدر پیش پدرت مادرت یک کسی که ذوالحقوق پیش همنوعان خودت آدم مؤدب و با تواضعی باشی خودت را کوچک کنی به همان مقدار که کوچک میشوی پیش خدا بالا میرود و گناهانش هم آمرزیده میشود انسان کوچکی بکند انسان فروتنی داشته باشد گندگی نکند خودبرتربین نباشد با نخوت برخورد نکند.@ (اَلدُموع) گریه، گریههایی که از انسان در میاید بالاخره یک جاهایی انسان اشکش در میاید یک کارهایی میشود که نمیتواند یاد حادثهای میافتد که گریهاش میگیرد دردسری مشکلی دردی بیماری مرگ کسی، کسی از دنیا میمیرد بالاخره اشک میاید این اشکها کفاره است پاککننده است برای انسان این اشکی که میاید میشوید و گناهان را میبرد (وَ الاَمراض) مریضیها این هم یک نکته در مورد امراض.@ چه روایت قشنگی الان در این وقت کم چهار پنج دقیقه بیشتر وقت نداریم این را بگذاریم برای جلسه بعد چقدر زیباست یک روایت کوچکتر برایتان بخوانم یکی از کفاراتی که برای انسان وجود دارد آخه این همین یک روایت مانده بود از مریضیها این را بگذاریم برای جلسه بعد.@ فعلاً دو قسمت را گفتیم مصائب و مریضیها قسمت سوم غمها هست غصه غم غمهایی که به سراغ انسان میاید به دلائلی که حالا این هم بماند برای جلسه بعد شما را زیاد اذیت نکنیم واردش نشویم که خستهتان بکنیم اما بحثی که الان داریم و بحثهایی که در سعادتآباد داریم به نام غم و شادی من این را توضیح بدهم بعد رد بشویم.@ مؤمن با وجودی که غمها برایش کفاره است یک غمی میاید سراغش برایش خیر و برکات دارد برای همین مؤمن اساساً غم شایستهاش نیست اصلاً مؤمن نباید غمگین باشد این که قرآن علامت یک مؤمن را شادی و آرامش معرفی میکند و میزان ایمان هر کس به میزان شادی و آرامشش هست به همین جهت چون مؤمن وقتی دچار غم میشود این غم میاید که پیام دوست هست پیام خداست غم که میاید، میاید که انسان را پاک میکند میاید که انسان را رشد بدهد برای همین انسان در چنبره غم به این معنا که افسرده بشود برود قرص بخورد بیخوابی بکشد نمیافتد.@ یک حادثه-ای میافتد ناراحتکننده است مؤمن آن را مثل یک داروی تلخ با شیرینی میخورد درست است تلخ است ولی لذت میبرد از این که این آمپول الان دارد به او زده میشود لذت میبرد که این جراحی دارد انجام میشود چون میداند بعد از این جراحی بهبودی هست.@ ولی مؤمن اساساً غمهایش هم غم نیست و نباید خودش را به چنبره غم بدهد حضرت میفرماید کسی که خودش را میدهد دست غم امام کاظم(ع) (مَن اِغتَمَ کانَ لِلغَمِ اَهلا) کسی که غمگین میشود لیاقتش هم همان است.@ یک مؤمن هیچ وقت اینطوری نمیافتد در چنبره غصهها بیافتد افسردگی داشته باشد غصه بخورد حالش بد بشود حوصله نماز و خدا و دین و جلسات و کلاس و درس و دانشگاه و شوهرداری را نداشته باشد.@ حوصله زنداری نداشته باشد حوصله بچهاش را نداشته باشد مؤمن اینطوری نیست اگر ما اینطوری غمگین میشویم که یک دفعه از دور خارج میشویم مال این هست که قطعاً جنبه انسانی و ایمانیمان ضعیف هست که میتواند غم دستش به ما برسد و ما را به زمین بزند و زمینگیر بکند اوقاتمان را تلخ بکند.@ میتواند ساعتها و روزهای زیادی از ما را تلف بکند مؤمن اصلاً اینطوری نیست غم برای مؤمن مثل لجن میماند در لجن افتادن هیچ اشکالی ندارد اما در لجن ماندن خیلی اشکال دارد الان پایت سُر خورد افتادی در جویی که لجن داشت در لجنزار این اشکالی ندارد آدم خورده زمین میافتد در لجن بلند میشود انسان استحمام میکند خودش را میشوید.@ اما یک کس همانطوری بماند همان جا خیلی حماقت است مؤمن در چنبره غم نمیافتد مؤمن هیچ وقت انتخاباتش ارتباطاتش رفتارهایش و افکارش اصلاً به گونهای نیست که غم بتواند دستش به او برسد و بتواند یک مدت طولانی او را در آن حالت نگه بدارد اینطوری نیست مؤمن مؤمن زیرک است زرنگ است اگر هم بیافتد در مشکل مصیبت و غم زود در میاید.@ ولی کسانی که غمپرور هستند هی دائماً خوششان میاید در روایت داریم (اَعُوذُ) پیغمبر میفرماید بعضیها اصلاً خوششان میاید همیشه ناراحت باشند خوششان میاید همیشه غصه بخورند خوششان میاید همیشه یک موضوعی برای نگرانی داشته باشند بعضیها واقعاً اینطوری هستند دوست دارند از یک چیزی نگران باشند.@ مثل وسواسیهایی که دوست دارند واسواسشان را حفظ بکنند هر چه قواعد هم به آنها میگویی دوست دارد این حالت اینطوری را حفظ بکند حساسیتهای بیش از حد چه وسواسهای فکری چه وسواسهای عملی گاهی وقتها انسان عاشق وسواس میشود که دیگر این خیلی خطرناک است.@ در روایت داریم پناه ببرید به خدا از اینکه عاشق غم بشوید انسان بیافتد در حُب غم همهاش بگوید من بدبختم ما بیچارهایم ما شانس نداریم مثل آن گِلان در کارتون گالیور من میدانستم من میدانم ما موفق نمیشویم همهاش اینطوری است این آدم یک آدم اینطوری است که یکسره آیه یأس میخواند این خیلی بیلیاقتی است.@ امام کاظم فرمود کسی که میافتد در غم لیاقتش هم همان غم است خلایق هر چه لایق خوب نیست آدم اینطوری باشد نه در عصبانیت نه در زودرنجی نه در حساسیت در این چیزها آدم نباید بیافتد این خوب نیست حالا انسان وقتی که میفهمد غم قرار است برایش چه خواصی داشته باشد این تلخی چقدر شیرینی قرار است در زندگیش بیاورد اصلاً غم را جدی نمیگیرد.@ مثل داروی تلخی هست که انسان واقعاً دارد میخورد ولی میداند که دارد با وجودش الان تلخیش اذیتش میکند ولی با شیرینی این تلخی را میخورد الان دارد جراحی میکند ولی خوشحال است که دارد این جراحی صورت میگیرد باطنش خوشحال است درد دارد ولی باطناً این روحش شاد است آرامش دارد.@ پدرش مُرده مادرش مُرده عزیزانش تصادف کردند مُردند یک طلاقی اتفاق افتاده گرفتاری اتفاق افتاده الان هست این تلخیش هست الان اما آن زیر این آرامش دارد.@ مثل یک اقیانوس است مثل یک دریا میماند مؤمن که کاملاً آن زیر تمام موج مال روح هست ولی آن زیر کاملاً آرام است کاملاً انبساط و شادی و قرار دارد کاملاً راضی است از خدا شکر دارد رضا دارد نق و قور هم ندارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 003 - کفارات گناه
متن کامل (خام) جلسه 003 - کفارات گناه