جلسه 077 - قلب
شماره جلسه
77
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
12
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 077 - قلب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما بنا بود که بحث قلب را در این جلسه انشاءالله تمامش بکنیم ولی من به فهرست مباحث قلب که نگاه کردم دیدم که بعضی از مباحث را به دلایلی آن موقع مطرح نکردیم یکی دو تا مبحث مهم مانده که بهتر هست که آنها را هم تقدیم بکنیم که بحثمان تکمیل بشود.@ بحثی که امروز داریم درباره قساوت قلب هست بحث سنگدلی و سختدلی. این را اول توضیح بدهیم یعنی چی.@ قساوت و سختدلی یعنی دل بگونهای سخت میشود که پذیرش آنچه که مصلحتش هست برایش سخت است و از چیزی که باید لذت ببرد غذایش هست نمیتواند لذت ببرد از چیزی که برایش مضر هست باید متنفر بشود و دوری بکند نمیتواند دوری بکند.@ حکمت و پند الهی و موعظه الهی در او تأثیری ندارد این را قساوت قلب میگویند سختدلی سنگدلی.@ آیه را بخوانم برایتان (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ).@ اول از این همانطور که موضوع بحثمان هست قیمت هر انسانی اصلاً ارزشیابی هر انسانی به دل اوست یعنی از پنج قوهای که انسان دارد باز انگشتان بنده را که ملاحظه میفرمایید حس و خیال و وهم و عقل و بخش فوق عقل که بخش دل انسان و قلب انسان است این چهار تا وسیلهای هستند تا شخصیتی به نام دل را بسازند.@ خداوند تبارک و تعالی کاری ندارد به اینکه شما چه میزان فعالیتهای عقلانی داشتید چه مقدار فعالیتهای حیوانی داشتید چه مقدار فعالیتهای وهمی خیالی یا حسی داشتید.@ در نهایت خداوند دل شما را نگاه میکند (یَنظِرُ اِلی قُلُوبِکُم) خداوند به دلهای شما نگاه میکند مهم برای خدا دل شماست اصل دل است دل و کششهایش دل و حب و بغضهایش دل و آرزوها و آرمانهایش دل از چیزهایی که برایش عزیز و لذیذ است اینها ارزیابی میشود که نهایتاً قیمت هر کسی معادل همان دل اوست.@ گفتیم قرآن انسانها را به شش گروه تقسیم میکند یک گروه کسانی هستند که معادل سنگ هستند (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ) دلهای شما اینقدر سخت میشود مثل سنگ میماند.@ خوب سنگ سختی مطلق ندارد شما نگاه کنید سنگ از توی دلش گیاه به آن نرمی میاید بیرون، شما شمال که تشریف برده باشید زیاد میبینید که از دل سنگ و کوه چقدر سبزه و گیاه و روئیدنیهای زیبا و لطیف گلهای خیلی لطیف آمده این در دل سنگ رشد کرده سنگ به او اجازه داده که رشد بکند و یک گیاهی به آن لطافت و به آن ظرافت از دل سنگ بدون آسیب آمده بیرون.@ یعنی بالاخره این سنگ یک جوشش یک خروجی داشته بعضی از سنگها خود قرآن میگوید (إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ) اینقدر سنگ لطافت دارد که از دلش نهر بیرون میاید.@ سنگ نسبت به آب از خودش سختی نشان نمیدهد در مقابل آب و آب میزند در دل سنگ و میآید بیرون این را که زیاد شما در طبیعت دیدید.@ (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ) بعضی از سنگها شکاف برمیدارند از دلش آب بیرون میآید انهار جاری نمیشود ولی شکاف برمیدارند آب از دل سنگ بیرون میآید یعنی سنگ به آب راه داده.@ حالا شما قدرت آب را ببینید چقدر زیاد است خیلی زیباست این حرکت یک درسی که حالا من اینجا در پرانتز بگویم که خیلی مهم است این هست که خیلی وقتها آدمها که در زندگیشان با مشکلات برخورد میکنند.@ مثل زن و شوهرها که کارشان به طلاق کشیده میشود مثل دو برادر برادر با خواهرها خواهر با برادر انسان با پدر مادرش پدر مادر با بچه دو تا شریک دو تا شریک اقتصادی، علت اینکه به بنبست میخورند این است که رابطهشان سنگ و سنگ میشود.@ وقتی رابطه سنگ و سنگ شد سنگها وقتی به هم میخورند چه اتفاقی میافتد؟ میشکند ولی وقتی که یکی از آنها عاقل باشد بلافاصله آب و سنگش میکند رابطه را، اگر آب و سنگش کرد میبینید که سختترین آدمها به زانو در میآیند وقتی یک نفر برخوردش برخورد آبی هست.@ ائمه(ع) در زمانی که هیچ شیعهای برای اسلام باقی نمانده بود به قول حضرت علی جز سه نفر یا پنج نفر یا هفت نفر بیشتر از این هم دیگر نگفتند حضرت فرمود اِرتَدَ النّاس بَعدَ النَّبی اِلَی الثَلاث مردم مرتد شدن بعد از پیغمبر جز سه نفر.@ یک جای دیگر داریم که بعضی از روایتها گفتند اَو خَمس اَو سَبع یعنی بیشتر از هفت نفر شیعه نمانده واقعاً،حالا از توی دل این شیعه الان که میایید میبینید سیاست ائمه دویست و شصت سال حتی خود امام حسین با معاویه هم آب و سنگ بود با یزید سنگ به سنگ شدند امام حسین، که آن دیگر ضرورت اقتضا میکرد که یک جنگی راه بیفتد.@ و الا ائمه اینقدر زیرکی به خرج دادند که الان تعداد شیعیان در دنیا حدود چهارصد میلیون حالا بگو بین دویست تا چهارصد میلیون اختلاف هست زیاد هم هست حالا شما بگو دویست میلیون اصلاً دیگر یقینی دویست میلیون هست.@ هفت نفر در طول هزار و چهارصد سال چقدر تولید کردند شیعه؟ دویست میلیون شیعه، شیعیانی که الان حرف آخر را در دنیا میزنند یعنی تمام خبرهای دنیا روی اخبار ایران میگردد.@ یعنی اصلاً انگار آن بقیه کشورهای دنیا و کشورهای اسلامی همه مردند کأنّه اصلاً نیستند شما هر جا اخبار ببینید استکبار و بقیه کشورها فقط با یک کشور سر و کار دارند این یک کشور هست همه دنیا را دارد میچرخاند و سیاستش را تنظیم میکند یک کشور شیعه هست.@ هفت نفر شدند دویست میلیون نفر، آنها چند صد هزار نفر بودند الان یک چیزی دور و بر مثلاً فرض بفرمایید یک میلیارد، خیلی رشد برکت داشته فرهنگ شیعه رشد شیعه همینطوری هم خواهد شد.@ اگر سیاست آب و سنگ ائمه نبود سیاست آب و سنگ ائمه باعث شد شیعه بقا داشته باشد روزبهروز از نظر کمی و کیفی پیشرفت بکند در دنیا هم همینطور هست کسانی که سیاستهایشان سیاستهای سنگ و سنگ هست معمولاً در خانه در کار و شغل اینها زود میشکنند و لِه میشوند.@ من شده گاهی وقتها یک خانمی آمده گفته که مثلاً شوهرم خیلی آدم ناجوری هست مثلاً به خدا به دین به پیغمبر به زمین به زمان به همه فحش میدهد من را کتک میزند اینطوری میکند آنطوری میکند من به او توصیه کردم این سیاست آب و سنگ را پیش بگیرد بعد تحمل کرده یک دفعه میبینید یک معجزه درست کرده.@ در یک جایی این شوهر دیگر، چون آب در دل سنگ به مرور زمان نفوذ میکند میشکافد و آن اتفاقهای مبارکی که باید بیفتد میافتد من چقدر خانمها دیدم که شوهرهایشان فرزندانشان خانوادههای همسرانشان آقایان هم همینطور بعضی وقتها دیدیم که با صبر با مدارا تحولات عظیمی را ایجاد کردند علمای ما این سیاست را علمای شیعه و مراجع این سیاست را داشتند برای حفظ شیعه.@ اینکه حضرت فرمود اَلتَقیَۀُ دینی وَ دینُ آبائی پنهان کرده عقیده شیعه هم دین خودم هست هم دین اجداد من هست که یک زمانی شیعیان باید نشان نمیدادند که حتی شیعه هستند حضرت میفرمود که یک طوری نفهمند شما شیعه هستید اشکالی هم ندارد و این باعث شد که شیعه فرصت زنده بودن تنفس را پیدا بکند.@ شما نگاه بکنید از خشونت اول ولایت که پیغمبر از دنیا رفته سنگ چکار کرد با حضرت زهرا و امیرالمؤمنین؟ حضرت زهرا بین در و دیوار سنگ گذاشت و کشت امیرالمؤمنین را طناب به گردنش انداخت کشاند برد به زور برای بیعت اما امیرالمؤمنین کدام سیاست را در پیش گرفت؟ سیاست آب را.@ خودش گفت اگر من دست به شمشیر ببرم دیگر هیچ چیز از اسلام باقی نمیماند این خیلی مهم است که ما الان باید رعایت بکنیم اینکه مثلاً حالا مقام معظم رهبری میفرماید که ما باید وحدت داشته باشیم با برادران اهل سنت اختلاف ایجاد نکنیم به خشونت نکشانیم.@ بعد در مقابل خیلی از مسائلی که در دنیا میگذرد باید با گفتگو صحبت سخن این مسیر را پیش برویم برای این هست که جمهوری اسلامی با همین سیاست سی و چهار سال است که زنده مانده در مقابل انواع توطئهها الان خودش تبدیل شده به یک ابرقدرت.@ اگر قرار باشد ما یکسره دست به شمشیر و جنگ و کشتن و نفی میبردیم چه اتفاقی میافتد؟نابودی، امام یک جایی در این سیاستی که میگفت جنگ جنگ تا رفع فتنه قطعنامه 598 را پذیرفت ایندفعه صلح را پذیرفت مثل صلح کی؟ صلح را پذیرفت و این باعث شد که ایران یک همچین فرصتی را پیدا بکند که در بسیاری از جهات در دنیا به قدرت برسد و خودش تبدیل به یک ابرقدرت بشود.@ در زندگی هم همینطور هست که انسانها باید خیلی دقت بکنند که همیشه سیاست سنگ به سنگ اثر نمیکند بعضی وقتها سنگ به سنگ خوب است و بیشتر وقتها آب و سنگ خوب است باید این را انسان تشخیص بدهد که کجا باید سنگ به سنگ باشد و کجا باید آب و سنگ باشد.@ حالا این بحثش بماند بسته بشود قرآن میفرماید بعضی سنگها اینطوری هستند بعد میفرماید بعضی از سنگها در مقابل اسم خدا واکنش نشان میدهند (وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ) در مقابل اسم خدا به لرزه در میایند و فرو میریزند اسم سنگ.@ این دانشمند ژاپنی شما دیدید دیگر که تحقیقاتش را که روی آب انجام داده دیگر الان علم هم ثابت کرده که وقتی به مولکولی میگویی الله تا وقتی به آن میگویی شیطان وقتی موسیقی پاپ بگذاری برایش راک بگذاری برایش یا هریمتال بگذاری برایش یا قرائت قرآن بگذاری مولکولها و جمادات یک طور عکسالعمل نشان نمیدهند این الان چیزی است که ثابت شده است.@ قرآن آن موقع گفته که ای کاش به جای این دانشمند ژاپنی چه کسی میرفت تحقیق میکرد مسلمانها اینقدر ما آیات و روایات علمی داریم که همینطور مانده دست نخورده هیچ کس نمیرود دانشجوهای ما هم که الان راه پیدا کردند به رشتههایی که قابل آزمایش هست همهاش میروند پایاننامههای تکراری و خیلی سطح پایین را انتخاب میکنند.@ حالا این افتخارش مانده برای یک دانشمند غیر مسلمان ژاپنی که میگوید من ثابت میکنم که جمادات سنگها در مقابل اسم خدا از خودشان عکسالعمل نشان میدهند.@ آن داستان مرحوم میرفندرسکی که برایتان گفتم که وقتی رفت هند که آن معابد فوقالعاده زیبا داشت واقعاً معابد زیبایی دارند در هند بعضیهایش بلیطی هست باید پول بدهی بروید آنجا در صف بایستید ساعتها تا اجازه بدهند شما فقط بتوانید وارد معبد بشوید آن هم با یک تشریفاتی نه مثل ما که اینقدر بیادبانه در مساجدمان میرویم.@ مثلا کمربندهایتان را باز میکنند موبایل اصلا حق ندارید در معبد ببرید هیچ تماسی حق ندارید در معبد بگیرید خیلی مقررات دارد ورود به یک معبد.@ مرحوم میرفندرسکی هم تحت تأثیر زیبایی و آن معماری آنجا قرار میگیرد ابراز میکند که عجب معابدی هست آنها هم در نقطه مقابل به او میگویند که ما معابدمان خیلی قدرتمند و شیک و محکم هست مثل مساجد شما نیست که همهاش خرابه هست.@ مرحوم میرفندرسکی میگوید مساجد ما بر خلاف معابد شما دائماً اسم خدا را میشنوند یک سنگ خیلی نمیتواند در مقابل شنیدن اسم خدا زیاد مقاومت بکند بعد از یک مدت میشکند و فرو میریزد وقتی آب میتواند این کار را انجام بدهد اسم الله خیلی کار میکند برای یک قلب.@ آنها میگویند این چه حرفی هست که میزنی اگر راست میگویی بیا در معابد ما تو همین کار را بکن مرحوم میرفندرسکی هم قبول میکند در حالی که شاید اگر قبول نمیکرد میتوانست بگوید که خوب مساجد ما در طول زمان این اسم روی آنها اثر میگذارد من که الان فردا بیایم بگویم الله که اتفاقی نمیافتد سنگها متأثر میشوند ولی شما نمیفهمید.@ ولی مرحوم میرفندرسکی میگوید نه من میایم خیلی زیبا این بخش را مرحوم ملا احمد نراقی به شعر درآورده در مثنوی طاعات ؟؟؟ که با هم اگر یادتان باشد در بحث اوائل انسانشناسی داستان شاه و طوطی یک چند هفتهای با هم شاه و طوطی را میخواندیم.@ آنجا این را میآورد که مرحوم میرفندرسک شب میرود شروع میکند التجا به خداوند تبارک و تعالی میگوید خدایا ما یک حرفی زدیم فردا تو ما را ضایع نکن من اگر قرار بود که سنگ بشکنم بت نفس خودم را میشکستم من از پس خودم بر نمیآیدم چطوری بروم یک سنگ را بشکنم.@ خلاصه شروع میکند به گریه و زاری ولی فردا میرود عارف است مرحوم میرفندرسکی از عرفای خیلی مهم ماست بالاخره میرود و بعد اذان را انتخاب میکند ایشان تکبیر اول را که میگوید میگویند معبد شروع کرد به لرزیدن همه فرار کردند.در تکبیر دوم خودش هم در میرود چون معبد میریزد و تخریب میشود کامل با تکبیر دوم معبد خراب میشود.@ قرآن میگوید سنگها در مقابل شنیدن اسم خدا به لرزه میایند و از خودشان عکسالعمل نشان میدهند ولی دلهای شما با شنیدن اسم خدا اصلا هیچ تکانی نمیخورد ده سال بیست سال سی سال چهل سال است دارید نماز میخوانید یا میشنوید حداقل اصلاً کلماتی مثل شهید مثل ائمه مثل اسماء اهل بیت مثل ملائکۀ الله مثل اسامی خدا.@ ما گاهی اوقات آنقدر پوست کلفتیم یک شب مینشینیم هزار تا اسم خدا را در جوشن کبیر کنتراتی تمام میکنیم بعدش هم چند تا آروق میزنیم بلند میشویم میرویم هیچ اتفاقی نمیفافتد این اسمها که خواندنش هیچ مشکلی پیش نمیاید همینطوری میخوانیم هزارتا اسم خیلی کار سنگینی است.@ همین پروفسور که الان دارد این کار را انجام میدهد به راهنمایی یکی از همین اعضای کلاسمان که اینجا هستند تشریف میاورند دارند روی تکتک اسماءالله کار میکند که حالا هر یک اسم را جدا بدهند چه اتفاقی میافتد حالا الله را گفتند اینطوری شده مثلا اگر کریم را بگویند.@ ایشان میگفت هر یک دانه اسلایدی که وقتی اسم را میگیرم اثر را میگیرم ده هزار دلار برای من هزینه دارد یک دانه اسلایدی که میخواهم آن موقع بگیرم.@ قساوت قلب یعنی اینکه انسان از شنیدن اسم معشوق خودش هیچ عکسالعملی در او اتفاقی نمیافتد یعنی حرکت طبیعی قلب ندارد باز انگشتان من نگاه کنید ببینید شما وقتی که حستان به یک چیزی که نیاز دارد میرسد عکسالعمل نشان میدهد.@ مثلاً شما وقتی که گرمتان است باد خنک میخوری یک حسی داری چشمتان ضعیف است عینک میگذارید برایتان خوب میشود آرامش دارید اگر سردتان باشد گرما به شما برسد آرامش میگیرید گرمتان هست سرما برسد آرامش میگیرید در خیالتان هم همینطور اگر یک چیزی مثلاً الان خیالتان با شما راه نمیاید.@ مثلاً میخواهید یک کسی یا یک چیزی را به یاد بسپارید میبینید خیال صفر شده سنگ شده قساوت دارد خیالتان یادتان نمیاید آدرس را یک دفعه آدم گم میکند شما شده گاهی اوقات خیلی چیزهای بدیهی را از یادتان میرود.@ یکی از اساتید میگفت از من سؤال کردند که اسمت چیه یادم رفته بود اسمم چیه هر چه فکر کردم اسمم چیه یادم نیامد یکی از آقایان میگفت من بعد از چهل سال اسم بچههایم یادم نیامد یک موقع اینطوری میشود برای شما هم اتفاق افتاده قطعاً.@ مثلاً داری نماز میخوانی میگویی (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) بعدش نمیدانی کجا و چیه بابا ما یک عمر نماز خواندیم میبینی یادش نمیاید خیال اینجا گیر کرده نمیتواند به خاطر بیاورد وقتی به خاطر میاید چقدر خوشحال میشود آدم میگوید آخیش یادم آمد عجب یک مسأله به این مهمی یادم رفته بود خوب شد یادم آمد.@ وهم هم همینطور در وهم هم گاهی اوقات انسان احساسات درکهایش را از دست میدهد وقتی حل میشود راحت میشود.@ در عقل هم همینطور در عقل هم شما وقتی میخواهید یک چیزی را حل بکنید راجع به آن فکر بکنید میروی این مسیر فکر را میروی صغری و کبری میچینی به نتیجه نمیرسی دوباره برمیگردی صغری کبری میچینی دوباره نمیرسی همینطوری میچینی یک موقع به نتیجه میرسی چقدر خوشحال میشوی.@ یعنی طبیعی است هر کدام از این بخشها این هست که وقتی به زوج خودشان میرسند نسبت به زوجشان تمایل دارند لذت میبرند بخش زوج بخش فوق عقل ما خداست.@ طبیعی این است که انسان هر چقدر با این زوج بیشتر باشد باید لذت بیشتری ببرد انس بیشتری داشته باشد بیشتر خوشش بیاید از شنیدن اسم او از انس با او رفاقت با او باید اسمهای بیشتری را جذب کرده.@ شما نگاه کنید دو نفر هم هستند با تنفر هم با هم ازدواج میکنند ولی به مرور زمان بعد از یک مدت با هم بودن به هم علاقه پیدا میکنند حالا یک کسی میبینید سی سال چهل سال نماز خوانده بعد میبینید واقعاً نماز چهار رکعتیش در مسافرت دو رکعت بشود واقعا ذوق میکند این نشان میدهد که این قساوت دارد نشان میدهد این هنوز لذتی از الله نمیبرد.@ قساوت یعنی این با خواندن قرآن قرآن دیگر برایش شراب نیست نماز خواندن اینطوری نیست که مثلاً یک پولی بدهد چهار نفر را قال بگذارد بتواند برود یک گوشهای مسجدی طرف میخواهد با نامزدش با دوستش با رفقایش رفیقهای هم جنس خودش میخواهد برود یک جایی خلوت بکند.@ میخواهد برود شمال یک ویلا چقدر دروغ میگوید به زن و بچهاش که من پروژه دارم طرح دارم کار دارم میروند مینشینند آنجا کار خلافی هم نمیخواهد بکند ولی میخواهد با رفقایش باشند همه را قال میگذارند میروند که مثلاً با هم یک کبابی بخورند حرفی بزنند صفایی بکنند یک چیزی میگوید بالاخره خلوت میخواهد بکند.@ ما اصلاً این کار را برای خدا انجام نمیدهیم یعنی ما اصلاً حاضر نشویم بقیه را سر کار بگذاریم بخاطر اینکه برویم یک خلوتی با خدا داشته باشیم.@ در روایت داریم که نفستان را برای عبادت فریب بدهید ما فریبش را خودمان میخوریم زود زود یعنی خوشمان میاید فریبش را بخوریم و عبادت را انجام ندهیم فریبش نمیدهیم که خلوت بکنیم با خدا.@ میدانید نفس را در بحث عبادتها گفتم که نفس را چطوری فریب بدهید یک کسی که دلداده الله هست الان نفسش میگوید که تو خستهای باید بگیری بخوابی میگوید بله خوب راست میگوید من باید بگیرم بخوابم خیلی هم حرف گوش کنیم ما اینطور جاها.@ باید بگیرم بخوابم بعد فردا کار دارم خستهام نفسم هم دارد به من میگوید که خسته هستی فعلاً آمادگی نداری باشد عبادت بیخیال، خدا بیخیال.@ ولی برای کسی که دلتنگ است انس دارد هر کس باشد یک طوری فریبش میدهد میگوید آن کسی که دوست دارد میگوید خوب یک چایی میخورم یک قهوه میخورم میروم دوش میگیرم نمیگذارم اینطوری راحت گولم بزند سرم را میشویم یک دفعه یک کاری میکنم که خواب از سرم بپرد بتوانم این فرصت خلوت را داشته باشم لذتش را از دست ندهم.@ ما این کار را نمیکنیم ما وقتی که این در ما نیست یعنی این بخش دل قساوت دارد مثلاً زبان خارجه را خیلی میرود پول میگذارد وقت میگذارد سرمایهگذاری میکند تمرین میکند تکرار میکند راه دور میرود تا یک زبان یاد بگیرد.@ ولی وقتی به او میگویی زبان الله را یاد بگیر زبان دینت را زبان قرآن میبینی که رغبت ندارد این میشود قساوت قلب مثلاً عربی را رغبت ندارد هر چه میرود میگوید علاقه ندارم دیگر چکار کنم به او میگویند قساوت قلب نمیتواند اصلاً خوشش نمیاید کلام خدا را عاشقانه بفهمد و لذت ببرد.@ چون خدا قشنگترین بیشترین حکمتهایی که قلب را جلا میدهد گذاشته در عربی (إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ)ولی میبینید زبان قرآن را دوست ندارد برود یاد بگیرد.@ ولی زبان انگلیسی یاد میگیرد کامپیوتر وقت میگذارد میرود یاد میگیرد موسیقی میرود کامپیوتر میرود این درس میرود هنر میرود نقاشی میرود سرمهدوزی میرود خیاطی میرود وقتی نوبت به آموزشهای بخش فوق عقلانیش میشود هیچ رغبتی برای این کار در او نیست این را میگوید قساوت قلب.@ یعنی آن چیزی که به مصلحتش هست برای قلبش لازم است غذایی که نیاز دارد یا احکام شرعی در مقابل رساله و احکام شرعی هم پوست کلفت است میداند فلان کار حرام است گناه دارد مثلاً باید حدودی که رعایت میکند اینطوری است ولی نمیکند این کار را نمیکند.@ میداند که مهریه زیاد شنیده است که مهریه زیاد کینه میآورد دعوا میاورد جنگ میاورد تنفر میآورد ولی وقتی که میداند باز هم این کار را میکند میداند مجلس حرام دل پیغمبر و امام زمان و حضرت زهرا را خون میکند اما در مجلس حرام هم میگیرد هم میرود.@ میداند این عروسی را نباید به لجن بکشد میکشاند این میشود قساوت قلب یعنی مصالح آخرتی بیشعور میشود مثل یک موقعی که انسان سرطان میگیرد سرطان بیشعوری سلولهاست سلول مصلحت خودش را تشخیص نمیدهد دیدید شما یک مریضیهایی داریم که بدن علیه خودش فعالیت میکند.@ گاهی وقتها آدم شروع میکند یک مشت دشمنی با خودش میفافتد در مسیر گناه و معصیت و دشمنی با اینکه همه را هم میداند این میشود قساوت قلب یعنی قلب انگار که ادراک خودش را از دست میدهد.@ قرآن میفرماید قلبهای شما از سنگ پایینتر است گفتیم قرآن انسانها را به شش گروه تقسیم میکند 1ـ کسانی که قلبشان و شخصیتشان معادل سنگ هستند بدتر از سنگ چهارپایان بدتر از چهارپایان شیطان و انسان.@ فقط انسان را هم از این شش گروه واقعاً انسان میداند بقیه در واقع بشر هستند انسان به معنای حقیقی نیستند بشر یعنی بِشر پوست پوست آدم را دارند صورتشان صورت آدم هست اما باطناً انسان نیستند.@ قرآن هم فقط همینها را استثناء کرده لذا کلاً میگوید همه آدمها ول معطل هستند (إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه دارند خسارت میدهند همه دارند ضرر میکنند ضرر آخرتی میکنند.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) کسی که بفهمد ایمان بیاورد واقعاً دلش نرم بشود باور بکند که چه کسی هست از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود و واقعاً عمل صالح انجام بدهد توصیه به حق بکند توصیه به صبر بکند.@ با باور با ایمان توصیه بکند بعضیها دیدید خودشان آدمهای خوبی هستند اما وقتی میخواهند توصیه بکنند انگار آن چیزهایی که خودشان انجام میدهند را باور نکردند زبانی برای دفاع زبانی برای گویش ندارند.@ اما خودش رعایت میکند اما نمیتواند به کسی چیزی بگوید توصیه به حق نمیتواند بکند توصیه به صبر نمیتواند بکند خیلی جاها مسامحه میکند مداهنه یکند شیرهمالی میکند کوتاه میاید در مقابل حق.@ نمیتواند بگوید آقا این کار جهنم است این کار حرام است این کار خدا راضی نیست نمیتواند بایستد یعنی این را میگوید قساوت قساوت دل دل سخت شده و اصلاً آن مصالح خودش را تشخیص نمیدهد.@ حالا همین که الان مصالح خودش را تشخیص نمیدهد که یک کسی به او میگوید گناه قبول میکند یک کسی به او میگوید فساد و فحشا قبول میکند.@ بعد همین اگر همان کسی که به خاطر همان کس جلوی خدا ایستاده میگوید آقا ما رفتیم ازدواج کردیم خانواده همسرمان اصلاً دوست ندارند من مذهبی باشم من هم دیدم که خوب زندگیم دارد خراب میشود گفتم باشد حالا نماز نمیخوانم حجابم را رعایت نمیکنم حالا مجلس اینطوری هم میروم.@ خیلی راحت بخاطر یک مادرشوهر یا شوهر وقتی میگوییم شوهر مال بخش حیوانی است راحت حاضر است گناه بکند راحت میگوید من الان خمس نمیدهم زن و بچهام چی پس خیلی راحت جلوی خدا میایستد میگوید این پول را ما نگه داشتیم برای روز مبادا حالا باید باشد من الان بروم خمسش را بدهم یک موقعی خودم احتیاج داشتم چکار کنم.@ این به خدا واقعاً ایمان ندارد که خدا خیر و برکتش را به او میدهد پول حق سادات و حق امام معصوم را نمیدهد و ظلم میکند به سادات فقیر و امام معصوم و دین خدا به خاطر زن و بچهای که حالا معلوم نیست این احتیاج پیدا بکند یا پیدا نکند.@ جزایش چیست؟ جزایش این است که زن و بچه از این شخص به مرور زمان متنفر میشوند وقتی که هم بمیرد اموالش را میکشند بالا هیچ چیزی را هم برای خیرات این نمیدهند این را قساوت قلب میگویند.@ خمس میخواهد بدهد زورش میاید زکات میخواهد بدهد زورش میاید انفاق میخواهد بکند میترسد، میترسد واقعاً رعایت نمیکند احکام را جبهه است میداند الان باید برود وظیفهاش هست نمیرود یک کمکی که میتواند بکند نمیکند.@ این را میگویند آدمی که قسی القلب است این راحت به خاطر زن و بچهاش جلوی خدا میایستد اما اگر همین زن و بچه یک کار یک بلای اقتصادی بخواهد سرشان بیاید حاضر است زن و بچه را طلاق بدهد از شوهرش جدا بشود یا بکشد یا حتی آنها را بکشد.@ حاضر است زهر عذاب را به خاطر زن و بچه بخورد ولی اگر زن و بچهاش یک روز غذای سوخته به او بدهد زن غذای بینمک بدهد غذای خام بدهد فحش را میکشد به زن که این چیست به من دادی.@ خیلی عجیب است این خیلی عجیب است این را قساوت قلب میگویند، اگر زن به او بگوید بیا آشغال بخور امروز شام آشغال داریم یک خانمی یک کثافتی بردارد بگذارد توی بشقاب بگوید این را بخور.@ اگر شده زن را بکشد میکشد دستش برسد بتواند این کار را میکند ولی به خاطر همین زن میرود جهنم زقوم حمیم و آتش را همه اینها را میخورد به خاطر بچه اصلاً هم ککش هم نمیگزد این میگویند نفهمی بیشعوری فطرت، فطرت دیگر شعور خودش را ادراک خودش را از دست داده این را میگویند قساوت قلب.@ آدم به خاطر خانواده به جهنم میرود در مقابل خدا و مصالح خودش میایستد و خودش را جهنمی میکند ولی اگر پای مصالح دنیایی باشد حاضر است با این خانواده هم جنگ بکند.@ حدیث بخوانم برایتان از وجود مقدس امام باقر(ع) میفرماید (إِنَّ للهِ عُقُوباتٍ فِی القُلُوب) خدا قلبها را عقوبت میکند همانطور که یک موقع حس را عقوبت میکند مثلاً شخص سامعهاش را از دست میدهد کمترین عذابها عذابهای بدنی هست که خدا به یک کسی میکند.@ تازه وقتی هم عذاب میکند میگوید کفاره گناهانش هم هست خودم عذابش کردم ولی همان هم که دارم عذابش میکنم یک دردی به او میدهم یک مریضی به او میدهم یک تبی به او میدهم یک معلولیتی به او میدهم کفاره گناهش را هم میکنم.@ ولی بدترین نوع عذاب عذابهایی هست که در قوای بالاتر اتفاق میافتد شما الان انگشتان من را نگاه کنید ترجیح میدهید بدنتان مریض بشود یا هیچی را به یاد نیاورید حافظهتان را از دست بدهید هیچ کس را نشناسید؟.@ بدن مریض بشود آنجا وقتی که انسان نداند کی هست و چی هست پس وقتی که عقوبت مجرد میشود دردآوریش خیلی بیشتر میشود.@ یا وهم در وهم ما اگر یک موقعی اتفاق بیفتد ما قوه واهمهمان کار نکند یعنی شخص دیگر کاملاً ساقط میشود از انسانیت میفتد اصلاً یا عقل نداشته باشد یک کسی ترجیح میدهید حافظهتان کار نکند یا دیوانه بشوید؟ حافظه کار نکند باز میگوییم حافظهمان کار نمیکند اما دیوانه شدن مجنون شدن خیلی خطرناک است.@ میگوید در فوق عقل بدترین نوع عذابها عذابهایی است که خدا در فوق عقل یک نفر به او میدهد یعنی خدا با او قهر میکند این از همه بدتر است یعنی نگذارد با خدا رابطه برقرار کند خدا راهش ندهد بیرونش بکند پشتش را بکند به او این.@ خیلی خطرناک است یک دفعه امام زمان پشتش را بکند به آدم یک کاری کند که اصلاً سی سال طرف یاد امام زمان نمیافتد ده سال پنج سال دو سال یک سال یک ماه اصلاً دلش تنگ نمیشود برای امام زمان برای خدا دلش تنگ نمیشود این بدترین نوع عقوبت هست.@ یکی کسی به یکی از این انبیاء گفت که حالا میگویی خدا اینطوری میکند خدا عذاب میکند خدا عذاب نمیکند چکار کرده او با من چکار کرده مگر من الان همه چیز دارم، خدا میگوید به او بگو که همین که یاد خودم را از تو گرفتم و لذت حرف زدن با خودم را از تو گرفتم بالاترین عقوبت است چون این بخش اصلی کار نمیکند وقتی وارد برزخ میشود هیچی ندارد دیگر اصلاً.@ از این عذاب بدتر وجود ندارد برای یک نفر که از خدا لذت نبرد از آسمان لذت نبرد از غیب لذت نبرد از ذکر لذت نبرد از خانواده آسمانیش نتواند ببرد نتواند با این چهارده نفر رابطه صمیمی و خوب و عاشقانه برقرار بکند با امامزادهها نتواند با شهدا نتواند.@ هیچ عقوبتی از این بدتر نیست که انسان متنفر بشود از خوراک خودش چون هر کدام از این بخشها خوراکی داشتن فوق عقل خوراکش چیست؟ یاد خداست (اَلذِکرُ قُوتُ الاَرواح) ذکر خدا غذای روح است این غذا خوشش نمیاید اصلاًَ این اصلاً فرار میکند از غذا از غذا خوردن هیچ لذتی نمیبرد.@ شما یک سفره نگاه کنید قساوت قلب را شما ببینید اینطوری هست یک سفره بخش شکمی میخواهد بیاندازد چند ساعت وقت یک مرد و زن و اعضای خانواده برای یک سفره شکمی گرفته میشود.@ چقدر پول باید هزینه بکنند چقدر وقت گرفته میشود یک سفره میخواهند بیاندازند یک خورشتی یک کبابی یک مرغی بخورند ببینید چقدر تشریفات دارد بعداً هم کنارش چقدر تشریفات داریم.@ خانم میرود دوره سفرهآرایی یاد میگیرد این ترب را قشنگ سر حوصله میبرد این ترب را همینطوری هم میشود گذاشت دهانش میشود گاز زد و خوردش درست است ترب چیز خیلی بزرگی نیست میشود گاز زد دیگر چقدر اندازه یک گردو مثلاً خیلی درشت باشد یک ذره بیشتر آدم یک ترب را گاز میزند میخورد.@ میبینی این ترب را برمیدارد شش تا قاچ به آن میدهد این سبزی را گوجه و خیار را چه تشریفاتی برای این شکم مزهاش هم فقط چند لحظه است همین در دهان است فضای دهان است برود پایین دیگر فرقی نمیکند.@ برای همین چند لحظه لذت پارچم باید اینطوری باشد لیوان باید اینطوری باشد باید زیر لیوان یک دستمال بگذارم باید رنگهایشان ست باشد با همدیگر قاشق باید اینطرف باشد چاقو باید آنطرف باشد کریستالم باید اینطوری باشد دیسم باید آنطوری باشد ببینید چه تشریفاتی.@ برای یک غذای حیوانی وقتی نوبت خدا باشد آدم اصلاً تمام تشریفاتش را از دست میدهد اصلاً از تشریفات خوشش نمیاید میگوید زود سمبلش کنم برود نماز را، نماز را ببینید تحقیر است.@ دیگر نماز را بخوانیم برود پی کارش ده شب یازده شب بعد از همه کارها که دیگر بدن خسته است و روح مرده یک وضو میگیرد و یک گوشهای اصلا هیچ یک کلام هم با خدا روبرو نمیشود.@ گفتم یک بنده خدایی داشتیم خیلی بامزه بود این صبح که اصلاً هر وقت بیدارش میکردیم برای نماز بیدار نمیشد بعد میگذاشت لحظه آخر.@ لحظه آخر که میخواست بلند بشود بلند میشد میگفتیم فلانی سلام جواب نمیداد بعد چشمهایش را میبست میرفت جلوی شیر این شیر را باز میکرد چشمش را هم باز نمیکرد شیر را باز میکرد اینطوری میزد بعد میامد میخواستیم با او حرف بزنیم میگفت حرف نزنید خوابم میپرد.@ الله اکبر یک چیزی میخواند بعد کنار رختخوابش هم نماز میخواند بعد تا میگفت السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته یک غلط میزد و تمام یعنی هیچی.@ به یک کسی میگویند بابا اذان بابا اذان کی حوصله دارد اقامه، اقامه اذن دخول نماز است کسی که اقامه ندارد اصلاً در واقع وارد نماز نمیتواند بشود نمازش هم میمیرد.@ شما ماشین را دیدی میگویند آقا میخواهی سرعت بگیری یواش برو برو بعد سرعت را زیاد بکن حالا بگو یک نفر همان ماشینی که تازه سرد است یک دفعه بزند پایش را بگذارد پدال چه اتفاقی میافتد؟ فشار بدهد خفه میکند ما نمازهایمان خیلیها در نطفه سقط میشود اصلاً خفه میکند.@ چون اصلاً اذان نداریم تازه بعد از اذان میگوید دعا بکن خیلی خوب است دعا کن بین اذان و اقامه دعای مستجاب داری ما اصلاً حسش را نداریم اصلاً بعد اقامه اصلاً حس نداریم بگوییم بعد نماز میدزدیم از نماز.@ فرمود دزدترین مردم کسی است که از نماز میدزد ما سر سفره طبیعیمان سر سفره حیوانیمان اگر همه چیز غذا برسد یکیش نرسد ناراحت میشویم میگوییم سالاد به من نرسید.@ امروز من سخنرانی داشتم یک مرکزی در کرمانشاه صبح کرمانشاه بودم یکسره از کرمانشاه آمدم اینجا خدمت شما بعد یک بحث خیلی مهم داشتیم خیلی بحث خیلی مهمی بود ایستاده بودم که جواب سؤالهای دانشجوها را بدهم.@ هفتصد تا دانشجو آمده بودند که بعد هم دیدم یک خانمی هم همینطوری ایستاده بود در نوبت تا نوبتش بشود گفتم چکار دارد این گفتم شما بگو دخترم چکار داری گفت آقا پذیرایی به من نرسیده از کجا بگیرم.@ بعد گفتم من که مسؤولش نیستم آن مسؤول پذیرایی را صدا کردم گفتم که ایشان مثل اینکه یک مشکلی دارند مشکلشان را برطرف بکنید ببینید ما اصلاً رفته خانه طرف همه چیز خورده سالاد به او نرسیده ناراحت است.@ ته دیگ به او نرسیده ناراحت است سبزی به او نرسیده ناراحت است نانش به جای تازه بیات خورده میرود میگوید آبروی طرف را هم میبرد.@ غذا یک ذره کم رسیده مثلاً به جای یک پرس سه چهارم پرس رسیده به او اما سر نماز اینقدر زاهد هستیم میگوییم آقا اذان را نمیخواهیم اقامه نمیخواهیم دعا نمیخواهیم صلوات را نمیخواهیم.@ تعقیبات هم جوهره نماز است تعقیبات خیلی واجب است تعقیبات اگر کسی تعقیبات نداشته باشد نمازها که نماز نیست واقعاً برای یک نفر بهتر از نمارهایش چیست تعقیبات بهتر از خود نماز است چون نمازها ما که نمیدانیم چه میگوییم اصلاً.@ ولی تعقیباتی که آدم میتواند بنشیند جبران خرابکاریهای نمازش را بکند میبینید از آن صرفنظر میکند اصلا انگار یک چیزی به آدم میگوید بلند شو سجاده را جمع بکن کارت دیر میشود الان نمیرسی الان اینطوری است.@ آقا بنشین بنشین نیم ساعت بنشین چهل دقیقه بنشین پنجاه دقیقه بنشین یک ساعت اصلا بلند نشو نفس را باید همینطوری بنشاندش سر جایش چه خبر است تو یک عمر داری به من عجله میدهی یک عمر به من میگویی کار دارم سفره شام ناهار صبحانه مهمانی تلویزیون ببین یک کم هم به خودم وقت بده من اصلاً نمیخواهم هیچ کاری بکنم.@ ما اینقدر زورمان به خودمان نمیرسد که خدا خیلی به او بر میخورد مثلاً یک موقعی ماه رمضان خدا آمده شمشیر کشیده وسط ایستاده پدرتان را در میآورم اگر روزه نگیرید یک ذره خلوت کن یک کمی.@ ما باز ماه رمضان چون از دست خدا عصبانی هستیم روزه را هم میگیریم قربون صدقه خدا هم میرویم ولی افطار جبران میکنیم انتقام میگیریم از خدا عصبانی هستیم سفرههای افطاری همه سفرههای عقدهای است.@ سفرههایی است که از روی عصبانیت مخفی گذاشته شده یعنی شخص عقدهای غذا میخورد در چیز باز هم هر چه خدا به میگوید تو آدمی ما نمیفهمیم این را چطوری به بما بفهماند که بابا تو باید بالاخره تشریفاتی.@ عشق تشریفات دارد عروسی میخواهند بگیرند شما ببینید چقدر تشریفات دارد یک عروسی میگوید اول بلهبرون بعد شیرینیخورون بعد حنابندون بعد عروسی بعد پاتختی بعد مادرزن سلام بعد اینطوری دوباره داستان از اول شروع میشود الان حالا دوباره سیسمونی نمیدانم چی تشریفات در بخش حیوانی یک عالم تشریفات داریم.@ یک موقعی میشود که وقتی انسان وارد صحنه قیامت میشود میبیند که وقتی که گذاشته برای غذا خوردن در دستشویی نشستن از وقتی که با خدا بوده بیشتر بوده.@ لذتی که از چایی برده از خدا نبرده لذتی که از یک سیگار برده از خدا نبرده اصلاً انسان زندگی نکرده این آدم، این را قساوت قلب میگویند.@ حالا حضرت میگوید که خدا عقوبتهایی در قلب به آدم میدهد یعنی آدمهایی که بیلیاقت هستند خدا میگوید گُم شو برو نمیخواهم برو تو با همان حیوانیت اهل علمی برو دانشگاه دکتر مهندس شو برو همان درست را بخوان.@ اهل حیوانیت هستی میگذاردت در خلوت حیوانی کمکت هم میکند میفرماید کمکش هم میکنم ولی پیش من نیاید میگوید بعضیها را اینقدر از آنها بدم میاید خدا میگوید که وقتی یک موقع گیر میکند کارشان در مسائل این چهارتا به فرشتهها میگویم زود به او بدهید که من اصلاً دوست ندارم صدایش را بشنوم.@ ولی بعضیها را که دوست دارم حاجتی را هم داشته باشم گیر میدهم به آنها حاجتشان را هم دیر میدهم میگویم من از این خیلی خوشم میاید بگذار بیشتر بیاید پیش من.@ لذا میفرماید هر وقت دیدید دارید ذکر میکنید خدا انس داده تو را با ذکر شکر کن هر وقت میبینی لذت میبری از ذکر از تسبیح از خلوت از یاد خدا میبینی در عروسی هستی یاد خدایی در مهمانی هستی در دریایی در صحرایی هر جا هستی خدا و اهل بیت خودشان را به تو نشان میدهند.@ پس کار دارند با دلت اگر میایند سراغت خدا را شکر کن که دارند میایند شما علامت اینکه یک نفر شما را دوست دارد چیست؟ نمیبیندش دسترسی به او ندارید علامت چیست وقتی دسترسی به آن ندارید؟@ تماس یک تماس تلفنی یک پیامک نشان میدهد که تو در دلش جا داری دوست دارد که دارد به تو پیامک میدهد دوست دارد که به تو زنگ میزند یادت هست خدا برای خیلیها هی پیامک میفرستد.@ فرشتهها پیامک میفرستند ائمه پیامک میفرستد شهداء میفرستند صدیقین میفرستند صالحین میفرستند امامزادهها خوب وقتی که یادت هستند شکر کن خوشحال باش قهقهه بزن که یاد من هستند یار پسندید مرا الحمدلله.@ من را یاد میکند دارد به من پیامک میدهد دارد به من تلفن میزند پیغام میدهد میگوید دلم تنگ شده برایت در خواب میاید سراغم بیدارم میکند بلند میشوم میبینم ساعت دو است ولی من خوابم نمیبرد میگوید که بلند شو با هم یک گپی بزنیم میبینیم که حوصلهاش را ندارم.@ ما خیلی وقتها خدا به ما میگوید که بلند شو با هم یک گپی بزنیم میگوییم خدایا یک قرص اعصاب یک قرص خواب بخورم که یک موقع پیش خدا میترسیم برویم پیش خدا میترسیم.@ بعد هم چون نماز سنگین است بعضیها این اشتباه را میکنند این اشتباه را بردارم از شما بعضیها میگویند من الان نماز روزانه را نمیفهمم دارم چه میگویم هیچ لذتی برای من ندارد الان بلند بشوم نصف شب چه بگویم.@ آقا نماز نخوانید (وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ)سنگین است (إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ) نه بلند شو تسبیح دستت بگیر از صلوات لذت میبری صلوات بفرست بلند شو یک اسم خدا را صدا بکند اصلا ذکر نمیخواهد نماز بخوانید نماز نخوانید قرآن لذت میبرید قرآن بخوان.@ مطالعه خوشت میاید یک سیدی گوش بکنی همان را شروع کن حال کن در نصف شب ذکر بردار بگو یا طبیب چقدر قشنگ است این اسم خدا یا طبیب خدا من مریضم قساوت دارم بدبختم بیچارهام خدایا راهم بیانداز یا طبیب یا طبیب یا حبیب حبیب چقدر قشنگ است.@ یا حبیب یا حبیب یا حبیب باید ببینید چه چیزی احتیاج داری کارت سخت است بنشین بگو یا مُیَسِر ای خدا آسان کن کار من را این همه اسم دارد عربیش را هم بلد نیستی فارسی بنشین بگو حرف بزن نمیخواهد نماز بخوانی.خدا آمده پیشت میگوید بگو چکار داری با من.@ پیغمبر به حضرت زهرا گفت جبرئیل آمده میگوید خدا به شما سلام میرساند چکار داری با من حضرت زهرا هم گفت هُوَ السلام خودش سلام است سلام میکند به خدا میگوید (اُریدُ اَن لا اُرید) میگوید به خدا بگو که من دوست دارم هیچ چیزی نخواهم غیر از خودت.@ اُریدُ اَن لا اُرید میخواهم که هیچ چیزی نخواهم فقط خود خدا را میخواهم حالا حتماً لازم نیست که بلند بشویم یک چیزی درخواست بکنیم آقا من بلند شدم یک ربع دوست دارم با خدا حرف بزنم.@ استاد ما فقط میگفت بلند بشوید چند هزار مرتبه شده بگویید چون درها به رویتان با میشود به خدا سلام بکنید یک صد تا سلام به خدا بکنید بگو سلام سلام سلام ما به امام زمان چه میگوییم (اَلسلامُ عَلَیک حینَ تَقُوم حینَ تَقعُد حینَ تَقرَءُ حینَ تُبَیِّن اَلسلامُ عَلَیک).@ آقا آدم بلند بشود صدتا دویست تا به خدا بگوید سلام سلام بگو قربونت بروم فدایت بشوم دوست دارم میخواهمت اینها ذکر است مثل ذکرهای دیگر ارزش دارد یک چیزی به او بگو.@ شکر الحمدلله ممنون این همه حرف فارسی میتوانیم به خدا بگوییم فارسی بگو نگو ذکر یادم نمیاید نگو ذکرهایم را در خانه جا گذاشتم یعنی چی ذکرهایم را در خانه جا گذاشتم این همه حرف آدم میتواند با خدا بزند مفاتیح پیشم نیست.@ بلند شدم لذت هم میخواستم ببرم حال خوشی داشتم اما مفاتیح در آن اتاق بود گفتم بروم مزاحم دیگران میشوم و برای اینکه مزاحم نشوم گرفتم خوابیدم.@ آقا مفاتیح نمیخواهد قرآن نمیخواهد آدم با محبوبش خلوت میکند حرف ندارد برای گفتن یک عالم حرف دارد فارسی فارسی بنشین بگو دائم نمیخواهد دعا حتماً باید دعایی که نه اگر اینقدر میتوانی که هم زبان معصوم باشی مثل معصوم بگویی بگو خیلی خوب است.@ ولی اگر نیستی دعای خودت را بخوان حرفهای خودت را بزن حالا اگر اینطوری نیستیم این را میخواهم بگویم دیگر چون آخرین جلسه امسال هست این باشد برایتان در طول سال به آن فکر بکنید.@ اینکه اگر اینطوری نیستیم باید بترسیم مصیبت این نیست من الان شوهر گیرم نیامده شوهرم مرده زن گیرم نیامده زنم مرده بچهام مرده بچهام سرطان دارد اینها همه خیر و برکتی هست که خدا جزایش را هم ابدی میدهد به آدم.@ ماشینم را بردن الان با فلان کس مشکل دارم مستأجر هستیم اینها مصیبتهای بخش پایین است مصیبت این هست که تو به عنوان یک انسان پذیرفته نشده باشی در آسمان غیب تو را به عنوان یک آدم قبولت نکند.@ اصلاً راهت ندهند در را روی تو باز نکنند همان مشغولت کنند با جهنم دنیا این بزرگترین مصیبت زندگی انسان است هیچ مصیبتی از این بالاتر نیست.@ ببینید امام باقر چه میگوید میگوید خدا بعضیها را در قلبهایشان عقوبت میکند و در بدنهایشان بعضیها را مثلاً مشکل مادی ایجاد میکند عیبی ندارد مشکل مادی خیرات و برکات زیادی برای آخرت انسان دارد پول آدم را میبرند مال آدم را میخورند گم میشود دزد میزند یک طوری ذخیره میشود برای آخرت.@ (ذَنکُم فِی المَعیشَۀ) یک تنگی خدا در شغل و درآمد و کار به آدم میدهد یک ذره هشتش گرو نهش هست گیر میکند آن چیزی که نیاز دارد در نمیآورد آنقدر فشار دارد عقوبت است گاهی اوقات عقوبت است که این را ما در دشمنشناسی گفتیم ما چرا اینطوری میشویم.@ گاهی اوقات یک بیادبیهایی میکنیم یک جایی باید مثلاً صد تومان خرج بکنیم بخل میکنیم یک دفعه دو میلیون تومان ضرر میکنیم یک جا این را در بحث دشمنشناسی توضیح دادم گوشمالی خدا یک جایی باید کاری میکردی نکردی خدا گوشمالیت میدهد.@ (وَ وهنٌ فِی العِبادَه) تنبلی سستی در عبادت این بدترین یکی از بدترین عقوبتهاست آدم حال خدا و عبادت را نداشته باشد حال حرم را نداشته باشد این تا پول گیرش میاید اولین چیزی که یادش میافتد میگوید الان یک پول قلمبه آمده دستم یک پانصد هزار تومان یک یک میلیون تومان آمده دستم این تا یادش میافتد میگویی چه چیزی بخری میگوید بروم یک دست لباس بخرم.@ بروم کریستال بخرم بروم کفش بخرم بروم طلا بخرم یک کسی تا پول میاید دستش بخش انسانی تا فعال است میگوید یک امام رضا تا دیر نشده بروم یک کربلا بروم یک نجفی بروم.@ یک شمال بروم سه روز خلوت بکنم دو روز سه روز بنشینم به عبادت کنار یک دریایی کنار یک درختی در ویلای خودم یک سه روز کسی پیشم نباشد بنشیم قرآن بخوانم بنشینم یک ذره به خودم برسم این زیرک است.@ ببین وقتی که امکانات مادی میاید برایتان یاد چی میافتید که چکارش بکنم قیمتتان هم همان است وقتی فراغت خلوت پیش میاید عقربه ذهنتان در خلوتها کجا میرود قیمتتان همان هست.@ یک کسی الان رفته در رختخواب بخوابد میبیند خوابش نمیبرد ذوق زده میشود میگوید آخ جان خوابم نمیبرد من الان تسبیح را بر میدارم همین طور خوابیده چقدر هم خدا دوست دارد آدم خوابیده ذکر بگوید.@ حتماً لازم نیست بلند بشوی بروی وضو بگیری بروی روی سجاده بایستی همین خوابیده خدا تعریف کرده (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ).@ روی پهلوها آدم بخوابد چقدر خوشش میاید خدا میگوید خدایا من خوابم نمیبرد خدا را شکر که الان یک ربعی من خوابم نمیبرد سر حالم یک تسبیح هم دستم هست میتوانم یک صدتا استغفار بکنم یک چند تا صلوات بفرستم چند تا در این رختخواب قربون صدقهات بروم خیلی خوب است.@ همینطوری چشمانت را ببند ما چون طبیعتگرا هستیم اینطوری میکند در کتابها دیدید بله تصور کن هزارتا گوسفند را چرا گوسفند تصور بکنیم خدا را تصور میکنیم اهل بیت را تصور میکنیم گوسفند برای چی یا نه بگو هزار و یک هزار و دو هزار و سه.@ این آدم خیلی منگول است بدبخت آقا من تسبیح بر میدارم به خدا میگویم فدایت بشوم فدایت بشوم فدایت بشوم تا خوابم ببرد.@ جانم به فدایت دوستت دارم این همه حرف قشنگ آدم میتواند با خدا بزند یا رحمن یا رحیم یا کریم یا الله یا رب یا رفیق یا حبیب یا طبیب این همه اسمهای قشنگ دارد هزارتا اسم قشنگ دارد آدم میتواند همه را بگوید.@ مثلاً ما خوابیدی وقتی خوابت نمیبرد ذوق زده شو که خوابت نبرده اگر نصف شب خواب زده به سرت ذوق زده شو که بلند شدی یک فرشته صدایت کرده.@ یکی از علما میگفت پدر من به من میگوید من فرشتهها شبها میایند صدایم میکنند برای نماز بعضی شبها میگویند آقای فلانی جناب آقای فلانی بلند شو میشنوم بلند میشوم.@ بعضی وقتها کلمه جنابش را میاندازند یک ذره فرشتهها با من مشکل پیدا کردند یعنی خودم یک کارهایی کردم که جنابش را میگویند آقای فلانی بلند شو.@ بعد میگفت یک موقعهایی دیگر این آقایش را هم میاندازند مثلاً همین فامیلیم را صدا میکنند میگویند بلند شو یک موقعهایی مثلاً میگویند حسین بلند شو میفهمم که خوب الان اوضاع خراب است که دارند اینطوری صدایم میکنند یک کارهایی در روز کردم.@ حالا ما چقدر بدبختیم اصلاً صدامان هم نمیکنند میگویند بخواب تو اصلاً برو بگیر بخواب یک مشت خوابهای چرت و پرت پرت و پلا و اذغاص احلام هیچی هیچی اصلاً.@ خیلی بد است آدم باید بترسد اگر اینطوری است واقعاً عزیزان تا وقتی این مشکلات را در خودتان حل نکردید با هیچ کس شکرآب نشود رابطهتان چون وقتی آدم خودش مصیبت دارد با کسی کاری ندارد.@ الان تو وقتی سرطان زده هستی خودت حالا چکار داری با دیگران سرطان روح آمده سراغم سرطان قلب آمده سراغم من اصلاً بدبختم عمرم دارد تمام میشود دیگر چیزی از آن نمانده ولی اصلاً رفاقتی با آسمان با غیب با خانواده آسمانیم با آنطرف ندارم.@ ولی خوب چرا مثلاً چهار تا ویلا دارم پنج تا ماشین دارم زن دارم بچه دارم نوه دارم خانه دارم شغلم خوب است دکترا دارم مهندسی دارم زبان بلدم آشغال برداشتیم با خودمان جمع کردیم هیچی به دردمان نمیخورد.@ آقا قبولت میکند غیب، غیب آدم حسابت میکند یا نه این مهم است این که الان سری در سرا داریم کسی هستیم با فلانی ازدواج کن که کسی هست پسرم برو درس بخوان تا کسی بشوی.@ حالا رفت یک کسی هم شد ما بدبختها بچههایمان دکتر مهندس میشوند خیلی ذوق میکنیم اصلاً این بچه تو را آسمان راهش میدهند آدم حسابش میکنند فرشتهها تو اینقدر ذوق زده شدی ما کیفمان این هست که بچههایمان بروند دانشگاه بروند نمیدانم به قیمت بیدین شدن شده بروند.@ اما بچهات را اصلاً راه میدهند آنجا تحویل میگیرند میگوید بله بچهام اول شده تیزهوشان قبول شده فلان دانشگاه رتبه آورده حالا این چه افتخاری است.@ من یک موقع پسرم آمد گفت بابا تیزهوشان میخواهم بروم گفتم قربونت بروم احمدجان نمیخواهد بروی گفت برای چی؟ گفتم باباجون تو بروی تیزهوشان مجبوری اینقدر وقت بگذاری این بخش ذهنت را فعال بکنی هی فرمول یاد بگیری امتحان بدهی حرص و جوش بخوری زخم معده بگیری زخم اثنیعشر بگیری.@ نمیدانم مثل پدرت کچل بشوی خلاصه نکن این کار را گفت چکار کنم گفتم باباجون تو یک هفده برای ما بیاور هفده تو برو عشق و حالت را بکن برو ورزش برس به ورزشت برو هیئتت را برو مسجدت را برو تعادل داشته باش.@ تلویزیونت را نگاه بکن خوش اخلاق باش حرص و جوش نخور این خیلی قشنگتر از این هست که تو بخواهی بروی حتماً فلان رتبه را بگیری حالا این رفت این رتبه را گرفت و آمد آقا فرشتهها حسابش میکنند یا نه؟ بالا کسی بچههای شما را آن بالاییها راه میدهند در مدارس بالا دانشگاههای بالا پذیرفته هست یا نه؟@ در دانشگاه پایین پذیرفته شدن هنری نیست در آسمان راهش میدهند یا نه این اصلاً میتواند پرواز بکند میتواند میتواند یک خواب قشنگ ببیند میتواند با مادرش فاطمه زهرا با آبا و اجداد و طاهرینش با خانواده آسمانیش میتواند ارتباط برقرار بکند یا یتیم میماند این بچه بدبخت.@ یتیم مانده این بچهات اصلاً نمیداند که پدرش کیست مادرش کیست در حالی که فکر میکند تو پدر مادرش هستی در حالی که تو پدر مادر طبیعی و بدلیش هستی این اصلاً خانواده اصلیش را گم کرده این اگر در برزخ نمیتواند با خانوادهاش ملحق بشود چون اصلا در دنیا با آنها سروکار نداشته این بچه اصلا آشنا نبوده با خانواده آسمانی هیچ آشنایی نداشته.@ این را میگویند عقوبت هیچ چیز بدتر از تنبلی در عبادت نیست سعی کنید انشاءالله حالا یک کلاس که میرود آنطرف سال اگر عمری باشد در این مدت سعی کنید یک چیز را برای خودتان حل بکنید بگویید من میخواهم دیگر در عبادت تنبل نباشم اذانم را میخواهم بگویم.@ البته خانمها فرق میکند خانمها غیر از آقایان هستند خانمها این که خدا میگوید نمازهایتان سبک بکنید بخاطر شوهرداری بچهداری بچه مدرسهای دارد شوهر دارد گفته زن اذان نگوید اقامه نگوید تعقیبات نخواند اگر شوهرش هم معطل است نمازش را هم یک ذره تندتر بخواند.@ ولی بعداً جبران بکند آدم این را بهانه نکنیم در طول روز شوهر نیست آدم چقدر وقت دارد حوصلهام سر میرود حالا رفتم یک کلاسی گفتم داری چه میخوانی میگوید دارم زبان میخوانم گفتم مگر کاربرد دارد برایت دیدید الان خیلیها میروند زبان میخوانند هیچ کاربردی هم ندارد میگوید نه یک سرگرمی است.@ اصلاً انگار این آدم یتیم است بیکس و کار است اصلاً انگار که خانواده بیصاحب است اصلاً آسمان را انگار ندارد اصلاً خوشش نمیاید برود آسمان سر بزند بیاید حقش هست برود آسمان سر بزند بیاید اما این اصلاً انگار نمیداند کیست.@ میگوید رفتم یک کلاس سفرهآرایی بروم یک خیاطی حالا یک گلدوزی یک چیزی برویم بازار بگردیم زنگ زدم فاطمه خانم قزی خانم کی خانم بلند بشوند بیایند برویم بازار بگردیم امروز برویم پارک امروز برویم بازار امروز برویم استخر.@ ورزش خوب است البته چیز خیلی خوب است عبادت هم هست ولی از بیکاری بعضیها از بیکاری بلند میشوند میروند دنبال اینطور کارها میگوید حوصلهام سر میرود الان بازنشست شدم نمیدانم چکار بکنم مینشینم جدول حل میکنم.@ پای تلویزیون میبینیم میروند مگس میپرانند سر کوچهها مینشینند بازنشستهها سر کوچه مینشینند ماشینها را میشمارند با این کار دارند با آن کار دارند راجع به گرانی صحبت میکنند به این فحش میدهند به آن فحش میدهند.@ چند وقت پیش یک چهارتا از این همشهریهای پیرمردیمان را دیدم سر کوچه ایستاده بودند من همینطور داشتم رد میشدم آنها خیلی آدم شوخی بودند خیلی آدم نازی هم بودند البته.@ بعد دیدم چهارتا پیرمرد ایستادند سر کوچه بعد سلام علیک کردم گفتم سر کوچه میایستید همینطور شوخی شوخی با آنها یک ذره رفیقم سر کوچه میایستید.یکی از آنها گفت الان مدرسه دختران دارد تعطیل میشود برای همین ایستادهایم اینجا.@ (وَ ما ضُرِبَ بِعُقُوبَۀٍ اَعظَمُ مِن قَسوَۀِ القَلب) این خیلی خطرناک است میفرماید هیچ بندهای به کیفری عظیمتر از قساوت قلب دچار نشده خدا میگوید من هیچ بندهای را به این اندازه عذاب نکردم که نمیگذارم در آسمان بیاید.@ نمیگذارم با غیب انس بگیرد نمیگذارم با من با اولیاء من رفت و آمد برقرار بکند نمیگذارم با فرشتهها رفت و آمد برقرار بکند نمیگذارم در قبرستان برود متنفرش میکنم از اینکه برود در قبرستان.@ قبرستان نه قلبم میگیرد با شهداء با صدیقین با آسمان با بهشت با حرم با امامزاده با شب زندهداری ما الان ماهی یک شب احیا میگیریم در مؤسسهمان چند صد نفر میایند اما چند هزار نفر میدانند که ما تا صبح احیا داریم اما فقط یک تعدادی رغبت میکنند یک شب جمعه که فردایش هم تعطیل است بلند بشوند بیایند به یک احیا بگذرانند.@ اینقدر با توجیهات خنک و بیمزه خودشان را محروم میکنند که حد ندارد این پوست کلفتیها خیلی بد است بزرگترین بدبختی یک آدم بزرگترین نکبتی که زندگی یک آدم را میگیرد این هست که اصلا در مدرسه آسمان در مدرسه انبیا در مدرسه صدیقین در مدرسه شهدا و صالحین اصلاً ثبت نامش نکرده باشند.@ این بیسواد است در آسمان هیچی ندارد در آسمان اینجا چرا سوادش خیلی زیاد است پرفسور است ولی اصلاً در آسمان این را نپذیرفتهاند اصلاً به عنوان بچه مدرسهای ابتدایی را هم شروع نکرده اصلا شروع نکرده که بخواهد الان ابتدایی است الان دوم ابتدایی است عیبی ندارد خوب است.@ یک موقع استاد ما به ما میگفت که مهم نیست که کجای درس باشید مهم این است که همین در درسها باشید امام زمان قبولتان کرده باشد به عنوان یک طلبه که دارید درس دینی میخوانید همین جا باشید خیلی خوب است باشید تو بیرونتان نداخته باشند.@ شما باید خیلی قدر خودتان بدانید که میتوانید هفته به هفته بلند بشوید بیایید اینجا من میدانم اگر کلاسم را هفتگی بکنم همه شما میایید این خیلی آدم باید خدا را شکر بکند که این رغبت در من هست الحمدلله میتوانم بلند بشوم بیایم.@ علاقه دارم دوست دارم بنشینم بشنوم گوش کنم میتوانم مسیری را طی کنم میتوانم پول بدهم بروم یک جایی شرکت کنم میتوانم هزینه بکنم که بروم این چیزها را بشنوم اینها خیلی مبارک است خیلی قدر خودتان را بدانید اینها لذت است اینها شراب است اینها پذیرش است اینها نعمت الهی است.@ بعضیها که اصلا از شنیدن اینطور چیزها خود خدا میگوید استفراغ میکنند یعنی (اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُهُم) مشمئز میشوند متنفرند اصلاً بشنوند این حرفها را اگر هم یک رفیقی یک دوستی یک کسی دست یک کسی را بگیرد بیاورد بنشیند حالا به حرمت آن دوست شاید یک جلسه را تحمل بکند ولی بعد میرود حاجی حاجی مکه.@ دیگر اصلاً کاری ندارد اصلاً متنفر است ولی حالا در بخشها پایینی به او بگو ریاضیات بخوان کامپیوتر بخوان وقت دارد چیزهای وهمی بخوان وقت دارد چیزهای خیالی بنشین بخوان فرصت دارد مطالعه کتابخانهاش پر از چیزهای خیالی است.@ برو اقتصاد بخوان تجارت بخوان بازرگانی بخوان خوشش میاید میرود میخواند هر چیزی که مربوط به دنیاست فقط یادتان باشد در بلاها در مصائب در چیزهایی که آدم باید برای آن گریه بکند دق بخورد بمیرد گاهی اوقات از حرص و ناراحتی این هست که چرا من را در آسمان نپذیرفتند؟@ چرا من بعد از چهل سال پنجاه سال ذوق خدا را ندارم ذوق آسمان را ندارم ذوق اهل بیت را ندارم چرا مهمترین چیزی که من میخواهم بردارم عینکم را یادم نمیرود سیگارم را یادم نمیرود کبریتم را یادم نمیرود تلفن همراهم را یادم نمیرود ببرم اما وقتی دارم میروم تسبیح را خیلی راحت فراموش میکنم.@ تسبیح دستم نیست در جیبم نیست قرآن بر نمیدارم همراهم یک جایی کتاب دعا ندارم همراهم چرا جزو لوازم ضروری زندگی من نشده اینها چرا کلاسها جلسات شنیدن مطالعه هنوز جزء لذتهای من نشده؟ این خیلی مصیبت است.@ لذا خوب است آدم یک مقدار با خودش خلوت بکند و بنشیند گریه بکند نذر بده صدقه بده استغفار استغفار آن سیدیهای استغفار را حتماً گوش بکنید حتماً شبها یک مقدار انسان باید استحمام بکند استحماممان هم استغفار است.@ قبل از خواب قبل از اینکه در رختخواب بروید همان نشسته روبه قبل یک صد بار دویست بار از خدا عذرخواهی بکنید صبحها از خواب بلند میشوید اولین کارتان در برنامههای خیلیها نوشتن یا غفور صد مرتبه بگو خدایا غلطهای من را ندید بگیر یا غفور یا غفور.@ یک صدقهای بدهد آدم بلا از روی قلبش برداشته بشود مریضی سرطان بلا نیست نعمت است کی مُرد اینطوری آنطوری اینها اصلاً مشکل مادی بلا نیست بلا این هست که اصلاً راهت نمیدهند آن بالا.@ آدم برود در بزند التماس بکند چاپلوسی بکند بالاخره تا میتواند التماس بکند در را باز کنند به رویش راهش بدهند یک جایی ما پایمان را از اینجا بگذاریم در برزخ میفهمیم همه چیزهایی که برایش وقت تلف کردیم هیچ چیزش بدرد برزخ نمیخورد و همه چیزهایی که بدمان میآمد از آن قساوت داشتیم نسبت به آن فراری بودیم از آن همانها فقط به درد ما میخورد.@ خوب بیاییم از الان آشتی بکنیم با آن این آدم برود گریه بکند بزند در سر خودش بگوید خدایا بالاخره یک طوری راهمان بده یک کاری بکن یک جا دست به دامن امام حسین بشو دست به دامن ائمه بشو دست به دامن امام زمان بشو دست به دامن این همه امامزاده بشو دست به دامن یکی از این شهدا این همه ذخیره در دنیا داریم این همه پارتی ما داریم.@ خانواده آسمانیمان هستند بالاخره برویم به یکی از آنها بگوییم راه را باز کند برای ما، ما را از یک جایی ببرد تو خلاصه یکی از آنها بالاخره یک کاری بکند مادرمان فاطمه زهرا یک کاری بکند امیرالمؤمنین یک کاری بکند امام حسین یک کاری بکند.@ به امام جواد متوسل بشویم به امام هادی متوسل بشویم که او هدایت بکند قلب ما را، آدم به امام زمان متوسل بشود دامن ملائکۀ الله را بگیرد انسان دامن این ملائکۀ الله را بگیرد بگوید شما از بندگان عزیز خدا هستید خیلی مورد احترامید دعاهایتان هم که مستجاب است.@ شما یک فکری برای ما بکنید یک کاری شما برای ما بکنید التماس بکنید یک ذره آدم گریه بکند یک ذره آدم بیافتد به التجا به غصه به گریه به بیتابی که بالاخره یک اتفاقی برای دلش بیافتد یک طوری این باز بشود این راه باز بشود اگر راه ندهند ما را همینطوری بخواهیم برویم آن دنیا بدبختیم ما بیچارهایم.@ این همه رفیق آخرتی خدا برای ما گذاشته خودش هم میگوید بیا بگو خدایا من غلط کردم بالاخره استغفرالله خدایا تو طبیبی یا طبیب بالاخره این دل من را تو یک دستی به آن بکش یک شفائی بده ما همهاش میرویم میگوییم پایم را شفا بده چشمم را شفا بده کمرم را شفا بده فلانی را شفا بده.@ اصلا شفای قلب نمیخواهیم هر چی شفا میخواهیم سلامتی هر چه میخواهیم سلامتیهای پایینی هست امام باقر فرمود (اِعلَم أَنَّهُ لا عِلمَ کَطََلَبِ سَلامَه) هیچ علمی مثل این نیست که انسان دنبال سلامت باشد (وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) هیچ سلامتی هم بالاتر از سلامت دل نیست ما دنبال این باشیم.@ دنبال این سلامت باشیم این را هی اصرار بکنیم هی این را بخواهیم اگر این عقوبت را ما نتوانیم برطرف بکنیم از خودمان بعد آدم هم خودش میشناسد (عِندَ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ) آدم خودش میشناسد انس دارد یا ندارد خوشش میاید یا نمیاید اصلا میفهمد خودش.@ به کسی هم لازم نیست بگویی ولی خودت که خودت را میشناسی ببین اگر راهت نمیدهند اگر قلبت باز نشده بگو یا باسط یا باسط خدایا بالاخره بازش کن این را بسطش بده بالاخره این انفتاح قلب اتفاق بیفتد خدایا.@ یکی از اسماء الهی مذل است مذل یعنی رام کننده نرم کننده ذلیل کننده آدم برای نفس خودش بنشیند بگوید خدایا این شیطان من را این نفس من را این دل من را یک ذره نرمش کن ذکر بگوید که بالاخره راه یک طوری بالاخره یک انبساطی یک شادی یک آرامشی یک چیزی بیاید بالاخره سراغ دل انسان.@ آخرش دوباره بخوانم برایتان (وَ ما ضُرِبَ عَبدٌ بِعُقُوبَۀٍ اَعظَمُ مِن قَسوَۀِ القَلب) هیچ بندهای به کیفری عظیمتر از سنگدلی سختدلی مجازات نمیشود این سنگدلی و سختدلی در رابطه با خدا هم نیست فقط.@ با زنش میخواهد معذرتخواهی بکند نمیتواند از شوهرش میخواهد معذرتخواهی بکند نمیتواند باید برود ببوسد طرف را حوصله بوسیدن ندارد میگوید حالم به هم میخورد باید برود بغل بکند نمیتواند میخواهد دست بدهد نمیتواند دست بدهد میخواهد جلوی پدر مادرش بلند بشود قساوت قلب دارد نمیگذارد بلند بشود.@ میخواهد برود معذرتخواهی بکند آشتی کند نمیتواند آشتی بکند میخواهد تواضع بکند نمیتواند اصلا قساوت گرفته این را آشتی میخواهند بدهند با یک نفر قبول نمیکند کینه را میخواهد به دل کند چون آلوده است عقوبت دارد زود دل چرکین میشود زود کینه به دل میگیرد زود ناراحت میشود این قساوت میشود.@ اگر کسی فکر نرمی و پرواز باشد سبک میکند خودش را اصلا نمیگذارد در دلش کینهای از کسی بماند زود ردش میکند برود نگه نمیدارد چون میداند نمیتواند شب دیگر ضرر میکند میداند در آسمان در روایت داریم اگر کسی ذرهای کینه در دلش باشد هرگز به بهشت راه پیدا نمیکند.@ خوب اصلا نگه نمیدارد با کسی آدم نرم است نرم نرم نرم (وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)نرم، درگیر نمیشود دعوا ندارد کینه ندارد زودرنجی ندارد چون میداند اگر زودرنج باشد حساس باشد هِی به او بر بخورد این اصلاً راهش نمیدهند در این مدرسه آدم تیتیش مامانی برای آسمان برای غیب بدرد نمیخورد.@ آدم کینهای بدرد غیب نمیخورد اصلا راهش نمیدهند این بندگان خدا پیغمبر کتکش میزدند میرفت تبلیغ میکرد کتکش میزدند بیهوش میافتاد بلند میشد غرق در خون پاک اینقدر این وجود نازنین نورانی و پاک است بلند میشد میگفت (اَللّهُمَّ اَغفِر قَومی) خدایا ببخشان (فَإِنَّهُ لا یَعلَم) نمیداند خدایا این تمام شد.@ ما نه ما خیلی در دل نگه میداریم خیلی کینه گذشته اذیتمان میکند خوب دیگر این اصلاً نمیتواند این قساوت است نمیتواند بریزد چرکها را نمیتواند عفونت را نمیتواند بیرون بریزد عفونت را هِی نگه میدارد هی پرورشش میدهد وقتی عفونت در قلب بماند از گذشته ببینید چه به روز آدم در میاورد.@ مگر میتواند دیگر راهش میدهند آنجا آنجا عالم قدس عالم ملکوت عالم ملائکه فقط چه کسانی را راه میدهند؟ پاک باید بریزی کنار این طور حرفها اینها را راه میدهند. کافی است انشاءالله برای بعد این بحثمان هنوز تمام نشده انشاءالله بماند برای یک موقع دیگر.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@