أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ ما تقریباً به پایان مباحث قلب رسیدیم فکر کنم یکی دو جلسه دیگر انشاء الله این بحث تمام خواهد شد امروز به یک آیه 29 سوره مبارک انفال میپردازیم که در مورد حیات و قلب هست میفرماید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ).@ قوای انسان درجات مختلف از حیات را برای انسان تأمین میکند درجه نباتی انسان دارد حیات نباتی، درجه حیوانی دارد که حیات حیوانی میشود درجه عقلانی که همان حیات عقلانی هست و درجه فوق عقلانی یا انسانی که حیات انسانی است حیات گیاهی و حیوانی که مشخص هست.@ کمالات حیوان را وقتی کار کردیم گفتیم که عبارت است از ازدواج، تشکیل خانواده، تشکیل کانون گرم خانواده، کار، تفریح، مسکنگزینی، زندگی اجتماعی، تلاش برای طی سلسله مراتب اجتماعی، مقامات اجتماعی، شغل، دفاع از حریم خود، خویشتن، خانواده، همنوعان و غیر همنوعان، خدمت به خانواده همنوعان و غیر همنوعان اینها جزء کمالات حیوانی بود.@ این بخش از حیات را حیوانات هم دارند حیات حیوانی هست و به چیز خاصی هم احتیاج ندارد جز همان روح حیوانی و بخش حیوانی یعنی اقتضائات حیات حیوانی اگر در کسی باشد حیاتش حیوانی هست مثل حیوانات یا خود حیوان، حیات عقلانی هم زمانی هست که ما به کار و درس و بحث و مطالعه و تحقیق و آزمایش و فکر و اکتشاف و اختراع و این کارها میپردازیم که انسان حیات عقلانی دارد.@ عقل یعنی همان بخش مدرک کلیاتش مشغول فعالیت هست کاری که دانشمندان دارند انجام میدهند این چهار مرحله یعنی مرحله جمادی و نباتی و حیوانی و عقلانی مقدمه بخش انسانی هستند که خداوند تبارک و تعالی به خاطر آن بخش هم انسان را آفریده هم جهان را آفریده و اگر آن بخش نبود اساساً خداوند تبارک و تعالی خلقتی را انجام نمیداد.@ اینها مقدمه هستند برای بخش انسانی که همان بخش قلب انسان و دل انسان هست پس حس، خیال، وهم و عقل مقدمات بخش قلب هستند دل اصل هست در وجود انسان و بقیه هیچ کدام اصالت ندارند اینها مقدمه میشوند تا دل به یک محتوای مناسب خودش که همان مناسب فوق عقل ماست.@ یعنی کمال مطلق و بینهایت یا الله تبارک و تعالی برسد لذا آن گزاره(لا إله إلا الله) فقط برای بخش فوق عقل درست در میاید عقل ما إلهاش الله نیست إله عقل ما علم است دنبال علم میگردد طالب علم و مطالعات و تحقیقات و کشف رمز و رموز خلقت هست آن با این بخش ارضاء میشود.@ بخشهای وهمی ما هم با مسائلی که در حیوانات هست بخش خیالیمان هم همینطور و بخش حسیمان هم با محسوسات، پس اله حس محسوسات است اله خیال مخیلات است اله وهم موهومات است اله عقل هم معقولات است اما اله بخش انسانی ما که بخش فوق عقلانی ما هست الهاش کمال مطلق یا الله هست.@ پس اینکه در دین میگویند لا إله إلا الله دین از کدام زبان دارد صحبت میکند؟ از زبان کدام انسان دارد صحبت میکند؟ بخش فوق عقلانی ما دارد صحبت میکند در واقع دین ما را فوق عقل دارد نگاه میکند.@ نگاه دین به ما نگاه فوق عقلانی هست و با آن شعار وسط آمده(لا إله إلا الله) این(لا إله إلا الله) تذکر میدهد انسانیت انسان را به انسان که تو حواست باشد که نباید معشوقی به معنای حقیقی جز بخش فوق عقل یا الله داشته باشی حالا اگر انسان عاشق علم و مطالعات هم بشود.@ هیچ اشکالی ندارد یا عاشق بخش عقلانی بشود بخش وهمی یا بخش حیوانیاش هم عاشق یک آدمی باشد آدم در کره زمین همسرش را دوست داشته باشد فرزندش را دوست داشته باشد آدمهای دیگر را دوست داشته باشد این هم هیچ اشکالی ندارد بد هم نیست ولی به شرطی که از عشق اصلی بالاتر نباشد.@ اگر بالاتر بشود انسان وارونه میشود تعادل انسان از بین میرود و عشقهای خیالی داشته باشد خیالی مثل اینکه انسان از زیبایی از هنر لذت ببرد اینها هیچ اشکال ندارد خوب است انسان از زیباییها استفاده بکند زیباییها را دوست داشته باشد جمال را دوست داشته باشد(إنَّ اللهَ جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمال) خدا زیباست زیبایی هم دوست دارد.@ یک کسی دوست دارد چیزهای زیبا داشته باشد هیچ اشکالی ندارد به شرطی که مانع رشد فوق عقل نشود تجملات وقتی که بیش از حد جذب میشود و وقت و ذهن انسان را میگیرد مانع فوق عقل نباید بشود آن مقداری که مانع نشود خیلی خوب هست.@ حالا یک خانمی دوست دارد در خانهاش زینت داشته باشد لباس خوب بپوشد یک دکوراسیون خوبی داشته باشد این عیبی ندارد اما به شرطی که این روی بخش فوق عقلانی تأثیر نگذارد روند حیات فوق عقلانی او را نگیرد کار علمی هم خیلی خوب است.@ دکتر شدن مهندس شدن ثواب دارد کار خوبی هم هست منشأ خدمت میشود به شرطی که این دکتر و مهندس شدن مزاحم انس انسان با الله نشود مزاحم حرکت انسان به سمت جاودانگی و حیات انسانیاش نشود اگر فقط یک دکتر خوب باشد که شب تا صبح در بیمارستان دارد خدمت میکند ولی با خدا و آسمان هیچ انسی ندارد.@ یک مهندسی هست یک سیاستمداری هست یک نجاری هست یک کفاشی هست یک بقالی هست یک آدم خیری هست که همهاش دوست دارد برای مردم کار خیر بکند این خوب است ثواب هم دارد پیش خدا اجر دارد ولی خودش نباید از حرکت به سمت ابدیت باز بماند.@ اگر این فعالیتها مزاحم شد در واقع شخص حالت تعادلش را از دست میدهد وارونه میشود پس زمانی انسان متعادل است که سرپا باشد سرپا بتواند راه برود فوق عقلش حاکم باشد معشوق اصلیاش الله حاکم باشد حالا قرآن دارد راجع به یک حیاتی صحبت میکند که آن حیات را فقط خود دین و قرآن میتوانند تأمین کنند.@ همان حیات بخش فوق عقلانی است شما سؤال میکنید که حالا ما به عنوان یک حیوان نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد که چطوری زندگی کنیم حیوانات دارند زندگی میکنند در جنگل، اهلی و غیر اهلی دارند زندگی میکنند.@ نیازی ندارد کسی در دنیا یک فرهنگی دارد ازدواج میکند بچهدار میشوند بچهها بزرگ میشوند پدر و مادر بزرگ میشوند کار میکنند زحمت میکشند زندگی دارند تجارت دارند کارهای دیگر دارند بعد هم میمیرند این روند زندگی است این را ما نیاز نداریم کسی به ما یاد بدهد.@ اما بخش عقلی هم این است آدم میرود درس میخواند میرود یک حوزهای، دانشگاهی، کار مطالعاتی میکند کار فکری میکند کار فرهنگی میکند بالأخره عقلش نیازش به فهم به اطلاعات تأمین میشود این کار حیات عقلانی است دانشگاه میرود پژوهشگاه میرود اما سؤال اساسی این هست که حیات فوق عقلانی چطوری تأمین میشود.@ یعنی ما چطوری حیاتهای چهار بخش پایینیمان، یعنی حیاتهای حسی، حیاتهای گیاهی و حیوانیمان و حیات عقلانیمان تحت مدیریت حیات انسانیمان یا فوق عقلانیمان باشد حالا این آیهای که برایتان خواندم میخواهد جواب بدهد میفرماید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ).@ ایمان که میگوید(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) یعنی با آدمها سروکار دارد گفتیم قرآن انسانها را به شش دسته تقسیم کرده بعضیها فرمود معادل سنگند یعنی جمادند، بعضیها فرمود از جماد هم بدتر هستند پایینتر از جماد هستند.@ بعضیها فرمود معادل حیوانات هستند(أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ) بعضیها گفت حیاتشان پایینتر از حیوانات هستند بعضیها فرمود خود شیطان هستند(شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ) این شیطان است اساساً از مقوله آدمی هم فقط صورتش بشر است بشر یعنی پوسته دارد همان پوستش پوست آدم است ولی باطناً یک شیطان است یا برادرهای شیطان.@ پنج گروه از بشر باطنشان انسان نیست یک گروه را قرآن فقط به عنوان انسان قبول کرد و آن مؤمنین هستند تازه هر وقت فرمود(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) یعنی ای انسانهای حقیقی، مؤمن فقط انسان هست(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه آدمها در حال پرداخت خسارت هستند همه آدمها دارند تلفات میدهند.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) فقط مؤمن اینطوری هست(وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) و اهل عمل صالح هستند(وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ) اهل توصیه یکدیگر به حق و صبر هستند اینها انسان حقیقی هستند باطنشان هم انسان هست حالا وقتی دارد میگوید ای کسانی که ایمان آوردید تا گفت(يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) دیگر با دانشمندان خطابش نیست با گروههای پایینتر با حیوانات خطاب ندارد با گیاهان خطاب ندارد با انسان خطاب دارد.@ (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) یعنی کسانی که باطن انسانی دارند(اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ) اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که(إِذا دَعاكُمْ) هنگامی که شما را دعوت میکنند(لِما) به چیزی که(يُحْيِيكُمْ) به شما حیات میدهد اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد.@ پس این حیات حیات خاصی است چون فقط تحت اجابت خدا و رسول تأمین میشود یعنی اگر اجابت خدا و رسول نکنید آن حیات را به دست نمیاورید پس این یک حیات ویژه است و الا این همه آدم هستند اجابت خدا و رسول ندارند معصیت هم میکنند هیچ کدام از دستورات خدا را هم اجرا نمیکنند حیات دارند دارند زندگی میکنند نمردند.@ این همه کافر در عالم داریم اینها مردند؟ نه دارند زندگی میکنند اما این حیات یک حیات ویژه است این حیات فقط و فقط زمانی تأمین میشود که شخص تحت مدیریت و ربوبیت الله و معصومین(ع) قرار بگیرد اگر این را از دست بدهد دیگر حیات حقیقی ندارد.@ پس اجابت خدا و رسول هست که یک حیات ویژه به ما میدهد که این حیات را فقط هم خدا و رسول میتوانند به ما بدهند یعنی از اینجا باید بگیریم و الا اگر این حیات را نداشته باشیم حیاتهای دیگر داریم میتوانیم حیات عقلانی داشته باشیم یک کسی دانشمند باشد.@ یک دانشمندی داریم این همه اختراعات مضر برای بشر میکند این همه مواد مخدر دارد در آزمایشگاهها درست میکند دانشمند است حیات عقلانی دارد ولی حیات انسانی ندارد اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد.@ پس این یک حیات خیلی ویژه است، حالا این حیات ویژه چه هست دقیقاً با اصول و قواعد خودمان جلو برویم در نسبت بیاییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر بود با دنیا، جنین وقتی که در رحم مادر هست فرق نمیکند که وقتی که میخواهد متولد بشود این فرق نمیکند که سالم متولد بشود.@ شش نوع تولد داشتیم سالم، سالم قوی، بیمار، معلول، ضعیف، ناقص بود قبلاً به شما پنج نوع گفتیم حالا شش نوع هم بگویید اشکال ندارد این بچه هر طوری به دنیا بیاید در رحم مادرش زنده بوده یا نبوده؟@ زنده بوده الان ناقص آمده الان مثلاً یک تکه گوشت است قبلاً گفتم بچههایی که من دیدم این الان با سه کیلو چهار کیلو وزن است به دنیا آمده آنجا زندگی کرده و الا رشد نمیکرد الان چهار کیلو شده ولی نه سر دارد نه دست دارد نه پا دارد حیات داشته اما حیاتش به درد دنیا نمیخورد.@ پس کدام تولد سالم است یا سالم قوی است به درد میخورد؟ اینکه جنین باید دوتا حیات داشته باشد یک حیات مناسب رحم مادر برای خودش که آنجا زندگی بکند یک حیات هم مناسب با دنیا برای خودش تأمین بکند حیات ویژه است دست دارد تهیه میکند پا تهیه میکند چشم تهیه میکند گوش تهیه میکند.@ اینها هیچ کدام در رحم مادر به دردش نمیخورد ولی دارد اینها را تحصیل میکند برای زمانی که چند ساعت بعد که متولد شد در یک فضای جدیدی میاید که شرائط زیستی جدیدی دارد اینها همه را لازم دارد این را حیات ویژه میگویند.@ آن حیات ویژه هست که در رحم اگر کسی داشت موقع ورود به برزخ میتواند از آن استفاده بکند الان ما میتوانیم خدا و رسول را اجابت نکنیم بگوییم من میخواهم ازدواجم هر طوری که دلم خواست باشد حجابم هر طوری که دلم خواست حجاب داشته باشم.@ غذا، لقمه، شغل، تجارت، کار، کار اجتماعی، کار سیاسی، کار فرهنگی، کار هنری، رفت و آمدهایم، دوستیهایم، میخواهم آزاد باشم هیچ اشکالی ندارد خدا نمیگوید زندگی نکن، این الان در دنیا زنده هست یا زنده نیست؟ زنده هست، اما این آیا مناسب با شرائط بهشت دارد تربیت میشود یا نه؟@ نه این اصلاً حیات انسانی ندارد حیاتش همان بخش حیوانی هست یا اگر آدم اهل مطالعهای باشد دانشگاهی باشد در مرکزی درس بخواند حیات عقلانی هم دارد ولی حیات انسانی ندارد حیات فوق عقلانی ندارد چرا؟ چون وقتی بمیرد متناسب با بهشت نیست یعنی نیازهای بهشت نیازهای خاصی هست که این باید تأمین میکرد و این آنها را ندارد.@ نیازهای بهشت کلاً یکی بیشتر نبود قلب سلیم بود این باید این را تهیه میکرد که به محض اینکه از رحم دنیا خارج شد رفت در آن شرائطی که بینهایت بزرگتر از دنیاست کاملتر و پیشرفتهتر است و احتیاج به تجهیزات خاصی دارد این باید بتواند از آن استفاده بکند.@ ولی این در دنیا به هیچ وجه این را برای خودش تهیه نکرده این فقط به فکر یک شوهر بود یک زن بوده چهارتا بچه دورش جمع بشوند بچهها را بزرگ بکنند زن بدهند شوهر بدهند کاری داشته باشند شغلی، درآمدی، کارخانهای، یک جایی رئیس باشند.@ وزیر بشود وکیل بشود سربازی بشود نظامی بشود ارشدی بشود رئیس جمهور بشود همین بازیهایی که در دنیاست هیچ کدام به درد آخرت نمیخورد هیچ کدام به درد آنطرف نمیخورد مگر اینکه خود انسان بتواند از شئونات پایین استفاده بکند برای شئونات بالا و حیات، انسان میتواند ازدواجش را طوری انجام بدهد که منجر به حیات فوق عقلانی بشود.@ کارش، شغلش، درآمدش، از تجارتش استفاده بکند گفتیم این چهار بخش حسی، خیالی، وهمی و عقلی، یا از آنطرف بگوییم از نظر شئون بگوییم شأن حسی، شأن خیالی، شأن جمادی، نباتی، حیوانی، عقلانی اینها وسیله باشد برای فوق عقلش، برای حیات بخش انسانی.@ پس وقتی میگوید اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که از آن چیز به شما حیات میدهد این فقط باید تحت مربیگری خدا و چهارده معصوم انجام بشود وقتی میگوید شوهرداری، الان خیلیها نمیدانند قوانین شوهرداری اسلامی چیست که مناسب با بهشت باشد.@ ولی شوهرداری میکنند زنداری میکند تربیت بچه میکند کار علمی میکند عبادت انجام میدهند امام صادق فرمود به خدا قسم 50 سال ممکن است شما نماز بخوانید یک رکعتش قبول نشود چون این نماز خواندن تحت مدیریت خدا و رسول نیست نماز خواندنهای من درآوردی و به درد نخور است.@ از این نمازهای بیبخاری که نه عرضه دارد آدم را شاد بکند نه عرضه دارد به آدم آرامش بدهد و نه عرضه دارد انسان را از گناه دور بکند اخلاق انسان وقتی خوب نباشد یعنی نمازش نتوانسته به او اخلاق بدهد اگر یک کسی بداخلاق باشد یعنی نماز نخوانده یک کسی که حسود باشد بداخلاق باشد سوءظن داشته باشد زودرنج باشد.@ دست به زن داشته باشد متکبر باشد خودخواه باشد خودمحور باشد خودشیفته باشد این معلوم است اصلاً نمازش به درد نخورده اینطور نماز فایدهای ندارد آن نمازی که شادی میاورد(تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ) هست آرامشدهنده است.@ آن حتماً تحت مدیریت الله و رسول آن نماز نماز میشود و قدرت دارد و الا اینکه حالا ما یک چیزی یاد بگیریم همینطوری از حفظ بخوانیم یک وضو بگیریم و جملاتی عربی بخوانیم بعد دولا راست هم بشویم این به چه درد میخورد این نماز نمازی هست که آدم هر چه بیشتر میخواند از خدا دورتر میشود.@ پوستکلفتر، قسی القلبتر، پرروتر، این اصلاً به درد نمیخورد فایدهای ندارد در آن اجابت یعنی تحت مدیریت، یعنی دقیقاً من بدانم تربیت بچه، بارداری، انعقاد نطفه، رفتار با شوهر، رفتار با خانواده شوهر، رفتار با زن، رفتار با خانواده زن، رفتار با اجتماع، رفتار با خواهر و برادرم، کار سیاسی، کار اجتماعی، رفتار با دشمنانم باید چطوری باشد.@ یعنی تحت قاعده، اگر اینطوری شد یواش یواش چیزی در آدم فعال میشود به نام قلب و حیات انسانی، این آدم ضمن اینکه دارد زنداری میکند با همین زنداریش با همین شوهرداریش، با همین تربیت بچهاش با همین ارتباطاتی که با خانواده همسر دارد با همین شغل و تجارتش دارد یک چیزی را میسازد مناسب با بهشت، مناسب با شرائط زیستی آخرت.@ کسانی هم که تحت مراقبت خدا نیستند آنها هم همان کارها را انجام میدهند کسی که تحت مدیریت الله نیست همین کار را دارد میکند، اما فرقش چیست؟ آن کسی که تحت مدیریت الله است ضمن اینکه دارد این کارها را انجام میدهد دارد شکلش، ساختار روحیاش با بهشت مناسب میشود.@ آن کسی که تحت مدیریت الله نیست نه رسالهای دارد نه مرجع تقلیدی دارد نه استادی دارد نه قوانینی دارد نه قوائد اخلاقی دارد نه قوائد فقهی دارد نه اعتقادات درست و حسابی دارد هیچ کدام اینها را نمیداند چی هست همین فقط دارد زندگی میکند این زنده هست دارد تلاش میکند کار هم میکند.@ ولی این مناسب با شرائط زیستی جاودانگی، ابدیت و بهشت بار نمیاید یعنی اینطوری تربیت نمیشود فرقشان را دقت کنید خیلی با هم فرق دارد اجابت کنید خدا و رسول را هنگامی که شما را دعوت میکنند به چیزی که آن چیز به شما حیات میدهد.@ یعنی آن اجابت، اگر این اجابت نباشد بله من میتوانم بچهام را یکطوری تربیت بکنم هوشش خیلی خوب باشد در تقویت انسان و تقویت ژنها گفتیم پنج دسته داریم سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق، ما میتوانیم همین کاری که اکثر مردم میکنند بچههایشان فقط سالم باشند باهوش باشند.@ درس بخوانند دکتر و مهندس بشوند خیلی خوب است این بچه دکتر و مهندس هم میشود ولی اگر دکتر و مهندس شد حیات عقلانی دارد ولی حیات انسانی و فوق عقلانی ندارد میگوید بچهام دارد به جامعه خدمت میکند خدمت هم جزء کمالات حیوانی است ثواب دارد عبادت هم هست اما این غیر از حیات انسانی هست.@ حیات انسانی چه موقع هست؟ من بتوانم بچهام را طوری تربیت بکنم شاگردانم را طوری تربیت بکنم که به جای اینکه هوای نفسشان یا آدمهای ضعیف آدمهای بیسواد را مربی خودشان قرار بدهند بروند در کلاس و دانشگاه معصوم شرکت بکنند.@ یعنی همه کارهایشان، انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکارشان را زیر نظر معصوم و الله انجام بدهند خود خدا هم همین را میگوید اگر آن حیات را میخواهید باید الله و رسول را اجابت بکنید رسول هر وقت گفت در قرآن چون ما شش یا هفت آیه صریح در رابطه با ائمه معصومین داریم یعنی منظور همان اهل بیت(ع) چهارده معصوم هستند رسول تنهایی نیست.@ پس یک موقع هست ما انتخابها و ارتباطاتمان دقیقاً زیر نظر یک مربی متخصص معصوم انجام میدهیم، این متخصص معصوم هنرش چیست؟ بعضیها هستند چون نادان هستند از حیات بخش انسانی خبر ندارند از بخش فوق عقلانی خودشان، میگوید الان من بیحجابم خواهرم حجاب دارد حالا که چی.@ آن شوهر کرد من هم شوهر کردم آن بچه دارد من هم بچه دارم او مسافرت میرود من هم مسافرت میروم فرقش چه شد؟ او کار خیر میکند ما هم کار خیر میکنیم، بله حیاتتان فعلاً یکی است ولی فرق خواهرت با تو این است که خواهرت دارد بخش حیات انسانیاش را تأمین میکند مناسب با بهشت تربیت میشود.@ ولی تو مناسب با بهشت تربیت نمیشوی چون مربی نداری استاد نداری معصوم بالای سرت نیست تو شیطان بالای سرت هست دارد به تو دستور میدهد شوهرداریت، زنداریت، همینطوری با همین قوائد اینطوری است قواعد من درآوردی پدرم خدابیامرز با زنش اینطوری میکرد ما هم اینطوری میکردیم.@ مادرم اینطوری میکرده ما تُرکها اینطوری رسم داریم ما لرها اینطوری رسم داریم ما شیرازیها اینطوری هستیم پس الله نیست قومیت و قبیلگی دارد بر تو حکومت میکند(أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لا يَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ) قرآن میگوید به اینها وقتی میگویی بیایید دستورات خدا را اجرا بکنید میگویند ما به جای خدا میخواهیم دستورات پدر و مادرمان را انجام بدهیم.@ میگوید حالا شاید پدر و مادر شما بیشعور بودند نمیدانستند(لا يَعْقِلُونَ) (لا يَشْعُرُونَ) قرآن میگوید شاید اینها تعقل نمیکردند بیفکر بودند حالا اگر آنها آدمهای بیفکری بودند شما هم میخواهید همان کار را بکنید.@ فامیل رسم است از 500 تا به بالاتر مهریه میگیریم این فامیل همهاش جهنمی است به چه درد میخورد اینها همهشان آدمهای بیعقلی که 500 تا سکه به بالا گذاشتند چه کسی این را تأیید میکند که ما 300 تا 400 تا 500 تا 1000 تا سکه بگذاریم اصلاً کدام شعوری این را تأیید میکند!.@ پیغمبر میگوید مبارکی در مهر کم است مهر بالا دردسرساز است فساد میاورد نفاق میاورد کینه میاورد ما میگوییم نه رسم فامیل ما اینطوری است یکجا باید یک کسی به این فامیل بگوید اشتباه میکنند و جلوی اشتباهش بایستد.@ این خیلی کار بیعقلی است من بگویم چون همه اینطوری کردند حالا پدرم گفته پدربزرگم گفته روی حرفشان بلند نشوم، حرف خدا مهمتر است یا حرف پدرت، بگو پدر جان اشتباه کردی اشتباه بوده یک دختر میایستد جلوی پدرش میگوید پدر ما نوکرت هستیم قربانت بروم راجع به خواهرهایم این همه مهریه گرفتی اشتباه بوده من نمیخواهم مهریهام اینطوری باشد.@ راجع به آنها مراسمهای خراب گرفتید آلوده گرفتید فاسد گرفتید جشن فاسد گرفتید به دل امام زمان خون کردید من نمیخواهم جشن عروسیام اینطوری باشد دوست ندارم عروسی مال ماست ما نمیخواهیم اینطوری عروسی بگیریم، نه تو غلط کردی حالیت نمیشود هر چه ما میگوییم، آدمها گاهی وقتها هست که خودشان به خاطر شهوات خودشان جهنم میروند.@ گاهی وقتها به خاطر شهوات دیگران جهنم میروند خیلی بد است یک موقع هست میگویی خودم یک گناه کردم جهنم رفتم یک موقع هست به خاطر کس دیگر جهنم میروی یک کسی که مربی بالای سرش هست چهارده معصوم مربیاش هستند.@ الله مربیاش هست ربش هست اصلاً اینطوری نیست که بگوید من حالا میخواهم ازدواج بکنم جشن بگیرم میخواهم بچهدار بشوم هر طوری دلمان خواست هر طور سنتمان عمل کرد این بیدینی است نباید ادا در بیاوریم بله ما در این دانشگاه درس میخوانیم.@ کسی که در دانشگاه درس میخواند یعنی بعد از چهار سال باید یک لیسانس معتبر بگیرد نمیتوانیم ما بیاییم پزش را بدهیم مثل کسانی که الان هر سال دارد در دانشگاه مشروط میشود این یعنی درس نمیخواند از این چیزی در نمیاید حالا در دانشگاه ثبتنام هم کرده به چه درد میخورد، هیچی، چیزی از این در نمیاید.@ اگر یک کسی رفت در دانشگاه چهارده معصوم و در دانشگاه خدا در دانشگاه قرآن ثبتنام کرد یعنی کمال مطلق الله مربیاش بود این حتماً باید سه ماه بعد یک آدم دیگری باشد شش ماه بعد باید یکذره قویتر شده باشد علامتهایش هم گفتم علامتهاش در نظام درونی شادی و آرامش است.@ اگر یک کسی در این دانشگاه ثبتنام بکند باید یک آدم روزبهروز شاد و آرامی باشد اگر نشده یعنی درس نخوانده اشتباهی درس خوانده آدم تنبلی بوده واحدها را گرفته اما درس نخوانده در نظام خانوادگی و ارتباط با دیگران هم باید آدم مهربانی باشد.@ روزبهروز آدم خوش اخلاقتر، مهربانتر، باگذشتتر، بیکینهتر، قویتر، اگر زودرنج و حساس است معلوم است خوب درس نخوانده اگر کینهای و حسود بدبین است معلوم است خوب درس نخوانده اگر عصبی و بددهان است معلوم است اصلاً در این دانشگاه درس نخوانده فقط ادا در آورده رفته فقط پزش را داده.@ اما این اصلاً رشد نکرده باید در دانشگاه اهل بیت و در دانشگاه خدا هر کس ثبتنام میکند باید بعد از یک مدت به استاد شباهت بیاورد بالأخره این استاد باید به ما یک چیزی را منتقل بکند یک کسی زبان میخواند بعد از یک مدت زبان حالیش میشود.@ یک کسی خط میخواند نقاشی میخواند رانندگی یاد میگیرد ورزش میرود بالأخره از استادش یک چیزی میگیرد روزبهروز شبیه استاد میشود نمیشود من بگویم 40 سال است در دانشگاه معصوم هستم 20 سال است در دانشگاه معصوم هستم 10 سال است اینها امام من هستند.@ فاطمه زهرا الگوی من است مادر من است بعد هیچی بلد نباشم بالأخره از این مادر چیزی به تو رسیده یا نرسیده، باید از این مادر چیزی به ما رسیده باشد 20 سال است دارم عزاداری میکنم ولی اصلاً روح امام حسین در این آدم نیست این شمر است با این عزاداریها فقط شمر شده.@ اگر گفتی من مربیام الله است چهارده معصوم است باید نتیجهاش معلوم بشود نمرههایت را باید بیاوری ببینیم نمرهات چقدر است نمره شوهرداری، نمره انتخاب همسرت، نمره انتخاب رشتهات، نمره کار اقتصادیات، نمره کار تجاریات، نمره کار بازرگانی و کار سیاسیات، نمره کار اجتماعی، باید نمرههایت معلوم باشد.@ ریز نمره باید بیاوری الان کسی نیست از تو ریز نمره بگیرد تا سرت را زمین گذاشتی این بدن را رها کردی وارد برزخ شدی فرشتهها میایند ریز نمره میخواهند مثل دنیا، دنیا خودش یک فرشته است شرائط زیستی دنیا خودشان فرشته هستند.@ این شرائط زیستی دنیا که فرشته است تا بچه از رحم مادر بیرون میاید از او ریز نمره میخواهند چشم آوردی یا نیاوردی، قلب، دست، پا، پوست، بینی، لثه، لب، مژه، گوش، لاله گوش، همه را میخواهند دیدید چقدر سریع ریز نمره میگیرند تمام را سریع از او میگیرد.@ بچه تا به دنیا میاید چند ساعت اول معلوم میشود کجا در رحم مادر خراب کرده کامل در میاید همانجا هم جزایش را به او میدهد جادرجا(إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ) سرعت حساب خدا فوقالعاده است یک بچه نُه ماه در شکم مادر هست ولی در چند ثانیه همهاش محاسبه میشود تا به دنیا میاید همه محاسباتش انجام میشود.@ دکتر میگوید بچه سالم است خانه ببرید نه بچه را نگه دارد ضعیف است باید در دستگاه برود نه این بچه دست و پایش شکسته همه را حساب میکنند. ما تا وارد برزخ بشویم، اصلاً وارد برزخ هم نشویم در انسان در گستره منازل آخرت گفتیم انسان تا میخواهد از دنیا برود قبل از رفتن این آدم معلوم است قبل از رفتن نه، 20 سال قبل از رفتنش معلوم است چکار کرده.@ یعنی خودش میفهمد الان من میخواهم بمیرم ببین اگر در زندگیات فشار نداری فشار قبر نداری گفتیم دل ما قبر ماست اگر در دلت فشار نداری شاد و آرام هستی قبرت هم خوب است ولی اگر آدم پرخاشگر و بداخلاق و زودرنج و حساس و خودخواه و بدبین هستی پس فشار داری.@ همین الان ریز نمرههایت را میتوانند به تو بدهند برای آخرت، آدم پیش یک معلم خوب، مربی قوی برود چند دقیقه با او حرف بزند مربی میتواند به تو بگوید اینجاها همه خراب شده تجدید هستی برو درستش کن پس اینکه یکسره میگویند از خودتان مراقبت کنید محاسبه نفس بکنید با خودتان مشارطه داشته باشید.@ امام کاظم(ع) فرمود از ما شیعیان نیست کسی که خودش را حداقل هفتهای یکبار محاسبه نکند بالأخره نمرههایم چقدر است دانشجو است دانشآموز است دیدید شاگرد زرنگ هست همه را داده ولی باز شوق و ذوق دارد نمرهاش را بداند بروم نگاه کنم ببینم نمرهام چند شده چکار کردم.@ ما اصلاً برای بهشت شوق و ذوق نداریم انسانی که شوق و ذوق برای زندگی جاودانه داشته باشد این حتماً یا هر شب یا هفتهای یک شب یکبار مینشیند شوق و ذوق دارد میخواهد بداند شرائط بهشتی این چطوری است زندگیاش در بهشت چطوری است.@ ما اصلاً جدی جدی کاری با آن نداریم شوق نداریم نمره بگیریم نمیخواهیم محاسبه بکنیم ببینیم چه داریم چه نداریم محاسبه یعنی موجودیات را بگیر طرف تاجر هم که هست خیلی آدم شادی باشد آدم قوی باشد که هی سر به حسابهایش نزند.@ لااقل هفتهای یکبار یک سری، هر شب چرتکه برنمیدارد که اعصاب خودش را خورد بکند تا صبح پول بشمارد یا دسته چکها را نگاه بکند هفتهای یکبار مینشیند یک حسابی میکند من الان وضعیتم چطوری هست چقدر بدهی دارم چقدر طلب دارم همه را حساب میکند یعنی یکسره از خودش میگیرد.@ حیات حیوانی که دارد همینطور است این هر روز که بیرون میرود 200 تومان میدهد میرود روی وزنه ببیند وزنش چقدر است اضافه شده کم شده یکجایی دستگاهی باشد از خودش چکابی میگیرد خونش چطوری است اورهاش چطوری است از خودش امتحان میگیرد غدههایش را نگاه میکند تیروئید دارد ندارد همه را حساب میکند سالی چند بار محاسبه میکند.@ ما باید یکسره خودمان را در این آزمایشگاههای آخرتی ببریم با این ملاکهایی که در قرآن در روایت داده ما هم در این 200 ـ 300 جلسهای که با هم داشتیم شاید بیش از 100 تا مورد آزمایشگاهی به شما یاد دادیم شما هر کدامتان یک متخصص هستید میتوانید تشخیص بدهید که الان موجودیتان چقدر است.@ یعنی الان بدانم برزخم چطوری هست ریز نمرات از خودتان بگیرید مگر نمیگوید قیامت پنجاه تا سؤال میکنند قرآن فرمود پنجاه هزار سال است پنجاه تا سؤال میکنند یعنی پنجاه تا نمره باید داشته باشید اصلاً ما رفتیم ببینیم این نمرات چیست اصلاً میدانیم از چه امتحان میگیرند.@ حالا برویم آنها را دانهدانه شناسایی کنیم اینکه اصلاً من ندانم از چه امتحان میگیرند دنبالش نمیروم یک کسی که مطالعه ندارد چون وقتی که میگوید خدا و رسول را اجابت کنید یعنی خدا و رسول به ما دستور دادند لذا در روایت داریم مسلمانی که دنبال آموزش دین نیست(لا خَیرَ فیمَن لا یَتَفَقَهُ مِن أصحابِنا) شیعهای که دین را نمیشناسد خیر هم ندارد.@ این اصلاً نه احکام میداند چیست نه رساله، اصلاً رساله نمیداند چی هست در خانهاش رساله ندارد بعد از 20 سال آمده میگوید من مرجع تقلید ندارم راستی باید چکار کنم، پس تو اصلاً نمیخواستی روحت مناسب با بهشت تربیت بشود که مرجع تقلید نداشتی من استاد اخلاق ندارم کتاب اخلاقی ندارم.@ اصول عقائد هم هنوز شک دارم تردید دارم نسبت به خیلی از مسائلی که به من گفتند پس اصلاً حرکتی نشده ثبتنامی صورت نگرفته لذا میفرماید من یک جوان شیعه را اگر ببینم آموزش دین بلد نیست دینش را نمیشناسد(لأدبتُهُ) ادبش میکنم یکجا فرمود با شمشیر میزنمش یکجا فرمود با تازیانه میزنم یک جوان شیعه را اگر ببینم که هیچی از دین نمیشناسند اگر بخواهید بروید باید ثبتنام کنید جلو بروید.@ الان شما یک بچه 8 ـ 9 ساله ببینی بگویی عزیزم حالت چطوره، خوبی، کلاس چندم هستی؟ بگوید مدرسه نمیروم، تعجب نمیکنید این هشت سالش است این الان باید کلاس دوم باشد چرا نرفته آدم تعجب میکند چرا ما در دنیا این اصول را قرار دادیم.@ خیلی هم مثل وحی مُنزَل رعایتش میکنیم هشت سالش هست نرفته نُه سالش باید سوم باشد حتی اگر یکبار به شما بگویند من نُه سالام هست کلاس اول هستم تعجب نمیکنید، این منگول بوده نُه سالش هست کلاس اول است! کلی هم در سرش میزنیم حالا کاری نکرده یا دو سال درس نخوانده یا خوانده رد شده عیبی ندارد میتواند خودش را برساند.@ خدا رحمت کند علامه طباطبایی گفت من حوزه رفتم چهار سال اول اصلاً هیچی از درس نمیفهمیدم، یک نفر چهار سال رد بشود شما به او چه میگویید؟ میگویید این خیلی آدم عقب افتادهای است ولی حوزه و بزرگان حوزه نیامدند به علامه بگویند تو کودن هستی گفتند بایست انشاء الله یواش یواش ببینیم چه میشود آدم به دیگران فرصت بدهد.@ کسی که اعتماد به نفس و امید به خدا داشته باشد یکدفعه زنده میشود. ما چطور اگر بچهمان یکسال رد بشود یا روفوزه بشود یا تجدید بشود نگران میشویم ولی برای خودمان میبینی الان 40 سالمان است اصلاً ثبتنام نکردیم هنوز پایه اول را هم نداریم.@ نسبت به بهشت هنوز نه اصول و عقائدمان تکمیل است نه نظام اخلاقی داریم نه استاد داریم نه مربی داریم نه رساله را بلد هستیم 40 سال است که رد هستیم نگران هم نمیشویم، چرا؟ چون ما حیات دنیا را باور کردیم نظامهای حیات دنیا را باور داریم نظامهای حیات آخرت را باور نکردیم.@ دقت نکردیم شب اول قبر به بعد واقعاً ما را محاسبه میکنند میخواهند پنجاه تا سؤال است دقیقاً باید از روحت همه اینها را پیاده کرده باشی آدم یکبار مرور بکند حداقل ببیند این پنجاه تا سؤال موادش چیست بعد ببیند با اینها زندگی کرده جواب دارد یا ندارد فرض کنید یکی از سؤالها سؤال راجع به پدر و مادر است.@ آدم بداند من اگر الان سرم را گذاشتم رفتم پدر و مادرم از من راضی هستند میگویند خدایا ما از این بچه راضی هستیم یکی شوهرداری، اگر زن رفت ببیند شوهرش از او راضی است یا نه، نگوید از دستش راحت شدم زنداری است مرد اگر زن و بچهاش از او راضی نباشند آنجا گرفتار میشود در برزخ گرفتاری دارد بدبختی دارد.@ ببیند زن و بچهاش از او راضی هستند اینها همهاش خان است از همه مهمتر رضایت امام زمان است که خیلی هم کمرشکن است امام زمان راضی هست یا راضی نیست اصلاً با او زندگی کردی زندگی نکردی اصلاً در زندگیات هست یا نیست، رحم است الان یکی از سؤالهای قیامت ارحام هستند صله ارحام میگویند.@ میفرماید بوی بهشت از 500 سال راه میرسد کسی که قطع رحم کرده باشد بوی بهشت را استشمام نمیکند این را هیچ کس رابطه ندارد نه خانه عمو میرود نه خانه دایی میرود نه خانه خاله میرود نه خانه کس دیگر میرود نه میگذارد همسرش برود.@ دیروز یک خانمی گفت من شوهرم اصلاً قطع ارتباط کرده با فامیل، ولی به من میگوید خودت برو من مزاحم تو نمیشوم گفتم چه شوهر خوبی داری خدا خیرش بدهد لااقل به تو اجازه میدهد هر جا بروی مرد خوبی است حالا خودش یک مسئولیت گردن خودش هست و گرفتار میشود دیگران را جهنمی نمیکند میگوید تو برو من نمیایم.@ بعضیها میگویند من نمیروم شما هم اصلاً نرو حق نداری خانه مادرت بروی حق نداری خانه خواهرت بروی، چرا؟ چون من خوشم نمیاید من با او دعوا کردم تو هم نباید بروی من با او دعوا کردم خدا و اهل بیت هم برایم مهم نیستند من از این آدم خوشم نمیاید تو هم نباید بروی.@ فرمود بوی بهشت از 500 سال راه میرسد کسی که قطع رحم کرده باشد بوی بهشت را اصلاً استشمام نمیکند یعنی این یک راست در جهنم میرود با فامیل قطع ارتباط میکند فرمود فامیل اگر کافر هم باشند باید با آنها قطع ارتباط نکنید.@ حالا یک موقع هست مثلاً میگویی این کافر نیست فاسق است عروسیهایشان بد است نمیروم بله اشکال ندارد میگویی من عروسیهایتان به هر حال نمیتوانم بیایم آنجا معصیت بکنم با خدا نمیخواهم درگیر بشوم ولی فردا میروم هدیه هم میبرم به قول امروزیها پاتختی میروم تبریک هم میگویم قهر نیستم خانهمان دعوتشان هم میکنم.@ ولی حالا آنجایی که میگویند فلان جا بیایید ما میدانیم معصیت هست میگوییم آقا عذرخواهی میکنیم ما نمیتوانیم بیاییم اگر شرائط سالم است میاییم از خدامان هست بیاییم دلمان هم برایتان تنگ شده دوست داریم بیاییم ولی شما نمیخواهید ما بیاییم شرائط را فراهم نمیکنید.@ ولی قهر از طرف ما نباید باشد کافر هم که باشد آدم با کافرش هم میتواند ارتباط داشته باشد حضرت فرمود بزرگترین رحم شما من هستم من پدر شما هستم یک کسی با پدرش قطع ارتباط بکند با اهل بیت قطع ارتباط بکند یا اصلاً با اهل بیت زندگی نکند این چطوری میخواهد عاقبت به خیر بشود.@ اصلاً یک کسی که با مربیاش رابطه نداشته باشد چطوری میتواند عاقبت به خیر بشود بگوید من کلاس میروم ولی از استادم خوشم نمیاید سر کلاس بیاید مسخره نیست! من دانشگاه میروم ولی حوصله استاد ندارم.@ تو اگر در مکتب اهل بیت هستی مهمترین کسی که باید با آن زندگی بکنی بالاتر از شوهرت، بالاتر از زنت، بالاتر از بچههایت بالاتر از اقوامت، خانواده آسمانیات هستند یعنی اهل بیت، خدا وکیلی الان اهل بیت چقدر در زندگی ما رفت و آمد دارند چقدر با آنها محشور هستیم؟@ میگوید من خیلی، من یک حسینیه ساختم مسجد ساختم من برای حضرت زهرا اینقدر دادم برای حرم امام حسین دو کیلو طلا دادم این خدمات است رابطه خدماتی با والدین مثل این هست که به مادرت بگویی مادر جان من تو را میگذارم بهترین خانه سالمندان، خانه سالمندان خصوصی میگذارم پنج تا پرستار هم برایت میگیرم ولی خودم در کنارت نیستم خانهام راهت نمیدهم.@ بعضیها هستند ارادتشان به اهل بیت اینطوری است مثل اینکه یک نفر به زنش بگوید عزیزم من تو را خیلی دوست دارم ولی پیش تو نمیایم پول میفرستم پول به کارت میریزم با بچهها شما به سلامتی زندگی بکنید الان هستند شوهرهای اینطوری زنهای اینطوری هستند.@ مرد میگوید من میخواهم درس بخوانم باید شش ماه خارج بروم بعد میایم دو ماه پیش شما هستم دوباره شش ماه دیگر خارج میروم فقط برایتان پول میاورم زندگی که نیست اسم این که زندگی نشد ما به اهل بیت میگوییم برایتان خرج میکنیم ولی حوصله خودتان را نداریم.@ پول برای شما میدهیم یک حسینیهای، کاری، کار خدماتی میدهیم ولی اینکه با خودتان زندگی بکنیم با شما رفت و آمد بکنیم امام زمان خانهمان بیاید ما برویم سری بزنیم ارتباطی، اهل بیت، فاطمه زهرا، انسی، مجلسی، رفاقتی، صفایی، اصلاً هیچی، دلهای ما مرده است.@ همانطور که خیلیها هستند تا شوهر میکنند زن میگیرند دیگر خانوادهشان را فراموش میکنند همین فقط شوهر و زن کافی است پدر و مادر مردند مردند، کاری ندارند این خانواده زمینی است که ما آنقدر بیچارهشان میکنیم ارتباطمان با آنها ضعیف است.@ خانواده آسمانی که دیگر اصلاً ما متأسفانه با آنها رفت و آمد نداریم رفت و آمد با مادرمان فاطمه زهرا یعنی اینکه شخص بیاید با این خانم زندگی بکند با این خانم مراوده روحی داشته باشد عشقبازی بکند به او هدیه بدهد هدیه بگیرد اصلاً با او صفا بکند مگر ما مادرمان فقط فاطمه زهراست یک پدر هم داریم پیغمبر هست جداست.@ یک پدر داریم امیرالمؤمنین است جداست، کسی نمیتواند بگوید من با مادرم خوب هستم ولی با پدرم بد هستم، نه، با خواهرم خوب هستم ولی برادرم را دوست ندارم اگر رحم داری انسان به تعداد رحم خودش، رحم یعنی خویش.@ به تعداد خویشان آدم باید با اینها رابطه کامل داشته باشد هر کس جای خودش را دارد. من الان سؤال کنم با این چهارده معصوم چه رابطه خصوصی دارم؟ با امام هادی با امام عسکری با امام مجتبی با امام جواد با امام کاظم با امام زمان با حضرت معصومه با حضرت عبدالعظیم.@ من یک بار رادیو برنامه داشتم این مجری رادیو یک خانمی بود خیلی راجع به شخصیتی از این شخصیتهای امامزادهها صحبت میکرد خیلی با احساس، برنامه راجع به همین موضوع بود، این خیلی خوب برنامه را اجرا کرد و راجع به مقام و منزلت اینها، آنوقت آخرش گفت من الان خودم تهران هستم 20 سال است خودم زیارت این آقا نرفتم ولی خوب بلد است حرف بزند.@ گفت من تا به حال 20 سال است تهران هستم زیارت نرفتم مثل آن مشهدی به من میگفت من 40 سال است هنوز حرم نرفتم زیارت کنم. رفت و آمد با خانواده آسمانی تکلیف است دیگر کربلا را باید رفت نمیشود چون گفتند یکبار کربلا واجب است مثل اینکه کسی میگوید یکبار حج واجب است دوست ندارد برود.@ ولی میگوید واجب شرعیام است باید بروم ولی دوست ندارد برود قبر پیغمبر قبر بزرگان، اینها رحمهای ما هستند با اینها قرار است زندگی بکنیم تا ابدیت تا آخرت، اصلاً با اینها رفت و آمد نداریم امامزاده صالح که میگوییم تجریش، حالا یک امامزاده احترام دارد.@ حالا میرویم در این زندگی 20 سال دوبار به زیارتش رفتم به مادرت چقدر سر زدی به پدرت چقدر سر زدی همسرت را چقدر سر زدی اگر این قواعد در مورد رحم اصلی ما که اهل بیت هستند درست است باید در رابطه با رحم زمینمان درست باشد شوهرت هم با تو همینطوری رفتار کند زنت هم با تو همینطوری رفتار کند.@ پدر و مادرت هم با تو همینطوری رفتار کنند برادرهایت هم همینطوری رفتار کنند بگویند ما دو سال پیش همدیگر را دیدیم دیگر گلگی ندارد، کافی است؟ نه. بچه بودم این فیلم را میدیدم یک خانمی به شوهرش اعتراض میکرد میگفت نیستی، اصلاً خانه نمیایی.@ گفت عزیزم یادت هست عزیزم ما آن هفته با هم یک شام خوردیم یک هفته یک شامی با هم خورده بودند کافی است، اگر اینطوری کافی است با اهل بیت کاری که ما داریم میکنیم با امام زمان با معصومین اینطوری کافی است؟ کافیت است یعنی بس است آنطرف آخرت هیچی نمیخواهی؟@ قرار است با اینها زندگی بکنیم انسان میزان رفت و آمدش نه شب اول، از همان سکرات موت داستان که شروع میشود میزان ارتباطش با بهشت و اهل بیت به میزان ارتباطش در دنیا بوده صمیمیتهای دنیا اینها را میکارد.@ خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ مرتضی وقتی به پسر مرحوم آیت الله حائری مؤسس حوزه، به خواب یکی از دوستانش آمده بود گفته بود دوست داری به دنیا برگردی؟ گفته بود بله من 53 بار به ملاقات امام رضا رفتم امام رضا هر 53 بار پیش من آمده ای کاش بیشتر رفته بودم.@ اینها ثروت است اینها دارایی است ما فکر میکنیم یک کار مستحبی است برویم آنجا یکسری هم بزنیم برای همین هم وقتی میرویم سر بزنیم واقعاً سر میزنیم میرویم و در میرویم حس نداریم در این حرم در این بهشت بیایستیم.@ نمیگویی من الان ناراحتی اعصاب دارم فشار عصبی دارم الان فلان کس مرده غصه دارم فلان مشکل مالی را دارم بروم در حرم شفا پیدا کنم ما اصلاً نمیرویم شفا بگیریم رابطه ما پوستی است دست میمالیم بوس میکنیم میاییم در حرم بنشین کنار این حضرت بنشین یکذره شاد بشو در این بهشت یکذره آرامش بگیر.@ آنجا نه، مسجد، یکی از سؤالهای قیامت مسجد است یکی قرآن است ما چقدر قران خواندیم میبینی زبان بلد است کامپیوتر بلد است دکتر شده مهندس شده چند تا رشته بلد هست چند تا زبان بلد است از قرآن هیچی نمیفهمد کتابی که خدا فرستاده که این حیات انسانی پیدا بکند.@ یک کسی که قرآن در دلش نباشد چطوری میتواند حیات انسانی پیدا بکند نه عربی بلد است نه صرف بلد است نه نحو بلد است حالا این هیچی، نه معنیاش را بلد است نه تفسیرش را حوصله دارد بخواند اصلاً هیچ انسی با این قرآن ندارد هیچی اصلاً خوشش نمیاید.@ انسان چطوری میشود حیات داشته باشد پس ما باید وقتمان را تنظیم بکنیم حیات آخرت را جدی بگیریم ببینیم آنطرف چه چیزهایی واقعاً به درد میخورد، میگوییم برای چه آنقدر جان میکنی؟ میگوید آخه این در دنیا خیلی اعتبار دارد درست است من لیسانس دارم زندگی میگذرانم ولی فوق لیسانس بگیرم خیلی بهتر است، برای چی؟@ در دنیا کاربرد دارد لااقل به حقوقم اضافه میشود کلاسش بالاتر است خیلیها برای کلاس درس میخوانند و الا در رشتهای که خواندند کاری نمیکنند طرف الان دکترای فلان رشته دارد رفته خواننده شده پزشک است رفته خواننده شده دکترای فلان رشته را دارد.@ الان دارد یک جای دیگر کار میکند الان شما چه کارهای خواستگاری این دختر آمدی؟ میگوید من الان فوق لیسانس صنایع دارم، میگویم الان چکار میکنی؟ هیچی الان مغازه پدرم دارم کار میکنم، این فوق لیسانس برای چه بوده؟ عوضش کلاس دارد.@ برای کلاس میشود آدم عمر بگذارد عمری که هر یک ساعتش معادل چند میلیون سال آخرت است برای کلاس میشود عمر را تلف بکنی؟ بله. خانهمان را از اینجا برداریم ببریم دو کیلومتر آنطرفتر کلاس دارد حالا برای این یک تکان دو کیلومتری صد میلیون باید جابهجا بشوی، داری؟@ نه جان میکَنیم کار میکنیم دو شیفته هر دو ما کار میکنیم دو هزار متر بالاتر میرویم، چقدر عمر گذاشتی؟ هفت سال کلی صدمه خورده این زن و این شوهر تا این دو هزار متر را بالاتر رفتند ولی برای قرآن که میشود میگوید ما وقت نداریم یاد بگیریم من کار دارم زندگی دارم وقت ندارم قرآن یاد بگیرم.@ وقت ندارم تفسیر یاد بگیرم وقت ندارم کلاس بروم وقت ندارم استاد ببینم وقت ندارم برنامه بگیرم وقت ندارم عمل بکنیم پس ما واقعاً جدی نیستیم یعنی اصلاً متوجه نیستیم که اصلاً برای چه به این دنیا آمدیم هدف خلقت من چه بوده داستان خلقت من چه بوده جدی نشدم آن خود اصلی فراموش شده است.@
این کودک عزیز روان یعنی بخش فوق عقل که از جنس خداست ما این کودک را له کردیم این کودک را هیچ وقت فرصت نمیدهیم تا میاید یکذره رشد بکند در دهانش میزنیم بنشین سر جایت، کافی است الان وقت ندارم میخواهم به کارهای دیگرم برسم.@ شما ساعتبندیها را نگاه کنید وقتی میخواهیم حرم برویم میگوییم بیست دقیقه دیگر بیرون باشد وقتی میخواهیم بازار برویم اگر کسی به ما بگوید بیست دقیقه برو بازار و بیا انگار بدترین فحشها را به ما دادند تلویزیون نگاه میکند صد ساعت وقت گذاشته افسانه نگاه کرده اصلاً ککش هم نمیگزد.@ صد ساعت از عمرش را گذاشته پای تلویزیون افسانه نگاه کرده دروغ هم بوده برای همین انگار به ما فحش میدهند یعنی اگر خدا به ما بگوید بلند شو نماز شب بخوان میگوییم خدا روز که ما را ول نمیکند شب هم ول نمیکند.@ اصلاً خوشمان نمیاید خدا ما را صدا بکند با او حرف بزنیم مثلاً میگویند قرآن، دعاهای مفصل یعنی عشقبازیهای مفصل، ما اصلاً سمت اینها نمیرویم اذان بگوییم اقامه بگوییم یک حالی بکنیم دعایی بخوانیم نمازی بخوانیم تعقیباتی بخوانیم قرائت قرآنی داشته باشیم ذکر بگوییم الان بعضی از خواهر و برادرها میایند میگویند ما فلان مشکل را داریم.@ من میگویم این سه ذکر را بعد از نماز بگو، همهاش را باید بگوییم بعد از نماز باید همه را بگویم، انگار من به این فحش دادم برای مشکل دنیاییاش هم هست برای مشکل دنیاییاش هم میخواهد تا به او میگویی، اگر بگوییم نه این مشکل دنیایی را حل نمیکند برای روحت خوب است حیات انسانی پیدا میکنی انس با خداست اصلاً بازار ندارد بازارش کساد کساد است.@ پیغمبر فرمود(أشراف أمَتی حَمَلَۀُ القُرآن أصحابُ اللَّیل) یعنی کسی که با کلام معشوق انس بگیرد یعنی شرافت انسانی دارد اهل شب است شب میفهمد چیست سحر میفهمد چیست نصف شب میفهمد چیست عشقبازی شبانه میداند چیست سحر میداند چیست بین الطلوعین میداند چیست.@ سرش میشود از میکدهها خبر دارد این کاره است. (اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ) بعد میفرماید(وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ) بدانید که شما قرار است پیش خدا بروید بدانید که خدا بین انسان و دلش حائل میشود و بدانید که شما همهتان به سوی خدا دارید حرکت میکنید و محشور میشوید.@ یک روزی خودتان و خدای خودتان تنهای تنهای تنها فرشتهها هم آنجا نیستند خودتان و خدا رودررو خواهید شد به اصلتان برمیگردید ببینید چکار کردید عجب صحنه باشکوهی است صحنهای که انسان میخواهد خودش خصوصی با خدا حرف بزند یک موقع است میخواهد با اهل بیت صحبت بکند آن یک داستان است یک موقع هست میگویند خودت و خدا.@ شما بچهها را دیدید میخواهند بروند زبان امتحان بدهند میگویند لکچر دارند یا میخواهد کنفرانس بدهد بچه الان استرس دارد میخواهد کنفرانس بدهد بنشین بخوان عزیزم فردا میخواهی بروی جلوی همکلاسیهایت حرف بزنی به ما یک کاری بسپارند بعد بگویند بیا برو سخنرانی کن توضیح بده این چکار کرده.@ میگوید من استرس دارم یک موقع هست خدا 60 سال عمر داده میگوید حالا باید بیایی پیش خودم بایستی بگویی این 60 سال چکار کردی با خودت چکار کردی میتوانی پیش خدا شنگول بروی خدایا خیلی خوب کار کردیم همهاش با تو بودیم اصلاً دیگر گفتن ندارد میتوانیم بگوییم عمرمان را چکار کردیم جوانیمان را چکار کردیم میتوانیم جواب بدهیم؟@ قرآن میگوید(تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ) بعضیها وقتی پیش خدا میروند خیلی شاد هستند خیلی خرم هستند(نضرۀ) یعنی خرمی، خیلی شنگول هستند بعضیها میروند(وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ تَرْهَقُها قَتَرَةٌ) غبار، غم، داغونی، خجالت، شرمندگی در چهرهاش است اصلاً دوست ندارد با خدا روبهرو بشود چون یک عمر از او فرار کرده حالا راجع به این هم انشاء الله جلسه بعد توضیح خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@