جلسه 074 - قلب
شماره جلسه
74
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
10
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 074 - قلب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره قوت قلب بود امروز بحث جدیدی را درباره قوت قلب میخوانیم که فرمایشی هست از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اَصلُ قُوَّتِ القَلب اَلتَوَکُلُ عَلَی الله) اصل قوت قلب توکل بر خداوند تبارک و تعالی است در واقع ریشه نیرومندی دل انسان اینکه انسان یک دل نیرومند داشته باشد توکل بر خداست.@ قلب قوی مثل بدن قوی میماند بدن قدرتمند آسیبهای کمتری میبیند در مقابل میکروبها، حوادث، عوارض، شما میبینید یک بدنی که قوی هست اگر ضربه به آن بخورد به راحتی آسیب نمیبیند اگر ویروس میکروب و چیزی به سراغش بیاید به راحتی نمیتواند یک بدن قوی را مریض بکند.@ خیلی از گرفتاریهای بدنی جسمی و حتی روانی که سراغ انسانها میاید به خاطر ضعف بدن هست ما یک سلسله بیماری داریم به نام بیماریهای روانتنی، شخص مشکلات روانی و روحی دارد غصه و غم گرفتاریهای زیادی دارد ترس دلشوره احساس خستگی خیلی زیاد.@ خیلیها اشتباهاً میروند پیش روانپزشک یا روانشناس میگویند ما اعصابمان خورد است دلشوره زیاد سراغمان میاید افسردگی زیاد سراغمان میاید حالتهای اینطوری داریم بیحوصلگی زیاد داریم چه بسا میبندند آنها را به چند تا قرص و این قرصها بدتر معده و اثنیعشر اینها را زخم میکند و گرفتاریهای دیگر و عوارض دیگر میاورد.@ ولی اینها در واقع بیماریهای جسمی هست تنی است مثلاً یک کسی که کمخونی داشته باشد اگر کم خونی داشته باشد بیحوصلگی قطعاً سراغش میاید تحریکپذیر است زود بیحوصله میشود خسته میشود این باید برود یک مقدار خودش را تقویت بکند مشکل کمخونی خودش را.@ یا تیروئید بعضی از غدد هستند که اگر اضافه یا کم ترشح بکنند حالتهای روحی روانی انسان به هم میریزد این اصلاً ربطی به مسائل روحی شخص ندارد بلکه بدن اگر درست بشود آن قضیه هم درست میشود.@ بسیاری از موارد ما به جای اینکه برویم پیش روانپزشک یا روانشناس باید بدنمان را درست بکنیم که من همیشه عرض کردم که این دو اصل دارد یکی تغذیه سالم و دیگری ورزش.@ ورزش یک امر واجب است اگر کسی ورزش بکند بسیاری از مشکلات روحی روانی را پیدا نخواهد کرد و خود ورزش به تقویت معنویت و روح هم کمک میکند ورزش در سه جهت جسم روان و روح به انسان کمک میکند در اخلاقیات انسان به انسان کمک میکند.@ یک کسی که تنبل است اهل ورزش نیست بالا و پایین شدن روحی زیادی را میکشد و میچشد ورزش فوقالعاده انسان را در مقابل این نوع گرفتاریها قوی میکند و بیمه میکند نمیگذارد خیلی از مشکلات روانی به سراغ انسان بیاید تغذیه خوب هم همینطور.@ گاهی وقتها شما یک مادهای در بدنتان که کم بشود تعادل روحیتان به هم میریزد خودتان هم نمیدانید چرا، اما همین که بروید این ماده را تهیه بکنید مصرف بکنید میبینید روحتان هم آرامش پیدا میکند جسم اینقدر مؤثر است حالا از این بحث که بگذریم سراغ روح میخواهیم بیاییم.@ قلب بخش اصلی ماست ما تا بخش عقلمان ابزار هست یعنی همه وسیله هستند حس ما خیال ما وهم ما عقل ما همه اینها یک ابزار هست برای ما همه آدمها هم این را دارند از آن استفاده میکنند حس خیال وهم و عقل، اما آن که خیلی مهم است و قیمتدار میشود که براساس آن ارزش پیدا میکند یا ضد ارزش قلب ماست یک مرحله بعد از عقل ماست دل ما و قلب ماست.@ حالا اگر ما قوت روحی خوب بخواهیم یک کسی قدرت قلبی و روحی بخواهد قلب که فوق عقل هم هست که بخواهد قوی بشود حضرت میفرماید که اساس نیرومندی دل یک انسان به توکل هست این که بتواند توکل کند به خداوند تبارک و تعالی که حالا این را ما البته در بحث توکل توضیح دادیم.@ من خواهشم این هست که حتماً بدون استثناء اصلاً کوتاهی نکنید چون در حق خودتان ظلم میکنید حتماً به بحث توکل مراجعه کنید بحث توکل را بگیرید چون جداگانه ما کار کردیم ما به نیرومندی دل در حرکت به سمت آخرت خیلی احتیاج داریم.@ مثل یک کسی که به نیرومندی جسم در کارهای دنیاییش خیلی احتیاج دارد یک کسی که بدنش دائماً مریض است ضعف دارد آسیب میبیند مدام باید دوا دکتر و بیمارستان باشد این از زندگی هیچ لذتی نمیتواند ببرد.@ ما چون مسیرمان یک مسیر جاودانه است به سمت آخرت و ابدیت ما جاودانه هستیم بیشترین چیزی که به ما کمک میکند که ما بتوانیم با سرعت و قدرت جلو برویم قدرت قلبی هست نیرومندی دل است آدمهای ضعیف که قلبهای ضعیف دارند.@ یعنی دلهای ضعیف دارند اینها خوب نمیتوانند از دنیا لذت ببرند با دنیا خوب نمیتوانند ارتباط برقرار بکنند آدمهای زودرنج و عصبی و حساسی هستند که خیلی زود صدمه میبینند از نظر اخلاقی بسیار زود آسیب میبینند در زندگی زناشویی در زندگی که با پدر مادر خواهر برادر فرزندشان دارند به شدت آسیبپذیر هستند.@ در حرکت به سمت آخرت هم اینها آدمهای ضعیفی هستند یعنی وقتی میخواهند بیایند حرکت کنند سر نماز میخواهد بیاید چون قوت قلب ندارد اصلاً از نماز نمیتواند بالا بکشد برایش معراج نیست روزه میگیرد میبینید که روزه به دادش نمیرسد چون ضعیف است اصلاً نمیتواند از آن استفاده بکند.@ قرآن میگوید(اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ) این چون قدرت ندارد اصلاً نمیتواند کمکی از صبر و نماز بگیرد(وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ) سنگین است آدمهایی که قلب قوی ندارند اصلاً نمیتوانند از نماز استفاده کنند یعنی با نماز بالا نمیکشد نمیتواند بالا بکشد بعضیها فکرهایشان هم کار نمیکند.@ یعنی چون قلب قوی ندارند فکر هم نمیتوانند خوب بکنند و برای همین اساساً اینها همیشه در بُرد پایین از رشد میمانند به هیچ وجه به بردهای متوسط یا بردهای بلند راه پیدا نمیکنند.@ شما دیدید یک موقعی یک کسی مدرسه میرود درس نمیخواند خیلی ضعیف است هر چه میگویند نه دیکته یاد میگیرد نه ریاضی یاد میگیرد نه علوم یاد میگیرد میروید مدرسه مدرسه میگوید آقا این ضعیف است این حس و حال درس ندارد این به درد درس خواندن نمیخورد این همین یک سطح پایین خیلی بکشد چهار کلاس پنج کلاس بکشد بیشتر نمیتواند بالا بیاید اذیت میشود اصلاً اهل این نیست.@ یک کسی میبینی نه میرود با سرعت و قدرت میرود تا آنطرف دکترا هم میرود هیچ مشکلی هم ندارد چون قدرت دارد در حرکتهایی که ما به سمت ابدیت و آخرت داریم قدرت دل نیروی دل برای ما یک امر ضروری و واجب است اگر کسانی که نیرو نداشته باشند آدمهای ترسو آدمهای زودرنج حساس آدمهای خسیس بخیل آدمهای اهل بدبینی بار میایند.@ اصلاً بسیاری از بیماریهایی که هر کدامشان اگر انسان با خودش ببرد باید چند صد هزار سال گرفتارش میکند در برزخ مال آدمهای ضعیف است مثلاً غیبت، آدمی که قلبش قوی است اصلاً غیبت نمیکند در روایت داریم(اَلغیبَۀُ جُهدُ العاجِز) آدمهایی که ضعیف هستند غیبت میکنند.@ یعنی چون میترسد اضطراب دارد غیبت میکند یا بدبینی حسادت این مال ضعف قلب است سوءظن زودرنجی حساسیت مال ضعف قلب است این قلب ضعیف نمیتواند تصمیمات خوب و قوی و قدرتمند بگیرد حالا اگر بخواهیم این کار را بکنیم باید قلب را تقویت بکنیم مهمترین عامل تقویت قلب ذکر خدا و یاد خدا بود.@ اینجا حضرت میفرماید اساس نیرومندی دل توکل هست توکل یعنی انسان بتواند خدا را وکیل بگیرد شما نگاه کنید وقتی خودتان میخواهید به تنهایی وارد یک قضیه دادرسی و دادگاه و گرفتاری و کار بشوید سختتان هست وقتی وکیل میگیری خیالت راحت است خودت سر جایت مینشینی خیلی ترس و اضطراب نداری نمیخواهد مدام دوندگی بکنی وکیلات میرود کارهایش را انجام میدهد.@ اینکه در مورد خدا داریم(نِعمَ المَولی وَ نِعمَ الوَکیل) خداوند بهترین وکیل هست که خدا میگوید من را وکیل قرار بدهید یعنی به من تکیه بکنید از من کمک بخواهید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) خدا را وکیل قرار بدهیم یعنی در کارها خدا را کنار هم ببینیم.@ شما فکر نکنید داستانی که ممکن است خیلی وقتها آدم آن را نفهمد که موسی با هارون رفتند به جنگ فرعون پیروز شدند ابراهیم رفت در آتش افتاد حتی جبرائیل کمکش آمد از جبرائیل کمک نخواست، چطوری رفت با نمرود درگیر شد؟ یک نفر آدم با نمرودی که یک میلیون نفر فقط سرباز داشته سپاهش بوده، این چطور قدرتی داشته که میتوانسته یک نفره بلند بشود برود؟.@ انبیاء غالباً همینطوری تک و تنها یک نفره بودند اینها قدرتشان را از کجا میآوردند که میتوانستند با همه درگیر بشوند؟ در یک شهر یک پیغمبر بوده و همه کافر با همه باید درگیری پیدا میکرده میخواسته باید برود همه را تبلیغ بکند کار راحتی نیست چطوری اینها میتوانستند این کارها را انجام بدهند؟ چون اینها خدا کنارشان بود.@ موسی فرمود(إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ) من یک پروردگار کنارم هست اگر کسی باور کند یک پروردگار کنارش هست با همه فرشتگانش و با همه قوا و اسماء و صفات خداوند همه در اختیار او باشد دیگر ترس و اضطرابی ندارد.@ انبیاء الله را داشتند در روایت داریم پیامبر بزرگترین گنجی که داشت که باعث قدرت پیامبر شد که به تنهایی توانست چون خودش فرمود(ما اُوذیَ نَبیٌّ مِثلَ ما اُوذیت) هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد.@ حالا این پیغمبری که اینقدر در فشار است بزرگترین گنجش این بوده(لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) خدا هست خدا کمک میکند خدا با من هست این توجه به اینکه خدا کنار من هست فوقالعاده زندگی را قدرتمند و شیرین میکند باعث میشود انسان به اضطراب نیفتد.@ ترسها حسادتها بداخلاقیها بدبینیها همه اینها مال این هست که انسان خدا را کنار خودش نمیبیند احساس تنهایی و بیکسی میکند بعد مجبور است خودش به فکر خودش باشد خودش را خیلی خسته میکند دوندگی زیاد باید بکند بیخود باید کار بکند جان بکند خیلی جاها انسان میتواند کار را به خدا بسپارد.@ مثلاً من یک نمونه عرض بکنم که خیلی خیلی مهم است امام رضا(ع) فرمود اگر کسی کینه یکی از شیعیان را به دل داشته باشد من نفرینش میکنم کینه بددلی نسبت به کسی انسان در دلش گره داشته باشد نسبت به کسی این مال ترس است انسان اگر خدا را کنارش داشته باشد.@ الان من برای چه عصبانی بشوم عصبانیت هر یکبارش کلی فشار قبر برای من میاورد الان یک کسی یک کاری کرده وقتی من خدا را کنارم دارم خدا میتواند اگر بخواهد انتقام من را بگیرد خدا هیچ وقت نمیگذارد حقی از من ضایع بشود.@ در مقابل هیچ کس حتی پدر مادرم هم به من ظلم بکنند همسرم به من ظلم بکند فرزندانم به من ظلم بکنند عزیزترین کسم هم به من ظلم بکند خداوند هیچ وقت نمیگذارد که ظلم در حق من بشود خدا هست ما هر چه ظلم هم تا الان به ما شده باشد خدا به بهترین وجه بعداً جبران میکند به شیرینترین وجه میدهد.@ چرا من باید اینقدر آدم مضطربی باشم اینقدر آدم عصبی باشم خودخور باشم کینهای باشم در حالی که هیچ کس واقعاً نمیتواند ظلم بکند اگر ظلم بکند ظلم به خودش برمیگردد دامن خودش را اول میگیرد.@ پس وقتی من خدا را میتوانم کنار خودم داشته باشم ببینمش واقعاً کنار خودم از بسیاری از اخلاقهای زشت حرکات زشت عملکردهای زشت خودبهخود دور خواهم شد چون خداوند تبارک و تعالی کنارم هست توکل یعنی اینکه شجاعت داشته باشی کنار خدا به وظائفت عمل بکنی و از هیچ چیز نترسی.@ قرآن میگوید وقتی که جنگ شد بین سربازان پیامبر با لشکر دشمن جنگ طالوت و جالوت را میگوید میفرماید(يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ) آنهایی که معتقد بودند خدا را میبینند به ملاقات خدا میروند وقتی یک دفعه با لشکر دشمن روبرو شدند گفتند(كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ) چه بسیار گروه اندکی که غلبه کردند به گروههای بزرگ به اذن خدا.@ چون خدا کنارشان هست خداوند در قرآن میگوید ما در جنگ برای شما سه هزار تا فرشته پنج هزار تا فرشته فرستادیم یعنی خدا هست اینطور نیست که ما سیصد نفر باشیم آنها ده هزار نفر باشند ما شکست بخوریم واقعاً خدا میفرستد این جسارت عمل به اذن خدا توکل بر خدا انسان جلو میرود.@ شما معجزه انقلاب اسلامی را نگاه بکنید ما یک کشوری بودیم که هیچ نه ذخیره ارضی داشتیم نه نیروی نظامی کار کشته داشتیم مردم فقط توکل بر خدا داشتند عشق به خدا داشتند و همه قدرتهای بزرگ را شکستند این معجزه را ما زمان خودمان دیدیم ما باید یاد بگیریم که به خدا اعتماد بکنیم و بتوانیم به خدا توکل بکنیم.@ اگر یاد گرفتیم به خدا اعتماد کردیم به خدا توکل کردیم در تمام صحنههای اجتماعی سیاسی اقتصادی نظامی خانوادگی درس اگر به خدا توکل کردیم خدا را کنار خودمان آوردیم میبینیم که خیلی قلبمان قدرتمند میشود شجاعت و جسارت کار به سراغ ما میاید دیگر ترس و دلشوره در زندگیمان نمیاید چه کنم چه نکنم نداریم.@ در حملههای شیطان گفتیم یکی از حملهها حمله جلو بود آینده بود دلشورههای آینده، وقتی یک نفر خدا را کنارش دارد از آینده دلشوره و اضطراب ندارد خدا وقتی کنارش باشد خدا را ببیند میبیند هیچ وقت تنها نیست در هیچ شرائطی تنها نیست پس خودبهخود اینقدر قوی میشود که در مقابل حمله از جلو ایمن میشود واکیسنه میشود.@ اینکه علی(ع) فرمود اصل نیرومندی دل توکل بر خداوند تبارک و تعالی است خدا را باور کردن. کوهنوردی که اعتقادی به خدا نداشت و وقتی که سقوط کرد در دل یک شب سرد آویزان که شد بین زمین و آسمان فطرتش به او گفت الان یک قدرتی هست که دارد من را میبیند و الان میتواند من را نجات بدهد.@ گفت خدایا من الان فهمیدم تو هستی ناگهان صدای خدا را شنید که خدا به او گفت واقعاً به من ایمان آوردی؟ گفت بله من به تو ایمان آوردم من فهمیدم که فقط تو میتوانی من را نجات بدهی خدا گفت که باشد من تو را نجات میدهم، گفت حالا چکار کنم؟.@ گفت حالا این طنابی که تو به آن آویزان هستی ببر، گفت نه خدایا میافتم، گفت ببر مطمئن باش به من تکیه کن این خیلی مهم است نکرد فردا آمدند دیدند در فاصله یک متری زمین یخ زده مرده اگر بریده بود افتاده بود زمین راه میافتد میرفت خانهاش ما اینطوری هستیم.@ خداوند مثل یک پدر و مادر کنار ما ما را پرورش میدهد شما بچه را بالا میاندازید بچه کوچک است ولی بچه چرا میخندد وقتی او را بالا میاندازید امیدش به این هست که پدر مادر او را میگیرند یک موقعی شما میروید در یک فاصلهای میایستید بعد به بچه میگویید بپر خیلی حرف است چون بچه میفهمد ارتفاع یعنی چی.@ این قضیه بچه و بزرگ ندارد بچه و بزرگ میفهمند که ارتفاع کشنده است ترس دارد ولی چطور یک دفعه بغل شما میپرد چون شما را کنار خودش میبیند یعنی بچه کارهای خطرناکی میکند وقتی شما میگویید من هستم نترس خودش را بغل شما میاندازد خدا ما را اینطوری پرورش میدهد مثل یک پدر و یک مادر که میگوید من هستم نترس برو.@ شما ببینید بچه از تاریکی میترسد آنهایی که از تاریکی میترسند اگر تنها رهایشان کنید در تاریکی نمیتوانند بروند اما اگر یک نفر کنارشان باشد میبینید که اصلاً ترس از تاریکی ندارند وقتی یک ستون انسان راه میافتد در یک شب تنها و تاریک راه میافتند میروند یک کسی میگوید ما هزار نفر هستیم از چه چیزی بترسیم.@ این را میگویند تکیه به کسی دیگری یعنی یک کس دیگری وجود دارد یک تکیهگاه دیگری وجود دارد که من میتوانم از او کمک بگیریم خداوند ما را همینطوری پرورش میدهد توکل یعنی شما تمرین بکنی که تکیه بکنی به خداوند تبارک و تعالی او را وکیل قرار بدهی.@ در رانندگی شما نگاه کن کسی که میخواهد رانندگی بکند دفعه اول میترسد کسی که میخواهد آشپزی بکند دفعه اول میترسد کسی که میخواهد اسبسواری بکند دفعه اول میترسد بعد یواش یواش ترسش میریزد الان شما فکر میکنید یک نفر چطوری میتواند با 120 تا 130 تا 140 تا بعضیها در جاده 170 ـ 180 تا من دیدم میروند.@ این به چه امیدی 180 تا گاز میدهد میرود؟ ترمز یک موقع هم نمیگیرد ولی امیدش هست که ترمز میگیرد 180 تا 200 تا برویم میگوید یک ترمزی هست که من را نگه میدارد امیدش به آن هست خداوند تبارک و تعالی دوست دارد که ما او را ببینیم دیده بشود در زندگیهای ما.@ میزان شرافت یک انسان به این هست که چقدر غیب را میبیند(وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْ‏آخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ) اولین شرط این هست که(هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) یؤمنون از امن میاید یعنی دلشان به آن چیزی که نمیبینند آرامش دارد تمام ایمان یعنی همین، یعنی اینکه انسان به چیزی که نمیبیند آرامش داشته باشد.@ مخصوصاً هم خدا این کار را کرده چون شرافت انسان از ایمان قدرت انسان از اینجا معلوم میشود اگر ببینیم که هنر نیست میگوید(يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) آن که نمیبیند را آرامش دارد میگوید این کمکم میکند همیشه کنارم هست و خدا خیلی دوستش دارد.@ اصلاً کلاً شرافت و درجه هر عالمی به این هست که چقدر غیب را باور میکند و در زندگی آن را میآورد و از آن کمک میگیرد چقدر میتواند به غیب تکیه بکند آدمهایی که نمیتوانند به غیب تکیه کنند خیلی ضربه در زندگیشان میخورند(نِعمَ الوَکیل) من واقعاً وکیل خوبی برای شما هستم هر چقدر میتوانید به من تکیه کنید.@ فرمود من نزد گمان بندهام هستم اگر خدا بداند که بنده روی او حساب کرده اصلاً کنار نمیکشد میگوید این بنده من به عشق من به امید من این کار را کرده اگر روی من حساب کرده پس من میدهم شما اگر در عبادت هم روی خدا حساب بکنید خدا یک طوری با شماست.@ میگوید اگر یک حدیثی به شما رسید که اعتبار هم نداشت نمیدانستید گفتند اگر کسی این نماز را بخواند اینقدر به او ثواب میدهند واقعاً ما این را نگفتیم اهل بیت گفتند ما اهل بیت هم این حدیث را نگفتیم اگر دروغی یک حدیثی به شما رسید که گفته بودند که اگر این را انجام بدهی اینقدر ثواب دارد خدا میدهد فکر کردید اینطوری هست.@ خدا میگوید این بنده روی من حساب کرده گفته من این را بخوانم خدا به من میدهد من هم به او میدهم خدا اینطوری هست یعنی هر طوری حساب بکنی همانطوری با تو هست کنار تو هست پس ببینیم ما میتوانیم حساب بکنیم یا نمیتوانیم حساب بکنیم.@ شما الان میخواهید کَرم، روحیه، اخلاق یک بچه را امتحان کنید از بیرون پدر یک چیزی میخرد میاورد میدهد دست بچه یک پفکی بیسکویتی بعد به بچه میگوید بازش کن به بچه میگوید به من میدهی یا نمیدهی به من هم میدهی بخورم این بچه این را از کجا آورده؟ خودش که نیاورده پدرش برایش آورده بعضی از بچهها به پدر مادرشان نمیدهند بعضیها میدهند.@ خدا میگوید(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) تمام عوامل تکیه را در همین چند آیه اول آورده برای همین ما هیچ سورهای در قرآن به قدرت و اهمیت سوره بقره نداریم اینکه در برنامههایتان نوشتم سوره بقره را شش ماه کار کنید حتماً هر روز 50 آیه از بقره بخوانید و تفسیرهایش را هم بخوانید برای اینکه تمام قرآن در این سوره جمع شده.@ همان اول قرآن همه را یک دفعه خدا گفته همه حرفها را در همین چند آیه اول زد(هُدىً لِلْمُتَّقِينَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) (وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) یعنی خودم به تو دادم حالا به تو میگویم از اینکه به تو دادم به خودم بده(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ) خود خدا میگوید به من خدا قرض میدهی خودم به تو دادم.@ سلامتی، جوانی، کار، استعداد، شرائط همه را خودم به تو دادم پولش را به تو دادم درآمد کسب کردی مشتریش را هم خودم برایت فرستادم حالا از همین یک مقدار به من بده خیلیها میترسند به خدا بدهند نمیتوانند اعتماد بکنند.@ مثل یک بچهای هست که یک شکلاتی یک چیزی برایش خریدی بعضی از بچهها کریم هستند مثلاً میاید این بیسکویت را میگذارد دهان مادر دهان پدر دهان خواهرش یک دوستی داشته باشد یک همکلاسی هم داشته باشد به او هم میدهد این مادر هزار جور میخواهد قربان صدقه این بچه برود که این بچه من چقدر کریم است هزار تا بیسکویت دیگر هم بخواهد به او میدهد.@ خدا میگوید به من قرض میدهید اگر قرض بدهید(فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً) من هفتصد برابر به تو برمیگردانم میتوانی به خدا اعتماد بکنی من عرض کردم هر وقت نوبت خدا و دین خدا میرسد دنبال پول خوردههایمان میگردیم میگوییم اول خودمان نیاز نداشته باشیم بعد اگر خودمان نیاز نداشتیم بدهیم و این اصلاً در آن عشق و کرامت نیست.@ (لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ) از آن چیزی که دوست دارید خوشت میاید به آن وابسته هستی همان را بده آن را که دوست داری در راه خدا بده میتوانی به من اعتماد بکنی که مطمئن باشی من به تو برمیگردانم در دنیا هم به تو برمیگردانم آخرت که جای خودش، میتوانی به خدا توکل بکنی؟.@ بسیاری از خساستها، بخلها، خساستهایی که افراد نسبت به شوهر خودشان مثلاً میخواهد شوهر یک کار انفاقی بکند میبینی زن مزاحم میشود شوهر میخواهد به یک کسی به مادرش پدرش کمک کند زن اینقدر جیغ و داد و الم شنگه راه میاندازد که نگو چون شعور ندارد خدا را کنارش نمیبیند چون فکر میکند پول یعنی همین که الان در دستش هست.@ اگر این مرد برود به پدر و مادرش به هر کسی که هست انفاق بکند کمک بکند خدا چند برابر به او برمیگرداند حالا بگذریم بعضی وقتها مردها افراط میکنند و ولخرجی میکنند آن جداست عیبی ندارد جلوی آن را بگیریم مرد همینطور به زن و بچه خودش سخت میگیرد بخل دارد برای زن و بچه خودش، اصلاً خدا را کنار خودش نمیبیند.@ مستحب است اصلاً انسان به رفاه خانوادهاش توجه بکند نه اینکه افراط بکند تجملگرایی بکند همان حقوقی که نیاز هست سخت نگیرد خداوند تبارک و تعالی برکت بیشتری برای انسان میاورد.@ مهمانی دادنها، انفاق کردنها، خدا امتحان میکند میگوید من خودم به تو دادم حاضر هستی از این در راه من هزینه بکنی چه چیزی از آن مال تو است تو خودت هم مال من هستی همه چیزت وجودت مال من است توکل یعنی انسان ادراک بکند عین فقر است ربط محض به خداوند تبارک و تعالی است.@ شما الان نگاه کنید ببینید روی این میز الان یک میکروفون هست کتاب هست رومیزی هست موبایل هست دستمال کاغذی هست یک سینی هم هست شما الان این رومیزی چرا اینطوری مربع مستطیل ایستاده یعنی اگر ولش بکنی اینطوری میایستد؟ اینها چرا الان روی این ارتفاع از زمین ایستادند شما تعجب میکنید یا نمیکنید؟ چرا تعجب نمیکنید؟.@ میگویید یک پایه وجود دارد یعنی یک چیزی که بنا نیست اصلاً نمیتواند خودش را روی آسمان نگه دارد وقتی که یک ستون داشته باشد دیگر تعجب ندارد حالا از وجودهایی که من و شما داریم میبینیم من، جانم، خودم، شما، این کره زمین، مریخ، مشتری، کیهان، کهکشانها، اینها کدامشان وجودشان از خودشان است کدامشان هستیشان از خودشان است؟.@ پس ما داریم خدا را با همه آنها میبینیم خداست که تکیهگاه همه اینهاست یعنی وجودی که ذاتاً نمیتواند خودش خودش را به وجود بیاورد خودش خودش را نگه دارد به یک جایی تکیه کرده ما همه چیزمان تکیه به خداست(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) شما همه فقیر خدا هستید.@ من الان خودم در نفسی که دارم میکشم وابسته هستم به خدا که اجازه میدهد یا نمیدهد پلکم میخواهد باز و بسته بشود باید ببینم خدا اجازه میدهد یا نمیدهد من هیچ چیز مال خودم نیست(تَوَکَلتُ عَلَی الحَیِّ الَّذی لا یَمُوت) توکل یعنی اینکه من با ایمانم تکیه به حق تعالی داشته باشم ببینم که هست و کمکم هست.@ فرمود هر وقت از آزار انسانها دچار غم و غصه و اذیت شدید بگویید(أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) هر وقت از توطئه کسی ترسیدید امام صادق فرمود من تعجب میکنم کسی که میترسد از توطئه دیگران و این آیه را نمیخواند در حالی که خدا به او یاد داده بلافاصله خدا بعدش گفته(فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا) خدا آدم را نگه میدارد.@ این ذکر را صبح انسان اول وقت بگوید(أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ) من کارهایم را به خدا واگذار میکنم اگر واگذار کردی دیگر کینه و درگیری نداری با کسی، یک کسی که یک غلطی کرد نمیگویی بلند شوم بروم حالش را بگیرم زنگ بزنم به او فحش را به او ببندم کاری ندارد واگذارش کن به خدا، دیگر دعوا و درگیری نیست حسادت نیست حسادت کفر به خداست.@ در روایت داریم شیطان به سربازانش گفت بین بنیآدم دو چیز بیندازید(اَلقُوا بَینَهُمُ البَغی وَ الحَسَد فَإِنَّهُما تَعدِلانِ عِندَالله اَلشِرک) بین بندگان خدا دو چیز را رواج بدهید یکی حسادت و دیگری دشمنی، چون معادل شرک به خدا هستند اینقدر خطرناک است.@ لذا امام رضا(ع) فرمود اگر در شیعیانم کسی اهل این چیزها باشد من نفرینش میکنم. آنها دشمنان خدا هستند شما نفرینشان میکنید با مؤمن که آدم این کار را نمیکند یک آدم از دین خارج شده یک کسی که اهل فتنهانگیزی با مؤمنین باشد اصلاً دین ندارد.@ لذا حضرت فرمود اگر کسی اینطوری باشد از ولایت من خارج است و روح ایمان از او رفته این آدم اصلاً انسان نیست این کافر است چرا آدم میتواند تشخیص بدهد در ارتباطات با افراد میتواند تشخیص بدهد شما خیلی وقتها کسانی را که میخواهید نفرین بکنید میبینید که اصلاً قابل نفرین نیست.@ مؤمن است متدین است خیر است حالا با تو یک مشکلی دارد متأسفانه خودمان را ملاک همه چیز قرار میدهیم اگر کسی با ما خوب بود خیلی آدم خوبی است و اگر با ما خوب نبود خوب نیست.@ خدا رحمت کند امام را به او میگفتند که شما چرا پشت سر این آقا نماز میخوانید این پشت سر شما خیلی بدگویی میکند با شما خیلی دشمنی دارد همه جا علیه شما حرف میزند امام فرمود این مرد خوبی است واقعاً با اخلاص پشت سر من دشمنی میکند یعنی فکر میکند من واقعاً آدم بیدینی هستم با من دشمنی میکند برای خدا میکند من هم قبولش دارم عادل است میروم پشت سرش نماز میخوانم.@ ما خودمان که ملاک نیستیم که تا یک کسی یک کاری کرد بدویم برویم نفرینش بکنیم نفرین اگر جا نداشته باشد به خود آدم برمیگردد میتوانیم آدمها را بشناسیم که چطور آدمهایی هستند توکل اینطوری است شما هر یکباری که به خدا اعتماد میکنی خدا پشتت میایستد دفعه بعد قلبت محکمتر هست میبینی مثل اینکه خدا هست واقعاً به ما کمک میکند.@ من یادم هست جبهه که رفته بودیم عملیات میرفتیم این اواخر با اخویمان دیگر تفنگ نمیبردیم برای عملیات شب، چون میدیدیم که همینطوری که میرویم تیر هم که نزنیم اینها فرار میکنند یک چوب دستمان میگرفتیم اصلاً احتیاج نبود بایستیم بزنیم همین مسلح بود ما را میدیدند فرار میکردند.@ خدا وقتی امتحانش میکنی میبینی خیلی جاها پشتت ایستاده هر کس در زندگیش نگاه کنید کجاها تکیه کرده به خدا، خدا چقدر پشتش ایستاده دفعه بعد قلب قویتر است میگوید مثل اینکه میشود(وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) کسی که ایمان دارد به خدا توکل میکند خدا هم میگوید این بنده من به من توکل کرده در کارش من را حساب کرده من هم کمکش میکنم.@ عرض کردم یک خَیری را معرفی کردند که میگفت من سالی دو میلیارد تومان درآمد دارم گفتم چطوری رسیدی به سالی دو میلیارد؟ گفت من از روز اول که شروع کردم اینقدر وضعم خوب نبود به خدا گفتم خدایا هر چه بدهی نصف، خیلی جگر میخواهد آدم به خدا تکیه بکند نصف را داده بود.@ الان بعضیها خمسشان را میخواهند بدهند میترسند خمس یعنی لقمه حرام میخورند میدهند زن و بچه میخورد زکات به آنها واجب است حج میخواهد برود میترسد میگوید من چقدر هزینه کنم برای حج، برای فرزندم نگه داشتم که اگر خواست عروسی کند داشته باشد.@ این فرزندت هم فردا تو را لعنت میکند روز قیامت میگوید تو غلط کردی همچین کاری کردی خودت هم بعداً فرزندت را لعنت میکنی میگویی من به خاطر تو فلان فلان شده خودم را در جهنم انداختم آقا واجبتان را انجام بدهید نترسید خدا روزیتان را میرساند.@ خمسشان را میخواهند بدهند میترسند، دارند، نمیدهند، وقتی هم که دارند میگویند حالا نمیشود برای ما قسطبندیش بکنید ما ماهی 500 تومان بدهیم با خدا هم مثل گداها رفتار میکند انگار خدا احتیاج دارد چه خدای مظلومی بندگانش چقدر به او توهین میکنند، میترسند.@ توکل چیزی هست که ملت ما در این 30 و سی و خوردهای سال خیلی امتحان کرده و دیده خیرش را، در بدترین شرائط، اینکه انسان خدا را کنار خودش ببیند وقتی دیدی دیگر هیچ وقت اضطراب و ترس در هیچ شرائطی سراغت نمیاید.@ چند وقت پیش یکی از همین خانمها تازه عقد کرده بود یکبار دیدم شوهرش زنگ زده بود به من گریه میکرد، گفتم چه شده؟ گفت استاد من حالم خراب است ما هم به یک جایی معرفیش کرده بودیم.@ آنها هم یک هشدارهایی داده بودند این هم خیلی جدی نگرفته بود بعد یک دفعه دیدیم که شوهر زنگ زد گفت که گفتند سرطان کبد است کارش تمام است یعنی حتی شیمیدرمانی هم نمیشود کرد یعنی یک غده بزرگ به اندازه پرتقال در کبدش هست گفتند تمام است بیایید ببریدش کاری نمیشود کرد.@ یک هفته دو هفته همه دعایش کردند یک دفعه دیدیم زنگ زد یک روز خندان خود خانم اینقدر قوی به من گفت استاد شما بیا این شوهر من را یک ذره نصیحت کن یک ذره دلداریش بده پدر مادر من را نصیحت کن مگر چه میشود خدا هر چه به من میدهد به من هدیه داده مگر بد است مگر خدا بد من را میخواهد.@ اگر قرار باشد بروم میروم پیش یک خدای کریم و مهربان، اگر قرار باشد بمانم خب میمانم این دیگر ترس دارد که حالا من سرطان گرفتم میگفت نمیدانم دکتر به اینها یک چیزی گفته اینها خیلی ترسیدند ولی من خودم برای همه چیز آماده هستم.@ یک لحظه خنده آرامش شوخی کردن با پدر مادر و همسر از این دختر جدا نشد دعاهای شما هم الحمدلله در حقشان مستجاب شد و گرفت الان الحمدلله هم شیمیدرمانی را دارد قبول میکند هم یک مقدار از آن حالتهای بدی که داشته برطرف شده دکتر هم گفته تا 90% ان شاءالله مشکلش حل میشود.@ خود دکتر میگفت اصلاً قبول نیست این آزمایشی که الان جدیداً گرفتی با آن که ما داشتیم زمین تا آسمان فرق کرده دکتر چیز دیگر است فکر کنم اصلاً مال این نباشد اینقدر تأثیر دارد اینکه آدم خودش را ببیند اگر قرار است بروم خب میروم مگر کجا میخواهم بروم.@ توکل در روایت داریم فرمود یعنی اینکه شما به آن چیزی که در دست خداست بیشتر اعتماد داشته باشی تا آن چیزی که در دست خودت هست تا شوهرش به من این را گفت گفتم ببین این تازه اول امیدواری ماست اگر دکتر بگوید چیزی نیست خوب میشود که دیگر ترس ندارد ناامیدی ندارد همه امید آن موقعی هست که دکتر میگوید امیدی نیست حالا آنجا ما هستیم و یک خدا.@ توکل یعنی کنار خودت او را ببینی بتوانی به عشق او اضطراب نداشته باشی حسادت نداشته باشی زودرنجی و حساسیت و عصبانیت نداشته باشی اینها همه مال دنیاست شما وقتی دنیا را دیدی یعنی خدا را نمیبینی به خاطر دنیا آدم عصبانی حسود کینهای بداخلاق نمکنشناس بدبین همه به خاطر دنیاست.@ وقتی انسان خدا را داشته باشد هیچ وقت با داشتن خدا به این حالتها نمیافتد همیشه شاد و قوی و آرام است به هیچ وجه زودرنجی و حساسیت ندارد حسادت ندارد رقابت با کسی ندارد این قوت قلب انسان هست(اَصلُ قُوَّتِ القَلب اَلتَوَکُلُ عَلَی الله) اصل نیرومندی دل انسان این هست که انسان بتواند تکیه بکند.@ چون شما هر بار که تکیه میکنید دارید قویتر میشوید شجاعتر میشوید بگو توکل به خدا برو جلو بعد میبینی که دفعه بعد هم همینطوری هستی از تاریکی میترسی میگوییم توکل به خدا برو جلو میبینی هیچی نیست بعد دفعه بعد شجاعتر، اصلاً دل انسان قدرتمند میشود.@ آدمهای ترسو و حساس و زودرنج آدمهای ضعیف مال این هست که واقعاً آرامش، اطمینان به قدرت مافوق خودشان هنوز پیدا نکردند. یک پسری بود خیلی پسر ناز واقعاً که اشک من را درآورد گریه کردم این میگفت که مادر من یکبار رفتیم یک جایی که چند تا عالم روحانی بودند.@ میگفت که مادر من به من گفت که پسرم دوست داری مثل اینها بشوی یاور دین خدا بشوی؟ گفتم نه مادر من خوشم نمیاید، گفت چند وقت دیگر گذشت یک مورد دیگر پیش آمد مادرم دوباره به من گفت بعد گفتم به مادرم چه بگویم حالا جلسه بعد میگوییم چه میشود.@ حضرت میفرماید انسان گاهی وقتها یک چیزی را خیلی ولع دارد وقتی میخواهد سمتش برود یک دفعه خدا یک کاری میکند که همه مزهاش را از دست بدهد چون خدا دوست ندارد این به آن چیز برسد یک دفعه برایت بیمزه میشود همان که چند وقت تلاش کردی به آن برسی میبینی از آن متنفر میشوی.@ (أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ) خدا بین آدم و دلش یک موقعهایی اینطوری میشود میگوید من یک دفعه آمدم بگویم نه، گفتم مادر حالا راجع به آن فکر میکنم بعد میگفت همینطوری یک موقع به مادرم گفتم که باشد مادر قبول میکنم میخواهم دین خدا را یاوری کنم.@ میگفت وقتی که این را گفتم اینقدر ما را مسخره کردند فک و فامیل و اطرافیان که تو میخواهی بروی طلبه بشوی از کجا میخواهی بیاوری بخوری طلبه مگر الان چقدر شهریه میگیرد درسات را بخوان دانشگاه برو دکتر مهندس بشو.@ میگفت به اربعین خوردیم آن موقع میگفت که به مادرم جواب منفی دادم یک دفعه یک پولی جور شد و من رفتم کربلا با رفقایم چه حالتهای قشنگی هم آنجا داشت گفت امسال که میخواستم اربعین بروم یک دفعه پدرم گفت بابا پول ندارم تو را کربلا بفرستم گفت مثلاً 400 ـ 500 تومان میخواستم که اربعین خودم را کربلا برسانم نداشتم.@ گفت نزدیک اربعین که شد دیدم پدرم گفت بیا عزیزم این 500 هزار تومان برو گفتم بابا این را از کجا آوردی؟ گفت برو حالا گفت اصرار کردم گفت مادرت دیشب خواب امام زمان(ع) را داده گفته این گُل و این پول را بده به فلانی میخواهد کربلا برود بیپول نباشد.@ بعد چقدر قشنگ تعریف میکرد میگفت من به امام زمان گفتم یا امام زمان قبل از اینکه مادرش این خواب را ببیند گفتم یا امام زمان من آن موقع که دوست نداشتم سربازت بشوم تو پول کربلایم را جور کردی حالا که سربازت شدم یعنی من نمیتوانم کربلا بروم که بعد امام زمان(ع) آمده بود در خواب مادرش پول را به ایشان داده بود با گُل گفته بود بدهید به فلانی.@ بعد میگفت که خیلی برایم شیرین بود همه میگفتند که طلبه به چه کسی تکیه میکند طلبه از کجا بیاورد بخورد من فهمیدم که صاحب دارم فهمیدم کسی را دارم که همیشه با من هست صاحبم هست در مقابل همه فک و فامیلهایی که میگفتند شما از کجا میخواهی بیاوری یک طلبه از کجا باید بیاورد دیدم امام زمان هست حواسش به من هست حتی برای پول کربلایم هم مرا لنگ نگذاشت.@ دیدن خدا خیلی مهم است یک طلبهای تعریف میکرد میگفت من در اصفهان تبلیغ میکردم یک موقعی دو نفر آمدند گفتند حاج آقا ما از منبر شما خیلی استفاده میکنیم جزء مریدان شما هستیم میاییم سر جلسات شما، طلبه جوانی هم بود سید هم بود گفت میشود شما چند لحظه منزل ما تشریف بیاورید؟ گفت من هم گفتم یک مؤمنی دعوت کرده.@ رفتم منزلشان رفتم داخل دیدم در را بستند فهمیدم بهائی هستند و میخواهند من را بکشند قتل این را طراحی کرده بودند که بکشند به آنها گفتم که پس حالا که میخواهید من را بکشید اجازه بدهید دو رکعت نماز بخوانم بلند شدم دو رکعت نماز خواندم یا امام زمان من سرباز تو هستم این دشمنان تو من را اینطوری گرفتند.@ گفت یک لحظه یک دفعه دیدم یک کسی آمد دو تا ضربه زد به اینها اینها افتادند و بیهوش شدند و من هم در را باز کردم و آمدم خدا را هر طور نگاه بکنی کنارتان هست یعنی باور بکنیم ما این خدا را که خدا با فرشتگانش همیشه کنار ما هستند قرآن برای همه ما دارد میگوید.@ شما هم همه دیدید اگر بچه کوچک نداشتید بچه کوچک دیدید(لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ) معقّب یعنی تعقیبکننده، میگوید از جلو و عقب فرشتگانی را خدا(يَحْفَظُونَهُ) برای شما یک فرشته گذاشته چرا باور نمیکنید صبح تا شب میگوید اینقدر اتفاقات برای تکتک شما میافتد اگر فرشتهها نباشند.@ هر کس الان برگردد به گذشته خودش میبیند چقدر صحنههایی بوده که قرار بوده من نابود بشوم بچه کوچک شما ببینید اتفاقاتی برایش پیش میاید فرشتهها نگه میدارند من دیدم بچه کوچک از دو طبقه افتاده هیچ چیزش نشده از پشت بام با سر افتاده بلند شده رفته چطوری شده این الان اینطوری شده فرشتهها هستند.@ فرشتهها همیشه با ما هستند کمکمان میکنند خدا میگوید من اینها را گارد شما اسکورت شما قرار دادم با شما هست صحنههای تصادف را شما نگاه کنید گاهی وقتها آدم تعجب میکند میگوید اصلاً از این صحنه تصادف هیچ کس زنده نباید بیرون بیاید میبینی هیچ کس هیچ چیزش نشده.@ در همین جریان بم شما نگاه بکنید یک بچه 11 روز 12 روز یک بچه نوزاد چه کسی به او شیر داده 11 روز 12 روز چطوری بوده که این آنجا زنده مانده آدم بنشیند فکر بکند این که داستان نیست ولی خدا میگوید باید روی من حساب بکنید.@ این که یک کسی بگوید خدایا اول به من نشان بده خدا را نباید امتحان کرد زشت است اصلاً آدم این کار را بکند بنده نباید برای خدا شرط بگذارد یا خدا را امتحان بکند میگوید باورم داری تکیه کن ببین زمین میافتی یا نمیافتی.@ آدمی که خدا را کنارش ندارد همیشه احساس تنهایی و ترس در وجودش هست سخت میگیرد به زن و فرزندش سخت میگیرد به همسرش سخت میگیرد به اطرافیان سخت میگیرد به خودش، همیشه در عسرت زندگی میکند.@ (وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً) خدا را کنار بگذاری باید همیشه دلشوره داشته باشی همیشه باید دلترس باشی اما اگر به او تکیه بکنی به امید خدا ان شاءالله جلو میرویم کسی که میترسد مهریه آنچنانی میبندد چون واقعاً دین ندارد یک دفعه 500 تا سکه 1000 تا سکه، پیغمبر فرمود این کار را نکنید خصومت و دشمنی میاورد، از چه چیزی میترسی؟.@ انفاق دیگر نمیتواند بکند انبساط دیگر ندارد مدام دلشوره و ترس دارد میگوییم آقا این کار را میخواهی بکنی دعایت را بخوان در ماشین بگیر بخواب میگوید نه من در ماشین خوابم نمیبرد من اصلاً عادت ندارم در ماشین بخوابم چون مدام میترسم، حالا تو بیدار باشی تصادف نمیشود! دعایت را بخوان آیۀالکرسی را بخوان.@ مهماندار هواپیما یک خاطره قشنگ نوشته بود از یک روحانی میگفت ما در آسمان بودیم گفتند که چرخهای هواپیما باز نمیشود بعد میگفت همه به اضطراب بودند یک روحانی بود همینطوری شنگول نشسته بود، به او گفتم حاج آقا چقدر شما راحت هستید؟ گفت من آیۀ الکرسیم را خواندم خیالم راحت است.@ خدا گفته شما دعایت را بخوان دیگر تصادف نمیکنی ذاکر دیگر برایش خطر پیش نمیاید من مطمئن هستم چیزی نمیشود همه ترس داشتند این میگفت من آیۀ الکرسیم را خواندم مطمئن هستم چیزی نمیشود.@ آدم به آیۀالکرسیش اعتماد بکند به ذکری که گفته اعتماد بکند به صلواتی که فرستاده اعتماد بکند به خدا اعتماد داشته باشد بدترین گناهان بدبینی به خداست اعتماد کن قلبت قوی میشود در رفتار در اخلاق در انتخاب در ارتباط.@ وقتی کنار خودت الله را دیدی هر کاری میخواهی بکنی خدا در آن کار به تو کمک میکند خیر و برکت برایت میاورد از جایی که حساب نمیکنی به تو میرساند وقتی الله را حذفش کردی میمانی خودت تنها، حالا خودت باید به تمام کارهایت رسیدگی بکنی، ما حول و قوه داریم؟.@ ما میگوییم(لا حول و لا قوۀ) (لا مُؤَثِرَ فِی الوُجُود اِلاَّ الله) حالا حذفش کن ببین میتوانی خودت تنهایی از پس زندگیت بر بیایی یا نه، داستان حضرت ابراهیم(ع) در توکل به خداوند سرمشق ماست داستان پیغمبر انبیاء اولیاء داستان امام امت که تنهایی قیام کرد ببینید به چه عزت و موفقیتی رسید.@ فرمود من شب خواب دیدم که که نقشه ایران آتش گرفته خودم با عبایم خاموش کردم اما فهمیدم که تنهایی باید ایران را نجات بدهم کسی کمک من نمیاید امام یک نفری قیام کرد تک و تنها، ببینید به کجا رسید یک قیام یک نفره(أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنى‏ وَ فُرادى) قیام کنید برای خدا دو نفری یا یک نفری، برای امام زمان(ع) همینطور.@ حالا 40 نفر 50 نفر صد نفر دویست نفر جمع شوند حالا جمع شدند یا جمع نشدند خودت به تنهایی هر کدام انسان بگوید من باید به پدر آسمانیم کمک بکنم من کاری ندارم کسی کمک میکند یا نمیکند یک علم بلند کند انسان حرکت کند برای کمک به امام زمانش، میبینید چقدر خداوند به او برکت میدهد موفقیت میدهد.@ اینها نشانههای خوبی هست زن و بچهات را ببر بگذار(بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ) خدا چرا اینطوری همه را اذیت میکند نگفت ببر اروپا بگذار نقاط خوش آب و هوا خیلی خوب بود میتوانست ببرد بگذارد میگوید نه ببر این اسماعیل، خدا میگوید ببینم میتوانی به من توکل کنی سرش را ببر ببینم ابراهیم تا کجا رفت.@ (سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ) اسماعیل هم عجب بدمستی بوده خدا گفته سرم را ببر، بِبر در وادی غیر ذی زرع یک جایی این زن جوان را با این بچه نوزاد را بگذار و بیا، آب نیست شخصی نیست غذایی نیست هیچی نیست بگذار و بیا تا من به تو یاد بدهم خدا چطوری خدایی میکند.@ الان بعضی از عزیزان را من میبینم که یکی از آنها میمیرد اینقدر این دلشوره دارد که این مرده الان کجاست چطوری است این یک قطره کم خودت هم هیچی نیست این مهربانی که در دل تو هست از اقیانوس بیکران مهربانی و رأفت و رحمت خدا در قلب تو حالا مثلاً تو نگران هستی این در قبر چه میشود.@ رفته پیش یک کسی که بینهایت بیشتر از تو مهربان است نسبت به تو، چقدر ما نسبت به خدا بدبین هستیم مگر پیش یک ظالم رفته خدا میگوید من 99% رحمتم را گذاشتم برای آخرت با یک درصد رحمتم دنیا را خلق کردم 99% گذاشتم برای آنطرف، از چه چیزی ما میترسیم و اضطراب داریم.@ من سعی کردم بیشتر مثالها را برای شما بزنم که بدانیم اگر کسی میخواهد قلبش قوی بشود باید توکل بکند توکل درس دادیم دورهاش را، حتماً آن سیر مباحث را بگیرید مال بحث معراج را کار بکنید که بحث توکل جزء اولین چیزهایی هست که خدا به پیغمبر میگوید.@ پیغمبر معراج رفته حالا میخواهد با خدا یک جلسه خصوصی دارد خدا دارد یک حرفهای خیلی ویژه به پیغمبر میزند اولین چیزی که به پیغمبر میگوید که برای ما پیغمبر سوغاتی آورد فرمود توکل، اگر کسی تمرین نکند به خدا توکل بکند شجاعت کارهای بزرگ فعالیتهای بزرگ را ندارد.@ انسان یاد بگیرد بتواند کارهای بزرگ برای خدا انجام بدهد حرکتهای بزرگ، کوچک نگاه بکنی کوچک میمانید بزرگ نگاه کنید خدا به شما خیر و برکت و عظمت میدهد به شما بزرگی میدهد هر چقدر روی خدا حساب بکنید همانقدر با تو میاید خداوند رفیق خوبی است.@ (نعم الرفیق نعم الحبیب) با تو میاید خداوند خیلی رفیق و رفیقباز است هر طور حساب بکنی میگوید من هستم تا هر جا دلت میخواهد من با تو میایم یادمان نرود منشأ قدرت دل توکل شد اصل نیرو اینطوری میتوانم دیگر در زندگیم آسیب نبینم اینطوری میتوانم حتی یک موقعی اگر گناه هم کردم زود ترمیمش کنم.@ یک کسی که توکل به خدا دارد دلش نیرومند است اگر گناه هم کرد آلوده هم شد زود این بدن ترمیم میکند مثل بدن قوی که اگر مریض شد زود ترمیم میکند مؤمن اگر زمین هم بخورد چون قدرتمند است تکیهاش به خداست زود بلند میشود جبران میکند.@ آدمهایی که خدا را نمیبینند شیطان سراغشان میاید وسوسهها تردیدها دلشورهها نگرانیها اضطرابها بدبینیها همه همینطوری سراغشان میاید اگر توکل اگر قدرتمندی آمد مریضیها ضعفها تردیدها همه چیز کنار میرود ناامیدیها بیحوصلگیها کنار میرود.@ اینکه فرمود(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است چون همیشه معشوقهایش کنارش هستند خانواده آسمانیش کنارش هستند الله کنارش هست هیچ وقت هم اصلاً رهایش نمیکنند هیچ وقت بیعنایت نسبت به او نیستند به او پشت نمیکنند لذا نشاطش دائمی است.@ کسانی که تندتند کسل میشوند تندتند بیانگیزه میشوند تندتند بیحال میشوند بیرغبت میشوند در شوهرداری میبینی هزار دفعه کسالت سراغش میاید شک و تردید میاید در زنداری همینطور در بچهداری همینطور در کار اقتصادی همینطور در فعالیتهای فرهنگی اجتماعی سیاسی همیشه تزلزل و شک سراغشان میاید.@ از کجا معلوم، حالا اگر اینطوری شد، این اصلاً خدا را کنار خودش ندارد لذا تزلزل سراغش میاید یک زن مثل آسیه خدا را کنارش دارد کنار فرعون رفیق خداست شاد شاد است یک زن خدا را ندارد کنار لوط و نوح بدبخت و بیچاره زندگی میکند.@ خدا را کنارمان داشته باشیم بیحوصلگی بیرغبتی بیحالی بیانگیزگی سراغ ما نخواهد آمد تحت هیچ عنوانی یادتان باشد هر وقت یک جا کم آوردید یعنی اصل کاری را گمش کردید یک جا بیانگیزه شدیم کار خوب کار حق بخصوص کارهای مقدس کارهای ارزشی.@ اگر یک جا بیانگیزه شدیم یعنی اوضاع گِلآلود شده یعنی خدا را گم کردیم خانواده آسمانیمان را گم کردیم امام زمانمان را گم کردیم فرشتهها را گم کردیم حالا تک و تنها هستیم یک دفعه اضطراب و بیحالی سراغمان آمده انگیزهمان را از دست دادیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@