اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که حضرت فرمود دلت را با موعظه احیا کن و با زهادت یعنی همان زهد بمیران که گفتیم که هم دل باید به نحوی احیا بشود و هم دل باید مرده بشود@ آن دلی که باید با موعظه احیا بشود یعنی بخش عقلانی و فوق عقلانی ما متوجه حیات آخرتی و ابدی بشود و اساساً یاد معاد یاد حیات جاودانه انسان را زنده میکند@ حیات میدهد به انسان و موجب میشود که انسان قوی شاد و آرام باشد هر چقدر بخش عقلانی و فوق عقلانی تغذیه بشود شادی و آرامش انسان هم بیشتر میشود@ و در نقطه مقابل دل دیگری ما داریم که این دل، دل حیوانی ما هست دل بخش زمینی ماست که این دل هوسبازیها و تمناهای زیادی دارد این که میگویند جهاد با نفس بکنید@ یعنی جهاد با خودتان منظور کدام خود است؟ همان خود حیوانی ما هست جهاد با نفس یعنی مواظب باشید که زیادهطلبی نکند یکسره سفارش به شما ندهد@ در روایت داریم هر وقت دلتان خیلی درگیر شهوات شد و مردد بودید به این که کاری را انجام بدهید یا ندهید@ یاد آخرت که بیفتید به شما قدرت میدهد مردن را به یاد بیاورید وفات را به یاد بیاورید تا در این دغدغه نجات پیدا بکنید و بدانید که باید چکار بکنید فوق عقل را قبلاً گفتیم فوق عقل یعنی بخشی از وجود ما که عاشق کمال مطلق و بینهایت است@ عاشق الله هست عقلمان عاشق علوم است فوق عقلمان عاشق کمال مطلق و بینهایت است که میشود الله پس وقتی ما دل بینهایتطلب داریم باید به آن بینهایت بدهیم@ اگر قلابی به آن بدهیم دل اشباع نمیشود فرق بین خدا با دنیا مثل شیر مادر با پستانک میماند شما وقتی که به بچه شیر مادر میدهی بچه میخورد هیچ مشکلی هم ندارد رشد میکند واقعاً رشد طبیعی دارد میکند رشد حقیقی میکند@ اما با پستانک رشد پیدا نمیکند دنیا یک پستانکی هست که موقتاً یک آرامشی میدهد ولی بعد حجم گرسنگی و فشار بیشتر خواهد شد@ بنابراین باید توجه بکنیم که ما دل بینهایتطلبمان فقط با بینهایت آرامش پیدا میکند (أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) الله را گفتم جایش همیشه کمال مطلق و بینهایت بگذارید@ دل شما که بینهایتطلب هست با کمال مطلق و بینهایت آرامش پیدا میکند و اگر چیزی غیر از کمال مطلق و بینهایت به آن بدهید این فقط یک اشباع کاذب هست بعد از یک مدت مریضی میاید سراغش ضعف میاید سراغش انواع گرفتاریها@ این که در روایت هم گفته دلت را زنده کن هم دلت را بمیران با چه چیزی زنده میشود با کمال مطلق موعظه از این جهت خوب هست که انسان را یاد ابدیت و یاد حقیقت خودش و یاد وطنش میافتد@ و یاد جاودانگی خودش میافتد یاد اصل و ریشه خودش میافتد قبل از این که بیاید به این دنیا قبل از اینکه بدن بگیرد قبل از اینکه جنسیت داشته باشد چطوری بوده@ چه وضعیتی داشته موعظه باعث میشود که انسان تعلقاتش به زمین کم بشود پس همیشه انسان بین این دو کشش وجود دارد@ یک کشش از طرف عقل و فوق عقل به الله و بینهایت و یک کشش از طرف حیوانیت و نفس به سوی طبیعت و چون انسان بینهایتطلب هست گاهی وقتها نفس انسان را فریب میدهد میخواهد در دنیا بینهایتطلبی خودش را ارضاء و اشباع بکند@ یعنی اینجا میخواهد شخص به آن آرامشی که دنبالش میگردد برسد در حالی که نمیتواند این کار را انجام بدهد یعنی دنیا کشش این را ندارد که بتواند ما را اشباع بکند و ارضا بکند@ آن چه که این وسط مزاحم هست همین کششها هست که وقت انسان را تلف میکند اعصاب انسان را خورد میکند ذهن انسان را مشغول میکند@ خیلیها مثل همه شما که اینجا هستید هیچ کدام از شما نیستید که نداند معشوقش الله است نداند که جاودانگی دارد نداند که بهشت و جهنمی سر راهش هست همه میدانیم آن چه که مزاحم ما هست دلبستگیهای بخش پایینی هست@ دلبستگیهای بخش پایینی باعث میشود که انسان وقتش ذهنش قلبش مشغول بشود و با اینکه میداند یک جاودانگی سر راهش هست یک وفات سر راهش هست تولدی به عالم ابدیت دارد که دیر یا زود اتفاق میافتد فریب میخورد@ و عمرش را وقتش را یک دفعه تلف میکند و اینجاست که حضرت میفرماید (اَمِتهُ بِزَهادَه) دلت را با بیمیلی بمیران@ این یعنی چی من توضیح بدهم برایتان انگشتان من را یکبار دیگر نگاه کنید ببینید ما یک بخش حس داریم یک بخش خیال یک وهم@ گفتیم در این سه تا ما حیوانیم یک بخش عقل داریم در این بخش فرشته هستیم به شرطی فرشته هستیم که این بخش در استخدام بخش بالایی باشد@ ولی اگر همین بخش عقل هم آمد در استخدام وهم قرار گرفت یک حیوان خیلی قویتر میشویم وحشیتر از حیوانات دیگر برای همین هم امام صادق فرمود روز قیامت این خیلی مهم است@ امام صادق میفرماید خداوند حیوانات را از روی اخلاق انسان خلق کرده قیافههای حیوانات سگ و گربه موش گرگ گراز همه حیوانات در واقع شکلی از انسان هستند اینکه علما میگویند انسان در دنیا نوع است ولی در قیامت جنس میشود@ این خیلی مهم است از نظر منطقی ما الان یک نوع حیوان هستیم میگوییم حیوان یک کلی هست که گاو دارد اسب دارد گوسفند دارد الاغ دارد شیر دارد پرنده دارد یکی هم انسان است@ ولی در قیامت برعکس میشود ما یک جنسی داریم به نام بشر انواع حیوانات تحت این موجود هستند این که پیغمبر میفرماید روز قیامت یک عده به صورت خوک یک عده بصورت بوزینه محشور میشود همه آدم هستند@ اینها معلوم میشود همه حیواناتی هم که در دنیا بودند در واقع شکلهایی از شکلشان البته آن بحث نظریه داروین را نروید آن سمت یک موقعی که بگوییم انسان از نسل میمون بوده@ نه از آن حرفها نمیخواهیم بزنیم این را میخواهیم بگوییم که انسان اینجا نوع است آنجا جنس میشود@ یعنی انسانهایی هستند که به صورت خوک محشور میشوند سگ محشور میشوند به صورت حیوانات دیگر محشور میشوند@ باطنشان ظهور میکند پس ما الان در دنیا مشغول چه چیزی هستیم مشغول باطنسازی هستیم با مجموعه دریافتهایمان اکتسابهایمان داریم باطن میسازیم عملها اینطوری هست مگر@ مثلاً شما وقتی که یک کسی را مسخره میکنی متلک میگویی نیش میزنی و تحقیر میکنی توهین میکنی داری یک باطن درنده میسازی داری یک شکل درنده به خودت میدهی@ بعضیها میایند میگویند که ما دیشب خواب دیدیم دندانهایمان دراز شده پشمالو شده بدنمان یا مثلاً چنگ درآوردیم یا مثلا آدم ممکن است بعضیها را اینطوری ببیند یا به خواب یا به بیداری@ این به این هست که واقعاً اعمالش یک طوری هست که بدن برزخیش این شکلی هست یعنی در واقع وقتی منتقل میشود به برزخ همین شکلی محشور میشود پس به این نکته توجه کنید باز یک بار دیگر انگشتان من را نگاه کنید@ انسان هر کدام از کمالات هر کدام از بخشها تحریکش بکند قیمتش هم همان میشود برای هر چیزی خوشحال بشوی یا ناراحت قیمتت هم همان است این را دقت بکنید خیلی فرمول مهمی هست@ اگر یک چیزی هر کس میخواهد ببیند الان در کدام یکی از این پنج مرحله هست گاهی وقتها یک کسی میاید به آدم میگوید یا دیشب یک بنده خدایی آمده بود در مراسمی ما داشتیم@ کشیده بود من را کنار میگفت که من چند بار به شما بگویم که من گرفتارم کمکم چرا نمیکنید گفتم برای چی؟ گفت من یک کسی را میخواهم باطنبین باشد@ به من بگوید من چه چیزیم هست من الان دارم چند سال دوندگی میکنم یکم دو نشده گفتم شما اصلا هیچ احتیاجی به این کار نداری ما یک سلسله چیزهایی داریم که آدم وقتی خودش را نگاه بکند میتواند تشخیص بدهد که چرا هشتش گرو نهش هست@ بعد به خودش گفتم که تو مشکل اساسیت این هست که پدرت مادرت با تو مشکل دارند تو با پدر مادرت مشکل داری راضی نیستند از دستت@ گفت من نمیتوانم حریف چیز بشوم با آنها نمیتوانم خوب بشوم گفتم شما برو حالا اگر تمام اولیاء و انبیاء هم مشکل تو دیگر حل نمیشود وقتی کسی با پدر مادرش مشکلدار میشود و راضی نباشند از دست انسان انسان عاقبت بخیری ندارد@ گفتم حالا دیگر باطنبین نمیخواهی الان ما هیچ احتیاجی نداریم یک کسی بیاید باطن ما را ببیند به ما بگوید ببین در قاعده میریزی در میاید باطنت چه شکلی هست@ میگوید ببین عشقت و لذت نهاییت چیست این که آدم لذتهای حیوانی ببرد یا نبرد اشکال ندارد کاری با این ندارد بحث ما سر این هست که چه چیزی ناراحتت میکند و چه چیزی خوشحالت میکند@ آن که شوق میاورد ذوقزدگی میآورد برایت آن قیمت تو است و آن که عصبانیت میکند پژمردهات میکند میبردت در لک زودرنجی به تو میدهد@ روی آن حساسی قیمتت هم همان است آن مهم است و الا انسان لذتهای طبیعی میبرد در نبودنش اصلاً غصه نمیخورد اضطراب ندارد در بودنش هم خدا را شکر میکند از حلالش لذت میبرد@ پس این را خوب دقت بکنیم که چه چیزی عصبانیت میکند و چه چیزی خوشحالت میکند این خیلی مهم است حضرت میگوید دلت را با زهادت بمیران یعنی نگذار راجع به این سه بخش عصبانی نشوی شنگول هم نشوی@ (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) قرآن میگوید که آن چیزهایی که بدست میآورید میخواهم تفسیر بگویم@ دقت کنید انگشتان من را (لا تَأْسَوْا عَلى ما) این سه تا فقط چهارمیش را هم بگویید هیچ اشکالی ندارد (عَلى ما فاتَكُمْ) هر چیزی در این چهارتا از دستتان رفت غصه نخورید@ اگر هم به دست آوردید شنگولی نکنید خیلی اینقدر وابسته نباشید آن که انسان باید وقتی که به دست میآورد خوشحال باشد و وقتی که از دست میدهد غصه بخورد@ خوراکهای فوق عقلانیش هست یعنی الله یعنی معنویت یعنی خانواده آسمانی یعنی امام زمان این خیلی مهم است دنیا رفت غصه نخورید@ اگر غصه بخوری فرمود (مَن بَکا عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که گریه میکند برای دنیا داخل جهنم میشود@ این اصلاً قاعده قیمت آدمهاست ببین برای چه چیزی عصبانی میشوی برای هر چیزی عصبانی میشوی قیمتت همان است پس اگر من برای هر چیزی عصبانی میشود یا ذوق زده میشوم قیمتم همان است@ اگر برای دنیا باشد یعنی خیلی من پایین میافتم از حیوانات هم پایینتر میافتم پس ببینید اینها را دقت کنید فقط نماند از امروز که میروی خانه دقت کن ببین برای چی یک دفعه میرنجی هر وقت خواستی برنجی ببین امرش حسی خیالی وهمی عقلی یا فوق عقلانی هست@ این خیلی مهم است این باعث میشود که ما خیلی زود به آرامش برسیم میگوید اَمِتهُ بِزَهادَه یعنی این بخش را دندانهایش را بکش (اَمِتهُ) یعنی چی؟ یعنی این بخش را بمیرانش وقتی قرار نیست من برای دنیا عصبانی بشوم آنوقت دیگر غصه هم ندارم که بخورم@ پس چطور حضرت علی میگوید من در کوچه میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری هستند@ پس حضرت علی چطوری میتواند ناراحت نشود وقتی به او فحش میدهند چون توهین ببینید دقت کنید توهین همیشه مال کدام بخش است؟ بخش پایینی یعنی ما اصلاً در واقع توهین نداریم به هیچ وجه ببینید ما اصلاً کسی نمیتواند به ما توهین بکند چرا؟@ توهین به معنای واقعی مال بخش طبیعی ماست پدر فلان مادر فلان خودت فلانی چنین و چنانی این هر چه میگوید مال یک بخشی از طبیعت ماست@ لذا معصومین(ع) همین قدر حلم داشتند در حدیث عنوان بصری میگوید وقتی کسی آمد به تو فحش داد بگو که تو هر چقدر بکنی این کار را من نمیکنم تو هر چقدر بددهانی بکنی من صدایم را آنطوری باز نمیکنم به شما همین حرفها را بزنم@ اگر آن چیزهایی که تو میگویی راست است خدا من را ببخشد اگر دروغ است خدا را تو ببخشد امام صادق ببینید چقدر قشنگ راحت میکند آدم را@ حالا شما هم بخواهید آلوده بشوی در روایت داریم اگر کسی به تو خیانت کرد تو هم خیانت بکنی شبیه به او میشوی به خائن به خودت هم خیانت نکن چون تو هم مثل او میشوی ادب از که آموختی@ قاعده این است ما در تضادها استفاده بکنیم خودمان بتوانیم زبالهها را مثالی که هفته قبل زدم یادتان نرفته بازیافت را بتوانیم زبالهها را تبدیل بکنیم@ قرار نیست ما از زبالهها کثیف بشویم که ما باید تبدیل بتوانیم بکنیم برای همین هم یک مادر وقتی از دست بچهاش عصبانی هست دو جور مادر ما داریم یک مادری هست حرصش میگیرد کتک میزند بچه را@ یک مادر هست نه میداند این بچه الان باید داد بزنی به او یک کم صدایت را بلند بکنی این مادر مشکلاتش یا ناراحتی را در ذهنش نگه میدارد در دلش نمیریزد میداند بچه است@ لذا ادای یک آدم عصبانی را در میآورد میخواهد شوهرش بنشاند سر جایش میخواهد زنش را بنشاند سر جایش ممکن یک اخمی بخواهد بکند اما این اخم هیچ موقع به کینه ناراحتی دل چرکینی تبدیل نمیشود@ الان پسرتان یک حرف بیادبانه زد در روایت داریم خدا لعنت کند پدر مادری را که اجازه بدهند بچههایشان نسبت به آنها بیادبی بکنند یعنی بچه اگر جرأت پیدا بکند که حریم باز جلوی پدر مادر عاق والدین میشود@ خدا رحمت کند مرحوم شهید محراب چهارمین شهید محراب خیلی بزرگ بود حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی من چند بار هم خدمتشان رسیده بودم@ خود پسرش هم میگفت یک موقع به ما دستور نمیداد که اگر یک موقعی ما آماده نباشیم دستور ایشان را اجرا کنیم عاق والدین نشویم میگوید الان بچهام حال ندارد خسته است@ یک موقع دیدید پدر مادرها گیر میدهند بیموقع است آقا اگر الان دیدی دیشب دو خوابیده سه خوابیده ساعت پنج صبح میخواهی برای نماز صبح این بیچاره گناه دارد بگذار بخوابد نمازش را هم قضا بشود@ فدای سرش بلند میشود قضایش را میخواند بچه را مگسی نکن اعصابش را خورد نکن الان از راه آمده شوهرت از راه آمده بچهات از راه آمده خسته است یک کاری که الان بیموقع حرف نزن بیموقع از او انتقاد نکن@ بیموقع از او کاری نخواه نسبت به زن اینطوری باشد نسبت به بچه اینطوری باشد یک دفعه تحریکش نکنیم حالا این بچه یک موقعی هست که خیلی باید انسان مراقبت بکند که عاق نشود@ حالا اگر عصبانی بشود پدر مادر بددهانی بکند نافرمانی بکند عاق میشود یا نمیشود؟ پس ما نباید بگذاریم بچههایمان عاق بشوند@ اگر من یک تو دهانی به بچهام بزنم خیلی بهتر است یک اخم به او بکنم یک تنبیهش بکنم خیلی بهتر از این هست که اجازه بدهم به من چکار کند چون اگر بیاحترامی بکند خودش میرود جهنم@ دیدید یک مادر وقتی میرود دکتر به او میگویند بچهات را اگر پایش را نبریم میمیرد مادر باید بین حیات بچه و پای بچه یکی را انتخاب کند کدام را انتخاب میکند؟@ میگوید آقا بگذار پایش قطع بشود اقلاً زنده بماند نابود نشود ما طاقت داریم بچههایمان بروند جهنم لذا اصلاً نباید اجازه بدهی بیادب بشود بیادب بشود جهنمی میشود بچهای که بیادب بشود به پدر مادر جهنمی میشود@ حالا یک موقعی هست به این بچه میگویی عزیزم این حرفها خوب نیست نزن بیادبی درست نیست مؤدب باش خود مادر هم عملاً باید مؤدب باشد یک مادر و پدری که یکسره فحش در دهانشان هست@ نمیتواند بگوید که مثلاً یک کسی با یک کسی شوخی میکرد در این چیزها من دیدم به او گفت این فحش رکیک میداد با فحش رکیک به او میگفت مؤدب باش با فحش ای فلان فلان شده مؤدب عفت کلام داشته باش@ خودش داشت فحش میداد بعد به او میگفت عفت کلام داشته باش حالا اینطوری نمیشود بچه عملاً باید ببیند از پدر مادر پدر مادر خودشان باید مؤدب باشند@ به بچه هم بگویند حق نداری تو صدایت را بلند کنی خیره حق نداری به پدر مادر نگاه کنی پرت نکن یک چیزی تندی نکن البته بچهها در یک سنینی بخصوص در نوجوانی یک مقدار هیجانات دارند@ پدر مادر باید در آن موارد کاملاً هم صبور باشند حلیم باشند تا بچه این دوران را بگذارند ولی به هر حال بچه باید یاد بگیرد که باید با پدر مادر مؤدب متین باشد و اخلاق را رعایت بکند@ حالا اگر یک موقعی نمیتواند ما باید جراحی بکنیم یک موقع باید بچه را با او قهر بکنیم یک موقع باید از او امتیازاتی را بگیریم یک موقع هست باید تنبیه بشود@ یک موقع هست باید در فشارهایی بگذاریم که دفعه بعد از این غلطها نکند از این اشتباهات نکند وقتی مادر میداند دارد بچهاش را تنبیه میکند در دلش نمیریزد حتی لازم است یک موقعی دست روی او بلند با کینه نمیزند عقلانی این کار را انجام میدهد@ الان بچه هست پررو شده دست روی مادر بلند میکند دست روی پدر بلند میکند این باید حتماً تنبیه بشود نکن و نزن و بنشین سر جایت نمیشود دفعه بعد دوباره میاید پرروتر میشود دو تا روی دستش میزنی دردش هم بیاید یک ذره اذیت هم بشود@ تا دفعه بعد دیگر جرأت کند که بیاید سراغ پدر مادر بخواهد دست بلند کند روی پدر یا مادر این موقعها که پدر مادر میخواهد این کار را بکند با حرص این کار را نباید بکند@ چون قلبت خراب میشود با کینه نباید این کار را بکنی باید با عقل این کار را بکنی مثل یک مأموری که به او گفتند باید این آقا را شلاق بزنی این با این آقا مشکلی ندارد@ آقا شما چند تا شلاق بزن این باید تنبیه بشود آدم بشود باشه شلاق میزنم خودم با او هیچ مشکلی ندارم خیلی مهم است که انسان بتواند این را کنترل بکند که اگر واجب است خشمش را بروز بدهد یا اگر قرار است خوشحالیش را بروز بدهد@ عقلانی این کار را بکند دل اگر آزاد بشود شادی میاید سراغ انسان ولی در روایت نگاه کنید حضرت چقدر قشنگ میگوید علی(ع) (اَلطَلاقَۀُ شیمَۀُ الاَحرار)@ علی(ع) خوشخنده بودن یک کسی خوش خنده است لبخند دارد از صبح از خواب بلند میشود در صورت همسرش با خنده بلند میشود در صورت بچههایش با خنده بلند میشود@ بیرون که میرود همینطوری لبخند دارد روی لبش با همه همینطوری خوش برخورد است میگوید این علامت آدمهای آزاده است شما بدون آزادگی نمیتوانید یک نفر را خندان ببینید@ چون خندان بودن خیلی جگر میخواهد یک کسی بتواند همیشه در صورت دیگران لبخند داشته باشد حوصله داشته باشد عصبانی نباشد اخمو نباشد گرفته نباشد اگر انسان آزاد نباشد@ باز انگشتان را نگاه کنید آزاد از چی از حس و خیال و اگر آزاد نباشد نمیتواند بخندد لذا میبینید اخم و تخم دارد دعوا دارد گرفتاری دارد کینه دارد بغض دارد قهر و ناز دارد نمیتواند.@ پس آدم آزاد هست که میتواند همیشه لبخند روی لبهایش باشد میتواند آزاد از این سه تا از این بخش این همیشه میتواند لبخند بزند همیشه میتواند شیرین باشد این که میگویند مؤمن مثل عسل شیرین است@ یعنی کنارش میروی خودبهخود آرامش میگیری میبینیش آرامش میگیری اصلاً اینطوری هست ذاتاً موجود آرامبخشی هست خودش آرام است آرامبخش هم هست@ برای اینکه آزاد است شما حیوانات هم دیگر نمیترسند از تو هر چقدر شما این بخش را کم میکنید حیوانات آن چیزی که از خودشان در شما نیست آرامشان میکند. یعنی میفهمد که وقتی به تو نزدیک میشود وحشیترینشان که بیاید سمت تو دیگر با تو کاری ندارد@ چون میداند که توحش در وجود تو چیه؟ تو بخشها درنده بخشها ظلم کننده بخشهای تیزت را کشتی اماطه کردی@ لذا وقتی میبیندت با تو حرف میزند هر کسی کنارت هست آرامش دارد شادی دارد چون میداند که هاری ندارد در وجودت لذا مهمترین بخشی که انسان باید انجام بدهد چه چیزی را باید از بین ببرد در وجود خودش؟ هاریهای خودش را از بین ببرد@ هر چقدر هاریهای خودش را کم بکند آرامتر شادتر آزادتر میشود (اَلطَلاقَۀُ شیمَۀُ الاَحرار)گشادهرویی تبسم شیوه انسانهای آزاده است@ میفرماید دلت را با این کار بمیران با چی با زهاده بیاییم حب و بغضهایمان را براساس عقل و فوق عقل طراحی کنیم براساس دین خدا طراحی کنیم@ اگر یک چیزی خدا میخواهد دوستش داشته باشیم خدا نمیخواهد دوستش نداشته باشیم در روایت فرمود (مَن لَم یُحِبَّ عَلَی الدین وَ لَم یُبغِض عَلَی الدین فَلا دین لَه)@ کسی که دوستیهایش براساس دین نیست عصبانیت و بغضهایش هم براساس دین نیست دین ندارد اصلاً پس این خیلی اهمیت دارد که ما تنظیم بکنیم محبتها و حب و بغضهایمان را براساس نظام فطری خودمان براساس نظام جاودانه خودمان@ الان شخص میداند که فلان کار برایش ضرر دارد پس این حب و بغضهایش براساس مصلحتش نیست تعصب دارد@ میگوید آقا مهریه سنگین حرام است خودش هم میداند مهریه سنگین تنفر ایجاد میکند دعوا ایجاد میکند باز هم میرود مهریه سنگین میداند خدا راضی نیست عقلش هم دارد به او میگوید باز هم لج میکند@ پس این علاقه به این کار در واقع این که انسان دارد با حقیقت خودش جنگ میکند با اصل خودش این دیگر آرامش نمیآورد به هیچ وجه دیگر آرامش نمیآورد سنگین میکند آدم را تنظیم حب و بغضها فوقالعاده مهم هست@ براساس عقل و فوق عقل خدا میخواهد یا نمیخواهد اگر خدا دوست دارد ما هم دوست داشته باشیم گیر ندهیم به کسی اگر خدا بد نمیداند ما هم بد ندانیم@ یک چیزی را اگر خدا بد بداند ما بد بدانیم اختلاف میافتد بین ما و خدا و آنوقت چه چیزی به وجود میاید دور میشوید شما قلبت اضطراب میگیرد مریض میشود@ انسان اگر یک کاری خدا دوست دارد ما هم دوست داشته باشیم اگر خدا خوشش نمیاید ما هم خوشمان نیاید چون در آن جهنم است@ وقتی باطنش را میبیند آدم در آن جهنم هست دیگر آدم خوشش نمیاید واقعاً نمیتواند از آن لذت ببرد به معنای حقیقی ممکن است لذت ببرد اما باطنش این طور نیست که واقعاً بپذیردش@ مثل یک پیوند کبد و کلیه هست که میزنی ولی پیوند برقرار نمیشود اینکه در روایت داریم مؤمن اگر یک موقعی هم گناه کند گناه برایش نوشته نمیشود چون همان لحظه که دارد گناه میکند از گناه متنفر است منزجر است@ همان موقع هم لذا خدا به فرشتهها میگوید ننویسید برایش صبر کنید شاید توبه کرد جبران کند چون این وقتی هم که داشت انجام میداد از من خجالت میکشید ناراحت بود عذاب وجدان داشت@ اصلاً کوفتش شد این کار را کرد نمیخواست ولی خوب حالا به یک دلیلی این کار را کرد ولی به مؤمن نمیچسبد چون متنفر است@ یک کسی که میکند و باور دارد و از آن لذت میبرد و کسب آرامش میکند این دیگر با آن جهنم هم سنخ شده از جهنم دیگر میتواند لذت ببرد لذا نصیبش هم جهنم هست@ دلت را با موعظه احیا کن انسان نیاز دارد به اینکه موعظه بشود بشنود یک کسی با او حرف بزند بگوید تا یواش یواش جان بگیرد برود بالا.@
انسان باید دائماً موعظه بشود تا رشد بکند و این خیلی کار زشتی هست که یک کسی بگوید من موعظه بدم میاید یا قصد موعظه ندارم یا دوست ندارم کسی را موعظه بکنم موعظه حیات دل انسان هست@ یعنی مثل آب میماند برای جگر انسان موعظه مثل حمام میماند برای بدن ما نیاز داریم به این که حیات داشته باشیم نیاز داریم یک کسی دائماً من را با اصل خودم ریشه خودم وطن خودم اَله خودم اِله خودم و الله خودم انس بدهد@ آشتی بدهد و نگذارد من دور بشوم این را موعظه میگویند ما این را احتیاج داریم حالا هر چیزی که میتواند این کار را انجام بدهد برای موعظهگر هست خوب است@ هر چیزی گاهی وقتها هست که بو کردن یک عطر موعظه هست انسان یک عطر را که بو میکند یاد بهشت میافتد اگر تصمیم زشتی داشته باشد از آن تصمیم زشت برمیگردد@ همین یک عطر این عطر را که شما خوب بو بکنید یک گُل را نگاه بکنید گاهی وقتها دیدن یک گل رفتن در یک باغ بو کردن چند تا گل انسان را یاد اصل خودش ریشه خودش یعنی محمد و آل محمد میاندازد.@ لذا ثواب هم داریم برای کسی گل را ببیند یاد محمد و آل محمد بیافتد اگر کسی بو کرد گل را یاد پیغمبر افتاد صلوات فرستاد یک اجر عظیمی برایش خداوند تبارک و تعالی در نظر میگیرد@ هر قشنگی را که آدم میبیند شما گاهی وقتها یک بچه زیبا یک نوزاد زیبا را که میبینید یاد صلوات میافتید اصلا آدم خودش خودبهخود این بچه را میبیند این زیبایی را میبیند مثلا صلوات میفرستد@ یک گلی یک طبیعتی یک درختی یک برگی انسان را میبرد تا بهشت این موعظه میشود خودش انسان را به یاد آن طرف میاندازد خودش یک آتش موعظه میشود کنار گاز ایستادی داری غذا درست میکنی روغن سرخ کردی@ در روایت داریم در جهنم عقربهایی هست که وقتی انسان را میزنند انسان برای اینکه خنک بشود خودش را در مس مذاب میاندازد@ مسی که در حال غلیان هست از آن نیش آن عقرب حرارتش کمتر است داری سیبزمینی سرخ میکنی یادت باشد که بگو خدایا من طاقت ندارم تحمل ندارم آدم یک بار نگاه به آتش بکند جلوی عصبانیتش گرفته میشود@ چون حرارت عصبانیت چندین مدت در قبر گرفتار میکند آدم را هر بار عصبانیت زودرنجی بداخلاقی سوءظن بدبینی افکار منفی گرفتار میکند انسان را@ تو ایستادی کنار گاز داری غذا درست میکنی این خودش یک موعظه میشود که ما اینطوری نمیتوانیم باشیم یک مورچه را آدم میبیند موعظه هست بگوید خدایا من نمیتوانم@ در روایت داریم آدمهای متکبر مثلاً نماز نمیخواند روی قلدری یا واجبات خدا را اجرا نمیکند تکبر دارد که این کار را انجام بدهد@ میفرماید خداوند روز قیامت این را مثل یک مورچه کوچکش میکند میاندازدش زیر دست و پای مردم مرگ هم که آنجا ندارد این فقط آنجا لِه میشود ولی نمیمیرد@ برای همین قرآن میگوید: (لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى) نه میمیرد نه میتواند زندگی بکند آنجا خیلی این حالت حالت بدی است مرگ ندارد اما تا دم مرگ انگار که دارد میمیرد زجر میکشد اما نمیمیرد جان نمیتواند بکند@ (لا يَمُوتُ فِيها وَ لا يَحْيى) حیات اسمش را نمیشود گذاشت زندگی نیست آن ولی مردن هم ندارد این پنجاه هزار سالی که مردم حالت محاسبه دارند@ در روز قیامت این پنجاه هزار سال همینطوری آدمهای متکبر زیر دست و پا هستند اصلاً کسی محلشان نمیگذارد خیلی دوست دارند یک فرشته بیاید یکی بزند در گوششان و چهارتا فحش هم بدهد ببردشان جهنم@ خدا میگوید اینها را محلشان نمیگذارد فعلاً میگوید این پنجاه هزار کسی با اینها حرف نزند پنجاه هزار آدم بلاتکلیف لِه بشود فقط ببین یعنی چی.@ بعداً تازه حساب اینها رسیدگی میشود تازه میروند سر اصل بدبختی و گرفتاریهای خودشان آدم متکبر آدم زودرنج و حساس متکبر است@ به من من را میگویی به من گفتی مادر من را میگویی پدر من را میگویی آقا آن که امیرالمؤمنین است هر چه فحشش دادن میآمد به امام مجتبی فحش میداد به پدر مادرش فحش میداد خیلی حرف آدم بیاید@ امام معصوم بایستد به پدر مادر امام معصوم فحش بدهد ما چرا اینقدر به ما بر میخورد زود از بس من داریم مادرشوهر را نمیتواند تحمل کند خواهرشوهر را نمیتواند تحمل کند@ خانواده همسر را نمیتواند تحمل کند این باجناق را نمیتواند تحمل بکند این جاری را نمیتواند تحمل بکند با همه مشکل دارد هر کس هم حرف بزند با او به او بر میخورد قهر میکند@ این منظور داشت سر سفره شما نگاه کنید الان شیرینترین لحظات زندگیهای ما چقدر در آن تنفر ایجاد میشود عقد بلهبرون نامزدی ببینید چقدر در اینها فتنه درست میشود@ گاهی وقتها چقدر پیوندها در همین مراسمها خراب میشود از بس که آدمها با جهنمیهای خودشان میروند در این مجالس مینشینند یک عالم من حیوانی و درنده برداشته برده آنجا حالا دیگر مگر میشود این را جمع کرد@ چقدر عروسیها تبدیل به فتنه و بلا میشود پاتختیها سیسمونیها زایمانها آدم جهنمی دنبال این هست که حتی در محیطهای شاد هم دنبال جهنم میگردد اصلا نمیتواند خودش را آرام نگه بدارد@ از دست همه شاکی هست دلش پر از عفونت است دلش پر از کینه هست شما اینها را نگه داشتی نمیگویی که خودت را آتش میزند اینها همه هیزم جهنم است@ تو وقتی نگه میداری ناراحتی از کسی (اَمِتهُ بِزَهادَه) غصه نباید بخورد آدم این خیلی مهم است افتادی به غصه افتادی به غم یعنی افتادی به جهنم. قیمت ما باز دستان من را نگاه بکنید قیمت ما مال کدام بخش است؟@ بخش فوق عقلی است ما به این قیمت انسان هستیم بقیهاش دیگر قیمت ما نیست لذا برایش هم غصه نخورید اینکه حضرت علی میفرماید که (ما رَأَیتُ ذُلاً مِثلَ اِشتِغالِ قَلبی بِفارِغِ القَلبِ مِنی)@ من هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم کسی را بخواهد که او مرا نمیخواهد الان چقدر میایند میگویند که بله من میخواهم خودکشی کنم رفتم خواستگاری به من جواب منفی دادند@ یا مثلاً فلان پسر اینطوری شده به من دیگر دوستم ندارد چند سال با هم دوست بودیم حالا دیگر آقا اگر قرار است کسی ما را دوست نداشته باشد خوب دوست نداشته باشد این دوست داشتن مال کدام بخش است؟@ چون اگر مال بخش انسانی باشد عشق هیچ وقت کم نمیشود دقت کنید علاقههای فطری هیچ وقت پایین روزبهروز بالا میرود علاقههای طبیعی است که به تنفر تبدیل میشود@ آقا اگر کسی من را دوست ندارد من باید چقدر خودخواه باشم که بخواهم یک کسی من را دوست داشته باشد غلط کرده من را دوست ندارد دیدید بعضیها را اسید میپاشم در چشمش من را نمیخواهد رفته با فلانی ازدواج کرده@ میخواهد برود با فلانی ازدواج بکند آقا چقدر تو خودخواهی چقدر آدم شیفته خودش باشد این خودش یک تکبر بزرگ است که افراد را به خاطر خودش دوست داشته باشد@ اگر آدمها برای خودشان پیش تو عزیز بودن سعادتشان را خواستی سلامتشان را خواستی خوشبختیشان را خواستی بدون خودت محبتت میشود محبت الهی و الا عواطف عواطف حیوانی است خودخواهی در آن هست@ خشونت در آن هست این خوب نیست. زَهادَه یعنی این یعنی من از قید محبتهای طبیعی بیایم بیرون یعنی اینطوری نباشد که اگر کسی دوستم نداشت به من بر بخورد@ این گدایی است این کوچکی است برای همین هم اس ام اس که دیر بیاید اعصابم خورد میشود تلفن دیر بزنند اعصابم خورد میشود@ به من نزنند که دیگر بدتر احساس میکنم معنایم از دست رفت احساس ناآرامی میکنم یک کسی که خدایش چهارده معصوم فرشتهها اولیاء خدا کنارش هستند این چه چیزی را میخواهد که دنبال یک چیز دیگر خارج از اینها میگردد@ مگر اینکه کور باشد نبیند اگر کنارت هستند نه اینکه آدم بیعاطفه باشد دلتنگ کسی نشود این نه ببینید دقت بکنید وابسته و ذلیل نباید باشد آدم@ اینکه میگوید مؤمن تا بلا سرش میاید در بخشهای پایینی میگوید (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) یعنی با یک عشق بالاتر جبران میشود زود عشق پایینی را از دست دادی زخم دارد ولی با چی پر میشود@ مریض شدی حالا خیلی از کارها را نمیتوانی بکنی خدا میگوید برای این مریضی به تو اجر میدهم گناهانت را هم میبخشم هر کاری هم که قرار بود در این مریضی بکنی به تو میدهم بچهدار میخواستی بشوی@ خدا به تو بچه نداد خیلی خوب حالا بچه نداده به تو میگوید هر چقدر نیت داشتی با این بچه کار کنی من ثواب بچهای و بچهداری تربیتش را همه را به تو میدهم اثرش میماند برای تو چیزی از تو فوت نشده@ یک کسی اذیتت کرد شوهرت زنت فلان کس مادرشوهر مادرزن پدر مادر زبان نفهمند یک دفعه خون میکنند به دل آدم خیلی خوب حالا این الان دارد این کار را با شما میکند@ اول از اینکه اگر قرار باشد انتقامی گرفته بشود خدا میگوید من خودم انتقام میگیرم تو خیالت راحت باشد خدا با هیچ کس تعارف ندارد این صحابه پیغمبر مگر شهید نشد@ در رکاب پیغمبر هفتاد هزار فرشته با جبرئیل هفتاد هزار با میکائیل آمدند تشییع جنازهاش از بس عزیز است ولی تا گذاشتنش در قبر فرشتههای عذاب آمدند سراغش فشار قبر به آن پیغمبر گفت چرا؟@ چون در خانه بداخلاق است بنابراین من نیازی ندارم از کسی کینه به دل بگیرم یا از کسی انتقام بگیرم خدای من هست من اصلاً نیازی ندارم بگویم من باید حالش را بگیرم من باید خواریش را ببینم@ اصلاً نیازی نیست خدا خودش هست جای حقی هم نشسته هیچ کس ظلم نمیگذارد آب خوش از گلویش پایین برود. لذا ما باید چرا اینقدر حرص و جوش داشته باشیم چرا هی غصه در دلمان بریزیم@ چرا اینقدر عصبانی و پرخاشگر عمل بکنیم پس ما باید سطح وابستگیهایمان را نسبت به این چیزها بیاوریم پایین ببین برای چی برای رنگ برای پارچه برای جنس عصبانی میشوی@ خوب پس هنوز جهنم داری هم سنخ جهنم در وجودت هست میسوزد اینها بله یک روسری خریده بودم اینقدر این روسری را خوشم میامد از آن عاشقش بودم@ دیدید عشق که مال الله هست عاشق این عینک بودم عاشق این کریستال بودم عاشق این روسری بودم بعد یکدفعه حالا مثلاً سوخت دزد بردش یک کسی زدش افتاد شکست اگر ریختی به هم کوچکی این یعنی قبرت تنگ است فشار قبر داری@ گفتیم که ما از چیزی که فشار به ما بیاید یعنی فشار قبر داریم چون گفتیم نفس ما معادل قبر ماست این فرمول را یادتان نرود نفس ما قبر ماست@ هر چیزی شادی میدهد به تو بهشتی هستی خوش به حالت فشارت میدهد یعنی فشار قبر داری اگر یک کریستالی که خیلی هم به آن علاقه داشتی شکست گفتی الحمدلله صدقه بود (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ)@ خدا را شکر که از ما پذیرفتی این را یعنی این کریستال خدا گفت این کریستال را من از تو گرفتم یک چیز خیلی بهترش را در بهشت به تو میدهم@ پس ببرد در بهشت برایت دیگر هر چیزی شد هر کس را گرفت یا هر چیزی را گرفت میبرد کجا به تو میدهد خوب بد است پسانداز بکند برای ما یا نه؟ بد نیست که پسانداز بکند@ الان زمینت خانهات آتشسوزی شد یک بلایی سرش آمد اتومبیل زد آقا اتومبیل برای زدن است دیگر میخوری پس دیگر دعوا و درگیری و فحش و فحشکاری چیه حالا یک کسی چرخ ماشین ما را ضبط ماشین ما را هم برده حالا برداشت برد@ خدا یک چیز بهتر یک استریوی خوب به تو در بهشت میدهد هر چیزی میبرند میرود بهشت هر چه صدمه است میرود بهشت من برای چی بخل بکنم@ بگویم خدایا نه من این را میخواستم با او دعوا و درگیری بچه را در ماشین نشستی یکدفعه میبینی بچه یک چیز خیلی مهمی را برمیدارد پرت میکند بیرون حالا بیا درستش کن افتاد در جاده رفت اگر توانستی بخندی خیلی جگر داری@ خدا هم میخندد به تو اگر بخندی قبرت را باز میکند. پس هر چیزی که ما میدهیم تلخی دنیا شیرینی دارد یک کسی فحش میدهد یک کسی بد میگوید یک کسی غیبت میکند@ یک کسی تندی میکند یک کسی نمکنشناسی میکند مرگ سیاه که یادتان نرفته در بحثهای اولیه یاد دادیم مرگ سیاه قدرنشناسیها نمکنشناسیها اینها هی آدم را بزرگ میکند هی آدم را شاد میکند@ اگر خدای نکرده یک کسی نباشد که به ما فحش بدهد یک کسی نباشد که قدر ما را نداند یک کسی که عصبانیمان نکند یعنی این که خدا فشار قبر ما را گذاشته برای بعد اینجا نمیخواهد به ما فشار بدهد این خیلی بد است@ اگر قرار باشد ما در دنیا فشار نبینید خیلی خوش به حالمان باشد معنای بدی دارد معناش این است کجا قرار است فشار ببینیم@ چون فرمود فشار عذاب و بهشت به اندازه افراد مساوی دارند همه سهمشان مساوی است پس بگذار در دنیا سهمت را ببری این غصه ندارد که الان شما نماز میخوانی یک مقدار حیوانیتت اذیت میشود@ حجاب را رعایت میکنی حیوانتت اذیت میشود یک کسی رعایت نمیکند دارد لذت حیوانیش را میبرد پس سهم او چه میشود سهم او که دارد لذت میبرد سهم خودش را میخورد کم میشود@ این که بخاطر داشتن حجاب هم باید فحش بشنود هم به او بگویند اُمُل هم باید محدودیت تحمل بکند خوب این با آن یکی یکی نیست خیلی متفاوت هستند این دوتا با همدیگر مثل نماز خواندن@ یک کسی نماز میخواند یکی نماز نمیخواند میگیرد میخوابد این فکر نکنید دارد مفت تمام میشود که این آسایشی که دارد میگیرد میخوابد و صبح بلند نمیشود@ پس هر چیزی که خروجی داری میفرستی بهشت برایت ذخیره میشود خروجیهایی که حسی هستند خیالیند یا چی حسیها مثل پول، پول از تو هر چی رفت خودت بدهی خیلی بهتر است چون آن پایش عشق است@ الان بعضیها میایند میگویند که ما میخواهیم وصیت کنیم که اگر مردیم آقا چرا وقتی مردی همین الان یک موقع هست یک کسی میگوید من نمیتوانم الان بدهم واقعاً الان یک طوری هست که نمیتوانم بدهم@ وصیت میکنم که اگر مردم ثلث مال من را در این راه خیر خرج کنند خوب عیبی ندارد نمیتواند بدهد زن شوهردار است اختیار مالش را ندارد بعداً به او میدهند هنوز به او نرسیده@ خیلی خوب ولی یک کسی که اختیار دارد چرا بگذارد بعد از مردنش وصیت کرده اگر مُردم آقا خداوند تضادی را تضاد انفاق تضادهای دیگر را گذاشته برای اینکه ما در دنیا آدم بشویم خودمان با دست خودمان بدهیم.@ نه احتیاج نیست شما وقتی داری میدهی خدا میگوید من یک تا هفتصد برابر به تو برکت میدهم تو بده مثل مادر مادر هر چه شیر بدهد شیرش بیشتر میشود@ ما وقتی میترسیم تا ترس افتاد در دلمان فشار قبر میاید سراغمان اگر من بدهم چه میشود آقا خودت با دست خودت با کرامت با بزرگواری تا انشاءالله خداوند هم خیر دنیا به شما میدهد هم خیر آخرت به شما میدهد@ نترسید این یک چیزهای حسی است خیالی چیست خیالی و وهمی مسائل روحی و حیوانی حالا یک کسی وهمی است وهم مثلاً الان من فکر کنم یک کسی هستم@ حالا یک کسی به من فحش داد به من بر بخورد این میشود وهمی تحمل آزار اذیتهای دیگران البته آن آزار و اذیتهایی که ما نمیتوانیم کنترلش بکنیم گاهی اوقات میشود کنترلش کرد باید جلویش را هم گرفت@ چون ما طرفمان را دوست داریم نمخواهیم بگذاریم یک نفر با آزار و اذیت ما برود جهنم جلویش را میتوانیم بگیریم حتی اگر شده با اخم و تخم دعوا هم بگیریم میگیریم@ چون نمیخواهیم با هم رابطهمان خراب بشود یک ذره بد قلقی هم بکنی تا او سر جایش بنشیند که دفعه دیگر جهنمی بین شما نباشد میارزد ولی ناراحتی نیست در این بلکه یک فیلم بازی کردن است یک تربیت است@ میخواهی تربیت بکنی طرف مقابلت را متنفر نیستی هیچ وقت ولی آنهایی که اصلاً نمیتوانی دست خودت نیست حالا مادرشوهر پدرشوهر جاری باجناق دوست است@ یکی کسی هست که الان تو نمیتوانی رویش تسلطی بر تغییر اخلاقش نداری قهر نکن صله رحم قطع نشود مشکلات پیش نیاید این انسان را رشد میدهد جهنمهای انسان را میسوزاند@ یک موقع میبینی که یک فامیل یک نزدیک بد اخلاق دائماً دارد هی تحقیر و توهین میکند قدرنشناسی پس کدام بخش را دارد میسوزاند؟ این دارد تمام جهنمت را آب میکند بعد دیگر هیچ چیزی برای تو نمیماند@ میماند یک آدم خالص میماند یک آدم پاک حالا یک کسی دوست دارد جهنم ما را آب کند میخواهد برای خودش بردارد بگذار بردارد@ چون در حدیث داریم هر کسی یک سهمی در بهشت دارد به اندازه همه آسمانها و زمین یک زمین اینقدری به هر کس خدا داده الان به اسم تکتک شما در بهشت هست یک بخشی هم در جهنم به اسم شما هست@ این را در روایت داریم یک کسی بهشتش را میدهد به یک کس دیگر یک کسی جهنمش را میدهد به یک کسی حالا اگر کسی دوست دارد میخواهد بیاید جهنم ما را ببرد عیبی دارد خودش آمده میخواهد جهنم ما را ببرد@ یک موقع هست ما میخواهیم نگذاریم این جهنمی بشود حالا یک تلاشی میکنیم یک موقع هست نمیتوانیم کاری بکنیم پس اینجا کاری هم اصرار دارد برود بیاید جهنم ما را بردارد ببرد با خودش خوب بردارد ببرد@ الان ابرقدرتها ظالمین استکبار صهیونیست جهانی دارند به این همه مردم در دنیا ظلم میکنند دارند چه برمیدارند دارند تحریم میکنند ما را اذیت میکنند میکشند@ این همه بدبختی سر ملت ما درآوردند حالا دوست دارند جهنمهای ما را آنها میخواهند بگیرند اشکالی دارد سهم بهشتشان به ما میرسد چون آنها هم سهم دارند@ هر بندهای سهم دارد دوست دارند بهشتشان را بدهند به ما بنابراین حرص و جوش اصلاً یک کار ابلهانه است حرص و جوش خوردن عصبانیت آدم عاقل که نمیاید با خانواده همسرش درگیر بشود@ یک آدمی که حواسش هست اصلاً درگیر نمیشود میگوید یا من اینها را میرسانم به بهشت با هم به صلح میرسیم نرسیدیم اینها میخواهند سهم ما را بردارند خوب بردارند@ این است رمز این که علی میفرماید وقتی در کوچه به من فحش میدهند میگویم با تو نیست با یک علی دیگر است این رمز این که وقتی که مالک اشتر فرمانده لشکر علی است@ یک کسی به او بیادبی میکند میرود در مسجد برای طرف دعا میکند نماز میخواند طرف وقتی میفهمد به چه کسی فحش داده میرود که درست کند موضوع را مالک میگوید من که از دست تو برادر عصبانی و ناراحت نشدم@ آمدم نماز خواندم استغفار کردم برای تو که خدا تو را ببخشد پیغمبر کتک میخورد بلند میشد میگفت (اَللّهُمَّ اِغفِر قَومی فَإِنَّهُم لا یَعلَمون) خدایا اینها را ببخش اینها نمیدانند@ عزیزم ما آمدیم به این دنیا که شبیه چه کسی بشویم خدا ما نیامدیم به این دنیا با کسی دعوا و درگیری و کینه و برتریجویی با کسی داشته باشیم.@ بلاها مصائب بدیهای دیگران همه بهانهای هست که آیا ما میتوانیم شبیه خدا بشویم یا نه اینقدر اینها مهم است که خدا میگوید من هیچ پیغمبری را بدون دشمن اصلاً نیافریدم.@ (جَعَلْنا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ)من برای هر پیغمبری دشمن گذاشتم چه شیاطین جنی چه شیاطینی انسی هم شیطان برای ما گذاشته که وسوسه بکند@ چرا خدا شیطان برای ما گذاشته که ما را اذیت بکند خواب بد ببینیم وسوسه بشویم حمله جلو حمله عقب حمله راست حمله چپ اینها را که دیگر قبلاً گفتیم برای اینکه تو یاد بگیری در این حملهها قوی بشوی@ بیایی بالا چرا میگذارد شیطان بین تو و همسرت کدورت ایجاد بکند برای اینکه ببیند تو کدورت میپذیری یا نمیپذیری یک آدمی که کدورت را نمیپذیرد شیطان را روسیاه میکند@ خودش میاید بالا چرا یک شیطان انسی میگذارد کنارت یک آدمی که شیطان صفت است برای اینکه میخواهد عصبانیت بکند اگر عصبانی نشدی اوج میگیری میروی بالا اگر شدی جهنمی میشوی@ پس ببینید همه ما به دشمن به وسوسه احتیاج داریم همه ما به شرائط متضاد به تضاد و درگیری در زندگی احتیاج داریم به مشکلات مالی احتیاج داریم@ به مشکلات خانوادگی احتیاج داریم به مشکلات مریضی احتیاج داریم به مشکلات آبرویی احتیاج داریم اینها همه باعث میشود که ما چی بشویم اینها واکسنهایی هست که ما را رشد میدهند و ما را قوی میکنند@ مهم این است که تو چطوری عمل بکنی. پس دلت را با موعظه زنده بکن ولی بخش حیوانی را با بیمیلیها با زهادت بمیران یعنی نگذار چیزی برایت فرق بکند خیلی نظام حب و بغضیت را طوری تنظیم کن که دلبسته نشوی@ که اگر آمد خدایا شکر وقتی هم رفت باز هم خدا را شکر امام سجاد به خدا میگوید خدایا من به ندادههایت مثل دادههایت شکر میکنم.@ نه اینکه من فلانی مرد فلان کس مرد طلاق گرفتم زنم طلاق گرفت اینطوری شد دیگر از این به بعد رابطهمان با خدا خراب بشود این یعنی بدبختی آدم به خاطر بخشهای پایینی با خدا به هم بزند@ چون اینطوری هست من نماز نمیخوانم چون اینطوری هست من دیگر فلان کار را هم رعایت نمیکنم چون اینطوری هست من دیگر مسجد هم نمیروم این یعنی ارزش چیزهای پایینی از ارزش خدا بیشتر شده خیلی این بد است@ یعنی انسان که معشوقش الله هست یک دفعه این معشوق اصلی را میفروشد به چیزهای پایین بخاطر چیزهای پایین رابطهاش با الله با خانواده آسمانیش با امام زمانش خراب میشود@ میگوید الان چند وقت حس و حال نماز ندارم حس و حال حرم ندارم حس و حال معنوی ندارم قرآن دیگر بابا چه خبر است ما باید یاد بگیریم از این بانوی بزرگ(س) زینب کبری (وَ ما رَأَیتُ اِلا جَمیلا)@ برگردید یک لحظه به گذشتتان قسمتهای تلخ گذشتتان را شکر کنید برایش بگویید خدایا شکرت که من مشکلات داشتم سختی داشتم بدبختی کشیدم@ خدایا اگر اینها نباشد من شب اول قبر چکار کنم دستم خالی است اگر اینها نباشد اگر مریضیها دردها نبود اگر زحمتهای بچهداری نبود اگر شب نخوابیها نبود من چکار میکردم@ مریضداریها نبود کارهای خانه نبود شوهرداری رنج شوهرداری رنج زنداری اگر خدایا اینها را تو به من نمیدادی خدایا من دستم دیگر خالی است چون اینها سرمایه حقیقی ماست برای آخرت.@ نه اینکه شیطان بیاید عقده کند هفتاد سالش است هنوز به گذشته دارد فکر میکند این خیلی خطرناک است حمله از عقب گفتیم حمله از گذشته است کدورتها و شکستها اگر در دلت نگه داشتی بابا آن کدورتها و شکستهایی که داشتی همه میشود بهشت برایت@ پس غصهاش را نخور لذتها چرا آن قسمتهایی که خوش گذشته آدم باید بترسد از آن چون از سهم بهشتیمان کم میشود@ لذا انسان دارائی اصلیش غصههایش هست مشکلاتش هست فحشهایی که شنیده غیبتهایی که شنیده تهمتهایی که به او زده شده بدبینیهایی که نسبت به او داشتند بدهکاریها مریضیها اینها هست که دارائیش هست@ برگرد به گذشته اگر توانستی شکر بکنی خیلی خوب است اگر از فحشهایی که شنیدی بگویی خدایا من از تمام کسانی که اذیتم کردم هیچی در دل ندارم چون همه آنها به نفع من داشتند کار میکردند@ من از هیچ کس هیچی در دلم نگه نمیدارم از همسرم خانوادهاش از بچههایم از عروسم دامادم نوهام از هیچ کس هیچی ندارم این یعنی (اَمِتهُ بِزَهادَه) یعنی شادی دنیا و آرامش دنیا یعنی قبر بزرگ قبر وسیع این یعنی فشار قبر دیگر وجود ندارد@ اگر گذشتهات فشارت نداد فشار قبر نداری اگر آینده دلشورهها در دلت نیامد نسبت به آینده تو دیگر فشار قبر نداری اما اگر آینده دلشوره دارد در دلت ایجاد میکند یکسره فشار قبر داری چون نفست همینطور در فشار است@ بهتر تمام میشود یک موقعی میمیریم انشاءالله راحت میشویم. نه دیگر همین است دیگر آدم میمیرد راحت میشود خوشحال میشود برای همین فرمود (اَلمُوتُ عُرسُ المُؤمِن) عروسی مؤمن از کی شروع میشود@ از لحظهای که از اینجا راحت میشود خدا رحمت امام را فرمود عمر دنیا نسبت به برزخ به اندازه یک لحظه است ما کل عمرمان پنجاه شصت سال یک لحظه است در این زندگی بهشت@ حالا یک لحظه هم آدم غصه میخورد ولی بینهایت شادی دارد بینهایت آرامش دارد یکی از بدبختیهایی که سراغ ما میاید این است که برای کسانی که خوشی دارند@ حسرت آنهایی که خوش هستند را بخورد بگوید اینها چرا باید دارا باشند ما نداریم این خیلی بد است حالا انشاءالله راجع به این صحبت میکنیم حسرت باعث میشود که یک عده بیافتدند به چشم و همچشمی و مسابقه من نمیتوانم تحمل بکنم@ اینها بخورند داشته باشند ماشینهای اینطوری خانههای اینطوری ویلاهای اینطوری من نداشته باشم پس حالا بدویم وقتی دویدی از کجا میافتی عقب@ این میدانید که دویدنش مثل چه کسی میماند مثل این بنده خدایی بود که گفتم دوپینگ کرده بود آخر همه رسیده بود به او میگویند پس چرا آخر همه آمدی اگر دوپینگ کردی@ گفت میخواستم نفهمند که دوپینگ کردم زرنگیهای اینطوری آنهایی که میدوند دنبال دنیا دارند فرار میکنند از آخرت نگو من چشم ندارم ببینم باجناقم جاریم خواهرم اینها اینطوری هستند@ پس ما هم باید سه شیفیت بدویم عزیزم سه شیفیت میدوی آن بنده خدایی که دارد حالش را میبرد بعد حسرتش را هم دارد میخورد بعداً مثل یک کسی الان شما رفتید در یک طلا فروشی الان شما میروید همه طلاها را میخرید بله حسرتی هم ندارید@ رد میشوید میروید چون میدانی اگر بخواهی این طلا را برداری باید بجایش بها بپردازی بهایش را هم نمپردازم.@ خیلی خوب است حسرت برای اینکه اطلاعاتم کم است اطلاعاتم را بالا ببرم معلوماتم کم است حسرت برای اینکه دانشم معرفتم بالا ببرم حسرت برای دلدادگیهای آسمانی اینها خیلی قیمت دارد اینها خیلی خوب است حسرتهایش@ آدم بخواهد رشد بکند این باید در دل بیفتد اگر این هم بیفتد در دل آدم دیگر حسرت آن طرف را اصلاً نمیخورد خدا رحمت کند@ شهید دستغیب را میفرمود کسی که مار بزندش آنجایی که مار زده اگر زنبور بزند دیگر دردی را احساس نمیکند اگر یک کسی از عقرب آخرت ترسید دردش آمد در جانش دیگر از دست دادن دنیا اذیتش نمیکند دیگر عصبانی نمیشود@ دیگر بداخلاقی نمیکند زودرنجی ندارد حساسیت ندارد خیلی شاد میتواند در دنیا زندگی بکند با هیچ کس دیگر مشکل ندارد چون داغ آخرت خیلی زیاد است@ میگوید من نمیخواهم خدایا من داغ اینجا را تحمل میکنم امام حسین چه میگوید به خداوند در عرفه میگوید خدایا در دنیا هر کاری میخواهی بکنی بکن من تحمل عذاب تو را ندارم@ پس بیاییم با هم با خدا یک قراری ببندیم من قول میدهم خدا به همه ما دست میدهد و میگوید باشه ما به خدا بگوییم خدایا ما تحمل بد مردن جهنم رفتن یک لحظه عذاب تو را نداریم@ بنابراین اگر قرار است سهم ما آنطرف باشد همه را بیانداز کجا ما قول میدهیم از تو ناراضی نشویم قول میدهیم با تو رابطهمان خراب نشود قول میدهیم با بندگانت هم رابطهمان را خراب نکنیم در اِزایش تو هم قول بده ما از لحظه رفتن دیگر لحظه به لحظه شادیهایمان بیشتر بشود@ و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@