اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ تبریک عرض میکنم ولادت باسعادت خانم فاطمه زهرا(س) هدیه به محضر مقدسشان صلوات ختم بفرمایید.@ من چون امروز اختصاص به ایشان دارد بحث را به گونهای تقدیم کنم که هم وظیفهمان را در حد توانمان نسبت به این مادر آسمانیمان انجام بدهیم درباره بعضی از مقامات و شئون خانم فاطمه زهرا خدمتتان مطالبی را عرض بکنم@ و ضمناً با همان گرایش بحث قلب خودمان این مطلب را عرض بکنم که دو جهت حفظ شده باشد. درباره وجود مقدس فاطمه زهرا(س) تعابیری که در روایات آمده خیلی عجیب و بلند است@ معصومین هر کدام جملاتی دارند درباره وجود مقدس ایشان که همه اینها حاکی هست از اینکه فاطمه زهرا(س) برتر از بقیه ائمه هستند و من چند نمونه از این تعابیر را عرض میکنم@ از این فرمایشات را که آن استفاده عملی و کاربردی که خودمان بخواهیم بکنیم را انشاء الله برداشت بکنیم. معصومین دارند که امام صادق(ع) میفرمایند مردم به ما توسل میکنند ولی ما توسلمان به مادرمان فاطمه زهراست.@ قرآن کریم میفرماید که (وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ) وقتی به سمت خدا میخواهید بروید یا توجه به حق تعالی میخواهید بکنید حتما از وسیله استفاده بکنید شخص آبروداری را وسیله قرار بدهید تا گرفتاریها و مشکلات شما حل بشود.@ همیشه انسان در کارهای مادی و دنیایی که دارد وقتی میخواهد کارش راحتتر انجام بشود از یک واسطه موجه و آبرودارتر استفاده میکند تا کار به سهولت و سرعت جلو برود.@ شفیع گرفتن در کارهای دنیایی هم ما داریم این را، خداوند میفرماید که شما هر وقت به سوی خدا خواستید بیایید از وسیله استفاده بکنید. اهل بیت(ع) حضرت خودش فرمود (نَحنُ الوَسیلَۀ) ما خودمان وسیله برای شما هستیم@ ولی از طرفی فرمودند وسیله خود ما با خدا فاطمه زهراست ببین این واسطه را خوب دقت کنید ما با خدا از چه استفاده میکنیم؟ از ائمه.@ ائمه با خدا از چه کسی استفاده میکنند؟ از حضرت زهرا(س). علو را دقت کنید که یعنی چه این، یا خود آقا امام زمان(عج) که کمالات همه انبیاء و معصومین را دارد@ خودش فرمود که هر کس میخواهد به آدم و شیث، نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (ص) علی و حسن و حسین نگاه کند به من نگاه کند یعنی من همه اینها هستم@ کمالات اینها همه در وجود مقدس آقا امام زمان(عج) جمع است اما میفرماید که الگوی من فاطمه زهراست خود آقا امام زمان(عج) میفرماید الگوی من فاطمه زهراست@ و امام صادق(ع) فرمود فاطمه زهرا همان روح القدسی هست که قرآن میفرماید ما انبیاء را به وسیله روح القدس یاری میکنیم و ائمه را هم حضرت میفرماید خداوند به وسیله روح القدس یاری میکند@ همان روح القدسی که خداوند ائمه و انبیاء را یاری میکند در همه مواطن فرمود آن نور فاطمه و وجود مقدس حضرت زهرا(س) است.@ لذا امام عسکری فرمود (نَحنُ حُجَۀُ الله عَلی العِباد وَ جَدَّتُنا فاطِمَه حُجَۀُ الله عَلَینا) ما حجت خدا بر مردم هستیم و جده ما فاطمه حجت خدا بر ماست.@ یک مقدار میخواهم راجع به این توضیح بدهم که بحث خودمان هم باشد، حجت یعنی دلیل یعنی راهنما، شما وقتی که میخواهید بروید کلاس زبان کلاس خط کلاس نقاشی، کلاس ورزش، رو چه حساب در باشگاه ثبت نام میکنید؟@ دلیل عقلانیتان چیست در ثبت نام؟ میگویید یک من این کمال را ندارم دو در این باشگاه ثبت نام میکنم که این باشگاه مجوز دارد قانونی است مربی دارد@ مربیاش هم سطحش بالاست خوب است و من میتوانم مدتها از او درس بگیریم حجت ما برای مثلا شرکت در فلان دانشگاه که داریم فلان دانشگاه را میزنیم انتخاب میکنیم@ فلان آموزشگاه را میبینیم اساتیدش هستند در یک باشگاه، استاد یک باشگاه حجت است، میگوییم شما چرا سر کلاس این شخص میروید؟ میگوییم ما حجتمان شخصیت این آدم هست این آدم آنقدر قوی هست آنقدر دارایی دارد که من میتوانم سالها از آن استفاده کنم.@ اما اگر یک استادی باشد که شما شش ماهه به آن برسید مثلا در فرض بفرمایید کاراته یک کسی که کمربند سفید دارد بخواهد برود زیر نظر یک کسی که کمربند زرد دارد درس بخواند@ خوب این خودش شش ماه دیگر خودش کمربند زرد میگیرد میتواند از استاد جلو بزند ولی یک موقع شما میروید میگویند استاد مثلا دان ده دارد@ وقتی استاد دان ده داشته باشد شاگرد خیلی سال باید شاگردی بکند حرف گوش بکند تمرین انجام بدهد تا شبیه استاد بشود و تواناییهای استاد را به دست بیاورد. وقتی میگوییم حجت خدا مسیر ما را به سمت الله است@ انسان عرض کردیم عاشق الله است خداوند انسان را عاشق الله قرار داده عاشق یعنی فقط دوست داشتن است؟ نه دوست داشتن نیست، عاشق الله یعنی انسان عاشق شبیه شدن به خداست عاشق مَثَل خدا شدن است@ اگر عاشق خدا میشود میخواهد مثل خدا بشود دوست دارد حیات جاودان علم بینهایت، قدرت بینهایت، لذت بینهایت، کمالات بینهایت، داشته باشد یادتان باشد معنای محبت خدا صرفا دوست داشتن نیست@ شما ممکن هست در جامعه خیلی آدمهای با کمال را هم دوست داشته باشید اما هیچ وقت نمیخواهید جای آنها قرار بگیرید نمیخواهید مثل آنها بشوید@ مثلاً یک بازیگر است یک ورزشکار است واقعا به آن ارادت هم دارید یک سیاستمدار است ارادت دارید به آن، اما هیچ وقت شما نمیخواهید جای آن باشید آرزو نمیکنید مثل آن باشید ولی دوستش هم دارید@ یک متخصص هست یک پزشک هست یک مهندس هست یک استاد است انسان ممکن است علاقه داشته باشد دوست داشتن باشد ولی علاقهای به اینکه میخواهیم مثل آن باشیم نیست.@ ولی الله را که ما دوست داریم و خداوند حب خودش را در ذات همه ما قرار داده، برای چه قرار داده؟ برای اینکه انسان مثل خدا بشود، الان شما نگاه کنید از زیبایی نمیوانید خوشتان نیاید از لذت خوشتان نمیتوانید نیاید@ از قدرت، از حیات مطلق، از ثروت، از آسایش، نمیتوانید خوشتان نیاید از همه کمالات شما لذت میبرید و دوست دارید یعنی میخواهد انسان آن بشود پس وقتی میگوییم ما علاقه به خدا داریم و معصومین حجت ما با خدا هستند@ یعنی معصوم چیست؟ معصوم آن شخصیتی هست که میتواند آن قوایی که از خدا در تو هست فعال بکند خداوند از روح خودش در همه ما دمیده است@ روح خدا یعنی چه؟ یعنی روح که همان باز روح القدس و حضرت زهرا(س) است یا نور پیغمبر است حقیقت محمدیه(ص)، نزدیکترین موجود به خدا و شبیهترین موجود به خداست و آن روح در همه ما قرار داده شده@ برای همین ما همهمان دوست داریم برگردیم به جایگاه اولیه خودمان اصلا از دنیا و فرهنگ دنیا راضی نمیشویم هیچ وقت خوشمان نمیآید@ هر چه در دنیا به ما میدهند راضی نیستیم بالاترش را میخواهیم برترش را میخواهیم نمیتوانیم با فرهنگ زمین کنار بیاییم بگوییم حالا همین بس است دیگر از علم همین بس است از قدرت همین بس است از لذت همین بس است@ از کمال همین بس است از عمر همین مقدار بس است نه، دوست داریم عمرمان جاودانه باشد لذت و کمالات دیگرمان هم همینطور بنابراین در واقع ما دنیا را نمیخواهیم چه را میخواهیم؟@ همان اصل و ریشهای که داشتیم کمال اصلی که داشتیم را میخواهیم. پس این ماجرای خلقت انسان به عنوان این که انسان عاشق الله است به این معناست این که میگوید اگر کسی خدا را ترجیح ندهد به سایر محبوبها یا اهل بیت را ترجیح ندهد فاسق است@ یعنی کسی که نخواهد رشد بکند ذات انسان عشق به رشد و کمال دارد اگر کسی خوشش نیامد از کمال مطلق یا از مظاهر کمال مطلق یعنی در واقع دیگر نمیخواهد حرکت بکند حرکتش به سمت آسمان نیست@ انگشتها را نگاه کنید یادتان نرود، گفتیم حس و خیال و وهم، در این سه بخش چه بودیم؟ حیوان. در این بخش عقل چه بودیم؟ فرشته. در این بخش چه بودیم؟ انسان.@ این بخش ما که از جنس خداست از همان روح است این میخواهد شبیه اصل خودش بشود یعنی میخواهد مسیر طبیعی خودش را طی بکند اگر طی نکند میگوییم انحراف پیدا کرده.@ مثل ما در نظام طبیعی اگر کسی همسر را دوست نداشته باشد آب نخواهد غذا دوست نداشته باشد لباس دوست نداشته باشد میگوییم این انحراف دارد میگوییم فاسق است یعنی چه فاسق است؟@ یعنی حالت طبیعی ندارد باید خوشش بیاید چون این شأنها را ما داریم،درست است ما شأن حیوانی داریم یا نداریم؟ خوب باید از امور حیوانی هم استفاده کنیم@ لذت ببریم خوشمان هم بیاید اگر کسی خوشش نیامد یعنی طبیعی نیست. بخش عقلانیمان هم اگر کسی عاشق علم معلومات کشف حقایق عالم نباشد فرمولهای عالم، در تمام رشتههایی که هست اگر دوست نداشته باشد معلوم است طبیعی نیست.@ در بخش فوق عقلانی که به خدا علاقه دارد اگر کسی به کمال مطلق علاقه نداشته باشد طبیعی نیست نمیخواهد رشد بکند@ در حالی که ذات ما حرکت بینهایت دارد اصلا از حد محدود هیچ وقت خوشش نمیاید حالا کسی که از حد محدود خوشش نمیاید نامحدود را میخواهد برود از الله که کمال مطلق هست رابطهاش با آن خوب نباشد معلوم هست که فسق در آن ایجاد شده@ یعنی طبیعی نیست انحراف در آن ایجاد شده. حالا اگر کسی خواست برود به خدا برسد، یعنی چه میخواهد به خدا برسد؟ یعنی فقط به خدا رسید یعنی شبیهاش میخواهد بشود@ یعنی میخواهد به یک جایی برسد که مِثل مِثل خدا بشود، بعضیها میگویند مِثل را نگویید مَثَل بگویید، برای همین گفتیم بهشت هر یک نفر به اندازه همه آسمانها و زمین است مال هر یک نفر، چرا؟@ چون یک نفر میخواهد مَثَل خدا بشود فضای بینهایت میخواهد قدرتهای بینهایت میخواهد، میخواهد اِعمال کند میخواهد خلق کند میخواهد ظهور کند، خدا ما را هم اینطوری آفریده دوست داریم مَثَل خودش باشیم@ خوب حالا وقتی میخواهیم مَثَل خدا باشیم خدا را که ما اینطوری به آن دسترسی نداریم که بدانیم چطوری است، پیامبر فرمود (تَخَلَقُوا بِاخلاقِ الله) به اخلاق خدا متخلق بشوید یعنی خصوصیتهای خدا را بگیرید@ قدرتهای خدا را دریافت بکنید همان بحث اسم که در اسماء الله گفتیم اسم باید بگیریم تا خصوصیتهای خدا را پیدا بکنیم. مثلا شما یک استاد دارید شاعر است@ بعد مثلاً ادیب است بعد یک ورزشکار حرفهای است یک مهندس است، خوب اگر کسی بخواهد شبیه استادش بشود باید همه این رشتهها را طی بکند میشود مَثَل او.@ حالا خدا اسمهای زیادی دارد که ما در جوشن کبیر میخوانیم ماه رمضان، ولی خواهش میکنم آنهایی که مراقبت ماه مبارک را کار نکردند از الان شروع کنند@ سیدی مراقبت ماه مبارک را که بدانند باید برای ماه مبارک چکار بکنند، دعاها را عربی نخوانید همان فارسی بخوانید و دقت کنید در معانیش، جوشن کبیر همینطور بخواهیم@ هزارتا اسم بخوانیم این هزارتا اسم بیشتر اسمهای خود ما هست یعنی همان اسمهای خداست که در ما وجود دارد ما باید دانهدانه این اسمها را مطالعه کنیم و درجات خودمان را بسنجیم ببینیم ما کجا میخواهیم برویم@ الان چندتا از این هزارتا را داریم حالا عجله نکنیم دهتا از آنها را خوب بفهمیم لااقل، بیستتا از آنها را خوب بفهمیم که اسمهای خودمان هست@ ببینیم الان از آن اسمها ما چه داریم چقدر اسم داریم جمع کردیم بعد از بیست سال سی سال چهل سال کدام یک از صفتهای خدا در ما تثبیت شده و جزء داراییهای ماست نه داناییهای ما، دانایی به درد نمیخورد@ دارایی آن هست که شما با خودت میبری از دنیا به برزخ، هست با شما هست، شدی ذات خودت هست در ذاتت هست یک کمال هست یک اطلاعات ذهنی نیست که فردا با یک مریضی با یک آلزایمر بتواند بپرد@ اطلاعات با آلزایمر میپرد اما تواناییها با آلزایمر نمیپرد، چون جزء کمالش هست جزء ذات شخص شده خارج نمیشود از آن. دارایی یا سرمایه، رأس المال هم به آن میگویند در عربی.@ حالا ما میخواهیم شبیه حق تعالی بشویم اخلاق خدا را چطوری باید به دست بیاوریم؟ باید خدا خودش را به ما نشان بدهد که اخلاق من که میگویم هزارتا اسم دارم در خارج چطوری است@ اینجاست که خدا به صورت معصوم تجلی میکند یعنی یک تجلی کامل میکند به صورت معصوم انسان کامل به آن میگویند، ما اصلا برای چه به یک انسان کامل و معصوم نیاز داریم؟@ برای اینکه بدون او نمیتوانیم سیر بینهایتمان را طی کنیم باید یک کسی باشد همه اسمهای خدا را داشته باشد بالفعل هم داشته باشد نه بالقوه، بالفعل داشته باشد ظهور داشته باشد و ما ببینمش و شبیه آن بشویم@ مثلا کریم یعنی چی، جواد یعنی چی، غفور یعنی چه، ستار یعنی چی، شاد یعنی چی، مثل آن باید بشویم آن را ببینیم حالا اگر غیر معصوم خدا برای ما بفرستد مثل این هست که ما یک استاد نصف کاره ضعیف داریم@ یک چیزهایی دارد یک چیزهایی ندارد خوب بعد از یک مدت ما دیگر وقتی این استاد را طی کردیم خدا هم آدمهای ضعیف و متوسط معرفی کرده ممکن است من از آن بخواهم بالاتر بروم دیگر احتیاج به مربی ندارم@ لذا خداوند به صورت کامل در خلیفه خودش جلوه میکند اولین مخلوق را خلیفه قرار میدهد اولین مخلوق را کامل میآفریند که بقیه هر وقت خواستند متولد بشوند بیایند همه الگوی کامل جلوی چشمشان باشد متخصص داشته باشند@ مثل کسی هست که الان میخواهد مدرسه درست بکند معلم نداشته باشد اگر کسی مدرسه درست بکند معلم نداشته باشد به این آدم چه میگویند؟@ دانشگاه بسازد بعد استاد دانشگاه نداشته باشند، بیمارستان بسازد پزشک نداشته باشند، میگوییم کار عاقلانهای نیست، اگر پزشک دارید بیمارستان بسازید اگر معلم دارید مدرسه بسازید.@ اول خدا متخصص میآفریند بعد انسانها را میافریند یعنی اول متخصص معصوم را خلق میکند بعد بقیه موجودات، هیچ موجودی بلا تکلیف در سیستم خدا، همه تکلیفشان مشخص باشد معلم داشته باشند الگو داشته باشند@ لذا اولین انسان پیامبر هست پس ما با الگوهای ناقص نمیتوانیم حرکت بینهایتمان را توجیه کنیم و حرکت کنیم با معلم گناهکار و ضعیف ما نمیتوانیم به اوج برسیم@ پس ما احتیاج به الگوهای متخصص و معصوم داریم معصوم هم به خاطر ما معصوم شده یعنی چون نیاز انسانها متخصص معصوم است خداوند متخصص معصوم برای ما گذاشته به این متخصص معصوم میگویند خلیفۀ الله، یعنی چه خلیفه؟@ مظهر خدا و جانشین خدا، یعنی خدا میخواست بیاید روی زمین؟ خدا که جلوه آنطوری ندارد که بیاید روی زمین نامحدود است وجود نامحدود است@ لذا یک موجود مثل خودش که همان مثل اعلی به آن میگویند عالیترین نمونه از خودش را خلق میکند و میفرستد برای ما، میگوید هر کاری این کرد شما انجام بدهید میشوید شبیه من و به من میرسید.@ حالا الان شما میخواهید اسمهای خدا را بگیرید اگر قرار است اسمای خدا را بگیرید باید الگویتان کامل باشد آنوقت بگویم من الان میخواهم بشوم جواد، میخواهم بشوم کریم، میخواهم بشوم غفور، باید مثل این عمل کنم@ مثل کس دیگری نمیخواهم عمل کنم این را دقت کنید خیلی این نکته حساس است اشتباه بزرگی که ما میکنیم این هست، معصومین را میگذاریم در پستو قربون صدقهشان میرویم@ برایشان شام و ناهار میدهیم شیرینی میدهیم مداحی میکنیم سینه میزنیم گریه میکنیم اما حاضر نیستیم اینها را جلوی چشممان بیاوریم شما همان گوشه باشید بعد زندگیمان را از الگوهای ناقص و ضعیف استفاده میکنیم به درد نخور@ فلان فوتبالیست فلان بازیگر، فلان استاد فلان کس، اینها نمیتوانند معلم ما و الگوی ما باشند ما باید حتماً الگوی معصوم داشته باشیم اگر میگویند به معصومین توجه کنید بزرگداشت یعنی جلوی چشمت باشد@ که من باید مثل این عمل کنم. الان خداوند بینهایت اسم دارد در ما هم گذاشته ما باید وقتی میخواهیم منتقل بشویم به آخرت مثل جنین بود@ یادتان نرود گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست، جنین باید واقعا برای فضای بینهایت دنیا دارایی بیاورد، همین بدن که بتواند در این دنیا زندگی بکند، برزخ چقدر بزرگتر از دنیاست به اندازهای که دنیا از رحم بزرگتر است@ حالا هر چقدر یک عالم پیشرفتهتر باشد داراییهایی که نیاز دارد بیشتر است حالا که داراییهایی که نیاز دارد بیشتر است من باید این داراییها را با خودم ببرم همانطور که جنین از رحم مادر با خودش میآورد@ ما باید اینها را جذب بکنیم جزء خودمان، جنین با چشم فرق ندارد جنین یک چیز نیست چشم یک چیز دیگر باشد جنین یک چیز نیست گوش یک چیز دیگر باشد@ یک تکه موجود میاید بیرون که هم چشم دارد هم گوش دارد هم دست دارد هم پا دارد هم مغز دارد همه اینها یک سلسله میشوند چند نفر؟ یک نفر. ما باید همه این کمالات را با خودمان ببریم عین آن بشویم و ببریم.@ آن عالم میلیاردها، میلیاردها که میگویم از روی ناتوانی داریم میگوییم میلیارها،دنیا میلیاردها برابر بزرگتر از رحم نیست بینهایت بزرگتر از رحم است برزخ و قبر هم اینطوری است بینهایت بزرگتر از کل دنیاست@ لذا وقتی وارد یک سیستم پیشرفته آنطوری میخواهید بشوید که فوقالعاده این سیستم پیشرفته است شیرین و جذاب و زیباست@ آنجا حتماً شما کمالاتی را احتیاج دارید که بتوانید از آن کمالات استفاده کنید از آن فضای آنجا، وقتی کسی نتواند از فضای آنجا استفاده بکند میشود جهنم، مثل جنینی که از رحم مادر میاید به دنیا دست نیاورد پا نیاورد چشم نیاورد ببینید چه اتفاق بدی میافتد@ در رحم مادر که بود اصلا به دست و پا و چشم احتیاج نداشت همه را داشت تهیه میکرد برای اینجا، ما هم الان خیلی چیزها را فکر میکنیم نیازی نیست@ مثلاً جواد نیاز نیست جواد باشیم کریم باشیم غفور باشیم عفوو باشیم شاد باشیم آرامش داشته باشیم میگوییم حالا ولش کن این هم نداشتیم این هم نداشتیم ولی وقتی میروی در آن فضاً@ آن فضا این را میطلبد باید این تجهیزات را با خودمان ببریم خوب اگر قرار است ببریم دیگر نمیتوانیم ناقص و ضعیف ببریم باید کامل ببریم لذا باید با خلیفۀ الله پیوند بخوریم احتیاج به خلیفه داریم خلیفه تجسم جسمی دارد تجسم دارد عینی در بیرون هست@ وقتی عروسی میکند میفهمی عروسی کردنش چطوری است شوهرداریش چطوری است زنداریاش چطوری است بچهداریش چطوری است در جهاد چکار میکند@ در بلاها چکار میکند آن موقع که مسخرهاش میکنند چکار میکند آن موقع که حرف مفت به آن میزنند چکار میکند آن موقع که حقش را میخورند چکار میکند آن موقع که میخواهد تجارت بکند چطوری رفتار میکند@ همه را یاد بگیریم سیره معصوم، سیره یعنی همان روش عملی، ما به دوتا چیز معصوم احتیاج داریم یکی اینکه چی گفتند و یکی اینکه چی رفتار کردند تا ما شبیه آنها بشویم کسی دیگر هم غیر از آنها الگوی ما نیست.@ یک بنده خدایی خانمی میگفت من شوهرم بعد از یک مدت که خیلی مذهبی هم بود در فضای کارش دید هیچ کس روزه نمیگیرد این هم روزهاش را میخورد@ میگفت حالا که هیچ کس نمیگیرد من برای چه بگیریم، ما که الگویمان مردم نیستند، مثل آن که طرف در اتوبوس بود همه خوابیده بودند یک نفر بیدار شد به راننده گفت اینها که همه خوابند برای کی تو رانندگی میکنی@ ما که نمیتوانیم این کار را بکنیم بگوییم حالا همه خوابند راننده رانندگی نکند راننده باید مسیر خودش را برود همه میخواهند بخوابند میخواهند حرف بزنند برای راننده فرقی نمیکند آن وظیفهاش این هست که حرکت بکند.@ ما میگوییم همه میخواهند بروند جهنم ما هم مسابقه بگذاریم مثل اینها بشویم این نمیخواهد رشد بکند، من هم نباید رشد کنم؟@ این نمیخواهد در بهشت برود نمیخواهد فضای بینهایت، من هم باید مثل این باشم؟ نمیتوانم، من باید معصوم را بگذاریم جلوی چشمم ببینم این چکار کرده من هم میخواهم همینطوری انجام بدهم، دخترخالهام اینطوری است@ همسایهها اینطوری، محیطمان اینطوری است محلهمان اینطوری است، ما هم اینطوری، خدا این را از هیچ کس قبول نمیکند، محیطمان اینطوری بود فضایمان اینطوری بود حالا چون فضا اینطوری بود ما اینطوری زندگی کردیم@ خدا از هیچ کس نمیپذیرد چون هیچ کس الگوی ما نیست. خدا میگوید فقط شما باید یک رنگ داشته باشید(وَ مَنْأَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً) آن هم رنگ خداست@ ببین چقدر سؤال قشنگ میکند، میگوید اگر شما رنگها را دوست دارید از رنگ خدا چه رنگی قشنگتر است، آدمها رنگهای مختلفی دارند آدم از رنگهایشان خوششان میآید@ ولی رنگ خدا از همه رنگها کاملتر و قشنگتر است رنگ مادرمان فاطمه زهرا از همه قشنگتر است اینقدر قشنگتر هست که معصومین از رنگ فاطمه زهرا تقلید میکنند میگویند این الگوی ماست.@ پس ما هیچ کس الگویمان نیست چون فلانی این کار را کرد، جامعه این کار را کرد، خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو این حرفهای بیخودی است محیط اینطوری نمیپسندد، الان زمانه اینطوری نمیپسندد خیلی حرف بدی است@ شما به هر مقدار که میگویی زمانه یا افراد خودت را به همان اندازه کوچک میکنی، الان در ورزش در پزشکی در مهندسی یک کسی بگوید استاد من یک کسی هست که نفر اول دنیاست@ این شاگرد میتواند افتخار کند به این استاد یا نه؟ میتواند دیگر میگوید استاد من یک آدم قوی است یک آدم خبره است، ولی کسی میگوید نه استاد من شاگرد دهم آن بوده میتواند افتخار کند؟@ نه آدم هر چقدر الگویی که انتخاب میکند جلو چشمش، دوستش دارد و انتخاب میکند بزرگتر باشد افتخارش و شرافتش و ارزشش بیشتر است یک کسی که دست از خدا و معصوم برمیدارد از بقیه آدمها تقلید میکند@ از ماهواره از اینترنت از روزنامه از مجلات از فیلمها الگو میگیرد برای زندگیاش به اندازه همان شخصیتهایی که الگویش هستند کوچک میشود و هر چقدر الگو بزرگ میشود انسان هم شخصیت میگیرد و بزرگ میشود@ ببین الگویت کیست، ببین معشوقت کیست ببین چه کسی را دوست داری، این خیلی مهم است که آدم قیمتش را از محبوبش میگیرد از الگویش میگیرد@ ببین الگویت کیست شخصیتت هم همان است همانطور که فرمود ببیند رفیقهایتان چه کسانی هستند قیمتتان هم به دست میآید با چه کسانی میپرید چه کسانی رفیقان شما هستند قیمت میآید دستتان.@ حالا الان ما میخواهیم کمالات را دریافت کنیم وقتی میروید آنطرف وزن میکنند، بچه را وزن میکنند یا نمیکنند در دنیا؟ وزن میکنند، نه اینکه ببیند بچه دو کیلو و نیم است این را وزن نمیگویند@ هر چند این هم یکی از میزانهاست میگویند وزن طبیعی دارد یا وزن، ولی غیر از آن بچه را دنیا خودش وزن میکند یعنی حساب و کتاب و ملائکه و نکیر و منکر و ثبت و همهاش را دارد جزایش را هم دارد@ عین دنیا، دنیا را نگاه کنید بچه تا میاید به دنیا نکیر و منکر دارد محاسبهاش را انجام میدهد ثبتش را میکنند وزنش میکنند جزایش را هم به آن میدهد میگویند اِ بچه الان زردی دارد بلافاصله دنیا حساب میکند@ میفهمد که زردی دارد دردش هم میکشد بچه، طبیعی نیست این بچه میگویند برود دکتر، سریع در یک ثانیه بچه میاید به دنیا همه محاسبات (إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ) این هست سیستم دنیا یکطوری است سریع بچه را از همه ابعاد محاسبه میکند@ بعد شما میبینید این بچه آرامش ندارد میبرید دکتر میبینید بدن سالم است آخر میشکافند میبینند که قلبش یکذره سوراخی دارد همین نشان میدهد@ ریهاش اینطوری است دستش اینطوری است استخوان پایش اینطوری است، جزایش را هم میدهد جزایش هم درد، چون هماهنگ نیست با سیستم دنیا درد میآید@ اگر بخواهد درد نکشد باید هماهنگ بکشد با این سیستم، هماهنگ شدن زحمت دارد برای بچه، شش ماه باید در بیمارستان بخوابد این پا را بشکافند بشکنند صاف کنند گچ بگیرند تا بعد از شش ماه بتواند به بچهها ملحق بشود@ کسی که با بهشت هماهنگ نیست روحش با بهشتی نیست میرود در آنطرف باید ببرند آن را درمانگاه جهنم، بیمارستان، این که میگویند برای هر یک عصبانیت انسان چند مدت در قبر باید آتش بگیرد و بسوزد و فشار قبر دارد@ تا این بداخلاقی که کرده بود به یک نفر، داد زد، قُر زد، نِق زد، فحش داد، تحقیر کرد، از روحش کنده بشود این است. دنیا وزن میکند، وزن چیست؟@ وزن شرایط زیستی دنیاست با شرایط زیستی دنیا خودش را هم وزن میکند میسنجد هماهنگ است خوش به حالش برو بغل مادرت راحت باش، ولی اگر وزن بکند بچه را بچه هماهنگ نباشد سیستم معصوم است نمیشود در رفت فرار نمیشود کرد@ نشان میدهد خودش را، تا حالا شده یک نفر مریض باشد نشان ندهد بالأخره نشان میدهد چون سیستم معصوم عمل میکند، ما از اینجا که میرویم در فضای آخرت@ فضای آخرت بلافاصله ما را محاسبه میکنند نکیر و منکر و محاسبات همه آناً انجام میشود جزایش را هم میدهند. گاهی وقتها جزایش این هست که این اینقدر بد متولد شده دارایی اصلا ندارد هیچی متناسب آنجا نیاورده@ این یکسره بخاطر اینکه با هیچ چیز بهشت هماهنگ نیست فقط میسوزد جیغ میزند داد میزند، مثل بچهای که دست نیاورده پا هم نیاورده سلسله اعصابش هم قطع است@ ببین چه میشود چه اتفاقی میافتد! کور هم هست. از این طرف آمده به این دنیا از آن طرف سیستمهای زندگی در این دنیا را ندارد. این روح دائما احساس حبس تنگی و درد میکند.@ لذا اگر یک کسی آماده نبرد با خودش آنجا سیستم را، آنجا تولدش اصلا مبارک نیست، تولد مبارک چیست؟ تولدی هست که تو به مادرت فاطمه زهرا ملحق بشوی میشود تولد مبارک. یک بنده خدایی مرده بود در خواب دوستش آمد@ دوستش به آن گفت آنجا چه خبر است؟ از آنجا بگو، گفت این را به تو بگویم هر چه این آخوندها سر منبر گفته بودند دروغ بود، گفت چی؟ گفت نکیر منکر می آیند سؤال میکنند میپرسند من ربک و از این چیزها، گفت چطوری دروغ بود؟@ گفت هیچی من همینطوری به محض اینکه مُردم یکدفعه همینطوری افتادم در جهنم، نه ملکی آمد و نه فرشتهای آمد، این قابل محاسبه نبوده اصلا، سؤال را چه کسی می کنند؟@ از کسی که یک چیزی داشته باشد این هیچی نداشته. لذا آدم باید ثروت تهیه کند وزن، قرآن میگوید (وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ) وزن حق است تو را با حق میسنجند حق یعنی چه کسی؟@ یعنی الله. مظهرش چه کسی است؟ اهل بیت(ع). لذا قرآن میگوید وزن حق است و در زیارت امیر المؤمنین میگوییم (السلام علیک یا میزان الأعمال) تو میزانی، یکی است هیچ فرقی ندارد@ علی میزان است ما را با داراییهای انسان کامل میسنجند چون خودمان دوست داشتیم این بشویم. داراییها چه هست؟ زیاد است این اسمها را باید دانهدانه. یک اولین دارایی بعد از الله اولین اسم چیست؟@ رحمان، اگر یک کسی مهربان نباشد اصلا دارایی ندارد آدم خشن، بداخلاق، زودرنج، بدجنس، حسود، این رحیم نیست نه رحمان است نه رحیم، این وقتی میرود در برزخ، وزن میکنند دیگر، نه تنها ندارد بلکه خلافش را دارد مثل کسی که چشم@ عکسها را حالا دلم نمیاید بیارم ببینید اصلا خود آدم طاقت نمیآورد ببیند، بچه طرف صورت ندارد بعد این پشت سرش دوتا چشم آورده این اصلا به کارش نمیاید@ یا یک دانه بینی آورده گذاشته پس گردنش، این میخواهد چکار کند الان؟ از اینطرف چهارتا دست آورده از اینطرف اصلا پا ندارد، حالا میخواهد چکار بکند؟@ این باید رحمان میشده رحیم میشده با شرایط بهشت، این الان یک آدم خشن بداخلاق زودرنج و حساس و عصبی است این بخواهد اینطوری برود در برزخ ببین چقدر خطرناک است، میگوید تو باید رحمان بشوید رحیم بشوی عفوو بشوید@ خدا مگر عفوو نیست مگر ما نمیگوییم الهی العفو، وقتی میگویی الهی العفو، خودت هم باید عفوو باشی یعنی چی؟ یعنی اگر هر کاری کرد انتقام نگیریم از کسی، کینه به دل نگیریم@ کینه یعنی حسی که یک کاری طرف با من کرد من هم میخواهم حالش را بگیرم تلافی کنم، دیگر عفو در آن نیست. گفتم استاد ما میفرمودند وقتی یک نفر شب با کینه میخوابد یک هیولا را در دل خودش تا صبح میآفریند@ این هیولا میآید در قبر پوست آدم را میکند، خدا میگوید من تو را نیافریدم که کینه بگیری من آدمها را میگذارم سر راهت که تو را اذیت بکنند و تو بتوانی با ظلمی که آنها به تو میکنند عفو کنی اسم دریافت کنید@ ببیند چقدر فرق میکند، مثل یک استاد است استاد وقتی میآید در باشگاه چکار میکند؟ وزنه میدهد دست طرف، زود باش@ شخص در حالت اول ممکن است بگوید این چه استادی است چرا من را اذیت میکند؟ من یادم هست استادمان همینطوری ما را میگذاشت جلو، یکدفعه دهتا مشت محکم میزد بیست دفعه به دیوار میخوردیم@ میخواباند با پا اینقدر محکم میزد روی شکم ما، خوب این مرض دارد درد دارد دشمن من است؟ نه. این بدن تا نخورد قدرت پیدا نمیکند باید قوی بشود، شما در ورزش اذیت مگر نمیشوید؟ پول میدهی بروی اذیت بشوی در باشگاه، پول میدهی بروی خسته بشوی@ چرا این کار را میکنی؟ حالا فکر کن الان پول دادی رفتی باشگاه، باشگاه معلم میگوید خوب عزیزان بشینید با هم تعریف کنید یک مشت تخمه بخورید اینجا، نوشابه بخورید@ نوشیدنی بخورید، بستنی بخورید، ببین من چه مربی خوبی هستم، شما اصلا همچین چیزی را قبول میکنید یا نه؟ برید ریاضیات یاد بگیرید@ استاد بیاید بگوید برایتان حافظ میخوانم شعر حافظ میخوانم ریاضی چیه بابا ولش کن، تمرین ندهد معادله برایتان ایجاد نکند در دردسر حل مسئله نیندازد شما را، خوب این ذهن دیگر رشد نمیکند کار مربی و معلم ایجاد تضاد است چالش ایجاد کردن@ خدا را دنیا را قشنگ آفریده با چالش آفریده با تضاد آفریده با مشکلات آفریده، دنیایی که مشکلات نداشته باشد من شبیه خدا نمیتوانم در آن بشوم@ دنیایی که کسی من را اذیت نکند حالم را نگیرد آنوقت من چگونه میتوانم اسم عفو بگیرم، آنوقت دیگر اسم عفو معنا ندارد یک کسی باید بالأخره به من، عفو اینطوری است عفو صفت فعلی است@ یعنی یک کسی ظلم میکند و او مثل آب کُر، نجاست میافتد در آن، آب کر بخاطر آن شدت پاکیاش آن نجاست را در خودش تطهیر میکند، آب قلیل است که وقتی نجاست به آن میخورد خودش هم نجس میشود@ بعضیها قلیل هستند بعضیها کر هستند بعضیها بلد هستند اگر کسی به آنها ظلم کرد از این ظلم چطوری استفاده بکنند، میگوید قشنگترین کاری که من میتوانم از اذیت خانواده، پدر، مادر، همسر، دوستان، اطرافیان بکنم عفو است@ این هر باری که اذیت میشود اصلا ندید میگیرم، عفو، و شبیه خدا میشود. ما میگوییم مردهشور این دنیا را ببرند اصلا خدا چرا دنیا را اینطوری آفریده@ این چطور دنیایی است که همهاش من باید حرف مفت بشنوم و اذیت بشوم، نه دنیا دنیای قشنگی است در این اذیت است که تو مَثَل خدا میشوی مفت که نیست که وقتی میروی آنطرف یک کسی میشوی یک پله پایینتر از خدا،اینقدر بزرگ میشوی@ پیغمبر میفرماید خدا هم دیگر بدون اجازه تو آنجا کاری نمیکند، خیلی عجیب است، میگوید خدا یک فرشته را میفرستد که یک پیغام از خدا برساند دست مؤمن در بهشت است چون خودش سلطان شده مثل خدا@ میگوید این مؤمن تا بیاید جواب این فرشته را بدهد مشغول کارهای خودش است مأمورهایش اصلا نمیگذارند نماینده خدا برود آنجا@ میگویند رئیس ما الان دارد ایشان مشغول کارهای شخصی است اجازه بدهید برویم اجازه بگیریم ببینیم میدهد، پیغمبر میفرماید دربان اول دربان دوم دربان سوم تا برسد به آن آقا یا خانم که اجازه بدهد نماینده خدا بیاید میگوید گاهی وقتها 500 سال میکشد@ خدا به نمایندهاش میگوید بایست، آن هم کسی مثل ماست باید بایستد جواب بدهد، کم نیست این، ذات ما را اینطوری آفریده خدا@ قرآن، آیهاش را بخوانم برایتان (وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً) وقتی نگاه میکنید آنجا را بینهایت نعمت و سلطنت، مُلک، سلطنت بزرگ، سلطنت بزرگ غیر از سلطنت دنیاست@ که خدا میفرماید کره زمین هم اگر یک پادشاه داشته باشد خدا فرمود بازیچه است اسباببازی است، ملک کبیر خدا میگوید کبیر، خدا کل دنیا را میگوید بازیچه، ولی میگوید آنجا پادشاهی کبیر است، به پیغمبر گفتند پادشاهی کبیر یعنی چه؟@ همین مثالی که الان برایتان زدم زد، گفت پادشاهی کبیر یعنی این هست که فقیرترین آدم بهشت آنقدر بزرگ است مملکتش که همه بهشتیها را میتواند در بهشتش پذیرایی کند کم هم نمیآورد این میشود ملک کبیر.@ بعد هم خدا میگوید تو مگر نمیخواهی شبیه من بشوی تو مگر نمیخواهی جاودانه بشوی، یک کسی حرف مفت به شما زد تو میگذری به دل نمیگیری کینه نمیکنی در عوض اسم میگیری@ تازه این هم نیست، گناهان تو را هم میبخشم متقابلا تو که بخشیدی من هم گناهان تو را میبخشم متقابلا غیر از اینکه گناهانت را بخشیدم ثواب و درجه هم به تو میدهم@ خوب است یا نه؟ معامله خوبی هست یا نه؟ ولی یک کسی به خدا میگوید خدایا من نه میخواهم گناهان آمرزیده بشود نه درجه میخواهم نه میخواهم بزرگ بشوم میخواهم بروم جهنم، لذا کینه میگیرید@ یعنی از محصولی که شخص شلیک میکند به سمتش آشغالهایش را این میگیرید، مثال زدم برایتان اگر یک موقع دوتا خواستگار داشته باشید برای بچهتان@ یکی از آنها بگوید من آشغال جمع میکنم زباله جمع میکنم یک کسی بگوید من مهندس بازیافتم، مردم به چه کسی میدهند دخترشان را؟ این خیلی کم هم آشغال جمع میکند یک فرغون آشغال جمع میکند ولی همین یک فرغونش هم میگوییم زیاد است@ میخواهد چکار کند این آشغالها را؟ کارش نمیتواند بکند یک جایی میبرد میریزد، ولی مهندس بازیافت هر چه آشغال جمع کند به نفعش هست یا نه؟@ خیلی به نفعش هست همهاش میشود پول، چرا؟ چون تبدیل میتواند بکند. خداوند به ما یک اسم داده به نام مبدل، مبدل یعنی سیستم تبدیل کننده است در اسماء الله اینها را گفتیم وقتی من بخش مبدل خودم را تجهیزش میکنم این بخش را فعالش میکنم@ مثل کامپیوتر میگویم این سیستم را فعال کن در کامپیوترت وقتی ویروس آمد خودش همه ویروسها را میکشد@ پس میشود یک سیستم داشته باشیم که اگر ویروس آمد در کامپیوتر این ویروسکش همه را از بین میبرد، بعضیها ویروسکش ندارند تا یک ویروس میآید کل اطلاعات کامپیوتر از بین میرود داراییها همه از بین میروند@ بعضیها نه گارد میگذارند ویروسکش قوی میگذارند تا ویروس میآید همه را از بین میبرد. یک کسی سیستم میگذارد روی خودش، مبدل میگذارد، یک کسی به آن فحش میدهد اذیت میکند بلا میبیند مریض میشود بدهی دارد ورشکسته میشود@ هر اتفاقی برایش میافتد این تبدیلش میکند به قشنگی، به بهشت به اسم خدا. عفو یعنی چی؟ عفو یعنی اینکه تو کینه به دل نگیری و نخواهی از طرف مقابل انتقام بگیری@ حالش را بگیری، ولی خدا میگوید یک درجه بالاتر بیایید غفور است غفران است. غفران یعنی چی؟ غفران کاری است که ما دوست داریم خدا با ما بکند میگوییم استغفر الله، یعنی چی؟@ یعنی خدایا من کار زشت میکنم گناه کردم ولی از این به بعد نه دوست دارم تو انتقام بگیری به دل نگیر خدایا و نه دوست دارم رابطهام با تو خراب بشود آشتی باش بخند به من، همین کاری که مادر با بچهاش میکند@ مادر فقط اینطوری نیست که جریمه نکند ولی قهر باشد ممکن است قهر تنبیهی و تربیتی داشته باشد ولی اینها برای تربیت است نه برای اینکه واقعا اینطوری است@ تَه دلش عشق به بچهاش پر از عشق است بعد هم وقتی بچهاش یک کاری میکند اصلا مادر از خدا میخواهد بچه بیاید بگوید مادر من را ببخش، چقدر مادر دلش عنج میرود که بچه بیاید بگوید مادر ببخشید مادر کلی هم قربان صدقه این بچه میرود که آمده گفته چون دوستش دارد.@ لذا به خدا میگوییم خدایا قهر نکن با ما، مادر نگاه کنید چقدر مهربان است اینقدر مهربان است، کلاس توحید داشتیم به خانمی گفتم ببین توحید را از بچهات یاد بگیر دعوایش که میکنی میآید در بغل خودت گریه میکند@ جای دیگر نمیرود در بغل هیچ کس، تو دعوایش کردی زدیش ولی میاید در بغل خودت میاید، بعضیها اینقدر بیمعرفت هستند نمکنشناس هستند تا یک چیزی از خدا ببیند با خدا قهر میکنند میتواند اسم بگیرد از خدا@ مثل شاگردی هست که معلم به آن 19 داده یا زده آن را از مدرسه قهر کند برود، چه اتفاقی میافتد از مدرسه قهر کند، خودش بیسواد میشود، از باشگاه برود بگوید چطور معلمی است من را در باشگاه کتک زده@ خوب باید کتک بخوری تا قوی بشوی، به من تمرین داده، بعضیها در دنیا تا یک بلا به سرشان میاید اولین کاری که میکنند رابطهشان را با خدا خراب میکند با اهل بیت با بهشت میبرند@ اگر بچهام را شفا ندهی دیگر نماز نمیخوانم، اگر این اتفاق برای من نیفتد دیگر مثلا من هم این چیزها را رعایت نمیکنم، نمیفهمد این برای چه آفریده شده، خودش را نمیشناسد هدف خلقت را نمیشناسد اصلا، فکر میکند که همین زن است یا مرد است@ گفتیم انسان نه زن است نه مرد است اصلا جنسیت ندارد انسان، جنسیت مال بخش حیوانی ماست زن و مرد بودن مال بخش حیوانی ماست، بخاطر بخش حیوانی بخاطر نیازهای طبیعیاش حاضر است با فوق عقل با الله با خانواده آسمانیاش درگیر بشود@ بعضیها وقتی بلا میبینند نزدیکتر میشود به خدا اینها مبدل دارند، بعضیها بلا میبینند از خدا دور میشوند بعضیها وقتی مشکل میآید تبدیل میکنند به بهشت@ بعضیها که مشکل میآید تبدیل میکنند به جهنم دیگر تبدیل نمیشوند اصلا، کار ما این است با همه آدمها اینطوری باشیم به رخشان نکشیم عیبهایشان را ضعفهایشان را، اگر کار بدی کردند همان اهل مغفرت باشیم@ قرآن فرمود (وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا) باید عفو کنید و باید ندید بگیرید (أَلا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) مگر نمیخواهید خدا هم با شما همین کار را بکند اگر دوست دارید@ به خدا بگوییم خدایا من گناه میکنم تو ندید بگیر جریمهام هم نکن در زندگیام هم اثری ظاهر نشود بلا نیاید سرم بخاطر گناهی که کردم قهر هم نکن با من، خدا میگوید باشه من این کار را میکنم ولی خوب تو چی؟@ تو هم نسبت به دیگران میتوانی اینطوری باشی یا نه؟ به رخشان بکشی، کینه شتری داشته باشی، بعضیها میبینی چهل پنجاه سالشان هست هنوز با خانمشان یا با شوهرشان سر شب عروسی هنوز دعوا دارند@ هر وقت یادش میآید اینطوری میکند خدا رحمتش کند مادر شوهرم را من، خدا بیامرزدش ولی واقعاًاز آن راضی نیستم تَه دلم، از اینطرف میگوید خدا رحمتش کند از اینطرف میگوید تَه دلم ازش راضی نیستم@ اصلا نمیتوانم این کینه را از دل بیرون کنم هر کاری میکنم از این دل لا مذهب نمیرود بیرون، یعنی مغفرتی صورت نگرفته داری خودت را مسخره میکنی.@ اصلا خدا مادرزن، مادرشوهر، پدرزن، پدرشوهر، پدر، مادر، همسایه، دوست، همسر را میگذارد برای اینکه تمرین بدهد ما را، بچهها را گریه میاندازد مریضی میآورد برای آنها، بدهکاری ایجاد میشود برایتان@ کسی حقتان را میخورد، تصادفی ایجاد میشود برای اینکه تو بزرگ بشوی مثل خدا بشوی ما نمیفهمیم این را، همه را میگیریم غصهاش را میخوریم، یعنی ما تفاله جمع میکنیم فقط زباله جمع میکنیم سیستم مبدل چیه؟@ حالا اگر کسی زباله جمع کند خانهاش چه اتفاقی میافتد؟ میشود آشغالدانی دیگر، میکشدش این آشغالها، یکسره این آشغال جمع کرده از صبح رفته تا شب در مهمانی در عروسی همهاش آشغال جمع کرده این دیگر نمیتواند با آشغال پرواز کند@ نه میتواند نماز درست و حسابی بخواند نه میتواند ماه مبارک درست و حسابی دارد نه حج هم میشود با آشغال میرود حج، با آشغال میرود در ماه مبارک@ با آشغال میرود حرم، با آشغال میرود روی سجاده، همهاش این آشغالهایش همراهش هست. شب میخواهد بخوابد خیال راحت ندارد. در خوابهایش همهاش کثافت و آشغال خواب میبیند@ چیزهای بد چیزهای کثیف چیزهای آلوده، همهاش درگیر این خوابهاست، نوع خوابهای آدمها معلوم است که این چقدر آشغال با خودش دارد، میخواهد شب بخوابد میبیند نمیتواند بخوابد. چون تصفیه نکرده آشغالها را@ مهندس بازیافت آشغالها را هم که جمع میکند در کارخانه جمع میکند تبدیل میکند شب که میآید خانه اگر یکذره آشغال هم با آن باشد میرود لباسش را عوض میکند دوش میگیرد میرود خانه.@ اما بعضیها آشغالها را هم با خودشان میبرد خانه، میگوید آقا شما اگر بیرون هر کاری داری آمدی خانه آشغالهای بیرون و محیط کاریات را در خانه نیاور@ اصلا زن و بچه چه گناهی کردند مسائل بیرون اتفاق افتاده همانجا بگذار در ذهنت ببند درش را با دلت برو خانه، یک خانم هم همینطور، بعضیها خانمها اینقدر نادان هستند شوهر که میرود خانه مینشیند اول هر چه آشغال جمع کرده میریزد در صورت شوهر در دل شوهر@ این بنده خدا میخواهد استراحت کند تازه از راه رسیده خسته است یک عالم کثرت داشته بیرون، آمده خانه یکذره مسکنش هست اصلا نباید به آن خبر بد بدهی یا حرفهای بد بزنی.@ گفت یا رسول الله من یک زنی دارم خیلی دوستش دارم خیلی آدم خوبی است، پیغمبر گفت چکار کرد؟ گفت از بیرون آمدم دیدم خودش را قشنگ تر و تمیز کرده خوشکل کرده میزان کرده آمده استقبال من@ بگو و بخند و اینها نشستیم غذا آورده برای من، استراحت کردم بعد گفت حالا میخواهم یک چیزی از شما سؤال کنم؟ گفتم خوب سؤال کن@ خستگیام کاملا در رفت آمد تازه با من حرف زد، گفت تو اگر یک دانه امانتی یک کسی دستت بدهد بعد از یک مدتی بیاید از تو بخواهد به آن برمیگردانی یا نگه میداری امانتداری نمیکنی؟ گفت نه برمیگردانم@ گفت حتماً، گفت بله، گفت خدا هم یک امانت به ما داده بود بچهمان که امروز گرفتش از ما، برگشت پیش خود خدا، ناراحتی دارد ببینید چقدر قشنگ مرد را راه میاندازد@ پیامبر گفت آن یک عامل یک فرشته یک عاملی از عاملهای خداست زن تو. بعضیها اینقدر قشنگ مدیریت میکنند قشنگ آلودگیهای در فامیل، مشکلاتی که پیش آمده همچین مدیریت میکنند رد میکنند از جهنم، اصلا کسی نمیسوزد@ بعضیها نه هم خودشان را آتش میزنند هم دیگران را، خودش آشغال جمع کن هست تازه این آشغالها را زنگ میزند به پری و مهین و شهین و ... سیتا تلفن و اساماس هم میزند آنها را هم آلوده میکند@ بعد جلسه میگذارد بیایید حضوری هم همهتان را کثیف بکنم بیایید بشینید بعد هم شوهرش را، بابا شوهرت حوصله ندارد این حرفها را بشنود خوب نزن به آن، وقتی شوهر میگوید بابا ولش کن این که مسئله مهمی نیست@ نه تو اصلا بیفکری، نه بیفکر نیست آن حوصله آشغال و جهنم را ندارد ما میخواهیم آشغال بریزیم، نه تو باید به این مسئله توجه بکنی@ میگوید مادرم هست من نمیتوانم بروم به مادرم این حرفی را بزنم، روز قیامت زن با امضای شوهر میرود بهشت ولی مرد با امضای مادر میرود، حالا مادر من یک غلطی کرده یک حرفی زده بخوریم میشویم بهشتی، هم کفاره گناهانمان میشود هم درجه@ شوهر، زن، دوست، ما فقط آشغالش را جمع میکنیم این اصلا فایده ندارد. میگوید جواد یعنی چه؟ کریم یعنی چه؟ خدا فقیر میفرستد میگوید ببینم عرضه داری به آن کمک کنی یا نه@ من که برای تأمین بندگانم درنماندهام ولی این بندههای من بعضیها بیسیاست بودند بعضیها به آنها ظلم شده حالا شده فقیر آمده در خانه تو، چه حسی داری؟@ دوباره گدا آمد دوباره فقیر آمد، این فقیر آمده، آمده تو را ثروتمند بکند تو هر چه بدهی خدا میگوید من یک تا هفتصد برابر برمیگردانم، بد است فقیر آمده؟ نترس اعتماد کن به خدا میگوید تمرین کن، مثل پدر مادری که به بچه میگویند بپر نترس@ بچه میترسد میگویند نترس بپر، تو ریسک کن من هستم، بچه یک بار بتواند ریسک کند بپرد دفعه بعد کیف میکند از این پریدن، دوباره دوست دارد برود چکار کند؟@ چون لذت اینکه این پایین دستهای پدر و مادر منتظرش هست خیلی به آن کیف میدهد، ما اصلا حاضر نیستیم تمرین کنیم ریسک کنیم خدا میگوید نترس داری به من قرض میدهی، ببین خدا برای اینکه ما را تمرین کند چقدر خودش را کوچک میکند@ (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) به من خدا قرض بدهید، چقدر قشنگ است مثل پدر و مادری است که پول روز مادر میدهند به بچهشان، بچهشان برود هدیه برای مادر بخرد@ بچه که پول ندارد از کجا میآورد این پول را؟ خود پدر و مادر به آن میدهند، ولی قشنگیاش این هست که این پول را بکند پول را دارا بشود اول تملیک بکند مال خودش بشود بعد این مال خودش را هدیه کند به پدر و مادرش@ ما میخواهیم زیبایی تولید کنیم میخواهیم قشنگی تولید کنیم، خدا میگوید (وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ) از چیزی که خودم به شما دادم یکذرهاش را به خودم قرض بده@ من سر سال گفتم تو هر چه پول جمع کردی اضافه آوردی همهاش را نمیخواهد به من بدهی یک پنجمش را خمس بده، ما آن یک پنجم را به خدا میترسیم خمس بدهیم@ برای همین خیلیها سال خمسی ندارند، میگوید خودم به شما دادم همهاش هم نمیخواهم هر چه مصرف کردی که نوش جانت، اضافهاش را از دسترنجت اگر اضافه آوردی سر سال چهار پنجمش را خودت بردار یک پنجمش را به من خدا خمس بده@ میگوییم نمیدهیم، میترسیم بپریم، خدا میگوید نترس بده من این فقیر را فرستادم، با خوشحالی برو در خانه، وقتی فقیر میآید کیف کن@ وقتی میروی مسجد دعا دعا کن خدایا میشود ای خادم مسجد بلند شود بگوید من برای مسجد پول میخواهم من یک چیزی بدهم برای مسجد، چون وقتی من یک پولی میدهم برای مسجد، برای این حسینیه@ برای این کار خیر، برای این کار فرهنگی، تا قیامت هر محصولی داشته باشد من هم سهیم هستم در آن، مگر چیز کمی است، کم است؟ چرا ما میترسیم؟ ما خیلی زشت پول میدهیم وقتی میخواهیم به ائمه بدهیم@ طرف میرود حرم میگوید برای امام زمان، برای خدا، میاییم دنبال پولهای خوردمان میگردیم، در خانه همسرت بگوید پول بده پول خوردت را بخواهی به آن بدهی@ بچهات بگوید پول بده پول خورد بخواهی بدهی، به پدر و مادرت اینطوری پول میدهی؟ این هدایایی که افراد برای همدیگر میخرند چند میلیون چند میلیون است بعد نوبت خدا که میرسد نوبت امام زمان میرسد همه لغوه میگیریم@ یکدفعه میشویم پیرمرد دستمان میلرزد نمیتوانیم پول بدهیم فلج میشویم، آدم باید بتواند قمار کند، خدا بندگانی را که قمار میکنند را خیلی دوست دارد، میگوید خدایا مگر نگفتی یک تا هفتصد@ حالا اینها مال محاسبهگرهاست تاجرها هستند، بعضیها اصلا اینطوری نیستند یک کسی یک کسی را دوست دارد برایش پول میریزد پایش، میگوید دوستت دارم میخواهم ثابت کنم که دوستت دارم، اصلا صدقه یعنی چه؟@ کلمه صدق، راستی، یعنی من میخواهم ثابت کنم که صادق هستم در عشقم به خدا در باورم به خدا. بعضیها صدقه که میخواهند بدهند پول درشتها را میدهند@ بعضیها توهین میکنند در صدقه دادن، میخواهد برود حرم امام رضا پول بدهد میخواهد بیاید مثلا برای یک کار خیر پول بدهد دست و بالش میلرزد همهاش تحقیرآمیز است@ بعد از این بدتر این هست این پول کمی که میدهی چون گدایی هست با این شیوه است بجای اینکه بزرگت بکند، لِهات میکند. کوچکت میکند. خیلی بیادبانه است. ما برویم یاد بگیریم صدقه دادن را از ائمه@ مادرمان فاطمه زهرا شب عروسی بهترین لباسش که لباس عروسیاش است میدهد به فقیر، ما بهترینهایمان را میدهیم قرآن میگوید: (لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ) از آنی که دوست دارید بدهید@ ما آخر سال دَم عید میگوییم ببین کجا بود پیراهن کهنه قبول میکردند یک مشت پیراهن جمع کردم اینها را میخواهم بدهم، میخواهی از شرش خلاص بشوی بروی پیراهن نو بخری، روغن ریختم نذر حضرت عباس کن.@ ببینیم آنها از چه چیزهایی خوششان میآید، بهترینها را به خدا هدیه کنیم. بهترین داراییمان را به اهل بیت هدیه کنیم. قشنگترین محصولات کار خودمان را، یک زن میبینید به عشق شوهرش به عشق بچهاش میشیند یک بافتنی میبافد@ یک کار هنری قشنگ انجام میدهد بعد آن را هدیه میکند. میگوید من با دست خودم بافتم، دسترنج خودم است، چرا وقتی که نوبت خدا میشودمگر خدا نیاز دارد؟@ خدا میخواهد من را تربیت بکند میگوید من میخواهم تو اسم من را دریافت کنی مثل من خدا بشوی که بیحساب ببخشی جواد بشوی کریم بشوی، بیا بالا، ولی ما مترسیم به خدا اعتماد کنیم دست و بالمان میلرزد@ قمار حاضر نیستیم بکنیم، خدا مگر به من اعتماد نداده اعتماد داده به من، چک سفید امضاء کرده داده دستم، (مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ) یک دانه گندم هفتتا خوشه میدهد در هر خوشه صدتا میشود چندتا؟@ میگوید من اینطوری رشد میدهم مال شما را، اصلا کلمه زکات، نگاه کنید میگویند زکات بپردازید اگر طلای اضافهای کسی دارد زکاتش را بدهد در خانه، طلا از یک حدی که میگذرد باید زکات بدهید، گوسفند، گاو، زمین کشاورزی، کسی دارد@ زکات یعنی نمو، پاکی و رشد، یعنی شما وقتی میپردازید جایش میآید، گفتم مثل سینه مادر میماند که بچه هر چه شیر میخورد شیر تولید میشود مثل چشمه است که هر چه برمیداری آب بیشتر میآید@ ما امساک میکنیم ترس داریم باور نداریم، حالا هفته بعد میگویم یکی از دلایلش این هست ما واقعا به این چیزهایی که من الان دارم میگویم ایمان نداریم شک داریم شک بدبخت میکند آدم را@ شک سرعت آدم را کُند میکند. شک باعث میشود انسان عقبگرد بکند. نمیتواند رشد بکند. میترسیم، تازه وقتی هم میخواهیم بدهیم میگوییم ببین الان نه، هر وقت مُردم@ یعنی در زندگیام تحمل ندارم از من کَنده بشود، گفتم حدیثش را، طرف وصیت کرده بود بعد از مرگش یک انبار کالا بدهند در راه خدا، پیامبر انبار را داد یک دانه خرما خشک برداشت گفت اگر خودش زمان حیات خودش میداد از کل این انبار بالاتر بود، چرا؟@ چون زمان خودش اسم دریافت میکرد یک چیزی خودش تصمیم گرفته بدهد تبدیل به اسم میشود، میگوید نه من در حیات خودم تحمل نمیکنم. وقتی مُردم حالا این را بدهید در راه خدا. جگر داری زمان حیات، قشنگترین اموالت را قشنگترین داراییهایت را هدیه کن.@ کریم یعنی محاسبه نمیکند طرف احتیاج دارد یا نه، میگوید من میخواهم بدهم خودم میخواهم رشد کنم. خدا رحمت کند آیت الله بروجردی میگفتند اینطوری بود@ میگفتند پول که میداد یکدفعه یک موقعهایی زیادی میداد، طرف میگفت آقا زیادی دادید، ببر، چون باید یک اتفاقهایی بیفتد اینجا، وقتی با تاکسی طی میکنید مثلا 4000 تومان وقتی رسیدی به آنجا 5000 تومان بده@ میرود در جیب یک شیعه یک مسلمانی که دارد، جوانهایی که الان دارند با پراید کار میکنند که یک لقمه نان حلال داشته باشند@ این جوان است این بچه فاطمه زهراست هیچ طوری نمیشود تو اگر 4000 تومان یا 5000 تومان بدهی به آن، میترسیم نه نکند راننده از من یک چیزی بگیرد، بگذار بگیرد@ طی کن قانونا با آن پررو نشود حق دیگران را بخورد طی کن، چقدر است کرایه، اینقدر باشه، ولی وقتی رسیدی یک چیزی حتما بیشتر بده بگذار کریم بشوی@ نه حقش اینقدر است، ما اصلا چکار داریم حقش اینقدر است قرار است من اینجا چه بشوم؟ از من هم کم نمیشود. چون خدا میگوید اگر تو رفتی به سمت کرامت خرج داری هزینهات بالاست من هم به شما میدهم تو خرج کن من میدهم.@ ولی ما مترسیم چون باور نداریم. شاد یکی از اسمهای خدا شاد است، خدا میگوید شما با من شاد باشید عرضه دارید با من شاد باشید، (یا داود بی فَفرَح وَ بِذِکری فَتَلَذَّذ) داود با من شاد باش از من لذت ببر@ ما چرا با داشتن خدا و خانواده آسمانی مادر بزرگی مثل فاطمه زهرا مادری به این بزرگی شاد نیستیم؟ چرا؟ چون غصههای دنیا را داریم، خدا میگوید غصههای دنیا چیست؟@ چی دارید غصه هر چه دارید یا دیگران سرتان آوردند یا خودتان، چه دیگران سرتان آوردند چه خودتان، من این سختیها را کفاره گناهانتان قرار میدهم یک پاک پاک میشوید دو درجه آخرتی قرار میدهم برایتان@ به اسم صبور من میرسید به اسم حلیم من میرسید بالأخره مصیبت میاید تحمل کن صبور میشوید حلیم میشوید به خدا نزدیک میشوید هر کدام از اینها ما به ازاء جاودانهاش خیلی است دیگر برای چه ناراحتی@ یک کسی حرف مفت زد، اذیت کرد، ناشکری کرد، ناسپاسی کرد، حقت را خورد، اصلا ما اینطوری بگویم در سیستم خدا ضرر اصلا وجود ندارد از دست رفتن هدر رفتن هدر شدن@ جوانیام را پای این شوهر ریختم قدر ندانست، اشتباهت این بود پای شوهر ریختی، شوهرداری میکردی ولی به عشق خدا، آنوقت نه ناراحت میشدی در زندگیات اصلا نه اگر ناسپاسی میکرد هیچی هدر نمیرود@ زنداریات و شوهرداریات را برای خدا انجام بده وقتی برای خودش هستی خدا هم واگذارت میکند به خودش@ نمیدانم بیست سال برای این بچه زبان نفهم ناشکر زحمت کشیدم حالا نگاه کن چکار کرده با من، دیوانه دارم میشموم، بچه یا قدر میداند یا قدر نمیداند مگر قرار است ما با بچه بمیریم این بچه یک وسیله است خدا داده برای اینکه ما شبیه خودش بشویم@ برویم تا عالیترین درجات، بچهها وسیله هستند، حالا روز زن هست. گفته بود مرگ دست خداست زن وسیله است، حالا بچهها هم یک وسیله هستند برای بهشت رفتن ما.@ قرار نیست من بخاطر بچهام از خدا ببرم ما خدا شاهد است بچههایمان در همین دنیا اگر کبریت بگیرند دستشان بگوید مادر یک دقیقه به خاطر من دستت را بسوزان@ این کار را نمیکنیم بعد دوباره بخاطر این بچه میرویم هزار سال در جهنم میمانیم، کارهای بیعقلی ما میکنیم، محبتها باید محبتهای معقول تابع عشق خدا باشد. لذا وقتی که انسان عشق خدا را در دلش میگذارد علاقهاش به همسرش هم ثابت میماند و روزبهروز بیشتر میشود.@ حضرت فرمود هر چقدر ایمان بیشتر میشود عشق به همسر بیشتر میشود اما اگر کسی بیایمان باشد فردا با شوهر کَلکَل میکند گفتم از چهارتا ازدواج سهتا از آنها در کشور ما به نتیجه نمیرسند@ تازه مردم ما به این خوبی دیگر ببینید آن طرف آب دیگر چه خبر است، برای اینکه محبتها شخصی است حیوانی است محبتها از سر نیاز است@ اگر انسان به عشق خدا با همسرش روبهرو بشود به عشق مادرش فاطمه زهرا با دنیا روبهرو بشود فاطمه زهرا مادری است که بینهایت بیشتر از مادرهای زمینی ما را دوست دارد برای تکتک ما دلشوره دارد اینقدر نگران است@ من میخواستم بروم خارج از کشور مأموریت به یکی از این خواهرهایی که همکارمان بود گفتم شما بیا با من یک ماهی را برویم چندتا کشور اروپایی@ هستند چون دو گروه داریم آنجا مخاطب شاگرد خانم بودند و آقا گفتم شما بیا کمک من خانمها را لااقل شما کار بکنید با آنها مشاورهها و کارها را شما انجام بدهید گفت باشه، همسرش هم گفت باشه اجازه داد@ بعد چند وقت بعد دیدم گفت نمیتوانم بیایم گفتم برای چه؟ گفت دخترم باردار است باید مراقبت کنم از آن، این مادر هم نیست چیه تازه؟@ مادربزرگ است یعنی برای نوه دلسوزی دارد میگوید این بچه را من باید مراقبت کنم مراقب بچهام باشم که بچهاش به دنیا بیاید، چقدر مراقبت میکند. ببینید یک مادربزرگ نه ماه میشیند از دخترش که مثلا استراحت مطلق دارد پذیرایی میکند که بچه این سالم به دنیا بیاید@ حالا فاطمه زهرا بیرون از رحم دنیا چقدر دلشوره من و شما را دارد چقدر نگران است که ما سالم متولد بشویم چقدر دلشوره دارد چقدر دوست دارد ما را@ چقدر هم به ما میگویند یک کاری بکنید از ما فاصله نگیرید خیلی در زندگیهایتان یک کاری بکنید که شبیه ما باشید وقتی آمدید یکسره بیاید در خانه خودمان، خانم فاطمه زهرا دوست دارد همه بچههایش@ مثل یک مادر که دوست دارد همه بچههایش دور خودش باشند، دوست دارد همه بچههایش در بهشت پیش خودش باشند ولی ما متأسفانه فاصله میگیریم@ خود خانم فرمود بعضی از شما اینقدر در زندگیتان فاصله میگیرید که من در قیامت تا بیایم شما را نجاتتان بدهم از جهنم سیصد هزار سال طول میکشد. سبک زندگیتان را یکطوری طراحی کردید که با من فاصله دارد این سبک@ یکطوری مریض میشوید میبرند شما را در بیمارستان تا من بخواهم بیایم شما را از دست این دکترها نجات بدهم دکترها میگویند نه بابا خانم این حالاحالاها باید باشد@ اینجا شکستگی دارد آنجایش عفونت دارد اینجا پارگی دارد آنجا غده دارد همه اینها را دارد، یک عالم حسادت، تکبر، بداخلاقی، یک عالم آشغال آورده با خودش، تا اینها را ما بخواهیم از وجود این بِکَنیم، یک سیصد هزار سالی مهمان ماست اینجا@ برو سیصد هزار سال بعد بیا ببرش، ما سبک زندگیمان را متأسفانه اینطوری طراحی کردیم. یک سبک غلط که هیچ چیز از آن شبیه فاطمه زهرا نیست@ هیچ چیزش شبیه امیرالمؤمنین نیست. هیچ چیزش با سبک زندگی بهشتیها و مادرمان و خانواده آسمانیمان نمیخورد ببین خانواده آسمانیمان ما بالأخره میخواهیم با اینها زندگی کنیم در ابدیت ببینیم اینها چطوری زندگی میکردند@ زندگیشان، رفتارشان، ازدواجشان، زنداریشان، شوهرداریشان، اخلاقشان، مرامشان، تجارتشان، مسافرتشان، خوردنشان، خوابیدنشان، ببینیم چطوری بودند. نزدیک بگیریم اینها را که وقتی رفتیم بلافاصله برویم پیش آنها@ ولی وقتی میروی یک سبکی را از جهنم از ماهواره از اینترنت از فلان محله از فلان خاله از فلان کس انتخاب میکنی این سبکها سبکهای ضعیف است@ سبکهای گدایی است سبکهایی است که آدم را فقیر و بدبخت و مسکین بار میآورد. اصلا رشد نمیدهد آدم را، بیایید سبکهایمان را درست کنیم. ما استادمان، معلممان، الگویمان فاطمه زهراست@ چقدر ما باید خدا را شکر بکنیم که یک همچین کسی را کرده مادر ما، ما اصلا شادی نمی کنیم برای فاطمه زهرا، چرا تولدش که هست تولد ائمه که هست با بسته به نظام حقوقی که به ما دارند، مثلا امام هستند، شادی ممکن است بکنیم@ سرودی بخوانیم شیرینی بدهیم اما حس شخصی نداریم اصلا حواسم نیست امروز تولد مادرم من است، مادر خودم، برای همین هم چون ما حس نداریم نسبت به حضرت زهرا میگوییم خانم عید است به ما عیدی بده@ شما تولد هر کس باشد شما به آن عیدی میدهید ما تولد ائمه هم میگوییم شما به ما بده، عرضه نداریم ما خودمان به مادرمان تولدش هدیه بدهیم@ چقدر خوب است که آدمها اینقدر با مادرشان احساس نزدیکی بکنند واقعا بروند به مادرشان فاطمه زهرا سری بزنند چقدر خوشحال میشود خانم فاطمه زهرا در آن علو درجات در بهشت ببیند بچههایش یادش هستند و برایش هدیه میفرستند چقدر قشنگ است این@ با اینکه نیاز ندارد ولی میلیونها برابرش را به ما برمیگرداند ولی ما برویم در عشق، رابطه را باید شروع کرد@ باید رفت زد به عاشقی زد به رابطه، ولی ما همهاش توقف کردیم میترسیم برویم به رابطه بزنیم همهاش به رابطههای زمینی داریم فکر میکنیم اصلا نقشهای برای نزدیک شدن به این خانم برای نزدیک شدن به امام زمان اصلا نقشه نداریم@ طرح و برنامه نداریم سبک نداریم چیده نشده سبک زندگی ما محصول این سبک زندگی من هست که من موقع رفتن 14 تا معصوم میاید استقبال من، برای همه 14 تا نمیاید@ 14 تا برای یک کسی میاید که در دنیا برای 14 تا زحمت کشیده کار کرده دوست بوده رفیق بوده. عرض کردم چند سال پیش یکی از مراجع تقلید خدا رحمتش کند مرجع تقلید کربلا بود سی سال حرم امام حسین نماز میخواند@ خودش برای من تعریف میکرد میگفت من که مرجع تقلید بودم در عراق یک موقع به من گفتند این آبدارچی هیئت یک شیخ علی بود میگفتند بچههای شمال بود@ آمده بود تجارت کربلا همانجا هم کارش را میکرد در هیئت امام حسین آبدارچی بود، گفت دارد میمیرد بیایید یک سر به آن بزنید گفت من رفتم به آن سر بزنم دیدم اصلا من را نشناخت، رفتم بالای سرش نشستم@ میشناخت یک عمر با هم رفیق بودیم، گفت اصلا من را نشناخت داشت میمرد، گفت میخواستم بیایم یکدفعه دیدم بلند شد شنگول سرحال شروع کرد سلام کردم@ السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا امیر المؤمنین السلام علیک یا فاطمه زهرا خوش آمدید خیلی خوش آمدید لطف کردید تشریف آوردید گفت دانهدانه تا آقا امام زمان گفت سلام علیک کرد و از دنیا رفت@ 14 تا معصوم آمدند با چه تشریفاتی این را ببرند آنطرف، بچهشان است با آنها رفیق بوده، چقدر خوب است ما رفیق اهل بیت باشیم چقدر خوب است ما مثل یک بچهای که با پدر و مادر زمینیاش رفیق است با پدر و مادر آسمانیاش هم دوست باشد@ حقهبازی نکند دروغ نگوید کلک نزند کارهای زشت نکند کارهایی که بین او و آنها فاصله میاندازد نکند، رفیق بشود با اهل بیت، مگر ما دشمن فاطمه زهرا و اهل بیتیم@ پدر و مادر ما هستند برای چه ما آنها را اذیت بکنیم، انسان پدر و مادر زمینیاش را اذیت بکند خیر نمیبیند مگر میشود پدر و مادر آسمانی را کسی اذیت بکند خیر ببیند در زندگیاش، نه در دنیا نه در آخرتش خیر نمیبیند@ برویم یک سبکی بچینیم در زندگیمان اینکه سبک زندگی را باید عوض بکنیم واقعا ما باید سبکهای زندگیمان را عوض کنیم باید تصمیم بگیریم یکطور دیگر زندگی کنیم تصمیم جدی باید بگیریم@ محصول زندگی این نیست که یک کسی شوهر بکند بچهدار بشود چندتا بچه را بزرگ کند زن بدهد شوهر بدهد بعد بمیرد دکتر مهندسش بکند@ محصول زندگی این هست که وقتی داری میروی ببینی چقدر ثروت جمع کردی از خانواده آسمانیات از خدا، چندتا اسم از خدا را دریافت کردی و تمرین کردی این را با خودمان میبریم@ محصول زندگی این هست که تو چندتا معصوم را شکار کردی و شکار چندتا معصوم شدی، محصول زندگی این هست که شب وقتی میروی در رختخواب آدم معشوقش در رختخواب میآید سراغش@ یعنی آدم سرش را میگذارد روی بالشت قیمتش در بالشت معلوم میشود موقعی که میخواهد بخواهد همین که رفتی در رختخواب هر کس هر چیزی یادت آمد قیمتت همین است@ محصول زندگی این هست که وقتی من میخواهم بخوابم واقعا سرم را بگذارم روی دست خدا بخوابم، ببین خدا چقدر قشنگ گفت (الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ) ایستاده، نشسته خوابیده در بغل خدا، محصول زندگی این هست من وقتی میخوابم به عشق@ اصلا دلتنگ خانواده آسمانیام هستم، میبینی طرف روی رختخواب خوابیده اینقدر دلتنگ امام زمان است اینقدر از نیامدن امام زمان شاکی است اینقدر اضطراب دارد@ یک هدیهای میفرستد صلواتی میفرستد یادی میکند میشود محصول زندگی، این دارایی است این ثروت است که ما میتوانیم با خومان ببریم. حالا وقتی میگوییم فاطمه زهرا الگوست ائمه الگوی کامل ما هستند@ حالا الان معنی این حدیث را بهتر میفهمیم، فرمود (وَ جَدَّتُنا فاطِمَه حُجَۀُ اللهِ عَلَینا) یعنی مردم میخواهند شبیه خدا بشوند به ما نگاه میکنند اما وقتی میخواهیم به خدا نزدیک بشویم باید به چه کسی نگاه کنیم؟@ ماشاء الله این مادر ماست خدا فقط این را مادر ائمه قرار نداده بلکه مادر ما هم هست، چقدر باید شاکر خدا باشیم چقدر باید لذت ببریم@ چقدر باید از داشتن یک همچین مادری احساس شخصیت بکنیم دیگر بد است آدم وقتی مادرش فاطمه زهراست منت عاطفی این و آن را بکشد اسیر عاطفه این و آن باشد، التماس بکند، نه یک کسی دوستم دارد دوستش دارم خوب است@ ولی اگر کسی نخواست من را دوست داشته باشد اصلا به من برنمیخورد چون من یک عشق بزرگ دارم به نام مادرم فاطمه زهرا، یک عشق بزرگ دارم به نام چهارده معصوم@ یک عشق بزرگتر از همه اینها دارم با خدا، اصلا خدا نخواسته ما در زندگی دنیا گدا زندگی کنیم التماس این و آن را بکنیم، ولی متأسفانه ما از آسمان که میبریم گدای زمین میشویم همهاش باید التماس زمین را بکنیم@ چه کسی دوستم داشته باشد چه کسی دوستم نداشته باشد چه کسی به من سر بزند چه کسی به من سر نزند، چه کسی به من توجه بکند چه کسی به من توجه نکند، همین بدبخت میشویم@ برای همین هم ضعیف هستیم، نوعا زندگی ما زندگی گدایی است زندگیهای اشرافی نیست اشراف مثل اشراف، پولدارها دیدید چطور زندگی میکنند به هیچ کس نیاز ندارند به خیلیها هم کمک میکنند@ در نظام طبیعی اینطوری است خوب هم هست ولی در نظام فطری هم خوب است آدم ثروتمند باشد چون قرآن میگوید ثروتمندها میروند بهشت، (فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ) هر چه ثروت بیشتری ببری@ حالا اگر بخواهی ثروت ببری باید داشته باشی ببری، پس الان شروع کن تهیه کردن تمرین کن عفوو بشو، هر چه کینه داری بریز دور، غفور بشو، جواد بشو، کریم بشو@ تمرین کن ببین چقدر لذت دارد چقدر آدم شاد میشود در این زندگی، دیگر هیچ حادثهای اذیتش نمیکند هیچ حادثهای تحقیرش نمیکند، هیچ حادثهای مچالهاش نمیکند قوی قوی قوی است.@ خدایا به حق مادرمان فاطمه زهرا ما را لایق ایشان قرار بده ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار بده در فرج فرزندش تعجیل بفرما، نائبش را در پناهش حفظ بفرما@ دشمنان اسلام جمهوری اسلامی نظام ما، دشمنان انسانیت اگر قابل هدایت نیستند خوار ذلیل و رسوایشان کن، امواتمان را ببخش و بیامرز، افضل تحیات و درود صلوات خودت را به روح پرفتوح امام امت شهدای اسلام عائد و واصل بفرما@ مؤمنین و مؤمنات مسلمین و مسلمات، امواتمان بدوارثان بیوارثان ببخش و بیامرز دعاهایمان به اجابت برسان رزمندگان اسلام هر جای عالم هستند نصرت عطا بفرما، اسرای ما را خلاصی ببخش، مردم مظلوم منطقه را نجات بده، خدایا به حق محمد و آل محمد امسال را سال ظهور حضرت قرار بده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 059 - قلب
متن کامل (خام) جلسه 059 - قلب