جلسه 057 - قلب
شماره جلسه
57
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
2
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 057 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره چیزهایی بود که دل را نرم میکند و عرض کردیم که دل اگر نرم نباشد از خدا دور میشود و هیچ نوع آمادگی برای شدن ندارد دل به میزانی که در آن سختی هست به جهنم نزدیکتر هست تا به بهشت، و هر کسی باید سعی بکند که این نرمی دل را برای خودش حفظ بکند در درجه اول آنچه که خیلی مهم هست سبک زندگی هست که قبلاً هم بارها گفتم.@ گاهی وقتها سبک زندگی ما به گونهای هست که قساوتآور هست و بین ما و هدف خلقتمان فاصله میاندازد. از وجود مقدس نبی اکرم(ص) هست یک روایتی را خواندیم که سه قسمت بود یک قسمتش را عرض کردیم(عَوِدُوا قُلُوبَکُم الرِّقَۀ) عادت بدهید دلهایتان را به نرمی، به رقت.@ که در موردش توضیح دادیم که انسان باید سبک زندگیاش را به گونهای قرار بدهد که از این عادت در نیاید و نوع برنامهریزیهایش به گونهای باشد که به قساوت نیفتد دیدنیهایش کنترل شده باشد شنیدنیهایش کنترل شده باشد در مورد خوردن کنترل شده باشد.@ چه بخوریم چقدر بخوریم جدای از حلال بودن حالا بحث حرام که یقیناً قساوت سختی خواهد آورد حتماً لقمه باید حلال و طیب باشد چون لقمه اگر حلال و طیب نباشد قساوت میاورد و باعث میشود که انسان هیچ نوع تحولی نتواند پیدا بکند و به جهنم انسان را نزدیک میکند.@ وقتی که دل سنگینی و قساوت دارد صحبت کردنها، شنیدنیها، گفتنیها، ترددهایی که انسان میکند، نوع مطالعات، نوع ورودیهای خودش را یکطوری باید انسان قرار بدهد که همیشه این دل نرم باشد مثل بدن که ما باید همیشه بدن را در حالت نرم نگه داریم و اگر بدن به خشکی گرایش پیدا بکند آسیب زیادی خواهد دید چه خشکی ظاهری و چه خشکی باطنی.@ بنابراین روح هم همینطور، اگر به خشکی بگراید تبعات خیلی زیادی، مردهگیهای خیلی زیادی برای انسان ایجاد میکند و باعث میشود انسان از حیات حقیقی حیات حقه خودش حیات اصلی خودش فاصله بگیرد برای انسان دلمردهگی میاورد در بسیاری از موارد که انسان دچار غم، غصه، افسردگی، اضطراب، زودرنجی، عصبانیت، حسادت میشود.@ اینها همهاش نوعی دلمردهگی هست برای این هست که یک عواملی یک ویروسهایی از ویروسهای معنوی، اخلاقی در روح او نفوذ کرده و این حالتها را ایجاد میکند گفتیم که ملاک یک روح سالم شادی و آرامش است یک روح نرم شاد و آرام هست اگر ما با شادی و آرامش فاصله میگیریم به این معناست که در ما یک مقداری قساوت و سختی نفوذ کرده.@ (وَ أکثِرُوا مِنَ التَّفَکُر) زیاد تفکر بکنید زیاد فکر بکنید این خیلی مهم هست مقوله فکر که قبلاً چندین جلسه فقط اختصاص دادیم عزیزانی که تشریف نداشتند به همان سیدی فکر و مهندسی آرزوها این چهارتا در واقع، یکی بحث دشمنشناسی، یکی وسوسه، یکی فکر، و یکی آرزوها اینها چیزهایی هستند که در قساوت یا نرمی دل خیلی مؤثر هستند حالا بحث تفکر که دیگر اینجا نداریم.@ (وَ البُکاءُ مِن خَشیَۀِ الله) گریه از ترس خدا دل را نرم میکند حالا اساساً گریهای که انسان با خدا و برای خدا میکند نرمکننده دل هست روضه گوش بکند ذکر مصیبتی، قرآن خواندنی، چیزی که به هر حال اشک دل را نرم میکند.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست میفرماید(أحیِ قَلبِکَ بِالمَوعِظَۀ) دل خودت را با موعظه نرم کن انسان نیاز به موعظه دارد هر کس میخواهد باشد فرقی نمیکند یعنی در هر مقامی میخواهد باشد حتی معصومین(ع) گاهی وقتها به اصحابشان میفرمودند که ما را موعظه بکنید آنها میگفتند ما شما را موعظه بکنیم؟@ آنها سؤال میکردند، حضرت میفرمود اثری که در شنیدن هست در دانستن نیست انسان وقتی که یک چیزی را میداند بعضیها هستند شهوت کلام دارند شهوت اطلاعات دارند یکجا میروند میگویند استاد نباید حرف تکراری بزند ما فقط باید اطلاعات کسب بکنیم.@ آنها آن شهوت علمیشان را میخواهند ارضا بکند بنابراین آنها قساوت زیادی پیدا میکنند بعضیها نه میخواهند بروند بشوند نمیخواهند بشنوند نمیخواهند اطلاعات کسب بکنند نمیخواهند ذهنشان را قانع بکنند میخواهند دلشان را تربیت بکنند پرورش بدهند قدرت پیدا بکنند میخواهند دارایی پیدا بکنند دنبال دانایی صرف نیستند.@ میخواهند به یک توان به یک قدرت به یک شدن برسند شادی، آرامش، روح پیدا کردن مقصودشان هست در این صورت تکرار نیاز هست شما برای نرمش یک حرکت را تکرار میکنید ورزش و نرمش، مثلاً میگویند این مایع را که میخواهید غذا درست بکنید یک مقدار ورزش بدهید یعنی این باید تکرار بشود تا به آن نرمی برسد.@ یک تخممرغ هم که به این نرمی هست شما میخواهید بزنید یک ماست را که میخواهید دوغش بکنید باز میبینید همینطوری آب را در ماست نمیریزید خود ماست را باز یک مقداری میزنید باید یک مقدار زده بشود تا به یک نرمی خواص مورد مطلوب برسد.@ روح هم همینطور هست باید دائماً با تکرار، اینکه قرآن این همه تکرار دارد و به ما میگوید نماز را تکرار بکنید چون تکرارها تجلیها واقعاً تکراری نیستند بلکه هر بار یک معنا و مفهوم دیگری دارند مثلاً شما یک موقعی هست یک کتابی را میخواهید بخوانید اینکه من جلسه قبل عرض کردم چندین بار من کتاب قلب سلیم شهید دستغیب را خواندم.@ انسان یک موقعی هست در یک حالت خاصی سر کلاس میرود کتاب میخواند تلویزیون نگاه میکند مسجد میرود یک برداشت خاصی از اینها میکند یک لذت خاصی میبرد بعد این فکر میکند دفعه بعد هم برود حتماً همین حالتهای قشنگ به او دست میدهد.@ بعد میرود میبیند نه، نه آن دفعه که مشهد رفتیم خیلی بهتر از این بار بود آن دفعه که مکه رفتیم بیشتر از الان بود تغییری در مکه و مشهد ایجاد نشده یا در عنایت خدا و امام رضا، بلکه تغییر در ورودیهای ما ایجاد شده در ما یک تغییراتی در ما اتفاق افتاده نوع گیراییهایمان فرق کرده نوع حالتهای قلبی فرق میکند.@ لذا همین درسی که ما داریم میگوییم را شما سر کلاس میشنوید یک برداشت دارید ممکن است بعداً سیدیاش را بگیرید بروید در خانه بشنوید خیلی بیشتر لذت ببرید یا خیلی بیشتر برایتان تأثیر داشته باشد.@ لذا ما همیشه احتیاج به تکرار داریم چون در واقع هیچ وقت حالتهای ما یکسان نیست در واقع تکرار اساساً امکانپذیر نیست درست است شما همان را میشنوید اما چون حالتهای ما دائماً در حال تغییر هست نوع تأثیرگذاریها هم گوناگون هست مختلف هست لذا شما یک فیلم هم که نگاه بکنید یک موقع میبینید یک نوع برداشت میکنید.@ یک موقع میبینید یک نوع برداشت کاملاً دیگر از آن میکنید آنهایی که در سنین حالتهای تخیلی و توهمی هستند وقتی که از یک فیلم یک سریالی داستانی یک احساس میکنند بعداً که عقلانیتشان قوی میشود روح پیدا میکنند فوق عقلشان قوی میشود بعداً آن فیلم برایشان خیلی مسخره میاید.@ میگویند نگاه کن ما یک زمانی چه موسیقیهایی گوش میکردیم چقدر موسیقیهای مبتذلی بود متن مبتذل، موسیقی مبتذل، آواز مبتذل، ساز مبتذل، شعر مبتذل، ما چه موقعهایی با آنها صفا میکردیم ولی الان حالمان به هم میخورد این برای این هست که درست است اصل دارد تکرار میشود.@ اما روح کاملاً تغییر کرده متفاوت شده پس موعظه هر چقدر هم تکرار داشته باشد برای انسان خوب هست لذا حضرت میفرماید دانستن شرط نیست شنیدن شرط است لحظهای که انسان یک چیزی را میشنود ممکن است یک حالت خاصی داشته باشد که یک آثار قشنگی داشته باشد.@ مثلاً فرض بفرمایید شما گاهی وقتها قرآن میشنوید گریه میکنید گاهی وقتها قرآن میشنوید حالتان هیچ تغییری نمیکند همان سوره است همان آیه است همان نواست همان قرائت است ولی باز میبینید که برداشتها کاملاً متفاوت است.@ مثل چایی خوردن میماند مثل شیرینی خوردن میماند مثل غذا خوردن میماند که شما یک موقعی در یک حالت خاص وضعیت جسمیتان، تخلیههایی که داشتید نیازهایی که دارید به گونهای هست که یک غذا فوقالعاده به شما میچسبد ولی دفعه بعد که میخورید میبینی 50% آن را لذت دارید یک موقعی میبینی اصلاً از آن غذا لذتی نمیبری.@ انسان دائماً به تکرار به موعظه به خوردن شلاقهای موعظه نیاز دارد تا نرم بشود همانطور که بدن دائماً به خوردن نیاز دارد بدن باید دائماً ضربه بخورد در باشگاه، در ورزش، بدنهایی که هی به آنها ضربه میخورد هی تکان میخورند بالا و پایین میشوند این بدنها بدنهای چابکی میشوند بدنهای قدرتمندی میشوند هم برای مسائل دنیایی هم برای مسائل آخرتی، باید دائماً خورده بشود.@ هر چقدر بدن بیشتر خورده بشود ضربه بیشتر بخورد شلاق بیشتر بخورد قویتر میشود. در روح هم همینطور هست روح هر چقدر شلاق بیشتر میخورد موعظه بیشتر میشنود لذت بیشتری میبرد قویتر میشود آمادهتر میشود.@ کسانی که میگوینده من را موعظه نکن از نصیحت بدم میاید از موعظه بدم میاید بعضیها که میگویند من قصد نصیحت و موعظه ندارم اینها اصلاً انسان را نمیشناسند این فرهنگ فرهنگ کاملاً حیوانی هست یک فرهنگ صددرصد غربی و حیوانی هست و از شدت نخوت از شدت تکبر از شدت بیمسئولیتی این فکر ناشی میشود که من از موعظه بدم میاید.@ کسی نباید من را موعظه بکند یا من خودم کسی را موعظه نمیکنم خداوند در قرآن موعظه میکند موعظه را برای ما لازم دانسته حتی در جهنم، بخشی از جهنم مربوط به آدمهایی است که از موعظه بدشان میاید.@ بعضی از عذابهای جهنم و جاهای جهنم اختصاص به آدمهای متکبری دارد که از موعظه خوششان نمیاید لذت نمیبرند لذا انسان دائماً به موعظه احتیاج دارد معصوم هم همینطور به موعظه احتیاج داشتند بنده که خودم برای شما کلاس میایم بیشتر از همه شاگردهای خودم در طول هفته موعظه میشنوم.@ چند وقت پیش داشتم حساب میکردم من در هفته چند جلسه موعظه میشنوم دیدم من تقریباً بین حداقل 13 ساعت در هفته گاهی وقتها بیشتر فقط مینشینم موعظه میشنوم یعنی اساتید مختلف مینشینم میشنوم که من را موعظه بکنند و این حداقلش هست در حالی که من خودم 13 ساعت در هفته جلسه و سخنرانی ندارم که بخواهم برایشان صحبت بکنم.@ بنابراین ما خیلی احتیاج داریم به اینکه دائماً بشنویم بیشتر از آنکه بگوییم احتیاج داریم که بشنویم بشویم موعظه دل را نرم میکند لذا حضرت فرمود(أحیِّ قَلبِکَ بِالمَوعِظَۀ) زنده کن دلت را با موعظه، موعظه خیلی میتواند دل را زنده بکند.@ انسان باید حتماً مواد موعظهای زیاد داشته باشد در خانهاش، مثلاً از کتابهای دانشمندان مختلف، حتی از صداهایشان استفاده میکنم گاهی وقتها از همین برنامههای که تلویزیون هست اساتید مختلف دارند صحبت میکنند مینشینم استفاده میکنم یعنی این موعظهها را استفاده میکنم از آنها لذت میبرم.@ متنوع انسان انتخاب بکند تا دلش احیا بشود الان به برکت جمهوری اسلامی الحمد لله بعد از انقلاب این توفیق برای هنرمندان ما دست داده که هنرمندان که قبلاً همه هنرشان آلودگی داشت الان توانستند که یک مقدار از هنرشان را نجات بدهند و تولیدهای فطری داشته باشند.@ ما الان موسیقیهای فطری داریم کلیپهای فطری داریم بعضی وقتها این کلیپها و موسیقیها شما میبینید در زمینه مکه، مدینه، حرم امام رضا، جمکران هست موسیقی خوبی هست خواننده هم خوب خوانده خود این دل را احیا میکند.@ از اینها استفاده بکند برای احیاء دلش و نرم کردن دلش، ولی باید با هنرمندی با سلیقه هر کس بداند چه چیزی روی قلبش اثر بیشتری میگذارد آن را برای خودش جمع بکند داشته باشد در اتومبیل، در خانه، در مسافرت، همه جا از این مواد استفاده بکند که دلش نرم بماند.@ همانطور که جلسه قبل عرض کردم یک کسی که صابون و کرم خودش را فراموش نمیکند همیشه همراهش هست اگر هم همراهش نباشد میرود میخرد که یک موقعی پوستش یا بدنش خشکی نزند باید حتماً ما مواد نرمکننده داشته باشیم برای دلمان که دائماً دل ما نرم باشد.@ نوع ارتباطات و سبک زندگیمان باید به گونهای باشد که ما بتوانیم این دل را نرم نگه داریم و الا حتی دلهای خیلی خیلی نرم و عالی و نورانی اگر مداومت نداشته باشد غذا مداوم نخورند موعظه مداوم نشوند آنها قسی القلب میشوند.@ چون مثل بدن میماند بدن اینطور نیست که شما بگویید من بدنم نرم هست همیشه هم فکر بکنیم نرم بماند پوستم خوب است همیشه پوست خوب نمیماند الان اندامم خوب است اندام همیشه خوب نمیماند وقتی میگوییم الان بدن نرم و مناسب است باید با تکرار ورزش این را همیشه نرم نگه داشت روح اینطوری هست.@ خیلیها هستند آدمهای اهل نماز شب، اهل معنویت، اهل ذکر، اهل بالا، اهل خوابهای خوب، رؤیتهای خوب، ولی یکدفعه یک موقعی متأسفانه نوع تصمیمگیریهای در زندگیشان باعث میشود که تغذیهشان کم میشود یا قطع میشود فضایشان را عوض میکنند بدون حساب و کتاب، بدون اینکه غذایشان را با خودشان ببرند.@ شما الان میخواهید خانه بروید خانه همیشه غذا هست وقتی میخواهید کوه بروید شهرستان بروید جاده بروید حتماً یک ظرف غذا انسان پشت ماشین با خودش میگذارد میبرد که آن سیر غذاییاش خراب نشود.@ پس ما همیشه احتیاج داریم که مراقبت بکنیم به اینکه یکطوری فاصله نگیریم از عوامل نرمکننده دل که خدای نکرده آن روح قشنگ، روح لطیف، روح خوب، روح نرم ما یکدفعه خشک بشود هر وقت خشک شد معلوم است که غذایمان خراب شده بالأخره به ما غذا نرسیده هی نرویم شکایت بکنیم.@ وقت و پولت را بگذاری بروی روانپزشک و روانشناس و این را ببینی و آن را ببینی و چرا من اینطوری هستم درددل با آدمهای مختلف و گفتن راز، هیچ کس نمیتواند واقعاً به ما کمک بکند وقتی که ما میدانیم الان غذا نخوردیم وقتی میدانم سوءتغذیه دارم باید بروم غذایم را بخورم.@ خودم الان میدانم من غذا کم خوردم سوءتغذیه داشتم به خودم نرسیدم خراب شد پس ما باید دنبال غذا باشیم غذایمان را همیشه مرتب آماده نگه داریم و بحث تغذیه بحث بسیار مهمی هست که باید به آن توجه بکنیم.@ (وَ ذَلِلهُ بِذِکرِ المَوت) دلت را رام کن با یاد مرگ، خوارش کن یعنی نگذار تیز بشود چون دل وقتی از حالت ذلت در میاید از نرمی در میاید از رام بودن در میاید وحشی میشود وحشی که میشود به جان خود آدم میافتد وقتی به جان خود آدم افتاد دیگر آدم را ول نمیکند.@ از آدم توقعهای زیادی دارد و همهاش جهنمی هست یکسره دیدنیهای زیاد از تو میخواهد شنیدنیهای زیاد از تو میخواهد متنوع، خوردنیهای زیاد از تو میخواهد تفریحهای خیلی بیش از حد لازم میخواهد خرج کردنهای بیش از حد لازم میخواهد طرف میبینی با صد هزار تومان مشکلش حل میشود ولی چون نفسش وحشی شده یکدفعه میبینی به جای صد هزار تومان پانصد هزار تومان میرود خرید میکند.@ این نفس سیر نمیشود با صد هزار تومان سیر نمیشود باید حتماً پانصد هزار تومان خرید بکند تا یکذره نفسش آرام بشود انسان را وادار میکند دائماً به دنیازدگی و مصرفهای بالاتر. مثلاً یک فرش 12 متری برایش کافی است میبینی میرود چند تا فرش میگیرد یا بزرگ میگیرد.@ یا تلویزیون متوسط برایش کافی است ولی نفس آنقدر تند و تیز و وحشی شده سوار آدم هست یکدفعه به آدم دستورات عجیب و غریب میدهد و آرام نیست نرم نیست چموش است یکسره نق و غر دارد وقتی که نرمش نکنی ذلیلش نکنی سر جایش ننشانی آن نفس بخش پایین وحشی میشود و دائماً از انسان سفارش دارد.@ گفتیم ما حس و خیال و وهم داریم در این سهتا حیوان هستیم یک عقل داریم که عقل خنثی است گاهی وقتها میتواند در اطلاعات و علم در استخدام حیوانیت قرار بگیرد میتواند در استخدام فوق عقل که بخش انسانی ماست قرار بگیرد وقتی که ما این دل را نرم نکنیم این بخش رامش نکنیم وحشی میشود.@ وقتی وحشی میشود هم میافتد به جان علممان، هم میافتد به جان عقلمان، فوق عقلمان، یعنی دائماً سهم بالا را میخورد سهم حق بالا را میخورد اصلاً شما میبینید در طول روز پنج دقیقه غذای معنوی نمیرسی بخوری نماز خواندی 17 رکعت اما یک دقیقه را هم تمرکز نداشتی چون آن وحشی است اصلاً نمیگذارد.@ یعنی شما وقتی که غذایش را میدهی خوابش را میدهی باز هم سر نماز دوباره آن میخواهد غذا بخورد دوباره سر نماز حواست به بخشهای پایینی هست این برای این هست که نفس وحشی شده نفس تیز شده سر نماز هم پنج دقیقه این بخش فوق عقل را ول نمیکند که لااقل این غذایش را بخورد نمیگذارد.@ امام رضا(ع) به خادمهایش گفته بود که موقع غذا اگر یک موقعی من صداتان کردم کاری داشتم بلند نشوید بیایید که من چه میخواهم سر غذایتان غذایتان را بخورید حالا شما فکر کنید یک کسی هر دفعه خدمت بکند حالا دو دقیقه هم بخواهد بنشیند غذا بخورد دوباره هی به او دستور بدهند، اینطوری خوب است؟@ از صبح که کار کردم جان کَندم حالا دو دقیقه میخواهم مال خودم باشم میخواهم بنشینم غذایم را فقط بخورم سر غذا ارباب سی دفعه صدایش بکند این ادب هست که اگر شما یک کارمندی داشتید یک نیروی خدماتی داشتید محل کارتان، دارد غذا میخورد وسط غذا صدایش نکنید.@ به او هم بگویید بلند نشو بیا اگر هم صدایت کردیم داشتی غذا میخوردی بعد از غذا خوردنت کار من را انجام بده یک ادب یک انسانیت است. ما که یکسره داریم این بخش پایینی و طبیعت و حیوانیت را تغذیه میکنیم میرویم سر نماز هم که دو دقیقه میخواهیم با خدا راحت باشیم میبینیم که نمیگذارد.@ باز سر نماز هم میبینی که دارد در بازار میگردد در خریدها میگردد در مهمانی میگردد در خاله خالهبازیها میگردد برای اینکه این نفس ذلیل نیست رام نیست وحشی شده دائماً از ما تقاضاهای مختلف دارد هی سفارشهای مختلف میدهد درخواستهای مختلف میدهد ولمان نمیکند.@ بنابراین میبینی که این بخش غذا کم میاورد تغذیه به او نمیرسد بعد به مرور زمان خشکی پیدا میکند ضعیف میشود ذلیل میشود ضعیف بخش حیوانی میشود دیگر هیچ کاری نمیتواند انجام بدهد این حالت حالت مهمی هست حالا آن کسانی که کارشناس خرید و اقتصاد هستند.@ میگویند وقتی یک کسی میخواهد بازار برود خوراکی بخرد اول در خانه خودش خوراکی بخورد وقتی شما بازار میروید گرسنهات هست مثلاً طرف میخواهد برود ناهار بخرد میخواهد برود میوه و شیرینی بخرد چون خودش الان میلش زیاد است فکر میکند الان جای سه نفر میخورد خرید زیاد میکند.@ میگوید اول در خانه که هستی خودت یک چیزی حتماً بخور بعد برو خرید کن میبینی که نوع خرید تعادل پیدا میکند یعنی انسان آن نفست را یکذره رامش بکن بعد برو خرید بکن.@ حالا در تنظیم برنامهها، در تعیین سبک زندگی هم ما باید بالأخره یک وقتی برای آخرت، ابدیت، جاودانگی، الله، آسمان بگذاریم وقتی صبح تا شب ما مشغول این بخش هستیم این آنقدر پرتوقع میشود من الان آدمهایی را میشناسم 200 هزار تومان حقوقشان است 300 هزار تومان حقوقشان است زندگی رام و شیرین و خوبی دارند با همان 200 ـ 300 هزار تومان.@ ولی وقتی که ما وحشیاش میکنیم بعد با یک میلیون تومان هم راضی نمیشود نوع توقعاتش به گونهای هست که دیگر اصلاً راضی نمیشود و بعد عمر تلف میکند یعنی مرد خانه که قبلاً با 500 هزار تومان میتوانست پرواز بکند تا آسمانها برود حالا دو میلیون تومان حقوق دارد ولی الان تا پشت بام خانهشان هم نمیتواند پرواز بکند.@ یعنی شبها وقتی خواب میبیند به جای اینکه خواب ببیند دارد در ارتفاعات پرواز میکند میبیند اگر بخواهد پرواز بکند دو متر بیشتر بلند نمیشود یا همهاش خواب توالت میبیند یا خواب غذا خوردن میبیند یا خواب بازار میبیند همهاش در لجن گرفتار است.@ این نشان میدهد که شخص خودش را گرفتار کرده این نفس نفس وحشی شده نفس پرتوقعی شده و این اختاپوس تمام چنگش را فرو کرده در قلب انسان و نمیگذارد قلب یک نفس درست و حسابی بکشد دائماً انسان باید همهاش به آن برسد یکسره توقع دارد یکسره سفارش دارد و کار را خراب میکند.@ بنابراین یکی از چیزهایی که خیلی خیلی در نفس مهم هست جهاد با نفس هست مبارزه با نفس هست اینکه نفس هر چه خواست به آن ندهید هر چه خواست برایش نخری هر چه خوشش آمد این کار را نکن.@ علی(ع) دوتا لباس برایش آوردند یکیاش خیلی زیبا و خوشایند بود به قنبر داد گفت این برای تو بهتر هست بعد دیدند خود حضرت(قَد رُؤیَ(ع) إزارٌ خَلَق مَرقُوعٌ فَقید لَهُ فی ذلِک یَخشَوُا لَهُ القَلب وَ تَذِّلُ بِهِ النَّفس) یک جامهای را دیدند تن حضرت هست خیلی وصله داشت وصلهخورده بود لباس وصلهخوردهای تنش دیدند گفتن آقا این چیه تنت کردی؟@ فرمود که این دل را فروتن میکند نفس را خوار و رام میکند این خوب است. گاهی وقتها خوب است آدم یک لباس کهنه در خانه بپوشد حداقل در خانه وقتی کسی نیست نیاز ندارد جلوی کسی تزئین بکند یک لباس کهنه بپوشد یک جوراب کهنه بپوشد یک بار یک جورابش را وصله بزند بپوشد.@ اینکه من میگویم وصله، واقعاً من خودم گاهی وقتها به خانمم میگویم این کار را برایم میکند میگویم این جورابم را وصله بزن همینطوری بپوشم یک کفش کهنه بپوشد بیاید و حتماً نباید همه چیز آدم براق و شفاف و نو جذاب و شیک باشد اینها دلها را اسیر میکند گرفتار میکند نفس را وحشی میکند.@ من آدمهایی را میشناسم آنقدر خَیِر، خدا شاهد است من میبینم به آدمهای زیادی میرسند خَیِر یعنی خسیس نیستند پول جهیزیه خیلیها را دادند ازدواج خیلیها، برای خیلیها خانه تهیه کردند بعد من هر وقت این شخص را میبینم یک دستمال دارد به شدت این عرقهایش را خشک میکند میگویم حاجی چرا اینقدر عرق میریزی؟@ میگوید با ماشین آمدم گرم بود، گفتم مگر ماشین کولر ندارد؟ میگوید نه ماشین من کولر ندارد ماشینش سادهترین ماشین هست حتی کولر هم ندارد میتواند بخرد نه اینکه نتواند بخرد خسیس هم نیست اما نفسش را اینطوری رام نگه میدارد نفس خودش را نمیگذارد از آن درخواست دائم داشته باشد.@ این هر چه اضافه مازاد مصرف هست آخرت فرستاده من خود علی(ع) زیرک بود بعضیها هر چه دارند همینجا مصرف میکنند پولشان و ثروتشان هر چه دستشان میاید همینجا مصرف میکنند اصلاً به کم قانع نیستند همه سهمشان را در دنیا مصرف میکنند شب اول قبر گدای آخرت میشوند.@ حالا التماس این و آن را میکنند که یک کسی به آنها یک کمکی بکند شما در دنیا خدا که به شما داده بود میتوانستی چقدر آخرتت را آباد بکنی میتوانستی چقدر به ابدیت خودت برسی چقدر آن بهشت را آباد بکنی همه را برداشتی اینجا مصرف کردی که چه بشود.@ در خوردن در پوشیدن در گشتن در خانه در وسائل مختلف زندگی همه را همینجا مصرف کردی لااقل یک چیزی را برای آخرت میفرستادی نصفش را برای آخرت میفرستادی من نمیگویم همه را این کار بکنیم ما که نمیتوانیم مثل امیرالمؤمنین باشیم ولی آدم به هر حال برنامهریزی بکند.@ یک سهم زیادی از اموال خودش از داراییهای خودش از هر چه که دارد(وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ). مادرمان فاطمه زهرا(س) فرمود من از دنیای شما سه چیز را انتخاب کردم یکی فرمود انفاق در راه خدا، میگفت برای من خیلی لذتبخش است یکی از لذتهای مادر ما فاطمه زهرا این بوده که هر چه دارایی داشته به آخرت و ابدیت میفرستاده.@ ولی ما اینطور نیستیم ما هر چه داریم همه را دنیا مصرف میکنیم آخرت که میخواهیم بدهیم صدقهای به آخرت میدهیم در حالی که دریافتکننده آخرت خودم هستم در تنهایی هم هستم هیچ کس کنارم نیست ما به خودمان صدقه میدهیم یعنی دست در جیبمان میکنیم.@ همیشه یکی از زشتترین رفتارها و شرمآورترین رفتارها همین هست که وقتی میخواهیم صدقه بدهیم دنبال پول خوردمان میگردیم دنبال پولهای کممان میدهیم که رد بکنیم به امام زمان میخواهیم بدهیم بخشهای اضافه و چرک را میدهیم آن بخش مهم را به امام زمان هدیه نمیکنیم.@ چون نه او را میبینیم نه قبولش داریم نه او را پذیریفتیم به عنوان پدر و امام، برای همین اینطوری هستیم آخرت خودمان که خودمان دریافتکنندهاش هستیم حاضر نیستیم برای خودمان یک همچین مبلغی را بپردازیم چون خودم میخواهم دریافت کنم ولی حاضر نیستم این کار را بکنم وقتی آنطرف میرویم گدا میشویم.@ من یک موقعی یادم هست از جبهه میامدم در قطار دیدم که یک پیرمردی همسایهمان بود دیدم یک موقع به خودش یک سختیهایی میداد یعنی برای آخرتش خوب کار نکرد.@ چقدر هم من به او میگفتم بعد دیدم در قطار آمد نزدیک سحری بود یکدفعه دیدم این در کوپه را باز کرد یک ظرفی آورد دیدم این آنقدر با ذلت دارد به من میگوید یک چیزی در ظرف من بگذار من خیلی تعجب کردم از خواب بلند شدم تهران رسیدم و منزل آمدم رفتم دیدم که پدرم گفت فلانی مُرد به رحمت خدا رفت بعد فهمیدم که این بنده خدا در برزخ گرفتار هست.@ یک کسی میگفت یک بنده خدایی را خواب دیدم میگفت اگر شما میدانستید که ماچقدر اینجا احتیاج داریم آن استخوانی را که جلوی سگ میانداختید به نیت ما میانداختید که به ما چیزی برسد.@ انسان آنقدر آنجا محتاج میشود آنقدر گدا میشود آنقدر آنجا التماس میکند که یک کسی برایش یک صلواتی یک فاتحهای یک خدابیامرزی یک کسی برایش بگوید تا یکذره عذابش کم بشود فشارش کم بشود ناراحتیاش کم بشود ما اصلاً به خودمان فکر نمیکنیم.@ این بخش حیوانی ما اصلاً رحم به بخش آخرتی نمیگذارد بکند این ناخود ما رحمی به خود ما نمیگذارد بکنیم لذا تا در سرش نزنی سر جایش ننشانی حق را رعایت کن کافی است چه خبر است من جوانیام را پایت گذاشتم عمر پایت گذاشتم صبح تا شب دارم برایت تلاش میکنم سر جایت بنشین اینقدر سفارش نده.@ هر دفعه سفارش، هر دفعه اُرد میدهد یعنی یکسره از صبح که بلند میشود دلم این را میخواهد دلم آن را میخواهد یعنی هزارتا آرزوی نرسیده همیشه دارد مثل بچهها، بچهها هم همینطور هستند بچهها وقتی تندتند نیازشان را تأمین میکنید سطح توقعاتشان دائماً بالا میرود.@ میبینی همهاش پدر و مادر را میدوانند در حال دواندن پدر و مادر هستند باید بدوی شکم و خواستههای آنها را سیر بکنی امروز این را میخواهم فردا آن را میخواهم میبینی آدم اصلاً به خودش نمیرسد دل نرم نیست دل زبر است خشک است خشن است بیحال است کسل است شاد نیست.@ پول زیاد دارد ولی شاد نیست آرامش ندارد به دردش نمیخورد پس خود ما قرار است آخرت برداشت بکنیم پس بهترینها را بفرستیم مادر ما فاطمه زهرا و پدرمان امیرالمؤمنین بهترینهای خودش را بیشترینهای خودش را به آخرت میفرستاد چون قرار است در ابدیت خودم بروم برداشت بکنم برای خودم پسانداز بشود.@ چند وقت پیش یک بنده خدایی آمده بود میگفت من میخواهم خانهام را بگذارم برای یک کار خیری، گفتم اگر خانهات را خودت در آن مینشینی الان این کار را نکن وصیت کن که اگر از دنیا رفتی الان برای آن کار خیر وقفش بکن ولی به این شرط که خودت تا زنده هستی در آن زندگی بکنی.@ گفت نه من الان چندتا خانه دارم گفتم چندتا خانه داری همه را تا زنده هستی بفرست برود بمیرم اگر مُردم بعد از مُردنم، اصلاً تغییری ندارد نه اینکه خیر ندارد ثواب دارد به او هم میرسد. یک بنده خدایی وصیت کرده بود که اموالش را بعد از خودش در راه خدا بدهند پیامبر همه این اموال را در راه خدا داد آخرش ته انبارش یک خرمای خشکیده و پوسیده پیدا کرد گفت اگر این را خودش با دست خودش میداد بهتر از کل این اموال بود.@ با دست خودمان تا هستیم بفرستیم خودمان از خودمان بکَنیم تا این اتفاق نیافتد ما اسم پیدا نمیکنیم ما به خدا نزدیک نمیشویم این شخص میگوید بعد از مرگم، تعلقات حفظ است میگوید وقتی مُردم دیگر تعلقم قطع شد بعد از مرگم این کار را بکنید.@ یک بنده خدایی من داشتم برایش وصیتنامه مینوشتم از مال خودش برای خودش میترسید وصیت بکند میگفتم مثلاً شما بنویس 5 میلیون تومان رد مظالم، گفت چه خبر است گفتم برای خودت است ممکن است دچار ظلمهای زیادی شدی بده میترسید، گفت بچههایم؟ گفتم بچههایت چندتا دختر داری؟@ گفت اینقدر، گفتم شوهر دارند؟ زندگی دارند؟ دیگر به تو چه، پسرت زن و بچه دارد خودش دارد، بچه کیه، مگر تو یتیم داری بچه صغیر داری، گفتم بنویس اینقدر از یک سوم مالم صدقه، میترسید بنویسد گفتم میخواهی چکار بکنی.@ آدم یک موقعهایی اینطوری میشود از بس این بخش پررو میشود از بس بیحیا میشود که راست راست جلویش میایستد میگوید جهنم برو ولی من اینجا خرج کنم بخورم تو آنجا گدا شدی بدبخت شدی جهنم رفتی به درک، من اینجا باید به من خوش بگذرد همین بخش حیوانی.@ میگوید من باید اینجا عیاشی و کیافیام را بکنم همه کارهایم را بکنم ولی تو میخواهی جهنم بروی جهنم برو بسوز، رُک میایستد در صورتت این حرف را به تو میزند ما هم آنقدر بدبختش شدیم خوارش شدیم این را میپذیریم خیلی قشنگ قبول میکنیم اینجا همه را مصرف کنم آنطرف میروی شب اول قبر به بعد میبینی آنجا بدبخت است گدا و فقیر است.@ هیچی ندارد حالا باید هی پا در گور بکوبد و جیغ بزند و داد بزند شاید یک کسی صدقهای برایش بفرستد بتواند پنج دقیقه آنجا نفس بکشد.@ چرا اگر بتواند بدهد، یک موقع میگویی ندارم میگوییم خانهات را میفروشند یک سوم اموالت را برمیدارند پنج میلیون تومانش را برای رد مظالم بگذار میگوید الان ندارم بدهم، الان نداری، ولی وصیت کن در وصیتنامهات حتماً بنویس اموال من مال خودم هست باید حتماً پرداخته بشود برای خودم مصرف بشود.@ این ذلیل شدن در مقابل بچهها، فرزندسالاریهای خیلی افراطی که به عنوان یک بیماری حاد در کشور ما وجود دارد باعث میشود آدم شب اول قبر به بعد خیلی کم بیاورد خیلی انسان بیچاره میشود.@ پس این ذلیل کردنش خیلی مهم است با آن مبارزه کردن، جلویش ایستادن، جلوی زیادهخواهیهایش ایستادن این باجگیر است باید جلویش بایستی تا قد علم نکنی قد علم کردن هم دعوا دارد نمیتوانی مفتی به او بگویی نه تو برو کنار آن هم بگوید باشه مثل سگ رام گربه رام بلند شود کنار برود.@ با تو میجنگد باید در سرش بزنی باید با آن جنگ بکنی خون و خونریزی دارد تا آرام بشود دیگر دست از سرت بردارد.@ یکی از اولیاء خدا میگفت من همیشه با معصومین ارتباط داشتم همیشه معصومین را میدیدم یک چند روزی ارتباطم با آنها قطع شد بعد خیلی ناراحت شدم گله کردم بعد حضرت فرمود یادت است یک نان خریدی گفت نصفش هم تو را سیر میکرد ولی تو همه را خوردی اضافه برای چه خوردی اضافه دنیا آخرت را کم میکند.@ غذای اضافه، مثلاً نیم پرس تو را سیر میکند وقتی یک پرس میخوری آدم قساوت پیدا میکند یک پرتقال برایت کافی است میبینی در طول روز شش تا هفت تا پرتقال میشکند میخورد چه خبر است این اصلاً جذب نمیشود این دفع میشود در توالت میرود.@ میوه سهتا چهارتا موز میخورد بچهها را هم تربیت بکنیم اجازه ندهیم بیش از حد بخورند الان در کشور ما 90% بچههای زیر 20 سال اضافه وزن دارند از بس در خانوادهها به بچهها میدهند که بخورند هر چیزی یک حدی دارد ما بچههایمان هم بگویند سیر شدیم ما میگوییم بخور، مادر نادان میگوید بچهام غذا نمیخورد میگویم چیه؟@ میبینیم طبیعی بچه دارد غذایش را میخورد، نه نگرانم، آدم مدیون شکمش نمیشود مدیون هر جا بشود مدیون شکم نمیشود تو غذا را جلوی دستش بگذار بلند نشو قاشق را بگیرد ظرف را بگیر دنبالش بیفت که زوری بخواهی یک چیزی به او بدهی گفت غذا نمیخورم، خب نخور برو کنار غذا نمیخواهد بخوری، شما غذایت را بخور اصلاً محلش نگذار هر وقت گرسنهاش شد خودش میرود یک چیزی میخورد.@ شما ماه رمضان دیدید بوی نان چقدر انسان را وسوسه میکند وقتی روزه هستید از کنار یک نانوایی رد میشوید چقدر نان تازه وسوسهات میکند یک آبی که در طول روز محلش نمیگذاری الان دکترها میگویند روزی 8 لیوان آب بخورید.‌@ به یک کسی بگویند روزی 8 لیوان آب بخور میخواهد آب بخورد انگار که میخواهد سم بخورد زهرمار بخورد در این فضا این سربی که ما تنفس میکنیم اگر ما آب نخوریم روزی 8 لیوان 9 لیوان آب نخوریم این بدنها خشک بار میاید این بدنها مریض بار میاید.@ سرطانها زیاد میشود انواع و اقسام پوستها خراب میشود گرفتاریهای داخلی ایجاد میشود این آب باید در بدن برود و دائماً بشوید چربی اضافه میشود چیزهای دیگر اضافه میشود هی ما باید بخوریم تازه همینها را هم که رعایت میکنیم باز وقتی دکتر میرویم میگویند اینقدر چربی اضافه است.@ تازه این همه هم که ما رعایت میکنیم وقتی که روزه میگیری میبینی که آب برایت خیلی جذاب میشود نان جذاب میشود. بچهها را ما وادار کردیم به خوردن حالا میگوید بچهام مرغ نمیخورد گوشت نمیخورد خورش نمیخورد کباب نمیخورد سیبزمینی نمیخورد پیاز نمیخورد بچه هی بهانهگیر بار میاید.@ مادر وقتی جلوی بچه بایستد بچه تربیت میشود من امروز املت نمیخورم، نمیخوری نخور، امشب غذا املت است نمیخوری، خوش آمدی نان بخور، نگو بچهام حتماً باید یک چیزی بخورد، چه میخوری؟ بروم برایت کباب بگیرم؟ ساندویچ میخوری؟ برایت پیتزا بگیرم؟@ این بچه روحش فاسد بار میاید این بچه فردا نه میتواند زن خوبی باشد نه میتواند شوهر خوبی باشد میشود یک آدم ذلیل، ضعیف، از نظر اراده، این فردا با 500 هزار تومان حقوق هم نمیتواند بسازد آنوقت فردا میگوییم برو زن بگیر میگوید زن میگیرم میرود فاسد میشود ولی زن نمیگیرد.@ میگوید من باید حتماً دو میلیون تومان درآمد داشته باشم بروم زن بگیرم یا با شوهرش نمیسازد سر کمبودها، چرا؟ چون عادتش دادید بخورد، عزیزم غذا امشب املت است در یخچال پنیر هم داریم اگر نمیخوری برو پنیر بردار بخور.@ بروم یک چیز اضافه برای تو بخرم امکان ندارد بروم بخرم، نه زنگ بزن پیتزا بیاورند، هرگز، غذای رسمی ما امشب این است ما این را درست کردیم باید این را بخورید چیز دیگر، نه.@ همیشه همینطور هست الان دانشمندان میگویند بچه را وقتی شیر میدهید وقتی نق زد نرو بلافاصله سینه را در دهانش بگذار چون عادت میکند هر دفعه با نق و غر جذب بکند یکذره گریهاش را تحمل کن ساعت ژنتیکش را تنظیم کن که بداند یک ساعتهای خاصی میتواند شیر بخورد حتی بچه شیرخوار، حالا تو خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل.@ به پدرها هم باید گفته بشود پدرها از روی رحمت زیاد، در روایت داریم خدا لعنت کند پدر و مادری که زیادی به بچهاش محبت میکند در تلویزیون امسال بحث محبت اضافه را کردیم.@ محبت اضافه مثل چربی اضافه است مثل نمک اضافه و قند اضافه است وقتی در بدن میاید بدن را فاسد میکند بوسه یک حدی، نوازش یک حدی، قربانت بروم، عزیزم یک حدی، آدم خوب است خشن نباشد نرم باشد مهربان باشد بوسه حتماً باشد نوازش حتماً باشد اما بچه اگر دارد سوءاستفاده میکند از یک حدی دارد یواش یواش شورش را در میاورد نه.@ بچه قهر هم لازم دارد برو در اتاقت در را ببند دیگر بیرون هم نیا، بچه این را هم لازم دارد گاهی وقتها بچه اخم هم نیاز دارد اگر هم بخواهد چموشی بکند وحشیبازی در بیاورد باید در سرش بزنی تا آرام بشود.@ و الا اگر بچه بتواند روی پدر و مادر غلبه بکند پدر و مادر را در چنگش در بیاورد که هر وقت هر چه دلش خواست، میگوید با یک نق با یک گریه با یک قهر پدر و مادرم تسلیم میشوند محرومش کن از خیلی چیزها باید محروم بشود باید عادت بشود نفس اینطوری هست.@ من یادم هست بچهام بهانهگیری میکرد دیدم دارد بهانه میگیرد یک کاری که میتواند انجام بدهد را میخواهد ندهد به او گفتم دیگر از فردا مدرسه خبری نیست مدرسه نمیروی ما اگر الان بگوییم میگوید بچهام مدرسه نرود، گفت چکار کنم؟ گفت یک رفیق دارم اوستا است بنا است میروی پیش او کار میکنی باید بروی استنبلی بزنی عمله شد.@ این صبح ساعت 7 بلند میشد سرویس دنبالش میامد که مدرسه برود گفتم 6 صبح باید از خواب بلند شوی سر زمین بروی همین که هست درس هم بیدرس، درس بخوانی که چی، درس خواندن باید آدم را آدم کند میروی سر زمین کار میکنی همان شد خوب خوب شد تمام شد.@ اگر بخواهی باج بدهی بگذاری که هر وقت هر چه دلش خواست اصلاً جور در نمیاید نفس هم اینطوری است بچهها مظاهر نفس ما هستند ما چون عاشق نفسمان هستیم به بچه اینقدر باج میدهیم از بس خودخواه هستیم بچهها مظهر خودمان شدند.@ این بچه باید جور عقبماندگی ما را هم بچهها باید بکشند نه بچه من باید بهترین جا، بهترین مدرسه، بهترین رشته، بهترین لباس، بهترین موقعیت، خیلی اشتباه کردی همه اینها را که به او دادی وحشیاش کردی تنبلش کردی، چرا؟ اصلاً اینطوری نشود.@ باز من در مورد یکی از بچههای خودم همینطوری شد یک موقعی دیدم درس دارد خیلی فشار میاورد اعصابش را خورد کرده گفتم برای چه اینقدر درس میخوانی؟ گفت امتحان دارم، گفتم امتحان که اینقدر فشار ندارد.@ آدم یک روش درس خواندن در مدرسه یک درسی را استاد به شما میدهد دو ساعت هم درس در خانه بخوان بقیهاش را برو بازی کن، گفت نه میخواهم امتحان بدهم تیزهوشان، گفتم عمراً اگر من بگذارم تو تیزهوشان بروی، گفت برای چی؟ گفتم میخواهی بروی تیزهوشان خُل بشوی برای چی.@ میخواهی بروی یکسره بنشینی اینقدر درس بخوانی آدم که فقط درس نیست. گفتیم پنج تا داریم سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین، اخلاق، خانوادهها بیشتر به این دوتا اهمیت میدهند سلامت و زیبایی و هوش، بچه هی درس بخوان دکتر شو مهندس شو بچه دل هم دارد اخلاق هم دارد عقل هم دارد دین هم دارد آخرت هم دارد.@ گفتم باباجان من همان 17 تو را قبول دارم نمیخواهم شاگرد اول بشوی شاگرد ممتاز بشوی مسابقه بگذاری آن موقع فرصت برای هیچ کاری نداری میخواهی نماز هم بخوانی نمازت را هُل هُلی میخواهی بخوانی که به فلان کار برسی.@ من 17 تو را قبول دارم ولی شاد، آرام به بخشهای دیگرت هم برس تفریحت را بکن ورزشت را بکن هیئت را برو نمازت را بخوان مسجد را برو بازی هم بکن تلویزین هم تماشا بکن 17 خیلی بهتر است متعادل و همهجانبه بار بیایی بهتر است.@ الان ما بچههایمان را خُل کردیم رقابت را از دبستان شروع کردن بعد راهنمایی بچه نه موی درستی دارد نه ناخن درستی دارد نه پوست درستی دارد نه بدن درستی دارد دبیرستان میرود فشار خیلی بیشتر، دانشگاه همینطور، رقابتها را آنقدر سنگین کردیم.@ آدم قدر نعمتهایی که دارد را نمیداند یک آدمی را دیدم افسرده شده گفتم برای چی؟ گفت PHT رد شدم این همه دارد دکترا دارد موقعیت دارد پول دارد چون PHT رد شده در خانه افسردگی گرفته مردهشور این زندگی را ببرند زندگی که قرار است برای ما شادی و آرامش بیاورد ما برای زندگی نیستیم زندگی برای ماست.@ آن باید به ما کولی بدهد ما همهاش داریم کولی میدهیم همهاش داریم میدویم اینطوری دل وحشی میشود اصلاً نرم نیست توقعاتمان را آنقدر بالا بردیم به او اجازه دادیم هر وقت دلش خواست به ما سفارش بدهد مخصوصاً بعضی وقتها لباس اتو نکرده بپوشید مخصوصاً لباسهای کهنه بپوشید مخصوصاً یک موقعایی کفش دو سال پیش را در بیاورید بپوشید.@ مخصوصاً گاهی اوقات انسان به لباسش یک وصلهای بزند حالا اگر رویش را به قول امام صادق نمیتواند لباس درونی خودش لباس زیرش را کهنه بپوشد چون حضرت میفرماید لباس کهنه روح را خوار میکند یعنی آن بخش حیوانی را خوار میکند و قلب را نرم میکند دل را صاف میکند.@ اینکه میگویند خاکی باشد همین است(التُرابُ رَبیعُ الأطفال) خاک بهار بچههاست یکی از بهترین بازیها که خاکبازی و گِلبازی بوده از بچههای ما گرفته شده پیغمبر خودش گِلباز حرفهای بوده ما الان از بچهها گرفتیم الان برداشتیم فانتزی کردیم گِل رنگی میگیریم معلوم است این بو دارد عطر دارد اسانس دارد.@ اصلاً معلوم نیست با بدن آدم چکار میکند بچه باید برود خاک بخورد بچه باید برود خاکبازی بکند بچه باید لباسش خاکی بشود بچه باید گِلی بشود بچه باید هر وقت میاید سر زانویش خورد شده باشد این درست بار میاید ما از خاک فاصله که میگیریم روحمان فاسد میشود خراب میشود باید یک موقعهایی در خاک برویم بنشینیم.@ باید برویم یکجایی زمین بنشینیم برویم بیرون زمین بنشینیم روی خاک بنشینیم باید یک موقعهایی بگوییم یکبار امروز را میخواهم نان خالی بخورم نگذاریم این نفس وحشی بشود یک موقع به او بگویی امشب غذا همه نان و پنیر و گوجه، دیگر بیشتر از این نه، پرچم بخورید.@ حالا یک خیار هم اضافه کردید منت بگذارید بچههایمان هم همینطور باید شاکر بارشان بیاوریم اگر این کار را نکنیم به بچهها هم خیانت کردیم این بچه فردا نمیتواند آخرتسازی بکند این بچه فردا نمیتواند حرکتهای بزرگ، پروازهای بُرد بلند را انجام بدهد اگر هم پرواز انجام بدهد همهاش بُرد کوتاه است نه به بُرد متوسط میرسد نه به بُرد بلند میرسد.@ خودمان هم همینطور، از بس خودمان را عادت دادیم به انواع خواستههای طبیعی اصلاً بُردهای متوسط نداریم بُردهای بلند هم نداریم در نوع خوابها شما نگاه بکنید اصلاً پرواز نیست اوج نیست عروج ندارد برای اینکه همهاش چسبیده این چنگال کرده در خاک طبیعت و اصلاً نمیتواند رشد بکند. حالا ذلیلش کن با چی؟@ (بِذِکرِ المَوت) با یاد مردن نفس خیلی آرام میشود مرگ را زیاد جلوی چشمش بیاورد یاد مرگ دل را خیلی آرام میکند حتماً انسان به قبرستان سر بزند روی این قبر خالیها انسان برود بنشیند نه اینکه از قبرستان در برویم بیاییم نه این نفس را ولش کنید.@ یک ساعت بروید بپلکید در این قبر خالیها، تنها انسان برود اگر فرصت بکند بزرگان ما در قبر میخوابیدند ساعتها میخوابیدند تا این نفس آرام بشود هی سفارش بکند جایت آخرش همینجاست آخرش این تنهایی است یک کفن بیشتر برنمیداری. اسکندر میگفت دستهای من را از تابوت بیرون بگذارید که همه بدانند من که جهانگیر بودم دست خالی دارم میروم آخرش همینجاست نفس را آرام میکند.@ مرگباوری خیلی خوب است انسان باید روزی چند بار مردن را یاد بکند این زندگی را شیرین میکند بعضیها فکر میکنند اگر یاد مرگ بیافتند میگویند ترس دارد زندگی تلخ میشود نه مرگ زندگی را واقعاً شیرین میکند باعث میشود سختگیری نباشد حسادت نباشد زودرنجی نباشد عصبانیت نباشد.@ باعث میشود انسان تکبر نداشته باشد باعث میشود از کسی قهر نکند باعث میشود مهمانی راحت بتواند برود با فک و فامیل راحت بتواند بسازد با همسرش سختگیری نکند تلخی نکند چهار روز دیگر میخواهی بمیری آدم اصلاً سخت نمیگیرد.@ مرگ واقعاً زندگی را شیرین میکند آدم به یاد مرگ که باشد هی به خودش مردن را تذکر بدهد هی یادآوری بکند که من میروم چیزی نمانده همین مقدار هی تذکر و یادآوری دل را واقعاً نرم میکند.@ میفرماید(ذَلِلهُ بذکر الموت) ذلیلش کن خوارش کن رامش کن با یاد مردن، آنوقت هوسهای بزرگ از تو نمیکند سفارشهای پشت سر هم به تو نمیدهد آنهایی که از دنیا رفتند را بیادش بیاور جوانتر از خودت را بیادش بیاور فرصت بکند آدم برود یک چند دقیقه قبر خالی گیر بیاورد قبر خالی هم که الحمد لله الان میکَنند.@ چون از بس مشتری زیاد دارند مجبورند اینها در سازمانها یک صدتا قبر زاپاس داشته باشند هست آدم برود یک مقداری در این قبرها بخوابد یک ساعتی دو ساعتی. مرحوم نجمه خاتون(س) نوه امام مجتبی(ع) ایشان شش هزار ختم قرآن فقط در قبر کرده باکرامت هم بود اینقدر این زن کرامت داشت.@ یک موقعی یک یهودی بچهاش صورتش خالخالی و جوشدار و مریض پیش این آورده بودند همین که وضو میگرفت دوتا قطره از آب وضویش پاشید روی صورت این صورتش براق و صاف شد کرامت داشت یک زنی که آنطوری بود ما که نمیتوانیم مثل آن اولیاء خدا باشیم.@ ما عوام هستیم زندگیمان عوامانه است ما آدم عادی هستیم ولی بالأخره کاری میتوانیم بکنیم حالا نمیخواهیم برویم شش هزارتا ختم قرآن بکنیم ولی میتوانیم برویم بخوابیم نیم ساعت یک ساعت، یک وقتی بگذاریم واقعاً انسان خودش را در این شرائط قرار بدهد قبرستان سر بزند.@ در روایت داریم وقتی خیلی غمگین میشوید به قبرستان بروید دلتان شاد میشود چون ضیق آنجا را میبینید گرفتاریهای آنجا را، بعد فعلاً که تو آنها را نداری میتوانی بیرون بیایی و وقتی هم خیلی خوشحال هستید بروید متعادل میشوید تعادل را انسان دارد.@ فرمود هر وقت تشییع جنازه میشود چند قدمی دنبال جنازه بروید همین هفت قدمی که حداقل مستحب است بعد تصور کن که جنازه خودت را دارند میبرند و حالا در تابوت التماس کردی که تو را بیرون برگردانند و حالا تو بیرون آمدی حضرت میفرماید ببین حالا میخواهی چکار بکنی زندگی جدیدت را میخواهی چطوری شروع بکنی.@ از نو شروع کن ببینم چکار میتوانی بکنی اینها خیلی مهم است این نوع تلقینات دل را نرم میکند ما به نرمی دل خیلی احتیاج داریم زبری دل واقعاً خشونت میاورد چون گفتم قبر ما نفس ماست پس هر وقت خشن میشود خود ما خشن شدیم قبر ما بعداً برایمان گرفتاری میاورد.@ در برزخ قبر خشک پدر انسان را در میاورد قبر خشک یعنی روزها، شبها، هفتهها انسان جیغ میزند من تشنهام هست یک قطره آب میخواهم قبر خشک است هیچ خبری نیست، چون آب قبر از کجا تأمین میشود؟@ نوشیدنیهایش، آبش، همسرانش، درختانش، قصرهایش همهاش از این قلب خلق میشود این قلب آنقدر بیعرضه بوده خلق ندارد تولیدی ندارد هر چه در آن قبر هست خودت باید از خودت تولید بکنی وقتی که خشک است زمین خشک است هیچی ندارد رویش ندارد که به تو چیزی بدهد چرا مار میتواند بدهد عقرب میتواند بدهد.@ تشنگی میتواند بدهد خشکی میتواند بدهد تنهایی میتواند بدهد ذلت میتواند بدهد چون اینطوری است اما نرمی، گرمی، بهشت، درخت، چشمه، آب هر چه که میخواهی خبری از آن نیست کسی که میخواهد در آخرتش شاد باشد باید عرضه داشته باشد در دنیا خودش را شاد نگه دارد.@ یک کسی که همهاش در دنیا مچاله است و افسرده و زودرنج و حساس و عصابی و متکبر است دلش پر از جهنم رقابتها و چشموهمچشمیها با این و آن است مقایسهها است این چطوری میتواند شادی داشته باشد هر چه داشته باشد شادی ندارد همهاش افسوس آن چیزهایی که ندارد را میخورد خشکی خیلی خطرناک است.@ خشکی گدایی میاورد فقر میاورد بدبختی میاورد ما تا میتوانیم دلمان را نرم نگه داریم هی تلاش بکنیم این دل نرم بشود تلاش بکنیم یک مقدار از آن زمختی انشاء الله در بیاید. بقیه توصیههای امام علی(ع) را بگذریم یک بحث مهمی هم در رابطه با ذکر هست که انشاء الله میگذاریم برای جلسه بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@