انسان شناسی قم 05/03/1394
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثمان درباره ی عوامل کاهش و از بین رفتن غفلت بود که موارد مهمی را عرض کردیم، این جلسه در مورد یک بحث آفت شناسی در غفلت مطلبی را عرض می کنیم به نام غافل ترین مردم، چه کسانی غافل ترین هستند. دو تا تعریف یا سه تا از وجود مقدس نبی اکرم و امیرالمومنین علیهم السلام داریم. اولین مورد از وجود مقدس پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) هست، فرمود: «اغفل الناس من لم یتعص به تغییر الدنیا من حال الی حال».
خداوند تبارک و تعالی نظام خلقت را به گونه ای آفریده که تولد هر شی ای چه یک سلول باشد، یک اتم باشد، یک مولکول باشد، یک گیاه باشد، یک حیوان باشد و یا یک انسان باشد به محض تولدش و شروع حرکتش از آن جهت که هیچ حرکتی بی غایت نیست، هر موجودی به سمت غایت خودش حرکت می کند و دوران تغییر حال و پیری و نابودی را طی می کند و اساساً شروع تولد یک نفر یعنی حرکت به سمت انتها، هرچیزی غایت دارد لکل شی ء اجلٌ هرچیزی اجلی دارد وغایتی دارد ویک زمانی به انتهای خودش می رسد، در مورد موجوداتی مثل حیوانات انسان ها گاهی وقت ها خودشان کارهایی می کنند و تصمیماتی می گیرند، یاجن ها حتی که این سرعت تغییر و تحول زودتر اتفاق می افتد، امام صادق علیه اسلام می فرماید که: پایان عمر به واسطه ی گناهان بیش تر از پایان عمر افراد به واسطه ی اجل طبیعی شان است یعنی افراد خودشان تصمیم می گیرند عمر خوشان را کوتاه کنند، انتخاب قدرهای غلط قبلا در مورد قضا و قدر گفتیم انتخاب قدرهای غلط موجب صدمه ها و تغییر حالت های گوناگون می شود و این یک امر طبیعی است که ما متاسفانه با وجود اینکه تکرار زیاد میشه برامون اما هنوز بهش عادت نکردیم،یعنی وقتی یک نفر 50 سالش هست میگن میخواد بمیره 60سالش هست، پیامبر فرمود عمر متوسط امت من 60سال است یک کسی که در این سن و سال می میرد یا حالا جوان تر خیلی تعجب می کنند اِ چی شد مُرد چرا مرد این چی چی و چرا ندارد این روند طبیعی ناموس این نظام اینجوری است، لدول الموت و البن الخراب بزایید برای مردن و بسازید برای خراب شدن یک قاعده هست همه همین جور هستن تصادف کردن نمیدونم مردن از بچه شما بگیرید از بچه نوزاد تا انسان پیرمرد ،اساساً این جا دار تغییر و تغیر هست ،دار انتقال و پایان هست اجل دار هست دار حادثه است الان یک نفر زیبا است صبح پا میشه می بینه که یک هورمون ترشح شده تو صورتش کاملاً زیبایش بهم می ریزه یک کسی سالم هست در اثر آلودگی هوا ، یک ویروس یک مریضی می بینی که فلج شد سرطان گرفت به سرعت برق می بینه همه تغییر و تحولات اتفاق افتاد،کسی ثروتمند است متول هست به خاطر یکی دوتا اشتباه تمام ثروت خودش را از دست می دهد و می شود فقیر و یکی فقیر هست روزی بهش می رسد ثروتمند میشود یک کسی در اوج عزت است یک شبه به ذلت می رسد و یک شبی ذلیل هست کسی خداوند او را به عزت می رساند این تغییر و تحولات است یعنی ما از صبح که از خانه بیرون می آییم در معرض انواع و اقسام تغییر و تحولات و حوادث هستیم در طول عمر خودمون باورمون نمیشه که خبر مرگ چقدر از جوان تر از خودمان نزدیکان خودما عزیزان خود ما را دوستان همسایه ها خانواده خودمان را به ما دادند که فلانی مرد تمام شد رفت تو برزخ خب تو این کشور سالی سی هزارنفر حدودا وقتی سوار اتومبیل می شوند از تو همان اتومبیل می روند تو برزخ 5، هزار وقتی سوار موتور می شوند می روند، سالی 90 هزار نفرسرطان می گیرند که از این تعداد تقریباً نصفشان می میرند و بیماری های دیگه، بیماری های قلبی عروقی سکته ها اصلاً کسی باور نمی کنه این اتفاق اقتاده این باید باعث بشه که ما عبرت بگیریم و حرکتمان را به سمت اخرت تنظیم ارزوهایمان را مهندسی آرزوهایمان افکارمان را بر اساس یک نظام تغییر و تغیر این چنینی بسازیم تا غافل گیر نشیم تا نبازیم به یکی از بزرگان گفتند که شما اگر یک هفته بیشتر زنده نباشی تو این یک هفته چیکار می کنی فرمود هیچی همون کاری که همیشه می کردم،هیچ تغییری تو برنامه هام داده نمی شود، ولی ماها اینجوری نیستیم ما چون اساساً برنامه ریزیمون غلط هست چینش های فکری آرزوهامون ومهندسی فکرمون نوعاً غلط هست وقتی یکدفعه خبر اینجوری بهمون می دهند که خب حالا سرطان گرفتی مثلاً یا مثلا قراره بمیری به ما بگویند یه تغییرات فوق العاده جدی در سبک زندگی ما داده می شه تو تصمیمات ما چون مثل یک جنین تو رحم مادر روند حرکتمون به سمت تولد تنظیم نشده به سمت تولد سالم ما باید مثل یک کسی که سوار کشتی هست و می داند بالا و پایین می شود با توجه به همه ی بالا و پایین شدن ها اون آرامشی که باید در کشتی بگیره و برنامه اش را انجام بده یعنی برنامه را براساس موجی که امواجی که میاد به سراغش تنظیم میکند این آدم می شود یک ادم شاد یک ادم ارام و یک ادم قدرتمند و اگر هم مُرد موفق هست و اگر هم به وفات رسید موفق است علی علیه اسلام پیامبر می فرماید که در اطراف شما تغییرحالت خیلی زیاد هستش این تغیر دنیا از حالی به حال دیگر فوق العاده زیاده هست. خب از این عبرت بگیرید برنامه هایتان را طوری تنظیم بکنید که غافل گیر نشوید لدول الموت و البن الخراب. بدان که اگر داری ماشینی میخری چه بسا فردا با یه تصادف نابود شود. یه جونی بود همین چندوقت پیش آمد پیش من گفت می خوام اتومبیل بخرم گفتم بابا ولش کن اتومبیل نمی خواد بخری تو الان کارای خیلی واجب تر داری این شهوت ماشبن داشتن اتومبیل داشتن تو الان بحث ازدواج تو باید سوروسات ازدواج را راه بندازی الا وقت خریدن اتومبیل نیست هیچی رفت یواشکی خرید یه هفته بود ماشین خریده بود بعد با دو سه تا از رفقاش سوار کردن رفتند تفریح هیچی خیلی راحت تصادف کردند هرسه چهار نفرشون به رحمت خدا رفتند همین هوس اینجوری ماشین بخرم من ،حالا الان وقت ماشین خردیدنت نیست همان چیزی که دوستش داری و فکر می کنی که اگربهش برسی خیلی خوشبختی خیلی آرومی همون میشه بلای جونت یعنی همون کسی که فکر می کنه اگه با هاش ازدواج کنی یعنی همون وسیله ای که فکر می کنی اگه بخری همون خونه ای که اگر فکر می کنی اگر بخری همون شغلی که فکر می کنی اگر پیداش کنیهمون رشته ای که فکر می کنی اگر بری سراغش همون قبرستان توست همون آرزوت قبرستون هستنش. همون که دوستش داری از همون جا می خوری از همونی که الان فکر می کنی اگر بهش برسی چه خواهد شد از همون آرزوت صدمه می بینی آززوی غلطی که فکر میکردی که اُه اگه چی میشه اگر من برسم . پیامبر می فرماید که غافل ترین مردم کسی است که عبرت نمی گیرد. من لم یتعذ متعذ نمی شود. موعظه ای دریافت نمی کند از تغییرات دنیا یعنی اصلا ککش نمی ارزه می بینه بزرگ تر از خودش باباش رفت این هم همونطور داداش رفت این هم همونطور ما هم جا پا اونها جا میزاریم دیگه اون سرطان گرفت مریض شد ما الان مغرور به سلامت خودمون هستیم کوچک تر از خودمون هم رفتند ولی باز ما هنوز مَستیم یعنی هنوز تصمیمی برای شدن برای حرکت برای تنظیم برنامه ها و ارزوها نداریم طرف شده 60سالش 70 سالش هنوز نوع ارزوهاش چسبندگی به دنیاس داره برای دنیا برنامه ریزی می کنه هیچ برنامه ریزی برای ابدیت آخرت آماده شدن این 50 تا سوالی که قراره از من بپرسن از همون شب اول قبر هم شروع میشود سوالاش، پیامبر فرمود: من مات فقد قامت قیامته. قیامت هرکس از ما موقع مردن سوالا هم از همون جا شروع میشه اصلا می بینی انسان فکر نمیکنه که خب اقا مثلا کنکور که می خواد بده یک سال جلوتر میره سوالای چندسال گذشته رو می خونه که ممکنه چه سوالاتی بیا با اساتید مختلف صحبت می کند که آقا چه سوالایی ممکنه از من بپرسن سر جلسه کنکور برم خودمو آماده کنم امتحان نهایی می خواد بده میبینه تلویزیون هم اعلام می کنه سوالات 10سال گذشته براش مهمه میره دنبال این سوالا، دربیاره بلاخره من غافل گیر نشم سر جلسه امتحان حالا خب میخواد بیاد یه درسی قبول شه که معلوم هم نیست اگر نشه چه اتفاقی می افته حال خودش فکر میکنه فاجعه اس ولی اینجوری هم نیست اصلا قیامت مسئله جاودانگی است مسئله ادبیته کسی هست میبینه اصلا میشنوه ها یه بار دو بار سه بار ده بار صدبار میشنود باز انگار داره با دیوار حرف میزنه از این گوش میشنوهد از اون گوش در می کنه یه سری هم ممکن است تکون بدهد ولی بعداً دنبالش نمیگرده . برود حالا من سبک مطالعاتم را عوض کنم، سبک کلاس هام را عوض کنم کتابهای که می خوانم را عوض کنم بروم سراغ واجباتم حداقل. بروم سراغ چیزهایی که از من سوال میکنند بعدا دیگر. اینها را می پرسند بروم سراغ اینها دیگر. شما در دعای مکارم الاخلاق از امام سجاد علیه السلام دارید «اللهم صل علی محمد و آل محمد واکفنی ما یشغل الاهتمام به» من را کفایت کن از چیزهای که اهتمام به آنها من را به خودش مشغول می کند. خیلی چیزهای سرکاری ر زندگی های ما هست الکی پیش می آید ما هم می رویم سرکار. یا دیگران می گذارند سر کار یا خودمان خودمان را سرکار می گذاریم.بی خود هم هست. وقت تلف کردن هست. بعدا که می خواهند از ما سوال کنند این وقت را چیکار کردی نشستیم تلویزیون بازی ها کامپیوتر بازی ها اینرنت بازی ها در این شبکه های اجتماعی پیامک بازی همین جوری خودمان را سرکار می گذاریم. این بازی ها که خیلی زیاد است . واجبات می ماند. واستفرغ ایامه فی ما خلقتنی له. خدایا ببینید دعاست ولی دارد به ما برنامه ریزی می دهد. واستفرغ ایامه فی ما خلقتنی له. اوقات من را فراغت بده برای هدفی که خلقم کردی براش. پس یعنی خودت برو برای خودت برنامه ریزی کن. چون الداعلی بلاعمل فرامی بلا وتر. دعا کننده بدون عمل مثل کسی است که دارد تیراندازی می کند و کمانش زره ندارد. دارد حضرت دستور می دهد. یعنی حضرت ما را دارد راهنمایی می کند ولی در غالب دعاست. واستفرغ یعنی برو برنامه هایت را خالی کن. فارغ کن برای هدف خلقتت. می بینی این از صبح چیده تا خرخره همین جوری نمی تواند اصلا تکان بخورد. بعضی از عزیزان می آیند مراجعه می کنند مشکلاتی دارند. من برایشان برنامه ریزی می کنم می گوییم آقا شما شش ماه واقعا خوب می شوی. شش ماه به نشاط و آرامش می رسی. این برنامه را اجرا کن. بعد می آید می گوید نمی رسم، کار دارم، درس دارم، این این این برنامه را نمی رسم. مثل این است کسی برود پیش طبیب بگوید مریض هستم دارم می میرم دارو هم بهش بدهد بعد بیاد بگوید وقت نکردم بخورم. بعد هم بیاد شاکی بشود چرا خوب نشده. یعنی گرفتم نخورده بعد هم شاکی است که چرا خوب نشده. بعد هم جالب است مراجعه می کند که چرا خوب نشدم! خوب دستور العمل اجرا نکردی. این را نوشتم برات که بخوری حالا با شیرینی اش یا با تلخی اش که خوب بشوی. تو اصلا این کار را نمی کنی . وقت نمی گذاری جدی نیستند. من به عزیزان طلبه به مقاطعی که خودم دانشگاه تدریس می کنم مقاطع دکترا، مقاطع ارشد، بهشون می گویم شما آقا اگر می خواهی به آرامش، شادی، و نشاط برسی اول شش ماه درست را کنار بگذار. مرخصی تحصیلی بگیر. به خودت برس. فکرت را آرزوهایت اهدافت را مدیریت کن. مهندسی کن به آرامش می رسی. بعد شروع کن به این مسئله آرامش درست هم بخوان به کارهای دیگرت هم می رسید. ولی اول خودت را بنداز به رحم در جنین در رحم دنیا به سمت تولدت. اول این را تضمین کن. این تضمین نمی شود. یعنی بی خود طلبگی شروع شده. طلبگی ته اش به بهشت نمی رسد. یک دانشگاهی، یک رشته ای، یک شغلی، یک تجارتی، یک کاری، یک کار اجتماعی، یک کار سیاسی، حتی یک کار فرهنگی یک کار مذهبی ولی ته اش به درد نمی خورد. چون اساسا گره نخورد به روحیه و حالت این شخص که این آدم شادی بدهد آرامش بدهد قدرت بدهد نشاط بدهد. هیچ برنامه ریزی صورت نگرفته. براساس اذن خدا ومعصوم انتخاب نکرده. خودش روی هوی و هوس رفته یک کاری را انتخاب کرده. برم خیریه بزنیم، بریم موسسه فرهنگی بزنیم، برم کار اجتماعی کنیم بریم کار سیاسی کنیم بریم کجا. دارم خوبش را می گویم بدها که دیگر حالا از ساحت شما دور است انشاله. کارهای خوب را می گوییم بعد می رود در آن کار در آن کار هم فقط مشغله ذهنی برای خودش درست کرده. اول آدم یک تصمیم بگیرد.
الان می خواهم بروم زبان بخوانم، یک طلبه ای چند روز پیش به من گفت من می خواهم برم زبان بخوانم، گفتم برای چی می خواهی زبان بخوانی. شما الان مثلا مبلغ بین المللی هستی، در کشور تبلیغ داری یا خارج کشور؟ گفت: نه. گفت خوب است زبان بخوانم. یک موقعی خواستیم ازش استفاده می کنیم. یک موقعی خواستیم ازش استفاده می کنیم. گفتم جناب طلبه شما ادبیات عرب بلدی خوب؟ نه. گفتم مکالمه عربی رفتی یاد بگیری که هر جای دنیا به دردت می خورد آدم؟ نه. گفتم وقتی مکالمه عربی ات را بلد نیستی مکالمه انگلیسی ات دیگر چیست؟ وقت می گذاری. آن وقت می توانی فردا جواب بدهی که من رفتم انگلیسی یاد گرفتم بجای اینک زبان دینم را بلد باشم. نه. گفتم می دانی وقتی ما می رویم خارج از کشور برای تبلیغ بیشتر کسانی که مسلمان هستنددر آنجا با غیرت زیاد اول می روند مکالمه عربی یاد می گیرند. ما خودمان خیلی خجالت می کشیم که ما طلبه ایم ما از قم آمدیم و بلد نیستیم عربی حرف بزنیم بعد بچه های اروپایی و آمریکایی که اساسا واژه هایشان مثل ما نیست که 70 درصد واژه ای ما عربی یکی است.ما نمی رویم یاد بگیریم. آتنه می روند یاد می گیرند با غیرت.
من 4 یا 5 دانشگاه از سوئد آلمان سویس آمریکا دعوت کردم آمدند موسسه. برای همه شان هم مترجم آورده بودم. وقتی آمدم دیدم هیچ کدام حاضر نبودند به زبان مادری شان حرف بزنند. همه شان به زبان عربی حرف می زدند. می گفتند زبان دین ماست. مهمتر است. با غیرت با تعصب. مکالمه عربی را رفته یاد گرفته آن وقت ما خجالت می کشیم. آن وقت به ما می گویند شما چه جور ادعا دارید که می گویید ما مسلمانیم و روایت می کنیم ولی عربی بلد نیستیم بعد ...
حالا انگلیسی که دیگر چیست که حالا باید بروم زبان یاد بگیرم. اسپانیایی یا فرانسه بخوانم و یاد بگیریم. بابا آدم باید اذن داشته باشد. اگر امام زمان اذن داد برو. امام زمان هم سریع اذن را در درونت می دهد. در درون خودت سوال کن. انفسکم فی النفوس. امام زمان در خودت بهت جواب می دهد. سوال کن آقا راضی هستی من الان برم زبان بخوانم. بهت می گوید کامل. اگر زبان بروی بخوانی باید تکلیفت را مشخص کنی. جواب این وقتی که می دهی که آقا من رفتم زبان خواندم، چرا می توانم ازش استفاده کنم. من خودم تشویق می کنم خیلی از طلبه ها چون آمادگی دارند پس می گویم شما برید زبان بخوانید. تو الان مکالمه عربی ات را بلد نیستی ادبیات را خوب بلد نیستی. معارفت را خوب یاد نگرفتی از نهج البلاغه هیچی سرت نمی شود. صحیفه سجادیه هیچی سرت نمی شود خوب الان می خواهی بروی زبان بخوانی. خوب می روی آنجا تبلیغ می کنی کمااینکه ما زیاد هم می بینیم می آیند آنجا خارج از کشور تبلیغ. سواد ندارند. سوال می کنند نمی توانند جواب بدهند. فقط زبانشان خوب است ولی دین بلد نیستند. نهج البلاغه بلدنیست. فقه را خوب نخوانده، صحیفه بلد نیست. عقائد خوب ندارد. کلام یاد نگرفته. مثال زدم برایتان.
ببینید ما زمانی می توانیم سراغ یک انتخاب برویم که تکلیف خودمان را با خدا و روز قیامت مشخص کرده باشیم. چیزی که وقت قرار است از من بگیرد. وقت گران ترین سرمایه یک نفر است. یک ساعتش معادل میلیون ها سال آخرت می تواند هزینه برای ما بکند. خیلی خطرناک است برای ما. حال بلند شویم برویم کلاس را هم یاد بگیریم. امروز تصمیم بگیریم با رفقا برویم کلاس خط یاد بگیریم. آقا خط چیز قشنگی است و وقت گذاشتن هم براش ارزش دارد. خط تحریری هم براش هفت هشت ساعت 15 ساعت براش وقت بگذارید خطتان خوب می شود. وقتی می روی و ازش هم نمی خواهی استفاده کنی برای چی بلند می شوی و می روی؟ جواب داری.
خب وقتی من 50آیه قرآنم را نمی رسم بخوانم، خب از وقت های اضافه ات بزن. 50آیه خواندن واجب است. علی علیه السلام فرمود 50 آیه خواندن واجب است مستحبی نیست. اگر مستحبی بود که قیامت قرآن نمی گفت خدا لعنتت کند تو رابطه ات را به من قطع کردی. خدایا من از این بری هستم. وقتی قرآن یک نفر را نفرین کند دیگر کسی نمی تواند بیاید به داد این بنده خدا برسد.
می گوید من نمی رسم، تو نمی رسی روزی 50 آیه قرآن بخوانی، دو آیه تفسیر من نوشتم در برنامه های خیلی از عزیزان. دو تا آیه تفسیر بخوانید. دو تا آیه به کجا می رسد چقدر وقت می برد. ده دقیقه هم می گیرد وقت؟ نمی گیرد. می گوید نمی رسم. بعد می بینی چقدر مطالعات به درد نخور، چقدر فیلم، چقدر سریال، چقدر کارتون، چقدر اس ام اس بازی چقدر وقت تلف کردن در خیابان حرف های این جوری اووووه بعد می گوید نمی رسم به این کارهام.
واستفرغ ایامی یعنی واقعا تو شوهرداریت را پیوند به آخرت، زنده داریت پیوند بده به آخرت. اگر می خواهی وقت روی بچه هات بذاری درست بذار. این وقت و پیوند را و این کاری که داری با بچه ات می کنی این پارک این تفریح این جایی که داری با بچه ات می کنی این بودن با همسرت این آشپزی که داری می کنی این جارو کردن برای خانه کار باشد برای آخرتت. مابه ازء آخرتی داشته باشد برات. نه فقط برای طبیعت خودت کار بکنی برای سلیقه ات خودت کار کنی. این را پیوندش بده.
واستفرغ ایامی یعنی بیا برو برنامه ریزی کن. جدول برنامه ریزی را همه عزیزان پر کنند. آنهائی که ندارند حتما بگیرند تا ما برایشان برنامه ریزی کنیم. این جدول را خوب نگاهش کن. فرصتی خوبی است. نگاهش کن ببین تو اصلا در این وسط ماجرا چیکار هستی برای ارتباطات دنیایی؟ بعد ببین وقتت هایت را پر کن. ببین کدام اضافه است. ببین من الان چیکار می توانم بکنم. کدام هایش را میتوانم خالی کنم.
واستفرغ خدایا خالی کن اوقات من را برای هدف خلقتم. من می بینم اکثر وقتی که از من دارد تلف می شود، گرفته می شودو همین جوری دارم براش وقت می گذارم، هدر رفته است. مابازاء ندارد. چون زمانی مابازاء دارد مثل این آب است من نمی توانم بگوییم این آب را می خورم تشنگی ام برطرف نمی شود. آب است. اثر ذاتی دارد. اگر یک کسی شوهرداریش زن داریش تفریحش دانشگاهش درسش طلبگی اش برای خدا باشد حتما تولید شادی و آرامش می کند. اگر نکرد حتما در نیتت مشکل داری. نمی شود انسان عبادتی را انجام ندهد و شاد و آرامش نداشته باشد. مثل نمازهایت و هر کار دیگرت. شوهرداری با نمازت چه فرقی دارد. یک زنی که در آشپرخانه است مثل این است که در محراب است.
یک کسی می رود باشگاه ورزش می کند برای تقویت بدنش مثل اینکه در محراب نماز است. آن باشگاه مثل محراب است. ثواب هم دارد. انقدر مهم است که مقام معظم رهبری فرمود واجب است. یک واجب مهم را داری انجام می دهی. تقویت بدن و سالم نگه داشتن بدنت. تغییر قدرهای زندگیت از مریضی سرطانی بیمارهای قلبی عروقی به سلامتی و طول عمر.
چطور امیرالمومنین علیه السلام کنار دیوار نشسته بود دید دیوار وضعش خوب نیست سریع جایش را عوض کرد. کسی که نمی فهمید به حضرت گفت چی فرار می کنی از قضای خدا. حضرت فرمود بله دارم فرار می کنم. من از قضای خدا به قدر خدا فرار می کنم. چرا این قضا را انتخاب کنم. بایستم بمیرم اینجا. برای چی. قضای خدا خواست خدا نیست. قضای خدا این قانون خدا در این نظام خلقت است. شما تغییرش می دهید یعنی به یک قانون از قوانین خدا پناه می بریم. چرا این قانون را انتخاب کنم که درش مرگ، مریضی، بیماری قلبی و عروقی است. خب تغییرش می دهم می روم یک کار دیگر می کنم. نمی شود فرار کرد یعنی چی نمی شود فرار کرد. خود خدا در را گذاشته تا فرار کرد.
اینکه می گویند آقا صدقه و دعا بلا را برطرف می کند. می شود فرار کرد. خدا رحمت کند حضرت امام را بهشون گفتند یکی از فرزندانتان بیماری بدی گرفته. دکترها گفتن باید جراحی کند حتما. خیلی چنین وچنان. امام فرمود یک تاملی کنید. چند طلبه را ایشان شب صدا می کند بیائید برای سلامتی بچه من یک ختم امن یجیب بخوانید. همین. این اتفاق می افتد. می بیند که فردا احتیاج به دکتر هم ندارد. می شود فرار کرد. یکی بگوید نه آقا من این جوریم. این بچه من دیگر به درد نمی خورد. بچه من دیگر درست نمی شود. نه دیگر شوهر من درست نمی شود زن من دیگر درست نمی شود. نه دیگر این ارثی است این جوری است. نه بابا. من خیلی می توانیم در قدرهای الهی تغییر بدهیم. تغییر بهتری را انتخاب کنیم. کی گفته ما همیشه محکوم هستیم. ما محکوم نیستیم. خیلی چیزها را خدا خودش اجازه داده ما از قدرها هر کدام را دلمان خواست انتخاب کنیم. ولی می گوید هر کدام را انتخاب کردی قضاش هم با او هست این را بدان. اگر مسواک نزدی این را بدان باید هزینه درمان بدهی درد هم بکشی. قدر تنبلی را انتخاب کردی ته اش این است. باشگاه نمی روی ورزش نمی کنی قضاش این است که تو مریضی داری بیماری قلبی عروقی داری. درد داری بیماری داری می افتی. عمرت کم می شود. قدر باشگاه را انتخاب کن خیلی چیزها تغییر می کند. قدر کاهش وزن را انتخاب کن خیلی اتفاق می افتد. قدر مسواک زدن را انتخاب کن خیلی به نفعت است. روحی و روانی و جسمی به نفعت است. وقتی مسواک می زنی. واستفرغ ایامی فی له یعنی هدفت را مشخص کن قرار است به کجا برسی قرار است چی بشویم ما آنجا. ما هدف خلقتمان چی هست. حالا بیا آن چیزی را که داری براساس هوسهایت نه من می خواهم استاد بشوم، من می خواهم دکتر شوم، من می خواهم مهندس شوم، من می خواهم ورزشکار شوم، من می خواهم قهرمان بشوم، من می خواهم بازیگر شوم همه اینها هوس را کنار بگذار و علاقه هایت را در نظر بگیر با توجه به علاقه هایت همه کارهایت را با هدف خلقت تنظیم کن. ما را آنجا برساند. شب اول قبر شب اول معطلی ما نباشد. گرفتار نباشیم. رسیده باشیم به هدف خلقتمان. نه اینکه غافلگیر شویم. این غافلگیری یعنی شخص خیلی غافل بوده. اغفل الناس این است. اِ من سرطان گرفتم. خب گرفتی. طبیعی است سرطان آمده مگر چیه. مریضی است یا تصادف کرد پایش شکست. تصادف کرد مرد. بچه ات سقط شد. از این چیزها که در دنیا زیاد است ما وسط حوادث متولد می شویم در کانون حوادث و تغییرات که دنیاست. دار تغییر است. در زیر این آتش ها زیر این حوادث آدم باید شادی و آرامشش را حفظ کند. یک موقعی من رفته بودم لبنان رفتیم خط. شب یواشکی رفتیم خط. تا این خانه ها را ببینیم. اسرائیلی ها گاه گاه می آمدند برای بازرسی. همین طور می ریختند خانه های لبنانی ها را می گشتند. ما رفته بودیم آنجا دیدیم اینها چقدر شادند وسط آتش، خانه زیر آتش و زیر آتش عروسی دارند. شادند. آرامش دارند مردم. می گویند ما بچه هایمان وسط این کشت و کشتارها بدنیا می آیند همه شان. دیدید فلسطینی ها را! بچه فسقلی به اسرائیلی سنگ می زند. یک ذره اصلا ترس ندارد. چون اصلا نطفه اش در این ماجرا بسته شده. زندگی اش براساس این خطر طراحی شده است. لذا می بینی آرام است. درس شان را می خوانند اختراعاتشان را می کنند. کارهای هنری شان را می کنند شادی دارند ازدواج دارند. تولید مثلشان درجه یک است. یعنی بالاترین آمار تولید مثل مال اینهاست. فلسطینی و لبنانی های که در آتش هستند. باریک الله . خوب طراحی کردند. البته وقتی بهشون نزدیک می شوی انگار نه انگار این مصیبت زده است، جنگ زده است. این الان محاصره است هر چند وقت یکبار دو روز یکبار سه روز یکبار هر چند ساعت اسرائیلی ها می ریزند خونه شان بهم. اصلا با همان طراحی کرده. ما نه اصلا غافلگیر می شویم. مرد، دارم می میرم، تصادف شد، الان مریض شدم، الان سکته کردم، الان برشکست شدم. این اصلا آمادگی ندارد. برای همین هم چون آمادگی ندارد، رابطه اش با خدا خراب می شود. با معنویت خراب می شود، با غیب خراب می شود. میزان افسردگی های ما رفته بالا، الان نزدیک به چهل درصد است که مردم به روان پزشک و روان شناس مراجعه می کنند. چون هی می گویند آخ افسردگی. الان مد هم شده. استرس و افسردگی. برای چی آخه؟ برای چی افسردگی؟ چه اتفاقی افتاده که غیر منتظره بوده. طراحی خداست. وقتی انسان برای زندگی اش برنامه ریزی می کند دیگر مشکلات ندارد. الذین اذا اصابتهم مصیبه. یعنی برنامه ریزی کرده تا مصیبت می آید می گوید انا الله و انا الیه راجعون. شما در هیچ تاریخی به اندازه تاریخ انقلاب به اندازه هشت سال دفاع مقدس تولید شادی و آرامش نداشتی. هم برای پشت جبهه و هم داخل جبهه. مردم شادترین دوران عمرشان و آرام ترین زمان زندگی شان دوران دفاع مقدس بوده. خود رزمنده ها این جوری بودند پر از شوخی پر از خنده پر از آرامش چون طراحی کرده بودند برای جنگ براساس بمباران براساس شیمیایی زدن آن هم چون در جبهه بودند همه شاد بودند. یعنی طرف برنامه ریزی کرده که من آمادم اینجا کشته بشوم. این جوری است. یک موقع من می دیدم دو کوهه گردان ما مثل هشت نفر بودند، اسمش گردان بود.
گردان باید 400 نیرو داشته باشد تا گردان بگویند. ما هشت نفر بودیم. گردانی داشتیم هشت نفر. یعنی همه ما داشتند جبهه می آوردند در یک کوپه همه ما را جا کردند. گردان تخریب. همه هشت نفر تخریب چی بیشتر نبودیم. اومدیم دو کوهه فرمانده ما گفت بگذار یک صحبتی کنیم. جمعیت هم دو هزار نفر اعزام شده بودند. پشت بلندگو گفت آقا ما گردان تخریبیم. می خواهیم تخریب چی جمع کنیم و آموزش بدهیم. تخریب هم این جوری است که شما باید روی مین بغلطی اگر نتوانی خنثی کنی. باید روی مین بخوابی تا بچه ها رد شوند بروند. این جوری است. کسی میاد. آقا ما دیدیم صد نفرها آمدند داوطلب ایستادند که ما می خواهیم تخریب چی شویم. با شوخی و با خنده میاد آموزشش را می بیند با شوخی و خنده هم دوران قبل از عملیاتش را می گذارند و با شوخی و خنده هم خداشاهد می رفتند عملیات و صدهزار بار من این را دیدم با شوخی و خنده در میدان مین می دویدند و می رفتند بعدش هم به کشته می شدند و به شهادت می رسیدند. انقدر آرامش داشتند. این آدم اصلازندگی اش را براساس شهادت تنظیم کرده است. تیر می خورد ترکش می خورد پاش قطع می شد چشمم در می آمد همان جور شادی و آرامشش می بود هیچ اتفاقی نیفتد. یکی شان همین چند روز پیش فیلمش را نشان دادند. خیلی بامزه بود. به او می گفتند خب وصیت و چیزی نداری. گفت چرا دارم. گفت خانواده ها تو رو خدا اگر کمپوت می فرستی روش بنویسید کمپوت هست. ما دو سه بار باز کردیم رب بوده. رب خوردیم بجای کمپوت. این لحظه آخر هست. چقدر این آرامش دارد که شوخی می کند. چقدر قدرتمند است که می تواند شوخی کند. دارد می رود برزخ. انقدر آرامش. من فرمانده ام در شب عملیات بهم گفت شجاعی من دارم میرم شب آخرم هست آخرین عملیاتم هست. حالا ببین من دارم بهت کی می گم. خیلی عادی داشت کمه پیراهنش را می دوخت. سوزن می زد و می دوخت همان پیراهنی که قرار بپوشد. بعد صحبت می کرد و می گفت بهت گفتم حواست باشد من فردا آخرین عملیاتم هست. کردستان. فردا جلوی ما در یک درگیری که خیلی اصلا غصه دار بود کمبود نیرو و محاصره این را زدند. داشت شهید می شد این امدادگر آمد کمکش کرد گفت ببین من دارم میرم بیا یک ماچ کنم و برم. خداحافظ تمام شد. تنظیم کرده زندگی اش را براساس آن. ما باید دنیا را بشناسیم. حقیقت دنیا را بشناسیم براساس این حقیقت دین به ثبات برسیم. در این تغیرات شاد باشیم. ولی کسی که همه اش استرس دارد؛ نکند این جوری بشود.
در حمله سمت جلو این هست. گفتیم شیطان 4 حمله دارد. عقب، جلو، راست و چپ. لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لاتینهم م بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم. حمله جلو بود. اضطراب های آینده است. یکسره اضطراب دارد. نکند این جوری شود. اگر این جوری شود چنین می شود. اون جوری... نه. اصلا آمادگی ندارد. بابا هر چی می خواهد بشود. هر چی می خواهد بشود دیگر. بد است. کفاره گناه، مقام ودرجه برای من اگر خوب هست حالشو می بری. صفاشو می کنی کیفش هم می بری. الان برای چی مضطرب هستی. چه اتفاقی در زندگی ام می افتد. «الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا الله و انا الیه راجعون» این چه اضطرابی دارد؟
خب پیامبر می فرماید اغفل الناس غافل ترین مردم کسی است که «من لم یتعض بتغیر الدنیامن حال الی حال» این موعظه نمی گیرد وقتی می بیند همه تغییر می کنند. فلانی مرد، تموم شد. یک کسی آمد دنبال امام رضا با عجله آقا بدو بیا خانه ام چی؟ داداشم دارد می میرد. حضرت آمد بالا سر محتضر یک نگاهی به محتضر کرد خندید و رفت. آن طرف هم خیلی بدش آمد که آقا برای چی می خنده. یکی آمد به آقا گفت آقا چی شده؟ گفت بابا این حالش خوب می شود همین داداش که نگران هست زودتر می میرد. تغیر دنیا یعنی این. یعنی تو روی هیچی نمی توانی حساب کن پس بارت زودتر ببیند. بارت بسته باشد، آماده باشد اگر گفتن قرار است بروی همین الان مثلا بگویی من دو رکعت نماز می خوانم می روم دیگر. وصیت نامه ام را نوشم وراحت هستم. اگر وقت هم ندارم یک وصیت نامه می نویسم. تمام شد و خداحافظ دیگر. همین. ما رفتیم به همین راحتی. ما رفتیم. آماده ایم. ولی وقتی یک نفر همه اش در زندگی اش غافلگیر می شود. آقا من استرس دارم، من نگرانی دارم، همه اش دارد در زندگی این اتفاقات می افتد. چرا این جوری هست اصلا من دیگر همه چیز بدبین شدم. بابا تو اصلا ماهیت دنیا را نمی شناسی اصلا. اصلا نمی دانی ماجرا چی هست. آخه به یک کسی گفتن خبر بد برات داریم. گفت چی گفت مادرت مرد. نه شما نمی خواهید به من بگید یک چیزی شده. گفت بابا همین بوده مادرت مرد.
اغفل الناس من لم یتعذ بغیر الدنیا من حال الی حال. امیرالمومنین علیه السلام در مورد این افراد چی می فرماید. حالا همین را ادامه اش از زبان پیامبر گرفته. من لم یتعدر بغیر الدنیا و سروفها لم تنجه فیه من المواعظ.
خب. امیرالمومنین علیه السلام می فرماید که کسی که از دگرگونی ها صروف صرف دیدید. علم صرف را چی می گوید. شما یک واژه را می گیرد 114 صیغه اش می کنید. هی می چرخانید انواع و اقسام معانی از توش در میارید. صروف یعنی اینکه ما واقعا یک دفعه در زندگی مان هزاران تغییر پیدا می شود. یعنی خودمان یک فکری می کنیم یک چیز دیگر می شود داستان. عرفت الله بفسق الاعظم و نفس... می گوید خدا را من کجا شناختم. می گوید هر تصمیمی گرفتم نشد. یک چیز دیگر شد. یک تغیر، خدا به تدبیر ما می خندد. صروف یعنی این. یعنی یکسره در حال تغییر هست. من لم یتعبر بغیر الدنیا و صروفها . کسی که عبرت نمی گیرد از همین ماجرا لم تنجه فیه المواعد. این موعظ ها دیگر درش اثر نمی گذارد. چون باید از درون یک کسی داشته باشد. خودش. یکی از شرایط انسانیت به قول امام سجاد علیه السلام این است که واعظ بنفسه . احتیاج به واعظ نفسی دارد. خودش یک وجدان آگاه داشته باشد خودش را موعظه کند. وقتی یک کسی خودش عبرت نمی گیرد حالا پای موعظه بنشیند تکان نمی خورد بایددر خودش یک گیراهایی وجود داشته باشد اگر موعظه ای هم شد برود جای خودش بنشیند. ولی این اصلا برای موعظه خودش را آماده نکرده. گوشش بسته. گوش بخش انسانی بسته گوش بخش حیوانی باز است. موعظه هم در بخش حیوانی اصلا بدش می آید. یکی از رسم های خیلی غلط که الان متاسفانه در کشور ما هم زیاده شده در فیلم ها هم زیاده شده این است که می بخشید من قصد ندارم. آدم روشنفکر فهمیده و عاقل را به کسی می گویند که قصد ندارد کسی را موعظه کند. ببخشید من قصد ندارم شما را موعظه کنم. شخص می گوید من از موعظه خوشم نمیاد. شما می بینید در عقاب الاعمال شیخ صدوق می بینی که عذاب کسی که از موعظه خوشش نمیاد. پیغمبر برای وعظ و موعظه آمده. قصد ندارم. نه آقا می خواهم موعظه ات کنم. امام صادق می گوید بیاد من را موعظه کنید. کسی که از موعظه بدش می آید یا از موعظه شدن بدش می آید این آدم جهنمی است. قطعا جهنمی است چنین فردی. یعنی چی من قصد ندارم. از غرب یک چیزی یاد گرفتند. موعظه بد است. کسی را موعظه نکنید. خوشم نمیاد از موعظه. موعظه ام نکنید. یعنی چی؟ موعظه جایگاه دارد. بالاخره کسی که می خواهد موعظه کند یک کسی باشد که اهل موعظه شدن باشد. یعنی برود یک وجدان بیداری داشته باشد بنشید بگوید آقا من را موعظه کنید. واقعا هم بگیرد و آن را دنبال کنید. نه اینکه بشنود باز از این گوش بده. دوبار فردا فردا هیچ تغییری در برنامه های روزانه اش در ارتباطاتش، رفتارهایش، چینش های فکریش ایجاد نکرده. در وضعیت شغلی اش در لقمه اش، هنوز شصت سالش هست هنوز سال خمسی ندارد. این معلوم است اصلا اول راه نیفتاده این بنده خدا. سال خمسی ندارد. کشاورز است برنامه ای برای زکات ندارد. اصلا نمی داند 50 سوال قیامت چی هست. من برم وقتی بگذارم اگر من فردا مردم فردا چی امشب مردم ای 50 تا سوال چی هستند. تکلیفم روشن هست یا نه.
همین چند وقت پیش من در این خیابان زنبیل آباد نزدیک میدان یک صدمتر پائین از میدان داشتم می آمدم یک پسری بود هی تک چرخ می زد. می آمد حالت خیلی وحشتناکی بین ماشین ها تک چرخ می زد با موتور می رفت . خیلی حالت بدی بود. مسیر من بود. امروز من این صحنه را از آقا پسر دیدم در این خیابان حالت های خطرناک فردا آمدم دیدم هجره اش را زدند همان جا. فرداش حجره اش را زده بودند. یعنی 24 ساعت هم نشد. تغیر یعنی این. اگر کسی عبرت نگیرد. بابا جوان تر از ما داداش های ما کسانی دیگر، رفتند در برزخ هستند الان. اهل بیت رفتند انبیا 124 هزار پیغمبر با این آمار بلندی که دارد اولیا خدا رفتند امام رفتند خیلی ها رفتند مراجع رفتند ماهم می رویم. ما مگر فرق داریم با آنها. نه ما یک چیز دیگر هستیم. ببینید همه رفتند هیچ آبی از آب هم تکان نخورد. ما هم داریم می رویم. همین.
اگر یک کسی خودش آگاهی نداشته باشد قدرت بگیرد، برنامه زندگی اش را تنظیم بکند براساس نظام خلقتش، موعظه در آن اثری ندارد. واستفرغ ایامی فی ما خلقتنی له. فارغ کن. پس خودت فارغ کن. بشین برنامه ریزی کن. امروز نمی رسم. فردا کار دارم. پس فردا. سال دیگر. نمی رسم. برنامه من فشرده است. وقت ندارم. نمی دانم حوصله ندارم. کی گفته تو انقدر درس بخونی. کی گفته تو انقدر واحد دانشگاهی برداری. کی گفته تو انقدر برنامه هایت را انقدر شلوغ کنی که به قرآن خواندن نرسی. به مناجات نرسی. به اذان و اقامه ات نرسی. به تعقیبات نرسی . به توسلت نرسی . به خلوتت نرسی. به یک قبرستان نرفتن که یک موعظه ای آدم آنجامی گیرد، نرسی. به هیچی اصلا . به درس خواندن درس و حسابی به فهم نرسی. کی هول کرده ما را ما باید حتما این جوری باشیم. دو شیفت کار کنیم. کی همچین واجبی برات کرده.
واستعملنی بما تسئلنی قد... خدایا من را به کاری وادار کن یا بکار بگیر من را که قرار هست فردا از من سوال کنی . من را دنبال این سوال ها ببر خدایا. وقتم بگذار سوال ها را جواب هایش را پیدا کنم. 50 سوال قیامت باید بالاخره در روابطه ام تاثیر کند. چون سوال کتبی و شفاهی نیست آنجا بگویند تو هم بگویی بله. باید با زندگی ات جواب داده باشی. کسی که الله در وجودش نیست این طور نیست که وقتی بگویند من ربک نمی گوید الله . رب یعنی آن کسی که تو را تربیت کرده. خب. می گوید آقا من را فوتبال تربیت کرده. رب تو فوتبال هست. رب تو نمی دانم چی چی هست. اینهائی که تو تربیت شدی، هستند. نمی توانی بگویی الله. دروغ است. نمی تونی بگویی. رب یعنی من با این کار کردم. وقتی می گویی ایاک نعبد و ایاک نستیعن . رب عظیم بوده. رب اعلی ام بوده. با سبک زندگی ام که این شخص یعنی الله گفته زندگی کرده ام. حالا می گویم من تحت این شخص ربوبیت پیدا کردم. من رب مثل کسی است که مثلا زبان خوانده باشد برود امتحان عربی بخواهد برود بعد بگویند معلم شما کی هست. بگوید فلان استاد زبان. می گویند آقا ما اینجا عربی داریم می پرسیم. ما با آن رب تو کاری نداریم که تو را تربیت کرده. من اصلا باشگاه بدنسازی. بابا این جا عربی ازت سوال می خواهند بکنند. من ربک یعنی تو تربیت شده ای کی هستی؟ دقت کن. یعنی تو با سبک زندگی کی کار کردی. چه کسی تو را شکل داده. آنجا که نمی توانی بگویی الله جل جلاله ربی. تو اصلا با این شخص کار نکردی. با این سبک زندگی که گفته اصلا مخالفت داشتی. همه اش درگیری داشتی. همه اش شک داشتی همه اش تردید داشتی. همه اش سوال داشتی. همه اش سوال و غر و نق زدی. نه تسلیم بودی نه راضی. شما می روید زیارت حضرت معصومه چی می گوئید؟ اتقرب الی الله بحبکم و البرائه من اعدائکم و التسلیم الی الله راضیا. هم تسلیم هست هم راضی هستم. یعنی هم می پذیرم. مقاومتی ندارم هم خوشش میاد از دستورت شما. نه اینکه حجاب دارد غر و نق می زند. نماز دارد ناراحت است شاکی است. ماه رمضان می آید هزار جور غر می زند از دست خدا. نه راضی هست نه تسلیم. احکام الهی بهش می خورد می ینی نق می زند. این را قبولش ندارم آن را خوشم نمیاد. من این اسلام را قبول ندارم. این رساله را قبول ندارم. نمی دانم این یعنی چی. این یعنی تو اصلا نه تسلیم هستی نه راضی هست. پس تو اصلا با این رب کار نمی کنی زیر نظر این رب. تو با شیطان کار کردی با توهمات کار کردی با قوم و قبیله ات کار کردی. تسلیمی در کار نیست. و التسلیم راضیا یعنی دقت کنید. تسلیم همراه رضایت. ما می توانیم برویم به حضرت معصوم چنین حرفهای بزنیم. یعنی خیلی جیگر می خواهد. آدم برود جلوی حضرت معصومه بایستد اتقرب الی الله بحبکم انشاله که درست است. والبرائه من اعدائکم من حتما از دشمنان شما دوری دارم. برائت عملی، قلبی و زبانی باید باشد تا بشود برائت. یعنی متنفر باشی از سبک زندگی غیر اسلامی. نه اینکه دلت آب بشود برای چادر درآوردن. بی حجاب شدن. مانتویی شدن. دلت آب بشود برای ترشیدن ریشت. دلت آب بشود برای کوتاه پوشیدن. دلت آب بشود برای خارج، دلت آب بشود برای سبک زندگی غربی ها، دلت کلی قند آب بشود اگر چنین شرایطی برات فراهم باشد. نه. سبک زندگی ات. من رب خیلی کار دارد. والبرائه. یعنی من تنقر قلبی دارم از سبک زندگی غربی به زبان می آورم من جیگر دارم مرگ بر آمریکا می گوییم مرگ بر اسرائیل می گویم. من خجالت نمی کشم. من این جور نیستم مثل خیلی از آقایان. شما کسانی را دارید مثل همین قم خودمان دارید بعضی از بیوت آقایان نگاه کنید. جنایت می کند آمریکا اسرائیل عربستان ولی یک کلمه از این بیت محترم اعلامیه صادر نمی شود علیه این همه جنایت. هیچی. 22 بهمن هست، روز قدس هست. اصلا. مرگ بر آمریکا مرگ بر اسرائیل. چی. تکانی. موانع ظهور امام زمان کی هست؟ مگر استکبار جهانی نیست. یک کلمه از دهانت در میاد اینها را محکوم کنی. به نفع ام نیست. چون وقتی می خواهند ویزا بگیرند (شنیدم از آقایان محترم ) ویزا می خواهیم بگیریم ما فردا برویم لندن به ما ویزا نمی دهند. فردا برویم اروپا سفارت گیر می دهد به ما ویزا نمی دهد. بهتر است خفه شویم و حرف نزدیم هیچی نگویم که اگر فردا گفتند شما علیه انگلیس حرف زدید، بگوییم نه من بخدا هیچی پشت انگلیس حرف نزدم. ویزام لطف کن بده من می خواهم بروم. برائت زبانی. راهپیمائی است لال گرفته نشسته خانه اش. کمترین کاری است که می توانی بکنی برای مستضعیفین در عالم. نه تظاهراتی نه راهپیمائی نه اعلام برائتی نه حضور اجتماعی سیاسی قدرتمندی. هیچی. آهسته برویم آهسته بیائیم. درسمان را بخوانیم. کارمان را بکنیم. برائت عملی. سبک زندگی ات را باید تنظیم کنی. برائت عملی باید مشخص بشود که تو چیکار هستی. تو الان در وایبر و وات ساپ داری جاسوسی می دهی، ناموست می بینند. اطلاعات دارد می رود آنجا، اسرار زندگی ات و کشورت را در همین ساختارها فاش می کنی. آنها دارند به تو خط می دهند. برائت عملی نیست که. اینها برای این چی انقدر به ما مفت مفت مفت به ما امکانات می دهند؟ برای اینکه از ما خیلی چیزها در می آورند. قطعش کن. همت کن قطعش کن. بره پی کارش. نگذار بیاد ولی می بینی نمی تواند. برائت عملی ندارد. عملا عمل اکره آن طرف است. بعد هم می گوید من در سربازی اسلام هستم. نمی شود. تسلیم و رضا. اگر ما آماد نکرده باشیم زندگی مان را همین جوری با غصه و ناراحتی با غافلگیری می خواهیم زندگی کنیم و بمیریم این فایده ندارد. سوالات چی هست. سوال ها را می پرسند دیگر 50 سال.
«واستعملنی بما تسئلی غدا عنه» ازش سوال می کند. برو ببین 50 سوال ببین بالاخره ما باید چیکار بکنیم ما؟ پس هم وقت هایمان را فارغ کنیم برای فهمیدن و یادگیری. هی سرمان را شلوغ نکنیم. هل نشویم. رقابت نکنیم با کسی، چشم و هم چشمی با هیچ کس نداشته باشیم. آن رفت آنها جلو زدند همه دارند می خورند ما بدویم دیر شد، برو دنبال سوالات. این 50 سوال بالاخره چی چی هست. تکلیفت با امام زمان روشن کن. اگر فردا ازت سوال کردند که تو برای امام زمانت چیکار کردی می توانی جواب بدهی یا نه؟ خدا وکیلی. مهمترین سوال قیامت این است. تو به امام زمان خدمت می کردی یا نه؟ در چادرش بودی یا نبودی؟ این سوال خیلی ساده است. در قیامت هم می پرسند. تو کمی به حضرت کردی یا ولش کرده بودی؟ «عزیز الی» خیلی حرف تند است که امام صادق علیه السلام در دعای ندبه می گوید. می گوید سخت است بر من که تو فریاد بزنی و یخذلک وری و مردم تو را رها کرده باشند. هیچ کس به داد تو نرسند. سخت است. واقعا خداوکیلی تو الان کمک حضرت هستی یا نیستی؟ زندگی چیزی می ماسد ب حضرت یا نه؟ این سوال قیامت است. به این راحتی شفاف سوال می کند. سوال های دیگر نماز روزه زکات خمس حج جهاد نهی از منکر قرآن پیغمبر خدا اینها هم هست. اهم و مهمتر این سوال هست. با امام زمانت تو چه جوری بودی.
خب نیمه شعبان است یک ذره فکر کنیم ما بالاخره تولد حضرت آمده. این کسی که تولدش هست ازش چیزی می گیرند یا چیزی بهش یک چیزی هدیه می دهند؟ هان. یک چیزی بهش می دهند خوشحالش می کنند که آقا تولدت مبارک این هم یک هدیه. ما الان چیکار می کنیم. ما آویزان امام زمان هستیم. چه هستیم نسبت به امام زمان. تولدش هم هست. می گیریم یا چیزی بهش میدهیم. بالاخره یک هدیه ای از زندگی ما از سبک زندگی ما چیزی می دهد برای حضرت یا نمی دهد بالاخره. آقا نیمه شعبان است. آقا تولدت مبارک. این هم هدیه ما خدمت شما. حضرت را خوشحال بکنیم. در کله ما می افتد که حضرت را یکبار خوشحالش بکنیم. نیمه شعبان است. آقا را بخندانیمش، خوشحالش کنیم، یک چیزی بهش بدهیم. اینا الان وقت فکر کردن. است. وقت فکر است. ما باید فکر کنیم خوب. بخصوص این ایام تا ولادت حضرت.
ما انشاله هفته بعد چون موسسه ما هر ماه یک شب احیا دارد. احیا امسال این ماه ما شب نیمه شعبان است که احیا وارد شده از 4 شب مهم است برای عبادت خیلی مهم است و همه انبیا غیر از پیامبر انبیا گذشته شب نیمه شعبان را احیا می گرفتد. ما امسال انشاله احیایمان را در مصلی تهران هست. یک جمعیت فوق العاده زیادی را انشاله داشته باشیم و قرار است کاری حرکتی یا نهضت دعائی را راه بیندازیم. یک کاری برای حضرت بکنیم یک باری برداشته باشیم. انشاله حتما عزیزانی که می آیند حتما اطلاع بدهند به موسسه قم زنگ بزنند دفتر ما آقای مظلوم رضائی. بگویند ما می آئیم ولی وسیله نداریم. وسیله بتوانیم جور کنیم. آنهائی که می گویند ما می آییم و وسیله داریم و خودمان می خواهیم پر کنیم آنها هم اطلاع بدهند. یک عده هم می گویند ما می آئیم وسیله داریم دو تا هم جا داریم. سه تا هم جا داریم. اینها هم اطلاع بدهند خواهشا تا بتوانیم سازماندهی کنیم. البته آنهائی که دوست دارند بیایند شب نیمه شعبان را احیا خبر بدهند به ما.
اللهم صل علی محمد و آل محمد عدد ما احاط به علمک و عجل فرجهم.
56:30دقیقه.