أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحث ما درباره آبادانی قلب بود که به پایان رسید البته بنای ما در این مباحث بر معرفی و اختصار هست امروز میخواهیم در مورد نرمی قلب صحبت بکنیم نرمی در مقابل قساوت هست که ما بحث مبسوطی را در مورد قساوت قلب عرض نکردیم و توصیه من به همه خواهران و برادران گرامی این هست که کتاب شریف قلب سلیم را که اثر شهید دستغیب(ره) هست با یک یقین و نورانیت و پشتوانه علمی و عملی نوشته شده حتماً این کتاب را مطالعه بکنید.@ من خودم بارها و بارها این کتاب را مطالعه کردم و هنوز هم وقتی مطالعه میکنم از آن لذت میبرم شما حتماً از این کتاب شریف استفاده بکنید کتاب بسیار خوبی هست و همانطور که قبلاً هم عرض کردم ایشان آنچه را که دیده نوشته همینطوری اطلاعاتی عمل نکرده و به تعبیر حضرت امام(س) ایشان مهذب نفوس بود و واقعاً از اولیاء الهی بود.@ کلام ایشان یک نورانیت و یک نمک خوبی دارد که بسیار مؤثر هست بنابراین در مورد بخش قلب، مطالعات قلب به خصوص مسائلی که مربوط به قساوت قلب هست عوامل قساوت قلب، مبارزه با آن، چون قلب سلیم مهمترین دارایی یک انسان هست همه حیثیت یک انسان، شرافت یک انسان، ثروت یک انسان، دارایی یک انسان این هست که بتواند قلب سلیم را تحصیل بکند.@ حالا در مورد نرمی دل یک مقدار با هم صحبت بکنیم نرمی دل منشأ خیرات خیلی زیادی هست نرمی دل هست که انسان را شبیه خداوند تبارک و تعالی میکند و زمینه را برای دریافت بسیاری از اسمها فراهم میکند. من برای شما یک مثال بزنم یک کسی هست که یک بدن سفت و خشک دارد که برای هیچ کدام از حرکات ورزشی آماده نیست.@ این اگر بخواهد برود ژیمناستیک، نمیتواند، بخواهد برود ورزشهای رزمی، نمیتواند، بخواهد برود کشتی بگیرد، نمیتواند، بخواهد فوتبال بازی بکند، نمیتواند، بخواهد والیبال و بسکتبال بازی بکند، نمیتواند.@ چون بدن با آن راه نمیاید اول اگر بخواهد ورزش مناسب بکند باید بدن را نرم بکند حتی کسانی که قهرمانهای ورزشی هستند قبل از اینکه بخواهد برود وارد بازی سنگین بشود باید نرمش بکند اصلاً کلمهاش را دقت کنید نرمش، یعنی بدن باید آمادگی داشته باشد.@ دل انسان هم باشد نرمشهای زیادی را برای حرکتهای بزرگ داشته باشد اینکه یک موقع کسی بیاید زندگینامه یک ولی خدا را مطالعه بکند یا زندگینامه ائمه را مطالعه بکند بعد بخواهد مثل آنها پرواز داشته باشد، نمیتواند.@ یا گاهی وقتها هست من میبینم زندگینامه اولیاء الهی را مطالعه میکنند یا بعضی از دستورالعملهای آنها را میبینند آنجا نوشته هر کس چهل روز این کار را بکند یا این ذکر را بگوید یا ده روز این کار را بکند این اتفاقات برایش میافتد در حالی که وقتی این این کار را میکند هیچ اتفاقی هم نمیافتد بسیار افراد در این زمینه سرخورده میشوند.@ میگویند پس چرا ما این دستورالعملی که این گفته این تعداد صلوات، این تعداد ذکر چرا برای ما همچین اتفاقی نیافتاد؟ در حالی که آنها نرمششان را کردند و با یک نرمش مختصر میتوانند وارد گود بشوند با یک ذکر میتوانند اوج بگیرند.@ ولی ما این نرمشها را انجام ندادیم ما باید از تمرینهای کوچک شروع بکنیم همانطور که در نرمش میگویند نرمش هم انسان انجام میدهد الان پزشکها میگویند حتی برای خود نرمش هم یک سلسله حرکات مقدماتی لازم هست که اول انجام بشود بعد تازه وارد نرمش بشود بعد از نرمش میتواند ورزش بکند.@ اسم خیلی مهم هست نرم، ورز، در آشپزی هم میگویید خمیر را ورزش بدهیم پس ببینید این نرمش و ورزش، تازه قبل از آن هم باید یک آمادگیهای علمی و تخصصی وجود داشته باشد تا انسان وارد مرحله نرمش و ورزش بشود تا بعد بتواند حرکتهای بسیار مهم انجام بدهد حرکتهای جدی انجام بدهد پروازهای خوب را داشته باشد.@ بنابراین ما باید از همین کارهایی که هست شروع بکنیم هیچ میدانی برای انسان برای نرمش مهمتر از فضای خانواده نیست چرا؟ چون فضای خانواده همیشه فشارش فشار معمولاً نرمشی هست انسان با کسانی دارد زندگی میکند که به نحوی با آنها نوعی انس و علقه دارد پدر، مادر، برادر، خواهر، همسر، و فضاهای خانوادگی فضاهای نرمشی هست.@ اما وقتی که انسان از محیط خانواده خارج میشود فضاها فضاهای نرمشی نیست فضاهای ورزشی هست یکذره فضا جدیتر است.@ شما اگر با خواهر و برادرتان در جاده تصادف بکنید به ماشین همدیگر بزنید یا دوتا دوست باشید به ماشین همدیگر بزنید یا دو نفری که همدیگر را دوست دارید با همدیگر تضاد منافع پیدا بکنید بلافاصله گذشت میکنید اصلاً هیچ مشکلی پیش نمیاید گذشت در محیطهای دوستانه خیلی کار سادهای هست.@ حتی آنهایی که دوستیهایشان یک مقدار عمیقتر میشود اصلاً مقوله از مقوله گذشت کنار میرود چون به همدیگر محبت دارند هی سعی میکنند برای همدیگر فداکاری بکنند روابط زن و مرد یکطوری هست که دیگر مودت است.@ وقتی میگوید مودت یعنی مردن برای همدیگر، فداکاری کردن برای همدیگر اینجا دیگر تعارض منافع خیلی پیش نمیاید مگر قلیل، بنابراین فضاهای خانوادگی، محیطهای خانوادگی و دوستانه محیطهای نرمشی هست که متأسفانه خیلیها از پس همین فضاهای نرمشی برنمیایند از همین فضاهای نرمشی خوب استفاده نمیکنند.@ اینها باعث میشود وقتی در فضاهای ورزشی بروند فضاهای بیرون که افراد غریبه هستند آنجا نتوانند نقششان را خوب بازی بکنند لذا مقوله نرم کردن دل، نرم نگه داشتن دل خیلی مهم هست یک مقدار در این مورد صحبت بکنیم.@ (لَمّا شَکی إلَیه رَجُلٌ قَساوَۀَ قَلبِه) یک کسی آمد پیش نبی اکرم(ص) از ایشان شکایت کرد گفت من قساوت قلب دارم سنگدلی دارم پیامبر به ایشان توصیه کردند که(إذا أرَدتَ أن یَلینَ قَلبُک فَأطعَمِ المِسکینَ وَ أمسَح رَأسَ الیَتیم).@ یعنی یک رابطه عاطفی که حالا من چند نمونهاش را عرض میکنم که خیلی جاها به کار انسان میاید میفرماید که مسکین را اطعام بکنید ما یک فقیر داریم یک مسکین داریم فقیر هم فرقی نمیکند بالأخره آن کسی که احتیاج دارد خوب هست که انسان به او کمک بکند گاهی وقتها شخص فقیر است فقیر نه اینکه درآمد ندارد پول ندارد یا هیچی ندارد.@ فقیر کسی هست که تلاشش نمیتواند همه مایحتاج زندگیاش را تأمین بکند لنگ میماند به بدهی میافتد به قرض میافتد تلاش دارد میکند ولی درآمد کفاف زندگیاش را نمیدهد این را فقیر میگویند. ولی مسکین از این بدتر است مسکین یعنی اساساً هیچی ندارد صفر است این را مسکین میگویند.@ اطعام خیلی مؤثر هست اطعام کردن، اما اطعام کسانی که نیازمند هستند غذا دادن به فقرا به مساکین در نرمی دل خیلی مؤثر هست یکی از این چیزهایی که دل را نرم میکند اطعام هست یعنی خروجی داشتن حالا بگذارید رمزش را برایتان بگویم.@ قلب وقتی قساوت پیدا میکند مثل سفتی بدن میماند مثل یبوست میماند در بدن که وقتی بدن یبوست دارد گرفتاریهای زیادی برایش هست چه کسانی که کار پزشکی انجام میدهند چه کسانی که کار عرفانی و معنوی انجام میدهند یا به بیمارانشان یا به مخاطبینشان یکی از شرائطی که کسی بتواند کار معنوی خوب انجام بدهد به خاطر اینکه بدن نقش مؤثری در مسائل معنوی دارد.@ اساتید عرفان به شاگردانشان توصیه میکنند نوعی غذا بخورید که هیچ وقت یبوست پیدا نکنید الان نوع غذاهایی که ما در کشورمان داریم مصرف میکنیم غذاهای یبوستزاست غذاهای خشک است.@ ما اصلاً فرهنگ غذاییمان متأسفانه یواش یواش دارد خراب میشود و با اینکه میگوییم آشپزخانه، اما به ندرت در آشپزخانه چیزی به اسم آش پخته میشود.@ الان امروزیها که خیلی سخت آش میپزند بعد هم تازه وقتی آش میگوییم آش، میگویند شهین و مهین و کبری و صغری و جعفر و تقی و نقی همه بیایند تا بشود دور هم یک آش بخوریم انگار باید چهل نفر لشکری باشند که بیارزد یک دیگ برایش گذاشت آشهای دو نفره، سوپهای دو نفره، پنج نفره، ده نفر معمولاً تن نمیدهند در حالی که سوپ و آش جزء غذاهای بسیار بسیار مهم هست.@ چه در مسائل مادی چه در مسائل پزشکی چه در مسائل معنوی فوقالعاده غذاهای آبکی مؤثر هست بنابراین اینها باید در سفرهها زیاد بشود کسانی که میخواهند بچههایشان، نسلشان قوی بشوند مریض کمتر بشوند یا نشوند باید از این غذاها استفاده بکنند سعی کنند مرتب در رژیم غذاییشان در هفته یک چند نوبتی سوپ و آش حتماً باشد و ترجیح هم دارد به غذاهای دیگر.@ یعنی اگر قرار است انسان سر سفره یک غذا بخورد که سوپ هست یا غذای خشک دیگر، مثل برنج و گوشت و چیزهای دیگر، انسان باید سوپ یا آش را ترجیح بدهد غذاهای آبکی را که بدن نرم کار بکند قوی کار بکند دچار یبوست نشود.@ وقتی که خشکی در بدن زیاد هست عفونت در بدن زیاد هست بدن سوخت و سازش و حرکتش با مشکل روبهرو میشود روح هم همینطوری هست وقتی که قساوت سراغ انسان میاید گناه سراغ انسان میاید.@ غفلت سراغ انسان میاید عفونتهایی در روح جمع میشود که انسان باید حتماً خودش را زود نرم بکند یعنی یک سلسله تمرین داریم که اگر برسیم حالا در همین سلسله مباحث خدمتتان عرض کنم که باید حتماً بتواند به موقع تخلیه بکند.@ اگر انسان تخلیه صورت نگیرد مثل همین مدفوعی که انسان در بدنش هست یا بولی که هست اگر تخلیه نکند سم است ما در طول روز هم عفونتهای زیادی را جذب میکنیم که اگر تا شب نتوانیم تخلیهاش بکنیم و شب با این عفونتها بخوابیم گرفتارمان میکند.@ یعنی خوابهای پریشان، خوابهای بیمعنا، خوابهای ترسآور، خوابهای مضطربکننده، خوابهای بیسر و ته، حتی خوابهای قشنگی هم میبینی وسط این خواب خواب به لجن کشیده میشود خواب خیلی قشنگ است مثلاً مسجد است کعبه است کربلا است حرم است آسمان است بعد یکدفعه میبینی وسط خواب مشوش شد، چرا؟@ چون همراه با عفونت هست و انسان اگر شب به شب فکر تخلیه خودش نباشد همینطوری با چیزهایی که در طول روز از خانه بیرون زده چقدر دیدنیهایی که نباید ببیند دیده خیالیهایی که نباید بکند کرده چیزهایی که نباید بشنود شنیده همینطوری این دریافتها یکسره عفونت میشود.@ مثل استحمام میماند که الان اگر کسی در هفته سه بار چهار بار استحمام نکند واقعاً مریضیهایش طولانی میشود باید حتماً بتواند تندتند استحمام بکند بدنش را تمیز بکند این باید حتماً شب انسان استحمام بکند.@ که حالا ما شبهای احیا داریم آخر هر ماه احیا داریم داریم همین بحث استحمام روح را توضیح میدهیم که بحث استغفار هست که یکی از چیزهایی که باعث میشود انسان روحش استحمام بکند و تخلیه بشود استغفار هست که فوقالعاده استغفار کلیدی و حساس و مهم هست طوری که اگر نباشد پیغمبر هم به این استحمام خودش میگوید من نیاز دارم.@ میگوید من حتی در طول روز(لَیُغانُ عَلی قَلبی) دل من هم چرک میگیرد یک پردهای روی آن مینشیند(فأستَغفِرُ الله سَبعینَ مَرَۀ) پیغمبر اگر هفتاد بار تخلیه بکند استغفار میکند یا استفراغ میکند به هر حال یا استحمام میکند هر چه که بگوییم، ما هم باید حتماً این کار را بکنیم.@ ما خیلی پوست کلفتتر از اولیاء خدا عمل میکنیم آنها که پوست کلفت نبودند ما خیلی پوست کلفت هستیم که هفته به هفته میاید ما اصلاً مجلس استغفار نداریم یعنی ننشستیم ده دقیقه نیم ساعت تمرکز بگیریم و روحمان را تخلیه بکنیم و استحمام بکنیم.@ حالا یکی از مواردی که استحمان هست دل را نرم میکند آن عفونتهای روح را خارج میکند انسان باید خروج کریمانه داشته باشد خروج رحیمانه داشته باشد خروج غفورانه داشته باشد خروج عفووانه داشته باشد خروج ستارانه داشته باشد خروجهای مختلف داشته باشد از اسمهای مختلف استفاده بکند تا این بدن و در واقع روح قدرت بگیرد روح بتواند پرواز بکند.@ کسی که از اسماء الهی استفاده نمیکند برای خروج آلودگیهایش، این همیشه ضعیف میماند کسل است بیحال است خسته است رغبت به آسمان ندارد رغبت به خانواده آسمانی ندارد رغبت به امام زمان ندارد اشکی ندارد آهی ندارد پروازی ندارد خواب قشنگی ندارد یک مرده متحرک است.@ ولی اگر انسان به موقع خروج داشته باشد یکسره تخلیه بکند این تخلیهها باعث میشود که روح پاک، مثل بدن که میروی حمام لباس را عوض میکند انسان چقدر سبک میشود انسان پاک، قبراق، سرحال میشود روح این استحمامها را نیاز دارد که یکی نرم کردن دل است حالا پیغمبر میفرماید به مسکین غذا بدهید یک کسی که محتاج هست غذا بدهید.@ یعنی خروج باید در واقع باشد حالا این صورت است دارد میگوید، حالا یک موقع ممکن است زمینه کاری من و ارتباطات من با مساکین نباشد من باید ببینم خروجی من چیه یعنی استحمام من باید به چه شکل باشد ما نمیتوانیم که اگر یک جایی شرائط فراهم نبود استحمام نکنیم.@ بالأخره انسان به استحمام احتیاج دارد ولی بسته به شرائطش است که چطوری باید این استحمام صورت بگیرد حالا یک موقع ممکن است من وضعیت کاریام، شغلم، به خصوص خانمها ممکن است همچین ارتباطی نداشته باشند که اصلاً بخواهند روحشان را با اطعام مسکین تخلیه بکنند.@ یک موقع هست فقیر در خانه میاید چرا انسان میتواند این کار را بکند خروجی داشته باشد جایی سراغ دارد که نیازمند هستند خروجی داشته باشد تا دلش نرم بشود این خیلی اثر دارد.@ (وَ أمسَح رَأسَ الیَتیم) یکی اینکه دست بکشد سر یتیم، اما نه ترحمانه، بلکه رحیمانه دست بکشد رحمانی از روی رحمت دست بکشد کسانی که گرفتارند محتاجند مسکینند، یتیمها خیلی مؤثر هست.@ یتیم واقعاً دل انسان را باز میکند انسان توجه به ایتام داشته باشد برای رضای خدا، یتیم خودش قدرت خیلی زیادی دارد که اگر کسی با یتیم برخورد داشته باشد و بتواند درست با یتیم برخورد بکند این یتیم میتواند تمام دردهای این شخص را خارج بکند.@ مثلاً دیدید میگویند فلان سنگ عقیق، فیروزه، یاقوت اگر همراهتان باشد یا گردنتان باشد انگشتر باشد یا دستبند باشد این درد را خارج میکند یا فلان پماد را بزنید درد را از شما بیرون میکشد.@ واقعاً یتیم آنقدر مقام و قدرت دارد که اگر انسان یک برخوردی داشته باشد سر راهش یتیمی قرار بگیرد یا خودش خودش را سر راه ایتام قرار بدهد کسانی که بیپناه هستند بیسرپرست هستند یکی از آنها میتواند کاملاً انسان را به اوج برساند اگر انسان درست اینطور مسائل را بفهمد.@ گاهی وقتها یتیم نیست بچه یک کس دیگر است حالا بچه کس دیگر باشد انسان بتواند تخلیه بکند پدر ندارد مادر ندارد یا هر کسی که سر راه انسان قرار میگیرد انسان بیاید به آن برسد هنر نیست ما به بچههای خودمان برسیم.@ البته بچههای خودمان هم خیلی قدرتمند هستند بوسیدنشان، نوازششان، ترحم به بچهها، حتی بچههای خودمان یکی از تخلیهگاههای خیلی خوب، اعضای خانواده خودمان هستند که دل انسان را نرم میکنند و خیلی وقتها که ما توفیق عبادت نداریم قسی القلب میشویم.@ اگر یکذره توجه کنیم احتمالاً در خانه نسبت به بچهها یا نسبت به یکی از اعضای خانواده یک مقدار تندی کردیم یک مقدار بداخلاقی کردیم یک مقدار قساوت قلب به خرج دادیم حالا یا مادرمان است یا پدرمان است یا خواهر و برادرمان است قلب قفل میکند چون عفونت میگیرد و مشکلساز میشود.@ حالا بچه کس دیگر است انسان بیاورد بزرگ بکند میتواند یک بچهای را بگیرد بزرگ بکند هیچ اشکالی ندارد به هر حال بچهها اساساً موجودات کوچک فرق نمیکند بچه چه کسی باشد اینها باید انسان خروجی داشته باشد.@ من گاهی وقتها در این مشاورهها مواردی داشتم که بچههای یک خانم به جاری مادرشان بیشتر اهمیت میدهند با او بیشتر صفا میکنند تا خود مادرشان، چرا؟ چون خود این جاری آدم بسیار بامحبت و مهربان هست مثلاً زن عمویشان میشود و حسادت ندارد چشموهمچشمی ندارد کمک میکند.@ اگر برادرشوهر، جاری یا باجناقها، گاهی وقتها بچهها به جای اینکه بروند با پدرشان صحبت بکنند میروند با باجناق پدر صحبت میکنند چون باجناق خیلی مهربان و خوب و دوست داشتنی هست او را قبول دارند چون او موفق هست.@ من گاهی وقتها دیدم بچههای یک هوو با مادر خودشان کنار نمیایند ولی با هووی مادرشان خیلی عالی هستند چون آن هوو یک موجود بهشتی بوده حسادتش را کاملاً دفع کرده و آنقدر با این بچههای هوو مثل بچههای خودش رفتار کرده دوست داشتنی و عالی که بچهها به او مامان میگویند ولی به مادرشان مامان نمیگویند.@ به هوو مامان جون میگویند بعد مادر خودشان را مامان جون نمیتوانند صدا کنند چون مادرشان واقعاً نیست، مادر در واقع به معنای حقیقی کیست؟ همانطور که در روایت داریم(رُبَّ أخٍ لَم تَلِئتُ اُمُه) چه بسیار برادرهایی داری که مادرت آنها را نزائیده انسان گاهی وقتها مادرهایی دارد که آن مادرها انسان را نزائیدند ولی مادر هستند.@ پسرهایی داری که خودت مشارکت نداشتی ولی پسر هستند گاهی وقتها انسان حتی از طریق بچه خودش شاید نتواند کار مهمی انجام بدهد ولی مشارکت میکند در تربیت میلیونها بچه، روز قیامت این میلیونها آدمی که از این شخص خیر دیدند روز قیامت به صورت بچههای این آدم محشور میشوند.@ یعنی تمام اعمال این بچهها روز قیامت در نامه اعمال آن شخصی هست که منشأ تربیت آن بچهها بوده روابط در این قضیه خیلی عجیب است گاهی وقتها دست کشیدن حالا در حرم به خصوص وقتی میخواهید بروید خیلی دقت بکنید اگر حرم میروید میبینی دل راه نمیاید.@ رفتی مکه، رفتی کربلا، میبینی قلبت قفل شده میخواهی بروی حرم امام رضا وقتی میخواهی اذن دخول بخوانی اشکت نمیاید اصلاً حواست نیست داری کجا میایی قبل از اینکه وارد حرم بشوی حتماً یک فکری بکن.@ معمولاً آنهایی که زیرک هستند من همیشه توصیه میکنم میگویم حتماً سعی کنید بروید در حرم یک کسی را پیدا کنید یک محبتی بکنید یک پیرزنی یک پیرمردی، چندتا شکلات در جیبتان باشد به چندتا بچه بدهید بچهها را خوشحال بکنید شکلاتهای خوب، خوردنی و خوشمزه ببرید، نه شکلاتهای پست.@ چیزهای خوب در جیبتان حتماً باشد هر وقت دارید میروید تا برسید به ضریح امام رضا یک چند نفر را خوشحال کن یک پیرزنی یک پیرمردی یک کسی که بیسواد است بگرد ببین یک کسی هست که کاری برایش بکنی نه اینکه فرار بکنی.@ بعضیها خودخواهانه میخواهند بروند به ضریح برسند با کسی کار نداشته باشند یا کسی با آنها کاری نداشته باشد بعضیها قبل از اینکه بخواهند بروند به امام برسند حواسش هست(هو أنت) یعنی همه آدمها خود تو هستی این کسی که دارد میرود به سمت حرم امام رضا متوجه هست که این چند هزار نفری که دارند حرم میروند همه بچههای امام رضا هستند و همه خودش هستند.@ لذا اگر به هر کدامشان محبت بکنی امام رضا شاد میشود اگر بدترین وضعیت را داشته باشی میبینی که دلت باز شد ببین یک کسی هست زیارتنامه بلد نیست بخواند برایش بخوانی برو ببین یک پیرزنی هست کمک بخواهد یک پیرمردی هست کمک بخواهد ببین میتوانی جایت را به یک نفر بدهی بالأخره راه باز بشود.@ بهترین جای حرم نشستی قشنگ آنجاهایی که سرقفلی دارد بعد میبینی که قلبت اصلاً راه نمیاید این وسط که نشستی سرقفلی هم دارد قلبت راه نمیاید در این وسط که نشستی سرقفلی هم دارد قلبت راه نمیاید میبینی آنهایی که جایشان خیلی بد است چقدر حالش قشنگی دارند.@ نگاه کن ببین یک پیرمرد، یک پیرزن یک معلولی، جانبازی کسی هست که جایت را به او بدهی صدایش کن ایثار کن ببین واقعاً میتوانی سایه را بدهی بروی در آفتاب بنشینی بالأخره یک کاری کن تا این دل باز بشود یکطوری این عفونت را از وجودت خارج کن سایهات را به کسی بده.@ جایت را به کسی بده لباست را به کسی بده یک شیرینی به کسی بده یک کاری کن اصلاً اگر هیچ کاری از دست برنیامد یک سری به کبوترهای امام رضا بزن با آنها یک صفایی کن یک کاری کن گاهی وقتها انسان با یک گربه یک کاری میکند یکدفعه میبینی سه روز در عرش است.@ من یک مادربزرگی داشتم خیلی مهربان و کریم بود اصلاً همه محل دوستش داشتن هر کاری از دستش برمیامد برای هر کسی میکرد خیلی کار هم از دستش برمیامد بعد همه مردم میگفتند اگر مشکلی داریم برویم در خانه این را بزنیم یک خانم بسیار مهربانی بود.@ این اواخر خیلی مریض بود حرکت کردن خیلی سختش بود من یک موقعی خدمت ایشان میرفتم میدیدم با آن سختی مثلاً از نردبان بالا میرود دیدم رفته بود صد کیلو ارزن خریده بود در گونی یک گوشهای گذاشته بود.@ هر روز یک بشقاب پر میکرد مثلاً یک کیلویی، از پله به سختی از نردبان بالا میرفت میریخت روی پشتبام پخش میکرد و میامد بعد تمام این پرندههای محل میامدند روی خانه ایشان مینشستند میگفت اینها بچههای من هستند بعد با اینها صفا میکرد.@ گربهها همه انس داشتند آنجا میامدند دوست داشتند خانه ایشان بیایند هیچ کس دست خالی برنمیگشت هیچ کس را دست خالی برنمیگرداند غریبه، آشنا، از محلههای مختلف میامدند هر کاری داشتند ایشان میتوانست انجام بدهد انجام میداد.@ بالأخره آدم باید تلاش بکند انسان باید دنبال فرصتهایی باشد که رحمانیت و رحمیت خودش را نشان بدهد نه اینکه فرار بکند بعضیها تا فقیر میبینند میگویند اَه چه غلطی کردیم این سر راه ما سبز شد یک کسی فقیر میبیند خوشحال میشود ذوقزده میشود.@ میگوید آخ جان من اگر الان دست کنم جیبم یک چیزی به او بدهم تخلیه میشوم دلم باز میشودمغفرت شامل حالم میشود توانستم یک تمرین رحیمیت یک تمرین رحمانیت بکنم.@ غذا درست میکند خیلی خوشحال است بعضیها اصلاً وقتی غذا درست میکنند رحیمانه غذا درست میکنند نه مصرفانه، بعضیها مصرفانه درست میکنند برای پز بعد هم دور میاندازند بعضیها اصلاً اینطوری نیستند.@ یعنی وقتی غذا درست میکند میگوید حتماً این بویش به همسایه میگیرد واقعاً رسماً همیشه اینطوری هست در خانه همسایه حتماً میدهد به این میدهد به آن میدهد آش را یکمقدار درست کردیم به این و آن بدهیم خیلی این تمرین میکند یعنی سر سفره هم این زن این آقا تمرین میکند که با غذایش با سفرهاش اسماء الهی را در خودش تجلی بدهد.@ اینها انسان را نرم میکند مهربان بودن خیلی مهم است انسان مهربان باشد هیچ کس به اندازه آدمهای مهربان به خدا نزدیک نیست نزدیکترین افراد به پیغمبر و به خدا آدمهای مهربان هستند آدمهای خوش نیت هستند آدمهای بدجنس، بدذات، آدمهای خسیس، آدمهای حسود اینها از خدا خیلی دور هستند.@ اینقدر مهربانی مهم است که پیغمبر وقتی که در درگیری دوتا از کفار را دستگیر کردند و حکم اعدامشان را پیغمبر صادر کرد یکدفعه جبرئیل(ع) آمد به پیغمبر گفت خداوند میگوید آن یکی را نه، آن یکی را اعدام نکنید.@ چون این خیلی آدم خوشاخلاقی است هم در خانه خوشاخلاق است هم نسبت به دیگران، حالا با تو لج و دشمن است چیز دیگر است ولی خودش در مرام خودش خوشاخلاق است پیامبر عفوش کرد گفت خداوند فرموده که من تو را عفو کنم به خاطر اینکه تو آدم خوشاخلاقی هستی.@ او هم گفت هیچ کس از خلقیات و درون من خبر نداشته پس معلوم است تو پیغمبری که خبر داری(أشهد أن لا إله إلا الله) و ایمان آورد خوشاخلاقی گاهی وقتها انسان را به بهشت میکشاند کافر را مسلمان میکند ما در این فضای تبلیغاتی که خودمان داشتیم کشورهای مختلف من بودم یا دیدم آدمهایی که خوشاخلاق هستند ولی کافر هستند.@ خدا بالأخره یک جایی نور خودش را در قلب آنها میتابد و هدایتشان میکند ولی آدمهایی که مؤمن هستند اما بدجنس هستند قسی القلب هستند تندخو هستند حسودند زودرنجند سفت هستند محکم هستند چرا شده اینها کافر بشوند شده اینها مرتد بشوند شده اینها منافق بشوند.@ ولی از آنطرف اینطرفش را هم ما ورودی داریم لذا اصلاً نرمی دل یک محافظت هست برای انسان، یک آمادگی هست همیشه برای بهشت، خوشاخلاقی، خوشبرخوردی، مهربان بودن لبخند داشتن، گاهی وقتها انسان یک لبخند میزند مدتها خداوند به او خیر میرساند.@ میتواند این لبخند را نزند ولی همین یک لبخندی که روی لبش هست خداوند به او خیلی خیرات میرساند لبخند یکی از هدیههای بسیار خوبی هست که انسان میتواند به همه اطرافیانش به خصوص اعضای نزدیک خودش در خانواده بدهد این را دریغ نکنیم.@ پس وقتی میگوید(وَ أمسَح رَأسَ الیَتیم) سر یتیم را دست بکش فقط یتیم نیست شما گاهی وقتها به یک گوسفندی میرسید به یک سگی هم میرسید یک چیزی به سگ میدهید به یک گربهای میرسید یک مورچه را کمک میکنید مسیرت را عوض میکنی که پایت روی مورچهها نرود.@ از یکجا تغییر مسیر میدهی که یک کبوتری که دارد غذا میخورد پر نزند برود همین رحمت میبینی که خیلی از گرهها را برایت باز میکند دل نرم میشود آماده است حالا فکر میکنی چه شد داستان چه بود چرا من الان حال خوش دارم الان حال گریه دارم با یک اذان با یک نماز با یک مسجد انسان پرواز میکند.@ یک موقع هم نه هر چه زور میزنی میبینی اصلاً خبری نیست هیچ چیز هم به اندازه این اهمیت ندارد اگر یک موقعی بین مهربانی و عبادت مجبور شدیم یکی را انتخاب کنیم مهربانی را انتخاب بکنیم.@ مادرت میگوید امشب پیش من بمان تو هم امشب میخواهی بروی کربلا، مشهد، حرم، یکجایی میخواهی بروی، مادر میگوید پیش من باش پیش مادر بایستی همه فیض را خدا به تو میدهد ولی اگر بگذاری بروی آن کربلا درش قفل است اصلاً خبری نیست هیچ فیضی به تو نمیرسد.@ من یک شاگردی دارم از خانمها آن خیلی حال بسیار خوشی دارد از شمال بلند میشود پنجشنبهها کلاس میاید احیاها هم میاید خیلی حال خوبی دارد خودش هم رانندگی میکند بیشتر وقتها میاید خودش را به کلاس میرساند.@ شب جمعه که کلاس میاید بعد میرود حرم حضرت عبد العظیم، چقدر روح بزرگ است، تقریباً چند جور عبادت دارد تا صبح، صبح تازه نمازش را میخواند دعای ندبه میرود ندبه را میخواند بعد دوباره عبادت انجام میدهد تا نماز جمعه، نماز جمعه شرکت میکند سوار ماشین میشود به شمال برمیگردد.@ خیلی ماشاء الله قدرت دارد کشش زیادی دارد یک چند روزی مریض شده بود گفت آنقدر حالم بد است آنقدر پکر هستم که نگو اصلاً دلم لک زده برای یک جلسه امروز حتماً کلاس میایم حتماً احیا میایم حتماً انشاء الله حرم بروم گفتم تشریف بیاورید.@ چند ساعت بعد زنگ زد گفت داشتم میامدم دیدم شوهرم گفت همچین دلم گرفته تو داری میروی من فکر میکنم نباید بیایم، گفتم بله کار درستی هست همان پیش همسرتان باشید خیلی است هم فیوضات را خدا به شما میرساند آدم یکدفعه قساوت به خرج بدهد نامهربانی بکند به همسر بگوید به درک که این اینطوری است من میخواهم حرم بروم.@ حرم میروی میبینی حرم هم کسی تحویلت نمیگیرند در آسمان بسته است نه آسمانی داری نه معراجی داری هیچ خبری نیست چون آنجا بدجنسی کردی میتوانستی مهربانی بکنی همه این حرم رفتنها برای این هست ما اگر توانستیم مهربانی بکنیم مهربانی بکنیم.@ وقتی مهربانی نمیکنی هی حرم برویم چه فایدهای دارد مثل آقایانی هست که کورس کربلا و نجف گذاشتند میبینی کاروان برمیدارد میرود 30 روز آنجا میماند بعد میاید دو روز پیش زن و بچهاش هست دوباره یک کاروان دیگر دارد میخواند این کاروانها ممکن است کاسبی باشد.@ ولی خیر و ثواب و عبادت در آن نیست یا زن و بچهات هم با خودت ببر یا کاروان رفتن و مسافرتهای اینطوری را کم کن اگر تعطیل نمیکنی لااقل کم کن اینها آدم هستند اگر کربلا و مکه است من باید یکسره اینطرف و آنطرف بروم شما اینجا بمیرید اصلاً نمیشود گاهی وقتها پدر و مادرها را بچهها ترک میکنند.@ شما الان خیلی وقتها اگر نگاه بکنید میبینید پدر و مادرتان از شما راضی نیستند آنها که ازدواج کردند حالا مجردها باز بهتر، ولی آنها که ازدواج کردند پدر و مادر غالباً از بچهها راضی نیستند میگویند این از وقتی ازدواج کرده رفته اصلاً ما را فراموش کرده سر نمیزند دیربهدیر به ما سر میزند دیربهدیر میاید مسافرت هم میرود ما را غریبه میداند.@ میگوید اگر پدر و مادر را بخواهیم ببریم که مزاحم ما هستند دست و پاگیر ما هستند آدم زیرک میگردد دنبال یک آدم دست و پا گیر. به یک پسری میگفتند چرا تو هر وقت میایی حرم امام حسین هی میخندی؟ گفت من هر وقت امام حسین میام اول با من سلام علیک میکند میخندد من هم به حضرت نگاه میکنم با همدیگر میخندیم.@ گفت چطوری شد؟ گفت مادرم یک شب به من گیر دارد گفت که من میخواهم بروم کربلا از یک شهر دیگری میخواست بیاید وسیله هیچی نداشتم مادر را کول کردم آوردم با خودم، گفت ذره ذره مادر را کشیدم آوردم تا کربلا رساندم وقتی وارد حرم شدم دیدم امام حسین نشسته دارد به من میخندد از آن به بعد هر وقت میام امام حسین همینطوری به من میخندد.@ یک کسی میگوید اَه اَه اینها را نبریم شمالمان خراب میشود یک کسی میگوید نه بگذار یک کسی را ببریم که لااقل عفونتهای سفر ما را نگیرد پدرزنی، مادرزنی، پدرشوهری، مادرشوهری، عمو، خاله، دایی، عمه اینها با ما بیایند دست و پا گیر هستند اذیت میشویم ما هم ملاحظهشان را میکنیم.@ همین رسیدگی به این من را به اوج میرساند شما یکبار اینطوری یک مشهد بروید ببینید چه خبر است چه اتفاقهای قشنگی میافتد آدمهایی که فکر میکنند خیلی زرنگ هستند میگذارند همیشه کسی مزاحمشان نباشد حتماً خلوت باشد یک ساعتهایی باشد که خلوت باشد اصلاً خبری نیست.@ خدا رحمت کند امام را وقتی میرفتند نجف عزاداری در شلوغیها میرفتند و مثل بقیه مردم سینه میزدند، میزدند این عمامه و عبای امام میافتاد یک مرجع بزرگ بود به او میگفتند شما چرا وسط جمعیت میروید بگذارید خلوتی برویم؟ میگفت هر چه به هر کس میدهند در شلوغی میدهند.@ کلاس گذاشتن و ما باید یک موقعی برویم کسی نباشد ما باید یکطوری برویم کسی مزاحممان نباشد تو اصلاً خروجی نداری همهاش خودخواهی است باید خروجی داشته باشی حرم میروی کربلا میروی مکه میروی هر جا دارید میروید باید یک چیزی به کس دیگر برسد.@ حضرت زهرا یک لباس عروسی دارد برایش قشنگ است یک لباس عروسی آن موقع که از این توریها نبوده که نشود به کسی داد لباس معمولی و نو بوده به یک کسی میدهد پس در واقع آن چیزی برای ما میماند که دست ما نمیرسد.@ آن چیزی برای ما به بلندای ابدیت و جاودانگی میماند که خودمان خرجش نمیکنیم خودمان مصرفش نمیکنیم این پیش خدا ذخیره است(ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ) قرآن میگوید آنها که پیش شماست همهاش نابود میشود(وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باقٍ) آنها که فرستادی پیش خدا آنها میماند(یَنمُوا) خدا میگوید نموش میدهد.@ شما یک کاری میکنی خداوند یک درخت میکارد تا تو بخواهی بروی در قبر و آنجا بروی میبینی که درخت نیست شده یک بوستان بهشتی و هی نمو کرده پس مقوله را دقت کنید چقدر حساس است نرم کردن دل، ما باید دنبال کسی بگردیم گاهی وقتها یک تلفن زدن یک بوسیدن به کسی که احتیاجی به او ندارید سر بزنید.@ یک مریضی دارید سرطانی، اماسی، گرفتار، همسایه است دوست است و هیچ نیازی به او نداری این دیگر خیلی کار بزرگی است که انسان به هیچ کس نیاز نداشته باشد و به او لطف و مرحمت داشته باشد و بعد سرکشی به او داشته باشد احوالپرسی از او داشته باشد.@ در روایت داریم شما به کسی که مریض است نیازی هم به او نداری همین که فقط میگویی خدایا من برای تو میخواهم بروم سرکشی کنم وقتی میروی و میایی میفرماید هیچ گناه دیگری در نامه عمل شخص نیست حتی میگوید اگر برایش یک کاری بخواهی بکنی ولی نتوانی بکنی همین با او راه بیفت ولو نمیتوانی میگوید انسان را پاک میکند.@ من با تو میایم ولی میدانی نمیتوانی ولی میگویی تنهایش نگذارم الان در این هولوولا بنده خدا را، با او باشم فرهنگ غربی میگوید این مشکل خودش است This is your problem مشکل خودش است من دیدم که کاری از دستم برنمیاید گفتم دیگر چکار کنم، بیخود کردی، اصلاً نفس همراهی خودش یک کار است.@ طرفش مرُده میخواهد برود بهشت زهرا قبر رزف کند نگذار تنها برود، بگو من میروم، اصلاً شما بمانید من میروم، اگر خودش رفت بگو پس من با شما میایم این نفس همراهی خیلی مهم است، کاری که از دست من برنمیامد! نه، خیلی کارها برمیاید.@ من یادم هست یک موقعی در این آسیبدیدگی که داشتم مجبور بودم چند تا عمل در چند تا هفته بکنم دوستان و شاگردان خیلی لطف داشتند همه میخواستند بیایند بیمارستان شب پیش من بمانند طوری که دیگر ازدحام شده بود مجبور شدند ثبت نام کنند که نوبت چه کسی باشد.@ دعوا بود که ما امشب برویم بمانیم بعد چندتا همتختی ما داشتیم هیچ کس نمیامد کار اینها را انجام بدهد من به بچهها گفتم شما فقط برای من نیایید دوتا از شما بیایید کمک کنید به اینها هم برسیم این همتختیها آنقدر خوشحال میشدند که یک کسی پیششان آمده یک کسی به آنها میرسد.@ هیچ کس را نداشتند از شهرستان آمده بودند نمیتوانستند پول همراه و تخت بدهند اینها به اینها میرسیدند چقدر خوب بود این برای آدم میماند. گاهی وقتها در بیمارستان، چون من خودم سالها درگیر بیمارستان بودم به خاطر آسیبدیدگیهای مختلف، زیاد دیدم مثلاً کسی میرود بالای سر مریض خودش هست ولی حتماً به بقیه مریضها سرکشی میکند سر میزند.@ حتی میرود اتاقهای دیگر میبیند کسی نیازی دارد درود بر روحهای بزرگ، اینها روحهای خدایی است یعنی از خودش، از چیزی که مربوط به خودش است، خودم و مریض خودم، این شخص خارج میشود اخلاق خدایی میشود مال کسان دیگر میشود.@ اینها هستند که به خدا نزدیک میشوند یک شب بیداری میکشد برای خدا پای یک مریض صدها سال عبادت برایش محسوب میشود خوب است آدم مال دیگران باشد برای دیگران باشد و از این قشنگتر این هست که آدم وقتی میتواند به یک کسی کمک بکند نگذارد دیگران از او بخواهند این خیلی مهم است.@ خودمان پیشنهاد بدهیم نگذاریم کیف اینکه فلانی از من خواست خواهش کرد حالا من هم اجابت میکنم باشه حالا ببینم چه میشود، خوب نیست خدا هیچ وقت با بندهاش اینطوری رفتار نمیکند.@ به خصوص پدر و مادر، در مورد حقوق برادران دینی هم در بحث مهرورزی اینها را توضیح دادیم که اگر بدانی یک کسی یک چیزی میخواهد رویش نمیشود بگوید، کمک میخواهد یک کاری دارد شما زودتر خودت پیشنهاد بده بگو من میتوانم کاری بکنم؟@ از دستم کاری برمیاید برای شما کاری انجام بدهم؟ اگه میشود من انجام بدهم، نگذار چون خجالت میکشد نمیتواند امکانش را ندارد هی به زبان بیاورد بگوید، اگر به زبان بیاورد که دیگر خیلی حجت تمام میشود انسان نمیتواند نه بگوید.@ در روایت داریم اگر کسی میتواند کاری انجام بدهد و ندهد برای خواهر دینیاش برادر دینیاش میتواند انجام بدهد و ندهد وقتی در قبر میرود اگر بهشتی باشد او را بهشت میبرند اما خداوند به خاطر اینکه به آن طرف (نه) گفت هر روز در بهشت یک ماری را میفرستد تا او را بزند در بهشت مار سراغش میاید اگر میتوانی نگو نه نمیتوانم.@ عذر الکی نیاور چون(هو أنت) یعنی این خودتی وقتی به او نه میگویی در واقع ما به تعداد(نه) های غلط و نابجایی که گفتیم از خودمان کم گذاشتیم وقتی در برزخ میروی احتیاجهایی داری به فرشتهها میگویی آنها میگویند نه.@ ولی وقتی میتوانیم بله بگوییم و بله میگوییم وقتی در قبر میروی گرفتاری داری ولی فرشته میگوید خودم میروم برایت یک کاری میکنم یکدفعه میبینی یک میلیون فرشته دنبال کار این آدم هستند خدا هم که اصلاً فرشتهها را رد نمیکند حقش عذاب است حقش جهنم است.@ ولی این آدم آنقدر مهربان و خیرخواه بوده با اینکه حقش جهنم و عذاب هست یکدفعه میبینی 100 ـ 200 ـ 1000 تا فرشته دنبال کارش هستند به خدا میگویند خدایا به خاطر ما بیخیال شو خدا هم بیخیال میشود احترام میگذارد.@ پس یاد بگیریم از خودمان خارج بشویم خارج کنیم خودخواهیها، منیتها، وابستگیهای به خودمان را کم کنیم اینطوری دل نرم نرم میشود وقتی نرم شد آماده پرواز است چون آمادگی دارد بدن نرم است مثل بدن که برای هر ورزشی آمادگی دارد روح هم هر وقت نرم شد برای پرواز خیلی آماده است.@ ولی آنهایی که خشک هستند یک مجلس امام حسین میگذارند این تا بیاید اشکش در بیاید به روغنسوزی میافتد مجلس تمام شده نیم ساعت یک ساعت دو ساعت روضه خواندند صحبت کردند این اصلاً هیچ تحولی در آن اتفاق نیفتاده.@ چون خشک است چون سفت است چون یبوست دارد روح قساوت دارد هیچ تحولی در آن اتفاق نمیافتد انسان باید خیلی حواسش را جمع بکند. پیغمبر نماز میخواند یکدفعه صدای بچه بلند میشود نماز را تند میکند نماز جماعت را سرعت میدهد که این بچه گریه میکرد زودتر به او برسیم یک گروه نمازشان تند میشود که یک بچه دارد گریه میکند.@ ما باشیم خانم بچهات را برای چی آوردی، آقا بچه را چرا آوردی خفهاش کن، بچه بخندد میگویند مزاحممان شد گریه بکند میگویند مزاحممان شد بچه خندهاش و گریهاش تسبیح است عبادت است در مسجد که بچهها سروصدا میکنند دارند تسبیح میگویند دارند عبادت میکنند.@ چند روز پیش یک خانمی آمد گفت این بچه خیلی اذیت میکند یکسره گریه میکند؟ گفتم چهار ماه اول گفتن تسبیحش لا إله إلا الله است چهار ماه دوم که شهادت به رسالت است چهار ماه سوم شهادت به ولایت است گریه بکند این تسبیح دارد میگوید.@ چقدر قشنگ در دعا میخوانیم(أنتَ الّذی سَجَدَ لَکَ سَوادُ اللَّیل) میرسیم به کجا(حَفیفُ الشَّجَر وَ دَوِیُ الماء) این درختها وقتی به همدیگر میخورند و این برگها صدا میدهد با آنها شما شروع کن تسبیح بگو شُرشُر آب را دیدید سجد آب است آهنگش خیلی خوب است صدای رعد که دارد میاید تسبیح است.@ بچه دارد در مسجد میگوید میخندد شما دارید نماز جماعت میخوانید و گریه میکنید آنها دارند میگویند و میخندند از دیوار صاف بالا میروند هر دو شما دارید یک کار انجام میدهید آن بچه تسبیحش همین است تسبیح شما هم همان است بچهها را به هوای تلویزیون خفهشان نکنید بگذاریم آنها تسبیحشان را بگویند.@ شما تلویزیون نگاه نکن صدایش را کم کن بچه که دارد میگوید، میخندد، شوخی میکند از دیوار صاف بالا میرود این دارد معصومانه کار خودش را انجام میدهد بایست از آن لذت ببرد گریه هم میکند همین، بعضیها بلند میشوند دنبال بچهها میگذارند بچهها میترسند دیگر تا آخر عمر از مسجد بیزار میشوند بعضیها هم هستند خیلی مهربانند.@ گفتم یک مسجدی رفتم دیدم که خیلی سروصدای بچه میاید پایین پلهها بودم داخل مسجد را نمیدیدم گفتیم برویم یک نماز اینجا بخوانیم رفتیم دیدیم امام جماعت آنجا حیاط مسجد را کلی اسباببازی گذاشته.@ یعنی شاید هفت هشت نوع از تاب و اسباببازی و سُرسُره گذاشته به قول ما قدیمیها لیزلیزک گذاشته بچهها حیاط مسجد را روی سرشان گذاشتند مثل جیکجیک پرندهها، سحرها، صبحها دیدید بیرون میاید پرندهها جیک میزنند صدایشان خیلی زیبا و قشنگ است بچهها همینطوری تسبیح میکردند.@ اذان را که گفتند یکدفعه دیدیم همه بچهها دویدند رفتند در مسجد، چقدر آدم زیرکی هست حالا مقدسهای نفهم ما چکار میکنند مسجد محترم است جای بچه که نیست جای بازی نیست جای سروصدا نیست مسجد جای بچه است جای سروصداست.@ خود پیغمبر در مسجد کشتی میگرفت در مسجد مسابقه میانداختند مسجد جای همین کارهاست یکی هم عبادت است. پس یک نوع خروجی رحمت، حرم میخواهی بروی در قلبت قساوت پیدا کرده بگرد یک کاری برای خودت پیدا کن ببین اطراف حرم فقیری هست اگر در هتل غذا داری غذا درست کردی در اتاقتان دوتا غذا دستت بزن ببین کسی در آن سرمای خیابان نشسته به آنها بده بعد در حرم برو آنوقت اتفاقهای قشنگی برای انسان میافتد.@ غذا داری میخوری، یک موقعی میخواستیم یکجا غذا بخوریم یک بنده خدایی گفت اینجا نرویم، گفتم برای چی غذایش بد است؟ گفت نه غذایش خوب است ولی وقتی مینشینی گربهها میایند محاصرهتان میکنند گفتم ما دو سیخ هم برای گربهها سفارش بدهیم.@ ما فکر میکنیم فقط خودمان باید بخوریم خیلی بد است حالا شما میخواهی شش سیخ سفارش بدهی بگو هشت سیخ بیاور دوتا سیخ هم بده گربهها بخورند به جایی برمیخورد پولش که کم نمیشود چون خدا تضمین کرده بین یک تا هفتصد برابر جبران بکند.@ پس ما برای چه میتوانیم یک کاری بکنیم نکنیم این گربهها خیلی وقتها از آدمها بهتر هستند چون معصوم هم هستند در حق انسانها دعا میکنند شما به یک معصوم دارید غذا میدهید چه اشکال دارد بگو ما سه نفریم شش تا کباب میخواهیم دوتا هم اضافه بیاور تکهتکه کن بیانداز جلوی این گربهها بخورند صفا بکنند دعایت هم میکنند.@ پیشته پیشته، چه کاری است سنگ برمیداری، دمپایی میزنه، شش جفت کفش غیب میشود سر تخت، حالا بعد هی باید پیاده بروند بلنگند در این سنگها که دمپاییهایی که برای گربهها انداختند پیدا بکنند.@ باز نبی اکرم(ص) میفرماید(عَوِدُوا قُلُوبَکُمُ الرِّقَۀ) عادت بدهید دلهایتان را که همیشه رقیق و نرم بماند نگذارید سخت بشود بعضیها دیدید حالا از خانمها بگذریم دیگر الان هم در آقایان مد شده اینطوری میکنند.@ قبلاً از این چیزها نبود بعضی از خانمها بودند در کیفشان پیدا میشد الان که خانمها استثناء است که پیدا نشود آقایان زیاد هست آقایان هم دارند در کیفشان کرمهای نرمکننده دارند از این چیزهایی که به صورتشان میمالند.@ بدنها خراب شده چون سیستمها سیستمهای یبوستی شده به هم ریخته اشکال ندارد خیلی هم خوب است که انسان به هر حال چیزهایی داشته باشد از چیزهای طبیعی به خصوص داشته باشد استفاده بکند نرمکننده، ضد آفتاب باید بزنند ببین چقدر مراقبت میکند.@ من ماهی هشتاد هزار تومان فقط پول کرم من است باید بدهم که پوستم نرم بماند برای دلت هم هشتاد هزار تومان میدهی نرم نگهاش داری(عودوا) یعنی این، (عودوا) یعنی مراقب باشید یک موقع تنگ نشود مراقب باشید این دل سفت نشود زود یک کرمی، پمادی به این دل بزن حتماً نرم بشود برای نرمی دلمان خرج کنیم یک کاری بکنیم هزینه بکنیم.@ خیلی کار وجود دارد که انسان میتواند دل خودش را نرم بکند اول از خانه خودش شروع بکند نسبت به خانواده خودش، اعضای خانواده خودش، بعد نسبت به بقیه و اطرافیان همینطور تلاش بکند که قلب اگر سفت بشود بخت آدم سفت میشود.@ قلب اگر سفت بشود قبر و قیامت به هم میریزد خیلی خراب میشود باید خیلی انسان مراقبت بکند رقت است غلیظ نشود باید خیلی مراقبت بکنیم دائماً تلاش بکنیم این دلمان را رقیق و نرم نگه داریم حتماً آخر شبها یکی از چیزهایی که خیلی میتواند کمک بکند.@ اینها حداقلها هست که دارم میگویم حداقلهای صددردصد است بقیهاش را در تمرینها دارم میگویم یکی صدقه اول صبح هست یکی صدقه حتماً آخر شب پرداخت بشود دو تا عواملی هستند که طول روز را و طول شب را تمام آلودگیهایش را بیرون میکشند.@ صدقه اول روز و صدقه آخر روز، صدقه را هم اگر خودتان نمیرسید یک موقع هست طرف کریم هست ولی میگوید من یادم میرود حتماً بچههایتان را تمرین بدهید دخترها، پسرها، کوچولوها تمرین بدهید بگویید عزیزم شما مسئول صدقه خانه هستید.@ این پاکت این هم پول هر روز این مقدار پول کنار بگذار ماه به ماه یا هفته به هفته حالا به هر جا میخواهی بپردازی بپرداز آنهایی که مستحقش هستند خوب است صبح و شب را انسان حساب بکند بگوید این برای صبح، این برای شب.@ ولی اگر تکرار بشود بهتر هست هم صبح بدهد و هم شب و یکی هم استغفار، استغفار فوقالعاده مهم هست باید حتماً قبل از خواب، آخر شب، بزرگان ما میفرمودند چون بعد از نماز عصر وارد شده استاد ما میفرمود 100 بار، حالا در روایت آمده 70 بار بعد از نماز عصر، ولی ایشان به ما میفرمودند حداقل 100 بار بگویید و بیشتر هم بهتر هست هر چقدر انسان بتواند استغفار داشته باشد از خدا معذرتخواهی داشته باشد.@ خدایا من صبح از خانه بیرون زدم فکرهای عوضی زیاد کردم فکرهای بد کردم دیدنیهایی که نباید ببینم دیدم شنیدنیهایی که نباید بشوم شنیدم خیالهایی که نباید میکردم کردم بدجنسی کردم یکجا حسود شدم یکجا تحریک شدم این عمل بد را، چشموهمچشمی سراغم آمد یکجا از دست فقیر فرار کردم.@ بالأخره پیش میاید تا شب یکدفعه میبینی چقدر آدم آشغال جمع کرده حواسش هم نیست ما فکر آشغال جمع کردن دزدی و حیزی و فحشای ظاهری هست، نه خیلی آدم با خودش آشغال جمع میکند تا شب که میرسد چقدر آشغال جمع کرده.@ اگر شب بخواهد با این آشغالها در رختخواب برود و بخوابد تا صبح میدانی با روح آدم چه میشود یک خدای نکرده دل چرکینی داشته باشد استاد ما میفرمودند کسی که کینه دارد اگر شب قبل از اینکه در رختخواب برود دلش را صاف نکرده باشد تا صبح یک هیولا را خلق میکند یک هیولا خلق میشود بعداً در قبر به جان آدم میافتد.@ پس ما به اینها احتیاج داریم این حداقلها را داشته باشیم بقیه فرمولهایی را که پیغمبر میفرماید در رابطه با نرم کردن قلب انشاء الله میگذاریم برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 056 - قلب
متن کامل (خام) جلسه 056 - قلب