جلسه 050 - قلب
شماره جلسه
50
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
10
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 050 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره چیزهایی بود که آسیب میرساند به قلب، فرمایشی هست از نبی اکرم(ص) میفرماید(إیّاکَ وَ کَثرَۀَ الکَلام فَإنَّ کَثرَۀَ الکَلامِ بِغَیرِ ذِکرِ الله تُمیتُ القَلب وَ عَلَیکَ بِکَثرَۀَ الکَلام بِذِکرِ الله فَإنَّهُ یُحیِی القَلب) یک عامل در مورد مرگ و حیات دل را حضرت میفرماید دل همه دارایی یک انسان هست.@ دل میوه حیات انسان هست و بقیه فعالیتهای انسان مقدمهای هستند برای به وجود آمدن این میوه ارزیابی از انسانها و پاداش انسانها در نظام جاودانه انسانی بسته به کیفیت این میوه هست در واقع قلب انسان تعیینکننده سعادت دنیا و آخرتی انسان هست دل انسان، در دنیا قرآن میفرماید دل باید شاد باشد و آرامش داشته باشد.@ اگر یک کسی دلش شاد نیست و آرام نیست یعنی آباد نیست یعنی با دلش بدرفتاری کرده نظام غذایی قلبش فاسد و آلوده است که نمیتواند در دنیا شاد و آرام باشد و اگر شاد و آرام نیست آخرتش هم همینطور هست آخرت هم نمیتواند از شادی و آرامش برخوردار باشد چون(الدُّنیا مَزرَعَۀُ الآخِرَۀ) دنیا مزرعه آخرت هست هر چه بکاری همان میدروی.@ در نظام آخرتی هم انسان بهشت حداقل کارش هست و حداکثرش هم بالاتر از بهشت است این هم بسته به کیفیت دل انسان و قلب انسان هست پس قلب تعیینکننده همه چیز هست همه چیز را دل و قلب تعیین میکند باید روی دل سرمایهگذاری بکند.@ انسان باید تمام شئون پایین خودش را به گونهای تنظیم بکند که در نهایت بتواند به شادی و آرامش در دنیا، به عشق و محبت نسبت به اطرافیان در دنیا، و به سعادت ابدی در آخرت نائل بشود این یک آینهای هست که در مقابل ما گذاشتند.@ ما با این آینه میتوانیم خودمان را دائماً رصد بکنیم در این آینه ببینیم و ببینیم که با خودمان چکار کردیم پس اینکه یک نفر در نظام دنیایی چطوری دارد زندگی میکند مثلاً چقدر پول و قدرت و شهرت دارد و چقدر از دنیا برخوردار هست چقدر سواد و علم دارد اینها اصلاً اهمیتی ندارد.@ آن که اهمیت دارد این هست که انسان چقدر دل دارد چقدر قلب با خودش دارد قلبش چقدر بزرگ است وسعت زمین و خانه و ملک، بالا بودن دارایی و تحصیلات، بالا بودن شهرت و محبوبیت و قدرت هیچ کدام به کار نمیاید.@ چه بسا دل را روزبهروز کوچکتر بکند و آن که خیلی اهمیت دارد وسعت دل و قلب هست بزرگی قلب هست لذا یک کسی به کمیت هم میخواهد اهمیت بدهد باید به کمیت دل خودش اهمیت بدهد ببیند که دلش چقدر بزرگ است.@ حالا سؤال: چرا هر چقدر چیزهای دیگر بیشتر باشد دل کوچکتر میشود؟ به آنها مشغول میشود چون دل تقسیم میشود تعلق که گرفت به چیزهایی که دارد کوچک میشود دیگر نمیتواند به آسمان برود و بزرگ باشد یعنی به کمال مطلق و بینهایت تعلق نمیتواند بگیرد.@ تعلق زمینی پیدا میکند و تعلقات زمینی دل را کوچک و له و تحقیر میکنند و برای همین هم انسان برای دنیا به گریه میافتد اینکه در روایت داریم هر کس به دنیا گریه کند داخل جهنم میشود به خاطر اینکه دلش وسعت بهشت را ندارد لذا وقتی که به چیزی از امور دنیایی گریه میکند له میشود و کوچک میشود این تناسب با بهشت دارد.@ پس حالا شما میفهمید وقتی که حضرت زینب(س) میفرماید(و ما رأیت إلا جمیلا) از کجا دارد این حرف را میزند، این دارد چه را نشان میدهد(و ما رأیت إلا جمیلا)؟ یک قلب و دل خیلی بزرگ را دارد.@ نشان میدهد که نه تنها اینطور بلاها نمیتواند تحقیر و کوچکش کند بلکه چون تعلقش به آسمان هست برایش زیباتر هم هست همه بحث انسانشناسی همین است یعنی اگر ما بخواهیم این چند سال انسانشناسی را خلاصه کنیم به شما بگوییم همین ده دقیقهای هست که من دارم الان برای شما توضیح میدهم که همه حیثیت و دارایی و ثروت حقیقی یک انسان قلب است.@ داشتن یک دل سالم است حالا این دل یک سلسله عواملی دارد که بزرگ و قویاش میکند یک سلسله آفاتی دارد که آن را کوچک و له میکند الان اینجا در روایتی که از نبی اکرم(ص) عرض کردم دو عامل را دارد میگوید یکی چیزی که دل را میکُشد میمیراند یعنی از کار میاندازد و یکی چیزی که دل را بزرگ میکند و زنده میکند.@ مسأله اول یک مسألهای هست مربوط به زبان است زبان دهها نوع آلودگی برای قلب میتواند ایجاد کند اگر کسی کنترل زبان نداشته باشد و هر چه دلش خواست از دهانش بیرون آمد گفت این با هر بار دارد یک نیزه ه دل خودش فرو میکند هر بار دارد کاری میکند که این دل کوچک و له شود و بمیرد.@ خیلی این مسأله زبان مهم هست و اگر کسی بخواهد پرواز بکند بدون کنترل این بخش نمیتواند پرواز جدی داشته باشد چه بسیار افرادی که در بخشهای دیگر موفق هستند همین که در زبان شکست میخورند همه زحماتشان هدر میرود.@ در روایت داریم که به پیغمبر عرض کردند که فلان خانم هر شب عبادت میکند یک کسی که بتواند هر شب عبادت بکند یعنی قلبش خیلی بزرگ است یعنی خیلی وسعت دارد که میتواند به چاک آسمان بزند و به عبادت بیافتد کار دیگری نکند مشغول عبادت باشد روزها هم روزه میگیرد این هم خیلی وسعت قلب میخواهد.@ به پیغمبر میگویند این بدی که دارد این هست که یک مقدار زبانش تند است با همسایهها خوب صحبت نمیکند پیغمبر فرمود(لا خَیرَ فیها هِیَ مِن أهلِ النّار) در این خانم هیچ خیری نیست این جهنمی است زبان این کار را با آدم میکند یعنی شما اگر موفقترین آدمها در عبادت که کار بزرگی است یاد خدا عامل حیات قلب است باشید.@ همین که نتواند انسان زبانش را کنترل کند با همسرش با پدر و مادرش به خصوص با کسانی که حق بالاتری گردن انسان دارند حقوق یکطرفه دارند دوطرفه نیست مثلاً رابطهاش با همسرش دوطرفه است.@ باید همسر یک سلسله امور را رعایت بکند متقابل هم هست زوجین نسبت به هم اینطوری هستند خواهر و برادرش است ولی بعضی از افراد هست ما با آنها رابطه یکطرفه داریم یعنی به هیچ وجه بده بستانی نداریم.@ مثل پدر و مادر، آنها ظالم و بددهان و بداخلاق هم باشند انسان نسبت به آنها حق ندارد صدایش را بلند کند خیره نگاه کنید بداخلاقی کند یا نسبت به معلم حساسیتش هزار برابر بیشتر از پدر و مادر هست یا اولیاء خدا، امامزادهها، اولیاء الهی، ائمه، دیگر هرچه بالاتر میرود خطرناکتر میشود بنابراین زبان نقش بسیار مهمی در پرواز انسان دارد.@ آنهایی که میتوانند زبان را کنترل کنند و روی زبان سوار هستند آدمهای بسیار موفقی هستند چقدر شما اگر دادگاه بروید و طلاقها را نگاه کنید اکثر قریب به اتفاق طلاقها ناشی از زبان است زبان کار دست میدهد یک حرفی زده میشود ناراحتی ایجاد میشود دلسردی و تنفر و کینهای ایجاد میشود رنجشی هست بعد هم سر از طلاق در میاورد.@ یک کسی که نمیتواند زبانش را نگه دارد مثل یک کسی هست که دارد گنجی را بار میزند ولی زیر ظرفش پاره شده است این مدام جمع میکند و میریزد لذا خیلی به زبان سفارش کردند که زبان کنترل شود.@ اینجا نمیگوید گناه، یک موقع هست میگوید زبان گناه میکند مثلاً خدای نکرده غیب میکند تهمت میزند نیش میزند تحقیر میکند خیلی چیزهای دیگر دروغ میگوید حضرت اینها را اصلاً نمیگوید.@ میگوید زیاد حرف زدن همین حرف معمولی، آنهایی که زیاد حرف میزنند(إیّاکَ وَ کَثرَۀَ الکَلام) از زیاد حرف زدن پرهیز کن که زیاد حرف زدن به غیر از ذکر خدا(تُمیتُ القَلب) دل را میکُشد و میمیراند قلب انسان را میمیراند.@ گناه که بحث دیگر است انسان با زبانش گناه بکند دیگر خیلی خطرناک میشود خدای نکرده بداخلاقی بکند به پدر و مادر جسارتی بکند به ذویالحقوق یا یک انسان دیگر اینها خیلی خطرناک میشود الان بحث آفات زبان را نداریم.@ البته یک کتابی را جدیداً دیدم به نام آفات زبان که هم خیرات زبان را میگوید و هم آفات زبان را، آن را حتماً مطالعه کند خیلی میتواند کمکش بکند در این خرسنگ بزرگ. اصلاً بحث گناه نیست بحث سر پرحرفی است انسان زیاد حرف بزند چون این زیاد حرف زدن انسان را به خیلی از گناهان زبانی خودبهخود میکشاند لذا انسان باید مدام تمرین بکند بعد کم بکند.@ اینطور نیست که الان آدم سر کلاس این را بشنود و بگوید از این به بعد این کار را میکنم، نه ذره ذره باید تمرین بکند و از چیزهایی که دلش میخواهد بگوید صرفنظر کند تا این کم بشود تا به یک وضعیتی برسد که انسان به یک تسلطی نسبت به زبان نائل بشود پس پرحرفی خیلی خطرناک است قلب را میمیراند.@ نکته بعدی که موضوع بحثمان هست(وَ عَلَیکَ بِکَثرَۀَ الکَلام بِذِکرِ الله فَإنَّهُ یُحیِی القَلب) میفرماید زیاد سخن گفتن به یاد خدا این به تو واجب است لازم است زیاد در مورد خدا سخن بگویی که دل را زنده میکند این زیاد حرف زدن یک رمز است این مسأله خیلی مهم است.@ در روایت داریم(وَصفُ العِیش نِصفُ العِیش) بعضی از افراد شخصیتاً عرض کردیم گفتیم نفس پنج مرتبه دارد حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل، بسته به این هست که کدام یک از این بخشهای وجودی یک نفر تغذیه شده و قوی باشد شخص نوع کلماتش هم همینطور هست.@ مثلاً افرادی که مینشینند راجع به مسائل حسی حرف میزنند مثلاً در و دیوار و ظرف و کریستال و پارچه و طلا و مبل صحبت میکنند دو ساعت سه ساعت چهار ساعت راجع به مدل و پارچه و ظرف و ظروف همین طبیعت این شخصیتاً حسی است.@ بعضیها خیالی، وهمی، عقلی هستند صبح تا شب مینشینند بحث علمی میکنند راجع به مسائل علمی صحبت میکنند یک موضوع علمی را مطرح میکنند صحبتهایشان هم پیرامون اینطور مسائل هست اینها هم شخصیتشان اینطور هست، چرا افراد زیاد راجع به یک پارچه، لباس، اتومبیل صحبت کنند؟@ چون لذت میبرند صحبت کردن لذت میاورد انسان هر چیزی که تعلق دارد و در موردش صحبت میکند از آن لذت میبرد حالا اگر شخصیتش حسی باشد از امور محسوس بگوییم صبح تا شب بنشیند راجع به پارچه و کریستال و مبل و خانه و ساختمان صحبت بکند اصلاً خسته نمیشود.@ یک چیزی میخرد پارچه، کریستال، لباسی، ظرفی میخرد زنگ میزند دعوت میکند که بیایید ببینید من این چیزها را خرید کردم بعضیها نه مسائل خیالی دارند بعضیها مسائل وهمی دارد بعضیها مسائل عقلی دارند بعضیها مسائل فوق عقلانی دارند از آن لذت میبرند.@ در روایت داریم(مَن أحَبَّ شَیئاً لَهِجَ بِهِ لِسانُه) انسان وقتی عاشق یک چیزی هست زبانش هم به آن چیز باز میشود شیفته حرف زدن درباره آن چیز هست حالا چرا؟ بحثش را در اسماء الله گفتیم چون با حرف زدن ما چندتا وجود از معشوق را برای خودمان ایجاد میکنیم 1 ـ وجود لفظی، وجود لفظی لذتبخش است.@

همین وجود لفظی آثار دارد اینکه میگویم شما اسم الله را بگو و خودت هم بشنو که داری میگویی همین گفتن و به زبان آوردن یا قرآن بخوان حالا معنایش را هم نفهمیدی نفهمیدی همین ذکر را بگو اسم را بگو اسم را به کار ببر چون وجود لفظی آثار دارد.@ در سیدی آب دیدید شما وقتی لفظ الله را به آب میگویید مولکولها یک شکل میگیرد لفظ شیطان را میگویید یک شکل دیگر میگیرد پس لفظ دارای آثار است شما خودتان هم میتوانید در میکروسکوپ امتحان کنید ما خودمان چندتا امتحان کردیم با چشم خودمان دیدیم.@ بنابراین لفظ همین اسم بردن مثلاً الله، به کار بردن کلمه الله، خدا، پیغمبر، دین، امیرالمؤمنین، کسی که در یکجایی هست که یکسره از این کلمات میشنود این نوع روحش ساختار شخصیتیاش با یک کسی که یکجا یکسره فحش میشنود خیلی زمین تا آسمان فرق میکند.@ مثلاً موسیقی حرام در خانه دارد پخش میشود این شخصیتش این نطفهای که در رحم دارد ساختارش یکطور دیگر میشود تا آنجایی که دارد در این فضای خانه قرآن پخش میشود اسمهای خوب میاید حرفهای محبتآمیز میاید کلمات قشنگ دارد به کار برده میشود این واقعاً تأثیر دارد این یقینی است.@ یکجایی که تصاویر زشت دارد پخش میشود با یکجایی که تصاویر قشنگ پخش میشود دو جور شخصیت از آن بیرون میاید دو نوع خروجی هست اصلاً اینطور نیست که با هم فرقی نکند تابلوها، عکسها، پس وجود لفظی فرق دارد وجود کتبی هم همینطور.@ مثلاً میگویند این را بنویس همراهت داشته باشد یا اینجا را نگاه میکنید اسم حضرت زهرا و اهل بیت و امام حسین هست این چشم به این کتابت میخورد تا اینکه در کتابت یا تابلو یک چیز دیگر باشد وجود کتبی آثار دارد تابلویی که یک نفر روی عکس موبایل میگذارد خیلی اثر دارد یک کسی میبینید روی عکس موبایلش یک چیزی میگذارد این هر وقت نگاهش میکند یک چیزی به او منتقل میکند.@ یک موقع میبینی یک کسی یک عکس زشتی میگذارد روی صفحه موبایل یا صفحه کامپیوترش یا در خانه تابلوهایی که هست مثلاً شما در خانه مجسمه سگ و گاو و الاغ و میمون و از این عکسهای وحشتناک و سر حیوانات و اسکلت، دیدی بعضیها اسکلت آویزان میکنند مگر چیز قحطی است که آدم اسکلت بگیرد آنجا بگذارد.@ پول میدهند مریضی و درد میخرند اینها در خانه آثار مخرب دارد مجسمهها و عکسها، مجسمات حیوانات کلاً همه حیوانات، بخصوص چیزهایی که بد هستند نهی شده که اگر آنجا باشند فرشتهها نمیایند مثل سگ و خوک، چه عکسش چه مجسمهاش، بعضیها که بزرگش را جلوی ماشین میگذارند یا آویزان میکنند.@ من یک موقع سوار میشوم به رانندهها میگویم این برای شما خیر و برکت نمیاورد هم خیر و برکت را میبرد و هم چون فرشته نمیاید خطر تصادف را هم بالا میبرد برای بچهها معمولاً از این چیزها نباید گرفته بشود اگر هم گرفته میشود و اینها خوششان میاید که بازی کنند از حیواناتی گرفته بشود مثلاً کبوتر و پرندهها خوب هستند.@ پس وجود کتبی وجودها آثار دارند تصویر، عکس، مجسمه، نوشته، شکل، حتی شکلهای هندسی آثار دارند شکلهای هندسی بعضیهایشان آثار مثبت میگذارند بعضیها آثار منفی میگذارند اینها خیلی مهم هست این را وجود کتبی میگویند.@ اگر اینها را خواستید در سیدی اسماء الله مفصل ده بیست ساعت توضیح دادیم که وجودهای کتبی، لفظی، تصدیقی، تصوری و چیزهایی که وجودی میشوند درون انسان و شخصیت انسان.@ در مورد خداوند تبارک و تعالی میفرماید که حرف بزنید در مورد خدا، اسمهایی که انتخاب میکنید روی شخصیتها واقعاً اثر دارد هم روی خود آن بچه اثر دارد هم در محیط خانه آن اسمی که گفته میشود اثر دارد لفظ و ذکر، روح از همه چیز آثار میپذیرد.@ چه کسی در مورد خداوند صحبت میکند؟ خوشش بیاید یک کسی دوست دارد هیئت برود روضه برود یکجا برود راجع به حضرت زهرا و امام حسین بگویند یکجا کلاس و جلسه برود نوع کتابهایی که یک نفر میخواند شخصیتش را کاملاً نشان میدهد.@ نوع فیلمهایی که علاقه دارد نوع سریالهایی که علاقه دارد نوع تئاتری که علاقه دارد ببیند نوع موسیقیهایی که انسان میخواهد بشنود همه چیز اینها نشان میدهد که این شخصیت الان در چه وضعیتی قرار دارد از نظر ساختار روحی و شخصیتی چه وضعیتی دارد.@ میگوید زیاد در مورد خدا با هم گفتگو کنید چون انسان یک بخشی دارد به نام فوق عقل که با خدا سنخیت داشت شما وقتی مدام راجع به خدا صحبت میکنید یواش یواش آن بخش عقلانی به مرور زمان غذا میگیرد این جذب میشود و آن بخش فوق عقلانی رشدش زیاد میشود.@ وقتی رشدش زیاد شد غلبه پیدا میکند به بخش عقلانی و باعث نمیشود که یک کسی که برود دانشگاه یا حوزه درس بخواند یا اطلاعاتی یکجا دارد اینها را در جهت خلاف استفاده کند همه مصیبتهای دنیا بواسطه دانشمندان در دنیا ایجاد میشود.@ جاهلان که فقط یک ابزار هستند در اختیار آنها، بمبها، مواد مخدرها، داروهای مخرب اینها همه توسط دانشمندان ساخته میشود دانشمندانی که علم و هوششان را فروختند به بخشهای پایینی و حیوانی خودشان، لذا این باعث تغذیه شخص میشود.@ شنیدن در مورد خداوند تبارک و تعالی، حالا شما وقتی یک نفر شش ماهش است شما از آن یک توقعی دارید یکسالش است یک توقع دارید دو سالش هست یک توقع دارید پنج سالش هست یک توقع دارید الان ما به یک بچه پنج ساله نمیگوییم که شما یک وزنه 50 کیلویی بزن توقعش توقع بجایی نیست.@ میگوییم این اینقدر جان ندارد اینقدر تغذیه نکرده که بدنش اینقدر رشد داشته باشد این باید غذا بخورد تا بدنش قوی بشود بعد بتواند 50 کیلو را بلند کند پروازهای انسانی برای کسی خوب است شما باید حوصله بکنید.@ اگر بچهتان غذایش کم است باید به او غذا بدهید مدام نگو چرا دخترم اینطوری شده پسرم اینطوری شده چرا شوهرم نماز نمیخواند چرا زنم اینطوری هست چرا خواهرم بیدینی و بیحجابی میکند این بنده خدا غذایش کم است نباید انسانها را تحقیر بکنیم و کوچک بشماریم حالا اینها در یک جهت ممکن است گناهی مرتکب شوند.@ آنوقت ما فکر کنیم که ما که آن گناهان را انجام نمیدهیم از آنها بهتر هستیم، نه ممکن است یک نفر در حجاب ضعیف باشد بنده در یک فحشای باطنی مثلاً در تکبر قوی باشم از آن خیلی بدتر هست ممکن است بدحجاب و بیحجاب باشد اما نعوذبالله زنا نکند.@ ولی من ممکن است یک غیبت بکنم هفتاد تا زنا داشته باشم پس این نشان میدهد که غذای من هم کم است من هم غذا نخوردم که میتوانم غیبت بکنم حالا آن غذا نخورده یک چیز را رعایت نمیکند من غذا نخوردم ده تا چیز را رعایت نمیکنم چون شخصیت اخلاقی یک نفر با شخصیت معنوی یک نفر فرق میکند.@ اینکه حضرت میفرماید زیاد ذکر خدا را بگویید یا در مورد خدا حرف بزنید اینطور نیست که ما زیاد بنشینیم فقط ذکر بگوییم، دو مسأله است ذکر خدا گفتن یک مسأله است در مورد خدا شنیدن یک مسأله دیگر است حضرت دارد یک باب بزرگی را به روی ما باز میکند گفتیم:@

خیلی وقتها انسان خودش حس ندارد با خدا ارتباط برقرار کند حس ندارد پرواز بکند نمیتواند ارتباط لفظی برقرار بکند از نماز و ذکر و حرم ممکن است لذت نبرد اما از شنیدن ممکن است لذت ببرد شنیدن در مورد محبوبش.@ پس ما اگر میزان عملمان و روابط خارجیمان با آسمان با خانواده آسمانیمان با امام زمان با خداوند ضعیف هست از جای دیگری که لذت میبریم باید غذا بخوریم و تغذیه کنیم زیاد بشنویم این شنیدن باعث میشود که شخص یواش یواش خوراکش را زیاد کند بعد در عمل قدرت برای عبادت، ارتباط پیدا میکند.@ پس یک جاهایی که ما دیدیم ضعیف هستیم شنیدنمان و فکرمان ضعیف بوده البته فکر فوقالعاده مهم است فکر انسان را میسازد شنیدن هم برای این هست که آدم را به فکر کردن وادار میکند پس خوراکمان را باید زیاد کنیم پس یک موقع هست انسان وقتی میشنود در روایت داریم ذاکر خداست.@ همان موقع که دارد میشنود اگر هیچ ذکری نگوید هیچ کاری هم نکند همین فقط بنشیند و بشنود یا بخواند همان موقع هم ذاکر است چون روح دارد از حالت چشم که میخواند یا از حالت گوش که در فکر میرود دارد غذا میخورد واقعاً غذاست.@ این نکته خیلی مهمی که ما داریم این هست که وجود ما از همه جهت تغذیه میشود غذا خوردنی که میگویند ما از دهان میگذاریم این فقط به درد سلولسازی میخورد یعنی فقط غذا در معده میرود و میخواهد یکسری سلول بسازد اما شخصیت انسان اینطوری نیست شخصیت انسان از همه قسمتها میخورد.@ یعنی از نظر معرفت نفسی چون بحثمان انسانشناسی است میگویم انسان یک دهان بزرگ به اندازه همه نظام خلقت است اصلاً همه چیز انسان دندان است، اگر بگوییم انسان چیست؟ انسان همه دهان است همه چیزش دریافت دارد.@ شما شنیدید میگویند فلانی یکطوری به من نگاه کرد انگار با چشمانش داشت من را میخورد پس چشم دهان دارد شما وقتی به یک تصویر نگاه میکنید وقتی میخواهید فیلم ببینید میخورید مثلاً کسی هست موسیقی حرام دوست ندارد یک فیلمی را دوست ندارد ولی در خانهای هست که بقیه این ادب را ندارند مجبور است رعایت بکند در میان آنها نشسته.@ ولی این وقتی نگاه میکند یا بشنود اصلاً گوشش خوشش نمیاید که بشنود یعنی در واقع روح از داخل بسته است جذبش نمیشود گناه هم اینطوری است گاهی وقتها انسان یک گناهی را انجام میدهد از درون بسیار متنفر است دریافت نمیکند.@ اینکه مؤمن گناهش هم پایش نوشته نمیشود چون لذتی از آن نمیبرد از این کار متنفر است ولی شوهرش یکطوری وادارش میکند که یک گناهی انجام بدهد زن شوهرش را وادار میکند پدر و مادر بچه را وادار میکنند.@ بچه پدر و مادر را وادار میکند میبینی که به شدت از این کار تنفر دارد خدا هم میبیند که این تنفر دارد پس این اصلاً دریافت نمیکند نخورده، نمیخورد، کشش ندارد، ولی یک کسی نه نگاه میکند با نگاهش میخورد و دریافت میکند و این روح یکسره میخورد برای همین هم وجود لفظی و کتبی مؤثر است.@ شما یک موقع نگاه میکنی به پرچم به عکس اولیاء خدا به عکس مقام معظم رهبری به عکس امام این نفس میخورد شما وقتی با لذت نگاه میکنی میخورد. به یک خبرنگار آمریکایی گفتن شخصیت شما را نشان میدهیم مثلاً رئیس جمهور و وزیر، شما چرا در تلویزیون آنجا عکس مقام معظم رهبری را نشان نمیدهید؟@ خبرنگار آمریکایی میگوید ما کلاً نهی شدیم از اینکه این عکسها را اینجا نشان بدهیم چون مردم به شدت تحت تأثیر نگاه ایشان قرار میگیرند شما ببینید آن موقع که پوتین رئیس جمهور روسیه آن موقع که رئیس جمهور بود دیدن آقا آمده بود وقتی برگشت گفت من اینجا مسیح را دیدم.@ دیدن اثر دارد وقتی یک چیزی را میبیند اثر دارد نگاه کردن به عالم، نگاه کردن به در خانه عالم، میگویند به در خانه عالم هم شما نگاه کنید عبادت است(النظر إلی وجه العالم عبادۀ) (النظر إلی باب العالم عبادۀ) نگاه کردن به پدر و مادر عبادت است، چرا نگاه کردن به پدر و مادر عبادت است؟@ چون انسان ولینعمت خودش را میبیند کانون محبت را میبیند انسان وقتی نگاه میکند به نعمتهای الهی با این یاد که او من را بزرگ کرده رنجها کشیده تا من را به اینجا رسانده پس این خوردن دارد انسان وقتی دارد به پدر و مادرش نگاه میکند دارد میخورد.@ در روایت داریم انسان وقتی که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند یا پدر و مادر با مهربانی به بچه نگاه کنند یا زن و شوهر با مهربانی به هم نگاه کنند خداوند این نگاه بامحبت باعث میشود که شخص بخورد وقتی که خورد یک چیزهایی از وجود انسان این خوردن خارج میکند این گناهان شماست.@ اصلاً نگاه کردن باعث آمرزش گناه میشود همین نگاه خوب و ارزشمند، به پدرت به مادرت، هر چیزی که دریافت میکند در روایت داریم همین که زن و شوهرش دستشان را با مهربانی میگیرند خداوند(تَساقَطَت ذُنُوبُهُما مِن خِلالِ أصابِعِهِمِا) از لای انگشتشان گناهانشان میریزد.@ زن و شوهر راه میروند در خانه کنار هم نشستند همین دست همدیگر را بگیرند انسان دست بچهاش را با مهربانی بگیرد دست پدرش را میگیرد با مهربانی، یک عزیزی که یک حسی نسبت به آن دارد با مهربانی میگیرد پس دست دارد میخورد، چه اتفاقی میافتد که روح آمرزیده و پاک میشود؟@ کاری نکردیم رفتیم دست همسرم را گرفتم دست پدر و مادرم را دست بچهام را گرفتم در روایت داریم خداوند وقتی که به انسان بچه میدهد بچه را هدیه میدهد پس انسان باید زیاد بچه را ببوسد، یک ارتباط لب است با صورت بچه، ولی یک اتفاقی در نفس انسان میافتد بوسیدن رحمت میاورد شباهت به اسم رحمان میاورد.@ انسان به رحمت میرسد پس انسان همه وجودش ظاهراً 32 دندان دارد ولی نه بینهایت دندان و دهان دارد حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل دائماً میخورد انسان دائماً دارد دریافت میکند یعنی اصلاً هیچ لحظهای از دریافت معاف نیست.@ رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیا بود جنین در هیچ لحظه از دریافت معاف نیست ما هم در رحم دوم که دنیاست دائماً داریم دریافت میکنیم با شنیدنها دریافت میکنیم شما الان یک چیزی میشنوی خیلی هم خوب است اثر خوبی میگذارد.@ خانه میروی مثلاً تلویزیون روشن میکنی خدای نکرده نعوذبالله انسان شبکه و تصویر بدی دارد آنها را نگاه میکند و میشنود، میبینی که آثار این شنیدهها خنثی میشود قساوت قلب میاورد دوباره میاید میشنود دوباره قوی میشود باز میرود با یک شنیدنی دیگر آن بخش را خراب و نابود میکند و از بین میبرد.@ پس فلسفهاش را توضیح بدهم همینطوری حدیث را نخوانیم و برویم فقهالحدیث خیلی مهم است که ما معرفت داشته باشیم که این روایت میخواهد چه بگوید. میگوید زیاد حرف نزنید در مورد چیزهایی غیر از خدا، شما دارید زیاد حرف میزنید ولی این زیاد حرف زدن یعنی دارید زیاد غذا میخورید با حرف زدن آدم میخورد(وصف العیش نصف العیش).@ حرف زدن آدم را تحریک میکند یک کسی که الان گرسنهاش هست شما بنشین راجع به کباب و گوشت و مرغ صحبت کن بین چه اتفاقی برایش میافتد؟ همین حرف به انسان حس میدهد، چرا اینقدر دوست دارد راجع به زمین و ساختمان و ویلا حرف بزند؟@ چون دارد میخورد حواسش نیست که دارد میخورد فکر میکند که دو ساعت رفتیم خانه باجناق نشستیم یکذره راجع به ماشین صحبت کردیم، اتفاقی نیافتاد حرف گناه نزدیم حرف بدی نزدیم راجع به ماشین و مرغ و خروس و گوشت و گوسفند و کریستال و پارچه صحبت کردیم این فکر میکند که هیچ اتفاقی نیفتاده.@ اصلاً اینطور نیست شما وقتی که راجع به چیزی مدام حرف میزنی داری دائماً میخوری یعنی از بس آشغال خورده ذائقهاش به هم میریزد بعد دیگر لذت نمیبرد. پس اینکه میگوید زیاد حرف نزنید چون شما راجع به هر چیزی که حرف بزنید در واقع دارید میخورید حالا فهمیدی چرا وقتی غیبت میکنی گوشت برادرت را میخوری در حالی که مرده است.@ قرآن میفرماید(وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ) شما وقتی که دارید غیبت میکنید واقعاً دارد انسان میخورد متوجه هم نمیشود وقتی تهمت میزند واقعاً دارد میخورد.@ وقتی بدگویی میکند وقتی فحش میدهد در واقع دارد دریافت میکند اما متوجه نیست دارد میخورد این شخصیت روح دارد بزرگ میشود ولی آلوده بزرگ میشود لذا اینکه میگوید زیاد حرف نزنید یعنی شما دارید میخورید.@ دیدنیها، شنیدنیها، حتی یک عطر، شما با یک عطر دارید میخورید اصلاً متوجه نیستید که این عطر را زدید خوردید، میگوید این عطر را زدم حالم خراب شد بعد عطر دیگری را میزنی میبینی چقدر حالت خوب شد نشاط گرفت اصلاً غمت رفت غم بدنت رفت غم روحت رفت آدم عطرش را هم باید درست انتخاب کند.@ اینطور نیست که هر کس به آدم یک عطر هدیه داد بگوید حالا این هدیه داده بزنمف ممکن است بزنی و حالت خراب شود حالا یک کسی دوست دارد به شما علاقه دارد الان یک جعبه شیرینی آورده حالا چون شیرینی آورده ما هم توجیه کنیم که حالا شیرینی آوردند بخوریم.@ مثل بعضیها هستند که شیرینی و قند برایشان ضرر دارد میروند مجلس امام حسین جعبه شیرینی را جلویش گرفتند چهارتا چهارتا میخورد میگوید تبرک است سر خودت را کلاه نگذار اگر تبرک هم هست یک تکه دهانت بگذار بگو تبرک است پنج تا کیک خورده پنج تا شیرینی خامهای خورده در مجلس امام حسین میگوید تبرک است سر خودمان را کلاه نگذاریم.@ پس دریافت از همه جهت هست عطر آوردن به تو دادند بله باید تشکر بکنی اما باید ببینی که اگر این عطر را بزنی چه اتفاقی میافتد، بزنم یا نزنم، اول ببین در روحیهات چه اثری میگذارد وقتی میزنی حسی که به تو دست میدهد بو کن ببین چه حسی به تو دست میدهد اگر نشاط، معنویت، یاد بهشت تو را میاندازد از این استفاده کن.@ البته یک عطری به شما هدیه میدهند میگویی این عطر چیست؟ میگوید این عطر کعبه است یعنی وقتی شما میزنی حس چه پیدا میکنی؟ این عطر حرم است آدم میزند اصلاً یاد حرم میافتد هیچ کس نمیتواند بگوید من گلاب استفاده کردم حالم بد شد.@ شما گلاب استفاده کنید شما را تا بهشت میبرد پس ما یکسره در حال خوردن هستیم و در خیابان اینطور نیست که بگویم رادیو را روشن کنم هر کانالی را زدم، نه هر کانالی بزنی میخوری باید ببینی که کدام کانال را باید بزنی یا چشمم را بیاندازم هر چیزی را نگاه کنم دوباره همین اتفاق میافتد.@ دائماً ما در حال خوردن هستیم پس راجع به هر چیزی انسان نباید حرف بزند راجع به هر چیزی حرف بزنی غیر از ذکر خدا، حالا چرا میگوید(بکثرۀ الکلام) زیاد حرف بزن(بذکر الله) در مورد خدا؟@ چون شما هر وقت راجع به امام حسین، حضرت زهرا، اولیاء الهی راجع به شهدا و قرآن و بهشت حرف میزنید در مورد بهشت میگویند هم حرف بزنید هم خیالبافی کنید، این خیالبافی چقدر ارزش دارد؟ چون انسان از طریق خیال هم میخورد.@ اتفاقاً آنقدری که انسان از طریق خیال میخورد از طریق کلام نمیخورد، تازه کلام برای چه خوراک میشود؟ چون بعداً به کجا میرسد؟ به خیال میرسد حالا یک کسی حرف نزند و خیال کند همین خیال خیلی قدرت میدهد انسان در خیالش دارد خوراک میخورد.@ الان شما بچهتان را کلاس زبان میفرستید کلاس زبان درس بخواند که زبان خوب است زبان یاد بگیرد ما جلسهای داریم با 400 تا از آموزشگاههای زبان مسئولین 400 آموزشگاه زبان که حدود 3000 تا استاد دارند و صد هزارتا دانشجوی زبان دارند.@ جلسه داریم که ما چکار کنیم این نوارها و کتابها یکطوری بشود چون زبان سکس مخفی دارد شما ظاهراً بچهات دارد زبان میخواند مثلاً ترم اول و دوم زبان خواند ولی یواش یواش میبینی که این دارد زبان میخواند و دارد بیحیا میشود دختر و پسر و زن و مرد بیحیا شد هیچ کاری هم با او نکردند.@ همان در متن زبان تصویرها و عکسها و نحوه مکالمات خودبهخود شخص را بیحیا میکند شما ساختار زبان عربی را ببینید الان شما دوتا آموزشگاه زبان را نگاه کنید چرا آنهایی که زبان عربی میخوانند وقتی در دانشکده نگاه میکنید یک بوی دیگری از آدمها و شخصیتهایش میاید و بروید دانشکده زبان را نگاه کنید شخصیتهایش چطور کسانی در میایند.@ بیشتر چطور آدمهایی هستند محصولش چه کسی بیرون میاید آموزشگاهها را شما نگاه کنید، هیچی نیست شما بنشین این سیدی زبان را گوش کن این کلاس زبان را برو ولی ته قضیه میبینی که منصور بن موسی شد نیم من بوق بن پشم پانزده، یعنی یک چیز دیگر از کار در میاید از اینطرف میرود زبان یاد بگیرد از آنطرف یکطور دیگر در میاید.@ اصلاً نمیتوانی به راحتی او را جمع کنی ظاهرش این هست چیزی نیست جشن تولد دوستش هست برود شرکت کند عزیز من این داخل میرود یک چیز دیگر در میاید، برود فلان جا و فلان دانشگاه درس بخواند دانشگاه میرود درس بخواند اما این هزارتا خوراک در آن محیط دارد میخورد سر کلاس میخورد با استادها میخورد.@ در محیط دانشگاه دارد یکسره میخورد ظاهرش این هست که یک ساعتهایی مثلاً یک دهم ساعتهایی که این وقت میگذارد درس میخواند اما نُه دهمش در محیط علمی آنجا دارد غذاهای دیگر میخورد ته قضیه اصلاً یک چیز دیگری شد ای کاش میرفت با این دیپلم یک جایی کار خدماتی میکرد خیلی بهتر بود تا این لیسانسش را گرفت.@ حالا مگر میشود این را به این راحتی درستش کرد اصلاً این قیافه داغون است هزارتا آسیب در محیط به او رسیده دیگر نمیشود این را جمع کرد جور در نمیاید پس این خیلی اهمیت دارد میگوید زیاد در مورد خدا حرف بزنید ذکر گفتن یک بحث است شنیدن یک بحث است خیال خدا را کردن یک بحث است.@ لذا امام سجاد(ع) در مناجات مریدین میگوید که چقدر شیرین است که من در خیال خودم به سمت تو حرکت کنم(بالأوهام) با وهم خودم حرکت کنم همین انسان بنشیند یا در رختخواب خوابیده، میبینی یک کسی در رختخواب میخوابد دارد میخورد اصلاً حواسش نیست که در رختخواب خوابیده دارد میخورد.@ زیر پتو میرود اما دائماً دارد میخورد با خیال میخورد با فکر میخورد یا از کسی کینه دارد با کسی دعوا میکند یا نسبت به آینده دارد شیطان حمله از جلو به او میکند در رختخواب خوابیده دلشورههای آینده دارد این روح را به شدت ضعیف میکند.@ غصهدارش میکند یا حمله چپ است یا حمله راست است بالأخره اذیت میکند یک کسی هم در رختخواب میرود میبینی اینقدر زیرک است که میخواهد در رختخواب برود قشنگ بلد است چطوری در رختخواب برود میداند اگر الان در رختخواب برود 20 دقیقه نیم ساعت طول میکشد بخوابد اصلاً مسلح به رختخواب میرود که اصلاً نتواند آسیب ببیند.@ یک چراغ خواب یک شمع بالای سرش میگذارد زیرک است یک کتاب خوب و قشنگ و آموزنده دستش میگیرد به پشت میخوابد کتاب را همینطوری میخواند حرفهای خیلی قشنگ یعنی دارد خوراکهای مثبت میخورد تا بعد هم میخوابد اتفاقاً میبینی حرفهای قشنگی دارد میخواند شب هم چقدر خوابهای قشنگی میبیند.@ همین نیم ساعتی که مطالعه کرد خوابهای خیلی خوبی میبیند یک موقع میبینی داستانهای بد و چیزهای بد میخواند یا میبیند بعد میخوابد، میبینی که خوابهایش بد است زیرکها اینطوری هستند زیرکها وقتی میروند یا تسبیح را با خودشان میبرند همین در خواب آنقدر تسبیح و ذکر میگوید این در رختخواب هم که هست دائماً در آغوش خداست.@ قرآن فرمود(الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِهِمْ) اینها وقتی در رختخواب هم میخوابند در آغوش خدا هستند ذکر میگوید یاد خدا میکند این دائماً دارد میخورد پس حالا یکدفعه میبینی که یک نفر از مجموعه یک ربع یک ربعهای رختخوابهایش که مثلاً در دو سال سه سال پنج سال این چقدر خوراکهای آشغال و کثیف و سرطانی خورده هیچ اتفاقی هم نیفتاده.@ نه با کسی بوده نه تلویزیون و فیلمی بوده ولی همین یک ربعهای رختخوابش تا خوابش ببرد تازه این یک ربعها ادامه پیدا میکند شما یک ربع را که انجام میدهی با این فکر کثیف آدم در رختخواب میرود و میخوابد بعد ادامهاش را شیطان میاید برایش تصویرسازی میکند.@ بعد صبح که بلند میشود میبیند که خیلی داغون شده و اذیت میشود برای همین میگویند شما وقتی میخواهید به رختخواب بروید این فلسفهها را ما ندانیم مهم نیست ندانیم مهم این هست که آدم ادب داشته باشد.@ بداند که وقتی معصوم و خدا دارد حرف میزند یک چیزی میداند میگوید میخواهید بخوابید وضو بگیرید بخوابید رو به قبله، برای اینکه به آدم شکل میدهد رختخواب پاک باشد آلوده و کثیف و نجس نباشد چقدر خوب است آدم اینها را رعایت کند همین آدم دراز بکشد حمد و سورهای بخواند آیۀالکرسی بخواند چهارقل بخواند استغفار بگوید.@ اینکه میگویند قبل از خواب قرآن بخوانید برای این هست که نفس دائماً در حال خوردن هست پس(وَ عَلَیکَ بِکَثرَۀَ الکَلام بِذِکرِ الله فَإنَّهُ یُحیِی القَلب) زیاد در مورد خدا حرف بزنید این حرف زدن قلب را زنده میکند بدن چی یک بدنی که در حال مردن هست به او خوارک میدهند.@ من یادم هست یک موقعی در جبهه دو سه روز همینطوری بیهوش بودم یک جایی افتاده بودم بعد از دو سه روز به هوش آمدم خودم که نفهمیدم که بیهوش بودم من را برده بودند در یک بهداری بعد فقط داشتم میشنیدم به هوش که آمدم دیدم این بهداری میگوید به این چیزی نرسیده بدنش با سرم حالش خوب نمیشود.@ داشت به دوستان ما میگفت که این مردنی است بعد خودش یکدفعه یک کاری کرد این سُرم را از دست من بیرون کشید و در دهانم کرد با شیشه در دهانم کرد گفت شاید این یکدفعه جذبش بشود یکطوری به هوش بیاد یکی دوتا سِرم زوری به من دادند خوردم به دوستان میگفتند بروید از این چادرها نمک و شکر پیدا کنید قاطی کنید به این بدهید شاید زنده بماند.@ بدن اگر غذا به آن نرسد میمیرد روح اگر غذا به آن نرسد میمیرد اگر روی سجاده نمیتوانی بروی اگر حوصله نماز و زیارت نداری نسبت به اسم معصوم حس نداری با خانواده آسمانیات ارتباط برقرار نمیتوانی بکنی.@ پرواز نداری خواب قشنگی نداری دلت پر نمیکشد به سمت حرم، قرآن انس نداری بخوانی تسبیح اصلاً بدت میاید دستت بگیری آدمهایی که معنوی هستند دوست نداری ببینی نه دوست داری خانهشان بروی نه دوست داری خانهتان بیایند نه دوست داری با آنها ارتباط داشته باشی غذایت کم شده آدم بدی نیستی ولی غذایت کم شده سوءتغذیه داری.@ الان یک کسی دکتر میرود این مثلاً ناخنهایش پوست پوست شده موهایش میریزد چشمهای ضعیف شده به او چه میگوید؟ میگوید غلط کردی مریض شدی؟ نه میگوید شما سوءتغذیه دارید به بدنتان نرسیدید این ویتامینها را بخور اینها را انجام بده ورزش کن این غذاها را بخور اگر غذا خوردی احیا میشود.@ اگر ما الان اینطوری نیستیم کم غذا هستیم باید غذا بخوریم چطور به بدنت میخواهی برسی روزی سه وعده غذای اصلی میخوری چند وعده هم هَلههوله میخوری چای و کیک و آبمیوه و میوه میخورد میگوید این بدنم قوی بشود خدا میگوید صبح بلند شو غذا بخور صبح و ظهر و عصر و مغرب و عشا غذا بخور.@ یک کسی که مرده است نماز را کوفتش میکند میخورد یعنی این هر چه نماز میخواند کینهاش از خدا بیشتر میشود حالش از نماز به هم میخورد اصلاً خوشش نمیاید نماز بخواند چون مثل اینکه این بخش خیلی سوءتغذیه دارد آدم وقتی سوءتغذیه داشته باشد غذا خوب به او بدهند راحت دریافت نمیکند.@ اینها که مدتها غذا نخوردند اول به آنها چه میدهند؟ مثل بچه غیر از شیر مادر یواش یواش چیزهایی مثل فرنی و سوپی میدهند تا یاد بگیرد آرام آرام غذای سفت و عالی را هم بتواند بخورد شما اگر به یک بچه شش ماهه یکدفعه کلهپاچه بدهی بخورد میمیرد به او آجیل بده بخورد این الان نمیتواند بخورد.@ لذا نماز را قرآن میفرماید(وَ إِنَّها لَكَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعِينَ) کمک بگیرید از نماز و صبر، اما غذایش سنگین است تا یک نفر بخواهد این غذا را هضم کند و با آن پرواز کند. بچه پس چرا نماز بخواند این که تازه مکلف شده؟@ این مکلف شده این از صورت نماز، سجده، اسم خدا غذاست و دارد غذا میخورد ولی به اندازه فهمش غذا میخورد ولی اینکه معراج بشود و برود با آن پرواز کند کار میبرد تا بتواند از این وسیله نقلیه استفاده کند شما بچهها را نگاه کنید شما چرا برای آنها ماشین کوکی و موبایل اسباببازی و عروسک میخرید؟ واقعی هم نیست.@ اما شما برای بچهات که عروسک میخواهد یک نینی دستش بدهید اصلاً جیغ میزند او را کنار میاندازد، نینی بهتر و نازتر است یا عروسک؟ نینی، ولی این الان نینی نمیخواهد این نمیتواند با این نینی صفا کند این بشود 18 سال 20 سال خودش با نینی خیلی صفا میکند.@ این الان عروسک میخواهد شما باید شکلش را به او بدهید یک عروسکی میخواهد که بتواند حرفهایش را گوش کند با او حرف بزند دست و پایش را تکان بدهد شما تفنگ واقعی دست بچه دو ساله بدهید این چکار میکند؟ با آن پدر و مادرش را میکُشد اسباببازی به او میدهید لذت میبرد ولی باید بدهی، میشود نداد؟@ نه باید به او بدهی پیغمبر هم که بچه بود بیشتر از این بازیها میکرد میگفت یکی از بازیهای من گِلبازی بوده یکی از بازیهای قشنگ پیغمبر گِلبازی میکرده که الان متأسفانه بچهها گِلبازی نمیکنند و این هم خیلی بد است که گِلبازی نمیکنند چون ما مدام میگوییم مریض میشوند دست نزنید.@ الان یک چیزهایی در خانه میاورند از این وسائل سفالی و خمیر هست بچه باید شکل درست کند بچه باید نقاشی کند اینها را خدا در ذات انسان گذاشته که خلق کند انسان چون خودش قرار است بعداً خالق بشود خداوند میگوید بهشتیان در بهشت هر چه بخواهند خودشان خلق میکنند به خدا نمیگویند که خدایا به ما بده خودشان مثل خدا شده.@ (عَبدی أطِعنی حَتّی أجعَلَکَ مِثلی إنّی إذا أرَدتُ شَیئَاً أقُولُ لَهُ کُن فَیَکُون) من هر وقت اراده کنم هر چه بشود خودم میگویم بشود میشود و امروز تو را قرار میدهم که هر وقت اراده بکنی و چیزی بگویی میشود انسان در بهشت میخواهد شبیه خدا بشود.@ پس از بچگی این باید تمرین بکند ولی این الان بچه است نمیتواند باید نقاشی کند خودش خلق کند مجسه درست کند گِلبازی کند مامانبازی بکند دیدید بعضیها ادا در میاورند و این برایشان خوب است این برای بچه خوب است چادر مادرش را سرش میکند میایستد نماز الکی بخواند ادای پدرش را در بیاورد نماز بخواند.@ حالا اگر پدر سیگاری باشد بچه هم ادای پدر سیگاری را در میاورد مادر بیحیا باشد بچه هم بیحیایی را تمرین میکند ماهواره ببینند بچه هم اینطور هست رقص در خانه باشد بچه رقاص میشود یکی هم نه آدمی هست که به آسمان میزند بچه هم یاد میگیرد که به آسمان بزند از پدر یاد میگیرد به آسمان میزند.@ خیلی وقتها هست بچهها از پدر و مادرها جلو میزنند پس این بحث معرفت نفسیاش فعلاً دستتان باشد که میگوید راجع به خدا زیاد حرف بزن لاث بزن این لاث زدنی که بعضیها میگویند با هم لاث میزنند در رفقا میگویند لاث عرفانی دارند میزنند.@ با خدا حرف بزن عشقبازی کن یا با خود یا دربارهاش، یا با امام زمان یا دربارهاش، یا با خانواده آسمانیات عُرضه داری خودت حرف بزنی دعای توسل میخواند مستقیم نشسته خدمت چهارده معصوم با آنها پنج دقیقه ده دقیقه حرف میزند.@ آدم اینقدر شرافت پیدا میکند که میگوید من اگر شش دقیقه هفت دقیقه با خانوادهام حرف نزنم مثل دانشجویی که مسافرت رفته میگوید مادر دلمان برایت تنگ میشود حالا درس داری درست است ولی روزی ده دقیقه به ما زنگ بزن صدایت را بشنویم.@ یک کسی که اصلاً صبح تا شب هوس خانواده آسمانیاش نمیکند نه هوس مادرش فاطمه زهرا را میکند نه هوس پدرش امیرالمؤمنین و پیغمبر را میکند این معلوم است خیلی بیوفاست یکی از اولیاء خدا ما خدمتشان میرسیم این مخاطبین خودش را اینطوری عاشق کرده تعقیبات که نمیخواند تا میگوید(إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ) صلوات را که میفرستد میگوید(اللهم إنی أسئلک و أتوجه إلیک بنبیک نبی الرحمۀ).@ شش دقیقه یک دعای توسل میخواند یعنی هر 30 ثانیه کمتر از 30 ثانیه چهارده معصوم را سلام میکند توسل و قدرتگیری، هر کس خدمت ایشان میاید عاشق چهارده معصوم میشود اینقدر ساده کرده حالا بعضی از مداحان این دعای توسل را آنقدر کش میدهند که به مردم وقتی میگویی دعای توسل رعشه آنها را میگیرد میگویی دعای کمیل فرار میکنند.@ الان آنجا میرویم سه ساعت میخواهند بخوانند آدم شش دقیقه حرف میزند آدم لذت میبرد در خانهاش هم نشسته دارد نماز میخواند میگوید شش دقیقه مفت است برویم یک روبوسی شش دقیقهای با چهارده معصوم بکنیم و بیاییم، برویم یک همآغوشی و معانقه و سلامی بکنیم و کمکی بگیریم و تخلیه بشویم و بیاییم.@ چقدر خوب است با خدا و اهل بیت، این مال تغذیه است باید غذا بخورید اگر حسش را غذایت هم ضعیف است دیگران را هم مذمت نکنیم غذا ضعیف است خودمان را هم همینطور، شیطان نیاید یکسره روی ما کار کند اگر شیطان آمد ما را به لجن کشاند که تو این هستی.@ به شیطان بگو من غذایم ضعیف است از این به بعد بیشتر غذا میخورم قوی میشوم پس خدا چقدر در حق ما لطف کرده پنج وعده نماز گذاشته نمازشب گذاشته میگوید بلند شوید غذا بخورید ولی من وقتی خودم را نمیشناسم حقیقت خودم را نمیدانم.@ فکر میکنم یک زن یا یک مرد هستم خودم را به عنوان یک انسان نمیشناسم یا به عنوان یک زن یا یک مرد میشناسم وقتی مسافرت میروم چقدر زشت است نماز چهار رکعتم دو رکعت میشود کلی خوشحال میشوم چقدر بد است آدم غذایش نصف بشود و خوشحال بشود غذای مادیاش حاضر نیست یک سیخ کبابش را دست کسی بدهد.@ یک تکه از مرغی که دارد میخورد حاضر نیست نصف ساندویچش را اگر بگویی به مادرت بده میگوید مادرم خودش برود غذا بخورد عزیزترین کسانش بگویند نصف غذایت را بده من بخورم میبینی در درونش ناراحت میشود چطور غذایت نصف شد ناراحت شدی میگویی خودشان بروند بخورند چطوری میشود آدم غذایش را از خدا کم بیاورد بعد خوشحال بشود؟@ چطوری میشود آدم از تعقیبات و اذان و اقامه بدش میاید و بخواهد فرار کند؟ چطوری میشود آدم از نمازش میدزدد؟ برای اینکه خودش را انسان نمیبیند عبادت را حق خودش نمیداند ما به جای اینکه بگوییم عبادت حق مسلم من است.@ من باید به عنوان یک انسان غذا بخورم و خدا همانطور که میوه و غذا برای جسم ما گذاشته برای روح ما هم غذا گذاشته ما اینطوری متأسفانه نگاه نمیکنیم لذا میبینید که خیلی هم اهل ذکر و تسبیح و حرم و مسجد و حسینیه نمیتوانیم برویم کار کنیم.@ خوش به حال آن کسی که از این چیزها لذت میبرد قدر خودتان را بدانید اگر از اینطور چیزها شنیدن و عمل کردن و گفتن و دیدنش لذت میبرید مژده باد به شما به حیات قلبتان، دلهایتان زنده است که حالا لذت میبرید اسم امام حسین و فاطمه زهرا میاید گریهتان میگیرد.@ اسم امام زمان میاید دلتنان تنگ میشود اسم امام رضا میاید حرم میروید دلتان تنگ میشود خیلی خوب است آدم دلش زنده باشد غذای انسانی بخورد اینها دل را زنده میکند پس میزان شخصیت یک انسان به میزان زنده بودن دلش هست و میزان زنده بودن دلش به میزان غذا خوردنش است.@ یکی از راههای غذا خوردن حرف زدن است حرف زدن در مورد چیزهایی که به معشوقمان، خانواده آسمانیمان مربوط هست هر چقدر بیشتر بشنوی و حرف بزنی و خیالپردازی بکنی رشدت هم زیادتر میشود.@ یک کسی آمد خدمت پیغمبر گفتند آقا این کسی که پشت سر شما نماز میخواند این یک جوانی هست که کلی هم گناه میکند لاابالی هم هست پیامبر فرمود(إنَّ صَلاتُهُ تَنهاهُ یَوماً ما) این نماز خواندنش یک روزی نجاتش میدهد.@ اگر گناه میکند عیب ندارد بگذار گناهش را بکند زورت که به او نمیرسد ولی نمازش را بخواند ولی ما نه، ما متأسفانه پل را پشت سر بعضیها خراب میکنیم اصلاً نماز نخوان این نماز قبول نیست مسجد نیا این نماز قبول نیست من نفرینت میکنم، زود آدمها را از غذا خوردن میاندازیم بعد این بیچاره دیگر غذا نمیخورد میمیرد.@ چکار داری که خانم در حرم هر طوری میاید حالا امر به معروف و نهی از منکر سر جای خودش، ما امر به معروف و نهی از منکر را بکنیم ولی یک موقعی یک کاری نکنیم که یک کسی غذایش قطع بشود اگر غذایش قطع بشود بنده خدا میمیرد آدمها را از غذا خوردن نیاندازیم.@ حالا این نشسته دارد با حرم با امام رضا صفا میکند یکدفعه میگوید خانم خانم، این دارد غذایش را میخورد وسط غذا خوردن که به کسی تذکر نمیدهند، امام رضا فرمود اگر من سر غذا صدایتان کردم بلند نشوید غذایتان را بخورید به خادمهایش فرمود.@ اینقدر غذا خوردن حرمت دارد غذا میخورد سر غذا مزاحم نشویم وقتی دارد غذای روحی میخورد مزاحم کسی نشویم بگذاریم غذایش را بخورد حالا اگر بخواهی بعداً به او تذکر بدهی امر به معروف و نهی از منکر بکنی.@ با مهربانی با خوش اخلاقی یکطوری که از غذا خوردن نیافتد نه اینکه از مسجد متنفر بشود از حرم بدش بیاید از متدینین بدش بیاید از هیئیتها بدشان بیاید این اصلاً چیز خوبی نیست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@