اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره بیماریهای قلب بود البته به مناسبت ماه محرم ما در جلسات گذشته هم گریزهایی داشتیم که البته آنها هم مربوط به همین بحث قلب بود و فاجعه عاشورا دلهای مریض و لقمههای حرام ایجاد کرد در مورد علائم سلامت قلب مفصل در جلسات گذشته مطالبی تقدیم شد.@ سلامت قلب تنها چیزی هست که انسان با خودش باید از دنیا ببرد چون تنها چیزی که اینجا به درد انسان میخورد یک دل سالم هست و دل سالم هم مثل بدن سالم تعریف دارد و تعاریف دل سالم را هم خدمت عزیزان عرض کردیم اگر یک دلی سالم باشد دل باید به اقتضای ذات خودش عمل بکند.@ مثل بدن سالم که اگر سالم باشد چشمش مثلاً با طول موج رابطه خوبی دارد گوش با فرکانس رابطه خوبی دارد ملموسات، محسوسات، غذاها چیزهایی را که باید با آنها به راحتی میتواند مطلوبهای هر بخشی با مطلوب خودش درست ارتباط برقرار بکند.@ ما وقتی که عینک میزنیم یا سمعک میگذاریم یا از دستگاههای کمکی استفاده میکنیم مثلاً باطری در قلبمان میگذاریم این نشان میدهد که آن بخش سلامت ندارد ضعیف شده هر کدامشان که نتوانند با مطلوب خودشان ارتباط برقرار بکنند این نشانه مرض هست.@ دل انسان هم همینطور هست اگر بتواند با معشوق خودش که ذاتش براساس حبّ او نهاده شده ارتباط داشته باشد ارتباط صمیمی و خوب این معلوم هست که سالم هست ذات انسان اینطوری بافته شده که شیفته خداوند تبارک و تعالی است عاشق خداوند تبارک و تعالی است و گزاره(لا اله الا الله) یک گزارش از وضعیت یک دل سالم هست.@ وقتی میگوید هیچ محبوبی معشوقی وجود ندارد مگر کمال مطلق این کمال مطلق که الله هست معشوق بخش جمادی ما نیست بدن ما معشوقش الله نیست خیال ما معشوقش الله نیست وهم ما معشوقش الله نیست عقل ما هم همینطور بلکه آن بخش فوق عقلانی ما دل ما هست که معشوقش الله هست و ما با وجود آن انسان هستیم.@ پس اگر انسان دلش سالم باشد شوق به الله دارد ذوق به الله دارد شوق به خلوت با الله دارد به ارتباط با الله دارد به ذکر او دارد به همنشینی با او دارد و هر کاری که الله را راضی میکند این علامت سلامت دل هست که امام(ع) از او سؤال کردند که قلب سلیم یعنی چی فرمود(اَلَّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ اَحَدٌ سِواه) وقتی به ملاقات خدا میرود چیزی جز الله در آن نباشد.@ مثل یک کسی که عاشق یک کسی هست و فقط همان را میخواهد آرامش نمیگیرد و به او فکر میکند تا وقتی به او نرسد آرام ندارد و وقتی به او رسید جز به غیر او فکر نمیکند این را دل سالم میگویند وقتی به خدا رسید حرکت دارد فعالیت دارد جز الله را نمیطلبد و جز الله را نمیخواهد.@ درباره ویژگیهای قلب سالم گفتیم که قلب سالم سه تا معشوق باید داشته باشد به ترتیب خداوند چهارده معصوم و جهاد در راه خدا اگر این سه چیز عزیزترین چیزهای زندگی انسان بود انسان دلش سالم هست و اگر نبود مریض هست و بیمار هست.@ گاهی وقتها انسان این حالت را از دست میدهد و دل او مریض میشود مثلاً عاشق یک کمال جمادی یا یک کمال نباتی یا یک کمال حیوانی میشود فهم و عقلش از دست میرود.@ روایتش از علی(ع) در مورد عشق میفرماید(مَن عَشِقَ شَیئاً اَعشا بَصَرَه وَ اَمرَضَ قَلبَه فَهُوَ یَنظُرُ بِعَینٍ غَیرَ صَحیحَه وَ یَسمَعُ بِاُذُنٍ غَیرِ سَمیعَه قَد خَرَقَتِ الشَهَواتُ عَقلَهُ وَ اَماتَتِ الدُنیا قَلبَه) کسی که عاشق یک چیزی میشود چشمش کور میشود و دلش بیمار میشود در نتیجه با چشمی مریض یعنی نادرست، عیبناک میبیند و با گوشی ناشنوا میشنود هر چه را به او بگویی یا هر چه را به او نشان بدهی نخواهد دید.@ هر چقدر تو به او بگویی معشوق حقیقی چه کسی هست و معشوق را به او نشان بدهی او نمیبیند و هر چقدر هم با او صحبت بکنی که معشوق کیست باز او نمیشنود.@ میگویند امام مجتبی(ع) مجنون را دید وقتی با مجنون در مورد ظلمهایی که به خودش شده صحبت کرد مجنون آخرش بعد از اینکه حضرت این همه مشکلات خودش را بیان کرد او به حضرت شکایت کرد از وضعیت دوریش از لیلی یعنی این همه حضرت داشته با او صحبت میکرده او اصلاً این مدت نمیشنیده.@ بنابراین سلامت قلب به این هست که تعادلش در این وضعیت باشد یعنی این مقیاس را باید آدم همیشه نگه دارد مثل سلامت بدن است که شما وقتی که دکتر میروید برای هر بخشی سلامتی دارد برای چشم شما یک مقیاس و ترازو دارد برای گوشتان همینطور.@ میگویند شنواییسنجی بیناییسنجی یعنی در همه آنها سنجش وجود دارد سنجش فشارخون، فشارخون را اندازه بگیرند ببیند چطوری هست نمک خون چربی خون فشارخون اوره الان دارد برای هر چیزی یک میزان سنجش درست میکنند.@ سنجش اینکه یک نفر درست زندگی کرده یا درست زندگی میکند و الان وضعیت مناسبی دارد این هست که ببیند در دلش لذات و معشوقهایش چه چیزهایی هست و چه چیزهایی را حاضر است به خاطر محبوب خودش فدا بکند چه چیزهایی را حاضر است از دست بدهد ولی رضای محبوب خودش را از دست ندهد.@ این خیلی اهمیت دارد که ما دائماً باید با این مقیاس عمل بکنیم و یکسره باید خودمان را با این میزان بسنجیم و زندگیمان را براساس این طراحی بکنیم خود خدایی که ما را خلق کرده میگوید شما سه تا محبوب باید داشته باشید نمیگوید چیزهای دیگر را دوست نداشته باشید.@ میگوید هر چیزی از دنیا میخواهید دوست داشته باشید دوست داشته باشید هشت تا مصداق هم زد پدران و بچهها و برادران و همسران و عشیره و مال و شغل و مسکن حالا مادران کنارش هست خواهران کنارش هست خدا نمیگوید آنها را دوست نداشته باشید میگوید آنها را دوست داشته باشید هر چقدر بیشتر بهتر هیچ اشکالی ندارد.@ ولی باید در رأس محبوبهای شما سه چیز باشد الله کمال مطلق اهل بیت بزرگترین مظاهر کمال مطلق هستند چون انسان نمیتواند بگوید من عاشق الله هستم عاشق اهل بیت نیستم چون اگر بخواهد کسی به سمت الله حرکت بکند باید از طریق کاملترین مظاهر الله برود.@ از مظاهر محدود و ناقص بخواهد برود هیچ وقت انسان به کامل نمیرسد به بینهایت نمیرسد و جهاد که جهاد را هم توضیح دادیم یعنی چی جهاد یعنی مبارزه با هر چیزی که نمیگذارد من و سایر انسانها به الله برسیم هر چیزی که مانع رسیدن انسان و سایر انسانها به الله باشد انسان باید با آن مبارزه و جهاد بکند چون دردناکترین پرغصهترین وضعیت انسان موقعی هست که انسان به الله نرسد به آرزوی خودش به معشوق خودش به اله خودش نرسد.@ لذا در روایت هم داریم جلسه آخر از خانواده آسمانی این روایت را خواندیم که مواظب باشید کثرت اشتغال شما به سرگرمیها خودتان را خیلی مشغول نکنید عمرتان را فانی نکنید در سرگرمیهای دنیا چون بدون رسیدن به آرزویتان از دنیا میروید آرزوی دل انسان الله است.@ حالا شما یک کسی را نگاه کنید به خیلی از آرزوهایش در دنیا نرسیده یک ازدواج موفق نداشته یا اگر داشته از دست داده پول ندارد فقیر است مستأجر است مریض است ولی موقع مردن وقتی فکر میکند که الله را دارد الله از او راضی هست عشقش الله هست این شخص کاملاً کامروا هست.@ اما شما نگاه کنید این یک ازدواج خوب داشته باشد فرزندان خوب داشته باشد همسر خوب داشته باشد خانه داشته باشد اتومبیل داشته باشد زمین داشته باشد املاک داشته باشد مشهور باشد موقع مردن میبینی خدا از او راضی نیست ببیند خانواده آسمانیش هم از او راضی نیستند هیچ کدام بالای سرش نمیایند.@ چون انسان آن لحظه که میخواهد از دنیا برود قبل از اینکه از دنیا برود خانواده آسمانیش جلویش هستند ظاهر میشوند یک کسی که افتاده در احتضار و نمیگوید شما هر چه میگویی بگو لا اله الا الله و صدایش در نمیاید این یعنی خانوادهاش هم بالای سرش متأسفانه نیستند.@ این چقدر خوب است که انسان لحظهای که میخواهد برود چشمش را باز کند ببیند پنج تن بالای سرش ایستادند ببیند همه چهارده معصوم بالای سرش هستند ببیند انبیاء و شهدا بالای سرش هستند.@ اما یک کسی که خودش را ذلیل یک کسی در دنیا کرد ذلیل یک عشق دنیایی کرد ذلیل یک خواسته دنیایی کرد یک کمال جمادی نباتی حیوانی کرد و الله را از دست داد خشم الله را بخرد این در واقع ناکام از دنیا رفته کامروا از دنیا نرفته این را باید بالای سرش بنویسند ناکام.@ نه یک کسی که ازدواج نکرده بالای سرش مینویسند جوان ناکام، کسی که ازدواج دنیایی نکرده میرود آنجا ازدواج آخرتی میکند بهترین همسران بهشتی آنجا در انتظارش هستند ناکام نیست ناکام کسی هست که از اینجا برود و خدا را درک نکند از اینجا برود چهارده معصوم بالای سرش و آنجا با او نباشند.@ به جای آنها مار و عقرب و عذاب و افعی و هیولا و چیزهای دیگر بیایند وسط این مجبور باشد با آنها زندگی بکند چیزی که در دنیا ده دقیقه پنج دقیقه یک دقیقه هم طاقتش را ندارد آنجا باید سالهای سال با اینها باشد قرنها باید با اینها باشد.@ پس ببینید علامت سلامت قلب را همیشه باید جلوی چشم ما باشد و یکسره هر وقت دیدیم دلمان دارد از آن زاویه فاصله میگیرد زاویه میگیرد با هدف اصلی دارد کج میشود باید زود با یاد خدا برگردانیم با توبه برگردانیم.@ یعنی بدانیم یک اتفاقی دارد میافتد یا یک اتفاقی افتاده که ما داریم از این زاویه از این هدف زاویه میگیریم فاصله میگیریم و پس بگردیم ببینیم چه چیزی میتواند دل ما را مریض میکند یا چه چیزی در دلمان آمده یک عشق دنیایی آمده یک عصبانیت آمده یا کینه آمده هر کدام از اینها بیاید قلب انسان را از الله دور میکند یک گناهی یا هر چیز دیگر.@ چند تا روایت بخوانم در مورد بعضی از عواملی که دل را بیمار میکند چون بحثمان مرض قلب بود بعضی از عوامل بیماری را عرض کنم از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(اِیّاکُم وَ المِراء وَ الخُصُومَه فَاِنَّهُما یُمرِضانِ القُلُوبَ عَلَی الاِخوان وَ یَنبُتُ عَلَیهِمَ النِفاق) دو تا از چیزهایی که خیلی خشن هست و خوب نیست مربوط به بخش غضب وجود انسان هست.@ یکی اینکه بگو مگو با همدیگر نکنید در زندگیتان مراء نداشته باشید در روایت داریم اینقدر این کار بد است که پیامبر فرمود من شفاعت نمیکنم پیغمبر رحمتی که ما را آن همه دوست دارد و گفته من شفاعت خودم را ذخیره کردم برای گناهان کبیره امتم در قیامت چه بسا یک شخصی که اهل زنا و دزدی و قمار و شراب باشد این گناهان کبیره اینطوری داشته باشد پیغمبر اینها را شفاعت بکند.@ ولی میفرماید کسی که اهل بگومگو هست را من شفاعت نمیکنم یعنی این کار اینقدر بد و زشت است که من این را شفاعت نمیکنم کار کار کثیف و خطرناکی هست ببینید چکار با دل انسان میکند که ما الان نمیدانیم اینقدر هست که انسان را از شفاعت پیغمبر محروم میکند.@ من یادم هست وقتی که سرطان گرفته بودم شیمیدرمانی میکردم دو سه تا بچه را آورده بودند حالا ما بزرگ بودیم شیمیدرمانی یا چیزهای دیگر اذیتمان میکرد ولی انسان وقتی فکر میکرد که این بچه 7 ـ 8 ساله 10 ساله سرطان گرفته این باید هم شیمیدرمانی را تحمل بکند هم اشعهدرمانی را تحمل بکند.@ بعد من سؤال کردم اینها چطوری سرطان گرفتند؟ گفتند اینها یک کارخانه رنگسازی بوده نزدیک محل زندگیشان، این اسپریهای رنگ را که دور میانداختند اینها میرفتند این اسپریها را میزدند استشمام میکردند بو میکردند و یک مدت با استشمام این اسپری رنگها در معرض اینها بچهها قرار گرفتند بدنشان هم کشش نداشته از این طریق یک دفعه سرطان گرفتند.@ گاهی وقتها آدم فکر میکند که اینها چکار کردند یک کسی میگوید آقا سیگار نکش قلیان نکش چیزهای مضر استفاده نکن سرطان دارد ولی این رفته همین عطر یا اسپری اینها را بو کردند یک مدت با اینها محشور بودند و بازی کردند سرطان گرفتند.@ ما بعضی وقتها نمیفهمیم که یک چیز چقدر میتواند مضر باشد خطرناک باشد چون الان هم در زندگیمان هم همینطور است الان یک نفر زنا بکند خیلی خودش ناراحت است خیلی هم توبه و استغفار دارد اگر یک کسی هم یک کار اینطوری بکند ما خیلی او را آدم بدی میدانیم آلوده باشد.@ یک کسی عادتاً هم این کار را انجام بدهد اصلاً کارش این باشد ما میگوییم اصلاً این آدم آدم ساقطی هست ولی یک نفر که نماز میخواند نماز شب میخواند روزه میگیرد حجاب دارد مکه میرود کربلا میرود خیلی آدم محترمی هست ولی غیبت میکند یک غیبتش معادل هفتاد تا زنا است.@ حالا شما ببینید یک آدمی که بدکاره است چقدر میتواند زنا بکند؟ میبینی در روز 40 دفعه غیبت میکند یک روز 40 دفعه غیبت میکند حرف ناروا میزند تهمت میزند نمیدانیم این با قلب چه میکند این وقتی میگویید هفتاد تا زنا یعنی این با قلب کاری میکند که هفتاد تا زنا نمیتواند آن کار را انجام بدهد.@ ولی ما این را الان متوجه نمیشویم احساس بیحیایی احساس بدی به ما دست نمیدهد ولی وقتی صورت خارجیش را قرآن میگوید که مثلاً انسان یک مرده را که افتاده برادرش هم هست مرده میچسبد با چنگ و دندان گوشت این را میکَند میخورد صورتش را شما نگاه بکنید میبینید چقدر خطرناک است خیلی زشتتر از صحنه زنا هست.@ چون زنا میگویند این در یک شهوتی قرار گرفته این کار را انجام داده ولی این کار چه لذتی میتواند داشته باشد که انسان اینقدر علاقمند باشد چون کسی که با لذت غیبت میکند مثل یک حیوان درندهای هست که شکار خودش را با لذت میخورد گوشت برادر و خواهر ایمانی خودش را با لذت بخورد.@ غیبتی که آدم میکند خوشش میاید حرف میزند پشت دیگران واقعاً از غیبت لذت میبرد این حالت اینطوری است ولی متوجه نیست این الان خباثت دارد چقدر این کار کثیف است متوجه نیست غیبتش را راحت میکند لذتش را هم راحت میبرد.@ تلفنی، حضوری راحت پشت سر دیگران حرف میزند اصلاً بدون اینکه دردش بیاید ناراحت بشود احساس فحشا بکند احساس منکرات بکند احساس بیآبرویی بکند ولی پیش خدا خیلی انسان بیآبرو میشود این شخص که زنا کرده را با توبه با یک عذاب کم ممکن است نجات پیدا بکند.@ اما این کسی که غیبت کرده این کسی که تهمت زده این کسی که گناه زبانی انجام میدهد این به راحتی اهل نجات نیست یکی از گناهانی که پیغمبر یعنی اثرش روی قلب اینقدر بد است که پیغمبر دیگر این را قابل شفاعت نمیداند قابل ترحم، رحمت، قابل نگاه کردن نمیداند این هست که انسان بگومگو بکند.@ زن و شوهر عروس و خانواده همسر داماد و خانواده همسر باجناقها، انسان با فک و فامیلهای خودش، با دوستان خودش مدام بخواهد جر و بحث بکند مدام بخواهد ثابت بکند که حق با خودش هست.@ پیغمبر فرمود اگر کسی بگومگو را ولو حق داشته باشد حق با او باشد ترک بکند من سه تا خانه در بهشت برای او تضمین میکنم یعنی با تنوع میتواند لذت ببرد از خانههایی که در بهشت دارد چقدر این کار ارزش دارد.@ پیغمبر میفرماید اگر کسی بگومگو را ترک بکند در حالی که حق با او هست من سه تا خانه در بهشت وسط و پایین و بالای بهشت، البته آنجا مثل اینجا نیست که پایین شهر و وسط شهر و بالای شهر داشته باشد.@ وقتی میگوید وسط و پایین و بالا یعنی سه جایی که خصوصیتهای متفاوت دارد بعضی چیزها هست وسط بهشت هست پایین بهشت نیست بعضی چیزها پایین بهشت هست وسط بهشت نیست بعضی چیزها بالای بهشت نیست.@ مثل اینکه شما یک مزرعه بزرگ دارید چیزهای بالا و پایین دارد شما یک مقدار از پایینش لذت میبرید چیزی که در پایین هست بالا وجود ندارد گاهی وقتها هم بالا لذتهای خاص خودش را دارد حتما تمرین بکنید ببینید چقدر این به نفع زندگی شماست و زندگی شما را شاد و آرام میکند.@ اینکه میگویند مؤمن زندگیش شاد و آرام است اصلاً میخواهید بفهمید یک نفر چقدر مؤمن است ببینید چقدر شاد و آرام است به خاطر اینکه مؤمن یکی از کارهای مهمی که انجام میدهد همین هست که در زندگیش حتی اگر حق با او هست کوتاه میاید سکوت میکند.@ این سکوت را که شما میتوانید بکنید و از موضوع رد بشوید و خیلی نخواهید دنبال اثبات این قضیه نباشید خیلی وقتها ما میگوییم ما اگر سکوت کنیم ذلیل و ضعیف میشویم آن طرف پررو میشود ولی خداوند اصلاً یک همچین کاری نمیکند.@ یعنی آن کسی هم که شما با سکوتتان جلویش ظاهراً کم آوردید و او این تصور را میکند خودش هم میفهمد که سکوت شما یک سکوت حقانی هست نه یک سکوت چون طرف وقتی بر شما غلبه میکند در باطن خودش میداند در ضمیر خودش و نهاد خودش میداند که حرفهایش حرف درستی نبوده.@ من یک جایی یک بنده خدایی همین کار را با من کرد چند بار خیلی حرفهای ناروایی زد هر کار خوبی که من برایش کرده بودم برعکس گفت بعد هر محبتی که به او شده بود هر ملاحظهای که شده بود هر کار خوبی که برایش شده بود همه را وارونه نگاه کرد من هیچی به او نگفتم اصلاً دفاع نکردم.@ چند وقت بعد خودش خیلی نادم و پشیمان آمد گفت شما هیچی به من نگفتید ولی من خودم میدانستم که هیچ کدام از آن حرفهایم صحت ندارد خودم میدانستم که دارم دروغ میگویم لذتی دارد لذت آن سه تا بهشت را خدا نمیگذارد شما نسیه ببرید آرامشش را در دنیا به شما میدهد لذتش را در همین دنیا خدا به شما میدهد این فوقالعاده دل انسان را آرام میکند.@ انسان وقتی میداند که بنا هست با کسی درگیر نشود بنا هست که جواب کسی را ندهد(رُبَّ کَلامٍ جَوابُهُ السُکُوت) علی(ع) فرمود چه بسیار کلامهایی که جوابشان سکوت هست(اِیّاکُم وَ المِراء وَ الخُصُومَه) از مراء و خصومت یعنی دشمنی کردن بپرهیزید(فَاِنَّهُما یُمرِضانِ القُلُوب عَلَی الاِخوان) زیرا این دو تا دلها را نسبت به برادران دینی مریض میکند.@ (وَ یَنبُتُ عَلَیهِمَ النِفاق) و از این دو تا صفت یعنی مراء و خصومت نفاق در میاید یعنی انسان دورو میشود چون انسان وقتی که در مقام دفاع از خودش هست ممکن است انواع و اقسام دروغها را هم بگوید صحنهسازی بکند شخصیتسازی بکند دروغ بگوید.@ یک سؤال ممکن است پیش بیاید اینکه چرا در اسلام برای زنا حد گذاشتند و برای غیبت نگذاشتند؟ زنا یک گناه بدنی است هم در دنیا و هم در آخرت عذابش کمتر از گناهان قلبی هست گناهان قلبی اینجا مقیاس ندارد.@ یعنی اینطور نیست که شما اگر این کار را کردی برایش ترازو و مقیاس بگذاری حدش را مشخص کردند گفتند این غیبت هست یا در دنیا باید جبرانش بکنی یا اگر نکردی مداویش میماند برای قبر و قیامت و آن سمت اما این گناهانی هست که انسان با حد پاک میشود یا با توبه انسان آن را پاک میکند و تمام میشود پی کارش میرود.@ اما گناهان قلبی جهنمشان فرق دارد با گناهان بدنی خیلی خطرناک است طول عذابشان هم اصلاً قابل مقایسه با طول عذاب گناهان بدنی نیست پس بیاییم تمرین بکنیم که این لذت را در زندگیمان ببریم خیلی وقتها افراد حرفهای ناروا میزنند.@ حتی ما در روایت هم داریم شما چه بسا به کسانی خیلی هم خوبی بکنید اما آنها جواب بدی بدهند ممکن است عروس خیلی خوبی هست ولی به او ظلم میکنند مظلوم است داماد خیلی خوبی هست به او توجه نمیکنند یا پدر مادر نادان بین بچهها فرق میگذارند این را در مرگ سیاه توضیح دادیم که مرگ سیاه یعنی اینکه قدر انسان را کسی نداند از بدترین نوعهای مرگ بود.@ ولی گفتیم هر مرگی که تلختر است حیاتش هم بیشتر است چیزی که به انسان میدهد خیلی ارزشش بیشتر هست کسانی که مرگ سیاه دائماً دارند در خانه و فامیل اینها از حیات بالاتری در آخرت و از قلب قویتری برخوردار هستند به شرط اینکه مرهم این قلب آسیبدیده خود کمال مطلق یعنی الله باشد.@ انسان به عشق الله بگوید خدایا خودت را عشق است اصلاً من کینهای از دیگران به دل نمیگیرم این کارهای اینها دل من را آلوده نمیکند بندگان تو هستند خواستی آنها را ببخش نخواستی نبخش هر کاری میخواهی بکن اصلاً من در مقابل تو در برابر تو چه کسی هستم که بخواهم حکمی برای بندگانت تعیین بکنم.@ چون اگر انتقام ما را خدا بگیرد میگیرد خدا هم انتقامش از انتقام ما سختتر هست اگر قرار باشد ببخشد ما چه کسی هستیم که به خدا بگوییم نبخش یک کسی به خدا میگوید خدایا من اصلاً خودت را میخواهم با خودت کار دارم با پیامبر و آل کار دارم اینقدر دلم را مشغول و معطل و آلوده نمیکنم که بخواهم معطل باشم تو چه کسی را چکار کردی.@ چون هر وقت شما از این حالتی که الان من میگویم میشوید و میگویید خدایا خودت، اصلاً با کسی کاری ندارم هر کاری میخواهی بکنی بکن هر طوری میخواهی رفتار بکنی رفتار کن این قیمتش و نزدیکیش پیش خدا خیلی بیشتر میشود این الله بیشتر دریافت میکند شبیه الله بیشتر میشود.@ بنابراین خیلی بد است آدم معطل باشد که بایستد ببیند خدا فلان کس را چکار میکند آی حوالهات به جدم، این خوب نیست که آدم حواله بکند نفرین بکند بایستد معطل باشد آهان دیدی به من بد کردی اینطوری شد آنطوری شد اصلاً آدم دلش را مشغول نکند وقتی مشغول نمیکنی سرعت شباهتت به خدا نزدیکیت به خدا به بهشت بیشتر میشود گناهانت هم خیلی سریع پاک میشود.@ آدم هم لازم دارد واقعاً در زندگی یک کسانی اذیتش بکنند چون ما به پاکی احتیاج داریم مگر شما دلاک لازم ندارید یک کسی کیسه بکشد لازم ندارید؟ ما حمام لازم داریم یا نداریم؟ میرویم آنجا یک کسی میایستد کیسه میکشد دردمان هم ممکن است بیاید ولی بالاخره آن کثافتهای بدن را میگیرد.@ بالاخره یک کسانی باید باشند که آدم را پاک کنند اذیتهایشان باید در زندگی ما باشد اگر آنها نباشند ما چطوری غفور بشویم چطوری رحمن بشویم چطوری جواد بشویم چطوری عفوّ بشویم چطوری مهربان بشویم چطوری اسمهای خدا را بگیریم شبیه خدا بشویم بالاخره باید یک کسی ما را شبیه خدا بکند شبیه خدا شدن که مفتی نیست.@ شما میخواهید شبیه یک استادی که دارد به شما خط یاد میدهد بشوید، چقدر طول دارد چقدر باید زحمت بکشید تا شبیه آن استاد بشوید میخواهد نقاشی یاد بدهد میخواهد آشپزی یاد بدهد تا شبیه به آن بشوی چقدر طول میکشد زحمت باید بکشیم شبیه استادی که مثلاً ورزش رزمی یاد میدهد استادی که ریاضیات یاد میدهد استادی که فیزیک یاد میدهد.@ حالا یک کسی میخواهد شبیه کمال مطلق بشود شبیه محمد آل محمد(ع) بشود به هر حال یک کسانی باید باشند که انسان را اذیت میکنند انسان هم باید با خوشی با آرامش تحمل بکند اینها را تا یواش یواش روحش شبیه خدا بشود شبیه پیامبر و آل بشود شبیه معشوقهای خودش و خانواده آسمانی خودش بشود این خیلی مهم است.@ پس ما قرار نیست در زندگی با آدمها خودمان را طرف بکنیم ما طرف معاملهمان هیچ انسانی نیست یک کسی خودش را با شوهرش طرف بکند شوهرش چکار کرد چکار نکرد جواب بدهد جواب ندهد مسابقه بگذارد رقابت بگذارد روی او را کم بکند او را آرام بکند با فرزندش با دخترش با پسرش با همسایهاش با کسان دیگر این آدمی هست که قیمت خودش را نمیداند.@ هر وقت طرف معاملهات قیمتی شد خودت هم قیمتی میشوی قیمت هر کسی به طرف معاملهاش هست ببینید وقتی دارید یک چیزی را میدهید به چه کسی دارید میدهید این خیلی مهم است دارد از من کم میشود دارد به من ضربه میخورد غیبتم میشود اذیتم میشود ببین این را داری به چه کسی میفروشی؟.@ یک کسی میگوید من اصلاً به کمتر از خدا نمیفروشم قیمتم کمتر از خدا نیست چرا خودم را به کمتر از خدا بفروشم مگر قیمت من کم است به کمتر از خدا نمیفروشم با خودش هم معامله میکنم لذا یک کسی میبینی شوهرداریش را به خدا میدهد اصلاً با هیچ کس معامله نمیکند.@ میبینی این در شوهرداری شوهر بد باشد خوب باشد هر چه باشد این اصلاً شکستی در او ندارد زنداریش را میفروشد به خداوند تبارک و تعالی، بچهداریش را میفروشد به خداوند تبارک و تعالی، کارهای اقتصادیش را با خداوند معامله میکند کارهای سیاسیش را با خدا معامله میکند عصبانی نمیشود ناراحت نمیشود.@ من یک موقعی این پسر من که کوچک بود خیلی علاقه داشت که مسجد برود مثلاً دو سه سالش بود این تا چهار پنج سالگی همینطوری بود اینقدر علاقه داشت که مسجد برود من یک موقعهایی که سر کار بودم این ظهر که میشد اذان که میگفتند بیتاب میشد اینقدر جیغ و داد میکرد که مادرش این را مسجد ببرد.@ بعد یک موقعی که مادرش برایش امکان نداشت این را ببرد اینقدر این بیتابی میکرد که من زنگ میزدم یکی از دوستانمان میگفتم فلانی برو خانه احمد را بردار ببر مسجد این مسجد نرود آرام نمیشود حالا شما نگاه کنید یک موقع دیدم من خودم به او میگفتم احمد برویم مسجد میگفت نه نمیایم دوست ندارم بیایم.@ بعداً فهمیدم یکی دو تا از این پیرمردهای مسجد این رفته بود آنجا با بداخلاقی سرش داد زده بودند این بچه را ترسانده بودند اصلاً اسم مسجد میامد این رعشه به جانش میافتاد یادش میافتاد که دو تا از این درندهها آنجا هستند آدم میخورند.@ مثلاً این متولی مسجد است اما اخلاق ندارد وحشی است نمیداند که باید با یک بچه چطوری حرف بزند نمیداند بچه سلامتش در این هست بچه ما سالهای سال از مسجد دور شد یک مسجد دیگر رفتم دیدم عجب چقدر سروصدای بچه در این مسجد میاید اصلاً از در که شما میرفتید انگار داخل پارک رفتید.@ بعد رفتم دیدم راستی پارک است وسط مسجد امام جماعت تاب گذاشت از این چیزهایی که میچرخند گذاشته شهربازی درست کرده این بچههای محل همه در مسجد میایند بازی میکنند صفا میکنند کیف میکنند بعد در مسجد میرفتی کیف میکردی انگار هتل بود بعد پذیراییشان بچهها جذب مسجد بودند.@ اصلاً عشقشان این بود که ظهر مغرب مسجد باز بشود اینها بریزند در حیات مسجد بروند مسجد موقع نماز هم میرفتند یک تعدادیشان سر تکبیر گفتن با همدیگر دعوا میکردند وقتی بزرگ هستی میفهمی که چقدر قشنگ است سروصدای بچهها در مسجد حتی موقع نماز.@ یکی از زیباییهای خلقت خدا این هست که همین صدای بچه را بشنود صدا جیغ داد فریاد شادی تفریح، دعوایشان حتی، این بچهها را جذب میکند دو تا نگاه مختلف هست یکی به خاطر حفظ مسجد و حرمت مسجد بچهها را فراری میدهد یکی بچهها را جذب میکند با حوصله، خیلی این دو تا رابطه با همدیگر فرق دارد.@ یک مسجدی بود نزدیک محل زندگیمان من سر نماز بودم داشتم نماز غفیله میخواندم بین دو نماز بود داشتند بستنی پخش میکردند بچهها سروصدا بیشتر میکنند این پیرمردی که بستنی را پخش میکرد خادم مسجد بود.@ اینقدر لذت بردم میگفت بچهها سروصدا نکنید ساکت باشید هر کس سروصدا بکند مجبور هستم دو تا بستنی به او بدهم بچهها هم خودشان خجالت میکشند چون میخواستند سروصدا کنند که دو تا بگیرند خودشان ساکت میشدند اینقدر شیرین.@ بعد من دیدم این تکبیر مسجد را بچه میگوید نماز غفیله یک بچه پنج ساله در مسجد میخواند خودش بچه میایستد در نماز جماعت نماز غفیله را بلند میخواند پیرمردها و کسانی که سواد ندارند با این بچه پنج ساله نماز میخوانند پذیراییها را دیدم چقدر این پیرمرد موفق است.@ تمام اعوان و انصارش یعنی تمام گردانندگان مسجد بچههای زیر 10 ساله هستند درود بر این پیرمرد چقدر موفق است با بچهها چقدر صمیمی بچهها از سر و کول این پیرمرد بالا میرفتند چقدر حوصله چقدر بهشتی چقدر خوب.@ آن پیرمرد این سروصدا را این چیزها را میفهمد باید با چه کسی معامله بکند میگوید اینها بندگان خدا بچهها باید اینجا بیایند باید بیایند همین جا بازی بکنند سروصدایشان را همین جا بکنند خودشان را در مسجد تخلیه بکنند ببینید نگاه چقدر فرق میکند.@ من وقتی میگویم من این اذیت را به خدا میفروشم قدرت آرامش شادی انبساط خود آدم آرامتر میشود بعضیها حوصله بچه خودشان را هم ندارند به همسرش میگوید زودتر خفهاش کن حوصله بچه خودش را ندارد اگر بچهاش سروصدا بکند.@ حالا اگر این بچه فلج بشود اگر سرطان بگیرد یک گوشهای بیفتد مدام غصه میخورد که چرا این بچه صدایش در نمیاید مثل بچههای دیگر نمیگردد اما اینقدر بیلیاقت است اگر این بچه بلند بشود سروصدا بکند حواست باشد سروصدای بچه.@ یعنی این سالم است میتواند جیغ بزند میتواند داد بزند میتواند فریاد بکشد میتواند اذیت بکند میتواند از دیوار صاف بالا برود میتواند بشکند حالا اگر علیل میشد یک گوشهای میافتاد خوشت میامد هر وقت ما یک چیزی را میبینیم که خلاف میلمان هست باید مثبتهایش را نگاه کنیم همیشه جنبههای مثبتش را فکر بکنیم.@ یک کسی هست در خانه من را اذیت میکند پس یک کسی هست که گناهان من پاک بشود یک کسی هست که من با بخشیدنش با ندید گرفتنش شبیه خدا بشوم حالا اگر یک کسی باشد همیشه به من محبت بکند من کجا بگردم یک کسی اذیتم بکند تا ببخشمش و اگر تجربه عفو کردن نداشته باشم پس چه موقع میخواهم شبیه خدا بشوم.@ یک کسی که همه دورش آدمهای مهربان ریختند و هیچ مشکلی ندارد ائمه را شما نگاه کنید خداوند در خانهشان زنش را میگذاشت که امام را میکشت پیغمبر خدا را نگاه کنید زنش را میگذاشت دائماً آزار روحی و روانی به او میداد اینطوری بودند.@ فاطمه زهرا را نگاه کنید زنان پیغمبر هر کدامشان یک هوو بودند برای حضرت زهرا، اذیت میکردند حالا نه اینکه هوو بد باشد بعضی هووها خوب هستند بهشتی هستند خود هوو یعنی یک کسی که انسان با آن میتواند تا آنطرف بهشت اوج بگیرد بعضیها هوو را تبدیل میکنند به جهنم برای خودشان، او که جهنمی نمیشود همین که تحمل ندارد حسود است جهنمی میشود.@ شما ببینید حضرت زهرا را چقدر اذیت کردند ائمه را چقدر اذیت کردند خود خانواده پیغمبر حضرت زهرا امیرالمؤمنین امام حسن امام حسین زنان پیغمبر فک و فامیلهای پیغمبر چقدر به اینها آزار دادند شما ببینید زن پیغمبر دستور میدهد امام حسن بدنش را تیرباران بکنند.@ بقیه هم باید بنشینند تحمل بکنند هیچی نگویند بایستند جنازه برادر را تیرباران بکنند ما اینطور چیزها را لازم داریم بنابراین نباید انسان آن جنبه منفی قضیه را نگاه کند همیشه باید جنبه مثبت را نگاه بکند گاهی وقتها دوست نداشتن افراد خیلی خوب است که عدهای ما را دوست نداشته باشند از ما بدشان بیاید انسان وقتی که میبیند یک کسی تحویلش نمیگیرد یک کسی دوستش ندارد یک کسی به سراغش نمیاید دلش راست میشود.@
آفت وجود انسان این هست که یکسره افرادی اطرافش باشند که دوستش داشته باشند و مشغولش بکنند و او از عشق خدا غافل بشود و محروم بشود خیلی بد است انسان وقتی میفهمد که بعضیها دوستش ندارند بعضیها محلش نمیگذارند آنوقت راحتتر میتواند بنشیند مناجات بخواند بگوید(یا حبیب من لا حبیب له) .@ ای محبوب کسی که محبوب ندارد محب کسی که محبی ندارد ای دوست کسی که دوستی ندارد(یا رفیق من لا رفیق له) ای رفیق کسی که رفیقی ندارد آدم راحت در بغل خدا میافتد ولی یک جایی که مدام تحویلش بگیرند خوش به حالش بشود دیگر اصلاً در بغل خدا نمیافتد در بغل خانواده آسمانیش نمیافتد.@ وقتی انسان محرومیت نکشد نمیافتد در جایی که باید بیفتد تازه آنهایی هم که محرومیت نمیکشند باید خیلی حواسشان باشد اوضاعشان خطرناک میشود آنهایی که محرومیت نمیکشند باید حواسشان باشد فریب این داراییها را نخورند اصلاً لوس نشوند فریب این داراییها را نخورند دلشان باید با خدا باشد.@ یک میلیون نفر هم بیایند بگویند فدایت بشویم قربانت برویم آدم باید اصلاً حواسش به این چیزها نباشد حواسش باید به این باشد که ببیند خدا دوستش دارد یا نه. آمد خدمت امام سجاد(ع) به حضرت عرض کرد(اِنّی اُحِبُکَ فِی الله) من تو را خیلی دوست دارم به خاطر اینکه تو رنگ و بوی خدا را داری به خاطر خدا خیلی دوست دارم.@ حضرت در سر خودش زد گفت خدایا من پناه میبرم به تو که مردم من را به خاطر تو دوست داشته باشند ولی تو از من خوشت نیاید تو از من بدت بیاید اصلاً برایش مهم نیست که چه کسی از او خوشش میاید برایش این مهم است که خدا خوشش بیاید و خدا بدش نیاید این خیلی مهم است.@ لذا یکی از بدترین گناهانی که انسان را از رحمت خدا از شفاعت رسول الله محروم میکند این هست که جلوی دهانش را نتواند نگه دارد عروسش را با یک کسی مقایسه میکند.@ دامادش را با یک کسی مقایسه میکند یک کسی عروسش خیلی بهتر از عروس این هست یک کاری میکند که حتماً او از چشم این بیفتد امتیاز کمتری بگیرد دنبال یک بهانه است که فتنهگری بکند دامادش پسرش چشم و همچشمیهای خانواده، شوهر این یکی خیلی بهتر از شوهر خودش هست یک چیزی میگوید که او را از چشم شوهرش بیندازد.@ حداقل در ظاهر امتیاز شوهر این را پایین بیاورد امتیاز مادرش را امتیاز پدرش را پایین بیاورد امتیاز دخترش را پایین بیاورد تعریف از بچههای خودش تعریف از خانهشان تعریف از ماشینش تعریف از لباسش اصلاً اینکه آدم این شهوتها را دارد غیبت با شهوت میکند اینها خیلی خطرناک است.@ همین چیزهایی که ما فکر نمیکنیم اینها فحشا و منکراتی باشد یا گناه باشد چون فرمود خداوند فواحش را حرام کرده چه فواحش ظاهر چه فواحش باطنی فحشای باطنی خیلی بدتر از فحشای ظاهری هست یک کسی که راحت میتواند پشت سر دیگران حرف بزند.@ شما میدانید این صحنه قیامتش میگوید خورشت سگهای جهنم است این یعنی همینطوری باطن این یک سگی هست که با شهوت میچسبد گوشت برادران دینی خودش را میخورد.@ یک تهمتی میزند یا یک حرفی میزند یا یک چیزی میگوید عیب میگیرد از دیگران، از قد طرف ایراد میگیرد از بزرگیش از کوتاهیش در ذوق دیگران میزند مقایسههای نیشدار میکند حرفهای نیشدار میزند.@ شوخیهای نیشدار میکند آبروی افراد را میبرد گذشته دیگران را به رخشان میکشد گذشته را یاد میکند مسخره میکند و میخندد اینها اصلاً قلب برایشان نمیماند اصلاً دل برای اینها نمیماند دعاهایشان هم بدرد نمیخورد ذکرهایشان هم به درد نمیخورد هیچ رشد و ترقی نمیکند در گناهان خیلی بحث گناهان زبانی از همه خطرناکتر است.@ لذا شما الان نگاه کنید ما هر چه جلو میرویم از این به بعد یکی از چیزهایی که در انواع و اقسام آفتهای قلبی نوشتند بحث زبان هست پس 1 ـ مراء نکنید جر و بحث نکنید مدام دنبال این نباشید که خودتان را ثابت کنید چیزهایی که مربوط به خودتان هست را ثابت کنید آنهایی که مربوط به خودتان هست را بهتر بدانید خصومت هم نداشته باشید.@ خصومت یعنی دشمنی کردن، مدام ببینیم لغزش چه کسی کجاست دعوا بکنیم جنگ بکنیم تذکر بدهیم داد بزنیم بعضیها روحیهشان همینطوری است مثل خروس جنگی همینطوری جنگی هست آماده جنگ آماده بگومگو آماده دهان به دهان گذاشتن اصلاً همیشه آماده دعوا هستند.@ همین دو بیشتر است یا سه تلفن را برمیدارد هر چه از دهانش در بیاید به طرف مقابل میگوید بلند میشود میرود خانه طرف آنجا آبرویش را میبرد اصلاً نمیتواند رد بشود این یعنی کسی که اصلاً به هیچ وجه از جهنم نمیتواند عبور بکند اصلاً شهوت جهنم دارد آدم بداخلاق اینطوری هست.@ در روایت داریم خداوند جنس حیوانات آنجا را از آتش قرار داده اینطور نیست که مار خنک خوشگل با پوست لطیف بیاید آدم را بزند، نه جنس مار و عقرب و اژدهایش از آتش است این ذات این آدم است این آدم به جهنم بیشتر علاقه دارد تا بهشت، از جهنم بیشتر لذت میبرد.@ یک کسی از وراجی از پرحرفی از غیبت کردن از تهمت زدن از ایراد گرفتن از نیش زدن از مسخره کردن از کوچک کردن دیگران از تحقیر کردن دیگران تا اینکه خودش را بهتر بداند و بالا ببرد از حسادت بیشتر لذت میبرد این معلوم است از جهنم بیشتر لذت میبرد اصلاً سنخش اینطوری شده این آدم جهنمپسند شده.@ از خوابهایش از افکارش از صبح که از خواب بلند میشود شما نگاه کنید چه چیزهایی در ذهن این میاید این دائماً یا در بیرون در حال دعوا و مخاصمه هست یا در درون خودش یکسره میبیند چند آدم هست میبینی دارد ظرف میشوید دارد حرف میزند در حمام هست دارد حرف میزند دارد جارو میکند دارد حرف میزند با یک نفر دارد دعوا میکند در اتومبیل نشسته دعوا میکند.@ لذا حضرت وقتی میگوید(اِیّاکم) یعنی مواظب باشید جهنم دارد این طرفها نیایید 1 ـ بگومگو با همدیگر نکنید چون بگومگو از هر گناهی کثیفتر است از هر گناه کبیرهای کثیفتر است آنقدر این بگومگو کردن کثیف است که انسان را از شفاعت پیامبر محروم میکند.@ چون مرگ حیات میاورد هر چه مرگ دردناکتر باشد حیاتی که انسان میگیرد بعدش بهتر هست اینها را در درسهای قبلی گفتیم مباحث قبلی را گوش کنید مرگ سبز مرگ سرخ مرگ سفید مرگ سیاه اینها را برگردید به آنجا که هر کدام یعنی چی.@ پس هر چیزی که دریافت میکند طبیعت ما را بیشتر اذیت میکند فطرت ما شکوفاتر میشود لذتش بالاتر میرود بنابراین کسی که حوصله ندارد که طبیعت خودش را اذیت بکند خودش را محدود بکند این فکر میکند آزاد است راحت است میگوید چیست این دین خدا مدام من را محدود میکند مدام حرام، واجب، من را محدود میکند.@ این متوجه نمیشود این منی که میگوید محدود میشوم یعنی حیوانیت من یعنی طبیعت من، اصلاً بخش انسانی ما با دین خدا محدود نمیشود بخش حیوانیمان چرا راست است یک کسی میگوید دین خدا من را محدود میکند من اگر بخواهم قوانین شرعی را رعایت بکنم باید دست از بعضی کارها بردارم بله درست است.@ ولی این کارهایی که خدا میگوید دست از آن بردارید همه چیزهایی هست که ما را محدود میکند خدا میگوید دست از چیزهایی بردارید که شما را محدود میکند و نمیگذارد به مطلق که من هستم و به بینهایت که من هستم برسید.@ هیچ کس نمیتواند، هر کس پیدا کرد بیاید یک نمونه به من بگوید که خدا یک چیزی را حرام کرده یا یک چیزی را واجب کرده آن چیز به نفع انسان است اگر حرامش کرده یا اگر واجبش کرده به ضرر انسان است اگر واجب کرده حتماً یک چیزی هست که من را شبیه خدا میکند بینهایت میکند.@ اگر هم حرام کرده حتماً یک چیزی هست که من را محدود میکند کوچکم میکند لهام میکند من را ریز نگه میدارد نمیگذارد پرواز بکنم برای انسان سنگینی میاورد نمیگذارد من اوج بگیرم و پرواز بکنم این دو تا خصوصیتی هست.@ (فَاِنَّهُما یُمرِضانِ القُلوب) دلها را مریض میکند قلبها را مریض میکند(وَ عَلَی الاِخوان) نسبت به دیگران مریض میکند یعنی قلبش نسبت به دیگران مریض است یعنی وقتی به دیگران نگاه میکند حضرت فرمود با دل سالم به دیگران نگاه نمیکند.@ یعنی همیشه بدبین است همیشه مریض است همیشه رفتارش تنش دارد سر سفره مینشیند پنج دقیقه با شوهرش دعوایش میشود سر سفره میشود در چند دقیقه با زنش دعوایش میشود با فرزندش دعوایش میشود با اطرافیانش دعوایش میشود مثل ترقه میماند دو دقیقه از او غافل بشوی میبینی منفجر میشود.@ بعضیها هم هستند آدم چند سال صدای اینها را بلند نمیشنود عصبانیت اینها را نمیبیند خشم اینها را نمیبیند. یک موقعی یک خانمی پیش من آمد خیلی خانم بزرگی هم بود از نظر معنوی و روحی دیدم ناراحت بود گفت که بعد از سالها امروز شوهرم یکبار عصبانی شد اصلاً من هیچ وقت فکر نمیکردم یک موجود به این فرشتهای در قاموس این یک چیزی به اسم عصبانیت بیاید.@ بله(اَلجَوادُ قَد یَکبُوا) در روایت داریم شخص حلیم هم ممکن است یک موقعی عصبی بشود بهترین اسبها در روایت داریم گاهی وقتها ممکن است صاحبش را زمین بزند این دلیل نمیشود که اگر اینطوری شد بد باشد بعد من به آن خانم گفتم حالا راستش را بگو تو که تقوا داری دروغ هم که نمیگویی بگو ببینم شوهرت عصبانی شد برای یک کار حق بود یا برای یک کار باطل بود؟.@ گفت نه برای یک کار حق عصبانی شد، گفتم چی؟ گفت من یک گناهی از من سر زد خیلی حوصله کرد مدتها تحمل کرد و مدام یک طوری ردش میکرد یک طوری به من میگفت ولی یک موقعی من لجبازی کردم و او صدایش را بلند کرد که من را ساکت بکند و نگذارد که من دیگر تکرار بکنم.@ گفتم عصبانیت حق هیچ اشکالی ندارد یک موقع هست انسان برای حق عصبانی میشود خاک بر سر کسی که برای دنیا ناراحت میشود در روایت داریم(مَن بَکی عَلَی الدُنیا فَهُوَ فِی النّار) کسی که برای دنیا گریه میکند جهنمی است قیمت تو خداست دنیا که نیست بتواند تو را به هم بریزد بتواند عصبانیت بکند بتواند لهات بکند.@ چرا فلانی من را تحویل نگرفت چرا فلانی خواستگاریم نیامد چرا با من قهر کرد چرا این حرف تلخ را به من زد چرا قدرم را ندانستند. دیروز من یک صحنه تصادفی را دیدم تصادف خیلی بدی بود یک بنده خدایی تصادف کرده بود مقصر هم بود.@ این آمد پایین زده بود به چند تا ماشین خودش خیلی راحت رفت از بقیه معذرتخواهی کرد بعد آنها چقدر ناز بودند گفتند آقا عیبی ندارد فدای سرت، چند تا بودند ماشینهایشان هم خیلی داغون شده بود عجب آدمهای بهشتی.@ خدا ان شاءالله به جان نزند مال ارزش ندارد عیبی ندارد آقا در هوای سرد میایستیم ان شاءالله درست میشود من ایستاده بودم به این آدمهای بهشتی نگاه میکردم پلیس هم آمد او هم چقدر ناز پلیس خوشاخلاق مهربان خیلی مؤدب اینها را جمع و جور کرد.@ آن آدمها هم چقدر بهشتی بودند مقصر یک طرف آنهایی که به آنها صدمه خورده بود یک طرف، انگار که چند تا برادر خیلی مهربان خیلی شیرین، بعضی وقتها سپر به سپر میشوند میایند بیرون به همدیگر فحش میکشند دعوا میکنند یقه به یقه میشوند سر اینکه ماشین من اینجایش اینطوری شد تقصیر تو بود.@ (مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) هر کس گریه کند به دنیا جهنمی میشود قیمت خودت را بشناس ارزش خودت را بشناس ببین قیمتت چیست کوچک شدی هر وقت چیزی خواست تو را به گریه بیندازد نگاه کن ببین قیمتت را هم پایین میاورد یا نه وقتی نگاه میکنی میبینی بله این چیز دارد من را به لجن میکشد خیلی کوچک است خیلی ریز است من چرا باید برای آن گریه کنم.@ اما اگر گفتی(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) تا گفتی من که مال خدا هستم قرار است پیش خدا بروم اینها که مال من نمیماند من هم برای اینها نمیمانم حضرت فرمود رغبت کردن در چیزی که نه تو برای آن میمانی و نه آن برای تو میماند از بزرگترین درجات جهل است نادانی است.@ وقتی قرار است تو برایش نمانی آن هم برای تو نماند جهل است چقدر این آیه قشنگ است چقدر دل آدم را شاد و آرام میکند میگوید من نه مال کسی هستم نه مال چیزی هستم نه چیزی دارم من هستم و خدا، قرار است با خدا زندگی بکنیم الحمدلله با کمتر از خدا نمیخواهیم زندگی کنیم.@ اگر خدا ما را به کمتر از خودش میداد چقدر حسرت میخوردیم اگر به کمتر از محمد و آل محمد میداد چی؟ ما خیلی نادانی میکنیم خدا میگوید قیمتت من هستم اصل به کمتر غصه نخور من با تو هستم تنهایت نمیگذارم خانواده آسمانیت هم اینها هستند دوستشان داشته باش با اینها باش.@ با اینها تا من خدا زنده هستم قرار است با اینها در بهشت باشی در رحمت من در تمام آرزوهایت برای چی دیگر غصه میخوری برای چی ناراحت میشوی برای چی دعوا خصومت حسادت تحقیر، فحش، سبک کردن دیگران، به رخ کشیدن ضعفها و عیبهایشان برای چی دعوا و غصه و جر و بحث کردن با همدیگر خصومت و دشمنی نکنید.@ حتی اگر ثابت هم بشود حق با توست تو پیروز هم بشوی شکست خوردی کسی که در خصومت در بگومگو پیروز شده در واقع شکست خورده اصلاً امتیاز خوبی نیست. وقتی یک چیزی پیروزیش هم شکست است آدم برای چه خودش را بیندازد در معرض یک همچین چیزی.@ چقدر شیرین است این ذکر را همیشه بگویید یکی اینکه(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) داخل جهنم میشوید برای دنیا گریه نکنید دنیا خیلی کوچکتر از آن هست که یک انسانی که قیمتش خداست کوچکش بکند.@ 2 ـ این ذکر آرامبخش را با تسبیح بگویید هر کس میخواهد روحش آرام بشود قرص نخورد میخواهد تحقیر نشود میخواهد عزیز باشد میخواهد زندگیش شاد باشد بعد از نماز صد مرتبه بگوید(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) این از ذکرهای خیلی زیبا و قشنگی هست که خیلی آدم را قوی میکند هر وقت غصه و بلایی سراغ دل انسان میاید.@ در روایت داریم کسی که شکایت بکند از مصیبتی که به او نازل شده در واقع از پروردگارش دارد شکایت میکند بنشین این مژده بزرگ را که خدا به تو داده به خودت بده خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی را همیشه این ذکر را به ما میگفت«این نیز بگذرد» فارسی بگویید صد مرتبه بگویید تمام میشود.@ مگر الان تمام نشده خیلی از من و شما نشستیم دیگه سوم و سال آخر و دو سال آخر عمرمان هستیم چیزی نمانده تمام شد بیشترش رد شده اگر فرمود متوسط عمر من 60 سال است ببینید چند نفر الان نزدیک شدند به سوت پایان آدم یک کاری بکند که وقتی آنطرف رفت شاد برود.@ نه اینکه بنشینی حرص و جوش بخوری اعصاب خودت را خورد بکنی مدام له بشوی غصه این چیزها را بخوری بالاخره میگذرد این همه چیزهای دنیا کریستال نازنینم شکست لباسم تازه خریده بود کفشم را تازه خریدم دزد برد یک کسی آمده بود حرم به من میگفت استاد من دیگر توبه کنم حرم بیایم آمدم اینجا پولم را زدند.@ گفتم پولت را زدند دوستت داشتند زدند میخواستند اینجا یک هدیه به تو بدهند آدم چقدر خوب است برود دیدار معشوقش، معشوق هم ببیند که این عاشقش بوده اینجا آمده و به عشق این آمده و یک چیزی هم پرداخت کرده چقدر قشنگ میشود ما بد میبینیم.@ کفشم را بردند یک جفت کفش حالا نیمه کاره است نصف است نو است غیر نو است این را به حضرت عبدالعظیم هدیه نکنیم به چه کسی هدیه بکنیم حضرت عبدالعظیم کفشهایت را خرید بد است؟ بعداً جای این کفشها چه چیزی به تو میدهند خیلی چیزها میدهند آدم خوش به حالش میشود برود مسجد کفشهایش را بدزدند برود حرم جیبش را بزنند خیلی خوب است آدم برود حرم جیبش را بزنند.@ استاد ما میفرمود من کنار ضریح اباالفضل ایستاده بودم بعد دیدم یک کسی دست کرد در جیبم، گفت به اباالفضل گفتم آقا گفتند هر کس بیاید در حرم شما گناه بکند سوسک میشود و خشک میشود مثل اینکه تو خیال نداری این را سوسک بکنی پس تو اگر راضی هستی این جیب من را بزند من هم اصلاً مچش را نمیگیرم.@ گفت همینطوری ایستادم با ضریح ور رفتم تا این کار خودش را کرد و رفت اگر قرار است برود چه اشکالی دارد آدم پولش را در حرم امام رضا ببرند خیلی خوب است بچهاش گم شده بود ولی چند ساعت بعد هم پیدا شد ولی خیلی بد بود گفت عجب غلطی کردم حرم آمدم آدم چقدر ریز و کوچک میشود چقدر بیارزش میشود.@ خدا را شکر بالاخره ما آمدیم حرم یک اضطرابی به ما رسید یک سختی به ما رسید در راه معشوق، معشوق دارد میبیند تو داری برایش یک چیزهایی را پرداخت میکنی از در خانه راه میافتی تا بیایی در حرم حضرت همه را میبیند گرمایش سرمایش بیخوابیش اذیتش درد گرفتنش، پول خرج کردنش، همه را دارد میبیند چقدر هم خوب است ما اینقدر بیسلیقه هستیم.@ پس غصه خوردن جیغ کشیدن داد زدن تحقیر کردن نفرین کردن به خاطر دنیا نفرین میکند شوهرش را نفرین میکند زنش را نفرین میکند بچهاش را نفرین میکند این خیلی خطرناک است گاهی وقتها آدم میخواهد بیاید یک چیزی را در دنیا حفظ بکند هزار تا چیز را از دست میدهد.@ یک دختر پسری را بعد از سالها من به هم رسانده بودم امروز دیدم دعوا شده دختر زنگ میزند گریه، پسر زنگ میزند گریه، گفتم چه شده؟ مثلاً یک چیز خیلی ساده مثلاً من یک سفر میخواستم بروم زنگ زدم به دختر گفتم تو هم با من بیا سفر، دختر هم زنگ زده به پدرش گفته که فلانی میگوید من بروم سفر، گفته برو.@ پسر سرش شلوغ بوده بنده خدا مسئولیت داشته کار داشته گرفتار بوده نتوانسته به پدرزن زنگ بزند زنگ زده به تلفنش جواب نداده پدرزن گرفتار بوده حالا در یک وضعیتی بوده چند بار زنگ زده جواب نداده این زندگی را سیاه کرده به اینها که نه باید طلاق بگیری این پررو است از من اجازه نگرفته که تو را ببرد تو که یکبار به دخترت اجازه دادی او هم زنگ زده عذرخواهی کرده زنگ زده عذرخواهی را هم نپذیرفته.@ در روایت داریم پیغمبر فرمود هیچ کس به گناهی بزرگتر از اینکه عذر دیگران را نمیپذیرد، به حضرت گفتند آقا بدترین بدها چه کسانی هستند از همه بدتر؟ گفت کسی که عذر دیگران را قبول نمیکند هر وقت یک کسی از او عذری میخواهد که جهنم خاموش بشود میگوید نه دروغ میگویی مدام مچ طرف را میخواهد بگیرد.@ میگوید این آدم آدم خیلی بدبختی هست خیلی گرفتار است که مدام جهنم درست میکند مدام در کار دیگران ریز و خورد میشوند خیلی این خصوصیت بد است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@