أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره دل بود این جلسه را به پاکی دل، طهارت قلب میپردازیم وقتی میگوییم پاکی باید ببینیم منظور از پاکی دل چیست دل چه موقع پاک است چه موقع آلوده و ناپاک هست ما چون قبلاً گفتیم انسان سه مرحله حیات دارد.@ در مرحله اول ما همه پیش خدا بودیم و نزد حق تعالی بودیم در عالم قدس و پاکی نهایت پاکی و قدس را ما داشتیم وقتی آمدیم به بدن تعلق گرفتیم و بدندار شدیم و جنسیت پیدا کردیم نر و مادگی، مؤنث و مذکر، زن و مردی پیدا کردیم این شروع آلودگی ما هست به ماده.@ یعنی آن روح پاک که از عالم قدس هست از عالم اله آمده و روح خداست که در انسان دمیده شده فرمود(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسان دمیدم ما دمش الهی هستیم روح خدا هستیم که در نهایت پاکی بودیم وقتی انسان به طبیعت میاید همین آلوده ماده و طبیعت که میشود گرفتار میشود بند به بدن میشود.@ یعنی من که پاک هستم من که روح خدا هستم حالا تعلق گرفتم به یک بدن که این بدن میتواند منشأ آلودگیها باشد مثلاً این بدن من یک بدن مردانه است یا یک بدن زنانه است میتواند با کششهای مردانه یا زنانه من را به چیزهایی سرگرم و آلوده بکند که از عالم خودم و از آن محبوب خودم اله خودم معشوق خودم کمال خودم و هدف خلقت دور بشوم.@ چون گفتیم که بدن جزء وجود ما نیست انسان نه زن هست و نه مرد، بدن داشتن جزء کمالات حیوانی ما هست تعلقات دنیایی ما هست بنابراین من باید حواسم باشد که حقیقت من غیر از بدن من هست و غیر از جنبه جنسی من، زنانگی من و یا مردانگی من هست.@ استفاده درست از جنسیتم چه زنانگی چه مردانگی میتواند کمک کند به طهارت دل من، میتواند کمک کند به اینکه من برگردم به آن پاکی اولیهای که داشتم اما خود این جنسیت اگر با آن معامله بد بکنم میتواند منشأ ناپاکیها و آلودگیها باشد اساساً کمالاتی که دون من هست پایینتر از من هست میتواند من را به آن مرحله آلوده و گرفتار بکند.@ شما یک موقعی در زندگی به کسی یا به خودتان میگویید مثلاً این کار شأن تو نیست برازنده تو نیست یعنی شما یک شأن و حدی داری که اگر به کاری بپردازی یا یک کلمهای را به دهانت بیاوری یا عملی یا فکری در ذهنت بیاید خودت میفهمی که این فکر فکر تو نیست.@ این فکر فکر آلودهای بود فکر خوبی نبود این عمل عمل خوبی نبود این رفتار رفتار خوبی نبود خودت میگویی در شأن من نیست ممکن است دیگران بزنند هیچ عیبی نداشته باشد و آنها حدشان اینقدر هست مثلاً یک بچه برای غذا گریه بکند سر شکلات و کیک ممکن است با بچهای دعوا بکند بچه است ما از بچه عیب نمیگیریم.@ نمیگوییم عجب بچه خبیث و ناجنسی است چون این حدش اینقدر است حالا اگر دعوا کرد یک حرفی هم زد و دعوایش شد مثلاً بچهها سر عروسک دعوایشان میشود هیچ عیبی نمیگیریم، اما اگر یک آدم بزرگتر این کار را بکند میگوییم این دون شأن تو بود یعنی شأن تو این نبود که این علایق را داشته باشی و بخواهی بخاطرش حرص و جوش بخوری.@ پس این مسأله نفخه الهی، حد خودمان و قیمت خودمان باید دستمان باشد در انسانشناسی قبلاً توضیح دادیم اگر انسان قیمت خودش را نداند خودش را مفت میفروشد بحث انسانشناسی برای این هست که ما حدود و قیمت خودمان را بشناسیم بیخود در چیزهایی که شأن ما نیست قیمت ما نیست سرمایهگذاری نکنیم.@ چون هر چه سرمایهگذاری کنی در چیزی که پایینتر از خودت است باختی ظاهراً ممکن است مردم بگویند خوش به حالش بهبه، ولی باطناً چون به قیمت نیست ما باختیم و ضرر کردیم و در حرکت به سمت ابدیت از اول مرگ به آنطرف در منازل آخرت معلوم میشود که اینطرف ممکن است زندگیاش مورد غبطه خیلیها باشد.@ ولی خودش واقعاً هیچی ندارد چیزی به درد آنجا شرائط برزخ و قیامت و بعد از قیامت میبینی چیز به درد بخوری ندارد مشتش خالی است هیچ ثروتی ندارد هیچ نامه ثقیلی ندارد نامه عملش سنگین نیست.@ مثل یک بچهای که در رحم مادر خیلی کار کرده زحمت زیاد کشیده تحولات جنینی بوده انجام داده رشد کرده وقتی متولد میشود میبینیم که این یک تکه گوشت است نه دست و پا و سر آورده آن چیزهایی که به درد میخورد را نیاورده ولی رشد کرده این رشد به درد نمیخورد یک رشد پفکی و کاذب و توهمی و خیالی هست رشد حقیقی نیست دارایی نیست این به دردش نمیخورد.@ یعنی منطبق با شرائط زیستی آخرت نیست منطبق با کمال انسانی نیست بنابراین این را انسان باید دقت بکند که من قبلاً کجا بودم الان کجا هستم و قرار است کجا بروم تا بتواند مسأله طهارت را برای خودش حل بکند مسأله طهارت یک بحث مبسوطی است خیلی نمیتوانیم به آن بپردازیم فقط کلیات را عرض میکنم.@ وقتی که به قرآن مراجعه میکنیم آن چیزی که انسان دلش باید به آن تعلق داشته باشد دقیقاً مشخص کرده آورده روی قاعده حب و محبت، آنجا بیان کرده که ما باید به چه چیزهایی علاقه داشته باشیم اساساً شروع پاکی و آلودگی از کجا میاید؟@ در بدن از کجا میاید میگوییم این بدن پاک است یا بدن نجس و آلوده و مریض شده، از چه چیزی میاید؟ بدن چه موقع پاک است چه موقع پاک نیست و آلوده است؟ وقتی یک آلودگی جذب بشود، میگوید دستم نجس شد، میگویند دستت پاک است یا آلوده است؟@ میگوید بستگی به این دارد که برای چه کاری بخواهید، من اگر بخواهم با آن غذا بخورم میگویند بهتر است که قبل از غذا بشویی همینطوری نگاه کنی میگوید تمیز است 5 دقیقه 10 دقیقه پیش شستم ولی وقتی میخواهی با آن غذا بخوری میگوید نه کاملاً بشوی بعد سر غذا بنشین.@ پس وقتی میگوییم آلودگی و پاکی بسته به این هست که این چیزی جذب کرده یا نه اگر چیزی از آلودگی به آن نباشد پاک است اگر جذب کرده باشد یا از پوست یا درون خورده باشد یا از طریق گوش و چشم رفته باشد میگوییم آلوده است خراب و مریض و آلوده شده.@ اما روح آلودگیاش چطوری به دست میاید؟ یعنی چطوری نجس و آلوده میشود؟ از طریق محبت، یعنی جذب روح از طریق محبت هست یعنی دلدادگی و وابستگی و میل. مبنا در آلوده بودن یا نبودن پاک بودم میل و دل و محبت انسان هست انسان چه چیزی را دوست دارد و چه چیزی را دوست ندارد.@ در قرآن کریم آیه 24 سوره توبه وقتی میخواهد یک دل پاک یا دل آلوده را معرفی کند میفرماید(قُلْ) به همه بگو اگر پدرانتان، بچهها، برادران، همسران، خاندان، اموالتان، شغل و تجارتتان و خانههایتان محبوبتر از خدا و رسول و جهاد در راه خداست شما آلوده شدید فاسق هستید.@ پس طهارت به حب است چه چیزی را دوست داری اگر در شأنت هست پاک هستی اگر در شأنت نیست ناپاک و آلوده هستی بسته به این هست علاقه و معشوقت چیست به چه چیزهایی علاقه داری خیالت کجاها میرود خواب چه چیزهایی را میبینی.@ وقتی خلوت میکنی روحت به کجا میچسبد چه چیزی را با خودش میاورد چه چیزی را تولید میکند این معلوم میشود که تو پاک یا ناپاک هستی آلوده یا طاهر هستی این برای ما اصل هست پس هنر یک انسان این هست که دلش را پاک نگه دارد.@ کما اینکه در بحثهای قبل خواندیم هنر یک انسان این هست که دلش را سالم نگه دارد سالم یک عبارت دیگری از پاک است(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) روزی که نه مال و نه هیچ چیز دیگری به درد نمیخورد مگر اینکه انسان دل سالم داشته باشد سالم را به دل پاک معنا کرد.@ دل پاک یعنی دلی که پاک است از چیزهایی که شایستگی معشوق بودن برای ما را ندارد اگر شایسته معشوق بودن نیست و آن را دوست داشته باشی ناپاک و آلوده میشوی. ما بخش انسانیمان بخش فوق عقلانی ماست بخش فرشتهای ما بخش عقلانی ما بود بخشهای حیوانی ما هم وهم و خیال و حسمان بود این پنج بخش انسان هست.@ انسان باید بخش فوق عقلانیاش که الهاش الله هست و براساس آن برایش(لا إله إلا الله) آمده این(لا إله إلا الله) اله برای کدام بخش است؟ یعنی با گفتار انسانی آمده الان وقتی میگوییم هیچ الهی و معشوقی جز الله نداریم.@ افراد چند جور هستند آنهایی که این جنبهشان فعال هست روی این جنبه یعنی غلبه دارد معنی این جمله را از نظر مذهبی میفهمد اما از نظر قلبی باور ندارد دریافت نمیکند معشوقش الله نیست معشوقش یک جنس مخالف یا خانه یا مقام تحصیلی و مدرک تحصیلی و شهرت و قدرت و لذت و یک چیز وهمی است به این فکر میکند.@ ضمناً دیندار هم هست مثلاً نماز هم میخواند حج و کربلا هم میرود ولی این بخش انسانیاش غلبه بر بخشهای دیگر ندارد اینکه امام سجاد(ع) در حج نشان میدهد که اکثر قریب به اتفاق کسانی که دارند دور خانه کعبه میچرخند حیوان هستند.@ یعنی میخواهد بفهماند که آدم میتواند حاجی باشد اما حیوان هم باشد هم مسلمان باشد هم حیوان باشد هم زیارت برود هم حیوان باشد بخش انسانی باید غلبه کند بر بخشهای دیگر یعنی مدیریت عقل و دل داشته باشد مدیریت عقلانی با قلب باشد.@ قلب عاشقی که عاشق الله است عقل در تسلط این در بیاید وهم و خیال و حس هم در تسلط قلب باشند این شخص حالت طبیعی انسان این است که این غلبه داشته باشد بزرگتر، اما وقتی که تعادل به هم بخورد وهم و خیال و حس غلبه بر عقل داشته باشد این شخص میرود دانشگاه درس بخواند اما هدفش از درس خواندن یک کمال وهمی است.@ مثلاً میگوید من بروم درس بخوانم دکتر و مهندس و رئیس بشوم پول در بیاورم رئیسجمهور نماینده مجلس و مدیرکل بشوم مشهور و معروف در دلها بشوم پس جنبه عقلانی را در اختیار بخش وهم یا خیال میخواهد یا میگوید من درس بخوانم به لذتهای بیشتری برسم پول در بیاورم خانه داشته باشم برای خودم ماشین داشته باشم زمین داشته باشم.@ این یک آدم حسگرا و لذتگراست اما از عقلش یعنی از بخش فکریاش استفاده میکند برای اینکه به لذتهای حسی برسد این حس را دوست دارد میخواهد لذتهای حسی ببرد یک خانه یک ویلا فلان کشور داشته باشد یک قایق یک هواپیمای شخصی داشته باشد برود یکجا ماهیگیری بکند و یکجا کیف بکند و لذت ببرد.@ یک آدم حسگراست اما درس را خوانده برای بخش حس یا خیال یا وهمش، بعضیها درس را میخوانند برای خود درس، عاشق علم است یعنی یک آدمی هست که شیفتگی زیادی دارد به کشف حقایق عالم، این هم شهوت عقلانی است ولی انسانی نیست زمانی شخصیت انسان انسان میشود موقعی که عاشق خداست خدا را دوست دارد و این عشق خدا به خدا غلبه داشته باشد بر بقیه عشقها.@ قرآن نمیگوید کسی که خدا را دوست ندارد فاسق است میگوید کسی که خدا را هم دوست دارد میتواند حیوان باشد چون حیوانات هم خدا را دوست دارند حیوانات میتوانند ائمه را دوست داشته باشند.@ شما نگاه کنید شتر امام سجاد(ع) چقدر شیفته حضرت بود که از فراق حضرت مُرد اینقدر شیفته بود خدا رحمت کند حضرت آیت الله اشرفی اصفهانی شهید محراب یک گربه داشت این گربه بعد از شهادت ایشان دو سه روز در خانه گریه و ناله میکرد بعد هم رفت در آن خانه نماند حیوان میتواند به شدت دلبسته انسان باشد که خودش را حتی بکُشد اینقدر عاشق بشود.@ پس عشق تا این مرحله که موجود جانش را فدای معشوق بکند در حیوان هم هست حیوان میتواند عاشق یک انسان بشود یا عاشق یک حیوان دیگر بشود اساساً عشق از مقوله زمینی انسانی نیست عشق به شوهر، زن، بچه، اینها عشقهایی هست که دوست داشتن هست خوب هم هست باشد نمیگوییم بد است خدا نمیگوید اینها بد است.@ چون خدا شهوت را قرار داده اگر بد بود که شهوت را قرار نمیداد شهوتش را قرار داده که ما بتوانیم آنها را دوست داشته باشیم ولی با این دوست داشتن هست که انسان به عشق متعالی میرسد یعنی عشق برتر، پس اینکه ما خدا را دوست داشته باشیم دلیل نمیشود آدم خوبی باشیم.@ میگوید خدا را دوست داری ولی به اندازه یک مسلمانی که یک حیوان خوبی هست یک حیوان مذهبی هست اما انسان خوب یعنی یک کسی که باطنش هم انسان است یعنی در حرکت به سمت تولد از رحم مادر به دنیا این کسی هست که خدا برایش عزیزترین کس است.@ یعنی اگر علم را میخواهد به عشق خدا میخواهد هر جا خدا نخواهد دنبال علم هم نمیرود مثل این همه دانشمندان ما در رشتههای مختلف زمان دفاع مقدس علم را خواستند تا زمانی که میتوانستند برای خدا استفاده کنند وقتی که علم خودش مانع شد علم را رها کردند به خدا چسبیدند.@ شهید چمران را شما ببینید بزرگان دیگر الان ما همین مرحوم شهید شهریاری را داشتیم که اهل نمازشب و خمس بود این کفن خودش را خودش نشسته بود دعای جوشن کبیرش را خودش نوشته بود علم را برای علم نمیخواستند علم را برای حق تعالی میخواستند.@ یعنی عاشق خدا بودند این همه ما دانشجو و مهندس و دکتر داشتیم در آمریکا زمان دفاع مقدس، وقتی فهمیدند جنگ است آمدند جبهه رفتند به شهادت هم رسیدند علم مانعشان نشد اگر علم مانع بشود از اینکه انسان برود فدای خدا بشود.@ چون سه چیز را خدا فرمود علامت انسانیت است عشق به خدا، عشق به اهل بیت و عشق به جهاد، در واقع یعنی عشق به معشوق، عشق به راه و عشق به فداکاری برای رسیدن به معشوق، چون خدا را که در نظر بگیریم خدا معشوق اصلی ماست(لا إله إلا الله).@ معصومین را که باید دوست داشته باشیم و خدا این همه تأکید بر مودتشان کرده در قرآن بدون آن هم گفته شما اساساً به من نمیرسید آنها راه هستند برای اینکه معصوم مسیر است آدم باید مسیر را دوست داشته باشد و جهاد را خدا برای چه مطرح کرده؟@ نگفته حج و نماز و روزه، جهاد را گفته برای اینکه انسان برای رسیدن به معشوقش باید اهل تلاش و مبارزه باشد در زندگی انسان در بین این کمالات گاهی وقتها جنگهای مختلفی پیش میاید که انسان باید در این نبرد الله را انتخاب بکند در زندگی همه پیش میاید.@ خدا امتحان میکند بین پول و خدا باید خدا را انتخاب بکنی بین شهرت و خدا باید خدا را انتخاب کنی بین قدرت و ریاست با خدا باید خدا را انتخاب کنی بین درس و علم و خدا دوباره باید خدا را انتخاب بکنی انسانها همه بدون استثناء امتحان میشوند.@ بسته به اینکه یک نفر چه انتخابهایی کرده که امتحانش هم براساس انتخابهایش صورت میگیرد بیشتر چه شخصیتی هست. الان یک خانم میگوید من میخواهم هنر بروم اشکال دارد؟ نه هنر رشته خوبی هست آدم با زیباییهای الهی آشنا میشود و با یک وسیله قدرتمند آشنا میشود که میتواند با آن خیلی اوج بگیرد و خیلی هم خدمت کند.@ بعد میگوید شما این رشتهای که میخواهید بروید باید چادرتان را در بیاورید رشتهاش اینطوری هست که هنر هست اما تو باید حیای خود را کنار بگذاری، اینجا میشود بگویی من هنر را برای خدا میخواهم یا نه؟ نه نمیشود.@ یا میخواهی رشته انتخاب کنی میگویی من این رشته را اگر انتخاب کنم میدانم حتماً روحم آلوده میشود پس باید کنار بگذاری، خوشم میاید مادرم گفته پدرم میگوید این را انتخاب کن، این فایده ندارد من طهارتم را میتوانم حفظ کنم یا نه، اگر نمیتوانم باید این رشته را نروم یک رشتهای بروم که بتوانم طهارتم را در آن حفظ کنم.@ خانه کجا انتخاب کنی؟ میگوید کدام محیط را برای خانه انتخاب میکنی؟ این را دقت کن اینکه کجا مردم خوششان میاید کجا شأن دارد کجا دهان بقیه آب میشود یا نه، این به درد نمیخورد اینکه خدا کجا راضی است من خانه داشته باشم خانه را جایی انتخاب کنم که به طهارت دلم نزدیکتر باشد به پاکی و محیط پاک، آدمهای پاک بیشتر باشد.@ دوست، لباس، اتومبیل میخواهم انتخاب کنم هر چه که میخواهم انتخاب کنم باید به طهارت قلب من لطمه وارد نکند حتی یک لباس آدم میخواهد انتخاب کند اگر تحت تأثیر لباسش باشد دیگر دلش پاک نیست.@ لذا گفتیم وقتی برای امام سجاد(ع) یک لباس فاخری برایش آوردند پوشید نگاه کرد بعد آن را در آورد فرمود(کَأنّی لَستُ ِبعلیبن الحسین) در این لباس انگار من دیگر علی بن الحسین نیستم آن را در آورد پس باید دقت کنیم هیچی نباید شما را بگیرد اگر در اتومبیل نشستی شما را گرفت این به درد نمیخورد.@ با اتومبیل آلوده شدی هر چیزی رشته، مدرک هر چیزی میتواند آدم را داغون بکند سواد و استادی اینها همه میتواند ما را آلوده و خراب بکند پس انسان زمانی حقیقتاً انسان است که الله الهاش باشد یعنی عاشق بینهایت باشد رسیدن به کمال مطلق و انسانیت مطلق و رسیدن به آن عالیترین درجه محبوبش باشد و الا این حرکتش کُند شده دیگر به انسانیت نمیرسد.@ حس کمالهایش خیلی قشنگ است خیال و وهم و عقل کمالاتش خیلی زیاد است ما باید دقت کنیم که زمانی به کمال انسانی میرسیم و باطنمان به مقام انسانی میرسد که کمالات بالاتر از فرشتهها را بخواهیم تا وقتی که در کمالات فرشتهها هستیم یعنی کمالات عقلانی ما نهایتاً فرشته میشویم دیگر انسان نمیشویم اوج نمیتوانی بگیری و اگر زیر فرشتهها را بخواهی یک حیوان خوب میشوی ولی دیگر انسان نیستی.@ پس زمانی من میتوانم بگویم که باطنم انسانی هست که بگویم(لا إله إلا الله) لذا این ذکر از افضل عبادات هست که انسان باید یکسره بگوید(لا إله إلا الله لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین) خدایا من اگر دلم فلان جا رفت اگر دلم گرایش پیدا کرد به فلان چیز باطل و حرام و آلوده، تو را فراموش کردم آلوده شدم.@ پس انسان مدام باید محبت الهی و خدا و اهل بیت، اهل بیت را به عنوان راه، محبت خدا به عنوان هدف نهایی را دائماً در دلش پرورش بدهد و روح جهاد برای رسیدن به خدا، تلاش برای رسیدن به مقام انسانی در وجودش باشد.@ فداکاری برای رسیدن به مقام انسانی، از خواستهها و خیالات و توهمات گذشتن برای رسیدن به معشوق اصلی، انس با معشوق اصلی، رسیدن به معشوق اصلی این اصل میشود پس وقتی طهارت میگوییم ما باید از هر چیزی که ما را از الله، اهل بیت دور بکند یا روح جهاد را در ما بمیراند روح تلاش را در ما بمیراند پرهیز کنیم این طهارت و پاکی دل و قلب میشود.@ حالا ما دو جور داریم یک طهارت طهارت تکوینی داریم یک طهارت طهارت تشریعی داریم در طهارت تکوینی یعنی طهارتی هست که خدا پاک میکند دست ما نیست خدا پاک میکند یک دلی را که اصلاً آلوده نباشد در طهارت تشریعی یعنی انسان با رعایت مقررات دینی اطاعت از خدا و پیغمبر به مرور زمان خودش را به پاکی میرساند.@ یعنی با اطاعت از دستورات ذره ذره دلش را پاک میکند تا یواش یواش به آن پاکی و سلامت نهایی برسد طهارت تکوینی قبل از اینکه ما به این دنیا بیاییم همه ما طهارت تکوینی داشتیم.@ یعنی همه ما چون یک روح بودیم نفخه خدا بودیم طهارت تکوینی، ما همه داشتیم همه ما پاک بودیم حالا که به دنیا به بدن آمدیم جنبه زنانگی و مردانگی و شهوتهای حسی و خیالی و وهمی و عقلی تعلق گرفتیم از پاکی درآمدیم حالا برای اینکه بخواهیم از اینجا در بیاییم و به آن وضعیت برگردیم احتیاج به استاد، راهنما و قانون و مقررات و برنامه داریم.@ شما الان میخواهید بروید گلسازی یاد بگیرید هم استاد هم شیوه میخواهید یعنی اگر استاد شیوه نداشته باشد نمیتواند درس بدهد میخواهی خیاطی درس بدهی خیاطی هم کتاب الگو میخواهد هم استاد میخواهد گلسازی، تایپ، ریاضی، زبان میخواهی کار بکنی هم کتاب علمی میخواهد هم استادی میخواهد که این کتاب را بلد باشد.@ درس بدهد و بتواند این کتاب را تسلط داشته باشد در حرکت به سمت کمال مطلق که میخواهیم جاودانه باشیم حیات جاودانه به دست بیاوریم به مقام انسانیت برسیم بتوانیم زیبایی، علم، قدرت، حیات، لذت، آرامش، سلامت مطلق را داشته باشیم دو چیز نیاز داریم یک قانون پاک نیاز داریم.@ یعنی یک کتابی که صددرصد بتواند من و این کتاب راهنما تا نهایت نور و پاکی ببرد آن کتاب را خدا فرستاده اسمش قرآن است که این همه کتاب قرآن که شما دارید راجع به پاکی و پاکی قرآن و نور هست(لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ) اصلاً این کتاب کتابی هست که از طرف خدا آمده اصلاً باطل به آن راه پیدا نمیکند آلوده نمیشود.@ این کتاب معصوم است این همه آیات داریم برای این هست که به ما بگوید این کتاب کتاب طهارت و پاکی هست یعنی یک کتابی هست که میتواند انسان را تبدیل بکند به مَثل و مظهر خدا شدن، کتاب اینقدر قدرت دارد این کتاب اینقدر هست که میتواند من را شبیه مَثل خدا بکند تمام آن قوایی که من از خدا دارم این کتاب توانایی دارد اینها را در من شکوفا کند.@ احتیاج به مربی پاک هم دارم یک مربی پاک که بتواند با این کتاب ارتباط برقرار کند تسلط کامل بر این کتاب داشته باشد و بتواند با این کتاب قوانین را به من یاد بدهد و من را بالا ببرد.@ وقتی در سوره واقعه قرآن را بیان میکند میفرماید(فِي كِتابٍ مَكْنُونٍ لا يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ) در کتاب مکنونی هست که جز پاکان به آن راه ندارند مطهر هم هست یعنی کسی که تطهیر شده پاک شده خدا پاکش کرده باشد.@ از یکطرف هم میفرماید(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً) پس یکجا قرآن میگوید جز پاکان به باطن قرآن راه ندارند از یکطرف پاکان را معرفی میکند اهل بیت، از آنطرف هم به پیغمبر میگوید به همه بگو که من جز مودت اهل بیت از شما چیزی نمیخواهم(قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى).@ محبت پاکان را داشته باشید پس ما استاد پاک میخواهیم مربی پاک و معصوم احتیاج داریم کتاب معصوم میخواهیم تا ما را به طهارت یعنی به مقام و جایگاه اولیه خلقت خودمان برساند استاد آلوده مودت انسانهای آلوده و گناه اجر پیغمبر نمیتواند باشد.@ پیغمبر فرمود اجر و نتیجه کار من و محصول کار من باید در شما باشد شما باید کسی را دوست داشته باشید که صددرصد معصوم و پاک باشد تا با کتاب پاک که قانون هست آن هم مجری پاک بتوانید به مقام قدس و پاکی راه پیدا کنید استادی که خودش آلوده است و خودش گناه میکند این که نمیتواند بیاید ما را به طهارت برساند.@ ما باید فقط تکیهمان به چه کسی باشد لذا پیغمبر فرمود من دو چیز برای شما میگذارم(کِتابَ الله وَ عِترَتی) کتاب خدا و عترت، غیر از این هم ما چیز دیگری به دردمان نمیخورد همین دو چیز هستند که ما را تا مقام ربوبیت میرسانند تا آنجا که ما شبیه خدا بشویم و هیچ فرقی با خدا نداشته باشیم جز اینکه او خالق است و ما مخلوق هستیم.@ به آن ملک کبیری که خدا در قرآن برای ما گفته راه پیدا کنیم پس لذا این اقسام طهارت یادتان باشد حالا هر چه در مورد طهارت صحبت میکند راجع به طهارت دل و قلب صحبت میکند اینکه ما دلمان باید پاک بشود از غیر خداوند تبارک و تعالی، همان داستان شاه و طوطی که چند ماهی با هم خواندیم از کتاب طاقدیس همان داستان شاه و طوطی.@ آنها که نبودند حتماً مراجعه کنند به درسهای اولیه انسانشناسی آنها را بگیرند توضیح دادیم که شاه طوطی را فرستاد گفت اگر میخواهی بروی مأموریت را درست انجام بدهی و برگردی باید هیچ لحظهای از من غفلت نکنی و یاد من را فراموش نکنی که حالا طوطی چه بلاهایی سرش میاید و چه گرفتاریهایی برایش پیش میاید آنها را مفصل توضیح دادیم.@ پس این مقدمات بحث بود راجع به طهارت که ما وقتی میگوییم طهارت یعنی چی هر چیزی که بتواند رابطه من با خدا را از صمیمیت از عشق از دلدادگی با اهل بیت(ع) یا جهاد در راه آنها باز بدارد قلب من را آلوده کرده حتی اگر یاد خود خدا باشد.@ گاهی وقتها یاد خود خدا انسان را از خدا دور میکند حتی اگر عبادت باشد شما نگاه کنید زمان امیرالمؤمنین چه آدمهای ابلهی بودند که میامدند به امیرالمؤمنین میگفتند تو میجنگی ما خوشمان از این جنگها نمیاید من از خون و خونریزی خوشمان نمیاید.@ ما میخواهیم برویم یک گوشهای عبادت کنیم یا علی ما را به جنگ نبر ما را یک گوشهای ببر که بتوانیم عبادت خدا را بکنیم حالا این امام معصوم است مظهر پاکی است الان حکم به جهاد داده اینها مرد جنگ نبودند این عبادتشان جز اینکه فقط آنها را به شیطان نزدیک میکند به جای دیگری نزدیک نمیکند.@ زمان جنگ هم خیلیها بودند که اصلاً کاری با دفاع مقدس و جنگ و این همه شهید که همه علیه مملکت شیعه و دین اسلام حمله کرده بودند نداشتند ولی زیارت عاشورایشان را داشتند حج و کربلایشان را میرفتند در خانهشان روضه هم میگرفتند ولی کاری با جهاد و دفاع مقدس نداشتند اینها به درد نمیخورد.@ اینها این روضهشان هم نفرین و تاریکی میاورد عبادت و حج و کربلایشان همه فقط قلبشان را آلوده میکند پس در چهار حمله شیطان میشود جزء حمله سمت راست، شیطان گاهی وقتها برای اینکه نگذارد یک نفر به خدا نزدیک بشود یک مدتی او را مشغول به کارهای پاک میکند مثلاً صورتش پاک است ولی در باطن نجس و آلوده است.@ یک مدت انسان را به عبادت و کارهای مقدس وادار میکند چون میداند حریف این نمیشود در کارهای گناه ببرد خیلی به کارهای مقدس وادارش میکند خیلی کارهایی که ظاهراً خیلی خوب است و ثواب دارد ولی خودش هم میداند که دارد سر خودش را کلاه میگذارد مثل همانهایی که با امیرالمؤمنین میجنگیدند.@ ولی شبها تا صبح نمازشب میخواندند صبحها هم هر روز تا شب روزه میگرفتند خوارج اینطور بودند با خلیفه خدا مظهر خدا جنگ میکردند اما با نماز و روزه خودشان را آرام میکردند مرتب عبادت و ذکر، اما همه جهنمی بودند.@ یا خانواده پیغمبر با اینکه خانواده و یارانان و اصحاب پیغمبر هستند طلحه، زبیر، زن پیغمبر، با توسل به اینکه ما خاندان پیغمبر هستیم با امیرالمؤمنین میجنگیدند صورت مقدس میشود یا معاویه برای اینکه بتواند امیرالمؤمنین را شکست بدهد آخر قرآن را چکار کردند؟@ صورت مقدس، کمالات یک آدم میتواند برای آدم خیلی خطرناک باشد عبادتها و پاکیها و تقوا و نمازشب و کربلا رفتن و مکه رفتن و حیا و حجاب و پاکی میتواند خطرناک باشد آدم باید دقت کند که یک موقعی خود اینها آدم را از خدا غافل نکند.@ میتواند خطرناک باشد که حالا جلسات بعد راجع به این یک مقدار توضیح خواهم داد که راجع به حمله سمت راست یک مقدار صحبت کنیم حالا اگر هم نتوانستیم صحبت کنیم سیدیاش هست در بحث معرفت نفسی که تقریباً 20 سال پیش داشتیم به نام شیطان و صور مقدس، آن بحث را بگیرید که شیطان چطوری از راه عبادت و مقدسات انسانها را به جهنم میکشاند.@ طرف اصلاً گناه نمیکند به هیچ وجه کار خلاف و گناه و هرزگی و کثافت و آلودگی ندارد همیشه پاک است و با همان پاکی ته جهنم میرود پس باید دقت کنید آن بحث حملهها را باید خوب بشناسیم اینها را چون قبلاً درس دادیم مراجعه کنید به همان بحثهای دشمنشناسی و بحث وسوسه که همینجا داشتیم حمله راست، چپ، جلو و عقب اینها را خوب باید عزیزان رویش سرمایهگذاری کنند و بشناسند.@ از امیرالمؤمنین(ع) (طَهِرُوا قُلُوبَکُم مِن دَرَنِ السَّیِئات تُضاعَفُ لَکُمُ الحَسَنات) میفرماید دلهایتان را پاک کنید، باز طهارت را روی دل برد، دلهایتان را پاک کنید از درن، درن یعنی چرک، تا حسنات شما دوچندان بشود کارهای خوب شما دوبرابر بشود.@ شما دقت کردید وقتی حمام میروید و چرک میکنید و لیفی میزنید و صابونی میزنید چقدر نشاط پیدا میکنید شما رفتید چیزی را اضافه کردید یا چیزی را برداشتید؟ برداشتید، حالا سلامتی و نشاط دارد یا نه؟ سلامتی و نشاط دارد.@ یا مثلاً شما الان میروید از بدنتان سمزدایی میکنید حالا سمزدایی بیشتر میگویند برای معتادان است، نه آدمهای سالم هم میتوانند، خیلی از چیزهایی که در بدن شما ذخیره شده، سمّها، آلودگیهای پوستی و آلودگیهای دیگری که هست وقتی انسان دو سه جلسه سمزدایی میکند میبینی که چقدر به نشاط میرسد.@ این تهران شما بالأخره باید 200 درصد سرب بخورید الان احتیاط میکنند بعضیها، حالا سوءاستفاده نکنند این حرفها را میشوند بخصوص آقایان گوششان را بگیرند که مثلاً سیگار نمیکشد میگوید من سیگار برایم خیلی ضرر دارد.@ بعد میاید در همین خیابان 200 درصد سرب میخورد یعنی آلودگیاش از صد تا سیگار بدتر است، دارد میخورد انواع و اقسام بیماریهایی که الان هست الان سن سکته ما رسیده به زیر 30 سال، این همه بیماریهای جسمی و روحی در کشور هست سکتهها و انواع بیماریهای عصبی مال آلودگیهای هوا و غذایی است.@ همه ما بدنمان سمّ دارد بد نیست آدم یک دوره بدنش را سمزدایی بکند که اگر در بدنش سمّ هست سمّها را برطرف کند یک مقدار لااقل سالمتر بشود. ما برای حرکت و پاکی فقط احتیاج نداریم یک چیزی را جذب کنیم بلکه باید یک چیزهایی را دفع کنیم و نداشته باشیم میگوید دلهایتان را پاک کنید از چرکهای گناهان تا دوبرابر بشود.@ الان بعضیها هستند دو جور هستند بعضیها هستند چاق هستند اینها وقتی دکتر میروند اگر دکتر به او بگوید که تو باید پرهیز بکنی اینها را نخوری این رعایت نمیکند میگوید دکتر من چی بخورم لاغر شوم نمیگوید چی نخورم، باز هم میخواهد با خوردن خودش را لاغر کند نه با نخوردن، تحمل نخوردن را ندارد.@ اگر به او بگویی نخور میمیرد باید بگویی این را هم بخور ولی لاغر میشوی ولی دقت کنیم گاهی وقتها نخوردن ما را سرحال میاورد یعنی پرهیز و اصل هم همین است نه خیلی وقتها، اکثر وقتها پرهیز است.@ ما پاکی در نهاد همهمان هست این یادتان باشد که شیطان گول نزند. در حمله از عقب شیطان چه چیزی را به ما تحمل میکند؟ آلودگیهای گذشته را، گناهان گذشته را خیلی به رخمان میکشد بعد یواش یواش این گناهان اگر تکرار بشود شیطان اساساً یک شخصیت منفی به شما میدهد یعنی به تو میگوید تو آدم بشو نیستی تو اصلاً ذاتاً آدم کثیفی هستی.@ این دروغ است چون ما ذاتاً کثیف نیستیم ما ذاتاً از جنس خدا بودیم و روح خدا را داشتیم این روح مثل یک الماسی میماند که رویش گرد مینشیند ممکن است رویش گرد بنشیند خیلی باعث رغبت نشود شما الان در خانهتان ممکن است گرد بنشیند ولی وقتی میروید دستمال میکشید و میشویید تمیز میشود و قابل استفاده است.@ ظرف غذایی که از آن استفاده کردند کسی در آن غذا نمیخورد ممکن است حال آدم هم به هم بخورد وقتی با آب جوش میشویی بعد مایع میزنی و تمیز میکنی دوباره آدم رغبت میکند که در آن غذا بخورد.@ پس قلبهای ما چون از جنس خداست و بالاتر از فرشتههاست این یک دروغ است که شیطان بیاید به یک کسی بگوید که تو ذاتاً آدم کثیف و پلیدی هستی ذاتاً آدم بشو نیستی چرا بعضیها را داریم که ذاتاً نجس میشوند آن کافر و مشرک است که ما الحمدلله آن نیستیم.@ آنها را خداوند میفرماید(خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ) حالا بحث ختم دل را میرسیم الان طهارت دل را داریم میگوییم بعد مُهر دل را هم توضیح میدهیم یا(طَبَعَ اللَّهُ) طبع میکند این دیگر آدم بشو نیست(خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ وَ عَلى سَمْعِهِمْ وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ) (صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ) دیگر درست نمیشود ولی این مال ما نیست.@ یعنی ما به آن درجه نداریم در مسلمانان و شیعهها اینطوری نیست آن مال کفار است مال آدمهایی که لجوج و عناد هستند همه کفار هم نه، در کفار بسیارشان آدمهایی هستند که زمینههای پاکی و رشد دارند و آن محبتهایی که در مسلمانها به خیلی از شهوات هست در کفار شاید نباشد.@ چون گفتیم انسان مسیرش روی محبت است عاشق هر چیز هستی یا آلوده هستی یا پاک هستی همه شخصیت انسان از عشقش معلوم میشود اگر عشقت از جنس اولی هست انسان هستی اگر از جنس دومی هست فرشته هستی اگر از جنس پایینتر هست حیوان هستی الان خیلی از شهوتهایی که ممکن است در یک مسلمان باشد در کافر نباشد.@ ولی آن اطلاعات نداشته کسی نرفته به او بگوید اما اگر اطلاعات کسب کند دست صد تا مسلمان را از پشت میبندد خیلی رشد میکند الان ما اینقدر کفاری داریم که به ایمان نزدیکتر از ما هستند اینها فقط یک اطلاعات میخواهند.@ اگر اطلاعات به او برسد از همه ما جلو میزند چون خیلی از شهوتهایی که ما داریم او ندارد شهوت حسی ندارد شهوت شکم ندارد شهوت جنسی کم است هرزگی ندارد شهوت خیالی و وهمی ندارد ولی بنده خدا نمیدانسته اطلاعات نداشته.@ لذا بسیاری از این دختر و پسرهای اروپایی الان شما در تبلیغ، اینکه الان سالی 200 هزار نفر در آمریکا مسلمان میشوند این آمار سه سال پیش سالی 100 هزار نفر بوده الان شده سالی 200 هزار نفر، و در آنها دختر و پسرها و زنها و مردهایی هستند که به قول مقام معظم رهبری مثل انبیاء پاک هستند.@ اینجا خانمهای ما اگر خیلیهایشان حجاب دارند از حجاب بیزارند شمال میروند دینشان عوض میشود کیش و دبی میروند یک آدم دیگر میشوند یک کشور اروپایی میروند شخصیتاً یک آدم دیگر میشوند دین محلی دارند اما او نه، او در مرکز فساد و تباهی چند هزار کانال ماهواره پاک است در آنجا پاک است اصلاً باج نمیدهد.@ اگر بخواهد حجابش خراب بشود در تونس حجاب و روزه ممنوع است کسی حق ندارد روزه بگیرد نماز جماعت هم همه نمیتوانند بروند با همین حکومت بنعلی که بود نماز را فقط کسانی میتوانستند بروند که کارت مخصوص مسجد داشته باشند.@ یعنی آدمهایی که دولت میدانست این اگر نماز بخواند نماز خواندنش برای حکومت ضرری ندارد جوانها اصلاً نباید میرفتند خانمها که همه باید بیحجاب باشند اصلاً جرم است میگرفتند زندان داشت به محض اینکه بنعلی از کشور فرار کرد بسیاری از دخترها و خانمها یکدفعه محجوب شدند.@ اینها آن موقع هم که بیحجاب بودند همه پاک بودند خدا هم اصلاً آن بیحجابیها را برایشان یک لحظه هم گناه نمینویسد تا بنعلی رفت از فردا دیدند چقدر در دانشگاه ما خانمهای باحجاب داریم چون آنها هم همان موقع که بیحجاب بودند باحجاب بودند اما روز قیامت چقدر از باحجابهای ما را میبرند به عنوان بیحجاب محشورش میکنند.@ چقدر نمازخوان را میبرند به عنوان بینماز محشور میشود چون هیچ وقت از نماز از حجاب خوشش نمیامده متنفر بوده دنبال یک فرصتی بوده که بتواند یکطوری از شر این پوشش خلاص شود چون گفتیم طهارت مربوط به بخش قلب است.@ این قلبش عریانی را میطلبیده ولو تا آخر عمر هم حجاب داشته تا آخر عمر حجاب را رعایت کرده یک تار مویش را هیچ کس ندیده آقایی بوده که لب به مشروب نزده اما میمرده برای مشروب خوردن، اما میگفته حالا گفتن نخورید نباید بخوریم.@ مثل آقایی بود میگفت من خمس را قبول ندارم اما چون گفتند اگر بخواهم حج بروم باید خمس مالم را حساب کنم آمدم حساب کنم ولی خودم قبول ندارم گفتم این کفر است نه حج تو قبول است نه خمس تو.@ چون خمس جزء عبادات است باید حتماً مثل نماز نیت برای خدا باشد اگر زوری بخواهی بدهی پولت را دادی ولی کفر است نجس است فایده ندارد باید دل بپذیرد قلب باید بپذیرد تا قلب نپذیرد هیچ فایدهای ندارد.@ یک بنده خدایی را قدیمها یک داستانی نوشته بودند که یک مداحی رفته بود یک جایی روضه بخواند برمیگشت میامد با الاغش در دِه آمده بود سر راه دزدها او را میگیرند بعد به او میگویند باید مشروب بخوری میگوید من مشروب نمیخورم حرام و نجس است.@ میگویند اگر نخوری تو را میکُشیم اگر تهدید به مرگ بشود باید بخورد میگوید خدا را شکر اقلاً تهدید به مرگ شدیم داریم میخوریم، آمد بخورد این خر یکدفعه سرش را تکان داد زد ظرف شراب ریخت در سر خر زد گفت نگذاشتی ما یک شراب حلال هم بخوریم این دلش میخواست که بخورد ولی بالأخره الاغ نگذاشت. دلت هر جایی هست همانجایی هستی.@
ما چقدر باحجابهای بیحجاب داریم چقدر نمازخوانهای بینماز داریم چقدر بینمازهای نمازخوان داریم یعنی اینها بینماز هستند اما دلشان لَک میزند برای نماز، یعنی اینها اگر یکذره بفهمند کشیده میشوند در آمریکا در اروپا پر از این انسانهای معصوم هستند.@ در کشور ما هم پر از آدمهای مریض و آلوده هستند که اینها اگر از اینجا بروند دو سال آنجا بخواهند زندگی کنند هیچی از دینشان باقی نمیماند چون مبنا دل است این دلت کجاست کجا میخواهی بروی.@ از شهرری رفتند خدمت امام صادق(ع)، حضرت فرمود از کجا آمدید؟ عرض کردند ما از ری آمدیم، فرمود مرحبا به برادران قمی ما، گفتن نه آقا ما مال ری هستیم مال قم نیستیم، فرمود مرحبا به برادران قمی ما.@ دوباره گفتن نه آقا مثل اینکه اشتباه شد ما میگوییم از ری آمدیم، فرمود مرحبا به برادران قمی ما، یعنی شما در ری هم که باشید با فلسفه قم با حقیقت قم آن موقع قم جای شیعیان و محبین اهل بیت بوده مرکز شیعیان و محبین اهل بیت بوده که در عرش قم خیلی جای بزرگی دارد و به هر حال در روایت هم داریم که شهری هست که مقدمات ظهور امام زمان از آنجا تهیه میشود.@ شما خودتان هم که دارید به این سمت میروید میگوید مهم نیست در شهر قم باشید مهم این است که فرهنگت قمی باشد ما الان یک عالم آمریکایی و اروپایی قمی داریم و چقدر قمی آمریکایی داریم چقدر ایرانی آمریکایی و اروپایی داریم فرهنگ و لیاقتشان آنطوری است.@ الان از 101 کشور ما داریم شما بروید قم نگاه کنید که چقدر آمریکایی و اروپایی در قم دارند درس میخوانند آنها امامی هستند پس دلت هر جا هست دلت هر چه را میخواهد میلت این عقربه خیال دلت هر جا پر میزند معلوم است تو پاک هستی یا پاک نیستی.@ نوع پاکی یا ناپاکی یک نفر به این نیست که الان چادر دارد یا ندارد مهم این است که در دلش چه میخواهد لذا آن خانمی که الان بیحجاب است تا منع برداشته میشود باحجاب میشود پس این از اول هم باحجاب بوده.@ مثل شمر و حر میماند شمر در لشکر امیرالمؤمنین است جانباز هم میشود اما واقعاً دلش با معاویه و یزید است آخر هم سر از سینه امام حسین در میاورد و مینشیند سر امام حسین را میبُرد حر در لشکر معاویه بود ولی دلش امام حسینی بود لذا تا این قضیه برایش حل شد در لشکر امام حسین آمد پس این دل خیلی مهم است قلب، اینکه تو کجایی هستی چه میخواهی عاشق چه هستی هوس چه چیزهایی را داری؟@ اینکه بارها میگویم آدمها از نوع خوابها و هوسها و دغدغهها و آرمانهایشان معلوم میشود که چکاره هستند برای این هست ما چون اساساً جنسمان از جنس ملکوت است کافی است فقط گناه نکنیم آلودگی نداشته باشیم پاک میشویم و متصل میشویم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@