أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره دل بود گفتیم که ما مهمترین داراییمان در دنیا و آخرت دلمان هست و قیمت هر کسی با دلش تعیین میشود ساختار خلقت به اینگونه هست که ارزش هر انسان رتبه هر انسان در دنیا و آخرت با دل و محتوای دلش تعیین میشود چه در دنیا و چه در آخرت.@ گفتیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیا هست و همانطور که جنین فقط در صورتی که سالم به دنیا بیاید میتواند از شرائط زیستی دنیا استفاده کند انسان هم زمانی که سالم از دنیا متولد میشود به نظام ابدی میتواند از آنجا استفاده کند جهنم که مرکز رنج و غم و درد هست ناشی از عدم هماهنگی انسان با بهشت است.@ اینجا یک بچه وقتی بد و مریض و ناقص به دنیا میاید این زجری که میکشد ناشی از عدم هماهنگی با دنیاست کسی او را عذاب نمیکند هیچ کس او را شکنجه نمیکند نه دنیا و نه کس دیگری، خودش با کمالات دنیا وقتی نمیتواند ارتباط برقرار کند وسائل کافی برای بهرهبرداری از دنیا نیاورده خودش آزار میبیند و اذیت میشود.@ در حرکت به سمت آخرت هم وقتی نفس و دل ما تجهیزات لازم را برای بهرهبرداری از بهشت ندارد وقتی وارد آنجا میشود خود این فقر جهنم میشود و آزاردهنده است پس جهنم یک امر مخلوق مستقلی نیست که خداوند یک جایی را گذاشته باشد برای عذاب افراد.@ یک حقیقت هست در آخرت که برای بعضیها بهشت است برای بعضیها جهنم هست دو چیز نیست این خیلی مهم است یعنی اینطور نیست که ما یک بهشتی داشته باشیم بهشتیان به بهشت بروند و یک جایی هم یک چالهای کَنده باشند برای جهنمیان و بگویند جهنمیان جهنم بروند.@ خیر یک شرائط زیستی اَصالی خلق شده به نام بهشت، عدم هماهنگی کسانی که آنجا مریض وارد میشوند خود آن اینها را میسوزاند و اذیت میکند، الان یک ناشنوا یک کور یک فلج درد را از کجا میاورد؟ درد که بیرون وجود ندارد بیرون هم یک شرایط زیستی به نام دنیا وجود دارد خوب هم هست، درد پس از کجا میاید؟@ مثلاً الان بنده دندانم درد بگیرد شما که کنار من هستید دندانتان درد نمیگیرد، من چشمم درد بگیرد شما چشمتان درد نمیگیرد مثلاً من تنگی نفس دارم شما میگویید عجب هوای خوبی است من میگویم من دارم خفه میشوم پس این درد از خودم میاید.@ یعنی عدم هماهنگی با یک سلسله شرایط ریاضی و ساخته شده مشخص و مسلم برای انسان درد میاورد مثل آب و خشکی میماند ما الان در آب احساس خفگی به ما دست میدهد قبلاً که در رحم مادرمان بودیم احساس خفگی به ما دست نمیداد آنجا هیچ مشکلی نداشتیم.@ بعد از تولد برای هوا تعیین شده نوع تنفسمان، بچههایی که دستگاه تنفس میاورند اینجا راحت نفس میکشند اما بچههایی که احساس خفگی دارند برایشان اکسیژن میگذارند یعنی دستگاهشان سالم نیست با اینجا تناسب ندارد.@ پس مفهوم عامیانه بهشت و جهنمی را که در سر ما شده را بیرون بریزیم بفهمیم دقیقاً بهشت و جهنم یعنی چی، سالم متولد شدن یعنی چی در سلامت گفتیم که سلامت قلب در حرکت از رحم به دنیا سلامت جسم شرط هست.@ اما از دنیا به آخرت سلامت قلب(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) دل سالم میخواهد یعنی دلی که با بهشت هماهنگ شده باشد یک دل بهشتی، اگر دل جهنمی باشد آنطرف هم در جهنم است.@ قبلاً توضیح دادیم کسانی که اینجا دچار بداخلاقی و بددهانی و بیمهری و سوءظن و حسادت هستند اینجا از این درد میسوزند آنطرف هم میسوزند چون دل سالم نیست چون آنجا راه نمیدهند(لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا تَأْثِيماً إِلاَّ قِيلاً سَلاماً سَلاماً).@ اصلاً بهشت جای سلامتی است فقط آدم سالم میتواند آنجا وارد بشود اگر مریض باشد آنجا درد میکشد و اذیت میشود قلب سالم تعریف کردیم گفتیم قلب سالم از کجا بفهمیم یک قلب سالم است؟ قاعدهاش را از امام صادق(ع) گفتیم شادی و آرامش نشانههای یک قلب سالم است اما خود قلب سالم چه دارد که همیشه شاد و آرام است؟@ (السَّلیمُ الّذی یَلقی رَبَّهُ وَ لَیسَ فیهِ أحَدٌ سِواه) قلب سالم دلی هست که وقتی به ملاقات خدا میرود چیزی جز خدا در آن نباشد حالا این را میخواهیم شرح بدهیم چون وقتی میگوییم چیزی جز خدا در آن نباشد برای خیلیها این قضیه مفهوم نیست که یعنی چی چیزی جز خدا در دل نباشد معنایش چیست؟@ ما بحث زیرساختی خودمان را توضیح بدهیم گفتیم مراتب نفس پنج تا بود حس، خیال، وهم، عقل و فوق عقل، از یک طریق دیگر هم نفس را شناختیم با کمالات جمادی، نباتی و کمالات حیوانی، و عقلی و فوق عقلانی را هم به آن اضافه کردیم.@ گفتیم ما در سه مرحله اول با حیوانات شریک هستیم، علامت سلامت چیست؟ سلامت چشم علامتش به چیست؟ یعنی چطوری میفهمیم که یک چشم سالم است؟ میتواند با طول موج مناسب خودش ارتباط برقرار کند، گوش با فرکانس مناسب خودش، گیر ندارد راحت میشنود هیچ مشکلی هم ندارد.@ اگر یک موقع یک نفر چشمش احتیاج به عینک پیدا میکند یا گوشش احتیاج به سمعک پیدا میکند معنایش چیست؟ یعنی ما با عینک چکار میکنیم؟ با عینک یک کاری میکنیم که چشم بتواند با طول موج بیرونی ارتباط برقرار کند.@ یعنی آن چیزی که حقش است آن چیزی که شایستهاش است را دریافت کند بعد میگوید چشمم راحت شد حالا دیگر راحت میتوانم بخوانم و ببینم. در تمام قوای انسان این مسأله همینطور هست، یعنی حس خوب یعنی چی؟@ مثلاً لامسه، چشم و گوش را گفتیم، لامسه یعنی چی؟ یعنی بتواند با اشیاء خارجی خوب ارتباط برقرار کند حس کار کند من یادم هست سرطان که گرفته بودم شیمیدرمانی که میکردم انگشتانم کار نمیکرد یعنی حسهایم از کار افتاده بود بعد مثلاً وقتی میخواستم یک دکمه را بگیرم نمیتوانستم مثل موقعی که پا سِر میشود.@ میخواهی روی زمین بگذاری انگار زمین میخوری نمیتوانی سرپا بایستی، من نمیتوانستم بگیرم مثلاً وقتی میخواستم کتاب را ورق بزنم نمیتوانستم ما این را متوجه نمیشویم که وقتی کتاب را ورق میزنیم این قوه حس چقدر به ما کمک میکند که بتوانیم ورق بزنیم.@ من نمیتوانستم برگه را درک کنم که چیست بعد این برگه دست من را میبُرید و خون بیرون میزد ولی من نمیتوانستم این را بگیرم و ورق بزنم اهمیت حس اینطوری است یک دکمه را خودت نمیتوانستی ببندی یا شامه کار نکند ذائقه کار نکند.@ علامت سلامت این هست که این میتواند با جفت خودش راحت ارتباط برقرار کند گوش میتواند با جفت خودش فرکانس ارتباط برقرار کند چشم با جفت خودش طول موج ارتباط برقرار میکند ذائقه با مزه ارتباط برقرار میکند همینطور شامه با بوها، الان شخصی میگوید من نمیتوانم بو را استشمام کنم.@ دیدید چقدر نامتعادلی ایجاد میشود که وقتی نمیتوانید با بو ارتباط برقرار کنید کسی که نمیتواند بو را خوب درک کند ذائقهاش هم از کار میافتد یعنی خوب نمیتواند بفهمد شوری و ترشی را میفهمد ولی بسیاری از مزهها را دیگر درک نمیکند میگوید من غذا میخورم برایم بیمزه است این نامتعادلیها که ما این را در زندگیمان فاجعه میدانیم.@ یک نفر چشمش یا گوشش را از دست بدهد یعنی دیگر نمیتواند مطلقاً با فرکانس را طول موج ارتباط برقرار کند یک نفر فلج بشود این دیگر حس ندارد نمیتواند بلند شود و راه برود چقدر زجرآور است در خیال هم همینطور هست.@ خیال یعنی صورت بدون ماده، مثلاً شما الان آدرس خانهتان را فراموش کنید، تشخیص آدرس خانه با کدام قوه است؟ با حستان است؟ با حس که ما دست نمیگذاریم که برویم به خانه برسیم، چه چیزی میگوید الان شما پنج کیلومتر صد کیلومتر از خانه دور شدید میتوانید به خانه برگردید خیال ما را میبرد.@ پدر و مادر و همسرتان و بچههایتان را بشناسید اینها را با قوه خیال آدم درک میکند صورت بدون ماده، اگر یک نفر قوهاش کار نکند چه اتفاقی میافتد؟ زحمات و عمرش هدر میرود من الان نمیدانم چه کسی هستم خانهام کجاست، بچه چه کسی هستم همسر چه کسی هستم همه چیز از یاد میرود وقتی دچار فراموشی بشود تمام میشود.@ وهم چیست؟ وهم صورت بدون ماده و شکل است و جزئی است که خیلیها در زندگی گرفتار وهم هستند مثل دوست داشتن مشخص، نه دوست داشتن کلی، فلانی من را دوست داشته باشد من فلانی را دوست داشته باشم احترام داشته باشم احترام بگذارم، شخصیت داشته باشم.@ شهرت، محبوبیت، محبت، تنفر، حسادت، این حسهای شخصی که خودمان داریم شکل ندارد محبت شکل ندارد حسادت و تنفر شکل ندارد اما شخصی است تنفر من، حسادت من، احترام من، این را قوه واهمه میگویند که اینها را درک میکند.@ اینها هم اگر از بین برود زندگی انسان مختل میشود. عقل کلیات را درک میکند قواعد و قوانین را، تمام علوم و رشتههای علوم را انسان با عقلش درک میکند عقل قوانین خلقت را کشف میکند اگر ما قاعده بلد نباشیم که نمیتوانیم در این دنیا زندگی بکنیم.@ الان سرپا بودن حیات انسان به این هست که فرمول و قاعده بلد است قواعد شیمی و ریاضی و فیزیک و قواعد مختلفی که هست ما را زنده نگه میدارد حالا اگر عقل نتواند با معقولات خودش ارتباط برقرار کند یعنی وقتی به من میگویند 4 2×2 نمیتوانم قاعده بردارم، میگویم این یعنی چی؟@ میگوید هر دوتا با دوتا جمع بشود یا ضرب بشود چهارتا میشود، میگوید من نمیتوانم بفهمم. فوق عقل هم کمال مطلق و بینهایت را درک میکند انسان گفتیم بینهایتطلب است عاشق بینهایت است و هیچ انسانی را روی زمین ندارید که عاشق کمال مطلق و مطلق کمال، آسایش مطلق، رفاه مطلق، سعادت مطلق، عمر جاودانه و مطلق نباشد.@ همه انسانها عاشق کمال مطلق هستند گفتیم کمال مطلق هم یک مصداق بیشتر ندارد و آن خداست الله کمال مطلق است پس همه انسانها بدون شک عاشق الله هستند عاشق کمال مطلق، یعنی همه کمالات را یکجا جمع کنیم به صورت جاودانه الله میشود.@ پس آن کسی هم که میگوید من از خدا بدم میاید و نفرت دارم، دارد دروغ میگوید مثل اینکه یک چشم بگوید من از نور بدم میاید، میتواند یک چشم بگوید من از نور بدم میاید؟ یا یک گوش بگوید من از صدا بدم میاید؟ این دروغ است چون ساختار چشم به گونهای هست که حیاتش با نور سرپاست ساختار گوش به گونهای هست که با صدا سرپاست.@ امکان ندارد ذات ما را یکطوری آفریدند که ما عاشق خدا هستیم حتی تو اگر بدترین دشمنیها و فحشها را هم به خدا بدهی و دشمنیها را با خدا بکنی داری دروغ میگویی چون از کمال مطلق بدت نمیاید امام فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست اینطوری هم هست شما یزید را نگاه کنید عاشق بینهاست است، برای چه امام حسین را حذف میکند؟@ میخواهد خودش به یک کمالی برسد فکر میکند آن کمالی که ارضایش میکند روی زمین است امام حسین را حذف میکند و الا در اینکه امام حسین عاشق خداست و یزید هم عاشق خداست شکی نیست هر دو هم عاشق بینهایت هستند.@ معاویه و امیرالمؤمنین هم همینطور، فرقشان این هست که یزید و معاویه بینهایت کمالی را که دوست دارند در زمین دنبالش میگردند امیرالمؤمنین و امام حسین در آسمان دنبالش میگردند یعنی در واقع میداند مصداق حقیقی بینهایت کیست یک دلی که خدا را دوست نداشته باشد طبیعی نیست.@ مثل یک چشمی هست که نور را دوست ندارد یک حسی که محسوسات را نخواهد سالم نیست و یک چشمی که نور را نخواهد سالم نیست یک گوشی که فرکانس را نخواهد سالم نیست و یک دلی که خدا را نخواهد سالم نیست کسی که خدا در آن نیست و از جفتش که خداست لذت نمیبرد این انسان نیست.@ ما میتوانیم بدون دل زندگی کنیم الان این همه آدم داریم که آدمهای خوبی هم هستند پروفسور و دانشمند هستند دارند در این جامعه کمک میکنند بخش دلشان که فوق عقل را میخواهد کار نمیکند ولی با مردم ارتباط برقرار میکنند.@ خدمات و اختراعات و اکتشافات زیادی میکنند اینطور آدمها را میگوییم در رده عقل هستند فرمولها را کشف میکنند در اختیار دیگران قرار میدهند عواطف هم دارند مثل عواطف حیوانات، چون گفتیم خدمت به انسانها جزء کمالات حیوانی است.@ آدمها را دوست دارند کمک میکنند خدمت میکنند اینها آدمهای خوبی هم هستند خدا هم به آنها اجرشان را میدهد اما دل وقتی کار نکند دل خدای نکرده اگر از کار بیفتد انسان دیگر با خدا نمیتواند ارتباط برقرار کند.@ اشتباهی که در زندگی اکثر افراد میافتد همین هست که قرآن میگوید تا خدا برای شما محبوبترین کس شما نباشد طبیعی نیستید تا خدا که کمال مطلق است برای شما عزیزترین کس شما نباشد و اهل بیت که ریشه و اصل شما هستند شما طبیعی نیستید طبیعی نیستید یعنی تو مطلق را رها کردی به محدود و نسبی چسبیدی.@ مثل اینکه به یک نفر الان بگویی شما در فقه دارید در قوانین حقوقی خودمان دارید با بچه نمیشود معامله کرد معامله با بچه باطل است یا با دیوانه باطل است، چرا؟ چون سرش کلاه میگذارند میگویند اگر یک کسی رفت با بچه معامله کرد قاضی میتواند بگوید معامله فسخ است.@ من رفتم خانهاش را گرفتم ماشین داشته ماشینش را خریدم، میگوید باطل است چون این نمیدانسته سرش کلاه برود، اصلاً کلمه کلاه رفتن سر یعنی چی؟ یعنی نمیتواند قیمت را درک بکند که چقدر و چطوری هست.@ مثلاً ممکن است یک قیمتی ده میلیون تومان باشد یک میلیون از او بخرند، بفروشد، در حالی که ده میلیون میارزید اگر کسی مطلق را رها کرد به محدود چسبید این دیوانه است اینکه خدا در قرآن اینها را دیوانه یا سفیه خطاب میکند.@ یعنی یک کسی که خدا را رها بکند و بچسبد به کمال محدود این دیوانه است ابدیت و جاودانگی را رها بکند بچسبد به جیفه دنیا، این معلوم است دیوانه است این معلوم است عقل ندارد تعبیری که قرآن میکند فاسق است فاسق یعنی غیر طبیعی، طبیعی نیست.@ پس علامت سلامت هر موجودی هر بخشی از انسان این هست که آیا با جفت خودش ارتباط دارد یا نه، حس با محسوسات، خیال با مخیلات، وهم با موهومات، عقل با معقولات، فوق عقل هم با کمال مطلق و جاودانه، اگر این بخش کار نمیکند تو در زندگی خیلی باختی.@ تو موقع مردن وقتی میخواهی از این دنیا بروی چیزی نداری با خودت ببری همه اینجا تلف و مصرف شده هر چه داشتی مصرف شده چون تو میخواهی بروی سرای جاوید، سرای جاوید هم سرای حکومت خداست.@ تو اصلاً با این خدا ارتباط نداشتی اصلاً معشوق و محبوبت نبوده لذا حقیقت(لا إله إلا الله) که بالاترین ذکر است همین است آنهایی که دلشان کار نمیکند یا زنگزده است یک مدتی باید این ذکر را بگویند البته آنهایی هم که کار میکند میگویند باید بگویند حداقل صد مرتبه انسان در روز بگوید تا دلش راه بیفتد.@ بگوید(لا إله إلا الله)، اله یعنی دلبر، معشوق، هیچ دلبری جز خدا ندارم هیچ معشوقی جز کمال مطلق ندارم حواستان باشد سنتی نخوانید فایده ندارد سنتی و مرسوم همینطوری بخوانید این(لا إله إلا الله) به دردتان نمیخورد وقتی دارید میگویید حواست باشد این(لا إله إلا الله) را که میگویید این(لا) را بیاور.@ لا یعنی انکار، لای نفی جنس هم هست هیچ دلبری هیچ معشوقی جز کمال مطلق لایق دل من نیست اصلاً فارسی بگو عربیاش مهم نیست دوباره بنشین تکرار کن هیچ معشوقی جز کمال مطلق لیاقت من را ندارد این(لا إله إلا الله) میشود اینقدر بگو تا قیمتت دستت بیاید قیمتت را باور نکنی خودت را مفت میفروشی.@
مفت میفروشی محصول 40 سال 50 سال 60 سال عمر هیچی، محصولش چه شده؟ یک خانه، همسر، چندتا بچه و نوه شده اینها را هم که حیوانات دارند مقام شده که مقام هم در حیوانات هست خانه شده که آنها هم خانه دارند.@ رئیس جمهور و وزیر و مدیرکل و رئیس کل شدی محصولش چیست؟ لذا قرآن فرمود اگر هشت چیز در نزد شما محبوبتر از سه چیز باشد شما دیگر طبیعی و انسان نیستید(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها)@ این آیه را هر هفته ما باید بگوییم تا باورمان بشود اگر این هشت تا چیز محبوبتر از خدا و اهل بیت که پدران حقیقی شما هستند و جهاد در راه خداست شما فاسقید یعنی تو محدودها را چسبیدی عاشقشان هستی نامحدود را خوشت نمیاید، کدام انسان اینطوری است؟@ یک کسی یک میلیون تومان را بگیرد ده میلیون تومان را بدهد میگوییم این چطور آدمی است این عقل ندارد تو که در محاسبات دنیاییات برای صد هزار تومان دلت اینطرف و آنطرف میشود خیلی کمتر از آن، برای هزار تومان هم خیلیها اینطرف و آنطرف میشوند چطوری کمال مطلق را دلت میاید از دست بدهی بهشت و جاودانگی را دلت میاید از دست بدهی؟@ حالا ان شاء الله هفته بعد یک بحث شیرینی داریم میخواهیم راجع به علامتهای دل سالم صحبت بکنیم معنایش را خوب بفهمیم. میفرماید(أدنی أهلِ الجَنَّۀ) أدنی یعنی پایینترین عضو بهشت یعنی ما از این پایینتر در بهشت نداریم مستضعفان بهشت هستند اینهایی که خیلی دیگر در بهشت مستضعف هستند.@ میفرماید بهشت این اینقدر بزرگ است که تمام بهشتیان را وقتی دعوت میکند شاهانه از آنها پذیرایی میکند و خداوند کمترین خدمهای که به او میدهد یک میلیون خدمه است، این حرفها قصه است!.@ در خودشناسی اینها بحثهای مهمی دارد یعنی وقتی آناتومی و بافت نفس را باز میکنی سؤال این هست که نفس چیست که حداقل یک میلیون خادم نیاز دارد چون اگر نیاز نداشت خدا عطا نمیکرد، میدانید یعنی چی؟@ یک شخص وقتی بهشت میرود دیگر کمجاترین آدم در بهشت بهشتش اینقدر است یک میلیون خادم دارد ما اصلاً خودمان را نمیشناسیم خدایی که ما را دعوت میکند به بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است ما متأسفانه نه عاشق کمال مطلق هستیم عاشق هستیم ولی ذاتاً عاشقیم.@ خدا فقط از ما این را نخواسته بلکه خواسته که اختیاراً عاشق بشویم خودمان هم بخواهیم به این عشق احترام بگذاریم و هیچ کس را جای خدا نگذاریم چون هیچ کس جز خدا معشوق و لایق دل ما نیست پیامبر فرمود من حرفی برای انسانها مهمتر از این نیاوردم که(لا إله إلا الله).@ حرفی باارزشتر و بالاتر از این نیاوردم که تو قیمتت فقط خداست کمتر نیست اگر به کمتر از خدا خودت را بفروشی بهشت هم حتی، امام کاظم(ع) فرمود بهشت پاداش بدنهای شماست، پاداش خودت فقط و فقط کمال مطلق و بینهایت است اگر به کمتر فروختی واقعاً لیاقتت این هست که له و تحقیر بشوی.@ یک زن وقتی خودش را به شوهرش میفروشد نگاه خوب این هست که میگوید این مرد خدا برای من گذاشته امانت خداست یک سلسله وظائف در مقابلش دارم یک مهرورزی باید به او بکنم مهرورزی جنسی غیر از مهرورزی دلی است.@ اینکه چون همسرم هست بچهام هست پدر و مادرم هست باید دوستشان داشته باشم در حیوانات هم این عشقها و دوست داشتنها هست از آن تعبیر میکنیم در مورد آدمها به عشق زمینی، این حس غیر از دل دادن است غیر از آن دلی هست که آدم میخواهد به معشوقش بدهد.@ ما متأسفانه چون آن بخشمان کار نمیکند همه عشق را میاوریم روی جنس مخالف میریزیم بعد شش ماه هم این عشق بیشتر کار نمیکند یکسال وقتی به هم میرسند تمام میشود بعد طرف میگوید پس چی شد؟@ هیچی تو از اول این را نباید اینجا میگذاشتی جایش یک کس دیگر است جایش یک معشوق دیگر بوده تو همه را پای این ریختی حالا اگر فردا به تو بگوید دوستت ندارم احساس بدی به تو دست میدهد یک کسی که نیاز به عاطفه دیگران پیدا میکند له و تحقیر میشود حقش هم هست که ضایع بشود.@ ولی وقتی که تو دل را برمیداری روی دلبر خودش میگذاری یعنی با فرمول(لا إله إلا الله) عمل میکنی یعنی فقط به خدا میدهی میتوانی بینهایت آدم را دوست داشته باشی اما گدای عاطفه هیچ کس نباشی.@ اگر همسرت به تو بیمحلی کرد بچهات قَدرَت را ندانست مادرت قدرت را ندانست پدرت قدرت را ندانست همکارها قدر ندانستند اصلاً احساس نمیکنی له شدی احساس نمیکنی تحقیر شدی چون تو از یک چیز بینهایت از یک معشوق و دلدادگی بینهایت برخوردار هستی که دیگر محتاج شئونات پایینتر نیستی.@ ما در فوق عقل اگر فوق عقل را فعال کنیم نیازهای پایینی دیگر برای ما آزاردهنده نمیشود اینکه ما میافتیم به گدایی به التماس از این و آن که فلان کس من را دوست داشته باشد فلان کس تنهایم نگذارد فلان کس نمیرد فلان کس را از دست ندهم بدون او من بدبخت و بیچاره هستم و دنیا برایم تیره و تار است.@ همه مال این هست که ما گدا بار آمدیم ما غذای خوب نخوردیم اصلاً غذای خوب ندیدیم چیزی به اسم عشق را ما اصلاً تجربه نکردیم ما همین پایینیها را امتحان کردیم همینها که حیوانات دارند بنابراین ما بدبخت و ضعیف میشویم لذا همیشه باید بیخود به خاطر اینکه از محبوب اصلیمان دور هستیم یکسره در دنیا زجر بکشیم و دغدغه این را از دست دادن و آن را از دست دادن را داشته باشیم.@ لذا یک عینک، روسری، مانتو، موبایل اینطرف و آنطرف بشود میبینی آدم حالش گرفته میشود چقدر آدم باید بدبخت باشد که به این چیزها آویزان باشد با یک موبایل، مبل، تلویزیون، با چهار متر زمین خاکی، با یک اتومبیلی که یک مقدار پشم و تشک و ابر و آهن و پیچ و مهره است این بالا و پایین بشود با یک مقدار غذا شخصیت طرف بالا و پایین میشود.@ اصلاً آرامش را نمیتواند احساس بکند چون دلش هزار جا پخش شده با هزارتا معشوق نالایق پیوند خورده بنابراین اصلاً نمیتواند مزه آرامش را بچشد وقتی میگویی قرآن مؤمن آرامش و شادی دارد این نمیفهمد چون با بخش حیوانیاش سراغ نماز آمده با بخش فوق عقلانی نیامده عاشقانه سراغ نماز نیامده اجباری سراغ نماز آمده.@ میگوید من نماز میخوانم که جهنم نروم روزه میگیرم کفارهاش را نمیتوانم بپردازم شصت روز روزه چه کسی میتواند بگیرد یا پولش را چه کسی میتواند بدهد یا بعداً چه کسی حوصله دارد بگذار ما هم مثل بقیه روزه بگیریم اما عاشقانه نیست همین که عاشقانه نیست ما صدمه زیاد میخوریم دیگر آن(لا إله إلا الله) به ما نمیچسبد.@ دل بزرگترین چیزی که میتواند دریافت بکند محبت است قاعده همه خلقت ریاضیات همه خلقت روی عشق و محبت است محبت حس به محسوس، محبت خیال به مخیلات، محبت وهم به موهومات، محبت عقل به معقولات، و محبت فوق عقل به کمال مطلق، لذا اصلاً کل این سیستم خلقت از بالا تا پایین براساس عشق و محبت است.@ قیمت یک انسان به این هست که عاشق چیست یعنی دلش با چی بالا و پایین میشود به چه بند است معشوقات، آرزوهایت، آمالت، دغدغههای زندگیات چه هست 20 تا را بنویس قیمتت دستت میاید اول این فرمولها را خوب یاد بگیرید که هر کدام چه هستند بعد معشوقاتتان را روی کاغذ بیاورید.@ یعنی آن چیزهایی که لذت نهایی زندگی شماست دلدادگیهای شماست را روی کاغذ بیاورید بعد در جدول بگذارید وقتی در جدول میگذارید قیمتت دستت میاید معلوم میشود تو چکاره هستی معلوم میشود که چقدر تا الان غذا خوردی اصلاً اشرافی بودن و گدا بودن از همینها معلوم میشود معشوقت اگر گداست گدایی است در شأن گداهاست گدا هستی.@ اگر معشوقت اشرافی هست تو هم اشرافی هستی از این میتوانی بفهمی به اینکه خانهات کجاست اشرافی بودن معلوم نمیشود چقدر تحصیلات داری اشرافی بودن معلوم نمیشود چقدر پول داری معلوم نمیشود پدر و مادرت کیست.@ اینها شئونات گیاهی و حیوانی است به اینکه چه چیزی در دلت هست این نشان میدهد که تو آدم اشرافی هستی ثروتمندی یا ثروتمند نیستی. پیغمبر فرمود اشراف امت من چه کسانی هستند؟ میگوید کسانی که قرآن در دلشان است یعنی نامه معشوق، نامه محبوب، بعضیها قرآن میخوانند میگویند قرآن بخوانیم ثواب دارد.@ برویم کلاس قرآن قرآن یاد بگیریم قرآن بخوانیم ثواب دارد اصلاً یک موقع نخواسته بفهمد که خدا با این با چه منطقی حرف زده خوب هم حفظ است ولی نمیفهمد ماه رمضان هم روزی یک جزء دو جزء میخواند اما هیچی نمیفهمد(لا خَیرَ فی قَرائَۀٍ لا تَدَبُرَ فیها) در خواندنی که فکر نیست ارزشی هم ندارد.@ مدام قرآن بخوان اما اصلاً حاضر نیست با شخصیت خدا آشنا شود خدا همه شخصیت خودش را در قرآن ریخته ولی ما از آن لذتی نمیبریم فرمود شراب است ولی ما از آن مست نمیکنیم حاملان قرآن یعنی این دنبال این هست که محبوبش به او چه میگوید.@ شما یک نفر را دوست داشته باشید در عشقهای زمینی زیاد اتفاق میافتد اصلاً عشق زمینی برای همین یک پل است برای اینکه آدم با عشق زمینی اگر تجربهاش کرد بتواند با عشق آسمانی خوب ارتباط برقرار کند یک نفر یک زبان دیگر است.@ من بارها خودم دیدم طرف عاشق یک دختری یا پسری شده از یک کشور دیگر، او که یک نامه برای این مینویسد این نامه را دستش گرفته مثلاً پسر برایش 20 صفحه نامه فرستاده چکار میکند مثلاً این هر روز این کلمات نامفهوم را میخواند؟ پنج دقیقه هم معطل نمیکند میدود میرود یک جایی دارالترجمه پیدا میکند که این چه نوشته تازه ترجمه هم نمیتواند احساساتی را که یک نفر با زبان اصلی بیان کرده بیان بکند.@ الان ما ترجمه خشکی داریم از بسم الله الرحمن الرحیم، اصلاً با آن حال نمیکنیم(به نام خداوند بخشنده مهربان) اصلاً این نیست مثل(لا إله إلا الله) است که هیچ حالی به ما نمیدهد چون به فارسی داریم از آن استفاده میکنیم اگر ما زبان اصلی را یاد میگرفتیم مست میکردیم.@ ولی ما دنبال معشوق نیستیم که زبانشان را یاد بگیریم الان ترجیح میدهیم انگلیسی را یاد بگیریم در انگلیسی پول و پز است یاد میگیرد زبان تکنولوژی، اما زبان فوق عقل و عقل نه، قرآن میگوید من زبان عقل هستم(إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ) اگر میخواهید عقلانیتتان کار کند بروید عربی یاد بگیرید.@ چون تمام زوایای بخشهای انسانی و عاشقانهترین حرفها در این زبان است من اصلاً نمیخواهم با خدا ارتباط برقرار کنم خدا به من تحمیل است من الان بعد از 50 سال نماز چهار رکعتم در سفر دو رکعت بشود کلی ذوق میکنم سفر بروم اصلاً نمیخواهم چون اصلاً او را نمیشناسم و نمیدانم کیست.@ این همه خدا عشق در این قرآن و نماز ریخته ما همیشه این را تحمیل و تکلیف میدانیم برای همین هم از آن بدمان میاید و فرار میکنیم چون خودمان را نمیشناسیم واقعاً قیمت خودمان دست خودمان نیست و خودمان را هم نمیشناسیم و نمیدانیم چه کسی هستیم.@ ما چه داریم اصلاً دل را نشناختیم آنوقت تعریفهایی که از ما میکنند معرفی میکنند که این آدم کیست تعریفهایی که میکند میبینی همه یا تعریفهای جمادی یا نباتی یا حیوانی است دیگر نهایتاً خیلی طرف را بالا ببریم مثل فلاسفه میگوییم حیوان ناطق است او را عاقل میکنیم اما عاشق نه.@ در حالی که خداوند دنیا را برای عشق آفریده میگوید من همه چیز را برای تو آفریدم تو را برای خودم آفریدم حاملان قرآن و اصحاب اللیل، اصحاب اللیل یعنی چی؟ آدم شب برای چه بیدار میماند؟@ الان شما بشنوید یک نفر عروسیاش را ظهر انداختند میگویند ظهر عروس و داماد را میخواهند بیاورند ساعت 10 ـ 11 آرایشگاه بردند و نزدیک ظهر هم آنجا میاورند ناهار را بخورید و بعد هم اگر کسی میخواهد از این فسق و فجورها انجام بدهد انجام بدهد.@ همان ساعت 1 ـ 2 ـ 3 بعد هم تعطیل شود خانهتان بروید این بیشتر مزه میدهد یا نه بگویند شما ساعت 6 غروب بیایید تا 12 شب؟ معمولاً شب است هر کسی خلوت با معشوقش را شب انتخاب میکند(إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قِيلاً) اصلاً شب را برای عیاشی و کیافی و تنها بودن گذاشتن چون خلوت است.@ آدم آرامش دارد با معشوقش بدون دغدغه، دوست دارد وقتی با معشوقش هست تلفن زنگ نخورد کسی کار نداشته باشد خودش باشد و محبوب، یک کسی که در قیمت خودش نمیبیند که شب برود با خدا خلوت بکند این معنایش چیست؟@ یعنی رشد انسانی ندارد یک کسی خودش را لایق خدا نمیداند مثلاً با تلویزیون و ویدئو و اینترنت و ماهواره و موسیقی و با یک آدم مثل خودش خلوت میکند اما هنوز به خودش نیامده که میارزد من و خدا دوتایی یکجا برویم در را هم ببندیم.@ برای خدا غُرق کنم هر کس با من هر کاری دارد بیاید ولی خداوکیلی این ساعت کسی پیش من نیاید این ساعت کسی با من کاری نداشته باشد تلفنها خاموش، تلفن ثابت را هم بیرون میکشم راحت یک جایی برای خودم میروم ما اصلاً اینطوری نیستیم.@ اصحاب اللیل خیلی مهم است یعنی یک کسی شب به هوس خدا میافتد تا در خلوت و شب میافتد یا در خلوت یا وقتی تنهاست میگوید آخ جان من تنها شدم، آدم در تنهایی معشوقش را میطلبد حالا معشوقش اگر حسی است سر یخچال میرود رستوران میرود اینقدر تخمه میخرد ذرت درست میکند.@ امروز داشتم از قم میامدم دیدم راننده خیلی بدجوری دارد رانندگی میکند گفتم خیلی عجله دارید؟ گفت میخواهم به فوتبال برسم مسابقه ایران است این مسابقه امر وهمی است پیروزی گفتیم جزء کمالات وهمی است.@ یک کسی یک کسی را ببرد یک کسی روی دست کس دیگر بلند شود چشم و همچشمیهایی که الان همه دارند لباس من بهتر باشد خانه من بهتر باشد بچه من خوشگلتر باشد شوهر من بهتر باشد اینها وهمی است این برای یک کمال وهمی الان کار را دارد تعطیل میکند گفت دیگر مسافر نمیکشم الان میروم خانه مینشینم فوتبال.@ اگر این فوتبال ساعت یک نصف شب بود تا سه مینشست اصلاً پِلک هم نمیزد خوابش هم نمیگرفت خمیازه نمیکشید چرت هم نمیزد ما چرا به خدا میرسیم چرتمان میگیرد برای اینکه ما بالغ نشدیم ما هنوز بچه هستیم ما بچههای ریش و سِبیلدار شدیم.@ همان بچهها هستیم یا موهایمان ریختیه یا ریش و سبیل در آوردیم سفید هم شده ولی همان بچهها هستیم ولی قبلاً با ماشین کوکی بود الان بنز شده قبلاً با چیزهای دیگر بود الان با چیزهای دیگر بازی میکنیم همان است هیچ فرقی نمیکند بچههای ریش و سِبیلدار، برای همین هم ما وقتی بالغ نیستیم نحوه عبادتهایمان هم بیکیفیت است پول خرج کردنمان هم بیکیفیت است.@ مثال بزنم: یک نفری که اهل ظواهر و شکم یا اهل واهمه است یک خانمی که مهمانی میدهد میخواهد سالاد درست کند، این سالاد را چطوری درست میکند؟ آش را چطوری درست میکند؟@ یک آش میخواهد درست کند چقدر ظرف میگیرد در اشپزخانه از ظرف پر شد که خانم میخواسته آش درست کند بعد هم در یک پیرکس خیلی خوشگل میریزد بعد هم کشک و نعناداغ و آنهایی هم که خیلی حس و حال قشنگتری دارند میبینی که با یک خط خوش با کشک یک چیزی مینویسند مثلاً الله مینویسد چون تأثیر دارد.@ شما با کشک الله بنویسید این الله را قاطی غذا بکنید واقعاً تأثیر دارد اینها را در بحث اسماء الله علمیاش را ثابت کردیم آن سیدی آب را یادتان نرود نگاه کنید که تحقیقات ژاپنی است الله، محمد، علی، فاطمه مینویسد یک سالاد را میخواهد بچیند چطوری میچیند جلوی مهمان میگذارد؟@ مردها و پسرها حوصله ندارند میگویند مادرجان بیاور بخوریم چه فرقی میکند تو اینطوری میگذاری حالا چیه که اینطرف خیار و کلم و کاهو و بعد هم یک دسته گل کاهو آن وسط چیدی گذاشتی ما که میخواهیم بخوریم چه فرقی میکند الان که میخواهیم همین الان قاطی کنیم خانم چقدر زحمت کشیده خطاطی کرده نوشته وقتی سر سفره میاید اول کار همین را به هم میزنند ملاقه را برمیدارند به هم میریزند.@ خانم کارش قشنگ است چون کسی که از غذا با چشم لذت نمیبرد فقط با دهان لذت میبرد این آدم پایین و کوچکی است آدم باید خیلی حرمت نگه دارد وقتی یک خانمی اینطوری غذا درست کرده باید چند دقیقه به این غذا نگاه بکند اول به چشم بدهد بخورد چون غذایی که چشم نخورد دل هم نمیخورد به درد نمیخورد.@ آن کار قشنگ است ولی شما نگاه کنید یک سالاد را چقدر برایش تشریفات دارند من خودم یک موقعهایی 20 سال پیش یک مؤسسه بزرگی داشتیم که همین آموزشهای معنوی داشتیم کنارش هم آموزشهای فنی و حرفهای و هنری هم داشتیم.@ شاید ده هزار نفر آنجا میامدند زیرمجموعه ما درس میخواندند کلاس سفرهآرایی هم داشتیم 20 ساعت سفرهآرایی درس میدادیم این 20 ساعت رفته دوره دیده که یک سفره را چطوری بچیند تا حالا شده یک کسی 20 ساعت برود یاد بگیرد که با خدا چطوری حرف بزند آداب نماز.@ 20 ساعت بگوید من یکجایی کلاس رفتم همین مباحث معنوی که شبهای احیا داریم همین است بگوید من 20 ساعت رفتم یاد بگیریم که با این خدا من چطوری باید حرف بزنم از همینها ما میفهمیم که چه کسی هستیم.@ خانهها را شما دقت کنید مُهرها و سجادهها را نگاه کنید معلوم است بیکیفیت است غالب افراد حوصله ندارند بروند روی سجاده نماز بخوانند حوصله ندارند لباسشان را عوض کنند یعنی با همان لباس آشپرخانه و لباس کار میخواهد زودتر از شر خدا راحت شود.@ مُهر را زمین میاندازد و تندتند تمامش بکند و یک نفسی بکشد اصلاً کیفیت ندارد اینقدر که برای خوردن یک اُملت تشریفات دارد برای یک نماز تشریفات ندارد این آدم میخواهد اوج بگیرد و بالا بیاید! برای چیدن یک سفره چقدر وقت گذاشتید؟@ برای یک معاشقه زمینی چقدر وقت گذاشتید و خلوت درست کردید؟ برای خدا تا به حال اینقدر لذت بردید و کار کردید؟ یک بار برای خدا من اینطوری تشریفات درست کردم؟ ما اصلاً حاضر نیستیم لباست را عوض بکنی مسواکی بزنی عطری بزنی.@ حالا خانمها خیلی خوب است بهتر از آقایان، چادرشان را عوض میکنند یک چادر خوب برای نماز گذاشته به حرمت خدا و معشوقشان لباسشان را عوض میکنند برای جنس مخالف 500 دست لباس دارد در خانه کمدش پر از لباس است هفته به هفته روز به روز عوض میکند ولی برای خدا نه، مگر برای خدا هم میشود؟@ بله برای همین مستحب است که خانمها بخصوص میخواهند نماز بخوانند آرایش هم بکنند مستحب است خدا که حس اینطوری ندارد ولی قشنگ است لذا شما در هیچ دینی به اندازه دین اسلام نظافت و تمیزی و مراقبت و غسل و آب و شستن و شانه ندارید ولی وقتی ما قیمت دستمان نیست هپلی زندگی میکنیم در شئونات پایین رعایت میکنیم.@ ولی شئوناتی که مربوط به خداست حرمت نیست در قیمتگذاریها و برای خرج کردن، برای بچهام چلوکباب میخرم با خانواده رستوران میرویم بعد میگوید غذا چقدر شد؟ 50 هزار تومان، بدون درد میپردازم.@ میگویم کیف کردیم همه اعضای خانواده نشستیم یک چلوکباب خوردیم ولی نوبت صدقه که میشود میخواهیم یک هزینه برای کاری برای امام زمان بدهم این پول را با چرتکه میدهم برای خدا میخواهم هزینه کنم میبینم اصلاً نمیتوانم هزینه کنم دردم میاید.@ خیلی از عزیزان من سراغ دارم آدمهای خیلی خوبی هم هستند اصلاً سال خمسی ندارند یعنی دارد پول حرام میخورد لقمه حرام نطفه حرام، به بچهها هم دارد آتش میدهد میخورند بعد میگوید چرا بچه اینقدر بیرحم و هار و بیعاطفه است.@ چرا شوهرم اینقدر بیوفاست چرا زنم اینقدر خشن است لقمه حرام دادی هنوز حرمت خدا را ندارد که اقلاً خمسش را بپردازد اینقدر خدا برایش عزیز نیست چه برسد که عاشق بشود بعد برای خدا برای معشوقش هزینه بالاتر از واجبات بکند اصلاً نمیتواند این کار را بکند.@ نمیتواند برای امام زمان اینقدر امام زمان برایش محبوب نیست که بخواهد پایش بایستد و پای این عشق پول خرج بکند پس ما دلمان را باید بشناسیم در دلت چه کسی هست چه کسی در دلت هست چقدر برایش قیمت قائل هستی با او چه مغازله و معاشقههایی داری«یک توپ دارم قلقلی است» اینها را میفهمیم.@ ولی حرفهایی که حافظ، شمس، زده مولانا که مثنوی است بیشتر فلسفی است ولی دیوان شمس تبریزی، ما اصلاً از این کرشمهها و نازها و عشقها و مغازلهها هیچ بهرهای نداریم اصلاً قیمت خودمان را انگار کم دیدیم برای خودمان اینقدر قیمت قائل نشدیم که مثلاً من بیفتم با فاطمه زهرا(س)، سیدالشهدا، امام زمان، و یک ماجرای عاشقانه را شروع کنم و پرورشش بدهم.@ شخصی، یک ارتباط شخصی، اگر هم ارتباط هست عمومی است در مسجد، هیئت، حسینیه برویم سینه بزنیم عزاداری کنیم و گریه کنیم اما شخصاً خودت چی، خودت عاشق شدی یک موقع بیفتی با خانم فاطمه زهرا یک رابطه دو نفره برقرار کنی کس دیگری در آن نیاید با امام زمان و سیدالشهدا.@ اینقدر هم متنوع خدا معشوق برای ما گذاشته سِنهای مختلف از یک علی اصغر شش ماهه گذاشته که آدم میتواند عاشقش بشود و با او چه روابطی داشته باشد از یک رقیه سه ساله تا این همه انبیاء و اولیاء و شهدا.@ الان من سؤال میکنم شما جواب بدهید، هر کدام از شما تا حالا با چندتا شهید روابط خصوصی برقرار کردید؟ مثلاً این همه شهید عند ربهم هستند آیه قرآن که دروغ نیست کشوری هم به اندازه ما الحمدلله ولی خدا و انسان حقیقی تربیت نکرده روی کره زمین، نه در طول تاریخ و نه در کره زمین، انسان حقیقی تولید نشده.@ هیچ جایی به اندازه ایران انسان واقعی که به اوج رسیده باشد تولید نکرده از این انسانهای واقعی ما چندتا رفیق خصوصی ما هستند؟ مثلاً سه تا شهید هستند که من با آنها یک رابطه خصوصی دارم شبهای جمعه، جمعهها، یک موقعهایی در حرم، از بین چهاردهتا معصوم دوتا سهتا پنجتا یکی از آنها رفیق صمیمی من هستند خوب است.@ همین که آدم بفهمد بلد نیست خوب است بعداً باید یاد بگیرد میافتند عشقبازی یاد بگیرم الان در عشقهای زمینی هم هستند یک بنده خدایی دانشجویی آمده بود مخ من را خورد یعنی من میخواستم وضو بگیرم این هم ایستاده کنار توالت ایستاده بود.@ آمدم سرم را بشویم چون گریم کرده بودم برای فیلمبرداری، سرم را میشستم این دوباره آمده بود داشتم حوله میگذاشتم ایستاده بود گفت رفتم خواستگاری خراب کردم الان دختر دارد از دستم میرود تو رو خدا بگو من باید به او چه بگویم، گفتم من چهار جلسه 90 دقیقه خواستگاری گفتم برو آنها را یاد بگیر ببین باید چطوری با دختر حرف بزنی.@ همین بد حرف زدن ممکن است آدم معشوقش را از دست بدهد پسر و دختر را از دست بدهد حرف زدن مهارت میخواهد من چه بگویم که بتوانم زندگیام شاد و شیرین بشود چقدر زن و شوهرها هستند الان ما 90% طلاقهایمان مال بد حرف زدنهای زن و مرد است با هم خوب حرف نمیزنند.@ به هم احتیاج دارند همدیگر را هم دوست دارند به شدت هم دوست دارند اما نمیدانند که مهارت ارتباط کلامی ندارد نمیدانند که باید چطوری با هم حرف بزنند همینطوری زندگیشان خراب میشود یک عشق زمینی را میخواهی نگه داری وقتی مهارت نداشته باشی از دستت میرود یک عشق آسمانی که خوشبختانه آنها بیشتر ما را دوست دارند.@
چون ما را بیشتر دوست دارند به ما خیلی فرصت میدهند که ما خودمان را درست کنیم و بسازیم و آشتی کنیم ولی ما سر عقل نمیاییم از مستی بیدار نمیشویم به هوش نمیاییم که باید بالأخره یک کاری بکنیم من باید از زمین بکَنم من باید از اینجا در بیایم.@ من باید از کمالات جمادی و نباتی و حیوانی بیرون بیایم من باید پرواز کنم من اصلاً دوست ندارم اینطوری بمیرم من یک حیات ابدی و جاودانه پیش خدا دارم در روایت داریم خدا فرمود به اندازهای که قرار است با من زندگی بکنید با من انس بگیرید.@ ما قرار است چقدر با خدا زندگی کنیم؟ ما همه اینهایی که در زمین هستیم از دستشان میدهیم همه از بین میروند ولی با خداوند یعنی کمال مطلق با کمال مطلق قرار است چقدر زندگی کنیم؟ بینهایت، شروع کن یواش یواش با او رفیق بشو و انس بگیر این ارتباط برایت موضوعیت داشته باشد و این ارتباط را فعالش کن.@ تا وقتی که ما دلمان را نبریم پیش دلبر حقیقی خوار شدن و ذلیل شدن و گدایی و له شدن و تحقیر حق دلمان است چون خودفروشی کردیم قیمت دستمان نیست همیشه باید توسری بخوریم و تحقیر بشویم.@ اما وقتی بالا رفتی زینب کبری(س) میشوی وقتی به یزید میگوید(یزید إنّی أستَصغِرُک) یزید من تو را خیلی خوار و کوچک میبینم اصلاً یکذره این خانم احساس شکستگی نکرد(و ما رأیت إلا جمیلا) جز زیبایی هیچی ندیدم.@ حالا ان شاء الله هفته بعد میخواهیم یک مقدار مباحث راجع به علامت سالم بودن دل را علامت اینکه ما اصلاً اگر قرار باشد همچین عشقی ایجاد بشود چه چیزی میخواهد. ما نمیدانیم که باید چکار کنیم برای عاشق شدن ما باید چکار کنیم؟ معشوق را باید بشناسیم.@ لذا چون در بحث اسماء الله در مورد معرفت الله صحبت کردیم در بحث یاد خدا هم صحبت کردیم و همچنین مباحث معنوی، عزیزان به این سه بحث مراجعه کنند چون تکرار شده نمیگوییم.@ پس سه بحث یاد خدا، مباحث معنوی و مباحث انسانشناسی، اسماء الله هم همینطور، مفصل در مورد معرفت الله سخن گفتیم هفته بعد میخواهیم راجع به این صحبت کنیم که علامت یک دل سالم این بود که محبت دارد یک مقدار در مورد مظاهر محبت کار میکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ این چندتا کتاب را حتماً عزیزان بگیرند برایشان خیلی مفید است پاسخ به شبهات اینترنتی است کتاب خیلی خوبی است دو جلد در مورد شبهاتی که در قرآن هست شبهاتی که در مورد خانمها هست در دین اسلام، شبهات اعتقادی و شبهاتی که اهل سنت نسبت به شیعه کردند.@ این چهارتا کتابی هم که در موضوع عشق هست گفتم هم خودتان بخوانید و هم به همه و بچههایتان توصیه کنید شعله عشق، نشان لیاقت عشق، عشق بدون قید و شرط، معجزه عشق، کتاب مطالعه با تمرکز هم خیلی مهم است به عزیزان عرض کردم کتاب مطالعه با تمرکز را بخوانند برای مطالعاتشان خوب است تفسیر هم الحمدلله جلد یک که یک مدت نبود رسیده.@