اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره حالتهای قلب بود فرمایشی را از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) عرض کردیم که(اِنَّ هذِهِ القُلوب تَمَلُوا کَما تَمَلُوا اَبدان فَابتَغُوا لَها طَرائِفَ الحِکَم) این قلبها این دلها مانند بدنها ملول میشوند برای آنها یعنی برای این دلهایتان حکمتهای تازه بجویید.@ جلسه گذشته در مورد وضعیت خلقت انسان توضیح دادیم که انسان چون از جنس فوق عقل هست بالاتر از عقل هست جنس او ساختار روحی او بالاتر از عقل است یعنی از روح هست قرآن فرمود(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسان دمیدم.@ جنس ما از روح خداست و این روح قبل از اینکه به دنیا بیاید و تنزل دارد بیاید پایین به بدنها تعلق بگیرد در نزد خداوند تبارک و تعالی در بالاتر از مقام فرشتهها قرار داشته و گفتیم فرشتهها و سایر عوالم وجود از همین روح که اسمهای دیگری مثل لوح قلم عقل و نور محمد(ص) دارد خلق شده.@ بنابراین ما قبل از اینکه به دنیا بیاییم همه چیز را داشتیم همه قابلیتها و کمالات را داشتیم همه علوم را خودمان قبلاً داشتیم لذا وقتی که دنیا میاییم کار ما این هست که حجابها و موانع را برداریم علوم و نورانیتها شادیها و آرامشها از قلب خود ما تراوش میکند.@ دنبال شادی و آرامش اگر یک کسی بیرون از وجود خودش بگردد دچار سراب شده یعنی تا آخر عمر باید بدود هیچ وقت هم به آن چیزی که میخواهد نمیرسد انسان باید کانون شادی، آرامش، خوشبختی، علم همه چیز را در قلب خودش پیدا بکند چون همه را دارد.@ لذا اگر دقت کرده باشید قرآن کریم پیامر را مذکر معرفی میکند یا قرآن را ذکر معرفی میکند یعنی یادآوری هست در کلاسهای قبل اگر یادتان باشد ما اسماء الهی سوره توحید و آیات زیادی از آیات قرآن را از نفس خودمان خارج کردیم بدون اینکه بخواهیم از یک آیه یا از یک روایت استفاده بکنیم.@ دیدیم که همه چیز در وجود خودمان هست همه حقائق عالم در قلب خودمان هست اینکه ما ابهام و گیجی و گنگی داریم و خیلی وقتها ملول میشویم به خاطر این هست که تعلقاتی که به زمین و کمالات زمینی پیدا کردیم باعث شده که از حقیقت انسانی خودمان و حقیقت آسمانی خودمان فاصله بگیریم.@ و چون از حقیقت آسمانی خودمان که همه کمالات را داشته فاصله گرفتیم در این گداخانه دنیا گرفتار غیر خودمان میشویم یعنی یکسره خارج از وجود خودمان دنبال یک چیزی میگردیم که ما را آرام بکند به ما شادی و آرامش بدهد و همچین چیزی هم یافت نمیشود آن چیزی که بیرون هست یک سلسله اشباعهای کاذب است.@ مثل پستانک میماند برای بچه که شیر ندارد نه سینه مادر است که آرامش داشته باشد عاطفه از آن تولید بشود نه شیر دارد که سیر بشود هیچ کدام از خواص سینه مادر را ندارد فقط یک شبه هست از سینه مادر که موقتاً ممکن هست بچه لحظاتی دقائقی آرامش پیدا بکند و بعد وقتی فهمید که هیچی از او نمیاید سروصدای بیشتری خواهد کرد.@ بچه در خستگی وقتی شما پستانک دهانش بگذارید در خستگی و خوابآلودگی ممکن است به توهم سینه مادر چند لحظهای آرامش پیدا بکند همان چند لحظه باعث خوبآلودگی و خواب رفتنش بشود شما میگویید من پستانک گذاشتم دهانش ساکت شد خوابید.@ اما روند نیاز به عاطفه مادر و روند نیاز به شیر مادر با اینکه این خواب است کماکان ادامه پیدا میکند یعنی هست لذا دفعه بعد که از خواب بلند میشود با شدت بیشتری گریه میکند با ولع بیشتری گریه میکند دیگر اگر آن موقع پستانک دهانش بگذاری دیگر آرام نمیشود فقط سینه مادر را میخواهد.@ ما هم همینطور هستیم ما هم ممکن هست با اشباعهای کاذب یعنی چیزهایی خارج از خودمان پستانکهای خارجی چیزی خارج از خودمان یک مدتی سرگرم بشویم یک مدتی با لباس یک مدتی با بدن یک مدتی با قیافه یک مدتی با جواهرات طلا زینتآلات ظروف فرش مبل تلفن همراه اتومبیل لوستر.@ یک مدت با سفر رفتن اینطرف آنطرف داخل خارج کوه دریا یک موقع با کمالات دیگر یک موقع با کمالات نباتی حیوانی جمادی انسان مشغول بشود ولی هیچ وقت به آرام و قرار نمیرسد و این فقط و فقط آن چیزی را میخواهد که حقیقتاً با خودش سنخیت دارد و او را آرام میکند.@ بنابراین انسان تا وقتی سراغ خودش نرود و کانون آرامش را در وجود خودش پیدا نکند بیرون خبری نیست بیرون هر چه که هست اشباع کاذب است هیچی نیست مگر اینکه آن چیزی که از بیرون دریافت میکند همسنخ خودش باشد لذا حضرت فرمود دلها مانند بدنها ملول میشوند پس برای دلها حکمتهای تازه بجویید.@ اگر ما دنبال حکمت هستیم از سنخ خودمان اگر باشد آراممان میکند لذا یکی از راههای بسیار مهم و قدرتمند درمانی همین ارتباط با حکمت در بیرون هست کسانی که برنامههای مطالعاتی دارند کلاس دارند استاد دارند اینها معمولاً جوان میمانند زود پیر نمیشوند زود افسرده نمیشوند بیمار هم نمیشوند.@ بیماریهای مختلفی روحی روانی افسردگیها غصهها غمها پژمردگیها مال کسانی هست که ارتباطی با حکمتهای تازه ندارند حکمتهایی که از سنخ وجود خودشان هست از روح خودشان هست و الا بارها شده ما دیدیم کسانی که 10 سال 20 سال من حتی مورد داشتم 27 سال قرص اعصاب میخورده برای اینکه آرامش داشته باشد.@ وقتی برایش یک برنامه تنظیم کردیم یک برنامهای که بتواند آن چیزهایی که نیازهای اصلی روحش هست پیدا بکند این برنامه را دو ماه سه ماه اجرا کرده خودش میگفت من بعد از سه ماه هیچ احتیاجی به دارو نداشتم چون کاملاً به آرامش رسیدم به شادی رسیدم و الان قرص هم نمیخورم به دکترم هم گفتم که دیگر قرص نمیخورم یواش یواش قرصهایم را کاهش دادم.@ پس این ملول بودن خودمان را باید با گریه و زاری و زور زدن و پژمردگی و یک گوشه کز کردن و قطع ارتباط و جیغ و داد و فریاد و با این چیزها نمیشود موسیقی گوش کنم مثلاً خوب بشوم بروم پارک، اینها موقتاً ممکن است تسکین باشد اما آن چیزی که قلب را قدرت میدهد تغذیه میکند.@ مثل بدن شما بدن اگر ضعیف باشد باید غذای مناسبش را به آن بدهید چاره دیگری ندارید یعنی باید آن نیازش تأمین بشود روح هم همینطور هست باید حتماً آن طرائف الحکم یعنی حکمتهای تازه را به آن بدهید اگر حکمتهای تازه را به آن بدهید میبینید همیشه نشاط دارد قدرتمند است.@ اصلاً به راحتی عصبی نمیشود به راحتی پرخاش نمیکند به راحتی به غصه نمیافتد به راحتی به پژمردگی نمیافتد یک روح شاد قدرتمند و در حال تکامل خواهید داشت پس ما باید حتماً همانطور که در بین مواد غذایی در فروشگاه میگردیم شما یک سوپرمارکت خیلی بزرگ که میروید این چرخ را که برمیدارید میروی لای این قفسهها که میگردی.@ شاید الان فکر نکنی که اینقدر خرید میکنی وقتی میروی آنجا میبینی که من نخود ندارم لوبیا ندارم عدس ندارم گوشت هم میخواهم مرغ هم میخواهم ماهی هم میخواهم فلان موضوع فلان مورد جزء نیازهای بدن هست انسان میبیند که چرخ را پر کرده و یک هزینهای هم برایش میدهد.@ در فریزر هم خانمها میچینند انواع نوشیدنیها انواع ترشیجات مربها سبزیها گوشتها انواع و اقسام میچینند پر میکنند میگویند این نیاز خانواده است خانواده باید داشته باشد همه باید بخورند اما اگر به یک خانمی بگویی ده تا کتاب اسم ببر ده تا کتابی که نیازت را برطرف بکند مثلاً میتوانی به دیگران هم توصیه بکنی که استفاده بکنند.@ مثلاً خواهرت مادرت برادرت فرزندت دوستت همسایهات فکر کردی فلان نیاز را داری بگو میگوید من نمیدانم اصلاً سراغ ندارم، نمیرویم برای پیدا کردن حکمتهای تازه سرمایهگذاری کنیم وقت بگذاریم ببینیم چه چیزهایی میتواند جان ما را آرام بکند به روح ما شادی بدهد به مطالعه خیلی اهمیت نمیدهیم.@ درسخوانها هم لزوماً اهل مطالعه نیستند ما بیشترین شکستهایمان و بیشترین مشکلات روحی روانیمان در طبقات درسخوان و تحصیلکرده است یعنی درسخوانهایمان بیشتر شکست میخورند از طلاق شما بگیرید تا بیماریهای روحی روانی تا خودکشی تا هر چیز دیگر، این لزوماً آدم اهل مطالعهای نیست این فقط درس خودش را خوب میتواند بخواند.@ ولی اگر به او بگویی یک چیزی هم برای شادی روح خودت بخوان برای آرامش خودت بخوان میگوید درس دارم نمیرسم برای همین من غالباً دانشجویان خودم که میبینم مثلاً این 10 ـ 12 هزار تا ما دانشجو در مؤسسه خودمان عضو داریم غالباً یک موقعهایی که بعضیها به من میگویند که ما الان در وضعیت روحی خاصی هستیم فشار داریم من میگویم اصلاً مرخصی تحصیلی بگیرند.@ توصیه که میکنم این هست که یک ترم را مرخصی بگیرند درس دیگر نخوانند از درسهای خودشان فاصله بگیرند یا لااقل واحدهای کمتری بگیرند یک مقدار به خودشان و دلشان برسند آن طرائف حکمت را نیاز دارند انسان انواع و اقسامش را نیاز دارد که داشته باشد.@ یک موقعی با شعر مسئلهاش حل میشود انسان یک کتاب شعر حکیمانه داشته باشد خیلی راهش میاندازد یک موقع هست با قصه و با داستان است آدمها حالتهای مختلف دارند از همه آنها هم باید ما داشته باشد یعنی ما باید چند تا کتاب داستان خوب داشته باشیم داستانهای آموزنده که خیلی میتواند کمکمان کند.@ یک موقعی حدیث هست احادیث معصومین هست یک موقع هست آیات الهی هست یک موقع هست درسهای معنوی هست یک موقع هست بحثهای حکیمانه هست یک موقع هست شعر است چیزهای مختلف انسان باید در خودش داشته باشد.@ یک موقع میروی سر قفسه کتابخانهات، الان میبینی حالت هم خوب نیست نیم ساعت وقت داری ولی نگاه میکنی به قفسه میبینی آن چیزی که میخواهی برداری حالش را نداری بخوانی اما اگر متنوع داشته باشی دیدید سر یخچال که آدم میرود بالاخره یک چیزی پیدا میکند برای خوردن که خوشش بیاید.@ میگوید مثلاً الان من این را خوشم نمیاید ولی یک چیز ترش الان دوست دارم یک چیز خنک الان دوست دارم بخورم این مثلاً در یخچالش آب زرشک هست آلبالو هست برمیدارد میخورد حالش هم خوب میشود.@ من یادم هست سرطان که داشتم در شیمیدرمانی هیچ نوع غذایی نمیتوانستم بخورم غذا برایم خیلی سخت بود بهترین غذایی که دوست داشتم یعنی بیشترین تحریک را در من ایجاد میکرد وقتی خانم من زحمت میکشید درست میکرد من حالم خراب میشد بوی این غذا به من میخورد بعد میوههای دیگر کنسرو کمپوت.@ ولی یک میوه بود هر وقت این را جلوی من میگذاشتند من میتوانستم این یک میوه را بخورم با همان یک میوه هم من خودم را توانستم سراپا نگه دارم تا سیر درمانیم تمام بشود انسان باید بشناسد این تنوع خیلی مهم است اگر تنوع در غذاهایمان نباشد تهوع ایجاد میشود.@ همانطور که مثل پارچه است مثل رنگ است مثلاً شما همیشه یک رنگ بپوشید در لباسهایتان بعد از یک مدت زدگی ایجاد میشود کسالت ایجاد میشود باید همانطور که تنوع در رنگ داشته باشد تنوع در مدل در خانه همینطور باید آدم دائماً سعی بکند که خانه یکنواخت نباشد.@ سالی یکبار لااقل یک تغییراتی بدهد حالا لازم نیست خرج بکند اگر خرج میکند کم تغییراتی ایجاد بکند در رنگها در غذاها هم همینطور انسان متنوع درست بکند در میوهها همیشه یک میوه نخورد متنوع بخورد در غذاهای معنوی هم همینطور انسان باید دائماً تنوع ایجاد بکند برنامههای گوناگون داشته باشد تنوع ایجاد بکند.@ لذا اگر برنامههایتان را دقت کرده باشید ما در برنامههایی که برای اکثر شما نوشتیم برنامه را خیلی متنوع نوشتیم از موضوعات مختلف کتابهای مختلف سیدیهای مختلف برنامههای عبادی گوناگون از سبک تا سنگین و ورزش و برنامههای دیگر که انسان بتواند خودش را با این تنوع بالا بکشد و بالا بیاید.@ پس این یادمان نرود طرائف خیلی مهم است این طُرفه بودن خیلی مهم است تازگی داشتن خیلی مهم است تازه باشد انسان همیشه سعی بکند توجه به تازگی در همه چیز داشته باشد خوراکهای روحیش همینطور.@ چند روز پیش یک خانمی را دیدم خیلی خانم خوبی بود اهل تهجد و اهل ذکر و دعا یک ملاقاتی ما داشتیم به من گفت که من احساس میکنم گاهی وقتها این ذکرها را که دارم میگویم خیلی تکراری است خسته دارم میشوم گفتم اینها را دیگر نمیخواهد بگویی اینها را قطع بکن یک ذکر جدید بگو آن اسمها را کنار بگذار این اسم جدیدها را بگو.@ آدم معشوقش را همیشه با یک اسم صدا نمیکند مختلف صدا کن برایش دوباره یک ذکر جدید نوشتم گفتم اینها را انجام بده تازهتر هم هست شیوهاش هم عوض میشود ذکر و دعا هم انسان میخواند باید حواسش باشد که به تازگی توجه داشته باشد.@ در غذاها هم همینطور در غذاهای جسمی همینطور این را حتماً خانمها توجه داشته باشند متأسفانه مثل رستورانهای ما شده شما وقتی رستوران میروید میخواهید غذا بخورید میگویید حالا چه چیزی دارید؟ میبینید که یک فهرست جلوی شما میگذارد مثلاً 10 ـ 12 تا غذای ثابت ولی یک جای دیگر میبینی چلوکباب کوبیده برگ چلومرغ جوجه حالا اگر خورشت هم داشته باشد قیمه قورمه.@ این خورشت را هزار جور دیگر هم میشود درستش کرد این سیبزمینی را هزار بلا میشود سرش آورد الان هم که تلویزیون این همه برنامههای آشپزی خوب دارد سالادهای مختلف با یک ماکارونی هزار جور غذا میشود درست کرد با سیبزمینی با یک مرغ میشود چقدر بلا سر این مرغ سر این گوشت سر این ماهی آورد که تنوع داشته باشد.@ اصلاً ما استفاده نمیکنیم سالاد هم که هست همیشه همینطور هست کاهو خیار گوجه، ما انواع کلمها داریم انواع تربها داریم خدا اینها را برای ما آفریده ما چند رقم ترب داریم همین ترب سبزی هست بعضیها که اصلاً طرفش نمیروند ما ترب سیاه داریم ترب سفید داریم.@ فلفل دلمهای فقط سبزش را استفاده میکنیم هر رنگی یک خاصیت برای بدن دارد یعنی کاری که فلفل دلمهای نارنجی میکند سبز نمیکند کاری که قرمز میکند زرد میکند سبز نمیکند اصلاً رنگها فرق دارد تنوع ایجاد بکند بعد هم میگوید حالا میماند خراب میشود شما برو یک فلفل دلمهای قرمز بگیر بگذار.@ سبزیها متنوع، انواع کلمها ما داریم از این کلمها استفاده بشود سبزیجات ترهفرنگی دارید سبزیهای مختلف هست در غذا انواع سوپهای مختلف را میشود درست کرد آدم قارچ استفاده بکند نخودفرنگی استفاده بکند ذرت استفاده بکند متنوع تغییر بدهید غذاها هم بچهها هم اینطوری نیازهایشان تأمین میشود.@ یک موقع هست یک ویتامین خاص از طریق پرتقال جذب نمیشود همان ویتامین را شما با کیوی هم میتوانی به بچه برسانی کیوی نمیخورد یک طور دیگر به یک شکل دیگر به او بده این تنوع را باید دقت بکنیم که حفظ بکنیم این تنوع برای ما نه هزینهای دارد اگر هم داشته باشد خیلی کم هست.@ در مسائل فکری و روحی هم ما باید همینطور به آن توجه کنیم اگر کسی میخواهد تنوع در مواد غذایی را متوجه بشود یکبار مفاتیح را ورق بزند یکبار آیات قرآن را ورق بزند ببینید آیات قرآن چقدر موسیقیهایش با همدیگر متفاوت است یعنی جزء 29 موسیقیش با جزء 30 فرق میکند مشترک دارد متفاوت هم دارد جزء 28 یک جور جزء 27 یک جور سورههای طوال یک جور سورههای مختصر یک جور متوسطها یک جور.@ یک مطلب را با گونههای مختلف با آهنگهای مختلف خداوند تبارک و تعالی برای ما قرار داده مفاتیح ما از دعای نیم خطی داریم ذکر یک کلمهای داریم تا یک دعایی مثل دعای عرفه مثل کمیل مثل ابوحمزه برای کسانی که بدمستیهای خیلی زیادی دارند اشتهایشان خیلی زیاد است قدرتها و کششهای زیادی دارند بتوانند استفاده بکنند.@ پس به تنوع خیلی توجه بکنیم ببینیم میلمان به چه چیزی میکشد این را قبلاً در انسانشناسی هم پدیده هوس را گفتم شما در حالتهای مختلف هوس که به شما دست میدهد چیز بدی نیست هوس را مخصوصاً خدا گذاشته برای اینکه نیاز شما تأمین بشود یک موقع هم هوس میکنی میگویی الان نمیدانم چرا هوس همچین چیزی کردم الان فصلش هم نیست.@ فصلش نیست یعنی بدن یک جایی کم آورده وقتی کم آورده با هوس به شما اعلام میکند که آقا این الان نیاز دارد نگویید این بد است هوسبازی است شکمچرانی است نه اینطوری نیست آدم خودش را میشناسد که نه من آدم شکمچرانی نیستم عفت بطن دارم عفت شکم دارم به کسی ظلم شکمی به کسی ندارم آدم گرگی نیستم آدم وحشی نیستم.@ ولی الان میبینم که میلم میکشد بروم یک چیز ترش بخورم آدم میرود میوه ترش انتخاب میکند چند جور آلو داریم آلوهای تمیز و خوب آدم میتواند انتخاب بکند یک موقع من چیز شیرین میخواهم حتماً بدن نیاز پیدا کرده این را جدی بگیریم.@ عین همین مسئله هم در روح اتفاق میافتد یعنی ما باید دنبال بهانهگیریهای روحمان باشیم روحمان اگر دارد بهانه میگیرد بدان یک چیزی میخواهد اگر ندانیم چه چیزی میخواهد خیلی بد میشود در پدیده هوس اینکه فرمودند از هر میوهای حتماً خورده بشود متنوع خدا برای ما هزار جور خوراکی گذاشته همه را استفاده کنید.@ چون وقتی که شما استفاده کردید در حافظه شما میرود یک موقعی که بدن نیاز دارد سیستم هوس دارد نمونه را که به یادت بیندازد این را میخواهم خودش سفارش میدهد در غذاهای معنوی هم همینطور هست در غذاهای معنوی کسی که خوراکهای متنوع را سراغ دارد الان میداند یک چیزی میخواهد اما نمیداند چیست.@ این میگوید بروم زیارت عاشورا بخوانم اصلاً حالش نیست توسل بخوانم اصلاً حالش نیست قرآن بخوانم اصلاً حالش نیست روضه بخوانم میبیند حالش نیست ولی وقتی که متنوع سراغ دارد میگوید من الان میدانم چه چیزی به دردم میخورد من الان باید مناجات شماره 13 را بخوانم به اضافه مناجات شماره 5 را بخوانم.@ ما 15 تا مناجات داریم من الان باید مناجات 1 را بخوانم الان حالم با مناجات 1 حل میشود الان من در یک وضعیت روحی هستم دلم میخواهد گریه بکنم اما با روضه هم نمیتوانم گریه بکنم چون موضوع گریهام الان این موضوع روضه و عزاداری و این حرفها نیست.@ حال عرفانی هم ندارم فقط دوست دارم گریه کنم الان هم نمیتوانم با خدا حرفهای عرفانی بزنم چون چند تا گناه گردن کلفت صبح مرتکب شدم الان بخواهم بروم بگویم دوستت دارم خودم میفهمم که دروغ است چون وقتش نیست ولی الان حال این را دارم که بیفتم روی پای خدا بگویم معذرت میخواهم اما بلد هم نیستم بروم این کار را بکنم.@ ما مناجات مخصوص داریم برای این معذرتخواهی برای اینکه به خدا بگویی خدایا من از دست خودم شاکی هستم اعصابم از دست خودم خورد است خدایا تو هم کوتاه بیا وقتی آدم سراغ دارد سراغش میرود.@ یک موقع هست حالت ذکر دارد یک موقع حالت توبه دارد دعای مخصوص توبه را میگوید یک موقع هست حالت عشقی دارد میخواهد به خدا بگوید دورت بگردم دوستت دارم میرود آن کلمات مخصوص خودش را انتخاب میکند.@ پس روی این تنوع باید کار بکنیم تنوع عبادات تنوع ذکرها تنوع دعاها تنوع کتابها نویسندگان مختلف اساتید مختلف این را باید انسان حواسش باشد که غذای روحی خودش را آن حکمتهای تازه را همیشه سراغ داشته باشد.@ فرمایش بعدی از امام رضا(ع) (اِنَّ لِلقُلُوبِ اِقبالاً وَ اِدبار) دلها یک رویکرد و رویگرد دارند گاهی وقتها میخواهند گاهی وقتها نمیخواهند گاهی وقتها دوست دارند گاهی وقتها بدشان میاید یک استقبال دارند یک حالت پشت کردن دارند این حالت قلب است.@ پس حواسمان در قلب باید باشد که من الان باید چکار بکنم رفتیم مشهد همه میخواهند از هتل بیرون بیایند بروند حرم، تو هم میخواهی بروی ولی مثلاً میبینی آنطوری نیست که الان من بروم بایستم جلوی اذن دخول، چون اذن دخول خیلی در زیارت مهم است.@ اگر اذن دخول به تو نمیچسبد اصلاً وارد حرم نشو برگردد برو بنشین در هتل یک تلویزیون نگاه کن برو در لاوی هتل بنشین یک قهوه بخور یک پارکی برو یک قهوهخانهای برو یک نیم ساعت بگیر بخواب یک دوشی بگیر حالا لازم نیست همه دارند حرم میروند من هم بدوم حرم بروم، نه من الان حرم نمیایم.@ من الان بمانم بخوابم خیلی بهتر است یک غذا بخورم خیلی بهتر است یک چایی بخورم خیلی بهتر است یک تلویزیون نگاه بکنم خیلی بهتر است تا آن حس بیاید حس که آمد آن موقع بلند بشو برو اگر حس بیاید و بلند بشوی بروی خیلی خوب هست.@ نصف شب قرار گذاشتی حالا بلند شدی میبینی نه خیلی بیحالتر و کسلتر و داغونتر از این حرفهایی که بلند بشوی حرم بروی آنجا هم بروی باید بگیری بخوابی نرو بگیر بخواب یا در حرم نشستی خیلی خوب و خوش و خرم داری حرف میزنی بعد یواش یواش میبینی خسته هستی.@ قبلاً نمیگذاشتند اما الان یک جایی را در نظر گرفتند در حرم که آدم میتواند بگیرد بخوابد برو تخت بگیر بخواب خانه پدرت هست به قول میرزا گفت خانه پدر است گاهی وقتها خودش آنجا ما را میخواباند برای اینکه خستگیمان در برود برو بخواب با نشاط بلند بشو این کار را انجام بده.@ به چند تا از عزیزان گفتم عرفه را چکار کردید؟ گفت عرفه ما خواندیم ولی پدرمان درآمد خواندیم این چه عشقبازی هست در عشقبازی که پدرش در نمیاید رفته آنجا صفا بکند گفت ده دفعه چرت زدم خسته بودم بعضیها کنترادی فکر میکنند باید هر چه مداح خواند سه ساعت با او بروند نه آدم میتواند یک ساعت نیم ساعت خودش بخواند نیاز هم نیست از اینها تبعیت بکند.@ بنشین خودت بخوان فارسی نه هیچ اشکالی ندارد دو صفحهاش را بخوان سه صفحهاش را بخوان پنج صفحهاش را بخوان هیچ اشکالی ندارد اگر حرف حسابی داشته باشی بزنی چون عرفه است باید حرف از عرفان و معرفت و دوستی و شناخت باشد.@ مثلاً میگویند آن دعا را بخوانید برای اینکه آن دعا یک سوژهای هست برای پرواز ما باید آن حس باشد نیست حالا انسان از آن یک چیزی یاد میگیرد و الا خیلی حرفها هست آدم میتواند بزند حرفهای قشنگ هست میتواند یک کتاب جای آن بخواند میتواند یک سیدی گوش بکند یک سیدی معرفتی آن عرفهاش خیلی قشنگتر از این هست بهتر از خیلی از کسانی که رفتند آنجا نشستند.@ گفتم این درست نیست شما دعای عرفه را بخوان هر وقت نشاطت تمام شد ترمز را بزن یک چایی بخور یک میوه بخور در نماز هم همینطور الان نماز ظهر را خواندی ولی واقعاً نماز عصر را بخوانی میبینی که باید زوری تمامش بکنی این کار هم خیلی زشت است توهین است و ضمناً گناه هم دارد وقتی خستهای وقتی خوابآلوده هستی.@ الان در بحث عبادت شب احیا گفتیم فشار ادرار دارد فشار مدفوع دارد عرق کرده گرسنهاش هست اینها همه نماز خواندنش اشکال دارد گناه هم دارد این نمازت دیگر به درد نمیخورد عبادت هم نیست مؤمن آدم حسابی هیچ وقت همچین کاری نمیکند.@ ول کن شما ساعت 4 بعدازظهر هم میتوانی نماز عصرت را بخوانی بگذار آن موقع با نشاط بخوان حال نداری برو بنشین غذایت را بخور یک موقع هست که فقط میتوانی چایی بخوری یک قهوه بخور وسطش میوه بگذار بخور نشاط بگیر بعد برو نماز عصرت را با یک نشاط خوب بخوان کنترادی و ادامهدار که حتماً باید تمامش بکنی این کار غلطی هست.@ نه در یک سوره این کار را بکنیم نه در نماز نه در هیچ چیز دیگر نباید به خودمان تحمیل بکنیم چون خیلی بیادبی و جسارت است و قلب را خراب میکند میفرماید(اِنَّ لِلقُلُوبِ اِقبالاً وَ اِدباراً وَ نِشاطاً وَ فُتوراً) قلب یک نشاط دارد یک حالت پژمردگی دارد یک موقعی حالت پیری پیدا میکند حوصلهاش را ندارد خسته است یک موقع نشاط دارد یک موقع خسته است.@ (فَاِذا اَقبَلَت بَصُرَت وَ فَهِمَت) آن موقعهایی که دل زنده است دل ادبار دارد رویکرد دارد آنجا هم بصیر میشود میتواند مطلب را خوب بگیرد و هم میفهمد اما(وَ اِذا اَدبَرَت کَلَّت وَ مَلَّت) وقتی پشت میکند الان حوصلهاش را ندارد تو بخواهی بروی جلوی بخواهی یک چیزی را به او تحمیل بکنی قفل میکند.@ حضرت میفرماید خسته و ملول میشود قفل میکند الان وقت کلاس رفتن نیست وقت نماز خواندن نیست وقت دعا نیست وقت سیدی گوش کردن نیست ترمز کن الان وقت چیز دیگری است بگذار آن چیزی که الان میکشی کشش آن را داری همان کار را انجام بده اصلاً جلو نرو.@ (فَخُذوها عِندَ اِقبالِها) یعنی هر وقت حالش را دارد آنجا یقه نفست را بگیر و به آن غذا بده تقویتش کن(وَ نَشاطِها) هر وقت که نشاط دارد(وَ اترُکُوها عِندَ اِدبارِها وَ فُتُورِها) ترکش بکنید سر به سرش نگذار الان موقعی که ادبار و فطور دارد حال آدم به هم میخورد.@ دیدید یک موقعی یک کسی حوصله ندارد الان دوست دارد تنها باشد فرق نمیکند نفس خودم باشد یا نفس دیگر حضرت میفرماید نفس خودت هم بود با خودت اینقدر ور نرو اعصاب خودت را خورد نکن حالا چه برسد اعصاب کسی دیگر را خورد بکنی.@ میبینی الان حوصله تو را ندارد حال تو را ندارد جلو نرو چون تنفر را بیشتر میکند با اینکه خیلی برایش عزیز هستی شوهرش هستی زنش هستی پدرش هستی فرزندش هستی اما الان این کشش تو را ندارد.@ یک قاعده بنویسم از آن قاعده این چیز خیلی خوب بدست میآید فرمایش از نبی اکرم(ص) هست میفرماید(زُر غَباً تَزدَد حُبّاً) ملاقاتهایتان یک روز در میان باشد تا علاقههایتان زیاد بشود دو نفر که به هم علاقه دارند باید جلوی دلشان را هم بگیرند.@ پسر زنگ میزند به دختر که امروز برویم بیرون لازم نکرده الان هم آتششان تند لیلی از مجنون بسی مجنونتر است برویم بیرون، میروند بعد چند ساعت هم با هم هستند، تا صبح هم یواشکی تلفنی حرف میزنند دوباره فردا با هم قرار میگذارند.@ یک پسر زیرک یک دختر زیرک چکار میکند؟ اگر فردا این جناب تماس گرفت پسر زیرک به دختر میگوید امروز کار دارم طرح دارم پروژه دارم کلاس دارم جلسه دارم نمیتوانم، دختر زیرک هم همینطور است علاقه پایدار میماند اما وقتی که یکسره از هم استفاده بکنند یواش یواش دل آدم زده میشود.@ این تا بزرگی هم درست است مردانی که بازنشست میشوند در خانه میمانند یک پسر کوچکی بود رفت پیش یک پیرمرد گفت من دستانم چون خیلی کوچک بود میخواست قاشق و لیوان بردارد نمیتوانست جان نداشت گفت نمیتوانم بردارم بعضی وقتها قاشق از دستم میافتد میلرزد پیرمرد گفت که مال من هم میلرزد اتفاقاً.@ بعد پسر گفت من جایم را هم خیس میکنم پیرمرد گفت من هم خیس میکنم بعد بچه گفت من بعضی وقتها فکر میکنم بزرگترها از دست من خیلی کلافه هستند پیرمرد گفت بله از من هم کلافه میشوند.@ قضیه این هست که آدم باید خیلی حواسش جمع باشد در خانه زیاد نماند باید بیرون بزند این خیلی مهم است مردی که همیشه در خانه هست دیگر قدرش را کسی نمیداند در روایت از پیغمبر داریم میفرماید که(اَزهَدُ النّاس فِی العالِم اَهلُهُ وَ جیرانُه) بیرغبتترین مردمان درباره عالم خانوادهاش و همسایگانش هستند چون به او عادت کردند.@ با اینکه ممکن است این علمش از صد تا کسانی که اینها ممکن است سر جلسهشان بروند کلاسشان بروند خوششان هم بیاید خود این آقا خیلی بهتر از آنها باشد ولی نه زن قدر میداند نه بچه قدر میداند نه خواهر برادر قدر میدانند نه اطرافیان قدر میدانند حجاب عادت، عادت خوب نیست.@ میگوید یک روز در میان همدیگر را ببینید تا علاقههایتان زیاد بشود خیلی در دست همدیگر نباشید خیلی سریش هم نشوید آویزان هم نشوید این خوب نیست یعنی همه نسبت به هم همینطور باید باشند باید حواسشون جمع باشد.@ حالا شما نگاه کنید در این قاعده آدمهایی که همدیگر را دوست دارند از همدیگر دفع ندارند بیحوصله نیستند واقعاً همدیگر را دوست دارند یعنی اگر امروز ببیند خوشش میاید فردا هم ببیند خوشش میاید پس فردا هم ببیند خوشش میاید شش ماه یکسال هم ببیند بدش نمیاید از اینکه با هم باشند چه بسا دلشان هم تنگ میشود ولی این دلتنگیها ارزش دارد.@ حالا خدا نکند یک موقع یک کسی حوصله آدم را نداشته باشد بگوید من حوصلهاش را ندارم اصلاً نباید آدم طرفش برود نه تو را به خدا بگو ببینم چیه مشکلت چیست ببینم من میتوانم مشکلت را حل بکنم چرا به من نمیگویی من میخواهم کمکت کنم ببین الان من اصلاً حوصله اینکه بخواهم با کسی حرف بزنم ندارم.@ بیشتر مادرها خیلی اینطوری برای بچهها میکنند اعصاب بچهها را خورد میکنند مزاحم بچهها میشوند چی شده چرا ناراحتی چرا غصه میخوری به من بگو چی شده چرا رفتی در اتاق تنها نشستی؟ چرا الان داری گریه میکنی؟ آقا این بچه احتیاج دارد به تنهایی احتیاج دارد به غصه احتیاج دارد به ذکر احتیاج دارد به گریه نباید یک مادر مدام موی دماغ بچه بشود.@ این بچه را داغون میکند این بچه بیشتر متنفر میشود حالش خراب میشود این بچه اصلاً نمیتواند رشد بکند یک موقعهایی دوست دارد گریه بکند بگذار گریه بکند هر وقت تخلیه شد خودش میاید سراغ شما لازم شد استفاده بکند استفاده میکند اما شما مزاحمش نشوید.@ یا شوهرتان مردها بارها احتیاج به یک خلوتها یک آرامشهایی دارند که آنجا زن نباید بگوید که تو چرا گریه میکنی برای چی میخواهی بیرون بروی مرد یک لحظاتی واقعاً اگر تنها نباشد برای حضور هم دیگر حوصله ندارد باید بزند بیرون دو ساعت نباشد یک روز نباشد یک شب خانه نیاید آنطوری دوام یک زندگی خیلی بیشتر هست.@ اما اگر بخواهد یک زن سریشبازی در بیاورد و چسبانکبازی در بیاورد در درازمدت فراقهای طولانی را باید تحمل بکند دردسرهای خیلی طولانیتر میشود مزاحم کسی نشویم فرزندمان هست همسرمان هست یک موقع افراد به یک حالتهای خصوصی و تنهایی نیاز دارند.@ یا مثلاً چند وقت پیش یک مورد داشتیم یک خواستگار خیلی خوب و عالی آمده بود برای یک دختر خانمی، این دختر خانم اصلاً نمیتوانست با این ارتباط برقرار بکند خوشش هم نمیامد این مادر میگفت آخر تو نمیفهمی بیشعور بیعقل این به این خوبی این به این عالی.@ این اصلاً نمیتواند، این با قیافه این شخص مشکل دارد با نحوه غذا خوردن این شخص مشکل دارد با لباس پوشیدن این شخص مشکل دارد با بعضی از اخلاقیاتش مشکل دارد از نظر مشاور از نظر پدر مادر ممکن است بهترین گزینه باشد اما وقتی این الان هیچ نوع جذبی ندارد شما وقتی تحمیل بکنید این از این خواستگار متنفرتر میشود.@ یک خواستگار تیز اگر بخواهد این کار را بکند باید زود کنار بکشد برو شش ماه دیگر بیا، نمیخواهی برو کس دیگر را بگیر توضیح دادیم پسر آمد دختر گفت به درد هم نمیخوریم قبول کن نگو نه ما به درد هم میخوریم باید با هم ازدواج بکنیم زود قبول کن کنار بکش چه پسر به دختر چه دختر به پسر.@ (وَ اترُکُوها عِندَ اِدبارِها وَ فُتُورُها) ولش کنید ترکش بکنید موقعی که الان اصلاً پذیرش ندارد کشش ندارد رهایش کن هنگام خستگی و هنگام پشت کردن اگر اصرار بیشتر بکنی جز اینکه خوار بشوی ذلیل بشوی جز اینکه تنفر پیدا بشود جز اینکه اصل رابطه امیدی ممکن است به آن باشد به خطر بیفتد کار دیگری انسان نمیکند پس این را دقت بکنید چقدر کاربرد دارد برای ما فهم این حالتهای قلبی.@ این بحث هم با یک روایت دیگر از امام عسکری(ع) خاتمه بدهیم پس ما از حضرت علی از امام صادق از امام رضا از امام عسگری از پیغمبر فرمایشات متنوع خواندیم تمام بزرگان این را توضیح دادند(اِذا نَشِطَتِ القُلوبُ فَاَودِعِها وَ اِذا نَفَرَت فَوَدِعُوها) هرگاه دلها نشاط دارند یعنی به آنها بسپارید.@ الان ریاضی میخواهد بگیرد شیمی میخواهد بگیرد شعر میخواهد بگیرد دعا میخواهد بگیرد هر چه به او بدهی قبول میکند میگیرد نگه میدهد امانت میگیرد خوب هم نگه میدارد اما اگر آمادگی نداشته باشد بخواهی به او چیزی را بسپاری قبول نمیکند(وَ اِذا نَفَرَت) موقعی که نفرت دارد کوچ میکند نَفَرَ یعنی کوچ کردن نَفَرَت هم یعنی کوچ کردن میگوید قلبم از تو نفرت دارد یعنی دیگر قلبم کوچ کرده.@
این شعر همه جا درست نیست ولی به هر حال زبان عمومی افراد هست(وَ اِذا نَفَرَت فَوَدِعُوها) هر جا کوچ کرد شما هم با او وداع کنید خداحافظی کرد شما هم خداحافظی کنید اصرار دیگر نکنید اصرار بکنی هیچ فایدهای ندارد التماس بکنی هیچ فایدهای ندارد.@ حدیثش را هم برایتان خواندم که هیچ ذلتی را مثل این ندیدم که دلم به کسی مشغول باشد که دلش به من مشغول نیست اگر کسی نمیخواهد من نباید خودم را ذلیل بکنم دلم را مشغول نکنم.@ حالا یک نتیجه خیلی مهمی که باید از این بحث بگیریم این هست که خیلی وقتها دل حوصله دعا را ندارد حوصله حرف زدن با خدا را ندارد حوصله قرآن خواندن را ندارد حوصله استاد را ندارد حوصله حرف حق را ندارد اگر بیموقع به او تحمیل بکنی ولو حرف حق را قبول نمیکند.@ این زمانشناسی خیلی مهم است شما میخواهی یک چیزی به شوهرتان راجع به فرزندتان بگویی راجع به خودت بگویی راجع به خودش بگویی شکایت داری بدترین زمان موقعی هست که خانه میاید ساعت اولیه که خانه است که معمولاً هم خانمها بیسلیقگی میکنند همان ساعتهای اولیه میخواهند مسئله را تمام کنند بلد نیست تغافل و تجاهل بکند.@ گفتیم نصف شخصیت عاقل تحمل است نصفش بیخیالی هست خیلی افراد عرضه بیخیالی ندارند مثلاً زن باید یک طوری برخورد بکند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده و انگار از هیچی هم ناراحت نیست.@ در بحث شیطانشناسی و دشمنشناسی گفتیم در این حالت وقتی که میخواهد وانمود بکند که خبری هست چیزی هست از چیزی ناراحت است این زن کاملاً شیطان روی او سوار میشود مرد کاملاً شیطان روی او سوار میشود باید اول همه چیز را یکبار از ذهنت دور بریزی و چند ساعتی را به گونهای رفتار کنی با طرف مقابلت که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده.@ در این صورت شیطان میرود بعد یواش یواش آخر شب در حالتهای خیلی خوب در حالتهای خیلی آرام در حالتهای خیلی شاد یواش یواش مسئله را آدم با لطافت مطرح میکند اما اگر بگذاری بیموقع بگویی به بچه بیموقع بگویی در جمع بگویی در حضور کسی بگویی اینها همه بیموقع هست.@ خصوصی، خلوت، هر کس هم همینطور به فرزندت هم میخواهی بگویی تنها خصوصی خلوت با همسرت همینطور با هر کس دیگر هم همینطور، حالا اگر کسی حوصله خدا را نداشت خدا بیارزش میشود یا نه؟ بیارزش نمیشود اگر من حوصله دعا را ندارم دعا بیارزش نمیشود، اگر یک کسی حوصله من را نداشت من بیارزش میشوم؟ نه.@ پس دلیل نمیشود اگر کسی حوصله من را نداشت آقا حوصله من را نداری باشد تمام شد خداحافظ، شما میبینی شوهر اقدام کرده ده دفعه برده دادگاه طلاق میدهم زن التماس مدام گریه دعا بگیریم محبت بیفتد به هر طوری شده میخواهد خودش را به این شوهر بچسباند بعد هم اگر شوهر طلاق داد زن پژمرده میشود.@ این مال نادانیش هست چون زن قیمتش از محبت و توجه شوهرش نیست انسان ذاتاً خودش قیمت دارد ارزش دارد ما ارزشمان را اصلاً از بیرون نمیگیریم اگر کسی من را دوست داشته باشد یا نداشته باشد حواسمان باشد با دوست داشتن احساس نکنیم که قیمت پیدا کردیم با دوست نداشتن هم نباید احساس بکنیم که قیمتمان را از دست دادیم.@ من قیمتم مال خودم هست اگر قیمت دارم که دارم زوری به هیچ وجه نمیشود کسی را وادار بکنیم که ما را دوست داشته باشد اگر کسی من را دوست ندارد از قیمت من چیزی کم نمیشود یک کسی حاضر نیست با من ازدواج بکند یک کسی حاضر نیست با من مسافرت بیاید بچه من الان حوصله من را ندارد من بیارزش نمیشوم.@ این دختر و پسر الان بیست سال با من بوده من برایش عادی هستم پدر مادرش هستم من را دارد ولی الان عشقش میکشد با این دوست پسرش با این نامزدش با این شوهرش با این دوستانش بیرون برود میخواهند پارک بروند میخواهند مسافرت بروند.@ الان مادرها چقدر در این زمینه حسادت میکنند گیر میدهد به این پسر چرا تو الان با خانمت میخواهی مسافرت بروی من را نبردی اصلاً گله کردن آدم را پایین میاورد خوب نیست آدم گله بکند نه من قیمتم به این نیست که یک کسی من را دعوت بکند یک کسی به من توجه بکند من قیمتم را از اینجا نمیگیرم.@ بیخود خودمان را الکی خوار نکنیم ذلیل نکنیم این خودفروشی را هم نکنیم اصلاً مهم نیست یک کسی میخواهد با من باشد یا نمیخواهد با من باشد من را دوست دارد یا ندارد، من نمیتوانم بگویم فرزندم الان من را دوست ندارد چون میخواهد دو سه روزی با دوستانش سفر برود با نامزدش سفر برود بگذار سفر برود.@ از همین فرمول پیغمبر استفاده کن اتفاقاً وقتی من را نبرد دلش برای من بیشتر تنگ میشود بهتر تنگ میشود محبتمان بعداً افزونتر میشود نه اینکه وقتی هم برگشت سلام بکند جواب ندهیم برویم یک گوشه اخم بکنیم گریه بکنیم گله بکنیم که چرا من را نبردی چرا با من خداحافظی نکردی.@ نه، اتفاقاً برگشت خوشآمد بگو سلام علیک بکن دعوت بکن بیایند بنشینند یک میوه و چایی بخورند انگار نه انگار که اتفاقی افتاده آدمی که خودش را میشناسد قیمت دستش هست اصلاً امکان ندارد برود در مسیر گله و مسیر اینکه تو چرا به من بیتوجهی کردی نه من قیمت خودم را دارم اصلاً کسی نمیتواند به من بیتوجهی بکند.@ اگر بیتوجهی میبینی مال ضعف و خودنشناسیت هست اگر بیمحلی میبینی مال این هست که تو قدر خودت را نمیدانی والا نه من الان حوصله شما را ندارم هیچی من از قیمتم چیزی کم نمیشود اصلاً پذیرش اینکه فلانی به من توهین کرد فلانی به من محل نگذاشت خودبهخود یک نوع کاهش قیمت است.@ واقعاً این یک دروغ است چون محل نگذاشتن دیگران چیزی از قیمت و ارزش ما کم نمیکند کمااینکه الان هم من حوصله خدا را ندارم خدا را از خدا بودن نمیاندازد من الان خوشم نمیاید چلوکباب بخورم آیا چلوکباب از قیمت و ارزش و خوشمزگی افتاد یا نیفتاد؟ نه نیفتاد.@ شما امتحان کنید الان بروید رستوران با اطرافیانتان همین غذاهای مرسوم را سفارش بدهید یک غذای غیر مرسوم هم سفارش بدهید مثلاً یک کشک بادمجان بگیرید یک میرزا قاسمی بگیرید الان شب من بگویم بروید خانه خانمها برای شوهرتان نیمرو درست کنید املت درست کنید همه میگویند اَه اَه.@ ولی عصرانه همه نشستیم اینجا دور هم یک دفعه آقای دهقان بیاید سفره بیندازد صد تا بشقاب نیمرو بگذارد با نان تازه بربری و سنگک خیلی هم میچسبد همه هم میخورند شما بروید رستوران غذا سفارش بدهید من بارها اینطوری شده مثلاً یکی میگوید من این را میخواهم یکی میگوید من آن را میخواهم همه هم دوست دارند غذای خوب سفارش بدهد.@ بعد یک کسی میگوید من یک بادمجان میخورم یک میرزا قاسمی میخورم یک سوپ میخورم یک غذای سادهتر سفارش میدهد ماکارونی زودتر از همه ماکارونی تمام میشود از روی غُدی ممکن است چیز نکنند اما اگر تو چشمت را ببندی یواشکی چنگال را در آن میزنند و برمیدارند میخورند زودتر تمام میشود آن را بیشتر دوست دارند.@ من صدها بار امتحان کردم خانه وقتی مهمان میاید به خانم میگویم که خانم شما غذا چی میخواهی درست بکنی معلوم است خانمها یک غذای رسمی مشخص دارند میگویم خانم یک غذای غیررسمی هم درست کن آن غیررسمی همیشه زودتر تمام میشود سرش هم دعواست.@ پس اگر الان یک کسی خواست نیمرو یا بادمجان بخورد آن جوجه کبابی که خانم زحمت کشیده درست کرده کبابی که آقا زحمت کشیده تهیه کرده از قیمت نمیافتد ولی آن الان این میل را ندارد آن سر جای خودش قیمت خودش حفظ هست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سؤال کردند در مورد اینکه در بهشت زبان عربی است در جهنم فارسی است؟ والله من آنجا نرفتم حالا ان شاء الله برویم ببینیم. اسماء الله هر کدام خاصیتی دارد؟ بله باید به خواص اسماء الله و معانیش و حتی اعدادش هم توجه کرد که اینها را در اسماء الله عرض کردم.@