جلسه 013 - قلب
شماره جلسه
13
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
2
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 013 - قلب

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث ما درباره سعه روح بزرگی روح و ظرفیت روح بود در این باره صحبت کردیم که روح ما همه شخصیت ماست دل ما همه شخصیت ماست و روح ما قبر و برزخ ماست و ما اگر بخواهیم بدانیم وفات ما چگونه است زندگی برزخی ما چگونه است قیامت ما چگونه خواهد بود و آخرت ما حیات بعدی ما چگونه خواهد بود باید به وسعت روح خودمان نگاه بکنیم.@ ساختار نفس ما تعیینکننده نوع زندگی ما در دنیا و آخرت هست لذا ما باید نسبت به وسعت روح نسبت به ظرفیت روحمان به صورت جدی کار بکنیم تا نفس ما بزرگ و زیبا بشود نفسهایی که در آنها حساسیت، زودرنجی، عصبانیت، دلتنگی، بیقراری هست اینها نفسهایی هستند که کوچک هستند.@ نفسهایی که در آنها غصه خوردن، غم داشتن، از خاطرات رنج بردن، حمله از عقب و جلو وجود دارد اینها تنگ و کوچک هستند ما برای شاد شدن در دنیا و آخرت برای بزرگ کردن نفسمان برای اینکه بتوانیم هم دنیا لذت ببریم از زندگیمان و هم آخرت لذت ببریم باید بتوانیم عواملی که نفس ما را فشار میدهند اذیت میکنند روحمان را تنگ میکنند.@ اولاً بشناسیم و بعد از عوامل فشاردهنده روح تنگکننده نفس پرهیز کنیم تا یک روح قدرتمند یک روح باز یک قبر وسیع و زیبا و شیرین داشته باشیم.@ صحبتی که هفته گذشته شد این بود که ما باید بتوانیم اگر میخواهیم با وسعت روح و قدرت روح به شادی و آرامش برسیم باید دست از مصرفکننده بودن برداریم دست از گدایی برداریم تا وقتی که ما گدای عاطفه دیگران هستیم تا وقتی که ما التماس دیگران را میکنیم که به ما توجه بکنند به ما محبت بکنند شادمان بکنند.@ تا وقتی راحت غمگین میشویم تا وقتی عرضه نداریم از غم فرار بکنیم تا وقتی متنفر از غم و غصه و تنگی نشویم همیشه گرفتار خواهیم بود همیشه گدا نیازمند محتاج این و آن و وابسته این و آن میشویم آویزان این و آن میشویم اصطلاحاً سریش میشویم.@ و تمام خوشبختی و سعادت و کمال و آرامش و لذتمان از این هست که دیگران در مورد ما چه فکری میکنند دیگران با ما چگونه رفتار میکنند دیگران چقدر ما را دوست دارند دیگران چقدر به ما محبت میکنند و همینطوری دائماً گدا هستیم اما اگر ما بخواهیم که اینطور نباشد بخواهیم قوی باشیم باید برویم به سمت تولیدکنندگی.@ مثل یک تاجر که چون تولیدکننده است هم به دیگران میخوراند هم خودش تجارت کرد ثروت زیادی دارد به قول حضرت برکت ده قسم است نُه قسمش در تجارت است چون در تجارت جذب و رد کردن زیاد است.@ حجم زیادی ثروت جذب میشود و حجم زیادی ثروت عبور میکند مثل یک چشمه یا سینه مادر که بچه از آن شیر میخورد دائماً شیر تولید میشود و دائماً شیر مصرف میشود و هر چقدر مصرف بیشتر تولید هم بیشتر میشود.@ در یک چشمه مثال زدیم که از یک چشمه هر چقدر آب بردارید تولید آب از زیر بیشتر میشود و زمین بیشتر آبش را در اختیار شما قرار میدهد بنابراین ما اگر بخواهیم از چنگ غمها غصهها فشارها فرار بکنیم باید بتوانیم فراخی تولید بکنیم خودمان گشادگی تولید بکنیم.@ اگر بخواهیم غصه نخوریم توان تولید شادی باید داشته باشیم آنهایی که گدا هستند فقیر هستند منتظر هستند یک کسی شادشان بکند یک کسی آرامشان بکند یک کسی به آنها محبت بکند یک کسی تحویلشان بگیرد یک کسی نوازششان بکند یک کسی به آنها وسعت بدهد.@ اما آنهایی که تولیدکننده هستند هم برای خودشان تولید میکنند و هم برای دیگران میتوانند تولید بکنند در بخش غم یعنی در بخش وسعت نفس یک قسمش شادی هست در بخش شادی ما هر چقدر بتوانیم شادی تولید بکنیم هم خودمان بهرهمند میشویم هم دیگران استفاده میبرند.@ مثل محبت است به جای اینکه بایستیم ببینیم دیگران چقدر به ما محبت میکنند چقدر ما را تحویل میگیرند چقدر ما را دوست دارند خودمان به تولید محبت بپردازیم خودمان به مهرورزی نسبت به دیگران اقدام بکنیم محبت را تولید بکنیم مهرورزی را تولید بکنیم وقتی ثروت زیاد شد تولید زیاد شد بهرهبرداری هم بیشتر میشود.@ بخیل نباید باشیم ناز نباید بکنیم دریغ نباید بکنیم تنگنظری نباید داشته باشیم نسبت به تولید شادی و تولید محبت تولید عاطفه تولید عشق تولید خوبی و نیکی اینها را باید تولید بکنیم.@ جلسه گذشته چند تا روایت خواندم که ما باید شاد بکنیم گفتیم در بهشت خانهای هست به نام خانه شادی که در خانه شادی کسی وارد نمیشود مگر بچهها را شاد بکند و یکی هم بچههای یتیم را شاد بکند و هر چقدر انسان در شادی دیگران نقش داشته باشد هم در دنیا خودش بیشتر بهرهمند میشود هم در آخرت بیشتر بهرهمند میشود.@ بنابراین ما منتظر کسی نباید باشیم این حالت حالت غلطی است که من همیشه یک حالت انتظار دارم و میگردم در ذهن و دلم که آن شاهزاده اسبسواری که قرار است بیاید آن ملکه و بانویی که قرار است بیاید و من با او خوشبخت باشم تا بخواهم منتظر یک همچین کسی باشم خودم از گرسنگی مُردم، نه من خودم میتوانم تولید بکنم اصلاً منتظر کسی نمیتوانم باشم.@ نباید شما در زمین گدایی بکنید این شأن ما نیست شأن خیلفه خدا نیست شأن مظهر خدا نیست که روی زمین از کسی گدایی بکنید خدا ما را ثروتمند، آزاد، قدرتمند، بزرگ آفریده ما به هیچ کس به هیچ انسانی احتیاج نداریم ما خودمان میتوانیم انسانهای زیادی را سیراب بکنیم انسانهای زیادی را از محبتمان ارضا بکنیم.@ اما هرگز گدای عاطفه کسی نباشیم محتاج و نیازمند کسی نباشیم تولید ثروت میتوانیم بکنیم و این خیلی مهم هست و باید یاد بگیریم فرمولهایش را که خیلی مهم است من باید بگویم که در شادی استفاده بکنید نحوه نگاه کردن به دیگران است اینکه من به آدمها چطوری نگاه بکنم این خیلی اهمیت دارد.@ ما تا وقتی که گدا هستیم تا وقتی که گرسنه هستیم تا وقتی که شک داریم به تولید غذا همیشه دریغ میکنیم شما در یک خانه اگر قحطی باشد اعضای خانواده همدیگر را دوست دارند واقعاً عاشق هم هستند اما اگر در کشور قحطی بشود غذا همه جا کم میشود سهمیهبندی میشود.@ آنوقت وقتی که سهمیهبندی شد با اینکه زن و شوهر همدیگر را دوست دارند پدر و فرزند پدر و مادر بچهها همدیگر را دوست دارند اما همه باید مراقب باشند که کسی از سهم خودش بیشتر استفاده نکند یعنی همه مراقب سهمیه خودشان هستند که حق من را نخوری مواظب باش حق تو اینقدر است قشنگ همه سهمیهبندی میکنند با اینکه عاشق هم هستند اما سهمیهبندی میکنند.@ در بین حیوانات امتحان کردند که بیشترین حیوانی که عاطفه دارد میمونها هستند بردند یک جا میمونها را قرار دادند یواش یواش زیر اینها را داغ کردند این میمون بچهاش را نگه داشته بود که بچهاش و خودش نسوزند یک لحظه که خیلی سوز آن زیاد شد بچهاش را گذاشت زیر پایش خودش رفت روی بچهاش ایستاد که خودش نسوزد.@ داشتم یک جایی این حرف را میزدم یک مادری گفت این حس هم یک موقعی به من دست داد گفتم چطوری؟ گفت زلزله آمد یک لحظه من از خانه فرار کردم که روی من خراب نشود بعد که پناه بردم در بیابانی یادم افتاد فرزندانم را با خودم نیاوردم.@ یعنی ما وقتی که غذا کم میشود خطر زیاد میشود بقیه غریبه هستند هیچ کس مثل خودم نمیشود پس ما باید همیشه سعی کنیم در محیطهایی زندگی کنیم که محیطهای گدایی نباشد محیطهایی باشد که ثروت زیاد باشد از نوع انسانی.@ محیطهایی که در آن گدایی هست ثروت فطری ثروتهای انسانی در این محیطها نیست آدمها به جان هم میپرند مدام از هم ایراد میگیرند از هم غلط میگیرند این به او میگوید تقصیر تو بود.@ هیچ کس حاضر نیست زیر بار مسئولیت خودش برود هر کس میخواهد دیگری را متهم بکند هر کس میخواهد دیگران برای او باشند اما خودش برای دیگران نباشد به مفتخوری به استثمار دیگران عادت میکنند.@ اما محیطهایی که ثروت فطری ثروتهای انسانی در آن زیاد است مثل خانهای هست که در آن غذا زیاد است شما در خانههایی که غذا زیاد است دیدید مثلاً مهمان که دعوت میکنیم صاحبخانه میگوید بفرمایید بخورید تو را به خدا تعارف نکنید.@ بعد تازه اگر مهمان بگوید عجب سوپ خوشمزهای درست کرده بودید عجب کبابهای خوشمزهای بود میشود من ببرم چقدر هم خوشحال میشوید کسی ببرد میگویید خواهش میکنم شما ببرید به دخترت میدهی به نوهات میدهی به کسانی دیگر میدهی به بچهها میدهی چون داری و از اینکه به دیگران هم بخورانی لذت میبردی.@ اما اگر سهمیهبندی باشد بگویی عجب سوپ خوشمزهای بود میگویی کوفت خوردی کافی است دیگر نیست خبری نیست کم است اما اگر زیاد باشد تو اصلاً دریغ نمیکنی واقعاً میخورانی.@ ما چرا گدای دیگران میشویم؟ چرا در جوامع نسبت به این مسائل گدایی ایجاد میشود؟ نمیتوانیم راحت همدیگر را شاد بکنیم نمیتوانیم راحت همدیگر را بخندانیم نمیتوانیم راحت به همدیگر عشق بورزیم مهر بورزیم چرا کینه زودتر دل ما را میگیرد چرا دلخوری عصبانیت رنجش زودتر از آرامش شادی و رضایت سراغ ما میاید؟.@ چرا حرفهای قنشگ زدن در مورد همدیگر دیرتر از غیبت کردن سراغ ما میاید ما غیبت و بدگویی زودتر سراغمان میاید چرا حجم سوءظن بیشتر از حسنظن است؟ برای اینکه غذا کم است ما در محیطهای فقیرانه داریم زندگی میکنیم.@ محیطهای ما ممکن است از نظر تولید ثروت مادی پول محیطهای ثروتمندی باشد یعنی از نظر طبیعی ثروتمند است اما از نظر انسانی ثروتمند نیست اصلاً ثروت نداریم لذا راحت به جان هم میافتیم.@ در ازدواجها 25% طلاق 25% به فکر طلاق 25% تحمل همدیگر هست 25% خوشبخت هستند البته ما در بعضی از مناطق تهران الان تا 34% هم رسیدیم واقعاً آیا اینها در انتخاب هم اشتباه کرده بودند؟ چقدر میتوانیم بگذاریم پای انتخاب، بله یک درصدی از انتخابها اشتباه است.@ ولی واقعاً اینطوری نیست مشکل انتخاب نیست مشکل این هست که ما دست به پیوندهایی میزنیم در محیطهای ضعیف، فضای خانه غنا ندارد خانه ما خانه گدایی است در آفریقا نگاه کنید بچههایی دارند که همه در حال مردن هستند این مادر برای چی باردار میشود؟.@ یک کسی نیست به این بگوید تو حالا خودت که نمیتوانی سیر بشوی غذا گیرتان نمیاید 20 سال است یک شکم سیر غذا نخوردی برای چی باردار شدی؟ میگویند ما باردار نشدیم که بچه به دنیا بیاوریم نیازهای عاطفی مسائل دیگر باعث شد که این بچه آمد حالا که بچه آمد دیگر بچه را داریم همین بچه هم مثل ما بدبخت است.@ پزشک میاید هر روز اینها را روی پیشانیهایشان صد تا دویست الان یک میلیارد نفر در دنیا از گرسنگی دارند رنج میبرند یعنی از هر هفت نفر یک نفر گرسنه است هیچ وقت این سیری را در عمرش تجربه نمیکند.@ پزشک میاید مثلاً صد تا دویست تا از آنها را هر روز با ماژیک روی پیشانیهایشان تیک میزند میگوید امروز یا فردا تمام میشود به اینها غذا ندهید چون غذا نمیرسد به اینها بدهید یک عده دیگر میمیرند.@ آنوقت در کشور ما به اندازه یک قاره مردم غذا میخورند بیش از هند و چین مردم در کشور ما پرخوری دارند و با اینکه پرخوری دارند سوءتغذیه هم دارند یخچال و فریزرها پر، عزیز من تو که بلد نیستی زن و شوهر و فرزندانت را ارضاء عاطفی بکنی عرضه تولید نداری.@ مثل یک خانمی هست که میگوید من غذا درست نمیکنم سبزی پاک نمیکنم خوشم نمیاید سبزی پاک کنم آشپزی بلد نیستم هیچ وقت هم نمیخواهم یاد بگیرم مرد هم بیمسئولیت باشد بگوید دوست دارم زن داشته باشم از تو هم خیلی خوشم میاید.@ الان ما مورد زیادی که داریم این است مردها به زنان میگویند ما تو را خیلی دوست داریم واقعاً عاشق تو هستیم میخواهیم با تو زندگی کنیم اما کار نمیکنم پس روزی، خوردن، غذا، مسکن، مرد مفتخوری هست میگوید من عشق تا دلت بخواهد دارم اما اینکه بروم کار بکنم نه کار نمیکنم یک زن اینطوری بگوید یک مرد هم آنطوری بگوید.@ شما که عرضه نداری همدیگر را تأمین بکنید لااقل بار یک کس دیگر را به گردن نمیگرفتی خودت بودی و خودت، وقتی میروی به یک نفر میگویی سلام یعنی من پایش ایستادم رفیق هستم حاضرم تولید بکنم.@ شراکت حاضری بکنی میخواهیم برویم شرکت بزنیم بگوید بله من حاضرم با تو شریک بشوم، میگوییم چقدر میایی؟ میگوید هیچی من فقط شریک میشوم ولی پول بخواهی بگذارم نه، این چطور شراکتی هست اگر شریک قرار بشویم یعنی باید از خودمان یک چیزهایی بیاید از خودمان بریزد مهارتهای کلامی مهارتهای جنسی مهارتهای عاطفی.@ من میخواهم اصلاً در کلام کم نیاورم نمیخواهم حرف بزنم نمیخواهم حرفهای خوب بزنم در مسائل جنسی حاضر نیستم سرمایهگذاری کنم وقت بگذارم ذهن بگذارم استعداد بگذارم یاد بگیرم اِعمال بکنم در مسائل عاطفی همینطور در مسائل تأمینهای معنوی هم همینطور بعد هم میخواهم یک زندگی خوشبخت داشته باشم پس این مسخره کردن خودمان است.@ این فرمایش یادمان نرود از امام رضا(ع) میفرماید(مَن سَئَلَ الله التَوفیق وَ لَم یَجتَهِد فَقَد اِستَهزَءَ بِنَفسِه) کسی که از خدا موفقیت را میخواهد اما حاضر نیست سختکوشی بکند کوشش به درد نمیخورد بگوید من تلاشم را کردم تلاش به درد نمیخورد کوششم را کردم سعی نه، بلکه سختکوشی.@ برای چی به بعضی از علمای میگویند مجتهد فقط به یک عده انگشتشمار و محدود مجتهد میگویند آنها کسانی هستند که 20 سال کار کردند 30 سال شبانهروز کار کردند تا به درجه اجتهاد رسیده مجتهد شده یعنی آنقدر جان کنده زحمت کشیده تا میتواند احکام شرعی را از آیات و روایات استخراج بکند همه کسی نمیتواند این کار را بکند.@ امام کلمه اجتهاد را به کار میبرد میگوید اگر کسی موفقیت را میخواهد اما حاضر نیست برایش تلاش بکند این خودش را مسخره کرده میخواهد زندگی خوبی داشته باشد اما به هیچ وجه نمیخواهد سرمایهگذاری بکند، نمیشود.@ ما الان میخواهیم گدا نباشیم ولی زحمت تولید هم نمیخواهیم داشته باشیم اصلاً نمیخواهیم به خودمان فشار بیاوریم که تولید بکنیم نمیشود تو اگر میخواهی خانهات به گدایی و بدبختی و گرسنگی و ضعف تغذیه نشود در جنبههای عاطفی در جنبههای دیگر باید زحمت تولید را تحمل بکنی زحمت تولید را باید بکشی.@ برای اینکه توانمان در تولید بالا برود باید یاد بگیریم که چطوری به همدیگر نگاه بکنیم در درسهای قبلی توضیح دادم یکی دو تا قاعده بگویم این خیلی اهمیت دارد حضرت میفرماید که تو وقتی که با یک انسان با یک خواهر مسلمان برادر مسلمانت روبهرو میشوی یک قاعده یادت نرود میفرماید که او خود تو هستی.@ (اِلاّ اَنَّهُ غَیرُک) مگر اینکه بدنهایتان با هم جدا میشود ولی حقیقت شما یک نفر هستید همه آدمها خود تو هستی این قاعده خیلی مهم است من هیچ آدم غریبهای روی کره زمین ندارم که با او غریبه باشم همه یک آینهای از خود من هستند یک ذره قیافهاش فرق میکند لباسش فرق میکند بدنش فرق میکند اما او خود من هستم.@ حضرت میفرماید(هو انت) او خود توست(اِلاّ اَنَّهُ غَیرُک) او خودتی، واقعیت اینطوری هست چون خداوند ما را(خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ) شما را از یک روح واحد خلق کردم بدنتان اختلاف پیدا کرد یک روح واحد به بدنهای مختلف تعلق گرفته همه آدمها خود من هستم.@ اگر یاد گرفتم همه آدمها خود من هستم دیگر هیچ وقت سر کسی را کلاه نمیگذارم کسی را اذیت نمیکنم نمیتوانم به یک نفر دروغ بگویم نمیتوانم یک نفر را دور بزنم یک نفر را مسخره بکنم یک نفر را تحقیر بکنم به یک نفر بخل بورزم برای او کم بگذارم چون تو سر هر کسی کلاه بگذاری در واقع خودت هستی.@ دریغ میخواهی بکنی از نگاه محبتآمیز دریغ میکنی از خنده لبخند بخل میورزی که نخندی گروکشی میکنی از شوهرت از زنت از فرزندت، تو داری به خودت ظلم میکنی تو داری از خودت کم میگذاری.@ چقدر سوره اسرا قشنگ میگوید(إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر قشنگ رفتار کنید نیکی بکنید به خودت کردی و اگر بدی بکنی به خودت کردی همه ما یک نفر هستیم وقتی یک نفر را غریبهاش میکنی وقتی یک نفر را دور میاندازی تو خودت را دور انداختی.@ وقتی از همسرت فرزندت پدر و مادرت کم میگذاری فکر میکنی خیلی زرنگی، همان موقع داری سر خودت کلاه میگذاری حالتهای ما مثل آن بنده خدایی میماند که در مسابقه دو دوپینگ کرد آخر همه رسید به او گفتند چرا آخر رسیدی؟ گفت میخواستم نفهمند دوپینگ کردم خیلی این آقا آدم هوشیار و باهوشی بوده.@ ما زرنگیهایمان اینطوری است وقتی نسبت به آدمهای دیگر کم میگذاریم فکر میکنیم خیلی برد کردیم گرانفروشی میکنیم کمفروشی میکنیم عزیزم تو از خودت داری کم میگذاری اصلاً او خود تو هستی.@ لذا وقتی او خود تو هستی اگر از او دریغ بکنی بیصداقتی کنی سرش کلاه بگذاری برای او کم بگذاری در محبت در عشق در احترام در ایجاد آرامش اولین اتفاقی که میافتد این هست که خودت کم میآوری.@ بنابراین خیلی جاها که ما داریم له میشویم خودمان خودمان را له کردیم خودمان به خودمان رحم نکردیم آدمی که عاشق خودش نیست نباید توقع داشته باشد دیگران عاشقش باشند کسی که حاضر نیست خودش را صمیمانه دوست داشته باشد عاشق خودش باشد کسی که خودش یکسره برای خودش زیر سؤال است.@ در حمله از عقب گفتیم شیطان یکسره آدم را زیر سؤال میبرد یکسره آدم را لجنمال میکند یکسره به آدم میگوید که نمیتوانی تو بدبخت هستی تو بیعرضه هستی تو ضعیف هستی چه توقعی داری دیگران احترام تو را داشته باشند.@ وقتی خودت به خودت محبت نمیکنی اصلاً توقع نداشته باش دیگران محبت کنند خاک بر سر کسی که خودش به خودش ظلم میکند بعد انتظار دارد دیگران به او محبت کنند خاک بر سر کسی که مدام گدای دیگران است.@ چرا گدای دیگران باشیم خودت عاشق خودت باش کافی است خودت خودت را دوست داشته باشی اصلاض نیاز به دوست داشتن کسی دیگر نداری تو اصلاً وصل بشو به کانون عشق و عاطفه(هو انت) خیلی فرمول مهم است ما بالاتر از(هو انت) هم داریم(هو انت) کَفِش هست.@ یک قاعده دیگر داریم معشوق ما محبوب ما خداوند تبارک و تعالی یک پیغام داده میگوید ببینید این که گفتیم (هو انت) کَفِش هست اما(هو انا) یعنی او من هستم به چشم زنت فقط به او نگاه نکن به چشم شوهرت به او نگاه نکن به چشم فرزندت به او نگاه نکن او من خدا هستم.@ لذا حضرت فرمود هر کس به بنده خدا به برادر مسلمان خواهر مسلمانش احترام بگذارد و اکرامش بکند او خدا را اکرام کرده بعد حضرت یک سؤال قشنگ میکند میگوید به نظر شما اگر کسی خدا را اکرام بکند خدا با این آدم چکار میکند؟.@ خدا میگوید اگر فرزندت را ببوسی من را بوسیدی فرزندت را نوازش بکنی من را نوازش کردی به همسرت بخندی به من خندیدی به یک درخت حتی، به مخلوقات من احترام بگذار به یک حیوان احترام بگذار پیغمبر به اشیاء اطرافش هم احترام میگذاشته به لباسش هم احترام میگذاشته.@ دیدید بعضیها لباس را پرت میکنند بعضیها اصلاً اینطوری نیستند خدمت یکی از اولیاء خدا رفته بودیم خیلی صحنه قشنگی بود این آمد سیب بدهد برداشت گفت بفرمایید سیب.@ بعد اینطوری کرد نه نه این سیب لکه داشت سیب را گذاشت بعد یک سیب سالم داد بعد گفت آخ، این سیب را که لکه داشت برداشت نازش کرد گفت از تو معذرت میخواهم ببخشید خیلی از تو معذرت میخواهم اینقدر چاپلوسی این سیب را کرد که چرا من با تو اینطوری حرف زدم.@ چون خداوند میفرماید ما اصلاً موجود بیشعور در عالم نداریم سنگها میفهمند دیوار میفهمد لباست شعور دارد(يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) روسریت میفهمد میگوید این لباس را نگذار کثیف بشود چون اذیت میشود چون لباس تسبیح میگوید اذیتش نکن نگذار خیلی کثیف بشود زود آن را بشوی.@ دندانهایت، موهایت(مَنِ اتَّخَذَ شَعراً فَالیُکرِمهُ) اصطلاح را در دُرّ و صدف توضیح دادم هر کس مو میگذارد پس به موهایش احترام بگذار میگوید اگر میگذاری پس احترامش را رعایت کن به موهایتان احترام بگذارید تندتند بشویید شانه زیاد بزنید شانه برایش خوب است.@ مو را هپلی بگذاری همینطوری به آن نرسی خوب نشویی بدرد نمیخورد لباست، صورتت، دندانهایت، ناخنهایت همه حرمت دارند اتومبیلت حرمت دارد با احترام با آن رفتار کن لباست را آنطرف پرت نکن قشنگ برو آویزانش بکن با حرمت با آن رفتار کن همه دارند تو را میبینند و همه تو را میفهمند.@ میگوید این زمینی که روی آن پا میگذاری سوره زلزال(يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها) زمین شعور دارد تو روی زمین هر کاری بکنی میفهمد مسجد شعور دارد وقتی ترکش بکنی با تو قهر میکند.@ قرآن شعور دارد وقتی آن را نمیخوانی در خانه میگذاری به آن بیمحلی میکنی روز قیامت میگوید خدایا من در خانه این بودم این اصلاً به من محل نگذاشت رفت رمان خواند فیلمهای کثیف دید روزنامه و مجله خواند اما اصلاً به من نگاه نکرد به من بیمحلی کرد قرآن دعایش هم مستجاب است خدایا این بندهات را ضایعش کن چون من را ضایع کرد همه چیز شور و فهم دارد اصلاً ما هیچ موجود مردهای نداریم.@ آنهایی که فیزیک و شیمی کار میکنند آنهایی که با میکروسکوپ کار میکنند زیر میکروسکوپ موجودات همه زنده هستند همه شعور دارند و درک میکنند سیدی آب را که نشان دادم آب را دیدید ما خودمان امتحان کردیم بارها وقتی به آب یک پرتقال برداشتم نصف کردم به آن گفتم بسم الله الرحمن الرحیم گذاشتم در یک شیشه و در آن را بستم.@ مدتها این پرتقال سالم بود آن نصفش که هیچی به آن نگفتیم در آن را بستیم چند روز بعد گندید آب وقتی که بسم الله میگویید در بحث اسماءالله توضیح دادم آثار لفظی، این کاسه استیلها که در آن یس و چهار قل هست شما آب را روی این بریز این آب مولکولهایش یک شکل دیگر پیدا میکند.@ سیدیش هست بروید خانه تحقیقات را نگاه کنید این مولکولهایش خیلی خوشگل میشوند اما اگر به آب فحش بدهد در یک ظرف کثیف بریزد اسم شیطان را روی آن بگو ببین مولکولها چه شکلی میشود همه شعور دارند همه موجودات شعور دارند ما اصلاً موجود مرده و نفهم نداریم.@ فکر میکنید گربه و گنجشک و مار و سوسک نمیفهمند همه موجودات شعور دارند و میفهمند لباسهایت میفهمند انگشترت میفهمد قرآنت میفهمد کتابهایت میفهمند ما یاد بگیریم همه چیز مظهر خداست نشانه خداست مظاهر خداست احترام بگذاریم.@ اگر خدا معشوقت هست و عزیزت هست اگر میگویی خدا اله من است پس هر چیزی که هست همه عزیز هستند همسرت را خدا به تو داده امانت خداست فرزندت را خدا به تو داده امانت خداست اصلاً شما از ناحیه خدا نگاه بکنید.@ برای همین به یک زن میفرماید میگوید اگر خانمی کارهایش را به رخ شوهرش بکشد و منت بگذارد خدا همه عبادتهایش را باطل میکند چون خدا میگوید تو مال من بودی برای چی رفتی کارهایت را به شوهرت فروختی و منت سر او گذاشتی تو اصلاً نمیارزد با کمتر از من زندگی بکنی.@ عزیزان من خوشترین خبری که تا به حال در عمرمان به ما دادند این بوده(اِنّا لله) ما مال خداییم چقدر قشنگ است آدم وقتی احساس بکند مال خداست چقدر خوب است آدمهای بیکس را دیدید آدمهای کسدار را نگاه کنید آدمهای بیکس وقتی دیگران به کسهایشان افتخار میکنند اینها شکسته میشوند.@ میگویند یک بچهای که پدر مادر ندارد جلوی او به فرزندانتان خیلی احترام نکنید نوازش نکنید اذیت میشود وقتی آدم حواسش هست که مال خداست چقدر آدم را آرام میکند(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ) تا به آنها مصیبت میرسد اصلاً له نمیشوند اصلاً کوچک نمیشوند اصلاً به بنبست نمیرسند اصلاً احساس پوچی نمیکند.@ میگوید من مال خدا هستم چه کسی میتواند من را له بکند چه کسی میتواند من را دور بزند چه کسی میتواند سرم را کلاه بگذارد چه کسی میتواند تحقیر بکند علی(ع) میگوید وقتی در کوچه میروم به من فحش میدهم میگویم با یک علی دیگر هستند اصلاً کسی نمیتواند به من توهین بکند توهینها همه دروغ است.@ اینکه من به دل میگیرم برای اینکه قیمتم را اینقدر میدانم خودم را کوچک میگیرم میگویم وای به من توهین کرد من که دیگر نمیتوانم او را ببخشم اما وقتی که به پیغمبر توهین میکردند کتکش میزدند پیغمبر بیهوش میشد از بیهوشی بلند میشد دستش را بالا میآورد میگفت(اَللّهُمَّ اغفِر قَومی فَاِنَّهُم لا یَعلَمُون) خدایا همه آنها را ببخش اینها نمیدانند.@ اصلاً پیغمبر کم نمیآورد اصلاً تحقیر نمیشود چون شخصیت خیلی ثروتمند است خیلی این شخصیت بزرگ است انتساب به خدا دارد(اِنّا لله) اگر زن و شوهرها دختر پسرها اعضای خانواده بفهمند قیمتشان چقدر است میفهمند هیچ کس نیست تحقیرشان کند.@ اصلاً هیچ کس وجود ندارد من را تحقیر بکند من تحقیر شدنی نیستم من کوچک شدنی نیستم من له شدنی نیستم من مال خدا هستم(اِنّا لله) خدا میگوید به اینها تا مصیبت میرسد حواسشان هست که مال من هستند با این حس که مال من هستند شاد میشوند(قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) .@ قشنگتر از این که مال خدا هستیم این هست که ان شاء الله پیش خودش میرویم چند روز دیگر پیش خدا میرویم با خدا تا بینهایت تا خدا خدایی میکند من و شما با خدا هستیم زندگی میکنیم این خیلی قشنگ است که آدم پیش خدا زندگی میکند یک جای امن یک جایی که حرمت برای آدم نگه میدارند یک جایی که آدم را رعایت میکنند یک جایی که اصلاً در آن تحقیر نیست اصلاً له شدن نیست.@ (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) قشنگترین کلمات و شیرینترین کلمات که متأسفانه ما فقط برای مردن و عزا از آن استفاده میکنیم اما این خیلی زیباست این را بنویسید در خانهتان بزنید تا هیچ وقت تحقیر نشوید بدهید به نقاش یک خطاط در کامپیوتر یک کسی بچیند برایتان هم قشنگ چینش گُل اطرافش را بکند خوشرنگ بزنید روی دیوار در خانهتان همه جا بزنید و همه جا احساس عزت بکنید.@ وقتی یک کسی دارد داد میزند یک کسی دارد نق میزند یک کسی دارد حرف میزند تو به این آیه نگاه کن ببیند آدم چقدر شرافت و عزت پیدا میکند آدم چقدر با این کلمه بزرگ میشود خدا چقدر ما را تحویل گرفته چقدر به ما عزت گذاشته مال من هستی پیش خود من هم میایی.@ آنوقت من دیگر احساس حقارت میکنم گدای عاطفه کسی میشوم آویزان کسی میشوم؟! اصلاً، له میشوم؟! نه این حرفها چیست غفور میشوم جواد میشوم وهاب میشوم بخشنده میشوم اصلاً کینه در دل من نمیاید چون آلوده نشدم که کینه بگیرم من آب کر هستم آب کُر نجاست در آن بیفتد پاک میشود.@ آب قلیل و کوچک است که وقتی نجاست به آن میخورد نجس میشود کسی نمیتواند ما را نجس بکند من وصل به خدا و مرکز کانون پاکی هستم چطوری آلوده و له بشوم چطوری احساس کنم سرم کلاه رفته.@ هر کس که میاید سر ما کلاه بگذارد در واقع دارد سر خودش کلاه میگذارد همان هم برای او کافی است. یکی از بزرگان غیبتش را کرده بودند چند تا کادو برای آن غیبتکننده فرستاد دستت درد نکند کلی گناهان من را کم کردی خدا خیرت بدهد ما باید اینها را از معصوم بفهمیم(هُوَ اَنتَ) خودت هستی بلکه بالاتر است آنوقت نمیتوانم دیگران را شاد کنم؟.@ من وقتی یک نفر را شاد میکنم خدا را شاد میکنم اصلاً با این معامله نمیکنم با همسرم معامله نمیکنم خدا میگوید تو برای چی رفتی اینقدر منت سر شوهرت گذاشتی تو برای چی منت سر زن و فرزندت گذاشتی که من جان کندم کار کردم یک عمر دادم شما خوردید خیلی اشتباه کردی این کار را کردی چون تمام جان کندنهایت را مفت باختی.@ خدا میگوید تو مال من بودی شوهرداری زحمات بچهداری همه را من میخرم زنداری بچهداری زحماتش را من میخرم برای چی خودت را کوچک کردی بیچاره با یک آدم رفتی خودت را مقایسه کردی ما نباید به کمتر از خدا خودمان را بفروشیم.@ حتی به بهشت هم حق نداریم خودمان را بفروشیم بهشت هم فرمود امام کاظم پاداش بدنتان هست پاداش تو نیست ما پاداشی، معشوقی، حریفی کمتر از خدا نداریم برای چی اینقدر با این مادرشوهر و پدرشوهر و با جاری و با باجناق و مادرزن و پدرزن درگیر میشوی برای چی با همسایه درگیر میشوی حیف نیست آدم اینقدر خودش را کوچک بکند!.@ ما خیلی بزرگ هستیم نباید کوچک باشیم نباید مثل سگها سر یک جیفه دعوا بکنیم(اَلدُنیا جیفَۀٌُ وَ طالِبُها کِلاب) دنیا جیفه است و طالبش سگ است دعوا کنیم سر یک تکه محبت، چرا به فلانی نگاه کردی چرا رفتی مادرت را بوسیدی چرا به خواهرت محبت کردی تو چرا به برادرت محبت کردی من طاقت ندارم تو به یک کس دیگر محبت کنی.@ اصلاً حسادت در محبت مال گداهاست مال بدبختهاست به خواهرم چرا بیشتر از من محبت کردی به برادرم چرا بیشتر از من محبت کردی من از پدرم راضی نیستم چون به او بیشتر از من محبت کردی تو خودت ثروتمند باش به برادرت و پدرت بیشتر از همه تو محبت کن منتظر هستی آنها محبت کنند این که گدایی و کوچکی هست.@ تو آقا باش خانم باش سید و سرور باشد برای چی گدایی این و آن را میکنی از دستت دلخور هستم چرا به فلانی بیشتر از من نگاه کردی به فلانی بیشتر از من محبت کردی به فلانی بیشتر از من پول دادی او کادویش اینطوری بود به او خندیدی به من نخندیدی او را پیش خودت نشاندی من را ننشاندی او را جلوی ماشین گذاشتی من را عقب ماشین گذاشتی.@ این حرفها کار گداهاست مال بدبخت بیچارهها است این مال محتاجها هست این مال کوچکها است بچه کوچکها اینطوری حرف میزنند او که کوچک هست بچه کوچک اینطوری میگوید مامان تو چرا به او دو تا کتلت دادی به من نصف کتلت یا یک کتلت دادی بچه اینطوری میگوید، بزرگترها هم که همینطوری هستند.@ بزرگترها هم که دارند همینطوری دعوا میکنند به او چرا نگاه کردی به من چرا نگاه کردی چرا برای او کارت دعوت فرستادی به من فقط تلفن زدی کارت دعوت برای ما نفرستادی چرا کلهپاچه میخوردید زبانش را دادی فلانی.@ به ما مثلاً اینجایش را دادی چرا سالادها را جلوی او گذاشتی نان بیاتها را چرا جلوی من گذاشتی چرا به من نوشابه زرد ندادی من سیاه نمیخورم چرا اول میوه را جلوی من نگه نداشت بردی از آنطرف شروع کردی چقدر آدم بدبخت میشود چرا فرودگاه استقبال من نیامدید من استقبال شما آمدم.@ چرا من برای استقبال شما آمدم از حج آمدید یک دسته گل ده هزار تومانی خریدم این رفته خجالت نکشید بیحیا یک گل خریده پانصد تومان برای من آورده من برایش از مکه این را خریدم این برای من این را خرید من از سوریه آن را برایش آوردم او اصلاً برای من نیاوردم من برای عروسی فرزندم دعوتش کردم او دعوت نکرد.@ مدام دعواست همه سر دنیاست همه به خاطر گدایی دعوا میکنیم ما مدام به خاطر کوچکی دعوا میکنیم و به جان همدیگر میافتیم آدم بزرگ که اصلاً اینطوری نیست آدم بزرگ اصلاً معطل عمل هیچ کس نیست محتاج هیچ کس نیست نه محتاج زنش هست نه محتاج شوهرش هست نه محتاج فرزندانش هست نه محتاج نوههایش هست آدم بزرگ اصلاً محتاج هیچ کس نیست.@ آدم ثروتمند اصلاً گدای کسی نیست خودش عاشق خودش هست چون خدا ما را دوست دارد ما مال خداییم خدا به ما خیلی اکرام کرده. حدیث را بخوانم(مَن اَدخَلَ عَلی مُؤمِنٍ فَرَحاً فَقَد اَدخَلَ عَلَیَّ فَرَحا) هر کس یک مؤمن را احترام بگذارد و شادش بکند من رسول الله را شاد کرده، قربان خدا بروم که از پیغمبر بهتر و مهربانتر هست.@ خدا به موسی گفت موسی من مریض بودم چرا نیامدی عیادتم؟ موسی گفت خدایا تو مریض بودی چه موقع مریض بودی؟! گفت فلان کس مریض بود چرا تو عیادتش نرفتی خدا میگوید من مریض بودم او مریض شد.@ قربان خدا بروم که با ما شاد میشود با هم مریض میشود خدا من را فراموش کرده خدا من را رها کرده خدا میگوید نه من کنار تمام غصههایت بودم تو اگر بدبخت و بیچاره شدی برای اینکه من را فراموش کردی.@ یک حدیث بگویم این راجع به عشق است میگوید آقا چه میشود آدم یک دفعه عاشق میشود گرفتار یک بدبختی میشود حالا معشوق هم تحویل نمیگیرد من مدام میروم ناز میکشم التماس میکنم تلفن میزنم پیامک میدهم اظهار محبت میکنم؟ خدا میگوید عشق توبیخ آدمهایی هست که معشوق حقیقیشان را فراموش میکنند گدای عشق دیگران میشوند.@ جزا است تو معشوق اصلی را فراموش میکنی مبتلایت میکنم به یک نفر مثل خودت به یک بدبخت و ضعیفی مثل خودت، حالا مدام تو را بدواند لهات بکند تحویلت نگیرد شش ماه با تو باشد یکسال با تو باشد بعد بگوید پشیمان شدم ببخشید من دیگر نمیتوانم باشم.@ مبتلایت میکنم به فرزندت بیست سال جان بکنی بزرگش بکنی بعد که جان گرفت بلند شد رفت خارج از کشور خداحافظ ما نیستیم آنجا به تو خبر نمیدهد آنجا زنگ میزند من ازدواج کردم خداحافظ تمام شد مبتلایت میکند به یک دختر اینطوری نمکنشناس.@ مبتلایت میکند به یک شوهر نمکنشناس به یک زن نمکنشناس به یک پدر نمکنشناس به یک مادر نمکنشناس مبتلایت میکند به آدمهایی که لهات میکنند میگوید تو وقتی که قدر و قیمت خودت را ندانستی آدم خودفروش باید توقع داشته باشد که قیمتهای مسخره و پست برایش بپردازند.@ برای چی رفتی خودت را فروختی پس عشق زمینی بد است؟ نه خیلی هم خوب است گفتیم حضرت فرمود کسی آدمتر هست که نسبت به همسرش و نسبت به فرزندانش عاشقتر است، پس اینها چطوری با هم جمع میشود؟ میگوید تو عاشق هستی اما گدا نیستی مهر میتوانی بورزی به شدت هم دوستشان داشته باشی ولی اصلاً گدا نیستی.@ امام حسین یک شب رباب و سکینه کنارش نبودند میگوید چه شب درازی است که امشب رباب و سکینه پیش من نیستند انگار که این شب هرگز نمیخواهد صبح بشود اینقدر عاطفه، ولی اصلاً گدا هم نیست چون از یک کانون دیگر دارد جذب عشق میکند.@ چه میشود ما دیگران را شاد بکنیم من خودم یک عالم غصه داشتم حالا بقیه شاد باشند من زیر دست زنبابا بزرگ شدم زیر دست ناپدری بزرگ شدم اصلاً عاطفه مادری ندیدم عاطفه پدری ندیدم حالا برای شما این کار را نمیکنم.@ آدمهایی را دیدید که از فرزندان خودشان دریغ میکنند میگویند چون ما ندیدیم چیزی به اسم عقده روانی مال مسلمان و مؤمن و فطرتگرا نیست حرف عقده، عقدههای روانی مال کسانی هستند که خدا و معنویت را ندارند مال گداهایی است که خدا را ندارند.@ مال کسانی هست که اصلاً عرضه ندارند از آسمان روزی بخورند فقط میخواهند سرشان را پایین بیندازند از این لجنزار دنیا روزی بخورند این کتابهایی که مینویسند در این دانشگاهها میدهند به خورد ما عقدههای روانی انواع و اقسام عقدهها بیماریهای روانی، اینها مال خودشان هست.@ این کتابها از آنطرف آب میاید فقط لایق جامعه خودشان است اینها مال جامعه ما نیست در این طرف آب هم اگر یک نفر گرفتار است که اگر یک کسی مُرد یک کسی را از دست داد یک کسی او را تحویل نگرفت میگوید خودم را میخواهم بکشم این هم برای این هست که این آدم طبیعتگرا بوده خودش را نشناخته قیمت خودش دستش نبوده.@ بله کسانی که مثل آنها هستند این کتابها به درد آنها میخورد اما کسانی که ثروتمند هستند اشرافی هستند اصلاً آشغالخور نیستند(فَقَد اَدَخَلَ عَلیَّ فَرَحا) به من یک شادی وارد کند(وَ مَن اَدخَلَ عَلَیَّ فَرَحَا فَقَد اِتَّخَذَ عِندَ الله عَهدا) هر کس من پیغمبر را شاد بکند در نزد خدا حتماً خداوند یک تعهد نسبت به او پیدا میکند.@ هر کس من رسول الله را شاد بکند یک تعهد نسبت به او پید میکند پیغمبر فرمود به سادات خوب به خاطر خدا محبت بکنید به سادات بد هم به خاطر من محبت بکنید یعنی قهر نکنیم احترام سادات حرمت سادات را رعایت بکنیم، بد است، نگو جدش در کمرش بزند بگو به حرمت جدش دوستش دارم میبخشمش.@ (مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الله عَهداً جاءَ مِنَ الآمِنین) کسی خدا مدیونش بشود خدا عهد گردنش بیاید بتواند را متعهد بکند ای خدا من کسی هستم با همه آلودگیم پیغمبرت را شاد کردم امیرالمؤمنین را شاد کردم فاطمه زهرا را شاد کردم.@ چطوری شاد کردی؟ میگوید من به فرزندانشان به آدمها محبت کردم بچه فقط نباید سید باشد همه ما بچههای فاطمه زهرا هستیم میگوید من یک مسلمان را شاد کردم یک مؤمن را شاد کردم خدا میگوید بله راست میگوید.@ هر کس بتواند تولید زیبایی و شادی و محبت و نیکی بکند آتشها را خاموش بکند تلخیها را عرضه داشته باشد با تولید شادی خودش از بین ببرد این خیلی پیش خدا محترم و عزیز است تولید شادی خیلی مهم است.@ عرضه داشته باش چهار تا لطیفه بگو نه بابا با عزت من جور در نمیاید این پررو میشود، این حرفها چیست پررو میشود، دیدید بعضیها میخواهند به دیگران محبت بکنند قطرهای محبت میکنند میگویند این رویش زیاد میشود خیلی حرف بدی است این پررو میشود هم خودش را محروم میکند هم طرف را از محبت، این خیلی گداست.@ یک مثال دوران عقد بزنم میگوید با پسر نری بیرون شب با پسر مسافرت نری خانه نیاید خانهشان نری آقا زنش هست شرعاً اینها زن و شوهر هستند بگذار آزاد باشند نه بعد از عروسی، عزیز من بنشین بگو ببینم درد دلت چیست؟.@ میگوید من درد دلم این هست من خودم وقتی نامزد بودم 40 سال پیش پدرزنم خیلی عُقدهای بود ما را اذیت کرد الان نمیتوانم ببینم این داماد ما راحت میاید با دختر ما مسافرت میرود اینطرف و آنطرف، بگذار بروند صفا بکنند خوش باشند، برای چی مسافرت بروند برای چی با هم هستند شب بیرون نمانید، این چه عُقدهبازی هست، نه حالا شما عقد کردهاید باشد بعد از عروسی.@ چرا ما اینطوری آدمها را اذیت بکنیم چرا اینقدر گدابازی در جامعه ما هست چرا ما جلوی عشق و عاطفه را میگیریم، نه زیاد به هم محبت نکنید خوب نیست دوران عقد است خیلی به هم نگاه نکنید خیلی به هم دست ندهید خیلی با هم ارتباط نداشته باشید، این مزخرفات چیست!.@ ما راههای حلالمان را بستیم در جامعه حرام زیاد میشود از بس ما عقدهای هستیم از ما چشمتنگ و تنگنظر هستیم فلانی ما را نقرهداغ کرد دخترم را، آقا حالا او نقرهداغ کرد حواسش نبود یک دفعه گفت 300 تا 400 تا 500 تا سکه، اصلاً مهریه زیاد یُمن ندارد تو چی تو هم میخواهی همانطور رفتار بکنی؟ بله من همه پسرانم 1000 تا سکه دادند به دختر حالا من دختر خودم را 500 تا بدهم هرگز این خیلی بد است.@ تو یک مهریه انتخاب کن که پیغمبر از این مهریه شاد بشود من نمیگویم یکی، من دختر خودم تازه ازدواج کرده 14 تا سکه من گذاشتم یعنی دخترم خودش گفت بابا من بیشتر از این نمیخواهم، گفتم بابا من بیشتر از این میخواستم بگویم گفت نه من همین را میخواهم.@ چند وقت هم تا بخواهند عقد کنند گفتم بابا اصلاً خودداری نکنید با هم مسافرت میخواهید بروید شاد باشید به دامادم گفتم اصلاً نگران نباشد بیا یک شب خانه ما بخواب میخواهید مسافرت بروید بروید عقد هم نکردید اصلاً مهم نیست بعداً میایید عقد میکنید.@ اصلاً شاید هم نخواستید عقد کنید بروید با هم بگردید شاید از همدیگر خوشتان نیامد آدم تعارفی که نمیتواند ازدواج بکند بعداً بگوید نمیخواهد، بعداً بخواهد بزند با یک بچه دو تا بچه نه اول بگو نمیخواهم عیبی ندارد رفتید با هم بودید هیچ اشکالی ندارد نه شرعاً نه اخلاقاً اصلاً بد نیست.@ ما خیلی بد هستیم که اینقدر بخل میورزیم در مهرورزیهای بچهها دخترها پسرها این خیلی کار بدی است عرضه به خرج بدهیم شادی تولید بکنیم محبت تولید بکنیم عواطف تولید بکنیم دست از این عقدهبازیها دست از این کوچک نگاه کردنها دست از محروم کردن دیگران برداریم.@ اگر در حق ما هر کس کوتاهی کرده سهم ما را نداده گفت ادب از که آموختی از بیادبان، هر کس در حق ما کوتاهی کرده ما در حق دیگران وسعت میدهیم این بزرگی و آدمیت هست.@ (مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الله عَهداً جاءَ مِنَ الآمِنینَ یَومَ القیامَۀ) هر کس عهدی را نزد خدا داشته باشد روز قیامت در زمره آمنین یعنی هل امن هستند اصلاً خطر تهدیدشان نمیکند روز قیامت در امنیت و آرامش محشور میشود.@ ما چه مکتب قشنگی داریم چه دین زیبایی داریم چقدر ما را بزرگ کردند چقدر به ما احترام گذاشتند چقدر در آن عشق و آرامش هست چقدر در این دین ما شادی هست چه خدایی داریم که میگوید اگر تو یکی از بندگان من را شاد بکنی من نمیگذارم این شادی حرام بشود به تو برمیگردانم در بهترین وجه.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@