جلسه 006 - قلب
شماره جلسه
6
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
10
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - قلب

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان در جلسه گذشته درباره دل به اینجا رسید که همه حقیقت انسان دل اوست و دل تنها دارایی هست که انسان با پرورش او هم میتواند دنیایش را بسازد و یک دنیای به تعبیر قرآن شاد و آرامی را داشته باشد و هم آخرت خودش را بسازد خوشبختی و سعادت ابدی را برای خودش ایجاد کند.@ چون دل تأمینکننده شادی و آرامش ما در دنیاست و شادی و آرامش ما در دنیا به دل ماست و در آخرت باید بیشترین سرمایهگذاری انسان روی دل خودش باشد ما قوای مختلفی داریم مثل حس، خیال، وهم، عقل، فوق عقلمان، که دل ما همان فوق عقل ماست.@ این تمرینات را قبلاً در دوره اول انسانشناسی کردیم که بعضی از کمالات کمالات جمادی و بدنی هستند مثل لباس، منزل، اتومبیل، طلا و جواهرات و تجملات، عده زیادی عمرشان صرف کمالات جمادی میشود یعنی تحصیل این چیزها، مقدار زیادی از وقت و عمرشان به کمالات جمادی میگذرد که هیچ کدامشان را هم با خودشان نمیبرند.@ ثروت و چیزهایی از این قبیل، مگر کسی که عرضه داشته باشد از کمالات جمادیاش استفاده آخرتی بکند بعضی از کمالات کمالات خیالی و وهمی هستند مثل شهرتها، عوامل شهرت، محبوبیت، عوامل افتخار، مدرک تحصیلی، و چیزهایی از این قبیل، بعضی از کمالات کمالات عقلی هستند مثل علم.@ بعضیها واقعاً به دنبال علم هستند یعنی دانشجو به معنای حقیقی هستند میخواهند حقایق عالم را کشف کنند دنبال سواد و معلومات هستند در فیزیک، شیمی، ریاضیات، مدیریت، جبر، مثلثات، زمینشناسی، پزشکی، زیستشناسی، رشتههای مختلف دنبال دانش هستند اینها خوی فرشتهای را دارند که کشف حقایق عالم هست و کمالات عقلی را دنبالش هستند قیمت این آدمها هم اطلاعات است.@ یعنی اینها بعد از یک مدت تلاش و زحمت و کار اطلاعات گیرشان میاید ذهنشان مثل کامپیوتر پر از اطلاعات هست فیزیک، شیمی، زیستشناسی، ریاضیات، کامپیوتر، زبان، اطلاعات زیادی را دارند قیمتشان هم به اندازه اطلاعاتشان هست بخش پایانی بخش دل انسان هست بخش فوق عقل یا فوق تجرد که اینها را قبلاً در مباحث وجودش را اثبات کردیم که انسان با فوق عقل و فوق تجرد فقط معشوق فوق عقل و فوق تجرد انسان خداوند است.@ یعنی بینهایت، کمال بینهایت، کمال مطلق که انسان فقط دنبال بینهایت شدن میگردد آنوقت این حس بینهایتطلبی وقتی که انسان مصداق حقیقی بینهایت را پیدا میکند به دنبال خدا میگردد چون فقط یک بینهایت بیشتر وجود ندارد جز خدا.@ اما اگر این بینهایت را که خدا هست پیدا نکرد بینهایتطلبی را در علم، امور وهمی مثل شهرت و قدرت و ریاست و مدیریت میخواهد ارضا کند که آخر هم به ارضا نمیرسد چون این از جنس دل نیست و یا در امور حسی مثل شکم و شهوت و تجملات و زمین و لباس و مسکن و چیزهایی از این قبیل هست که آنها هم چون از جنس دل نیست.@ هیچ کدامشان آرامبخش نیست ولی بالأخره این بینهایتطلبی را باید یکجا انسان ارضا کند اگر درست به مصداق زد مصداق حقیقی را پیدا کرد که فقط به خدا زد آرامش پیدا میکند اگر به سراغ خدا نرفت باید حس بینهایتطلبی خودش را در امورات غیر همسنخ با دل ارضا بکند.@ اینکه امام میگوید رئیس جمهور آمریکا عاشق خداست درست است فرقی بین امام حسین و یزید، امیرالمؤمنین و معاویه، پیغمبر و ابوسفیان و ابولهب نیست در اینکه همه عاشق خدا و بینهایت هستند.@ تفاوتی که وجود دارد این هست که پیغمبر و امیرالمؤمنین و امام حسین مصداق حقیقی بینهایت را پیدا کردند و به آنجا زدند تمام قوایشان را به آن سمت متوجه کردند یزید، معاویه، ابوسفیان و ابولهب بینهایتطلبیشان را در طبیعت، در کمالاتی که همسنخ دل نیست خواستند ارضا کنند.@ یک انسان زیرک وقتی میخواهد به سمت بینهایت حرکت بکند کمالات بینهایت را جذب بکند محدودیت را از خودش بردارد خودش را بینهایت بکند این از همه امکانات و قوایش استفاده میکند یعنی از حسش استفاده میکند تمام حواس پنجگانهاش، از بدنش جماد بودنش استفاده میکند از خیالش استفاده میکند خیال خیلی انسان را میتواند اوج بدهد داریم در دعای امام سجاد(ع) که انسان با وهم و واهمه خودش میتواند خیلی لذت ببرد و اوج بگیرد.@ عشقبازی با معشوق زمینی یا معشوقهای زمینی فقط این نیست که انسانهایی که معشوق زمینی دارند میتوانند با خیال خودشان عشقبازی کنند انسان میتواند در خیال خودش با خدا عشقبازی کند یعنی خیالپردازی کند اما با خدا و امام زمان و معصومین خیالپردازی کند.@ از خیال خودش استفاده کند و در خیال برود خیال خیلی میتواند انسان را اوج بدهد به شرطی که انسان تمرینهای لازم را داشته باشد و بداند که چطوری با خیالهای قشنگ میتواند اوج بدهد(وَصفُ العِیش نِصفُ العِیش) به هر حال انسان یکی از لذتهایی که برای خودش میبرد لذت خیالی است.@ یعنی مینشیند با خیال خودش با معشوق خودش ارتباط برقرار میکند و این شخصیت را میسازد در افکار داریم یک کسی که به گناه فکر میکند همین که در خیالش گناه را میاورد بعد از یک مدت قدرتش برای انجام آن گناه خیلی زیاد میشود تا کسی که اصلاً به آن فکر نکند.@ گناه و آلودگی وقتی که شما به آن فکر میکنی در خیالت آن را میپرورانی و میپذیری تواناییات برای اینکه آن کار را در خارج انجام بدهی خیلی زیاد میشود فکر نکنیم خیال یک چیز موهومی است خیال آنقدر قدرت دارد که از حس و از جسم بیشتر قدرت دارد توانش از ماده بیشتر هست.@ اینقدر قدرت دارد حضرت مریم با خیال باردار میشود چقدر مؤثر است(فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا) جبرئیل(ع) تمثل میکند برای مریم و با تمثل برای مریم در قوه خیال مریم، آنقدر قوه خیال قدرت دارد که مریم را باردار میکند به روح الله به یک پیغمبر اولوالعزم، اینقدر مهم است.@ اکثر مکاشفههایی هم که برای انسانها رخ میدهد مثلاً طرف میگوید من در جمکران امام زمان را دیدم ولی بقیه نمیدیدند این فکر میکند که واقعاً امام زمان با بدن آنجاست امام زمان از همانجایی که هست برای انسان تمثل میکند یعنی مکاشفه است در خیال شما، میاید در بخش حس شما را حذف میکند.@ میاید در خیال شما با شما ارتباط برقرار میکند ارتباط حقیقی و مؤثر است پیام و ارتباط درست است اما اینجا حس نیست مثل تِلهپاتی، بعضیها که با هم تلهپاتی دارند مثلاً یکی شیراز است یکی تهران است با هم ارتباط دارند بدن را حذف میکنند و با خیال با هم ارتباط دارند تمام ارتباط هم درست است.@ هر چه این میگوید او میشنود و هر چه هم او فکر میکند این میفهمد انسان خیلی قدرتهای فوقالعادهای دارد پس یکی از کارهای قشنگ خیالپردازی است اگر کسی بخواهد موفق بشود در حرکتهای معنوی و روحی باید از خیالش خیلی استفاده کند از وهمش استفاده کند.@ بعضیها کارهای عقلانی میکنند مثلاً میخواهند خدا را بشناسند میروند در طبیعت مطالعه میکنند دلائل را میگردند منطق و فلسفه کار میکنند از طریق علوم میخواهند خودشان را برسانند بعضیها هستند از همه اینها زرنگتر هستند آنها کسانی هستند که حرکتشان دلی است با دل خودشان حرکت میکنند.@ یعنی محبت حقتعالی را در دل خودشان پرورش میدهند و با این محبت اوج میگیرند اینجاست که حرکتهای عقلی و معرفتی خیلی به انسان کمک میکند شما در شب قدر وقتی که غالب مردم دنبال عبادت هستند بزرگان ما اصلاً توصیه به عبادت زیاد نمیکنند.@ بیشتر مردم میروند سراغ سرمایهگذاری روی عبادت مثلاً دعا و جوشن کبیر و صد رکعت نماز و قرآن بخوانند اما بزرگان دین میگویند که شما حرکتتان را درونی بکنید از عقلتان استفاده کنید لذا شب قدر مهمترین عمل مذاکره علمی است.@ اینکه انسان بنشیند تفکر بکند و با فکر جلو برود مطالعه و کار علمی بکند تا دلش زودتر راه بیافتد نزدیکترین قوه به فوق عقل ما که بخش انسانی ما است عقل است لذا وقتی یک نفر کار عقلانی میکند خیلی زودتر دلش راه میافتد یعنی شنیدن.@

خوب بشنود این به دل خیلی نزدیک است کار ذهنی کردن یک مسأله است شنیدن و کار معرفتی کردن و تفکر کردن زود دل را راه میاندازد قلب را زود تکان میدهد لذا توصیه در روایات این شده که شما خیلی به صورتها و حجم عمل کاری نداشته باشید کیفیت عمل و قلب خیلی مهم است.@ از نبی اکرم(ص) (إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی لا یَنظُرُ إلی صُوَرِکُم وَ لا إلی أموالِکُم وَ لکِن یَنظُرُ إلی قُلُوبِکُم وَ أعمالِکُم) خداوند کاری با صورتهای شما ندارد به شکلها و قیافههای شما کاری ندارد نگاهی به چهرههای شما نمیکند و نگاهی به داراییهای شما هم نمیکند بلکه به دل و قلب شما و با اعمالتان هست که این عمل از چه کیفیتی برخوردار هست.@ لذا ما بیشتر به جای اینکه روی حجم عمل سرمایهگذاری کنیم روی کیفیت عمل سرمایهگذاری کنیم و کیفیت را بالا ببریم یک موقع میبینی یک عمل باکیفیت انسان را 20 سال جلو میاندازد یک عمل قدرتمند باکیفیت کاملاً انسان را نجات میدهد ولی اعمال آلوده و ظاهری خیلی جاندار برای انسان نیست.@ در دعا داریم از امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(جَعَلَنِ اللهُ وَ إیّاکُم مِمَّن یَسعی بِقَلبِهِ إلی مَنازِلِ الأبرار) خدا ما و شما را از کسانی قرار بدهد که با دلشان، یسعی یعنی حرکت کردن و سعی کردن، به سوی منازل نیکوکاران حرکت بکند پس آن که حرکت میکند و میرسد قلب هست.@ باز در روایت دیگری داریم از امام جواد(ع) هست میفرماید(القَصدُ إلی الله تَعالی بِالقُلُوب أبلَغُ مِن إتعابِ الجَوارِحِ بِالأعمال) میفرماید حرکت انسان، ره سپردن انسان به سوی خدا با دلش خیلی انسان را زودتر میرساند تا اینکه بدنت را با اعمال به زحمت بیاندازی.@ یکی از اولیاء خدا میگفت من آقا امام زمان(ع) را که در مکه زیارت کردم فرمود به این مسئولین جمهوری اسلامی بگویید تا چه موقع میخواهند یک مُشت کور و کَر را اینجا حج بفرستند کسانی را بفرستند که فهم و معرفت داشته باشند.@ بعضیها هستند 30 بار 40 بار حج میروند ولی تفکر ندارند نمیداند حج و فلسفه حج چیست قسمت به قسمت این حج چه کارهایی با باطن انسان میکند فهم ندارد عمره میرود کور و کر میرود و برمیگردد.@ ماه رمضان میاید در ضیافت خدا اگر به او بگویی آخر تو فهمیدی ملاقاتی صورت گرفت در این ضیافت با صاحبخانه، نه اصلاً ملاقاتی با خدا نکرده، با مهمانها ملاقات داشتی؟ نه، از ماه رمضان چه فهمیدی؟ فهمیدیم که سحر باید چیزی نخوریم افطار بخوریم، باز چکار کردی؟@ میگوید من روزی یک جزء قرآن خواندم که این هم باز حرکت زبانی است حرکت قلب نیست، از این قرآن خواندن چه فهمیدی؟ هیچی، (لا خَیر فی عِبادَۀٍ لا تَفَکُرَ فیها لا خَیرَ فی عِبادَۀٍ لا تَفَقُهَ فیها) وقتی انسان معنایش را نمیفهمد درکی نمیکند چه فایدهای دارد.@ لذا میفرماید(لا تَجعَل هَمَّکَ آخَرَ السُّورَۀ) همّ خودت را به این نگذار که قرآن را زود تمام کنی و به آخر سوره برسی میگوید صبر کن یک صفحه را درست بخوان و بفهم برای همین هم من در برنامه عزیزان که برایشان برنامهریزی کردم نوشتیم که اگر قرآن میخوانید 50 آیه که واجب است انسان بخواند دو آیه را تفسیر بخواند.@ یعنی تفقه بکند که این چه میخواهد به من بگوید این فهم خیلی مهم است ده دور ما تا حالا ختم قرآن کردیم ده بار کربلا و سوریه رفتیم و نماز خواندیم و جمکران رفتیم اینها حرکت قلبی نیست حرکت بدنی است ثواب دارد به انسان ثواب میدهند اما این باید در قلب سرریز بکند.@ یعنی تحولی باید در قلب ایجاد بکند و باید قلب حرکت بکند وقتی قلب حرکت نکند امام صادق(ع) میفرماید 60 سال که شما نماز بخوانید خدا یک رکعتش را هم قبول نمیکند چون 60 سال کار بدنی کردی یک جرعهاش به قلب نرسیده هیچی به دل نرسیده به هیچ تحول و نورانیت و تصمیم و قدرتی و نشاطی نمیرسد.@ میگوید قرآن شراب مؤمن است ولی وقتی که من این قرآن را فقط به لفظ کار میکنم روخوانی، قرائت، تجوید، حفظ، ما الان چقدر حافظ قرآن داریم که حافظ قرآن هست اما اگر به او بگوییم قرآن شراب است میگوید من اصلاً هیچ وقت اصلاً با آن نمیتوانم مست کنم.@ باید انسان با آن مست کند تا در قلب هم نریزد مستی برای انسان نمیاورد پس این قلب خیلی مهم است حرکت قلبی خیلی مهم است که انسان دلش راه بیافتد. در یک روایتی از امام صادق(ع) هست میفرماید(حَرَکاتُ القُلُوبِ أبلَغُ مِن حَرَکاتِ الأعمال) حرکتهای قلبی خیلی زودتر انسان را میرساند تا حرکتهای بدنی، که انسان با بدن خودش کار بکند و عبادت انجام بدهد.@ مثلاً بنشیند تسبیح دستش بگیرد ده هزار ذکر بگوید این حرکت بدنی است. اصلاً علت تکرار در ذکر چیست که میگویند ذکر را تکرار کنید؟ برای اینکه بخورد تکرار بشود بعد به قلب بخورد و قلب تکان بخورد حالا یک کسی با یکبار قلبش تکان میخورد خیلی قوی هست.@ قلبش آماده است و اصلاً زبانش هم ذکر نمیگوید خود قلب میتواند مستقیم بدون حرکت زبان و لفظ و دهان خودش ذکر قلبی بگوید یعنی در اتوبوس، تاکسی، خانه، مهمانی است قلب خودش دارد کار میکند و ذکر میگوید این شب وقتی هم میخوابد قلب دارد کار میکند و ارتباط خودش را دارد.@ شما وقتی نماز میخوانی قلبت با همسرت درگیر است نماز میخوانی قلب دارد آنجا کار خودش را میکند آن ذکر قلبی خودش را میگوید ذکر قلبی شما الان دعوا با همسرم، شریکم، فرزندانم هست قلب یکجا دیگر دارد ذکر میگوید.@ الان موقع ناهار هم هست بوی غذا به تو خورده غذای مورد علاقه، میبینی قلبت دارد ذکر قورمهسبزی را میگوید بدنت هم دارد نماز میخواند و سجده میکند اما قلبت دارد ذکر چلوکباب را میگوید آن ذکر خودش را میگوید و تغذیه میکند.@ یک کسی هم هست در یک جای شلوغ است ممکن است جای خوی هم نباشد ولی قلبش یا الله میگوید و خوب تغذیه میشود و کار میکند پس حرکتهای قلبی فوقالعاده مهم است و ما باید روی قلب و دل سرمایهگذاری کنیم چند راه برای تقویت قلب وجود دارد.@ یکی حرکات بدنی، حرکات بدنی خودش مقدمه است برای راه افتادن قلب، ذکر زبانی، تأکید شده که ما باید حرکت بدنی انجام بدهیم سینهزدن دیدید چقدر قشنگ است شما سینه میزنید بعد یواش یواش اشکت هم میاید سینهزنی ضعیفترین کار هست در عزاداری امام حسین، یک کسی میبینی آنقدر میسوزد از این واقعه.@ آنقدر ارتباط دارد که یک گوشه نشسته و فقط اشک میریزد به این نباید بگویید که بلند شو برو سینه بزن چون کار کمتری هست این باید همینجا بنشیند و بسوزد چون ارتباط قلبی با آن واقعه برقرار کرده ولی اگر دل راه نمیافتد میگوید برو سینه بزن برو حرکت بدنی انجام بده یکدفعه دل راه میافتد.@ حرکت بدنی مثل هُل دادن ماشینی است که سرد شده وقتی سرد شده ماشین را هُل میدهی موتور راه میافتد حرکت بدنی یک تلقین است لذا در روایت داریم هیچ کس با کاری به اندازه راه رفتن به خدا نزدیک نمیشود با پا، در حج گفتن شما وقتی سعی بین صفا و مروه را انجام میدهید دور میزنید از خانه حرکت میکند تا به مسجدی بروید.@ راهپیماییهای باارزشی هست در دفاع از دین و نظام حرکت میکنید خدا میداند آنهایی که میروند راهپیماییهایی که در دفاع از اسلام و نظام اسلامی هست یقیناً وقتی میروند مورد مغفرت خدا هستند برمیگردند پاک پاک هستند خدا هیچی برایشان نمیگذارد مَشی است ولی فوقالعاده تأثیرگذار و پاککننده است.@ اینها حرکتهایی هست که هُل دادن دل است شما نمازجمعه راه میروید به محل میرسید بعد از نماز جمعه که سلام را میدهید احساس نشاط با آن میاید آن نشاط مغفرت است این شادی مغفرت است خشنودی خداست وقتی برمیگردید میبینید چقدر انبساط دارید.@ وقتی نماز جماعت در مسجد میروی همین حالت به شما دست میدهد تا اینکه در خانه خودت بخوانی بیرون بزن راه برو حرکت بدنی داشته باش حرف بزن ذکر بگو صلوات بلند بفرست داد بزن دور ضریح و کعبه چرخ بزن همه حرکتهای بدنی قشنگ است ما از حرکت بدنی باید برای راه افتادن دلمان باید استفاده کنیم.@ حرم امام رضا میروی میبینی در حرم امام رضا قلبت خشک است دلت یخ کرده خیلی نمیتوانی با حضرت ارتباط برقرار کنی از حرکت بدنی استفاده کن بایست چند نفر که دارند گریه میکنند یا عزاداری میکنند.@ یک کسی که حال خوشی دارد کنار او بایست از تلقین شروع کن یواش یواش ببین چه میگوید میبینی یکدفعه دل تو هم ترکید و دلت راه افتاد و یکدفعه یک حال خوبی به تو میدهد یا یک حرکت بدنی دیگر بکند.@ حرکتهای دیگری ما داریم که ذکری نیست اما بدنی است و مؤثر هست در پاک شدن و آماده شدن دل، مثل اینکه آنجا یک پیرمرد یک پیرزن یک خانم یک بچه که آنجا هست یک خدمتی به او بکنی ببین چکار دارد این کار را انجام بده یک شکلات دست بچه بده وقتی شکلات را میدهی میبینی دلت راه افتاد اشکت سرازیر شد.@ یک پیرمرد یا پیرزن را کمک میکنی و یک کار قشنگ برای پدر و مادرت، یک خدمتی به آنها میکنی کاری را برای پدر و مادر فوقالعاده مؤثر است یک خدمتی برایشان انجام میدهی، عبادی نه، نمیخواهد دنبال ذکر بروی همانجا یک خدمت کن غذا درست جلوی پدر و مادرت بگذار یک کار قشنگ، میبینی که دل راه میافتد و اتفاق میافتد.@ خانم میگوید من به احیا رفتم بچهام را هم بردم بعد دیدم ساعت احیا طول کشیده بچه خیلی اذیت میشود گفتم خدایا من دلم این هست که بایستم اینجا و عبادت را انجام بدهم ولی بچهام اینجا آزار میبیند این را آزار ندهم بهتر از این هست که بایستم عبادت کنم.@ گفتم این بچه را که برداشتم که اذیت نشود خانه بردم دیدم آقا امام زمان(ع) در خانه ما نشسته این خیلی مهم است که انسان آدمها را بفهمد و درک بکند گاهی وقتها شما به یک مورچه و سگ که کمک میکنی دلت راه میافتد.@ جلوی گربه یک غذایی میاندازی میبینی که همان گربه کلی دعایت میکند و این دل راه میافتد برعکس یک مورچه و گربه را در نظر نمیگیری از کنار سگ با قساوت رد میشوی مسجد میروی میبینی تا صبح دلت خشک شده هیچ کاری نمیتوانی انجام بدهی.@ اما اگر حواست به آن سگ بود به گربه بود با احترام با آنها برخورد کردی میبینی که همان سگ و گربه کلی برای انسان کار میکند و دل را راه میاندازد خیلی به قلب انسان کمک میکند.@ یک کبوتر یک پرنده یک کار قشنگ، میخواهی از خانه بیرون بیایی میبینی که دارد باران میاید هوا سرد است برو یک جعبه بردار زیر بالکن خانهات بزن بگذار یک پرنده بیاید آنجا خانه بکند میبینی که کلی مشکلات حل میشود خیلی گرههایی که فکرش را نمیکردی وقتی او در آن خانهای میرود که تو برایش درست کردی مینشیند کلی گره باز میشود.@ اینها حرکتهای قشنگی هست صدقه از چیزهای خیلی واجب و قطعی است یعنی صدقه جزء شرائط اصلی است نه اینکه کمک میکند هیچی، اصلاً صدقه جزء چیزهای واجب است شما وقتی میخواهی یک ارتباط معنوی قشنگ برقرار کنی به اندازهای که برایت اهمیت دارد پول کنار بگذار صدقه بده میبینی قلب راه میافتد.@ شرط است که قبل از هر دعا انسان حتماً مقداری صدقه کنار بگذارد پرهیز از گناه هم همینطور، انسان از یک گناه که میگذرد میبینی که خیلی از مسائلش راه میافتد امشب میخواهی احیا بروی سر سفره نشستی میبینی بهترین جای غذا را هم جلوی تو گذاشتند آن قسمت را نخور به بقیه تعارف کن.@ یک نوشابه خنک هست بگو نمیخورم کنار بگذار بگو کس دیگر بخورد سالاد هست بده کس دیگر بخورد نان تازه هست بده کس دیگر بخورد بدترین جای غذا را برای خودت بردار همان را به عنوان افطار بخور و آن را به انسانهای دیگر پخش کن بعد میبینی که خیلی اتفاقات قشنگی برای دل انسان میافتد و یکدفعه یک راههای خوبی برای انسان باز میشود.@ اما اگر از سر سفره خودخواهی کردی خودت را به دیگران ترجیح دادی میبینی که نه قلب قفل میکند راه بسته میشود چون تو شهوت شکمی پیدا کردی با شهوت شکم حیوانیت را تقویت کردی سنگین میشوی بعد که میخواهی مسجد بروی گرفتاری دارد برای همین هم صدقه خیلی مهم است.@ چون ما این مسائل را خیلی وقتها نمیدانیم یک کارهایی میکنیم نگاههای بد و حرفهای بد و حرکتهای بد، یک تکبر و عُجب خطرناک است لذا آن صدقه خیلی از بلاها را برطرف میکند تا این دل راه بیافتد و مهمترین چیزی که هست در راه افتادن دل جدای از پرهیز از گناه که خیلی مؤثر هست.@ همین فهم، انسان فهم و درکش را راه بیاندازد اگر درک و فهم را راه انداختی عقلاً مسائل را درک کردی خیلی زود قلبت راه میافتد خیلی زود انسان میتواند قلب را تغذیه و تقویت کند بعضیها سرمایهگذاریشان روی فکر خیلی زیاد است.@ مثلاً میرود میگوید من میخواهم حقایق عالم را بشناسم، میرود طلبه میشود بعد دانشگاه میرود فلسفه و الهیات میخواند بعد یکسره فکری میشود کار فکری و مطالعاتی و عقلی، اصلاً کار دلی نمیتواند بکند کار عقلی کافی نیست، میبینی مادرش که بیسواد است مادرش مکاشفه میکند این آقای فیلسوف هنوز یک خواب قشنگ هم ندیده چه برسد بخواهد مکاشفه بکند.@ خدا رحمت کند مرحوم سید نعمت الله جزائری را میگفت من یک شب لرستان آمدم پلدختر میاید گفت رفتم در یک روستایی، آیت الله بوده یک آدم خیلی بزرگی بوده، بعد اجازه میگیرد که در خانه یکی از این روستاییها نماز بخواند نمازش که تمام میشود این خانم روستایی به او میگوید چرا اینطوری نماز خواندید نمازتان یکطوری بود؟@ گفت چطوری نماز بخوانم مگر نماز چطوری بود؟ گفت ما که نماز میخوانیم هر کداممان در و دیوار و همه چیز با ما نماز میخوانند ما همه را میفهمیم ولی شما که نماز خواندید ما اصلاً هیچ صدایی نشنیدیم مرحوم سید نعمت الله میگوید اینجا همانجایی است که من باید بمانم دیگر تا آخر همانجا میماند و همانجا هم میمیرد.@ این خیلی مهم است که انسان وقتی عالم میشود عوام بودن خودش را از دست ندهد اگر عوام بودن خودش را از دست بدهد خراب میشود خدا رحمت حضرت امام را در نجف خیلی از علما به امام میگفتن این چه کاری است که تو میکنی میروی مثل بقیه مردم مینشینی مفاتیح دستت میگیری و دعا میکنی؟@ امام فرمود بهترین کار همین است، یک مرجع تقلید نباید مثل بقیه باشد مرجع تقلید باید برای معصوم قیافه بگیرد آنجا بایستد سلام و علیک بکند و باکلاس دنبال کارش برود، امام اینطوری نبوده، به او میگفتند تو برای چه میروی در دسته سینهزنی سینه میزنی عبا و عمامهاش میافتاده امام را وسط جمعیت پرت میکردند مرجع تقلید که نباید این کار را بکند.@ امام میفرموده که هر چه به هر کس میدهند در شلوغی میدهند در خلوت نمیدهند، دیدید بعضیها میگویند ما فلان شب حرم برویم که خلوت است بیشتر حال کنیم در حالی که آنجا هیچ خبری نیست هر چه خبر هست وسط مردم و عوام هست که به انسان میدهند.@ آنجایی که بیشتر فرزندان امام ریختند همانجا بیشتر خیرات هست مثل بقیه مردم باش مثل بقیه مردم وسط برو میخواهی دست به ضریح بزنی بگذار چهارتا هم به پهلو و صورتت بزنند پایت را له کنند صفا کن، نمیخواهی این کار را بکنی گوشه بایست با ادب سلام و علیک کن و برو مزاحم کسی نشو.@ این خوب نیست که آدم در ازدحام جلو برود و به دیگران فشار بیاورد و دیگران را اذیت بکند این کار خوبی نیست اما قیافه هم برای بقیه نگیر حس عوامی خودت را داشته باش مثل بقیه باش عالم بودن خیلی وقتها انسان را خراب میکند یعنی کار ذهنی و فکری.@ پیرزن، بقال، کفشدوز کنار خانه خیلی موفقتر از آقایی هست که 20 سال درس خوانده و کار کرده برای اینکه حبی کارش راه افتاده یعنی از روی محبت کارش را انجام میدهد یکی میگوید حضرت رقیه(س) اینطوری، میبینی زارزار گریه میکند و خیلی قشنگ به حضرت رقیه توسل میکند و کارش را حل میکند تمام میشود.@ یک کسی دیگر میگوید من اسم حضرت رقیه را در تاریخ ندیدم در تاریخ اسم حضرت رقیه نیامده حضرت رقیه اصلاً بوده یا نبوده. یک طلبهای بود میگفت من یک موقعی نشسته بودم آنقدر کتاب روی میزم جمع کرده بودم که مطالعه کنم ببینم حضرت رقیه اصلاً بوده یا نبوده.@ گفت همینطوری که داشتم مطالعه میکردم خوابم برد خواب دیدم که قیامت است و خانم رقیه آنجا ایستاده و دارد برائت میدهد و همه آنطرف میروند، رفتم بگیرم به من گفت تو برو فعلاً من را ثابت کن که من هستم یا نیستم.@ حالا گیر دادن به امام حسین، گیر دادن به ریزهکاریهای خدا، اینها هیچ وقت مشکلشان حل نمیشود، میایستد تا ثابت کند که خدا عادل است یا عادل نیست سه سال معطل برهان عدالت هست حمال در خانه زده و رفته.@ پدر ما میگفت همسایه داشتیم قدیمها خانهها مستأجری بود و چندتا مستأجر در یک خانه با هم مینشستند گفت ما هم یکجا مستأجر بودیم در میدان شوش، یک مستأجر داشتیم جوانی بود این حمال در میدان شوش بود.@ بعد این شبها دیر میامد در میزد صاحبخانه میرفت در را باز میکرد دو سه شب اینطوری شد صاحبخانه به او گیر داد که فلان فلان شده میروی اینطرف و آنطرف الواتی میکنی دیر میایی حالا ماجرا گذشت و آن حمال از آنجا رفت پدر ما میگفت بالأخره ما به این صاحبخانه گیر دادیم که داستان چیست؟@ گفت من به او گیر دادم که تو میروی نصف شب میایی کجا میروی یکذره هم به او فحش دادم گفت بخدا جای بدی نمیروم، گفتم باید من را با خودت ببری الواتی میروی ما هم ببر گفت باشه به شرطی که هر جا بردمت چیزی نگویی، گفتم باشه.@ گفت ما را خبر کرد و در خانه ایستاده بودیم و یک لحظه گفت برویم؟ گفتم برویم، قدم را برداشتیم دیدم در کعبه هستیم ما الان شوش بودیم؟ گفت زیارتت را بکن، طوافمان را کردیم یک لحظه دیدیم مدینه هستیم امام حسین و امام رضا را زیارت کردیم نزدیک صبح مست مست او را خانه آورده بود فردا غیبش زد و رفت.@ او که نیامده بنشیند کتاب بخواند و استاد ببیند و برهان بگذارد دلش را خیلی خوب تکان داده میبینی یک آمین دلش را خیلی خوب تکان میدهد و موفق هم هست خیلی گیر ندارد این را ثابت کنم و آن را ثابت کنم و اینجا خدا چرا اینطوری کرد آنجا چرا حضرت علی اینطوری کرد آن کارش آنجا اشکال داشت.@ تا تو بخواهی به حضرت علی ایراد بگیری که این کار اشکال داشته یا نداشته، میبینی که آن حمال و سوفور رفتند رسیدند جنابعالی گیر هستی که ثابت کنی که کار خدا و حضرت علی و فاطمه زهرا درست بوده یا نبوده آنها راهشان را گرفتند و رفتند برای همین آنهایی که واقعاً میرسند کسانی هستند که اهل شک و تردید و گیر دادن نیستند.@ آنهایی که خیلی إن قلت میکنند اهل شک و تردید و گیر دادن هستند حرکت دارند اما حرکتشان اصلاً به دل نمیرسد عقلشان گیر دارد معطل میشوند هر چه بایستی معطلی داری شک معطلی میاورد.@ لذا قرآن در مورد کسانی که مؤمن هستند میفرماید(إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا) مؤمن حقیقی کسانی هستند که ایمان بیاورند به خدا و رسولش، تردید نکنند شک نکنند إن قلت نکنند وسوسه در دلشان نیافتد.@ (ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا) اصلاً شک نکنند(وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ) با مال و جانشان هم مجاهده کنند هیچ چیز به اندازه اول مبارزه و جهاد مالی در راه خدا، بعد جهاد جانی دل راه نمیاندازد قلب را خیلی راه میاندازد لذا شما میدانید قویترین آدمها شهدا بودند در دوران دفاع مقدس بهترین آدمها که امام فرمود خدا من را با اینها محشور کند.@ چون امام میدانست که اینها به کجا رسیدند ما در جبهه چیزهای عجیب و غریبی دیدیم از این بچهها که آدم حیرتزده میشد بچه 13 ساله بارها خدمت امام زمان(ع) میرسید بارها خدمت حضرت زهرا و حضرت زینب(س) رسیده خیلی کار کرده امام دقیقاً اصلاً تعارف نمیکند میگوید اینها ره صد ساله را یک شبه طی کردند واقعاً یک شبه صد سال راه را رفتند.@ جهاد فوقالعاده مؤثر است روح جهاد خیلی سازنده است آنهایی که روح جهاد و مبارزه دارند اینها زود قلبشان راه میافتد به خصوص در غریبی در تنهایی آنجایی که خیلی افراد حاضر نیستند کار جهادی بکنند یک نفر روح جهاد و مبارزه داشته باشد با مال و جانش خیلی زود قلبش باز میشود راه به رویش باز میشود.@ قدرتمند میشود و به خیلی جاها میرسد با همین روح جهاد و فداکاری کردن مرحوم سیدعلی اندرزگو(ره) یک روحانی بسیار خوب، هم روحانی است درس خوانده هم از قلبش هم خیلی خوب استفاده کرده در آن دوران اختناق که امام فرمود نصف انقلاب ما مدیون همین یک نفر آدم هست روح جهاد دارد آن قدرتها را هم دارد.@ میگفت یک روز داشتیم با او مشهد میرفتیم بنزین تمام کردیم در راه ماندیم گفت عیبی ندارد تو گاز بده من صلوات میفرستم ماشین میرود ما گاز میدادیم و او صلوات میفرستاد و ماشین هم با چه سرعتی میرفت کرامت داشت.@ خانمش میگوید من یک شب دندانم درد میکرد حالا دندان درد آن هم در آن زمان و آن هم این بنده خدا که اصلاً نمیتواند از خانه بیرون برود او را میگیرند گفت خیلی ناله میکردم، بلند شد این مفاتیح را باز کرد و ورق زد و دستش را روی دندان من گذاشت و دعای دندان درد را خواند و گرفت خوابید دندان من هم خوب شد باور خیلی مهم است.@ آقا شیخ عباس صاحب مفاتیح خیلی مقامش بزرگ است یک ساعت دارد این هر وقت خراب میشد یک تربت به آن میمالید ساعت راه میافتاد حالا تو این را یکطوری حل کن در مخیلهات بگذار که این یعنی چی، تربت به ساعت چه ربطی دارد حل میکند.@ یکی از اولیاء خدا قم بود یک شب رفتم گفتم آقا فلانی تهران مریض است بعضیها روی یک چیزی را میخوانند میگویند این را به او بده مثل مرحوم نخودکی، میگفت این را به فلانی بده بخورد خوب شود گفتم من به او نمیرسم راهش دور است میگفت پس تو بخور آن خوب میشود.@ این ولی خدا به من گفت تو تهران رفتی یک حمد خودت از طرف من بخوان به او بده همین کار را هم کردیم خواندیم به طرف دادیم طرف هم خوب شد کار میکند قلب که راه بیافتد خیلی کارها از آن میاید.@ پس روی محبت و نظام دلی خیلی باید کار کنید خیلی با دین إن قلت نکنید و با آن ور نروید که چطوری میشود، هر طوری شما بخواهی حساب کنی هر کاری(فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ) (فَعَّالٌ لِما یَشاء) هر کاری بخواهید میکنند هر کاری بخواهید میشود هر اتفاقی بخواهید میشود بسته به این هست که تو چقدر توقع داری و از آنها چقدر شناخت داری.@ در دفاع مقدس بچهها چون شناختشان خیلی زیاد بود توقعشان هم بالا بود خدا به همان توقع هم میداد در دفاع مقدس در جنگها بعضی از عملیاتها میشد معجزه را فیلمبرداری کنید یک مقدارش را هم واقعاً فیلمبرداری کردند.@ همین فیلمی که دفاع مقدس عملیات مسلم بن عقیل شما ببینید من خودم در آن عملیات بودم آنقدر اتفاقات عجیب و غریب در این عملیات برای ما اتفاق افتاد که نگو ما در شیار میرفتیم مهتاب میشد عراقیها ما را نمیدیدند در کفی میامدیم ابر میشد هر وقت دلمان میخواست هوا تاریک میشد هر وقت دلمان میخواست هوا روشن میشد.@ در آن آتش من یک لحظه دیدم که رسیدم پای یک کوه بزرگی یک ارتفاع بزرگی میدان مین چیده، من به بچهها گفتم صبر کنید من بروم میدان را خنثی کنم بعد علامت دادم بالا بیایید یادم رفت اسلحهام را با خودم ببرم دست خالی بالا رفتم رسیدم نوک قله، آخرین مین را باز کردم دیدم 50 تا عراقی سر من ریختند.@ من 18 سال داشتم من از اینها میترسیدم آنها از من میترسیدند آنها به من التماس میکردند که من با اینها کاری نداشته باشم بعد من دیدم که اینها به چه کسی التماس میکنند کسی غیر از من اینجا نیست اسلحه هم ندارم خودم داشتم از ترس میمردم اینها هم ترسیده بودند خلاصه بچهها را صدا کردیم و آمدند اینها را گرفتند و بردند.@ پایین آمدم رفتم در مقر به این سرهنگ گفتم، این خاطرهای که الان میگویم کتابش را خود عراقی نوشته یعنی خاطرات عراقیهاست خاطره من نیست ولی این صحنه مشترک بین من و آنها بود.@ گفتم دیدم من تنهایی آمدم آن تپه و ارتفاعتان را گرفتم گفت حرف مفت نزن پس آن همه سفیدپوش اطراف تو چه کسی بودند ما هر چه تیر میزدیم هیچ کدام از آنها نمیافتادند ما از آنها میترسیدیم فکر میکردی از تو میترسیدیم.@ به آنها تیر میزدیم آنها راست ما را نگاه میکردند برای همین ما اسلحهمان را پایین انداختیم و دیدیم که هیچ فایدهای ندارد ما هر چه میزنیم بالا میایند. هر چه بخواهی خدا با تو هست هر چه بخواهی ائمه با تو راه میایند به شرطی که تو هم با آنها راه بروی قبولشان داری به آنها اعتماد میکنی اعتماد کن قبولشان کن آنها هم همه جا با تو هستند.@ پس دلمان را حالت عوامیمان را نگذاریم خراب بشود این خیلی مهم است در همین عزاداریها انسان سنتی اجرا بکند اما سنتی که همراه با فهم است سه ساعت بروی سینه بزنی ولی قلب راه نیافتد نه، فهم را داشته باش اول فلسفه را بدان باطن کار را بدان بعد وسط جمعیت برو ببین آن وسط چه اتفاقات قشنگی برای تو میافتد خیلی خبرهاست.@ آیت الله بروجردی(ره) در خانه نشسته چشم درد شدید دارد عزادارها در خانهشان میایند عزاداری کنند آقا گِل برمیدارد از لباسهای عزادارها روی چشمش میمالد تا آخر عمر دیگر عینک هم نمیزند اعتقاد دارد که این گِل عزای امام حسین است تربت کربلا نیست که بگوییم شفا میدهد گِل عزادارهاست به چشمش میمالد تمام میشود.@ پس این خیلی مهم است که انسان حسهایش را نگه دارد دلش را نگذارد آلوده بشود شک و تردید نکند إن قلتهای فلسفی نکند در بحث فلسفه کار فلسفیاش را بکند کار عقلی میخواهد بکند آن را بکند بعد که تمام شد کنار گذاشت با همان دلش خراب نشود.@ علامه طباطبائی که یک فیلسوف به آن بزرگی هست راجع به همه چیز إن قلت دارد ماه رمضانها پیاده از خانهاش تا حرم حضرت معصومه(س) میامد افطارش یک بوس بود میامد ضریح را میبوسید و میرفت عشق و دلدادگی اینقدر، و این برای انسان کار میکند.@ پس مهمترین دارایی ما دل ماست قلب ماست و ما باید بیشترین سرمایهگذاری را روی دل بکنیم روی این گوهر وجودی، این باید فعال و قوی باشد اینکه تو چند سال است از سن تو میگذرد یک جوان میبینی که 15 سال دارد دل دارد به اندازه همه عالم.@ یک کسی را هم میبینی که 60 سال دارد ریشش را هم سفید کرده در اسلام و نماز و روزه و عبادت اما دلش به اندازه یک خانه هم نیست دلش کوچک و کم است امام میفرماید من این بچههای رزمنده را میبینم به آنها غبطه میخورم خودم را کوچک میبینم در مقابل اینها، امام با ملاک دل ارزیابی میکند.@ دل خیلی مهم است به اینها میگفتند دریادل، یعنی این دل خیلی بزرگ است سوءظن، حسادت، تکبر، خودخواهی، شهوتهای مادی، شهوتهای طبیعی اینها قلب را کوچک میکند ظرفیت را کم میکند انسان را لوس، حساس، زودرنج، ریز و تنگ و کار را خراب میکند.@ حالا یک رمز خیلی مهم بگویم این هست که وسعت بهشت هر کس به اندازه وسعت دل خودش است یعنی شما چقدر بهشتت وسیع میشود به اندازهای که دلت وسیع میشود آنهایی که شب اول قبر فشار قبر میگیرند چون دلشان تنگ هست.@ آن فرمول هست که گفتیم نفس ما قبر ماست اگر در نفست ناراحتی و اضطراب داری فشار قبر داری عصبانیت و زودرنجی و بداخلاقی و بدزبانی داری زود جوش میاوری زود حوصلهات سر میرود زود به هم میریزی فشار قبر داری چون قبر تو نفس توست.@ اگر حوصلهات زیاد است عصبی نمیشوی پرخاشگری نداری بدبین نیستی به هم نمیریزی دعوایی نیستی که با کسی بخواهی دعوا بکنی روح پریدن و انتقامگیری و دعوا را نداری راحت میتوانی دیگران را ببخشی و گذشته را ندید بگیری و اضطراب نسبت به آینده سراغت نمیاید این آدم آدم بزرگی است روحش روح بزرگی است بهشت هم هست.@ پس اینکه روی قلب باید سرمایهگذاری کنیم قلب همه چیز توست اینکه میگویند در قبر شما حضرت زهرا و پنجتن میایند، نه ممکن است فقط حضرت علی بیاید بقیه نیایند چون قلب تو کوچک است جا ندارد فقط حضرت علی میاید.@ شب اول قبر به بعد که میگویند حضرت امیرالمؤمنین(ع) میاید، بله پدرمان است میاید، ولی حضرت زهرا و امام حسین و پیغمبر نمیایند چون قلبت کوچک است همین الان باید ببینی که اگر حضرت علی در قلبت هست آن موقع هم در شب اول قبر هم هست و الا خبری نیست.@ یک کسی میبینی الان پنجتن و چهارده معصوم را در قلبش دارد الحمدلله خیلی قبر بزرگی داری یک کسی میبینی انبیاء را دارد شما میروید حضرت عبدالعظیم و حضرت معصومه زیارت میکنید اینقدر این قلب بزرگ است که وقتی میخواهد حرف بزند.@ اینطور نیست که حضرت اینجاست کنار قبر حضرت ایستاده برود بگوید(السلام علیک یا حضرت معصومه السلام علیک یا حضرت عبدالعظیم)، نه اینقدر این قلب بزرگ است اول از خدا شروع میکند 34 مرتبه الله اکبر، 33 سبحان الله، 33 مرتبه الحمدلله، در حضرت معصومه بین تسبیح و الحمد لله فرق هست.@ در بقیه ذکرها همیشه الله اکبر، الحمدلله، سبحان الله، در زیارت ایشان سبحان الله جلوتر است تسبیح را میگویید بعد که تمام شد تازه از انبیاء شروع میکنی(السلام علی آدم صفوۀ الله السلام علی نوح نبی الله) ماشاء الله به این دل، با آنها سلام و علیک میکنی سلام است آنها هم جواب میدهند.@ همه را میگوید بعد سراغ پیغمبر میاید بعد میاید تا امام زمان، امام زمان که تمام شد تازه بعد متوجه این آقا یا خانمی که اینجا هست میشود با ایشان هم سلام و علیک میکند و حرفهای خیلی قشنگ و مغازلههای عاشقانهای هست دل دل بزرگی میشود زیارت را اگر آدم با فهم برود بفهمد میخواهد در زیارت چکار بکند کور نرود و کور نیاید خیلی دل را باز میکند و به دل وسعت میدهد.@ پس ما هر چقدر روی دلمان سرمایهگذاری بکنیم بهشتمان وسیعتر میشود. طرف میبینی الان 60 سال دارد کار میکند شب و روز، میگوییم حالا در این 60 سال چکار کردی؟ میگوید من از 20 سالگی در کار ملک هستم، حالا چکار کردی؟ میگوید یک باغ دارم 50 هکتار، چندتا آپارتمان و خانه و ماشین دارم.@ اینقدر پسانداز دارم، اینقدر کار دارد ما حواسمان نیست که زمین بهشت هم خریدنی است یک کسی در کار ملک است اما ملکهای آنطرف، آمد به امام صادق(ع) پولش را داد گفت آقا یک خانه برای من بخر، گفت باشه، چند روز بعد آمد گفت آقا برای من خانه خریدید؟@ گفت بله یک بهشت درخانه برایت خریدم کنار خانه خودم برایت یک خانه خریدم، گفت چکار کردید؟ گفت همه را صدقه دادم، آقا دست شما درد نکند آنقدر طرف وسعت دارد که ملک میخرد وقتی در کار ملک است اینجا به او 50 هکتار زمین رسیده وقتی که مُرد ورثه میخورند او در قیامت ملک خریده.@ واقعاً آدم باید ملک بخرد سرمایهگذاری کند زمین بخرد بهشت بخرد بهشتش را وسعت بدهد خانهاش خیلی بزرگ نیست شاید 70 ـ 80 متر خانه دارد اما این از آن هفتخطهاست صاحبملک است خیلی آنطرف ملک دارد.@ چون خیلی ملک دارد آنطرف که میرود خدا میگوید تو که خیلی ملک داری هر کس را دلت میخواهد با خودت به ملک خودت ببرد پدر و مادرت گیر دارد شفاعت کن با خودت ببر بعضیها خیلی عُرضه دارند ملک دارند واقعاً میتوانند بهشت بسازند و کار میکنند.@ ان شاء الله جلسه بعد میخواهیم برویم سراغ اصناف دلها، انواع دلها، دلها چطوری هستند انواع و اقسام دلشناسی بکنیم که بدانیم خودمان جزء کدام یک از آن دلها هستیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@