أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره اصلیترین بخش وجود انسان و حقیقت انسان یعنی دل انسان هست که در قرآن و روایات از آن تعبیر به قلب شده چون بیشترین سرمایه ما در دنیا یعنی مهمترین و اصلیترین سرمایه ما در زندگی و دنیا و تنها سرمایه ما در آخرت دل ماست و ما خوشبختی دنیا و آخرتمان بسته به کیفیت دل ماست باید روی دل خیلی کار بکنیم و در درجه اول شناخت دل خیلی مهم هست.@ اینکه قلب را بشناسیم حالتهایش را بدانیم و اینکه باید با این دل چه بکنیم داراییهای حقیقی دل را بشناسیم و روی داراییها و ثروت حقیقی نه ثروت خیالی، ثروتهای وهمی، جمادی و نباتی و حیوانی تکیه کنیم در آینههای مختلف خودمان را ببینیم در این آینهها ببینیم چقدر دارایی داریم بعد از گذشت سالها همیشه بتوانیم دل را با ظرفیتش و داراییهایش نگاه کنیم.@ اینطوری ما راحتتر میتوانیم از باقیمانده عمرمان استفاده کنیم بهتر و دقیقتر و عمیقتر و آسانتر میتوانیم از باقیمانده عمرمان استفاده کنیم اگر امشب هر کدام از ما بمیریم یا در آینه مرگ قرار بگیریم نه اینکه بمیریم بلکه به ما بگویند که شما هفته دیگر میمیرید خیلی راحت میتوانیم تشخیص بدهیم که تمام عمرمان را چطوری گذراندیم.@ وضعیت داراییهای ما چگونه است ما اگر به برزخ برویم و برگردیم آنجا متوجه میشویم که ما در دنیا چگونه زندگی کردیم و اگر قرار باشد به دنیا برگردیم چکار باید بکنیم.@ آینههای دیگری هم وجود دارد که انسان در آن آینهها خودش را نگاه بکند و میزان داراییها و ثروت حقیقی خودش را بسنجد و ببیند که در عمری که داشته کمالاتی که کسب کرده کمالات انسانی بوده یا کمالات وهمی و خیالی بوده کمالات با کاربرد ابدی و بهشت بوده یا با کاربرد دنیا فقط بوده.@ در این آینهها انسان میتواند خودش را نگاه بکند و دائماً ارزیابی کند ما در طول این مباحث آینههای زیادی را معرفی کردیم که میتوانیم خودمان را هر وقت بخواهیم در آن آینهها ببینیم و میزان دارایی خودمان را بسنجیم.@ قواعدی که در هفتههای گذشته دادیم مثل(الظاهر عنوان الباطن) و قواعد دیگری که در جلسه گذشته بخصوص دادیم آینههای خیلی خوبی هستند که ما همیشه خودمان و دیگران را در آن آینهها ببینیم و ارزیابی کنیم و با نگاه به خودمان در این آینهها بتوانیم از بقیه عمرمان درست و بهتر و آسانتر استفاده کنیم.@ حالا باز از این جلسه هم همینطور سعی میکنیم که نسبت به قلب اهمیتش و داراییهایش بیشتر مطالبی را خدمت شما عرض بکنیم تا ان شاء الله توان ما بیشتر بشود. فرمایشی هست از نبی اکرم(ص) میفرماید(إنَّ لله تَعالی فِی الأرضِ عَوانِیَۀ) خداوند در زمین ظرفهایی دارد.@ (ألا وَ هِیَ القُلُوب) بدانید که این ظرفها همان دلها و قلبهای شما هستند(فَأحَبُّها إلَی الله أرَقُها وَ أصفاها وَ أصلَبُها) محبوبترین این ظرفها در نزد خداوند رقیقترین آنها یعنی نازکتر باشد دلهایی که نازکتر و رقیقتر هستند و صافترین آنها و سختترین آنهاست.@ پس سه خصوصیت محبوبترین دلها، گرانقیمتترین دلها باارزشترین و ثروتمندترین دلها سه تا خصوصیت دارند یکی اینکه اینها رقیقتر و نازکتر و باصفاتر و صافتر و سختتر هستند اولاً پیغمبر میفرماید که خداوند ظرفهایی دارد در شخصیت انسان هر کدام از بخشهای شخصیتی انسان ظرف یک چیز هستند.@ جسم انسان ظرف محسوسات و مواد است چشم ما طول موج میگیرد گوش ما فرکانس میگیرد اینها ماده هستند شکم ما غذا و آب میگیرد خیال ما مخیلات را میگیرد ظرف وهم ما موهومات را میگیرد و ظرف عقل ما اطلاعات و معلومات و دانش را میگیرد و ظرف فوق عقل ما خدا را میگیرد.@ پس تنها بخشی که در وجود انسان گنجایش خدا را دارد یعنی گنجایش بینهایت را دارد بخش فوق عقل یا بخش دل و قلب انسان است آدمها وقتی خودشان را ارزیابی میکنند معمولاً یا با داراییهای جسمانی و مادی ارزیابی میکنند که ما الان بعد از 60 سال چه داریم خانه داریم یا نداریم ماشین داریم یا نداریم چندتا داریم.@ باغ و ملک و طلا داریم یا داراییهای خیالی و وهمی یا نهایتاً داراییهای اطلاعاتی و عقلی مثلاً من لیسانس دارم فوق لیسانس دارم دکترم پروفسور هستم اینها هیچ کدام علامت انسان نیست در هیچ کدام از اینها ما انسان را پیدا نمیکنیم.@ انسان فقط از آن جهت که انسان هست و میتواند خوشبخت باشد داراییهای حقیقی دارد که منشأ شادی و آرامش هست فقط بخش دلش هست در بخش دل به هر میزان که کانون شادی و آرامش یعنی خدا در آن محل ورود بکند حجم شادی و آرامش شخص بالا میرود و آمادگیاش برای بهشت هم بیشتر است به هر میزان که خدا دور باشد.@ شما هر ثروت دیگری داشته باشید هیچ فایده ندارد علامه دهر هم که باشید، میشوید یک آدم اخمو و بداخلاق و عصبی و پژمرده، بعد از یک مدت هم انسان بیانگیزه میشود و میمیرد پس این دلی که قرار است خدا در آن جا بگیرد و تنها ظرفی هم هست که خدا در آن گنجایش دارد که خدا و بینهایت را دریافت کند این دل سه خصوصیت باید داشته باشد.@ هر چه این خصوصیتها بیشتر باشد حجم شادی و آرامش انسان چه در دنیا و چه در آخرت، حجم خوشبختی انسان بیشتر میشود انسان شخصیتش قویتر است ثروتمندتر هست قیمت انسان بیشتر هست وقتی که این خصوصیتها را داشته باشد. 1 ـ اینکه رقیق باشد نازک باشد.@ فرمود(أرَقُها لِلإخوان) رقیقترین و نازکترین آنها برای برادران، برادر که میگوید یعنی خواهر را هم در برمیگیرد مثل خیلی از احادیث که قبلاً توضیح دادیم که میگوید مردان زنان را هم در برمیگیرد اینجا جنسیت مطرح نیست اینکه انسان برای دیگران مهربانتر باشد هر چقدر درجه مهربانی یک انسان عواطف یک انسان بیشتر باشد این دل به خدا نزدیکتر است.@ چون گفتیم که نزدیک شدن به خدا یعنی چی؟ وقتی میگوییم یک نفر تقرب به خدا پیدا میکند یعنی چی؟ یعنی شبیه میشود یعنی مثلیت بیشتری نسبت به خدا پیدا میکند پس منظور از تقرب مثل تقرب یک شاگرد به استادش است یک شاگرد به استاد مثلاً چه موقع تقرب پیدا میکند زمانی که نزدیک استاد باشد یا همسرش یا دخترش باشد؟@ نه ما الان خیلی از اساتید و بزرگان و علما داریم که اتفاقاً همسرشان و فرزندشان بویی از آنها نبردند در حدیث هم داریم از پیغمبر که میفرماید(أزهَدُ النّاس فِی العالِم أهلُهُ وَ جیرانُه) بیرغبتترین مردمان در یک عالم خانواده خود آن عالم و همسایههایش هستند، چرا؟@ چون به آن عادت کردند از آن نمیتوانند استفاده کنند حجاب عادت حجابی هست که نمیگذارد آدم استفاده بکند بدترین و ضخیمترین حجاب عمر انسان حجاب عادت است حجاب عادت باعث میشود که انسان یک عمر کنار معصوم زندگی کند ولی نتواند از آن لذت ببرد با خدا باشد از خدا نتواند لذت ببرد.@ خدا را ببیند کور باشد چون حجاب عادت دارد این حجاب خیلی خطرناک است که بیشترین سعی ما و تمرین ما هر کس بخواهد واقعاً موفق بشود اگر جدی باشد و بخواهد روی خودش کار بکند در تمرینهای معنوی مهمترین تمرین برطرف کردن حجاب عادت است.@ حجاب عادت را باید از خودش بردارد یاد بگیرد که به اشیاء و امور عادی نگاه نکند که ما در اردوی امسالمان تابستان روی این بحث خیلی کار کردیم و تمرینهای زیادی داشتیم برای این کار، ان شاء الله اردوی فروردینماه هم همین بحث ادامه پیدا میکند.@ هفت روزی اردو داریم عزیزانی که اردوی اول بودند حتماً شرکت میکنند آنهایی که اردوی اول را نبودند مباحث اردوی اول را تا قبل از فروردین بگیرند بعد برای اردوی دوم حتماً شرکت بکنند یک هفتهای که ما ان شاء الله بحث تمرکز و تمرینهای معنوی خیلی خوبی آنجا داریم بتوانیم ان شاء الله تمرینهای زیادی کنیم بیشتر ما میخواهیم روی همین حجاب کار کنیم.@ شبیه شدن به یک استاد چطوری است وقتی میگوییم یک نفر به استاد شبیه بشود؟ یعنی بتواند آن دانشهای او را جذب کند و در تمرین هم موفق باشد یعنی واقعاً از نظر شخصیتی شبیه استادش بشود مثلاً یک کسی بخواهد کاراته کار کند اگر کسی بخواهد کاراته کار کند با مقیاس قهرمانان جهان او را میسنجند.@ بعداً در میدان عمل اگر از خودش یک همچین چیزی را ظهور داد معلوم است که شبیه شده در وزنهبرداری در کشتی، هنر، انواع رشتههای هنری، خط، نقاشی، آشپزی، در هر رشتهای این دو مسیر باید طی شود مسیر نظری و تمرین برای شبیه شدن، شبیه خدا شدن هم همین را دارد یعنی فرق نمیکند.@ شبیه خدا شدن اینکه انسان دانشها و اطلاعات لازم را به دست بیاورد و بعد بتواند همان خلقی که خدا دارد را از خودش بروز بدهد دوتا از مهمترین اسمهای خدا یعنی در واقع یک اسم که بقیه اسامی هم از توابع این اسم هستند.@ این اسم آنقدر بزرگ است که جای خدا مینشیند یعنی به اندازه الله که جامعترین و کاملترین اسم خداست این اسم گاهی وقتها به اندازه الله بزرگ است(قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى) اگر خدا را بخوانید یا رحمان را او اسمهای زیادی دارد.@ پس آن اسمی که جای الله میتواند بنشیند اسم شریف رحمن هست یعنی رحمت، بنابراین در شباهت انسانها مهمترین شباهت شباهت رحمتی هست اینکه انسان در رحمت شبیه خداوند بشود از خلقش در رحمت مثل خداوند باشد هر چقدر روی رحمت روی مهربانی روی عاطفه انسان کار بکند به اسم رحمان نزدیکتر و شبیهتر میشود.@ البته اسم رحیم ویژه است اسم رحیم یعنی اینکه انسان همانطور که خدا یک رحمت عام برای همه مردم دارد کافر و مسلمان، کافر و مؤمن ندارد انسان شخصیتاً یک آدمی بشود که بتواند همه موجودات را دوست داشته باشد کافر، مسلمان، مؤمن، غیرمؤمن، حیوانات، گیاهان، سنگها را دوست داشته باشد.@ بتواند با همه اینها روابط عاطفی خوبی برقرار بکند با همه اشیاء روابط عاطفی خوبی برقرار کند یک مهربانی نسبت به همه اموری که در اطرافشان هستند پیدا کنید شما نگاه کنید رسول خدا با اشیاء اطراف خودش به قدری مهربان بوده که اشیاء اطراف پیغمبر اول از این از طرف پیغمبر خیلی حرمت داشتند.@ مثلاً عصا، عمامه، اسب، شمشیر پیغمبر همه اسم داشتند شخصیت داشتند ما کمتر پیدا میشود روی یک شیئی که مربوط به خودمان است به آن احترام بگذاریم و اسمگذاری کنیم ولی پیغمبر همه چیزش اسم داشته تمام چیزهایی که اطرافش بودند از نظر پیغمبر شخصیت داشتند و با همه عالم دوست بوده در صلح محض بوده.@ اما در این رحمت یک رحمت خاص و ویژه داشته که خیلی شدیدتر بوده آن نسبت به مؤمنین بوده که آنجا اسم رحیم ایجاد میشود دیگر رحمان نیست رحیم یعنی ویژه، یعنی آنهایی که شباهت بیشتری از نظر ایمانی دارند من عاشق همه انسانها هستم اما آن انسانهایی که مؤمن هستند یعنی شباهتشان به خدا بیشتر است.@ من عاشق آنها بیشتر هستم به آنها بیشتر احترام میگذارم آنها برایم خیلی مهمتر هستند لذ در صدقات، ما به کافر هم میتوانیم صدقه بدهیم به کافر هم میتوانیم کمک کنیم غیرمسلمان است بله میتوانید کمک کنید مهربانی و نیکی کنید.@ ولی میگوید اگر بین مؤمن و کافر بودی باید به مؤمن کمک کنی چون دل و حقیقت و قیمت بیشتری دارد و به خدا هم شبیهتر هست پس اینکه بهترین دلها و محبوبترین دلها نازکترین دلهاست رقیقترین دلهاست.@ یعنی رقتش نسبت به انسانها بخصوص مؤمنین بیشتر هست هر چه انسان بیگذشت و بداخلاق و حساس و اهل رنجاندن و رنجیدن و اهل صدمه زدن به دیگران و شر رساندن به دیگران باشد این از رقت میافتد زمخت میشود.@ یک آدمی که آنقدر شیرین است که همه دوستش داشته باشند و بتوانند به او نزدیک بشوند و نسبت به همه خیر محض است در وجودش هیچ شری نسبت به هیچ انسانی وجود ندارد هیچ حقه و کلک و نیت سوئی در وجودش نسبت به انسانها وجود ندارد.@ خیر همه انسانها را میخواهد این یک آدمی هست که از آن هیچ نیت و عمل شری انتظار و توقع نمیرود نسبت به همه خوب هست هر چقدر انسان مهربانتر و باگذشتتر باشد کینه اصلاً به دل نمیگیرد رنجیدگی ندارد ظرفیتش آنقدر بالاست که به راحتی کسی نمیتواند او را برنجاند یک همچین آدمی به راحتی عصبی نمیشود پرخاشگر و حساس نیست خیلی قدرتمند است.@ مادر را شما دیدید که چقدر نسبت به فرزند ظرفیت بالایی دارد به راحتی دل مادر نسبت به کسی زده نمیشود این آدم اینطوری است یعنی آدم باظرفیت اینطوری هست که نسبت به همه رابطهاش از یک مادر نسبت به بچه بالاتر است نسبت به غریبهها هم همینطور هست بنابراین انسانها را با نگاه خودش نگاه نمیکند.@ انسانها را به این چشم نگاه میکند که اینها همه بندگان و مخلوقات خدا هستند که چه بسا قیمت گناهکارترین آنها از من که ادعا دارم بیشتر است آبروی من از همه آنها کمتر است بدترینشان ممکن است پیش خدا در نزد خدا از من عزیزتر باشد و اساساً چون بنده خداست من دوستشان دارم.@ در مورد بدیهایشان هم، بدهایشان را با خودم و نسبت به خودم نمیسنجم که بخواهم ارزیابی کنم بلکه از آن جهت که یک انسان هست و جایگاهی در نزد خدا دارد نگاه میکند لذا کینه هم اصلاً به دل نمیگیرد یعنی عصبی نمیشود عقده نمیکند دلچرکین نمیشود راحت نسبت به انسانها، بنابراین دلش خیلی پاک است.@ یک دل پاک دارد رقیق است مهربان است که فرمولهایش را در مهرورزی گفتیم البته چهار مرحله است باید سه مرحله قبلش را انجام بدهید که در مهرورزی موفق بشوید دشمنشناسی، غضب، حلم بعد سراغ مهرورزی بیایید با این ترتیب چهارگانه که گفتم که ان شاء الله آن صفت مهرورزی و رحمانیت و رحیمیت در انسان تجلی بکند.@ هر چقدر یک دل نسبت به انسانها پاکتر باشد با انسانها درگیر نشود به حسادت، کینه، نفرت نیفتد هر چقدر نیفتد این رقیقتر و پاکتر هست و به خدا هم نزدیکتر هست قیمت این دل نزد خدا خیلی بیشتر هست در این دل یک بهشت هست.@ یعنی به راحتی کسی نمیتواند این دل را عصبانی کند و برنجاند و کینه در آن بیاندازد و ناراحت و آلودهاش بکند پاک پاک است یک بهشت است لذا اگر کسی بتواند خودش را به رقت برساند به بهشت رسانده و حتی به بالاتر از بهشت.@ بنابراین این خیلی مهم هست که ما وقتی میخواهیم روی دلمان کار کنیم برای رقت الگویمان خدا باشد نه الگویمان انسانهای دیگر، یک موقع هست من آدمها را براساس نوع نسبتی که با من دارند دوستشان دارم این یک خودیت و منیت در آن هست.@ چون همسرم هست چون همسرش هستم چون پدرم هست چون خواهر و برادرم هست چون هممحلی و فامیل و هموطن من هست اینطوری دوست دارم یک موقع هست نه از همه این حجابها راحت میشوم چون بنده خداست من نگاه نمیکنم که این نوع رفتاری که با من کرده خوب است یا بد.@ بلکه از این جهت نگاه میکنم که خداوند چطوری راضی هست که من با این رفتار کنم این خیلی مهم است من براساس دل خودم رفتار نمیکنم لذا به راحتی دلزده نمیشوم به راحتی یک کسی از چشم من نمیافتد.@ به راحتی نسبت به یک نفر کینه به دل نمیگیرم و این را میفهمم که اگر من از یک نفر ناراحت بشوم دلچرکین بشوم کینهای از من نسبت به کسی در دلم ایجاد بشود هر چند به حق باشد من از خدا دور میشوم ممکن است حق من هست ولی چون از رقت و رحمانیت و رحیمیت من کم میکند من خودبهخود از خدا دور میشوم.@ بنابراین اینطور نیست که به راحتی یک نفر از چشم من بیافتد مگر یک کسی از چشم خدا افتاده باشد از چشم من هم بیافتد یعنی من دیگر اصلاً با مقیاس شخصی خودم به آدمها نگاه نمیکنم با مقیاس خدا نگاه میکنم.@ بنابراین اصلاً پای خودم را از وسط برمیدارم این منیت را برمیدارم پای خودم دیگر اصلاً وسط نیست که بخواهم بگوییم این نسبت به من خوبی یا بدی کرده شما نگاه کنید ائمه نسبت به سختترین دشمنانشان مهربان بودند تحملشان خیلی زیاد بوده اگر یک موقعی هم شمشیری زده شده توسط ائمه، اول شمشیر از طرف دشمن بلند شده.@ هیچ وقت ائمه مستقیم اولیه شمشیر روی کسی نکشیدند دشمنانشان همیشه اول آن کار را کردند آنها هم در حد دفاع پاسخ دادند اما مهربانی و خوبی را هیچ وقت ترک و رها نکردند پس یک آدم به میزان تنفرهایی که در دلش ایجاد میشود.@ به میزان کینههایی که در دلش ایجاد میشود به میزان آدمهایی که از چشمش میافتند از خدا دور است این از چشم خدا دور میشود از رحمت خدا دور است لذا اینطور نیست که شما فکر بکنید خیلی راحت آدم میتواند مفت از آدمها بدش بیاید.@ نسبت به آدمها تنفر پیدا بکند نامهربان باشد کینه به دل بگیرد اخم و تَخم بکند برنجاند، برنجد، نیش بزند این اصلاً خوب نیست هر یکبار تنفری که در ما ایجاد میشود مثل عصبانیت که هر بار عصبانیتی که در ما ایجاد میشود فشار قبر را زیاد میکند.@ هر یکبار عصبانیت هزینه دارد مثل هر بار حسادت است که به تعبیر یکی از اساتید ما هر بار حسادت 200 سال آدم را در جهنم نگه میدارد هر بار عصبانیت فشار قبر میاورد هر بار تنفری هم که تو از یک کسی پیدا میکنی هر بار که یک آدم از چشمت میافتد امتیاز منفی گرفتی یعنی اسم رحمان و رحیم از تو کم میشود.@ بنابراین تو باخت کردی و ضرر میکنی لذا انسان باید سینه و دلش را بزرگ و پاک و رقیق بکند خیلی راحت از آدمها متنفر نشود. (وَ أصفاها مِنَ الذُّنُوب) پاکترین آنها از گناهان، گناه یکطوری هست مثل میکروب میماند.@ شما اگر تغذیه خوب هم داشته باشید کافی است غذایی بخورید که آلودگی دارد بدن اینطوری به شما نمیگوید که چون شما غذای خوب را زیاد خوردید آن آلودگی اثر نگذارد آن آلودگی کم هم باشد اثر خودش را میگذارد مسمومیت اثر خودش را میگذارد.@ بنابراین آدمهای زیرک آنهایی که میخواهند زود شبیه خدا بشوند و زود مدارج معنوی را طی کنند به جای اینکه سرمایهگذاری روی عبادت کنند بعضیها خیلی سرمایهگذاری روی عبادت، کارهای خوب میکنند.@ آدمهای زیرک به جای اینکه سرمایهگذاری بکنند روی کارهای خیر، البته کار خیر باید بشود چون اگر نشود انسان اسمهای خدا رویش تحقق پیدا نمیکند عبادت و کارهای خیر جزء واجبات است ولی بیش از آن و پیش از آن بیشتر به جای اینکه سرمایهگذاری روی کار خوب بکنند سرمایهگذاری میکنند روی ترک کار بد، این خیلی مهم است.@ یعنی به جای اینکه روی فضیلت سرمایهگذاری کنند روی دوری از گناه و معصیت سرمایهگذاری میکنند چون گناه مثل یک سوراخ در کشتی است که این کشتی هر چقدر قوی و بزرگ و خوب باشد همان یک سوراخ کافی است رفته رفته او را غرق کند.@ مثل شکست و یک تَرَک در سد میماند که درست است الان فعلاً سر جایش هست و بقا دارد اما آن تَرَک یواش یواش باعث میشود که سد شکسته بشود و از بین برود لذا به جای اینکه انسان سرمایهگذاری زیادی روی اعمال خیر و عبادتها و حسنات بکند.@ سرمایهگذاری باید بکند روی اینکه گناهان و حرامها را بشناسد و اول اینها را از خودش دور کند بعد سراغ چیزهای دیگر برود کسانی که حرامها را میشناسند عمل نمیکنند یا روی یک حرام پافشاری و اصرار دارند.@ میگوید خدایا من همه چیزت را قبول دارم اما این یک چیز را نمیتوانم کنار بگذارم وقتی اصرار و پافشاری میکند این واقعاً از چشم خدا میافتد و بقیه کارهایش هم فایده ندارد برای اینکه این مثل همان سوراخ در کشتی هست لجبازی است.@ لذا میفرماید خداوند از هیچ کس هرگز راضی نمیشود وقتی دارد روی یک گناه اصرار میکند تا وقتی که انسان روی یک گناه اصرار میکند هیچی از او قبول نیست گناه عیب ندارد انجام بدهد در قرآن هم داریم(وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا) انسان ممکن دچار فحشا بشود، گفتن مؤمن ممکن است زنا بکند؟@ فرمودند بله ممکن است یک موقعی خدای نکرده آلوده به زنا بشود ولی هنوز مؤمن است، ممکن است شراب بخورد؟ بله ممکن است یک مؤمن اشتباه بکند و شراب هم بخورد، این اتفاقی است اما مؤمن هیچ وقت روی هیچ گناهی اصرار و لجبازی نمیکند.@ یعنی یک کاری حرام است دیگر تکرار نمیکند رویش اصرار ندارد اصرار به گناه باعث میشود تمام زحمات عمر انسان هدر برود و ضایع شود چون لجبازی و عناد و جنگ با خداست خیلی خطرناک است لذا امیرالمؤمنین(ع) فرمود(إجتِنابُ السَّیِئات أولی مِن إکتِسابِ الحَسَنات) پرهیز از گناهان بهتر و سزاوارتر است تا انجام کارهای خیر.@ بنابراین اگر یک کسی واقعاً میخواهد راه بهشت را طی کند واقعاً میخواهد خودش را برای قبر و مردن آماده کند اول باید در حریم زندگیاش حرامها را شناسایی کند و بعد آنها را از حیطه زندگیاش بیرون کند یعنی چیز حرام نباشد.@ در حرامها بیشترین چیزی که میتواند به انسان صدمه بزند از بین همه حرامها زنا، شراب، قمار، آدمکشی، دزدی، همه را که کنار بگذارید بزرگترین چیزی که در حرامها میتواند به انسان صدمه بزند حالا غیر از شرک به خدا، آن شرک را کنار بگذاریم لقمه حرام است لقمه خیلی خرابکاری میکند.@ لقمه یک کاری میکند که انسان با همه خوبیهایش هیچ وقت رستگار نشود لذا شما در روز عاشورا میبینید که وقتی حضرت زینب(س) میفرماید که اینها مگر مسلمان نیستند؟ سیدالشهدا میفرماید بله، میفرماید اینها مگر به قرآن و پیغمبر ایمان نیاوردند؟@ میفرماید بله، میفرماید اینها مگر نمیدانند که تو پسر پیغمبر و فاطمه زهرا هستی؟ بله میدانند، پس اینها چطور حاضرند بیایند با تو بجنگند و تو را بکشند؟ فرمود(مُلِئَت بُطُونُهُم مِن حَرام) لقمه حرام خوردن، لقمه حرام تمام فهم و شعور انسان را از کار میاندازد.@ الان شما نگاه کنید در داروها یک داروهایی هست مثل قرصهای اِکس، بعضی از داروها هست طرف تا میخورد چند ساعت بعد کاملاً خُل و دیوانه میشود به هیچ وجه تعادل روی رفتارش و افکارش ندارد توقعی هم دیگر از او نیست چون دیوانه شده هر کاری هم بکند در حالت دیوانگی است.@ لقمه حرام یکطوری هست که تمام ادراکات، شعور، باورها و یقینهای انسان را نابود میکند همین که از گلو پایین رفت انسان را گرفتار میکند لقمه حرام برای انسان دردسر درست میکند لذا انسان باید خیلی دقت بکند که لقمه حرام در خانهاش نیاید.@ به هیچ وجه سمت حرام نرود به حداقلها و حلالها اکتفا بکند اما لقمه حرام اگر بیاید خیلی خطرناک است از هر سمّی کشندهتر است از هر زهری بدتر است از هر آفتی بدتر هست لذا شما آدمهایی را میبینید که این خیلی اهل فساد است مشروب میخورد فحشا دارد منکرات دارد کارهای خیلی خطرناک میکند حتی آدم کشته.@ بعد آخر سر میبینی چقدر راحت توبه میکنند پاک و خوب میشوند و نجات پیدا میکنند آدمهایی را شما سراغ دارید در خانوادهشان اصلاً کار بد نمیکنند مثلاً بدجنسی، بدی، گناه و معصیت اصلاً نمیبینید.@ ولی میبینید که آدمهای قسیالقلبی هستند نمازشب میخواند خیلی باتقواست مبارز است سابقه انقلابی دارد اما اصلاً میبینی که این یک زشتیهای خطرناکی پیدا میکند بیشترین کسانی که به ائمه ظلم کردند و ائمه را کشتند همین آدمها بودند شما یک نفر غیر نمازخوان سراغ ندارید که ائمه را کشته باشد همه نمازخوان بودند پیغمبر را قبول داشتند.@ لقمه حرام خیلی خطرناک است بعد میاید میگوید من نمیدانم من نه اهل خلاف هستم ولی نمیدانم چرا دختر و پسرم اینطوری شده بعد اولین جایی که آدم باید در نظر بگیرد و احتمال خطر بدهد روی لقمه است روی لقمه خیلی باید توجه کنید.@ پس گناهشناسی یکی از وظائف خیلی مهم هست آنهایی که میخواهند روی دل و قلب کار کنند مثل پزشکی میماند پزشکان بیشترین جایی که سرمایهگذاری میکنند در قلب است در کل بدن بیشترین چیزی که رویش سرمایهگذاری میکنند پاتولوژی هست یعنی بیماریشناسی.@ بیماریها را اول از بدن بیرون میکنند تا وقتی که بیماری هست نه داروهای دیگر مؤثر واقع میشود تقویتیها، نه کارهای دیگر، اگر دارو هم میدهند اول برای اینکه عفونتها و بیماریها را برطرف کنند بیماری نباید باشد بیماری خطرناک است. لذا در علوم هم یک کسی میگوید من کدام علم را بیشتر بروم بخوانم؟@ میگویند اگر علم مادی میخواهید بخوانید در رأس علوم مادی پزشکی خیلی مهم است در رأس علوم معنوی هم قلبشناسی و دلشناسی و شناخت خودمان خیلی مهم است امام باقر(ع) میفرماید هیچ علمی مثل دنبال سلامت بودن نیست.@ (لا عِلمَ کَطَلَبِ السَّلامَۀ وَ لا سَلامَۀَ کَسَلامَۀِ القَلب) هیچ علمی مثل دنبال سلامت بودن نیست و هیچ سلامتی هم بالاتر از سلامت دل نیست چون تمام سرمایه انسان دل و قلبش هست بقیه سرمایهها مال دنیاست که میماند و از بین میرود و دیگران برمیدارند.@ روی این حساب میبینید امیرالمؤمنین(ع) در نهجالبلاغه میفرماید که مواظب باشید به راحتی از خودتان ارث نگذارید بخصوص پولهایی که میدانید مال شما نیست حرام است، چرا؟@ میفرماید که چون به ورثه میرسد ورثه اگر به آن پولها برسد دوتا کار بیشتر نمیکند یا ورثه از این پولهای تو در گناه استفاده میکند که گناهش مال توست چوت تو پولش را دادی هر گناهی بکند به تو هم میرسد یعنی دوبرابر میشود یا اینکه از این پولها در طاعت خدا استفاده میکند که این آتش حسرتش تا قیامت و بعد از قیامت تو را میسوزاند.@ میگوید من این مال را تهیه کردم جهنمش را من دارم میروم حساب و کتابش را من دارم میکشم بهشتش را کس دیگر دارد میرود، این زور ندارد؟ خیلی زور دارد. و سوم(أصلَبُها فی ذاتِ الله) یعنی سختترین دل، سختترین آنها در راه خدا، یعنی باج نمیدهد یک آدم سرسخت به هیچ وجه راه نفوذ ندارد.@ میگوید مثلاً عروسی است اگر بداند در عروسی گناه هست نمیرود پدر و مادرش بگوید نمیرود بعد از زمانی یک خواستگار آمده که میخواهیم ازدواج کنیم پسر میگوید من ساز و آواز میگذارم شرطم این است میبیند که پسر پسر متدینی نیست میگوید من شوهر نکنم بهتر از این هست که شوهر بکنم و با آن معصیت بکنم سفت است اصلاً به کسی باج نمیدهد.@ شما دختران موسیبن جعفر را نگاه کنید هیچ کدام شوهر نکردند یکی از دختران موسیبن جعفر مثل حضرت معصومه(س) و بقیه برای اینکه اینها میدیدند که اگر بخواهند شوهر بکنند به معصیت میافتند تحت نفوذ شوهر گناه میکنند لذا حاضر نبودند گفتند ما ازدواج نمیکنیم ولی گناه هم نمیکنیم چقدر سفت هستند.@ دعوت کردند، دلشان میشکند، دعوت کردند بد است مجلس عروسی و جشن تولد است، وقتی گناه باشد من اصلاً به کسی باج نمیدهم و اصلاً شرکت نمیکنم پدرت، مادرت، برادرت، خواهرت است، باشد من حاضر نیستم به خاطر پدر و مادرم با خدا درگیر شوم من نمیتوانم جلوی خدا بیایستم چون پدر و مادرم گفتند.@ لذا قرآن کریم میفرماید پدر و مادرتان را تا میتوانید اطاعت کنید و نیکی کنید جز در معصیت خدا(لا طاعَۀَ لِمَخلُوقٍ فی مَعصِیَۀِ الخالِق) هیچ مخلوقی حق طاعت گردن انسان ندارد در معصیت خالق، شوهرم گفته من اینطوری دوست دارم تو باشی، نه، طلاقت میدهم، بده، آدم نباید باج بدهد لقمه حرام، من استفاده نمیکنم.@ سفر حرام، نمیروم، خوردنی و نوشیدنی و پوشیدنی و ارتباط و دیدنی و شنیدنی حرام، باج نمیدهد سرسخت است، چرا؟ مثل یک پزشکی میماند که میکروبها را خوب میشناسد نمیتوانی او را وادار کنی که خودش را آلوده کند، مثلاً آقای دکتر این بار به خاطر من دستت را نشوی، نه اگر نشویم که مریضی است، به خاطر ما این بار روبوسی کن، روبوسی آلودگی میاورد این عاطفه را انسان باید کنار بگذارد.@ من یادم هست یک رفیقی دبیرستان داشتیم این خیلی اهل رعایت بهداشت نبود شاگرد اول بود ولی بهداشت را رعایت نمیکرد پرتقال را که به او میدادیم با پوست گاز میزد و میخورد گذشت و انقلاب شد و بعد از انقلاب با ما بود راه ما جدا شد او رفت پزشک شد و ما رفتیم درسهای دیگر.@ ما تا آخر جنگ جنگ بودیم بعد از جنگ برگشتیم در اواخر جنگ یک موقعی همدیگر را دیدیم من ایشان را دعوت کردم که یک ناهار با ما بخورد من یک جایی در پادگانی تدریس میکردم ایشان را آنجا دعوت کردم اجازه گرفتیم که مهمان بیاوریم گفتند بیاورید، آمد و نشست.@ من دیدم که این غذایی این برنجی که گوشت داشت خیلی با دقت با چنگال این قسمت چربی را جدا میکند خیلی با وسواس، گفتم سعید یادت هست تو پرتقال با پوست میخوردی؟ گفت بله من خیلی کارها میکردم الان نمیتوانم از وقتی که رفتم درس خواندم زندگی خیلی برایم سخت شده خیلی هم دقت میکنم.@ کسی که روی قلب کار میکند اینطوری است حساس میشود یعنی به راحتی باج نمیدهد دلش اینطوری هست چون رفته میداند چیست میداند این چه آتشی پشتش هست باج نمیدهد حالا جان من، بخاطر من، گناهش گردن من، اصلاً اینطوری نیست.@ خیلی سرسخت است خیلی جاها در ذوق دیگران میزند یک همچین آدمهایی آدمهایی هستند که یک مقدار زمخت هستند در اوج مهربانی در ذوق دیگران هم میزنند، چرا؟ میگوید من دوستت دارم اما نه به قیمت جهنم رفتن.@ لذا امیرالمؤمنین وقتی سیدالشهدا از او سؤال میکند که بابا من را دوست داری؟ میفرماید بله دوستت دارم، عرض میکند خدا را هم دوست داری؟ میفرماید بله، عرض میکند که در یک دل چطوری دوتا محبت را جای میدهی؟@ امیرالمؤمنین میفرماید تو بچه من هستی من به تو شفقت و مهربانی پدری دارم ولی عشق من خداست فقط خدا معشوق اصلی من است، سیدالشهدا میفرماید چطوری فرق میگذاری بین شفقت نسبت انسانهای دیگر و عشقی که نسبت به خداست.@ چون عشق میدانید که تنها مصداقش خداست یعنی ما در مورد غیر خدا که عشق نداریم هر چه که میگویند مجازی است(لا إله إلا الله) ما فقط یک معشوق و اله داریم آن هم خداست راجع به هر چه عشق زمینی و عشقهای دیگر حتی عشق به ائمه عشق به اهل بیت هم عشق حقیقی نیست عشق مجازی است یعنی وسیله است.@ به امیرالمؤمنین میفرماید که چگونه تفکیک میکنی؟ میفرماید که اینطوری تفکیک میکنم که اگر بین حفظ ایمانم و کشتن تو مخیر بشوم حتماً حسین تو را میکُشم یعنی اصلاً راجع به این قضیه باج نمیدهم.@ لذا ابراهیم آن موقع که بین حفظ عشقش به خدا و کشتن اسماعیل مخیر میشود کارد میکشد سیدالشهدا را نگاه کنید آن موقع که بین حفظ ایمانش و از دست دادن همه چیزش مخیر میشود همه چیز را از دست میدهد اصلاً باج نمیدهد معشوق اصلیاش خداست از خدا عزیزتر ندارد همه کس او خداست.@ (لا إله إلا الله) باید اینطوری بگویید اگر میخواهید قوی بشوید اینطوری بگویید لا که میگویید با تمرکز(لا إله) إله را که میگویید یعنی همه دوست داشتنیها و همه کس و همه چیز(لا إله) هیچ معشوقی ندارم(إلا الله) جز خدا، عشق و دلدادگی و محبت و خنده و کنار آمدن من با دیگران تابع عشق به خداست.@ اگر خدا راضی است من هم راضی هستم لذا کینه به دل نمیگیرم اگر خدا یک کسی را دوست دارد من خیلی به راحتی چون در حق من ظلم کرده کینه به دل نمیگیرم چون خدا دوستش دارد ما هم دوستش داریم.@ نه اینکه چون به من بدی کرده من از او بدم بیاید چون حیوانات هم اینطور هستند ملاک ملاک حیوانی است که من دیگران را به خاطر خودم دوست داشته باشم و اگر با من هماهنگ نباشند از آنها بدم بیاید.@ اینکه حیوانات هم اینطور هستند اینکه محبت در حد حیوانات است محبت انسانی نه، محبت الهی هست کما اینکه تنفرش هم تنفر الهی است تا خدا از یک نفر بدش نیاید او از کسی بدش نمیاید تا یک کسی دشمن خدا دشمن راه خدا نشود او کینه به دل نمیگیرد از کسی، از رفتار یک کسی ممکن است ناراحت بشود اما از خودش هرگز ناراحت نمیشود.@ پس(أصلَبُها فی ذاتِ الله) در مورد خدا اصلاً به کسی باج نمیدهد به هیچ وجه باج نمیدهد شخصیت محکم مثل یک پزشک متعهد که با باج دادن و رشوه دادن کسی را عمل نمیکند نامه قلابی به کسی نمیدهد خیانت در پزشکی نمیکند.@ در نصیحت و مشورت پزشکی به کسی دروغ نمیگوید خیلی محکم است اصلاً نمیشود رویش نفوذ کرد دل پاک و قوی دلی هست که باج بده به کسی نیست اصلاً باج نمیدهد در مورد خدا میبینی محکم هست و نمیشود به او طمع بکنی که میشود این را یکطوری فریب داد و آلودهاش کرد و گولش زد و از او امتیاز و باج گرفت، نه.@ ما یک استادی داشتیم یک آقایی رفته بود به استاد ما خمس بدهد الان نه، مثلاً حدود 15 سال پیش، 15 میلیون تومان میخواسته خمس بدهد بعد به او گفته این خمس من خدمت شما، باید رسید شرعی بدهند که این تاریخ خمس شماست.@ بعد گفته میخواهید تاریخ بزنید چند روز عقب بزنید، من در محضر خدا هستم خدا و فرشتهها دارند من را میبینند بلند شو برو میخواهی من را آلوده بکنی میخواهی چند روز تاریخ را عقب بزنم اصلاً باج نمیدهد اصلاً نمیشود از آن به هیچ وجه باج گرفت سفت و سرسخت در دین خداست در حلال سرسخت است در حرام هم سرسخت است.@ اگر یک چیزی حلال باشد هزار نفر بیایند بگویند اَهاَه، این میگوید حلال است من به هیچ وجه ناراحت نمیشوم شما میگویید این حلال بد است من انجامش میدهم خیلی هم خوب است حرام باشد هزار نفر بگویند بَهبَه من انجام نمیدهم نه اَهاَه کسی نه بَهبَه کسی رویش اثر دارد به هیچ وجه، سرش را بالا میگیرد این کار حلال خداست.@ اگر خدا راضی است من هم راضی هستم بقیه راضی نیستند بقیه از این خوششان نمیاید ما الان خیلی حلالها در جامعهمان داریم که پیش مردم حرام است و خیلی از حرامها هم داریم که پیش مردم حلال است این اصلاً اینطوری نیست ملاکهایش با خدا یکی است تا خدا از چیزی بدش نیامده این بدش نمیاید تا خدا از چیزی خوشش نیامده این خوشش نمیاید.@ حالا همه مردم هم بگویند، لذا در خصوصیاتشان میگوید(وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ) مؤمن به معنای حقیقی کسی است که به هیچ وجه ملامت دیگران رویش اثری ندارد به هیچ وجه باج نمیدهد مهریه سنگین حرام است غلط است کینه میاورد تمام شد.@ حالا خواهر میگوید دخترت را از سر راه آوردی من دخترم را 800 سکه 500 سکه 600 سکه 1000 سکه، این چیه که رفتی 100 سکه یا 114 سکه مهریه دخترت کردی اصلاً تحت تأثیر قرار نمیگیرد اما دلی که آلوده است اینطوری نیست دلی که آلوده است میگوید نه من خواهرم 300 تا 400 تا 600 تا کرده ما هم باید اینقدر بکنیم یا حتی بیشتر بکنیم.@ این آلودگی دارد این اصلب نیست این یک دل شُل آسیبپذیر است میداند رسول الله از مهریه بالا متنفر است خدا از مهریه بالا بدش میاید ولی اصلاً در روحیهاش تأثیری ندارد میگوید خدا میخواهد خوشش بیاید یا بدش بیاید.@ مهریه سنگین، یا سختگیریهای مزخرف دیگری که هست مثلاً دختر بزرگ هنوز شوهر نکرده باید صبر کنید که دختر بزرگ شوهر کند بعد شما بیایید خواستگاری دختر کوچکتر، این چه حرف مزخرفی است.@ سیدالشهدا وقتی پسر امام حسن خواستگاری دخترانش میاید میگوید این دو دختر را دارم یکی کوچک یکی بزرگ، فاطمه هست سکینه هم هست هر کدام را خواستی بگیر، نمیگوید این کوچک یا بزرگ را، اصلاً این رسمهای خیلی بد وجود ندارد.@ خجالت نمیکشی تا برادر بزرگتر هنوز زن نگرفته چرا حرف زن زدی این بیحیایی است ای بچه پررو، این خیلی بد است این بیحیایی نیست ما چرا چیزی را که بیحیایی نیست بیحیایی میدانیم.@ در تعریف خدا اگر کسی گفت من میخواهم ازدواج کنم چه خواهر کوچکتر چه برادر کوچکتر بیحیایی نیست عین تقواست میگوید برادر 30 ساله تو هنوز زن نگرفته تو 19 سال داری زن میخواهی، بله من میخواهم شاید نخواهد بگیرد او به من چه، هر کس شخصیتش فرق دارد برود زن بگیرد چه اشکال دارد، بیحیایی است؟ نه نیست.@ اگر یک دختری گفت من الان میخواهم ازدواج کنم بیحیایی است من الان نیاز دارم. زمان پیغمبر آنقدر جامعه پیشرفت داشته این جامعه آزاد و بزرگ بوده یک زن به راحتی جلوی مردها میامده به رسول خدا میگفت یا رسول الله من یک زن تنها هستم نیاز دارم احتیاج به همسر دارم لطف کنید یک شوهر به من معرفی کنید.@ پیغمبر هم گفته بود آقایان این خانم تنهاست یک همچین خصوصیاتی دارد چه کسی حاضر است با این خانم ازدواج کند؟ یا رسول الله ما ازدواج میکنیم، چه داری؟ هیچی هم نداریم، مهریه چه میخواهی بدهی؟ مال داری؟ چه چیزی میخواهی بدهی؟ سوره قرآن بلد هستی؟ بله سوره قرآن یادش بده.@ الان جوان ما میرود به استمناء و خودارضائی و به زنا میافتد دختر ما همینطور، ولی اگر بخواهد برود یک موقعی خدای نکرده از راه حلال خودش را ارضاء بکند صیغه بکند صیغه بشود ازدواج دائم یا موقت بکند این بیحیا و بیشرف است.@ شما میبینید که مقیاس الهی اصلاً سازگار ندارد ما یک چیزهایی که خدا راضی است واجب و مهم و حلال میداند ما بیشرمی میدانیم اگر خودارضائی و زنا میکرد اشکال نداشت ولی اگر بخواهد برود ازدواج بکند نه، فعلاً همسر دائم ندارد خواستگار دست دختر و زن نیست.@ الان خواستگار ندارد که کسی به خواستگاریاش بیاید شاید تا 40 سالگی خواستگار نداشته باشد الان میتواند با یک کسی باشد خودش برود به آقا پیشنهاد بدهد اشکال دارد؟ یک حرف مزخرفی که هست این هست که یک خانم نمیتواند به یک آقا پیشنهاد بدهد.@ نه اصلاً در اسلام پیشنهاد با خانم است خطبه هم خانم میخواند قبول با مرد است چه اشکال دارد که یک زن بخواهد برای خودش یک کسی را پیدا بکند با یک کسی باشد تا به حرام نیافتد یک مرد با یک کسی باشد به حرام نیافتد.@ حلال خدا را ما برای چه در جامعه حرام کردیم حرام میکنیم زنا زیاد میشود زنا را راضی هستیم اما خدا و احکام الهی را راضی نیستیم الی ماشاء الله از این شرکها داریم این آدمها شخصیتهای مریض بیدین و کافری هستند کفر عملی دارند و کفر عملیشان هم از کفر نظری ناشی میشود چون خدا را نمیشناسند ما راههای خدا را کنار میگذاریم.@ این آیه قرآن است(عَذابٌ أَلِيمٌ) (فَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ) (أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ) کسانی هستند که راه خدا را میبندند حلال را بستند راه حرام را باز میگذارند بعد این فجایع اتفاق میافتد حتی یک موقع کسی میگفت من حلال خدا را حرام نمیدانم خودم خوشم نمیاید خودم بدم میاید تو خودت هم خوشت نیاید چون با خدا در درون خودت مشکل داری.@ چیزی که خدا خوشش میاید خوشت نمیاید باز گرفتاری باز جهنم خاص خودت را داری این جهنم کفر را داری، نه باید چیزی را که خدا خوشش میاید تو هم خوشت بیاید اگر خوشت نمیاید تو مریض هستی تو با خدا و پیغمبر و معصوم مشکل داری.@ تو آلودگی قلبی داری و هزارتا حلال دیگر هست که ما حرام میدانیم و هزارتا حرام دیگر هست که ما در زندگیمان راحت انجام میدهیم و حلال میدانیم انسانی که در قلبش اینطوری باز است که هر آلودگی را راحت میپذیرد هر باجی را میدهد هر حرامی را مرتکب میشود هر حلالی را حرام میداند این که دیگر برایش دل نمیماند.@ لذا این شخص اصلاً دارایی ندارد قلب ندارد چیزی برای انسان نمیماند پس باید دل یک جاهایی خیلی نرم و نازک باشد یک جاهایی دل باید سفت و سخت باشد و یکجاهایی هم باید باصفا باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 005 - قلب
متن کامل (خام) جلسه 005 - قلب