أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان در حمد معرفی بعضی از فقرات دعای زیبا و مبارک عشرات بود، «وَ لَكَ الْحَمْدُ رَفِيعَ الدَّرَجَاتِ» حمد ویژه توست ای کسی که خودت بلندپایه هستی و بالابرندۀ درجات هستی، «مُجِيبَ الدَّعَوَاتِ» اجابتکننده دعاها هستی، «مُنْزِلَ الْآيَاتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ» نازلکننده آیات هستی از بالای هفت آسمان.@
این خودش یک نوع معرفی مهندسی خلقت هست، که آیات الهی از کجا نازل میشوند، «مُنْزِلَ الْآيَاتِ مِنْ فَوْقِ» از بالای آسمان هفت گانه، در قرآن فرمود «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» دست روی هر چیزی بگذارید، به هر چیزی نگاه بکنید، خزائن آن چیز نزد ماست و ما نازل نمیکنیم.@
«وَ ما نُنَزِّلُهُ» نازل نمیکنیم آن را مگر طبق قدر «بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» یک فرمول دارد یک قاعده دارد که نازل بشود، مثلاً حد زیبایی در کره زمین مشخص است، تنوع در زیبایی داریم اما از یک دوزی به قول امروزیها، از یک حدی که بالاتر برود بشر دیگر طاقت این همه زیبایی را ندارد میمیرد.@
یا مثلاً لذتهای دیگر، چیزهای دیگر به یک حدی اجازه میدهد بشر از عطر و بو استفاده بکند و تصرف بکند در اشیاء عطر و بو ایجاد بکند، زیبایی که در گلها هست، در طبیعت هست، در افق هست، در تمام موجودات هست، یک حدی است، میگوید اگر از این حد بالاتر برود دیگر نمیشود.@
عطر، زیبایی، موسیقی، لذت، برای همین میگوید اگر آن چیزی که در برزخ هست به اهل زمین نشان داده بشود همه میمیرند، چه از موسیقی اهل بهشت، چه از عطر بهشتیان، چه از زیبایی بهشتیان، یا هر چیز دیگری، بهشتیان که میگوید همین برزخ، قیامت بماند.@
مثل یک جنینی که در رحم مادر هست، اگر بخواهیم زیباییها، خوراکیها، مزهها، طعمها را به یک جنین بدهیم میمیرد، اصلاً طاقت ندارد همچین چیزی را دریافت بکند، جنین غذایش به اندازه همان رحم هست.@
قرآن میفرماید خزائن همه چیز دست ماست، ما نازل میکنیم به اندازه معین، خداوند آیات را هم نازل میکند، نزول یعنی جریان اسماء الهی در هر شیئی را نزول میگویند، خدایا من حمد تو را به جا میآورم به خاطر اینکه تو از بالای هفت آسمان آیاتت را بر ما نازل کردی، با ما ارتباط داری «مُنْزِلَ الْآيَاتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمَاوَاتٍ».@
«عَظِيمَ الْبَرَكَاتِ» ای که برکتهای تو عظیم هست، «مُخْرِجَ النُّورِ مِنَ الظُّلُمَاتِ» ای کسی که نور را از داخل تاریکیها بیرون میآوری، هر کدام اینها خیلی حرف دارد «وَ مُخْرِجَ مَنْ فِي الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» این را همه ما تجربه زیاد کردیم، تو را سپاس میگذارم، حمدت را به جا میآورم به خاطر اینکه آدمهایی که در تاریکی هستند «وَ مُخْرِجَ مَنْ فِي الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» آنهایی که در تاریکی هستند ذره ذره خارجشان میکنی به سوی نور آنها را میبری.@
خدا با همه ما دارد این کار را میکند «اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» کار خدا این است، آهسته ما را از ظلمات و تاریکیهای رحم مادر خارج کرد، ظلمات سهگانهای که در رحم مادر هست، آورد به عالم نورانی اینجا، نور اینجا با نور رحم مادر چقدر فرق دارد؟ بینهایت فرق دارد با نور رحم مادر آنجا تاریکی مطلق است.@
در نور میآورد، اما نور اینجا چشم را نمیزند، نور اینجا نور بزرگی است ولی زیباست مطبوع است، حالا وقتی شما از اینجا وارد برزخ میشوید آنجا نور است اما این نورش چشم را نمیزند با اینکه بینهایت از نور اینجا بیشتر است.@
چرا نمیزند؟ برای اینکه من هم در رحم دنیا دارم از ظلمت خارج میشوم، برای فضای برزخ دارم قدرتمند میشوم، برای زندگی در برزخ دارم نیرومند میشوم لذا آنجا هر چقدر قدرتمند باشد من در این رحم دارم خودم را برای تولد آماده میکنم که غافلگیر نشوم، چون غافلگیر شدن یعنی جهنم.@
فقط سرعت آدمها فرق داره، سرعتی که آدمها برای خارج شدن از ظلمت به نور دارند فرق دارد، به خاطر تنبلیهایشان، بیحسیهایشان، شکهایشان، تردیدهایشان، وسوسههایشان، افکار منفیشان، و چیزهای دیگر کُند است، بعضیها خیلی تند هستند یعنی مثل برق حرکت میکنند.@
من یک موقعهایی در خارج از کشور میروم، با جوانان و مردم و خانمها و آقایانی روبرو میشوم که خودشان وقتی تعریف میکنند، میگویند استاد ما الان عکسهایمان در تلفنهای همه هست، روی همه مجلات هست، فیلمهایی که بازی کردیم، ترانههایی که خواندیم، مردم سالهاست با ما سرپا هستند.@
این خانم یا آقای خواننده یا بازیگر، الان خودش یک تکه نور است، کشانده خودش را از تاریکی تا کجا آمده، «مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ» این دیگر خیلی غوغاست، خدایا تو را حمد میکنم به خاطر اینکه گناهان ما را تبدیل به حسنه میکنی.@
این هم از نقاط عجیب عالم است که خداوند اگر یک کسی یک دریا گناه با خودش آورده باشد ایستگاههایی گذاشته که شخص وقتی وارد آن ایستگاه میشود این دریای گناه یک دفعه تبدیل به یک دریای نور میشود، خدا گناهان را پاک نمیکند.@
یک موقع هست شما کفاره میدهید با یک چیزی گناه را «کَفَرَ» میپوشانید آن زیر را، مثل اینکه در خانه مثلاً لکه روی دیوار است، کثیف است، میگویی این را چکارش کنم، میگویی کاغذ دیواری میزنیم، آن لکهها زیر کاغذ دیواری میرود دیگر دیده نمیشود، یا روی آن رنگ میزنیم.@
لکهها سر جای خودش هست، آن کثیفیها و آلودگیها، روی آن یک رنگ زدیم تمام شد، همین را میبینیم فعلاً اینجا در ظاهر خبری نیست «کَفَرَ» میپوشاند، کفاره یعنی چی؟ یعنی آن اشتباه و گناه را میپوشاند، ولی بحث فقط کفاره نیست میگوید «یُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ» خدا تبدیل میکند آن را به نورانیت.@
یعنی آن آلودگیها و گناهان را تبدیل به ثواب و عبادت میکند، این یعنی چی؟ این یعنی خداوند تبارک و تعالی در سینه انسان اسم شریفی را قرار داده از اسماء خودش به نام (مبدّل) که اگر تو با این اسم انس بگیری و فعالش بکنی میتوانی تاریکیهای خودت را تبدیل به نور بکنی.@
یا یک ذره که قویتر بشوی میتوانی مال بقیه را هم این کار را بکنی نه تنها مال خودت را بلکه مال تاریکیهای دیگران را هم تبدیل به نور بکنی، اینقدر نور زیاد میشود که این کار را میشود کرد.@
«يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتمِسُوا نُوراً» مردها و زنان دو رو و منافق قیامت به تاریکی که میخورند مؤمنین را که میبینند میگویند «انْظُرُونا» به ما توجه بکنید، چون تا توجه نشود تبدیل صورت نمیگیرد.@
کسی که قرار است یک کس دیگر را نورانی بکند باید به او میل داشته باشد توجه داشته باشد، دوستش داشته باشد، رأفت و رحمت داشته باشد که از نور خودش به او بدهد و تاریکیهای او را برطرف بکند، به مردان و زنان مؤمن میگویند به ما عنایت بکنید توجه بکنید «انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ» ما نور شما را بگیریم، از نور شما چیزی بگیریم، به ما هم برسد، نجات پیدا بکنیم.@
«قِيلَ» گفته میشود، این گفته وجودی است «قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ» برگردید به دنیا «فَالْتمِسُوا نُوراً» برگردید با خودتان نور بیاورید، آیا برگشت امکان دارد؟ مثل اینکه الان ما به یک کسی بگوییم برگرد در رحم مادرت این یک بند انگشتی که کم داشتی دوباره بیاور، نمیشود قابل برگشت نیست.@
«مُبَدِّلَ السَّيِّئَاتِ حَسَنَاتٍ» خداوند سیئات و گناهان را تبدیل به حسنات میکند، یعنی به جای گناهان برایش حسنه مینویسند، این نمیگویند، گناهانش پاک شد، دقت کنید شما با یک کریم روبرو هستید، اینجاست که باید برایش روی سجده بیفتید و تا آخر عمر اگر میشد آدم میگفت الحمد لله، شکراً لله از خدا تشکر میکرد.@
نمیگوید من گناهانت را پاک میکنم، حالا چه چیزی داری، مثل یک کسی که بگوید آقا من بدهکاریت را پاک کردم الان چقدر پول داری، میگوید من چند میلیارد بدهکارم، من آن بخشیدم الان چه چیزی داری، 2 هزار تومان داری به من بدهی؟ 5 هزار تومان داری بدهی؟ داریم یا نداریم؟ اینطوری است.@
میگوید نه پاک نمیکنم، آنها را تبدیل به حسنه میکنم، یعنی انگار این 40 سال داشته عبادت میکرده در این 40 سال گناه، چه خبر است، آدم با این خدا اگر ناامید باشد خیلی کافر است، خیلی نادان است، بزرگترین گناه بعد از شرک به خدا که هرگز آمرزیده نمیشود ناامیدی از خداست.@
یعنی این خدایی که اینطوری با بندهاش رفتار میکند، اگر کسی ناامید شد جایش ته جهنم است پیش مشرکین، اگر یک کسی از خدا ناامید بشود، به خاطر گناهان و گذشتهاش، میگوید بیا در سیستم نورانیت من، بیا در سیستم تبدیل من، من همه گناهانت را تبدیل به ثواب میکنم.@
«يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ» ای بندگان من که خودتان به خودتان ظلم کردید، اسراف کردید، زیادهروی کردید «لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللهِ» از رحمت خدا اصلاً ناامید نشوید «إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» خدا تمامش را میآمرزد.@
دیگر با این خدا تو میتوانی اجازه ناامیدی به خودت بدهی، مگر آدم خداشناس نباشد، مگر ایمانش به خدا دروغین باشد، مگر واقعاً خدا را نشناخته باشد، «إِنَّ اللهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً» یزید به امام سجاد میگوید من میتوانم توبه کنم، پذیرفته است؟ حضرت میفرماید بله، برو این کار را بکن.@
و او نمیتواند این کار را انجام بدهد و الا حضرت راه را روی یزید نمیبندد، یزید هم قاتل امام حسین اگر بخواهد برگردد میتواند برگردد. خدا میگوید من دلم اینطوری راضی نیست، این خدا میگوید راضی نیستم گناهانت را تبدیل به ثواب برایت بکنم.@
«وَ جَاعِلَ الْحَسَنَاتِ دَرَجَاتٍ» من گناهانت را تبدیل به حسنه میکنم، برای حسنه به تو درجه میدهم، حمد برای این خوب است این شکر و حمد که شما وقتی به نعمت میرسی، یواش یواش میگویی این خوشگل کیست، این کسی که این زیباییها را آفریده کیست.@
چه کسی این لطیفکاریها را در چشم من، مژه من، ابروی من، موی من، پوست من، درون من، روح من، روح من را تا اینجا اینطوری قرار داده، این کیست، این کیست این گلها را آفریده، این کیست این میوهها را آفریده.@
این کیست این همه لطافت در خلقت بشر یواش یواش غایت حمد این است، یواش یواش وقتی این همه شیرینکاریها را میبیند عاشق خودش میشود، حمد انسان را اینطوری به قرب خدا میرساند که بنده یواش یواش دیگر دوست ندارد به غیر نگاه بکند، که من از:@
فقط میکده، خدا رحمت کند امام را عجب اشعاری دارد، (که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم) یعنی دیگر نمیخواهم به چیزی نگاه کنم، میخواهم با خودش مشغول بشوم، فقط خودش، آدم یک موقعهایی که غفلت او را میگیرد، اشیاء جلوی چشمش هستند، یک عالم زیبایی، لطافت، نورانیت جلوی چشمش هست.@
اینها برای این هست که حواست جمع باشد، در یک جایی که گناه و خودشیفتگی دارد تو را به سمت جهنم میکشاند، جهنمهای مختلف، حسادت، خودخوری، دادزدن، فحش دادن، زودرنجی، حساسیت، بدبینی، قضاوتهای عجولانه، غیر منصفانه و...، یک دفعه که چشمت به یک آب یا یک گُل میخورد میبینی تو چقدر کثیف شدی، چقدر داغون شدی.@
ولی وقتی نگاهش کردی دوباره یاد اصلت میافتی در این آینه خودش را به تو نشان میدهد که از داخل آینه برگردی صاحب صورت را ببینی، اینها صورت هستند، برگرد به سمت اصلش، آدم وقتی نعمتها را میبیند، این یک دعای عشرات آدم میخواند برایش کافی است.@
نعمتها را میبیند بعد میگوید خدایا من به قول سیدالشهدا در دعای عرفه، میگوید خدایا دیدنها دیگر خستهام کرده، دیگر دارم دور میشوم، میخواهم خودت را ببینم، دیگر نمیخواهم مدام در آینه تو را نگاه کنم.@
چون آدم یک دفعه نمیتواند یک معدن زیبایی را معدن اسماء الله را در اصل ببیند، باید در مظاهر ببیند، تا نمیرد، خدا میگوید من اگر میخواستم زیبایی و کرم و مهربانی و محبتم و لطفم و مغفرتم را یک جا به تو نشان بدهم تو که تحمل نمیکردی.@
آوردمش در دل مادرت گذاشتم ببینی من وقتی میگویم چند صد هزار برابر بیشتر از یک مادر تو مادرت را ببینی بعد یواش یواش متوجه بشوی آن رحمت من یعنی چی، پدرت را ببین، به گلها نگاه کن، بعد یواش یواش، شما نگاه کنید لذتهای دنیا چند میلیارد آدم را غافل کرده از صاحب لذت، از خالق لذت، اینجا مست و دیوانه شدند.@
خدا میگوید اینکه جیفه دنیاست «فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى» آنطرف بهتر و جاودانه است، اینجا من یک مقداری پاشیدم، مستتان نکند، شکر یعنی این انسان وقتی که حمد را به جا میآورد یواش یواش شیفته کسی میشود که به آن دائماً لطف و محبت دارد.@
حتی گناه هم که میکنی، از تو منزجر نمیشود، معصیت هم که میکنی از تو متنفر نمیشود، در را روی تو نمیبندد، ناامیدت نمیکند، حتی وقتی که درگیر گذشتهات هستی، میگوید گذشتهات با من بیا، گذشته را خودم درست میکنم، خودم همه چیز را اصلاح میکنم.@
یک سیستمهایی گذاشته که وقتی تو وارد آن میشوی تمام گذشته تبدیل به نور میشود، بزرگترین سیستم مبدّل معرفت و حبّ اهل بیت (علیهم السّلام) هست، برای همین صلوات ذکرش به اندازه تسبیح و تحمید و تحلیل است.@
خیلی حرف است، شما هر چه در تحمید، تسبیح، تحلیل دارید، همه صلوات دارد به تنهایی، به تنهایی بار همه اینها را میکشد، اگر یک کسی تحمید نداشت، تسبیح نداشت، تحلیل نداشت، بگوید (اللهم صل علی محمد و آل محمد) شما وقتی گفتی (اللهم) یعنی (لا اله الا الله) وقتی گفتی (صل علی محمد) یعنی آیه مبعث وقتی گفتی (آل محمد) یعنی ولایت را داری.@
یعنی وصل هستی به متخصص معصوم از طریق کاملترین آیه خدا، بریده نیستی، به آیات کوچک و فسقلی بند نیستی، چسبیدی به مَثَل اعلی، چسبیدی به خدا، ولایت را کسی نداشت، اهل بیت را کسی نداشت ساقط میشود، رمز مهمی را برایتان گفتم که چرا صلوات این بارها را دارد، چرا صلوات ذکر اعظم است.@
چرا وقتی تو چسبیدی به معصوم همه گذشتهات تبدیل به نورانیت میشود، رحم معصوم، چادر معصوم، عشق معصوم، خدمت به معصوم یک رحمی هست که تو وقتی وارد آن میشوی، اینقدر این قدرت دارد نورانیت دارد که همه گناهان را ذوب میکند، تبدیل به نورانیت میکند.@
حُرّ را شما نگاه کنید از کجا برگشته، اصحاب عمرسعد را نگاه کنید از کجا برگشتند همه نورانی شدند، معصوم اینقدر قدرت دارد، ولایت اینقدر قدرت دارد، چون در آستان تولد امیرالمؤمنین هستیم دارم میگویم، کجا علی را متولد کرده؟ در کعبه، چرا؟ برای اینکه بگوید باطن این کعبه، این کعبه بدون علی، بدون ولایت هیچ است، پوسته است، با شما کاری نمیتواند بکند.@
توحید بدون ولایت کاری برای کسی نمیکند، اصلاً خدای بدون ولایت یک خدای، توهمی است، خدای حقیقی نیست، محال است یک کسی بدون امام به معرفت الله برسد، برای همین زائر امام حسین، زائر همه ائمه، زیارت امام رضا میدانید که ما صدها روایت در مورد زائر امام حسین داریم، که اگر میرود.@
حالا انشاءالله به زودی در میآید، از در خانه که این زائر در میآید میگوید خداوند همینطوری گناهانش را میریزد درجاتش را بالا میبرد، وقتی به حائر حسینی میرسد، به حرم میرسد، پیغمبر با او چه نجواها دارد برای زائر امام حسین، فرشتهها چه نجوایی دارند با این آدم که به زیارت سیدالشهدا میرود.@
همه را میگوید بعد آخرش میگوید زیارت امام رضا از زیارت امام حسین بالاتر است، زیارت امام رضا از کربلا از زیارت امام حسین هم بالاتر است، «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ غَافِرَ الذَّنْبِ» خدایا من تو را حمد میکنم به خاطر اینکه تو غافر الذنب هستی، ندید میگیری.@
«وَ قَابِلَ التَّوْبِ» توبه را میپذیری، برگشت را میپذیری، راه برگشت را روی من نمیبندی، «شَدِيدَ الْعِقَابِ» سخت کیفر میدهی، او را که باید کیفر بدهی را سخت کیفر میدهی، «ذَا الطَّوْلِ» دارای یک بخشش هستی، یک عطا هستی.@
«ذَا الطَّوْلِ» میدانید یعنی چی؟ یعنی اینکه تو همه وجودت ریزش است، همه وجودت کرم و بخشش است «يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَى الْبَرِيَّةِ» دائم هست، «لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ» معشوق و معبودی جز تو نیست، ببینید چه خبر قشنگی، «إِلَيْكَ الْمَصِيرُ» مسیر نیست، مصیر است، یعنی با صاد است، یعنی بازگشت همراه با شدن.@
مصیر کار جنین است، جنین وقتی که وارد، جنین نطفهاش از پدر و مادر تشکیل میشود، ورود به رحم است، ولی باز به دنیا برمیگردد، ولی برگشتش به صورت نطفهای نیست، به صورت کامل شده برمیگردد، یعنی ما یک قوس نزول در رحم داریم که انزال میشود.@
میگویند مرد انزال کرد، مثل خدا، انزال صورت میگیرد قوس نزول، یک صعود و بازگشت و معاد دارد، زمانی که این در رحم مادر میشود و بعد از مدتی برمیگردد، ما هم الان در رحم دنیا همینطوری هستیم، در مسیر برگشت هستیم آمدیم «إِنَّا لِله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» داریم برمیگردیم ولی خدا کند در رحم درست بشویم و برگردیم.@
این «إِلَيْكَ الْمَصِيرُ» خیلی خطرناک هم هست، از یک طرف بسیار باشکوه است، از یک طرف هم خطرناک است، چون وقتی برمیگردی آدم خیلی خجالت میکشد خدا میگوید من تو را اینطوری دنیا فرستادم، تو را روشن، نورانی، شبیه خودم به دنیا فرستادم اینطوری برگشتی، این خیلی خجالت دارد.@
آدم باید حیا بکند، حیا فقط مربوط به جنبههای ظاهری، و جنسی نیست، حیا این هست که انسان وقتی حسادت میکند، خیلی بیحیا است، فحشا فقط بدنفروشی نیست، وقتی یک کسی دهانش را باز میکند، هر چه دلش میخواهد راجع به هر کسی حرف میزند این به مراتب لجنتر است، به مراتب کثیفتر است، فحشا یعنی این.@
وقتی حسادت دلت را میگیرد این فحشای وحشتناکی است، وقتی بدگویی و بدبینی داری، وقتی ذهنت آلوده است تمام روحت آلوده است، این را آدم باید حیا بکند، چون آدم را میبینند، ما الان خودمان حاضر نیستیم جلوی مردم یک ذره ظاهرمان خراب باشد، میگوییم نه اصلاً بیرون نمیروم، چون میخواهم جلوی مردم ظاهرم خوب باشد.@
لباسم اگر اتو کرده نباشد نمیروم، کفشم اگر مناسب نباشد نمیروم، قیافهام اگر مناسب نباشد نمیروم، پوستم اگر مناسب نباشد نمیروم، خجالت میکشیم، بعد تمام فرشتههای عالم، غیب دارد تو را میبیند، حیف نیست وقتی پیغمبر، امیرالمؤمنین، مادرت فاطمه زهرا تو را نگاه کنند، تو را سگ و میمون و خوک و روباه ببیند، فرزندش را این شکلی ببیند.@
آدم خودش خجالت میکشد بالاخره من بچه این خانم هستم، این را آدم باید خجالت بکشد، حیا بکند، حیا یعنی از آن فحشاهای باطنی به مراتب بدتر از فحشاهای ظاهری است، طرف یک زنا کرده فحشای ظاهری است، این میرود این را نقلش میکند، خودش به مراتب کثیفتر از آن آدم میشود.@
به لجن کشیده میشود، اصلاً زنا نه، رفته یک کسی را صیغه کرده، یک کسی نیاز داشته رفته صیغه شده، رفته محرم شده، نیاز طبیعیش هست، یک کار عبادت کرده، این را میرود به صورت یک فحشا نقلش میکند، آنوقت خودش به لجنترین درجات جهنم میرسد این آدم، فحشای باطنی خیلی وحشتناکتر است، آدم باید از اینها حیا بکند.@
اگر در ذهنت، بدگویی، بدبینی، بداخلاقی، زودرنجی، حساسیت، سختگیری اینها آمد آنجاست که باید تو را وحشت بردارد که چه شده نسبت به فلانی در دلم یک حس منفی پیدا کردم، نسبت به فلانی حسادت کردم، نسبت به فلانی بغض در دلم آمد و خیلی چیزهای دیگر.@
آدم باید از رحمان نبود حیا بکند، چون اینطوری وحشی است، جهنم است، از رحیم نبودن حیا بکند، از غفور نبودن، از کریم نبودن، از جواد نبودن، اینها بیحیایی است، مادرت فاطمه زهرا دارد میبیند، بعد تو بخیل هستی، تو تنگنظر هستی، تو خسیس هستی.@
خانواده آسمانیت دارند میبینند تو اینقدر تنبل و شل و بیعرضه، اینهاست که آدم باید از تبلیهایش حیا بکند خجالت بکشد، از بیحوصلگیهایش خجالت بکشد، از اینکه چرا عصبانی شده، «إِلَيْكَ الْمَصِيرُ» برق سه فاز به آدم میزند «إِلَيْكَ الْمَصِيرُ» یعنی من یک زمانی قرار است با تو روبرو بشوم، خدا کند سالم بیایم خوشگل بیایم.@
«اَللّهُمَّ أَخْرِجْنی مِنَ الدُّنیا سالِما» خدایا من همه غصهام این هست که در رحم مادرم دنیا سالم متولد نشوم، ما باید سیرمان را کنترل بکنیم، ما باید روند تربیتیمان را کنترل بکنیم، ما باید جریان خودسازیمان را کنترل بکنیم.@
«اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ فِي اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى» خدایا همه حمد من در همه شب است، موقعی که میآید و همه چیز را میپوشاند، «وَ لَكَ الْحَمْدُ فِي النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى» این تکرار حمد مثل تکرار سیگار کشیدن، چایی خوردن، بوسیدن هست.@
میتوانست بگوید «وَ لَكَ الْحَمْدُ فِي اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَ النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى» می گوید «لَكَ الْحَمْدُ فِي اللَّيْلِ إِذَا يَغْشَى وَ لَكَ الْحَمْدُ فِي النَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى» این تکرارهای حمد برای اینکه جان آدم بینهایت است سیر نمیشود، مدام باید بگوید، دعای عشرات یک جلوهای از بینهایتطلبی انسان است.@
یک جلوهای از حیرت انسان در مقابل خدای بینهایت است، یک جلوه از ذوقزدگی و غافلگیری یک انسان در مقابل بینهایت رحمت و زیبایی خداوند تبارک و تعالی است، لذا ببینید جملات چطوری است، همینطوری این جملات دور میزند، از کجاها شروع کرده به کجاها رسید چه چیزهایی را دارد میگوید.@
«وَ لَكَ الْحَمْدُ فِي الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى» سپاس تو را در آخرت همه آخرت، به بلندای آخرت، در بعضی از اذکار داریم به بلندای آخرت حمدت میکنم «وَ الْأُولَى» در این دنیا، «وَ لَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْمٍ» خدایا به تعداد ستارههایت حمدت میکنم، چندتاست.@
آدم یک دفعه وقتی وارد این ارتباط حمدی با خدا میشود، به کجاها میزند، گیج است، حیران است، سرگردان است، بالا رفت، پایین آمد، جلوههای مختلف، مانده کدام را بگوید، مانده از چه چیزی بگوید، مانده حمد چه چیزی را به جا بیاورد.@
شب، روز، آخرت، دنیا، دوباره باید برگردد به عدددار برسد، باید به یک چیزی برسد که عددهایش زیاد هستند، دارد به تو یاد میدهد که به اشیاء خوب نگاه کنی، چه کلاسی است این دعای عشرات آدم را تربیت میکند.@
«وَ لَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْمٍ» به تعداد همه ستارهها، بعد میزند یک دفعه عدد این ستارهها میشکند میرود در یک عددی که اصلاً قابل مقایسه با عدد ستارهها نیست، «وَ مَلَكٍ فِي السَّمَاءِ» به اندازۀ همه فرشتگانت در آسمان.@
آنهایی که در بحث فرشتگان دعای سوم صحیفه بودند، بحث مَلَک را یا بحث شرح جامعه کبیره که آنجا گفتیم «وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ» بحث ملائکه را بودند، میدانند ملائکه برای هر شیئی فرشته پایش کار میکند.@
یعنی شما یک گُل را که میبینی، این فرشته است که دارد این گُل را برایت میبافد، این گُلها دستبافت است، انارهایتان دستبافت است، پرتقالهایتان، پوستش، موز، اتم به اتمش را فرشتهها برایت میچینند، همینطوری میچسبانند تا تو نوش جانت بکنی، یک نارنگی، یک سیب، یک پرتقال، یک برگ درخت.@
برگها را نگاه کنید همه تار و پود دارد، بافته است، خانمها بهتر میفهمند که بافتن یک شال یعنی چی، یک شال را دائم بگیری گره بزنی، ببافی، یا آنهایی که فرش میبافند میدانند یعنی چی، من فرشبافی کردم، مدت محدودی، شما باید مدام این نخر را بیاوری پایین یک گره بزنی، دوباره بیاوری گره بزنی اینها سر جای خودش برود.@
بعد تازه قرمز بودی، بعد میگوید باید 5 تا آبی گره بزنی، بعد میگوید 6 تا سفید گره بزن، برو این گلها را نگاه کن ببین فرشتهها چطوری آن را بافتند، با چه حوصلهای، با چه عشقی، با چه عبودیتی، یک سیب، یک موز، موز را نگاه کنید اصلاً آدم همه بافت را در آن میبیند، نخهایش هم معلوم است.@
دیدید موز را باز میکنید یک دفعه ریشه ریشه میشود، الله اکبر خدا از خاک چه چیزی درست کرده، قدرت گذاشته، حیرت گذاشته، پایش عشق گذاشته، انار را آدم نگاه میکند، همه هم بدیع هستند، یعنی به عقل هیچ بشری خطور نمیتواند بکند، نه شکلهایشان، نه رنگهایشان، نه مدلهایشان، هیچی.@
بعد میگوید من از اول خلقت تا الان، از الان تا ازل همیشه درخت و برگ میآفرینم، اما دو تا برگم یکی نیست، هر برگی شناسنامه و شخصیت و کد مستقل دارد، من اصلاً تکراری کار نمیکنم، دو تا پرتقال مثل هم نیستند، همانطور که قیافه آدمها مثل هم نیستند.@
ببینید چقدر قیافه زده روی اینقدر صورت، چند تا چهره خدا میزند، میگوید اینقدر بلد هستم چهره بزنم، چهرههای آدمها ته ندارد، همه آدم هستند، چهره هستند، همه چشم، گوش، ابرو، بینی، ولی اصلاً اینطوری نیست این خداست.@
چند تا پرتقال خلق کرده، چند تا موز، چند تا سیب، چند تا نارگیل، چند تا چه بگوییم، تمام میشود! چند تا برگ، چند تا گُل، همینطوری یکسره دارد میآفریند، تازه میگوید من همان که خودم گفتم در دیگ را برنداشتم، تازه من شروع نکردم.@
از ازل که شروع کردم هنوز شروع نکردم، حالا مانده شروع کنم، صبر کنید من یک ذره گرم بشوم، بگذارید خدا گرم بشود، حالا کو تا بیافریند، می گوید دلخوشی ندارم من خدا اینها را بافتم، بگذار امام زمان بیاید خدا خوشحال میشود، تازه خدا شروع میکند، خدا جشنگرفتنش آنجا شروع میشود.@
اگر آقایمان بیاید خدا جشن میگیرد، چه شود، مَلَک تعدادش را چه کسی میداند «وَ ما يَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّكَ إِلاَّ هُوَ» هیچ کس تعداد سربازان خدا را نمیداند مگر خودش، «إِلاَّ هُوَ» چه تعداد، برای هر یک آدم دهها فرشته گذاشته، از زمانی که نطفهاش تشکیل میشود.@
تشکیل نطفهاش چقدر فرشته با او هستند، تا این را منتقل میکنند با چه تشریفاتی به محضر تخمک تا این لقاح پیدا بکنند، تا بعد این نطفه را تحویل بگیرند بعد شروع کنند، تا این را میآیند روی این فرشتهها کار میکنند، بعد سنجشهایشان خیلی عجیب است.@
فرشته یک قدرت سنجش دارد درجه سلامتی و هوش را میگیرد از داخل نطفه و اسپرم و تخمک، درجه سلامت و زیبایی، درجه هوش، درجه اخلاق آن هم همه اخلاقها چقدر است، درجه عقلانیت و درجه معنویت و انسانیت.@
همه را میگیرند ریاضی تلفیق میکنند، بعد جمع جبری میزنند این دو تا را مال تخمک و اسپرم را و بر اساس این جمع جبری تازه شروع میکنند بچه را طراحی کردن، از یک نطفه چه چیزی در میآورند، ما عادت کردیم برایمان عادی شده.@
مثلاً یک کسی کامپیوتر اختراع میکند، میگوییم اوه چه اختراعی، تلفن همراه، اتومبیل، سفینه فضایی، عجب نادانهایی هستیم ما، تلفن همراه و کامپیوتر و سفینه فضایی همه میشناسند، چند روز بروند دانشگاه درس بخوانند زیر و بمش دستشان میرسد، خودشان بهتر از آن را اختراع میکنند.@
میگوید یک اتم به تو دادم، اتم را حالا میتوانی بشناسی، چند هزار سال بشر سر کار است نمیداند اتم چیست، مولکول چیست، سلول چیست، دست چیست، پا چیست، چشم چیست، پوست چیست، هنوز بشر یکی از مخلوقات خدا را نشناخته.@
حتی یک دانه، این همه انسان ریختند روی همدیگر عقلهایشان را، تجربیاتشان را، آزمایشگاه زدند، میلیاردی دارند هزینه میکنند، خدا با بشر چکار کرده، خسته خسته یک جا مینشیند میگوید خدایا ما تسلیم هستیم، ما نمیدانیم.@
ما حتی یک دانه از مخلوقات تو را وقتی میرویم میشناسیم از آن علم زیاد در میآوریم صدها جلد کتاب مینویسیم ولی نمیتوانیم بگوییم تهاش چیست، هیچی، نمیدانیم این خداست «عَدَدَ کُلِّ مَلَک» آدم تا خلقت را آشنا نباشد نمیداند این کلمه یعنی چی، من به تعداد فرشتههایت حمدت میگویم.@
پیامبر فرمود وقتی که بچه میخواهد به دنیا بیاید، چون میدانید مکانیزم باز شدن رحم را کسی نمیداند چیست، میدانیم فقط رحم باز میشود بچه بیرون میآید، فرشتهها میآیند رحم مادر را باز میکنند، تازه آن هم نه یک فرشته، یک فرشته میآید رحم مادر را باز میکند، بچه را تحویل میدهد، یک فرشته میآید میبندد، یکی در مسجد گفت یا رسول الله، خانه ما آن که باز میکند آمده آن که میبندد نیامده، یعنی خیلی بچه داشتیم، یکسره ما داریم بچهدار میشویم، یکسره دارد میآید بسته نمیشود.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@