جلسه 020 - فکر و ذکر ۲ (۱۳۹۷)
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - فکر و ذکر ۲ (۱۳۹۷)

بأعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

یک بحث سبکی را انتخاب کردیم برای این ساعت شما، انشاء الله بعدش هم شب تولد امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست، این بحث به نام اوقات حمد هست، در این بحث یک دورۀ آموزشی هست که تعدادش زیاد است.@

ما تقریباً 24 مورد در مورد اوقات حمد هست، که من بعضیهایش را انتخاب می‌کنم برایتان توضیح می‌دهم و انشاءالله اگر رسیدیم فردا آن دعا را خدمت شما عرض می‌کنم، این 24 مورد در واقع نمونه‌هایی از حمد هست که در واقع به ما یاد می‌دهد، که باید از این مواقع شبیه‌سازی بکنیم.@

و همانطور که در دعای اول خواندیم، به هر آیه‌ای که ما می‌رسیم، به هر ظهوری از ظهورات خدا می‌رسیم الحمدلله بگوییم، به حرکتها، به کارها، به گلها، به گیاهان، به مخلوق، به آسمان، ستاره، ماه، خورشید، الحمدلله بگوییم.@

یعنی به کدام معنا الحمد لله؟ به هر دو، هم شکر خدا را به جا بیاوریم چون اینها را خدا به خاطر ما آفریده، برای ما آفریده، و هم ستایش خداوند تبارک و تعالی بشود، خدا را ستایش بکنیم، بعضی از این مواقع را من خدمت شما عرض می‌کنم.@

اولین مورد را هنگام برخوردار شدن از نعمت برایتان می‌گویم قالَ رَسُولِ الله (ص): « مَن اَنْعَمَ اللهُ تعالی عَلَیهِ نَعمَةً فَلْیَحْمَدِ الله تعالی وَ مَنِ اسْتُبْطَاَ عَلَیهِ الرِّزْقُ فَلْیَسْتَغْفِرِ الله وَ مَن حَزَنَهُ اَمرٌ فَلْیَقُل لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِالله» سه تا قدر قدرتمند حضرت به ما داد، با قضایش که به ما می گوید، در واقع سه کلید، سه قَدَر داد برای برطرف کردن سه قضا، یا نه برخورد با این.@

اولیش این هست که اگر شما به یک نعمتی برخورد کردید، خدا به بنده‌ای نعمت داد، پس باید خدا را سپاس بگذارد، این قضای نعمت است، و الا نعمت ماندگار نیست، خیر و برکت ندارد، سپاس یادتان نرود، ذوق‌زدگی و تبریک می‌‌گویم، خوشبختانه و این چیزها را کنار بگذاریم، الحمد لله.@

این الحمد لله باعث می‌شود، انسان منش از بین برود، من فرصت نکردم دوست داشتم راجع به فنا صحبت کنم ولی ترجیح دادم این مسائل را بگویم «وَ مَنِ اسْتُبْطَاَ عَلَیهِ الرِّزْقُ فَلْیَسْتَغْفِرِ الله» هر کس احساس کرد که در رسیدن «مَنِ اسْتُبْطَاَ» یعنی این بطیء بودن رزق را احساس کرد، بطئ یعنی رزقش کُند است، وضعیت زندگیش روی روال نمی‌افتد.@

تعریف رزق چه بود؟ تمام داده‌های مادی و معنوی خدا برای عبودیت، یک موقع هست شما درس می‌خواهی بخوانی، ذهنت کُند است نمی‌کشد، یک موقع می‌خواهی کار معنوی بکنی، آنجا یک کُندیهایی داری، یک موقع می‌خواهی فعالیتهای اجتماعی انجام بدهی، رزقت آنجا کُند می‌شود، و هر چیز دیگری، یک کار اقتصادی می‌خواهد یک کسی بکند، یا هر چیز دیگری.@

هر کس احساس کرد در رسیدن روزی به او کُندی شده است «مَنِ اسْتُبْطَاَ عَلَیهِ الرِّزْقُ» باید مشکل را با چه چیزی حل بکند؟ «فَلْیَسْتَغْفِرِ الله» باید استغفار کند، یعنی یک گناه آمده کُندی ایجاد کرده، یعنی یک لخته است حرکت کرده حالا آمده به رزقت خورده.@

یک گناهی قبلاً مرتکب شدی، یک بی‌ادبی، یک جسارت، یک حق‌الناس، یک قلدری، یک رزق‌بری، یک توجه نکردن به دیگران، یک جایی آدم بالاخره خراب می‌کند، با پدر و مادرش، با همسرش، یک جایی.@

خدا حفظ بکند یکی از شعرای بزرگ آئینی را خودش این را تعریف می‌کند، البته در کتابش هم نوشته، می‌گفت خانم من در فامیل به او می‌گفتند طوطی حرم، خیلی خانم من علاقه به حرم داشت، گفت یک موقعی آمده بود خانه، ما مشهد خانه گرفته بودیم، من هم دوست داشتم خانمم را دَکش کنم تنها باشم که بتوانم در خلوت یک شعر بگویم.@

می‌گفت به خانمم گفتم شما برو حرم، تو که دوست داری خوشت می‌آید، این را فرستادم رفت حرم، گفت هر کاری کردم شعر نیامد، گفت بعداً آقای مجتهدی گوشم را گرفت برای چی به خانمت گفتی حرم برود، شاید آن لحظه آمادگی نداشته، یک موقع هست آدم می‌گوید من الان اینها را بیرون بکنم بروم یک دنجی بعد رزق بیاید، رزق نمی‌آید، رزق بسته می‌شود.@

گفت آن شب اصلاً شعری نتوانستم بگویم، اینطوری است، یک موقع هست شما می‌خواهی حرم بروی، یک بچه داری نمی‌خواهد تو حرم بروی گریه می‌کند، خُب نرو حرم، خانمت می‌گوید حرم نرو، شوهرت می‌گوید امروز من آمادگی ندارم نرو، حرمت همانجا می‌شود، یعنی هر چه گیرت می‌آید، همانجا که هستی گیرت می‌‌آید به تو می‌دهند.@

وقتی خلاف رضایت آنها می‌روی یک کاری انجام می‌دهی، یک دفعه می‌بینی آن چیزی که تو دلت می‌خواهد می‌روی می‌بینی آقا امام رضا اصلاً با تو قهر است، این دل در اذن دخول تعطیل است، قلبت می‌روی آنجا، می‌بینی از اول تا آخر خوابی در چرتی، هیچی گیرت نمی‌آید، دست از پا درازتر و گنگ و گیج آدم از حرم بیرون می‌آید.@

یا مشکلات مادی انسان گرفتاری پیدا می‌کند، یا مشکلات دیگر است در زندگی، اینها در بحث استغفار گفتیم، استغفار کلید گشایش همه این گرفتگی‌هاست، یعنی استغفار استحمام نفس است، اگر یک کسی حمام نرود، یک روز نرود، دو روز نرود، چه اتفاقی می‌افتد در مورد استغفار توضیح دادم چه اتفاقی می‌افتد.@

استغفار عفونتها، موانع، چرکها، قهرها، تاریکی‌ها را بیرون می‌کشد، لذا روی این نکته خیلی تأکید می‌شود، استغفار بهداشت روح و روان ماست، رزق کم می‌شود، بسته می‌شود، تو استغفار کن باز بشود، مشکل مالی داری، مشکلات دیگر داری، گرفتاریهای دیگر داری، بسته شدنهای دیگر داری، هر چه بستگی هست، انسان بنشیند استغفار بکند باز می‌شود.@

استغفار درست با همان محتوایی که در حمد داریم در استغفار توضیح دادم به بحث استغفار مراجعه کنید؛ «وَ مَن حَزَنَهُ اَمرٌ فَلْیَقُل لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اِلّا بِالله» هر کسی چیزی غمگینش کرد، کاری غمگینش کرد، با ذکر (لا حول و لا قوة الا بالله) غمش را برطرف بکند.@

در بحث غم ما حدود 79 ساعت غم را درس گفتیم، تمام شد، عوامل اعتقادی، اخلاقی، و عملی غم اینها را توضیح دادیم، که ما کجاها مشکلات اعتقادی غم می‌آورد و چطوری باید آن را برطرف کنیم، چه عوامل اعتقادی می‌تواند غم را برطرف کند، چه عوامل اخلاقی غم را برطرف می‌کند، و چه عوامل عملی غم را برطرف می‌کند.@

یک بحث هم در مورد خوراکیها و ارتباطات فیزیکی هست که غم‌زداست آنها را هم همه را درس دادیم، آنجا این نقش (لا حول و لا قوة الا) را مفصل توضیح دادیم، که (لا حول و لا قوة الا بالله) چطوری غمها را برطرف می‌کند.@

اعتراف بنده به اینکه خدایا من هیچ توانی برای برطرف کردن مشکلم ندارم همه توانها از توست، گفتن این، البته این (لا حول و لا قوة الا بالله) فقط کارش این نیست، حمد را دیدیم چقدر کارکرد داشت، حالا در روایت داریم تمام قدرت پیامبر، سرمایه پیامبر در مبعث در رسالتش (لا حول و لا قوة الا بالله) هست.@

حوقله به آن می‌گویند این را ما بعد از، باید بحث حمد، تسبیح، و لا حول و لا قوة الا بالله و صلوات، چون صلوات را کردیم دیگر اردو نخواهیم داشت، و شکر را هم که گذشت، ما بعد از تحمید، تسبیح را داریم، برسیم به لا حول و لا قوة الا بالله، به آن حوقله می‌گویند.@

یعنی لا حول و لا قوة الا بالله گفتن که آن اردوی خودش را می‌خواهد مثل تسبیح، این حوقله یک کارگاه می‌خواهد، این را یاد بگیرید که حوقله خیلی کاربرد دارد، آنهایی که ضعف جسمی دارند، مثلاً خانم هست باردار است، خانمی هست در خانه نمی‌تواند کارها را انجام بدهد.@

مریض شده، یا یک کسی دانش‌آموز است مریض شده، یک کسی سرباز است، یک کسی کار بدنی دارد نمی‌کشد، با این از قدرتهای غیبی استفاده می‌کند، می‌بینی چقدر توان دارد، چقدر قدرت دارد، برای انسان این ذکر خیلی توان دارد.@

پس فقط مخصوص برطرف کردن غم نیست، بلکه حول و قوه برای انسان می‌آورد، مثلاً یک کسی می‌خواهد حریف خودش بشود نمی‌شود، زورش به خودش نمی‌رسد، می‌خواهد فرزندش را تربیت بکند، بچه تخس است اذیت می‌کند، قلدری می‌کند، باید از خدا کمک بگیرد، ذکر (لا حول و لا قوة الا بالله) اینها خیلی کمک می‌کند.@

در آنجایی که انسان کم می‌آورد خیلی کمک می‌کند، کلی دارم قواعدش را به شما می‌گویم، تا ان شاء الله برسیم به اصل این ذکر شریف؛ «مَنْ لَمْ يَحْمَدِ الله عَلَى مَا عَمِلَ مِنْ عَمَلٍ صَالِحٍ، وَحَمِدَ نَفْسَهُ، قَلَّ شُكْرُهُ وَحَبِطَ عَمَلُهُ» این خطرناک شد، هر کس بر کار نیکی که می‌کند خدا را سپاس نگذاشت، یا یک کاری شما خدا موفقت کرده شکر کن، از هر کار قشنگ، یعنی شما دایره را وسیع بگیرید تا خدا به شما وسیع بگیرید.@

یک مسواک زدی عمل صالحی هست بعدش بگو الحمد لله رب العالمین، یک آب زدی صورتت بگو الحمد لله رب العالمین، یک حمام رفتی الحمد لله، اصلاً حمام می‌روید دعا داریم، انسان توالت می‌رود یک عمل صالح است این حمد دارد، انسان تخلی که می‌کند در این موارد 24 گانه هم داریم، هنگام تخلی حمد خدا را به جا بیاورد.@

جلوی آینه می‌روید یک عمل صالح است انشاءالله برای گناه نباشد، برای خودنمایی نباشد حمد خدا را به جا بیاورید، هر عمل صالح، کمک به پدرت کردی، بعضیها کمک به پدر و مادرشان می‌کنند، پدر و مادر آنها را برای کاری دعوت می‌کنند، اینها عصبانی هستند، با عصبانیت کار انجام می‌دهند، با ناراحتی انجام می‌دهند، با نارضایتی انجام می‌دهند، با نق و غر انجام می‌دهند، این کار را ضایع می‌کند، عمل را خراب می‌کند.@

برای مادرت، مادرت مریض است، پدرت مریض است، مادربزرگ مریض است، پدربزرگ مریض است، حالا از تو خواسته چند روزی پیش او باشی دعوتت کردند به یک عمل صالح نق و غر نزن، که حالا الان، پدر خانم، مادر خانم الان به شما نیاز دارد، می‌توانی کاری بکنی، پدرشوهر، مادرشوهر، خانواده همسر، احتیاج دارند به یک کاری، از این کار بخل نکن.@

چون بخل بکنی از داخل خدا رزق را می‌بندد انسان را گرفتار می‌کند، یعنی انواع نکبتها سراغ انسان می‌آید، خانواده همسر در روایت داریم، پدر و مادر همسر مثل پدر و مادر خودمان هستند «أَبٌ یُزَّوِجُک» پس حرمتشان را داشته باش.@

برادران همسرت را مثل برادر خودت گرامی بدار، احترام بگذار، نمی‌گوید به اندازه آن دوست داشته باش، چون میل است، میل که دست انسان نیست، دوست داشتن است، اما به اندازۀ آنها باید ظهور داشته باشد، احترام بگذار، گرفتاری دارد، کاری می‌توانی انجام بدهی، انجام بده.@

خواهر همسر، یا اقوام او کاری دارند، توقع دارد نگذار شرمنده بشود، خجالت‌زده بشود جلوی تو، اگر یک توقعی هست و تو هم می‌توانی کاری بکنی رزق را نبند، نق و غر نزن، این کار خیری که برایت پیش می‌آید انجامش بده، خیرهای خوبی نصیبت می‌شود.@

بطیء نباش، تنبل نباش، خدا را هم شکر کن، حالا اخلاق خوب داری، خدا به تو نعمت صبر داده، نعمت خوش‌اخلاقی داده، نعمت حوصله داده، نعمت مهربانی داده، نعمت کرامت داده است، خدا را سپاس بگذار، بگو خدا را شکر که به من این شجاعت، این قدرت، این توان را دادی.@

می‌گوید اگر پولی را رد کردی دستت را ببوس خدا را شکر کن، چون دستت به دست خدا خورده، دستت را برای این ببوس که قطعاً دستت به دست خدا خورده، دستت را ببوس، بعد خدایا شکر که من توانستم دست کنم در جیبم این را در بیاورم بدهم برود.@

در روایت داریم وقتی می‌خواهد بدهد 70 تا شیطانک به دست آدم می‌چسبند، شیطانک یعنی چی؟ یعنی حمله‌های فکری که شیطان به انسان می‌کند، پس خدا را شکر که من توانستم این کار را بکنم، خدا را شکر این گناه را نکردم، خدا را شکر نزدیک بود آلوده بشوم، این گناه را نکردم، نه اینکه ببین چقدر قوی بودم گناه نکردم.@

می‌فرماید «وَحَمِدَ نَفْسَهُ» خودش را یک کسی حمد بکند، این خوب نیست، خودت را حمد نکن، من بودم این کار را کردم، این کارهای خیر را من انجام دادم، به محض اینکه خودت را دیدی، می‌فرماید «قَلَّ شُكْرُهُ» این آدم شکرش کم است.@

آن عمل صالحش هم از بین می‌رود، خیلی زور دارد «وَحَبِطَ عَمَلُهُ» عملش ضایع می‌شود، عملش حبط می‌شود، یک موقعی یک عمل انسان ده سال طول می‌کشد، ده سالت حبط می‌شود، بیست سال طول می‌کشد، بیست سال کنار می‌رود.@

پس کاری داری می‌کنی، شکر خدا را به جا بیاور راضی باش به کاری که خدا سر راهت گذاشته تا نعمتت افزایش پیدا بکند، «إِنَّ لِشِيطانِ لَمَةً بِابْنِ آدَم وَ الْمَلِکَ لَمَة» هم شیطان و هم فرشته یک لمّه برای انسان دارند، یعنی چی؟ یعنی همیشه برای انسان القاء فکر می‌کنند.@

نصف شب از خواب بلند شدی سر حال هم هستی درد هم نداری، مشکل نداری، فرشته سریع می‌گوید، بلند بشو نماز بخوان، بلند بشو عبادت بکن، به تو پیشنهاد می‌دهد، در روز هزار جور به ما الهام کار خیر می‌شود، نسبت به پدر، مادر، همسر، فرزند، اطرافیان، مردم، فقرا، نسبت به امام زمان، نسبت به اهل بیت، در رابطه با خدا.@

تمام آن موقعهایی که شما می‌گویید من بروم حرم چه کسی پیشنهاد می‌دهد؟ فرشته‌ها از طرف خدا، خدا می‌گوید برو به این بنده من پیشنهاد بده حرم برود، پیام می‌فرستد، اگر یک کسی به شما پیامک داد گفت من دلم برای شما تنگ شده می‌خواهم شما را ببینم، دوستت، کسی، عزیزی می‌گویی این پیام داده می‌خواهد من را ببیند دلش تنگ شده.@

پیامک خدا همینطوری است، با القاء، لمّه یعنی بلند بشوم بروم حضرت عبدالعظیم، بعدش که کوتاهی بکنی، تنبلی بکنی، پشت سر بیندازی خوب نیست، پشت گوش نینداز، کوتاهی نکن، در دلم افتاد صدایم کردند، یک پیام به من رسید بلند بشوم بروم، دیگر به توجیه نرسان، به کار دیگری نرسان.@

«فَاِمّا لَمَّةُ الشِّيْطان فَاِيعادُ بِالشَّر وَ تَکْذيبٌ بِالْحَقّ» شیطان القائش چیست؟ اینکه وعده‌های بد و منفی به آدم می‌دهد، یعنی دائماً نکند اینطوری بشود، اینطوری می‌‌شود، تو اگر این کار را بکنی اینطوری می‌شود، یکسره انسان می‌خواهد کارهای خیر انجام بدهد، همینطوری یکسره القاء می‌کند که تصادف می‌شود، فلانی می‌میرد، الان دعوا می‌شود، الان می‌شکند، یکسره همینطوری.@

شجاعت، قدرت، توکل، را از انسان می‌گیرد، یعنی انسان می‌شود، یک آدم ترسوی، بزدلی که بینهایت استعدادش را در این ترسها ضایع می‌کند، همیشه تلخ می‌گوید، یعنی همیشه خبرهای بد می‌دهد، الان این دارو را نخوری این را بخوری می‌میری، می‌ترساند.@

می‌خواهد طرف درمان بکند، او را می‌ترساند، بعد سرطان می‌گیرد، من آدم داشتم می‌شناختم، می‌ترسید دارو بخورد، حالا همین داروی گیاهی، نکند اینطوری بشود، دکتر می‌گفت من تضمین می‌کنم، شما بخور حالت خوب می‌شود مُرد.@

من سرطانی می‌شناختم دکتر گفت من تضمین می‌کنم استاد که این اگر این دستورالعمل من را رعایت بکند تومور مغزی داشت، گفت اگر این دستورالعمل من را رعایت بکند حتماً نجات پیدا می‌کند من چندین نفر را همینطوری نجات دادم.@

به گفتم این دستورالعمل دکتر بخور، زورشان می‌آید، همین تنبلی، بی‌حوصلگی، ترس، وعده شر اینطوری شیطان می‌دهد، منفی‌بافی نسبت به همه آدمها، بدبینی، شیطان کارش این است، شرّ، تمام افکار کثیف، پلید، شرّ.@

فلانی فلان کار را کرد فلان قصد را داشت، همین بدبینی، سوءظن، فلان قصد را داشت این کار را کرد، نه اینطوری کرد این منظور را داشت، یعنی هر چی پیامهای غصه‌آور و نکبت‌آور هست در دل آدم می‌ریزد، بعد می‌بینی که این اتفاق نمی‌افتد.@

من یک آدم می‌شناختم 12 سال مریض بود، مریضی روحی ـ روانی شدید، چون فکر می‌کرد می‌میرد، فردا می‌میرد، یک موقع آمد پیش من گفت اینطوری هستم، گفتم این 12 سال مُردی، هر دفعه فکر کردی می‌میری، کو، الحمد لله خوب شد، این داستانی که من برایش صحبت کردم مال 30 سال پیش بوده الان ماشاء الله خیلی خوب است.@

شیطان آدم را اینطوری «وَ تَکْذيبٌ بِالْحَقّ» این خیلی خطرناک است، انسان حق را تکذیب بکند، آنچه که حق هست را جلویش بایستد، پوست کلفتی بکند، زیرش بزند، استکبار شیطانی داشته باشد در مقابل دستورات الهی، تکبر، تبختر داشته باشد در مقابل واجبات الهی، در مقابل عوامل الهی یا نواهی الهی.@

کم هم نداریم اطرافمان اصلاً دین خدا را مسخره می‌کنند، با رفتارهایشان مسخره می‌کنند، نماز را مسخره می‌کنند، حجاب را مسخره می‌کنند، غیرت را مسخره می‌کنند، این تکذیب حق است، شما نگاه کنید، یک فیلم لاتاری ساخته شد، فیلمهایی که در آن پر از بی‌حیایی و کثافت و بی‌غیرتی و بی‌ناموسی بود اینها را تأیید می‌کردند.@

یک فیلم در مقابل همه این فیلمهای مزخرفی که در این جمهوری اسلامی تأیید شده بود پخش شده بود یک فیلم ایستاد یک ذره راجع به غیرت مردم نسبت به ناموسشان، تأییدش نکردند اصلاً هیئت داوران نیاوردنش برای اینکه راجع به آن نظر بدهند، به بهانه‌های مختلف.@

تکذیب حق یعنی این، یعنی غیرت را ما در جامعه تکذیب بکنیم، حیا را تکذیب بکنیم، اینها مصائبی هست که الان وجود دارد، زیاد است، «وَ اَمّا لَمَّةُ الْمَلِک» ملک چکار می‌کند؟ القاء می کند، «فَاِيعادُ بِالْخَيْر» وعده‌های خوب می‌دهد، انشاءالله می‌شود، انشاءالله خیر است، انشاءالله درست می‌شود، امیدت به خدا باشد، خدا بزرگ است، به حول و قوه الهی می‌شود.@

«مَنْ طَلَبَ شَيْئاً نَالَهُ أَوْ بَعْضَهُ» امیرالمؤمنین فرمود هر کس چیزی را بخواهد به همه‌اش یا به بعضیش می‌رسد انشاء الله ما به بعضیش هم برسیم خوب است مدام امید دارد، فرشته دائماً به انسان قدرت، انرژی‌های مثبت می‌دهد، که انسان کارهای بزرگ بکند، انسان یادتان نرود، انسان خلیفه خدا روی زمین است.@

با تکیه بر خدا هر معجزه‌ای را این آدم می‌تواند تحقق بدهد، موسی (علیه السّلام) وقتی فرعون تعقیبش کرده، پشتش ایستاده می‌خواهد او را بگیرد از این طرف هم روبرویش آب و دریاست، اصحابش گفتند «فَاِنَّا لَمُدْرَكُونَ» ما گرفتار شدیم الان همه ما را دستگیر می‌کنند.@

موسی فرمود «إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ» من یک خدا دارم، یک رب دارم خودش ما را هدایت می‌کند، اگر انسان این را دید، راه باز می‌شود، ما اینقدر شبهای عملیات در جبهه از این چیزها دیدیم که نگو، اینقدر ما این چیزها را دیدم که حد ندارد یعنی چیزهایی که صد در صد نشدنی بوده انجام شده.@

ما یک رفیقی داشتیم، هر وقت می‌رفتیم یک جایی گیر می‌کردیم می‌گفت چیه محمد چیه، می‌گفتم هیچی اینطوری، (اللهم صل علی محمد و آله محمد) اسم اعظم است، ما در آن کتاب صلوات گفتیم صلوات ذکر اعظم، صلوات همه کاری می‌کند، همیشه صلوات می‌فرستاد، همیشه هم یک کاری برطرف می‌‌شد.@

یکبار در یک برهوتی ما گیر کرده بودیم، باور کنید شما چشم می‌انداختی هیچ موجودی یک حیوان هم نمی‌دیدی، یک گیاه هم نمی‌دیدی، گفتیم چکار کنیم، گفت الان من یک صلوات می‌فرستم، هیچی یک صلوات فرستاد، دیدیم یک ماشین رسید، خدایا این از کجا آمد، یک ماشین آمد ما را سوار کرد برد به مقصد رساند.@

فرشته همیشه همینطوری است مثبت، چیزهای خوب، خیر، قشنگ، شادی آرامش، شیطان غصه می‌دهد، ترس به آدم می‌دهد، هر وقت پیامی در ذهنت آمد در دل شما ترس و اضطراب ایجاد کرد مال شیطان است، باید به آن اهمیت ندهید.@

«وَ تَصْدِيقٌ بِالْحَقّ» فرشته دل آدم را نرم می‌کند، تصدیق می‌آورد، اینکه در آن آیه قرآن ایرانیان را آنگونه ستودند، و چندین آیه در مورد ایرانیها دارد که می‌گوید «ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ» ایرانیان مثل شما نیستند، بعد در توصیفش پیغمبر می‌گوید، چون ایرانیها نرمی زیادی دارند «أَفْضَلُ النّاس یَقیناً أَهلُ الْفارس» بالاترین مردم از نظر یقین ایرانیان هستند.@

می‌گوید سلام من را به برادرانم برسانید، می‌گویند ما مگر برادران شما نیستیم یا رسول الله؟ می‌فرماید نه شما اصحاب من هستید «إِخوانی» برادران من کسانی هستند که «لَمْ یَرَون» من را ندیدند، اوصیاء من را هم ندیدند ولی به نوشته سیاه روی کاغذ سفید ایمان می‌آورند.@

بعد توصیفشان می‌کند، بعد می‌گوید «أَنَا إِلَیْهِم بِالْأَشْواق» من خیلی شوق دارم این ایرانیان را بببینم، نرمی که این مردم در مقابل امام زمان و اهل بیت و دین خدا دارند، باوری که اینها دارند، این مادران شهدا، خانواده شهدا، رزمندگان، در این عصر که همه فکر می‌کردند آنهایی که زمان جنگ رفتند جنگیدند دیگر از این آدمها گیر نمی‌آید.@

به خدا چند برابر آنها ما از این آدمها داریم الان و ساخته شدند، بیشتر از و بهتر از آنهایی که زمان جنگ رفتند، یقین، می‌گوید من مشتاق این آدمها هستند که اینقدر یقین دارند، اینقدر نرم هستند، اینقدر پذیرششان قشنگ است نسبت به خدا، غیب، اهل بیت.@

همین معارف را اگر جای دیگر کسی بخواهد بگوید، نمی‌شود، به شیرینی و به راحتی نمی‌پذیرند، آن چیزهایی که الان شما می‌پذیرید اگر بخواهیم به خیلی از مردم جای دیگر جهان بگوییم سالها طول می‌کشد تا اینها در فهم اینها برود.@

«فَمَن وَجَدَ ذلِکَ فَلْيَعْلَم اَنَّهُ مِنَ الله» هر کس همچین چیزی را در خودش دید بداند این مال خداست «فَلْيَحْمَدِ الله» خدا را شکر بکند «وَ مَنْ وَجَدَ الْاُخري فَالْيَتَعَوَّذ بِالله مِنَ الشِّيطان» اگر در خودش آن صفتهای دیگری را دید، صفتهای دیگری: ترس، اضطراب، شک، افکار منفی، بد، بدبینی، بد برداشتن، شما منظورتان این بود.@

حالا هر چی طرف می‌گوید به خدا ما همچین منظوری نداشتیم، نه شما منظور بد داشتید، شما اصلاً با من بد هستی، شما اصلاً با من سر ناسازگاری داری، شما بد من را می‌خواهی، یک آدمی که یکسره افکار دیگران را اینطوری تحلیل می‌کند.@

یک آدمی که وقتی یک نفر به او می‌گوید من منظوری نداشتم می‌گوید تو منظور داشتی مریض است، صد در صد مریض است، به حضرت گفتند بد بد بد کیست؟ حضرت فرمود بد بد بد کسی است که وقتی یک نفر برایش توضیح می‌دهد یا عذر می‌خواهد قبول نمی‌کند این بد بد بد می‌شود.@

نه آقا من قصد بدی ندارم داستان این است، باز می‌بینی طرف راضی نمی‌شود، اصلاً ذهنش پلیسی است، ذهنش منفی‌بردار است، یعنی هر چی می‌بیند مدام منفی برمی‌دارد، امام صادق از آبا و اجداد طاهرینش از رسول اکرم (صلی الله علیهم اجمعین) «مَنْ أَحَبَّنا أَهلَ الْبَیت فَلْیَحْمَدِ اللهُ عَلى أَوَّلِ النِّعَم» پیامبر (ص) فرمود: هر کس ما اهل بیت را دوست داشته باشد پس باید خدا را شکر بکند به نخستین نعمت.@

«قال: یا رَسولَ الله، وَ ما أَوَّلُ النِّعَم ؟» اولین نعمت چیست؟ فرمود «طیب الْوِلادَة» پاکی ولادت، حلالزادگی، این علامت پاکی ولادت هست «إِنَّهُ لا یُحِبُّنا أهل البیت إِلاّ مَن طابَ مَولُدُه» هیچ کس ما را دوست ندارد مگر اینکه مولدش حلال‌زاده است، مولدش پاک است.@

عمومی دارد می‌گوید، نمی‌گوید اگر یک کسی حلال‌زاده نباشد، ما امیرالمؤمنین داشتیم زنازاده تربیت کرده رفته شهید شده، عام را دقت کنید این را، خیلی باید خدا را شکر بکنیم، در جامعه کبیره چه می‌خوانید که خدا مودت شما را چی برای ما قرار داده «طِيبا لِخَلْقِنَا وَ طَهَارَةً لِأَنْفُسِنَا» خدا این محبت شما را علامت پاکی خلق ما و موجب پاکی نفوس ما قرار داده.@

«بِكُمْ عَلَّمَنَا اللهُ مَعَالِمَ دِينِنَا وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا» خدا به وسیله شما اهل بیت معارف و معالم را نصیب ما کرد، ما در این اردو مهمان اهل بیت بودیم، «وَ أَصْلَحَ مَا كَانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيَانَا» هر چه در دنیا فساد از ما سر بزند گذشتگان ما با محبت و موالات اهل بیت همه اصلاح می‌شود.@

چه مژده‌ای از این بالاتر، یعنی این عشق چنان سوزان هست که هر چی جهنم، و گناه و پلیدی هست می‌سوزاند، آدم اگر یک کسی را خیلی دوست داشته باشد از او کینه به دل نمی‌گیرد، حتی اگر او به او بدی بکند، دیدید پدر و مادر کینه می‌گیرند؟ نه کینه نمی‌گیرند.@

عشق که باشد انسان مشمول مغفرت هست (لیلی از مجنون بسی مجنون‌تر است) اهل بیت محبتشان به ما خیلی خیلی بیشتر از محبت ما به اهل بیت است، لذا اگر ما درست رفتار بکنیم، حالا یک لغزش‌هایی افت و خیزهای در عمرمان داشته باشیم همه را پاک می‌کند، انسان باید شکر بکند خدا را به این طیب ولادت.@

دیگر نعمتی از این بالاتر سلامت نوزاد، فرمود علی بن الحسین امام سجاد هر وقت به او بشارت می‌دادند به یک فرزندی سؤال نمی‌کرد دختر است یا پسر، سؤال می‌کرد «أَسَویٌ» سالم است «فَاِذا کانَ سَویّاً» اگر می‌گفتند سالم است «قالَ:الْحَمْدُ لِله الَّذی لَمْ یَخْلُقهُ مُشَوَّهاً» خدا را شکر که از من فرزند معیوبی متولد نشد این سپاس را به جا می‌آوردند.@

هنگام بلا امام صادق (علیه السّلام) «مَنِ اشْتَکی لَیْلَةً فَقَبِلَها بِقَبُولِها وَ أَدّی إِلَی اللهِ شُکْرَها کانَت کَعِبادَةِ سِتینَ سَنَة قالَ أَبی: فَقُلْتَ لَهُ: ما قَبُولِها قالَ یَصْبِرُ عَلَیْها وَ لا یُخْبِرُ بِما کانَ فیها فَإِذا أَصْبَحَ حَمْدَ الله عَلی ما کان».@

هر کس شب یک مریضی پیدا بکند، شب دردی داشته باشد «فَقَبِلَها بِقَبُولِها» یعنی قبول کرده باشد این درد را، امشب درد دارم، سردرد دارم، گرفتاری دارم، یک موقع هست این درد ظاهر می‌شود، عمقش معلوم نیست، جهاتش معلوم نیست، همه را رو نکن، زیاد بقیه را مضطرب نکن، گاهی وقتها البته نمی‌شود کاری کرد معلوم است.@

«وَ أَدّی إِلَی اللهِ شُکْرَها» شکرش را به جا بیاورد مثل این هست چه خدایی کریم یعنی این می‌گوید «کانَت کَعِبادَةِ سِتینَ سَنَة» مثل عبادت 60 سال است این برای ما، مریضیت را به کسی نگو، دیشب درد داشتی نگو، طرف یکبار نمی‌تواند سحری بخورد همه عالم می‌فهمند این بی‌سحری روزه گرفته، به همه خبر می‌دهد.@

«قالَ أَبی» پدرم گفت «فَقُلْتَ لَهُ: ما قَبُولِها قالَ یَصْبِرُ عَلَیْها» قبول یعنی چی؟ فرمود صبر بکند به این مریضی، به این درد صبر بکند، «وَ لا یُخْبِرُ بِما کانَ فیها» کسی را خبر نکند، به کسی خبر ندهد.@

«فَإِذا أَصْبَحَ» اگر یک همچین کاری کرد صبح شد، «حَمْدَ الله عَلی ما کان» شکر خدا را به جا بیاورد، اگر شکر خدا را به جا آورد که من دیشب، یک سردردی، یک چشم دردی، یک دست دردی، یک پا دردی داشتم به هیچ کس هم نگفتم حالا صبح بلند شده 60 سال عبادت است.@

ببین زندگی چقدر شیرین می‌شود در دردها با شکر، از یک شب درد 60 سال عبادت، این 60 سال عبادت وقتی در برزخ می‌رود بعداً می‌فهمید یعنی چی، 60 سال عبادت قبول شده در برزخ می‌رود، 60 سال عبادتی که خدا آن را پذیرفته می‌رود در برزخ ذخیره می‌شود با یک شب مریضی.@

برای همه ما پیش آمده مجبور هستیم چند شب بیمارستان بخوابیم، چنان کولی بازی در می‌آورد که نگو، قرار است مثلاً این بیمارستان بخوابد، نمی‌رود، همه را اذیت می‌کند، همه را نگران می‌کند، من نمی‌خواهم بیمارستان بخوابم، آدم بزرگ، بی‌تابی می‌کند، الان یک زمینه عبادت برایت پیش آمده تحمل کن.@

و هر بلای دیگری که بیاید انسان حمد الهی را به جا بیاورد آن را بپذیرد و شکر خدا را انجام بدهد، هنگام دیدن فرد مبتلا از نبی اکرم هست «إِذا رَأَیْتُم أَهْلَ الْبَلاء فَاحْمَدُ الله وَ لا تُسْمِعُهُم فَإِنَّ ذلِکَ یَحْزُنُهُم» هر وقت یک اهل مصیبت را دیدید خدا را به سلامت خودتان سپاس بگذارید، به خاطر عافیتی که به شما داده اما طوری که آنها نشنوند زیرا این کار آنها را غمگین می‌کند یعنی دل کسی را نشکن.@

یک فرمانده‌ای داشتیم خیلی باصفا بود یک نیروی خدماتی در پادگان داشتیم، این خیلی از دست زنش شاکی بود، می‌آمد می‌گفت زنم خیلی اذیتم می‌کند، بداخلاق است، این فرمانده دیدی این را چطوری باید آرامش بکند، گفت ببین فکر کردی این ریشها چطوری سفید شده، من هم زنم اینه نگاه کن ریش‌هایم را سفید کرده.@

همه همینطور هستند، مدام به او دلداری می‌داد، نه اینکه وقتی اینطوری می‌گوید، بگوییم آخ آخ برای تو بمیرم، نه من الحمد لله زنم فرشته است، من صد رحمت بچه من اینطوری است، شوهر من الهی قربانش بروم، این که کار نشد، تو باید به طرف دلداری بدهی.@

ولی در دلت فرمودند سه بار بگویید «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَافَانِی مِمَّا ابْتَلَاکَ بِهِ وَ لَو شاءَ فَعَلَ» خدا را شکر از اینکه من را از آنچه تو را به آن مبتلا کرده به من عافیت داده «وَ لَو شاءَ فَعَلَ» خدا می‌توانست با من هم این کار را بکند.@

یک گرفتار، یک اهل معصیت می‌بینید، گرفتاریهای معصیتها بدتر است، نه گرفتاریهای ظاهری، مریض است آدم خودش هم مریض می‌شود، مریضی در فرهنگ الهی درجه است، مقام است، در روایت داریم خداوند مؤمن را چون دوست دارد هر 40 روز یکبار یک بلایی سرش می‌آورد، بالاخره باید تسویه بشود.@

«مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ کُلُ بَدَنٍ لَا یُصَابُ فِی کُلِ أَرْبَعِینَ یَوْماً» لعنت بر آن بدن، لعنت بر آن بدنی که هر 40 روز یکبار مریض نمی‌شود، مریضی هست، معلولیت، مریض بودن، سرطان داشتن، امام را شما نگاه کنید، ده سال آخر عمرش سرطان گرفتارش کرد.@

در روایت داریم امام سجاد می‌گوید خداوند وقتی می‌خواهد حظ یک مؤمن را لذتش را در آخرت بالا ببرد در دولت باطل دنیا مریضش می‌کند، حالا مبتلا شدی، یک کسی مبتلاست خدا را شکر کن، یا نه ابتلائات اخلاقی بدتر است، منافق است، بداخلاق است، حسود است، بدبین است، تنگ‌نظر است، خسیس است، بخیل است اینها خیلی خطرناک است.@

نسبت به دین خدا لجباز است، منافق است، مؤمن نیست، فاسق است، اینها را آدم باید ببیند، خدا را شکر که من اینطوری نیستم، خدایا من از تو دارم من اینطوری نیستم، اگر نه من هم می‌توانستم اینطوری باشم، «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی عَافَانِی مِمَّا ابْتَلَاکَ بِهِ وَ لَو شاءَ فَعَلَ» سه مرتبه.@

هنگام دیدن جنازه این هم فوق‌العاده است، امام زین‌العابدین هر گاه می‌دید که جنازه‌ای را می‌آورند، می‌فرمودند سپاس خدایی را که من را از زمرۀ نابودشدگان قرار نداد یعنی من وقت دارم هنوز توبه کنم، جبران کنم، اگر الان من جای این جنازه بودم چه می‌شد، اگر من جای فلانی مرده بودم چه می‌شد.@

طرف خواهر کوچکش، برادر کوچکتر از خودش زودتر رفته، تا انسان خبری شنید، جنازه‌ای را دید بگوید این برای من هم هست، ولی من الان زنده هستم، چه موقع آدم این را خوب می‌فهمد؟ متأسفانه آدم دیر می‌فهمد، وقتی نوبتش رسیده دیگر دیر است.@

ای کاش من 5 دقیقه، 10 دقیقه نیم ساعت وقت داشته باشم، حتی گفتم وقتی به بهشت می‌رود می‌گوید ای کاش 5 دقیقه وقت دنیاییها را من داشتم، بهشتیان حسرت 5 دقیقه وقت شما را می‌خورند.@

برای همین یکی از مواقع حمد از خواب بیدار شدن است در همین بحثهایمان هم هست، انسان وقتی از خواب بلند می‌شود بگوید «اَلْحَمْدُ ِللهِ الَّذِي اَحْيانِي بَعدَ مَا اَماتَنِي» خدایا شکر که من را احیا کرد بعد از آنکه میرانده بود، انسان در خواب می‌میرد، من زنده شدم حالا الان فرصت دارم روز از نو روزی از نو.@

بلند بشوم یک روز خوب داشته باشم نه اینکه دوباره به همان سیره خودم عمل بکنم، این از خواب بیدار شدنها خیلی مهم است، برای همین وقتی یک کسی مُرد به خدا می‌گوید «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ» خدایا من را برگردان اعمال صالحی را که ترک کردم انجام بدهم کلمه‌ای که به سگها می‌گویند به این می‌گویند خیلی حرف است.@

برای بعضیها البته، برای بعضیها هم می‌گویند «كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها» حرف مفت می‌زنی، حرف مفت نزن، این همه سال از خواب بیدارت کردم، این همه سال می‌خواستی بمیری، تصادف بوده، سقوط بوده، نجاتت دادم، هزاران بار از مرگ نجاتت دادم.@

قبلیها را ببین با همین حوادث شبیه حوادث شما مردند تو چرا نمردی، حالا الان می‌گویی من را برگردان دیگر نه، هنگام اندوه: از امام علی (علیه السّلام) «عَلَّمَنی رسول الله (ص) إِذا نَزَلَ بي كَرْبٌ أَنْ أَقُولَ : لا إِلهَ إَلَّا اللهُ الْحَليمُ الْكَريم سَبْحانَ اللهِ وَتَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيم وَ الْحَمدُ للهِ رَبِّ الْعالمَين».@

پیامبر خدا مرا آموخت که هر گاه من را اندوهی می‌رسد بگویم «لا إِلهَ إَلَّا اللهُ الْحَليمُ الْكَريم سَبْحانَ اللهِ وَتَبارَكَ اللهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيم وَ الْحَمدُ للهِ رَبِّ الْعالمَين» این را بگویید که غمهایتان برطرف بشود.@

پیش از طلوع و غروب خورشید، سلامت نوزاد، هنگام دیدن فرد مبتلا گفتیم، خوشی و ناخوشی، وارد شدن به مسجد، بعد از نماز، بعد از فاتح در نماز، وقتی گفتی «والضالین» می‌گویی «الحمد لله رب العالمین» آغاز کلام، بعد از خوردن و آشامیدن.@

هنگام خوابیدن، هنگام بیداری، هنگام دیدن خواب خوش، بعد از عطسه، هنگام پوشیدن لباس نو، هنگام نگاه کردن در آینه، هنگام تخلی، هنگام افطار، هنگام اجابت دعا، هنگام سخنرانی، هنگام استفاده از بخور و عطر، و یک فرمول کلی در هر کار مهمی، در هر کاری انسان حمد الهی را به جا بیاورد.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@