أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
داشتیم دربارۀ آثار حمد از خطبۀ اول صحیفه مطالبی را عرض میکردیم، چند تا حمد را حضرت انجام دادند یعنی خدا را سپاس گذاشتند بر چی؟ بر معرفت رب، الهام شکر، باز شدن ابواب علم به ربوبیت الهی، و راهنمایی به اخلاص در توحید و دور بودن از الحاد و شک در کارهای خدا.@
اینها چیزهای بسیار گرانقیمتی است که در حیات انسانی جزء ارکان حیات انسانی است، ارکان بهشت و بالاتر از بهشت و حیات انسانی است، و خیلی هم دقیق و ریاضی طراحی شده، معرفت الله، الهام شکر، علم به ابواب ربوبیت الهی، و اخلاص در توحید، و دوری از الحاد و شک.@
انسان باید برای اینها خدا را شکر بکند اگر نصیبش شد، اگر نشده یعنی باید به سراغش باید برود، یعنی قیمت و ارزشش اینها هست، باید سراغ اینها برود، حالا از اینجا میخواهد برود روی قضای حمد، آثار حمد میفرماید: «حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فِیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ» این آثار حمد است، من تو را یک حمدی میکنم ای خدا، چون قبلش موضوعات حمد معرفتی بود.@
یک کسی که با این درجه از معرفت حمد را به جا بیاورد این حمد آثارش را دقت کنید با انسان چکار میکند، مقدمات کیفیت حمد را حضرت دارد بیان میکند، که یک حمدی که حمد باشد، کیفیتدار باشد، یعنی حمدی که نفسی باشد، قلبی باشد، روحی باشد و سرّی، این حمدها را گفتیم.@
از مرحله زبانی و بدنی خارج بشود برسد به نفسی و قلبی و روحی و سرّی، وقتی که کیفیت یک حمد بالا میرود و محتوای حمد اینهایی که عرض کردیم، پنج مورد را حضرت ذکر کرد، حالا میگوید یک حمدی تو را به جا میآورم، که این حمد من را در زمرۀ شاکرین قرار بدهد، بتوانم به درجه شاکرین برسم.@
شاکرین درجهشان چه بود؟ اینکه بدون حساب وارد بهشت میشوند، روز قیامت صدایشان میکنند، میگویند این شاکرین بیایند بروند، شاکرین آنجا معطلی ندارند، در جمعیت صدایشان میکنند، «قلیلاً» پیغمبر فرمود شاکرین قلیل هستند، کسانی که در شادیها و سختیها شکر خدا را به جا میآورند، هم شادیها، هم سختیها، خوشیها و ناخوشیها.@
میگوید اینها را جدا میکنند، میگوید شما بیایید بروید به کارتان برسید شاکر را، بقیه باید آنجا حساب پس بدهند، شاکر حساب پس نمیدهد، شاکر ضایعکننده نعمت نیست، چون دائماً نعمت را میبیند از آن استفاده میکند، با مراتب خودش.@
یکی از مراتب شکر این بود که انسان نعمتهای خدا را در معصیت خدا استفاده نکند، گناه نکند، معصیت نکند، چیزی که خدا به او داده به آلودگی به گناه نکشاند، نعمتهای الهی را، الان شما نگاه کنید یک کسی مرد و زن، یک جمالی دارد، یک چیزی دارد میبینید این را در تلگرام به رخ همه میکشاند.@
خانم مسلمان شیعه سر باز عکس میگیرد نه به عنوان پروفایل برای این و آن میفرستد، این عکسی که تو از خودت میگیری، آدم اینقدر خودشیفته، عکس گرفته فرستاده که ببین من قیافهام چطوری است، ببین من با این لباس چطوری هستم، تو نمیفهمی این عکس را میلیونها نامحرم آن را میبینند، دشمنانت این عکس را میبینند، در آمریکا و اسرائیل این عکس ضبط میشود.@
من صد بار به بچهها گفتم این تلفنهای اندرویدی تمامش جاسوسی است، خانمها در خانه کشف حجاب میکنند، این از شما عکس میگیرد، فیلمبرداری از شما میکند، فیلمش در سرور اصلی ارسال میشود، اینجا بیرون که میآیند طرف پوشیه میزند، میرود خانه کشف حجاب میکند، بعد جلوی دوربینها هم میایستد، این دوربین خاموشش هم دارد از شما فیلمبرداری میکند.@
بارها من گفتم و من دیدم عزیزانی که میدانند رعایت نمیکنند، میداند، با نیشخند رد میشوند، این عناد است، این لجبازی است، بیحیایی است، گستاخی است، تو میدانی نامحرم دارد تو را میبیند، دارد فیلمبرداری میکند، عکس نامحرمت را برمیداری میگذاری، فرستادم برای دوستم، به کسی ندادم، برای دوستت هم فرستاده باشی هیچ فرقی نمیکند.@
عکسبرداری بیحجاب با این دوربین مثل اینکه بایستی جلوی همه نامحرمان اصلاً کشف حجاب بکنی، این کار غلط است، با تلفن همراه نمیشود عکس سر باز گرفت، بگیری یعنی بیحیایی، یعنی عریان شدن جلوی همه نامحرمان، آن هم نه نامحرمان مسلمان و شیعه، نامحرمان دشمن، یهودی، نامحرمان دشمن.@
حالا شما میخواهی یک صحنه دلخراش نشان بدهی، این را نشان بده که یک اسرائیلی، یک آمریکایی حجاب از یک زن بردارد، برایش کشتار میکنیم، خون میریزیم، طرف دق میکند، بعد این خودش داوطلبانه دارد این کار را میکند.@
یک خانم مسلمان، یک خانم شیعه، داوطلبانه خودش، اندام خودش، زیبایی خودش را در معرض دید همه میگذارد، این کفران نعمت است، شکر نعمت نیست، خدا میگوید من به تو زیبایی دادم، به تو این را دادم که تو این را برداری ببری جلوی دید دشمن بریزی خودنمایی بکنی.@
اگر حمد با مراتبش به جا آورده بشود حالا ببینید چکار میکند، امام سجاد (علیه السّلام) غوغا کرده «حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فِیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ» یک حمدی که ما «نُعَمَّرُ» یعنی چی؟ یعنی من زندگی کنم در بین شاکرین، من در زمرۀ شاکرین باشم، این «نُعَمَّرُ» اینطوری معنا بشود خیلی قشنگ است.@
ببینید حمد با ما چه میکند «وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَی رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ» با این حمد من سبقت بگیرم، در بین کسانی که سبقت گرفتند به عفو و رضای خدا، میدانید یعنی چی؟ ما یک جایی احتیاج داریم خدا گناهانمان را عامل بدبختی ما قرار ندهد.@
به هر حال آدم معصیت میکند، کبیره، صغیره، فحشای باطنی، فحشای ظاهری، این مستوجب عذاب است، این شخص مستوجب تنبیه میشود، چون خدا هم بندگانش را دوست دارد به قول حضرت زهرا عذابشان را از دنیا شروع میکند که چیزی برای قبرشان نماند، اگر حجمش کم باشد خودش اینقدر گناه نکرده باشد.@
گناهان ما باعث میشود که ما در دنیا گرفتار بشویم، پس احتیاج به عفو داریم که گرفتار نشویم، گناهان ما ما را از چشم خدا و غیب و برزخ میاندازد، از چشم ملائکة الله میاندازد، پس احتیاج به مغفرت داریم که از چشمشان نیفتیم، مغفرت یعنی با من قهر نکن، نه تنها ببخش بلکه ندید بگیر.@
حالا اگر من بخواهم به این برسم، میتوانم بگویم الهی العفو، میتوانم بگویم استغفرالله، حضرت میفرماید «حَمداً نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَی رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ» مثل کسی بشوم که به سوی عفو و رضای الهی سبقت گرفته باشم، پیشی یعنی تو با حمد خودت را به عفو و مغفرت میرسانی.@
اگر یک کسی گفت شکراً لله، الحمد لله و فهمید دارد چه میگوید، با معرفت این را گفت، هم عفو نصیبش میشود، هم مغفرت نصیبش میشود، آن هم نه فقط عفو و مغفرت، بلکه سبقت در عفو و مغفرت هست، این خیلی مهم هست حمد این کار را با آدم میکند، الحمد لله فهم این مسئله آدم را به اینجا میرساند.@
حالا یکی اینکه گفتن آن با معرفت این کار را میکند، یک اینکه اثر ذاتی حمد این هست که جهنم را از اصلاً وجود انسان بیرون میکشد، وقتی که حمد به انسان بیکسی بدهد، دیگر مایه جهنم را برمیدارد، دیگر باید همه جهنمها مال کس بودن ما است.@
ما وقتی خودمان را کسی حساب کردیم، بدبخت میشویم، بیچاره میشویم، ناراحت میشویم، قهر میکنیم، کینه میگیریم، به ما برمیخورد، عصبی میشویم، زودرنجی داریم، طلاق میدهیم، طلاق میگیریم، تمامش مال این هست که ما خودمان را کسی میدانیم.@
عفو مایه جهنم و اصل سوزش است، آن سوخت جهنم را از وجود انسان بیرون میکشاند، حمد انسان را به یک موجود بهشتی تبدیل میکند، اصلاً چیزی برای سوختن ندارد، شما اگر چیزی برای سوختن نداشته باشی جهنم جذبی ندارد.@
وقتی میگویند از داخل جهنم رد بشوید، جهنم مثل آهنربا، فلزی که در آن آهن داشته باشد آهنربا جذبش میکند، اگر یک چیزی در آتش داشته باشی این آتش آن را میگیرد، یک آدمی که اهل حمد است، اهل شکر است، آن سوخت جهنمی از وجودش بیرون کشیده شده.@
یک آدمی که اهل رضاست، نق و غر ندارد، یکسره هوسهای دیگری ندارد، کاشکی من اینطوری بشوم، من دوست دارم این باشم، من دوست دارم آن باشم، حسرت کسی را نمیخورد، اصلاً خودش را با هیچ کس مقایسه نمیکند، این اصلاً سوخت جهنمی ندارد.@
یعنی وقتی که از صراط دارد رد میشود جهنم او را نمیگیرد، چون این آدمی بوده که با خود خدا عشق میکرده راضی بوده، با غیب راضی بوده، در دنیا حسرت هیچ کس را نخورده، مسابقه با هیچ کس نداشته، دوست نداشته اصلاً جای کسی باشد.@
بلکه اگر کسی هم چیزی داشته دلش برای او میسوخته نه اینکه بخواهد جا او باشد، دلش برای اینها میسوزد، میگوید این بیچارهها گرفتاری دارند، سوخت دارند، خدا نکند اینها میخواهند رد بشوند، بسوزند، دعایشان میکند، نه اینکه ای کاش من خانه این را داشته باشم، ای کاش من ماشین این را داشته باشم، ای کاش من وضع این را داشته باشم، اصلاً شاکر و راضی اینطوری نیست.@
شاکر و راضی به هیچ وجه اینقدر پر است از الله، از خدا، از غیب که اصلاً نمیخواهد کسی جای اینها را از او بگیرد، اینها را بدهد چه چیزی بگیرد، حکایت همان خادم امام صادق (علیه السّلام) هست که ثروتمندی زیرک بود، اهل معرفت بود، این خادم امام صادق روی مخش کار کرد، یک ذره گولش زد.@
خادم امام صادق (علیه السّلام) یعنی این غلام امام صادق (علیه السّلام) است گفت من نصف ثروتم را به تو میدهم اجازه بده من جای تو خادم امام باشم، وسوسهانگیز است، میگوید من از خادمی در میآیم خودم برای خودم آقا میشوم.@
این وسوسه بزرگی و آقایی خیلیها را بدبخت کرده، از خدمت انداخته، حضرت زهرا وقتی خدا به او میگوید هر چه میخواهی بخواه، میگوید این مشغولیت به خدمت تو من را از هر چیزی بینیاز کرده، این را حضرت میفهمد که در خدمت امام زمان بودند، در خدمت خدا بودن، بالاترین نعمت است، بالاترین مقام است، من دیگر چه میخواهم، چه احتیاجی دارم دنبال چه میگردم.@
این وسوسه میشود، این میآید به امام صادق هم میگوید، میآید به امام صادق میگوید، آقا یک همچین پیشنهادی به من شده چکار کنم؟ خدا و ائمه هم که میدانید اخلاقشان چطوری است، یک اخلاق بدی دارند، تا میگویی من میخواهم بروم میگوید برو، خوش آمدی.@
حضرت میگوید باشد میل خودتان میخواهید بروید، بروید، ناز دارند، همینطوری است که میریزد، از مدینه آمده تا کربلا اینقدر ناز کرده آقا چند هزار نفر رفتند، هر کس میخواهد برود برود، تازه شب عاشورا هم باز شب تنهاییش هست میبینی باز ناز میکند، میگوید فردا هر کس حقالناس به گردنش هست پیش من نیاید.@
اینقدر امام ناز دارد، چون اینها را میخواهد تا مقام خودش ببرد هر کس که نمیتواند تا مقام امام برود، ناز میکند، میگوید فقط آنهایی که خالص خالص هستند میتوانند با من تا مقام من بیایند، امام زمان هم الان همینطوری است، همین امام زمان (علیه السّلام) بچه همان امام است، ژنتیکی، ژنشان بد است همه آنها ناز میکنند.@
الان هم همینطوری چقدر آیت الله و مرجع تقلید و مجتهد و یار امام، و پیشکسوت جهاد و خون همه را ریخت، همه دارند میروند میافتند در دوچههای دنیا، اینقدر این غربال را تکان میدهد و ناز دارد که حد ندارد، میگوید هر کس باید برود، برود، فقط وفادارها میمانند، اهل وفا، اهل صبر.@
قرآن هم فقط دو گروه را پایدار میداند، تا امام زمان و خدا صبّار، شکور، یک کسانی که خیلی صبور هستند، یک کسانی که شکور هستند، شکر آدم را اینطوری میکند، شکر قدرت، وفاداری، استحکام، ماندن در لشکر را میآورد، کسی که شاکر نیست نمیماند.@
«إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ» فقط افراد بسیار صبور، بسیار شکور تا مقام معصوم میمانند، بقیه همه اراذل و اوباش میریزند، نمیتوانند بمانند، کوچولوها، ریزها، جهنمیان، همه میریزند، فقط وزن، قدرت، شرافت، عزّت، مال کسی است، که بسیار صبور، بسیار شکور است.@
شکور یعنی چی؟ یعنی کسی که به حداقلهای زندگی راضی است هوس بالاتر از آن هم به سرش نمیزند، به هیچ وجه حماقت مقایسه خودش با هیچ کس را نمیکند، به هیچ چیز هیچ کسی حسرت نمیخورد، به این شکور میگویند، لذا این دیگر خیلی قوی میماند، این مال خود حضرت میشود.@
امام صادق به او گفت برو، بفرمایید، آمده بود اجازه بگیرد، حضرت هم گفت میل خودت، حضرت هیچی به او نگفت، مثلاً حیف نیست اینجا باشی، هیچی، خدا هم اینطوری است، میخواهم بروم، برو، من برای همین به تو اختیار دادم.@
رفت موقعی که داشتند لباسهایشان را عوض میکردند، آن لباس خادمی میگرفت این لباس آقایی میگرفت، طرف یک دفعه فهمید دارد با خودش چکار میکند، گفت نه آقا من برگشتم، ثروتت را نمیخواهم.@
هوشیاری اینکه انسان وقف الهی باشد، این را توضیح دادیم در بحث معرفت نفس، اینکه انسان وقف خدا، غیب، بهشت، امام زمان باشد، تا دنیاچران، باشد و اهل دنیا باشد، یعنی اهل این جیفه، زمین تا آسمان این دو تا با هم فرق میکنند.@
لذا نگاه کنید «حَمْداً نُعَمَّرُ بِهِ فِیمَنْ حَمِدَهُ مِنْ خَلْقِهِ، وَ نَسْبِقُ بِهِ مَنْ سَبَقَ إِلَی رِضَاهُ وَ عَفْوِهِ» حالا برویم یک چیز قشنگتر، حضرت چه شرابی ریخته، امام سجاد (ع)، آدم به اینجا میرسد واقعاً میخواهد بال در بیاورد، اینها در جمع خواندنش خیلی سخت است، برای من خیلی سخت است، اینها یک جای خلوت میخواهد خودت این را بخوانی، بنشینی یک گوشهای این شراب را بخوری برای خودت یک گوشهای بیفتی.@
«حَمْداً یُضِیءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ» خدایا من یک حمدی از تو به جا میآورم که با این حمد تمام تاریکیهای برزخ برای من روشن بشود، حمد چکار میکند، «حَمْداً» به وسیله این حمد تمام تاریکیهای عالم برزخ را «یضِیءُ لَنَا» برای همه ما روشن بکند خدا، تاریکی برزخ را نمیشود تعریف کرد چیست.@
گرفتاریهای برزخ با تاریکیهایش خیلی خیلی به توان خیلی وحشتناک است، تاریکیهای برزخ مثل تاریکیهای روی زمین نیست، شما تصور کنید در یک بیابان برهوت پر حیوان، پر از حیوانات وحشی و وحشتناک و درنده، حالا کاشکی وحشی باشند.@
یک موقع هست حیوان خوشگل است وحشی است یک پلنگ آدم را میخورد، آدم میگوید یک خوشگل ما را خورده، یک شیر ما را خورده، باشد این خوشگل است، یک مار مثلاً خوشگل، نه قرآن میگوید، سرهایشان مثل سرهای شیاطین است.@
این اژدهاهای زشت را دیدید در فیلمها نشان میدهند، کارگردانها کار میکنند، این را وحشتناکش میکنند، یعنی فقط وحشی نیست، وحشتناک هم هست، اصلاً نگاه کردنش آدم را قبض روح میکند، آنوقت شما فکر کن یک جایی فضای اینطوری که در آن باطلاق است، در آن چاه مس مذاب است، دارد قلقل میکند، و در آن هزار تا حیوان وحشی هست، در تاریکی برهوتی اینطوری آدم گیر بکند.@
برهوت روی نقشه نگاه کنید، روی نقشه هم آدم نگاه میکند میترسد، چه برسد بروی، من آنجا رفتم، برهوت یک وادی هست الان بین عربستان و یمن است مشترک هم هست به آن حَضَر موت میگویند، یعنی از بالا وقتی آدم نگاه میکند یک کشور عظیمی است.@
این وقتی که نزدیک آن میشوی همین کنار جاده است موقعی که شروع میشود، شما پایت را میگذاری پنج قدم داخل آن میروی تب میکنی، تمام بدنت گُر میگیرد، بعد عقب میآیی تبات میافتد، این هر چی میروی داخل در آن آتش میگیری، ببیند این روی زمین چه هست.@
در روایت هم داریم روح جهنمیان را اینجا میسوزانند، باطن جهنم، باطن برزخ جهنمیان در سرزمین برهوت است، خیلی اینجا وحشتناک است، میگفتند این آل سعود وقتی میخواستند مخالفان خودشان را از بین ببرند با هواپیما میبردند پرت میکردند وسط این سرزمین، هیچ جایی ندارد طرف برود، راهی ندارد.@
الان شما آب خوردی، الان اینطوری آب لیوان میخوری خنک، تشنگیات برطرف میشود، سیراب، پایت را میگذاری، 15 قدم آنجا میروی به شدت تشنهات میشود، اصلاً همه آب بدنت جا در جا تبخیر میشود، اصلاً یک تشنگی آنی، یک لحظه یک دفعه میبینی چروک میشوی.@
ما داریم تشبیه میکنیم، ظلمات برزخ یک چیزی است، برزخ همانطور که دنیا نسبت به تاریکیها، تاریکیهای وحشتناک دنیا با تاریکی رحم مادر یکی است، اصلاً اینطور نیست، حالا آدم میفهمد حمد یعنی چی «حَمْداً یضِیءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ» یک حمدی که تو به وسیله آن حمد بر ما تمام تاریکیهای برزخ را روشن میکنی.@
حالا ببینید شکر یعنی چی، اینها را که آدم میخواند میفهمد این یکی از دوستان خوب آدم است، قیمتش چقدر است، 15 هزار تومان، 20 هزار تومان، ولی با آن خیلی کار میشود کرد، همین در دست آدم باشد، برای کسانی که تمرکز ندارند خیلی خوب است.@
بعضیها بدون تسبیح هم قشنگ در ذکر و یاد هستند، ولی نه این همین در بحث ذکر گفتیم، تسبیح شما هیچی هم که نگویید، یواش یواش دلت را راه میاندازد، اصلاً دست آدم به تسبیح میخورد، یاد ذکر میافتد، خودبهخود ذکر میگویی، زبان را راه میاندازد.@
حالا بخصوص آن دعایی که ما در اردو هم یاد دادیم که اگر کسی آن را بخواند، خود امام سجاد میگوید، میگوید دعا را اول صبح بخوان دیگر ذکر هم لازم نیست بگویی، همینطور با این بازی کن، لاتی هم خواستی اینطوری، با آن بازی کن، بازی کردی از زیر دستانت رد شد.@
البته لاتی کفش تیز میخواهد، باید پاشنهاش هم چیز کنی بروی کنار دیوار تکیه بدهی، امام سجاد میگوید، تا شب برایت ذکر مینویسند «اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُكَ وَ أُحَمِّدُكَ» چکار کرده امام سجاد، آدم دوست دارد دور این امام سجاد بگردد، (هزار تا جان آدم داشته باشد دور امام سجاد (ع) بگردد).@
«اللَّهُمَّ إِنِّي أَصْبَحْتُ أُسَبِّحُكَ وَ أُحَمِّدُكَ وَ أُهَلِّلُكَ وَ أُكَبِّرُكَ وَ أُمَجِّدُكَ بِعَدَدِ مَا أُدِيرُ بِهِ سُبْحَتِي» به اندازهای که من این تسبیحم را میگردانم، تسبیح و تحمید و تحلیل و تکبیر و تمجیدت میکنم، ولی یک آدم زرنگ هیچ وقت نمیآید تسبیح را در دستش بگرداند، آن ذکرش را میخواند ولی ذکرش را هم میگوید حالا این سر جای خودش.@
آدم ذکر بگوید، ذکر کاشت درخت در نفس توست، وقتی ذکر میگویی بهشتی میشوی، وقتی ذکر میگویی این روحت خوراک میخورد، چطور آدم مینشیند ذکر یک گناه را میکند نفسش لذت میبرد، یک گناه را در موردش حرف میزند نفسش لذت میبرد، یا یک گناه را خیال میکند، نفسش لذت میبرد.@
آدم وقتی که در مورد الله ذکر میگوید وقتی که خیالش را به غیب میکشاند، خیال پر از غذا میشود، اصلاً همینطور غذا را میخورد، ولی آدم حقهبازی نکند، ریاکاری خوب نیست، امام (علیه السّلام) میفرماید من هر وقت با پدرم بودم در هر حالتی دهانش ذکر میگفت، میگفت این زبان پدر من دائماً به کام پدر من میچسبید.@
میگفت داشتیم با او حرف میزدیم، سر سفره مینشست ذکر میگفت، راه میرفت ذکر میگفت، با او حرف میزدیم ذکر میگفت، دائماً ذکر میگفت، ولی یک ذکری میگفت هیچ کس نمیفهمید ذکر میگوید، ما الان طرف میآید اینجا نشسته روبروی ما سؤال دارد، برای مشاوره است، آمده برای مشاوره، من دارم با او حرف میزنم اینطوری میکند، این یعنی چی؟@
اگر آدم یک ذکری هم میگوید، یک ذکری بگوید که زبانش تکان نخورد، همان لا اله الا الله کسی نمیفهمد، این حقهبازیها چیست مینشینی جلوی طرف، تو واقعاً تمرکز داری، اگر ذکر میگویی این چه تمرکزی است، میگوید حالا ثواب دارد دهان بجنبد، دهانت را یک طوری بجنب کسی نبیند.@
به قول آن درین درین دهانت را ببند، دهانت را ببند اینطوری چیست، امام صادق (علیه السّلام) میفرماید ما قیامت دست شما را میگیریم، «إِنَّما اَتَخَوَّفُ عَلَیْکُمُ الْبَرزَخ» من ترسم برزخ شماست، برزخ فاصله مرگ تا قیامت است.@
خدا رحمت کند میرزا که این همه مهربان بود، مرحوم دولابی که این همه مهربان بود، اصلاً سلوک ایشان سلوک محبت بود، میرزایی که میگفت اینقدر نگویید خدایا ما را جهنم نبرد، چون زور هم بزنید شما را جهنم نمیبرد، میرزا میگفت توشهای که در قرآن دارد میگوید، روایتی که میگویند، توشه، توشه برای برزخ است، قیامت ائمه دستتان را میگیرند.@
برزخ خیلی، معصوم میگوید ما قیامت شما را میگیریم، برزختان با خودتان است، برزخ شوخی نیست، برزخ توشه میخواهد، مسیر است، مثل دنیاست که بچه از رحم مادر بیرون میآید، باید خودش هزینههایش را تهیه کرده باشد در رحم مادر، دست، پا، چشم، گوش، همه را، یک ذرهاش را تهیه کرده باشد پدرش هم که مهربان است دیگر نمیتواند به او بدهد هیچ کس نمیتواند به او کمک کند.@
«وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى» هیچ کس بار کسی را نمیکشد، پنج قلو هم بودند چهار تا سالم آمدند یکی از آنها یک بند انگشت ندارد نمیشود، هیچ کس به هیچ کس چیزی نمیدهد، در دنیا هم کسی به او نمیدهد، برزخ اینطوری است، ظلمات برزخ شوخی نیست.@
ما الان یک آدمهایی را میشناسیم، خدا رحمت کند یکی از دوستان من، این اوصافش خیلی ماه است این شهید شد، آمد در خواب من گفت آقای شجاعی اینجا خیلی گرفتارم، شهید، شهید که در روایت داریم اولین قطره خونش که میریزد همه گناهانش بخشیده میشود، این چنان به او تیر زده بودند از بالا از این گلو تا پایین او را به رگبار بسته بودند در این وضعیت این جوان شهید شد.@
آن هم تا مدتها در بیمارستان، تهران آوردند، مدتها مجروح و زخمی، بعد حقالناس گردنش بود، شما معاذ را نگاه کنید، سعد در رکاب پیغمبر شهید شده، شوخی نیست، جبرئیل و میکائیل با 70 هزار فرشته تشیع جنازهاش آمدند اما چون بداخلاق است فشار قبر دارد، زن و بچهاش را با خُلقش اذیت میکرد فشار قبر دارد.@
عزیزان سختگیری، بهانهگیری، زودرنجی، حساسیت، یک جهنمی است، که هزاران سال، آدم را در جهنم نگه میدارد، در آتش، تنگنظری، تنگ گرفتن، سخت گرفتن، بدبینی، حسادت، اینها خیلی وحشتناک است، باید اینها را از نفست بیرون بکشی، اگر به داد خودت نرسی آدم را بیچاره میکند.@
برزخ شوخی نیست، حقالناس، من مثلاً طرف میبینید به خوابمان میآید تو را به خدا کمک کن، فلان فلان، میروی برایش کار میکنی، یک عالم، بعد در خواب میآید که خدا خیرت بده راحت شدم، یک ماه بعد دوباره میآید میبینی که در یک وضع افتضاحی دارد، چون مرحله به مرحله است.@
آدم از یک حقالناسی، از یک گرفتاری نجات پیدا میکند، دوباره یک پرونده جدید باز میشود، پروندههای آدمهای مختلف، پدر، مادر، خواهر، برادر، همسایهها، دوستان، همسر، فرزند، باز میبینی هر چه به این میرسی، هر چه برایش خیرات میفرستی، راحت میشود، دوباره داستان دیگری شروع میشود، یک لایه دیگر، یک پرونده دیگر، برزخ شوخی نیست.@
حمد وقتی میگویم حمد حواستان باشد این نیست (الحمد لله) این خیلی خوب است، خیلی عالی است، ولی حمد با این معنایی که گفتم یعنی به نفس برسد، نفست را درمان بکند، حمد نگذارد از نعمتهای خدا، در معصیت خدا استفاده بکنی، حمدی که به قلب و روح و سرّت برسد.@
وقتی به سرّ رسید اینجاست که میشود شکر بکنی، خدایا به خاطر اینکه خودت را به من معرفی کردی حمد میکنم، این حمد سرّی است، حمد سرّی حمدی است که شخص خودش را حضرت فرمود اعطاء وجود، بخشش وجود.@
شما در سرّ این کار را میکنید، در سرّ میگویی من یک آدمی نیستم که بایستم یک کانالی هدیه بفرستم برای خدا، ثواب بفرستم برای ائمه، باشم اینجا چرا این کار را بکنم، من خودم میخواهم پیش آنها بروم، من میخواهم در چادرش باشم، من میخواهم خودم را وقف بکنم.@
چون گفتیم انسان وقف هر چیزی بشود قیمتش هم همان است برای چی بیایم اینجا بایستم کارگری کنم بیخود، حمالی بکنم، میخواهم وقف حضرت بشوم، وقف خدا بشوم، کمتر از این قیمتم نیست، آنجا میروم، این سرّ میشود، اعطای وجود است، این یافت معشوق است، یعنی شما با وقف خودت کنار معشوق میچسبی، هستی.@
اما اینکه من زن فلانی هستم، شوهر فلانی هستم، رئیسجمهور هستم، دکتر و مهندس هستم، شئوناتم این است، از دور معصومین را دوست دارم به آنها هم یک دستی تکان میدهم، عرض ارادتی از دور دارم، این خیلی فرق دارد.@
بعضی از این خانوادهها را آدم میبیند، میبیند زن، شوهر، بچه، دختر، پسر همه عاشقانه وقف اهل بیت هستند، یعنی از صبح بلند میشوند، تا شب وقف اهل بیت هستند، هر جایی که هستند، پزشک است وقف اهل بیت است، مهندس است وقف اهل بیت است، کار هنرمند است وقف اهل بیت است، تاجر است وقف اهل بیت است، یعنی میگوید من قیمتم کمتر از این نیست من وقف دنیا نمیشوم.@
حمد تمام ظلمت و تاریکهای برزخ را از بین میبرد، برزخ را روشن میکند، ما تا برزخ را نشناسیم نمیفهمیم حمد چکار میکند اول باید آدم برزخ را بشناسد، برزخ یعنی چی، تقریباً ما 80 ـ 90 جلسه در بحث معاد، 80 ـ 90 جلسه اول نه، 80 ـ 90 جلسه دوممان در معاد فقط راجع به برزخ است.@
انسان در گستره منازل آخرتمان هم به برزخ فکر میکنم نرسیده باشیم، «وَ یسَهِّلُ عَلَینَا بِهِ سَبِیلَ الْمَبْعَثِ» چه کار می کند این حمد، «سَبِیلَ الْمَبْعَثِ» یعنی راه قیامت، «یُسَهِّلُ عَلَینَا بِهِ سَبِیلَ الْمَبْعَثِ» راه قیامت را حمد برای ما آسان میکند، چقدر آسان میکند؟@
از این طرف فرمود «یضِیءُ لَنَا بِهِ ظُلُمَاتِ الْبَرْزَخِ» پس وقتی یک شاکر از دنیا میرود، یک اهل حمد، یک شکرگزار واقعی، شکرگزار گفتیم معنایش چیست، یک آدمی که طمع هیچی را ندارد، یک شکرگزار وقتی از دنیا میرود، برزخش که روشن است.@
قیامت هم مورد اکرام است، تا آنجایی که او را میآورند، میگویند چیست، تا حشر میشود میگوید شما کنار بیایید بفرمایید شما در بهشت بروید با بقیه ما کار داریم یعنی اینها یک سر و گردن از بقیه بلندتر هستند، که اینها را جدا میکنند، میگویند شما بفرمایید بهشت بروید.@
این عبارت دیگر همان روایتی است که قبلاً خواندیم «وَ یسَهِّلُ» سهل بکند برای ما، «وَ یسَهِّلُ عَلَینَا بِهِ سَبِیلَ الْمَبْعَثِ» راه قیامت را حمد برای ما باز میکند، یعنی یک آدم اهل حمد یک آدم بهشتی است، سرطان گرفته همه غصه میخورند، خودش شاد است، خانهاش خراب شده، همه عصبی هستند این آرام است، ماشینش را دزدیدند، همه اضطراب دارند، این اصلاً ککش نمیگزد.@
دزدیدند دیگر یا میآید یا نمیآید، طلایش گم شده، دزد به او زده اینطوری، کسی از او مُرده، «إِنَّا لِله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» خدا که نمرده، اهل بیت که نمردند، خانواده اصلی من هستند، من هم کنار این خانوادهام هستم، اینها هم الحمد لله نمیمیرند.@
«إِنَّ مَیِّتَنا لَمْ یَمُت» حضرت میگوید مردۀ ما هم نمیمیرد، چه برسد زنده ما که امام زمان است، پس ما هیچ وقت بیخانواده و بیکس و کار نمیشویم، الحمد لله سعادت ما در این هست که ما عضو یک خانوادهای هستیم که نه ما برای آنها میمیریم، و نه آنها برای ما میمیرند، اصلاً هیچی ما را از هم جدا نمیکند.@
این معنای آن بخشی از زیارت عاشورا هست که میگوید «اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ» چقدر زیباست اینطوری زندگی کردن، یک زندگی هست که تو عزیزترین کسانت هیچ وقت از تو جدا نمیشوند، اصلاً مرگ هیچ حادثهای تو را از خانوادهات جدا نمیکند.@
اگر یک کسی توانست این پیوند را با خانواده آسمانیش برقرار بکند، از خانواده زمینیش هم خیلی خیر میبیند، آنوقت این خانواده زمینی هم دیگر از هم جدا نمیشوند، هر چند ممکن است بدنشان از هم جدا بشود، ولی اتحادها و روحها هرگز اینها را از هم جدا نمیکند زود هم به هم ملحق میشوند.@
قیامت هم اینطوری است، چقدر حمد کار میکند، «وَیشَرِّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ، یَوْمَ تُجْزی کلُّ نَفْسٍ بِما کسَبَتْ وَ هُمْ لا یظْلَمُونَ» آن روزی که هر نفسی به خاطر «کلُّ نَفْسٍ بِما کسَبَتْ» کسب را معنایش را توضیح دادیم، گفتیم نفس ما مثل یک دوربین باز است، که محسوسات، خیالات، اوهامتان، معقولات و فعالیتهای فوق عقلانیتان در آن ضبط میشود، و میماند.@
جذب میشود، هر چه شما از طریق حس، این پنج حواس پنجگانه، خیال، وهم، عقل، و فوق عقل دریافت کنید، مثل غذایی است که میخورید و جزء شما میشود، قرآن میگوید روز قیامت تمام کسبهایتان را جزا میدهم، تصویرهای حرام، تصویرهای حلال، خیالهای خوب، خیالهای بد، اوهام خوب، اوهام بد، معقولات مفید، معقولات مضر، عبادتهای مفید، عبادتهای مضر.@
ما عبادتهای مضر هم داریم، آدم میتواند با هزار تا خودشیفتگی و خودپسندی و ریاکاری خرابش بکند، میگوید ما جدایتان میکنیم، یعنی هر نفسی هر چه در دنیا جذب کرده اینجا پایش حساب میشود، مثل جنینی که در رحم مادر هر چه مادر محسوسات، مخیلات، موهومات، معقولات، و فعالیتهای فوق عقلانی داشته جذب جنین شده.@
حالا این جنین دارد میآید با یک باری از دادههای پدر و مادر، محصول پدر و مادر است، جلوی چشم پدر و مادر محصول این دو نفر است، محصول زحماتشان، تنبلیهایشان، یا زرنگیهایشان، محصول فجورشان، یا تقوایشان.@
حالا میگوید، چنین روزی یک حمدی من خدایا تو را به جا میآورم، روزها را اول میگوید، اول حکم را میگوید «یشَرِّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ» منازل ما را به منازل اهل شرافت و کرامت تبدیل بکند، یعنی به من خیلی در قیامت شرافت و کرامت بدهد.@
کدام روز؟ آن روزی که هر نفسی به خاطر کسبش جزا داده میشود، «یَوْمَ تُجْزی کلُّ نَفْسٍ بِما کسَبَتْ» «يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ» روزی که هیچ دوستی نمیتواند به دوست خودش کمک بکند، به هیچ کس نمیشود کمک کرد.@
در آن روزی که هر کس مشغول خودش هست اصلاً نمیتواند به کسی کمک بکند، همه گیر حساب و کتابهای خودشان هستند، اصلاً پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، همه این نسبتها از بین میرود، اصلاً کسی به کسی توجه نمیکند.@
چرا یک گروهی هستند اینطوری نیستند «الْأَخِلاَّءُ يَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلاَّ الْمُتَّقِينَ» غیر از متقین، افراد متقین روز قیامت با کسی دشمن نیستند، دوستان آنها هم هوای اینها را دارند، غیر از اهل تقوا که حواسشان به بقیه هست، چون خودشان خیلی اوضاعشان خوب است، ثروتمندانی هستند که اوضاعشان خیلی خوب است.@
در این ثروتمندان اهل قیامت یک عدۀ خاصی هستند به آنها اهل احسان میگویند، اینها در دنیا اهل احسان بودند، یعنی خروجی برای بندگان خدا زیاد داشتند، از مالشان، از وقتشان، از آبرو و اعتبارشان، از علمشان و از فعالیتهای معنویشان به بقیه خیر میرساندند، به نیازمندان احسان میکردند.@
فقط هم اینها جگر این کار را دارند، بقیه نمیتوانند این کار را روز قیامت بکنند، میگوید اینها روز قیامت میایستند، میگویند خدایا ما که ثواب زیاد داریم هر کس گیر است به او بده، خیلی جگر میخواهد، میگوید اینها میایستند، مثلاً فلانی گیر است، میدهند، مدام مال خوش کم میشود، دارد کم میشود، بدهید، دیگر چیزی نمیماند، خدایا این را هم نجات بده اهل احسان به صفر میرسد.@
خودت چی، اهل بیت میگویند این در ما هست، در ما هست خیلی حرف است، در ما هست یعنی این شأنی از خود ما شده، این شریک ماست، این با احسان ما میآید، آدم با احسان اهل بیت بهشت برود کجا میرود تا با احسان خودش خیلی فرق میکند.@
غیر از این یک عده خاص آنجا کسی به داد کسی نمیرسد، دوستان به داد دوستان نمیرسند، حالا امام میگوید، من یک حمدی تو را به جا میآورم که آن روزی که این حالتها را دارد ببینید چقدر زیباست، ما چه مکتبی داریم، چه ائمهای داریم، چه معارفی داریم، کجای دنیا همچین معارفی وجود دارد.@
«یشَرِّفُ بِهِ مَنَازِلَنَا» با این حمد مشرف بشود منزلهای ما، محل شرافت و کرامت آنجا تبدیل بشود، ما آنجا اینطوری باشیم در محضر خداوند تبارک و تعالی، اهل شرافت، اهل کرامت، اهل احترام، گفتم چقدر احترام میگذارند، احترامشان چطوری بود؟@
جدایشان میکنند میگویند بفرمایید بروید بهشت، شما اینجا چکار میکنید، ببخشید اشتباه شده، شما را چرا اینجا آوردند بفرمایید آنطرف بروید «یشَرِّفُ» یعنی حمد با آدم این کار را میکند، شکر خدا با آدم این کار را میکند، ما خیلی از مباحث شکر را اینجا نگفتیم چون گفتیم سیدی شکر را کار کردیم، گفتیم بحث تکمیلی اردو دو تا بحث هست، شکر و شرح دعای صحیفه سجادیه.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@