جلسه 009 - فکر و ذکر ۲ (۱۳۹۷)
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - فکر و ذکر ۲ (۱۳۹۷)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره حمد و شکر بود برویم به سراغ بحثمان، اولین مورد بحثمان این هست که حمد شکر هست یعنی جدای از ستایش شکر نعمت هست این را که کار کردیم.@

موضوع بعدی‌مان حمد رأس شکر هست. البته این شکرها را که ما داریم می‌گوییم در بخش حمد مربوط به شکر زبانی هست «الحَمدُلله رَأسَ الشُّکر ما شَکَرَ الله عَبدٌ لا یَحمَدُه» ترجمه‌اش را که دارید، ستایش اصل سپاسگزاری است. ستایش خدا، یا ستایش خدای را اصل سپاسگزاری است بنده‌ای که خدا را سپاس نگوید شکر او را به جا نیاورده او را شکر نکرده.@

البته «ما شَکَرَ الله عَبدٌ لا یَحمَدُه» شکر خدا را به جا نیاورده کسی که خدا را حمد نکرده باشد خدا را حمد نکند. ما یک موقع هست تشکر می‌کنیم یک کسی در حق ما یک محبتی می‌کند یا خدا، ما به خدا می‌گوییم خدایا متشکرم.@

شما در فرهنگهای مسیحی و یهودی، فرهنگهای غربی می‌بینید در فیلمهایشان هم می‌بینید خدایا متشکرم، یک نعمتی به آنها می‌رسد خدایا متشکرم، یا دیدید سر غذا یک رسم خیلی خوبی هست که حالا ما در جبهه داشتیم ولی دیگر خارج از جبهه نیست.@

بعضی از خانواده‌های مسیحی، بعضیهایشان، همه نه، دارند که موقع غذا قبل از غذا دعا می‌کنند حمد و سپاس خدا را به جا می‌آورند که خدایا این نعمت را به ما دادی چقدر هم رسم خوب و عالی هست که انسان قبل از شروع غذا حمد الهی را به جا بیاورد خیلی خوب است خیلی عالی هست ما هم در فرهنگ خودمان داریم ولی این را اجرا نمی‌کنیم این تشکر هست.@

اما «الحَمدُ شُکرٌ» و «الحَمدُلله رَأسَ کلُ لشُّکر» حمد رأس هر شکری هست یعنی قله شکرگزاری این هست که انسان حمد کند بعد می‌فرماید که «ما شَکَرَ الله عَبدٌ لا یَحمَدُه» شکر خدا را بجا نیاورده کسی که حمد خدا را به جا نیاورده.@

برای خدا شکر کافی نیست. چون شما در تشکر، تشکر می‌کنید اما آن شکر لایق خداوند این هست که انسان معرفت داشته، یک موقع هست من به خدا بگویم خدایا متشکرم، مثل اینکه فرض بفرمایید یک کسی یک هدیه‌ای به شما می‌دهد.@

شما الان دارید در همین اردوگاه دوستتان برای شما کیک و چای می‌آورد شما از او تشکر می‌کنید. خب تشکر بابت این لطفتان، ولی این چایی را کس دیگری هم می‌توانست برای شما بیاورد این را حالا شما به من دادید تشکر، ولی کس دیگر هم می‌توانست این کار را برای من بکند.@

گاهی وقتها ما شکرمان در مورد خدا یک شکر اینطوری است. یعنی خدایا شکرت، اما من طور دیگری هم می‌توانستم این نعمت را به دست بیاورم اینجا بی‌معرفتی شروع می‌شود. از اینجا، ما فقط خدا را از او تشکر می‌کنیم به خاطر لطفی که در حق ما کرده، می‌خواستم تصادف بکنم خدا رحم کرد.@

مثلاً سالهای سال نماز نمی‌خواند، روزه نمی‌گیرد، حجاب را رعایت نمی‌کند، معصیتهای دیگر دارد بعد یکدفعه در یک اتفاقی مریض می‌شود حالا شفا پیدا می‌کند دکترها هم جوابش می‌کنند حالا شفا پیدا می‌کند یا در صحنه تصادفی خدا خودش را به او نشان می‌دهد بعد این یکدفعه متحول می‌شود.@

این آدم خیلی پوست کلفت بوده در این سالها. اصلاً این خدا را ندیده. حالا خدا یکطوری نشان می‌دهد یک قاعده است که قاعده‌اش را ضُر می‌گویند که حالا بعداً اگر رسیدم برایتان می‌گویم، خدا می‌گوید برای شما لیاقت شما این هست که شما همیشه به معشوقتان نگاه کنید با معشوقتان باشید رشد پیدا کنید ، از قِبَلِ من به شادی و سعادت و آرامش و ارتقا برسید.@

بعد انسان که مستی می‌کند «وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا» یک قاعده خدا دارد می‌گوید سر راهش بیچارگی می‌گذارم بیچاره‌اش می‌کنم تا برگردد و من را ببیند آنهایی که دائماً در شکر و حمد و دیدن خدا هستند خیلی بیچارگی، مشکلاتی هست اما اینها در اوج شادی و آرامش مشکلات را سیر می‌کنند به بدبختی و نکبت و ذلت نمی‌افتند.@

آن بدبختیها و نکبتیهایی که بشر جامعه جهانی الان دچارش هست یک میلیارد گرسنه این جنگها این قتلها این فسادها این طلاقها این خودکشیها این مصائب وحشتناک دنیا برای این هست که بشر مست است خدا می‌گوید من ضُر را برایشان حاکم می‌کنم بدبختی و بیچارگی‌ را تا متوجه بشوند و برگردند آدمها اینطوری هستند.@

یک آدمی که شایسته‌اش هست که صراط مستقیم را برود و کج می‌شود خدا با چه چیزی آن را برمی‌گرداند؟ با پس گردن، با ضُر، با ضُر او را برمی‌گرداند یک سرطانی به او می‌دهد بعد آشتی می‌کند یک اتفاقی برای خودش می‌افتد یک بدبختی و نکبتی او را می‌گیرد یک زندان می‌افتد یک فاجعه‌ای برایش می‌افتد تازه درست می‌شود ضُر اینطوری است بیچارگی.@

این با امام رضا قهر است حالا آمده بچه‌اش نابینا بوده شفا گرفته آشتی می‌کند تا الان امام رضا را نمی‌دیده بنده خدا و فکر می‌کند امام رضایی که در کل عمر این داشته به این کرامت می‌کرده کرامتهای بزرگ عقلی، فوق عقلی امام رضا را نمی‌بیند.@

خوبی و آقایی امام رضا چیست؟ اینکه من مشکل مالی داشتم حل شد زن می‌خواستم داد، شوهر می‌خواستم داد، شفا داد، یعنی یک جنبه گیاهی، فلج بود حالا الان دیگر فلج نیست بلند شد سرپا، خیلی آقاست یعنی تازه امام رضا را می‌بیند.@

این 40 سال چشم داشته که خدا به او داده، ندیده این چشمی که خدا به او داده این 40 سال را که چشم دارد را نمی‌بیند وقتی کور می‌شود تازه شفا پیدا می‌کند می‌گوید خب چه شد چه معجزه‌ای شد 40 سال داشتی با این معجزه زندگی می‌کردی این را برو شکرش را بجا بیاور این را بفهم، معرفت، ببین ما غرق نعمتهای الهی هستیم.@

پس این مرز دقیق حمد و شکر را خوب دقت بفرمایید چطوری شد که این یعنی چی، حمد یعنی ویژه چه کسی؟ خداوند، هر نعمتی را از خدا دیدن «الحمدلله» هر کسی هر لطفی در حق‌ات می‌کند به خاطر خداست.@

این جمله شرک‌آمیز را در روایت داریم (اول خدا بعد شما) این شرک است، نه خدا به واسطه شما مشکل من را حل کرد این درست است، خداوند حل کرد حتی خودت، خودت هم کاره‌ای نیستی قرآن می‌گوید: «وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ الله رَمى» آن موقع که داشتی تیر می‌زدی تو تیر نزدی، خدا داشت می‌زد، حواست باشد.@

از لحظه‌ای که می‌خواهی این تیر را بلند کنی شلیک کنی تیر تیراندازی می‌خواهی با تفنگ تیراندازی کنی همه قوه، توان، هدف، جهت، دقت این را چه کسی می‌دهد؟ همه را خدا می‌دهد فقط حواست باشد «بحول الله و قوته أقوم و أقعد» همین الان دارم این را می‌فهمم اگر با معرفت کسی بگوید نماز می‌شود.@

وقتی دارد بلند می‌شود جمله است «بحول الله و قوته أقوم و أقعد» همین بلند شدن و نشستن شکر کن یکدفعه شخص می‌بینی یک مریضی می‌گیرد ده سال می‌خوابد حول و قوه ندارد.@

حد شکر: «اَن أبى بَصيرٍ :قلتُ لأبي عبدِ اللّه ِ عليه السلام : هل لِلشُّكرِ حَدٌّ إذا فَعَلَهُ العَبدُ كانَ شاكِرا ؟ قالَ : نَعَم. قلتُ : ما هُو ؟ قالَ : يَحمَدُ الله على كُلِّ نِعمَةٍ علَيهِ في أهلٍ و مالٍ و إن كانَ فيما أنعَمَ علَيهِ في مالِهِ حَقٌّ (؟)» آورد روی زبان، معرفت، عمل.@

حضرت می‌گوید که برای شکر خدا حدی هست حد شکر چقدر است من اگر آن کار را انجام بدهم بنده اگر آن کار را انجام بدهد شکر خدا را به جا آورده، می‌شود؟ حضرت می‌گوید بله، چطوری؟ ببینید چقدر قشنگ می‌فرماید.@

می‌گوید آن حد چیست که اگر یک بنده به جا بیاورد بنده شاکری باشد چون مقام شاکر مقام مهمی است اگر بنده‌ای پیش خدا به اسم شاکر شناخته بشود فرشته‌ها شاکر صدایش کنند این شاکر است این بنده خیلی مقام دارد.@

حالا می‌رسیم روز قیامت که می‌شود اینها را جدا می‌کنند کسانی که اهل شکر هستند ویژه صدایشان می‌کنند و از صف بیرونشان می‌کشند می‌گویند شما بیایید در بهشت بروید شما بروید معطل قیامت نباشید.@

فرمود: «يَحمَدُ الله» حمد خدا را به جا بیاورد بر هر نعمتی که خدا به او داده «في أهلٍ و مالٍ» به او ارزانی داشته هر چیزی نعمتی که خدا خانواده و اموالش، اموالش داده شده شکر بجا بیاورد.@

اگر در اموالی که به او ارزانی داشته حقی داشته باشد بپردازد، خمس است بپردازش، زکات است بپردازش، باید برای امام زمانت یک هزینه‌ای کنی نگه ندار، این دیگر برای تو نیست این چرک و عفونت و زهرمار و کوفت می‌شود می‌خوری می‌دهی به زن و بچه‌ات می‌خورند آنوقت انواع مصائب در زندگی‌ات پیدا می‌شود.@

یک لقمه مال حرام آدم می‌خورد امام زمان فرمود خدا لعنت کند کسی که خمس دستش بماند اموال ما دستش بماند وقتی یک کسی امام زمان لعنتش می‌کند می‌خواهد چی می‌خواهد عاقبت به خیر شود می‌خواهد این آدم خیر ببیند.@

پول سادات فقیر است پول امام است پول فقرا است پول نیازمندان است پول جامعه اسلامی است برای چه دست شما مانده؟ الان برای چه نگهش داشتی؟ چرا خمس را دستت نگه داشتی؟ بده بیرون، می‌ترسی، خدا را نمی‌شناسی اعتماد به او نداری به او ایمان نداری می‌گوید تو ردش کن من جایش همین الان پر می‌کنم زود پر می‌کنم جایش را شیرین‌تر و تمیزتر و بابرکت‌تر و این عفونت را در اموالت نگه ندار.@

خمس چیه؟ مگر مؤمن در ارتباط با معشوقش و خانواده آسمانی‌اش حساب و کتاب می‌کشد؟ شما الان می‌خواهی برای زن و بچه و پدر و مادرت خرج کنی مگر اینطوری می‌گویی، پدرم لازم دارم ولی نمی‌دهم، مادرم لازم دارد همسرم لازم دارد، خرج می‌کنی با همه جانت خرج می‌کنی، می‌روی قرض می‌گیری خرج می‌کنی برای زن و بچه‌ات، چه موقع از اینها محاسبه می‌کشی؟.@

ولی نوبت خدا که می‌شود نمی‌دهیم خیلی قساوت می‌خواهد یعنی شما نگاه کنید کسی که خمس نمی‌دهد چه جایگاهی دارد، خمس چیه؟ معصوم خانواده‌ات است اصل تو است پای مادرت فاطمه زهرا بریز برایش خرج کن نصف اموالم را برای مادرم می‌دهم، اصلاً هر چه دارم می‌توانم می‌دهم ببین بعد چند برابر در دنیا فقط جایش می‌آید.@

این هم بد است که آدم طمع داشته باشد که جایش می‌آید ولی خدا می‌گوید من به جایش می‌دهم نترس بدبخت، گدا نترس. تنگ‌نظری بشر است و الا عاشق چه ترس دارد از اینکه بدهد برنگردد. الان طرف یک دوست دختر دارد من خودم در مشاوره‌ها خبر دارم.@

دوست دختر دارد که می‌داند با چند نفر دیگر هم رابطه داشته هنوز هم دلش جای دیگر است ولی وقتی می‌خواهد برای این خرج کند به خدا قسم من دیدم طرف میلیاردی خرج می‌کند پولدار است میلیاردی خرج می‌کند دو دانگ هتل‌ام را به اسمش زدم 20 طبقه 10 طبقه یک خانم اینطوری با یک شخصیت اینطوری.@

ولی وقتی نوبت به خانواده آسمانی و غیب می‌رسد که می‌گوید «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْناكُمْ» خدا می‌گوید از آن چیزی که خودم به تو دارم به کسی بده خودم به تو دادم «الحمدلله» جلوی ترس را می‌گیرد جلوی بزدلی و خساست را می‌گیرد، می‌خواهد خواص الحمدلله را بگوید هنوز نرسیدیم به قضا، این یکی از قضاهای الحمدلله هست دیگر حالا همین ذره ذره می‌گویم یادداشت کنید.@

جلوی این را می‌گیرد وقتی فهمیدی الحمدلله دیگر در انفاق نمی‌ترسی دیگر شیطان گول‌ات نمی‌زند که اگر الان حرم امام حسین بروم پولش را از کجا بیاورم اگر الان بخواهم اردو بروم پولش را از کجا بیاورم.@

باور می‌کنید بعضیها ترسیدند حالا ما اینجا اردوگاه لطف کردند در حق ما یک قیمتی که ارزان‌تر از قیمت پارسال گرفتند و الا ما اگر می‌خواستیم اردوگاه تهران که پارسال رفتیم باشد لااقل 1200 ـ 1300 باید نفری هزینه می‌کردیم.@

و آیا برای معرفت نمی‌ارزد برو قرض بگیر برو طلایت را بفروش برو کار کن اضافه کار کن پولش را در بیاور اردو بیا باور می‌کنید این همه هم سعادت و لیاقت داشتند که بیایند بنشینند در این جلسات فقط خساست و بخل نگذاشت بیایند.@

می‌گوید چکار کنم هزینه‌اش را چکار کنم بعد برای دنیا که می‌شود هزینه می‌کنند برای دندانش، برای زیبایی‌اش، برای عمل بینی‌اش میلیونی می‌رود هزینه می‌کند بعد که نوبت اردو می‌رسد بخدا نداریم من گرفتارم ندارم مشکل دارم.@

نه این، برای امام رضا می‌خواهی زیارت بروی برای کربلا، ما گاهی وقتها می‌بینیم بعضیها می‌خواهند کربلا بروند، برو قرض بگیر برو، به قول یک عزیزی می‌گفت پول نداری خب برو کربلا از امام حسین بگیر، به همین سادگی و شفافیت و قشنگی و یقین، نداریم، خب نداریم الان نداریم چکار کنیم، خب می‌رویم کربلا از امام حسین می‌گیریم.@

هزاران نفر برای من تعریف کردند، بخدا می‌گویم هزاران نفر یعنی اینها را شنیدم می‌خواستیم برویم کربلا، نداشتیم به امام حسین می‌گفتیم یا امام حسین من می‌خواهم بیایم پول ندارم ببین چطوری پولها جور شد اینها کربلا رفتند اربعین را شما نگاه کنید یک مشت عاشق هستند عاشق زرنگ هستند چون یک بار رفتن کربلا برای آخرت انسان چه‌ها خواهد کرد.@

می‌گوید من اربعین خودم که می‌روم پول صد نفر را هم می‌دهم که بروند، بیا نفری چقدر می‌شود بده به آنها که آنها هم بروند اگر نمی‌توانند بروند زیرک است دارد سرمایه‌گذاری می‌کند. یعنی این آدم خودش را تکثیر کرد به تعداد کسانی که داد خودش را تکثیر کرد این می‌شود عمر بابرکت، برکت پیدا می‌کند، همه‌شان کربلا بروند یعنی همه بروند کربلا یعنی من چند بار رفتم کربلا.@

الحمدلله یعنی وقتی قرار است خدا هزینه کند من چکار کنم خدا می‌دهد «الحمدلله» ما یک موقعی مؤسسه این مسئول مالی ما آمد و گفت چند ماه هست ما عقب هستیم حقوق بچه‌ها را ندادیم بیمه هم اینطوری است کارمندها اینطوری هستند گفتم به من چه، حالا ما مدیر هستیم به ما ربط هم دارد بالأخره ما باید پول را جور کنیم.@

گفتم به من چه، گفت یعنی چی؟ گفتم برای امام زمان است. او هم می‌بیند می‌بیند که ما الان اینطوری هستیم. پیغمبر هم این لنگیها را در دستگاه خودش داشت. امیرالمؤمنین هم داشت. این لنگیها یک موقعهایی لازم است که ما تربیت بشویم، ببینیم با چه عشقی می‌خواهیم برای امام زمان کار کنیم. امام زمان اینطور نیست که تو بروی بگویی من می‌خواهم برای تو کار کنم بگوید بیا پول بریزم کیسه کیسه برایت برو کار کن.@

امام زمان می‌گوید از صفر تا 100 را جان بکن. از مال خودت بگذار. یک موقعی گفتم ما خواب امام رضا (علیه السّلام) را دیدیم گفتیم که یا امام رضا ما می‌خواهیم کار کنیم جا نداریم امام رضا هم زرنگ گفت خانه خودت هست از آن شروع کن.@

استاد ما آقای مجتهدی می‌فرمود: ائمه بازاری هستند. حواستان باشد خیلی بازای هستند گفت طلبه زن می‌خواست رفته بود حرم امیرالمؤمنین می‌گفت یا امیرالمؤمنین من یک فرزند صالح می‌خواهم، رویش نمی‌شد بگوید زن می‌خواهم.@

بعد جور می‌شود ازدواج می‌کند بچه‌دار می‌شود زن می‌میرد بعد آقای مجتهدی می‌فرمود: بچه را برمی‌دارد حرم می‌برد می‌گوید آقا مثل اینکه شما زبان کنایه سرتان می‌شود. من زن می‌خواستم این چیه الان، این را چکارش کنم بچه بی‌مادر را من الان چکارش کنم می‌گفت با ائمه هستید پوست کنده حرف بزنید.@

من دیدم این آقا هیچی زد در برجک گفت خانه خودت، همین خانه خودت را عبادتگاه کن. گفتم آقا من الان روی اصل خود خانه بدهکارم بقیه‌اش را چکار کنم؟ گفت من می‌گویم می‌شود و شد الحمدلله، چقدر هم خوب است.@

شد الان ما بعد از 25 سال مستأجری تازه می‌خواستیم برویم در خانه‌مان، بعد از 25 سال مستأجری، تا آمدیم مزه صاحبخانه را بچشیم امام رضا گفت بده برود واقعاً هم من خوشحال شدم که خانه‌ام را خدا از من قبول کرده امام رضا این را به عنوان عبادتگاه قبول کرده همین مؤسسه، بعد از اینکه من دادم رفتم شکر خدا چند سال بعد الحمدلله صاحبخانه شدم بهترش را هم گیرم آمد.@

خب ائمه بازاری هستند پس حواسمان باشد. گفتم برای امام زمان است خودش باید بیاورد بدهد تا گفتم خودش باید بیاورد بدهد به من چه، دارد می‌بیند فردا دیدم یک آقایی آمد پول هشت ماه گذشته که عقب افتاده بود داد و چند ماه جلوتر را هم روی میز گذاشت رفت گفت من چند وقت است دنبال شما می‌گشتم که شما را پیدا کنم بیا این پول و رفت، تمام شد.@

اگر الحمدلله تو از چه می‌ترسی اگر قرار است کار بزرگ و جهانی انجام بدهی برو تو عصایت را بیانداز خدا آن را چه می‌کند؟ اژدها، ولی توکل داشته باش بگو باذن الله می‌اندازم، بیانداز اگر نشد، الحمدلله ترسها و خساستهای تو را می‌گیرد خساست خیلی خطرناک است بخل حضرت فرمود «البخل جامع» (یاد این بخیل افتادم خنده‌ام گرفت گفت آب معدنی خریده بود خانه برده بود گفت خانم غلیظ است).@

«الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِى الْعُيُوبِ» بخل همه بدیها را جمع کرده هر چه فساد و بدبختی و نکبت هست در خساست است بخل است به خودش سخت می‌گیرد به زن و بچه‌اش سخت می‌گیرد الان نشستی خانه 80 متری، پول داری این را 100 متری بکنی 100 متر بکن زن و بچه‌ات راحت باشند عروس و داماد داری اینها بالأخره خانه وسیع از خوشبختی مرد است.@

چه کسی گفته اصلاً ما باید در خانه 80 متری بنشینیم اسلام می‌گوید فرهنگ یعنی اینکه هر بچه‌ای اتاق جدا داشته باشد می‌توانی خانه وسیع بگیر خدا به تو وسعت و خیر و برکت می‌دهد خساست نکن.@

این خانه الان داغون است، نمی‌شود در آن نفس کشید آدم را غم می‌گیرد در این خانه وارد می‌شود یک رنگی بزن خرابش کن درست این را بساز این خانه را یک سروسامانی بده دل داشته باش شوری داشته باشد یک دلزندگی داشته باشد دل مرده برخورد می‌کند هزینه هم نمی‌کند.@

ما در قم یک کسی را داشتیم 10 ـ 15 باب مغازه بزرگ داشت ثروتمند، بعد این آدم، (نمی‌دانم چه بگویم خدا رحمتش کند زنده بود یک چیزی می‌گفتیم) با پراید مسافرکشی می‌کرد به زن و بچه‌اش هم آنقدر سخت می‌گرفت که نگو مُرد یک ماه بعد دیدیم همه پرادو دارند خانم یکی، بچه‌ها هر کدام ماشینهای شاستی بلند و چیزهای دیگر.@

حج نرفت، هر کاری کردند که یک بار حج برود در روایت داریم کسی که حج به او واجب است نرود مسلمان از دنیا نمی‌رود اصلاً مسلمان از دنیا نمی‌رود کافر از دنیا می‌رود هر چه می‌گفتند می‌گفت من که حالا حالاها هستم وقت دارم حج نرفت خیلی وحشتناک است اینطوری مردن حالا زن و بچه دارند عشق و حالشان را می‌کنند او هم دارد جهنمش را می رود.@

«الحمدلله» آدم را آرام می‌کند یعنی تنگ‌نظریها را برمی‌دارد محدودیتها را برمی‌دارد حالا بعداً در موردش صحبت می‌کنیم خدا می‌گوید اگر حقی هست، حق چیست؟ خمس که می‌دهم هیچی، نصف مالم را میدهم خمس یک پنجم چیه، وقتی در راه خدا دست و دلبازی می‌کنی با بندگان خدا دست و دلباز می‌شوی خدا دائم رزق‌ات را زیاد می‌کند خیر و برکت می‌رساند و دائم به تو بیشتر می‌دهد این لیاقتش را دارد شکر کامل.@

«شُکرُ النِّعَمِ اِجتِنابُ المَحارِمِ وَ تَمامُ الشُّکرِ قَولُ الرَّجُلِ اَلحَمدُ لله رَبِّ العالَمین» دو بخش گفته، یک شکر این هست که نعمتهای خدا را علیه خدا استفاده نکنیم کمترین حدش این هست، علیه خدا نعمتهای خدا را استفاده نکنیم ببینید در این جهت هم من یک فرمایشی داشتم.@

باز هم اینجا اشتباه نوشتیم عذرخواهی می‌کنم، شکرانه نعمت دوری کردن از حرامهاست و شکر تمام گفتن مرد که ستایش خدای را که پروردگار جهانیان است.@

این شکر عملی است از زبان خارج شده ایم در شکر عملی بحث نفس هم هست یعنی حرام مرتکب نشو با نعمت الهی، با پول خدا در راه معصیت خدا مصرف نکن بدنت را برای خدا مصرف نکن سخت نگیر گناه نکن معصیت نکن.@

شما ببینید در این شهر ما چه خبر است از معصیت با نعمتهای خدا، با پول خدا «المالُ مادَةُ الشَّهَوات» امیرالمؤمنین فرمود مال شده ماده همه شهوترانیها، با قیافه، با هیکل، با اندام؛ زیبایی و هیکل و جوانی را خدا به او داده با آن معصیت می‌کند خیلی خطرناک است.@

نعمتها دارد آن به آن از خدا نعمت دریافت می‌کند چون نعمت خدا اینطوری کوکی نیست گفتیم که خدا مکانیکی عمل نمی‌کند یک آدمی بیافریند بگوید خب حالا برو 50 سال زنده باش نعمتهای خدا آن به آن به ما می‌رسد گفتیم رابطه خدا با مخلوقاتش مثل رابطه ما با وجود ذهنی ماست.@

الان به شما می‌گوییم حرم امام رضا را تصور کن باید به آن وجود بدهی در ذهن خودت بیافرینی بعد می‌گوییم همینطوری نگه‌اش دار بعد می‌گوییم خب حالا ولش کن حرم امیرالمؤمنین را تصور کن امام رضا حرمش رفت یعنی شما به محض اینکه توجه‌ات را برداری وجود ذهنی می‌رود و در خودت فانی می‌شود.@

ما رابطه‌مان با خدا اینطوری است خدا دائماً دارد به ما فکر می‌کند اصطلاحاً فکر می‌گوییم، و الا فکر که خدا فکر نمی‌کند، دائماً توجه دارد یکی از اسمهای خدا چیه؟ دائم، این را یاد بگیرید، دائم، دائم یعنی چه؟ یعنی «یا دائم الفضل علی البریة» دائم الفضل است دائم تابش می‌کند تا تو را نگه دارد یک لحظه این دائم توجهش را بردارد نابود می‌شویم یک لحظه.@

این دائم مورد توجه خداست داریم این نعمت را برداشت می‌کنیم و از آن در معصیت خدا استفاده می‌کنیم یک کسی می‌گوید چکار کردم؟ دزدی کردم؟ حیزی کردم؟ مال مردم را خوردم؟ ما خیلی از نعمتهای خدا را در جنگ با خدا استفاده کردیم وقتی یادت می‌آید بنشین گریه کن بنشین استغفار کن، می‌گوید مگر من چکار کردم استغفار کنم؟@

در بحث استغفار داشتیم کلاس استغفار کسی می‌گفت ما بنشینیم به خدا چه بگوییم، استغفار برای چه بگوییم؟ مگر من چکار کردم که بنشینم دائم به خدا استغفر الله بگویم؟ او که معصوم است دارد می‌گوید.@

پیغمبر می‌گوید من همین که با مردم ارتباط دارم مجبورم با مردم ارتباط داشته باشم از صبح تا شب «اِنَّهُ لَیُغانُ عَلی قَلْبی وَ اِنّی لَاَسْتَغْفِرُ الله فی کُلِّ یَوْمٍ سَبْعینَ مَرَّة» من یک پرده روی دلم می‌نشیند از این ارتباطات که مجبورم به این خلق و کثرت توجه کنم دلم رویش پرده می‌نشیند من با 70 مرتبه استغفار می‌کنم.@

ما چی؟ ما یک عالم چیزهای حرام می‌بینیم در روز صبح تا شب، یک عالم چیزهای حرام می‌شنویم چه بسا چیزهای حرام می‌خوریم از نعمتهای خدا در راه حرام استفاده می‌کنیم بداخلاقی می‌کنیم اطرافیانمان را آزار می‌دهیم اذیت می‌کنیم اینها استغفار ندارد؟@

صبح تا شب یک عالم حرام دارد وارد روح ما می‌شود در خیالمان ما چقدر حرام مرتکب می‌شویم بعد استغفار ندارد؟ استغفار دارد حالا ان‌شاءالله در اردوی استغفار برسیم اگر عمری باشد، ان‌شاءالله نرسیم ولی آدم باید کار کند دوره استغفار گفتم حتماً مباحثش را عزیزان کار کنند.@

استغفار اگر کسی نداشته باشد مثل بدنی است که حمام نرود گند می‌گیرد چطور بدن بدون اینکه آب، شما در طول روز اگر حمام هم نروید چند بار خودتان را می‌شویید آدم صورت و دستها را می‌شوید اگر این نباشد که مگر آدم می‌تواند زندگی کند آدم می‌میرد.@

استغفار اگر نباشد دل مرده است می‌گوید چرا من حالم بد است چرا ترس دارم خوابهای بد دارم از عبادت خوشم نمی‌آید تمرکز عبادی ندارم خوابهای بد می‌بینم چرا خوابم نمی‌برد؟ برای اینکه یک عالم آلودگی از صبح تا شب داری جمع می‌کنی در روح‌ات، حمام نمی‌روی استغفار حمام نفس است باید انسان دائماً.@

من برای اینکه در برنامه‌های شما ذکر نوشتم استغفار نوشتم بیشتر از بقیه، یک صبح یک شب، ما به آن خیلی احتیاج داریم همین که در رختخواب سرت را گذاشتی آنقدر بگو تا خوابت ببرد. ما خیلی باید توبه کنیم شب و روز باید توبه کنیم لحظه به لحظه آن به آن ما از این غفلتهایمان باید توبه و استغفار کنیم ما خیلی به توبه و استغفار نیاز داریم.@

این غذایمان است اگر نکنیم مثل کسی که آب نداشته باشد بخواهد زندگی کند بگویند 24 ساعت آب نداریم شرکت آب قطع است ببینید چه مصیبتی زندگی آدم را می‌گیرد یک هفته آب قطع بشود ببینید زندگی چطور می‌شود یک هفته بی‌آب فقط آب خوردن می‌توانید بروید آب معدنی بخرید بخورید ببینید خانه چه می‌شود روح هم همینطوری می‌شود.@

حالا این الان 30 ـ 40 ـ 50 سالش هست می‌بینی که اصلاً در عمرش استغفار نداشته یا اگر هم دارد خیلی کم است آن هم استغفارهای سطحی و زبانی، به قلب نرسیده استغفار اگر به قلب و باور نرسد روح پاک نمی‌شود همین زبانی بگو استغفرالله، با زبان دارد استغفار می‌کند و همین هم به خدا توهین است.@

امام رضا (علیه السّلام) فرمود: «مَنِ اسْتَغْفَرَ بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يَنْدَمْ بِقَلْبِهِ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ» آدمی که با زبانش استغفار می‌کند اما عملاً خیال ندارد دست از گناهش بردارد قلباً پشیمان نیست خودش را مسخره کرده استغفار قلبی یعنی اینکه من واقعاً قبول کنم واقعاً به ذلت بیافتم واقعاً گریه کنم استغفار می‌شود، به قلب برسد.@

این هیچی، الان موقعش کمی توضیح بدهم همین مقدار، شکر نعمت این هست که نعمت را در راه حرام از آن استفاده نکنیم و تمام شکر چیست؟ تمام شکر این هست که بگویی «الحمدلله رب العالمین» این جمله همه شکر است هم ستایش کن و هم شکر را به نیت چه بگو؟ الحمد را به نیت چه بگو؟ شکر خداوند.@

آغاز و انجام شکر: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «إنَّ إبراهيمَ علیه السّلام سَألَ رَبَّهُ قال: يا رَبِّ ما جَزاءُ مَن حَمَدَك؟» خدایا جزای کسی که تو را حمد کند چیست؟ «قالَ: الحَمدُ مِفتاحُ الشُّكر وَ خاتَمُ الشُّكر» حمد آغاز شکر پایان شکر هست «وَ الحَمدُ يُعرَجُ بِه إلى عَرشِ رَبِّ العالمَين» اول و آخرش چیست؟ اول و آخرش حمد هست.@

حمد الهی را بجا بیاور اول و آخرش این هست و می‌فرماید حمد «يُعرَجُ بِه إلى عَرشِ رَبِّ العالمَين» حمد را تا عرش خدا می‌برند بنده خدا که می‌گوید الحمدلله رب العالمین تا عرش خدا می‌برند.@

حضرت مرکبش گم می‌شود می‌گوید اگر پیدا بشود خدا را چنان حمد کنم که هیچ کس خدا را اینطوری حمد نکرده باشد، می‌خواهد چکار کند، مرکب پیدا می‌شود حضرت می‌گوید الحمدلله، آقا شما گفتید ما یکطوری! گفت بالاتر از الحمدلله که دیگر چیزی نیست همه‌اش را من گفتم «الحمدلله».@

خوش به حال کسی که این روی زبانش هست، اما با چی روی زبانش هست؟ با یقین و باور، راجع به هر چه می‌خواهد بگوید می‌گوید الحمدلله، شکر خدا، الحمدلله؛ همه چیزم الحمدلله است که حالا برسیم در شراب امام سجاد (علیه السّلام) آنجا می‌بینید که خود حضرت چکار کرده.@

امام صادق (علیه السّلام) «مَنْ قَالَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعَ مَرَّاتٍ اَلْحَمْدُ لله عَلَى كُلِّ نِعْمَةٍ كَانَتْ أَوْ هِيَ كَائِنَةٌ فَقَدْ أَدَّى شُكْرَ مَا مَضَى وَ شُكْرَ مَا بَقِيَ» هر کس هفت مرتبه در هر روز این ذکر را بگوید «اَلْحَمْدُ لله عَلَى كُلِّ نِعْمَةٍ» سپاس خدای را بر هر نعمت «كَانَتْ أَوْ هِيَ كَائِنَةٌ» هر نعمتی که قبلاً بوده هر نعمتی هم که بعداً می‌خواهد بیاید خدایا من از الان بعدیها را هم دارم می‌گویم.@

خدا چه خدایی است می‌گوید چون تو می‌خواهی مثل من بشوی از الان حمدهایت را می‌توانی خلق کنی از الان خلق کن آن تمرینهای ذکری که در اردوی سوم به شما دادیم اردوی مشهد و اردوهای قبلی تو حمد را خلق کن حمدت را تا قیامت بیافرین چه خدایی است که اینطوری با ما حساب می‌کند.@

شما تا حالا یک کسی دیدید با شما اینطوری تجاری حساب کند حالا ما می‌گوییم ائمه بازاری هستند اما ائمه به نفع ما بازاری هستند نه به ضرر ما، بگو خدایا من الان دارم به تو می‌گویم، ممکن است غفلت کنم ممکن است گناه کنم ولی از الان دارم به تو می‌گویم خدایا هر نعمتی به من بدهی تا آخر از الان دارم می‌گویم «الحمدلله».@

خوش به حال آنهایی که شبیه خدا هستند، ببینید چقدر قشنگ است برایتان بخوانم آدم مست کند در آن ذکرها داشتیم «الْحَمْدُ لله كُلَّمَا حَمِدَ الله شَيْ‏ءٌ» حمد خدا را به جا می‌آورم هر وقت هر کسی و هر چیزی دارد خدا را حمد می‌کند من هم کنارش دارم خدا را حمد می‌کنم این بشر ببینید روحش کجا می‌رود.@

«وَ كَمَا يُحِبُّ الله أَنْ يُحْمَدَ» من آنطوری خدا را حمد می‌کنم که خدا دوست دارد حمد بشود «كَمَا هُوَ أَهْلُهُ» آنطوری که خدا شایسته‌اش هست.@

در روایت داریم فرشته‌ها ثواب حمد را می‌توانند بنویسند اما بنده وقتی گفت «كَمَا هُوَ أَهْلُهُ» دیگر فرشته می‌ماند می‌گوید خدایا من نمی‌توانم این ثواب را بنویسم، نمی‌فهمم ثواب این را بنویسم «كَمَا هُوَ أَهْلُهُ» او که تو اهلش هستی ما نمی‌فهمیم.@

لذا خیلی خوب است بنده خدا هر وقت می‌خواهد حمد بگوید حمد خالی نگوید بگوید «الحمدلله» همانطوری که خدا شایسته‌اش هست خدایا من آنطوری حمد می‌کنم، بقیه‌اش چیست؟ «وَ كَمَا يَنْبَغِي لِكَرَمِ وَجْهِهِ وَ عِزِّ جَلاَلِهِ» یادتان نرفته اینها را بگویید، هر چند می‌دانم نمی‌گویید.@

چون من تضمین کردم اگر کسی این حمد را که ما چند جلسه هم آموزشش دادیم اگر کسی این تسبیحات را اینطوری بگوید امکان ندارد به رویش در باز نشود من تضمین کردم اگر کسی مرتب بگوید حتماً خدا به رویش چیزی باز می‌کند، بله در تعقیبات مشترک هست.@

بعد چه می‌گویید؟ این خیلی قشنگ است، می‌گویید خدایا من «عَلی کُلِّ نِعمَةٍ» آنوقت نه الحمدلله، زیرکی را نگاه کن، معصوم چکاره است این حرفها را به ما می‌زند، ببین خدا ما را چطوری تربیت می‌کند، می‌گوید بگو «سبحان» رقص دارد این اصلاً رقص دارد.@

ترانه می‌خواهی بخوانی ترانه بخوان «سُبْحَانَ الله وَ الْحَمْدُ لله وَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله وَ الله أَكْبَرُ عَلَى كُلِّ نِعْمَةٍ» بر هر نعمتی که «أَنْعَمَ بِهَا عَلَيَ» به من داده «وَ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ» به هر بنده‌ای که خدا به او نعمت داده من شکرش را به جا می‌آورم.@

آن هم چطوری؟ «مِمَّنْ كَانَ» از زمانی که خدا خدایی می‌کرد، زمان ندارد، گفتیم که خدا چیه؟ ازلی است خدایا به ازلیتت من هر چه نعمت به هر کس دادی من برای همه‌شان شکر می‌کنم.@

«مِمَّنْ كَانَ أَوْ يَكُونُ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ» اگر بعد از من هم هر کس بیاید تو هر نعمتی به او بدهی من به آنها هم تو را شکر می‌کنم حمد تو را بجا می‌آورم این وجود با یک بار این ذکر را گفتن، اگر ذکر چی باشد؟ زبانی نباشد اگر معرفت داشته باشد.@

چه می‌گوید این آدم تبدیل می‌شود به چی، یک بار حمد با آدم چکار می‌کند، این را اکسیر می‌گویند به این کیمیا می‌گویند نه اینکه بروم 40 سال وقت بگذارم یاد بگیرم مس را چطوری طلا کنم یا فلان کس آنقدر بزرگ بود که دست زد به فلان چیز طلا شد.@

من اکسیر دارم 40 سال گناه دارم اکسیر خدا به من داده به خودم می‌زنم 40 سال نورانیت می‌شود، نه 40 میلیارد سال نورانیت برای من ذخیره می‌کند، 40 سال! خدا دست ما اکسیر می‌دهد.@

یک سؤال جواب ندهید پیش خودتان جواب بدهید خدا وکیلی چند نفر بعد از نماز این ذکرهایی را که من گفتم می‌گویند؟ همین پیش خودتان جواب بدهید، بنشین نفس‌ات را باز کن تمرکز داشته باش این را بگو من تضمین کردم تضمین می‌کنم یعنی خدا لعنت کند من را اگر دروغ بگویم یا مبالغه کنم اگر کسی روی این استمرار داشته باشد خدا خیلی در به رویش باز می‌کند.@

به آن بچسبید و از دست ندهید این کیمیاست که به ما دادند من الان چند سال است می‌خواهم به حس و حالهای شما نگاه کنم یک چیزی بالاتر از این به شما بگویم بعد می‌بینم که نه شما تنبل هستید آن دفعه هم اینها را گفتم از امام رضا اجازه گرفتم ولی واقعاً می‌خواهم یک چیزهای بزرگتر به شما بگویم اصلاً شما کیمیا را ضایعش می‌کنید ولی معرکه است.@

«فَقَد اَديّ شُكرَ ما مَضي وَ شُكرَ ما بَقِي» معصوم است تضمین می‌کند، می‌گوید ادا کرده شکر همه نعمتهای گذشته و آینده‌اش را، روزی هفت بار «اَلْحَمْدُ لله عَلَى كُلِّ نِعْمَةٍ كَانَتْ أَوْ هِيَ كَائِنَةٌ» آن که من گفتم البته از این بالاتر است آن که تعقیبات هست آن را شما بگو.@

این که برای خودت است آدم نباید کوچک باشد همه‌اش برای خودش باشد بگو خدایا به هر کسی نعمت دادی حالا من بخواهم این کس‌اش را باز کنم مغزتان سوت می‌کشد آنوقت شام باید دو برابر بخورید پول نداریم بدهیم.@

«أَوْ هِيَ كَائِنَةٌ» خدایا به هر کس هر چه دادی به هر کس هر چه می‌دهی تا قیامت من شکر، من کنارش هستم شکر می‌کنم؛ حالا خداوکیلی اگر کسی راست بگوید ذکر قلبی اگر این بگوید این آدم دیگر حدش را فقط خدا می‌تواند حساب کند.@

این آدم اگر اینطوری باشد روز قیامت خدا می‌گوید اینها را جدا کنید به بهشت ببرید اینها نباید معطل بشوند اینها خیلی محترم هستند اینها را اصلاً نگه ندارید به بهشت ببرید با مردم کار داریم بقیه حساب و کتاب دارند ولی اینها حساب و کتاب ندارند ضربدر نشان داده داور ضربدر نشان داده.@

حالا یک سؤال: علامت اینکه یک نفر ذکر قلبی بگوید اینها را قلبی بگوید چیست؟ علامتش چیست؟ اینکه هیچ وقت به نعمتهای هیچ کس حسادت نکند اگر حسادت در دلت آمد در هر زمینه‌ای محبت، مال، فرزند، همسر، در هر زمینه‌ای حسادت سراغت آمد شاکر نیستی کفران داری.@

اگر حسادت نداشتی در هیچ زمینه با هیچ بنده‌ای، اگر چشم و هم‌چشمی با هیچ کس نکردی اگر با هیچ کس رقابت نکردی شاکر هستی اگر به مقام رضا رسیدی نگویی از زندگی‌ام، بچه‌ام، شوهرم، مالم، شغلم، رشته‌ام راضی نیستم شاکر می‌شوی اهل رضا می‌شوی آن موقع است که دیگر وجودت کیمیاست خودت کیمیا هستی خودت مبارک می‌شوی.@

این آدم هر چه گناه در این بریزد پایش جایی بلغزد اشتباه و گناهی باشد آنقدر این آدم مبارک و معطر است که گناهان را اصلاً ذوب می‌کند به شرطی که هر وقت گفتند فلانی پولش از پارو بالا رفت بگو خدا را شکر، الحمدلله، اگر گفتند آن که از تو پایین‌تر بود از تو بالاتر شد بگویی الحمدلله، بگویند شاگردت از تو جلو زد بگویی الحمدلله.@

اگر خواهرت که کوچکتر از توست ده سال بعد از تو ازدواج کرده صاحبخانه شد مکه و مدینه و کربلا رفت و تو هنوز یک بار هم نتوانستی بروی و مستأجر هستی خوشحال شدی که او رفته تو برنده شدی.@

اگر ازدواج نکردی ولی سه تا خواهر کوچکتر از تو ازدواج کردند سه تا برادر کوچکتر از تو ازدواج کردند شاد و خوشحال و شنگول هستی پولت را پای اینها می‌ریزی که اینها زودتر ازدواج کنند تو خیلی مبارک هستی ولی اگر حسودی کردی مقایسه کردی نه، این مبارکی وجود ندارد ذکرت ذکر چیه؟ زبانی است به درد نمی‌خورد حالا در این باره بعداً صحبت خواهیم کرد.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

بخش کلیپ

یکی از آن اسمهای قشنگی که خدا دارد در جوشن کبیر هم هست که خیلی برای ما چسبنده است لذت دارد گفتنش، اینقدر این خدا ناز و مهربان است اینقدر این خدا خداست چه بگوییم، در مورد خدا چه بگوییم، به متقین به عارفین به صدیقین می‌گوید فکر نکنید که من اله شما هستم من اله گناهکاران هم هستم لذا می‌گوید گناهکاران من را با اسم خودشان می‌خوانند «یا اله المذنبین».@