بسلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیهشده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان را درباره تسبیحگویی موجودات همراه انسان ادامه میدهیم.@«وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ» به یاد بیاور بنده ما را داود «ذَا الْأَيْدِ» که بسیار قدرتمند بود «إِنَّهُ أَوَّابٌ» اواب یعنی کسی که حالت توبه و انابهاش (اوب یعنی بازگشت، اواب یعنی بسیار حالت توبه و انابه و استغفار داشت) که خداوند به او اواب میگوید.@و نشان میدهد که این حالت انسان را پیش خدا خیلی محبوب و عزیز و قدرتمند میکند. چون میگوید «ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ» پس اگر کسی قدرت را میخواهد امکانات و تواناییها را میخواهد باید از توبه و استغفار بالاتری برخوردار باشد و عمیقتر.@هر چقدر حواس انسان باشد توبه و استغفار کند نه از گناهانش این که کار ماست از فکر و خیال و اوهام و کسرات و پرداختن با کسرات، از غفلتهای لحظه به لحظه از حضور حق تعالی که این را انبیاء برای خودشان گناه میدانستند بسیار بازگشتکننده بود.@«إِنَّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِشْراقِ» ما تسخیر کردیم کوهها را همراه او که تسبیح میگفتند در شامگاه و بامداد «وَ الطَّيْرَ» پرندگان را از هر سو بر او گرد آوردیم همگی به نوای دلنوازش به سوی او بازگشتکننده.@«مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ» این خیلی مهم است، همه با هم به سوی او این حالت توبه را داشتند و ستایشگر بودند. یک چیزی هست که در داستان مرحوم سید نعمت الله جزائری هم خدمت شما بعضی از نمونههایش را عرض کردیم.@«فَفَهَّمْناها سُلَيْمانَ وَ كُلاًّ آتَيْنا حُكْماً وَ عِلْماً وَ سَخَّرْنا مَعَ داوُدَ الْجِبالَ يُسَبِّحْنَ وَ الطَّيْرَ وَ كُنَّا فاعِلِينَ» باز خداوند این را تکرار میکند، اینکه میآورد در یک کتاب محدود و خدا تعیین میکند که در هر آیه چه بیاورد نشان میدهد که یک جایگاه مهمی دارد که خدا میخواهد این را برای ما تکرار بکند.@(یک بحث داوری پیش آمده بود که داستانش را همه شما میدانید، معنی داوری را داود باید میکرد که بعد حالا یک امتحانی در آن شد) پس آن داوری را به سلیمان فهماندیم و به هر یک از آن دو حکمت و دانش عطا کردیم. پس این حکمت و دانش عطاکردنی هست انسان میتواند از خداوند اینها را دریافت بکند.@چطوری دریافت بکند؟ «اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» یعنی هر چقدر انسان از چیزهای غیر الهی پرهیز بکند خود خدا مستقیماً، واسطه هم ندارد «يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» خود خدا مستقیماً علم را به انسان میدهد.@بسیاری از علومی که در سینه مردان خداست اهل تقوا هست از کتاب و سخنرانی و جای دیگری اینها حرفهایشان را نیاوردند بلکه اینها تعالیم الهی است که به قلب آنها وارد شد.@و کوهها را با داود و پرندگان به نیایش واداشتیم و ما «وَ كُنَّا فاعِلِينَ» میگوید ما این کاره هستیم یعنی ما برایمان این کار کار سختی نیست.@«وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ» به راستی داود را از جانب خویش مزیتی عطا کردیم و گفتیم ای کوهها با او در تسبیح خدا هم صدا شوید و ای پرندگان هماهنگی کنید و آهن را برای او نرم گردانیدیم.@اینها به خاطر همان حالتهای معنوی داود (علیه السّلام) هست آهن را چون ایشان میگفت من دوست دارم از دسترنج خودم، خداوند فرمود من دوست دارم بندهام از دسترنج خودش غذا بخورد از جایی نگیرد.@این برای من محبوبتر هست که هر بنده من خودش تا آن جایی که میتواند خودش زحمت بکشد کار کند و تلاش بکند و از دسترنج خودش محصول کار خودش.@برای اینکه داود بتواند کار کند خداوند آهن را در دست داود نرم کرد «و ألنا» لین یعنی نرمی، نرم کردیم در دست داود این آهن را که با آن زرهبافی میکرد خودش زره میبافت و زره را میفروخت درآمد کسب میکرد.@داستان قشنگی هم در این رابطه هست که لقمان (علیه السّلام) میبیند داود این کار را میکند کنجکاو میشود بپرسد برای چه این کار را میکنی ولی همانطور که گفتم لقمان حکیم است اینطور نیست که هر دفعه بخواهد حس کنجکاوی خودش را با سؤال ارضا کند.@نمیگوید، صبر میکند داود که زره را میبافد میگوید زره چیز خوبی است. چون نمیدانستند آن موقع اولین بار بود که بافت زره داشت در جهان انجام میشد داود میگوید زره چیز خوبی هست برای دفاع از انسان، لقمان میگوید سکوت هم چیز خوبی هست برای اینکه انسان به جوابش برسد.@ یعنی خیلی وقتها انسان باید صبر و حوصله کند آدمی که عجول است جلوی دهانش را نمیتواند بگیرد به راحتی هر حرفی را میزند و نمیتواند نگه دارد این هم به خودش و هم به دیگران آسیب میزند و هم شخصیت خودش را خورد میکند.@امام علی (علیه السّلام): «انَّ الْإِنْسَانَ إِذَا كَانَ فِي الصَّلَاةِ فَإِنَّ جَسَدَهُ وَ ثِيَابَهُ وَ كُلَّ شَيْءٍ حَوْلَهُ يُسَبِّح» انسان هرگاه به نماز بایستد بدن او و جامههایش و هر آنچه پیرامون او هستند تسبیح میگویند؛ یعنی روح مؤمن برای انسان وقتی این کار را میکند (دستم را نگاه کنید) وقتی این بخش توجه دارد تمام بخشهای مؤمن یعنی عقل و وهم و خیال و حساش هر پنج قوهاش در تحت فرمان چه هستند؟ فوق عقل هستند. لذا بدن سجده میکند.@ «سَجَدَ لَكَ سَوَادِي وَ خَيَالِي وَ بَيَاضِي» چقدر قشنگ است این، پیغمبر میگوید همه وجودم ای خدا برای تو سجده میکنند. فقط با بدن سجده نمیکنم با همه هستیام با همه وجودم سجده میکنم.@ یکی از چیزهایی که حالا ما دوست داشتیم خدمت شما بگوییم و نتوانستیم این کار را بکنیم چون فرصتمان کم بود همین تمرین سجده بود. انشاءالله اگر عمری باشد یک فرصت دیگری.@ «إن الانسان» که این را خواندیم میفرماید همه چیز با انسان سجده میکند حتی لباسش هم با آن «وَ كُلَّ شَيْءٍ حَوْلَهُ» تمام اشیاء اطرافش هم، خانه و فرش و دیوارها و همه چیز با مؤمن تسبیح میگویند و همه نماز میخوانند.@امام باقر (علیه السّلام) فرمود: «إِنَّ كُلَّ شَيْءٍ عَلَيْكَ تُصَلِّي فِيهِ يُسَبِّحُ مَعَكَ قَالَ وَ كَانَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِذَا أُقِيمَتِ اَلصَّلاَةُ لَبِسَ نَعْلَيْهِ وَ صَلَّى فِيهِمَا» میفرماید که: هر چیزی که بر تن توست و با آن نماز میخوانی هم صدا با تو تسبیح میگوید پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه نماز برپا میشد نعلین خود را میپوشید و با آنها نماز میخواند.@منظور از نعلینن کفش نیست یک چیزی مثل جوراب که در پا میکشیدند به آنها هم همین را میگفتند که میشد با آن نماز خواند آن را هم میپوشید و آن هم همراه پیغمبر و با آنها نماز میخواند یعنی آنها هم تسبیح میگفتند با رسول الله.@فرمایش پیامبر به بلال هست ای بلال شخص روزهدار زمانی که در حضور او غذایی خورده میشود استخوانهایش تسبیح میگویند و فرشتگان برایش آمرزش میطلبند این حالتها خیلی دقیق و لطیف و عمیق است این را خوب دقت کنید.@ببینید خدا به تکتک حالتهای ما تسلط دارد مؤمن روزه است تحت فشار است بعد کسی میآید جلوی او غذا و آب میخورد خب یک نوع تحریک است و مؤمن در مقابل این تحریک موقع روزه به روزهاش ایمان دارد شک و تردید و تزلزل ندارد. در این حالت میگوید تمام وجود این مؤمن استخوانهایش تسبیح میگویند و فرشتگان برایش آمرزش میطلبند.@باز نگاه کنید «من شرب شربة من ماء فتجرعه في ثلاث جرع. يسمي الله تعالى في أوله وبحمده في آخره لم يزل الماء يسبح في بطنه حتى يخرج» میگوید هر کس آب بنوشد با سه جرعه، اولش بسم الله بگوید آخرش الحمدلله بگوید آن آب در شکم او تا زمانی که خارج شود تسبیح میگوید.@یک ثوابی دارد که دیگر آن حد ندارد آن زمانی است که وقتی آبش تمام شد بگوید «السلام علیک یا أبا عبدالله» و لعنت کند دشمنان حضرت را، آنجا دیگر انسان از کادر خارج میشود و انگار یک همچین آدمی پوست میاندازد وقتی که به امام حسین (علیه السّلام) سلام میدهد.@امام زینالعابدین (علیه السّلام): «إنَّ طالِبَ العِلمِ إذا خَرَجَ مِن مَنزِلِهِ» من دائم دارم عربی میخوانم، حضرت فرمود جوینده دانش هرگاه از خانهاش خارج شود پایش را بر هیچ تر و خشکی بر روی زمین نمیگذارد (این در مورد شماست که این مسیرهای دور را از خارج از کشور و داخل کشور و سراسر کشور تشریف آوردید).@جوینده دانش هرگاه از خانهاش خارج شود پایش را بر هیچ تر و خشکی بر روی زمین نمیگذارد مگر اینکه آن زمین تا زمین هفتم برایش تسبیح گویند. چقدر مهم است که انسان برود دانش یاد بگیرد اهل دانش باشد. فرمودند آقا علم چه هست؟ فرمود علم سه چیز است همان سه مرحله اصلی: اعتقادات، اخلاق، و احکام. این برای هر انسانی واجب است.@فرمود: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم» هر مسلمانی طلب این سه علم برایش واجب است. «انما العلم ثلاثه» علم سه تاست اعتقادات، اخلاق، احکام؛ اعتقادات برای بخش حقیقت، اخلاق طریقت، احکام شریعت.@فرمود: «و ما خلاهن فهو فضل» بقیهاش به هر کسی واجب نیست بقیهاش دیگر سلیقهای است یک کسی دوست دارد برود پزشکی بخواند یک کسی دوست دارد برود مهندسی بخواند، اینها دیگر علومی هست که برای دنیا و شغل و چیزهای دیگر نیاز هست برای امور حیوانیاش نیاز هست.@مثلاً میخواهد مملکت تشکیل بدهد خب یک سلسله علوم لازم دارد، ارتش میخواهد تشکیل بدهد یک سلسله، دانشگاههای دیگر همه علومهای مختلف لازم هست. آنها دیگر فضیلت است اما آن که واجب است این سه تا علم هست که هر مسلمانی واجب است یاد بگیرد و انسان وقتی که در طلب علم هست میفرماید که خداوند این اتفاق قشنگ برایش میافتد همه چیز تسبیح میگوید.@باز از نبی اکرم هست «أَرْبَعٌ قَبْلَ الظُّهْرِ بَعْدَ الزَّوَالِ تُحْسَبُ بِمِثْلِهِنَّ فِي صَلَاةِ السَّحَرِ وَلَيْسَ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا وَهُوَ يُسَبِّحُ اللَّهَ تِلْكَ السَّاعَةَ» میفرماید چهار رکعت نافله پیش از نماز ظهر که پس از زوال خورشید خوانده شود با همین تعداد تکرار در نماز سحر یعنی نماز صبح برابری میکند.@یعنی اینکه انگار در سحر نماز خوانده، آن هشت رکعت نافله را کاری ندارد، میخواهد بگوید چهار رکعت اینطوری که ما هشت رکعتی میخوانیم، میخواهد بگوید که چهار رکعت از این نماز برابری میکند با چهار رکعت در نماز سحر.@هیچ موجودی نیست مگر اینکه در این ساعت خدا را تسبیح میگوید. یکی از مواقع استجابت دعا این ساعتهای خیلی خاص است یعنی انگار که در آسمان در این حالتهای بسیار خاص توجه حق تعالی و آسمان در این ساعتها به بندگان خدا و به زمین بیشتر میشود. انشاءالله بقیه پاورپوینتها را هم ما خدمت شما تقدیم خواهیم کرد.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@