بسلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیهشده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بعد از ارائه این تصویر بسیار زیبا و جامع دربارۀ تسبیح همه ماسوی الله از جمادات و گیاهان و حیوانات، که حالا تسبیح فرشتگان را هم اضافه خواهیم کرد نسبت به حق تعالی در قرآن و روایات و ادعیه آنچه که مهم هست این هست که ما اهل تسبیح باشیم.@یعنی یاد بگیریم که خودمان تسبیح بگوییم، این روایت در حدیث معراج هست، حدیث معراج میدانید که داستان معراج رسول الله است، و اینکه خداوند مهمترین حرفهایش را با پیغمبر آنجا زده، و در واقع رسول الله برای ما از معراج یک سوغاتی خیلی خیلی گرانقیمت و بینظیر آورده است.@یک قرآن آورده که یک بحث دیگر است آن در روند وحی و نبوت هست، در این میان یک سفر معراجی پیامبر داشته و از خداوند تبارک و تعالی یک سلسله آموزههای ویژه و خاصی به رسول الله، آنها خیلی خاص و ویژه است، فقط مخصوص آدمهایی هست که میخواهند قدرتمند باشند، خاص باشند، ویژه باشند، حدیث معراج دستورالعملهایش فوقالعاده است.@یعنی انسان توجه بکند پیامبر عزیزترین کس خدا با خدا یک جلسه خصوصی داشته. حالا خداوند بهترین حرفهایش و مؤثرترین حرفهایش را برای اینکه بشر بتواند، مراتب رشدش را طی بکند و به هدف خلقتش برسد به پیغمبر زده، توصیه کرده که این کار، قشنگ یک چینش فوقالعاده دقیق و ریاضی دارد.@ در یک بخشی از این توصیهها میفرماید که این کلام خداست، کلام خدا ما خیلی با آن سطحی برخورد میکنیم، خدا کند یک زمانی از روی قلب ما این پرده کنار برود که ما فقط بفهمیم کلام خدا یعنی چی، همین یعنی التماس کنیم به خدا که این پرده کنار برود.@این وجودی که شما میبینید، این وجود بینهایت و مطلقی که میبینید اسمش خدا است، و بینهایت جلوه کرده، که همه انسانها، میلیاردها میلیارد انسان در طول تاریخ خلقت همه مشغول مطالعات جلوههای ریاضی او هستند، الان در روی زمین صدها رشته علمی در دانشگاهها دارد تدریس میشود، فقط برای شناخت مخلوقات خدا و جلوههای خدا.@این حجم عظیم از دانشی که تولید شده تازه فرمودند دو پله از 27 پایه علم است، 25 پایهاش را هم امام زمان میآورد، ببینید علم چه خواهد شد، این خدا کیست، که در آن واحد تمام این بینهایت مخلوقات را دارد اداره میکند، تکتک من و شما، نه فقط من و شما، تکتک سلولها و اتمها، و الکترونها، و نوترونها، و پروتونها، پایینتر تا کوالکها، در کنار همه آنها حضور دارد و دارد همه آنها را اداره میکند، این موجود کیست.@شما صدها میلیون کهکشان را نگاه بکنید، و تازه میگوید، «وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ» داریم توسعهاش میدهیم، «كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ» هر لحظه خدا دارد خلق میکند، این کیست، این شخص کیست؟ بالاخره آدم باید ذهن و قلبش با این شخص که اسمش الله است درگیر بشود، و دارد دائماً خودش را به ما نشان میدهد.@این کسی که انبیاء عظام را آنطوری به خاک میزند، میافتند شب تا صبح به گریه برایش، از دلتنگیش، از عشقش، بیتاب میشوند، ملائکه آنگونه، انبیاء آنگونه، صدیقین و شهدا و صالحین آنگونه اسیرش هستند، دانشمندان در رشتههای مختلف هر چند کور هستند نمیبینند، ولی بالاخره درگیرش هستند، کافر هم باشد درگیر خدا است، یک دانشمند کافر هم باشد درگیر مطالعات جلوههای خدا است.@همه درگیر او هستند هیچ کس نمیتواند درگیرش نباشد، این شخص کیست، ای کاش حواسمان باشد که این شخص، اول خوب در موردش فکر بکنیم، بعد حالا دقت کنیم که این شخص با ما حرف میزند، با ما سخن میگوید، منطقش را میگوید، نگاههایش را میگوید، ارزشها را میگوید، قیمتها را میگوید.@میگوید من برای چی این دنیا را خلق کردم، میگوید تو کیستی، میگوید من داستان خلقتم چیست، میگوید من هدفم چیست، میگوید من کیفیت خلقتم چیست، میگوید کجا مهم است، کجا اهمّ است، کجا اصلاً ارزشی ندارد، با ما حرف میزند، هم با خلقتش دارد حرف میزند و هم کلام دارد.@با قرآن با ما حرف میزند، امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در نهجالبلاغه دارد «فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِهِ» خداوند در کتابش جلوه کرده برای بندگانش «مِنْ غَيْرِ أَنْ يَكُونُوا رَأَوْهُ» بدون اینکه او را ببینید دارد حرف میزند، قرآن کلام الله است، شوخی نیست، چیزی که ما خیلی ساده در خانههایمان داریم و در زندگی ما حاشیه است، برای اولیاء الهی، برای انبیاء جدیترین مسئله بوده است.@یعنی ما که تلویزیون و سریالها و شبکههای مجازی و آدمها و دلقکبازیهای خیلی از آدمها و مسخرهبازیهایشان و شر و ورهای خیلی از مهمانیها توجه ما را جمع میکند، برای یک آدم حسابی این چیزی که دائماً در خانهاشان وقتی وارد میشوند، نور میدهد، روشنایی میدهد، در قلبشان چنگ میاندازد، آنها را میکشاند، شب و نصف شب که با آن درگیر بشوند قرآن است.@نه برای اینکه فقط بفهمند، برای اینکه اینقدر دلتنگش هستند، چون فرمود هر وقت دلتان برای من تنگ شد، خواستید با شما حرف بزنم قرآن بخوانید، شما میبینید طرف یک پیامک برایتان فرستاده، یک کسی که خیلی دوستش دارید 30 دفعه این پیامک را نگاه میکند، دو تا جمله است، بگذار این نامه را بخوانم، یک نامه برای من فرستاده، پیامک برایم فرستاده، آن را نگه میدارید، آن را عزیز میدارید.@«کِتابٌ مِنَ الله» کتاب از خدا فرستاده، «تَنْزيلٌ مِنَ الله» همین فهم این کلام که خیلیها نسبت به آن بیرغبت هستند، نه میروند ادبیات عرب را یاد بگیرند، نه میروند قرآن یاد بگیرند، نه میروند علوم قرآنی یاد بگیرند، ترجیح میدهند دائماً سراغ فرعیات بروند.@ آنهایی که خیلی بزرگ هستند فقط عمرشان را روی این میگذارند که قرآن بفهمند، ببینند منطق این شخص چیست، که هم دلشان برایش تنگ میشود، دوست دارند این حرفهایش را بزند، آن هم به شیوههای مختلف، با آهنگهای مختلف، با سبکهای مختلف، یک عروسی فرستاده سوره الرحمن، در این سوره چکار کرده.@یک قلب فرستاده قلب حرفهایش را در یس به ما میزند، قلب قرآن، یک بقره دارد که اصلاً آدم حیران میماند، تا سورههای کوچک، یک جملهای، دو جملهای، صد جملهای، هزار جملهای، برای ما فرستاده است، کلام الله است یعنی یک کسی که بفهمد چیست همینطور دوست دارد، درگیرش بشود.@این شخص چه میخواهد بگوید، بعضیها من نمیدانم، دانشمند غربی دکترای فوق تخصص، یا دکترای کلام کانت، و دکارت، هگل، و مارکس را گرفته، کلام هگل را میفهمد میخواهد بفهمد چه گفته، بعد خود هگل هم خیلی جاهایش نامفهوم است، خودش هم میگوید من خیلی حرفهای خودم را بعد از یک مدت نمیفهمیدم، این میخواهد برود کلام او را بفهمد.@عمر گذاشته که بفهمد فلان کس چه گفته یا چه چیزی میخواهد بگوید، ولی وقتی میگویی بیا وقت بگذار نهجالبلاغه یاد بگیر، صحیفه یاد بگیر، قرآن یاد بگیرد، ببین این بزرگان خلقت چه گفتند، چه میگویند، اصلاً هیچ رغبتی نیست، یک صحیفه بخواند، نهجالبلاغه بخواند، قرآن را بخواند.@به علوم مزخرف بشری علاقه دارد، به شیطنتها، به دری وریهایی که خیلی از آدمها بیخود تولید کردند علاقمند است، به کارهایی که آنها میکنند، و به کلام الله علاقمند نیست، این قلب باید اصلاح بشود، چون قیمت هر قلبی کششهایش است، به کجا کشش داری بفهمی این قیمت و سطح تو را مشخص میکند.@علاقهات چیست؟ شهوتت در خدا است؟ اینکه در روایت داریم خدایا شهوت ما را در خودت قرار بده «وَ اجْعَلْ هَوَايَ فیک» هوایم را در خودت قرار بده، اگر قرار است من یک شهوتی داشته باشم، یک میلی داشته باشم، یک کششی داشته باشم در خودت قرار بده.@در شنیدن شهوت شنیدن کلام خودت، در فهمیدن فهم کلام خودت، در موسیقی و ترانه موسیقی و ترانههای کلام خودت و اولیائت، اینها را ما باید توجه بکنیم، الان من میگویم خداوند در حدیث معراج فلان فرمود، این کلام شوخی نیست، حدیث معراج یعنی خدا با عزیزترین کسش خلوت کرده، حالا دارد حرف میزند، سخن میگوید.@ما وقتی فهممان در برزخ و بهشت زیاد شد، تمام بهشتیان مدتها معطل هستند در بهشت در اوج لذت، چه موقع میشود یکبار اباالفضل را ببینیم، دو دقیقه صدایش را بشنویم، با این تُن صدایش با ما حرف بزند.@چه موقع میشود من حضرت معصومه را ببینم، در زیارت حضرت معصومه مگر نمیگویید «عَرَّفَ اللهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ» خدا من و شما را به هم معرفی بکند، آن لحظهای که میخواهد به حضرت معصومه معرفی بکند با حضرت معصوم سلام و علیک بکنی، این حضرت معصومه چه میخواهد بگوید، این بانوی عزیز الهی، اباالفضل چه میخواهد بگوید، علیاکبر چه میخواهد بگوید، امیرالمؤمنین چه میخواهد بگوید.@ جزء آرزوهای انسان است در زیارت جامعه کبیره، خدایا من را از کسانی قرار بده «وَ تَقَرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ» فردا همه شما را میبینم، از کسانی قرار بده که چشمم به جمال همه شما روشن بشود، تا حالا فکر کردید تُن صدای امام رضا چطوری است؟ موسیقی کلام امام رضا، پیامبر نگاهش چطوری است، لبخندش چطوری است.@اینها از بهشت بالاتر است، بهشت جایی است که تو بنشینی روبروی امام حسین و حضرت با تو حرف بزند، این بهشت است، تو من را نگاه کنی من هم تو را نگاه کنم، اینها شرابهای بهشتی است، دو دقیقه علیاکبر را ببینی، در بهشتت نشستی یک قاصد از امام رضا سراغت میآید، آقا سلام رساند گفت امشب خانه ما بیا، ما مراسم داریم، جشن داریم، بزم داریم، بلند بشو بیا.@ببینید موسی (علیه السّلام) که به او کلیم الله میگویند، چه حالی کرده موسی، روزها و ساعتها و شبها نشسته خدا با او مستقیم حرف زده، چه محضر و بارگاهی، حالا این خدا با ما هم در دنیا حرف زده و حرف هم میزند، تو بفهم قرآن چیست.@بارها من گفتم تمرین کنید قرآن را با صدای خود خدا بخوانید نه با صدای هیچ قاری، حتی با صدای خودتان هم نخوانید، در آن لحظه حواست باشد که خدا دارد با تو حرف میزند، امام (علیه السّلام) یک لحظه توجه داشت که چه کسی دارد با او حرف میزند، حضرت از حال میرود.@گزارش را از حدیث معراج امیرالمؤمنین میگوید، خداوند حالا میخواهد پیغمبر را صدا بکند، چون پیغمبر را خیلی دوست دارد، با اسم آسمانیش صدا میکند «يَا أَحْمَدُ لَيْسَ كُلُّ مَنْ قَالَ أُحِبُّ اللهَ أَحَبَّنِي» اینطور نیست که «لَيْسَ كُلُّ مَنْ قَالَ» هر کس که بگوید «أُحِبُّ اللهَ أَحَبَّنِي» اینطور نیست هر کس بگوید من را دوست دارد راست بگوید دوست داشته باشد.@خیلیها دم از عشق خدا و محبت خدا میزنند اما اینطور نیستند، اینقدر این خدا دوستداشتنی است که دروغ گفتنش هم قشنگ است، میگوید علامت یک کسی که من را دوست دارد این است «حَتَّى يَأْخُذَ قُوتاً» تا اینکه غذایش را بگیرد، غذا بردارد، یعنی چی؟ «وَ يَشْتَغِلُ بِذِكْرِي اشْتِغَالًا» مشغول یاد من بشود.@اگر دوستم داشته باشد، مدام میخواهد با سخن من، کلام من، مرام من، آیین من سر و کار داشته باشد، دوست دارد، قاعده طبیعی هم هست آدم عاشق هر کسی باشد همینطوری است، جنبههای عشق جمادی نگاه کنید طرف مدام با چک و پول و سفته و دلار و ارز و سکه عشق دارد، مدام صبح تا شب در موبایلش بورس، این عشقش اینطوری است.@آن که گیاهی است همینطور است، با گل و گیاه و درخت و شکم و غذا و آشپزخانه و مدلهای غذایی و مکتبهای غذایی و کیک و خورشت و دسر، دیدید بعضیها صبح تا شب وقتشان همین است، یکی عاشق ورزش است، میبینی شب تا صبح، صبح تا شب، «يَشْتَغِلُ بِذِكْرِي» مشغول ذکر من بشود.@قوتش را بگیرد، یعنی چی؟ یعنی یاد من برایش غذا باشد، غذا یعنی چی؟ شما با غذا چکار میکنید، غذا یعنی یک چیزی که در چشم چشمت را نوازش میدهد، همین که آن را میبینی هوس میکنی، یک موقع آدم اشتها هم ندارد چشمش که به یک غذا میخورد اشتهایش باز میشود، چه برسد آن را بخورد، باید بخورد.@یاد خدا قرآن برایش غذا میشود، همانطور که شما از یک چلوکباب، گوشت، خورشت، میوه، لذت میبری وقتی داری میخوری، وقتی داری یاد میدهی بخوری و لذت ببری، ما خیلی وقتها ذکر خدا را دوست داریم، برای ما دارو است، با تلخی آن را میخوریم ما را هم خوب میکند، ولی نه یک موقع هست غذا است، یعنی چیز اصلی برای تو میخوری لذت میبری و رشد میکنی، برای تو غذا باشد.@«وَ يُكْثِرَ التَّسْبِيحَ دَائِماً» زیاد تسبیح بگوید، بعد میگوید دائماً با تسبیح سر و کار داشته باشد، چند تا تسبیح قدرتمند برای اینکه وقتتان را با آن پر کنید، اینها تسبیحات بینظیر قدرتمندی است که اگر بخواهید با آن کار بکنید، ما را پر میکند.@اگر کسی میخواهد بگوید من را دوست دارد، چقدر دوست دارد با من باشد، چقدر دوست دارد یاد من بکند، اصلاً چقدر یاد من میکند، چقدر دوست دارد با من خلوت بکند، چون ذکر همنشینی است، ما الان چرا یاد یک چیزی را میکنیم، مثلاً یاد یک رستوران، یاد یک نقطه در شمال کشور، یاد کربلا، یاد کاظمین، یاد فاصله را طی میکند، آن را در قلبت میآوری و از آن لذت میبری، (وصف العیش نصف العیش).@تو در واقع میخواهی با یاد حاضرش بکنی فاصله زمان و مکان را طی میکنی، معشوق را در قلبت میآوری و از آن لذت میبری، آنهایی که مینشینند فکرهای باطل و شهوتآلود، حالا شهوتهای مختلف، شهوتهای حسی، خیالی، جنسی، حتی علمی میکنند، این در واقع حاضرش میکند که از آن لذت ببرد.@چون بین مجردها زمان و مکان نیست، تو احضارش میکنی در نفست همان موقع از آن لذت میبری، و دائماً داری در خیالت از آن لذت میبری، اگر یک کسی خدا را دوست دارد در نفسش آن را احضار میکند، این نفس دائماً هوس میکند.@یک کسی را دوست داشت حالا آن طرف رفته یا مُرده بعد میبینی این شب تا صبح همینطوری در خیالش، در اتومبیل، موقع خواب او را احضار میکند، با او حرف میزند، با او رابطه دارد.@
با او در خیالش عشقبازی میکند، و از این عشقبازی لذت میبرد، ذهنش جای دیگر نمیرود، ما رشدمان در جایی هست که با خدا به خیالپردازی بیفتیم، کسی که به غیب نیفتد به خیالپردازی هنوز بچه است، هنوز بالغ نشده، یعنی تا تو را رها کردند مثل کِش ذهنت برود در خیالهای الهی، تا دورت خلوت شد، تو رختخواب رفتی، پشت اتومبیل نشستی، در هواپیما هستی، در تاکسی نشستی، در اتوبوس هستی، هر جا که هستی ذهن سراغ معشوقت برود.@ذهن سراغ هر چیزی که برود آن اول معشوق میشود، قیمتت هم از آن در میآید، خدا چه گفت، من بندهام را میشناسم، خودم او را آفریدم، خودم انواع معشوق را برایش گذاشتم، آن بنده من که میگوید من را دوست دارد این موضوع عشق خداست، شوخی نیست، یعنی این موضوع ساده در ذهن ما جای گرفت، موضوع عشق یک همچین شخصی است.@یک موقع هست میگویی من درگیر خدا هستم، بیچارهام کرده، میگوییم کجا؟ میگویی در اتم، الکترون، نوترون، گیاه، ماهی گیر او هستم، دارم کشف میکنم ببینم، 20 ـ 30 سال مشغول او هستم، در فیزیک، شیمی، روانشناسی درگیر خدا هستم، ولی یک موقع هست میگویی من درگیر این ذات هستم، درگیر این شخص هستم، با خودش کار دارم، درگیر این شخص هستم.@و حالا راجع به عشق به این موجود شما داری حرف میزنی، این شوخی نیست خدا مرحله عشقش را با هیچ فرشتهای در میان نگذاشته، راجع به دوستداشتن و عاشقی بالاخره به شأن خودش خواستگار خدا پیدا میکند، دلبری مثل خدا، یک شاهدی مثل خدا مگر هر کسی را برای خواستگار قبول میکند.@میخواهد بگوید خواستگارهای واقعی من اینطوری هستند، که اینها یاد من را میخورند، یاد من برایشان قوت است، «ذِكْرُ اللهِ قُوتُ ِ الْأَرْوَاحِ» «قُوتُ النُّفُوسِ» امیرالمؤمنین فرمود یاد خدا قوت یعنی غذا، یعنی آن که مایه حیات تو است، مایه زنده بودن تو است، یعنی اگر نخوری گرسنهات میشود.@الان شما صبحانه میل کردید، یک ساعت بعد دوباره بعد از کلاس نسکافه و کیک میل کردید، ساعت بعد میوه میل میکنید، میگویید میلمان میکشد میخوریم، تازه بعدش هم میروید ناهار میخورید.@قوت یعنی آن را نخوری به ضعف میافتی، اگر نخوری به مرگ میافتی، یک ذره دیرتر بخوری میمیری، ببین اینطوری هستیم ما با یاد خدا و اهل بیت، خانواده آسمانیمان، با امام زمان اینطوری هستیم یا نه، با معشوقهای دلت، آنهایی که تو سر نماز میگویی من میخواهم راه اینها را بروم، به همه آنها سلام بکنی، سلام واقعی، سلام و علیک حقیقی.@هر کس میگوید من را دوست دارد نه، مگر اینکه خوراک بگیرد، یعنی من خوراکش بشوم، یاد من خوراکش بشود، از من لذت ببرد، دیدن من در مظاهرم، خدا را چطوری میشود دید؟ در مظاهر، به یک گُل نگاه کن تو را مست میکند، به یک ماهی نگاه کن این شیرینکاریها را ببین.@از دیدن من مست بشود، نوع نگاهش به طبیعت عوض بشود، مثل گاو و خر نباشد که میآیند گل و گیاه را میبینند روی آن پا میگذارند و میخورند، بارها گفتم وقتی یک میوه را نگاه میکنید، یک خیار، یک پرتقال، یک موز، ساده نگاه نکنید، که بخواهیم سرش را ببریم.@خدا شاهد است برای خود من و خود شما هم واقعاً خیلی وقتها سخت است، خیلی میلمان میکشد یک پرتقال را بخوریم اما خیلی سخت است به راحتی آدم چاقو بیندازد آن را ببرد، من دارم چه چیزی را میبرم، این جواهر چیست، کدام جواهر به خوشگلی پرتقال و انگور و سیب است، انجیر و انگور و آناناس و توتفرنگی، خدا چکار کرده.@آسمان را نگاه کنید، راهب به پیغمبر در حالی که پیغمبر بچه است، 13 سالش است، میخواهد بفهمد آیا این همان پیغمبری است که شناسایی کرده، میگوید تو لذتت چیست؟ میگوید آسمان، امام صادق (علیه السّلام) شبها میآمد به آسمان مشغول میشد، یک دفعه به خودش میآمد که وقت اذان شده، آسمان خودش نگاه کردن به خدا است، در جلوه بینهایت آسمان.@دارد ملاک میدهد، میگوید من را بخور در دیدنی، در یاد، اگر دیگر خیلی دلت تنگ شد، یک موقع هست آدم یک کسی را نگاه میکند، مثل یک بچه است دل آدم را میبرد، با او سلام و علیک میکند، بعد میبیند نمیتواند جلوی این بچه اینطوری بایستد، باید برود به او دست بزند، او را لمس بکند، یک ذره انرژیش تخلیه بشود.@این انرژی که در قلبش از دیدن این بچه به وجود آمده باید در این دستها خالی بشود، بغلش میکند، بعد میبیند نه کافی نیست، باید او را ببوسد، یک موقعی این بچه را گاز میگیرند، اینقدر این انرژی زیاد است، فشارش میدهد، بوسش میکند.@خدا میگوید اگر یک موقع دیدی بیتاب شدی که من را بغل بکنی، لمسم بکنی، من را در بغلت بگیری، هم ذکرهایش را گفتم، ذکرهایی که دستهایتان کِش بیاید، تا کل هستی بتوانی دست بیندازی بغلش بکنی، چون هر ذکری ما را تا اندازه خدا نمیکشاند، آن ذکرها را گفتم که وقتی دلت تنگ میشود بتوانی خدا را بغل بکنی، بیا نماز بخوان.@نماز اصلاً از زمانی که دست آدم به آب میخورد، برای همین هم آمادگی دارد «الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي جَعَلَ الْمَاءَ طَهُوراً» خدا را شکر که این آب را پاککنند قرار داد، «وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً» از همان لحظه تو درگیر هستی، بدنت با عشق درگیر میشود، تا زمانی که روبه قبله میایستی بدنت درگیر است، با تکبیر درگیر است، با قرائت درگیر است، قرائت برهان بود.@با ایستادن انسان درگیر است، یعنی هیچ چیزی به اندازه ایستادن، ما رکوع را فهمیدیم، سجده را هم میفهمیم سر گذاشتن روی پای خداست، اما چیزی که خیلی آدم را تکان میدهد، یک شروع قدرتمند از یک رابطه بدنی با خداست قیام است.@ولی ما چون بلد نیستیم بایستیم قلبمان خراب است، اگر یک کسی یاد بگیرد که چطوری بایستد میبینی ارتباطش برقرار میشد، ما چون بد میایستیم، از حالت فیزیکی میگویم، بلد نیستیم بایستیم اتصال برقرار نمیشود.@شما یک موقع حالت خراب است، اگر به تو الهام بشود، یا بفهمی چطوری بایستی، همین که درست بایستی، اتصال برقرار میشود، خیلی وقتها حال خوشی داری، چون درست نمیایستی، ایستادنت قشنگ نیست، ارتباط غلط در میآید، فیس برمیگردد.@همین الان داشتم گریه میکردم تا روی سجاده حالم خوش بود، تکبیرةالاحرام را گفتم حالم خراب شد، چون بد ایستادی، اینها مال جای جمعی نیست، یک کسی در جمع بازی در بیاورد، من دیدم بعضیها در جمع ادا در میآورند، اینها چیز قشنگی نیست.@چون این یک رابطه شخصی و خصوصی بدنی هست با معشوقت در خلوتترین نهانهایت باید باشد، یک ذره راجع به این صحبت بکنیم، راجع به نحوه ایستادن، امام صادق (علیه السّلام) میفرماید: «قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ» لقمان به پسرش گفت، «عَلَيْكَ بِالتَّسْبِيحِ مَا دُمْتَ عَامِلًا عَمَلًا وَ عَلَيْكَ بِالدُّعَاءِ مَا دُمْتَ خَالِياً» تا وقتی مشغول یک کاری هستی سبحان الله بگو، تسبیح بگو.@تسبیح یعنی (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر) تسبیحات آدم درگیر باشد، یک موقع است انسان با سبحان الله است، یک موقع هست با الحمد لله است، یک موقع هست با لا اله الا الله است، یک موقع هست با الله اکبر است، با ذکرهای شبیه به این، تا وقت مشغول کار هستی دهانت بجنبد.@دیدید یک کسی وسط کار دلش برای کسی تنگ میشود، به او زنگ میزند، و ضمن اینکه دارد کارش را انجام میدهد، یک خانمی در آشپزخانه است دارد با همسرش صحبت میکند، دارد با همسرش حرف میزند، کارش را هم دارد انجام میدهد، اما میخواهد که حرف بزند، یا با دوستش، یا با هر کسی که به او علاقه دارد.@«وَ عَلَيْكَ بِالدُّعَاءِ مَا دُمْتَ خَالِياً» اگر بیکار شدی، مشغول کاری نبودی، دعا کن، ما اینطور چیزها را برای آدمهای بیکار میدانیم، آدم بیکار باشد بنشیند دعا بکند، دعا جدیترین حرفهای اولیاء خدا، انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، با خدا در دعا بوده، وقت میکنند، دعا بکنند، با خدا حرف بزنند.@لذا این را ما باید یاد بگیریم، که ذکر غذای عالیترین بخش وجود ما است، یعنی قلب، عامل حیات اصلیترین بخش وجود ما یعنی دلمان، «قُوتُ ِ الْأَرْوَاحِ» چطور اگر غذا نباشد بخش گیاهی و حیوانی میمیرند، اگر ذکر نباشد انسان دچار مرگ قلبی میشود، و حتی دچار مرگ مغزی میشد، فکرش هم کار نمیکند.@آدمی که اهل ذکر نیست نه میتواند درست فکر بکند، تصمیمات درست بگیرد، در مورد رشته، در مورد دوست، آدمهایی که اهل ذکر هستند، انتخاب رشته غلط نمیکنند، انتخاب شغل غلط نمیکنند، انتخاب ازدواج غلط نمیکنند، انتخاب کار اقتصادی، انتخاب لقمه اشتباه نمیکند.@اگر کسی اهل ذکر باشد، وقتی که ذکر نباشد قلبت دچار بیشعوری میشود، و شعورش را از دست میدهد، دلتنگیها و هوسهایش همه اشتباه در میآید، یعنی نوع دلتنگیها و هوسهایش، دلتنگیها و هوسهای غیرانسانی است، دچار سرطان میشود، سرطان بیشعوری سلولها است، سلول شعورشان را از دست میدهند، و علیه خود بدن قیام میکنند، آنجا توده درست میشود و کل بدن را میگیرد و بدن را نابود میکند.@وقتی کسی اهل ذکر نباشد، دلش بیشعور میشود، قلبش میمیرد، و بعد دل هوسباز میشود، یک دل بیلیاقت، یک دل آشغالخور، بعد مدام آشغال میخورد، بعد این بدتر او را از یاد دور میکند، تعادلش را از دست میدهد و روزبهروز دورتر میشد تا اینکه میمیرد.@مغز انسان و فکر انسان هم بدون فکر نابود میشود، و انسان هم نمیتواند خوب فکر بکند، برای همین آدمها عقربه دل و عقربه فکر روی امام زمان نمیرود، آدمهای محدودی هستند که در انتخاب و ارتباطاتشان، حتی در خرج کردن پولشان، یک کسی الان میخواهد پول خرج بکند میگوید نمیدانم شلهزرد بدهم، آش بدهم، بروم جهیزیه درست بکنم.@وقتی یک کسی مغز و قلبش کار میکند، تمام وجودش میرود روی آن عقربه امام زمان، و این مال کار هر کسی نیست، بفهمد که باید، پولش و وقتش و آبرویش و علمش و دعایش را کجا مصرف بکند، حتی مطالعات نمیفهمد که الان باید چه مطالعاتی داشته باشد، کتاب میخواهد بخواند، میخواهد سراغ یک سیر مطالعاتی برود، میخواهد برود سراغ یک مشغله علمی برود، میخواهد برود روی یک کار هنری برود، عقلش نمیرسد.@هنرمندان خاصی هستند که اینها دلزنده هستند، حالا نقاش است، مینیاتوریست است، گرافیست است، موسیقیدان است، این مینشیند ذهن و دلش او را میبرد سراغ معشوقهای آسمانی، راجع به آنها فقط میخواند، آهنگی که مینویسد، نُتی که مینویسد او را تا آنجا میکشاند.@میخواهد نقاشی بکند، میخواهد کار هنری بکند او را به آن سمت میکشاند، شما فرشهای ما را نگاه کنید، آثار هنری ما را در این حرم نگاه کنید، تمام هنرمندانی است که سالم بودند، عاشق بودند، این آثار بینظیر و بدیع را تولید کردند.@میلیون هنرمند هر جای دیگر عالم باشند از الان تا هزار سال دیگر، دیگر نمیتوانند از این فرشها بزنند، اگر بخواهند بزنند باید از اینها هنرمندتر باشند، از اینها فهم و بصیرت معنوی بالاتری داشته باشند که بتوانند اینطوری فرش بزنند، ممکن است طرحهای زیادی را تولید کنند، اما هیچ وقت به جذابیت و تمرکز و قدرت این فرشها نیست.@وقتی نگاهش میکنی متمرکز میشوی، وقتی نگاهش میکنی، دوست داری روی آن بنشینی، وقتی نگاهش میکنی دوست داری نگاهش بکنی، شما الان فرش هست روی آن یک ربع مینشینی، اعصابت خورد است، خودت هم نمیفهمی مال این فرش است که روی آن نشستی، ولی میزند اعصابت را داغون میکند، یا دیوار، یا تابلو یا آهنگ.@یاد خدا فرمود «ذِكْرُ اللهِ دَوَاءُ أَعْلَالِ النُّفُوسِ» یاد خدا داروی تمام بیماریهای جان شماست، اگر یاد خدا لذتش در وجود انسان بیفتد محال است دیگر کسی حسادت داشته باشد، بدبینی داشته باشد، کینه داشته باشد، محال است یک کسی به این راحتی عصبی بشود، پرخاشگر بشود، همه اینها برای این هست که ما غذا نمیخوریم.@یک کسی به امام صادق گفت آقا من عاشق شدم در این عشق پدرم در آمده ذلیل شدم، چطوری میشود آدم عاشق آدمها میشود، بعد هم به او نمیرسد، بعد هم مدام باید فراغ و بدبختی بکشد؟ امام میگوید به خاطر اینکه شما عشق اصلی را از دست دادید، اگر کسی عشق بالاتر داشته باشد، که اینطوری گرفتار نمیشود، عشق کفاره است، عشقهای زمینی جریمه است، کفاره است مال یک کسی که به دلش فرصت عاشقی با الله و خانواده آسمانی و بالا را نداده است.@و این جزای کسی است که به دلش معشوق لایقش را نداده، گناه کرده، معصیت کرده، مثل اینکه شما بچه داشته باشید، این غذایش باید شیر بخورد، شما بروید به او آبگوشت بدهید، آب بدهید، چه اتفاقی برای این بچه میافتد، این باید شیر میخورده به او ندادید.@انسان در حق کودک عزیز روانش و دلش جنایت کرده، که یک معشوقی به اندازه خدا و اهل بیت را میخواسته، «لَا حَبِيبَ إِلَّا هُوَ وَ أَهْلُهُ» امام زمان است روی قله خلقت نشسته میگوید برای قلبهای شما هیچ محبوبی مثل پیامبر و آلش نیست، عشق زمینی کفاره و جریمه است، اما یک موقع هست یک کسی عشق بالاتر را دارد، حالا عشقهای زمینیش خیلی رمانتیک و قشنگ میشود.@بارها گفتم که حضرت میگوید هر چه آن عشق بالاتر باشد عشقهای زمینی قشنگتر میشود، دیگر این عشق مزاحم من نیست، پدر است بسیار عاشق است، ولی اسیر نیست، مادر است بسیار عاشق فرزندانش است، و در تربیت هم موفق است، چون بچهها را عاشق خودش نگه داشته بچهها دیوانه این مادر هستند، و اصلاً به عشق این مادر کمالخواه میشوند، خوب هستند.@این مادر دیگر لازم نیست، به این بچه بگوید نماز بخوان، حجاب رعایت کن، این بچه وقتی که مادر را میبیند، اصلاً نمیخواهد شبیه کس دیگری غیر از مادر خودش باشد، چون مادر او را عاشق کرده، پدر همینطور پدر موفقی بوده، کدام پدر آن توفیق را پیدا میکند؟ کسی که در آن عشق موفق باشد، چون وقتی کسی در آن عشق موفق شد در عشقورزی زمینی ادا و اصول ندارد، مشکلات ندارد، گیر ندارد، معاملهای با کسی کار نمیکند، بده و بستان کار نمیکند.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@