أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ در ادامه بحثمان درباره محبت خداوند بود به مناسبت موضوع غفلت هم این مطرح شد که حالا قرار شد یک مقدار راجع به محبت سخن بگوییم برمیگردیم به موضوع اصلیمان که غفلت هست.@ در رابطه با محبت حق تعالی نکته مهمی که هست این هست که دین اساساً با محبت همراه هست و تعبیری که امام باقر(ع) دارد این هست که(الإیمانُ حُبٌّ وَ بُغضٌ) وقتی گفتیم خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم انسانها را به شش گروه تقسیم کرد شدند انسانهایی که خداوند شش گروه را بر چه اساس تقسیم کرد؟@ ملاک تقسیم الهی به شش گروه چه بود؟ دلها و محبتشان بود محبوبهای یک انسان قیمت یک انسان را مشخص میکند خوب دقت کنید نقش محبت چقدر زیاد است که خداوند انسانها را براساس محبوب و دلشان تقسیم کرد سنگ و کمتر از سنگ، حیوان و کمتر از حیوان، شیطان.@ و فقط یک دسته را خداوند تبارک و تعالی به عنوان انسان استثنائاً قبول کرد آن هم با سه تأکید قسم میخورد(وَ الْعَصْرِ) قسم میخورد(إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) استثنائاً فقط مؤمنین دچار خسران نیستند بقیه اصل سرمایه انسانی را دارند از دست میدهند.@ یعنی در این پنج بخش بخش فوق عقلانی دارد ضایع میشود افراد یا شخصیتهای علمی و عقلی دارند که در اختیار بخشهای حیوانیشان هست نه عقلی مستقل به درد بخور، یا شخصیتهای حیوانی دارند یا پایینتر از حیوان هستند همانطور که در تقسیمبندی هم خودش فرمود، آنوقت وقتی راجع به مؤمن سخن میگوید ایمان او را میبرد روی محبت.@ براساس محبت این شش گروه را تقسیم کرد در سوره توبه آیه 24 هم انسان را براساس محبت معرفی میکند(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ) باز محبوبتر(مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ) باز روی حب میبرد یعنی روی دل.@ پس دقت کنید قیمت روی کجا میرود(أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ) معشوق اصلی، رسول و اهل بیت(ع) که واسطه هستند و جهاد که طریق هست(وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ) باز قضیه را روی حب برد اینجا حضرت میفرماید(الإیمانُ حُبٌّ وَ بُغضٌ) همه ایمان عشق هست.@ دین اگر بر مبنای حب بگردد انسان در امان خواهد بود از انحرافات از نفوذ شیاطین میتواند صراط را طی بکند اما دین اگر بخواهد براساس ترس یا صرف عقلانیت بگردد عقلانیت دین را تأیید میکند.@ اما اگر بخواهد صرفاً براساس این بگردد یعنی براساس اینکه من حالا یک بهشت و جهنمی هست یک خدایی هست پس اطاعت کنیم پس عبادت بکنیم پس مجبوریم اگر اینطور باشد انسان نمیتواند حرکت موفقی داشته باشد ولی دینش اگر براساس محبت انجام بشود خیلی قوی میرود.@ شما پیرزن و پیرمردهای قدیم را نگاه کنید پدر و مادر خودتان را نگاه کنید آنهایی که یک نسل از ما قویتر هستند سوادشان هم از ما کمتر هست چقدر در دینداری محکم هستند معمولاً هم اشتباه نمیکنند.@ یعنی شما الان نوعاً عوام را که نگاه بکنید آنهایی که براساس محبت دینداری میکنند عوام غیردیندار را نمیگویم، آن بخشی از عوام که دیندار هستند اگر آنها را ببینید میبینید که آنها نوعاً در تحلیل سیاسیشان اشتباه نمیکنند در مسائل معنویشان درست میروند اشتباهاتشان خیلی کمتر هست تا خواص، خواص خیلی گرفتاری دارند.@ وقتی که دین براساس محبت انجام میشود انسان ضریب اشتباهاتش هم کمتر میشود اگر بخواهد براساس محبت انجام بشود باید بخشی که به آن میگویند بخش انسانی و بخش فوق عقلانی محبوب خودش را پیدا بکند.@ یعنی بداند که دین و متعلقات دین محبوب دلش هست عاشقشان باشد شما قدیمیهای خودمان را نگاه کنید اسم امام حسین، اهل بیت، امام رضا که میاید نوع اسمگذاریهایی که برای بچههایشان کردند همه براساس حب است اسم اهل بیت که میاید اشک از چشمشان جاری میشود.@ گاهی وقتها چقدر از افراد تحصیلکرده، بافضیلت، خواص حسرت حال این عوام را میخورند در ارتباط برقرار کردن با غیب با معصومین، شما حرم امام رضا بروید ببینید که چقدر عوام قوی و خوب میتوانند ارتباط برقرار کنند و چقدر خوب گریه میکنند چقدر خوب صفا میکنند چقدر ارتباطشان خوب است.@ اگر انسان بخواهد موفق بشود باید بفهمد که بخش زنانگی و مردانگیاش بخش حیوانیاش هست یعنی با بخش زنانگی و مردانگیاش با دین ارتباط برقرار نکند چون وقتی شما با بخش زنانگی و مردانگی با دین ارتباط برقرار میکنید.@ یک حیوان مسلمان را دارید تربیت میکنید و یا یک خانم و یا آقای مسلمان، یک انسان مسلمان غیر از یک زن مسلمان یا یک مرد مسلمان است چون ما اگر این را دقت نکنیم خیلی وقتها حتی در فعالیتهای فرهنگی و تبلیغیمان شکست میخوریم.@ به قول مقام معظم رهبری اینکه میفرماید کار فرهنگی در کشور خیلی میشود سرمایهگذاری خیلی میشود ولی اثری ندارد این بیاثری مال این هست که ما دین را میبریم به کسی معرفی میکنیم که آن شخص مخاطب دین نیست.@ دین را به خانمها و به آقایان معرفی میکنیم یعنی بخشهای حیوانیشان، یعنی نمیاییم دین را خطاب بکنیم بگوییم این مخاطب دین بخش انسانی ماست نه بخش زنانه و مردانه ما.@ وقتی که ما دین را با بخش زنانگی میشنویم یعنی با گوش زنانگی یا گوش مردانگی میشنویم یک خانم یا یک آقا دارد با الله روبهرو میشود به عنوان یک خانم یا آقا، یک دختر یا پسر، بعد آن با کلی از آرزوها و امیال و کمالاتی که مربوط به بخشهای جنسیاش هست میخواهد به این دین هم توجه بکند.@ آنوقت خیلی از مسائل مربوط به دین برای این مفهوم نیست قابل فهم و درک نیست ممکن است تعبداً کوتاه بیاید اما اصلاً نمیتواند حس برقرار کند بخش زنانگی ما الهاش الله نیست الهاش یک جنس مخالف است یک مرد است.@ مرد ما الهاش یک جنس مخالف یک خانم است یا کمالات بخشهای حیوانی مقام، ریاست، زندگی اجتماعی، مسائل توهمی، گیاهی، جمادی، یک انسان هست که الهاش الله هست یعنی او هست که واقعاً به الله مستقلاً به عنوان محبوب و معشوقش نگاه میکند یعنی میگوید تو حریف دل من هستی(أشهد أن لا إله إلا الله) این(أشهد أن لا إله إلا الله) مال خانمها یا آقایان نیست مال انسان است.@ یعنی مال بخش انسانی ماست بنابراین وقتی که ما به عنوان یک مرد یا یک زن به عنوان بخش حیوانی مینشینیم دین را گوش میکنیم دیگر دین برای ما یک تکلیف است میگوییم تکلیف است حیوانات هم دین دارند.@ حیوانات هم(كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) صلات و تسبیح دارند رعایت میکنند عقاب دارند ثواب دارند در قرآن هم آمده یعنی تکلیف است اگر دین در دل ما مخاطب خودش را پیدا بکند که بخش انسانی ماست آن موقع است که به عشق و حب تبدیل میشود محبت میشود.@ اینکه امام باقر(ع) میفرماید(الإیمانُ حُبٌّ وَ بُغضٌ) همه دین عشق و بغض هست در بخش عقلانی انسان به طور طبیعی عاشق مطالعه، علم، عالم، دانشگاه، حوزه، مدرسه، درس هست چون زوجش هست دوست دارد بفهمد دوست دارد یک چیزی را یاد بگیرد.@ همین که میبیند یک چیزی را یاد میگیرد و میفهمد خودبهخود با علاقه دنبال این کار میرود بخش حیوانی هم کمالات خاص خودش را با محبت دریافت میکند یعنی هیچ کس نمیاید به یک نفر به زور بگوید تو باید بروی زن بگیری شوهر بکنی یا مقام و ریاست و کمالات بخشهای حیوانی همه انسانها با میل و محبت انجام میدهند.@ شما با میل و محبت و شهوت آب میخورید شربت و چایی و شیرینی و غذا و شام و ناهار میخورید مسافرت میروید ساختمان میسازید همه اینها به طور طبیعی است کسی نمیاید به ما زور بکند تکلیفی نیست آدم خودش دنبال این کار میرود یک میلیون سال هم که آدم در دنیا باشد همین کارها را میکند با میل هم انجام میدهد.@ وقت هم کم میاورد خیلیها موقع مردن میگویند ما عمری نکردیم صد سال هم عمر شد! باشیم چندتا ساختمان بیشتر بسازیم چندتا باغ بیشتر برویم چندتا مسافرت برویم میبینی کم میاورند هر بخشی با بخشهای خودش با محبت دارد کمال خودش را زوج خودش را جفت خودش را میگیرد.@ اگر این بخش نتواند با محبت با دین ارتباط برقرار کند با اهل بیت با خداوند با جهاد با معارف دینی با وظائف این در واقع یک خانم بوده که مسلمان شده یا یک آقا بوده که مسلمان شده یک خانم مسلمان ما تربیت کردیم.@ نتیجهاش چه میشود وقتی یک خانم مسلمان شد؟ این میشود که وقتی از قم میرود دبی، کیش، آمریکا، اروپا رفت میبینی که وضع حجابش کاملاً تغییر میکند اگر آنجا حفظ کند با کراهت و زور و خجالت حفظ میکند وقتی نماز چهار رکعتیاش در مسافرت دو رکعت میشود خوشحال است چون با محبت نبوده.@ محبت وقتی آمد هیچ وقت انسان از سهم محبوبش وقتی کم بشود خوشحال نمیشود تا وقتی که شما نماز چهار رکعتیات دو رکعتی میشود خوشحالی، پس بدان دینت هم مال بخش حیوانی هست.@ خدا رحمت کند امام را فرمود اگر جبرئیل فردا بیاید بگوید مردم خداوند فرمود که نماز از این به بعد واجب نیست چند نفر نماز میخوانند؟ روزه واجب نیست خدا آن را برداشت چند نفر روزه میگیرند؟@ خداوند الان نمازهای مهمتر از نمازهای واجب برای ما گذاشته تمام نماز مستحبات از نظر ثواب از نماز واجب ثوابش بیشتر است نمازشب را شما نگاه کنید چقدر ثواب دارد چند نفر میخوانند؟ حالا نمازشب بماند، نافله صبح نافله مغرب و عشا، دو رکعت وتیره را چه کسی میخواند؟ قرآن چه کسی شرابش است؟@ چون قرآن فرمود شراب است برای انسان مستی و شادی و آرامش و فراموشی غمها را میاورد پس دقت کنید ما اگر مخاطب دین بخش حیوانی ما باشد ما با بخش حیوانی دین را بشنویم.@ ممکن است سالها برویم سر کلاس یک استاد اخلاق، استاد اخلاق میتواند امام خمینی باشد میتواند یک پیغمبر باشد میتواند امام باشد هر کس باشد دیگر فایده ندارد چون ملاک شنیدن آن که میشنود بخش حیوانی هست.@
وقتی مخاطب بخش حیوانی باشد استاد اخلاق خود خدا هم که بگوید شما وقتی با بخش حیوانی با خدا روبهرو میشنوی سخنانش را میشنوی قرآن میخوانی تفسیر میخوانی ما الان خیلیها را داریم میروند قرآن میخوانند حافظ کل قرآن هستند تفسیر میخوانند.@ ولی هنوز آن خانم رفته حافظ کل قرآن شده آن خانم که هوشش زیاد بوده یا آن آقایی که هوشش زیاد بوده با هوشش رفته قرآن را حفظ کرده چون یک بخش عقلانی هم اضافه دارد یک بخش هوشی هم دارد و این از قرآن لذت نمیبرد حافظ کل است ولی از قرآن لذت نمیبرد و قرآن شرابش نیست.@ پس ما اگر بخواهیم خوب مفهوم این روایت را بفهمیم که امام میفرماید(الإیمانُ حُبٌّ وَ بُغضٌ) حالا از آن بالاتر از امام صادق(ع) سؤال کردند(لَمّا سُئِلَ عَنِ الحُبِّ وَ البُغض أ مِنَ الإیمانُهُ) آیا حب و بغض از ایمان هست بخشی از ایمان است.@ (وَ هَلِ الإیمانِ إلاّ الحُبّ وَ البُغض) آیا ایمان غیر از حب و بغض اصلاً چیزی هست؟ پس این خیلی فرق دارد که یک نفر ایمانش به الله و دین از روی محبت باشد با ساختار محبتی باشد این آدم دقیقاً در ریل مسائل انسانی افتاده جنینی است که در رحم دنیا دارد به سمت تولد سالم حرکت میکند.@ ولی اگر بخش حیوانی دین را بگیرد تا آخر هم ممکن است متدین باشد اما حب و بغضی در کار نیست یعنی جبهه میخواهد برود زورش میاید ترجیح میدهد نرود جنگیدن برایش سخت است پیامبر فرمود جهاد تفریح امت من است.@ درود خدا بر رزمندگان اسلام، درود خدا بر رزمندگان هشت سال دفاع مقدس که در آنها اکثر قریب به اتفاقشان عاشقانه رفتند جبهه و جنگیدند نه با محاسبات بهشت و جهنمی، عشق داشتند اگر میخواستند تکلیفی بروند که خیلی از آنها تکلیف شرعی نداشتند که بروند.@ مریض بودند خودشان یک پا یا دستشان را از دست داده بودند چشمشان را از دست داده بودند قبلاً تیر و ترکش خورده بودند ولی بیشتر جنگ تا آخر جنگ با همین مجروحان و جانبازان و تیرخوردهها و آنهایی که تکلیف نداشتند اداره شد.@ چون عاشق بودند وقتی چرتکه میاندازی دیگر نمیتوانی بروی جبهه نمیتواند برود از نماز واقعاً خوشش نمیاید درسخوان خوبی است دکتر و مهندس خوبی است طلبه خوبی است به عنوان اینکه طلبه است مدرسه میرود در مرکز مدیریت حوزه علمیه امتحان میخواند هوشش خوب است امتحان میدهد همه نمرههایش هم عالی است ولی این اصلاً به غیب راه ندارد.@ این اصلاً با معنویت جور نیست این اصلاً اهل سجاده و تسبیح و حرم و توسل نیست ولی طلبه خوبی هست از نظر درسی درسش خوب هست درسها را خوب بلد است خوب میتواند بفهمد و خوب میتواند بگوید ولی وقتی به درون خودش مراجعه میکنی میبینی که هیچ انس و علاقه و رفت و آمد و ارتباطی با غیب ندارد.@ یک علامه طباطبائی است که پیرمرد آن هم با آن حالش افطارش بوسه از ضریح حضرت معصومه است که پیاده باید بیاید خودش را به حرم برساند اذان که بگویند ضریح را ببوسد و برگردد.@ یک آقای مرعشی نجفی(ره) میخواهد که یک کلنگ دستش بگیرد از در خانه تا حرم بشکند مسیر را طی کند تا حرم برود پشت در هم بماند تا بیایند در را برایش باز کنند در حرم برود هر روز کارش همین باشد عشق، دوست داشتن، وقتی دوست داشتن و عشق شد آن موقع دین تمامش شیرین است.@ امر به معروف، نهی از منکر، حجش، نمازش، جهادش شیرین است قرآن خواندنش برایش مستی و شادی میاورد صدقه دادنش شیرین است کار اجتماعیاش شیرین است تیر و ترکش خوردنش هم لذت دارد(و ما رأیت إلا جمیلا).@ فحش شنیدن در راه دین برایش شیرین است کتک خوردنش شیرین است شیمیایی شدن و اسیر شدنش شیرین است همهاش لذت است برای همین هم پیامبر میفرماید(المُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است.@ این کدام مؤمن است که همیشه بانشاط است غم و اضطراب و تلخی سراغش نماید این آدم اصلاً ترس ندارد این کدام مؤمن است که اینطوری است؟ مؤمن حقیقی است که ایمانش براساس حب است نه براساس چرتکه انداختن.@ حالا این خانم این آقا حوزه و دانشگاه و کلاس فلان استاد میرود ذهنش را قانع میکنند که یک خدایی هست یک قیامتی هست بعد چون این خودخواهی دارد حب ذات دارد میگوید پس اگر هست ما باید فعلاً این را قبول کنیم نماز، حجاب، روزه هست خمس هم باید بدهیم خلاصه با دود و دودکشی و روغنسوزی مثلاً شروع میکند از اینکه بفهمد خمس چیست.@ مثلاً 20 سال از درآمدش هم گذشته بعد از 40 سالگی 50 سالگی میگوید حالا برویم یک خمسی هم بدهیم اصلاً حب نیست این آقایی که میخواهد خمس بدهد اینقدر دردش میاید اگر میخواهد ازدواج بکند برای طرف مقابل برای همسرش برای بچهاش با عشق پول خرج میکند برای بخش حیوانیاش.@ با عشق پول میبرد در رستوران، بنایی، نقاشی، اتومبیل خریدن لذتش پول خرج کردن است وقتی میرسد به امام زمان و دین و آخرت میبینی که همیشه چرتکه میاندازد همیشه ترس و لرز دارد برای خرج کردن دین، همیشه بچهام چی، عروسم چی، دامادم چی، دخترم چی، خودم چی، آیندهام چی، خودت که میروی.@ من زیاد بودم بالای سر خیلیها بودم موقع مردنشان یا وقتی برایشان وصیت مینوشتم میترسد برای آخرت خودش وصیتنامه مالی بنویسد میگویم این پول را مگر شما نداری بگذار از اموالت که یک سوم است برایت بنویسم ده میلیون پنج میلیون تومان برای خودت هزینه، میترسد، بگذار بنویسم 20 میلیون رد مظالم برایت، میترسد.@ میگوید حیف است بگذار بچهام بردارد برای چه بدهم خدا بردارد بگذار برسد به دست زن و بچهام و عروس و دامادم و نوهام، به خدا چرا بدهم اینها چه کسانی هستند، دیدید اینهایی که نزدیک سال خمسیشان هست میداند الان مجبور است یک میلیون دو میلیون تومان خمس بپردازد.@ میگوید چرا به خمس بدهم دست زنم هدیه میدهم هر وقت هم خواستم به زور از او میگیرم الان سال خمسی هم آمده پول ندارد میگوید خدایا نگاه کن من هیچی نداشتم شارع مقدس هم میگوید اگر کسی به زنش هدیه داد قبول است هدیه داده رفته الان سر سال خمسی پول ندارد.@ شارع مقدس میگوید نده هر وقت هم دلش میخواهد به زن میگوید پول را برگردان، میگیرد، یعنی دین واقعاً یک چیز مسخره میشود امام زمان که 1176 سال است آواره و طردشده و تنها و غریب و مظلوم است برای اینکه ما دینداریمان عاشقانه نیست ما نه عشقش در دلمان هست نه دلمان برایش تنگ میشود.@ ما اگر یک فیلم هندی نگاه کنیم افسانه است یا یک کسی را اینطوری ببینیم هزار دفعه برایش اشک میریزیم غصه میخوریم فشار خونمان بالا و پایین میشود این یک واقعیت است پدر ما امام ما حسین زمان ما یک جایی الان تنها و غریب و آواره و مظلوم میگوید(هل من ناصر ینصرنی) در ما حسی ایجاد میشود یا نه.@ یعنی ما را اضطراب و ترس میگیرد الان بلند شوم چکار کنم الان من چطوری سبک زندگیام را هماهنگ کنم که به این آقا برسم زنداری و شوهرداری و بچهداری و درس و کارهای علمی و تجاری و اقتصادی را چکار کنم.@ بالأخره این آقا تأیید کند که وقتی من چشم در چشمش شدم در برزخ یا در قیامت با او چشم در چشم شدم بگوید تو بالأخره زحمتت را کشیدی، این ترس در وجود ما میافتد یا نه؟ نباید هر وقت پای جهنم میاید بترسیم و بگوییم جهنم است عشق و محبت.@ امام صادق(ع) (الحُبُّ أفضَلُ مِنَ الخَوف) عشق بهتر از ترسیدن است حضرت یحیی و حضرت عیسی یک مناظره لفظی با هم داشتند یحیی همیشه گریهای بود از این خوفیها و گریهای بود اصطلاحاً به آنها میگویند مناجاتی.@ عیسی خراباتی بود عیسی شاد و خندان و همیشه امید رحمت و بشارت با خدا بود اینطوری اهل دل و ولا و اهل محبت بود دین را اینطوری تبلیغ میکرد یحیی جهنم نروید و مواظب باشید و خوف همیشه اینطوری بود خلاصه یکبار یحیی به عیسی گفت تو خیلی غافل هستی مثل اینکه خیلی شنگول هستی.@ عیسی هم گفت تو خیلی از خدا میترسی خدا که اینقدر ترسناک نیست تو خیلی سخت میگیری گفتند بگذار از خدا بپرسیم خدا هر دو آنها را تأیید کرد ولی گفت عیسی کارش بهتر است محبتی است امام صادق(ع) میفرماید(الحُبُّ أفضَلُ مِنَ الخَوف) آدم عاشق خدا باشد دوستش داشته باشد با او رابطه عاطفی برقرار بکند.@ چرا از ترس دینداری بکنیم چرا از ترس بگوییم اگر من امام زمان را بشناسم پس بروم دنبال کار امام زمان باشم که اگر فردا رودررو شدم، پدرت است مگر الان برای زنت، نامزدت، بچهات، پدر و مادرت، رفیقهایت بیدریغ وقف اینها هستی کار میکنی برایشان سرمایهگذاری میکنی حاضر هستی برای آنها قرض بگیری و خرج کنی حاضر هستی برای آنها دهها میلیون زیر بار بروی.@ مگر الان با آنها روی چرتکه انداختن این کار را میکنی میگویی بچهام است عزیز من است خانهام را میفروشم به او میدهم زن من الان سرطان دارد فدای سرش خانهام را میفروشم خرج درمانش میکنم ماشینم را میفروشم، چرا ما وقتی نوبت دین میشود اینطوری نیستیم؟@ چرا بیدریغ نیستیم نوبت دین و امام زمان که میشود باید به گوش ما بگویند باید به ما زور بگویند باید به ما تذکر بدهند چرا خودمان راه نمیافتیم حرکت بکنیم چرا خودمان سرعت و سبقت نداریم؟ چرا قرآن میگوید(فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ) چرا ما از دیگران سبقت نمیگیریم؟@ قرآن فرمود(سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) با سرعت بیایید(سابقوا) بیایید به سمت بهشتی که به اندازه همه آسمان و زمین است این شوق چرا در بخشهای دیگر هست یک موقع طلبه یا دانشجو میاید به من میگوید من جهشی بخوانم خوب است؟@ میگویم اصلاً این کار را نکنید جهشی خواندن یکی از چیزهای خیلی بد است طلبگی و جهشی خواندن، تندتند خواندن و زود بروی رتبه علمی بیشتر و بالاتر بگیری دانشجوی رتبه بیشتر بگیری انسان بخشهای دیگری هم دارد به بخشهای دیگرش برسد.@ مگر فقط هوش، عقل، درس است که ما برویم سبقت بگیریم بخشهای دیگر وجودمان زمین میماند فردا در وظائف زنداری و شوهرداری و مادر و پدر بودن و خواهر و برادر بودن در آنجا هیچ مهارتی نداریم و کم میاوریم یک عالم هم اشتباه و معصیت میکنیم.@ خیلی قشنگ است که انسان دین را براساس محبتش انجام بدهد به عشق اهل بیت، شما اگر به عنوان یک خانم یا یک آقا در حرم بروید هیچ وقت نمیتوانید زیارتنامه را بخوانید هیچ وقت نمیتوانید زیارت عاشورا را بخوانید چون دروغ میگویید.@ هیچ خانم و آقایی نمیاید به امام حسین بگوید که(أسئل الله أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) (أسئل الله أن یرزقنی طلب ثارک) هیچ آقا و خانمی نمیگوید روزی من انتقام هست میگوید مگر من بیکار هستم که بروم جنگ و جهاد و درگیر شدن با دشمنان، چون بخش زنانگی و مردانگی معشوقهای خاص خودش را دارند بخش حیوانی ماست.@ یک انسان است که امام حسین را به عنوان پدرش میبیند و دلش برای پدرش تنگ است میگوید(أسئل الله أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرۀ) (أسئل الله أن یرزقنی طلب ثارک) اصلا(طلب ثاری) که در زیارت عاشورا آمده و خیلی هم غلط میخوانند(طلب ثاری) انتقام خودم را بگیرم این خودم بخش حیوانی نیست.@ این خودم یک بچه است یک فرزندی از جنس امام حسین است که انتقام دارد، انتقام من چیست؟ امام حسین اگر به من گفت انتقام خودت یعنی چی؟ چون بخش زنانگی و مردانگی که انتقام ندارد که بگیرد انتقام من یعنی من به عنوان فرزند تو یتیم هستم تو بالای سر من نیستی.@ حسین زمان من بالای سرم نیست امامم بالای سرم نیست من الان مصیبت زده هستم پدرم را از من کَندند 1170 سال است ما همه یتیم هستیم اصلاً اگر کسی با زبان بخش حیوانی زیارت عاشورا بخواند نمیتواند از ته دل بگوید(فلعن الله أمۀ دفعتکم عن مقامکم و أزالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها).@ اصلاً یک خانم و یک آقا وقتی زیارت عاشورا میخوانند نمیتوانند راست بگویند وقتی دارند به امام میگویند(أسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود) آن هم مقامی که شما پیش خدا دارید(عند الله) نمیتوانند بگویند فقط یک انسان هست که وقتی زیارت عاشورا میخواند همه این هوسها را دارد و وقتی هم میگوید اضطراب و اضطرار دارد حالش حال خوشی است.@ خوب میتواند این را بخواهد غیر از آن باشد 40 سال زیارت عاشورا میخواند ولی قند در دلش آب نمیشود یک شوق و ذوق و لذت که من الان از خدا چه خواستم از خدا خواستم که من در دنیا و آخرت با اهل بیت باشم.@ خدایا ببین من از تو خواستم که منتقم باشم خدایا ببین که من از تو خواستم که به مقام اهل بیت برسم برای همین نگاه کنید طرف 50 سال است دارد روضه میخواند مجلس امام حسین میرود عزاداری میرود باز میگوید ما سگ شما هستیم(أنا کلب الرقیۀ) (کلب الحسین) (کلب العباس) قلاده میبندد عزاداریها همین چیزهاست.@ یعنی فقط حفظ ظاهر، هیچ محتوایی اینطور عزاداریها ندارد هیچ منتقمی از دلش بیرون نمیاید هیچ سربازی از دل اینطور مجالس برای امام زمان بیرون نمیاید همه رابطه انگلی دارند یعنی میگوید من رفتم ده شب گریه کردم مداحش میبینی مثل خودش است.@ سخنرانش هم مثل اینهاست خودشان هم همینطور، آی مردم دعا کنید میخواهیم حاجت بگیریم ده شب آمدیم حالا حاجتتان را بگیرید امشب شب مزد است، سخنران نمیداند مداح نمیفهمد بقیه هم که هیچی، شب مزد است چیه، مزد همین است که به تو اجازه دادند که برای اهل بیت گریه کنی مزد همین است که تو برایشان عاشقی کنی.@ لذا اگر هم ندهند به او برمیخورد، باور کنید من مداح میشناسم مداح حرفهای معروف یک مدت میگفت من دیگر اسمت را نمیاورم الان بچه من چند سال است مریض است مدام نشستم در این مجالس همه آمدند حاجت گرفتند چرا بچه من حاجت نگرفت مُرد.@ بچه من یعنی بچه بخش حیوانی من، نمیگوییم حاجتمان را از اهل بیت نخواهیم ما باید حاجتهای جمادی، گیاهی، حیوانیمان را هم از اهل بیت بخواهیم همانطور که خداوند به موسی فرمود علف شتر و گوسفندت را هم از من بخواه نمک طعامت را هم از من بخواه، آن درست، ولی آن غیر از این هست که همیشه سؤال بشود که چرا دعاهای ما اجابت نمیشود.@ مگر خدا نمیگوید(ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ) این نمیداند که دعا خودش یک اجابت است دعا یک پذیرش است همین که توانستی بگویی یا الله دستت بالا رفت یعنی اجابت است دنبال هیچی نباش، بله حالا حاجتهای دنیایی هم خواستی یا به شما میدهد یا اگر ندهد حتماً فرمود ما بهترش را در دنیا به او میدهیم یا اگر ندهیم حتماً آخرت یک چیزی به شما میدهیم.@ هیچ وقت نمیشود که تو دستت را به سمت ما دراز کنی خالی برگردد کمترین چیزی که در دعا گیرتان میاید اجابت است و الا از آن بیشتر خیلی چیزهای دیگر هست خود اجابت نشدن خیلی بالاتر از اجابت شدن است اگر یک کسی دعا کرد و اجابت نشد بداند که خیلی به نفعش شده پس ذخیره شد.@ پس بهتر است تا اینکه بگوید من دعا کردم اجابت شد پس از خدا طلبی نداری آدم طلبکار بماند از خدا آن هم به بلندای آخرت که خیلی بهتر است تا اینکه طلبکار نباشد در روایت داریم ذخیره مؤمن دعاهای اجابت نشده است در آخرت، به آنها میتواند پناه ببرد.@ ولی کسی که بگوید من با اعمال و نمازشب و دعاها و زیارتها و اعمال صالحش یک کسی مغرور بشود خیلی پرت است یک کسی فکر کند که با این چیزها میتواند آنجا نجات پیدا کند نه ذخیره تو دعاهایی هست که اجابت نشده یا الله گفتی که به تو نرسیده مصیبتهایی هست که در زندگی دیدی فحشهایی هست که شنیدی آن هم اگر به عشق خدا باشد که چقدر بهتر و بالاتر.@ امام صادق(ع) میفرماید(هَلِ الدّین إلاّ الحُبّ) آیا دین چیزی جز محبت است؟ بعد میاید به شما سند میدهد از قرآن(إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ یَقُول إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ) به همه بگو اگر خدا را دوست دارید اصلاً بحث بهشت و جهنم نیست.@ اگر میخواهید جهنم نروید اگر میخواهید بهشت بروید اگر میخواهید ثواب ببرید اگر میخواهید هدایت بشوید اصلاً این حرفها نیست، ببینید حرف را کجا برد یکدفعه اوج گرفت شما اوجی بالاتر از این سراغ دارید این کلمه چه کسی را قلقلک میدهد؟@ بالأخره آدم وقتی میخواهد یک نفر را قلقلک بدهد باید دست بگذارد یک جایی که حساس است. یادم هست یک موقعی یکی از این رزمندهها را کُردها گرفته بودند در کردستان، روز اول میایند میخواهند این را شکنجه بدهند.@ اول به او دست میزنند این ریسه و غش میرود میفهمند که این خیلی قلقلکی است شکنجهاش تا دو ماه این بوده بعد از دو ماه میفهمند که دروغ بوده سرکار بودند بعد شروع میکنند این را کتک زدن.@ حالا خدا هم که میخواهد آدم را قلقلک بدهد دست گذاشته روی چیزی ولی ما در آن تحریک نمیشویم آن بخش فوق عقلانی، میبرد روی حب خدا، میگوید به همه بگو اگر خدا را دوست دارید ببینید چقدر با آب و تاب است اگر کسی این بخش فوق عقلانیاش راه بیفتد آب از دهانش راه میافتد بگو اگر خدا را دوست دارید دنبال من بیایید(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي) آن هم بالاترش چیست؟@ نمیگوید شما به محبت خدا میرسید، میگوید(يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ) اگر شما دنبال من بیایید پاداشش این نیست که شما به محبوبتان میرسید بلکه خدا به محبت شما میافتد یعنی خدا دوستتان دارد، این چه کسی را قلقلک میدهد؟@ وقتی یک خانم این را میشنود یا آقایی که زوری دین را قبول کرده یا عقلی و فلسفی دین را قبول کرده همینطوری مثل ماست نگاه میکند هیچ اتفاقی در دلش نمیافتد اصلاً تحریک نمیشود، اِ من اگر حرف گوش کنم خدا دوستم میدارد.@ یعنی من شکار خدا میشوم و خدا را شکار میکنم پس من از فردا همه چیز را رعایت میکنم ولی این اصلاً الان راجع به هر چیزش باید با خودش کَلانجار برود تا بخواهد قبول بکند این رساله را جلویش میگذارد انگار یک کسی در گلوی این چنگ انداخته و دارد فشار میدهد.@ هر چیزش را میخواهد رعایت بکند خمسش اذیتش میکند زکاتش اذیتش میکند امر به معروف و نهی از منکرش حالش را میگیرد جهادش نمیرود یک راهپیمایی 22 بهمن که یکی از مظاهر مهم جهاد است میخواهد برود بیاید باید مدام چرتکه بیاندازد که بروم یا نروم و به کوچکترین بهانهای هم بهانه میکند و راهپیمایی نمیرود.@ یک اعلام برائت میخواهد بکند میبینی که از آن در میرود تا دین در وجود ما مخاطب خودش را پیدا نکند ما فقط یک زن یا مرد مسلمان هستیم که حیوان مسلمان میشود دیگر نمیشود بگوییم دین حب و بغض است عشق و دلدادگی نیست.@ چطور جریانهای چهارگانه ما یعنی بخشهای عقلی، حیوانی، گیاهی و جمادی با لذت همه بخشهایش را جلو میرود چرا دین این را در وجود ما نداشته باشد همه چیزش لذتبخش باشد چرا پیغمبر میفرماید که(المُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است.@ چون دائماً در عشق است با نماز، مسجد، حرم، روزه، ذکر، زندگی کردن در عشق است در زنداری هم چون بخاطر خداست در عشق است شوهرداری هم برایش لذت دارد بچهداری هم لذت دارد تمام سختیهای زنداری و بچهداری برای این لذتبخش است تمام سختیهای شوهرداری برای یک زن در لذت است.@ یعنی نمیگوید این چه بود کاش ازدواج نمیکردم این چقدر سخت است من همیشه بدبخت و بیچاره هستم، نه، اگر قرار است یک شوهر، زن ناجور یک بچه اذیت کن را تحمل بکند همهاش برایش لذتبخش است چون دارد پای معشوقش میریزد.@ برای خودش به عنوان یک زن شوهرداری نمیکند زنهایی که فقط به عنوان یک زن شوهرداری میکنند شوهرداری برایشان سخت میشود مردانی که به عنوان یک مرد زنداری میکنند زنداری و بچهداری برایشان خیلی سخت است.@ ولی وقتی که به عنوان یک انسانی که یک بخش جنسی هم دارد حالا ازدواج کرده برایش زندگی خیلی شیرین است زنداری، بچهداری شیرین است با همه مشکلاتش، شوهرداری با هر کسی هم که ازدواج بکند برایش لذتبخش است.@ چون همه سختیهایی که میکشد میریزد پای خدا به عشق خدا دارد انجام میدهد در آن عشق تولید میکند مثل آسیه، آسیه با فرعون جلو رفت اگر فرعون نبود آسیه به آن مقام نمیرسید که بگوید(رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ) من یک خانه پیش خودت در بهشت میخواهم.@ اگر شمر نبود اگر عمرسعد نبود اگر خولی و حرمله نبود زینب کجا میتوانست پرواز کند اباالفضل کجا میتوانست اوج بگیرد امام حسین کجا میتوانست اوج بگیرد اگر یزید نبود اینها از زندگیشان لذت میبردند.@ امام باقر(ع) فرمود اینها در جنگ که میجنگیدند(لَم یَجِدُوا ألَمَ الحَدید) اصلاً موقع جنگ هیچ کدام از اصحاب عاشورا درد نداشتند وقتی شمشیر میخورد نیزه در بدنشان میامد فقط لذت و مستی بود آنهایی که خودشان جبهه بودند و بسیجیها را دیدند میدانند که تیر و ترکش خوردن مثل یک بوسه خدا و فرشتهها بود روی بدن آدم، لذت میبردند.@ بدترین حال بچه جبههایها زمانی بود که عملیات رفته بودند و سالم برمیگشتند یعنی غصهشان این بود وقتی غروبها بعد از عملیات برمیگشتیم در گردان تخریب میامدیم در چادر ماتمکده بود عملیات رفته بود و برگشته بود این کناردستی بهشت رفت(عند ربهم یرزقون) نه بهشت، بهشت که جای کوچکی است.@ دیشب با هم عملیات بودیم با هم شوخی میکردیم فوتبال بازی میکردیم در فضای گردان، رفت تمام شد تا(عند ربهم) و من ماندم، اگر حب بیاید تمرکز هم میاید حب تمرکز و جدیت میاورد حب غفلت را از بین میبرد.@ غفلت زمانی است که ما به عنوان یک زن یا مرد میخواهیم دینداری بکنیم دین را بپذیریم یا به عنوان یک عقل، زور بزیم یک عقل میخواهد دین را قبول بکند ولی به عنوان یک انسان نیست بخش فوق عقلانی اگر دین را بپذیرد یعنی آن چیزی که از جنس خداست.@ آن چیزی که از جنس محمد و آل محمد(ص) هست آن موقع اصلاً غفلت معنا ندارد مگر الان کسی غفلت میکند شما تا حالا شده بگویید غفلت کردم مثلاً اگر یکبار برای یک نفر اتفاق بیفتد میگویند این چه آدم خوبی بوده که یکبار غفلت کرده شام، ناهار، صبحانه نخورده هیچ کس اینها را یادش نمیرود.@ تازه هم اگر یکبار صبحانه نخورد به همه میگوید من امروز یادم رفت صبحانه نخوردم ناهار نخوردم به همه میگوید، اصلاً غفلت نمیکند چون فعال است با شهوت و میل دارد این کار را میکند دین وقتی محبتی شد غفلت میرود.@ دین وقتی محبتی شد سردی میرود بیروحی و کسالت میرود غم واقعاً میرود اضطرابها از دل انسان میرود محبتی شد تمرکز در وجود آدم میاید انسان متمرکز و قوی کار میکند دین اگر محبتی شد نتیجهاش دیگر نسیه نیست.@ نمیگوید حالا یک کاری کردیم آخرت رفت حالا ما چه موقع برویم ببینیم، اینطوری نیست دین وقتی محبتی شد شخص نقداً همان لحظه دریافت میکند(و ما رأیت إلا جمیلا) نقد میگیرد اصلاً نسیه نیست.@
امروز بهشت نقدم فراهم است به والله صحنههای جبهه با تمام سختیهایش برای بچهها بهشت بود بهشتشان آنجا بود شما همین الان هم بروید ببینید آنهایی که نرفتند واقعاً غفلت و بیانصافی و کم لطفی کردند که نرفتند حتماً خیلی وقتها بهتر از مکه و مدینه و مشهد جواب میدهد.@ خدا رحمت کند امام فرمود شما 50 سال عبادت کردید خدا قبول کند یکبار هم یک وصیتنامه از این شهدا بخوانید، بروید ببینید آن هشت سال آنجا چکار کردند آنجا همین الان هم حسهایش هست.@ یعنی اگر میخواهید ببینید بهشت چیست بلند شوید زن و بچه را بردارید عید آنجا بروید یک هفته قبل از عید یا عید یک هفته را آنجا بگذرانید ببینید لذت میبرید یا نه، و ما این همه الگو اطرافمان داریم این همه عزیزانی که شهید شدند بچههایی که این همه اسمشان در کوچههای ما خورده خیلی قشنگ رفتند(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) هستند.@ مگر شوخی است(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) ولی وقتی یک خانم و یک آقا هم این آیه را میشنود برایش قلقلکی نمیاید، چه کسی قلقلکش میاید؟ خدا چون میخواهد قلقلک بدهد آن بخشی که مخصوص آن بخش هست را تحریک میکند(قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ) اگر خدا را دوست دارید تبعیت کنید.@ الان این میخواهد تلفن همراه را کنار بگذارد میداند برایش ضرر دارد، میبینی سختش است میخواهد موبایل را کنار بگذارد میخواهد اینترنت را نبیند میخواهد ماهواره نگیرد میخواهد حجاب را رعایت کند میخواهد خمس بدهد همیشه باید با خودش َکلاَنجار برود این عشق نیست زوری است.@ حالا پدر و مادرم گفته شوهرم اینطوری میگوید از من اینطوری میخواهد که حجابم اینطوری باشد و الا اگر این شوهرش نبود و یک شوهر لاابالی داشت این خانم واقعاً لاابالی بود خیلی وقتها هم میگوید کاشکی به جای اینکه با یک طلبه حزباللهی ازدواج کردم با یک لاابالی ازدواج میکردم الان زندگی خیلی خوش میگذشت و بالعکس مردها هم همینطور.@ البته مردها بیشتر، چون همیشه زنها متدینتر هستند و تعدادشان هم بیشتر است چرا اینطوری؟ امام باقر(ع) (الدّینُ هُوَ الحُبّ وَ الحُبُّ هُوَ الدّین) دین همان حب است و حب همان دین است پس خداوند وقتی به کفار میگوید(لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ) یعنی چی؟ دین شما یعنی آن مرامی که شما عاشقش هستید با آن محشورید چون حبها مختلف بود.@ پنج تا حب را جلسه گذشته گفتیم آنها هم روی عشق دارند حرکت میکنند و زندگی میکنند روی عشق به کمالات جمادی، معاویه مگر عاشق نبود؟ بله ریاست میخواست آن هم دنبال محبوب خودش بود و گفتیم که قیمت هر کس همان محبوبش است.@ پس وقتی خداوند انسانها را در قرآن به شش گروه تقسیم میکند همه را بر اساس محبوبشان تقسیم میکند قیمت هر آدم دلدادگیها و آرمانها و معشوقها و هوسهایش اینهاست.@ این کسی که الان تیمش گُل میخورد غصه میخورد یک تیم مورد علاقهاش گُل خورده میبینی آنقدر داغون میشود که یک گُل خورده حالا ممکن است تا پایان مسابقه هم تیمش ببرد ولی هر بار که تیمش به خطر میافتد دارد نگاه میکند گُل میخورد به هم میریزد.@ آیا تا به حال یکبار برای قضا شدن نماز صبحت اینطوری غصه خوردی یا نه؟ برای گناهی که کردی حتی گناه کبیرهای که کردی اینطوری غصه خوردی؟ به اندازه اینکه تیم تو گُل خورد یا باخت حسرتی که الان در دلت آمد به خاطر معصیت کبیرهای که کردی اینطوری تا حالا حسرت خوردی؟ چون آن بخش فعال نیست حساسیت هم ندارد.@ فرمود(الإیمانُ حُبٌّ وَ بُغضٌ هَلِ الدّین إلاّ الحُبّ و البغض) چون بغض روی دیگر سکه حب است هر سکه دو رو دارد یک رویش که هیچی نداشته باشد اعتبار ندارد نمیشود شما عاشق یک کسی باشی و خطراتی که تو را میخواهد به معشوق برساند خوشت بیاید.@ از موانع هم خوشت بیاید نمیشود من بگویم الله دوستت دارم اله من هستی و من به عشق الله افتادم دنبال پیغمبر و ائمه بعد سر راه از مانع خوشت بیاید از گناه، گناه روی دیگر سکه حب است مفسدین، کافرین، منافقین، مشرکین اینها روی دیگر سکه حب است شما باید از اینها متنفر باشی.@ نمیشود بگویم من سبک زندگی امام زمانی، مهدوی، زهرایی، فاطمی، علوی دوست دارم بعد در سبک زندگی بروم میبینم که من مدل لباس پوشیدنم، مدل زنداری، بچهداری، شوهرداری، نوع موسیقی که به آن علاقه دارم رنگهایی که علاقه دارم اسمهایی که علاقه دارم مسافرتهایی که علاقه دارم مهمانیهایی که میروم مهمانیهایی که میدهم یکجور دیگر است.@ سفرهام اصلاً شبیه آنها نیست اگر واقعاً تو عاشق الله و اهل بیت باشی متنفر میشوی از سبک زندگی غیر از سبک زندگی اهل بیت، از آدمهایی که تو را میخواهند از اهل بیت جدا کنند بدت میاید نمیشود انسان محبت فساق، کفار و آدمهای بیدین در دلش باشد.@ بعد با محبت الله هم جمع کند جمع نمیشود و در یک کلام نمیشود آدم دنیازده باشد و محبت دنیا را داشته باشد و بگوید میخواهم به الله هم برسم دنیا برایش زندان است اگر حب آمد شما برای غلبه بر نفس نیازی ندارید که زور بزنید غلبهای در کار نیست.@ آن کسی که جبهه میرفت مگر زور میزد که جبهه برود کسی که میرود شناسنامهاش را تغییر میدهد که جبهه برود این مگر ریاضت کشیده یا به خودش تلقین کرده که من وظیفهام هست جبهه بروم، نه یک کسی که در شناسنامهاش دست میبرد نیازی به مبارزه با نفس ندارد و بر نفسش غلبه بکند.@ لذا شب عملیات هم که میشود برای اینکه چه کسی زودتر بدود در میدان مین دعواست برای اینکه چه کسی کارهای خطرناکتر را انجام بدهد دعواست آنجا هم نمیخواهد غلبه بر نفس بکند اصلاً تکلیفی نیست.@ اگر تکلیفی باشد وقتی بمب شیمیایی زدند کسی که ماسک زده روی چهرهاش، این که نمیاید ماسکش را روی چهره دیگری بزند میگوید خدایا تکلیف من نیست خدا هم میگوید درست است چه کسی میگوید تکلیفش هست که ماسک خودت را به صورت یک نفر دیگر بزنی میگوید خدایا تکلیف من نیست خدا هم قبول میکند.@ این اصلاً با تکلیف کار ندارد عشقش اینطوری است اصلاً مقوله مقوله تکلیف و کلفت و دستور و این حرفها نیست حالا اگر یک طلبهای تکلیفی تبلیغ برود چهار دفعه به او فحش بدهند چهار دفعه از او انتقاد کنند جا میزند.@ یک حزباللهی یکجا هست چهار دفعه علیه مقدسات و باورش حرف بزنند اعتماد به نفس خودش را از دست میدهد یک کسی که عاشق است اصلاً اینطوری نیست. بغض نمیشود شما سبک زندگی آمریکایی انگلیسی، بغض وقتی بیاید با حب یکی هستند دوتا بال هستند برای پرواز، حب و بغض، تولی و تبری.@ و خیلی جاها در روایت داریم که تبری افضل از تولی است لعن قرب میاورد کسی که توان لعن را ندارد یعنی لعن از وجودش نمیاید به همه دشمنان(فلعن الله أمۀ دفعتکم عن مقامکم و أزالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها) کسی که سبز باشید آبی باشید اسلام دین تسالم و تسامح است.@ مرگ بر آمریکا یعنی چی، چرا ما شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل میدهیم، این واقعاً دین ندارد دروغ میگوید که متدین است نمیشود کسی متدین باشد مرگ بر آمریکا و اسرائیل نگوید نمیتواند اصلاً محال است یک کسی بگوید من دیندار هستم و مرگ بر آمریکا نگویم به اسم اینکه اسلام دین تسالم و تسامح است.@ اسلام دین مهربانی هست سهله سمح هست پیامبر پیامبر رحمت است! من آن موقع که شرح زیارت عاشورا میدادم رفتم بررسی کردم که ببینم کدام یکی از چهارده معصوم احادیثشان در لعن بیشتر است هیچ کس به اندازه پیغمبر لعن ندارد.@ یعنی نه امیرالمؤمنین که جلالی هست و جهادی هست نه بقیه، بیشتر احادیث لعن از رسول خداست نمیشود شما بچهات را دوست داشته باشی و یک چیزی هم که بخواهد بچهات را بکشد دوستش داشته باشی جور در نمیاید یک کسی ناموسش را دوست داشته باشد و آن چیزی که ناموسش را به خطر میاندازد آن را هم دوست داشته باشد یک همچین چیزی میشود.@ تو الان داری افسانه نگاه میکنی میدانی این گروهی که این فیلم افسانه را بازی میکنند یکی نقش منفی و یکی نقش مثبت است همه همکار هستند همدیگر را دوست دارند در فیلم دارند نقش دشمن را بازی میکنند.@ ولی تو به شدت از آن کسی که نقش منفی بازی میکند بدت میاید با اینکه اینها همکاسه هستند یکی نقش شمر را بازی کرده یکی نقش اباالفضل را بازی کرده نقش امام حسین یا امام رضا را بازی کرده مگر غیر از این است پس چرا تو از آن آدم بدت میاید.@ چه بسا آن کسی که الان نقش شمر را بازی کرده خودش امام حسینیتر است از آن کسی که نقش امام حسین را بازی کرده ولی تو میگویی من از این آدم بدم آمد و در عالم خارج مگر میشود تو مرگ بر آمریکا نگویی آمریکا و انگلیس و اسرائیل که میگویی یعنی همانهایی که نمیگذارند امام زمان بیاید.@ همانهایی که اگر نبودند الان امام زمان بود همانهایی که اگر نبودند میلیونها جنایت، طلاق، یتیم شدن بچهها، بدهی، قرض، مریضی، فقر نبود مگر میشود آدم امالفسادها را بغض نداشته باشد در دلش نسبت به آنها، روح جنگیدن با اینها نباشد روح جهاد و مبارزه با اینها نباشد هر کس میخواهد باشد در هر لباسی میخواهد باشد دین ندارد.@ اگر کسی تبری ندارد یک کسی غیض ندارد یک کسی لعن ندارد یک کسی بغض نداشته باشد دین هم ندارد معلوم است آن محبتش نیست او روی محبت دین را قبول نکرده بخش حیوانیاش دین را قبول کرده ولی یک کسی بخش انسانیاش محال دین را قبول کند.@ اهل جهاد اهل جنگ اهل جبهه اهل مبارزه نباشد محال است پس بغض لازم است تبری لازم است لذا شما میبینید(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ).@ محال است یک کسی بغض نداشته باشد فاسق نباشد اگر یک کسی بغض نداشت قطعاً فاسق است اگر یک کسی کینه دشمنان امان زمان را نداشت فاسق است اگر کسی دشمن موانع ظهور امام زمان نباشد فاسق است.@ اگر یک کسی یک روز به دیر آمدن امام زمان قائل باشد یک روز راضی باشد به دیر آمدن امام زمان فاسق است اگر راضی نیستی پس باید در سبک زندگیات معلوم باشد که داری موانع را برطرف میکنی.@ غفلت و بیخیالی و در میدان نبودن و فعال نبودن و هر کس سر کار خودش باشد و هر کس سرش در زندگی خودش باشد و باری از روی دوش امام زمان برندارد راضی است میگوید هر وقت خدا خواست میاید به ما چه، پس تو چکاره هستی؟@ لذا ما خیلی باید در روابطمان با امام زمان تجدیدنظر کنیم یعنی باید فکر کنیم ببینیم که آیا ما واقعاً الان سبک زندگیمان برطرف کننده موانع ظهور هست یا نه، کمککننده به نهضت امام هست یا نه، درس خواندنمان، کار اقتصادی، کار فرهنگی، کار دانشگاهی، طلبگی، تدریسمان، بالأخره چیزی از آن در میاید برای امام زمان آبی گرم میشود یا نه جدی باید به آن فکر کنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@