جلسه 015 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
15
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 015 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحثمان دربارۀ تسبیح موجودات بود، از امام باقر (علیه السّلام) هست که «إِذَا أَخْرَجَ‏ أَحَدُكُمُ‏ الْحَصَاةَ مِنَ الْمَسْجِدِ فَلْيَرُدَّهَا مَكَانَهَا أَوْ فِي مَسْجِدٍ آخَرَ فَإِنَّهَا تُسَبِّحُ» هر وقت یکی از شما یک سنگی را از داخل مسجدی خارج کرد، یک ریگی را از مسجد برداشت بیرون برد، آن را به جای خودش به مسجد دیگر برگرداند، یا به یک مسجد دیگر، زیرا آن ریگ خدا را تسبیح می‌گوید.@یعنی آن فضا، اشیاء با انسانها نماز می‌خوانند و تسبیح می‌گویند، می‌گوید شما مکانی را دور می‌کنید از مسجد از فضای تسبیحی خارجش می‌کنید، و آن را از این تسبیح جدا می‌کنید، به مسجد برگردانید یا یک مسجد دیگر تا در کنار مسبّحین تسبیح بگوید.@باز فرمایشی هست که به نقل از عایشه که می‌گوید پیامبر خدا نزد من آمد و فرمود ای عایشه این دو بُرد را بشوی، من گفتم پدر و مادرم بفدایت ای پیامبر خدا، دیروز آنها را شستم، فرمود مگر نمی‌دانی که لباس تسبیح گوید، و هر گاه کثیف شود تسبیحش قطع می‌شود.@از شخصی نقل می‌کنند که ما با پیامبر غذا می‌خوردیم و از غذا صدای تسبیح می‌شنیدیم، در دعا هست از امام سجاد (علیه السّلام) در مناجات حضرت که یکی از مناجات‌های خیلی زیبا هم هست، «أَنْتَ‏ الْمُسَبَّحُ‏ فِي‏ كُلِ‏ مَكَانٍ وَ الْمَعْبُودُ فِي كُلِّ زَمَانٍ» تو آن هستی که هر جا تسبیح می‌شوی، و همیشگی بندگی‌ات را می‌کنند، در هر زمانی بندگی می‌شوی.@

باز روایت داریم که نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مشتی ریگ برداشت و ریگ‌ها در دست ایشان تسبیح گفتند، پس آنها را در دست علی (علیه السّلام) ریخت در دست او نیز تسبیح گفتند، و تسبیح‌گوی آنها را در دست هر دوی ایشان شنیدیم، سپس آنها را در دستان ما ریخت اما در دستان ما تسبیح نگفتند.@پس اشیاء در ارتباط با فضا یا مکان، یا فرد خاص، صدای تسبیحشان در می‌آید، این را در داستان سید نعمت‌الله هم توضیح دادم، خودشان هم از نظر طبیعی تسبیح دارند، یعنی وقتی که کارکرد طبیعی خودشان را دارند، مثل یک حیوان یا یک شیء آن حالت مفید بودن، در چرخه رشد قرار داشتن، آن هم تسبیح طبیعی اینها است.@تغییراتی که بشر در اشیاء ایجاد می‌کند، مثل اینکه لباس را کثیف می‌کند، یا یک موجود را نابود می‌کند، در واقع روند طبیعی رشد آن را، یا مفید بودن آن را می‌گیرد، و در واقع آن را از تسبیح می‌اندازد.@یک مناجاتی هست امام سجاد دارد به نام مناجات انجیلیه، این مناجات فوق‌العاده است، دو تا مناجات است، یک انجیلیه وسطی، و یک انجیلیه طویله، البته اینها متأسفانه در صحیفه‌های معمولی نیست، چون حضرت حدود 7 تا صحیفه دارد یکیش در دست مردم هست که از آن استفاده می‌کنند، به نام صحیفه کامله سجادیه.@آن صحیفه، صحیفه جامعه است یعنی جمع کردند، 6 تا از صحیفه‌ها را جمع کردند، یکیش هم هنوز ملحق نشده، و در آن صحیفه که صحیفه کامله 54 تا دعا دارد، صحیفه جامعه 270 دعا دارد، ولی یک بهشتی هستی آن صحیفه جامعه، و یک دریا از معارف است، فوق‌العاده زیبا است.@دو تا مناجات آنجا هست، به نام انجیلیه وسطی و انجیلیه طویله، در آنجا حضرت می‌فرماید که گواهی می‌دهم که معبودی جز خدای یگانه و بدون شریک نیست، همان که عطایش همه خلایق را فرا گرفته است، و فرمان او دربارۀ آن کس از آنان که گمراهشان کرد یا هدایتشان نمود جاری است.@و می‌داند چه کس فرمانش می‌برد، و کدامین کس نافرمانیش می‌کند، و با قدرتی جاویدان بر عالم هستی پادشاهی می‌کند، پس آسمان‌ها، و کران تا کران آنها و زمین و کوهها و ریشه‌هایشان و درختان شاخسارشان و دریاها و ماهی‌هایشان و ستارگان در طلوع‌گاهشان.@و بارانها در جایگاهشان، و ددان و درندگان زمین، و رودها و خیزابه‌هایشان، و آبهای شیرین و شور، و وزش بادها و گرد و غبارهایشان، هر آنچه که وصفی در نامی گیرد، یا در مرز و اندازه‌ای گنجد از آنچه در ذهن و تصور آید، یا در قالب جسم یا اندازه درآید، یا به عرض یا جوهری نسبت داده شود، خرد و ناچیز باشد، یا مهم و سترگ همگی تسبیح او را می‌کنند.@یعنی هیچ موجودی نیست، یا هیچ شرائطی نیست، مگر اینکه تسبیح حق تعالی را به جا نیاورد، تسبیح نداشته باشد، مهم این هست که این دید را پیدا کنیم که به عالم طبیعی نگاه نکنیم وقتی که پایمان را از این اتاق بیرون می‌گذاریم حتی در خود این اتاق، در وجود و بدن خودمان، در جمع خودمان، و وقتی که در این فضا قدم می‌زنیم، بدانیم که یک غوغایی در این عالم هست، این عالم یک هماهنگی بی‌نظیری دارد که بشر از ادراکش عاجز است.@میلیونها دانشمند در رشته‌های مختلف در جهان، در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی و آزمایشگاهها و قسمتهای مختلف مشغول این هستند که اینها را دانه دانه کشف کنند، شما اگر مجموعه دانش‌های درست بشر را کنار هم بگذارید، می‌بینید که یک هماهنگی بی‌نظیر بین همه اجزای عالم وجود دارد.@الان ترکیب‌های رشته‌ها یواش یواش سالهای اخیر دارد بوجود می‌آید مثل مهندسی پزشکی، یا رشته‌های دیگر، یا ترکیب الکترونیک با کامپیوتر، رشته‌های دیگری هست هم سه‌رشته‌ای، دو رشته‌ای، ولی همه یک حرف را می‌زنند، همه دنبال درک یک حقیقت هستند، آن حقایق عالم هست.@اینکه شما می‌بینید در کشورهای مختلف، دانشمندان در جاهای مختلف به حقیقت واحد می‌رسند، همین است، چون یک قانون در همه جا قرار دارد، یک فرمول و یک قدر و اندازه در همه جا قرار دارد، دانشمندان هر جا شروع کنند مطالعه یواش یواش به این دانش‌ها پی می‌برند و اینها را استخراج می‌کنند.@حضرت دارد از همه این بخش‌ها اسم می‌برد، و هیچ کس ما نداریم غیر از ائمه (علیهم السّلام) یک تصویر اینگونه از نظام خلقت به ما بدهند، مگر خود خدا در قرآن و خود ائمه، و الا نه این کلام، کلام انسان معمولی نیست، هیچ دانشمندی نمی‌تواند بیاید یک همچین ادعایی بکند، هر دانشمندی بیاید یک همچین ادعایی بکند، می‌گویند شما در رشته خودت حرف بزن، خارج از رشته صحبت نکن.@این کیست که دارد از تمام ظاهر و باطن عالم سخن می‌گوید، یک شخصی می‌آید در مقابل شما می‌نشیند از ظاهر و باطن عالم برای شما سخن می‌‌گوید، این یک کسی هست که تسلط دارد نسبت به همه این ظاهر و باطن که می‌تواند بگوید و می‌تواند گزارش بدهد که همه دارند تسبیح می‌گویند.@حالا به خاطر جذابیت موضوع من یک دعایی را از نبی اکرم برایتان می‌خوانم، اسم این دعا اسماء الله است، از تو درخواست می‌کنم به آن نامت که با آن هر موجودی با زبانهای گوناگون تو را تسبیح می‌گوید ای خدا، آخر هر کدام از اینها یک یا الله دارد، از تو درخواست می‌کنم به آن نامت که به آن برق جهنده و آذرخش‌های غرّان تو را تسبیح می گوید.@برق و رعد دو تا از فرشتگان خدا هستند، همانطور که در دعای امام (علیه السّلام) داریم، به آن نامت که با آن بادهای طوفنده، اینجا سؤالی که هست این هست که پیغمبر از کجا دارد صحبت می‌کند؟ پیامبر چیزهایی را دارد می‌گوید که در همین 200 ـ 300 سال اخیر شناسایی شدند و کشف شدند، 1400 سال پیش از چیزهایی صحبت می‌کند که در همین 200 سال اخیر تازه بشر به اینها پی برده است.@بادهای طوفنده با وزیدن‌های خود تو را تسبیح می‌گویند، یعنی آن غرش باد که دارد می‌آید ای خدا، از تو درخواست می‌کنم به آن نامت که به سبب آن همراه هر قطره‌ای از آسمان فرشته‌ای فرود می‌آید، یعنی مشایعت می‌کنند در صحیفه مشیّعه سه داریم در دعای سوم صحیفه یعنی مشایعت‌کنندگان برف، دیدید برف شکل هندسی دارد، یعنی طراحی شده روی سر بشر گلباران می‌کنند.@خیلی قشنگ این شکلهای طراحی شده زیبا، هیچ لزومی هم نداشت، می‌توانست همینطوری گلوله‌ای دانه دانه برف بیاید، اما چطوری است، این خیلی شگفت‌انگیز است، شما الان در هواپیما که سوار بشوید می‌روید می‌بینید در آسمان یک توده ابر هست، ابر شکل هندسی دارد، نمی‌‌توانیم حسابش بکنیم، مگر در فیزیک پیشرفته بشود برای این یک چیزی در آورد، شکل هندسی ندارد.@آنوقت وقتی که این می‌خواهد به بارش شروع بکند، آن که از آن بیرون می‌آید شکل هندسی دارد، یعنی آن توده ابر، حالا برف دارد می‌آید، برفها چند ضلعی، زیبا، طراحی شده، چند لایه، چه کسی دارد این را طرحی می‌کند؟ یعنی چطوری دارد این اتفاق می‌افتد؟ کدام قدرت دارد به اینها شکل می‌دهد، طراحی می‌کند اینها را؟ بالاخره یک قدرتی دارد به اینها حدود و شکل هندسی می‌دهد آن هم ریاضی و دقیق.@خوب نیست که ما همینطوری بگوییم برف شکل هندسی دارد، ببینیم از کجا دارد می‌آید از آسمان که دارد می‌آید طراحی دارد کجا صورت می‌گیرد، چه کسی اینها را قالب می‌زند روی سر بشر می‌فرستد، و بعد می‌گوید هر یک دانه‌اش یک فرشته با آن می‌آید که آن را برساند، آن را مشایعت می‌کند برساند آنجایی که باید بیاید، یعنی همانجا باید زمین بیاید.@با آن تو را تسبیح می‌گوید و تا روز قیامت باز نمی‌گردد ای خدا، این را دقت کنید که فرشته که مأموریتش را انجام می‌دهد دیگر این مأموریت تکرار ندارد، از تو درخواست می‌کنم به آن نامت که با آن غوک‌ها در دریاها، و رودها و برکه‌ها با صفات گوناگون و زبانهای مختلف تو را تسبیح می‌گویند ای خدا.@از تو درخواست می‌کنم به آن نامت ای آنکه معبودی جز تو نیست، همان نام در گنجینه‌ها و پنهانی که هیچ کس آن را نمی‌داند، مگر با معجزات روشن و دلائل آشکار و نشانه‌های پیدا از شگفتی‌های آفرینش، چون آتش و روشنایی و تاریکی و ابرهای لایه لایه.@تا به حال شما شده بروید پیش خدا حرف بزنید، با طبیعت ور بروید، ما می‌رویم آنجا دستمان را می‌گیریم می‌گوییم خدایا بدهکار هستم چکم دارد برگشت می‌خورد پول برسان، کاری با هیچی نداریم، زن می‌خواهم، شوهر می‌خواهم، من را شفا بده.@این پیغمبر ما است، چه چیزی او را وادار می‌کند که با خدا خلوت بکند دستش را بالا ببرد، و با اسماء الله کار داشته باشد، قمست می‌دهم، درخواست می‌کنم، به آن نام، اینها یک ادبهای فوق‌العادۀ انسانی است.@اهل بیت دست ما را می‌گیرند تا کجاها می‌برند، یعنی از خاک و گِل طبیعت، از جهنم دنیا بیرون می‌کشند، که بیا به حقایق یک طور دیگر نگاه کن، به امور یک طور دیگر نگاه کن، به این در و دیوار، به این سنگ، به این خاک، به این باد، به این طوفان، به این رعد و برق، به این شُرشُر آب، «سَجَدَ لَكَ‏ سَوَادُ اللَّيْلِ‏ وَ نُورُ النَّهَارِ وَ شُعَاعُ الشَّمْسِ وَ ِضَوْءُ الْقَمَرِ وَ دَوِيُّ الْمَاءِ وَ حَفِيفُ الشَّجَر» صدای سجده را دارد برایت معنا می‌کند.@می‌گوید همه اینها دارند برای تو سجده می‌کنند، و ذکر سجده‌شان را می‌گوید، می‌گوید این طنین آب «دَوِيُّ الْمَاءِ» «حَفِيفُ الشَّجَر» درخت دیدید که وقتی یک ذره باد به آن می‌خورد صدای قشنگی دارد، دارد خدا را سجده می‌کند، سجده‌اش این است.@و آن طنین آب که شما آن شُرشُر زیبایی که دل آدم را می‌برد، و روی اعصاب انسان چقدر تأثیر آرامبخشی دارد، می‌گوید این صدای سجده آب است، این طنین آب است، آتش و روشنایی و تاریکی و ابرهای لایه لایه، چه کسی می‌دانست ابرها لایه لایه هستند، 1400 سال پیش دارد صحبت می‌کند، نه تکنولوژی بوده، نه دوربینی بوده، نه هواپیمایی بوده، بشر چه چیزی از ابرهای لایه لایه می‌فهمید.@و بادهای گردافشان، بشر چند سال است فهمیده که گردافشانی گیاهان توسط بادها انجام می‌شود و چشمه‌های روان و اختران مهار شده، اصلاً آدم باید به سجده بیفتد، ستارگان مهار شده، مگر در قوانین جاذبه و روابط بین ستارگان و اجرام کهکشانی چقدر اثبات شده، یا کشف شده.@دارد راجع به مهار ستاره‌ها، می‌گوید قدرت این ستاره‌ها را مهار می‌کند، وسنگینی هوای فشرده شده میان زمین‌ها و آسمان‌ها و چشمه‌های جوشان، این یعنی چی؟ تازه بعضی‌هایش هنوز کسی از آن خبری ندارد، ما در این دعاهایمان یک عالم اطلاعات علمی دقیق هست که تازه باید دانشمندان بروند برایش آزمایشگاه بزنند.@باید براساس این ادعیه اسماء الله، ما خیلی سال پیش گفتیم اگر فیزیکدانان عالم بیایند دوره‌های اسماءالله را طی کنند، علم دانش فیزیک و دانش‌های دیگر جهش خواهد کرد، اگر بیایند بنشینند اینها را یاد بگیرند.@ما بسیاری از رمز و رازهایی که الان در طبیعت وجود دارد باید براساس آن دانشگاه زده بشود، باید برایش دانشجو بگیرند، باید تأسیس رشته برایش بشود، تازه باید برایش رشته تأسیس بکنند، می‌فرماید که اختران مهار شده، سنگینی هواهای فشرده شده.@چه کسی این را می‌داند که هوا فشرده شده، انرژی‌های مهار شده، فشرده شده، میان زمین‌ها و آسمان‌ها و چشمه‌های جوشان و رودهای روان و دریاها و جانداران گوناگون آنها همگی با آن نام بزرگ تو را تسبیح می‌‌گویند، همان نامی که چون عظمت و ارجمندی و کرامت و بزرگیش بخشیده‌ای، شگفتی‌هایش را پایانی نیست.@از تو درخواست می‌کنم ای خدا به آن نامت که کوههای افراشته به فرمان تو با آن نام تسبیح‌ات می‌گویند ای خدا از تو درخواست می‌کنم به آن نامت که رودهای روان به فرمان تو با آن نام تو را تسبیح می‌گویند ای خدا، از تو درخواست می‌کنم به آن نامت که دریاهای مالامال که گرداگرد زمین را گرفته‌اند با آن نام تو را تسبیح می‌گویند ای خدا.@از تو درخواست می‌کنم با آن نامت که درختان سرسبز خرم، و برگهای شاداب و شاخساران میوه‌ده، و میوه‌های لذیذ همگی با آن نام تو را تسبیح می‌گویند ای خدا، از تو درخواست می‌کنم با آن نامت که چشمه‌های راکد به قدرت تو با آن نام تو را تسبیح می‌گویند ای خدا.@از تو درخواست می‌کنم که خرمابن‌های قامت‌افراشته با آن نام تو را تسبیح می‌گویند ای خدا، و از تو درخواست می‌کنم به آن نامت که ستارگان با آن نام تو را به پاکی و بزرگی می‌ستایند ای خدا، این درخواست چیست، و اینکه انسان دارد با این اسم آنها را درخواست می‌کند یعنی چی؟@حالا باز در این رابطه خود حضرت می‌گوید هر کس شب بخوابد و یک دانه از این خرما در اندرونش باشد، خرمای برنی، آن یک دانه هفت مرتبه تسبیح می‌گوید، اینها چه چیزی دیدند از این عالم، چه نگاهی نسبت به این عالم داشتند، و بد است و خیلی بد است و خسران این است که ما نفهمیم دورمان چه خبر است و بعد بمیریم از این دنیا برویم.@ بدترین مرگ، بدترین مردن، پرافسوس‌ترین مردن این هست که ما بدون اینکه با باطن عالم ارتباط برقرار بکنیم، ببینیم، حداقل بدانیم، از این دنیا برویم، اینها چیزهایی نیست که لازم باشد ما برویم در برزخ بفهمیم، ما اگر شروع کنیم به فهم اینها، ذهن و دلمان را با این باطن انس بدهیم.@دست از این محدودیت‌ها و اسارت‌ها و ذلت‌های جمادی و گیاهی و حیوانی برداریم، ذهن ما شب تا صبح، و صبح تا شب مشغول اینها است، اگر برداریم و این معارف را اینجا بفهمیم پایۀ ما برای ورود به برزخ فوق‌العاده قوی خواهد بود.@ ما در یک تولد فوق‌العاده زیبا، جذاب، و قوی وارد برزخ می‌شویم، آن کسی که اینها را می‌فهمد و به آن یقین پیدا می‌کند، درک می‌کند و بعد می‌میرد، کلاس این آدم در برزخ با کلاس یک کسی که هیچی از اینها را نفهمیده اصلاً قابل مقایسه نیست.@در روایت داریم بهشتیان وقتی به بعضی بهشتیان نگاه می‌کنند مثل نگاه زمینی‌ها است به ستاره‌های دوردست، آنها در بهشت هم درجه‌بندی است، و ما این درجات را الان باید طی کنیم، امام سجاد (علیه السّلام) بالاخره ما اهل بیت قیامت به داد شما می‌رسیم، کمک‌تان می‌کنیم «وَ لَكِنْ تَنَافَسُوا فِي‏ الدَّرَجَاتِ‏» تنافس در درجه داشته باشید، در درجات مسابقه بگذارید.@یکسال باید زحمت بکشید از اینجا که رفتید آن هم در اردو بوده دوباره اردو را کار بکند، چون ما نمی‌آییم اینجا که فقط در اردو دور هم جمع بشویم، یا یک چیزی را یاد بگیریم، شهوت یاد گرفتن که نداریم، می‌خواهیم بیاییم به یک جایی برسیم، یک رشدی در خودمان اتفاق بیفتد که با خودمان آن را برزخ ببریم.@بیاییم یک چیزی را انبار بکنیم، یا شهوت، بعضی از عزیزان من متأسفم آمدند این چیزها را یاد گرفتند رفتند با آن کلاس گذاشتند و خرابکاری زیادی کردند، بخصوص خانم‌ها، اصلاً نیامده اینجا بنشیند یاد بگیرد برای اینکه خودش بشود، تندتند می‌نویسد، چه گفت همه را یادداشت می‌کند، بعد سریع می‌رود یک جا دکان باز می‌کند، آنجا کلاس می‌گذارند.@ما آمدیم اینجا یک اتفاقی برای خودمان بیفتد، یک تحولی برای خودمان ایجاد بشود، با کسی هم کاری نداریم، نه باید برویم کلاس بگذاریم، نه باید برویم جایی درس بدهیم، نه برای شدن خودمان می‌آییم، یک طوری این را برای خودت تثبیتش بکنی، اینطوری این معارف و نورانیتش در قلب می‌رود، روی عشق و علاقه می‌آییم، به و الله قسم هیچ کدام از شما بدون دعوت اینجا نیامدید.@حضرت فرمود اسم تک‌تک شما از جلوی نظر ما رد می‌شود و ما تأیید می‌کنیم که چه کسی چه چیزی گیرش بیاید، اصلاً تصادف نیست، حالا که دعوتمان کردند استفاده بکنیم، درست استفاده بکنیم، حالا که به ما گفتند بیاییم بنشینم اینجا استفاده بکنیم، پس خوب استفاده بکنیم و جدی باشیم.@تا شما غیب را جدی نگیری غیب شما را جدی نمی‌گیرد، تا با غیب محرم نشوی، غیب پرده‌اش را برای تو باز نمی‌کند، غیب باید ببیند که تو زحمت می‌کشی، غیب باید ببیند که تو جدی هستی، غیب باید ببیند که تو برایش وقت می‌گذاری.@شما یک آقا یا خانم را نگاه کنید، در این طلاق‌ها ببینید، یک خانم می‌خواهد ازدواج بکند مرد می‌گوید من می‌خواهم با شما ازدواج بکنم، بعد می‌گویید من وقت ندارم، من کارم در معدن است، در عسلویه است، در دبی است، پس برای چی می‌خواهی ازدواج بکنی.@یا ازدواج می‌کنیم شما اینجا باش، شش ماه یکبار می‌آیم به شما سر می‌زنم، سه ماه یکبار می‌آیم، ماهی یکبار می‌آیم، این چه ازدواجی است، من بیایم قبول بکنم که همسر یک کسی هستم بعد هیچ وقت هم نیست.@یا آقا می‌گوید زن من اصلاً نیست، صبح سر کار می‌رود، شرکت و درس، 11 شب می‌آید، 10 شب می‌آید، این واقعاً همسر نیست، این را ما می‌فهمیم بعد وقتی می‌خواهیم برای غیب کار کنیم برای غیب نیست، ما می‌خواهیم با غیب ازدواج کنیم، اما وقت غیب را نداریم، من نمی‌رسم.@ما باید یک ساعتهایی را بگذاریم، تمرکز بکنیم، شبی، نصف شبی، سحری، جمعه‌ای، تعطیلی، وقتی، یک وقت منظم علمی بگذاریم، نه اینکه الان اردو تمام شد رفت، بعدش ما نه هم‌مباحث داریم، حالا شکر خدا که اینها ضبط می‌شود هست، معارفش حفظ شده، و الا بعدش می‌خواستیم چکار بکنیم، الان که هست بیا دو بار بنشین در خانه، دو بار، سه بار، چهار بار اینها را خوب گوش کن، در هر بارش معارف جدیدی گیرتان می‌آید.@من که خودم دارم برای شما می‌گویم هر بار فیش‌ها را می‌خوانم چیزهای جدید گیرم می‌آید، واقعاً حیف است ما نفهمیده بمیریم، اینها پایه‌های کلاس برزخ ما است، دنیا را می‌فهمیم که الان من لیسانس بگیرم، زود ارشد بخوانم، و لو در وسط این لیسانس و ارشد پدر خودم و بدنم و فرزندانم را در بیاورم، تا برسم به دکترا هزار تا خسارت به خانواده‌ام و خودم و معنویتم و آخرتم زدم چون می‌خواهم دکتر بشوم.@این را می‌‌فهمم می‌گویم کلاسش این است که من دکتر بشوم، مهندس شدم، عالم شدم، می‌خواهیم برسیم به آنجایی که زودتر به ما بگویند این آقا حجت‌الاسلام است، این آقا دکتر است، این آقا مهندس است، این آقا پرفسور است، برای این تنافس داریم.@ما به زودی می‌رویم وارد برزخ می‌شویم، آنجا هم همین درجه‌بندی‌ها هست، بد است ما وارد برزخ بشویم بعد هیچی حالی‌مان نشود، یک مشت علوم رسمی به درد نخوری که در ذهن ما هست، آن را کنار می‌گذارند، علم آنطرف است، حقیقت آنطرف است، آنجا مرکز دانش است، که دارد این دنیا را اداره می‌کند.@ما دانش، بدن ما، تک‌تک این سلولها، اتم‌ها، الکترون‌ها، نوترون‌ها، پروتون‌ها، تا اجرام آسمانی به وسیله علم برزخی دارد اداره می‌شود، به وسیله علم ملکوتی دارد اداره می‌شود، مرکز علم آنطرف است، پشت صحنه آنطرف است، رمزها و رازها آنطرف است.@حالا که پیغمبرمان و ائمه (علیهم السّلام) دارند رازها را برای ما کشف می‌کنند، قرآن کریم دارد رازها را کشف می‌کند، وقت بگذاریم روی فهم قرآن آیات الهی، روایات، دعاها، مناجاتها، اینها دارند، برای ما راه باز می‌کنند، که ما کلاس برزخی‌مان، پایه‌های برزخی‌مان بالا برود.@آنجا طبقه‌بندی داریم، کلاس‌بندی داریم، دانشگاه داریم، حوزه داریم، آنجا همه چیز هست از الان برویم کلاس‌هایمان را قوی بکنیم، پایه‌هایمان را بالا ببریم، چرا مدام باید در پایه‌های دنیاییمان تلاش بکنیم.@وقتی که یک علم دنیایی هست برایش وقت می‌گذاریم پولش را هم می‌دهیم، غر و نق هم نمی‌زنیم، می‌رویم شرکت می‌کنیم، همین چند روز پیش یک خواهر عزیزی می‌گفت که من یک آقایی برایمان یک کلاسی تهران گذاشته دو روز 1 میلیون و 200 هزار تومان، گرانتر از این هم سراغ دارم، روزی 500 هزار تومان، روزی 600 هزار تومان، بالاترش هم هست.@صبح می‌آیید تا 4 ـ 5 بعدازظهر ناهار هم نمی‌دهند، یک کیکی می‌دهند بخورید بعد سر کلاس بیایید، نماز می‌خواهید بخوانید، می‌خواهید نخوانید، کاری با نماز و دین و آخرتتان نداریم، فقط پول را بده بیاید، با این شرایط به این خوبی و عالی.@دل به این معارف بدهیم، دل بدهیم به اصل چیزی که دارد اینجا توزیع می‌شود، مدام ذهنمان نرود در اینکه اینجا اتاق من آنجایش اینطوری شد، دستشویی اینطوری شد، حواسمان به این باشد ما برای این اینجا آمدیم، پس وقت جدی روی آن بگذاریم، که اگر واقعاً می‌خواهیم یک پیشرفتی بکنیم، فقط وقت تلف نکرده باشیم.@ چون بیاییم ما اینها را بفهمیم بعد از اینکه اینها را فهمیدیم به غیب پی بردیم، بعد از اینکه راه روی ما باز شد، دوباره حال ما بد باشد، دوباره این واقعاً قساوت قلب می‌آورد، سفتی قلب می‌آورد، چون بعد از نرم شدن دل ما با این معارف دوباره نباید بگذاریم دلمان سفت بشود.@ما در این مسائل شرکت کردیم، دوباره می‌بینی عزای این بنده خدا سر مسئله طبیعی و مادی ذهن است، هنوز درگیر مسئله جمادی و گیاهی است، راه را روی ما باز کردند که ما پرش بکنیم، ما جهش بکنیم، ما از این جهنم و لجن دنیا در بیاییم، حالا که ما را در می‌آورند دیگر در آن برنگردیم، برویم.@این رشته و ریسمان الهی را که به ما دادند بگیریم و رها نکنیم، اینکه امیرالمؤمنین (علیه السّلام) دعا می‌کند که کسی بگیرد و رها نکند، محکم بگیر برو، در روایت داریم از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) «إِنَّ للهِ فِي‏ أَيَّامِ‏ دَهْرِكُمْ‏ نَفَحَاتٍ‏ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا» خودمان را در معرض نسیم‌های حیات‌بخش الهی قرار بدهیم.@حالا که دارد راهش روی ما باز می‌شود، رمزگشایی‌ها دارد اتفاق می‌افتد، توانایی رمزگشایی داریم پیدا می‌کنیم، برویم با آن مشغول بشویم، نبدیم یک گوشه بگذاریم «أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذي هُوَ أَدْنى‏ بِالَّذي هُوَ خَيْرٌ» آیا آن چیزهایی که پست هستند انتخاب می‌کنید به جای چیزهای خوب و بالاتر، این کار را نکنید.@قرآن از ما سؤال می‌کند، می‌گوید شما چیزهای عالی‌تری دارید، چرا اینها را نمی‌گیرید و چیزهای پست را رها بکنید؛ حارث بن مغیره می‌گوید من به امام صادق (علیه السّلام) از احساس سنگینی در دلم یعنی در معده‌ام و ثقل کردن زیاد ازغذایم شکایت کردم، فرمود از این انار شیرین برگیر و آن را با همان پی آن تناول کن.@پی آن یعنی چی؟ پرده‌هایی که وسطش هست، همان که در پرتقال هم ما باید بخوریم یک عالم وقت می‌گذاریم آن را می‌کَنیم دور می‌اندازیم، فرمود با همان پی‌اش بخور، زیرا معده را کاملاً پاک می‌کند و سنگینی معده و سوءهاضمه را از بین می‌برد، و غذا را هضم می‌کند و در شکم تسبیح می‌گوید.@یعنی نورانیت ایجاد می‌کند، اینکه می‌گویند انار بخورید نورانی می‌شوید، و نورانیت ایجاد می‌کند، اینکه غذا تسبیح دارد، بعضی از غذا تسبیح ندارند، غذای چیزی نیست، ولی این برای شما تسبیح می‌گوید، و باعث نورانیت می‌شود، بعضی از غذاها را آدم می‌خورد تاریک می‌شود، بعضی از غذاها را می‌خورد برایش روشنایی ایجاد می‌کند.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@