سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیهشده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان دربارۀ ذکر و تسبیح حیوانات ادامه میدهیم، الان به کبک رسیدیم، این موجود زیبا شعار و ذکرش این هست که نزدیک است حق نزدیک است، این هم درک خیلی مهمی هست. چون حق تعالی معیت قیومیه با کل شیء دارد. نزدیکترین کس به همه اشیاء است. حتی از خود اشیاء هم به خود اشیاء نزدیکتر هست: «مُحیطٌ بِکُلِّ شَیء» هست.@لذا میزان قربش ذاتی است. دستهای من را نگاه کنید شما میگویید این دو تا بهم نزدیک هستند، نزدیک هستند یعنی از یک طرف فاصلهای بینشان وجود ندارد، و دو تا موجود مستقل هستند، اما رابطه حق تعالی با اشیاء مثل رابطه نفس ما است با قوای ما.@ شما در حس با تمام وجود حضور داری، اینطور نیست که بخشی از تو در حست نباشد، همۀ تو در حس هستی، آن موقع که داری یک چیزی را لمس میکنی همۀ تو در حس است، وقتی که داری تخیل میکنی همه چیز تو در خیال ظهور دارد، همه دارد خیال میکند.@وقتی تو در توهم قرار داری یعنی داری عشقورزی میکنی یا از یک چیزی متنفر هستی، همه وجودت این تنفر و عشق را دارد، اگر داری تعقل میکنی وجودت درگیر این تعقل هست، در تعقل خودت حضور داری، یا فعالیت فوق عقلی داری نفس آنجا حضور دارد.@این رابطه حق تعالی با اشیاء هم مثل رابطه نفس ما است با قوای نفس و بدن، بنابراین شدت نزدیکی ما به قوایمان چقدر است؟ ما الان به قوایمان چقدر نزدیک هستیم؟ الان شما میتوانید بگویید حستان کجا است؟ حس ما کجایمان است؟ یا خیالمان کجایمان است؟ عقل ما کجایمان است؟ ما یکپارچه حس و خیال و توهم و عقل و فعالیت فوق عقلانی هستیم.@ بنابراین این نزدیکی به آن قرب قیومیه است، یعنی نزدیکی هست که آن موجود قائم به حق تعالی است، یا الان قوای ما قائم به نفس ما هست، بزرگان میگویند: «النفس في وحدته كلّ القوى» نفس در عین وحدتش همه قوا است، حق تعالی در عین وحدت و یکتاییش همه مراتب اشیاء هست.@«بسيط الحقيقة كل الاشياء و لیس بشیء منها» عصری که ما در حکمت میخوانیم، حقیقت بسیط و یکتا که حق تعالی است همه اشیاء است، گفتیم الله در وجود ساری در همه اشیاء است، «و لیس بشیء منها» اما هیچ کدام از اینها هم نیست.@این آن چیزی است که انسان باید برایش شبها گریه بکند، تفکر بکند، تعقل بکند، حیرت داشته باشد، و برایش خلوت داشته باشد. این خیلی مهم است، تا یواش یواش نفسش از خو کردن به این بخشهای چهارگانه دور بشود، و یواش یواش با خودش و با حق تعالی انس بگیرد. این مهم است.@پس شعار این پرنده زیبا و دوستداشتنی این هست، پس ما چشممان که به کبک خورد یاد قرب خدا نزدیک بودن خدا به ما، اینکه خدا به ما از هر کس دیگری نزدیکتر هست؛ بلدرچین، ای فرزند آدم چه چیز تو را از مرگ غافل کرده، یا چقدر تو از مرگ غافل هستی، این شعار این پرنده عزیز است.@پس ما وقتی راجع به بلدرچین صحبت میکنیم راجع به قرب مرگ صحبت بکنیم «اَقرَبُ الشَیء اَلاَجَل» علی (علیه السّلام) فرمود: نزدیکترین چیز به انسان اجلش هست، شما نگاه کنید از همین یک هفته قبل از تعطیلات تا الان چقدر از مردم ما از دنیا رفتند، در تصادفات، در سیل، اصلاً فکرش را نمیکردند.@برای دهها سال برنامهریزی داشتند و الان در برزخ هستند، اصلاً انسان فکر نمیکند، یک لحظه یک دفعه میبیند که یک داستان جدیدی در زندگیش دارد اتفاق میافتد، مثل حرکت به برزخ، تو نقشه ریختی ازدواج بکنی، نقشه ریختی بچهدار بشوی، نقشه ریختی کار تجاری بکنی، نقشه ریختی فلان کار بزرگ را انجام بدهی، یک لحظه میبینی که طرف در برزخ است، با یک سکته، سرطان، تصادف.@انسان نزدیکترین چیز به او این هست، و خوش به حال کسی که وقتی مرگ سراغ او میآید آماده باشد، از آن نترسد، این هنر ما در سلوک است، یعنی بعضی از عزیزان گنگی دارند، میگویند ما اردو میآییم یا کلاس میآییم برنامه عبادی میگیریم باید چه اتفاقی بیفتد.@این اتفاق مهم است، که من همیشه برای رفتن آماده باشم، مشتاق باشم اول از این برای تولدم، شوق تولد داشته باشم، تولد را دوست داشته باشم، لقاء خدا را دوست داشته باشم، عاشق رسیدن به اهل بیت و ملاقات آنها باشم، وقتی این را میخوانید «وَ تَقَرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ» که من از کسانی باشم که چشمم فردا به جمال شما روشن بشود.@ یکی از لذتهای مرگ این هست که انسان چشمش به جمال دلبران عالم انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، روشن بشود، آنطرف چه بزمی هست، یک شب من دوستان شهیدم را خواب دیدم، این جمله امام را داشتیم که شهدا در شادی وصولشان و قهقهۀ مستانهشان عند ربهم یرزقون هستند.@پیش خود خدا، پیش خود خدا باشی قهقهه ندارد! شادی وصول را شما نگاه کنید، همین یک کلمه دل آدم را میبرد، یعنی همین یک کلمه اگر آدم حواسش به او باشد میفهمد باید سبک زندگیش چطوری باشد، این شادی وصل را از دست ندهد، از همین دنیا بچسبد وصل بشود تا بعدها ادامه پیدا بکند و پردهها بیشتر برایش برداشته بشود.@شادی وصول اسم رمز است، یک اسم اعظم است، این را مدام بگویید، قهقهه مستانه را مدام بگویید، خودش یک ذکر است، چه چیزی از این بالاتر که انسان برسد به یک جایی که پشتش دیگر دردسر ندارد، جلویش هم دردسر ندارد، به تثبیت کامل میافتد، «لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» نه ترسی و نه اضطرابی به آنجا برسد.@این را باید از دنیا شروع کنیم، حالا در سیر و سلوک باید به کجا برسیم، بله ما الان از سیر و سلوک شاگردان فلان کس خیلی خوب هستند، نماز میخوانند، روزه میگیرند، دعا میکنند، حافظ کل شدند، اینها را کنار بگذاریم، اینها که ظهورات عملی است، ابزار است.@ببینم حافظ کل شدی، نماز خواندی، روزه گرفتی، حرم رفتی، کربلا رفتی، امام حسین میروی تو را شاد کرده یا نه، خوشحال هستی یا نیستی، بانشاط هستی یا نه، اسم خدا میآید قند در دلت آب میشود، اسم ملائکه میآید، اسم مرگ میآید قند در دلت آب میشود، اینها ملاک است، اسم مرگ آمد بگویی آخیش تولد است، عروسی است، عروسی که ترس ندارد.@خواب دیدم اینها در بهشت نشستند، و یک سفره دراز و جالب بود اینها قهقهه میزدند میخندیدند و فقط روی این سفره شراب بود، و این راهی است که برای همه ما باز است، زن و مرد، راه شهدا برای همه ما باز است، لازم نیست یک زن برود جبهه شهید بشود، کشته بشود تا شهید بشود، نه، بلکه مهمتر از همه این هست که انسان در دل خودش به شهادت برسد، این یعنی چی؟@مثل همین بانوان شهیدی که ما در جبهه مقدس داشتیم از قبل از انقلاب داشتیم، تا بعد از انقلاب و دوران دفاع مقدس شهید هم شدند، یعنی اگر وقت شهادت رسید آماده شهادت باشد.@امام باقر (علیه السّلام) فرمود: «مَن طَلَبَ الشَهادَةَ بِصِدقِ النِّیَة ماتَ شَهیداً وَ لَو کانَ عَلی فِراشِهِ» کسی که واقعاً شهادت را بخواهد، صدق نیت یعنی چی؟ یعنی در درون خودش شهید شده باشد، جانش را فدا کرده باشد، برای خدا آماده باشد، یعنی اگر الان بگویند بمب به خودت ببند برو فلان عملیات استشهادی را انجام بده آماده است، تردید ندارد شک ندارد، از این لذت میبرد.@همین الان برو به عشق خدا این کار را انجام بده، شهید است، اصلاً لازم نیست شهید بشود، کشته بشود، خدا با ظاهر و عمل خارجی کار ندارد، آنکه خدا مصاحبه بکند دل آدم است، دل انسان است.@پس غفلت از این نداشته باشیم، عاشقش باشیم، دوستش داشته باشیم، یادش بکنیم، برایش روزشماری بکنیم، این است که رمز شادی و آرامش مؤمن که «الْمُؤْمِنُ دَائِمٌ نَشَاطُهُ» مؤمن همیشه نشاط دارد همین است، که او تکلیف مرگ را روشن کرده، یک آدم مرگآگاه است، برای خودش مشخص کرده است، مسئلهاش را با وفاتش حل کرده است، برای وفات آماده است.@حالا شما مدام شب و روز بروید عبادت کنید، خدمت به خلق بکنید، کار مثبت بکنید، ولی وقتی که اسمش میآید تو را ترس برمیدارد فایده ندارد مسیر را درست نرفتی، اینها مقیاس و ملاک است که دارم میگویم که قرار است ما چه باشیم و چگونه باید باشیم.@این را دارم میگویم برای اینکه سر خودمان یا دیگران را کلاه نگذاریم، که ما الان محصول زندگیمان چه شده، بعد از 30 ـ 40 سال در هر رشته و شغلی که هستیم چه شده، اگر به این مرگآگاهی رسیدی شاد میشوی، آرامش داری، لحظه رفتن لحظه بسیار باشکوهی هست، و زندگی واقعاً زندگی شیرینی برای انسان میشود.@فاخته، ای یگانه و ای یکتا، ای بینظیر، ای بینیاز مطلق، این شعار فاخته است، چقدر این شعار مستانه است، ای یگانه، ای یکتا، ای تک، ای بینیاز چیست؟ نزدیک به سوره توحید است، این جنبههای جمالی خداست، زیبایی الهی را خوب دارد میبیند، یگانه و یکتایی و بینیازی خداوند تبارک و تعالی، ای مولای من از دوزخم آزادم کن، انسان کافی است جهنم نرود، یعنی اولین نیاز انسان این هست که جهنم نرود.@لذا حضرت فرمود «مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَةٌ» حضرت امیر (علیه السّلام) میفرماید شر نیست آن شری که بعد از بهشت است، یک مریضی، یک سرطان، یک سرماخوردگی، یک سردرد، یک دلدرد، یک زمینخوردن، یک دست و پا شکستن.@ یک بدهکاری، چهار تا فحش شنیدن، چهار تا دفعه کسی تحقیرت بکند، قدر تو را ندانند، یک ضرر مالی، یک محرومیت، یک بچه نداشتن، از دست دادن همسر، یا موفق نشدن به ازدواج، پیغمبر میفرماید: «لَو تَعلَمُونَ ما ذُخِرَ لَکُم ما حَزِنتُم عَلی ما زُوِیَ عَنکُم» اگر شما میدانستید چه چیزی خدا برایتان ذخیره کرده حتماً نسبت به چیزهایی که به شما داده نشده اصلاً غصه نمیخوردید.@«ما زُوِیَ عَنکُم» به شما داده نشده، به بقیه دادند به شما ندادند، همه بچه دارند تو بچه نداری، اصلاً غصه نمیخوردی اگر میدانستی چه چیزی برایت ذخیره شده، ابوبصیر آمد خدمت امام صادق و امام باقر (علیه السّلام) گفت: آقا شما امام هستید، بالاخره خلیفة الله هستید قدرت شفا دارید، گفت شما امام هستید ما هم شاگرد شما هستیم، بالاخره یک طوری به داد ما برسید.@حضرت گفت بیا جلو، دست روی چشمش کشید باز شد، امام باقر فرمود حالا که چی تو هم مثل بقیه شدی، داری میبینی، این خوب است یا اینکه بیحساب وارد بهشت بشوی؟ گفت نه بیحساب، یک معلولیت با یک انسان چکار میکند، بیحساب وارد بهشت بشوی، گفت نه آقا میخواهم بیحساب وارد بهشت بشود، فرمود پس همان حالت اولت بهتر است.@حالا بقیه دارند تو نداری، چهار روز همه میبینی بقیه دارند، یک محرومیت موقت زودگذر هست، تمام میشود؛ حضرت میفرماید بعد از یک شر، یک بدی، یک سختی که بعدش بهشت است، پس شر نیست، «مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ» وقتی بعدش بهشت است شر نیست، پاداشش را دارد به شما میدهد.@بعدش شما قرار است بواسطه این سختی که کشیدی، محرومیتهایی که کشیدی بهشت بروی، پس دیگر سخت نیست، شر نیست؛ «وَ مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ» خیر نیست آن خیری که بعدش جهنم باشد، دختر، دختر خوب، مؤمن، بامعنویت یک شوهر افتضاح میکند، هر چه هم به او میگویند این به دردت نمیخورد، تو را جهنمی میکند، اصرار دارد با این ازدواج بکند.@الان میرود با این ازدواج میکند، ازدواج خیر است، ولی خیری که بعدش نار است به درد نمیخورد، پول است، یک ثروت است، یک قرارداد است در یک شرکت میبندی به چند میلیارد میرسی، یک قرارداد کاری میبندی یک سرمایهگذاری میکنی، خیر است.@اما این خیری که بعدش قرار است تو جهنم بروی خیر نیست، رشته تحصیلی است، لیسانس و فوق لیسانس، دکترا است، خیر است، ولی همین تو را بدبخت کرد، همین دکتر شدن تو را بدبخت کرد، همین مهندس شدن، دانشگاه رفتن، وقتی از خارج از کشور آمدی همه چیزت را از دست دادی، پس این بعدش جهنم شد، این برای تو چه خیری داشت.@ظاهراً میگوید آدم موفقی هست، همه هم میگویند این آدم موفقی است، ولی موفقیتی که بعدش جهنم دارد چه فایدهای دارد، همه بیایند بهبه و چهچه بگویند، بله این الان هنرپیشه شده، همه او را دوست دارند، عکسش را دارند، عکسش همه جا هست، چند میلیون فالور دارد، همه جا تحویلش میگیرند، وقتی با معصیت این هنر همراه بیحیایی و فحشا و معصیت است، بعدش جهنم است پس این خیر نیست.@این چه خیری دارد وقتی قرار است تو بعدش جهنم بروی، آن لذتی که بعدش جهنم دارد، آتش دارد این چیست، لذا حضرت میگوید نه آن بدی که بعدش بهشت است بد است، و نه آن خیری که بعدش جهنم است خوب است، خیر نیست.@آمد خدمت امام صادق (علیه السّلام) عرض کرد آقا میخواهم یک استخاره بگیرم، حضرت استخاره کرد گفت بد است، نرو، این کار را نکن، بعد از این آمد گفت آقا یادتان است استخاره کردید گفتید بد است، خیلی خوب بود، حضرت گفت چه بود؟ گفت یک کار تجاری بود کلی ثروت، کلی پول دستمان آمد، حضرت فرمود یادت است بیدار ماندی به خاطر کارهایت نمازت قضا شد؟ گفت بله، گفت پس خوب نبود.@یعنی قضا شدن نماز صبح یک کار کمرشکنی است، ما الان نمیفهمیم چقدر وحشتناک است، این الان این را نمیفهمد، فکر میکند خیلی خوب بوده این کار را کرده، حالا نمازش هم قضا شد، قضا شد، خیری که بعدش جهنم است خیر نیست.@«كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَةٌ» هر بلائی غیر از جهنم عافیت است، ما جهنم نرویم، فقط ما را در جهنم نبرند، این عافیت است، میخواهد کور باشی، کچل باشی، کر باشی، مریض باشی، سرطان داشته باشی، شوهر نکرده باشی، زن نگرفته باشی، بچهات مُرده باشد، معلول باشی، بدهکار باشی، فقیر باشی، بهشت است، فقط جهنم نرویم.@جهنم جای رفتنی نیست، جهنم خیلی وحشتناک است، شوخی نیست، ما یک چیزی میگوییم، ما این تابستان گرم را تحمل نداریم، میگوییم باید کولر روشن باشد، مردیم نمیتوانیم، بیرون نمیتوانیم برویم پا بگذاریم روی سنگی که خورشید آن را داغ کرده، جهنم مگر شوخی است، فقط یک چیزی میشنویم، یک چیزی میگوییم، تنهاییش، غربتش، ذلتش، حسرتش، پشیمانیش، تازه اینها بدتر از خود عذابش هست.@آن هم برای یک کارهایی که لذت ندارد، مثلاً انگشتر طلا دستش کرده، حجابش را رعایت نکرده، کسی که حجاب را رعایت نکرده لذتی میبرد؟ نه، کسی که نماز نمیخواند لذت میبرد؟ گفت چرا آقا کسی که نماز نمیخواند کافر است ولی کسی که زنا میکند کافر نیست؟ حضرت فرمود او که زنا میکند یک لذتی داشته او را به سمت زنا کشیده بعد توبه کرده، نماز نخواندن که لذت نیست یک کسی نماز نمیخواند با خدا لج میکند.@حالا چیه مثلاً تو حجابت را رعایت نکردی، آن مقداری که شرع مقدس میگوید، یا وظائفی که یک مرد دارد باید رعایت بکند، این چه کاری است، یک کاری که اصلاً هیچ لذتی ندارد، حالا برای این آدم برود، یک انگشتر طلا، گردنبند طلا، مرد لباسهای ناجور بپوشد، مردها هم بدحجابی و بیحجابی دارند، یا آن شرع مقدس که برای آرایش مرد، موی مرد، ریش مرد، سبیل مرد، تحویل دادند کسی رعایت نکند.@برای چی آدم جهنم برود، برای چه کسی، برای شوهر، برای زن، برای بچه، حسرتش چیست، آدم میفهمد چقدر منگول شده که جهنم رفته، میگوید «كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَةٌ» هر بلایی غیر از جهنم عافیت است، فقط از سر از جهنم در نیاورید، لذا سیدالشهدا در دعای عرفه میگوید خدایا هر کاری میخواهی با من بکنی در این دنیا بکن، جهنم من نمیتوانم بیایم، هیچ کدام نمیتوانیم برویم.@من جهنم رفتم دیدم، جهنم خیلی وحشتناک است، خیلی کمرشکن است، اصلاً رفتنی نیست، آدم وقتی آن را نگاه میکند، رَم میکند، دیوانهکننده است جهنم، فقط فکر کردن در موردش، دیدنش آدم را دیوانه میکند، واقعاً آن را ببینی، دیدنش دیوانهکننده است، واقعاً آدم را دیوانه و وحشی میکند، آدم آتش را ببیند، عذاب را ببیند خیلی وحشتناک است.@امیرالمؤمنین پدر مهربان ما است، میگوید هر بلایی فقط جهنم نباشد عافیت است، غر نزن، نق نزن، ناشکری نکن، ما بسیاری از جهنمهایمان مال ناشکری است، قدر زنش را نمیداند، قدر شوهرش را نمیداند، مدام نق میزند، غر میزند، جهنم درست میکند، اختلاف ایجاد میکند، در خانه فتنه درست میکند، سر مسائل مزخرف دنیایی.@مهمانی، لباس پوشیدن، مسافرت، هر کدامش صد تا جهنم درست میکند، یک مهمانی میخواهند بروند، یک کار خیر، میخواهند یک مشهد میخواهند بروند، میبینی ده دفعه باید دهان به دهان هم بگذارند برای یک سفر، یک عروسی است، یک مسافرت است، یک جشن است میخواهند در خانه راه بیندازند، میبینی تا این جشن شروع بشود، تا آخرش رودرروی هم افراد میایستند به هم ناسزا میگویند این جهنم و عذاب است.@میخواهی مهمانی بدهی، عروسی، در بهشت عروسی را برقرار کن، مهمانی بهشتی، مسافرت بهشتی، با کمال آرامش بروید، با کمال آرامش بیایید، دعوا و جنگ درست نکنید، و خدا هم همیشه برای اینکه از تو امتحان بگیرد، و تقویت بشوی، سر راهت صد تا جهنم میگذارد که ببیند میسوزی یا نمیسوزی، مسافرتت را از جهنم درست میکند.@یک میکند که تو عصبانی بشوی، یک کاری میکند که تو نق و غر بزنی، ماشین پنچر میشود، یا بنزین کم میآوری، یا تصادف اتفاق میافتد، یا یک وسیله را در خانه جا میگذاری، بعد تو باید مدام سرکوفت بزنی به زنت یا شوهرت که چرا خنگبازی در آوردی فلان چیز را گذاشتی، نباید سرکوفت بزنی، تمام این تصویرها ایجاد میشود که تو جهنمی نشوی.@امسال به ما گفتند که بروید اعتکاف هیچ کدام از شرائط اعتکاف فراهم نبود، وقتی آنجا رفتیم، من رسیدم آنجا دیدم هیچی سر جایش نیست، یعنی از شروع فرودگاه شما بگیر تا مراسم، به بچهها گفتم بچهها نکند خدای نکرده اینها را سرزنش بکنید، میتوانست مجری خود شما باشید، نروید در ذوقشان بزنید، این چه وضعی است.@غذا نبود، یعنی شما سه روز روزه بگیری، سحری نداشتی، یک موقعی افطار نداشتی، سخنرانی دعوت کردند، ما برویم مسجد سخنرانی کنیم بنده و اساتید دیگر بلندگو نداشتند، گفتند نه ایرانیها حق ندارند بلندگو داشته باشند.@ولی اگر آدم یک موقعی عصبانی بشود و ناراحت بشود، به همه عبادتش گند میزند، خیلی حواسمان باشد، خیلی وقتها شرائط چیزهایی نیست که ما دوست داریم، بر وفق مراد ما باشد، اینها مدام میآمدند معذرتخواهی، آقا ببخشید حلال کنید، ما فکر نمیکردیم اینطوری بشود، گفتم آقا اصلاً ناراحت نباشید، ما هم میتوانستیم ما مجری باشیم همین اتفاق برای ما بیفتد.@یک جا کمبودی میشود، یک جا یک چیزی بد است، این نق و غر زدن ندارد، الان اردو هم همینطور است، میایی میبینی اتاقت آنطور که دوست داری نیست، علی (علیه السّلام) فرمود «إِذَا لَمْ يَكُنْ مَا تُرِيدُ فَأَرِدْ مَا يَكُونُ» اگر آن چیزی که تو میخواهی نیست، آن که هست را بخواه، حالا اتاق شما تلویزیون نداشت شما را میکشد، این شما را میکشد، برقش اینطوری شد، باید تحمل بکنی.@نه من باید اتاقم این شرایط را داشته باشد، باید آبش اینطوری باشد، حمامش اینطوری باشد، ما یک موقعی یک کشوری دعوتمان کردند، برای سخنرانی رفته بودیم، زمستان سردی هم بود، رفتیم آنجا گفتند آقا اینجا آب گرمش در هتل 3 دقیقه است، یعنی شما 3 دقیقه وقت داری استحمام بکنی و الا آب قطع است، پادگان هم اینطوری نیست، اینجا یک موقعی برق قطع میشود، آب نیست.@چند نفر از همراهان ما برگشتند، گفتند ما اصلاً اینجا نمیایستیم، بعد پشه یعنی ما تا 3 نصف شب چفیه دستمان پشهها را بیرون میکردیم، هست، وقتی آنطوری که تو میخواهی نیست، آن که هست را بخواه، قبولش کن، آن را بپذیر، و با آن ارتباط بگیر.@نه اینکه من نمیتوانم حالم خراب میشود، این عادتهای طبیعی جمادی و گیاهی ما را جهنمی میکند، خدا همینطوری آدم را امتحان میکند، در روایت داریم خدا از چیزی که خوشتان نمیآید امتحانتان میکند، از آن چیزی که شما از آن میترسید، اگر کسی نترسید گفت (ماشاء الله ربی) هر چه خدا خواست، راحت است دیگر ترس ندارد.@من اصلاً فکر نمیکردم اینجا اینطوری باشد در برویم، برو، آدم عافیتطلب این عافیتی که تو میخواهی بعدش جهنم است، این آرامش و آسایش که تو به آن وابسته شدی بعدش جهنم است، این جهنم را ما باید در اینجا بگذرانیم، یک کسی جهنمش را در دنیا بگذراند یعنی برزخش را گذرانده راحت میشود.@اما کسی که عافیتطلب است عذابش را آنطرف میگذارد عین حماقت است، علی (علیه السّلام) فرمود خداوند بلا و نعمت را برای بندگانش مساوی قرار داده، بعضی از افراد بلایشان را در دنیا میگذارند آنطرف تمامش نعمت است، بعضیها عافیتطلب و ترسو هستند، مدام میخواهند خوش بگذرانند، شاد باشند، خیلی آسایش داشته باشند، عذابش آنطرف میماند این خوب نیست حماقت است.@«كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ» هر نعمتی غیر از بهشت حقیر است، پست است، خانه آنچنانی، ماشین آنچنانی، لباس آنچنانی، سفر خارجی، حالا بگو نعمت، هر چیزی غیر از بهشت پست است، حقیر است، اصلاً قابل مقایسه نیست، پس انسان باید خیلی عقل داشته باشد، شعور میخواهد، یعنی فهم دقیق، فهم عمیق میخواهد که گول اینطور چیزها را نخورد.@ما الان استاد داریم یک موقعی مثلاً از خارج میآید، استاد درجه یک آنجا برای خودش یک پایگاه علمی بزرگ دارد، در آمریکا، چون اینجا اردو هم آورده بودند، آنجا خانهاش یک کاخ است، بعد ما او را اینجا آوردیم بردیم در یک خانه 50 ـ 60 متری که هیچ کدام از امکانات فراهم نیست، اصلاً با آن زندگی که او دارد میگوید بهشت من در همین 50 ـ 60 متری است که هیچ وسیلهای ندارد من دارد یک چیز دیگر گیرم میآید.@او در آن آمریکا زندگی کرده این را میفهمد، اینجا استاد از اینجا ما داریم آنجا میرود، میگوییم بیا آنجا برویم یک فعالیتهای تبلیغی داریم، میگوید هتلش چطوری است؟ میگویم هتل نیست، میخواهیم برویم در یک حسینیه بخوابیم 15 ـ 16 روز، میآیی یا نه؟ میگوید نه، من باید شرائط هتل مهیا باشد.@از آنطرف دنیا آمده در اوج ثروت اینجا در بدترین شرایط غر نمیزند، نق نمیزند، اصلاً به روی نمیآورد، میگوید من لذتم همین است، آنوقت این از اینجا بلند میشود میرود در یک جای دیگر یک عالم اُرد دارد، من باید برایم این شرایط فراهم باشد، اتاقم اینطوری باشد، پروازهایم اینطوری باشد، با ماشین نمیآیم هزار تا اُرد دارد.@شعور هست که ما را از اینها نجات میدهد، اینها را از امیرالمؤمنین یادتان نرود، اینها اسم اعظم است، گنج است، شاه کلید است، چهار تا قطعه برایتان گفتم، «مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ مَا خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِيَةٌ» هر چیزی، هر بلایی غیر از جهنم عافیت است.@پس آدم بلاخواه باشد، نه اینکه برای خودش دعا بکند بلاخواه باشد، ما موظف هستیم آسایش و آرامش بخواهیم، پول و ثروت بخواهیم، اما اگر یک موقعی بلا آمد آن بلا را دوستش داشته باش، هدیه بدان، هدیه است، خداوند بنده مؤمنش را با بلا تغذیه میکند، «إِنَّ اللهَ لَيُغَذِّي عَبْدَهُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ كَمَا تُغَذِّي الْوَالِدَةُ وَلَدَهَا بِاللَّبَنِ» همانطور که مادر با عشق فرزندش را با شیر تغذیه میکند، خداوند با آن عشقش به بندهاش با بلا بندهاش را تغذیه میکند.@بلا در قالبی از لذت، در قالبی از محبت، مهربانی به تو داده، مثل مادری که دارد دارو و آمپول به این بچه میزند، با عشق به این بچه آمپول میزند، بلا چهره خشن ما نیست، سیل آمده، زلزله آمده، اینها ظاهرش خشن است، جهاد ظاهرش خشن است.@بمب، بمباران است، خانه خراب میشود، اما در این یک عالم رحمت و مهربانی خوابیده، خوش به حال یک کسی که باطن را ببیند، درک درستی از این باطن داشته باشد، اصلاً ما چیز وحشتناک و خشنی در این عالم نداریم، تغذیه است، غذا است باید بخوریم.@شما که باشگاه میروی مربی میزند، در شکم میزند، در سر می زند، مربی اذیت میکند، کارش این است، دارد تو را تقویت میکند، روی خشونت نیست؛ سرورم توبه هر گناهکار مؤمنی را بپذیر یا بیامرز، ترجمه این است ای مولای من گناه همه گناهکاران را مؤمن را بیامرز، این طلب مغرفت هست، ادبی است که ما باید برای همه یاد بگیریم.@چقدر هم خوب است در بین ما این ادب که خدا فلانی را رحمت کند، خدا فلانی را بیامرزد، این دعاست و اجابت هم دارد، فکر نکنید این کلمه کلمۀ کمی است، هر یکباری که یک میتی را شما یاد میکنید میگویید خدا رحمتش بکند، رحمت به او میرسد، خدا او را بیامرزد، روحش شاد، به او میرسد، دعای یک انسان است، و خدا برای دعای بندگانش حرمت قائل است.@تو داری از کرم خدا حرف میزنی خدا رحمتش بکند، خدا خیلی روی این کلمه حساب باز میکند، خدا رحمتش کند، خدا او را بیامرزد، این اثر دارد، حالا یک کسی اینطوری میگوید، یک کسی بالاتر از این حمدی، سورهای، فاتحهای، چیزی برای طرف هدیه میکند، رد مظالمی، صدقهای، باقیاتالصالحات، این خیلی عالیتر هست.@این ورشان است، اگر گناهم را نیامرزی بدبخت هستم، این شعارش هست، این از آن پرندههایی هست که سفارش شده در خانه نگهدارید اگر کسی میخواهد نگهدارد از اینها.@ این شعار حضرت آدم (علیه السّلام) است اگر من را نیامرزی بدبخت هستم «رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ» خدایا ما به خودمان ظلم کردیم، «ظَلَمْنا أَنْفُسَنا وَ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَ تَرْحَمْنا» اگر تو مغفرتت شامل حال ما نشود و به ما رحم نکنی، «لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ» ما از زیانکاران خواهیم بود.@لذا مهمترین نیاز انسان مغفرت هست، مغفرت دقیقاً برای روح مثل آب برای بدن است، استغفار برای روح مثل آب برای بدن است، شما در طول روز چند بار دست و صورتتان را میشویید، اگر نباشد، یک روز شما دست و صورتتان را نشویید، یک شرایطی باشد آب قطع شد تا فردا آب نمیآید، زندگی چطوری میشود، 48 ساعت بدون آب، یا نه آب خوردن میتوانیم به شما بدهیم ولی آب برای مصرف بدن نداریم خیلی سخت است.@روحی که استغفار ندارد همینطوری گند میزند، پیغمبری که میگوید من در روز 70 بار حداقل استغفار میکنم، بدانید که اگر ما بیشتر از پیغمبر استغفار نکنید چقدر گند میزنیم و روحمان خراب میشود، آنهایی که کسل هستند، تنبل هستند، روحشان کار نمیکند، معارف را میگیرند اما عمل نمیتوانند بکنند، درجا میزنند، کُند هستند، سرعتشان کُند است مال این است که استغفارشان کم است.@ عجز و لابهشان کم است، سحرشان کم است، گریه کم دارند، توسل کم دارند، اینها باید باشد، اینها خیلی کار میکند، استغفار بیش از حد موانع را برمیدارد، بیش از حد که میگویم یعنی آن چیزی که ما فکر میکنیم، برای استغفار مستقلاً وقت بگذاریم، چطور شما برای حمام وقت میگذارید.@یک الان حمام میرود، یک عالم کار دارد، گرفتاری دارد، درس دارد، کنکور دارد، وقتی شما حمام میروی، حمام رفتن را جزء وقت تلف شده میدانید، یا وقت مفید میدانید، وقت لازم میدانید؟ لازم و مفید است، اصلاً نمیگویید من رفتم حمام وقتم تلف شد، نه تجدید قوا کردم، قدرت گرفتم.@استغفار برای انسان قدرت میآورد، استغفار موانع را برمیدارد، آدمهای تنبل، کُند، آدمهایی که یک عالم زحمت میکشند ولی هیچ اتفاقی نمیافتد اینها استغفارشان باید زیاد باشد، استغفار هم باید برایش وقت بگذاری، مثل حمام است وقت زنده بگذاری.@نمیتوانی در دفترت نشستی به نیرویات بگویی من دارم کارهایم را انجام میدهم، آب سر من بریز، وقت ندارم حمام بروم همینطوری شیلنگ را روی من بگیر، یا من دارم کارهایم را انجام میدهم، شما من را کیسه بکش، لیف بکش، اینطوری نمیشود، شما باید همه کارهایت را کنار بگذاری، همه چیز تعطیل، گوشیت هم نمیتوانی آنجا ببری، باید بروی خودت را بشویی.@استغفار این تمرکز را لازم دارد، یعنی شما باید یک جایی بروی یک سجاده بیندازی، یا یک جایی در حرم بنشینی و بعد شروع به استغفار بکنی، این تمرکز است، هیچ اتفاق مهمی نمیافتد، شاید یک حالی بدهد، و یک کاری، یک تحولی ایجاد بکند، اما آن پرواز را ایجاد نمیکند، تو باید بروی با آن خلوت بکنی، یعنی باید بروی دلت را به او بدهی، وضو بگیری، روبه قبله بنشینی، موبایلت را خاموش بکنی گوش بکنی.@بخدا قسم ما مباحث اساتیدمان را همیشه همینطوری گوش کردیم، اگر یک موقعی هم چیز کردیم تکرارهایش بوده، تکرارهایش لذت دارد، تکرارهایش را یک موقعی در اتومبیلی، ولی اکثر اوقات زانو میزدیم گوش میکردیم، یا حضوری یا غیرحضوری با تمرکز مینشینیم گوش میکنیم.@غذایت است شما نمیتوانی وسط اینکه یک دستت موبایل است، یک دستت تلفن است، داری با یک کسی حرف میزنی، یک ساندویچ نمیخوری، کنار بگذار الان وقت غذا خوردن است، تمرکز میخواهم بخورم، غذا باید با تمرکز خورده بشود تا جذب بشود.@وقت ندارم، نمیرسم، یعنی مسخره کردن خودت، مسخره کردن خدا، مسخره کردن انسان، مسخره کردن سیر و سلوک، مسخره کردن خلقت، من کنکوری هستم، من دکتر و مهندس هستم، من طلبه هستم، وقت ندارم، من کلاس زبان میروم، اصلاً وقت ندارم، اینها مسخره کردن خودتان است. هیچ فایدهای ندارد.@امام رضا (علیه السّلام) فرمود «مَنْ سَأَلَ اللهَ التَّوْفِيقَ وَ لَمْ يَجْتَهِدْ فَقَدِ اسْتَهَزَأَ بِنَفْسِهِ» آدمی که از خدا موفقیت را میخواهد اما سختکوشی ندارد، میخواهد کار را سَنبَل بکند کار را، نمیخواهد برایش وقت بگذارد، میگوید این فقط خودش را مسخره کرده است.@هر کاری تلاش میخواهد، تمرکز میخواهد، خلوت میخواهد، باید برایش خلوت بکنی، بروی در حرم بنشینی این کار را انجام بدهی، در خانه بنشینی، سحر داشته باشی تا یک اتفاقی بیفتد با تمرکز، اگر گناهم را نیامرزی بدبخت میشوم.@(لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم) این حیوان را که معنا کردند هم بوتیمار معنا کردند هم مرغ عشق، هیچ حول و قوهای نیست مگر به مدد خدای بلندمرتبه بزرگ، این هم ذکر قدرتی است.@مثلاً یک خانم دارد کار خانه میکند، بدنش نمیکشد، دو تا بچه دارد، یک آقایی دارد در اداره کار میکند، یک کسی میخواهد درس سنگین بخواند، یک کسی میخواهد کار اجتماعی بکند، یک کسی میخواهد کار مدیریتی بکند.@یک کسی میخواهد بنّایی انجام بدهد، هر چیز سنگینی، این ذکر، ذکر قدرتی هست، یعنی فوقالعاده به انسان قدرت میدهد (لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم) در بحث شادی و غم اینها را توضیح دادم، یکی از چیزهایی که غمها را به شدت برطرف میکند، انقباضها را به شدت برطرف میکند، ذکر شریف (لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم) در روایت داریم گنج رسول الله این ذکر بوده است.@آن اسلحه قدرتمند پیامر این بوده (لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم) ذکر بسیار قدرتمندی هست، که از آن خیلی باید استفاده بکنیم، این یک اسلحه دستتان باشد همه جا باید این را داشته باشید، در طول روز انسان از این ذکر شریف استفاده بکند، کمترین حدش بعد از نماز صبح و نماز مغرب است، (بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم) هفت مرتبه بعد از صبح و بعد از مغرب.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@