جلسه 010 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

باستسلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحث تسبیح حیوانات را ادامه می‌دهیم، الان رسیدیم به مرغابی یا اردک، فرمودند که ذکر مرغابی یا اردک ذکر فوق‌العاده مهمی هست، و آن طلب مغفرت الهی است، که شعارش این هست که مرا ببخش ای خدا مرا ببخش، بیشترین چیزی که انسان به آن احتیاج دارد در یک رابطه سلوکی و تسبیحی مغفرت هست، و اگر مغفرت به داد انسان نرسد تسبیح و سلوک از کار می‌افتد.@خداوند تبارک و تعالی در قرآن تأکید می‌کند که من بنای خلقتم بر مغفرت هست، و اساساً پایه خلقت مغفرت هست، مغفرت یعنی چی؟ یعنی سلوک اتفاق می‌افتد شخص سالک است، حرکت می‌کند به سمت خداوند تبارک و تعالی، در بین راه دچار مشکلاتی می‌شود، آلودگی‌ها، گناهان، لغزش‌ها، «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» دچار فحشایی ممکن است بشود، دچار ظلم به نفسی بشود.@چون فحشا یعنی ظلم به دیگران، و ظلم به نفس جدا هست، مؤمن ممکن هست دچار یک همچین لغزشی بشود، حالا اینجا احتیاج به چه چیزی دارد؟ دو چیز یکی عفو خداوندی، یکی مغفرت، عفو یعنی اینکه خداوند بابت گناهی که انسان می‌کند، او را جریمه نکند، «وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ» مکروهاتی که در زندگی دوست ندارد، بلاهایی که دوست ندارد سرش می‌آید، فرمود به خاطر گناهانش هست، اما خداوند از بسیاری از موارد می‌گذرد، عفو می‌‌کند.@مغفرت اینطور نیست، مغفرت یعنی راه را باز نگه می‌دارد، یعنی خداوند با بنده‌اش به گونه‌ای عمل می‌کند که انگار گناهی مرتکب نشده، آثار آن گناه را در حرکت شخص از بین می‌برد، تا شخص بتواند حرکت بکند، و آغوشش را باز نگه می‌دارد، رویش را خدا نمی‌بندد، رویش را از بنده‌اش برنمی‌گرداند، مغفرت خیلی قویتر و بالاتر هست.@لذا مهمترین چیزی که بنده به آن در سلوک نیاز دارد مغفرت است، یعنی روی باز خدا، روی باز معشوق، ندید گرفتن لغزش‌ها، گناهان و اشتباهات انسانی، لذا شما وقتی زیارت ائمه می‌روید، زیارت آل یاسین، دعای عالیة المضامین که می‌خوانید، یا دعای عرفه سیدالشهدا می‌بینید در آنجا هم حضرت می‌گوید من بیشترین نیازم به این هست که من را ببخشد: «وَ أَوَّلُ‏ حَاجَتِي‏ إِلَيْكَ أَنْ تَغْفِرَ لِي مَا سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِي» اینکه اولین حاجت من این هست که با من آشتی بکنی، رویت را به من بکنی، راه را برای من باز نگه داری، این بزرگترین حاجت من است.@ چون اگر انسان مغفرت شامل حالش نشود، بیچاره است، یعنی خدا رویش را از انسان برگرداند، اگر این اتفاق بیفتد انسان دیگر کاری نمی‌تواند بکند. لذا بنای خلقت را خدا در قرآن می‌فرماید بر مغفرت خودم قرار دادم، حکمت من اقتضا می‌کند که با بندگانم با مغفرت برخورد بکنم که سلوکشان، و سیر تسبیح‌شان متوقف نشود، بتوانند جبران بکنند.@اگر کسی 40 سال گناه کرده بود، حالا یک دفعه توبه کرد، حالا متوجه شد که اشتباه کرده خواست جبران بکند، باید با کدام سیستم جبران بکند؟ با مغفرت، اگر مغفرت نداشته باشد کاری نمی‌‌تواند بکند لذا زمینگیر می‌شود، حالا الان فهمیده پشیمان هم شده، می‌خواهد جبران بکند، وقت هم دارد، اما اگر پذیرش نشود کاری نمی‌تواند بکند.@لذا مغفرت اصل است، در تمام دعاها، شما شبهای ماه رمضان هم که دعا می‌خوانید بزرگترین نیازتان مغفرت هست، «یا علیُ یا عظیم یا غفورُ یا رحیم» باز نگاه کنید آنجا با علی عظیم کاری دارید، همانطور که در نماز هم ما با علی عظیم کار داریم، در رکوع با عظیم کار داریم، در سجده با علی کار داریم، می‌گوییم (سبحان ربی الاعلی)، این اصل ارتباط ما است.@حالا غفران را لازم داریم «یا علیُ یا عظیم یا غفورُ یا رحیم» غفور که می‌گویی مانع را برمی‌دارد، وقتی می‌گویی رحیم، رحیم مهربانی خاص است، مهربانی عمومی نیست، که شامل حال مسلمان و کافر بشود، بلکه فقط برای مؤمنین هست، یعنی من آن نگاه رحیمانت را دوست دارم، آن نگاه رحیمانه خیلی مهم است، یعنی دوست دارم که برای تو دوست‌داشتنی باشم.@دوست دارم که برای تو ویژه باشم، نمی‌خواهم یک فقط مهربانی عمومی که داری نسبت به همه به من داشته باشی، بلکه می‌خواهم با تو دوست و رفیق باشم، ویژه باشم، اینجا «انْظُرْ إِلَيَ‏ نَظْرَةً رَحِيمَةً» خدایی یک طوری به من نگاه کن، نگاهت نگاه رحمانانه نباشد، نگاه رحیمانه باشد.@پس این خیلی مهم است که ما به این نیاز داریم، این پرنده زیبا و دوست‌داشتنی شعارش همین هست که مرا ببخشای ای خدا، من مغفرت و آمرزش تو را می‌خواهم به این احتیاج دارم، باز تأکید می‌کنم که ما باید روی کمالات حیوانات پا بگذاریم بالا برویم، یعنی از حیوانات جلو بزنیم، نکند حیوانات در کمالی از ما جلو باشند.@پس وقتی این 50 تا حیوان را بررسی می‌کنیم، اینها پله‌های ترقی ما هستند، که امام به ما می‌گوید اینها را دارند. پس ما باید از آنها بالاتر و بیشتر داشته باشیم؛ بعدی حیوان فوق‌العاده زیبا به نام هدهد هست، چقدر بدبخت است کسی که نافرمانی خدا بکند.@نافرمانی یعنی چی؟ یعنی اینکه خداوند تبارک و تعالی یک صراطی را قرار می‌دهد به انسان می‌گوید از این صراط بیا، و آن صراط مستقیمی که در جهنم هست، نه روی جهنم، داخل جهنم این صراط مستقیم هست انسان باید از داخل جهنم رد بشود تا به بهشت برسد، و گفتیم که باطن آن همین دنیا هست که تمامش جهنم است، و در این دنیا یک صراط مستقیم وجود دارد که فقط آنجا امن است.@نافرمانی خدا، هیچ چیز هم به اندازه گناه انسان را بدبخت نمی‌کند، یعنی وقتی که انسان متکی به این می‌شود و خلاف می‌کند، از صراط در جهنم سقوط می‌کند، بدبختی دیگر از این بالاتر نیست که انسان عامداً تصمیم بگیرد که در حوزه شریعت با رساله و مرجع تقلید و احکام فقهی مخالفت بکند، یا تنبلی یا مخالفت، یا بالاتر از مسئله شریعت حوزه اخلاق، در حوزه اخلاق معصیت بکند، یعنی می‌داند عصبی است، پرخاشگر است، حسود است، بدبین است، ولی این روش را ادامه می‌دهد.@می‌داند متکبر است،ولی این اخلاق را ادامه می‌دهد، و این خیلی وحشتناک‌تر است و ما متأسفانه به خاطر آموزه‌های غلطی که به ما دادند همیشه گناه را بیشتر در حوزه اعمال و شریعت می‌بینیم در حالی که طریقت یعنی اخلاق خیلی وحشتناک‌تر از گناه در آن، اینقدر مهم است که خدا می‌گوید من یک کافر خوش‌اخلاق را بیشتر دوست دارم تا یک مؤمن بداخلاق یعنی اینقدر مهم است.@یک کسی در شریعت کفر دارد، اصلاً هیچی را قبول ندارد، آدم خوش‌اخلاقی است می‌گوید به خدا نزدیکتر است تا یک آدمی که نماز می‌خواند، روزه می‌گیرد، حج می‌رود، اما یک آدم بداخلاق است، برای همین هم پیامبر فرمود آن زن بداخلاق «لَا خَيْرَ فِيهَا هِيَ‏ مِنْ‏ أَهْلِ‏ النَّارِ» اهل جهنم است، این خیلی وحشتناکتر هست.@یا نه گناه در حوزه بالاتر از اخلاق، اعتقادات، انسان در توحید، در نبوت بخصوص در ولایت با توابعش مشکل داشته باشد، «وَ ما نُودِيَ بِشَيْ‏ءٍ كَمَا نُودِيَ بِالْوَلَايَةِ» هیچ چیز به اندازه ولایت در دین به آن توصیه نشده، ولایت را مباحثش را ما حدود 20 ساعت درس دادیم، از ولایت خدا، ولایت رسول، ولایت اهل بیت، و ولایت فقیه، اینها مراتب ولایت هست.@یک کسی با یکی از این مراتب مشکل داشته باشد، می‌بینی در سلوکش توقف است، نمی‌تواند حرکت کند، ممکن است خیلی کارهای باارزش و خوبی انجام بدهد، اما به درد نمی‌خورد مثل نماز خواندن پیرزن است، نماز خواندن آن خانم هست، که «لَا خَيْرَ فِيهَا» به درد نمی‌خورد.@بنابراین یا در اعتقاد به معاد، روز قیامت کسی تردید و شک داشته باشد، یا در عدالت خداوند انسان شک داشته باشد، عدالت خداوند را انسان با تسبیح یقینش را تسبیح می‌کند، یعنی می‌گوید من به تو هیچ گمان بدی ندارم، ما به این دائماً نیاز داریم، پس شعار هدهد این است که چقدر بدبخت کسی که نافرمانی خدا را می‌کند.@اینکه یک موقعی از انسان گناه سر بزند، یک موقعی از انسان یک لغزشی سر بزند آن هم نه از روی عمد و لجبازی با خدا معفو است، ولی یک موقع هست یک کسی اصرار دارد، امام صادق فرمود اگر کسی حتی روی یک گناه اصرار داشته باشد، هیچ کدام از اعمالش پذیرفته نیست، چون دارد جنگ می‌کند، جنگ با خدا است، گناه گناهی است که دارد با خدا جنگ می‌کند، اگر در جنگ هست هزار تا خاصیت هم داشته باشد دیگر به درد نمی‌خورد.@لذا حضرت صادق قسم می‌خورد، می‌گوید بخدا قسم هیچ عملی از بنده پذیرفته نمی‌شود (مع الاصرار) با اصرار بر گناه، و این چیزی هست که انسان باید در خودش پیاده بکند که با خدا لج نکند، خودش را درگیر نکند با خدا و اهل بیت، با رساله، با فقه، خودش را درگیر نکند.@یک جایی من سخنرانی می‌کردم، در رابطه با موسیقی‌های حرام بحث شد، گفتیم که این موسیقی‌های حرام چه آثاری دارد، آثار دنیایی دارد، آثار اخروی دارد، آثار تربیتی روی نسل می‌گذارد، روی روح و روان می‌گذارد.@همه را که گفتیم، آخر سر یک کسی بعد از جلسه به من گفت، استاد من همه اینها را رعایت می‌کنم، یعنی من از موسیقی بدم می‌آید، هیچ موسیقی در خانه ما پخش نمی‌شود، فقط یک حمیرا من گوش می‌دهم، این را دیگر از ما نخواه، فکر می‌کند من شارع مقدس هستم، من باید اجازه بدهم که این حمیرا گوش بکند، فقط یک حمیرا چیز دیگری نیست، اتفاقاً یک نفر دیگر هم بود گفت من فقط گوگوش حال می‌کنم از بقیه بدم می‌آید.@بالاخره آدم یک جا لجبازیش را شروع می‌کند، با یک چیزی لجبازی را آغاز می‌کند؛ این هم قُمری عزیزمان هست، قُمری یک نوع پرنده است از جنس کبوتر که حدود 26 سانت در واقع طولش هست، این چون با یاکریم اختلاف دارد باید توضیح بدهیم، دُمش بلند است، جثه‌اش لاغر است.@همانطور که ملاحظه می‌فرمایید، نسبت به دیگر کبوترسانان، و سطح پشتی بالها و دُم آن به رنگ خرمایی هست، پرهای خاکستری مایل به آبی هم در بالهایش دیده می‌شود این قُمری هست.@یاکریم ذکرش مهم هست این هست که ای دانای راز و نجوا ای خدا، این دانای راز و نجوا یعنی شدت علم الهی که راز انسان را می‌داند، بر انسان احاطه دارد، و به نجواهای انسان هم «إِنَّ اللهَ» خداوند نزدیکتر هست به ما از رگ گردن، و از خودمان نزدیکتر هست، اگر کسی بخواهد وحدت وجود را خوب بفهمد باید با همین آیه بفهمد، که خدا از رگ گردن و از خود شما به شما نزدیکتر هست.@این فقط در زمانی هست که هستی ما قائم به هستی او است، که انسان این را خوب می‌فهمد، لذا وقتی که هستی او در تمام هستی ما حضور دارد، گفتیم الله یعنی هستی جاری در همه اشیاء، یعنی آن هستی حضور دارد، حالا به یک شکلی هم ظهور می‌کند.@مثل تصویر ذهنی شما، شما الان وقتی می‌گوییم تصویر حرم امام رضا را تصور بکنید این شما هستید که در آن تصویر حضور دارید، و آن تصویر در تمام اصل وجودش، صفاتش، رنگش، خصوصیاتش، اندازه‌اش وابسته به شما است، به محض اینکه شما بخواهی آن تصویر را از بین ببرید به یک چیز دیگر فکر بکنید، آن تصویر در شما ذوب و فانی می‌شود، به شما برمی‌گردد.@ما رابطه‌مان با حق تعالی اینطوری است، موجودی که اینطوری هست، که تمام وجودش، ذاتش، صفاتش، افعالش، قائم به خالقش هست، این موجود نجوایی هم داشته باشد، مخفی‌ترین امورش در نزد خداوند حاضر است، «لا يَخْفى‏ عَلَيْهِ شَيْ‏ءٌ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ» هستی مطلق، هیچ چیز در آسمان و زمین که ظهورات خودش هستند از خودش خالی نیست، مخفی نیست، معنا ندارد.@هستی مطلق هست که یک جلوه فضایی و مکانی ایجاد می‌کند، پس او خودش مکان ندارد، زمان ندارد، اما زمان و مکان را ایجاد می‌کند، بنابراین خودش در تمام زمان و مکان حضور دارد، برایش گذشته و آینده معنا ندارد، گذشته، آینده، حال برای او فرقی ندارد یکی هست.@ لذا خداوند تبارک و تعالی وقتی در قرآن دربارۀ قیامت صحبت می‌کند، قیامت را یک طوری مطرح می‌کند که انگار اتفاق افتاده، خداوند حاضر صحبت می‌کند، اتفاق افتاده الان اینطوری می‌شود، این نحوه ادبیات خداوند تبارک و تعالی است.@برویم سراغ یاکریم، یک نوع کبوتر که اگر گردنش را نگاه یک طوق گردنش دارد همیشه، سیاه دور گردنش هست، این یاکریم هست، که تویی خدا شایسته پرستشی جز تو نیست، ای خدا، این یکی از حرفهای خیلی قشنگ است، یعنی از موحدترین و بامعرفت‌ترین حیوانات هست.@چون شعار توحیدی می‌دهد، شعار توحیدی کار هر کسی نیست (لا اله الا انت) این خیلی حرف است، این که یک یاکریم این حرف را بزند معبودی جز تو نیست ای خدا، ببینید چقدر ناز و دوست‌داشتنی هست و چقدر هم با معرفت، اینها با تعجب به ما نگاه می‌کنند، می‌گویند چرا این آدمها اینطوری می‌کنند.@ با این ذکر انسان به آرامش و وحدت می‌رسد، از کثرات در می‌آید، هر وقت یکی از این چهار مورد می‌خواهد دل آدم را ببرد و انسان را از راه به در بکند، و نظم زندگی انسان، آرامش انسان را بگیرد، این ذکر شریف به داد انسان می‌رسد، (لا اله الا انت).@وقتی که انسان وحدت اله دارد، قوایش هم متمرکز هست، سرعتش هم خیلی زیاد است، به هیچ وجه به این چیزها نگاه نمی‌کند، جز به چشم وسیله و ابزار، اصالت دیگر برایش ندارد. ما الان در جامعه‌مان میلیونها آدم مست داریم، یعنی این صبح تا شب در کارخانه است، در حال تولید و تنوع و تبلیغ است، می‌‌بینی 11 ـ 12 شب می‌خواهد خانه بیاید.@ یا در صحنه تئاتر و موسیقی و هنر هست، یا در ورزش شما دیدید طرف یک دفعه می‌گوید من 10 ماه است من خانمم را ندیدم، آن خانم گریه می‌کرد می‌گفت من 10 ماه است شوهر و بچه‌ام را نتوانستم ببینم، در اردو برای مسابقه جهانی، این خیلی افراط است.@تمام ابعاد وجودی این را می‌گیرد که حالا مثلاً این الان یک کاری کرد توانست دو سانت بیشتر بپرد که اول بشود این چه کمالی است، این کمال گیاهی است، قدرت بدنی است، قدرت بدنی جزء کمالات گیاهی است، ولی کمالات بالاتر مثل کمالات حیوانی، یعنی خانواده و فرزند دارد اینجا نابود می‌شود.@ده ماه پیش همسرش نیست، از فرزندش خبر ندارد، اصلاً نمی‌تواند فرزندش را ببیند، که این در اردو هست باید روز مسابقه، بعد هم شکست می‌خورد، در تلویزیون دیدید این بنده خدا داشت گریه می‌کرد، چه آسیب روحی شدید، زن داشت گریه می‌کرد، مرد داشت گریه می‌کرد، ما این همه خسارت به خودمان و خانواده‌مان زدیم آخرش هم هیچی.@ولی آنطرفی‌ها یک حیوانات عجیب و غریبی هستند، اصلاً عاطفه ندارند، برایشان مهم نیست، یک دفعه می‌‌بینی یکسال است تمرین می‌کنند، اصلاً برایشان خانواده مطرح نیست، ولی اینطرف یک زندگی مؤمنانه شخص داشته باشد، سلوک داشته باشد.@می‌بینی انسان مست ورزش است، مست موسیقی است، مست هنر است، مست تجارت است، مست صنعت است، مست پزشکی است، مست مهندسی در رشته‌های خاص خودش، پزشکی در رشته‌های خاص خودش، اصلاً کلاً این مست است.@یا مست خانواده است، این از صبح تا شب در خانه است، اصلاً حواسش نیست که آدم است، همین صبحانه، ناهار، شام، مهمانی، خاله‌بازی، مسافرت، بچه بزرگ کردن، شوهر دادن، زن دادن، مردن، اصلاً حواسش نیست برای چی به این دنیا آمده، برای چی آفریده شده، این معشوق دارد، اله دارد، باید با اله خودش رابطه شخصی داشته باشد، مفهوم عشق را بفهمد، مفهوم زندگی با معشوق را بفهمد.@در ازدواج شرط هست دختر رشیده باشد، پسر رشید باشد، یعنی اینکه اینها بفهمند زندگی یعنی چی، الان خیلی از ازدواج‌ها دارد صورت می‌گیرد مرد نمی‌داند زندگی یعنی چی، زن نمی‌داند زندگی یعنی چی، از نوع مشغله‌هایی که دارند چرا شما الان می‌بینید هنرمندان هر کدام 3 تا شوهر، 4 تا شوهر می‌کنند، مردانشان 3 ـ 4 تا زن پشت سر هم می‌گیرند برای چی؟@یکی از هنرمندان مشهور خدا رحمتش بکند، خیلی هم مردم را می‌خنداند، می‌گفت راستش را بخواهید اگر به زن من بگویید من شوهر خوبی بودم خودش می‌گوید نبودم، زنش همان اول کار جدا شد، ولی پدر مهربانی بودم، کارم اقتضا می‌کرد نتوانم به زنم برسم، اینطوری است.@زنی که الان باید برود یکسال در صحنه تلویزیون با صد تا مرد دیگر برود زن یک کس دیگر باشد، بعد برود در صحرا و کوه و همه جا بعد از یکسال برگردد به شوهرش بگوید سلام، این یعنی چی، یا یک مردی که اینطوری هست، اصلاً اسمش زندگی نیست، بچه کجاست، همسر کجاست، فرزند کجاست.@برای همین نوعاً به قول یکی از هنرمندانی که خواننده هم هست، می‌گفت ما هنرمندان اولین کاری که می‌کنیم همسرانمان را عوض می‌کنیم، این همسری معنی ندارد، زندگی معنی ندارد، این برای انسان مستی می‌آورد مست اینطور کارها است، اصلاً نمی‌فهمد که آمده عشق داشته باشد.@من یک خاطره برای خودم می‌گویم، من وقتی که سرطان داشتم شکر خدا من به هیچ وجه موقعی که سرطان گرفتم حتی یک ثانیه نه ناراحت بودم، خیلی هم خوشحال بودم، مشکلی نداشتم، کارهایم را می‌کردم، راضی بودم، یک شب خواب امیرالمؤمنین (علیه السّلام) را دیدم ایشان فرمودند که قرآن بخوان، فلان صفحه را باز کن.@من باز کردم دیدم سوره طلاق است، بعد برایم مفهوم نبود، طلاق یعنی چی، این موضوع چه ربطی به من دارد، بعد با همین تعجب به حضرت عرض کردم این چیست، فرمود اگر در سرطانت نق و غُر زده بودی از خدا طلاق گرفته بودی.@آدم بفهمد که خدا زوجش هست، عشقش هست، اگر شما نفهمید که این زوج است، اله تو است، (لا اله الا انت) همسر تو است، تا وقتی این را تو نفهمی، شما با هم همسر هستید، عاشق و معشوق هستید، تا این را نفهمی، فقط یک الله، یک خدای خالق آن بالا می‌بینی که کارگر هم هست.@فقط سفارشات تو در مسائل جمادی بخواهی، بیایی حرم امام رضا یا امام رضا مشکل مالی دارم، چک برگشتی دارم، بدنم را شفا بده، مریض هستم، برای چی، الان رفتی پیش امام رضا بدنت را برای چه کاری می‌خواهی برای کارهای دنیایی، شوهر بده، زن بده، بچه بده، امام رضا مثلاً می‌خواهم کنکور قبول بشوم، دانشگاه قبول بشوم چکار بکنم.@امام رضا مال تو نیست، کسی نیست که تو با او رابطه شخصی و عاطفی داشته باشی، یک آدمی هست که باب‌الحوائج است، قدرت دارد، تو فقط از او داری استفاده ابزاری می‌کنی، با خودش کار نداری از روی دلتنگی نمیایی که اصلاً از او چیزی هم نخواهی، همین بیایی با خودش صفا بکنی.@ما خدا هم برایمان همینطوری است، برای خیلیها خدا همینطوری هست، یعنی فقط ابزار است، خدا زوج نیست، همسر نیست، که انسان با او یک رابطه عاشقانه داشته باشد، تا شما این را نفهمید دیگر مثل این کتابهای مثل حافظ، نظامی گنجوی، مولانا، دیوان شمس، اینها را اصلاً نمی‌فهمید که شاعر عارف این شعرها را یعنی چی دارد می‌خواند، باباطاهر چه می‌گوید، اینها را نمی‌فهمیم.@آن همه مضامین عالی عاشقانه و عرفانی، ما درک نمی‌کنیم، تا انسان نفهمد الله اله‌اش است، معشوقش است همه هستی‌اش است، این خطا می‌رود، اشتباه می‌کند، یعنی به قول استاد ما می‌فرمود شما حتماً باید در این پنج تا ازدواج موفق باشید، مهمترین ازدواج ما ازدواج با خداوند تبارک و تعالی است.@ما یک ازدواج حیوانی باشد، حال و اوضاعمان خوب باشد، با خدا هم خوب هستیم، ازدواج حیوانی‌مان به هم بریزد حالمان بد می‌شود، با خدا هم بد هستیم، با یک طلاقی، حال آدم خراب می‌شود، اصل این آدم یک حیوان است، حالا ضمن اینکه حیوان است مسلمان است، این حیوانات همه مسلمان هستند، انسان نیستند، حیوانات مسلمان هستند، مسلمان خوبی هم هستند، ذکرهای عالی هم دارند.@یک خانم مسلمان است، یک آقای مسلمان است، که اگر رابطه‌اش با همسرش خوب باشد، این هم حالش خوب است، با پدر و مادرش خوب باشد حالش خوب است، ولی اگر رابطه‌اش با اعضای خانواده‌اش با نزدیکترین کسانش بهم بریزد اصلاً انگار اله ندارد، انگار مولا ندارد، انگار عشقی ندارد، که با آن زنده باشد، سرپا باشد، شاد باشد.@این آدم عشق ندارد، عشقش همین شوهر است، همین زن است، همین بچه است، مالش است، کارش است، شغلش است، تجارتش است، خانه‌اش است، عشقش همین چیزها است، بقدری احساس بی‌کسی و غربت می‌کند که نگو.@در این ترانه‌ها و شعرهای مزخرفی که هست، اینها همه نشان می‌دهد که چقدر آدم بدبخت و بیچاره است، چقدر این آدم غریب است، چقدر گمشده است، در لابه‌لای معشوقهای قلابیش، ترانه‌هایش، موسیقی‌هایش، حالا شما وحشتناکتر از این شما می‌روی در جاز، می‌روی در هبی‌متال، در راک می‌روی، تکنو می‌روی اینها وحشیانه است، اینها زنجیر در موسیقی پاره کردند.@همه‌شان در واقع وقتی آدم نگاهشان می‌کند، می‌بینی دارند جیغ می‌زنند، و داد می‌زنند عشق لازم دارند، خدا می‌خواهند، و رفتند تا ته طبیعت‌گرایی، مایکل جکسون یادتان نرود، تا ته طبیعت‌گرایی می‌رود می‌بیند خالی است آنجا هیچی نیست، اگر یک نوری به قلبش ببارد، یک کسی هدایتش بکند، راهنماییش بکند برمی‌گردد دنبال خدا می‌‌رود.@ دختر راک‌فِلر می‌گوید من هیچ لذتی نیست در دنیا نبرده باشم، خودم را می‌کشم. شاید ورای این مرگ یک چیزی باشد من را آرام بکند، دنیا که چیزی نبود. هر چه بود ما تجربه کردیم؛ شما الان جیم‌کری را می‌شناسید، یک آدمی که همه دنیا را می‌خنداند، یک آدمی که شهرت دارد، ثروت دارد، محبوبیت دارد، این آدم چند بار دست به خودکشی زده به علت افسردگی.@آن رابرت ویلیامز را شما می‌شناسید، فیلم‌های به آن خوبی بازی کرده، بروید در اینترنت قصرش را نگاه بکنید، چه قصری دارد، که در فیلمهایش نقش یک منجی و یک راهنمای خوب را بازی می‌کند، خودش را کشت و رفت، این عاقبت آدمها است.@ تِک‌داگلاس یک هنرپیشه معروف هالیوودی است، الان بچه‌هایش پیر شدند، دارند بازی می‌‌کنند، می‌گوید من در دنیا همه چیز دارم، ولی هیچ وقت در عمرم احساس خوشبختی نکردم، همه را دارم، همه چیزهایی که همه برایش دست و پا می‌زنند دارم، شهرت دارم، ثروت دارم، محبوبیت دارم، همه دنیا من را می‌شناسند، ولی هیچ وقت احساس نکردم خوشبخت هستم، اصلاً نمی‌فهمد مزه خوشبختی چیست.@مستی‌های اینطوری که انسان نفهمد اله دارد، برای همین گفتن جمله (لا اله الا الله) بالاترین ذکر است، ما ذکری بالاتر از (لا اله الا الله) نداریم، افضل است، چون این مال انسان است، تکلیف انسان را روشن می‌کند، تکلیف دل آدم را روشن می‌کند، مشخص می‌کند دل من کجا می‌خواهد برود، و به چه کسی دلدادگی داشته باشم، کجا باید بروم.@عزای بخشهای جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی را نداشته باشد، که اگر یک موقعی اتفاقات اینطوری برایم افتاد عزادار نباشم، تو همیشه معشوقت با آغوش باز و نوازش کنارت هست، پس این همه غصه خوردن برای چی هست، این همه افسردگی و ناراحتی برای چیست، بدبختی ما این هست کنار خدا خوشبخت نیستیم، کنار خدا خوشحال نیستیم.@

یعنی خدا را غریبه می‌دانی، شادی بودن با خدا را غم می‌دانی، الان می‌‌خواهد نماز بخواند، حرم برود، غصه او را می‌گیرد، زودتر از حرم در بیاید، زودتر ماه رمضان تمام بشود، زودتر نماز تمام بشود، غم دارد، انجام هم می‌دهد، مقید هم هست، اما برایش بار است.@عشقبازی نیست، لذت نیست، به اندازه یک سریال، یک غذا خوردن، یک مهمانی، یک سفر برایش لذت داشته باشد، یا بودن با یک معشوق زمینی می‌بینی اصلاً این اتفاق برای ارتباط ما با خدا نمی‌افتد، که الان رسیدیم در بحث ثواب عبادت اینها را توضیح می‌دهم، اگر برسیم در مورد مناجات.@این زاغ هست «سُبحانَ‏ الَّذي‏ لا يَخفى‏ عَليهِ شَي‏ءٌ» منزه است کسی که بر او چیزی مخفی نیست، زاغ ذکر تسبیحی دارد، که این را توضیح دادیم، پس وقتی زاغ می‌گوید سبحان، نمی‌شود از آن استفاده نکنیم، حیواناتی که تسبیح دارند، ما نمی‌توانیم از اینها عقب باشیم و نباید عقب باشیم.@طوطی هر کس پروردگارش را یاد کند خداوند گناهانش را بیامرزد، یاد خدا موجب رحمت انسان هست، برای همین داریم «الصَّلَاةِ كَفَّارَةٌ عَن ما قَبلُها» انسان که نماز می‌خواند، نماز کفارۀ گناهانش می‌شود، خود ذکر، خود یاد، خود دوستی با خدا، این برای انسان پاکی می‌آورد، قدرت ذکر خیلی زیاد است، قدرت ذکر و صلوات خیلی زیاد است.@شما نگاه کنید امام رضا (علیه السّلام) می‌فرماید یک کسی که نمی‌تواند از پس گناهان کبیره‌اش بر بیاید و گناهانی که کرده را جبران بکند، صلوات زیاد بفرستد، بهترین هدیه برای روح خودتان، روح امواتتان، پدرم از دنیا رفته برایش چکار کنم، برادرم، شوهرم، زنم از دنیا رفته، دلم می‌خواهد یک هدیه‌ای به او بدهم شاد بشود، هیچی مثل صلوات نیست خیلی قدرت دارد، پس یاد خدا خیلی مبارک است.@

کسی که خود می‌کند با خداوند دائماً پاک می‌شود، اگر اشتباهی، لغزشی هم سر بزند پاک می‌شود، ما یکی از آثاری که باید از اردوی تسبیح داشته باشیم همین است، بخصوص بعد از اینکه ما تسبیح حیوانات را خواندیم که تمام عالم در حال ذکر است، و ما باید یاد خدا، اینکه خدا همیشه کنار ماست و با ما است، به آن توجه کنیم، و همیشه زبانمان مترنم به ذکر الله باشد.@دائم ذکر بگوییم، دائم این یاد را بکنیم، حالا به شکلهای مختلف، به مناسبت‌های مختلف، اینطوری نباشد که فقط ذکر خدا و یاد خدا مثلاً موقع نماز باشد، خیلی بد است که من می‌بینم بعضی از آقایان حتی علما اصلاً این را ندارند، فقط می‌خواهد درسش را بدهد.@حالا حکمت است، فلسفه است، فقه است، هر چه هست، وسطش هیچ نوع صلوات و ذکری نیست، و این خودش غفلت می‌آورد، دل آدم را سنگین می‌کند، شما یک ساعت حرف بزنی و بعد حواست به آسمان و غیب نباشد، این اصلاً خوب نیست.@گنجشک عزیزمان که اطراف ما هست طلب آمرزش خواهم از گناهان و آنچه مایه خشم خدا است، گنجشک می‌گوید من آمرزش می‌خواهم از هر چیزی که خدا را به خشم می‌آورد، خدایا هر کاری کردم که تو را به خشم آوردم معذرت می‌خواهم، گنجشک استغفار است.@ان‌شاءالله هر وقت گنجشک را دیدیم باید بگوییم (استغفر الله ربی و اتوب الیه) این چیزهایی نیست که در اردو من بگویم شما حفظ بکنید، کار اردو اصلش بعد از اردو است، مرحوم مطهری می‌فرماید قوی‌ترین مغزها برای اینکه یک مطلب را یاد بگیرد حداقل دو بار.@من بعضی از عزیزان را می‌بینم که اردو آمدند بعد دیگر بستند و رفتند تا اردوی بعد، به آنها می‌گویم چرا اردوی قبلی تمرین نمی‌کنید، من خودم فیش‌ها را بارها تمرین می‌کنم، یعنی یکبار، دوبار، ده بار مطالعه می‌کنم، و هر ده بار هم که مطالعه می‌کنم لذت دارم، برایم حرف دارد.@هیچ اشکالی ندارد که شما اردوهای قبلی را چند بار کار بکنید، و باید هم همینطوری باشد، باید یکسره تکرار بکند تا به جانش جا بیفتد، کار اصلی شما بعد از اردو است، که اینها را تمرین می‌کنید، تمرینتان این هست که اگر یک طوطی را دیدی بدانی ذکر طوطی چه بوده با دیدن طوطی ذکرش را بگویی، با دیدن گنجشک ذکرش را بگویی، اگر آدم یک سگ و گربه‌ای دید ذکرش را بگوید این آن چیزی هست که باید در وجود ما اتفاق بیفتد.@این هم ذکرش شبیه ذکر قبلی بود که بلبل بود که معبودی جز خدا نیست بر حق است، بر حق، حالا اینجا نوشته چه حقی؟ تأکید روی حقانیت خدا، این یکی از ارکان سلوکی انسان این هست که انسان با این جلوه از خداوند روبرو باشد که با حق روبرو هست، یعنی حضرت حق که می‌گویند، حق تعالی، این یک ادب بزرگی است، که مدام نگوید خدا، بگوید حق، بگوید حضرت حق، و بفهمد حق یعنی چی.@حق یعنی سزاوار، یعنی شایسته، یعنی همه شایستگی مال این است، یعنی الحمدلله، یعنی سبحان الله، حالا شما فکر کنید این حیوانی که شما دارید می‌‌بینید در بهشت چه خواهد بود، رنگ‌آمیزی، نقاشی، طراحی، اندازه، چشمان زیبا، آن صدای فوق‌العاده زیبا، ذکرهای زیبایی که دارند.@بشر عاجز است از اینکه تعدادشان را بشمارد، انواعشان را بشمارد، باز تأکید می‌کنم دیدن اینها فوق‌العاده خودش از عبادات بزرگ هست، نگاه کردن به اینها از عبادات بزرگ است، به این گلی که الان روی آن نشسته، و اینکه بالاخره به قول آن دانشمند غربی مغز کوانتومی خدا یک کسی می‌نشیند اینها را طراحی می‌کند، چون خدا طراح است.@یکی از اسامی الهی مصوّر است، خداوند تصویرگر است، خداوند چطوری این را تصویر می‌کند، آنوقت شما نگاه کنید تصویرگری هست، این است که انسان باید با صورت روی زمین بیفتد، باید به سجده بیفتد.@این طوطی را شما نگاه کنید طراحی را، این گلی که روی آن نشسته نگاه کنید، تمامش دو تا اسم را ترکیب بکنید، تا آن خاصیت قدرتمند روحی که قرآن می‌گوید مؤمن اینطوری هست که وقتی به آیات الهی برخورد می‌کند، به روی به سجده می‌افتد در ما ایجاد بشود.@1ـ مصوّر بودنش حالا غیر از اسماء دیگر که در هر کدام از ما وجود دارد، 2ـ بدیع بودنش، یعنی خدا ننشسته فکر بکند مثل یک مهندس یک طرحی در بیاورد، خدا بدون فکر، بدون نقشه قبلی، «بَديعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ».@این فیلمهایی که الان نشان می‌دهند، خدا که الان واحد کوچکش صد میلیون سال است نوری، صد میلیون سال پیش، یعنی کجا بودیم، مردم کجا بودن، حضرت آدم 15 هزار سال پیش بوده، صد میلیون سال پیش، سیصد میلیون سال پیش، دو میلیارد سال پیش، خدا چکار می‌کرده.@(بدیع السماوات) یعنی اینکه یک دفعه می‌گوید من آسمان و زمین را در شش روز خلق کردم، شما طراحی‌ها را نگاه کنید، این همه تنوع، برو ماهیها را نگاه کن، دریا، چه خبر است، چه کسی طراحی کرد، چه کسی شکل داد، چه کسی ساخت، چه کسی حیات داد، چه کسی فلسفه داد، چه کسی رزق داد، چه کسی روابط اینها را با هم تنظیم کرد.@میلیونها موجودی که هر کدامشان زندگیشان به زندگی چند موجود دیگر وابستگی دارد، یک چرخۀ کامل اکوسیستمی، چه اکوسیستمی داخلی، بالایی، چه زمینی، این چیست، این همان چیزی است که ما برخورد شایسته با آن ذلت است، برخورد شایسته با آن دست را بالا بردن است، برخورد شایسته با آن این است که روی زمین بیفتی، با صورت سرت را در مقابل پای این بگذاری، این خدا کیست.@شما تعجب نکنید بعضی از بزرگان در شبهایی که می‌خواستند عبادت بکنند دستهایشان را به گردنشان می‌بستند، مثل مجرمها، و زار زار گریه می‌کردند، در مقابل این عظمت، یک طوطی آدم را به زانو در می‌آورد، یک هدهد، یک بلبل آدم را به زانو در می‌آورد، ما عادت کردیم حواسمان نیست، شما نگاه کنید عکس را، یک رنگ، ده رنگ، صد رنگ، برای شما طراحی می‌کند، بعد هم می‌گوید این کار را برای تو کردم، یعنی به عشق تو این نقاشی را کشیدم.@ما یک کسی کسی یک گُل مصنوعی به ما می‌دهد، کلی خوشحال می‌شویم. این برای تو، یک بافتنی دست ما می‌دهند، می‌گوید این برای تو چقدر خوشحال می‌شویم، دسترنج یک نفر است یک بافتنی، چشم گذاشته، دست گذاشته، فکر گذاشته تا این را برای ما بافته، فرشته‌ها اتم به اتمش را چیدند برای ما.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@