جلسه 009 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
9
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

بسلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحث تسبیح حیوانات از فرمایشات امام حسین (علیه السّلام) می‌رسیم، ای آدمیزاد زندگی کن هر طور که خواهی ولی پایانش مرگ است، درس بسیار بزرگی است که کرکس‌ها به ما می‌دهند، این ذکر او هست، که صدای کرکس این هست.@ شما این عظمت و این طراحی و این رنگ و این قدرت را ببینید، حالا این به ما این درس را می‌دهد، هر اندازه که می‌خواهی زندگی کن ولی بدان که پایانش مرگ است؛ یکی از چیزهایی که خیلی برای انسان وحشتناک است مستی این چهار تا شراب است، مستی نعمت‌های جمادی، مستی نعمت‌های گیاهی، مستی نعمت‌های حیوانی، و مستی نعمت‌های عقلی.@اینها باعث می‌شود انسان با اینکه اطرافیانش، بچه جوان خودش مرده است، باز غافل است، حواسش نیست که آخر خودش هم همین است، دیگران را دفع می‌کند، هزاران نفر را می‌بیند که مردند، دهها نفر از اطرافیانش تشییع جنازه‌شان را می‌رود، اما فکر می‌کند که برای این، این اتفاق نمی‌افتد.@و اصلاً برای آن لحظه فکری، تدارکی نمی‌بیند، لحظه بسیار شیرین و با شکوه تولد ما به برزخ در عین حالی که بسیار باشکوه و شیرین هست، می‌تواند بسیار خطرناک و غم‌انگیز هم باشد، اگر انسان واقعاً خودش را برای آنجا تربیت نکرده باشد.@یعنی چقدر غم‌انگیز است به اندازه‌ای که شما می‌بینید یک بچه به این دنیا آمده دست ندارد، پا ندارد، چشم ندارد، چقدر انسان غصه می‌خورد، یک مادری 9 ماه انتظار کشیده، حالا بچه آمده می‌بیند که نصف بدن این حیوان است، مادر این را چکار بکند.@این بچه اصلاً صورت ندارد، سر دارد، اما صورت ندارد، یا صورت دارد دو تا صورت دارد، یا پنج تا سر دارد، این را چکار بکند، این خیلی غم‌انگیز هست، بنابراین خوب هست که انسان توجه داشته باشد که یک پایانی دارد و خودش را برای آن پایان آماده بکند این پایان بسیار عاشقانه و قشنگ است.

یک روز دیگر، دو روز دیگر، آنهایی که خوب کار کردند اینها وقتی می‌روند جلوی آینه می‌ایستند می‌بینند موهایشان سفید شده، ریش‌هایشان سفید شده یک حس خوبی به آنها دست می‌دهد، می‌گوید چند قدم دیگر بیشتر نمانده، دیگر کیف می‌کند از اینکه نزدیک می‌شود لحظه باشکوه وصال.@خدا رحمت کند مرحوم راشد را، می‌گفت پدرم داشت از دنیا می‌رفت، قدیمی‌ها راشد یادشان هست، خیلی مرد بزرگی بود، پدرش هم همینطور، می‌گفت پدرم لحظات آخر مرگش بود گفت خیلی به او می‌رسیدم و پذیرایی می‌کردم.@گفت دیدم یک موقعی یک حرفی می‌زند نمی‌فهمم چه می‌گوید، به زور گوشم را جلوی دهانش بردم گفت پسرم دستت درد نکند به من توجه می‌کنی، ولی حواست باشد اگر دیدی حالم عوض شد نگذار درازکش باشم بلند بشو من را قشنگ مؤدب بنشان یک مهمان ویژه دارم قرار است بیاید.@گفتم پدرم دچار سکرات شده، سکرات یعنی مستی، مستی مرگ آدم قاطی می‌کند نمی‌فهمد چه می‌گوید، چون خیلی صحنه عظیم است، آن لحظه که انسان می‌خواهد برود، چیزهایی که تمام زندگیش را دارد می‌بازد می‌خواهد وارد یک فضایی بشود که اصلاً برایش آماده نیست، یا هیجانش خیلی زیاد است.@سکرات خیلی سنگین است، لحظه‌ای است که تو داری از اینجا می‌روی، می‌روی یک جای دیگر هر چه داری را اینجا می‌گذاری، و ما با هوسبازی‌هایمان، با بی‌فکری‌هایمان، با غفلت‌هایمان، با تنبلی‌هایمان، با بی‌حوصلگی‌هایمان، قشنگ‌ترین صحنه عمرمان را داریم خراب می‌کنیم.@لحظه‌ای که انسان می‌خواهد از رحم مادر دومش یعنی دنیا خارج بشود برود در یک فضای بینهایت، آن هم برود به اصل و نسبش متصل بشود، این جنینی که شما می‌بینید نطفه‌ای هست، این نطفه می‌داند که بیرون از رحم مادرش چقدر آدم منتظرش هستند.@گاهی وقتها می‌داند آن جنین که این پدر و مادر میلیونها و دهها و صدها میلیون هزینه کردند تا این به این دنیا بیاید، چقدر دوندگی کردند، چقدر محبت آن پشت برای این بچه خوابیده است، ما نمی‌‌فهمیم آنطرف در ملکوت چقدر رحمت برای ما خوابیده، اصلاً حواسمان نیست مدام می‌ترسیم، فراری هستیم از خانواده آسمانی‌مان و اله‌مان، کار را خراب می‌کنیم.@باید نگاهمان را به همه حیوانات و همه اشیاء عوض بکنیم، اینها را به ما یاد دادند، تمرکز یعنی همین یعنی هر چیزی را نگاه می‌کنی ملکوتش را نگاه کن، سیدالشهدا فرمود ای دانای نهان‌ها و ای زداینده گرفتاریها، باز دعایش این هست.@دانا به پنهانی‌های هستی، و ای کسی که مشکلات را، یعنی فرج می‌خواند، دعای فرجش این است؛ طاووس، ای مولای من به خودم ستم کردم و به زیباییم بالیدم پس مرا بیامرز، این دعای طاووس هست.@ بالیدن خلاف الحمد لله هست و شرک است، ما وقتی به یک چیزی از خودمان می‌بالیم و افتخار می‌کنیم، دیدید بعضیها اینقدر شیفته و قیافه خودشان هستند صد جور عکس از خودشان می‌گیرند در این شبکه‌ها می‌گذارند که همه آنها را ببینند، تا یک لباس می‌خرند می‌پوشند چهار تا عکس از خودشان اینطرف و آنطرف پخش می‌کنند.@با بی‌حیایی، با گستاخی، با غفلت، نمی‌دانم اینهایی که آرایش می‌کنند به خیابان می‌روند می‌خواهند چه چیزی را بفروشند، چه چیزی را می‌خواهند عرضه کنند، چقدر گرفتارند که مجبور هستند اینطوری باشند بروند در خیابان و ملأ عام و جلوی نامحرم.@مرد و زن ندارد، خیلی از مردها هستند همچین عقده‌هایی دارند که کمبود دارند، این دارد به ما می‌گوید که باید انسان آمرزیده بشود زمانی که زیبایی‌هایش را، مستی نعمتش برایش غفلت می‌آورد، استغفار یعنی این، جاهایی که تو اسم مهندس و دکتر و استاد دلت را می‌برد، آن موقعی که حواست به خودت می‌رسد، به جای اینکه حواست به خدا باشد.@وقتی می‌گوییم تمرکز بگیرید که آن یک جمله امیرالمؤمنین را بفهمیم «ما رَأَيتُ شَيئاً اِلاّ رَأَيتُ اللهَ قَبلَهُ وَ بَعدَهُ وَ مَعَهُ» هیچ چیز را ندیدم مگر اینکه خدا قبلش و بعدش و با آن کنارش بوده، خدا همیشه کنار همه موجوداتش و مخلوقاتش هست.@تمرکز یعنی اینکه حواست باشد لحظه به لحظه در محضر هستی، در خانه، سر صبحانه، ناهار، شام، در مهمانی، حواست باشد که درست رفتار بکنی، ببینی که از تو چه چیزی خواستند، چهار تا فقیر سراغت آمد حواست باشد دستورالعمل چیست.@مهمانی خواستی بدهی، مهمانی خواستی بروی، درس بخوانی، انتخاب رشته بکنی، انتخاب شغل بکنی، با ارباب رجوع روبرو هستی، حواست باشد، زندگی خواستی بکنی حواست باشد که باید چکار بکنی، همین الان شاهد و ناظر دارد تو را می‌بیند، و می‌گوید حالا ببینیم چکار می‌کنی، جلوی مربیت و جلوی ربّت داری زندگی می‌کنی.@ربّت اگر یک زن به تو داد، اگر شوهرت را به تو داد، اگر به تو بچه داد، اگر پدر و مادر داد، این را رب می‌دهد می‌گوید حالا ببینم با آن چکار می‌کنی، یا اگر نمی‌دهد، با آن چکار می‌کنی، اگر می‌دهد و می‌گیرد، به تو می‌دهد عاشقت می‌کند، بعد آن را می‌گیرد، می‌گوید ببینم چکار می‌کنی، معشوق دارد می‌دهد، می‌گوید این را به تو هدیه دادم.@معشوق بیاید به تو یک هدیه بدهد بعد بگوید حالا این را بده لازمش دارم، به او چه می‌گویی با او درگیر می‌شوی، در معشوق‌های طبیعی طرف جانش را هم می‌دهد، هر چه خودم دارم مال تو، هر چه دسترنج خودم هست کار کردم به اسم تو می‌زنم مال تو.@ما نه، ما وقتی خدا می‌گیرد عصبانی می‌شویم، غمزده می‌شویم، افسرده می‌شویم، دنیا جلوی ما تاریک می‌شود، انگیزه‌های زندگی را از دست می‌دهیم، این بدبختی است، این کوتاهی ما است، کوچولو بودن ما است، داشتم از من گرفت، حالا هر چه باشد، جمادی باشد، حیوانی باشد، گیاهی باشد، هر چه داده گرفته.@فقط خدا خودش را از ما نگیرد، اهل بیت را از ما نگیرد، ابدیتمان را از ما نگیرد، هر چه گرفت، گرفت، وقتی می‌گیرد به نفع ما می‌گیرد، هیچ وقت به ضرر ما نمی‌گیرد، مستی نعمت خیلی خطرناک است.@آدم باید توجه بکند که هر چه خدا داد الحمد لله، تمرکز یعنی این، یعنی روی صراط مستقیم در جهنم نیفتی، وقتی یک نعمت به تو داده ظرفیت داشته باش، وقتی به ثروت می‌رسی، وقتی به مدرک تحصیلی بالا می‌رسی، و صد نفر، هزار نفر، ده هزار نفر، صد هزار نفر دنبالت راه می‌افتند گول نخوری که فکر کنی کسی هستی، و حواست را از مولایت پرت بکند.@حالا شما ببین یک نفر برای اینکه نماینده مجلس بشود، عضو شورای شهر بشود، رئیس‌جمهور بشود، استاندار بشود، فرماندار بشود، مدیرکل بشود، ببین چه جهنمی برای خودش درست می‌کند، پس ذکر طاووس به ما این است که یعنی گول نخوریم، طاووس ملاک خوشکلی است.@لذا حضرت مهدی (علیه السّلام) از بس زیباست فرمود (طاووس اهل الجنة) آقا امام زمان (علیه السّلام) در بهشتیان یک جذابیت دیگری دارد نسبت به همه (آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری) خودش هم می‌گوید، می‌گوید هر چه پیغمبران و بقیه ائمه دارند من دارم.@اینقدر خوشکل است، اینقدر ماه است، اینقدر خواستنی است، که پدرش سیدالشهدا با این عظمت، سیدالشهدا دل خدا را هم برده، امام باقر، امام صادق هر سه می‌گویند «لَوْ أَدْرَكْتُهُ‏ لَخَدَمْتُهُ‏ أَيَّامَ‏ حَيَاتِي» اگر ما او را ببینیم تمام عمر خادم او هستیم.@همین امام زمان به این نازی من و شما را به خدمت دعوت کرده، نه به خدمت می‌گوید شما فرزندان من هستید، بیایید به مقام من برسید، ما را به خدمت دعوت می‌کنند نه برای بیگاری کشیدن، خودش می‌گوید ما اصلاً به شما نیازی نداریم، ما اگر شما را به کاری دعوت می‌کنیم برای اینکه شما مثل ما بزرگ بشوید، و با ما باشید.@دعایش را نگاه کنید، چقدر دعایش عاشقانه است «الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي‏ أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ أَوْلِيَائِهِ» بعد می‌گوید بگو من از خدا می‌خواهم دنیا و آخرت با شما باشم، ولی در تمام عیش و نوش‌های شما پیش شما باشم «دَوَامِ‏ الْأَكْلِ‏ وَ شُرْبِ‏ الرَّحِيقِ‏ وَ السَّلْسَلِ» اینها را بخواهید.@به امام رضا بگو امام رضا آنجا هوایمان را داشته باش، می‌خواهم آنجا سر سفره خودت کنار خودت و همه مستی‌های تو شریک باشیم، امام زمان چه می‌بیند ما را می‌گوید اینطوری با ما حرف بزن، اینها را بخواهید، اینقدر پدر مهربان.@کسی که ائمه می‌گویند ما او را ببینیم تمام عمر خادمش هستیم، ما ترس داریم از اینکه در لشکرش برویم، اصلاً ترس داریم تصمیم بگیریم، خیلیها من این سالها مدام راجع به خدمت امام زمان گفتیم، ولی به ندرت، انگشت‌شمار آدم دیدم، تصمیم بگیرد، مثل زهیر، مثل بریر، مثل حبیب، مثل عبد الله مسیحی، جمع بکند بگوید بلند بشوم در چادر، من اصلاً نمی‌خواهم با این ساختار زمین زندگی کنم، من می‌خواهم یک طور دیگر زندگی کنم.@من می‌خواهم ببینم آقا از من چه می‌خواهد، (الرحمن) یعنی نظام خلقت، مدیریتش براساس رحمت خداست، «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى» آن حاکمی که آن بالا نشسته در عرش دارد همه نظام خلقت را اداره می‌کند او رحمان است.@آدم چقدر کیف می‌کند در مملکتی «مَنْ لَا يَعْتَدِي‏ عَلَى‏ أَهْلِ‏ مَمْلَكَتِهِ» ای کسی که به اهل مملکتت ظلم نمی‌کنی، در مملکت خدا آدم هر چه به او بگذرد، خدا می‌گوید من به بهترین وجه جبرانش می‌کنم، هر کس خدا را شناخت یاد خدا را فراموش نمی‌کند، این چه درسی می‌دهد، خودش چون اهل عمل است خروس ذکر دارد، سحرخیز است، این را می‌گوید، هر که خدا را شناخت یاد خدا را فراموش نمی‌کند.@این همان چیزی است که می‌گوییم در تمرکز حواست باشد، تمرکزها هر کاری داری می‌کنی حواست به مولایت باشد، به معشوقت باشد، هر کاری که داری، بله یک چیزهایی در این زمینه داریم، اگر خروس نگه می‌داری درست آن را نگه دار.@مرغ نگه می‌داری، حواست باشد اینها شریک‌های عاشق تو هستند، با تو حرف می‌زنند، برایت از معشوقت ترانه می‌خوانند، آواز می‌خوانند، ترانه‌های خروس و مرغ را بشنو چه می‌گوید، کسان دیگر که ترانه می‌خوانند، ترانه‌های پایینی می‌خوانند ما را غافل می‌کنند.@ تمام حیوانات ترانه دارند، ترانه‌های قشنگ و زیبا، حواست باشد دیگر از صوت اینها فوق‌العاده، موسیقی خروس، موسیقی مرغ، موسیقی تمام این حیوانات از صد تا موسیقی دیگر جان‌فزاتر است، آنها که جان‌فزا نیستند آدم را گول می‌زنند.@مرغ، حضرت فرمود آنگاه که مرغ قدقد می‌کند می‌گوید ای معبود حق تو حقی و سخن تو حق، ای خدا، ای حق، اگر یک کسی به اندازه مرغ حقانیت را نفهمد، سیستم حقی خلقت را نفهمد، این فردای قیامت چطوری می‌خواهد محشور بشود، یک کسی که دائماً در این نظام می‌گوید خدا به من ظلم کرد، با ائمه مشکل دارد، با خدا مشکل دارد، اینها چرا اینطوری کردند، آنها چرا اینطوری کردند، صد تا شک و تردید نسبت به پیغمبر و امیرالمؤمنین در وجودش هست.@این مزخرفاتی که در این شبکه‌ها می‌بینند، امام حسین خشن بوده، امیرالمؤمنین خشن بوده که پسرش را کشتند، اصلاً حواسش نیست که دارد چه می‌گوید، اینها انسان را نمی‌شناسند که این مزخرفات را می‌گویند، ببینید چقدر حکیمانه دارد به آدم نگاه می‌کند و حرف می‌زند، اگر آدم به اندازه خروس حقانیت را نفهمد نمی‌تواند سلوک بکند.@یکی از اسمائی که اول سلوک انسان باید با آن پیوند بخورد اسم شریف حق است، در دعاها چقدر هست «الْمَلِكُ‏ الْحَقُ‏ الْمُبِينُ‏» اینها کلمات بسیار تأثیرگذار است، وقتی می‌گوید بخوان و بگو، نه اینکه عربی بخوان.@الان من خواندم تمام شد ثوابش را ببرم، نه حواست باشد مَلِک است، روحت با ملک پیوند بخورد، با پادشاه، برو در دربار پادشاه، با این پادشاه رفت و آمد برقرار کن.@با این حق، آن هم مَلِک و حق که دائماً جلوی چشمت هست، مبین است، و دائماً دارد با تو حرف می‌زند، اصلاً خدا حرفهایش تمام نمی‌شود، یعنی یک معشوقی هست که هیچ وقت فاصله نمی‌اندازد، می‌گوید من با خروسم، با مرغم، با گوزنم، با مارم، با گیاهم، با درختم، با آسمانم، با زمینم دائماً برای تو ترانه می‌خوانم.@خدا ببین با بند‌ه‌اش چکار کرده و دارد با این بنده‌اش چکار می‌کند، من یکسره باید حرف می‌زدم که فاصله نیفتد دلت بپوسد، گفتم روزی پنج بار پیش من بیا بیشتر از پنج بار، بخش حیوانی خیلی دردش می‌آید می‌خواهد نماز بخواند.@بعضی از عزیزان می‌گویند حوصله نماز را ندارم، تو داری چه حرفی می‌زنی، حوصله نماز را ندارم چیه، نه اذانی، نه اقامه‌ای، نه تعقیباتی، نه شبی، نه سحری، نه قرآنی می‌گوید خوشم نمی‌آید، من یک موقعی داشتم یک بحث معنوی می‌کردم یک آقایی راحت گفت راست می‌گویی ولی دوستش ندارم، می‌فهمم درست است ولی از نماز و ذکر خوشم نمی‌آید.@این آدم این بخش نیست حرف می‌زند، کدام بخش حرف می‌زند؟ عقلی است که در استخدام حیوانیت قرار گرفته، یعنی عقل وارونه «رُبَّ عَقْلٍ‏ أَسِيرٍ تَحْتَ‏ هَوَى أَمِيرٍ» چه بسیار عقلهایی که اسیر هوای نفس هستند، استدلال می‌‌شود اینطوری می‌کنند، به خدا و روز جزا ایمان دارم، این ذکر قرقی هست.@اینها را اگر ما یاد نگیریم نمی‌‌فهمیم آدم کیست، آدم باید خیلی جلوتر از حیوانات باشد، یک کسی الان 40 سالش هست شک دارد، هنوز در خیلی از اصول دینش تردید دارد، این قرقی معلوم است به این آدم شرافت دارد، حیوانات معلوم است به این آدم شرافت دارند.@40 سال چکار می‌کردی با خودت این همه تردید، این همه شک، این همه شبهه، برای قیامت شک دارد، نه می‌گوید من یقین دارم، ایمان دارم به قیامت، اگر ایمان داشته باشیم به قیامت سبک زندگیمان یک طور دیگر است، و اگر به خدا ایمان داشته باشیم سبک زندگی‌مان یک طور دیگر است، اگر به خدا ایمان داشته باشیم اله‌مان همیشه کنارمان هست.@لاشخور، بر خدا توکل کن روزی یابی، قشنگ با ساختار لاشخور سازگاری دارد، می‌گوید من یک لاشه هم بنشینم بخورم روزیم رسیده، خدا رحمت کند روح پرفتوح امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) می‌فرماید یک کدویی خورد حضرت از کار آمده بود از قناتی که کنده بود و بالا آمد دستش را شست نشست یک تکه کدو خورد و دو تا دانه خرما.@بعد گفت خدا لعنت کند شکمی که با غذای اینطوری سیر می‌شود و یک کسی به خاطر شکم خودش را به گناه و معصیت بیندازد، حرام لقمه‌ای و حرام خوردن برای لذتهای شکمی، آدم خودش را جهنمی بکند.@الان چقدر آدم، همین آدمهایی که اسطوره هستند، فکر می‌کنید آدم هستند ببینید سر شکم چه غصه‌هایی دارند، چه دعوا می‌کنند، در این مهمانی‌ها غذا رسید، نرسید، سر شکم، به من غذا نرسید، ساکت شو، برو نان بخور، اصلاً نمی‌تواند.@مرد بزرگ 50 سال می‌آید آنجا می‌ایستد، به من کم رسید، سالاد به من نرسید، نوشابه به من نرسید، ماست به من نرسید، تو آدم هستی، با بچه‌اش سر خوراک کلکل دارد، با همسرش سر خوراک کلکل دارد، با اطرافیانش سر خوراک کلکل دارد، لاشخور به ما یاد می‌دهد که روزی می‌رسد، برای این خودت را نکش.@در روایت داریم امام زمان (علیه السّلام) وقتی ظهور می‌کند ستونهای طلا و نقره در این خیابانها ریخته حضرت می‌گوید بیایید این همان چیزی بود که شما خودتان را برایش می‌کشتید، همدیگر را می‌کشتید بیایید بردارید ببرید، هیچ کس به این طلا و نقره‌ها و پولهای فراوانی که در خیابان هست محل نمی‌گذارد.@حضرت می‌گوید می‌آیند می‌گویند آقا مقدار زیادی پول مانده چکارش کنیم؟ می‌گوید بگذار وسط شهر هر کس خواست برود بردارد، می‌گوید آقا یکسال است گذاشتیم کسی برنداشته، حضرت می‌گوید پس صرفش کنید در شهر خودشان برای مصارف عمومی شهر هزینه بکنید.@برای چی خودت را می‌کشی، این حرص انسان، بخل انسان، چقدر وحشتناک است، که اینقدر درگیر پول و ماده و اینطور چیزها است، اصلاً نمی‌تواند از آن بگذرد، خدا این را داده هزینه عشقت بکنی، نه برای نفست، برای این بخشها هزینه بکنی.@می‌گوید من به تمام این ثروتها را به تو می‌دهم که پای من بریزی به خاطر آن به من تقرب پیدا بکنی، تازه تضمین هم کردم اگر به من بدهی من در همین دنیا به تو تا 700 برابر برمی‌گردانم، ما بلد نیستیم با پولمان عاشقی بکنیم، بلد نیستیم با نعمت‌هایمان عاشقی بکنیم.@طرف می‌بینی الان ماشین آنچنانی، خانه آنچنانی آمده پیش من می‌گوید آقای شجاعی این خمس چه بود گفتی، من الان 30 سال است خمس ندادم، شرکت زده، کارخانه زده، خانه آنچنانی، ماشین آنچنانی، اصلاً نمی‌دانستم خمس چیست، اعتقادی به آن نداشتم، اعتقاد هم داشتم زورم آمده بدهم.@چقدر آدم گرفتار است، می‌گوید من خمس ندادم، هر که فرمان خدا برد شقی و بدبخت نمی‌شود این عقاب است، تمام شقاوت، بدبختی مال این هست که انسان از نظر استاد و مربی خودش خارج می‌شود، نافرمانیش را شروع می‌کند، ربّ ما خداست، اساتید ما اهل بیت (علیهم السّلام) هستند، حجت خدا هستند.@ما می‌رویم سراغ سبک زندگی دیگران، از سبک زندگی ائمه بیزار هستیم، حتی از اسمشان هم حتی بیزار هستند، می‌خواهد اسم روی بچه‌اش بگذارد، این همه حضرت زهرا اسم دارد زورش می‌آید، می‌گوید نه یک اسم دیگر بگذارم به اینها نخورد، یک اسم عجیب و غریب انتخاب می‌کند، افتخار هم می‌کند که اسم بچه‌هایش را یک چیزی غیر از اسمهای معصوم گذاشته، یا اسم ساختمانش را، این یعنی چی.@ما آدمهایی داشتیم بهترین اسمها را داشتند رفتند اسمهایشان را عوض کردند، البته متقابلاً آدمهایی هم داشتیم اسمهای جمادی و گیاهی و حیوانی و عقلی داشتند رفتند اسمهایشان را اسم انسانی کردند، ولی چرا از بزرگترین مربی و الگو که مهربان است، خانواده آسمانیت هستند، چرا تو از خانواده‌ات فرار می‌کنی، آن هم خانواده معصوم، چرا از آن داری فرار می‌کنی.@شاهین می‌گوید منزه است خدا از هر نقصی، و حق است چه حقی، ما نمی‌توانیم از این 50 تا حیوان و حیوانات دیگر در این فهمها عقب باشیم، اگر این فهمها را نداشته باشیم، حضرت دارد پایه‌ریزی می‌کند که تو را ببرد پله‌پله از نردبان کمالات حیوانات تو را بالاتر بیاورد.@این حیوانات را اینطوری نگاه نکنید، گاو و خر، اینها خیلی از آنها از تو بهتر هستند، اگر تو ذکر خر را داشته باشی باید از ذکر خر بالا بکشی، از ذکر گاو و سگ و شغال و گوزن و شیر و لاشخور باید بالا بیایی، اینها پایه‌ها است، حضرت دارد پله پله دستت را می‌گیرد از این تسبیح تو را بالا می‌کشد اینها باید باورهایمان باشد.@جغد می‌گوید دوری از مردم شر آسودگی است، آنهایی که سیر و سلوک می‌کنند یکی از دوره‌هایی که می‌بینند دوره خلوت‌گزینی است، تنظیم ارتباطاتشان با آدمها است، اگر یک کسی نتواند ارتباطش را با آدمها تنظیم بکند، اصلاً حرکت ندارد.@بعضی از آدمها هستند خدای استعداد هستند برای سیر و سلوک، برای زدن به چاک آسمان و غیب ولی چون ارتباطاتشان بد است، با پدر، مادر، خواهر، برادر و بقیه مردم زمینگیر شدند، با یک دنیا، و بی‌نهایت استعداد زمینگیر هستند.@بوم درس خیلی بزرگی به ما می‌دهد، یا جغد، برای همین هم جغد تنها است، همیشه خلوت‌گزین است، اهل عزلت است، در روایت داریم از حیواناتی که خیلی برای سیدالشهدا عزاداری می‌کند، گریه می‌کند جغد است، عزادار است، از حیواناتی که همیشه برای سیدالشهدا (علیه السّلام) اشک دارد.@کلاغ ای روزی‌بخش از حلال، کلاغ از حیوانات بسیار نجیب، خوب، بااخلاق، دعایش این است ای روزی‌بخش حلال، یعنی خدایا روزی حلال به من بده، چقدر فرهنگ خانمها فرهنگ خوبی است که به همسرانشان می‌گویند ما همه جور زندگی می‌کنیم لقمه حرام در خانه نیاور، ما قانع هستیم.@فرهنگ معروف و شایعی که بین خانمها هست اینکه از لقمه حرام متنفر هستند، بعضی از آنها همسرانشان را به حرام‌خوری تشویق می‌کنند، توده خانمها به همسرانشان می‌گویند هر چی کم و زیادش من می‌سازم فقط حلال و پاک بیاور، به ما آشغال و آتش به خورد ما نده.@اینکه می‌گوید کلاغ یعنی آدم باید توجه به حلال بودن بکند، محال است یک کسی با لقمه حرام ملکوت به رویش باز بشود، دنیا و آخرت هم که باز بشود، جنبه آتشی و جلالی ملکوت به روی حرام‌خور باز می‌شود نه جنبه رحمانی ملکوت.@دقت کن اگر در زندگیت حرام بوده خارجش کن اگر خانه شده، اتومبیل شده آن را بفرست برود، خدا چند برابر به تو برمی‌گرداند، بفرست از زندگیت برود آتش را نگه ندار، تا زنده هستی آن را رد کن برود.@می‌رود آنطرف می‌گوید خدایا 50 سال عمر دادی یک سال دیگر بده، می‌گوید هرگز (کلا) یک ماه (کلا)، یک هفته (کلا)، یک روز (کلا)، یک ساعت (کلا) چون از این فرصتها به تو 50 سال دادیم، تو هر وقت خوابیدی مرده بودی تو را بیدار کردیم، زنده‌ات کردیم.@وقتی که از خواب بیدار شدی این آیه را حواست باشد، که آنهایی که میمیرند می‌گویند «رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ» خدایا من را برگردان که هر چه کار خلاف کردم، هر چه ترک کردم عمل صالح بکنم.@می‌گوید حواست باشد بعد از اینکه از خواب بیدار شد، یا در قبر بخواب در قبر این آیه را بخوان برای خودت حالا بیرون بیا، این خطاب به خودت است که پذیرفتیم حالا به تو عمر می‌دهیم، بیا بیرون ببینم چکار می‌کنی، ما اصلاً حواسمان نیست داریم چکار می‌کنیم.@خدا هر روز و هر نفس به ما فرصت می‌دهد، از قبر بیرون بیا ببینم چکار می‌کنی، من به تو فرصت دادم، ببین نزدیک بود تصادف بکنی له بشوی، ببین هواپیما نزدیک بود سقوط بکند، ببین در این قطار نزدیک بود بمیری، به تو عمر دادم، ببینم چکار می‌کنی مگر نمی‌گویی به من فرصت بده به تو دادم، خدا مدام به ما فرصت داده.@لذا تعبیر فرشته‌ها خیلی خشن است «كَلاَّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها» هرگز حرف مفت دارد می‌زند، این همه به تو فرصت دادیم حرف بی‌خود نزن، 30 ـ 40 ـ 50 ـ 60 سال به تو عمر دادم، برای این کار فرصت داشتی، ما هر وقت بخواهیم می‌توانیم گذشته را جبران بکنیم.@روزی حلال، پس از این به بعد چشممان به کلاغ خورد حواسمان به لقمه باشد، سر کلاس کلاغ تربیت بشویم؛ درنا بار خدایا از دشمنم نگه دار، یعنی اگر خطر داری به خدا پناه ببر «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» به تو پناه می‌برم، ما پناهنده نمی‌شویم، سوره فلق سوره قدرتمندی است.@من بختم را بستند، فلان کس اینقدر جادو کرده، رفتم یک جا به من گفتند که یک کسی سحرتان کردند، این حرفها چیست، سحرم کردند و بستند چیه، تو سوره ناس و فلق داری، گردنبند کن در گردنت بینداز، آن را بخوان، تو اسم داری «بِرَبِّ الْفَلَقِ» این کلمه شوخی نیست، «مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ» به خدا پناه ببر خدا تو را از شر نگه می‌دارد.@آن قسمتی هم که نگه نمی‌دارد یک مقدار گناه کردی باید تنبیه بشوی یا نه امتحان الهی است آن را خوب بگذران، می‌گوید من برای پیغمبرم هم دشمن گذاشتم، ببین با زینب چکار کردند، ببین با زهرا چکار کردند، ببین با امام حسین چکار کردند، دشمن لازم دارد، انسان که بدون دشمن نمی‌تواند عشق به خدا داشته باشد.@بدون دشمن هیچ کس نمی‌تواند رابطه عاشقانه داشته باشد، عشق تمامش زمانی قشنگ است، داستانهایی که بزرگان ما نوشتند، نظامی گنجوی، لیلی و مجنون، وامق و عذرا، خسرو و شیرین، شیرین و فرهاد، اینها را نگاه کنید تمام در مسیر عشقشان چقدر سنگ‌اندازی شد، که بعضی‌ها به همدیگر نرسیدند، و این تلاشها عشق را رمانتیک و قشنگ می‌کند، باید از این استفاده بکنیم.@خوش به حال یک کسی که عاشق غیب است، خسته می‌شود دوندگی می‌کند، زحمت می‌کشد، ضربه می‌خورد، دشمن پیدا می‌کند، تا خودش را به معشوق برساند، و چقدر قشنگ است آن لحظه دائمی وصال، که انسان به یک وصال دائمی می‌رسد که خیالش راحت است.@ لک‌لک هر کس از مردم بد و شر کنار است از آزارشان رها است، شما نگاه کنید بعضی‌ها خودآزاری دارند، یعنی می‌داند این آدم تو زندگیش چقدر فتنه‌گر است، باز علاقه دارد با این رابطه داشته باشد، این دوست، این فامیل، این بچه، «إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ» بعضی از همسرانتان، بعضی از فرزندانتان دشمن شما هستند.@محکم این بچه را نگه دارد، این بچه جهنمی مادر را هم با خودش جهنم می‌برد، مادر اصرار دارد نگه دارد، آمده می‌گوید بچه‌ام فحشم می‌دهد، کتکم می‌زند، پولم را به زور از من می‌گیرد، ماشینم را برداشته برده فروخته، حالا آمده می‌گوید خانه‌ را بفروش ارث من را بده، این بچه را می‌خواهی چکار، به آنها می‌گویم خانم و آقا این بچه را برای چی نگه داشتی، بفرست از خانه بیرون، زنگ بزن پلیس بیاید ببرد.@چی بچه‌ام را! تو بچه‌ات تو را جهنمی کرده، خودش هم جهنمی است، تو بچه‌ات را دوست داری حاضر هستی جهنم برود به خاطر جنایت‌هایی که در حق پدر و مادرش می‌کند، دیگر از این بدتر، بچه‌ات برود زیر ماشین بمیرد، برود معتاد بشود، برود هر چه بشود بهتر از این است که بیاید جلوی مادرش بایستد، به مادرش خیره نگاه بکند، بی‌ادبی بکند، او که مرگ برایش بهتر از زندگی است.@این شوهری که به او چسبیدی دارد دین و ایمان، این زنی که به او چسبیدی دارد دین و ایمان و آخرت تو را نابود می‌کند به هزار و یک جور آلودگی تو را دچار می‌کند، یا او را تربیت بکن یا از او جدا بشو.@گفت خدا لعنت کند همسر من را، حضرت فرمود بی‌خود برای چی نفرین می‌کنی، اگر نمی‌توانی طلاق بده، طلاق بگیر، برای چی لعنت می‌کنی، اگر می‌بینی یک فامیلی دارد تو را به جهنم می‌کشاند خدا خیلی صریح می‌گوید هجرت، رابطه‌ات را قطع کن، مهمانی، عروسی‌های آنچنانی، نمی‌توانی در این مهمانی و عروسی و جشن تولدها بروی، رابطه‌ات را با آنها تنظیم بکن.@ آنها را دوست داشته باش به آنها محبت کن، صله ارحامت را داشته باش، ولی آثار نمی‌تواند اثر بد، رابطه باید یک طوری باشد که اثر بد نداشته باشد، ولی ما مدام به اراذل و اوباش می‌چسبیم، یعنی آدمهایی که اهل معصیت هستند، محکم آنها را هم نگه داریم، حالا بچه است یا هر کس، دوست است.@حیف است این دوستم، دوست من دارد به عقاید من فحش می‌دهد، دارد فحش به باورهای من می‌دهد، بعد می‌گویم حیف است، اگر می‌توانی او را هدایت بکنی بکن، نمی‌توانی نگذار تو را داغون می‌کند، می‌گوید یواش یواش واسواس‌هایش روی من هم اثر گذاشته، این چه قرین جهنمی است.@عیسی یک اسب را نشان داد، گفت این به چه درد می‌خورد؟ هر کس یک چیزی گفت، گفت نه این اسب به این درد می‌خورد آدم سوارش بشود از احمق فرار بکند، دختر می‌گوید پسر خوبی است، خواستگاریم آمده، خیلی خوب است، نماز نمی‌خواند، یک ذره هم مشروب می‌خورد، اخلاقش هم خوب است، می‌فهمی داری چه می‌گویی.@امیرالمؤمنین فرمود تنها باشید بهتر از این هست که با یک قرین احمق زندگی بکنید، «اَلطَبعُ مِنَ الطَبع یَستَرِقُ کُلَّ مِنَ الرَذیلَةِ وَ الفَضیلَة» تبع از تبع می‌دزدد، چه خوبی و چه بدی را، آدمهایی که بد هستند، زمینی هستند، آلوده هستند، وقتی کنارت قرار می‌گیرد، طبعت عادتها و باورها و سبک زندگی غلط را می‌دزدد.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@