جلسه 007 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
7
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی، شماره تماس 5 ـ 55972450، وبگاه اینترنتی WWW.MONTAZER.IR @

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. خب آیه‌ای که خواندیم آیه قبل، مربوط به سوره نور آیه 20 من نوشته بودم اشتباهاً، که آیه 41 سوره نور هست.@همین آیه‌ای که الان داریم «أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِما يَفْعَلُونَ» توضیحی در این باره دادیم که همه موجودات «مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» همه پرنده‌ها اینها تسبیح خداوند را می‌گویند که توضیحش دادیم.@می‌فرماید که: «حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ‏ بِالزَّكَاةِ فَإِنَّهُ‏ مَا يُصَادُ مَا تَصِيدُ مِنَ الطَّيْرِ إِلَّا بِتَضْيِيعِهِمُ التَّسْبِيحَ» ببینید از کجا به کجا راهنمایی می‌کند. از دارایی‌هایتان با پرداخت زکات محافظت کنید. یعنی زکات مال تسبیح مال به کجاست؟ به اینکه این مال بتواند در راه درستی از آن استفاده بشود.@وقتی که مال می‌رود سراغ تجملگرایی خاصیتش را از دست می‌دهد. می‌رود سراغ کنز و ذخیره و گنج شدن این خاصیت خودش را از دست می‌دهد. همین چند روز پیش یک خانمی پیش من آمد از اینکه خانه‌اش را از دست داده مجبور است با بچه همراه شوهرش کار بکند.@یک خانه داشتند از دست داده و می‌گوید برادرم آمده برای اینکه مثلاً به من کمک بکند ما در فشار و قرض بودیم خانه را به پست‌ترین قیمت خریده برادر من دهها خانه دارد و فقط از یکی از بانکها صد میلیون سود بانکی ماهانه می‌گیرد.@خب حالا شما نگاه کنید این آدم اصلاً نمی‌شود اسمش را آدم گذاشت این مالش دیگر خاصیت خودش را از دست داده چون مال (دستم را نگاه کنید) بخش جمادی مال قرار است کمک به کجا بکند؟ به انسانیت، به کمالات بالاتر کمک بکند.@وقتی که مال به بخشهای گیاهی لطمه می‌زند شخص یکسره شب تا صبح کار می‌کند به بخش گیاهی‌اش لطمه می‌زند. در روایت داریم کسی که شب کاری می‌کند پولش حرام است مگر مجبور باشد. یک موقع هست کارگر شب کار است اقلاً روز می‌تواند بخوابد این حرام نیست.@اما یک کسی که صبح کار کرده تا 11 شب از صبح این کار می‌کند تا 12 شب. کار می‌کند برای درآمد و پول. این خیانت به چشم و بدن و اعصابش می‌کند اساساً این آدم لقمه‌اش حرام است. چون به ظلم به بخش گیاهی بخش جمادی را می‌خواهد افزایش بدهد به چشم و اعصاب و تمام سلولهای بدنش فشار می‌آید. این لقمه‌اش حرام است. دزدی نیست. ولی به ظلم به دست آمده این پول به ظلم به دست آمده.@مثلاً می‌بینی جوان است پیری زودرس گرفته پوستش خراب است موهایش خراب است معده و اثنی‌عشر و گوش و چشمش خراب است، دارد اضافه کار بیخود می‌کند این دیگر مال از تسبیح می‌افتد؛ تسبیح گفتیم یعنی چی؟ حرکت رو به رشد، حرکت مثبت، این مالش دارد کنز می‌شود.@یک خانه 100 متری برای او کافی است هوس می‌کند آن را 150 متر بکند، اضافه‌اش را دارد به مرگ می‌گیرد یعنی خود و وجود و عمرش را و بخشهای بالایی‌اش را به خطر می‌اندازد که می‌خواهد خانه 100 متری‌اش را 150 متر بکند، بعد دیگر این آدم از تسبیح می‌افتد بدنش از تسبیح می‌افتد.@حضرت ببینید خیلی دقیق می‌گوید، می‌گوید مالتان را با پرداخت زکات نگه دارید، یعنی چی؟ یعنی مالی که از آن بخش زکات و بخش خیریه و بخش انسانی خارج نشود گنداب است این دیگر اصلاً به درد نمی‌خورد ما گند می‌زنیم.@برای همین می‌فرماید که قیامت به پهلویشان و پیشانی‌شان سکه‌های داغ شده را می‌چسباند و می‌گویند این آن است که شما (کنستم) کنز و جمع کردید پول جمع کردید اضافه مال خیلی خطرناک است کسی بگوید چند تا؛ باید جریان باشد اگر کسی می‌خواهد ثروتمند باشد اشکال ندارد ثروتمند شدن خوب است.@حضرت فرمود: «لاَ خَيْرَ فِيمَنْ لاَ يُحِبُّ جَمْعَ اَلْمَالِ مِنْ حَلاَلٍ» از ما اهل بیت نیست کسی که جمع مال را دوست ندارد، بعد خودش می‌گوید ولکن از حلال، یعنی راهش حلال باشد درست باشد، چطوری؟ نمی‌توانی شما بگیری و ببری یک جایی بگذاری و ذخیره کنی، می‌گوید برو به جریان بیانداز، برو در تولید از آن استفاده کن کارخانه بزن، تولید، کشاورزی، دامداری، صنعت، در تولید بیانداز که بقیه از قِبَلِ آن نان بخورند تولید کار و کارآفرینی کن این ثروت خوب می‌شود.@درست است طرف تریاردر است اما تریاردری هست که ثروتش دارد به میلیونها آدم کمک می‌کند، دارد زکاتش پرداخت می‌شود؛ بله یک مقدار هم زکات دارد خمس دارد، زکات که می‌گوییم خمس هم اینجا شامل می‌شود چون در قرآن هم اینطوری است، خمسش را باید یک پنجم بدهد.@شما وقتی که درآمد داری، مازاد درآمد سر سالت را خمسش را نپردازی مال از زکات می‌افتد و حرام می‌شود حالا شما می‌خوری هاری و پوست کلفتی و نفهمی در همه جا می‌آورد، در همه جا این بی‌عاطفگی و کوری نسبت به غیب و همه چیز را ایجاد می‌کند چون مال حرام داری می‌خوری، مال حرام بهترین آدم را وحشی‌ترین آدم می‌کند.@شمر استاد حدیث بوده شمر یک کسی بوده که سرباز امیرالمؤمنین بوده جانباز بوده، در لشگر جنگ صفین شمر جانباز بوده، این آدم با این روحیات خوب یک جایی روی سینه امام حسین می‌نشیند و سر امام حسین را می‌برد، لقمه حرام «ملئت بطونهم من حرام» حرام این کار را با آدم می‌کند.@ آقا سر سال خمسی‌ات است درآمد داری کارمند هستی شرکت و کارخانه داری استاد هستی سر سال خمست را حساب کن بپرداز، مال از زکات می‌افتد دیگر مالت حفظ نمی‌شود؛ حفظ نمی‌شود یعنی چی؟ یعنی 1 ـ نجس و آلوده می‌شود و 2 ـ به اندازه یا بیشتر از آن چیزی که خمس و زکاتش را ندادی حتماً آسیب مالی می‌بینی یعنی مالت یک جای دیگر حرام می‌شود یا در دزدی یا آتش‌سوزی یا تصادف یا سرطان یا هزار تا مشکلات دیگر مال را نمی‌توانی بالا بکشی، آن حرام حتماً حرام می‌شود یا ورثه می‌خورد و در گناه آن را مصرف می‌کند و یکسره برای تو عذاب می‌آید، مال از زکات می‌افتد.@می‌گوید «حصنوا» مالت را می‌خواهی نگه داری برکت داشته باشد پس سهم آن را کنار بگذار. هر چه از مالت بیشتر بیرون بدهی و خودت مصرف نکنی مال برکتش بیشتر می‌شود.@فرمود منِ خدا تضمین می‌کنم به منِ خدا اعتماد کنید همه چیز دست من است: «لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» تمام کلیدهای آسمان و زمین دست من است من تضمین می‌کنم مالتان را یک تا هفتصد برابر برکت بدهم ولی خمسش را بپردازید سهم فقرا را بدهید جای از خمس.@به بقیه کمک کنید به ذوی‌الحقوق و بقیه، اول از خانواده خودت، پدر و مادرت احتیاج دارد برادر و خواهرت، بچه‌های خودت، اگر اینها نیازشان برطرف شد حالا به بقیه هم برسید همسایه‌ها، دوستان، غریبه‌ها، هزارتا افراد هستند.@ما الان در بخش بین‌الملل طلبه‌هایی داریم که خارجی دارند اینجا درس می‌خوانند خدا شاهد است نماز و روزه قضا می‌گیرند تا بتوانند در ایران بمانند به خاطر عشقشان درس بخوانند؛ شهریه که به اینها نمی‌دهند شهریه‌شان خیلی مختصر است هم طلبه‌های ایرانی خودمان هم طلبه‌های خارجی خودمان؛ حقوقی ندارند چیز آن چنانی ندارند.@بعد اینها الان بهترین آدمهای روی زمین هستند، دارند درس علمی و معنوی می‌خوانند که فردا دین را نگه دارند معنویت و انسانیت را نگه دارند باید در سخت‌ترین شرایط باشند، این درست است؟ یک مشت گردن کلفت می‌خورند خودشان و بچه‌هایشان را با ژنهای خوب دارند همینطوری می‌خورند. سفیدپوستانی که به ما سیاه‌پوستان رحم ندارند.@این طلبه‌ای که الان باید تمام فکر و ذهنش را بگذارد روی تمرکز علمی و درسی برای کار پزشکی خودش لنگ است حالا خارجیها دیگر خیلی بدتر از ایرانیها هستند، حالا ایرانیها بالأخره پدر و مادر دارد اینجا یک کسی پشتیبانی‌اش را می‌کند.@خارجیها ما الان داریم کار می‌کنیم مؤسسه ما تقریباً با 130 کشور آقا و حدود 80 کشور خانم سروکار دارد خب اینها خیلی احتیاج دارند.@اگر مردم خمس و زکاتشان را به موقع بپردازند در سطح دنیا فقیر پیدا نمی‌شود نه در کشور اسلامی، در دنیا فقیر پیدا نمی‌شود. خب مردم نمی‌پردازند سال خمسی دارند اموال زدند یک خانه، دو خانه، پنج خانه، ده خانه، داری نوش جانت عیبی ندارد داشته باش، سه بقیه را رد کن برود، خانه هزار متری می‌خواهی داشته باشی داشته باش، ولی بقیه چی؟!@الان ما دهها هزار آپارتمان در تهران داریم که خالی است صاحبخانه کرایه نمی‌دهند، برای چی؟ برای اینکه بتوانند قیمت مسکن را همیشه بالا نگه دارند کرایه‌ها بالا نگه داشته بشود قیمت مسکن بالا نگه داشته بشود مسکنی که نیاز ضروری مردم هست الان برای خیلی‌ها آرزو شده، دولت هم می‌تواند جلویش را بگیرد ولی نمی‌گیرد.@در خارج فیش آب و برق را کنترل می‌کنند اگر یک خانه‌ای فیش آب و برق و گازش کار نکند معلوم است خالی است وقتی خالی باشد می‌آیند به آن مالیات سنگین می‌بندند که طرف نتواند خالی نگه‌اش دارد؛ اینجا هم می‌توانند این کار را بکنند خیلی ساده است. ولی این کار را نمی‌کنند.@«حصنوا» نه اموال، ببینید شما در بخش جمادی اموالتان، در بخش گیاهی بدنتان زکات دارد بدنی که زکاتش پرداخت نشود این بدن از تسبیح می‌افتد خاصیتش را از دست می‌دهد. در بخش حیوانی ما زکات داریم.@«وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الْمحْرُومِ» حق معلوم است در اموالش برای سائل و محروم. خمس و زکات است ولی این برای خودش جمع می‌کند. وقت دارد برای ابدیتش بگذارد نمی‌گذارد، وقتی که برای ابدیت هزینه نشود به چه درد می‌خورد؟@خدا رحمت کند امام را، دکتر رفته بود (کاشکی همه ما اینطوری فکر کنیم). این در بخش جسمی‌اش حالیش می‌شود همین حرفی که امام زده در بخش فوق عقلی، در بخش جسمی می‌گویند برایت ضرر دارد بیشتر از این کار نکن، برو بابا، چی دارد؟ پول دارد من 14 ساعت کار می‌کنم، سرطان می‌گیری و اینطوری و آنطوری می‌شوی، نمی‌تواند، جلوی خودش را نمی‌تواند نگه دارد.@یا در بخش علمی شهوت علمی‌اش آنقدر زیاد است که می‌خواهد حتماً (بچه‌هایمان را ما الان داریم اینطوری بار می‌آوریم، قتل‌عامی که به بچه‌هایمان داریم می‌کنیم اینطوری است)تو باید حتماً امسال دیپلم بگیری حتماً هم باید امسال دانشگاه قبول بشوی، حتماً هم دانشگاه خوب قبول شوی، حتماً هم پزشکی فلان جا قبول بشوی.@بچه اینطوری می‌میرد یک فرصت به او بدهید یک سال درس نخواند، رد شد فدای سرش، قبول نشد فدای سرش، بچه اینطوری دارد داغون می‌شود، ما داریم بچه را می‌کشیم پیری زودرس و سرطان و گرفتاری می‌گیرد.@بعد حتماً باید دانشگاه درس بخواند و باید چهار ساله همه این صد و چهل و خورده‌ای واحد را طی کند؛ چه کسی گفته؟ پنج ساله لیسانس بگیرد، بعدش یکذره استراحت کند؛ این دیگر الان نه به زنش نه به شوهرش نه به بدنش می‌رسد، جنایت دارد می‌کند.@دکتر و مهندسهای خوبی هستند ولی نه آدمهای خوبی و نه شوهرهای خوبی نه پدرهای خوبی نه مادرهای خوبی نه زنهای خوبی. آمار طلاقمان را نگاه کنید. بیشترش برای تحصیل‌کرده‌ها هست. خودکشی‌هایمان 90% بیشتر برای تحصیل‌کرده‌ها هست. تحصیل‌کرده خوبی هست ولی آدم خوبی نیست. اخلاق ندارد غصه دارد عصبی است دو قطبی و سه قطبی و پنج قطبی است، این را الان چه کارش می‌شود کرد؟@ حفظ یک نعمت در هر بخشی، آبرو داری باید برای دیگران هزینه کنی، زکات آبرو «کل شیء زکاة» فرمول را حضرت دارد می‌گوید، زکاتش را خارج کنید. از آبرویت برای امام زمان و اسلام باید بگذاری.@مگر می‌شود شما آبرویت نرود وقتی می‌خواهی کار کنی یک جاهایی ما آهسته می‌رویم آهسته می‌آییم برای امام زمان یکطوری کار کنیم که آبرویمان نرود حرف و تهمت می‌زنند، دارد دیگر.@به پیغمبر و اهل بیت نزدند؟ به خود خدا این حرفها را نمی‌زنند؟ می‌گوید نه من اگر بخواهم وارد این کار بشوم مردم چه می‌گویند، گناه دارد، چنین و چنان می‌شود؛ این حرفها چیه! اگر یک کسی از آبرویش برای امام زمان نگذارد بی‌آبروست. آبرو همانی است که صرف امام زمان بشود.@دکتر به او گفت که چشم تو وضعیتش خوب نیست و قرآن نمی‌توانی بخوانی مطالعه قرآنی نمی‌توانی بکنی کنار بگذار، به دکتر چه گفت؟ گفت من چشمم را فقط برای قرآن می‌خواهم اگر قرار باشد قرآن نخوانم چشمم را می‌خواهم چکار؟ می‌خواهم چه چیزی را با آن ببینم؟ من اگر قرار باشد قرآن نخوانم و لذت و عیش و نوش نداشته باشم می‌خواهم چکار؟@این را چه کسی می‌فهمد؟ آن دختری که پدرش او را پیش من آورده برای مشاوره افسردگی دارد، چرا؟ دختر فوتبالیست بوده پایش شکسته و دیگر نمی‌تواند فوتبال بازی کند، این دختر هزارتا کار دیگر می‌کند، می‌گوید نه من پایم را برای فوتبال می‌خواهم، من دستم را برای تنیس می‌خواهم من انگشتم را برای فلان کار هنری لازم دارم.@این را می‌فهمد در آن بخش در معشوق جمادی و گیاهی و توهمی‌اش این را می‌فهمد من بدنم را برای معشوقم می‌خواهم اگر قرار باشد که این بدن کار نکند برای معشوق و عشق من کار نکند. پس دیگر زندگی‌ام فایده ندارد به چه درد می‌خورد.@یک پسری پیش من آمده بود افسرده شده بود و می‌گفت من به بازیگری علاقه دارم هر جا رفتم راهم ندادند چنین و چنان، یک آقایی او را پیش من آورده بود و می‌گفت این فامیل ما هست این بچه افسرده شده. من خیلی دوست دارم بروم بازیگر بشوم و جایی من را قبول نکردند.@من هم یک سفر خارج از کشور داشتم گفتم الان که من نمی‌رسم فردا پرواز دارم ان‌شاءالله برگشتم یک دوست دارم کارگردان است و دارد یک فیلمی می‌سازد، می‌گویم که یک نقش به تو بدهد ببینم که تو خودت را نشان بده، از او می‌خواهم.@رفتم خارج و آمدم به طرف گفتم چی شد؟ گفت خودکشی کرد غصه خودکشی کرد. اگر من قرار است بازیگر نشوم. پس زندگی چه فایده‌ای دارد یک کار هنری توهمی همه آرزوی آدم می‌شود.@آدمها این را رعایت می‌کنند در معشوقهای پایینی‌شان ولی در آسمان قبول ندارند. اگر پول خوب است آدم بریزد پای خدا و امام زمان. وقت خوب است پای امام زمان بریز. درس و علم و زندگی و هر چه خوب است بریز پای خانواده آسمانی خودت.@ مگر قرآن نمی‌گوید هر چه دارید اول از خانواده‌تان شروع کنید. آیه قرآن است که سؤال می‌کنند که چطوری انفاق کنیم؟ «فَلِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ» اول پدر و مادرت بعد فامیلها بعد غریبه‌ها. من پدرم امام زمان است خانواده آسمانی من الان لنگ هستند من باید برای خانواده آسمانی خودم کار کنم.@من اگر قرار است پول در بیاورم خب پای امام زمان خودم می‌ریزم. طرف می‌رود برای دنیایش دو میلیون، سه میلیون، پنج میلیون، ده میلیون ده میلیارد هزینه می‌کند، می‌گویند بدهکاری است، می‌گوید باشد چون می‌خواهم خانه بسازم عیبی ندارد می‌ارزد.@عیبی هم ندارد. خیلی از دختر و پسرها می‌آیند به ما می‌گویند که الان یک وام می‌خواهیم بگیریم خانه بسازیم، می‌گوییم مرد یعنی قرض، مردِ و قرضش، مرد باید قرض داشته باشد، مگر می‌شود مرد قرض نداشته باشد؟@برو قرض بگیر عیبی ندارد، سنگین است برو بگیر، می‌خواهی صاحبخانه بشوی خیر است عبادت هم هست برو کار کن قرضهایت را هم بده عبادت هم هست صاحبخانه می‌شوی اجر هم پیش خدا داری زن و بچه و خودت راحت هستید در این خانه می‌خواهی عبادت بکنی تمرکز بیشتری داری لذت بیشتری می‌بری به خدا نزدیکتر می‌شوی.@ مگر نمی‌گوید حضرت، دین ما می‌گوید مردی که خانه‌اش وسیع‌تر است. یکی از علائم سعادت شخص خانه وسیع است، خوب است اشکال ندارد، برو قرض بگیر کار کن هیچ اشکالی ندارد.@برای امام زمان که می‌خواهد بشود، ما الان مؤسسه‌مان 4 میلیارد تومان قرض دارد، بعد یکی می‌گوید خب شما چرا 4 میلیارد تومان قرض گرفتید؟ من امام زمانم لازم داشته باید قرض می‌گرفتم به او می‌دادم، پایش هم می‌ایستم قرضم را می‌دهم عشق می‌کنم که 4 میلیارد تومان بدهکارم، هزینه کردم برای بچه‌های امام زمان، برای برطرف کردن موانع ظهور، چه اشکالی دارد، می‌ایستیم کار می‌کنیم.@به قول خدا رحمت کند این ننه‌بزرگ ما یک موقعی با من شوخی می‌کرد و من بیشتر وقتم را در بچگی‌ام با او می‌گذراندم به من می‌گفت تو دختر من هستی دختر خوبی هستی؛ بعد یک موقعی مثلاً اینطوری می‌کرد، مثلاً خودش به ما پول تو جیبی می‌داد آن موقع مثلاً یک غران پول تو جیبی بود، بعد یک موقعی برای یک کاری لنگ بود می‌گفت محمد داری دوزار به من بدهی؟ یک غران به من بدهی؟ حالا سنش خیلی بود 60 سالش بود می‌گفت جوان و جاهل هستم کار می‌کنم به شما می‌دهم.@حالا ما هم جوان هستیم کار می‌کنیم برای امام زمان می‌دهیم چه اشکالی دارد، اصلاً عشق یعنی همین؛ یک کسی که حاضر باشد برای امام زمان زیر بار قرض نرود مال را می‌خواهیم چکار؟ مال به چه درد می‌خورد؟ چرا برای دنیا و طبیعت‌مان زیر بار قرض برویم و رو بیاندازیم برای امام زمان این کار را نکنیم؟ بله باید این کار را بکنیم.@پس فرمول را دقت کنید فقط مسأله اموال نیست این فرمولی که پیغمبر دارد می‌گوید، در هر جهتی شما باید حتی در دعاهایت هم اینطوری است، در دعاها شما وقتی که خودت را مقدم می‌داری و مردم را دعا نمی‌کنی زکات دعایت را ندادی، زکات معنویتت را ندادی.@در معنویت توضیح دادم حرم امام رضا می‌روید در آن برنامه‌ای که همیشه دادم (باز تکرار می‌کنم) زیارت جامعه کبیره، بعدش چی؟ «اللَّهُمَّ إِنْ كَانَتْ ذُنُوبِي قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِي» دعای بعد از زیارت، بعدش چی؟ دعای عالیة المضامین، اگر کسی این را نخواند انگار اصلاً زیارت نکرده، آنها که عربی بلد هستند. عربی و آنهایی که بلد نیستند فارسی.@در این چه می‌گویید؟ خدایا پدرم، مادرم، «أَجْدَادِي وَ جَدَّاتِي» پدربزرگهایم، مادربزرگهایم، «خَالاَتِي» خاله‌هایم، عموهایم، دایی‌هایم، بچه‌هایشان و خانواده‌هایشان، همسایه‌شان، همه کسانی که من را در دنیا دوست دارند، همه کسانی که شاگرد من بودند، همه کسانی که استاد من بودند همه‌شان را در ثواب این زیارت امام رضا شریک کن، این زکات می‌شود و من هم در دعای آنها شریک کن و همه‌شان را ببخش.@آدم وقتی که می‌خواهد زیارت برود باید به نیت همه زیارت برود نه خودخواهانه، خودت را هم اول نگو، اول بقیه را بگو. مادر ما فاطمه زهرا چه می‌گفت؟@حضرت مجتبی می‌گوید من تا صبح دیدم مادرم تا صبح، آن هم همسایه‌ای که او را اذیت می‌کردند نه همسایه باوفا و خوب و پاکان، همسایه‌هایی که دائماً حضرت زهرا را اذیت می‌کردند می‌گفت تا صبح دیدم مادرم برای همسایه‌ها دعا می‌کند؛ به او گفتم مادر برای خودمان و خودت دعا نکردی؟ فرمود «الجار ثم الدار» اول همسایه بعد خودمان. در غذا و امکانات مادی همینطور.@الان یک عروسی یا هیئت می‌خواهند خانه شما بیاندازند نگو حالا ما خودمان مثلاً، داری می‌گویی عروسی است عقد است مبارک است در خانه‌ات بیافتد کار خودت را تعطیل کن بفرمایید خانه ما بیاندازید چه چیزی از این بهتر که در خانه ما عروسی و عقد و شیرینی‌خوران و جشن تولد باشد، اول همسایه، خودت نه، بفرمایید در خانه ما برقرار کنید.@وسائل احتیاج دارد خب ما خودمان، خودمان نیست اول همسایه، خودمان لنگ می‌مانیم، بمانیم، یک روز دیگر یک موقعی خودمان از جای دیگر می‌گیریم. اصلاً آدمیت یعنی همین، امیرالمؤمنین برای هوس حضرت زهرا حالا آن داستان دارد که این باید اتفاق بیافتد.@مریض است به امیرالمؤمنین می‌گوید که من الان انار می‌خواهم، می‌رود یک جایی می‌گویند یک یهودی یک کسی دارد فصل آن هم نبوده خلاصه آن شخص حرمتی هم نگه می‌دارد و یک انار به حضرت داشته می‌دهد.@می‌آید حضرت یک فقیر به تور حضرت می‌خورد می‌گوید از این انارت بده، حضرت نصف می‌کند، می‌خورد می‌گوید آقا خیلی چسبید آن نصفی را هم بده، آقا می‌گوید بیا، به حضرت زهرا فقیر را مقدم می‌داند آدمیت یعنی همین، یعنی اول بقیه.@ما می‌خواهیم شبیه خدا بشویم ما می‌خواهیم تمرین جود و کریمی و رحمت و رأفت بکنیم چطوری ما اسم می‌توانیم دریافت بکنیم. پس اول بقیه. همه این پنج بخش شما باید زکات بپردازید تسبیحش به این است.@مال تسبیحش به چیست؟ چون گفتیم تسبیح یعنی اینکه یک موجودی سیستم طبیعی داشته باشد و بتواند رشد کند؛ مال چه موقع می‌تواند سیستم طبیعی داشته باشد و رشد کند؟ زمانی که به درد کدام بخش ما بخورد؟ فوق عقل و انسانیت ما؛ بنابراین ارزشش را دارد.@وقتی که تو درست داری از مال استفاده می‌کنی پس دارد این مال زکات می‌دهد. بعد حالا نگاه کنید می‌فرماید زیرا (ببینید دلیل را کجا می‌آورد، دارد راجع به مال صحبت می‌کند دلیلش را از پرنده می‌آورد) هیچ پرنده‌ای (ما باید اگر می‌شد واقعاً باید به اینها سجده می‌کردیم، چه کسی می‌تواند اینطوری حرف بزند) شکارشده‌ای شکار نشد مگر اینکه تسبیح‌گوی خود را وانهاد.@(حالا دقت کنید) تسبیح گویی خود را وانهاد چون قرآن قبلش در آیه قبل فرمود چی؟ «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ» آگاهانه تسبیح می‌گویند. اینکه حالا الان در کتابها پر نوشتند. چیزهای خیلی غلطی نوشتند که حیوانات غریزی هستند زندگی‌شان غریزی چیست؟! حیوانات عقل ندارند. فرق انسان و حیوان این هست که حیوان عقل ندارند انسان عقل دارد، نه حیوانات خیلی هم عقل دارند.@سلیمان به هدهد می‌گوید که دیر کردی در لشکر؟ می‌گوید رفته بودم پیش زلیخا، داستان اینطوری بوده، می‌گوید پس بررسی می‌کنم اگر دروغ گفته باشی تنبیه‌ات می‌کنم؛ پیغمبر خداست می‌گوید هدهد بررسی می‌کنم اگر دروغ گفته باشی تنبیه‌ات می‌کنم، مگر حیوان می‌تواند دروغ بگوید.@شما الان این فیلمهای مستند را نگاه کنید حیوانات، انسانها و سایر حیوانات دیگر را فریب می‌دهند تعقل دارد فکر می‌کند البته نسبی است مثل ما خیلی عمیق نیست ولی عقل دارد فکر می‌کند، می‌تواند دروغ و راست بگوید، اصلاً محشور می‌شوند حیوانات به همدیگر ظلم می‌کنند می‌توانند ظلم کنند حیوانات انتخاب می‌کنند حیوانات هم مثل ما خوب و بد دارند جمادات هم بعضی‌هایشان همینطوری شعور دارند.@حضرت علی می‌گوید خدایا ابرهای مطیعت را برای ما بفرست ابرهای سرکش را نفرست. عقیق برای چه عزیز شده؟ چون تسبیح‌اش اینطوری است. ولایت امیرالمؤمنین را زودتر قبول کرده. پذیرش ولایت کرده، به سنگها عرضه می‌شود می‌پذیرند یکی دیر یکی زود. پس همه تسبیح دارند.@پس تسبیح کدام بخش را دارد می‌گیرد؟ می‌گوید وانهاد تسبیح‌اش را، در تسبیح تنبلی کرد غفلت می‌کند شکار می‌شود. گاهی وقتها نه حالت طبیعی خودش را از دست می‌دهد مثل چی؟ مثال زدم: مثل لباس، لباس وقتی کثیف می‌شود چون لباس تمیز باید در استخدام بهداشت و سلامت روحی و روانی انسان باشد. ما وقتی لباس کثیف می‌پوشیم روی روح و نماز و اعصابت اثر می‌گذارد.@چرا وقتی حمام می‌روی احساس نشاط و شادابی می‌کنی؟ چون بدن از تسبیح چه شده بوده؟ افتاده، وقتی حمام می‌روی به تسبیح می‌افتد نفس می‌کشد و طبیعی می‌شود و کار می‌کند. این همه خوراکی که خدا آفریده این گیاه را بخورید چون برای بدن این خاصیت را دارد این گیاه را بخورید این کار و آن کار را انجام می‌دهد.@سرمه را مثلاً استفاده کنید. چقدر برای سرمه گفته شده مردها هم سرمه می‌زدند الان دیگر بالأخره می‌گویند مد نیست و الا آن موقعها مردها همه سرمه می‌کشیدند. مردها چشم ندارند یعنی چشمشان تقویت لازم ندارد؟ مردها باید سرمه طبیعی استفاده کنند جهت تقویت چشمشان، نمی‌زنند همه عینکی شدند.@مثلاً از فلان چیز استفاده کنید برای بدن و پوست و چشم و مغز و همه قوای بدن، چون باید به تسبیح برسد، می‌گوید این را استفاده کن به تسبیح برسی، می‌گوید این ماده را استفاده کن؛ عسل و سیاه‌دانه استفاده کنید اینهایی که در روایات روی آنها تأکید شده «علیکم بالحبة السودا» حتماً سیاه‌دانه مصرف کنید پیامبر تأکید می‌کند.@بعد می‌گوید مرگهای زیادی را از شما دفع می‌کند این همه سکته‌ها و مرگهای مختلف، این ماده را بخور تا بدنت از تسبیح نیافتد بدن از تسبیح بیافتد سکته می‌کنی، بدن از تسبیح بیافتد سرطان اتفاق می‌افتد، بدن از تسبیح بیافتد آلزایمر و پارکینسون و ام اس سراغش می‌آید. پس تسبیحش می‌افتد حالت طبیعی‌اش را دارد از دست می‌دهد از تسبیح می‌افتد.@پس تسبیح یعنی چی؟ یعنی حرکت رو به رشد، این یک تعالی است؛ می‌گویند این سیستم تعالی ندارد پس باید اصلاح بشود و تسبیح بکند و به تسبیح بیافتد. می‌گوید این لباس را بشوی لباس خوب و تمیز.@خدا رحمت کند امام را یک موقعی خانمش می‌گفت که ایشان (خب مرجع بود) لباسش را دقیق اتو و تمیز می‌کرد. برای درس خارجشان می‌رفت، گفت یک روز لباسش اتوکرده نبود گفت سر درس نمی‌روم، گفتند چرا؟ گفت خب من باید عظمت مرجعیت را نگه دارم اگر با این لباس اینطوری سر درس بروم به عظمت استادی و مرجعیت لطمه می‌خورد.@گفتند مجبور شدیم برویم یک قابلمه بزرگ بیاوریم پر آب بکنیم آب بجوشانیم بیاوریم روی این لباس (یک اتو داشت اتوی غراضه‌ای بود خراب شده بود) با آن قابلمه اتو کردیم که ایشان این لباس را بپوشد که هویت مرجعیت و استادی حفظ بشود یعنی تسبیح دارد.@البته یک موقعی هست که یک حقوق دیگری وسط هست آن بحث شخصی نیست امام راجع به بحث شخصی‌اش اینطور نیست، دارد رعایت یک چیزی خارج از مسأله شخصی را می‌کند. حالا یک کسی هست استاد نیست معمولی است یک آدم معمولی اگر یک لباس چروک هم بپوشد کسی با او کاری ندارد این اشکالی ندارد و سختگیری لازم نیست بکند موقعی که بتواند هر چقدر توانش باشد.@امیرالمؤمنین اینطور نبوده نمی‌توانسته اینها را رعایت بکند در حد خودش رعایت می‌کرده چون می‌گوید من الان امام هستم باید خودم را در حد فقیرترین انسانها نگه دارم یک لُنگی به خود می‌بسته و یک جامه‌ای روی خودش می‌انداخت.@گفت آنقدر کفش آوردم وصله زد که دیگر یک روز خجالت کشیدم از وصله‌زننده‌اش. البته وصله زدن هم خودش یک وسیله‌ای است برای جلوگیری از هدر رفتن چی؟ تسبیح. نباید پاره بماند باید آن را بدوزیم، چقدر دیگر؟ قربان امیرالمؤمنین بروم.@پس این فرمول را داشته باشید یواش یواش روی عمق بیشتری برویم. «إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ» آیه‌اش را خواندم هیچ چیز نیست استثناء ندارد «ما صيد صيد ولا قطعت شجرة إلا بتضييع التسبيح» هیچ صیدی صید نشد هیچ درختی قطع نشد مگر به تضییع تسبیح.@«و کل شیء من الخلق یسبح حتی یتغیر» اینجا را دقت کنید چقدر دقیق است «کل شیء» هر چیزی که شما می‌گویید «من الخلق یسبح» همه اشیاء دارند تسبیح می‌گویند «حتی یتغیر عن أعلی خلقت التی خلقه الله» تا اینکه کارکرد طبیعی‌اش را از دست بدهد.@پس وقتی که خون سرطان می‌گیرد خون چه مشکلی پیش آمده که از تسبیح افتاده؟ سرطان گرفته، پس حالت خودش را دیگر از دست داده. حالت طبیعی خون چیست؟ اینکه آن انرژی را ایجاد کند تأمین حیات انسان را بکند البته حالا این خون آلوده می‌شود از آن عالیترین خلقتی که خدا برایش در نظر گرفته تنزل می‌کند هر چقدر سطح تنزل بیشتر بشود تسبیحش هم چه می‌شود؟ کم می‌شود.@مثل دندان، دندان برای چه خوب است؟ تازه و خوب و قوی باشد این یواش یواش که جرم می‌گیرد و می‌پوسد دارد چه چیزی را از دست می‌دهد؟ خاصیت دندان بودن را از دست می‌دهد برای شما بلا و درد می‌شود و باید بروید آن را بکشید و بعد باید یک دندانی بکاری که آن بتواند تسبیحش را بگوید نقش تسبیحی‌اش یعنی حفظ چی؟ حفظ زیبایی و سلامت تو را بازی کند.@حالا شما یک دندانی داری صورت شما را زشت کرده کج در آمده باید آن را چکار کرد؟ این دندان را برو بکش و تعمیرش کن و بتراش تسبیحش خوب می‌شود. نقشی که باید در نگه داشتن فک شما داشته باشد زیبایی لب و گونه داشته باشد اگر دندان نباشد صورت چروکیده می‌شود.@زمان جنگ ما یک فرماندهی در پادگان داشتیم ما هم نمی‌دانستیم که این اینطوری است فرمانده یکذره از ما بالاتر بود، نشسته بودیم بعد دیدیم که یکی از دوستان صمیمی او داخل شد سلام و علیک کردند و این دوست اینطوری به او نگاه کرد و فرار کرد، ما گفتیم چرا؟@بعد این فرمانده ما دیدیم که این دندانهایش را در آورد و لبهایش جمع شد آن از این حالت که لبهای این جمع می‌شد وحشت داشت برای اینکه با این لبها او را ببوسد بعد این دوید خلاصه یقه این را گرفت و آورد خواباند چندتا بوس از او کرد.@گفت نه من با دندان او را بوس کنم زیادی‌اش می‌شود باید دندانهایم را در بیاورم و با این لب جمع شده او را ببوسم او دائم چِندِشِش می‌شد جیغ می‌کشید می‌گفت نه بگذار من چندتا اینطوری بوست کنم.@حالا این دندان باید تسبیح بگوید پس برو پیش دندانپزشک یک تراشی به آن بده و تعمیری بکن که از تسبیح نیافتد. چقدر دقیق است.@«حتی یتغیر عن أعلی خلقت التی خلقه الله و ان کنتم تسمعون نقض جدورکم و سقفکم فانما هو تسبیح» اگر شما می‌شنیدید نقص جدورکم آن دیوارها «و سقفکم فانما هو تسبیح» شما متوجه می‌شدید که اگر صدای فرو شکستن دیوارها و سقف خانه‌هایتان را می‌شنیدید می‌فهمیدید که تسبیح می‌گویند.@پس دیوار نقشش چیست؟ سقف کارش چیست؟ دیوار کارش چیست؟ این دیوار الان دارد می‌ریزد، این دیوار دارد از تسبیح چیه؟ می‌افتد، این سقف صدایش دارد در می‌آید پس به دادش برس، و الا سرت چه می‌شود؟ سقفی که قرار است حفاظتت کند تسبیحش که از بین برود تو را می‌کُشد.@دندانی که قرار است محافظت باشد وقتی کِرم می‌خورد به قلب و مغزت می‌زند سردردهای شدید قلب دردهای شدید؛ او را دائم می‌برند عکس مغز و اعصاب از او می‌گیرند سی‌تی‌اسکن قلب و مغز، می‌گویند قلب و مغزت سالم است.@می‌گوید پس من چرا دارم از درد می‌میرم؟ نه یک آدم وارد یک پزشک وارد (ما داشتیم موارد اینطوری) می‌گوید دندان این عفونی است این دندانش از تسبیح افتاده هم مغزش را دارد داغون می‌کند هم قلبش را، سردرد و قلب درد شدید.@آدم اینطوری دلش ضعف می‌رود برای پیغمبر و اهل بیت. چه کسی، کدام صاحب دینی اینطوری برای امتش علم و حکمت می‌گذارد؟ کجا شما سراغ دارید؟ یک همچین وراثت عظیمی برای ما گذاشتند از علم و حکمت. این است که خدا شرط عبودیت خودش را عشق و تبعیت از اینها قرار داده.@در قرآن چه می‌گوید؟ «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ الله» به آنها بگو که اگر من را دوست دارید تابع تو باشند تا من هم دوستشان داشته باشم. کسی که تابع پیغمبر و اهل بیت نیست دروغ می‌گوید عاشق خداست عشق خدا را ندارد. هر چقدر شما عشق خدا را دارید باید عشق اهل بیت را در وجودتان پرورش بدهید تا به حق تعالی برسید نص قرآن است خود خدا دارد می‌گوید.@«آجال البهائم کلها و خشاش الأرض الدوابع کلها فی التسبیح فاذاً قضی تسبیحها قبض الله أرواحها و لیس الی ملک الموت فی ذلک شیء» می‌فرماید که تمام اجلها، (اجل یعنی چی؟ یعنی زمان حیات که مشخص شده) عمر همه چهارپایان، همه خزندگان، جنبندگان زمین در گرو تسبیح‌گویی آنهاست؛ ببینید چقدر لطیف ما اینطوری تسبیح را می‌فهمیم.@پس هرگاه تسبیح‌گویی آنها به سر آید خداوند جان آنها را می‌گیرد و فرشته مرگ را در این کار دستی نیست. یعنی خاصیتت را که از دست دادی باید آنطرف بروی این بدن دیگر نمی‌کشد جان ندارد و می‌میرد حالا ادامه بقیه‌اش در برزخ برو.@یک خانواده‌ای بودند زن و شوهری بودند پیغمبر زمان خودشان به آنها گفت که خداوند برای شما 60 سال عمر گذاشته اجل شما 60 سال است 30 سال فقر 30 سال ثروت؛ کدام را اول انتخاب می‌کنید؟ گفتند ثروت را.@ثروت را انتخاب کردند 30 سالشان تمام شد آماده بودند برای فقر و آنها وارد سال 31 شدند دیدند نه فقر نیامد، همان ثروت و اوج سر جای خودش هست. بعد تعجب کردند و به پیغمبر گفتند که شما فرموده بودید که ما فقیر می‌شویم؟@پیامبر فرمود که خداوند دید که شما ثروتتان را درست استفاده کردید گفت که این ثروت باید در همین خانواده باشد حیف است اینها فقیر بشوند. پس اینها مالشان را به چه انداختند که ماندگار شد؟ به تسبیح انداختند یعنی یک چیز رشددار انداختند.@آمد پیش امام صادق (علیه السّلام)، امام فرمود که شنیدم تجارت را کنار گذاشتی؟ گفت بله آقا، گفت برای چی؟ گفت من دارم هفت پشت من بخورند، حضرت فرمود نه تجارت را نمی‌توانی رها کنی، چون تجارت برای خوردن هفت پشت نیست.@تجارت برای چیست؟ کار تجاری برای چیست؟ برای اینکه شما می‌خواهید به یک جامعه کمک کنید می‌خواهید کارآفرینی کنید چرخش تولید کشور و آبروی کشور و ثروت کشور و امنیت کشور هست تجارت رونقهای امنیتی، معنوی و خیلی چیزهای دیگر را می‌آورد.@فرمود برکت ده قسم است نُه قسم آن در تجارت است؛ پس برای این نیست که افراد ثروتمند بشوند در اثر کار تجاری، برای این هست که تجارت اساساً پایه‌ریزیهای بزرگی می‌کند. حضرت فرمود دین چهار ستون دارد یکی از ستونش ثروتمندهای یک جامعه هستند.@شما ثروتمندهای مسلمان را از زمان پیغمبر از حضرت خدیجه بگیرید که تجارت می‌کرده چقدر کمک به بقای دین کرد تا تاجرها و ثروتمندانی که تا الان دین تشیع و اسلام را تا اینجا نگه داشتند؛ اینها را از جامعه حذف کن چه چیزی می‌ماند؟@الان در این جامعه ما که دولتمان به فکر مردم نیست و خودش دارد مردم را تلکه می‌کند در این جامعه اگر مراکز امدادی و خیریه و جاهای دیگر نباشند که به داد مردم برسند مردم الان چه اتفاقی برایشان می‌افتاد؟@بسیاری از مردم زندگی‌شان را دارند از خیریه‌ها و خیرین اداره می‌کنند، مؤسسات فرهنگی و کارهای بزرگ و کارهای جهانی و کارهای بین‌المللی همه با کمک مردم دارد اداره می‌شود دولت که به اینها پولی نمی‌دهد.@دین یک ستون از چهار ستونش ثروت است. تجارت برای این نیست که ما می‌خواهیم بیاییم از تجارت استفاده کنیم که دائم خانه‌مان را بزرگتر کنیم و ماشین‌مان را شیک‌تر کنیم، تجارت برای این است که تو پول بیشتری داشته باشی پای خدا بریزی و دین خدا را تقویت کنی.@اسرائیلیها را شما نگاه کنید در آمریکا می‌روند وام می‌گیرند کشورهای اروپایی، پول را اسرائیل منتقل می‌کنند چون نمی‌توانند بدهند بعد خودکشی می‌کنند، می‌گوید من پولم اقلاً به کشورم منتقل شد کشورم آباد بشود من خودم را می‌کُشم یک کاری برای دینم کرده باشم برای یهودیت و صهیونیست و اسرائیل، این کار را می‌کند.@روایت بعدی امام صادق (علیه السّلام) هست می‌فرماید که به خدا قسم می‌خورم به آنکه آفرینش را آفرید یعنی هستی را «خَلَقَ‏ الْخَلْقَ‏ وَ بَسَطَ الرِّزْق‏» و روزی را گسترانید که هیچ مالی در خشکی و دریا تلف نمی‌شود مگر به سبب نپرداختن زکات.@قسم می‌خورد می‌گوید هر مالی از شما ضایع شده و ضایع می‌شود برای این هست که شما زکات مالتان را پرداخت نکردید و هیچ صیدی در خشکی و دریا شکار نمی‌شود مگر بدان سبب که در آن روز تسبیح را ترک گفت.@بعد حضرت در روایت بعدی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هست «ان النمل یسبحن» مورچه‌ها تسبیح می‌گویند. شما داستان مورچه‌ها را نگاه کنید چقدر دقیق. پیغمبر خدا می‌گوید «يا أَيُّهَا الَّنمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ» می‌گوید این پیغمبر سلیمان و سربازانش نمی‌فهمند پا روی شما می‌گذارند.@«لا يَشْعُرُونَ»، (لا یعلمون) ندارد «لا يَشْعُرُونَ» دارد، شعور غیر از فهم است شعور غیر از فهم است شعور یعنی درک شَعرانه، شَعر یعنی مو، ریزبینی، موشکافانه؛ می‌گوید دقت ندارند روی شما پا می‌گذارند می‌روند در خانه‌تان بروید.@سلیمان هم این را می‌شنود و می‌خندد و بعد هم خدا را شکر می‌کند که خدا به من منطق حیوانات را یاد داده که می‌فهمم زبان همه حیوانات سخنرانی دارند صحبت می‌کنند «يا أَيُّهَا الَّنمْلُ» یک نفر دارد برای مورچه‌ها سخنرانی می‌کند همه‌شان زبان و منطق و گفتگو دارند با ما هم دارند ما متوجه نیستیم.@حضرت قسم می‌خورد هیچ مالی نیست در دریا، خشکی، هوا (آن موقع هوا نبوده آن زمان بالن و هواپیما نبوده) ضایع نمی‌شود مگر اینکه صاحبش زکات را پرداخت نکند. یک کسی نگوید که ما اهل خمس هستیم، خمس یک قسمت از پرداختها هست پرداختهای دیگری هم انسان دارد غیر از خمس؛ مثل زکات، خود زکات.@الان طرف مثلاً خانم 15 ـ 16 ـ 20 تا سکه در خانه نگه داشته سکه زکات دارد باید زکاتش را بدهی طلا از یک مقداری بیشتر زکات دارد گوسفند، گاو؛ نمی‌دهند یکدفعه باران می‌آید می‌زند تمام درختانشان را نابود می‌کند چون زکات کشاورزی ندارند درختان همه نابود می‌شود یا مرگ گوسفندی می‌آید می‌بینی سه هزار رأس گوسفند تلف شد صد هزار قطعه ماهی همه از بین رفت، در اخبار شما دیدید.@یادم هست یک آقایی خیلی ادعا داشت که به امام زمان خیلی علاقه دارد بعد گفتم که ما 200 میلیون تومان داشته باشیم یک کار خیلی بزرگ برای مؤسسه می‌توانیم انجام بدهیم الان 200 میلیون لنگ هستیم، بدهید ما خیلی کار می‌توانیم بکنیم، داشتند، 5 ـ 6 نفر بودند همه هم داشتند نکردند.@ترسیدند، گفتند یک میلیون دو میلیون پنج میلیون ما؛ قرض بدهید، نمی‌خواهیم از شما بگیریم، قرض بدهید به شما برمی‌گردانیم.@خودش آمد برای من گفت، گفت به خدا قسم چند هفته بعد از آن 800 میلیون تومان مالم را چینی‌ها خوردند اینترنتی خرید کردم کشتی برای من جنسم را فرستادند رفتم در بندر دیدم به جای جنسم پر از خاک کردند برای من فرستادند و الان هم دستم به هیچ جایی نیست چون اینترنتی بوده اصلاً نمی‌دانیم چه کسی بوده و سایت کجاست و چطوری است، آدم صدمه می‌بیند.@الان امام زمان لنگ است بعد می‌گویی که خانواده زمینی‌ام! چکار می‌خواهی بکنی؟ زکات را بپردازید. اگر الان دین خدا، امام حسین گفت چی؟ «إن کانَ دین مُحَمَّداً لَمْ یَستَقِم الَّا بِقَتلی فَیاسُیُوف خُذینی» اگر دین پیغمبر قرار نیست بماند مگر با کشته شدن من، خب من جانم را می‌دهم.@حضرت زهرا چطوری جانش را داد؟ مادر ما حضرت زهرا موقعی که دید دین در خطر است دیگر نه زنانگی و نه جوان بودنش و نه باردار بودن و نه بچه‌اش را در شکم و نه تنها شدن امیرالمؤمنین را دید عشقش را هم حتی ندید.@آن عشقی که در تاریخ بشر بی‌نظیر است یک عشقی بین امیرالمؤمنین و حضرت زهرا، هیچی را ندید امیرالمؤمنین عشق حضرت زهراست در عشق زمینی‌اش، جدای از مباحث فوق‌عقلانی، همه را پای خدا ریخت اصلاً نه علی و نه حسنین و زینبین و محسن و نه خودش و نه جوانی‌اش را دید همه را پای دینش ریخت.@ما نه ما خیلی برای کمک به دین چرتکه می‌اندازیم باید اول خیلی چیزهای ما جور باشد بعد اضافه‌اش و آن چرکش را پای دین می‌ریزیم. تحمل اینکه فداکاری و ایثار کنیم و از میلهای دنیایی‌مان بگذریم نداریم. محدودیتهایی را تحمل کنیم به عشق دینمان، این کار را نمی‌کنیم، نمی‌توانیم.@این قسمتش تکراری است حدیث بعدی ولی قشنگ است قسمت آخرش را برای شما بخوانم از نبی اکرم «ما صید مصید الا بنقص من تسبیح» هیچ صیدی صید نشد مگر به نقص تسبیح، سر جای خودش، باز حضرت توضیح داده ما حذف کردیم.@«و لا ازد من شجرة و شجرة تقطع الا بنقص من التسبیح» درختی هم قطع نمی‌شود مگر به خاطر چی؟ هیچ شاخه‌ای از درخت با تبر جدا نمی‌شود مگر به سبب کاستن از تسبیح‌اش. بعد می‌فرماید که: «و ﻣﺎ دﺧﻞ ﻋﻠﯽ اﻣﺮئ مکروه إﻻ ﺑﺬﻧﺐ وﻣﺎ ﻋﻔﺎ الله اکثر» (اینجا را دقت کنید) می‌فرماید هیچ مکروهی به کسی وارد نمی‌شود مگر به خاطر گناهان.@نگو چرا این بلا سر من آمده یک جایی معصیتی کردی که الان مکروه دارد سراغ شما می‌آید بعد حضرت می‌فرماید آن که خدا می‌بخشد خیلی بیشتر است. عفا یعنی به خاطر خیلی‌هایش جزا به شما نمی‌دهد اگر می‌خواست به خاطر گناهان جزا بدهد که اصلاً یک روز هم زنده نبودی.@آیه قرآن هم هست می‌فرماید: «وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ» خدا عفو می‌کند بسیاری از گناهان شما را ولی یک جاهایی بابت گناهانتان باید چوب بخورید یک اتفاقاتی برای شما می‌افتد.@پس نگو چرا زندگی من مثلاً در بخش جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی یا فوق عقلی من دچار این مشکلات هستم یک جا معصیت کردی. چرا اردو رفتم به دردم نخورد؟ چرا اردو رفتم هیچ تحولی در من ایجاد نشد؟@آنجا مگر چه می‌گفتند؟ آنجا آیات و روایات بود چیزی که نداشتیم ما که از خودمان چیزی نداریم به شما بدهیم ما داریم از آسمان می‌گیریم و به شما می‌دهیم.@ پس چرا هیچ تحولی اتفاق نیافتاد؟ چرا این استادی که ما داشتیم استاد ما ولی الله و این و آن بوده که درس خواندیم، چرا اکثر کسانی که پیش پیغمبر بودند نتوانستند درست بشوند؟ چرا بعضی از همسران پیغمبر درست نشدند؟ چرا نتوانستند از او بهره‌برداری کنند؟@ چرا اکثر کسانی که با ائمه بودند نتوانستند درست بشوند؟ چرا آن همه آدم اطراف امام حسین امام حسین را تنها گذاشتند و رفتند؟ چرا ما نمی‌توانیم از دارایی‌هایمان استفاده کنیم و ضایع می‌شود؟ هیچ تحولی اتفاق نیافتاد.@چرا قرآن خواندیم و حفظ قرآن کردی و تفسیر قرآن رفتی و کلاس دینی رفتی و برنامه داشتی و بعد بگوییم هنوز عصبانی و پرخاشگر و ناامید و اینطوری و آنطوری هستم؟ ببین یک جای کار می‌لنگد برای اینکه همه آنها برطرف بشود یک فرمول دارد همین تسبیح و استغفار، استغفار زیاد.@استغفار یعنی حمام روح، در بحث استغفار توضیح دادیم ان‌شاءالله اردوی استغفار هم داریم بعد از ظهور ان‌شاءالله، دائم بگوییم و دلمان را خوش کنیم تا آقا به دل ما رحم کند استغفار خیلی خوب است.@یک آقایی آمده بود و می‌گفت من مشکل مالی اقتصادی دارم دست به هر کاری می‌زنم خراب می‌شود بعد برایش فرمولهای گشایش روزی نوشتم بعد گفتم استغفار هم بکن، گفت آقا یعنی چی استفغار کن! مگر من چه گناهی کردم استغفار کنم؟!@ما سر تا پایمان گناه است گناه مگر فقط زنا و شراب و قمار و دزدی و از دیوار مردم بالا رفتن است، تو همین که نماز نمی‌توانی بخوانی و حضور قلب نداری و با خدا حرف می‌زنی این همه بی‌ادبی داری اعظم گناهان است.@روزه‌های به این خرابی، اینها گناه نیست، شرکهایی که در ذهن ما می‌آید شکها و تردیدها و غرها و نقها، غم و حسودی و زودرنجی و حساسیت و عصبانیت و بدبینی اینها گناه نیست؟ اینها که از گناه شرعی بالاتر است ما فقط گناه را بردیم در حیطه شریعت. گناه در حیطه اخلاق به مراتب از گناه در حیطه شریعت بالاتر است.@ گناه در حیطه عقائد تا کفر آدم را می‌برد تا خلود در جهنم آدم را می‌برد ولی در حیطه شریعت اینطوری نیست که یک کسی اگر یک چیزی را ترک بکند آن بلاها سرش بیاید. جهنم اخلاق به مراتب میلیونها سال عذابش دردناکتر و طولانی‌تر از جهنم اعمال است.@ولی ما وقتی می‌گوییم گناهکار یعنی کسی که نمازش را سهل‌انگاری کرده گناهکار یعنی یک کسی که نماز نخوانده حجاب را رعایت نکرده زنا کرده شراب خورده، به این گناهکار می‌گویند؟ گناهکار این است که عصبانی و زودرنج و حساس و حسود و بداخلاق و بدبین است و مردم را سر کار می‌گذارد همسرش را اذیت می‌کند بچه‌هایش را اذیت می‌کند اینها وحشتناک است.@سعد معاذی که پیش پیغمبر مجروح و شهید می‌شود و جبرئیل و میکائیل با هفتاد هزار فرشته تشییع جنازه‌اش می‌آیند با آن تشییع جنازه باشکوه هفتاد هزار فرشته تشییع جنازه سعد می‌آیند تا دفنش می‌کنند پیامبر می‌گوید (خب این گناه شریعتی ندارد ولی چرا پیغمبر می‌گوید این الان دچار فشار قبر است شهید در رکاب پیغمبر) «انه کان فی خُلقه مع أهله سوء» در خانه بداخلاق بوده.@تو می‌توانی همسرت را اذیت نکنی؟ برای چه اینقدر او را شکنجه روحی می‌دهی؟ می‌توانی حرف و نق و غر نزنی و دائم سؤال نکنی؟ چرا اینقدر او را شکنجه می‌دهی؟ می‌توانی یک کاری بکنی که این خوشبخت بشود و به قول امروزیها راحت باشد و لذت ببرد، چرا از همسرت دریغ می‌کنی؟ از بچه‌ات چرا دریغ می‌کنی؟@کاری که می‌توانی انجام بدهی انجام بده، نمی‌کند، دائم بخل و بخیلانه آرامش روحی و روانی را نگه می‌دارد. کار قشنگی نیست. این گناهش به مراتب بیشتر است. حالا این آدم آدم پاکی است خانمی هست که فقط بینی‌اش از چادر بیرون است نمازشب هم می‌خواند و روزه هم می‌گیرد.@آمد گفت یا رسول الله این خانم هر شب نمازشب می‌خواند و هر روز روزه می‌گیرد فقط یکذره اخلاقش خوب نیست فرمود: «لا خیر فیها هی من اهل النار» هیچ خیری در این زن نیست این همه نماز و روزه «هی من أهل النار» این زن جهنمی است.@عروس و داماد و پدر و مادر و همسرش را اذیت می‌کند. این چه خیری در این آدم است. گناه اخلاق به مراتب بالاتر از گناهان اعمال شریعتی هست. از آن بدتر گناهان اعتقادی. گناهان اعتقادی به مراتب وحشتناک‌تر از گناهان اخلاقی هست چون بحث اعتقاد و پایه است مثل ساختمانی که ستون ندارد.@با خدا و اهل بیت و قرآن و قیامت درگیر است دائم تردید و شک و گرفتاری بعد هم به زبان می‌آورد بدبختی این است که این را خیلی جاها به زبان می‌آورد در دیگران ترس و شک ایجاد می‌کند این خیلی وحشتناک‌تر است پس نگو چرا زندگی‌ام اینطوری است.@به طرف می‌گویم این برنامه‌ات است عزیزم این را پر کن، آقا آمده می‌گوید چه نوشتی برای من استغفار، مگر من چه گناهی کردم که بروم استغفار کنم؟! او که معصوم است استغفار می‌کند بیشتر از ما «إنه لیغان علی قلبی فاستغفر الله سبعین مرة» منِ پیغمبر روی قلبم پرده می‌نشیند بر اثر ارتباط با مردم.@شما در خیابان می‌روید یک چیزهایی که نباید ببینی می‌بینی، یک چیزهایی که نباید بشنوی می‌شنوی، حرفهایی که نباید بزنی می‌زنی خیلی چیزها هست همه گرد روی آدم می‌نشیند از نماز خواندن تو معلوم است اگر سر ظهر توانستی نماز بخوانی کسی که از صبح رفته در بازار و برگشته ببین اگر توانستی نماز درست بخوانی.@رفتی در بازار و آمدی 50 تا هوس در بازار کردی هوسهای مختلف جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی همه جور هوس در ذهن تو آمد. حالا برو روی سجاده وزن‌ات می‌کنند نماز موقع وزن کردن طرف است.@اول از این اول وقت نماز نمی‌خواند این یک مصیبت، اذان و اقامه نمی‌گویی اصلاً دلش نمی‌چسبد اذان و اقامه بگوید بعد می‌خواهد نماز بخواند حضور ندارد بعد از نماز هم حوصله خدا را ندارد که بنشیند پس دارد خودش را نشان می‌دهد استغفار می‌خواهد باید ما یکسره استغفار کنیم.@پیامبر می‌گوید من حداقل 70 مرتبه در روز استغفار می‌کنم. بعد ما ماشاءالله خیلی پاکتر از پیغمبر هستیم. هفته‌ها می‌گذرد ما برنامه استغفار نداریم نه استغفار صبح، عصر، شب. حداقل در رختخواب که می‌خوابی به جای فکرهای باطل و آلوده و هوسهای باطل و آلوده همین موقع خواب تا خوابت ببرد از خدا معذرت‌خواهی کن.@

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@