جلسه 006 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1398
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - فکر و ذکر ۳ (۱۳۹۸)

سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیه‌شده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

بحثمان دربارۀ آثار تسبیح همراه با حمد بود، فرمایش از امام زین‌العابدین (علیه السّلام) هست «مَنْ قَالَ سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ‏ مِنْ‏ غَيْرِ تَعَجُّبٍ‏ كَتَبَ اللهُ تَعَالَى لَهُ مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ ثَلَاثَةَ آلَافِ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ ثَلَاثَةَ آلَافِ دَرَجَةٍ» هر کس نه از روی تعجب، چون گفتیم سبحان الله از روی تعجب هم می‌گویند، یک موقع از یک چیزی تعجب می‌کنند می‌گویند (سبحان الله) یعنی تعجب کردیم.@ ولی نه این را به عنوان عبادت، به عنوان ذکر قلبی خودش، یک کسی باور خودش، و برای ستایش حق تعالی این را به زبان بیاورد بگوید، که «سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيمِ» منزه است خدای عظیم «وَ بِحَمْدِهِ‏ مِنْ‏ غَيْرِ تَعَجُّبٍ‏ كَتَبَ اللهُ تَعَالَى لَهُ» خدا برایش «مِائَةَ أَلْفِ حَسَنَةٍ» صد هزار حسنه برایش می‌نویسد.@ و سه هزار بدی از او می‌زداید، و سه هزار درجه بالایش می‌برد، چقدر معرفت خوب است، که انسان اگر ایمان و معرفت داشته باشد، و با معرفت این را بگوید و به این ستایش برسد، این آثار شگفت‌انگیز را دارد، صد هزار ثواب، سه هزار بدی برطرف می‌شود و سه هزار درجه بالا می‌رود، اصلاً با این خدا کسی سر از جهنم در می‌آورد.@برای همین هم در روایت داریم یک عده‌ای که جهنم می‌رسند فرشته‌ها تعجب می‌کنند، می‌گویند شما چطوری بودید که سر از جهنم در آوردید، یک همچین خدایی که در سال در هر مناسبت، دهها مناسبت قرار داده برای آمرزش همه گناهان، آن هم با یک بهانه کوچک، ده رکعت نماز بخواند، هر کس این کار را بکند، البته غیر از حق‌الناس، حق‌الناس سنگین است انسان باید خیلی حواسش را جمع بکند.@با این خدا اگر یک کسی سر از جهنم در بیاورد معلوم است خودش خیلی عاجز بوده، همین فرمایش پیغمبر است که واقعاً آدم تنبلی بوده، کسی که با خدا جهنم برود معلوم است تنبل بوده، پیغمبر می‌فرماید بیشتر جهنمیان برای بدیشان جهنم نمی‌آیند، برای تنبلی و بی‌حوصلگی جهنم می‌آیند.@خیلیها به خاطر اینکه تنبل و بی‌حوصله هستند مخصوصاً مدام ایراد می‌گیرند، از دین و احکام دین، یک بخشش را قبول می‌کنند، یک بخشش را قبول نمی‌کنند، اینجایش را قبول داریم، آنجایش را قبول نداریم، که زیر بار دستور نروند، همه را اجرا نکنند، تنبل هستند، توجیه می‌کنند.@مثلاً می‌گوید کجای قرآن گفته، خیلی جاها قرآن نگفته، مگر باید حتماً قرآن بگوید، قرآن فقط دستورات کلی را داده، الان قرآن می‌گوید نماز بخوانید، صبح، ظهر، مغرب، عشا، عصر، اینها کجایش آمده، یک وقتهایی خیلی کلی، قواعد نماز کجا آمده؟ هیچ جا، قرآن فقط می‌گوید حج به جا بیاورید، فرمولهایش را معصوم باید توضیح بدهد.@قرآن می‌گوید «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ» تا بیان کنی تو برای مردم آن چیزی که به آنها نازل شده، پیامبر مفسر قرآن است، مبین قرآن است، معصوم هم همینطور هست، قرآن یک قانون اساسی است، کلیات را بیان می‌کند، ریزقانون خارج از قانون اساسی نوشته می‌شود.@قانونگذار یک قوانین کلی گذاشته به عنوان قانون اساسی بعدها یک مجلس قانونگذاری هم هست که می‌آید آنها را در زندگی ریز می‌کند، اگر یک کسی با این خدا جهنم برود واقعاً تنبل و بی‌حوصله است؛@بعدی از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید که «مَا أُوحِيَ‏ إِلَيَ‏ أَنِ‏ اجْمَعِ‏ الْمَالَ‏ وَ كُنْ مِنَ التَّاجِرِينَ وَ لَكِنْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنْ‏ فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ‏» پیامبر می‌فرماید من دستور ندارم، به من وحی نشده که من مال جمع بکنم و تاجر باشم.@بعضی‌ها دیدید انتخاب می‌کنند این را به عنوان یک سبک زندگی، می‌گوید من برایم دستوری نیامده که بروم تاجر بشوم، پول جمع بکنم، خیلی از افراد در زندگی همین هستند، فقط جمع می‌کنند برای بقیه هم جمع می‌کنند، نه برای خودشان، برای آخرت خودشان به کار نمی‌برند، پول جمع می‌کنند می‌گذارند بقیه می‌آیند استفاده می‌کنند.@حضرت می‌فرماید اگر بقیه استفاده کنند در راه خیر که شقاوت جمع کردنش مال تو بوده، بدبختی جمع کردنش، لذتش را این دارد می‌برد، در کار خیر دارد می‌کند ثوابش هم مال این است، اگر در کار شرّ انجام بشود، دیگر بدبخت‌تر و بیچاره‌تر است، چون گناهش مال تو است.@یک عده هستند که خزّان مال هستند، «هَلَکَ خُزّانُ المال» آنهایی که جمع می‌کنند، خزانه‌دار اموال هستند، انباردار برای نسلهای بعدی هستند، جمع می‌کنند برای بقیه، آینده، آینده، آینده، هیچی، عمرشان تلف می‌شود، حضرت می‌گوید من وحی شدم به اینکه «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» به تسبیح باشم، به حمد باشم.@«وَ كُنْ مِنَ السَّاجِدِينَ» سجده بکنم، این سجده خیلی مهم است، سجده یک رابطه عاشقانه معنادار با خداوند تبارک و تعالی است، یک رابطه بدنی هست، یعنی علاوه بر اینکه روح درگیر می‌شود بدن انسان هم با خدا درگیر می‌شود، جسم را درگیر می‌کند، شما در سجده روی پای خدا می‌افتید.@«وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ‏» که این را توضیح دادم، این فوق‌العاده است، ما خیلی از کارهایی که داریم می‌کنیم، من با بعضی از عزیزان صحبت می‌کنم، می‌گوید استاد من الان خیلی سرم شلوغ است، می‌گویم چرا، می‌گوید الان این کلاسها را قبول کردیم، اینجا دارم دانشگاه می‌روم، آنجا دارم فلان کلاس می‌روم، آنجا دارم طب اسلامی کار می‌کنم، آنجا کلاس هنر می‌روم، کلاس نقاشی دارم، سرم شلوغ است، ما دستور داریم، اذن داری.@این نکته خیلی مهم است، من همیشه به عزیزان این نکته را گفتم اگر می‌خواهید یک کار انجام بدهید، حتی کار خوبی می‌خواهید انجام بدهید اول ببین اذن داری یا نداری، یعنی امام زمان از تو خواسته، الان با اذن او یا با شهوت خودت این کار خوب را می‌خواهی انجام بدهی، با صلاحدید خودت می‌خواهی این کار را انجام بدهی، حق نداری وقتی برای تمام ابدیتت هست، انتخابی می‌خواهی بروی یک جایی آن را مصرف بکنی.@شما در حدیث عنوان بصری دوازده گام دارد امام صادق (علیه السّلام) به عنوان بصری می‌گوید دومین نکته این هست که برای خودت تدبیر نکن، مدام ننشین برای خودت نقشه بریز، بعد می‌گوییم مسیر عبودیتت اینطرف، می‌گوید من الان وقت ندارم، من الان دانشجوی پزشکی هستم، من الان مهندسی می‌خواهم بروم خارج درس بخوانم، می‌خواهم آمریکا بروم.@انگار آمریکا رفتن و خارج رفتن درس خواندن یک امر وحیانی است، به او وحی شده که بلند بشود آنجا برود، می‌گوید من به اینطور چیزها نمی‌رسم، ده جا سرش را شلوغ می‌کند به کارهایش نمی‌رسد، باید برای اینطور کارها اذن داشته باشی، حجم کار که می‌خواهی انجام بدهی، باید اذن داشته باشی، باید خدا به تو قبول کرده باشد که تو این همه برای این کار وقت بگذاری.@می‌گوید من مهندس هستم، می‌گویم چرا به زن و فرزندت نرسیدی، خانمت داغون شده، فرزندت داغون شده، می‌گوید چکار کنم من مهندس عمران هستم صبح تا شب سر پروژه هستم، خب نباش، چه کسی گفته تو باید صبح تا شب سر پروژه باشی، این همه زیاده‌خواهی، یک پروژه آنجا دارم، صد جا کار قبول می‌کند.@پزشک هستم هر روز مطب دارم، نه چه کسی گفته پزشک باید هر روز مطب داشته باشد، یا هر روز بیمارستان باشد، چهار روز هم نباشد. ما الان در جامعه پزشکی‌مان پزشکان زیادی داریم، که مطبشان با جلسات معنویشان تنظیم می‌کنند، بیمارستان‌شان را با جلسات معنوی تنظیم می‌کنند.@یا وقتی کار داریم برای امام زمان می‌گوید استاد شما به ما بگو چه روزی باید باشیم ما مطب‌مان را تغییر می‌دهیم براساس آن روز، این اختیار خودش را دارد، این آدم آدمی است که سوار خودش است بنده خدا است، وقتش را تنظیم می‌کند، نمی‌‌گوید من پزشک هستم، می‌گوید عملم را جلوتر می‌اندازم، عقب نمی‌اندازم، می‌توانم عمل را جلوتر انجام بدهم که آن روز بتوانم برای امام زمانم باشم، بارک الله به این پزشک این عبد خدا است.@این کلاس، آن کلاس، این جلسه، آن جلسه، خیلی وقتها ما سرمان را الکی شلوغ می‌کنیم، می‌‌گوید می‌خواهم ازدواج بکنم، می‌گویم بیا این برنامه، می‌‌گوید وقت ندارم من الان این برنامه را اجرا بکنم، ما الان کنکور داریم به این کارها نمی‌رسیم روزی 12 ساعت باید ما درس بخوانیم، حالا بخوان، می‌گوید وقت ندارم، پس تو چه موقع می‌خواهی به خودت برسی.@تو اگر اینها را بلد نباشی در ازدواجت هم شکست می‌خوری، مدام یک چیزی را در سرش کرده که من حتماً باید بروم خارج درس بخوانم، یا حتماً باید فلان جا درس بخوانم، دکترا 5 سال دیرتر، 4 سال دیرتر، تو الان خودت، همسرت، نسلت در خطر هستند، اصلاً برایش مهم نیست که زندگی زناشوییش متلاشی بشود، بچه‌هایش آسیب ببینند.@می‌گوید آن که وحی منزل است واجب است اینکه من حتماً باید امسال کنکور قبول بشوم، حتماً هم باید بروم دکترایم را بگیرم، حتماً هم فلان جا باید دکترایم را بگیرم. بله. وقتی برای خودت وحی منزل می‌گذاری دیگر از مسیر صراط خودت را دور می‌کنی، از صراط جدا می‌شوی، می‌روی برای خودت معشوقهای دیگری داری، معشوقهای علمی و حیوانی و گیاهی و جمادی داری.@تو آفریده شدی برای چی؟ هدف خلقتت مشخص است، برای این کار، برای اینکه تو شبیه خدا بشوی، ذاتت این را می‌خواهد، «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» من جن و انس را نیافریدم مگر برای عبودیت.@عبودیت یعنی چی؟ فقط معصوم می‌تواند به تو بگوید عبودیت یعنی چی، می‌گوید عبودیت یعنی شبیه خدا شدن، امام صادق (علیه السّلام) فرمود: «اَلعُبودِيَةُ جُوهَرَةٌ كَنهُهَا الرُبوبِيَة» یک جوهری است که باطنش این هست که تو به ربوبیت می‌رسی.@چه کسی می‌تواند اینطوری حرف بزند، هیچ بشری نمی‌تواند اینطوری حرف بزند، معصوم است که می‌گوید عبودیت که می‌گوییم یعنی تو قرار است بیایی من را اطاعت بکنی تا شبیه خودم بشوی، این می‌رود کلاس پزشکی استادش را عبودیت می‌کند تا آخر تا دکتر بشود، مگر عبودیت فقط در خدا است، شما در هر چهار بخش پایینی عبودیت دارید.@می‌خواهید در کار اقتصادی وارد بشوی باید بروی دانشگاه درسش را بخوانی، رشته را بخوانی، تجارت را بخوانی، بورس را بخوانی، بیمه بخوانی، حسابداری بخوانی، حسابداری صنعتی بخوانی، حسابداری فنی بخوانی، بانکداری بخوانی، این عبودیت می‌شود، یعنی هر چه استاد گفت، این عبودیت می‌شود.@می‌خواهی بروی در کار هنری در هر رشته‌ای نقاشی، خط، عکاسی باید عبودیت بکنی، آنجا عبودیت را قبول دارد که من درس دارم، استاد از من این را خواسته، طرح دارم، پروژه دارم، این عبودیت‌ها را قبول می‌کند که برایش وقت بگذارد، اما حواسش نیست که برای این کار نیامده، تو آمدی عبودیت خدا را بکنی برای اینکه به مقام انسانیت برسی.@این عبودیت را حاضر است، نه رساله را حاضر است انجام بدهد، نه دستورات دین را انجام می‌دهد، نه دستورات اهل بیت را انجام می‌دهد، نه دستورات قرآن را به معنای واقعی، می‌گوید وقت ندارم، یعنی من اصلاً حواسم نیست که آدم هستم برای این کار آفریده شدم.@بعد می‌گوید حالا چرا اینها را رعایت نکردی؟ فرشته‌ها همین را می‌گویند، شما چه شد جهنم آمدید؟ می‌گوید ما محیط‌مان اینطوری بود، ما در دبی زندگی می‌کردیم آنجا اینطوری بود، در آمریکا زندگی می‌کردیم آنجا شرایط اینطوری بود.@فرشته می‌گوید یعنی چی در دبی و آمریکا زندگی می‌کردیم «أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا» مگر زمین خدا وسیع نبود که شما هجرت بکنید، چه کسی به تو گفت بروی آنجا زندگی بکنی نتوانی دینت را نگه داری.@به امام صادق (علیه السّلام) عرض کرد ما رفتیم یک جایی نتوانستم وضو بگیرم آب نبود، حضرت گفت بی‌خود رفتی جایی که نمی‌توانی وضو بگیری، برای چی رفتی جایی که نمی‌توانی عبودیت خدا را انجام بدهی، تو برای این کار به دنیا آمدی، تو برای این کار آفریده شدی.@تمام این ستاره‌ها و کیهان‌ها و کهکشان‌ها برای این هست که تو به آن مقام برسی، آنوقت تو اسیر همین ستاره و کیهان و کهکشان و پزشکی و مهندسی شدی خودت را فراموش کردی، یعنی تو اسیر چیزی هستی که آن چیز برای تو آفریده شده، اسیر مادون خودت شدی، این چهار تا مادون انسان هستند.@هر چیزی که نمی‌گذارد تو به معشوقت برسی حتی یک کار خوب و قشنگ هم باشد شیطان است، هر چیزی فرق نمی‌کند، «کُلُّ ما اَلحاکَ عَن مَولاک فَهُوَ دُنیاک» هر چیزی که تو را از معشوقت غافل می‌کند دنیای تو است، فرقی نمی‌کند چه چیزی باشد.@یک موقع هست طلبگی است، می‌‌رود طلبه می‌شود دنیازده‌تر می‌شود، یک موقع هست درس حوزه است، می‌گوید درسهایم سنگین است به وظائف انسانیم نمی‌رسم، یعنی چی! قرار است ما با این درسها آدم بشویم، می‌گوید درسهایم سنگین است نمی‌رسم، درس و کار را کنار بگذار.@ خیلی حرف دقیق است که پیامبر دارد یک کلام فرمود «عَلَینا اِلقاءُ الاُصول» برای شما القاء اصل می‌کند، می‌گوید من دستور ندارم که مال جمع کن باشم، چقدر امیرالمؤمنین (علیه السّلام) دقیق می‌گوید «هَلَكَ‏ خُزَّانُ‏ الْأَمْوَالِ‏ وَ هُمْ أَحْيَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ» خزّان مال تمامشان هلاک شدند، در حالی که هنوز زنده هستند، زنده است مرده، و زنده است هلاک شده.@ در شغلش، در کارش، در معشوق‌های پایینیش، مرده است، یعنی آن نفس انسانیش از بین رفته دیگر نمی‌تواند جان ندارد، مرحوم الهی قمشه‌ای گفت:@

سقط شدند، زنده است. ولی در خانواده سقط شده: «إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ» با همسرش سقط شده، همسرش سقطش کرده، شوهرش، زنش، فرزندانش، اموالش سقطش کرده در رحم دنیا، این اصلاً حرکت جنینی به سمت ملکوت ندارد. نمی‌تواند حرکت بکند، پیامبر اصل می‌کند، من نیامدم که بیایم این کارها را انجام بدهم.@ اگر این کارها را انجام بدهیم، اینها هم واجب است، نه اینکه بد باشد، اینها هم خوب است، هم عبادت است، هم نورانیت است، اما به اندازه‌ای که به این بخش لطمه نخورد، الان می‌گوید مرخصی زایمان 9 ماه، چه کسی گفته یک خانم باید برود 9 ماه از دولت یا از شرکتی که کار می‌کند پول بگیرد، کار هم نکند، الان این توجیه‌اش چیست؟@می‌گویند بچه دارد، مادر است باید به فرزندش برسد، چند ماه قبل از زایمان، دو ماه هم بعد از زایمان، این قانون درست است، تازه 9 ماه هم کم است، بچه دارد، با یک انسان سر و کار دارد، بله دولت باید به اینها حقوق بدهد که این بچه‌داری بکند، مادر است.@آنوقت ما کودک عزیز روانی که از خدا داریم، اصلاً مرخصی معنا ندارد، به بخشهای دیگر مرخصی نمی‌دهیم، الان یک شرکتی بگوید به من چه تو زایمان داری، به من چه تو الان باردار هستی، به من چه بارداریت سخت است، به من چه بچه داری باید سر کار بیایی، این ظالمانه است، این چه شرکت ظالمی است، چه صاحب کار ظالمی است.@ما یک کودک عزیز روان از خدا داریم باید آن را بزرگش کنیم، ما اصلاً برایش مرخصی نمی‌گیریم، من درس دارم، من استاد دانشگاه هستم، من طلبه هستم، من تاجر هستم، من کار اقتصادی دارم، من کار سیاسی دارم، من رئیس‌جمهور می‌خواهم بشوم، اصلاً وقت نداریم، برای خودمان وقت نداریم.@صبح تا شب کار، بعد هم اینقدر دارد که زندگیش بگذرد، حرص دارد، بله من اگر بخواهم به بخش معنویم برسم دیگر نمی‌توانم ماشین شاسی بلند 500 میلیونی و یک میلیاردی سوار بشوم، خانه آنچنانی، با باجناقم رقابت داریم، چشم و هم‌چشمی نمی‌گذارد.@باجناقت می‌خواهد جهنم برود تو هم می‌خواهی دنبالش بروی، اصلاً به تو چه مردم چه چیزی دارند، خانه‌شان چیست، اصلاً چرا مقایسه می‌کنی، تو این هستی با یک سرعت کمتر، با یک قناعت، قناعت را 20 جلسه توضیح دادیم، فوق‌العاده مهم است، کسی که روح قناعت در زندگیش نداشته باشد سر از جهنم در می‌آورد، جهنم دنیایی و جهنم آخرتی، یعنی نه دنیایش خوش می‌گذرد و نه آخرتش.@چیزی که می‌تواند انسان را نجات بدهد و سبک بکند برای پروازهای دنیایی و آخرتی قناعت است، با آن چکار داری، تو الان باید رشد بکنی بالا بیایی، می‌گوید وقت ندارم، نمی‌رسم، فردای قیامت به خدا می‌توانی بگویی دکتر و مهندس بودم، ما زندگیمان در آمریکا و اروپا بود، ما در دبی و ترکیه زندگی می‌کردیم، نمی‌توانستیم، برای چی رفتی آنجا زندگی می‌کنی این هم خدا را می‌خواهد هم خرما.@هم دنیاداریش را بکند هم سر از بهشت در بیاورد، با پیغمبر چکار کرده، چقدر هم مؤدبانه و متین حرف می‌زند، «مَا أُوحِيَ‏ إِلَيَ‏» وحی نشده به من که مال جمع بکنم و تاجر باشم، چه کسی گفته من تاجر بشوم، به من وحی شده تسبیح بگویم «وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ» علماء یعنی عالم ربانی، که وقت بگذارد برای آخرتش، اینها پایدار هستند، ماندگار هستند در حالی که از دنیا رفتند.@«أَجسادُهُمْ مَفْقُودَةٌ» بدنهایشان الان نیست، اما آثارشان موجود و زنده هستند، سعدی زنده است، مولانا زنده است، امام زنده است، علماء زنده هستند، مراجع زنده هستند، ولی الان بدنشان نیستند، زنده است.@«وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِيَ الدَّهْرُ» تا هر چقدر روزگار باشد اینها زنده هستند، طرف هزار سال پیش مرده است، هنوز پس‌اندازش اینجا دارد کار می‌کند، و در نامه عملش هم یکسره دارد می‌رود، همین مرحوم خانم گوهرشاد (رحمت الله تعالی علیه) یک مسجد ساخته شاهزاده خانم بوده، زن شاه بوده، مسجد گوهرشاد را که می‌‌بینید روح دارد، چون خودش هم زن با روحی بود، ماندگار است، گوهرشاد ماند و هست، زنده است.@معلمی هم شد شغل، تو دیوانه هست، این الان معلم هست، معلمها الان مردند، ولی این شاگردانشان، شاگردان شاگردهایشان، شاگردان شاگردان شاگردهایشان دارند همینطور حساب در حساب آن معلم می‌ریزند، معلم دارد آنجا عشقش را می‌کند، زنده است.@«وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ» به قول یکی از دوستان می‌گفت «وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ» بقیه همه درب و داغون، باز از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) «اَکثِر مِن قَولِ القَرینَتَین» زیاد بگو، این کلمه زیاد بگو را چه کسی به تو می‌گوید، او که سه تا مرحله سیستم ریاضی خلقت را می‌شناسد، قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا ابدیت را می‌شناسد، حالا به تو می‌گوید زیاد، آنجا که خدا تأکید می‌کند یعنی خیلی مهم است.@«اذْكُرُوا اللهَ ذِكْراً كَثيراً» « اذْكُرُوا اللهَ كَثيراً» زیاد این کار را بکنید، یعنی برایت مفید است، یعنی برای تمام مراحلی که تا ابدیت داری به دردت می‌خورد، زیاد بگویید، «اَکثِر مِن قَولِ القَرینَتَین سُبحانَ الله وَ بِحَمدِه» این قرنتین را آورده، چقدر هم اسم قشنگی را پیغمبر گذاشت، می‌گوید اینها قرینه هستند، یعنی با هم یک تناسبی دارند.@گفتم تسبیح جنبه‌های سلبی را کار می‌کند، هم جنبه‌های ایجابی را کنار هم می‌آورد، با هم قرینه می‌شوند؛ باز از نبی اکرم «سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِه» اگر یک کسی این را بگوید، «فی یَومِین مِائَةَ مَرَةً» در هر روز صد مرتبه بگوید، «حُطَّتْ‏ خَطَايَاهُ‏» تمام گناهانش آمرزیده می‌شود.@«وَ إِنْ كَانَتْ مِثْلَ زَبَدِ الْبَحْرِ» هر چند به اندازه کف دریا باشد، چه کسی می‌تواند اینطوری به ما گزارش بدهد و اینطوری به ما مژده بدهد، معلوم است اگر کسی بفهمد تسبیح و تحمید چیست اصلاً این بنده خدا گناه ندارد.@«حُطَّتْ‏ خَطَايَاهُ‏» خطایایش از بین می‌رود، بخشیده می‌شود نه اینکه یک فرشته‌ای آنجا نشسته می‌گوید فلانی صد بار این را گفت پس این گناهانش را پاک کنیم، نه خود سیستم تسبیح و تحمید گناه‌زا است، بعضیها خیلی عزا می‌گیرند که ما گذشته‌مان را چطوری جبران بکنیم، من 50 سال گناه کردم، آقا 50 سال گناه کردی در سیستم نفسی تو است، پس باید از نفس پاک بشود.@شما می‌گویی این هارد الان آلوده است ویروس دارد، اطلاعاتش را می‌خواهم پاک بکنم، از کجا می‌خواهی پاک بکنی؟ روی خودش، نمی‌گویی هاردت الان آلوده است، من الان هارد خودم را دست می‌زنم پاک می‌شود، نمی‌شود، اتفاق اعتباری نیست، مسئله حقیقی است.@دست ببر در هارد خودت، مگر گناه و آثارش در سینه‌ات نیست، گناهش را از بین ببرد، با آن نور تولید بکن، این نور می‌زند تمام آن آلودگی‌ها را از بین می‌برد «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» کارهای قشنگ و خوب کارهای زشت را از بین می‌برد، در بدن شما هم همینطور است، بدن الان آلوده است، پزشک یک چیزی می‌دهند انسان یا بالا بیاورد، یا شکمش کار بکند تخلیه بشود، بعد یک چیز خوب می‌خورد یواش یواش جبران می‌کند، تغذیه مناسب.@الان آلودگی دارد، ویروس دارد، عفونت دارد، می‌گوید سوپ بخور، آب میوه بخور یواش یواش آلودگی را دفع می‌کند، آب زیاد بخور تا آن چربی‌های اضافه و عفونت‌های اضافه را از بین ببرد، کار خوب هم همینطور هست، نورانیت هم همینطور هست.@«لا یَدبً رَجُلٌ مِنکُم اَن یَفعَلً للهِ عَزّ وَ جَلّ اَلفَ حَسَنَةٍ حینَ یُصبِح یَقُول سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِهِ مِائَةَ مَرَةٍ فَاِنَّهُ لَم یَعمَل اِن شاءَ اللهِ مِثلَ ذلِکَ فی یَومٍ مِنَ الذُنُوب وَ یَکُونُ ما عَمِلَ مِن خَیرٍ سِوا ذلِکَ وافِرا» «لا یَدبً» ترک نکنید، هیچ یک از شما این را ترک نکند که وقتی صبح خود را آغاز می‌کند، هزار کار نیک برای خداوند عز و جل انجام بدهد، محاسبات ریاضی چقدر دقیق است.@می‌گوید هیچ کدام از شما هزار ثواب را از دست ندهید، از صبح که از خواب بلند می‌شوید، چطور هزار ثواب داشته باشیم، اینکه یک صد مرتبه بگوید (سبحان الله و بحمده) می‌فرماید این برابر با هزار کار نیک است، زیرا ان شاء الله هرگز در یک روز این اندازه گناه نخواهد کرد.@الان گناه می‌کند ولی در طول روز که هزار تا گناه نمی‌کند، مگر خیلی آدم حرفه‌ای باشد که هزار تا گناه بکند، می‌گوید شما وقتی که هزار تا ثواب داشته باشید هزار تا گناه که نمی‌کنید پس ثوابها به گناهان می‌چربد و به جز این کارهای نیک فراوان دیگری هم هست که انجام می‌دهند فقط (سبحان الله و بحمده) که نمی‌گوید.@طرف صبح از خانه بیرون می‌زند، دارد برای زن و بچه‌اش کار می‌کند، «الْكَادُّ عَلَى‏ عِيَالِهِ‏ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللهِ» دارد جهاد در راه خدا انجام می‌دهد، کار دارد می‌کند، عرق دارد می‌ریزد، زحمت دارد می‌کشد، به مردم کمک می‌کند، اینها هر کدامش هزاران هزار خوبی دارد، پس انسان خوبیهایش به بدیهایش می‌چربد.@ این خیلی تخصصی است که آدمها را ما براساس کارهای خوبشان ارزیابی کنیم نه بدیهایشان، هر وقت کسی دلت را زد، هر وقت کسی خواست از چشمت بیفتد، استاد ما همیشه می‌فرمود وقتی یک بنده خدا از چشمت بیفتد تو از چشم خدا می‌‌افتی، خیلی خطرناک است آدم یک کسی از چشمش بیفتد.@می‌گوید نگاه کن یک عالم خوبی دارد، حالا پنج تا بدی هم دارد، نه باید طلاقش بدهم، نه می‌خواهم طلاق بگیرم، طلاق عرض کردم 5% موارد می‌شود طلاق داد یا طلاق گرفت، 95% موارد در این دعوا و درگیری‌ها اگر کسی به آن فکر بکند اصلاً معصیت کرده، خوبیها، قشنگی‌ها، کمالات را نگاه کنید، آثار وجودی یک آدم نگاه بشود.@ما وقتی با بنده خدا این کار را نکنیم، قرآن می‌گوید شما دیگر از خدا توقع نداشته باشید، وقتی تو در مورد بندگان خدا اینطوری هستی، توقع نداشته باش خدا گناهان تو را نبیند، به تو سخت نگیرد، «وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللهُ لَكُمْ» باید ببخشید و باید ندید بگیرید، مگر دوست ندارید خدا در مورد شما ندید بگیرد، پس شما ببخشید و ندید بگیرید.@پیغمبر چه نگاه قشنگی به آدم دارد، هزار تا گناه نمی‌کند، ولی هزار تا خیر انجام می‌دهد، تازه حضرت می‌فرماید « وَ یَکُونُ ما عَمِلَ مِن خَیرٍ سِوا ذلِکَ» غیر از این ذکری که می‌گوید و عمل می‌‌کند «وافِرا» یک عالم کارهای خیر هم این آدم دارد.@بعد هم تندتند به آدمها نگوییم که این، این کار را کرد الان سر از جهنم در می‌آورد، این آدم هزار تا خاصیت دیگر هم دارد، بله جهنم هم دارد، برای خودش جهنم درست کرد می‌تواند از آن در بیاید، می‌تواند خاموشش بکند.@شیطان در حمله از عقب اینجا سرمایه‌گذاری می‌کند، مدام به تو می‌گوید تو گناه کردی، آلوده هستی، نمی‌آید بگوید که تو می‌توانی هزار برابر این گناهت هم ثواب بکنی، یا ما متأسفانه بعضی‌ها اینطوری می‌گوییم، مثلاً می‌گوییم این خانم بدکاره است، یا این آقا مشروب‌خوار است، پس دیگر ساقط است، این الان بدکاره هست اما هزار تا کار خوب هم می‌تواند انجام بدهد.@پس خیلی راحت آدمها را جهنمی نکنیم، خیلی راحت هم کسی از جلوی چشم ما نیفتد، حواسمان باشد؛ امام صادق (علیه السّلام) «مَنْ قَالَ سُبْحَانَ اللهِ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ كَتَبَ‏ اللهُ لَهُ‏ ثَلَاثَةَ آلَافِ‏ حَسَنَةٍ وَ مَحَا عَنْهُ ثَلَاثَةَ آلَافِ سَيِّئَةٍ وَ رَفَعَ لَهُ ثَلَاثَةَ آلَافِ دَرَجَةٍ وَ يَخْلُقُ مِنْهَا طَائِراً فِي الْجَنَّةِ يُسَبِّحُ وَ كَانَ أَجْرُ تَسْبِيحِهِ لَهُ».@ای حسین من دوست داشتم 70 بار بمیرم به دنیا بیایم دوباره فدای تو بشوم، آدم دوست دارد هزار تا جان داشته باشد فدای خدا بکند، چه کسی دارد خبر می‌دهد، امام صادق شما از کجا می‌گوییم.@هر کس بگوید «سُبْحَانَ اللهِ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ» خدا برایش سه هزار نیکی می‌نویسد، سه هزار درجه برایش بالا می‌برد، و یک پرنده‌ای را در بهشت می‌آفریند که این پرنده تسبیح می‌گوید و ثوابش برای این فرد است، شما می‌گویید باقیات صالحات، ماندگاری است، تسبیح برایشان تولید می‌کنند.@باز امام صادق (علیه السّلام) هر کس نه از روی تعجب بگوید «سُبْحَانَ اللهِ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيمِ» خداوند هزار گناه را از او پاک می‌کند، و هزار نیکی برایش ثبت می‌کند، اختلاف عدد مال کیفیت ذکرها است، و هزار شفاعت برایش می‌نویسند، این خیلی معرکه است.@و هزار درجه او را بالا می‌برد و از آن جمله پرنده‌ای سپید برایش می‌آفریند که پرواز کند و تا روز قیامت بگوید «سُبْحَانَ اللهِ وَ بِحَمْدِهِ سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيمِ وَ یُکتَبُ لِقاءِ لَها» ثوابش مال شما است، پس با توجه به نکاتی که گفتیم، نتیجه می‌گیریم که در واقع نه تنها حمد که خودش یک تسبیح هست بلکه سایر ذکرها هم از این چهار تا یعنی تحلیل، لا اله الا الله و تکبیر اینها هم همه تسبیح هستند.@هر دو هم معلوم است چرا تسبیح هستند، شما در تحلیل می‌گویید (لا اله الا الله) دارید نفی می‌کنید، هر معشوقی را غیر از او نفی می‌کنید، تسبیح است، تسبیح نفی بود، تنزیه است، می‌گویید هر معشوقی غیر از خدا باطل است، «لا تَدْعُ مَعَ اللهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ» اصلاً الهی نیست که تسبیح بگیرد پس ما تنزیه می‌کنیم.@تکبیر هم باز تسبیح و تنزیه است، می‌گویید که «اللهُ أَكْبَرُ مِنْ‏ أَنْ‏ يُوصَفَ‏» می‌رود خدمت امام صادق (علیه السّلام) می‌گوید (الله اکبر) امام صادق (علیه السّلام) سؤال می‌کند «اللهُ أَكْبَرُ مِن أَيُّ شَيْ‏ءٍ» خدا از چه چیزی بزرگتر است؟ گفت از همه چیز، حضرت می‌فرماید تو با این کارت خدا را محدود کردی، «حَدَّدتَهُ» خدا را محدود کردی چرا؟@چون می‌گویی خدا از هر چیزی بزرگتر است، یعنی یک چیزی هست خدا از آن بزرگتر است، پس وقتی یک چیزی باشد دیگر خدا بینهایت نیست، آن چیز وجود خدا را محدود می‌کند، یعنی ما یک مرزی در هستی داریم یک جاهاییش مال خدا نیست، مال غیر خدا است، یک قسمتش خدا است، خدا محدود می‌شود، می‌گوید «حَدَّدتَهُ» خدا بینهایت است تو نمی‌توانی حدش بزنی، گفت پس چه بگویم؟@فرمود بگو «اللهُ أَكْبَرُ مِنْ‏ أَنْ‏ يُوصَفَ‏» بگو خدا بزرگتر از آن هست که وصف بشود، باز هم می‌بینید شما دوباره دارید تسبیح می‌کنید، وصفهای خراب را از خدا دور می‌کنی، برای همین هم می‌گویند تسبیحات اربعه، اسم تسبیح را داریم که روی آن تسلط دارد.@بحث فوق‌العاده شیرین تسبیحات موجودات، خداوند تبارک و تعالی بارها اصرار دارد که ما این را بفهمیم در مورد خود انسان دیدید چه سرمایه‌گذاری کرده بود در تسبیح، که باز در موردش باید صحبت بکنیم، بیشتر به معنیش پی ببریم، خیلی این واژه را به کار برده.@یک چیزی که خدا اصرار دارد، چرا خدا اصرار دارد؟ یعنی در ساختار شخصیتی شما اثر دارد، شما در حرکتتان به سمت جاودانگی به این فهم نیاز دارید، آن چیست؟ اینکه شما به این شهود و فهم برسید که تمام موجودات عالم و ظهورات خدا تسبیح خدا را می‌گویند خود خدا هم تسبیح خودش را می‌گوید.@خدا تسبیح خودش را بخواهد بگوید می‌گوید (سبحانی، سبحانی، سبحانی) این خدا تسبیح خودش را می‌گوید، اما چقدر اصرار دارد که ما این تسبیح را بفهمیم این خیلی مهم است اگر آن را نفهمیم یک نقیصه در سیر حرکت ما ایجاد می‌شود به سمت بینهایت.@«أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ وَ اللهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُون‏» سوره نور آیه 20، نمی‌بینی؟ دارد سؤال می‌کند، و به در می‌گوید که دیوار بشنود، پیغمبر که می‌بیند، «أَ لَمْ تَرَ» مگر نمی‌بینی، چه چیزی را نمی‌بینی؟ باید دید.@«أَنَّ اللهَ» که خداوند «يُسَبِّحُ لَهُ» تسبیح می‌کنند خدا را «مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» هر کسی که در آسمانها و زمین است، اول از این من فقط در زمین نیست، در آسمانها ما من خیلی داریم، خیلی موجودات داریم در کرات دیگر و سیئات دیگر، آسمانهای دیگر، و کهکشانهای دیگر.@«مَنْ فِي السَّماواتِ» بیش از انسانها ما ملائکه داریم، امیرالمؤمنین در وصف ملائکه می‌گوید خداوند تمام آسمانهایش را از فرشته‌ها پر کرده، برای یک انسان صدها فرشته درگیر هستند، برای خود یک انسان که به این برسند.@از زمانی که این نطفه می‌خواهد حرکت بکند، حرکتش از مرد تا رحم زن را فرشته انجام می‌دهد، لقاحش را فرشته انجام می‌دهد، تقسیمش را فرشته انجام می‌دهد، رویش و چینش‌های مولکولی و اتمی و سلولی را فرشته انجام می‌دهد، شکل‌دهی‌ها و تصویرگری‌ها و صورت‌دهی‌ها را فرشته‌ها انجام می‌دهند، زایمان را فرشته‌ها برایش انجام می‌دهند.@بعد تازه که می‌خواهد بیاید نگه داشتن این بدن و پیوند بین نفس و بدن باز با اینها است از زمانی که یک قطره شیر می‌خورد، الهام به مکیدن، به قول استادمان می‌گفت بچه فوت نمی‌کند، می‌مکد، چه کسی به او یاد داده که بمکد، باید تعلیم ببیند، باید یک کسی به این بگوید که باید بمکی، چه کسی به او یاد داده که گریه بکند، باید تعلیم ببیند گریه بکند، اگر می‌خواهد زنده بماند.@تا این قطره می‌آید تبدیل می‌شود به سلولها زوائدش دفع بشود تمامش کار فرشته‌ها است، ببینید چقدر فرشته درگیر یک آدم هستند، تمام موجودات «مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» همه دارند تسبیح خدا را می‌کنند، حالا می‌‌خواهیم تفسیر تسبیح را بفهمیم که یعنی چی «وَ الطَّيْرُ صَافَّاتٍ» پرنده‌ها در آسمان می‌بینید، پر کشیدن در این آسمان، صف می‌بندند در این آسمان.@«كُلٌّ» همه آنها «قَدْ عَلِمَ» می‌فهمد، آگاهی دارد، «صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ» صلات و تسبیحش را دارد می‌فهمد، آگاهانه صلات و تسبیح دارد «كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبيحَهُ» نماز دارد، تسبیح هم دارد، مواظب باشید از حیوانات عقب نمانیم، «وَ اللهُ عَليمٌ بِما يَفْعَلُون‏» یک دفعه به ما برگرداند خدا می‌داند شما دارید چکار می‌کنید، بسیار علیم است از عملکرد شما.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@