سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیهشده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
برویم سراغ آیه بعد دربارۀ تسبیح به حمد البته معنی تسبیح به حمد را خدمت عزیزان عرض کردیم، تسبیح جنبه تنزیهی دارد، و سلبی هست، و حمد جنبه ایجابی دارد، در تسبیح میگوییم چه چیزهایی نیست، در حمد میگوییم هست، در تسبیح میگوییم نقایص و ضعفها را ندارد، در تحمید میگوییم کمالات را دارد.@نکته بعد دربارۀ کلمه حمد و مدح همانطور که عرض کردم حمد مدح کمال اختیاری هست، اما خود متن اعم هست از کمال اختیاری و غیراختیاری، که گفتیم غیراختیاری نه اینکه اختیاری را در بر نمیگیرد.@سوره طه آیه 130 از اینجا ما چند تا اثر از آثار تسبیح همراه حمد را میخواهیم با هم بررسی کنیم، هر چند آثار اصل تسبیح میماند برای بحث بعدی ما.@«وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى» در آغوش گرفتن بندهاش هست، نوازش بندهاش هست، و تقویت بندهاش هست، میفرماید که تسبیح به حمد ربّت بکن و پیش از برآمدن «قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ» در دل شب تو تسبیح به حمد بکن، این تسبیح حمد را فرمود قبل از طلوع شمس و قبل از غروب شمس تسبیح به حمد بکن.@«وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ» در دل شب تسبیح بگو، «وَ أَطْرافَ النَّهارِ» و حوالی روز، بعد میفرماید «لَعَلَّكَ تَرْضى» حالا اذیت شدی، فشار به تو میآید، حرفت را گوش نمیکنند، با تو جنگ میکنند، مقابله میکنند، تسبیح بگو، این حرف خیلی دقیق است، خدایی است که نفس بشر را خلق کرده، و حالا به بشر میگوید تو چطوری میتوانی روحت را آرام و شاد بکنی، «لَعَلَّكَ تَرْضى» تا راضی بشوی، چقدر نوازش قشنگی است.@میخواهی آرام بشوی، میخواهی از این کارت راضی بشوی، و در مقابل سختیها قدرت داشته باشی، لجاجتها، این کار را بکن، اینها نکات روانشناسی فوقالعاده پیشرفته و دقیقی هست، چون روانشناسان ما که در علوم غربی این روانشناسی را میخوانند در واقع نفسی را میخوانند که بریدۀ از تولد تا مرگ است، یعنی یک نفس غلط و اشتباه را مطالعه میکنند، از تولد تا مرگ.@پیشینه نفس را از زمانی که روح انسان از مَثَل اعلی یعنی از نور اهل بیت دمیده میشود، چون مرحله خلقت یادتان هست، خداوند در اولین جلوه خودش روح اهل بیت را خلق میکند، یعنی حقیقت انسان را خلق میکند، گفتیم چرا این کار را میکند.@گفتیم چون بینهایت محال هست، بدون جلوه نه شناخته بشود و نه ارتباط برقرار کنید، هر امر مطلقی بدون ظهور اساساً قابل شناخت نیست، شما صوت را ببینید، صوت اگر در درجات پایین جلوه نکند قابل شناخت نیست، ما الان گوشمان تنظیم شده، گوش تمام حیوانات، حتی قویترین گوشها مثل گوش سگ، که تقریبا 7 ـ 8 برابر ما شنواییش قویتر هست، تا صوت نیاید در قالب یک فرکانس مخصوص اصلاً قابل شنیدن نیست.@ما الان اطرافمان خیلی صداها هست، الان زمین صدایش خیلی وحشتناک است وقتی دارد در آسمان حرکت میکند، خیلی، یک چیز به این عظمت، به این بزرگی با سرعت دهها کیلومتر در ثانیه دارد با سرعت حرکت میکند، پنج نوع حرکت دارد این صدا دارد، جسم است، اما نمیشنویم.@یا انرژی، انرژی مطلق است، چه کسی تا به حال انرژی را دیده، کدام دانشمند، کدام فیزیکدان بگوید من تا الان انرژی را دیدم، ولی انرژی و نیرو هست، اما این انرژی مطلق تا نیاید در قالب انرژی گرمایی، سرمایی، کششی، انواع و اقسام انرژیها ما نمیتوانیم آن را بشناسیم، ما همیشه در انرژی و نیرو با ظهور نیرو و انرژی سر و کار داریم.@بنابراین اصل انرژی را که هیچ کس تا به حال ندیده نمیشود دید چون مطلق است، پس مطلق تا ظهور نداشته باشد نه قابل ارتباط است نه شناسایی هست، اینکه در دعا میگوییم اگر اهل بیت نباشند «لَولاکُم ما عُرِفَ الله وَ ما عُبِد» اگر اهل بیت نباشند نه خدا شناخته میشود و نه ظهور دارد، نه عبادت میتوانیم بکنیم.@خدا یعنی هستی مطلق و بینهایت، ظهور ندارد، تا جلوه نکند برای ما قابل شناخت نیست، باید قالب بگیریم، یعنی یک قالب بزند از خودش یک نمونه بزند، قرآن میگوید این نمونه اسمش مثل اعلی است، عالیترین نمونه از خدا، بعد بقیه موجودات از او تازه جلوه میکنند و ظهور میکنند، یعنی از آن مرحله یعنی عوالم جبروت، فرشتهها، بعد تا ملکوت، ناسوت طبیعت، این یک سیر ریاضی دارد.@پس آن مثل اعلی را دقت بکنید که ما وقتی دمیده میشود، خداوند در روح انسان میدمد یعنی نفس انسان را به وجود میآورد، از روح خودش میدمد، حالا انسان را خلق کرده، خداوند تبارک و تعالی انسان را آفریده، نفس انسان یک مرحله قبل از طبیعت دارد، علی (علیه السّلام) فرمود رحمت خدا شامل حال کسی است که سه مرحله خودش را بشناسد.@ اساساً به اسم رحمن و رحیم کسی نمیتواند برسد مگر اینکه به این سه شناخت برسد، من قبلاً کجا بودم، الان کجا هستم، قرار است به کجا برگردم، ما اصول الدینمان یکیش معاد است، برمیگردیم یک جایی که قبلاً بودیم، قبلاً کجا بودیم؟ قبلاً همه ما نور یک نفر بودیم، نور اهل بیت، ما آن شخصیت هستیم، یعنی شخصیت اهل بیت.@حالا بچههای او، ظهور او، چون گفتیم اهل بیت خانواده حقیقی و آسمانی ما هستند، مثل پدر و مادر ما خانواده زمینی و مجازی ما نیستند، پدر و مادر، پدر و مادر بدن ما هستند، اما حقیقت روحانی ما یک خانواده دارد، یک اصل و ریشه دارد که اهل بیت هستند.@پس ما از آنجا میآییم این یک مرحله حیاتمان هست، حالا از آنجا میآییم به آنجا برمیگردیم، آیه قرآن است، در مورد اهل بیت یک چهارم قرآن در مورد اهل بیت است، یک کسی میگوید من فقط خدا را قبول دارم با اهل بیت کاری ندارم، اصلاً نمیفهمد دارد چه میگوید، محال است یک کسی بدون اهل بیت با خدا بتواند آن را بفهمد یا ارتباط برقرار بکند، یا عبادت بکند به معنای واقعی.@پس قرآن که میگوید شما بازگشتتان نمیگوید فقط به سوی من، میگوید به سوی ما برمیگردید منظور ما خدا و اهل بیت هستند، «إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُم ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُم» در جامعه هم همین را میخوانید، در زیارت امام رضا میگویید ما به سوی شما بازمیگردیم، بازگشت مردم به سوی شماست، حساب مردم هم با شما است، چون مردم از شما آفریده شدهاند.@پس این سه مرحله را ما باید داشته باشیم، یعنی یک مرحله داریم قبل از اینکه به دنیا بیاییم، مرحله اصلیمان هست، پایه و ریشهمان هست، یک مدتی در دنیا هستیم، «وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حينٍ» حالا برمیگردیم خانهمان، برمیگردیم جایی که قبلاً بودیم، خانواده خودمان، پیش اصل و نسب خودمان.@پس نسبت وجودیمان با اهل بیت را دقت کنیم، اهل بیت روی زمین امام هستند، ما وقتی میگوییم این امام است، حجت خداست، چون انسان بدون حجت که نمیتواند حرکت بکند، شما دیدید یک کسی دانشگاه پزشکی نرود بعد دکتر بشود؟ نه، آموزشگاه رانندگی نرود راننده بشود؟ نه.@ممکن است پدرش به او رانندگی یاد بدهد، آموزشگاه ممکن است نرفته پدرش باید به او یاد بدهد، از یک الگو باید یاد بگیرد، انسان در هر پنج مرحله استاد و مربی و ربّ نیاز دارد، جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی، مهمتر از همه چون بینهایت است مربی و الگوی فوق عقلی لازم دارد، که اهل بیت مخصوص این بخش هستند.@پایینیها را کنترل میکنند، آنجا هم به ما الگو میدهند، اما مخصوص این هستند که تو بتوانی به آن بزرگی خدا تربیت بشوی، چه کسی میتواند یک انسان به بزرگی خدا تربیت بکند، اگر اهل بیت نباشند بخش فوق عقلانی بلاتکلیف معطل میماند، نمیتواند شما بدون اهل بیت بخش فوق عقلی را شبیه الله در بیاورید، اهل بیت میتوانند یک نفس را یک انسان را مظهر کامل خدا بکنند.@پس ببینید این نفس را باید در سه مرحله آن را بشناسید، روانشناسی جدید، یا جامعهشناسی، یا اقتصاد، یا مدیریت، یا سیاست، یا تعلیم و تربیت، یا تعلیم و تعلم، هر چیزی که در علوم هست شما در دانشگاه میخوانید، تمامش علوم اشتباهی دارد، یعنی اطلاعات غلط یا ناقص از انسان دارد، به درد ما نمیخورد.@برای همین هم این همه دارد در دنیا تولید میکنند، استاد روانشناس، جامعهشناس، مدیریت، نمیتوانند، دنیا که اینطوری نمیماند، هر روز مفاسد دنیا دارد بیشتر میشود، اگر قرار بود دنیا با علوم انسانی غربی مردم به سعادت برسند، الان سعادتمندترین کشورها باید خود آنها باشند شما چه سعادتی میبینید.@خود آمریکا که مهدش هست 99% فقیر، 1% ثروتمند، بقیه جاها هم که از اینها تبعیت کردند همین مفاسد را دارند، بنابراین ما داریم با کلمات کسی کار میکنیم که نفس را میشناسد، یعنی خود خدا و اهل بیت که نفس از آنها آفریده شده، یعنی تسلط کامل بر همه حیات انسان دارند.@سه مرحله ریاضی نفس را میشناسند، رفتش، استقرارش در دنیا، و برگشتش، کسی هم غیر از اینها حق ندارد راجع به انسان حرف بزند، یعنی فقط دو گروه میتوانند راجع به انسان حرف بزنند، خدا که خالق است و اهل بیت که این نور از آنها ساطع شده.@قرآن هم میگوید از غیر از اینها نگیرید، تأکید قرآن این هست که حتماً از اهل بیت بگیرید، گفتم نزدیک 1500 آیه در مورد اهل بیت است، خود خدا میگوید از هر راهی میخواهید سمت بیایید با اهل بیت بیایید، بدون اینها اصلاً شما به من نمیرسید، اصلاً نمیتوانید بیایید.@بنابراین این دارد راجع به نفسی صحبت میکند که این نفس را کاملاً تخصصی میشناسد، حالا این روانشناسی امروز نمیتواند بیاید به تو بگوید، چون نفس را نمیشناسد میگوید برو یک ذره مشروب بخور، برو یک ذره مواد مخدر بزن، آرامبخش بخور، الان اعصابت خورد است.@این تکنیکهای لوسی که الان خیلی جاها هست، در این کتابها پر، مثلاً اینطوری آرام بشو، این کار را بکن، اگر اینطوری بود که آنها الان بیشترین زندانی و بیشتری خودکشی جهان را که نداشتن، بیشترین قتل جهان را که نداشتند، بیشترین فقر جهان را که نداشتند.@بنابراین کسی دارد با ما حرف میزند که تمام سه مرحله حیات تو را تسلط دارد، میشناسد تو چه کسی هستی، «رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما في نُفُوسِكُمْ، رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِكُمْ» خدای مدیر و مدبر شما، مالک مدبر شما، شما را بهتر از هر کسی می شناسد، چون خودش شما را آفریده، تمام سیستمهای خلقتی شما را خودش آفریده.@بشر علمی ندارد، بشر 8000 سال است دارد بدن را شناسایی میکند هنوز یک پزشک پیدا نشده بگوید من توانستم یک بخش کوچک و لو یک اتم، یک سلول از بدن را کامل بشناسم، بشر کاری نمیتواند بکند، شما تکیهات به وحی نباشد اصلاً نمیتوانی رشد بکنی.@حالا او میگوید داری اذیت میشوی، دارد به تو فشار میآید، پیش خودم بیا، من نازت میکنم، نوازشت میکنم، من کمکت میکنم، با من باش، «فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ» امروز متأسفانه فرصت نداریم، اگر فرصت داشتیم میخواستیم بگوییم، یعنی میگوییم یک مقدار کمی اما تأثیرات تسبیح در نفس، در نفس را یک مقدار گفتیم، که حمد با نفس انسان چکار میکند.@چقدر به انسان آرامش میدهد، و چقدر جلوی مارها و اژدهاهایی که میتوانند یک نفس را فریب بدهند حمد میگیرد، تسبیح هم قدرتی هست که باعث میشود انسان همیشه عاشق باشد، ما احتیاج به معشوق بیعیب داریم، یک معشوق جاودانه بیعیب، بینقص، دل ما غیر از این هم نمیتواند باشد، خود ما هم غیر از این نمیتوانیم بپسندیم، میخواهیم به اینجا برسیم.@بنابراین شما با تسبیح همیشه معشوق دارید، وقتی آدمی که معشوق دارد زنده است، سرپا است، قدرت دارد، انرژی دارد، معشوق با دل انسان غوغا میکند، معشوقی که به وزان دل آدم باشد، به اندازه دل خود آدم.@یک موقع هست آدم یک معشوقی انتخاب میکند دلش بینهایتطلب است، بعد معشوقش زمینی است، چقدر میتوانید شما از یک معشوق زمینی قدرت بگیرید، یا معشوقش علمی است، یک دل بینهایت نمیتواند با یک معشوق علمی سرپا باشد، با دکتر شدن، مهندس شدن، اختراع و اکتشاف نمیتواند.@شما یک معشوقی میخواهی اندازه دلت باشد که بتواند دلت را تا خودش بکشاند، یک دل بینهایتطلب با معشوق محدود ارضاء نمیشود، لذا با ذکر چه کسی دل آرام میشود «أَلا بِذِكْرِ اللهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» فقط با معشوق بینهایت تو به یک آرامش میرسی.@میگوید بیا «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِها وَ مِنْ آناءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَ أَطْرافَ النَّهارِ لَعَلَّكَ تَرْضى» تا آرام بشوی، تا راضی بشوی، رضایتت آن موقع هست که پیش من هستی، تسبیح میگویی، تحمید میکنی، شب با من هستی، روز با من هستی، با من ارتباط داری، حالا راضی باش.@ولی ما مولایمان را، عشقمان را، معشوقمان را ترک میکنیم، و تنهایی میافتیم در این دنیای پر جهنم میخواهیم یک نفره از پس همه مسائلمان بر بیاییم، له میشویم، این بیماریهای روانی وحشتناک که در سراسر عالم هست، قتلها، خودکشیها، افسردگیها، همه به خاطر این هست که انسانها دستشان را از دست مولایشان رها میکنند.@شما بدون رب و مربی میخواهی چکار بکنی، داغون میشوی، اذیت میشوی، لذا حالا بروم یک کاری کنم یک ذره آرام بشوم، بروم روانپزشک ببینم چه میگوید، دارو میدهد، چکار میتواند برایت بکند، اینها که دارو نیست، میگوید اصل انرژیت، اصل نیرویت این است، بیا از اینجا بگیر «لَعَلَّكَ تَرْضى» پس تسبیح و حمد ما را راضی میکند با همان شرطی که گفتم.@یعنی حمد را در اردوی حمد توضیح دادم که ما چطوری حمد بگوییم که آسیب نبینیم، الحمدلله باعث میشود صدها جهنم، و صدها دام انسان از آن رها بشود، اصلاً به آدم نخورد، با همین ضد ضربه میشود، وقتی گفتی الحمدلله دیگر ضد ضربه هستی.@تا آمدند از تو تعریف بکنند، تا یک کسی به تو توهین کرد، تا یک کسی اذیتت کرد، پدر مادر، گفتی الحمدلله نجات پیدا میکنی، و الا میایستی زیر دستت همین پدر و مادری که دارند اذیتت میکنند مریض میشوی میمیری آخر هم جهنم میروی.@چون با پدر و مادر نمیشود درگیر شد یک کسی عاق والدین بشود «يُقَالُ لِلْعَاقِّ فَإِنِّهُ لاَ أَغْفِرُ لَكَ اَبَداً» کسی که عاق والدین بشود، پدر و مادرش را به خشم بیاورد، خداوند میگوید من هرگز این شخص را نمیآمرزم.@پدر اذیت دارد، مادر اذیت دارد، همسر اذیت دارد، فرزند اذیت دارد، تو راهکارش را پیدا کن، نه اینکه با اینها درگیر بشوی، تو قدرتت را باید زیاد بکنی، تو باید ضد ضربه بشوی، در راه اینکه انسان از آزار مردم در امان باشد این نیست که با مردم درگیر بشود، که بخواهد آنها را ساکت سر جایشان بنشاند بلکه این هست که خودش را ضد ضربه بکند، این مکانیزمهای دفاعی که در اسلام هست بینظیر است.@ تو به جای اینکه اعصابت را خورد بکنی، خودت را داغون بکنی، انرژیت را از بین ببری، به جای آن خودت را ضد ضربه کن، اصلاً دردی احساس نمیکنی، یک موقع هست به یک کسی میگویند اگر مجروح شدی دستش را ببندند، آمپول ضد درد به او بزنند، یک موقع هست یک کاری میکنند اگر تیر خوردی درد نیاید، ما در جبهه همیشه همین بود.@من یادم نمیآید، اکثر عملیاتها که من خودم بودم، همیشه ما نفر اول بودیم، چون یا تخریبچی بودم یا اطلاعات عملیات، همیشه نفر اول بودیم، این همه آدم میدیدیم تیر میخورند، ترکش میخورند، دست قطع میشود، یکبار یک کسی بگوید آخ من دردم آمد، ولی طبیعتگرا اینطوری است، طبیعتگرا یک پشه او را بزند دادش در میآید، دست قطع شده، پا قطع شده، چشم در آمده، ایستاده میخندد.@این از کجا دارد قدرت میآورد، این یعنی چی، این همانی هست که غربیها میگویند اینها چه کسانی هستند، اینها نرمال، پایش قطع شده، دارد ذکر میگوید، ترانه میخواند راجع به امام حسین میگوید، راجع به حضرت عباس میگوید، یا زهرا میگوید، معشوقهایش را صدا میکند، میشود، بروید در خانه تمرین کنید.@دختر مرحوم مجلسی از پله افتاد پایش شکست، دیدند دارد میخندد، آن دختر هم خیلی فاضل بوده، به ثوابش میخندد، یعنی درد شکستگی پا او را اذیت نمیکند، این قدرت را چه کسی میتواند به آدم بدهد.@خانمها الان دارند آشپزی میکنند، یک دفعه دستشان برید، با چه روحیهای زن میتواند یک کاری بکند، اگر مثلاً پیازداغی، روغن داغی روی دستش ریخت، دستش به یک چیزی خورد سوخت، چسبید به یک ماهیتابهای، یا دستش برید، چیزی نگوید، عادی باشد، دستش را ببندد به کارش ادامه بدهد.@چطوری علامه وقتی میگویند میخواهیم چشمت را عمل بکنید، میگوید بیهوشی نمیخواهم بزنید، میگوید نمیشود چشمت را میخواهیم عمل بکنیم، میگوید چشمم را باز نگه میدارم شما به چشمم سوزن بزنید، چشمش را باز نگه میدارد او را عمل میکنند، میگوید من خودم چشمم را باز نگه میدارم شما چشمم را عمل بکنید، بدون بیهوشی! بله بدون بیهوشی.@این رزمندگان چطوری این قدر قدرت داشتند، چون آنها نمیگویند اگر دردت آمد بیا برو مسکن بزن، یک کاری میکنند که اصلاً دردش نیاید، بدن اینطوری است، چطوری امام باقر فرمود شهدای کربلا «لَم یَجِدُوا اَلَمَ الحَدید» اصلاً درد احساس نمیکردند، شمشیر و نیزه میخوردند درد احساس نمیکردند.@این را ما با چشم خودمان در جبهه دیدیم، اصلاً آخ و ناراحتی نداشتند، «لَم یَجِدُوا اَلَمَ الحَدید» «لَعَلَّكَ تَرْضى» با آدم غوغا میکند، یک چیزی دارد به تو میگوید من دارم مثال میزنم که شما بفهمید «لَعَلَّكَ تَرْضى» یعنی چی، «لَعَلَّكَ تَرْضى» خدا رحمت کند استاد ما عوامانهاش را به ما یاد میداد، تخصصی بود، ما وقتی استاد حرف میزد با حرف زدنش میشدیم، یعنی تا میگفت ما میشدیم.@ یک کلمه با هر مسئلهای پیش آمد، به آن حالت قشنگش را هم دیده بودید مرحوم آیت الله مجتهدی را، این نیز بگذرد، تمام میشود میگذرد، آدم را تسکین میدهد، آرام میکند، 30 سال چطوری گذشت، این همه حوادث سخت چطوری گذشت، گذشت تمام شد، ما هم تحمل کردیم رفت، الان هم چیزی از دردهایش نمانده، بقیهاش هم همینطور است، این نیز بگذرد.@پس تسبیح این کار را میکند، که وقتی امام صادق فرزندش میمیرد میگوید «سُبْحَانَ الَّذی يَقْتُلُ أَوْلاَدَنَا وَ لاَ نَزْدَادُ لَهُ إِلاَّ حُبّاً» خدا بچه ما را کشت، و ما جز محبت خدا چیزی در دلمان اضافه نمیشود، عشق اینطوری است.@یک زن و مرد هم با هم اینطوری هستند، شما نگاه کنید که یک زن و شوهر که واقعاً همدیگر را دوست دارند، در حد زن و شوهری نه، چون به زن و شوهری که میرسند خیلی ادامه ندارد، در مرحله نامزدی و عقد متأسفانه اینطوری است. آنهایی که باید عشقشان بزرگتر باشد، حضرت میفرماید هر چقدر ایمان افزوده میشود علاقه به همسر باید بیشتر بشود، عشق هر چه قدیمیتر است ماندگارتر و بهتر است، صفا دارد.@ولی حالا متأسفانه تحت تأثیر فرهنگ غربی اینطوری است، الان در دوران نامزدی و عقد میبینی این اگر پدرش به او یک فحش یا یک چیزی بگوید با پدر غوغا میکند، میبینی نامزد ده جور حرف بد به او میزند اصلاً دردش نمیآید، برای پدر و مادرش میخواهد یک همچین کارهایی انجام بدهد، عمراً، برای برادرش، خواهرش، اصلاً انجام نمیدهد، ولی برای نامزدش و شوهرش انجام میدهد، اصلاً ناراحت هم نیست.@برای هیچ کس جز فرزندش این کارها را انجام نمیدهد، چون عاشق فرزندش هست، ولی برای بچه کس دیگری نه نمیتواند بپذیرد، بچه خودش هر آتشی بسوزاند خیلی راحت با قربان و صدقه هم تحمل میکند، ولی بچههای دیگر یک صدم آن بخواهند فشار بیاورند تحملش را اصلاً ندارد، عشق این کار را با آدم میکند، عشق به آدم قدرت میدهد.@حالا اینها اینقدر عاشق خدا هستند که هر چی خدا از آنها میگیرد با خوشحالی میگویند معشوقم این را از من گرفته، معشوقم از من این را برداشته، خوشحال هستند، ناراحت نیستند، غر نمیزنند، به خدا نق نمیزنند، از خدایشان هست خدا یک چیزی از آنها بردارد.@هر بلایی سرشان بیاید با خدا شاد هستند، میگوید تو، این دیگر ناراحتی ندارد، اینطور نیست اگر در زندگیش یک اتفاقی بیفتد، حالا یا اقتصادی، یا بدنی، مریض بشود، سرطانی بگیرد، قطع عضوی داشته باشد، معلولیتی داشته باشد، یا در بخش حیوانی کسی از او بمیرد، خطرات دیگری، اجتماعی، سیاسی، آبرویی داشته باشد، یا از درس خواند یا مسائل علمی محروم بشود، به او بر بخورد.@فقط یک جا ناراحت میشود اینکه رابطه عاشقانهاش با خدا خراب بشود، معشوقش را از دست ندهد، عشقش را از دستش در نیاورند، و الا بقیه چیزها فدای سر معشوقش، این که غصه ندارد، این آن چیزی است که ما باید برایش تربیت بشویم، در غیر این صورت مدام برای خودمان جهنم میخریم.@«وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِله وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون» تا یک مصیبتی برایشان میآید میگوید من مال خدا هستم میخواهم پیش خدا برگردم، معشوق من هم سر جایش هست، اینکه خدا میگوید اگر خبر مرگ من را شنیدید غصه بخورید، تا قبل از شنیدن خبر مرگ من غصه نخورید من هستم، این که غصه ندارد، پیش من شما چه غصهای دارید.@یک کسی که این هست مصائب فقط در این بخش برایش غصهآور است، در این بخشها برایش درجه است، مقام است، کفاره گناه است، قرب است، برای چی ناراحت بشود، برای چی افسرده بشود، برای چی دعوا راه بیندازد، جنگ اعصاب راه بیندازد، مصائب برایش شیرین است، برایش ناراحتکننده نیست.@میخواهم بگویم این مبنا که با تسبیح، کلمه سبحان « سُبْحَانَ الَّذی يَقْتُلُ أَوْلاَدَنَا» دست به معشوقم نزنید، فکر نکنید من الان مینشینم غصه میخورم چرا فرزندم مُرده، به معشوقم اعتراض بکنم خدای نکرده، نه، محال است من هر چی از من گرفته بشود با خدا درگیر بشوم، یا به خدا بگویم چرا این کار را کردی.@زن و شوهر همدیگر را دوست دارند مرد یک دفعه برمیدارد یک خانه زن را بالا میکشد، زن اصلاً به رویش نمیآورد، زن مریض میشود، مرد میرود خانهاش را میفروشد خرج درمان همسرش میکند عاشقانه، میروند مستأجر میشوند، اصلاً به روی زنش نمیآورد که من همه خانه و زندگیم را پای درمان تو ریختم.@عشق اینطوری است، اصلاً منت گذاشتن ندارد، ناراحت شدن ندارد، به رخ کشیدن ندارد، یک آدمی که به رخ میکشد کوچک است، ریز است که اینطوری است، نفسش تنگ است، محدودیت دارد، و فشار قبر از اینجا ناشی میشود.@گفتیم نفس ما قبر ماست، و قبر ما نفس ماست، هر جا شما محدودیت دارید، و فشار دارید، فشار قبر دارید، تسبیح تمام فشار قبرها را برطرف میکند، سبحان تا میگویی سبحان دیگر خوشحال هستی، یعنی خدا مصیبت من را برداشت.@شما در زیارت ائمه میگویید «صَابِراً مُحْتَسِباً» صبر کردند و محتسب بودند، یعنی به حساب خدا میگذاشتند، خوشحال هستند، این مصیبت را به حساب خدا میگذاشت، یعنی خدا بابت این مصیبت به من اجرش را میدهد، من اصلاً اجرش را هم نمیخواهم، نمیخواهم به خاطر اینکه به من یک مصیبتی رسیده بگوید بیا یک متر زمین در بهشت بیشتر به تو میدهم من خودش را میخواهم، خودش از من خشنود باشد.@ما یک معشوق جدی حقیقی داریم، نه یک معشوق اعتباری، یک معشوق صرفاً مقدس، یک معشوق حقیقی است، معشوق است، اله است، و حقیقی است، انسان با الهاش باید درست رفتار بکند، اینکه غصه خوردن ندارد، نه خودش، خودش را انسان، میگوید من میدهم.@لذا سیدالشهدا فرمود «إلهِى رِضًى بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ لا مَعبودَ سِواکَ» یعنی افتاده به چاپلوسی خدا، همه چیزها را دارد، تازه دارد چاپلوسیاش را هم میکند، منتش را هم میکشد، فدای سرت، زینب کبری را نگاه کنید، این زن اینقدر غیور است، که تا آن مردک میگوید دیدید خدا با شما چکار کرد، اصلاً نمیتواند تحمل بکند یک کسی راجع به معشوقش حرفی بزند (ما رأیت الا جمیلا).@دیدید در خانه یک دامادی بد در میآید، یک دامادی نااهل در میآید، ولی دختر خیلی او را دوست دارد، تا مثلاً پدر و مادر به دختر میگویند این شوهرت اینطوری کرد میگوید راجع به او حرف نزنید، چون تحمل ندارد. ببیند کسی دارد راجع به شوهرش حرف میزند، میگوید معتاد است، رفته فلان کار را کرده، مدام توجیه میکند.@حالا زینب کبری اینقدر روی عشقش غیور است تا میگوید دیدید خدا با شما چکار کرد خیلی به ایشان برمیخورد (ما رأیت الا جمیلا) تمامش قشنگ است، چه چیزی از این بهتر که خدا از من اینها را بخواهد و من به خدا هدیه کنم، از این قشنگتر مگر میشود، تا باشد آدم داشته باشد هدیه به معشوقش بدهد.@ عشق آنجا سخت است که انسان برای معشوقش هیچ کاری نکند، سرمایهگذاری نکند، بدتر آویزان باشد، این خوب نیست، عشق خوب است آدم داشته باشد پای معشوقش بریزد، پول تا دلت بخواهد هر چقدر دلت بخواهد پای معشوقش بریزد، وقت هر چقدر بخواهد پایش بریزد، بخش جمادیش پول میشود، از ثروتش برای معشوقش عاشقانه خرج بکند نه با درد و ناراحتی.@شما الان صندوق صدقات ما را نگاه کنید پول خورد است، چون طرف دلش نمیآید برای آخرت خرج بکند، اگر کسی میخواهد برای خدا خرج بکند، تو الان با زن و فرزندت میروی میخواهی یک غذا بخوری 200 هزار تومان پول غذایتان میشود، بعد میگویی بیا برای اسلام، مسلمین، خدا، امام زمان خرج کن، میگردد پول خوردهایش را پیدا بکند، این چه عشقی است.@عشق یعنی اینکه تو بتوانی وقتی اسم امام زمان میآید ببینی چه چیزی دارم، از اموال خوب و بد، دو تا زمین دارم، چهار تا مغازه دارم، خانه دارم، برای معشوقم میریزم، این عشق است، عشق صادقانه، خدا کند آدم بگوید بتوانم این کار را بکنم.@لذا یکی از مسائلی که در روانشناسی اسلامی علامت صدق است، خوب خرج کردن برای آسمان است، نه با چرتکه انداختن، آنطوری نه، خوب ولخرجی کردن است، برای آسمان، در بخش گیاهی وقت میگذارد، شب، روز، جمعه، تعطیلات، اصلاً هم ناراحت نیست.@در بخش حیوانی آبرو میگذارد، کار اجتماعی، سیاسی، جهادی میکند، و کار عقلی و علمی هر چقدر میخواهد از علمش مصرف میکند و عبادتش تقدیم میکند، برای عاشقی وقت میگذارد، و همه قدرتها از این بخش پنجم میآید.@ برای همین در قرآن تا یک نفر سه تا معشوق در رأس معشوقهایش نباشد انسان نیست، مگر نمیگویی خدا، خدا دارد میگوید شما سه تا معشوق باید در رأس تمام معشوقهایت باشد، من، اهل بیت، جهاد در راه خدا، اگر یک کسی غیر از این است دروغ دارد میگوید عاشق خداست حرف بیخود دارد میزند، فقط ادعا است.@لذا میگوییم در بین تمام معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی، اگر سه تا معشوق در رأس معشوقها و عشقها و لذتهایت هست، تو انسان هستی، و الا انسان نیستی، این را خیلی صریح خدا دارد میگوید، خود خدا هم میگوید الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا.@آدمی که این خصوصیات را ندارد، خود خدا میگوید من تو را به عنوان آدم قبول ندارم، دروغ میگویی عاشق هستی، دروغ میگویی بنده هستی، تو بنده پایینیها هستی، چون آنها را به ما ترجیح میدهی، بنده پایینیها هستی.@سوره ق آیه 39 و 40 «فَاصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ» صبر کن به آنچه که میگویند، «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ، وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ أَدْبارَ السُّجُودِ» شبیه آیه قبلی هست، ولی دیگر اینجا نگفته اثرش چیست، اینجا دارد به شما میگوید اثرش این هست که اگر دارند اذیتت میکنند این کار را بکن.@اما آیه قبلی میگوید نه اگر آن هست «لَعَلَّكَ تَرْضى» تو راضی میشوی، آدم بالاتر از رضایت دیگر چه میخواهد آدم راضی باشد هست میتواند این کار را انجام بدهد، غصه ندارد، نقنق هم ندارد، ناراحتی اعصاب هم نمیکشد وقتی راضی هست همین است.@ حالا اسم «لَعَلَّكَ تَرْضى» آمد برویم سراغ مظهر رضای خدا، خدا یک مظهر رضا آفریده که هر وقت بخواهد یک کسی را راضی بکند آن را به او میدهد، و آن هم وجود مقدس امام رضا است، میگوید «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الَّذِي ارْتَضَيْتَهُ وَ رَضِيتَ بِهِ مَنْ شِئْتَ مِنْ خَلْقِكَ» سلام حضرت میگوید تو با این رضا هر کس را بخواهی راضیش میکنی.@ برای همین هر کس پیش امام رضا میرود راضی برمیگردد، امام رضا هم از آن کسانی هست که شما هر وقت پیش او میروی با هزار تا جنایت پیش او میروی میفهمی که از تو ناراحت نیست دوستت دارد، قشنگ آدم میفهمد امام رضا رویش را از هیچ کس برنمیگرداند، هر چقدر هم بد باشد مطمئن باش برنمیگرداند، این مظهر رضای خداست.@حالا یواش یواش میفهمید چرا صلوات ثواب تسبیح، تحمید، و تکبیر دارد، «وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حينَ تَقُوم وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبارَ النُّجُومِ» هم زمانها را مشخص میکند، این دارویت را چه موقع بزن، این دارویت را چه موقع بخور که آن آثار را برای تو داشته باشد، دقیق زمانها را مشخص کرده این فرمایش خیلی زیباست.@در برابر دستور پروردگارت شکیبا باش، «فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا» تو جلوی چشم ما هستی، چقدر آدم را آرام میکند، در مقابل چشم ما هستی، تو جلوی چشم ما داری این مسائل را تحمل میکنی، و این خیلی مهم است. آدم وقتی حواسش باشد خدا دارد او را نگاه میکند، و اهل بیت دارند نگاهشان میکنند، قدرت میگیرد.@ اصلا حیا میکند از اینکه بخواهد عصبانی بشود، نق و غر بکند، گاهی وقتها بعضی از افراد حواسشان نیست، مثلاً در خیلی جاها در زندگی یک دفعه میبینی رفتارهایی از خودشان بروز میدهند که اصلاً حواسشان نیست، دوربین دارد نگاهت میکند.@دیدید طرف خیلی ناراحت است، الان ممکن است یک کاری بکند، بعد میگویند ببین دوربین دارد تو را میبیند جلوی دوربین رعایت میکند، «فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا» جلوی چشم ما هستی، جبرئیل میآید به ابراهیم (علیهم السّلام) میگوید کمک میخواهی، میگوید نه خدا دارد من را میبیند، از تو کمک بخواهم (لا).@این «فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا» غوغا است، به انسان قدرت میدهد، اگر کسی حواسش هست خدا دارد او را نگاه میکند، حیا میکند حسودی بکند، حسودی خیلی جنایت بزرگی است، حسودی خلاف شرک است، خلاف الحمدلله است، یا سوءظن داشته باشد، بدبینی داشته باشد، اصلاً خودش خجالت میکشد بدبینی داشته باشد، یا عصبی باشد، یا زودرنج باشد، یا حساسیت داشته باشد، یا برای دنیا غصه بخورد.@اگر کسی برای دنیا غصه بخورد خیلی بیآبرویی است، خیلی خجالتآور است، من جلوی خدا، اهل بیت، با داشتن اینها برای دنیا غصه بخورم، ناراحت بشوم، خیلی بد است، حالا هم که دارند او را میبینند، اینقدر حیا میکند که بنشینم برای چی غصه بخورم، آن هم جلوی چشم اینها.@ طرف اینقدر مشرک است که وقتی مهمان خانهشان هست اینقدر آرام و ریلکس، نه اشکال ندارد، مهمان که بیرون برود، یک همچین اتفاقی بیفتد، کمربند را میکشد، اعصابش خورد میشود، شروع میکند داد و بیداد کردن، تو از مهمان حیا کردی، از خدا که دارد تو را میبیند حیا نمیکنی، فرشتهها هستند.@«فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا» صبر میدهد، فا آورده، تفریع دارد، «وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ» تحمل کن «لِحُكْمِ رَبِّكَ» «وَ اصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنا» تحملش کن، اینکه جلوی چشم ما هستی اول میگوید، که این قدرتش چند برابر است.@«وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حينَ تَقُوم» وقتی بلند میشوی یعنی از جایت بلند میشوی، «وَ مِنَ اللَّيْلِ فَسَبِّحْهُ» شب تسبیح بگو «وَ إِدْبارَ النُّجُومِ» پشت سر ستارهها بعد از اینکه ستارهها رفتند.@یک روایت هم بخوانم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) سؤال میکنند که «اَیُّ الکَلام اَحَبُّ اِلَی الله عَزَّ وَ جَلّ» جگر میخواهد یک نفر اینطوری سؤال میکند، این آدم، آدم حسابی است اینطوری سؤال میکند.@مثلاً طرف میخواهد با یک کسی ازدواج بکند، به خواهرش میگوید ببین فلانی از چه رنگی خوشش میآید میخواهم بروم برای جشن تولدش یک هدیه بخرم به من بگو از چه رنگی خوشش میآید این دنبال این هست که رضایت او را جلب بکند، میخواهد یک هدیه بگیرد که او خوشحال بشود.@یا میخواهد برای دختر بگیرد، سؤال میکند که این دختر از چه مدلی خوشش میآید دوست دارد بداند که او از چه چیزی خوشش میآید، یک هدیهای نگیرد که برایش اهمیت نداشته باشد؛ چه کسی سؤال میکند که خدا از چه چیزی بیشتر خوشش میآید، یک کسی که دل در گرو عشق خدا دارد، برایش مهم است خدا خوشش بیاید، خدا را بخنداند.@آن بنده خدا به پیغمبر گفت یا رسول الله چکار کنم خدا از دست من بخندد، یعنی جنونش از خشنودی خدا گذشته، به خنده خدا رسیده، «اَیُّ الکَلام اَحَبُّ اِلَی الله» چه کلامی پیش خدا از همه محبوبتر هست، «قالَ مَصطَفیَ الله لِلمَلائِکَة» همانی که خدا خودش انتخاب کرده بهتر است، خدا میگوید من اینطوری دوست دارم، آن که خدا برای فرشتهها انتخاب کرده برای ما هم قشنگتر است.@جوابها چیست، سؤال چیست، اینها کیستند دارند اینگونه حرف میزنند، «سبحان ربی و بحمده، سبحان ربی و بحمده» چقدر قشنگ است و ما اینها را سر نماز داریم.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@