سلسله مباحث استاد محمد شجاعی تهیهشده در مؤسسه منتظران منتجی شماره تماس، 5 ـ 55972450 وبگاه اینترنتی
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان در تفسیر تسبیح بود. اینجا در این آیه ببینید «سُبْحانَ اللهِ عَمَّا يَصِفُونَ» تسبیح را به معنای پاک دانستن خداوند از اوصاف غلط که بندگان خدا یک موقعی خدا را توصیف میکنند دانسته، پس اگر خواستید معنی تسبیح را بفهمیم یکیش همین هست که خود خدا دارد در قرآن میگوید «سُبْحانَ اللهِ عَمَّا يَصِفُونَ» منزه است خدا از توصیف بندگانش که این را در بخش دیگری تکمیل خواهیم کرد.@مورد بعدی که فرمایشی از پیامبر خدا است، که از او سؤال کردند در مورد تفسیر سبحان الله فرمود: «هُوَ تَنزیهُ اللهِ عَن کُلِّ سَوء» منزه دانستن خداست از هر بدی، در واقع تسبیح جنبههای سلبی را برمیدارد، جنبههای بد را برمیدارد، جنبههای منفی را در تسبیح شما برمیدارید، هر چیز بدی، هر چیز ضعفی، هر چیز ناقصی، که ممکن است انتساب پیدا بکند به خداوند، انسان در تسبیح برمیدارد.@مثلاً سؤالی که در هستی پیش آمد که نباید هم پیش میآمد چون ما اینها را در اردوهای قبلی گفتیم، و 6 ماه ما فرصت دادیم تا عزیزان در این 6 ماه اردوهای قبلی را کار کنند تا این سؤالات پیش نیاید، ما وقتی داریم میگوییم فقط ما یک وجود داریم که قائم به ذات است، یک هستی داریم، بقیه چیزها جلوههای این هستی هستند، منظور این نیست که سنگ و چوب و گیاه و حیوان خدا هستند.@منظور این هست که اینها ظهورات یک هستی هستند، و وقتی ظهور هستند، یعنی قائم به ذات نیستند، قائم به الله هستند، ضعف دارد، الان همه مخلوقات ضعیف هستند، عیب دارند، ضعیف هستند، جنبههای منفی دارند، اینها را در سبحان الله، یعنی انتسابش به خدا نده، انتسابش به هستی نده، انتساب باید به مخلوق بدهی، به آن ظهور، این ظهور محدود است.@گُل، الان ما گُل را تمرین کردیم، در گُل، در تمریناتی که اردوی اول دادیم این بود که هر کدام از شما یک چیزی را انتخاب کنید، و از آن اسم در بیاورید، وقتی شما میخواهید به گُل نگاه بکنید، گُل زیباییهای زیادی دارد، وقتی نگاهش میکنی، اسمهای قشنگی از آن در میآورید.@اما نمیتواند تمام اسماء را داشته باشد، الان ظهور نمیتواند بدهد همه اسماء را، آنکه نمیتواند ظهور بدهد مربوط به محدودیت خود گُل است، شما 10 تا، 15 تا، 20 تا اسم میتوانید از آن در بیاورید از اسماء الهی وقتی نگاه میکنید، ولی این دیگر بیش از این جا ندارد. چون جلوه محدود است نمیتواند، یا جمادات، حیوانات، یا موجودات دیگر.@انسان هم که هست ضعفهای خاص خودش را دارد، ولی انسان ظرفیت همه اسماء را دارد، میتواند همه را نشان بدهد، این قابلیت را دارد که میتواند تمام آن اسمها را ظهور بدهد، و اصلاً شرافت یک انسان به تعداد اسمی است که از خدا ظهور میدهد، در واقع هر یک اسمی که انسان از خدا ظهور میدهد یک درجه انسانی دارد، یک کمالش هست.@ اسماء الهی اسماء انسان هستند و انسان باید اینها را از خودش جلوه و بروز بدهد، این وقتی میگویی سبحان الله، تا گفتی سبحان الله یعنی من اگر ضعفی را در موجود دارم میبینم، در ظهورات مخلوقات دارم میبینم به وجود نسبت نمیدهم، این مال موجود است، موجود یعنی آن که وجود یافته است به وجود نسبتش نمیدهم.@چون وجود خودم در هستی میبینم که هستی بینهایت است، کمال است، تمام کمالات در خود هستی هست، پس نمیگویم الان این گُل تیغ دارد، تیغ داشتن برای گُل یک کمال است، ولی برای من که مقایسه میکنم.@مثلاً میگوییم فلان چیز نجس است، میگوییم پس خدا نجس است، نه این نجس بودن، مثلاً سگ نجس است، یعنی وقتی که روابط بین اشیاء برقرار میشود، با همدیگر تزاحم دارند، این تزاحمها برای خود موجودات است نه برای وجود، هستی برّی از این تزاحمات هست، هستی در آن این تزاحمات و نجس بودن معنا ندارد.@ما میگوییم نجس است یعنی اینکه تو در ارتباط با آن باید پرهیز بکنی برای تو مفید نیست، یا فلان میوه برای انسان ضرر دارد، مثلاً قارچ سمّی، قارچ سمّی برای انسان ضرر دارد، ولی این به وجود برنمیگردد اینکه این موجود ساختارش اینطوری است و کمالش در سمّی بودنش است، مثل کمال مار که در سمّی بودنش است که باید سمّ داشته باشد.@پس مسائل جمادی، گیاهی، حیوانی و محدودیتهای عقلانی هیچ کدام به هستی برنمیگردد، اینها مربوط به مخلوقات است، مربوط به ظهوراتی هست که هستی دارد، ما باید به آن توجه بکنیم، پس سبحان الله که داریم میگوییم یعنی وقتی شیطان دارد به ذهنت میاندازد، یا قوه واهمهات دارد این کار را میکند که تو این را به الله نسبت بدهی، این به الله برنمیگردد چون هستی مطلق است، و این ظهورات و جلوهها را دارد.@بالاخره ما مثل خالق خودمان نیستیم بالاخره ما یک محدودیتهایی داریم، اگر قرار بود که ما هم مثل او باشیم که دیگر چه فرقی داشت «لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ» لذا این را خیلی توجه بکنیم که تنزیه هست تسبیح، تنزیه تسبیح خداوند تبارک و تعالی از هر ضعف و بدی است.@بعضی از فقها هم که وحدت وجود و هستی را متوجه نشدند، مثلاً آمدند از خدا دفاع بکنند، میگویند وحدت وجود یعنی چی، بعضیها در رسالههایشان هم نوشتند که قائلین به وحدت وجود نجس و کافر هستند، میبینید امثال امام خمینی و علامه و آدمهایی که بسیار بزرگ هستند.@به قول حضرت آیت الله جوادی آملی علامه طباطبائی (رحمت الله تعالی علیه) از بسیاری از امامزادهها بالاتر است، امام خمینی همینطور، وقتی که یک کسی معنای وحدت وجود را نمیفهمد، این را درک نمیکند، مثلاً میخواهد بیاید از خدا دفاع بکند فکر میکند قائلین به وحدت وجود میگویند اینها خدا هستند.@نه هیچ کس نمیگوید اینها خدا هستند، قائلین به وحدت وجود میگویند هستی یکتا است، خود قرآن هم میگوید «قُلْ هُوَ اللهُ أَحَدٌ» هستی یکتا است، نمیتواند دو تا باشد، اصلاً ذاتش قبول دوئیت نمیکند، شما جلوی این را بگیرید آنوقت ده تا عیب به خدا خودتان میبندید، آنوقت خدا را یک موجودی آنطرف آسمانها، اینطرف هم میکنید مخلوقات خدا، اینها مخلوق هستند آنطرف هم خدا است.@پس خدا محدود است، شما خودتان میگویید «لَمْ يَلِدْ» یعنی چی؟ یعنی از هستی چیزی خارج نمیشود، زایش و زایمان ندارد، آنوقت چطور شما دارید میگویید وحدت وجود شرک است، یا کفر است، یا قائلین به آن نجس هستند، بالاخره وجود واحد است، وجود وحدت شخصی دارد، حضرت وجود، حضرت هستی، یک موجود است، یک هستی است، یک شخص یکتا است، این هم ظهورات و جلوههایش هستند.@
مورد بعدی از امام صادق (علیه السّلام) هست به هشام بن حکم در تفسیر سبحان الله از او سؤال میکنند، سؤال کردند باز حضرت فرمود «أَنَفَةً لِلهِ، أَمَا تَرَی الرَّجُلَ إِذَا عَجِبَ مِنَ الشَّیْءِ قَالَ: سُبْحَانَ اللهِ» این سبحان الله نسبت به خداوند تبارک و تعالی یک تنزیه است، بعد هم حضرت میگوید مگر نمیبینی که وقتی یک کسی تعجب میکند از یک چیزی میگوید سبحان الله، برّی است خدا.@این علامت سبحان الله را برای تنزیه و تعجب میآورد، آن معانی که ما صبح خواندیم در بحث لغوی تسبیح که تنزیه هست برای تعجب به کار برده میشود، اینها را روایاتش را هم داریم میگوییم که در روایات هم دارد میآید.@پس وارسته دانستن خداست سبحان الله، بعد حضرت میگوید مگر نمیبینی اگر یک کسی تعجب میکند میگوید سبحان الله، شما وقتی با یک چیزی برخورد میکنید، انسان تعجباتش مرسوم هست میگوید سبحان الله، یعنی نه نه اینگونه نیست، پس دارید شما با این عملتان تنزیه میکنید.@مورد بعدی در توحید هست، از یزید بن یزید بن اصم، میگوید یک کسی آمد عمر بن خطاب «فَقَالَ یَا أَمِیرَالْمُؤْمِنِینَ مَا تَفْسِیرُ سُبْحَانَ اللهِ» به عمر گفت ای امیرالمؤمنین تفسیر سبحان الله چیست؟@عمر هم یک رویه داشته هر موقع از او سؤال میکردند میگفت بروید سراغ امیرالمؤمنین، یعنی این انصاف علمی را داشته که خودش میگفته من اینها را نمیدانم، از اباالحسن بپرسید و در روایات اهل سنّت هم هست که 70 مرتبه، دهها مرتبه گفته خدایا من را در هیچ سؤال و مشکلی که علی کنارم نباشد تنها نگذار، این اعتراف است.@مثل خلیفه اول که میگوید «اَلنّاس اَفقَهُ مِنّی حَتَّی النِساء» مردم همه بیشتر از من میفهمند حتی زنان، حالا نسبت به آن جامعه آن موقع، عمر اینطوری جواب میدهد «إِنَّ فِی هَذَا الْحَائِطِ رَجُلًا کَانَ إِذَا سُئِلَ أَنْبَأَ وَ إِذَا سَکَتَّ ابْتَدَأَ» میگوید پشت این دیوار، یک مردی اینجا هست که «إِذَا سُئِلَ أَنْبَأَ» هر وقت سؤال کنی به تو خبر میدهد، قشنگ میتواند به تو جواب بدهد.@این کمال امیرالمؤمنین است، که میدانند که در هیچ سؤالی نمیماند، تنها کسی بوده که مثل پیغمبر هیچ سؤالی را بیجواب نمیگذاشته، اگر کسی غیر از اینها مدعی بشود که من هر سؤالی را میتوانم جواب بدهم آدم نادانی هست، «لا اَدری نِصفُ العِلم» در بحث عالمی و علمایی نمیدانم نصف علم است، من نمیدانم، بلد نیستم، ما جهالتهای زیادی داریم.@چون شرط امام این هست، چون باید هیچ کس بیجواب نماند، یکی از شرائط اصلی و واجب امام این هست که به کسی حرف نمیدانم نزند، اگر یک کسی گفت نمیدانم دیگر امام معصوم نمیتواند باشد، لذا کسی مثل عمر، ابوبکر، و تمام اطرافیانشان، ما هزاران روایت در فضیلت امیرالمؤمنین داریم چه شیعه و چه اهل سنّت این هیچ وقت در هیچ سؤالی نمیماند، یعنی نمیدانم نبوده.@خودش میگوید «سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي» هر چه میخواهید قبل از اینکه من را از دست بدهید از من سؤال کنید، که من به راههای آسمان عالمتر هستم تا راههای زمین، این پدر ما است، این امام ما است، ما بچه یک همچین فردی هستیم، و یک همچین کسی مقصد ما است، از نظر شخصیتی که باید به او نزدیک بشویم، این توصیفی که از امیرالمؤمنین کردیم.@«فَدَخَلَ الرَّجُلُ» این شخص وارد میشود خدمت امیرالمؤمنین میرود، دید آنجا علی بن ابیطالب است او را شناخت، عرض کرد ای ابو الحسن تفسیر سبحان الله چیست؟ فرمود «هُوَ تَعْظِیمُ جَلَالِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ» این محدودیتهای زبان فارسی را میرساند که ما نمیتوانیم وقتی میخواهیم یک امر خیلی مهم و حیاتی و کلیدی را توضیح بدهیم فارسی بگوییم.@چون فارسی برایش لغت ندارد، شما در فارسی چه چیزی میخواهید پیدا کنید، برای سبحان الله چه چیزی میخواهید جایش بگذارید؟ هیچی ندارید، این زبان قرآن هست، زبان عربی هست که برای یک ماده 60 ـ 70 تا لغت دارد که تو دستت کاملاً در تجزیه و تحلیل و تولید علم باز است، بدون عربی شما نمیتوانید تولید علم به این معنا و قدرت بکنید.@میگوید تعظیم جلال خداست، میخواهم یک نکتهای را اینجا نطفهاش کاشته بشود که دقایق بعد بهرهبرداری بکنیم، سبحان روی جلال رفته، گفتیم اسماء الهی دو گونه هستند، اسماء جلالی و اسماء جمالی، اسماء جلالی که آن عظمت الهی، شکوه الهی را میرساند، جمال زیباییها را میرساند.@تمرین کردیم گفتیم مثلاً شما در پلنگ آن خوشگلیهایش، لطافتهایش، نازیهایش، جمالی است، آن غرش و تندی و عظمتش جلالی هست، در گُل زیبایی برگها و گلبرگها جمال است، آن خارها جلال است، که گفتیم مرد مظهر جلال است، زن مظهر جمال هست، اسماء الهی همه همینطور هستند، جلال و جمال.@ببینید امیرالمؤمنین چقدر تخصصی دارد صحبت میکند میفرماید تعظیم خداست اما در نه در جمال، در جلال، این خیلی دقیق است، وقتی خواستیم مرحله بعد را توضیح بدهیم عظمت این کلام حضرت بیشتر روشن میشود که خدایا این مرد کیست که دارد اینگونه حرف میزند. این خیلی تخصصی است.@«تَعْظِیمُ جَلَالِ اللهِ» این تعظیم جلال خداست، تعظیم خدا هست اما در بخش جلال الهی، چون میگوییم عظمتش بالاتر از این هست، وجودش بالاتر از این هست، نفی میکند، طرد میکند، ضعفها، نقصها، کمبودها، گناهان، همانطور که پیغمبر فرمود «تَنزيهُ الله مِن كلِّ سُوءٍ» میزند هر چه بدی هست از بین میبرد، پس این عظمتش را میرساند، تعظیم جلالی در این بخش هست.@«هُوَ تَعْظِیمُ جَلَالِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ وَ تَنْزِیهُهُ عَمَّا قَالَ فِیهِ کُلُّ مُشْرِکٍ» از چیزهایی که هر مشرکی در مورد خدا ممکن است بگوید، «فَإِذَا قَالَهُ الْعَبْدُ صَلَّی عَلَیْهِ کُلُّ مَلَکٍ» از آثار تسبیح هست، ما یک بحثی به نام آثار تسبیح داریم که با وجود انسان چکار میکند برای دنیا و آخرت انسان چه آثاری دارد، اما آن یک بخش دیگر است با محدودیتهای خاص خودش.@هر وقت یک بندهای بگوید سبحان الله «صَلَّی عَلَیْهِ کُلُّ مَلَکٍ» هر فرشتهای برایش درود میفرستد، این درود فرشته در همه چیز انسان اثرگذار است، هم دنیای انسان، هم آخرت، درود فرشته مثل درود ما نیست، به یکی بگوییم سلام، هیچ تأثیری هم برایش نداشته باشد.@البته سلام ما هم تأثیر دارد، ما متوجه تأثیرش نیستیم، یک کسی به ما سلام بکند، ما به یک کسی سلام بکنیم، یک نور، یک انرژی مثبت، یک نور زیبا، یک قدرت منتقل میشود، سلام دادن خودش خیلی ارزش دارد، اما بعضیها این را درک نمیکنند، تاریک هستند، زمخت هستند، متوجه نمیشوند اما این آثار را دارد.@اما فرشته فرق میکند، فرشته وقتی درود میفرستد، این درود فرشته برای انسان خیلی آثار میآورد، آن هم هر فرشتهای برای انسان درود میفرستد، ببینید چه تنظیمی در این عالم هست، خدا رحمت کند آیت الله بهجت را (رحمت الله تعالی علیه) میگوید خدا میداند که وقتی یک کسی یک صلواتی میفرستد در ملکوت عالم این صلوات چهها خواهد کرد، یک صلوات چه اتفاقی میافتد ما الان این را نمیفهمیم.@در ملکوت انسان، در ملکوت عالم این صلوات غُلغُله میکند، و ضبط میشود، ولی الان چون ما در دنیا هستیم، متوجه نیستیم، وقتی انسان وارد ملکوت بشود، بخصوص در قیامت، حالا صلواتها اینجا میآید خودش را نشان میدهد@صلواتهایی که این شخص صادر کرده، از وجودش اینها حالا میآید خودش را نشان میدهد که در قدرت انسان چکار میکند، در سعه نفس انسان، در اینکه چقدر این صلوات انسان را شبیه خدا میکند، توضیحاتش را من در کتاب صلوات دادم، به آنجا مراجعه کنید، که صلوات چه اتفاقی میافتد چرا به آن ذکر اعظم و اسم اعظم میگویند.@حالا حضرت دارد خبر میدهد، چه کسی میتواند این خبر را بدهد، الان بنده میگویم هر کس صلوات بفرستد خداوند این کار را میکند، شما میتوانید یقه من را بگیرید، بگویید شما از کجا دارید این حرف را میزنید، شما چه سندی دارید که دارید این حرف را میزنید، تو اصلاً خبری از عالم بالا داری که صلوات این کار را میکند.@چه کسی میتواند از آنطرف خبر بدهد؟ کسی که خودش به آنطرف کاملاً تسلط داشته باشد بتواند خبر بدهد، امیرالمؤمنین دارد خبر میدهد، ببین این آدم کیست، کجا نشسته، چه تسلطی به همه فرشتهها دارد که میداند، اگر یک کسی بگوید سبحان الله همه فرشتهها بر او درود میفرستند.@یعنی یک کسی است که بالاتر از این نظام خلقت قرار گرفته، ایستاده دارد آنجا میبیند، من دارم خبر میدهم اگر کسی گفت سبحان الله، او دارد خبر میدهد، خبر کار هر کسی نیست، همان که عمر گفت «إِذَا سُئِلَ أَنْبَأَ» خبر دارد میدهد، میگوید من به شما میگویم هر کس تسبیح بگوید تمام فرشتهها به او درود میفرستند.@درود فرشتهها چه خواهد شد، این را هم ما الان نمیدانیم، این هم ما انشاءالله باید به زودی از زندان تنگ و تاریک و غمزده در بیاییم برویم در عالم بهجت و سرور، در عالم ملکوت آنجا هست که تازه ما چشممان، دست و پایمان، بالمان، زندگیمان باز میشود، گشایش پیدا میکند، میرسیم به یک وسعت بینظیر آنجا ببینیم سبحان الله چه شده، سبحان الله ما چکار کرده.@پس اولین اثر تسبیح این بود که همه فرشتهها بر انسان درود میفرستند.
روایت بعدی از نبی اکرم هست: «إِذَا قَالَ الْعَبْدُ سُبْحَانَ اللهِ فَقَدْ أَنِفَ لِله وَ حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ يَنْصُرَهُ» هر وقت یک بندهای بگوید سبحان الله، این شخص خدا را وارسته دانسته از همه چیزهایی که غلط هستند، اشکال دارند.@اگر یک کسی گفت سبحان الله پیش خدا بینتیجه نیست، «حَقٌّ عَلَى اللهِ» یعنی قطعی است، تا میگویی «حَقٌّ عَلَى اللهِ» یعنی قانون است، مثل قانون که میگوییم اگر من یک نیوتن فشار به این میز بیاورم، یک نیوتن فشار به دستم میآید، نمیشود نیاید، قانون خلقت است، جزء عددها و ارقام خلقت است، جزء قضاها و قدرهای خلقت است، جزء قوانین عمل و عکسالعملهای نظام خلقت است.@اگر یک کسی گفت سبحان الله با معرفت، با عشق، با باور، گفت سبحان الله، «حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ يَنْصُرَهُ» واجب میشود بر خدا، حق بر خدا، حقش ثابت است، بر خدا ثابت میشود، یعنی گردن خدا میافتد، که به این آدم کمک بکند، که به این آدم نصرت بدهد.@حالا هر نصرتی، یک موقع هست نصرت جمادی است، یک موقعی گیاهی است، یک موقعی حیوانی است، یک موقع عقلی است، یک موقع فوق عقلی است، خدا به این شخص نصرت میدهد، پس یکی از راههای کسب قدرت سبحان الله است.@الان به یک کسی میگویی من ضعیف هستم، من الان مشکل دارم، من الان بدنم ضعیف است برای کار نمیکشد، ذهنم ضعیف است برای درس نمیکشد، یا توان مالیم ضعیف است، به او بگو بنشین یک مقدار تسبیح بگو، میگوید چه ربطی دارد، یعنی چی من بگویم خدا منزه است، برای من آب میشود، نان میشود، چه میشود برای من، این را نمیفهمد.@پیامبر خدا دارد خبر میدهد، چون تسلط بر همه عالم دارد، «حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ يَنْصُرَهُ» حق است بر خدا که کمکش کند، بنابراین ما هم باید حواسمان باشد، هوشمندانه تسلیم خدا بشویم، چطور دکتر میگوید این قرص را بخور.@تو اصلاً جرأت داری به دکتر بگویی این قرص چیست؟ با معده من چکار میکند؟ برو پزشک بشو، حرف نزن من دارم میگویم این را بخور، چشم میخورم، سه تا، دو تا، پنج تا، نصفی، صد تا، باشد، اینطوری بخور، ناشتا بخور، بعد از غذا بخور.@سبحان الله میگوید این برای تو قدرت میآورد، نصرت الهی را برای تو جمع میکند، جامعه تنزیهی باطنش هم توضیح بدهم، جامعه تنزیهی، خانواده تنزیهی، فرد تنزیهی، فرد تسبیحی، حرکت تسبیحی، گفتیم از یک مبدأ شروع میشود به یک مقصد، حرکت تسبیحی گفتیم حرکت روبه رشد است، تکامل است، مثبت است، بنابراین تسبیح در انسان سرعت و قدرت ایجاد میکند، شنا است، دارد حرکت میکنی، سرعتت زیاد میشود، تسبیح انسان را زیاد میکند.@اینها را داشته باشید که وقتی میرسیم به بحثهای شیرین تسبیحات حضرت زهرا که این تسبیح چکار میکند، طرف نشسته با تمرکز دو سه دقیقه تسبیح گفته میگوید از هزار رکعت نماز قویتر است، بعضی جاها از 500 رکعت نوشته، تسبیح حضرت زهرا چکار میکند.@جالب است که وقتی حضرت زهرا گفت یا رسول الله خسته هستم، میدانید که حضرت (سلام الله علیها) مادر ما با آن دستها باید گندم را آسیاب میکرد، تا آرد درست کند، بچهداری باید میکرد، بعد کنار این بچهداری، بالاخره بچههای شیطان داشته، بچههایش امام بودند، امام یعنی اوج شیطنت، چون هر چه بچه بزرگتر، قویتر، سالمتر باشد در تربیت اینها را گفتیم، از دیوار راست بالا میرود.@حالا چهار تا بچه قد و نیمقد حسنین و زینبین همه از اینهایی که ماشاءالله، بعد هم ایشان باید گندم را میآورده خالی میکرده، خیلی خسته میشد، دستهایش گاهی اوقات زخمی میشده، به رسول الله میگوید میشود ما هم مثل کسان دیگر، اجازه داریم مثل کسان دیگر که در خانهشان خادم دارند ما هم خادم داشته باشیم؟@رسول الله میگوید یک چیز بهتر به تو میدهم، او کیست که این را میفهمد، میگوید بعد از هر نماز تسبیحات بگو، تو را قوی میکند، نمیگوید تو را قوی میکند ولی میفهمد الان پیغمبر دارد اینجا به ما میگوید که «حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ يَنْصُرَهُ» این فقط حضرت زهرا نیست که در کار خانه خسته میشود اگر تسبیحات بگوید قوی میشود.@یک مادری فرزندانش ذلهاش کردند، خستهاش کردند، میگوید تو هم بگو، اگر یک مادر با معرفت اینها را بگوید اصلاً متوجه نمیشود از کجا نیرو میآید، یک کسی که دارد کارهای سنگین شبانهروزی انجام میدهد، تسبیح بگوید، اهل تسبیح باشد، خدا به او کمک میکند.@یک کسی که تجارت سنگین دارد، کار اجتماعی ـ سیاسی سنگین دارد، کار نظامی سنگین دارد، ما این را خدا شاهد است در جبهه دیدیم، ما در جبهه تمام آثار اینها را دیدیم که چطور یک لفظ، یک ذکر به کمک انسان میرسد، چطوری یک ذکر دشمنت را کور میکند و زمینگیر میکند.@من نشسته بودم داشتم یک کار حساس میکردم در خاک عراق، در پایگاه دشمن، آن موقع من 17 سالم بود، یک دفعه نگاه کردم دیدم عراقیها بالای سرم ایستادند دارند نگاهم میکنند، شب در پایگاه عراقی داشتم مینهایشان را خنثی میکردم، ایستاده بالای سرم دارد من را نگاه میکند.@یک بچه 17 ساله آن هم صفر کیلومتر، تازهوارد، از این تصویر چه میفهمد، دو تا سرباز عراقی دارند او را نگاه میکنند، تو هم مسلح نیستی، داشتم یک کار حساس انفجاری میکردم، تا این را ول کنم بخواهم اسلحهام را بردارم من را آبکش کردند.@فرمانده ما یک بچه 28 ساله گفت کارت را بکن تو را نمیبینند، من و جعلنا را خواندم، تو را نمیبینند کارت را بکن، لفظ چکار میکند، قدرت میشود، یعنی من کورشان را کردم، تو کار خودت را بکن، یعنی من ایستادم هاج و واج دیدم عراقیها رفتند.@لفظ کار میکند، او لفظش را دارد، بعد گفتن معمولیش هم روی من اثر دارد، فرمانده است، نمیبیند کورشان کردم کارت را بکن، من کارم را ادامه دادم دیگر نترسیدم، کاری با من کرد این فرمانده که من شبها پولیپ بینی هم داشتم آن موقع قبل از عملم بود، خُرخُر شدید، شبها میرفتم پیش عراقیها میخوابیدم، یعنی میگفت اینجا پیش اینها بخواب من کارم را انجام بدهم.@چون کار من این بود که اینها را از میدان رد بکنم به دشمن برسانم، کار آنها تخصصی بود، بگیر اینجا بخواب استراحت بکن، من واقعاً خدا شاهد است میگرفتم کنار برادران میخوابیدم، در خواب یک دفعه یکی میآمد صدا میکرد بلند جلوی همینها بلند بشو برویم، فقط کورشان نکرده بود، کرشان هم کرده بود.@لفظ کار میکند، لفظ قدرت میآورد، خدا این را به همه ما داده، اگر یک کسی گفت سبحان الله «حَقٌّ عَلَى اللهِ أَنْ يَنْصُرَهُ» هر جا کم آوردی به تسبیح بیفت، آن هم همه تسبیحات، چون گفتم تسبیح که میگوییم فقط سبحان الله نیست، (سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر) تسبیحات اربعه که کلش تسبیح است، برای تو قدرت میآورد.@نگو من دکتر هستم، من درس خواندم، من تخصص این را دارم، یک نفر دیپلمی که مسلح است، بهتر از صد تا از این دکترها کار میکند، خیر و برکت میآورد برای خانهاش، برای سازمان، برای یک مجموعه، برای یک کشور، قدرت دارد، از قدرت استفاده میکند، از غیب استفاده میکند.@
روایت بعدی از امام صادق (علیه السّلام) هست زید شحام میگوید «سَأَلْتُهُ عَنِ التَّسْبِيحِ» از امام صادق (علیه السّلام) سؤال کردم در مورد تسبیح «هُوَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللهِ وَ دَعْوَى أَهْلِ الْجَنَّةِ» اسمی است از اسماء خدا، سبحان، سبحان یعنی ذات الله سبحان است، هستی ذاتاً ضعفبردار، نقصبردار، محدودیتبردار، ظلمبردار نیست، زشتیبردار نیست، هستی ذاتش این است، از دل هستی اسم را دارید در میآورید.@«دَعْوَى أَهْلِ الْجَنَّةِ» آیهاش را بعداً میخوانیم، «دَعْواهُمْ فيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ» دعای بهشتیان چیست؟ «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ» آیه قرآن است، یعنی آنجایی که میگوید «مِنَ الْحَیِّ القَیّوُمِ الَّذی لا یَمُوتُ اِلَی الْحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ» تو هم مثل او شدی، حالا دیگر در بهشت مؤمن لازم نیست به کسی سفارش بدهد، مؤمن خلق میکند، چون اسم قدرتی دارد، اسم قدرتش سبحان الله است.@میگوید «دَعْواهُمْ» دعوتهایشان، هر چیزی را که میخواهند ایجادش بکنند، حاضرش بکنند پیش خودشان، الان اراده میکند یک چیزی را داشته باشد، دعایش، دعوایش، دعوتش «سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ».@میگوید الان یک دفعه نشسته میگوید یک رفیقی داشتم این ما را مسخره میکرد، میگفت شما امل هستید، شما حزب الله هستید، شما 57 هستید، بگذار ببینم خودش الان کجاست، تا میگوید، چطوری میگوید؟ یک دفعه میبینی «فَرَآهُ فی وَسَط» او را در وسط جهنم میبیند.@ بعد با او صحبت میکند، چطوری، چه شد؟ آیه قرآن است، خیلی حرف است، سبحان الله اسم اعظم است، اسم اعظم اهل بهشت سبحان الله است، این اسم اعظم را میشود در دنیا از آن استفاده کرد، میخواهی یک چیزی را حاضر بکنی حاضر شد.@مناقب شهر آشوب (رحمت الله تعالی علیه) یک کسی آمد خدمت امام سجاد (علیه السّلام) گفت که نماز بلدی چیست؟ به امام سجاد گفت میدانی نماز چیست؟ اصحاب به او حمله کردند، این امام است با امام که اینطوری آدم حرف نمیزند.@حضرت میگوید ای ابو حازم آرام باش، عالمان بردبار و مهربان هستند، فرق بین عالم حقیقی، آخوند حقیقی، روحانی حقیقی با روحانی غیرحقیقی و قلابی به قول مقام معظم رهبری روحانی صادق، روحانی مؤمن با روحانی سکولار همین است که عالمی که واقعاً عالم باشد، به معنای واقعی طلبه باشد، روحانی باشد، بشود اسمش را عالم گذاشت، میگوید عالم بردبار است، حلیم است، و مهربان است.@به راحتی عصبی نمیشود، به راحتی جوش نمیآورد، مهربان هم هست، یعنی اینطور نیست که اگر یک کسی چهار تا توهین به او کرد، چهار تا حرف ترش به او زد، نادانی کرد راحت ببرد، مبلغ شرطش این است، چرا برای من ماشین نفرستادی من قهر میکنم، چرا ماشین من کولر نداشت قهر میکنم، اینجایی که ما را تبلیغ بردند جایمان اینطوری بود قهر میکند، اینجایی که بودیم اذیت شدیم.@مبلغ که اینطوری نیست، کسی که میخواهد برود اسلام را تبلیغ بکند تتیش مامانی نیست، ما علمایمان که تبلیغ رفتند شما تاریخ زندگیشان را ببینید، همین طلبههای عزیزمان که الان تبلیغ میروند، جاهای سختی میروند که اصلاً ما تصورش را نمیکنیم، اینها آنجا میمانند زحمت میکشند، توده علما، توده روحانیان ما الان اینطوری هستند، صبور، خوب، عالی، عاشق میروند. در سختترین شرایط دارند تبلیغ میکنند.@روستاهایی میروند، یک جاهای عقب افتادهای دارند میروند، آنجا پشه هست شب تا صبح خودش و زن و بچهاش را میخورند، زجر میکشد، گرما دارد، کولر نیست، سرما دارد، مشکلات دارد، دوری راه دارد، پیادهرویهای وحشتناک دارد، تا کجا برسند تبلیغ بکند.@بعد هم عاشقانه میروند، با مهربانی، با صبوری، این روحانی واقعی است، عاشق دینش است، آنجا میرود، اگر کسی خواست دین خدا را تبلیغ کند، باید حوصله داشته باشد، نباید نازک نارنجی باشد، راحتطلب نباید باشد، اگر راحتطلبی بود دیگر نمیتواند سربازی برای امام باشد.@علت اینکه امام زمان 1180 سال است که آواره است، تنها و غریب است، این هست که ما راحتطلب بودیم، حاضر نبودیم برویم، به قیمت خوندل خوردن، زحمت کشیدن برویم کمکش بکنیم، ما باید حتماً یک هتل فلان مدل برایمان باشد، اگر یک زیارت هم جایی بخواهیم برویم، باید هتلش یک طوری باشد که همه جور فراهم باشد.@همین اردو هم همینطور هست، بعضیها اردو نمیآیند میگویند اردوگاه ما راحت نیستیم، چون این آدم تنپرور است، حاضر نیست برای کسب یک معرفتی که اگر خودش میخواست تنهایی درس بخواند باید 20 سال وقت میگذاشت تا اینها را بفهمد، حاضر نیست 5 روز به خودش فشار بیاورد، یک 5 روز خودش را محدود بکند.@نه من حتماً باید هتل بروم، من اصلاً نمیتوانم در فضای اردویی نمیتوانم، بچهام اینطوری است، شوهرم اینطوری است، زنم اینطوری است، خودم اینطوری هستم، برای دین میخواهد کار بکند با تیتیش مامانی بازی و با هتل چهار ستاره و پنج ستاره نمیشود که کار دین را جلو برد.@البته این را که دارم میگویم به خانوادههاتان حق ندارید چیزی را تحمیل بکنید، ما به هیچ وجه حق نداریم اگر خودمان زاهد هستیم برای زن و بچهمان یک همچین فشارهایی را وارد نکنیم، اگر آمدند پا به پایت خوش به حالشان، نیامدند، به هیچ وجه انسان نباید کسی را برای اینطور کارها الزام بکند.@حضرت میگوید عالمان بردبار و حلیم و مهربان هستند، سپس روبه سؤالکننده کرد و فرمود آری، بله میدانم نماز چیست، یا طرف آمده به امام معصوم میگوید عالم هستی یا جاهل هستی؟ امام باقر (علیه السّلام) حضرت میگوید از جاهلان نیستم.@این شاگردان امیرالمؤمنین مالک اشتر است، فرمانده لشکر نصف دنیا است، امپراتوری اسلامی، به او توهین میکنند بلند میشود یک گوشهای دو رکعت نماز در مسجد میخواند خدا فلانی را ببخشد که به من توهین کرد، نه اینکه الان شمشیر بکشم او را نصف بکنم، حالا به من فحش داده چکار کنم، با من دشمنی کرده باید برایش استغفار کنم.@خدا رحمت کند میرزا را گفت اگر کسی شما را اذیت میکند، یا از او بدتان میآید بروید در یک خلوتی بنشینید اگر میخواهید راحت بشوید، از این جهنم در بیایید، برایش استغفار خدا او را ببخشد، اینطوری آدم نه به رحمانیت میرسد، نه به رحیمیت، کینه کسی به دل میگیرد یعنی بیظرفیت، آدمی که کینهای میشود بیظرفیت است.@آدمی که تحمل انتقاد را ندارد، به او انتقاد میکنند اشکش در میآید، تا به او میگویند فلان کارت عیب دارد، دادش در میآید، اعصابش خورد میشود، سر همه داد میزند، این یعنی اینکه اصلاً توحید ندارد.@حالا آن بنده خدا از اعمال نماز و مبطلات و واجبات و مستحبات نماز سؤال کرد تا به اینجا رسید که از حضرت سؤال میکند شروع نماز چیست؟ فرمود تکبیر، با این آغاز میشود، برهانش چیست؟ قرائت، خدا میداند در این قرائت چه خبرها است، یعنی آدم «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ» ساده از کنار این رد میشویم.@همه چیز در این است (سبع من المثانی) اسمش را گذاشتند، این سوره حمد خیلی عظمت دارد، فرمود اگر به مرده خواندید زنده شد تعجب کنید، اگر 70 مرتبه خواندید یک مرده را زنده کردید تعجب نکنید؛ گفت خشوعش چیست؟ فرمود نگاه کردن به محل سجده، اینکه شما برای نماز به محل سجده نگاه کن، این در تو یک خشوعی ایجاد میکند، و خشوع نماز نگاه کردن به محل سجده است.@گفت وارد شدن به حریم نماز چگونه است؟ فرمود با تکبیرة الاحرام، آدم با یک تکبیر همه چیز را به خودش حرام میکند، دیدید سر نماز تو محدود میشوی، محدود میشوی یعنی چی؟ یعنی آزاد میشوی، چون تو از چه چیزی محدود میشوی؟ از این چهار تا، با تکبیر در این چهار تا میبندی، راه برای تو باز میشود، خارج شدن از آن به چیست؟ فرمود به سلام دادن، از آن حالت با سلام در میآیی، گفت گوهرش چیست؟ فرمود سبحان.@