جلسه 023 - فکر و ذکر ۱ (۱۳۹۶)
شماره جلسه
23
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 023 - فکر و ذکر ۱ (۱۳۹۶)

باستخوب بحث‌مان در مواضع تکبیر که در مورد نماز بود فرمایشی از امام کاظم علیه السلام بود که قرار شد که دوتا چیز را هم برای تان توضیح بدهیم یکی عظیم در رکوع و اعلی در سجده، می فرماید که وَ ذَكَرَ مَا رَأَی مِنْ عَظَمَةِ اللَّهِ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُ فَابْتَرَكَ عَلَی رُكْبَتَیْهِ پیامبر همین که به به معراج رفت به آن نزدیکی رسید به خداوند تبارک و تعالی، آن چیزی که از عظمت خدا آن جا دید، بدنش به لرزه افتاد پیامبر. این که می‌گوییم پیامبر بدنش به لرزه افتاد پیامبر بدنش با بدن ما یکی نیست. بدن پیامبر یک بدنی است که قدرت دریافت وحی را داشته، گاهی وقتها وحی چنان سنگین بوده، که پیامبر تا دم مرگ می رفت این طوری شوخی نیست که یکی بخواهد وحی را از آن عالم دریافت بکند. از حال می رفته گاهی وقتها اینقدر سنگین بوده وحی. و بدن نبی هم یک بدن فوق العاده قوی و قدرتمند بوده، و حالا شجاعت پیغمبر که دیگر بماند شجاع ترین فرد امتش بوده امیرالمومنین علیه السلام با آن شجاعت که به او می گویند اسدالله الغالب، می فرماید در جنگ وقتی به ما فشار می آمد پشت پیغمبر خودمان را نگه می داشتیم. و پیامبر نزدیکترین افراد به دشمن بود در جنگ. این پیامبر حالا این پیامبر با این قدرت، با آن روح با آن عظمت، که روحش عظمت دریافت وحی را دارد، و آن معراج را دارد می گوید پیامبر آنجا به لرزه درآمد، اندامش به لرزه درآمد فبترک علی رکعته به زانو در آمد پیامبر وقتی آن عظمت را ملاحظه کرد و آنجا یک دفعه وَ أَخَذَ یَقُولُ شروع کرد به گفتن سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ، این را گفت پیامبر. خوب یعنی منزه است پاک است پروردگار عظیم من و من به ستایش او هستم. «فَلَمَّا اعْتَدَلَ مِنْ رُكُوعِهِ قَائِماً نَظَرَ إِلَیْهِ فِی مَوْضِعٍ أَعْلَی مِنْ ذَلِكَ الْمَوْضِعِ» وقتی که حالش بهتر شد و بلند شد و ایستاد یک دفعه خدا را در یک موضعی خیلی بالاتر از آن موضع قبلی ملاقات کرد. آن عظمت را در موضع دیگری دید «خَرَّ عَلَی وَجْهِهِ وَ هُوَ یَقُولُ» همینطوری با صورت به زمین افتاد پیامبر، به رو افتاد، و شروع کرد به گفتن سُبْحَانَ رَبِّیَ الاعْلَی وَ بِحَمْدِهِ.

این چیزی است که برای ما هم در نماز حواسمان به این عظمت باشد گاهی وقتها انسان روی نادانی و نفهمی اش یک چیزی را می بیند و دقت نمی کند تعمق نمی کند آسمان را می بیند دقت نمی کند که این یعنی چی، ستاره ها و کیهان ها و کهکشان ها را می بیند متوجه نیست که یعنی چی. صدها میلیون کهکشان در این آسمان هستند میلیاردها سال نوری بعد دارند متوجه نیست که یک نفر این را خلق کند بیافریند اداره کند یعنی چی. کراتی مثل زمین که یک قطره در اقیانوس آسمان هستند را خلق کند و رویش میلیاردها انسان زمین الان خودش حداقل 12 میلیارد سال است که این زمین است. و هی نسل به نسل انسان آمده روی این زمین، و رفتند. ما آخرین نسلیم به قول امام باقر که 10- 15 هزار سال بیشتر سابقه مان نیست. 15 هزار سال. شما این 15 هزار سال را بگذارید در مقابل 15 میلیارد سال ببینید یعنی چی. به امیرالمومنین علیه السلام عرض کردند فرمودند قبل از آدم کی ها بودند روی زمین، فرمود آدم، عرض کردند قبل از آنها کی ها بودند فرمودند: آدم. بازهم سوال کردند حضرت فرمود هر چقدر بپرسید تا شب هم بگویید من می گویم آدم. خداوند همیشه دائم الخلق است یا دائم الفضل، یکی از اسم های خدا دائم است دائم یعنی جوشش و جودش و خیرات و برکاتش همیشگی است. این طور نبوده که خداوند از اول خدایی اش که ما نمی دیدیم اول ندارد که، بیکار بوده بعد 15 هزار سال پیش گفته خوب، حالا ما یک خلیفه ای روی زمین بگذاریم این طوری نیست داستان. و همه کرات و آسمان های دیگر هم معطل یک همین فسقلی زمین ما هستند. یک ارزن ما هستند نه. بی‌نهایت مخلوقات موجودات، ساکنان مختلفی در این آسمانها و زمین به شکل های مختلف خداوند خلق کرده. و خلق هم می کند و کل یوم هو فی شأن عظمت را انسان باید فکر کند در موردش. من باز خواهش می کنم شما در سکوت هایتان در خلوت هایتان در مسافرت های تان موقعی که کوه می روید دریا می روید هر جا می روید، به این یک کلمه خیلی فکر بکنید. عمق بدهید دلتان را باز بگذارید بگذارید با بال، خیال، پرواز بکنید. حالا ان شاءالله راجع به آزادی خیال و لذت های خیال در اردوی بعدی بحث داریم مفصل. آزاد بگذارید و بگذارید برود برود برود تا این عظمت را انسان درک کند. این شفای قلب همه ی ماست. درک عظمت. خوب حالا این عظمت را درک میکند انسان، باید که به رکوع برود و تعظیم کند در مقابل خداوند با این اندام، بینهایت کوچکش در مقابل آن عظمت خم شود و بگوید سُبْحَانَ رَبِّیَ الاعْلَی وَ بِحَمْدِهِ و بایستد و به روی بیفتد به زمین و عاشقانه سرش را بگذارد روی پای خدا و بگوید سُبْحَانَ رَبِّیَ الاعْلَی وَ بِحَمْدِهِ.

فَلَمَّا قَالَهَا سَبْعَ مَرَّاتٍ قال سبع مراتٍ هفت مرتبه که این را گفت، سکن رعب آن رعب پیغمبر آرام شد. آن ترس و آن هیبتی که افتاده بود در قلبش آرام شد، بعد می فرماید: فَلِذَلِكَ جَرَتْ بِهِ السُّنَّةُ. بعد برای پیامبر سنت شد که امتش این را بگویند سُبْحَانَ رَبِّیَ الاعْلَی وَ بِحَمْدِهِ. و سبحان ربی العظیم. وجوه دیگری هم برای این دو ذکر گفته شده که به موقعش ان شاءالله جای دیگر اگر برسیم.

خوب روایت بعدی هم از وجود مقدس امام رضا علیه السلام است، می فرماید که فضل بن شاذان از حضرت در علل سوال می کند: علل که می گویم چندتا کتاب است یکی علل الشرائع است که از شیخ صدوق است عیون اخبار رضا است که باز از شیخ صدوق است و بحار الانوار، در آنجا از او سوال می کنند یک مجموعه ای است خیلی قشنگ است این کتاب را حتما بگیرید مطالعه کنید از وجود مقدس امام رضا علیه السلام، ازش سوال می کنند راجع به همه این چیزهایی که ما در دین داریم، هرچیزی که در دین داریم، سوال می کنند که این یعنی چه، تکبیر چیست، نماز چیست، رکوع چیست، غسل چیست، وضو چیست، همه را حضرت دانه دانه دلایلش را توضیح می دهد برای ما، خیلی زیاد هستند، علل الشرایع، از اسمش معلوم است، علل آن چیزهایی که تشریع شده اند، حضرت در این باره می فرماید فإن قال فلم جعلت التکبیر فی الاستفتاح سبع تکبیرات، چرا گفتند هفت تکبیر اول بگویید، قیل إنما جعل ذلک لأن التکبیر فی الرکعه الأولی التی هی الأصل سبع تکبیرات تکبیره حضرت می فرماید که این هفت تکبیر برای این مقرر شده که چون در رکعت اول نماز که اصل است هفت تکبیر گفته می شود که تکبیر آغازینش همان تکبیره الاحرام است و یک تکبیر هم قبل از رکوع هست دو تکبیر هم در سجده داریم، میگوییم الله اکبر می رویم به سجده، دوباره می گوییم الله اکبر باز می رویم به سجده، و این دو تکبیر است که ما می گوییم و یکی هم برای رکوع است. دوباره دوتا تکبیر هم که برای سجده در رکعت دوم به جا می آوریم، که می شود هفت تا مجموعا. حضرت این را دانه دانه می شمارد، می گوید این هفت تاست می گوید این هفت تا، فإذاکبر الإنسان أول الصلاه سبع تکبیرات فقد أحرز التکبیر کله می فرماید اگر کسی هفت تکبیر را اول گفت به آن فضیلت تکبیر و اهمیت تکبیر را احراز کرده. آنها را همه را گرفته همه آن تکبیرات را دریافت کرده هفت تا را حالا خیلی وقتها افراد هستند موقع نماز تکبیر، تکبیره الاحرام که حالا می گویند ولی 7 بقیه را نمی گویند دیگر. می گوید حالا این ور بگویید این هفت تا را که آن هفت تایی که در نماز است را جایش را بگیرد. قشنگ برایتان به آن فضیلت برسید. احرز التکبیر، خیلی ها اینطوری نیستند که بگوید الله اکبر الله اکبر می روند دیگر. همینطوری نماز را می خوانند که اگر این را گفتی آن را نگفتی باز هم چه بهتر.

حالا فان قال فلمن یرفع یدین فی التکبیر چرا دوتا دست را در تکبیر بالا می برند. می دانید که این که واجب نیست در نماز بالا بردن واجب نیست، شما همینطوری که بروید وایستید بگویید الله اکبر، بخصوص آنجایی که دارید می خوانید نماز جماعته آقا هم در رکوع است دیدید بعضی ها همینطوری هستند تازه وامی ایستند نیت بکنند، آقا در رکوع هست چندبار هم یا الله می گویند، نمی رسند دیگر. بیا تا رسیدی مهرت را هم نمی خواد بذاری همان بگو الله اکبر تا رسیدی بگو الله اکبر، دستت را لازم نیست بیاوری این مستحب است واجب هم نیست. تا آمدی بایست بگو الله اکبر برو به رکوع، بعد هم رفتی سجده مهرت کف دستت است سجده می کنی. حالا یک بار خم می شوند مهر می گذارند یک بار بلند می شوند نیت می کنند، بعد هم نیت شان هم می گویند آخ نشد یک بار دیگر بگوییم. آقا چهار رکعت را تمام کرد این هنوز نیت نکرد. خوب، حالا الان سوال می کنند چرا در تکبیر دوتا دست مان را بالا می بریم؟ فلمن یرفع یدین فی التکبیر، قیل لان یرفع یدین هو ضرب من الابتحال و بتطل و تزرع فاحب الله ان یکون عبده فی وقت ذکره متبطلا و متزرعا و مبتحلا و ان فی رفع یدین احظار نیه و اقبال القلب علی ما قال و قصده می گوید شما وقتی دست تان را بالا می آورید، این حالت امر تلقینی است، یک امر روانی است، حضرت می گوید خیلی هم قشنگ می گوید که در واقع بلند کردن دست نوعی التماس و درخواست و زاری است. که انسان دستش را می آورد بالا به درگاه خداوند تبارک و تعالی. خدا دوست دارد که بنده اش در هنگام نیایش و یاد کردن او، به حال زاری و التماس و درخواست باشد. چرا دوست دارد؟ چون ما عین فقریم. و یک کسی که حقیقت خودش را ظهور می دهد و تکبرهای درونی خودش را بیرون می ریزد و کنار می گذارد و حقیقت خودش را که عین فقر است نشان می دهد به حقیقت نزدیکتر است و زودتر دریافت می کند. کلا هر کس به من های خودش این را دقت کنید در اردوی قبل گفتم در بحث اخبات، هر کس وقتی می خواهد نماز بخواند به یکی از این چهارتا شأنش توجه کند، منفور می شود مثل شیطان، رانده می شود. دیگر قلبش قفل می شود باید تمام چهارتا من را سر نماز با تکبیر بزنی بیرون. که حالا مفهوم چهار تکبیر که می گوید که به مرده می زنند این را بعدا ان شاءالله توضیح می دهیم. یک بخشی از تکبیر هم می ماند برای اردوی بعد که انسان من های چهارگانه ی خودش را فراموش کند در نماز. فقط آن من اصلی باشد و خدا. اگر با شخصیت من مالی اش برود سر سجده و با شخصیت بدنی اش و ورزشی اش و گیاهی اش یا شخصیت حیوانی اش یا شخصیت علمی اش این را با خودش بردارد و با خودش سر نماز ببرد گند می زند به نماز و نماز اصلا کلا خراب می شود. آن ارتباط برقرار نمی شود دقیقاً مثل من من کردن شیطان می ماند این را باید بگذارید کنار. با من علمی ات، با من اجتماعی ات، با من سیاسی ات، همه را باید حذفش کنید. تو یک عبدی در مقابل خداوند. یک صفری در مقابل بینهایت. یک عاشقی در مقابل معشوقت والسلام. همین. چیز دیگری نبرید آنجا. هیچ منی از ارتباط با معشوق انسان باید همه ی من هایش را بگذارد کنار. خیلی هم زشت است فکر کن یک کسی الان سرهنگ باشد برود خانه به خانمش بگوید مثلاً توقع داشته باشد من دیدم، آدم عقده ای دیدم. می روند خانه فکر می کنند در خانه هم جناب سرهنگ است این. آدم های اینطوری دیدم. مثلا با زنش هم قهر می کند باور کنید به زنش می گوید بشین پاشو. باور کنید به بچه هایش یک موقع من یادم است یکی شان بچه اش را گفت برو کنار دیوار بنشین پاشو. این روانی است این آدم. فکر می کند که در خانه هم جناب سرهنگ است. آدم در خانه نه آیت الله است نه جناب سرهنگ است نه مرجع تقلید است نه استاد است نه رئیس جمهور است نه هیچ چیز نیست. در خانه فقط یک همسر هستی و یک بابا والسلام. تمام. چیز دیگری نیستی. و اصلا خوب نیست آدم این من هایش را بردارد بیاورد آنجا. خیلی زشت است حالا ببین در ارتباط با خانواده زمینی مان ما اگر بخواهیم کنار محبوب هایمان من هایمان را نگه داریم که اصلا دیگر خوب نیست. چه برسد انسان با این من ها بیاید پیش خدا که این خیلی بد است خیلی زشت است این باید تخلیه کند لذا یکی از آن چیزهای قشنگی که همیشه در وجوه نماز میگویند، می گویند آقا این دستت را که اینطوری می کنی، بنداز عقب همه چیز را پرت کن عقب، بگذار پشت سر همه آن من هایت را. با من حقیقی ات با خدا روبرو شو. و تمام قشنگی ها در حضور قلب، ابتحال گریه، یک کسی که حال خوش می خواهد همین است که همه اینها را بگذارد کنار، و با من اصلی اش، در حرم هم می رویم همینطور. اگر یک کسی خدای نکرده من هایش را بردارد ببرد در حرم، حرم افتضاح می شود راه نمی دهند. در کوی ما شکسته دلی می خرند و بس/ بازار خودفروشان زان سوی دیگر است. اصلا نباید من ات را برداری ببری آنجا. خوب برای همین هم در حج می گویند همه من هایتان را بگذارید کنار، احرام ببندید لباس یک دست بپوشید هیچ کسی دیگر منی ندارد. حتی زنهایتان حرام است شوهرهایتان حرام است این طوری احرام می شود هیچ کس هیچ چیز نیست جز یک انسان. همه منیت های بخش های پایینی ما را از ما می گیرد خداوند با احرام می گوید حالا خودت پاشو بیا هفت دور خانه. لذا می گوید خدا خیلی دوست دارد خدا دوست دارد که بنده اش وقت ذکرش این حالت زاری و التماس و درخواست را داشته باشد و بعد حضرت می فرماید علت است دیگر در بالابردن دست ها حضور قلب است این که در این دستها ببینید احضار النیه این که انسان دستش را می آورد بالا چون با نیت همراه است تمرکز بیشتری دارد آن تمرکز و اقبال القلب علی ما قال و قصده، بر آن چیزی که می گوید و قصد می کند. یکی از جاهای دیگر که موضع تکبیر هست عیدهاست. در عیدها انسان الله اکبر بگوید این هم خیلی مهم است. وَ لِتُکمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُکبِّرُ‌وا اللَّـهَ عَلَی مَا هَدَاکمْ وَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُ‌ونَ. در رابطه با عید قربان، می فرماید برای این که شما در تکبیر بگویید و خدا را به پاس این که هدایت تان کرده به بزرگی بستایید. و لتکبرالله علی ما هداکم خدا شما را هدایت کرده تکبیر بگویید. تا سپاسگزار باشید سوره ی بقره آیه 185. در عیدها تکبیر است که حالا زیاد است روایتش. من فقط دوتایش را برایتان می خوانم از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: چون عید فطر ما تکبیر می گوییم افطار مان را عید فطر فطر است دیگر گشایش و شکافتن است شما الله اکبر و الله اکبر می گویید و لله الحمد، الحمدلله علی ما هدانا و له الشکر علی ما اولانا باز الله اکبر الله اکبر می گویید لا اله الاالله می گویید والله اکبر می گویید همینطور. یک سره انسان در عید تکبیر می گوید موارد شیرینی و شادی، یکی از مواردش هم زفاف است در عروسی ها تکبیر خیلی خوب است. حضرت زهرا سلام الله علیها را که می آوردند همه تکبیر می گفتند. این خیلی خوب است که مشایعت عروس با قشنگ ترین ذکر باشد چقدر قشنگ است این دین ما. و ما چقدر خرابش کردیم. عروس را که می شود با قشنگترین حالت های انسانی و عرفانی مشایعتش کرد با تکبیر، افراد با فسق و فجور و گناه و معصیت مشایعتش می کنند. زین اعیادکم بالتکبیر عیدهای خودتان را با تکبیر زینت بدهید. زین العیدین بالتهلیل و التقدیس و التحمید و التکبیر این روایت دوم است دو عید فطر و قربان تان را با ذکرهای لااله الا الله سبحان الله الحمدلله و تکبیر بیارایید. ببینید تعبیر فوق العاده قشنگ است آرایش عید، عید تان را بیارایید. دیدید چقدر قشنگ است عید دارید اما این عید را زینت کنید با چی؟ با قشنگ ترین حرفهایی که در مورد، معشوقهایتان دارید الله. آدم یک ساختمان می سازد می خواهد اسم بگذارد سعی می کند کدام اسم را رویش بگذارد؟ اسم کس یا کسانی که به آنها علاقه دارد. اسم بچه اش را می خواهد بگذارد اسم کسانی را که عاشق شان است روی فرزندش می گذارد. روی اشیایی که می خواهد اسم بگذارد همینطور. مثلا اسم گذاری ها را براساس معشوق هایش انسان انتخاب می کند. چی بگویم در مورد آدم هایی که وقتی می خواهند روی بچه هایشان یا روی کسان دیگر اسم بگذارند معشوق شان اینجور چیزها نیست. یا از جمادات است یا از گیاهان است یا از حیوانات. اینجا هم خیلی روایت است که من فوق العاده روایت زیبا و عالی است در مورد تکبیر در عید که من برای شما دیگر این را کوتاه کردم.

یکی از موارد که گفتم این چون دعا دارد گفتم برایتان پاور پوینتش کنند، از رسول اکرم صلی الله علیه و آله است که اوصاه بعلیً به حضرت علی علیه السلام توصیه کرد پیامبر که چی؟ که یا علی اذا نظرت فی مرآتٍ هنگامی که در آینه نگاه می کنی. یکی از جاهایی که قشنگ است انسان تکبیر بگوید موقعی است که در آینه نگاه می کند. فی مرآتٍ فکبر ثلاثه سه مرتبه بگوید الله اکبر. و قل اللهم کما حسنت خَلقی فحسِّن خُلقی بعد از این که سه مرتبه تکبیر گفتید بگویید خدایا همانطور که خلقتم را نیکو قرار دادی خلقم را هم نیکو کن. باطن من را هم نیکو کن. این دعاها قشنگ است و موثر هم است. انسان جلوی آینه بایستد و از خدا خوش اخلاقی بخواهد و اخلاق نیک بخواهد مار و عقرب های وجودش را از بین ببرد و چقدر هم مودبانه و قشنگ است که انسان قرار می گیرد جلوی آینه و خدا می بیند که بنده اش از او زیبایی خلق و اخلاق می خواهد. که خدایا خلق من را قشنگ کن خلق من را آرام کن این مارها و عقرب ها و تیزی ها و تندی ها و جهنم های روحی من را از بین ببر. چقدر خوب است که انسان این کار را بکند و با نیت توجه کند و خیلی هم موثر است.

خوب، باز یکی از مواردی که تکبیر وارد شده، از امام باقر یا صادق علیه السلام نقل شده که می فرماید: «إِذَا اِشْتَرَيْتَ‏ مَتَاعاً فَكَبِّرِ اَللَّهَ ثَلاَثاً» یک چیزی را خواستید بخرید سه مرتبه الله اکبر بگو چقدر قشنگ است این دین ما. چقدر زیباست این دین ما. «فَكَبِّرِ اَللَّهَ ثَلاَثاً ثُمَّ قُلِ»‏ ببین خدا می خواهد بگوید همه شئونات شما شئون حیوانی شما گیاهی شما باید آمیخته ی با عبودیت خداوند تبارک وتعالی باشد برای خدا باشد قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین خرید و فروش تان هم برای خدا باشد. «ثُمَّ قُلِ‏ اَللَّهُمَّ إِنِّي اِشْتَرَيْتُهُ أَلْتَمِسُ فِيهِ مِنْ خَيْرِكَ» خدایا این را خریدم چون خیرت را می خواستم. این را به خاطر که خیرت را می خواستم خدایا من این کالا را خریدم و در آن جویای خیر و برکت تو هستم. «فَاجْعَلْ لِي فِيهِ خَيْراً» خدایا در این چیزی که خریدم خیر قرار بده شر نشود برایم. ماشینی خریدید لباسی خریدید تلفنی خریدید خیر باشد. اَللَّهُمَّ إِنِّي اِشْتَرَيْتُهُ أَلْتَمِسُ فِيهِ مِنْ فَضْلِكَ خدایا من این را خریدم جویای فضل تو بودم فضل یعنی خیر و برکت بیاید فضل یعنی اضافه است زیادی است. فَاجْعَلْ لِي فِيهِ فَضْلاً ببین چقدر جالب است این دین ما چقدر قشنگ است که انسان خریدش را مبارک می کند. اَللَّهُمَّ إِنِّي اِشْتَرَيْتُهُ أَلْتَمِسُ فِيهِ مِنْ رِزْقِكَ خدایا من این را خریدم که جویای رزق تو بودم. فَاجْعَلْ لِي فِيهِ رِزْقاً در این برای من رزق قرار بده. ثُمَّ أَعِدْ كُلَّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ‏ هر کدام از اینها را سه مرتبه حضرت می فرماید بگوید. خوب پس موقع خرید چی می گوییم؟ سه مرتبه خدایا من خیر و فضلت را و رزقت را می خواهم. در این برای من خیر و فضل و رزقت را قرار بده. کافی عن ابی حمزه رأیت ابی عبدالله دیدم امام صادق علیه السلام را که چی؟ یـُحـَرِّکُ شَفَتَیْهِ حِینَ أَرَادَ أَنْ یَخْرُجَ وَ هُوَ قَائِمٌ عَلَى الْبَابِ دم در ایستاده بود و دهانش را تکان می داد، إِنِّی رَأَیْتُکَ تُحَرِّکُ شَفَتَیْکَ حِینَ خَرَجْتَ، این ها را همه اش را نمی خواهد بنویسید فقط آن قسمت را حضرت دعا میگوید را بنویسید. ما اینها را در اختیار شما قرار می دهیم.

إِنِّی رَأَیْتُکَ تُحَرِّکُ شَفَتَیْکَ حِینَ خَرَجْتَ من دیدم لبت را تکان می دهی آقا چه می گفتی، فَهَلْ قُلْتَ شَیْئاً این ها همان موارد تجاوز است؟ قَالَ نَعَمْ إِنَّ الْإِنْسَانَ إِذَا خـَرَجَ مـِنْ مـَنْزِلِهِ قَالَ حِینَ یُرِیدُ أَنْ یَخْرُجَ. بله انسان وقتی که می خواهد از خانه اش خارج شود آن موقع که اراده دارد خارج شود بگوید اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ ثَلَاثاً بِاللَّهِ أَخْرُجُ وَ بـِاللَّهِ أَدْخـُلُ، چقدر قشنگ است انسان موقعی که می خواهد خارج شود و داخل شود اینها خیر و برکت می آورد دیگر. خیلی از حوادث را از انسان دور می کند انسان با خیر و برکت و تکبیر از خانه خارج شود. بِاللَّهِ أَخْرُجُ وَ بـِاللَّهِ أَدْخـُلُ وَ عـَلَى اللَّهِ أَتـَوَکَّلُ ثـَلَاثَ مـَرَّاتٍ با خدا خارج می شوم و با خدا داخل می شوم، بر خدا توکل می کنم سه مرتبه. اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِی وَجْهِی هَذَا بِخَیْرٍ وَ اخـْتـِمْ لِی بـِخـَیـْرٍ وَ قـِنـِی شـَرَّ کـُلِّ دَابَّهٍ أَنـْتَ آخـِذٌ بـِنـَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مـُسـْتـَقـِیـمٍ که این بخشی از قرآن است البته. لَمْ یـَزَلْ فـِی ضـَمـَانِ اللَّهِ عـَزَّ وَ جـَلَّ حَتَّى یَرُدَّهُ اللَّهُ إِلَى الْمَکَانِ الَّذِی کَانَ فـِیهِ.

چقدر قشنگ است این. شما از خانه می خواهید بروید، بعضی ها این طوری هستند اضطراب خیابان و ترس و ... دارند می خواهند بروند مسافرت ترس دارند. نکند در این سفر یک بلایی سرم بیاید. نکند این طوری شود. همان دم در وایستا بیمه کن و تمام کن و راحت برو بیرون که راحت هم بر میگردی. سه مرتبه بایست این دعا را بخوان. حالا از این جا سه مرتبه بنویسید. سه مرتبه الله اکبر بِاللَّهِ أَخْرُجُ وَ بـِاللَّهِ أَدْخـُلُ وَ عـَلَى اللَّهِ أَتـَوَکَّلُ ثـَلَاثَ مـَرَّاتٍ سه مرتبه. خدایا اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِی وَجْهِی هَذَا بِخَیْرٍ خدایا من این در را به خوبی بر من بگشا. اللَّهُمَّ افْتَحْ لِی فِی وَجْهِی این در را که می خواهم باز کنم با خیر بازش کنم می خواهم بروم بیرون. و اخـْتـِمْ لِی بـِخـَیـْرٍ به خیرم ببندش. حالا که دارم می بندم و می روم به خیر بسته شود. چقدر ما دین ما کامل است. کجا دارید برای تک تک حالت های شما یاد خدا ذکر خدا همراه معشوق بودن و همراه محبوب بودن قاعده من بودن، برای همه چیز شما قاعده و فرمول دارد. آدم لذت می برد از این دین از این خدا از این ائمه، وَ قـِنـِی شـَرَّ کـُلِّ دَابَّهٍ أَنـْتَ آخـِذٌ خدایا من حفظ بکن از هر موجودی که اختیارش دست توست. حیوانات موجودات همه چیز در اختیار خدا هستند شر هر موجودی که در اختیار توست از من دور کن. حالا برای کسی می خواهد از خانه خارج شود نگرانی داری، آیه الکرسی می خوانیم که عظیم ترین ذکرها و حرز هاست آیه الکرسی، صدقه دادن، حرز خواندن، چهار قل، سوره حمد اینها خیلی است یا وقتی باز می گردیم باز داریم الان می خواهید برگردید خانه سالم برسید سه مرتبه توحید را خواندن، اینها خیلی قشنگ است. حالا این هم از آن دعاهای فوق العاده زیبا هست. خوب این بـِنـَاصِیَتِهَا إِنَّ رَبِّی عَلَى صِرَاطٍ مـُسـْتـَقـِیـمٍ این بخشی از آیه قرآن است.

حالا وقتی این را خواند، لم یزل فی ضمان الله این برای همیشه تا آخر در ضمان خداوند است در حفظ الهی است. که خدا نگهش می‌دارد، خدا ضامنش می شود فی ضمان الله. خدا ضامن برگشتنش می شود. حَتَّى یَرُدَّهُ اللَّهُ إِلَى الْمَکَانِ الَّذِی کَانَ فـِیهِ تا اینکه خدا برش می گرداند به همان جایی که قبلاً بوده. این تفسیر از امیرالمومنین هم هست که درباره ی تکبیر هست الله اکبر قاهر للاضداد یکی از معانی فوق العاده زیبایی است که علی (علیه السلام) درباره ی الله اکبر گفته، الله اکبر القاهر للاضداد خداوند غلبه می کند بر اضداد اینجا در ترجمه نوشته که بر حریفان چیره است این تعریف کاملی نیست. ترجمه کاملی نیست خوب است ولی قاهر للاضداد یعنی آن متضادها، اضداد جمع ضدهاست خداوند بر همه آنها بر هر چیزی که اضداد است قهر و غلبه دارد. خیلی وقتها مثلا شما فرض بفرمایید در شرایطی انسان قرار می‌گیرد که به طور طبیعی شخص بمیرد، ولی این اتفاق نمی افتد. باید خفه شود ولی نمی شود. یعنی آب باید خفه کند شخص را، ضربه باید می کشتش، ولی این کار را نمی کند آتش باید می سوزاندش اما نمی سوزاند خداوند مانع می شود قاهر است می تواند جلوی این چیزها را بگیرد گاهی وقتها تصادف هایی است که شخص می کند به طور طبیعی، وقتی شما این تصادف را می بینید باید تمام سرنشینان آن اتومبیل باید کشته می شدند ولی می بینی هیچ اتفاق خاصی نیفتاده. برای همین هم انسان باید از این کمک بگیرد در غلبه بر عوامل طبیعی گاهی وقتها لازم است غلبه کند. ذکر بگوید، سردش است ذکر بگوید فشار بدنی دارد ذکر بگوید الله اکبر بگوید که خدا می تواند به همه اینها، اینها را از بین ببرد و غلبه کند. شرایطی است که به طور طبیعی نمی شود تحملش کرد تکبیر خیلی زیباست. برای این کار که خدایا از قدرت تو استفاده می کنم. برای غلبه بر اضداد. برای مقابله ها برای تقابل ها برای ضربه ها این الله اکبر خیلی زیباست المتعالی عن الانداد خداوند همتا ندارد متعالی است بالاتر از این است که همتا داشته باشد چون یکتاست. وقتی که وحدت حاکم است بر خدا، یعنی خداوند واحد است احدیت دارد، دیگر بر هستی انداد معنا ندارد. المتفرد بالمنه علی جمیع عباد فقط این خداست که بندگان همه تنها رهین منت اویند. یعنی هر کس هر نعمتی که واقعا دارد به آن می رسد از سوی هر کس هم برسد در واقع ما وامدار کی هستیم در اصل؟ خداوند. برای همین است در شرک نگویید اگر فلانی نبود، اگر شما نبودید، این کار غلطی است بلکه می گوییم خداوند به وسیله ی فلانی این کار را کرد. خداوند به وسیله ی شما از ما این مشکلات را برطرف کرد. الحمدلله که خدا به وجود شما این مسائل را از ما برطرف کرد شکر خدا یادمان نرود. همه چیز مال خداست در واقع یک موقع نگوییم اول خدا بعد هم شما. این کار غلطی است. اول خدا دوم خدا همه اش هم خدا فقط خدا. والله اکبر محتجب بالملکوت والعزه، چقدر اینها قشنگ است خدایی که با ملکوت و عزتش حجاب گرفته در حجاب پادشاهی و عزت است. خوب کاش که فرصت بود می شد اینها را توضیح داد. در ملکوت حجاب گرفته یعنی چی؟ چون الان ملکوت از ما در حجاب است دیگر. ما فقط ظاهر را داریم می بینیم باطنی که دارد کار انجام می دهد این گل را می رویاند آن باطن را ما نمی بینیم. دستی که دارد کار را انجام می دهد افرأیتم ما تمنون أأنتم تخلقونه ام نحن الخالقون ... آن منی که شما یمنا می کنید شما یک بچه می سازید آن را یا ما می سازیم؟ چطور حالا خانم دکتر یادمان رفت از ایشان بگیریم جریان سیر یک نطفه را تا وقتی که بچه می شود خود خانم دکتر بیایند توضیح بدهند برای ما چون تخصص شان است کی دارد این حرکت و این سازندگی ها را انجام می دهد که یک بچه کامل ساخته شود و طراحی به آن بی نظیری دارد انجام می شود خدا می گوید شما دارید آن کارها را می کنید شما می توانید این کار را بکنید؟ یا ما داریم انجام می دهیم. أَأَنْتُمْ تَزْرَعُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِعُونَ گیاهی که شما می کارید در خاک، کی این را یک درخت می کند میوه ی به آن قشنگی در می آورد شما عرضه دارید این کارها را بکنید توانش را دارید؟ علم و تخصصش را دارید حیات می توانید بدهید؟ کی دارد می آفریند این حیات این چینش این برش، در برکات در میوه این چینش کار کیست؟ بعد یک کسی بگوید من اصلاً خدا را قبول ندارم این احمقانه ترین حرف است. این عناد است حق دارد که خدا کسی را که نمی بیند و کور است کور محشورش کند و بیندازدش در جهنم، آدمی که بدیهی ترین چیزها را رد می کند لج می کند عناد دارد بدیهی ترین چیز را می گوید من نمی بینم. وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْمَى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمَى هر کس در این دنیا کور باشد آن طرف هم کور محشور می شود کور نسبت به حقایق. به این بدیهی به این بدیهی شما این سالن را نگاه کنید باورتان می شود یکی از چیزهایی که در این سالن است تصادفی آمده باشد اینجا قرار گرفته باشد یک چراغش، یک آینه اش، یک آجرش، یک لامپش، هیچ کسی این کار را نکرده؟ خودش تصادفی لامپ آمده رفته روی دیوار نشسته؟ یک چیز ساده. 300 تا صندلی است دیگر، هیچ کس نیامده این صندلی ها را درست کند بیاید اینجا بچیند. بعد یک دفعه بگوییم یک میوه و یک درخت با آن پیچیدگی که بینهایت پیچیده تر از صنعت بشر است پیچیده ترین صنعت بشر یک سفینه فضایی است یک هواپیماست یک کامپیوتر است می روند همه یاد می گیرند می توانند ده برابر بهتر از آن را بسازند کدام یک از مخلوقات خدا را بشر می تواند بسازد یک دانه دانه می تواند بسازد. خدا می گوید شما یک مگس می توانید درست کنید؟ یک مگس؟ می گوید شما یک مگس نمی توانید بیافرینید. بعد جالب است خدا می گوید اگر یک مگس یک چیز از شما ببرد نمی توانید از او بگیرید. دست تان نمی رسید اینقدر عاجزید شماها. بعد یک دفعه ادعاهای وحشتناک می کند. ادعاهای بزرگ. خوب این ملکوت دارد کار می کند خداوند احتجاب دارد به ملکوت و عزت خودش. در حجاب است. در حجاب است ولی تو می توانی ببینی اش. شما حرکت را دارید می بینید کره دارید می بینید کیهان و کهکشان همه دارند حرکت می کنند کی دارد همه اینها را حرکت می دهد؟ یک چیز به شما بگویم، الان یکی از چیزهایی که از معجزات علمی قرآن است حرکت خورشید است. بشر تا همین چند سال پیش فکر می کرد خورشید، ساکن است در منظومه خوب خورشید ساکن است سیاره دنبالش می چرخد زمین و مریخ و عطارد و مشتری و زهره و ... اینها دبنالش هستند قرآن می گوید: وَ الشَّمْسُ تَجْرِی لِمُسْتَقَرٍّ لَها خورشید این که وسط است ساکن است این خودش تجری دارد می رود به سمت مقری که برایش در نظر گرفتیم. هدفدار دارد حرکت می کند خوب شما نگاه کنید وقتی خورشید دارد حرکت می کند خورشید کجاست؟ خورشید در بازوی کهکشان راه شیری است یکی از بازوهایش است جایش را دیدید دیگر که چقدر کوچک بود، وقتی خورشید دارد حرکت می کند یعنی چی دارد حرکت می کند کل منظومه راه شیری دارد حرکت می کند بعد شما شبها که در آسمان نگاه می کنید الان که هزاران سال است تابستان ها بخصوص وقتی شما به آسمان دارید نگاه می کنید کهکشان راه شیری معلوم است همه می بینیم در قسمت نورانی آسمان، آن طرف کهشکان همه را داریم می بینیم با چشم عادی داریم می بینیم این همه ما خوشه پروین می بینیم دب اکبر و دب اصغر و خیلی چیزهای دیگر داریم می بینیم چیزهایی که در کهکشان ما نیست ولی همیشه ما هم همان را می بینیم. وقتی این کهکشان با این عظمت دارد حرکت می کند کل کیهان دارد حرکت می کند کجا دارد می رود؟ کل کیهان دارد حرکت می کند. با کهکشان های دیگر چون ما همیشه وقتی داریم کهکشان های دیگر را با کهکشان راه شیری مقایسه می کنیم نسبت شان و فاصله شان نسبت به ما ثابت است چه خبر است؟ چه خبر است این حرکت کجا می رود این؟ کجا سیر می کند؟ کی با کدام قدرت این را دارد حرکت می دهد و این را این طرف و آن طرف می برد، چقدر قوت می خواهد چقدر قدرت می خواهد. نظم می خواهد که شما ثانیه اش را حساب می کنید هزارم ثانیه حرکت این ها را حساب می کنید اشیا با این بزرگی آن هم با آن سرعت، سرسام آور، سرعتش خیلی سرسام آور است زمین وقتی دارد حرکت می کند خیلی سرسام آور است این سرعت حرکت زمین. نه حرکت به دور خورشید آن که هیچ، این حرکتی دارد می کند 5 تا حرکت دارد حرکتی که دارد می چرخد حرکت وضعی، حرکت با منظومه با کهکشان، چقدر سرسام آور است این حرکت. ولی فوق العاده دقیق است که شما با آن ساعت تنظیم می کنید با آن هزارم ثانیه تنظیم می کنید کی دارد این را حرکت می دهد؟ قدرت را ما نمی بینیم که یک کسی این را حرکت می دهد. بعد ما غیر از حس دقت کنید بقیه قسمت های مان ملکوتی است، و راه داریم به آن، ما غیر از حس مان کدام بخش مان دیدنی است، خیالمان دیدنی است؟ امورات وهمی ما عشق های زمینی مان دیدنی است؟ نه. معقولات ما علوم مان دیدنی است؟ نه. پس یعنی چی من باید ببینم. چون نمی بینم. پس به او باید بگوییم این چیزهایی که تو می گویی عاشق شدم دوست دارم مامان و بابایم و خوشم می آید دلم برای پدر و مادر و بچه ام تنگ شده دروغ است این اصلاً وجود ندارد. مگر ما یک حس مان فقط با محسوسات سر و کار داریم با بقیه چیزهایی که داریم زندگی می کنیم هیچ کدام دیدنی نیست. لمس کردنی نیست. ولی از مسائل دیدنی و لمس کردنی دیدنی تر است و محسوس تر است جدی تر و حقیقی تر است. المتوحد بالجبروت والقدره، چقدر زیباست، ترجمه اش را این طوری کردند در شکوه ناکی و قدرت یگانه است. المتردی بالکبریا والعظمه، راجع به اینها در اردوهای قبلی هم صحبت کردیم. و الکبریاء ردائی والعظمه عزاری. ردای من کبریاست عظمت ازار من است روپوش من کبریاست زیرپوش من عظمت است. الله اکبر، مفهوم هایش را در اردو گفتم که شما چطور پرده را ردا را که بر می داری یک زیرپوش طرف پوشیده دیگر عظمت است، چطور شما وقتی پرده بر می داری از کبریایی الهی و خوب کار می کنی به عظمت می رسی. یک اتم را وقتی می شکافی می رسی به عظمت. وقتی به نوترون و پروتون می رسی می رسی به عظمت. اسرار را که کشف می کنی میرسی به عظمت. والله اکبر المتقدس بدوام السلطان بزرگ خدایی که به پایندگی سلطنت مقدس است. این را دیگر وقت نمی کنیم که سلطنتش دائمی است خداوند تسلط و سلطنتش بر همه اشیاء و امور دائمی است ببینید چقدر قشنگ می گوید خدا یک دفعه بینهایت موجود را خلق می کند از خودش، از خودش، دقت کنید، ببین آسمان و زمین چطوری انفجار پیدا کرده که آمده، و هی دخان، راجع به آسمان و زمین می فرماید که اینها گاز بودند. کلمه ی Gas که شما شنیدید در ترجمه که انگلیسی می گفت، این دخان را چطوری خدا به وجود آورده، دود را چطوری به وجود آورده، داستان داریم هیئت اسلامی، خیلی شگفت انگیز است هیئتی که مبتنی بر آیات و روایات است معصومین اینها را خیلی زیبا باز کردند این آفرینش آسمان ها را، مرحله به مرحله که چطوری شده، فوق العاده است ان شاءالله امام زمان بیاید یاد بدهد اینها را برای ما. خلقت آسمان و زمین چطوری انجام شده. خوب امام زمان علیه السلام ظهور کند فقط به ما یاد نمیدهد به ما نشان می دهد می برد نشان مان میدهد. می برد ما را به کرات مختلف نشان مان می‌دهد. تک تک ماها را می برد کهکشان های مختلف یک پایت زمین است یک پایت در تمام کهکشان هاست به همه ما نشان می دهد امام زمان علیه السلام اینقدر بزرگی می کند امام زمان. بگذار بیاید ان شاءالله برای فرجش صلوات بفرستیم.

بینهایت انفجار ایجاد کرده آفریده می گوید همه تان بیایید حساب همه تان را داریم وَ لا رَطْبٍ وَ لا يابِسٍ إِلاَّ في کِتابٍ مُبينٍ حساب تک تک اتم ها و الکترون ها و پروتون هایتان را دارم. یک دانه تان از دست من در نمی روید یک دانه تان از حضور من غایب نیستید. هیچ جا از حضور و محاسبات من غایب نیستید و جالب اینجاست که می گوید وَ كُلَ شَي اَحْصَيْناهُ في اِمامٍ مُبينٍ. نقش مثل اعلی را نگاه کنید تمام مخلوقات من محاسبات شان در یک نفر انجام می شود. و آن امام زمان است در یک نفر. یک نفر است حسابدار تمام ذرات عالم است. محاسبه اش، تدبیرش، نقشه ریزی اش با این یک نفر است. و برای همین هم شب قدر که ملائکه و روح می آیند، برای تقدیر، تقدیر است شب قدر است شب اندازه ی همه‌ی این مخلوقاتی که شما در این تصاویر دیدید، که یک ماهی چقدر گیرش بیاید چقدر عمر کند چندتا بچه بزاد، چندتایش زنده هستند چندتایش زنده نیستند این را دقت کنید یک ماهی یک الکترون تکلیف تمام ذرات عالم مشخص است محاسبه ی تک تک این ذرات در امام زمان است. امام زمان یعنی کی؟ خدا دارد گزارش می دهد از حجت خودش. وَ كُلَ شَي اَحْصَيْناهُ في اِمامٍ مُبينٍ. آن وقت دیگر شما تعجب نکنید که یک شاگرد دست چندم امام زمان می گوید اگر عرش خدا را یک میلیون این ور و آن ور کنند در سینه من جا می گیرد یعنی تا آنجا جا دارم. همه شان را دارم. یک شخصی مثل سید هاشم حداد بگوید که من به شما خبر می دهم آسمان چهارم چه خبر است. این همه کار برای ما گذاشتند و ما داریم دنبال بازی هستیم. والغالب بالحجه والبرهان خدا برای همه بندگانش غلبه دارد با دلیل و استدلال و مقوله های علمی. همین آیاتی که برایتان الان خواندم. خدا می گوید هیچ کس نمی تواند در برهان بر من غلبه کند من حجت های خودم را با برهان برای قانع کردن عقل هر عاقلی و هر متفکری در قرآن آوردم. اگر کسی می تواند براهین من را رد کند بیاید رد کند. و جالب این که اگر کسی می تواند همه دنیا جمع شوید جن ها را هم به کمک بگیرید اگر توانستید یک کتاب مثل این کتابی که من فرستادم بیاورید، اگر توانستید ده تا سوره مثل این که من فرستادم بیاورید بعد می گوید فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ .... إِنْ كُنْتُمْ فقط یک سوره «فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَدَاءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» بروید یک سوره از این سوره هایی که من برایتان فرستادم از انس و جن جمع شوید اگر توانستید یک سوره بنویسید. الله اکبر. الله اکبر. الله اکبر. من غلبه دارم در برهان. هیچ کس نمی تواند. و النفاضل مشیه فی کل حین و عوان مشیت و خواسته اش همیشه و همه جا، و هر زمان جاری است هر کاری بخواهد می کند. و ما در تمام این مراحل نظام خلقت با مشیت دائم الهی سر و کار داریم.

سه مرتبه همه با هم تکبیر می گوییم الله اکبر الله اکبر الله اکبر.

والحمدلله رب العالمین.