جلسه 014 - فکر و ذکر ۱ (۱۳۹۶)
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
0
روز
0
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - فکر و ذکر ۱ (۱۳۹۶)

خوب معانی «الله اکبر» از فرمایشات امیرالمومنین علیه السلام، پیگیری می کردیم، رسیدیم به این قسمت که هر چیزی که برای خلق است برای خداست. « و منه کان کل شی للخلق» خلق هر چی دارد برای خداست از خودش هیچ چیز نیست. هر چه که دارد این اختراعات و اکتشافات و اینترنت و موبایل و سفینه و رشد علمی تمام این کتاب های علمی، تمام این دانشها، تمام این پزشکی، هر چیزی که رشد می کند در هر رشته ای همه اش مال خود خداست «و منه» این را خیلی دقت بکنید، «و منه کان کل شی للخلق» هر چیزی که برای خلق است مال خداست. ثروت تان سلامتی تان روزی که نصیب شما می شود هر چیزی که از هر جا نصیب شما می شود هوایی که استنشاق می کنید صوتی که می شنوید هر چی هر خیر و برکتی که در مسائل مادی، خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی مخلوقات دارند همه از خداست. بهشت هم که ان شاءالله تشریف می برید آن هم از خداست همه اش از خداست. همه چی خدا آن به آن دارد به شما عطا می کند لحظه به لحظه دارد به شما توجه و عطا می کند این است که انسان باید بگوید « الله اکبر». یک سره این الله اکبر را باید بگوید. خوب «و الیه یرجع الخلق» خلق به سوی او بازگشت می کنند. «هو الاول قبل کل شیئ» قبل از این که شی ای ایجاد شود اول اوست. گفتیم اصلا خداوند اول ندارد. اما در تجلی وقتی می خواهد جلوه کند می گوییم یک چیزی الان به وجود آورده، قبل کل شی است لذا بهترین تعبیر این است «هو الاول بلااولٍ کان قبل» حضرت فرمود:‌ او اولی است بدون این که اولی داشته باشد خودش. قبل از او اولی وجود ندارد. اولی قبل از الله وجود ندارد. چیزی از الله سبقت نمی گیرد که در اردوی شرح خطبه توضیح دادیم. در اردوی اسماء الله یک توضیح دادیم. « لم یزل» برای همیشه همینطوری است. «و الاخر بعد کل شی لایزال» برای همیشه همواره خواهد بود، ماها هر چی که شما بگویید آخرتش خداست. بعد از هر چیزی خداست. اول و آخر است همه چیز از شروع می شود و همه چیز به او ختم می شود. «ظاهر فوق کل شی لا یدرک» خداوند برتر از هر چیزی است فوق کل شیء که درک نمی شود چرا درک نمی شود؟ چون هستی مطلق است. ما با هستی های محدود سر و کار داریم می توانیم درکش بکنیم. قبلا گفتیم بینهایت و مطلق تا ظهور محدود نداشته باشد قابل شناسایی و ارتباط نیست. باید از حالت بینهایت بودن و مطلق بودن خارج شود تا برای ما قابل درک باشد. مثال هایش را هم زدیم مثل انرژی، گفتیم انرژی نیروست نیرو بینهایت است ما نمی توانیم بگوییم ما نیرو را دیدیم انرژی را دیدیم. این نیرو باید بیاید چرخشی بشود، مکانیکی بشود، گرمایی بشود، سرمایی بشود. الکتریکی بشود به یک صورتی ظهور کند که من بگویم این حالا یک قدرت است. یک نیرویی هست. «والباطن دون کل شیء لا یحد» او باطن هر شیئ ای است و نهان تر از هر شی ای هست که محدود نیست. یعنی هستی بینهایت است. باطن هر چیز، باطن تر از هرچیز، هستی است. شما یک ذره تمرکز کنید الان، دست رو هر چیزی که می گذارید هر چیزی که می بینید، از خودت شروع کن تا گیاهان و کیهان، کهکشان و حیوانات، همه ی اینها که شما ادراکش می کنید، آنی که از همه جلوتر دیده می شود فهمیده می شود، هستی است. هستی، ولی باطن تر از همه چیز است. یعنی ظهورش از همه چیز بیشتر ظاهر است. در دعای جوشن کبیر می خوانیم، از همه چیز ظاهرتر و از همه چیز باطن تر است. خیلی عجیب است. از همه چیز ظاهرتر است چون شما با آن اشیاء را می شناسید با هستی. بچه را نگاه کنید کودک، پدر و مادر را که می بیند اول هست پدر و مادر را می فهمد تا بیاید بفهمد که این پدر است این مادر است این کیست. بعدها ماهیت اینها را می فهمد. ولی اولین چیزی که ادراک می کند از دنیا می آید هستی را کودک ادراک می کند. بودن اشیاء را بودن خودش را ادراک می کند. مرحوم بن سینا رحمه الله تعالی علیه، در برهان انسان معلق، بخواهد ثابت بکند می گوید شما خودتان را معلق کنید در فضا، اعضای تان را از همدیگر باز کنید که به همدیگر اتصال نداشته باشید فهم مادی نداشته باشید پاها باز، دست ها باز، هیچ چیز.‌ فکر کن معلقی در آسمان چشم هایت هم بسته است چیزی را نمی بینی. چیزی را نمی شنوی، چیزی را حس نمی کنی، آنجا وقتی که معلق هستی اولین چیزی که ادراکش می کنی منِ خودت است. من هستم. وقتی که معلق هست. گاهی انسان بیهوش است ولی معلق است خودش را دارد. خواب است اما خودش را دارد ماده نیست خبری از ماده و بدن نیست، من شما در خواب با شما هست شما این ادراک را دارید می روید این طرف و آن طرف، این کار را می کنید آن کار را می کنید منِ ما آن باطن ترین بخش ما منِ ماست. وقتی که این ها را از خودمان می گیریم. اینها همه لایه لایه مثل پیاز آمده روی ما گرفته، حس اولین مرحله، می روی پایین تر خیال، می روی پایین تر وهم، می روی پایین تر عقل، می روی پایین تر امور فوق عقلی. همه اش یکجاست. یک چیز است یک کس است، ولی خوب این لایه بندی ها وجود دارد خیلی عجیب است چینش و پیچیدگی این خلقت، که حق تعالی ما را با آن آفریده عجیب تر از انسان، پیچده تر از انسان، وجود ندارد. این ها شراب است آدم وقتی می شنود دوست ندارد از کنارش راحت رد شویم. دوست داریم چند ساعتی چند وقتی همینطوری تمرکز بگیرد تمرین بکند روی باطن. ما فرصت مان خیلی کم ما با این که اکثر عزیزانی که در اردوی چهارم اردوی فکر شرکت کردند در سال گذشته اعتراض کردند که وقتش کم است. باید مثلا یک ده روزی باشد دو هفته ای باشد که ما فرصت کنیم آهسته تر برویم جلو، و فرصت تمرکز و فکر داشته باشیم ما هم سعی کردیم که لااقل این اردو را لااقل بکنیم هشت روز یک روز لااقل اضافه کنیم ولی خوب عرض کردم امکانات مادی ما، هزینه ها آنقدر بالا بود که مجبور شدیم برای کاهش هزینه ها اردو را دوتا پنج روز قرار بدهیم یک پنج روز الان یک پنج روز هم ان شاءالله شهریور ماه. «فهو الباقی و کل شی دونه فان» خداوند باقی است و هر چیزی غیر از خدا فانی است. این معنای الله اکبر. «والمن الثانی» علی علیه السلام، این آن آدمی است که خدا می آوردش خدا در کعبه متولدش می کند سلام خدا بر امیرالمومنین، حق دارند فرشته ها که بخواهند سجده اش بکنند این آدم را. قنداقه ی مبارکش را وقتی مادرش فاطمه بنت اسد، می آورد بیرون از کعبه می دهد دست پیغمبر، چشمش را به روی هیچ کس حتی مادر هم باز نمی کند وقتی می آوردش نزد رسول خدا چشمش را باز می کند و قبل از بعثت است دیگر، می گوید: السلام علیک یا رسول الله. و از پیغمبر سوال می کند امیرالمومنین که می خواهی برایت تورات بخوانم؟ می خواهی برایت انجیل بخوانم؟ می خواهی برایت قرآن بخوانم؟ پیغمبر می گوید بخوان. بسم الله الرحمن الرحیم، قد افلح المؤمنون، الذین هم فی صلاتهم خاشعون. این بابای ماست این امام ماست. آدم نمی داند چقدر عاشقش باشد چقدر دوستش داشته باشد. چقدر دورش بگردد چقدر دلش تنگ شود برایش. و این کسی است که در برزخ منتظر تولد سالم من و شماست. یکی از قشنگی های مردن، شیرینی های مرگ همین است که این حجاب برداشته می شود و آدم به لقای امیرالمومنین می رسد. یکی از قشنگی های زندگی ما و حیات ما این است که این توفیق را خدا به ما داده. در جامعه کبیره شما چی می خوانید‌ که خدا من را از کسانی قرار بدهد که چنین و چنین و چنان، این ارتباطات و کارها را با شماها دارم، و تقرّ عینه غدا برؤیتکم، من از کسانی باشم که چشمم به روی ماه شما روشن شود. آدم دلش می رود برای همچین آدمی. کی می تواند اینطوری با ما حرف بزند؟ کی می تواند این طور با ما خیرات برساند؟ ما را بسازد و پرورش بدهد چه چیزهایی می فرماید چی برای ما گذاشته این آقا. سلام خدا بر امیرالمومنین. آدم گاهی وقت ها، دنبال علم است می خواهد ببیند چه گفته، امیرالمومنین چه چیزها را دارد می گوید به به به یک موقع است گوینده دل می برد از آدم. آدم وقتی نگاه می کند می بیند چه دارد می گوید، او خودش منشا اثر است دارد چی می گوید امیرالمومنین. انسان گاهی وقتها این علم یادش می رود اصلا حواسش از این معرفت می رود کنار، آقا قربون خودت بروم فدای خودت شوم. آقای مهربان آقای دوست داشتنی، خدا این را امام ما قرار داده این را رهبر ما قرار داده این را بابای ما قرار داده، ببینید «والمعنی الثانی الله اکبر، ای العلیم الخبیر، عَلِمَ ما کان و عَلِمَ ما یکون قبل ان یکون» خدا آن دانا و خبیری است که آنچه را بوده و آنچه را که بعدا قرار است بشود، (قبل ان یکون) قبل از این که بشود می داند. این خداست. که خلیفه الله اش روی زمین، مثل اعلی می گوید که «انا اعلم ماکان و ما یکون و ما هو کائن» همه را من می دانم. طرف آمده به او می گوید من از دوستان و شیعیان شما هستم، حضرت یک لحظه تمرکز میکند، سرش را می اندازد پایین، می گوید تو جزو شیعیان ما نیستی، من اسامی همه شیعیانم را تا روز قیامت می دانم و همه شان را می شناسم. « عَلِمَ ما کان و ما یکون قبل ان یکون» قبل از این که باشد این خداست. پس ما در الله اکبر با چیزی روبرو هستیم این را خوب درک کنید رویش تمرکز بگیرید خواهش می کنم. که یک هستی محض است که عین علم و شعور است. شما هیچ جای این هستی محض مردگی ندارید. عدم آگاهی ندارید. همه چیز عین آگاهی است عین شعور است. همه چیز عین شعور و آگاهی است در این سالن شما نشستید در و دیوار و سقف و کف زمین، صندلی که رویش نشستید، لباسی که رو تنت است، عینکی که به چشمت زدی، خودت از درون و بیرون و با بینهایت چشم داری دیده می شوی در محضر بینهایت چشم هستی. و در محضر بینهایت گوش هستی. او اگر سمیع است با همه مظاهرش سمیع است. همه ی مظاهر خدا چشم خدا و همه مظاهر خدا گوش خدا هستند. دقت کنید. سمیع‏ بصیر، نه این که یک نفر آن بالا هست دارد می بیند و دارد می شنود. یعنی چی؟ همه ی هستی گفتیم صفات در توحید صفات گفتیم که همه صفات عین هم و عین ذاتند، وقتی همه صفات عین هم و عین ذاتند شما با همه ی هستی ات، بینا، خود شما، حالا خدا بماند.‌ شما الان گوش تان را ببندید. شما وقتی شب خواب می بینید با بدن تان که نیستید هم سمیع هستید و بصیر هستید. در خواب هم همینطور. هم دارید می بینید و هم می شنوید صفات تان عین ذات تان است. کرم شما با بخل شما با مهربانی شما با شجاعت شما انفکاک ندارد یک حقیقت هستید همه تان. یک حقیقت که همه صفات عین ذات تان هست. «من عرف نفس فقد عرف رب» این را فهمیدید در خودت که تو همه چیزت همین آقایی که مهربان است همین آقا کریم هم است همین آقا جواد هم است، همین آقا عالم هم است همین آقا چنین و چنان و صدها صفت دیگر، یک چیز است ودر یک جاست. یک حقیقت است که همه ی صفاتش عین ذات است حالا خدا همینطور است. بنابراین خدا به گستره ی هستی چشم دارد. همه ی هستی بصیرند و همه هستی سمیع است توجه کنید چی دارم می گویم. همه ی هستی بصیر است و همه ی هستی سمیع است. همه ی هستی عالم است و همه هستی خبیر است. و همه ی هستی محیط است. «ان الله محیط بکل شیء، علی کل شئ محیط» محیط است یعنی چی؟ یعنی شما دست رو هر شی ای بگذارید هرچقدر کوچک یا هر چقدر بزرگ، بیا تا کوچکترین ذرات عالم خدا آنجا حضور دارد و احاطه دارد برش. احاطه را دقت کنید شدت احاطه، نه این که آن شی یک چیزی است که خدا بهش احاطه دارد. دقت کنید نه این که یک شی ای ما داریم که خدا بر آن احاطه دارد، و لو خیلی ریز باشد نه. خود آن شیء مظهر احاطه ی خداست و مظهر علم خداست و مظهر سمیع بودن و مظهر بصیر بودن خداست. برای همین خدا بر هر شیئ از خود شیئ نزدیک تر است. «نحن اقرب من حبل الورید» ما از رگ گردن به شما نزدیکتریم. رگ گردن یعنی چی. نه می فرماید: «ان الله یحول بین المرء و قلبه» خدا بین شما و خودتان فاصله می اندازد. از خودت به خودت نزدیکتر است. میزان قرب خدا را نگاه کنید به خودتان. به همه ی هستی نگاه بکنید. به کل شیء. گستره ی هستی علم است و گستره ی هستی بصر است و گستره ی هستی سمع است و گستره ی هستی احاطه است و گستره ی هستی خبر است. و گستره ی هستی رحمت است. رحمت واسعه الهی. همه ی هستی رحمت است. حالا باید گفت الله اکبر. الله اکبر یعنی من عاجزم از این که بگویم چه چیزی است و درکش بکنم. چیست که این طوری است. الله اکبر ان لا یوصف. میفهممش ولی نمی فهممش. احاطه بهش ندارم درکش می کنم می شناسمش می بینمش ولی احاطه بهش ندارد بزرگتر از آن است که من درکش کنم. بگویم چی، پس تو دائم، این را دقت کنید خیلی مهم است دائم در محضر هستی و خداوند با چشمی به تعداد همه ی مخلوقاتش و گستره ی همه ی هستی دارد تو را نگاه می کند و بر تو تسلط دارد و احاطه دارد. از حکومتش نمی توانی فرار کنی. «و لا یمکن الفرار من حکومته» از هستی اش نمی توانی در بروی. خدا بر تعداد ظهوراتش بر ما آگاهی دارد. دارد ما را می بیند. چندتا ظهور دارد خدا؟ وقتی انسان این را درک می کند یک موجی، از عظمت می آید سراغ انسان. خواهش می کنم دقت کنید. وقتی این را درکش می کنی، وامی ایستی به نماز، اول می گویی: «الله اکبر» آن هم هفت مرتبه. حضرت میگوید بگویید الله اکبر، الله اکبر الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر الله اکبر، الله اکبر. همین که با او حرف زدی « بسم الله الرحمن الرحیم،‌ الحمدلله رب العالمین،» این ها را ان شاءالله می رسیم برایتان بازش بکنیم. ما کلاس بسم الله داریم شاید یک اردوی ما فقط بسم الله باشد. « بسم الله الرحمن الرحیم،‌ الحمدلله رب العالمین،» چون این واژه های ارکانی را اگر نشناسیم نماز نمی توانیم بخوانیم. نماز هایمان که وقت تلف کردن است معصیت است اینطور نماز خواندن هایی که ما داریم. معصیت می کنیم حواسمان جای دیگر است اصلا آدابی رعایت نمی شود به همه چی فکر می کنیم جز خدا. «الرحمن الرحیم، مالک یوم الدین» حالا داستان داریم ما «مالک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین اهداناالصراط المستقیم، صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین» تمام شد حالا برو به رکوع از درک این عظمت. همه حرفهایی که شما در نماز می زنید دل می برد از آدم. ببینید «الحمدلله» این خودش ماجرا دارد که برسیم به حمد ببینیم چه غوغایی است آنجا. «رب العالمین» این هم یک داستان دیگری است پرورنده، مالک، مدبر همه اشیاء عالم، این ماهی ها دیدید شما، این ستاره ها دیدید شما، چند نوع ماهی هستند چند میلیون نوع موجود آنجا هست، چند میلیارد نوع موجود آنجا هست. چندصد هزار میلیارد بی نهایت از این ستاره ها و کیهان ها و کهکشان هست. همه را دارد اداره می کند و راحت هم دارد اداره می کند. راحت، می گوید نگه داشتن آسمان ها و زمین برای من سخت نیست. اتفاقی است که دارد می افتد ما داریم می بینمش. حالا ان شاءالله می رسیم یک جایی که در کلیپ باشد چیزهایی که چندصد برابر هزار برابر خورشیدند چند هزار برابر خورشید، خورشیدی که دارد چند میلیارد سال انرژی می دهد. هر چه حرف می زنی عظمت است. اگر آدم بفهمد در نماز چی دارد می خواند اینجا یک جای خالی می خواهد هیچ کس نباشد خودت و خودت جیغ بزنی داد بزنی نماز بخوانی. الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم دل می برد از آدم چقدر رحمان و چقدر رحیم. به گستره ی همه خلقت دارد رحمت می ریزد خدا. و با کسانی که با او دوست می شوند رفاقت می کند رحیم است. آن هم مالک یوم الدین. همه اش عظمت است حالا باید بروی به رکوع در مقابلش. «سبحان ربی العظیم و بحمده» چقدر هم قشنگ است «ربی» انتسابش به خودت خیلی قشنگ است یکی از قشنگی هایی که برای ما ها که عین فقریم عین وابستگی هستیم به هیچ جا بند نیستیم حتی مالک هستی خودمان نیستیم این است که ما خدا داریم. آدم دلش قرص می شود دلش آرام می شود که هست به هست خدا. می گوید من هستم نگران نباشید. اصلاً نگران نشوید. یک حدیث قدسی است هر وقت خبر مرگ من را شنیدید نگران شوید. من هستم. چرا خدا هی به ما حی قیوم می گوید بگویید؟ الله لا اله الا هو الحی القیوم. این حی قیوم دل آدم را پر می کند آخیش خدا هست. شکر خدا که خدا هست. الحمدلله که هست، الحمدلله که ما مال او هستیم. شکرش که مال اوییم شکرش که ما را به وجود آورده به ما توجه کرد. ما نبودیم و تقاضامان نبود/ لطف تو ناگفته ی ما می شنود.

بهشت شناخت اسماء الهی و بهشت شناخت خدا از هر بهشتی بالاتر است. این ها را آدم نفهمد و نشناسد و بمیرد حتی در بهشت هم برود بهشت همین است که تو داری می شناسی اش، داری با او ذهنت را جانت را و وجودت را و سرت را و قلبت را و سینه ات را از الله پر می کنی و پر از اهل بیت می کنی این بهشت است حالا فهمیدی وقتی می روی در برزخ قشنگی دارد، می فهمی کجا آمدی. نه این که بمیری و کور کور هم ببرندت بهشت باز کوری آنجا. می بینی کیف می کنی لذتش را می بری ولی کو تا بیایی بفهمی چه بوده داستان الان بفهمی خیلی خوب است برای همین آنهایی که می فهمند روز قیامت در بهشت وقتی وارد می شوند در برزخ وقتی در قیامت وارد می شوند با کسانی که مردند و نفهمیدند رفتند بهشت، این بهشتی ها وقتی می خواهند به آنهایی که فهمیدند نگاه کنند مثل الان ماست که داریم به کهکشان و ستاره ها نگاه می کنیم میگوییم آن چند میلیاردسال با ما فاصله دارد همینطوری.. معرفت اینقدر آدم را می برد بالا. الله اکبر تو را بزرگ می کند وقتی ذهنت و روحت درگیر واژه الله و اکبر شد و هی گفتی الله اکبر الله اکبر سینه تو را هی بزرگ می کند چون تو با مقوله ی اکبر سر و کار داری با الله سر و کار داری وقتی این ذهن می چسبد و هی الله می آید توش این روح وقتی الله می آید توش آینه وجودت است دیگر وقتی می گیریش هی عکس خدا می افتد درش دائماً انبساط پیدا می کند نفس. نفس زنده است دیگر. یک دفعه به جایی می رسد که می گویی من آسمان می دانم چه خبر است. همین که ذکر را می گویید چرا اینقدر اهمیت دارد که پیامبر یاد می دهد تسبیح حضرت زهرا را. حالا برسیم به تسبیحات حضرت زهرا، نرسیدیم هنوز واردش نشدیم که چه جایگاهی دارد. از صد رکعت نماز بالاتر است این تسبیحات. صدتاست ولی وقتی درست می گویی از چند صد رکعت نماز برای شما بالاتر است. حضرت فرمود امام باقر علیه السلام، باز امروز تولدش هست به روح مقدس شان صلوات ختم بفرمایید. آدم این احادیث را می شنود آدم دلش برای آن تنگ می شود. می شنود امام باقر علیه السلام عزیزمان دل آدم را خود امام باقر می برد هر کس تسبیحات حضرت زهرا را بگوید و بعدش استغفار کند یک دور تسبیحات که تمام شد سبحان الله را که گفت بگوید استغفرالله فرمود خداوند همه گناهانش را می بخشد. اگر درکی آدم از تسبیحات داشته باشد الله اکبر بگوید الحمدلله بگوید سبحان الله بگوید چقدر عظمت دارد این تسبیحات. الله اکبر مگر شوخی است؟ الله اکبر تمام سینه ی تو را باز می کند. روز تولد است بگذار به شما هدیه بدهم نمی خواستم بگویم این را منتظر بودم یکی از شماها این را دریافت بکند در این یک سال، دیدم نه خبری نشد لذا خودمان بگوییم شما در ذکری که در سال گذشته با هم کار کردیم سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر علی کل نعمه انعم بها علی برای تمام نعمت هایی که خدا به من داده، و علی احدا به هر بنده ای از بندگانش داده، ممن کان از هر گذشته هر چقدر بوده، ما نمی دانیم چقدر ممن کان، گذشته را که نمی دانیم، خدا از کی خدایی کرده؟ اول ندارد کی ندارد زمان ندارد. نفس را می کشد باز هم این هم درخشش امام باقر علیه السلام است هدیه ای است که امام می دهد، باقر العلوم. آن لحظه ای که شما ان شاءالله ملاقات می کنید با امام باقر چی خواهد شد. می رویم دیدار امام باقر چی خواهد شد آدم نمی داند با امام باقر چه می خواهد بکند. چی کار کرده. اگر او این حرفهارا نمی زد ما عقلمان می رسید که این حرف را بزنیم. یک کسی شعورش می رسید اینطوری تسبیح کند خدا را؟ «ممن کان» از کی؟ نمی دانیم از کی. ولی من هستم آنجا حضور دارم. عمر تو را برد تا کجا، شما وقتی این ذکر را بفهمی، عمرت طولانی می شود. بعضی ها می گویند چرا امت های قبلی 2-3 هزار سال عمر می کردند ما 50-60 سال. امت های قبلی اینها را نداشتند. شما یک شب قدر دارید 80 ماه بیش از هزار ما به تو عمر می دهد. امشب شب لیله الرغائب است خیلی بزرگ است ان شاءالله اعمالش را هم می خواهم بگویم که احیا هم داریم. تا م یگویی من رفتم، نیت، نیت را تا می کنی می شوی. چون جذب نفست می شود. شما وقتی هوس یک چیزی را می کنی می افتد رویت. تا ذهن و دلت مشغول می شود می شوی. چطور مسیح می گوید یک انسان وقتی به یک نامحرم نگاه حرام می کند نگاه غیر صحیح میکند در همان لحظه زنا صورت می گیرد در قلبش. تمام شده. شما وقتی که یک فکر خوب می کنید شبیه آن می شوید. یک فکر قشنگ، این ذکرهای به این قشنگی که می گویید می شوید. نفس تا نیت می کند می شود. چون عالم امر خلق نیست نفس عالم امر است. یعنی تا می گویی آخیش ای کاش تمام است. تا هوس می کنی می شوی. حرام می کنی تاریک می شوی سنگین و کدر می شوی حلال می کنی روشن ونورانی می شوی. حالا شما نگاه کنید یک کسی یک دفعه می گوید الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر دارد می گوید همینطوری نفس دارد شبیه می شود نفس دارد می گیرد. نفس دارد بزرگ می شود بخصوص که بفهمد الله اکبر یعنی چی. حالا شما امام باقر می گوید بنشین بگو سبحان الله چه مستی کرده. کی بودند اینها، سبحان الله والحمدلله، در حمد معلوم می شود اینها. ان شاءالله برسیم. چون تو وقتی اینها را می بینی نمی توانی اینقدر خودخواهانه بگویی خدایا به خاطر این چیزهایی که به من دادی شکرت و حمدت. نه خدا هر جا ظهور کرده قشنگ و به حق ظهور کرده. هر چیزی آفریده قشنگ بوده حکیمانه بوده. نه به من و پدر و مادرم. نه به هر کسی که داد نه به حضرت آدم، 14-15 هزار سال پیش. قبل از آدم هر چه خلق کرده. «ممن کان او یکون» او یکون از این طرف، بعدا می شود (یکون) « الی یوم القیامه» تا قیامت من پای همه نعمت هایی که خدا قرار است بدهد یک سبحان الله کاشتم. یک الحمدلله یک لا اله الا الله یک الله اکبر. هدیه من چیست به شما. این است که وقتی شما این را گفتید این که چیزی نبود که درست است یک طرفش سر ندارد یک سر ندارد کان است و یکونش را گفت الی یوم القیامه، بشکن یوم القیامه را تو. تازه اول کار است روز قیامت پس من میگویم چی؟ می گویم سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله والله اکبر علی کل نعمه انعم بها علی و علی کل احدا من خلقه ممن کان او یکون الی یوم القیامه و بعد القیامه. چون بعد قیامت داستان داریم. خلقت خدا تازه آنجا شروع می شود داستان. بعد قیامت تازه اول رحمت خداست. فرمود من 99 درصد رحمتم را برای بندگانم گذاشتم آن طرف. پس این یک کلمه هدیه ی من به شماست. الی یوم القیامه و بعدالقیامه. خدا بعد قیامت هم پاکار همه نعمت هایی که قرار است در بهشت به ما بدهی و به بینهایت بندگانت بدهی باری بینهایت تا خدایی می کنی، خدا تا کی خدایی می کند؟ قبلاً گفتیم عمر هر یک ازما اندازه عمر خداست. تا بینهایت خدایا من در تسبیح تو هستم. من تو را تسبیح می کنم و تحمید می کنم تهلیل می کنم تکبیر می کنم. حالا در یک کلمه وقتی می گویم تسبیحت می کنم تهلیلت می کنم تکبیرت می کنم تحمیدت می کنم در یک کلمه یعنی چی؟ دورت می گردم. الهی دورت بگردم خدا. این می شود حرف ما. کعبه این است دیگر. شما در کعبه که دارید می چرخید یک طرف می گویید سبحان الله سبحان الله سبحان الله، والحمدلله والحمدلله و الحمدلله، و لا اله الا الله و الله اکبر دور خدا می گردیم. عجب طراحی کرده خدا، قربان این دین بروم. این دین است. کجا این حرفها هست. شما در کدام دین این حرفها را دارید؟ این که پیغمبر فرمود علمای امت من از انبیای بنی اسرائیل بالاتر هستند، چون علمای امت پیغمبر معارفی را از اهل بیت گرفتند و از خود پیغمبر و قرآن گرفتند که انبیای بنی اسرائیل بهشان داده نشده. این هم هدیه ی تولد امام باقر به شما. اگر بگویید خیلی خوب است هدیه ای است که ته ندارد این هدیه ی که ما به شما دادیم ته ندارد آخر ندارد. الی آخر است دیگر. همیشه ی توانید و در همه جا تا ابدیت دارید. دیگر گرانتر از این نمی شد ما به شما هدیه بدهیم.

والحمدلله رب العالمین.