جلسه 022 - فلسفه وجودی شیطان
شماره جلسه
22
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
3
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - فلسفه وجودی شیطان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم/ بسم الله الرحمن الرحیم/ الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و تهیات و مغفرت پروردگار بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت بحثمان درباره حمله‌های شیطان بود که وجود مقدس آقا امام رضا(ع) توصیه کرده بود که ما خودمان را حفظ بکنیم از وسوسه‌های او و حمله‌های او@ بحثمان را به صورت مختصر درباره حمله‌های شیطان مطرح کردیم که حملههای از جلو عقب راست و چپ میکند علیه ما و بحث از حمله از جلو را توضیح دادیم و حمله از عقب را هم گناه را گفتیم@ یکی دیگر از مظاهر حمله شیطان از عقب که در گذشته گفتیم عقب یعنی گذشته گذشته ما اتفاق میافتد و وسیلهای برای اذیت ما میشود کدورتهاست یعنی اینکه ما در گذشته کسانی در حق ما ظلمی کردند یا ما با کسانی مشکلی پیدا کردیم و روابط ما به هم خورده نوعی دل چرکینی ایجاد شده@ در روابط ما با دیگران که این بیماری بیماری فوقالعاده خطرناکی هست یعنی اگر ذرهای از این در وجود کسی باشد به هیچ وجه رشد نمیتواند بکند یعنی دل چرکینی و کینه نسبت به دیگران.@ ما در سلسله مباحث کینه مفصل به این بخش پرداختیم حالا هم عزیزانی که در آن جلسات نبودند و همچنین بینندگان عزیز شبکه ولایت میتوانند با درخواست از مؤسسه آن سیدی را دریافت بکنند.@ و من به مناسبت بحثمان در حد یک جلسه این بحث را بعضی از مطالبش را خدمتتان عرض خواهم کرد.@ کسانی که ما با آنها زندگی میکنیم سه دسته هستند کسانی هستند که یا بر ما حق عظیم غیر قابل جبران دارند و ما هر چقدر تلاش بکنیم هیچ گاه نمیتوانیم حق آنها را ادا بکنیم به هیچ وجه نمیرسیم به آنجایی که حقشان را ادا بکنیم کسانی که بر ما ولایت دارند@ مثل پدر و مادر مثل استاد مثل اولیاء الهی اهل بیت(ع) اینها افرادی هستند که رابطه ما با آنها رابطه یک طرفه است@ یعنی دائماً ما باید مراقبت صددرصد بکنیم که در قلبمان خدای نکرده با این گروه مشکلی پیدا نکنیم زیرا آنها هر چقدر در حق ما بدی بکنند البته غیر معصومینشان معصومین که بدی نمیکنند ولی اگر انسان مثلا پدر و مادرش در حقش کوتاهی کرده باشد یا استادش در حقش کوتاهی کرده باشد یا ظلمی حتی کرده باشد حقشان آنقدر عظیم هست که هیچ وقت ظلمی که آنها در حق ما میکنند به حق عظیمی که آنها به گردن ما دارند نخواهد رسید@ لذا وقتی طرف آمد خدمت امام سجاد(ع) گفت میخواهم قصاص کنم استادم را چون پدرم را کشته حضرت فرمود حق استاد بالاتر از این حرفهاست حق قصاص نسبت به استاد خودت نداری.@ این یک دسته هستند اولیاء الهی انبیاء خداوند پیامبران ائمه با این حال شیطان همیشه در صدد هست که بین ما و خداوند ما و اهل بیت و خانواده آسمانیمان ما و اولیاء الهی ما و کسانی که نسبت به ما حق عظیم دارند مثل اساتید و والدین و اینها دو به هم زنی بکند و دل ما را نسبت به آنها چرکین بکند@ و وقتی که در مورد خداوند موفق میشود در مورد بقیه به طریق اولا موفق میشود آیا ما کسانی داریم که نسبت به خدا دل چرکین هستند یا سوء ظن به خدا دارند یا با خدا مشکل دارند یا نه داریم؟@ داریم پس اگر یک کسی بتواند با خدا درگیر بشود رابطهاش خدایی که سبحان هست کمال مطلق است منزه است از اینکه در حق کسی ظلم بکند نیازی به ظلم ندارد@ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل وقتی میتواند رابطه ما با خدا را شکرآب بکند حتماً میتواند رابطه ما اهل بیت با خانواده آسمانیمان با مادرمان فاطمه زهرا با اولیاء الهی با والدین با اساتیدمان بهم بزند@ بنابراین خیلی انسان باید مراقب باشد که همیشه آن حق عظیم را در نظر بگیرد و مشکلات کوچک را در نظر نگیرد بله پدر مادر ممکن است در اثر ناآگاهی در اثر هوای نفس یا حتی استاد@ انسان در اثر ناآگاهی یا هوای نفس یک اذیتهایی به طرف مقابل بکند ولی خیراتی که به انسان میرسد از ناحیه مثلا والدین آنقدر زیاد است که اگر یک کسی بخواهد نسبت به پدر و مادرش کینه بگیرد چه برسد نسبت به استادش یا اولیاء الهی در دلش کوچکترین ذقسی باشد این بسیار خبیث است چرا؟@ چون خیرات کثیر آنها را ندیده ولی اگر شری یا بدی از اینها به او رسیده آنها را میبیند و اینها را غلبه میکنند بر همه آن خیراتی که تا به حال به آن رسیده@ یک کسی که با پدر مادر خودش درگیر میشود خیلی خباثت دارد این واقعاً یک آدمی هست که قطعاً گرفتار عذاب قبر و جهنم است کما اینکه همین الان که در دنیا هم که هست دچار فشار قبر و جهنم است برای اینکه همین الان دلش درگیر است شما یادتان نرود آن قاعده فرمول اصلی@ یادمان نرود که قبر ما نفس ماست شما نفستان هر وضعیتی الان داشته باشد قبرتان هم همین وضعیت را دارد اگر الان نسبت به کسی کینهای داشته باشید گرفتاری داشته باشید دل چرکینی داشته باشید عصبانی باشد انسان به خشم آمده باشد قطعاً فشار قبر همین الان قبر خودش را آتش زده چرا؟@ چون این مقیاس زندگی که داریم یادمان نرود که دوران رحمی است دوران رحمی یعنی همانطور که جنین در رحم مادر اگر آسیب ببیند این آسیب بعد از تولد یک جا خودش را نشان میدهد ظهور میدهد@ خودش را اینطور نیست که ما اگر اینجا روزها و ساعتها و ماهها سالهایی با عصبانیت و کینه و حسادت و بدجنسی نسبت به اطرافیانمان حالا فعلاً ذوالحقوق را دارم میگویم یا دیگران حتی بگذرانیم@ چون قلبت اینجا ناآرام بوده و حق نداشتی قلبت را ناآرام نگه بداری مادرشوهر پدرشوهر باجناق خواهرزن برادرزن اینها همین افرادی که آدم با آنها زندگی میکند@ وقتی که در طول مدت قلبت را آلوده نگه میداری در واقع این مقطع زمانی در برزخ خودش را نشان میدهد چون برزخ باز کردن کپسول نفس است این که چرا پیغمبر میفرماید روز قیامت به تعداد ساعتهای عمر انسان یک صندوقچه باز میشود@ برای اینکه دقیقاً پیغمبر میخواهد بگوید که ساعت به ساعت عمر شما حساب میشود پایتان دانه به دانه میگویند خوب ساعت اول ساعت سوم میگویند آقا این هفت ساعت را ما خواب بودیم@ بعد میگوید نه من ده ساعت خواب بودم خوب ده ساعت خواب خوب نبوده ده ساعت گرفتی خوابیدی حسرتهایش میآید سراعت اینطوری نیست که خواب اضافه کرد بگوید حالا خوش به حالم شده چهار ساعت اضافه خوابیدم خواب اضافه حسرت قیامتی دارد کم آمدن دارد@ مثل اینکه زمانی انسان قرار شده خودش را به جایی برساند آنوقت سر راه گرفته خوابیده خوب وقتی خوابیده نمیرسی به آنجایی که باید برسی@ نه کار خیر کردم میگوید این کار خیری که میکردی اینقدر خوشحالت میکند پیامبر میفرماید که اگر این شادی باز شدن این صندوق را نگاه کردن داخل این صندوق را پخشش بکنم بین همه جهنمیان جهنمیها دیگر هرگز احساس عذاب نمیکنند اینقدر این شادی زیاد است@ و اگر انسان در آن ساعتها معصیت کرده باشد گناهی مرتکب شده باشد حسرتش دردش آنقدر زیاد است که اگر تقسیم بکنند به بهشتیها بهشتیان دیگر لذت نمیبرند اینقدر زیاد حسرت اینکه انسان عمرش را تلف کرده باشد@ و آن ساعتهایی که بیخود وقت تلف کرده نه گناه کرده و نه کار خیر آن هم حسرت خیلی زیادی دارد میگوید خالی است صندوق هیچی ندارد میتوانست پر باشد@ این محاسبهای که دارد پیغمبر اینطوری برای ما تمثیل بیان میکند نشان میدهد ما وقتی که ظرف زمانی از عمرمان درگیر حسادت و کینه و نفرت و تندخویی و دعوا و درگیری با دیگران چشم و همچشمی با زندگی دیگران هستیم نشان میدهد که ما این مقطع عمر را وقتی میآورند در صحنه قیامت بازش میکنند خیلی گرفتاری برای ما درست میکند@ در برزخ وقتی بازش میکنند خیلی گرفتاری دارد اینکه میگویند قیامت من یک قاعده به شما بگویم این قاعده خیلی مهم است قیامت یا شب اول قبر شب اول قبر هر کسی زمانی است که انسان از همان لحظه وارد برزخ میشود@ جنازهاش ممکن است پنج ماه بعد دفن کنند یا هفته بعد دفن کنند حالا درست است ما از نظر فقهی همان شبی که به خاک میسپارند نماز میخوانیم اما محاسبات شخص معطل جنازه نیست شخص به محض اینکه از اینجا وارد برزخ شد قیامتش شروع میشود@ قیامت که میگوییم فقط قیامت کبری نیست مَن ماتَ فَقَد قامَت قیامَتُه هر کس از اینجا برود قیامتش شروع میشود یعنی محاسبات شروع میشود اگر همین جا در برزخ تصفیه میشود که خوش به حالش هست دیگر تصفیه شده دیگر به قیامت کاری ندارد قیامت راحت هست اصلا این شخص@ مگر یک چیزهایی باشد که باید قیامت بماند مثلا فرض بفرمایید یک نوع حق الناسهای خاصی هست که باید بماند یا بعضی از چیزهایی که در برزخ با همه عظمتش گنجایش محاسبه آنجا را ندارد حالا میگذارند برای قیامت@ ولی محاسبات شروع میشود از همان لحظه پس وقتی ما مقداری از عمرمان را به بد زندگی کردن میگذرانیم این ضبط است دقت کنید خواهش میکنم توجه کنید مثل یک فیلم دوربینی هست که مثلا شما میگویید یک مِگا دو مِگا ظرفیت دارد الان گرفتیم جلو تصویر داریم ضبط میکنیم عزیزانی که دارند ضبط میکنند@ خوب بعد از پنجاه دقیقه پر میشود این صفحه عمر ما اینطوری است پُر میشود روی این صفحه نفس ما بعد در قیامت که میروی بازش میکنند میگذارندش پشت صفحه میگویند حالا نگاهش بکنید ببینید چه بوده چه هست@ الان مثلا میگوییم آقا ما در یک همچین هارد اینقدری صد ساعت ضبط کردین این که الان ما نمیدانیم چه هست باید برود در یک صفحهای که این را تفسیرش میکند برزخ باز میکنند تفسیر نفس را تمام فیلمهای نفس ما در برزخ نمایش داده میشود در قیامت نمایش داده میشود@ واقعاً فیلم است یعنی واقعاً عملکرد نشان داده میشود خوب این وقتی بازش میکنند میبینند مثلا یک ساعتهایی خواب است یک ساعتهایی معمولی است دارد راه میرود غذا میخورد همینطوری باز میکنند یک ساعتهایی باز میکنند میبینند چقدر در آن معصیت است چه خبر است اینجا.@ وقتی من فقط فرقش این است من وقتی در دنیا هستم میتوانم این صفحات را پاک بکنم دیدید الان میگویند موبایل هست شما دکمه را بزنید پاک میشود اما پاک میشود چطوری پاک میشود؟@ یک چیزی بگویم خیلی درد دارد پاک میشود یعنی وقتی میخواهی نگاهش بکنی هیچی نمیبینی تو، توجه کردی روز قیامت میگویند آقا این صفحه اعمالش گناه نشان نمیدهد میگویند خوب خیلی خوب است بیا برو او هم میاید میرود بهشت تمام میشود@ ولی شما یک سیستمی دارید در کامپیوتر که به آن میگویید ریکاوری میگویی این حافظهای که پاکش کردی میشود یکطوری زندهاش کرد برش گرداند برای همین در گناهان هیچ وقت آن تَه گناه از نفس نمیرود بیرون@ میگویند کفاره کفاره یعنی چه؟ میگویند این کار کفاره این گناه است یعنی چه میپوشاندش از بین نمیرود، همین اگر مثل آدم رفتار کردی گفتیم آقا پاک کردیم پاک کردیم تمام شد دیگر مثل آدم زندگی کردی خیلی خوب است ولی گاهی اوقات آدمها میپوشانند خدا هم پاک میکند ولی خودشان ریکاوری میکنند@ فهمیدید چطوری شد یعنی خودشان دست به یک عملهایی میزنند که تمام آن گذشتهای که خدا پاک کرده بود دوباره برمیگرداند یکدفعه میزند بالا@ کینه از آن مقولاتی هست که ریکاوری نفس ماست کینه یک چیزی هست که تو هی میروی عقب از عقب زنده میکنی میآوری جلو جلو حالت به هم میخورد اعصابت را خورد میکند وقتی حالت را بهم زد اعصابت را خورد کرد چه چیزی را در واقع دارد خراب میکند؟@ وقتی حالت را خراب کرد چه چیزی را دارد بهم میزند آینده را دارد خراب میکند کینه یعنی این احمقانهترین کار همین ریکاوری کثیف ریکاوری احمقانه بازگشت به گذشته است آن هم نسبت به چه کسی؟@ نسبت به پدر مادر یک کسی که اینقدر خبیث است که میلیونها محبت پدر مادر را گفت آقا من مادرم کول کردم بردم مکه حقش را ادا کردم گفت اگر سی و نه بار دیگر هم این کار را بکنی چهل بار بشود یک شب که تو را حمل کرده نمیتوانی ادا بکنی یک شب که در شکمش با سختی تو را حمل کرده@ مگر میشود آدم حق پدر مادر را ادا بکند فکر میکند که اگر مثلا به پدر مادر پول داد محبت کرد خانه داد بیمارستان بردشان به آنها رسیدگی کرد ما جانمان را هم پای پدر مادر بگذاریم حقشان ادا نمیشود@ حالا شما ببینید یک کسی از پدر مادر دل چرکینی در دلش نگه میدارد این چقدر خباثت دارد یعنی کثافت و آلودگی را گرفته و هزاران خیر و برکت و خوبی و محبت و سختیهایی که آنها برای ما کشیدند را ندید گرفته این خیلی خباثت میخواهد خوب حالا این کس مورد مغفرت خدا قرار میگیرد یا نمیگیرد؟@ محال است مورد مغفرت قرار بگیرد چون خدا فقط کسانی را یادتان نرود این قاعده را نگویید نگفتید خدایا شاهد باش دارم به همه عزیزان میگویم خدا فقط کسانی را میبخشد که خودشان اهل بخشش باشند اهل مغفرت باشند@ یعنی بلد باشند که گذشته دیگران را ندید بگیرند اگر عرضه نداری گذشته دیگران را ندید بگیری چیزهایی که دیدی و چیزهایی که شنیدی کارهایی که با تو کرد اگر نمیتوانی ندید بگیری پس تحولی در تو صورت نگرفت تو به مقام انسانی نرسیدی@ انسانیت یعنی اینکه من بتوانم مثل خدا غفور بشوم در کتاب شریف قرآن میگوید تَغْفِرُ تو ببخش آنها را مغفرت خداست میگوید تو هم مغفرت داشته باشد میگوید مؤمنین نسبت به همدیگر غفور هستند اصلا نمیبینند.@ خاک بر سر کسی که میتواند نگه دارد و خدا ما را امتحان میکند دائماً ما را امتحان میکند با کسانی که نسبت به ما حق دارند پدر مادر اساتید اولیاء الهی اهل بیت خداوند این یک طرف.@ حالا یک کسی از اینها خباثت دارد از اینها کینه دارد اینها بدترین آدمها هستند که میتوانند کینه بگیرند از خدا انسان کینه بگیرد از اهل بیت بگیرد از اساتید بگیرند از پدر مادر بگیرند اینها خیلی آدمهای خبیثی هستند خباثت به آن میگویند فحشای باطنی فحشای ظاهری نیست@ که مثلا بگوید آقا من زنا نکردم که قمار نکردم که بیحجابی و بدحجابی نکردم که من شراب نخوردم که نه به شراب نیست خیلی این وحشتناکتر از هزاران شرابخواری و زناست@ حالا میآییم سراغ کسانی که با ما برابرند همسر ما است ما یک سلسله سرمایهگذاری برای او کردیم مودّت است من به او خدمت کردم او هم به من خدمت کرده همکارم دوستم رفیقم است او هم همینطور@ دسته سوم کسانی هستند که از ما پایینترند یعنی ما نسبت به آنها ولایت داریم یا نه رابطه خدماتی نداریم یک آدمی بوده که در زندگی با او سروکاری نداشتم کاری برای من نکرده کمکی به من نکرده لطفی در حق من نکرده ولی در یک مسئلهای از من بدش آمد یا من از او بدم آمد.@ برای چه من باید بدم بیاید از یک کسی حالا یک کار بدی هم کرد در حق ما یک پلیسی رفتیم حالا مثلا بیخود ما را جریمه کرد یا حرفی زد رفتی یک موتوری از کنارت رد شد یک چیزی به تو گفت و رفت همین که تو میتوانی نگه داری این را دور میشوی@ با این تهنشین شده در نفس تو نمیتوانی وارد یک بهشتی با آن عظمت و حساسیت بشوی نمیتوانی بهشتی که اینقدر لطافت دارد شما گل را نگاه کنید ببینید چقدر چشمتان را نگاه کنید مژهتان را نگاه کنید باید چقدر این غذا تلطیف بشود تا بشود چشم بشود مژه بشود مویرگ@ گل نگاه کنید چقدر باید تلطیف شده باشد که آن آب به آن لطیفی بیاید برود در این گلبرگها بهشتی که میلیاردها برابر از این لطیفتر نظیفتر هست یک آدم گردن کلفت و قولچماقی که یک عالم در وجودش خشونت بدجنسی دورویی نفاق وجود دارد این چطوری میتواند وارد بهشت بشود@ این قطعاً موقع مردن میرود در فشار قبر تا تصفیه بشود نشد در برزخ گرفتاریهایی دارد اینقدر این باید چلانده بشود تا زبالههای نفسش گرفته بشود برزخ هم مثل دنیا نیست که شما اگر الان مثلا ده سال کینه داری یکدفعه میگویی خدایا بخشیدمش من الان خوشحال میشوم.@ بعضی از عزیزان میایند میگویند آقا ما با پدر مادرمان خیلی مشکل داشتیم با همسرمان خیلی مشکل داشتیم یک سیدی کینه گوش کردیم یک سیدی شکر گوش کردیم اصلا دیگر از دلمان رفت آن مسئله بارک الله چقدر یک سیدی گوش کرده مگر چند ساعت طول کشیده پنج ساعت شش ساعت یک ساعت@ یک ساعت توانسته هزاران سال آخرتی عذاب را از خودش دور بکند ولی اگر برود در برزخ هزاران سال طول میکشد تا این را از نفس شما در بیاورند مثل رحم و دنیاست دیگر در رحم یک بدن نه ماهه درست میشود@ اما در دنیا نود سال هم یک بند انگشت پُر نمیتوانی بکنی چون دنیا نمیتواند سازندگی داشته باشد برزخ شدن خیلی سخت است@ لذا آدم هر کاری میخواهد بکند همین جا بکند همین جا به داد خودش برسد همین جا برای خودش یک فکری بکند کینه بسیار کار خطرناکی هست کینه همانطور که عرض کردم هر چه خدا میبخشدت تو برمیگردی آلودهاش میکنی@ شبهای ماه رمضان میروی میگویی الهی العفو خدایا ببخش گناهان من گذشته من را بعد خدا هم میبخشد ولی تو هیچ کس را نبخشیدی دوباره برمیگردد تمام این عفونتهای نفس میزند بالا.@ گاهی اوقات هم فکر میکند عفونت ندارد ولی دارد میگوید والله من حلالش کردم پدرشوهر مادرشوهرم را الان واقعاً رفتم امام رضا رفتم کجا گفتم خدایا حلالش اصلا من هیچ چیزی ولی وقتی یاد این اذیتهایش میافتم جگرم آتش میگیرد دوباره که تو آتش گرفتی فرق که نمیکند@ اگر یادش افتادی جگرت آتش نگرفت پس دیگر آتش نداری آخرتت آتشهایت را خاموش کردی اما وقتی میگویی وقتی یادش میافتم جگرم آتش میگیرد پس تو هنوز خیلی خباثت داری نگه داشتی این آتش را دیگر@ عزیزم دقت کن ممکن است این حرفهای من برای خیلیها زور داشته باشد میگویید این حرفهایت خیلی زور دارد این یعنی چه؟ یعنی ما آدم نیستیم یعنی ما همینطوری مثل ماست مثل زهرمار مثل برج زهرمار بایستیم هر کس هر کاری دلش خواست بکند@ خدا هم میگوید من هم همینطور بندگان من با من هم این کار را میکنند پس تو اگر قرار است به بزرگی من بشوی و بیایی پیش من و آن مقام ملک کبیر را بگیری شما در دعای ماه رجب چه میخواهید؟ امام زمان میگوید از خدا چه بخواهید؟@ امام زمان میفرماید از خدا در ماه رجب ملک کبیر را بخواهید دعایش را نگاه کنید اگر این را میخواهید پس باید اصلا مثل من بشوی@ یعنی باید بایستی ما اصلا مخصوصا سر راه تو ما بعضی وقتها میگوییم آخر این چه دنیایی که مثلا من چه بدبختی که یک شوهر اینطوری باید داشته باشم یک زن اینطوری باید گیرم بیاید پدرم چرا باید اینقدر من را اذیت بکند؟@ اصلا عزیزم ساختار ناسوت و دنیا قشنگیش به همین است یعنی ساختار دنیا اگر فرصت شدن را فرصت الهی شدن را به من ندهد مردهشور این دنیا را ببرد به چه درد میخورد این دنیا دنیایی که قرار باشد امتحان الهی شدن باشگاه راه ندهند مثل کسی هست که بزرگ شده میخواهد برود مدرسه راهش ندهند میگوید بابا من استعداد دارم@ بگذارید بیام مدرسه درس بخوانم امتحان میدهم آزمایش از من بگیرید میگوید نه تو بدرد نمیخوری تو اصلا لیاقت نداری آقا بگذاری بروم باشگاه میخواهم در این ورزش میگویند آقا تو بدرد نمیخوری خیلی بدش میاد آدم دیگر@ حالا ما را خدا قبول کرده در این باشگاه این افتخار را به ما داده که میگوید بیا جلو ببینم حالا توی این باشگاه برو ببینم با پدر و مادرت چکار میکنی با شوهر و زن و باجناق و خواهرشوهر و جاری و اینها چکار میکنی تمرین دارد به تو میدهد تو قرار است شبیه خدا بشوی@ دعوا که نداریم به این خوبی خدا قبولت کرده نخودی نیستی مفهوم سن تکلیف در اسلام یعنی این وقتی میگوییم شخص مکلف شده یعنی در باشگاه شروع شده راهش میدهند از این به بعد در این باشگاه ثبت نام کرده@ ولی ما مثل اینکه اصلا باور نداریم انسانیم باور نداریم قرار است برویم به چه چیزی تبدیل بشویم باور نداریم آخرت و ابدیت را تا میخواهند از ما آزمایش بگیرند جیغ میزنیم داد میزنیم.@ وقتی کسی خودش را شناخت با فلسفه خلقت آشنا شد فهمید که اینجا فقط یک دالان است یک رحم است من اصلا قرار نیست اگر کسی فکر بکند که در دنیا قرار است در دنیا زندگی خوش بیدردسر و بیگرفتاری داشته باشد این واقعاً نادان است نشناخته ماهیت دنیا را، ماهیت خلقت را نشناخته دنیا چقدر حضرت میگوید@ دارُ ممر میدانید یعنی چه؟ یک تونل است یک دالان است ما در آن هستیم بعد این دالانی که در آن هستیم دو در دارد اینطوری هم هست یعنی سرپایینی داریم سُر میخوریم نوبتی داریم میرویم@ این کارخانهها را دیدید مثلا نخود لوبیا میخواهند بستهبندی بکنند نخود لوبیا ریختند در آن نقالهای که دارد میاید همینطوری دارد میاید مثلا آن طرف پنجاه متر آن طرف نخودها هستند پنجاه متر جلوتر اینجا میایند این سرازیری که میایند میروند در بسته بستهبندی میشوند میروند@ آن نخودها هم نوبتش دارد میرسد که بیاید برود بستهبندی بشود آدمها بخورندش قرار است بخورندش@ چند روز پیش ما را برده بودند پریروز رفتیم یک مرکزی ببینیم پرورش کبک بود بعد همین یک لحظه من گفتم این کبکها را نگاه کنید بچه جوجهها را اینجا جوجهکشی هست اینها تخمهایشان را اینجا میآوریم میفروشیم بعد اینجا گوشتهایشان را اینطوری میکنیم@ بعد یک لحظه من همینطوری نگاه به این کبک کردم کبکهای خیلی زیبا و خیلی جوجههای زیبا و ناز بعد یک لحظه به این چشمهای اینها نگاه کردم دیدم چه چشمهای نگرانی هم دارند گفتند اینها خیلی نگرانند کبکها خیلی میترسند اصلا ترسو هستند@ یک لحظه من از پشت پنجره اینطوری نگاه کردم یک موجی از اینها چند هزارتا بودند فرار کردند رفتند گفتم اینها در نوبت این هستند که یک ساختمان آن بغل قرار بود بسازند گفتند اینجا میخواهیم کشتارگاه بسازیم یعنی اینها الان دارد پرورش مرغ اینطوری است مرغداری@ مرغها با یک حال و هوایی دارند زندگی میکنند ازدواج میکنند بچه دار میشوند نمیدانند که داستان چیست این آدمهایی که دارند به اینها محبت میکنند چند وقت بعد اینها را میفرستند در یک اتاقی هست به نام کشتارگاه وارد میشوند البته کشته شدن برای آنها بد نیست@ حیوان هستند میایند عضو بدن انسان میشوند ارتقا پیدا میکنند رشد پیدا میکنند خودش خیلی است برای آنها یک کمال است ولی نمیداند این کمال به قیمت هستی نباتیش و هستی حیوانیش را باید از دست بدهد@ مثل نبات است نخود وقتی هستی جمادیش را از دست میدهد میشود گیاه میاید در بدن گیاه میشود بعد میاید حیوان میخورد ارتقا پیدا میکند کمالات حیوانات تبدیل میشود به شعور حیوانی و کمالات حیوانی حیوان جذب انسان میشود خوب میشود به انسانیت میرسد به عقل میرسد خیلی خوب است@ ولی خوب آدم باید از هستیش بگذرد ما در این سالن هستیم همه مثل این جوجهها در این دالان نمیدانیم هم کی میشود فقط میدانیم ته این دالان دو در دارد یکی میرود در بهشت یکی میرود در جهنم ما با سرعت دارند میبرندمان همینطوری داریم میرویم یک دفعه در را باز میکنند میرویم آنجا.@ روحش شاد مرحوم حاج اسدالله زارع مداح عزیزمان جوان هم بود هفته گذشته که شما اینجا کلاس داشتید همسر بزرگوارشان اینجا بودند با شما قاطی کلاس نشستند کلاس تمام شد@ ایشان رفتند آن لحظهای که ایشان سر کلاس نشسته همسرشان به رحمت خدا رفته برای شادی روح همه اموات و ایشان هم یک صلوات ختم بفرمایید.@ نه همین از سر کلاس خودمان میرویم یک طوریمان میشود ما نمیدانیم کجای این دالان قرار داریم زندگی داستانش آن طرف است اصلا آخرت است ابدیت است پدر و مادر شوهر و زن و بچه و داستانهای اینطوری فقط یک ابزاری برای شدنهای ما هستند@ ما خیلی جدی گرفتیم اینها را و میخواهیم همه چیزمان را همین جا به پا بکنیم پیغمبر چه میگوید خدا چه میگوید در قرآن میفرماید که خداوند برای هیچ بشری خلد قرار نداده بعد به پیغمبر چه میگوید@ إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ نمیگوید اِنَّکَ تَموت تو میمیری بقیه هم میمیرند میگوید تو مردی پیغمبر تو همین الان هم مردی بقیه هم همین الان مردهاند میگوید اینقدر فاصله نزدیک است میگوید مردی تو پیغمبر تو مردی بقیه هم مردهاند ما فاصلهای تا برزخ نداریم اصلا@ فکر میکنید همین الان نگاه کنید ببینید گذشته عمرتان مثل یک خواب بوده مثل یک سراب است بله چقدر قشنگ علی(ع) فرمود تَمُرُ مَرَ السَحاب مثل یک ابر اول نگاهش میکنی میبینی هست فکر میکنی چقدر هم این هست حالا در آسمان یک چند دقیقه مشغول میشوی میبینی این رفت نیست ابر رفت@ گذشتههای خودتان را نگاه کنید رفت تمام شد ما در این دالان داریم میرویم به آن سمت اصلا زندگی و داستان زندگی آن سمت شروع میشود تازه آن سمت آسایش هست بهشت هست غم نیست@ بعدش چقدر امام زمان در همین ماه رجب به ما میگوید بگویید که خدایا من را به جایی برسان که بعد از آن هیچ نوع غصه ناراحتی و معطلی نداشته باشم@ فرمود هر وقت رفتید حرم اینکار را بکنید حتماً هم بروید ماه رجب حیف است خودتان را به حداقل یکبار به یکی از این حرمها برسانید این زیارت در حرمها را اَلحَمدُلله الَّذی اَشهَدَنا مَشهَدَ اَولیائِه خدایا شکر سپاس که ما را شاهد مشهد اولیائش قرار دادی بعد میخوانی ادامهاش میگوید@ حضرت صاحب سلام چطوری برای بچههایش حضرت دعا گذاشته در دهانشان میگوید هر وقت خواستید از خدا بخواهید بگویید خدایا من را برسان به یک جایی که کنار پیامبر کنار خانواده آسمانی باشم بعد از آن هم دیگر هیچ غصهای نخورم@ این دعا را بخوانیم یکبار حداقل بخوانیم تشریفاتش را هم در دعا نوشته خیلی تشریفات قشنگی است با چه تشریفاتی میگوید من خدایا میخواهم یک زندگی داشته باشم وقتی رسیدم به آن دیگر هیچ نوع نگرانی اضطراب هیچ توجهی به گذشته نداشته باشم یعنی بدانم از همین لحظه به بعد من خوشبختم و خوشبختم و خوشبختم.@ این مال آخرت است فرمود من خوشبختی را در بهشت قرار دادم آسایش را در بهشت قرار دادم مردم در زمین دنبالش میگردند این فکر میکند اگر الان به این زن رسید به این مرد رسید به این دختر رسید به این پسر رسید به این مدرک تحصیلی رسید به این پول رسید به این درجه و مقام رسید.@ اگر الان نماینده مجلس شد رئیس شورای شهر شد عضو شورای شهر شد رئیس جمهور شد الان دیگر خوشبختترین آدم روی زمین است نه بابا اول مسئولیت و گرفتاری و دردسر و ماجراهای دیگر است.@ رسیدنهایش با نرسیدنهایش هیچ فرقی نمیکند نرسیدنهایش بهتر از رسیدنهایش است نرسیدنهایش اقلا ذخیره آخرت دارد برای من، رسیدن و کامیابیهایش سهم آخرتی من را کم میکند.@ برای همین آنهایی که کمتر میرسند موفقتر هستند بعداً ذخیره شادی بیشتری دارند نه اینکه تلاشت را نکن تلاشت را برای هر طوری که میتوانی خوشبختی خودت و آسایش خودت و اطرافیانت بکن اما غصه نخور حرص و جوش نخور رقابت نکن اعصابت را خورد نکن غصه برای دنیا نخور@ مَن بَکا عَلَی الدُنیا دَخَلَ النار کسی که غصه میخورد برایش داخل جهنم است چون همین الان داخل جهنم شد با این غصههایی که دارد میخورد کینه اینطوری است کینه بیچاره میکند انسان را.@ آقا داستان این بوده که تو در معرض ارتباطاتی قرار بگیری یک کسی اذیت بکند از این سختتر که به آن میگویند مرگ سیاه خدا برای هر کسی هم نمیگذارد مرگ سیاه را مرگ سیاه برای آدمهای گردن کلفت است آدمهای بزرگ اگر در زندگیتان همچین چیزی هست خیلی خوشحال باشید@ یعنی آدمهای با لیاقتی هستید شاگردهای زرنگی هستید شاگرد ممتازید که در زندگیتان قرار داده این هست که شما به یک کسی محبت میکنید و او در حق شما ظلم میکند@ لذا فرمود اَحسَن اِلی مَن اَساءَ اِلَیک پیامبر روی دسته شمشیرش نوشته بود به کسی که به شما بد میکند شما به او محبت بکنید نگو بشکند این دست که نمک ندارد از این به بعد من باشم که به فلان کس محبت بکنم من باشم که از این به بعد دست کورها را بگیرم.@ آقا حالا یک محبتی کردی اصلا داستان این بوده که تو یک محبتی بکنی او به تو نیش بزند برایت ذخیره میشود برای آخرتت. غصهاش را نخور.@ اگر در زندگیتان کسان اینطوری سر راهتان قرار میگیرند شما محبت میکنید آنها نمیفهمند شما دوستی میکنید آنها نمیفهمند خدا میگوید بنده خدا حالا من از تو این را خواستم مگر تو خودت با من اینکار را نمیکنی کدامتان با من این کار را نکردید که من به شما دائماً محبت کردم شما هی از من فرار کردید و نسبت به من بغض ورزیدید از من فراری هستید و با من انس ندارید@ ماه رمضان دعای افتتاح میخوانیم تَتَحَبَبُّ اِلَیَ وَ اَنَا اَتَبَغَضُ مِنک تو به من محبت میکنی و من دائماً بغض نشان میدهم خودت هم که همینطوری هستی با من من که میبخشمت تو هم اگر به یک کسی محبتی کردی و نمکنشناسی کرد در دلت نگه ندار.@ رشد میکنی شبیه من میشوی بزرگ میشوی این برایت مهم باشد نمره آوردن مهم باشد مگر یک کسی میرود باشگاه کمربند زرد میگیرد کمربند قرمز میگیرد همیشه عقده این را دارد من چرا اینقدر سر تمرینها زحمت کشیدم مشت زدم شنا رفتم از استاد کتک خوردم این را میگوید هیچ وقت؟@ خوب بابا قهرمان شدی دیگر چرا حریف من من را بلند کرده زده روی تشک زمین اصلا داستان همین بوده قرار بوده با یک نفر تمرین بکنی این تو را بلند بکند بزند تو او را بزنی زمین همدیگر را تقویت بکنید@ قرآن میفرماید ما شما را با همدیگر درگیر میکنیم تا قوی بشوید وَ لِنَبلَوَنَّکُم بَعضَکُم بِبَعض نَبلوکُم بَعضَکُم بِبَعض ما شما را با همدیگر حریف تمرینی هست تو با زنت او با شوهرش این با مادرشوهرش این با مادرزنش این با باجناق اینها همه حریف تمرینی بودند در باشگاه@ روی تشک خدا هستی روی زمین قرار است همدیگر را تقویت بکنیم یک کسی نباید بگوید عجب من وقتی برمیگیردم به گذشته اعصابم خورد است@ اگر مادرشوهرت دو سال اذیتت کرد ده سال نگهش داشتی نمکنشناسی هم کرد قدر تو را هم ندانست مثلا تو محبت میکنی قدر محبتهای تو را نمیداند ولی آن عروسش که خیلی هم پررو هست و بیحیا هست اصلا از این محبتها نمیکند به او بیشتر احترام میگذرد تا تویی که این همه به او محبت میکنی.@ پسر میگوید من اینقدر به پدر مادرم محبت میکنم پدر مادرم اصلا نمیبینند ولی مثلا فلان برادرم یا فلان خواهرم که به آنها بیادب هم هست به آنها خیلی پدر مادرم احترام میگذارند پس این لیاقت را تو داشتی الحمدلله@ فکر نکن خوش به حال آن خواهر و برادرت شده یا خوش به حال دوستت شده نه تو را خدا انتخاب کرده برای شبیه شدن به خودش پس تو خوشحال باش بگو خدا را شکر من الحمدلله در زندگیم اینطوری هست به یکی محبت میکنم او مرا گاز میگیرد@ به یکی محبت میکنم او مرا نیش میزند خدا را شکر من جای او نیستم اگر من جای او بودم چی؟ خدا را شکر من اینطوری نیستم که یک کسی که به من محبت بکند بروم گازش بگیرم اقلا باز برعکس شده@ خدا را شکر من قرار دست توی جیبم بکنم به یک کسی بدهم من نمیروم به یک کسی بگویم دست توی جیبت کن به من بده بعضیها ناراحت میشوند میخواهند انفاق بکنند عصبانی میشوند از دست فقیر ناراحت میشوند@ عجب آدم بیحیایی عجب آدم پررویی است آخ آخ خیلی بد شد خدا میگوید بدبخت من به تو لیاقت دادم که تو شبیه من بشوی تو داری فرار میکنی فرار نکن از باشگاه از تراشیده شدن من میخواهم بتراشم تو را میخواهم شبیه خودم بکنم تو قرار است مجسمه من باشی خلیفه من باشی خوب باید تراش بخوری@ یک کسی نمیاد در باشگاه بگوید قهرمانها وقتی طلا میگیرند با آنها محاسبه میکنند چه میگویند؟ میگویند چه احساسی داری؟چه میگویند؟ میگویند از استادم فلانی و اساتیدم تشکر میکنم حالا این اساتید مگر چکار کردند این را؟ غیر از این است که این را تمرین دادند دائماً خستهاش کردند زدنش@ ولی میگوید این زدنها خیلی زدنهای قشنگی بود عوضش من قهرمان شدم پرورش اندام پیدا کردم بدنم سالم شده برای چه ناراحت شدی چرا از زنت ناراحت میشوی چرا از شوهرت ناراحت میشوی شوهرت قرار است تو را برساند به آنجا@ چطور آسیه فرعون میآید میشود حریف تمرینی آسیه آسیه را میرساند به خدا رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةخدایا یک خانه پیش خودت چرا پیش خودت؟ چرا نگفت یک خانه در بهشت به من بده؟ چرا آسیه میگوید یک خانه در بهشت پیش خودت به من بده رمزش چیست؟ @ چرا پیش خدا میخواهد برای اینکه تمرین خدایی کرده رسیده به خدا شبیه خداست باید پیش خدا باشد غیر از این است مگر وقتی غفور شدی میتوانی به خدا بگویی خدایا من پیش خود خودت باشم غفور شدی میتوانی بگویی خدایا من میخواهم همسایه فاطمه زهرا باشم لیاقتش را داری@ وقتی عرضه داشتی کینه به دل نگیری نسبت به هر این سه طبقه حقت است به خدا بگویی خدایا من به لطف تو به حول و قوه خودت با تمرینهایی که به من دادی من را شبیه خودت کردی حالا که شبیه تو هستم خوب من را ببر پیش خودت این خیلی خوب است.@ درک بکنیم باید دائماً این ماهیت جنینی خودمان و ماهیت رحمی دنیا را تکرار کنیم یادمان باشد برای چه آمدیم به این دنیا ما نیامدیم اینجا زندگی بکنیم نیامدیم شوهر کسی بشویم زن کسی بشویم پدر و مادر بشویم خاله و عمه و دایی کسی بشویم@ نیامدیم اینجا قهرمان ورزش و استاد بشویم عالم بشویم نیامدیم اینجا دکتر مهندس بشویم نیامدیم اینجا رئیس بشویم یک جا آمدیم آدم بشویم فقط همین جنین در رحم مادر فقط کارش این است برای دنیا خودش را آماده بکند ما هم باید در رحم دنیا خودمان را برای برزخ آماده بکنیم بقیه غذاهایش کشک است بقیهاش همه تمرین بوده@ قضیه همه این بود که من بشوم من شبیه الله بشوم چه کسی زیرک است زیرک کسی هست که فلسفه خلقت خودش و خودش را میشناسد کسی هست که یک شوهر و یک زن و یک چهارتا بچه و اطرافیان نمیتوانند گیجش بکنند و اطلاعات تخصصیش را از او بگیرند@ مسیرش را عوض بکنند و روی صراط بیاندازنش پایین این میشود آدم زیرک زیرک یعنی وقتی که روی صراط هست نمیافتد حمله جلو عقب راست و چپ هیچکدامش نمیافتد اصلا این به هیچ وجه.@ اَلحِقدُ اَلئَمُ العُیُوب الم یعنی چه؟ الم با الف یعنی چه؟ یعنی درد اگر لُئم بگیرد میشود پستی@ کینه پستترین عیبها هست چون درجه حماقتش خیلی بالاست بابا یک داستانی بود گذشت و رفت حالا تو هی بیا این را زندهاش بکن@ مثل یک کسی که مثلا مجروح شده مریض شده خوب شده حالا دوباره برود خودش را مریض بکند تمام شد دیگر درد رفت دیگر چرا برمیگردی دوباره درد درست میکنی برای خودت@ ببینید این چقدر احمقانه است تمام شد یک زجری کشیدی بگذار در بهشت باشد نرو از توی بهشت انگولکش کن درش بیار رفت یک زجری یک فحشی یک غیبتی یک بدجنسی یک کسی یک کاری با تو کرد تمام شد بفرستش برود در بهشت نیازش داری آنجا نرو از آن بردار مصرف کن خراب میکند کارت را@ بر نگرد به گذشته نسبت به دیگران غفور باشیم غفور یعنی به گونهای رفتار کنیم که انگار اتفاقی نیافتده.@ گذشته دیگران را به رُخشان نکشیم کارهای زشت دیگران را به رُخشان نکشیم با گذشته دیگران ور نرویم تو آن موقع اینطوری کردی تو اینطوری کردی پارسال اینطوری کردی شش ماه پیش اینطوری کردی ده سال پیش یادت است اینطوری کردی این آدم خیلی گرفتار و بدبخت میکند خودش را خیلی پست است که میتواند برگردد در جهنم و دائماً این عذابها را بگردد@ میدانید مثل یک کسی که عاشق مار و عقرب و آتش است وقتی نجاتش میدهی میآوریش در یک جای خوب دوباره خودش میرود خودش را میاندازد در دهان این مار و عقربها.@ این کینه است پس مواظب باشیم گذشته خودمان به یادمان نیاید اگر یادمان آمد فقط صلح و صفا و آشتی با خدا گذشته دیگران هم یادمان نیاید از هیچ کس کدورتی به دل نداشته باشیم@ الان ماه رجب است میخواهید وارد ماه شعبان بشوید بعد میخواهید وارد ماه مبارک بشوید میخواهید بروید با خدا حریفیت میخواهید با خدا روبرو بشوید اگر در این ماه انسان نتوانسته باشد خودش را چطوری میخواهد با نجاست وارد ماه مبارک رمضان بشود@ هیچ نجاستی از گذشته همراهتان نباشد چون بودنش دنیایتان را خراب میکند آخرتتان را هم خراب میکند. آقا مگر با صلح و صفا و دوستی و محبت رفتار کردن چه عیبی دارد که آدم حقد و کینه ناراحتی و نفاق و دورویی و حسادت داشته باشد برای چه؟ نمیشود بگویی درجه حماقتش چقدر است یک کسی هم دنیایش را خراب میکند هم آخرتش را.@ اَلئَمُ الخُلق اَلحِقدُ وقتی علی(ع) دارد خبر میدهد دقت کنید دارد خبر میدهد میگوید پستترین اخلاقها کینه است کینه مادری هم میکند یعنی چه؟@ اَلحِقدُ مثارُ الغَضَب یعنی این کینه علاوه بر اینکه کینه است باعث چه میشود؟ عثاره ثوره جوشش کینه خشمبرانگیز است شما وقتی دلت را آلوده کردی گناه عصبانیت آن هم پشت سرش میآید عصبانیت و ناراحتی هم میاید@ آن دیگر خودش یک ماجرای دیگر دارد یک آتش دیگر است یک داستان دیگر است یک گرفتاریهای دیگر است.@ چه کسانی گرفتار کینه میشوند؟ روابط را دقت بکنید خیلی قشنگ است اینها مهندسی روح است فقط کار معصوم و خداست ما نمیتوانیم از این حرفها بزنیم معصوم است که میتواند اینطوری ساختار نفس را برای شما مهندسی بکند شما میروید دکتر میروید یک دکتر ناوارد میگویید آقا سرم درد میکند میگوید حالا عکس بگیریم از سرت ببینیم چیست؟@ یک دکتر است وقتی میگویی سرم درد میکند میگوید برو دندانت را بکش سرت خوب میشود میگویی قلبم درد میکند اول دندانت را نگاه میکند میبیند اگر دندان عفونی داری پس جای قلب درد هم داری@ اگر دندانهایت عفونی مدتی هست که عفونی است مواظب باش نرو به دکتر بگو آخ قلبم درد میکند نوار قلب بگیر برو این عفونت را حل بکن دندانت را حل بکن قلبت هم خوب میشود.@ علی(ع) میفرماید اَلحِقدُ شیمَۀُ الحَسَدَ آدمهای حسود میافتند در چنبره کینهتوزی عجیب است.@ پس دقت کنید شمارهگذاری کنیم با هم حسادت نتیجه میدهد کینه، کینه نتیجه میدهد عصبانیت و خشم، خشم چی داستانهای خودش را همینطوری دارد این ساختار ریاضی خیلی مهم است آدم بشناسد@ لذا آدم وقتی میفهمد میترسد یک وقتی یک کسی تا میاید دلش یک دفعه چرک بگیردش اینقدر از این چرک و عفونت میترسد این اصلا فرار میکند از حسادت این شخص این شخص فرار میکند از این که مبادا خدای نکرده دلش پنج دقیقه یک ساعت درگیر کینه بشود.@ استاد ما میفرمود کسی که شب با کینه میرود میخوابد تا صبح یک هیولا خلق کرده یعنی این هیولا میماند در قبرت بعداً میاید سراغت بجنبیم این هیولاها را از بین ببریم@ بجنبیم چقدر طلاق چقدر جدایی چقدر پدر مادر از هم جدا شدند زن و شوهر فرزند و خواهر و برادرها همه به خاطر همین کینهها به خاطر حسادتها به خاطر حقدها به خاطر منیتهای زیادی هست آخر برای چه چه نتیجه میدهد این نکته خیلی مهم است چه نتیجه میدهد@ مثلا حالا تو رفتی بدجنسی کردی بداخلاقی کردی نفاق داشتی غیبت کردی تهمت زدی حسودی کردی خشم کردی چه چیزی گیرت میاید؟ به آرامش میرسی؟ به شادی میرسی؟@ به قدرت میرسی؟ به خدا نزدیک میشوی؟ به بهشت میرسی؟ به چه چیزی میرسیم؟ ما اگر اینها را داشته باشیم چه فایدهای دارد این کار اصلا چه لطفی دارد جز عفونتی که دائماً دارد ما را اذیت میکند@ اگر آدم مار و اژدهایی را رفت بغل کرد مثل یک کسی الان برود باغ وحش خودش را بیاندازد در قفس شیرها خوب چه چیزی گیر آدم میاید قفس تمساحها بیانداز وسط قفس تمساحها خوب چه چیزی گیرت میآید این وسط اگر خودت را انداختی در قفس تمساحها میایند نازت میکنند میبوسنت چکار میکنند.؟@ خدا شاهد است یک کسی که خودش را بیاندازد در قفس تمساحها این وضعش بهتر از یک کسی است که حسود است یا کینه به دل میگیرد یا عصبانی میشود این نمیفهمد دارد با خودش چکار میکند این عقلش نمیرسد واقعاً، واقعاً عقل ندارد این آدم نمیفهمد دارد با خودش چکار میکند@ اگر آدم فرصت شادی و آرامش دارد چرا باید بهمش بزند برود سراغ ناراحتی غصه و حقد و کینه.@ میگوید آقا دارد به من فحش میدهد چطوری شما میگویی من فحش بخورم بعد غصه هم نخورم به تو فحش نمیدهد یادتان باشد شما خود حیوانیتان را از خود الهیتان جدا کنید خود الهی هیچ کس دستش به آن نمیرسد که بخواهد به آن فحش بدهد ما هر چه فحش به ما میدهند به من شیطانی است@ یادتان باشد همیشه به من حیوانی یا شیطانی ما این صدمهها میخورد خوب بخورد اگر توانستی بفهمی به من که نگفت چرا علی(ع) وقتی به او فحش میدهند در کوچه میگوید با من که نبودند با یک علی دیگر بودند@ یک علی دیگر یعنی چه کسی؟ کدام علی را میگوید؟ حضرت دروغ میگوید این را یا راست گفته امام معصوم دروغ گفته یا راست گفته؟@ راست گفته این علی دیگر چه کسی هست؟ خدا رحمت کند میرزا هاشم حداد را فرمود من بعد از مدتها که این فحشها و قورقورهای مادرزنم را تحمل کردم یک موقعی که خیلی به اوج رسیده بود برای اینکه یک موقعی ناراحت نشوم طوری نشود از خانه رفتم بیرون دیدم دوتا شدم@ خودم را دیدم چقدر نورانی شاد آرام خیلی خوشگل یک من هم از خودم دیدم آنطرف دیدم چقدر درب و داغون و زشت و اینهاست فهمیدم من خودم هیچ چیزیم نشده همه بلاها سر این آمده یعنی همان بخشی که باید سرش بیاید@ میرزا هاشم اینقدر فحش خورد تا به تجرد رسید یعنی اینقدر این غصه را خورد خورد خورد جدا شد من الهیش را دید من شیطانیش را دید تفکیک شد.@ لذا حضرت فرمود باید شما جرعههای خشمتان را بخورید قورتش بدهید برود تا به مقام الهی حلم برسید به هر کسی نمیگویند حلیم حلیم یعنی کسی که الان این حلیمی که میخورید یعنی چه؟@ میگوید آقا حلیم خوردیم صبح رفتیم مغازه حلیم این حلیم بخصوص حلیمهای سنتی این پدرش درآمده از سرشب ریختن در این دیگ هی زدن هی زدن صبح تازه میگوییم حلیم شد هر دوی آنها هم با ح جیمی هست با ه دو چشم نیست حلیم@ به هر کسی نمیگویند حلیم حلیم یعنی این آدم اینقدر عرضه داشته حضرت میفرماید جرعه جرعه قورت داده رفته پایین وقتی میرود پایین مثل دوای تلخ است میرود پایین شفا میدهد@ مثل اسطخودوسی که تلخ هست میخورید شما الان مثلا میگویند این اسطخودوس را با عسل شیرین کنید بخورید نه اصلا این عادت را هم نکنید همانطوری بکشید بالا@ عقلانیت میآورد داروهای تلخ را هم کسی بخورد همین طوری عقلانیت پیدا میکند دیدید بعضیها مثلا وقتی میخواهد بخورد اینقدر ایش و اوش میکند میخواهد یک شربت بخورد که نگو بخصوص خانمها مخصوصاً، میخواهند یک چیزی را بخورند اوف این را بخورم بد است بو میدهد اینطوری آنطوری اوف.@ آقا اگر کسی میخواهد حلم پیدا بکند خوش اخلاق بشود اگر کسی میخواهد شاد و آرام بشود از غذایتان شروع کنید عزیزان از غذا.@ میگویند خیار خواستی شروع کنی تهش را نگیر این خیلی بد است هم ضرر جسمی دارد هم ضرر روحی دارد برای تو همان قسمتی که تلخ است اول هم بخور این غذایی که تلخ است نگو هی چاشنی بزنم به آن قاطی بکنم آقا این اسطخودوس بگذار جلویت تلخ است با عقلتان بخورید.@ اینکه من به همه عزیزان به خصوص کسانی که میخواهند راه طی کنند میروند میگویم آقا با عقلتان غذا بخورید نه با نفستان برای همین است آقا این تلخ است همین میشود شیرینترین چیز.@ جبهه بودیم شبهای رزم به ما نان خشک میدادند نان خشکهای گاوی مال گاوها بود بعد کپک هم داشت میریختند جلوی ما یکی از بچه خیلی خوش به حالش گفت بچهها مرغها را بخورید همین را بردار بخور تمرین کن غذا میخوری نمک نزن یک کسی که همهاش گرفتار است نیم ساعت منتظر است نمکدان برایش بیاورند این آدم گرفتار است@ حالا بله یک کسی نمک میخواهد سر غذا یک بار نمک بزند پنج بار با نمک بخور یک بار هم بینمک بخور، همین یک سوپ را ببین میتوانی بدون نمک بخوری اگر نمیتوانی بچهای تو، اگر حتماً باید نوشابه و دوغ کنارت باشد بچهای اگر رفتی آب بخوری آب هم نبود بچهای.@ از غذا شروع کن اگر کسی میخواهد خلقش را زیبا بکند باید از غذا شروع بکند تا قوی بشود حالا وارد یک بحثی شدیم که نباید میشدیم دیگر بالاخره به موقع خودش راجع به اینها باید صحبت بکنیم.@ والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@