فلسفه وجودی شیطان جلسه18 2/3/92
سلام علیکم و رحمۀ الله اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و رحمت و تهیت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت@ بحثمان درباره حملههای شیطان بود که تأثیرگذار در روابط بین اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر هست و حمله از جلو را تا حدودی توضیح دادیم. امروز میپردازیم به حمله از عقب@ قرآن فرمود شیطان در صراط مستقیم از جلو عقب راست و چپ به ما حمله میکند از زبان خود شیطان این را فرمود باز هم تذکر میدهم این که شیطان در صراط مستقیم حمله میکند یعنی لازمه حرکت در صراط مستقیم رودررو شدن با شیطان و حملههای اوست.@ اگر کسی بخواهد مسیر خدا را طی بکند و اگر کسی بخواهد به حق تعالی برسد باید باشگاه شیطان را طی بکند شیطان یک حریف تمرینی هست و وجود او از لوازم ربوبیت الهیست.@ یعنی رب بودن خدا اقتضا میکند که برای ما شیطانی بیافریند و او را به سراغ ما بفرستد تا او وسیله تمرین ما و آزمایش و امتحان ما باشد و هیچ کس نیست که از این حملهها در امان باشد حمله جلو عقب راست و چپ@ و شادی آرامش قدرت و تخلق به اخلاق الهی با خنثی کردن این حملهها امکانپذیر هست حمله از جلو گفتیم حمله نسبت به آینده است بعد عرض کردیم که بعضی از حملهها حملههای ترکیبی هست.@ یعنی مثل حملهای که جلسه گذشته عرض کردیم حمله چپ جلو مثل اینکه انسان نسبت به آیندهاش نگران باشد مسئله روزی و رزق و به خاطر تأمین معاش گناه بکند نزول بدهد نزول بگیرد و گناهان دیگر انجام بدهیم.@ یکی از حملههایی که شیطان انجام میدهد حمله جلو عقب هست یعنی حملهای هست که از گذشته ما گرفته میشود اما حال و آینده را به خطر میاندازد اساساً همه حملههای شیطان ظهورش در حال هست که آینده را به خطر میاندازد@ یعنی شخصی که به این حملهها پاسخ مثبت نمیدهد و فریب شیطان را میخورد به این وسوسهها اهمیت میدهد و اجازه میدهد شیطان این وسوسهها را با او بکند هم حالش خیلی خراب میشود نمیتواند به شادی و آرامش برسد و هم چون حالش خراب میشود آینده خودش را هم خراب میکند@ شما اگر الان بنشینید غصه بخورید ناراحتی داشته باشید حرص و جوش داشته باشید خوب خود به خود در نوع برنامهریزیها و تصمیمگیریها برای فردا و پس فردا و آیندهتان هم تأثیرگذار هست@ پس دقت بکنید که ما این حملهها را خوب بشناسیم یکی از حملههایی که خیلی حمله بدی هست و احمقانهترین نوع حمله هست که برای ما انجام میدهند یعنی احمقانه نه اینکه شیطان احمق باشد@ بلکه کسی که این وسوسه را توجه به آن میکند آدم خیلی احمقی باید باشد که به این وسوسه توجه میکند حملهای از گذشته انسان هست حمله از عقب@ عقب را گفتیم یعنی گذشته در گذشته انسان سه اتفاق ممکن افتاده باشد که انسان ناراحتش باشد یکی کدورتها و برخوردهایی که با دیگران داشته و یکی گناهانی هست که در گذشته انجام داده و یکی شکستهایی که در گذشته داشته@ شیطان این سه تا را خیلی به رُخ انسان میکشد تا هم حال ما را خراب بکند و هم آینده ما را خراب بکند اینکه میگویم احمقانهترین نوع وسوسهها همین هست به این دلیل هست چون این دیگر گذشته@ آینده را اگر یک ذره دل نگران باشد چون هنوز نیامده میگوید خوب حالا مثلا چه میشود برایش یک امر جالبی هست هیجانی دارد که خوب حالا مثلا چه خواهد شد@ اما گذشتهاش که دیگر گذشته رد شده انسان برای چیزی که رد شده حال و آینده خودش را خراب بکند خیلی باید آدم احمق و سادهای باشد که اجازه بدهد گذشته زندگی او گناهان گذشته کدورتهای گذشته و یا شکستهایش حال و آیندهاش را خراب بکند@ یکی از کارهایی که شیطان انجام میدهد همین هست که شیطان گذشته را به رُخ میکشد امروز میخواهم راجع به گناه صحبت بکنیم و اینکه چگونه این کار به ضرر ما تمام میشود@ انسان در گذشته گناهانی کرده هیچ کس بیگناه نیست فقط معصومین هستند(ع) که گناه ندارند و همه ما به نوعی آلودگی داریم ما باید با گناهان چگونه برخورد بکنیم نحوه برخورد صحیح با گناهان چگونه استو شیطان چگونه از گناهان برای تولید گناه بیشتر در ما استفاده میکند@ انسان باید از گناهان خودش وسیلهای را برای تقرب به خداوند تبارک و تعالی ایجاد بکند اول این را من خوب توضیح بدهم که ما چگونه از گناهان وسیلهای برای تقرب به حق تعالی ایجاد بکنیم@ و بعد بگوییم شیطان چگونه روش صحیح برخورد با گناه را از ما میپوشاند و یک روش برخورد غلط را به ما در گناهانمان تلقین میکند آنچه که مسلم هست این هست که ما در برخورد با گناهان چند استفاده میتوانیم بکنیم که اینها خیلی به کار ما خواهد آمد@ یکی اینکه انسان وقتی گناهی را مرتکب میشود خودخواهیهایش خودبزرگبینیهایش خودبرتربینیهایش از بین میرود@ یعنی وقتی که آسیب دید میزان تکبرش کم میشود فخرفروشیش نسبت به پاکیهایی که دارد از بین میرود ما یکی از چیزهایی که خیلی بد است انسان سراغش بیاید پیامبر فرمود از گناه بدتر است این است که انسان خودش گناه نکند و گناهکارها را پست بداند آلوده بداند و آنها را کوچک و بد ببیند@ این یکی از خطراتی هست که کسی که گناه نمیکند یا یک گناه خاصی را انجام نمیدهد ممکن است مرتکبش بشود پیامبر فرمود لو لم تظلموا لخشیت علیکم هو اکبر من ذلک العجب العجب@ اگر گناه نکنید من به بدتر از گناه بر شما میترسم ببینید کلمه بدتر از گناه را آورده یعنی قطعا عذابش و منفوریتش در نزد خدا بیشتر هست اینکه انسان یک کسی را که گناه کرده کوچک ببیند ریز ببیند و خودش اگر آن گناه را انجام نمیدهد مغرور باشد@ نسبت به هم فکر کند که خودش حالا این پاکی را دارد و هم دیگران را ریز ببیند و آلوده ببیند این چیز خیلی بدی هست که انسان دچار خودشیفتگی بشود به خاطر اینکه گناهی را مرتکب نشود و دیگران را که مرتکب شدند سرزنش بکند نعوذبالله کوچک بشمارد@ بسیار بسیار این صفت صفت خطرناکی هست خوب مثلا یک کسی سیگار نمیکشد کسی که سیگار میکشد را سرزنش میکند یک کسی حجاب را رعایت میکند و یک کسی را که حجاب را رعایت نمیکند کوچک میشمارد و سرزنش ممکن است بکند@ یک کسی گناهی مرتکب نشده سمتش نمیرود دیگران ممکن است سمتش بروند وقتی که برخورد میکند با شدت و غلظت با سرزنش با تندی با یک گناهکار برخورد میکند@ و یا اینکه نه بعضی وقتها افراد چون اثرات گناهان قلبی را نمیدانند نسبت به کسانی که گناه ظاهری انجام میدهند خیلی سرزنش میکنند@ مثلا شخص ببنید که خودش گناهان ظاهری انجام نمیدهد مثلا فرض بفرمایید که هر چه مربوط به ظاهر هست دیگر انجام نمیدهد گناهان زبانی فحشا منکرات نمیدانم چیزهای اینطوری@ ولی یک حسادت در او هست یک تکبر در او هست یک خودبزرگبینی در او هست و اهل فحشا معمولا اهل فحشاء باطنی این اشتباه را میکنند که اهل فحشاء ظاهری را خیلی کوچک گناهکار و آلوده و بد میدانند@ اما خودشان چون گناهانشان باطنی هست مثلا تکبر حسادت است زودرنجی و حساسیت است خودبزرگبینی خودشیفتگی اینها را معمولا گناه نمیدانند غیبت را گناه نمیدانند@ اگر مثلا یک کسی فرض بفرمایید یک بار زنا انجام بدهد در چشم خودش و در چشم دیگران خیلی کوچک میشود و اگر مشهور بشود به این کار اصلا خیلی جاها راهش نمیدهد یک کسی را که معروف است به این که زناکار است@ اما یک کسی که مرتب غیبت دارد میکند متوجه نیست که هر بار غیبت او بالاتر از هفتاد زنا هست و در نامه عملش بالاتر از این نوشته میشود روسیاهیش عذابش شدت عذابش مدت عذابش در جهنم بیشتر از آن کسی است که اهل فحشاء ظاهری و زناکار هستیا صرفاً شرابخوار هست@ آنها در چشم ما خیلی بزرگ شدند که بزرگ هم هستند واقعا ولی فحشای باطنی که هم جهنمش عمیقتر است و هم عذابش طولانیتر هست معمولا در ما دیده نمیشود برخورد صحیح با گناه این هست که انسان وقتی که گناه کرد در او این انکسار ایجاد بشود که اول از این هیچ کس را کوچک نشمارد و سرزنش هم نکند کسی را@ چون هر کسی در روایت داریم کسی که مسلمانی را به خاطر گناهی سرزنش میکند از دنیا نمیرود مگر اینکه خودش آن گناه مرتکب میشود یا بدتر از آن را ممکن است مرتکب باشد@ لذا انسان فضول کار دیگران خیلی نباید باشد این غیر از امر به معروف و نهی از منکر است ما در امر به معروف و نهی از منکر ما اگر ببینیم یک نفر منکری را دارد مرتکب میشود واجب است وظیفهمان هست اگر احتمال اثر میدهیم امر به معروف بکنیم و تذکر به او بدهیم و نهی از منکر بکنیم اشکال ندارد.@ اما در همان حالی هم که ما داریم امر به معروف و نهی از منکر میکنیم نباید فکر بکنیم که خودمان در نزد خدا با آبروتر از آن فردی هستیم که دارد گناه انجام میدهد.@ ما یک وظیفه داریم نسبت به خدا که عزیزم این کار را نکن این کار گناه دارد این کار درست نیست این کار مثلا مورد بغض خداست این کار فساد آورد است این کار مثلا طبعاتش را آثارش را به یک کسی بگوییم@ اما همان لحظه هم که یک کسی دارد یک نفر را امر به معروف و نهی از منکر میکند آن مرتکب گناه را نباید بدتر از خودش بداند حتماً باید انسان همیشه حواسش باشد هیچ وقت بدتر از خودش آلودهتر از خودش گناهکارتر از خودش سراغ نداشته باشد@ لذا این باعث میشود رفتارش و روابطش با آدمها خیلی خراب نشود اینطور نباشد که اگر کسی حالا معصیت کرد ما خشنترین و بیادبانهترین رفتارها را با او انجام بدهیم@ نه انسان وقتی که خودش را بدتر از خودش سراغ نداشته باشد ضمن اینکه امر به معروف و نهی از منکرش را میکند اما اینطور نیست که فکر میکند که بله همه دیگر جهنیم هستند همه دیگر آلوده هستند@ دیگر با هیچ کس نمیتواند دوست بشود با هیچ کس نمیتواند رفت و آمد بکند با هیچ کس سر کار نمیتواند همکار باشد همه آلوده هستند همه جهنمی هستند فقط همین یک نفر بهشتی هست و یکی از حقههایی هست که شیطان به انسان میزند@ پس در برخورد اول ما وقتی که گناه مکنیم برخورد صحیح در گناه این هست که انکسار گناه را به خودمان بپذیریم و مواظب باشیم که هیچ را سرزنش نکنیم حالا که خودمان گناه کردیم و امید داریم که خدا ما را ببخشد برای جبران از خدا فرصت میخواهیم نسبت به دیگران هم همینطور باشیم که حالا در روایتش توضیح خواهم داد.@ مسئله دیگر این هست که ما حالا یک گناهی کردیم بشر بالاخره خداوند ساختارش را یکطوری آفریده که در اثر جهل در اثر غلبه شهوت در اثر تعصبت در اثر بعضی خصوصیتها تربیت غلط ممکن است یک گناهانی را انجام بدهد@ حالا الان فهمیده که نباید این گناهان انجام بدهد توبه میکند با خداوند آشتی میکند توبه میکند ترک گناه میکند و فقط همین جبران باید بشود یعنی شما یک مسیری را غلط رفتید حالا الان فهمیدی غلط است باید بازگشت بکنید توبه یعنی چه؟@ مسیر غلط را انسان برگردد و مسیر مستقیم را صراط مستقیم الهی را برود پس توبه اولین مرحلهاش پشیمانی به معنای حقیقی است یعنی من دیگر نمیخواهم این کار را مرتکب بشوم توبه استغفر الله گفتن نیست@ بعضیها فکر میکنند میگویند ما حالا گناه میکنیم میگوییم استغفرالله صدتا استغفرالله میگوییم مشکل حل میشود نه توبه یعنی یک سلسله کثافتها آلودگیها روی روح نشسته در اثر گناه توبه یعنی من این آلودگیها را پاک بکنم@ مثل اینکه شما الان فرض بفرمایید دارید میروید بیرون پایتان سُر میخورد میرود در لجن حالا لجنی شده جبرانش چیست؟ اینست که انسان بشوید این لجن را برود بشوید طبعات هم دارد چون باید برود بشوید این را هزینه بکند بالاخره معطلی دارد اذیت دارد ولی بالاخره پاک میشود@ این گناه یعنی اینطوری گناه وقتی که انسان انجام میدهد یک سلسله آلودگیها تاریکیها قصاوتها در روح او مینشیند فاصله میاندازد بین او و خداوند تبارک و تعالی بین او و خانواده آسمانی بین او و غیب بین او شادی و آرامش حالا باید چکار بکند؟@ حالا باید جبران بکند یعنی آن آثار منفی را از بین ببرد حالا یک کسی شما ببینید اگر افتاده در لجن و انتظار دارد یعنی این در ذهنش هست این قصد را دارد که دوباره در لجن برود این پاک میشود یا نمیشود؟ پاک نمیشود پس توبه به معنای حقیقی یعنی که من اول پشیمان بشوم اولین قدم در توبه پشیمانی قلبی هست@ لذا امام رضا(ع) فرمود: من استغفر بلسانه و لم یندم بقلبه فقد استحضأ بنفسه کسی که با زبانش معذرتخواهی میکند از خدا استغفار میکند به خدا میگوید خدایا ندید بگیر اما قلبا پشیمان نیست نسبت به آن گناهش فقد استحضأ بنفسه این دارد خودش را مسخره میکند@ که از این طرف استغفار میکند از این طرف پشیمان نیست میخواهد همان کارش را همان گناهش را ادامه بدهد همان روش خودش را میخواهد ادامه بدهد تصمیم به ترک نگرفته این هم خدا را دارد تمسخر میکند نعوذبالله هم دارد خودش را مسخره میکند@ پس اینکه در روایت داریم التوبۀ ندم توبه همان پشیمانیست برای اینکه مرحله اول این است که پشیمانی به این معناست که من دیگر نمیخواهم این کار را انجام بدهم قطع میخواهم بکنم این قضیه را قطع شد حالا باید چکار بکنم؟@ بازگشت انجام بدهم بازگشت یعنی آثاری را که این در من قرار گذاشته میخواهم اینها را از بین ببرم گناهان چند شکل است بعضی از گناهان هست که حق الله است و بعضی از گناهان هست که حق الناس است@ در گناهان حق اللهی هم دو شکل است تقسیمبندیها را خیلی سریع میگویم دیگر الان خیلی نمیرسیم اینها در مباحث دیگر مفصل توضیح دادیم در مباحث استغفار توضیح دادیم اینها را@ ببینید آنهایی که مربوط به خداست دو شکل است یا قابل جبران هست قضا دارد مثل نماز قضا روزه قضا حج نرفته کسی اینها را میگویند واجباتی که قابل جبران و قضاست@ خوب اگر کسی نماز نخوانده چند سال حالا باید قضا بکند اگر کسی روزه نگرفته باید قضا بکند اینها مراتب خاص خودش را دارد اگر میتواند بابت هر روز شصت روز روزه بگیرد بگیرد اگر نمیتواند کفاره بپردازد@ اگر نمیتواند میبینی وضعیت مالیش هم آنقدر خوب نیست نه وضعیت جسمی اجازه میدهد نه وضعیت مالیش اجازه میدهد خوب حالا الان هیچکدام از اینها واقعا در توانش نیست نه اینکه نمیخواهد بدهد آدم پولدار هست میگوید نمیخواهم بدهم که آن خوب دیگر دروغ میگوید@ نه دارد میتواند حالا برای هر روز روزهای که قضا کرده خورده الان نمیتواند قضایش را هم بگیرد قضایش را بگیرد جریمه و کفارهاش باید بابت هر روز شصت فقیر را هزینه یا کفاره بدهد هزینه سیر کردن شصت فقیر@ اگر یک موقع میبینی وضع مالیش خوب نیست توبه فقط استغفار میکند میگوید خدایا من یک همچین جنایتی کردم بدنم اجازه جبران روزه را نمیدهد@ خدا میداند که این راست میگوید یا نه وضع مالیمم خودت میدانی که اجازه نمیدهد لذا من فقط میتوانم فقط از تو معذرتخواهی بکنم که تو من را ببخشی این از این هر وقت هم امکان پرداختش باشد یا جبرانش باشد باید این کار را انجام بدهد@ مثلا فرض بفرمایید امیدوار هست بعداً پولدار بشود الان پول ندارد اما میگوید وقتی من مُردم این خانهای که من دارم این اموالی که من داریم یک سومش را من میتوانم وصیت بکنم@ در وصیتنامهاش مینویسد از یک سومی که سهم خود من هست برایم چند سال روزه قضا باید گرفته بشود نماز قضا باید خوانده بشود@ نمازها را خودش میتواند قضا بکند بکند نمیتواند وصیتنامه بنویسد از از اموال من یک سومش را برای نماز قضا روزه قضا این مخارجی که واجب هست حالا غیر از خیرات و مبرات و رد مظالمی که لازم هست بپردازد وصیت میکند@ بعضی از کارهایی هست که انسان انجام داده قابل قضا کردن نیست یعنی مثلا شراب خورده یا لذتهای حرام دیگری برده خوب این را چطوری میتواند جبران بکند؟@ این را باید معذرتخواهی بکند از خدا قلباً پشیمان باشد و به مقداری که لذت برده یعنی سعی بکند به خودش ریاضت بدهد مثلا روزه بگیرد لقمه حرام خورده حالا حق الناس هست بعدا توضیح میدهم یک مقدار خودش را تنبیه بکند تنبیهات دیگر مثل صدقات انفاقها کارهای خیر انجام بدهد@ یک طوری به هر حال این گناهانی که کرده نفسش اذیت بشود و این تلافی بکند و جبران بکند این نوع گناهان را. اما گناهانی که حق الناس هست حق الناس هم چهار شکل است.@ یعنی در واقع دو شکل هست که بعد تقسیمبندی دارد یک تقسیمبندی حق الناس فردی هست یک موقع هست حق الناس اجتماعی جمعی هست حق الناس فردی مثل این هست که مثلا ما نسبت به یک نفر بدهکاریم ندادیم بچه بودیم زدیم شیشه یک نفر را شکستیم الان نمیدانیم کیست یا مرده اصلا از دنیا رفته@ یا بالاخره هر ظلمی که از نظر مالی نسبت به کسی کرده باشیم اگر زنده باشد آدم میرود میپردازد به او لازم نیست خودش هم برود که خجالت بکشد یا دعوا و درگیری بشود@ مبلغش را حساب میکند بروز آن موقع اگر شیشه پنج تومان بوده الان شیشه پنج هزار تومان ممکن است باشد ما پنج هزار تومان به قیمت روز حساب میکنیم میفرستد به یک کسی که برود به آن بنده خدا بدهد میگوید آقا یک کسی به شما بدهکار بوده همین تمام شد@ یک موقع هست مرده دسترسی ندارد انسان نسبت به ظلمهایی که کرده نسبت به دیگران چه ظلمهای فردی چه ظلمهای اجتماعی رد مظالم راهکارش است یکی از بهترین کارهایی که خداوند قرار داده رد مظالم هست@ رد یعنی بازگشت مظالم یعنی ظلمها بازگشت ظلمهایی که شما کردید یعنی یک سلسله ظلمهای مادی ما کردیم در حق مردم جامعه یا در حق افراد الان هم دسترسی هم نداریم نمیتوانیم برویم جبرانش بکنیم.@ انسان میاید میگوید مثلا من یک میلیون دو میلیون پنج میلیون ده میلیون صد میلیون هر چقدر که فکر میکند الان رد مظالم میپردازم خودش بپردازد زمان حیاتش خیلی بهتر هست@ ولی اگر هم مثلا الان ندارد وصیت میکند که از همان یک سوم ماترک خودش که بعد از مرگش حق دارد وصیت بکند در یک سوم میگوید مثلا در وصیتنامهها حتماً عزیزان توجه بکنند بنویسند حتماً در وصیتنامههایشان@ مثلا فرض بفرمایید چند میلیون تومان به جای من رد مظالم بدهید چون به هر حال انسان آگاه نیست یک موقعی ظلمهایی کرده که خودش هم خبر ندارد در بچگی کرده چون بچگی هم اثر دارد.@ بعضی از گناهان هستند که اگر بچگی انجام بدهیم تکلیف نداریم ولی بعضی هست که اینها را میگویند احکام تکلیفی یک سلسله احکام میگویند احکام تکلیفی یک سلسله احکام داریم احکام وضعی است یعنی بچه و بزرگ ندارد@ مثل نجاست بچه یک روزه بول کند یک جا نجس است آدم بزرگ هم بول بکند نجس است حق الناس جزء احکام وضعی هست یعنی اگر یک کسی در بچگی هم ظلمی کرده باشد گردنش هست حالا ضامن نسبت به گناهی که کرده@ بنابراین ما نمیدانیم یک موقعی هست مثلا ممکن است من رفتم در یک مغازه شیرینیفروشی یک دفعه یک شیرینی برداشتم خوردم یک مشت تخمه برداشتم خوردم یا حواسم نبوده رفتم یک جایی دست زدم شیرینی یک کسی افتاده کف زمین آنجا له شده چه میدانیم ما این چیزها را نمیدانیم@ انسان معمولا باید این چیزها را حساب بکند و پاک بکند خودش را لذا همه به نوعی درگیر حق الناس فردی مالی هستند خوب بهتر است در زمان حیات خودش انسان این کار را بکند و اگر نشد در وصیتنامهاش ثبت بکند@ برای پدرهایتان برای مادرهایتان عزیزانی که از دنیا رفتند حتماً سعی کنید که یک مقدار رد مظالم بدهید چون بسیاری از گرفتاریهای قبر و عالم برزخ مربوط به حق الناس است خدا هم هیچ کاریش نمیتواند بکند چون حق خدا هم نیست حق مردم هست@ بنابراین این حتماً انجام بشود ما چقدر داشتیم بزرگان دیگر من خودم چند مورد برای خودم تجربه شده خوابهای عجیبی در این زمینه دیدم در مورد بعضی از افراد گرفتاریهایی داشتند بعد میایند در خواب یک کسی میگویند آقا شما برو برای ما حلالیت بخواه@ چون حق الناس در روایت هم داریم یغفر للشهید کل ذنب الی الدین برای شهید همه گناهانش آمرزیده میشود بجز حق الناس حق الناس یک چیزی هست که حتی اگر انسان شهید هم شده باشد آمرزیده نمیشود@ من یادم هست یک موقعی خودم یکی از دوستانم که شهید شده بود خواب دیدم گفتش که من فلان جا یک مظلمهای دارم حتما برو برای من جبران کن چون من الان در برزخ گرفتار هستم اینجا اینجا الان گرفتار شدم شما برو برای من جبران بکن@ موارد زیادی هست پس حق الناس را ما تا میتوانیم در زمان حیات خودمان حتما این کار را بکنیم بپردازیم یا اگر پدری مادری دوستی از شما از دنیا رفته میخواهید نسبت به آن محبتی بکنید عمویی همسری خواهری فرزندی از دنیا رفته انسان یکی از کارهایی که میتواند نیکیهایی که بکند در حق اموات خودش این است که برای آنها رد مظالم بپردازد این خیلی مهم است@ نکته بعد پس این فردی هست اگر حیات داشتند خودمان میرویم به آنها میپردازیم اگر از دنیا رفته بودند رد مظالم میپردازیم نمیشناسیمشان رد مظالم میپردازیم@ در حق الناسهای فردی که اجتماعی هستند یعنی ظلمهایی هست که مربوط به یک جامعه هست مثلا فرض بفرمایید یک کسی آمده اینجا الان به این حسینیه مثلا آتش سیگارش افتاده روی فرش حسینیه@ یا مثلا فرض بفرمایید که پرده اینجا را آسیب زده به آن این مال حسینیه است مال یک عده زیادی هست مال شخص خاصی نیست در اتوبوس نشسته با خودکار برداشته روی صندلی اتوبوس کشیده@ بعضیها دیدید تیغ میاندازند اصلا تشک را میبرند یا مثلا فرهنگ خیلی غلطی که از فرهنگهای بیرون آمده در کشور ما موقع مسابقات ورزشی میبینی یک عده اتوبوسها را میشکنند شیشهها را میشکنند صندلیها میشکنند آتش میزنند@ اینها خیلی گناهانش خطرناک است چون شخص به هفتاد هشتاد میلیون نفر یک دفعه بدهکار میشود این خیلی گرفتاریش اصلا به این راحتی حل بشو نیست خیلی خطرناک است@ اتومبیل شرکت بوده سوء استفاده شخصی کرده از تلفن محل کارش مثلا آنجا اجازه نمیدادند استفاده شخصی کرده تلفن شهرستان زده تلفن خارج از کشور زده از کاغذ آنجا از قلم آنجا بدون اجازه استفاده کرده@ محل کار بوده حالا یک کسی در ارتش است یک کسی فرض بفرمایید در بیمه هست یک کسی در وزارتخانه هست یک کسی یک جای دیگر است به اموال آنجا بیت المال لطمه زده@ یا نه یک کسی میاید در پارک مثلا فرض بفرمایید به مبلمان شهری آسیب میرساند در پارک یک وسیله را خراب میکند که مربوط به همه است در هر حال یا در مسجدی یا یک هیئتی یا یک جایی بالاخره اینها میشود حق الناسهای اجتماعی مادی اجتماعی@ اینها را باید به آن شرکت وزارتخانه سازمان انسان مبلغ را برگرداند یا اگر دولتی باشد به خزانه دولت به هر بانکی شما بگویید به خزانه دولت قبول میکنند میروید میگویید میخواهم این را به خزانه دولت بریزم که برگردد به بیت المال@ و این هم خیلی مهم و سخت هم هست لذا آدم خیلی باید احتیاط بکند که سراغ حق الناسهای، اصلا حق الناس کلاً نرود@ نکته بعد حق الناسهای اجتماعی هست حق الناسهای مادی را گفتیم فردی و اجتماعی حق الناسهای معنوی داریم ما@ یک موقع هست انسان حق الناس معنوی بدهکار هست مثلا غیبت کرده از کسی کسی را اذیت کرده نیش زده عصبانی کرده تحقیر کرده نسبت به همسرش بداخلاقی کرده نسبت به خانواده همسرش نسبت به خانواده خودش خواهری برادری یک کسی را اذیت کرده@ آزار داده تمسخری کرده تحقیری کرده آبرویش را برده غیبتی کرده پشت سرش بدجنسی کرده اینها خیلی خطرناک هست اینها را هم گفتم خدا هم دیگر دخالت نمیکند@ و تا خود آن شخص راضی نشود انسان گرفتار است دیگر وقتی وارد مرگ میشود از بعد از عالم دنیا که وارد برزخ میشود چون قیامت هر کسی از زمانی شروع میشود که وارد برزخ میشود نه روز قیامت@ من مات فقد قامت قیامته پیامبر(ص) فرمود هر کس بمیرد قیامتش برپا میشود یعنی همانجا محاسبات شروع میشود@ لذا این گرفتاری دارد واقعا این شخصی که حق الناس مرتکب شده خیلی دیگر گرفتاری دارد لذا باید حتما یکی از اخلاقهای خوبی که ما باید داشته باشیم حتماً که اگر نداشته باشیم خودمان هم خیلی گرفتار میشویم@ این هست که اگر کسی از دنیا رفت ما اولین کاری که میکنیم این هست که دلمان را نسبت به او پاک کنیم پیامبر فرمود اذکروا امواتکم بالخیر مردههایتان را دیگر به نیکی یاد بکنید دیگر از آنها کینهای به دل نگیرید@ چون گرفتارند الان آنجا بگویید خدایا هر کس از من هر حقی دارد من حلال کردم چون این خیلی در مغفرت خود انسان تأثیر دارد محبوب خدا میشود یک کسی میتواند بندگان خدا را از آنها کینهای به دل نمیگیرد و میبخشد@ آن کسی که نگه میدارد خودش هم خیلی گرفتاری و عذاب قبر و فشار قبر بعداً خواهد داشت بنابراین خوب هست که انسان اصلا این کار را انجام بدهد@ ولی خوب بهتر هست خود انسان مرتکب چنین گناهانی تا میتواند سعی بکند مرتکب چنین گناهانی نشود راجع به کسی حرف نزند غیبت نکند تحقیر نکند تمسخر نکند@ اظهارنظر نکند راجع به کسی اینها خیلی اهمیت دارد گاهی اوقات حق الناسهای معنوی اجتماعی هستند مثلا فرض بفرمایید یک کسی مبینید آبروی جمعی را میبرد آبروی شیعه را میبرد آبروی مسلمانها را میبرد@ یک جا میرود در یک کشوری یک رفتاری انجام میدهد میگویند همه مسلمانها اینگونه هستند بینظمی میکند همه میگویند نگاه کنید همه مسلمانها اینگونه هستند میگویند زنهای مسلمان اینگونه هستند چادریها اینگونه هستند@ حزب اللهیها اینگونه هستند طلبهها اینگونه هستند هر چه به هر حال انسان باید آبروی صنفی و جمعی و هویت خانوادگی خودش را حفظ بکند با آبروی خانواده خودش بازی نکند@ نگویند این شیعیان همه همینطور هستند این شیعهها همه اینگونه رفتار میکنند این خیلی زشت است@ مثلا شما فرض بفرمایید که یکی از وظائف واجب الهی حفظ وحدت بین شیعه و سنّی هست@ خدا رحمت کند حضرت امام(س) فرمود امروز بر سر ولایت حضرت امیر هم نباید دعوا کرد یعنی اینکه انسان به طرفداری از حضرت علی بیاید بدگویی سنّیها را بکند اهل سنّت را بکند این گناه بزرگی هست@ هیچ گناهی بزرگتر از اختلاف نیست بخصوص که الان دشمنان ما سرمایهگذاری زیادی برای اختلاف بین شیعه و سنّی کردهاند و این اختلاف بین شیعه و سنّی در نهایت ضررش به اسلام برمیگردد به قرآن بر میگردد به دین برمیگردد@ و هیچ کس از اختلاف بین شیعه و سنّی سودی نمیبرد بنابراین یک کسی را میبینید که رفتارهای زشتی انجام میدهد یک شیعه هست که میاید افراط میکند توهین میکند به چیزهایی که محترم هست در نزد اهل سنّت@ کار را خراب میکند و این پای همه شیعیان حساب میشود کارهای زشت اینطوری اختلافانگیزیها خوب اهل سنّت میبینند میگویند خوب شیعیان اینگونه هستند بعد در آنها هم افراطی وجود دارد در آنها هم مثل ما افراد افراطی و نادان وجود دارد آنها هم کینه به دل میگیرند@ آنها شیعهکشی میکنند بمبگذاری میکنند نمیدانم کارهای دیگر میکنند شیعه هم از این طرف ممکن هست این اشتباهات را مرتکب بشود@ بنابراین باید حتماً از این کار پرهیز بشود این حق الناس معنوی اجتماعی هست پس انسان خیلی باید در رفتارهایش توجه بکند@ حالا اگر کسی مرتکب شده باشد یا فردیها را با استغفار و توبه اجتماعیها را هم باید جبران بکند هر طور میتواند باید تلاش بکند اگر قابل جبران باشد جبران بکند و این خیلی خطرناک هست@ مثلا فرض بفرمایید شما یک کسی میاید بدگویی میکند از یک امر دینی یک کسی را باعث میشود بیحجاب بشود یک کسی را باعث میشود که معصیتی بکند این خیلی خطرناک است راحت نمیشود برگرداند@ در فامیل در خانه میبینی یک جا جلسه میشود یک حرف سیاسی یک حرف دینی زده میشود یک امر مقدس دینی را مسخره میکنند یا یک گناهی را مرتکب میشود معلم هست سر کلاس بچهها را تشویق میکند به گناه@ میگوید آقا مثلا فرض بفرمایید بروید خوش باشید شاد باشید چه کسی گفته اینها گناه دارد نمیدانم جوان باید جوانی بکند یک چیزی میگوید@ خدای نکرده این اگر برود معصیت بکند یا چند نفر بروند یاد بگیرند یا توسعه پیدا بکند این گناه به این راحتی نمیشود این را جمعش کرد@ یا یک کسی میاید آثار فرهنگی کتاب مینویسد در این کتاب مسائل مضر خلاف مسائل ناامید کننده مسائل انحرافی هست فیلم مضر عکس مضر تصویر مضر موسیقی خطرناک و آسیب رساننده کتاب مطالبی که آسیب میرساند@ طرف الان مرده ولی خوب الان کسی میاید کتابهای این بنده خدا را میخواند هر کس هست که مُرده مبینید که این به انحراف کشیده میشود این دیگر تا قیامت همینطور دارد برای او عذاب میرود@ و به راحتی هم قابل جبران نیست همینطور دارد معصیت میرود یک کسی بنای یک کار شر را بگذارد یک جا بدعت بکند یک جا یک چیزی را که در دین نیست بیاورد در دین اینها دیگر به راحتی قابل جبران نیست@ یک چیزی در دین نیست یک جا جا بیفتد سنّت غلط سنّت آلوده یک جا بگذارد بر عکس یک کسی سنّت خوب بگذارد تا قیامت ثوابش مال اوست باقیات صالحات است سنّت غلط اگر یک کسی گذاشت خیلی خطرناک هست@ لذا انسان باید خیلی دقت بکند که منشاء یک سنّت غلط نشود شروع کننده نباشد آغازگر نباشد و سامری قوم خودش نباشد خدای نکرده سامری گروه خودش دسته خودش نشود یک عمل زشتی یک عمل خلافی را بنیان نگذارد هیچ جا@ که از آن به بعد در فامیل مثلا ممکن هست که فامیل یک سلسله چیزهای مقدس و خوب داشته باشند یک کسی مبینی یک دفعه در فامیل سرکشی میکند یک بدعت بد یک رفتار بد یک اخلاق بدی را بنیان میگذارد بعداً به راحتی جمع نمیشود@ یک فسادی را میگذارد یک بیادبی را میگذارد خیلی انسان باید دقت بکند که آلودگیهای اینطوری برای خودش برندارد@ فیلمسازان شاعران نویسندگان کارگردانان تهیهکنندگان بازیگران خوانندگان اهل هنر اینها جزو کسانی هستند که ممکن است مرتکب حق الناسهای فرهنگی حق الناسهای معنوی اجتماعی بشوند که به راحتی هم قابل جبران نباشد@ پس این را خوب دقت بکنیم ما این یکی از مسائلی هست که در روش صحیح برخورد با گناه هست پس حق الله باشد قضا توبه استغفار ریاضت حق الناس باشد عذرخواهی حلالیت طلبیدن رد مظالم و جبران هستبه هر حال به یک شکل@ گناهان هم از اینها خارج نیست که یا حق الله هست یا حق الناس به کسی هم ربطی ندارد که ما گناه کردیم یا گناه نکردیم اصلا گفتن گناه خیلی گناه بزرگی خودش@ نباید انسان به هیچ وجه به نزدیکترین کسان خودش گناهان خودش را توضیح بدهد اعتراف به هیچ وجه حق ندارد کسی پیش کسی بکند مگر بداند اگر اعتراف بکند رازش پوشیده میماند و بعد آن شخص میتواند در برطرف کردن این گناه به او کمک بکند@ مثل مشاور مثلا انسان با یک مشاوری صحبت میکند میگوید من آلوده هستم به این اخلاق مثلا غیبت میکنم من یک نوع آلودگی دارم چکار باید بکنم برای حل آن مثل پزشک دیگر انسان میرود پیش پزشک مریضیش را باید بگوید که پزشک بتواند آن را حل بکند آن اشکال ندارد@ ولی به هیچ کس دیگر نمیتوانی بگویی به رفیقانت بنشینی بگویی بگویی من احساس گناه میکنم عقده شده اینجا میخواهم پیش یک نفر اعتراف بکنم اعتراف فقط و فقط نزد خداوند تبارک و تعالی همین فقط نزد خداوند.@ به هیچ وجه انسان حق ندارد از گناهان خودش لغزشهای خودش آلودگیهای خودش برای کسی چیزی نقل بکند این خودش یک حرام اضافه است بر آن حرامهای قبلی و یک گناهی هست بر گناهان دیگرش.@ به هیچ وجه اعتراف به گناه و تعریف به گناه نباید بشود جایی خودش از مصادیق اشاعه فساد و فحشا هست پس این را دقت بکنید به آن خوب پس به کسی هم ربطی ندارد حالا ما گناه کردیم گناه یک امر شخصیست بین انسان و خدا.@ یا یک امر شخصیست بین انسان و آن کسی که در حقش گناه شده آدم میرود به او میگوید بله من معذرت میخواهم اشتباه کردم شجاعتش را باید داشته باشد استغفار بکند.@ البته معذرتخواهی هم جایی درست است که بداند اگر معذرتخواهی میکند طرف مقابلش آدم بزرگ و کریمی هست و بعداً یک اختلاف انگیزی و شر دیگری نمیشود.@ مثلا اینطور نیست که شما به یک آدم تنگنظر و بداخلاقی بروید به او بگویید آقا من آمدم حلالیت میخواهم میگوید حالا چکار کردی؟ میگوید من مثلا دزدی کردم من از مال شما این بدتر میشود میبینی چاقو را کشید زد در شکم آدم.@ یا من غیبت کردم خوب حالا بگو چی گفتی آقا نمیتوانم بگویم چه گفتم شما حلال کن نه تا نگویی نمیشود خوب آدم اینطور مواقع نباید بگوید استغفار بکند به هر حال برای طرف مقابل استغفار بکند اگر از دنیا رفته برای طرف مقابل رد مظالم بدهد برای طرف مقابل صدقه بدهدیک طوری که به هر حال جبران بشود.@ خداوند تبارک و تعالی هم غفور و عفو هم غفور هم غفار است غفور و غفار یعنی بسیار بسیار بخشنده بسیار بسیار ندید گیرنده است خود قرآن میفرماید و یعفو عن کثیر من بسیاری از گناهانی که در روز انجام میدهید اگر بخواهم بلافاصله نتایجش را به شما برگردانم شما دیگر نمیتوانید زندگی بکنید اصلا@ ولی من عفو میکنم مغفرت الهی هست پس ما با یک خدایی سروکار دایم که عفو عظیم دارد بعد از نماز میگوییم که الهی ان کان ذنبی عندک عظیما فعفوک اعظم من ذنبی@ خدایا اگر گناه من نزد تو عظیم است عفو تو از گناه من عظیم است احمقانهترین کار بزرگترین گناه بعد از شرک به خدا ناامیدی از رحمت خداست اینکه انسان ناامید بشود.@ و شیطان میاید در حمله از عقب میگوید یادت هست چه گناهانی کردی این را یکسره میکشاند رُخ شما تا نگذارد یک رابطه سالم با خدا برقرار بکنید.@ فرصت توبه فرصت آشتی را از تو میگیرد آنقدر این آلودگی را در نزد تو بزرگ میکند این گناهان را در نزد تو بزرگ میکند که تو دیگر وحشت برت میدارد ناامیدی کاملا بر تو مسلط میشود و دیگر توبه هم نمیکنی.@ اگر توبه نکردی چه اتفاقی میافتد اگر توبه نکردی اینجا دارد شیطان شکلدهی یک حمله ترکیبی را انجام میدهد حمله چپ جلو را گفتیم این حمله عقب جلو است.@ شیطان میاید در بزرگ کردن گناهی که در گذشته انجام شده آنقدر روی مخ این شخص کار میکند و وسوسه میکند شخص دیگر ناامید میشود وقتی ناامید شد شجاعت پیدا میکند که گناهان دیگر هم مرتکب شود.@ پس هم حالش خراب میشود و هم دوباره آیندهاش هم خراب میشود میگوید حالا ما که گناه کردیم دیگر ما که معصیت کردیم ما که دیگر بخشیده نمیشویم حالا دیگر چه فرقی میکند حالا که جهنمی هستیم بگذار دیگر حالا همیشه اینطوری باشیم دیگر.@ نماز نمیخواند به هوای اینکه چون گناه کرده یکی از کارهایی که شیطان میکند همین است میگوید تو را چه به ماه رمضان تو را چه به نماز این همه گناه خجالت نمیکشی آمدی نماز میخوانی.@ باید بگویید نه خجالت نمیکشم به تو هم هیچ ربطی ندارد فضولیش هم به تو نیامده منم و خدا اصلا از غصه بمیر گناه کردم چشمت کور الان هم میروم پیش خدا نمازم را میخوانم تا چشم تو در بیاید.@ بله بِتِرکی از حسادت من با خدا سروکار دارم به تو ربطی ندارد ولی او میاید میگوید نه میخواهی بروی حرم نمیگذارد بروی میگوید حرم جای پاکی نباید بروی@ خدا رحمت کند یکی ار اولیای خدا به رحمت خدا رفت من وقتی خدمتشان میرسیدم راجع کسانی که اینطوری صحبت میکردم حرم مسجد مثل حمام میماند آدم نمیتواند بیرون حمام بایستد بگوید من میخواهم تمیز بشوم باید بروی حمام@ برو تو نگذار شیطان به تو بگوید تو اهل اینجا نیستی بگو خانه پدرم امام رضا پدرم اینجا خانه مادرم فاطمه زهراست اینجا خانه خدای من است به تو چه ربطی دارد خانه خودمان هست@ اصلا تو چکارهای که میایی من را وسوسه میکنی که نرو تو اینجا مقدس است اینجا جای آدمهای نه اصلا کار خوبی نیست که انسان ناامید باشد برو تو عذرخواهیت را بکن معذرتخواهی بکن از خود آنها کمک بخواه برای اینکه شفیع بشوند که جبران بشود@ عرض کردم داستان را این چون اهمیت دارد یک بار دیگر عرض کنم یکی از یاران امام رضا(ع) به حضرت گفت که من ماه رمضان رفتم خانه یکی از سرداران مأمون ناهار میخورد به او گفتم در ماه رمضان چرا ناهار میخوری؟ مگر تو مسلمان نیستی؟@ گفت من حالا چه روزهای بگیرم جنایتهایی که من به دستور مأمون انجام دادم آنقدر زیاد است که دیگر اصلا نماز و روزه نجات نمیدهد من را@ من به دستور مأمون در این خانه شصت نفر از شیعیان را زن و مرد پیر و جوان را سر زدم و ریختم در این چاه کشتم شصت تا از سادات و از شیعیان را کشته بود.@ قتل است شوخی نیست یکی دوتا هم نه دیگر با این شصت تا قتلی که من کردم آدمهایی که من کشتم دیگر الان خدا من را میپذیرد واقعا؟.خوب معلوم است که خدا من را نمیپذیرد@ امام رضا(ع) فرمود برو به او بگو که ناامیدی تو گناهش بزرگتر از کشتن آن شصت نفر است یعنی انسان هر جنایتی هم کرده باشد وقتی زنده است تا وقتی که زنده است امکان توبه و جبران میتواند داشته باشد@ این خیلی بدتر از این هست که دیگر ناامید بشود چون ناامیدی یک گناه عقیدتی هست آن گناهان گناه بوده ولی ناامیدی فقط گناه نیست بلکه یک کفر است چرا؟@ یعنی خدا را از گناه خودت کوچکتر کردی عفو خدا را از گناه خودت گفتی این خدا دیگر نمیتواند من را ببخشد این خدا آنقدر دیگر الان از دست من عصبانی هست اینقدر بیظرفیت هست این خدا اینقدر کوچک است که دیگر اگر من از او بخواهم واقعا نمیتواند من را ببخشد خوب بخواهد هم نمیتواند@ این خیلی توهین به خداست این دیگر یک مشکل عقیدتی فقط یک گناه نیست وقتی تو ناامید میشوی از نظر عقیدتی دچار مشکل شدی یعنی کفر یعنی خدا را کوچک کردن عفو خدا را کوچک کردن این خیلی خطرناک است@ لذا فرمود بعد از شرک به خداوند تبارک و تعالی هیچ گناهی بزرگتر از ناامیدی از رحمت خدا نیست انسان نباید از رحمت خدا به هیچ وجه ناامید باشد.@ درباره بعضی از منعهایی که خود خانواده آسمانی ما و قرآن کریم در مورد ناامیدی از رحمت خدا کردند و اینکه چقدر این بزرگ است گناهش انشاء الله جلسه آینده بیشتر توضیح خواهیم داد.@ و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@