جلسه 014 - فلسفه وجودی شیطان
شماره جلسه
14
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
2
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 014 - فلسفه وجودی شیطان

فلسفه وجودی شیطان جلسه 14 19/2/92

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات الهی بر شما عزیزان و همه بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت@ بحثمان درباره فرمایشات امام رضا(ع) و حضرت عبدالعظیم (ع) بود که اولین توصیه ایشان این بود که به دوستان ما بگویید که برای شیطان بر خودشان راهی را قرار ندهند که درباره شیطان و حمله‌های او سخن گفتیم.@ و حملههای شیطان را توضیح دادیم و یکی از حملهها که اولین حمله را از زبان قرآن عرض کردیم حمله از جلو بود که شیطان نسبت به آینده انسان در درون انسان دلشورههای زیادی را ایجاد میکند@ و این دلشورهها در قوه واهمه انسان انجام میشود یعنی این چندتا قوه را در نظر بگیرید حس و خیال و وهم عقل و فوق عقل یک موقع است که انسان دلشورهها نگرانیهای معقولی نسبت به آینده دارد@ مثل اینکه خوب فرض بفرمایید یک کسی میخواهد بدن سالمی داشته باشد خوب به طور طبیعی میرود ورزش میکند نظام تغذیهایش را درست میکند@ یک موقع هست فرض بفرمایید نسبت به وضعیت اجتماعی و جایگاه اجتماعی خودش نگران است خوب درس میخواند سعی میکند شغل خوبی داشته باشد اینها به طور طبیعی هست خوب هم هست این نوع دلشورهها و نگرانیهای معقول و منطقی باشد@ گاهی اوقات نه دلشورههایی هست که ریشه عقلانی ندارد یا اگر ریشه عقلانی دارد قوه واهمه میآید بیش از حد اندازه آن نگرانی را در دل انسان ایجاد میکند@ مثل وسواس که وسواس شما قاعده دارید قاعده علمی و اندازه ریاضی دارید رساله گفته مثلا شما دوبار آب بریزید@ اما قوه واهمه میگوید حالا این مقید به رساله است گفته دوبار آب بریزید ولی این را میاد زیادش میکند یعنی یک مقدار پیچ آدم را شل میکند@ شخص یک دفعه دوبار برایش کم است حس میکند مثلا خوب حالا باید سه بار بریزه چهار بار بریزه آهسته آهسته به بیماری وسواس دچار میشود شخص@ یعنی یک امر معقول را زیادی نگرانش میکند یا امتحان میخواهد بدهد شخص درسش را هم خوانده ولی همهاش دلشوره امتحان و کنکور و درس چیزهایی از این قبیل داره که نمیگذارد خوب درس بخواند@ با اینکه وقت داره فرصت داره میتواند بخواند و میداند هم قبول میشود ولی خوب مثلا اینقدر نگرانی ایجاد میکند که اگر من بیست نشوم چه میشود این بچه زرنگهای لوس را دیدی که مثلا@ یک موقع ما خودمان ما خودمان اصلا در دوران مدرسه همیشه یادم شاگرد اول بودم یا شاگرد ممتاز بودم ولی اصلا از این حسها نداشتیم یک موقعهایی مثلا میآمدیم بیرون میدیدم یکی از دوستانمان داره گریه میکند در مدرسه@ میگفتیم چرا مثلا میگفت شدم 25/19 خوب 25/19 نمره به این عالی 19 18 17 نمرات خوبی هست چرا آدم باید اینقدر دلشوره داشته باشد@ بعضی وقتها خانوادهها زمینه تسلط شیطان را بر بچههایشان فراهم میکنند یعنی آنقدر سخت میگیرند که این بچه باید حتماً نمراتش بیست باشد که در رقابتهای جهنمی که با سایر اعضاء فامیل و بچه همسایهها و دوستان دارند میخواهد این بچه همیشه بهترین باشد@ این بچه باید جور مشکلات روحی روانی والدین را بکشد والدین میخواهد با دیگران رقابت کنند فشار را به چه کسی میآورند؟ به بچه میآورند بچه خوب اینگونه توهم زده میشود برایش 25/0 یک نمره و اینها برایش خیلی مسئله است@ پس خوب دقت کنید شیطان گاهی اوقات وقتی شما قاعده هم دستت هست در دلت ناباوری ایجاد میکند شک تردید بدبینی ایجاد میکند تا تو به آن قاعده احترام نگذاری@ لذا خیلی وقتها افراد هستند که از صدر اسلام هم بودند زمانی بودند که میآمدند خدمت ائمه مثلا در مورد خدا سؤال داشتند در مورد نبوت قرآن امامت سؤال داشتند حضرات سؤالهای اینها را جواب میدادند اما اینها با اینکه قانع میشدند ایمان نمیآوردند@ این دیگه وسوسه شیطانی هست و توهم زدگی هست که شخص وقتی به یک امر سادهای فرمول به آن میدهی قاعده به آن میدهی امر کاملا شست رفته حل میشود با این حال نمیتواند بپذیردش@ ابن ابی الاوجاع همینطور بود که حضرت آخر هم گفت شماها با اینکه هیچوقت هم نمیتوانید در مقابل من مقاومتی داشته باشید همه سؤالات را هم من جواب میدهم اما هرگز ایمان نمیآورید چون بعضی وقتها قلبشان افراد این گرفتاریها را پیدا میکند@ بنابراین شیطان گاهی اوقات در اینگونه چیزها برای انسان مشکل درست میکند گاهی اوقات نه اصلا مقوله یک مقوله توهمی هست یک بار عقلی یک بار نه توهمی مثل اقسام و انواع خرافاتی که برای انسان پیش میاورد و نگرانیهایی که منشاء عقلانی ندارد برای انسان@ شما نگاه کنید بسیاری از ماها در دعای عرفه داریم سید الشهداء (ع) عرض میکند به خداوند خداوندا من که یک نطفه بیشتر نبودم تو من را بردی در قرار مکین@ من آنموقع که هیچ توانی از خودم نداشتم تو به من دقت داشتی من را بردی به قرار مکین در رحم مادرم من را از بسیاری از حوادث بین ظلمات خون و استخوان و گوشت و اینها حفظ کردی@ و در تاریکیهای رحم به یاد من بودی من را تربیت کردی پرورش دادی تمام اعضاء و جوارح من را ساختی بعد پدر مادر را به من مهربان کردی@ آنهایی که پدر مادر ندارن الان کسانی را دارند که همیشه خیلی کمبودی از پدر و مادر ندارند به آنها مهربان میکند بالاخره من تا اینجا رسیدم@ خوب الان کی ما را به اینجا رسانده واقعا چه کسی میتواند بگوید من با عرضه و توان خودم به اینجا رساندم اگر مراقبتهای الهی نباشد@ چندین بار تا به حال ما نابود شده باشیم قرآن میفرماید (له معقبات من بین یدیه و من خلفه یحفظونه) هم از جلوی شما و هم از پشت شما فرشتگانی هستند مراقب شما هستند از شما حفاظت میکنند در مقابل حوادث@ به هر حال انسان چه دلشورهای دارد کنار خدا چرا باید انسان ایمانش به عوامل طبیعی بیشتر از ایمانش به خداوند تبارک و تعالی باشد خوب این عوامل طبیعی را چه کسی ایجاد کرده؟@ پدر مادر همسر فرزند شغل سلامتی چه کسی داده به ما اینها را خدا داده حالا اگر یک موقعی مثلا چرا باید شیطان بیاد به ما بگه که اگر اینگونه بشود چه میشود؟@ خوب اگر اینطوری بشود یک اتفاق دیگری میافتد خداوند یک کس دیگری را جایگزین میکند هیچوقت خداوند بنده خودش را رها نمیکند که دلشوره نسبت به آینده داشته باشیم@ گاهی اوقات شیطان وظائف را خطرناک میکند در مقابل انسان یعنی کسی که میخواهد یک وظیفهای را انجام بدهد شیطان میگوید اگر تو این وظیفه را انجام بدهی اینهمه گرفتاری برایت پیش میآید اینهمه سختی برایت پیش میاید مثلا اینطوری میشوی آنطوری میشوی هی دلشوره ایجاد میکند@ میخواهد شوهر بکند هزارتا نگرانی ایجاد میکند میخواهد زن بگیرد نگرانی ایجاد میکند میخواهد نماز بخواند عبادت بکند میگویند مسخرهات میکنند بعداً اینطوری میشوی@ بعداً اینطوری میشوی همهاش هی دلشوره است بیخود دلشورههای اینطوری میخواهد صدقه بده انفاق بکنه میگوید خودت بدبخت میشوی خودت بیچاره میشوی@ همینطور دائماً تفکرات منفی غلط نسبت به آینده در انسان ایجاد میکند شخص با اینکه الان بسیاری از نعمتها را دارد ولی با این حال نمیتواند از زندگی و داراییهای خودش لذت ببرد@ بعد شما میبینید که بندگانی هستند که یک صدم این بنده خدا نعمت دارند ولی شاد هستند آرامش دارند شادند خوب میتوانند زندگی بکنند اصلا دغدغه و نگرانی ندارند@ شما یکسری به کشورهای فقیر یکسری به روستاها بزنید بعضی از روستاهای عقب افتاده بروید ببینید یا کمتر توسعه یافته بروید ببینید که مردم چقدر دارند راحت زندگی میکنند@ با اینکه سختیهای ظاهری آسایش کمی دارند مثل شهریها آسایش ندارند از امکانات زیادی برخوردار نیستند اما از نظر آرامش از نظر ایمان میبینید چقدر این ایمان دارد چقدر آرامش دارد چقدر متانت دارد@ اصلا آن دغدغهها و دلشورهها و نگرانیها در وجود این نیست به هیچ وجه او که دارد به طور طبیعی زندگیش را میکند@ خیلی از چیزهایی که ماها اگر نباشد در زندگیمان شاید خودکشی کنیم آنها اصلا نیست در زندگیشان ولی خیلی هم راحت دارند زندگیشان را میکنند ما خیلی وابسته شدیم به ابزار و خدا را از دست دادیم@ ایمانمان به امکانات دنیایی خیلی بیشتر تکیهمان جذب آرامشمان به امکانات دنیایی بیشتر از جذب آرامشمان از صاحب این نعمتهاست همان که به ما داده اینها را به ابزار بیشتر دلخوش هستیم تا به خود خدا@ به نعمت بیشتر اعتماد داریم تا صاحب نعمت و تا وقتی که اینطوری هستیم شیطان به ما حمله میکند و دائماً میگوید اگر این نعمت شد، چون نعمت با صاحب نعمت فرقش چیه؟ طبق درسی که جلسه گذشته دادیم فرق نعمت و صاحب نعمت چیه؟@ نعمتها متغیرند اما صاحب نعمت ثابت است وقتی به ثابتها تکیه کنیم که هرگز از ما گرفته نمیشود همیشه دوستمان دارد همیشه پشتیبانمان هست همیشه همراهمان هست یک لحظه از ما غافل نیست حتی یک لحظه از ما غافل نیست حتی یک لحظه به این اعتماد کنیم خیلی بهتر این است به یک نعمتی اعتماد کنیم@ مثل پدر مادر خواهر برادر همسر فرزند شغل سلامتی بدن موقعیت اجتماعی که همه اینها دائما در معرض از بین رفتن هست@ ببینید ما چقدر فاصله گرفتیم از خدا چقدر ایمانمان ضعیف شده که بجای اینکه کسی که این نعمتها را به ما داده به او دلخوش باشیم با او آرام باشیم چون از ما گرفته نمیشود و آن چهره زیبا چهره مهربان وجه کریمش را هیچوقت از ما بر نمیگرداند@ چرا به این اعتماد نکنید؟ حالا نعمتهای دنیا ممکن گرفته بشود گرفته شد شد ما الله را داریم وجه کریم را داریم وقتی وجه کریم را داریم برای چه اینقدر دلشوره داشته باشیم@ شیطان دائما میاد در ما این دلشورهها و اضطرابها را نسبت به آینده ایجاد میکند و ما باید بدانیم که اینها دروغ هست و توهم هست اعتمادمان به صاحب نعمت بیش از نعمت اعتمادمان به ثابت بیش از متغیر باشد@ حالا در قرآن برایتان بخوانم سوره بقره آیه 6 میفرماید که (الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء و الله یعدکم مغفرۀ منه و فضلا و الله واسع علیم)@ حالا فعلا با وعدههای الهی کاری نداریم دوتا حمله را راجع به شیطان اینجا ذکر میکند این دوتا حمله را شما به من بگویید کدام حملههاست@ الشیطان یعدکم الفقر شیطان به شما وعده فقر و بدبختی میدهد دلشوره ایجاد میکند در شما که شما فقیر میشوی گرفتار میشوی ورشکست میشوی بدبخت میشوی شکست میخوری به روز سیاه مینشینی@ و یأمرکم بالفحشاء یعدکم الفقر حمله چیه؟ حمله جلو یأمرکم بالفحشاء؟ چپ هست حمله سمت چپ چون فرمود (لآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم) عقب که گذشته است و عن ایمانهم راست و عن شمائلهم چپ@ پس الان دوتا حمله را اینجا خداوند ذکر میکند یکی جلو و یکی چپ شیطان دلشوره ایجاد میکند در شما و شما را به فحشا میکشاند@ حالا چه ربطی بین جلو و چپ است ببینید این حملهها چهارتاییشان با هم ارتباط دارند بین جلو عقب یک رابطه است یعنی میتواند یک حمله دو طرفه بکند جلو و عقب و ترکیب کند و حمله ترکیبی به انسان بکند@ یک دانه جلو با راست میتواند بزند یک دانه جلو با چپ میتواند بزند مثل باشگاه ورزشی است که حریف ممکن از هر طرفی حمله بکند شخص باید مراقب باشد که از کدام طرف حمله میشود آنطرف دفاع بکند@ خوب الان این حملهای که خدا میگوید یک حمله ترکیبی است یعنی حمله جلو چپ خوب بین جلو و چپ چه ارتباطی وجود دارد؟@ ببینید اول وعده فقر میدهد بعد امر به فحشاء میکند یعنی با وعده فقر مقاومت شخص را کم میکند خوب بعد دستور به فحشاء میدهد شخص فحشاء سمت چپ را راحت قبول میکند@ اول نمیدانست شاید وعده به چپ بدهد این چپ را قبول بکند خیلی از افراد وقتی شیطان به آنها وسوسه گناه میکند گناه نمیپذیرند به راحتی اما برای اینکه گناه را بپذیرند میآید از یک طریق دیگری آن گناه را برای آنها تجویز میکند که شخص مجبور، میگوید من الان ناچارم این گناه را انجام بدهم@ بیماری معروف زمان ما الان از همین حمله جلو و چپ است، اول وعده فقر را میدهد بعد حمله به چپ میکند فحشاء، فحشاء اینجا چیه؟@ به نظر شما اگر شما بخواهید در بیارید چه میگویید میگویید من شیطان آمد من را وعده فقر را داد به من وعده بدبختی و بیچارگی و نکبت به من داد من مجبور شدم بروم سراغ گناه@ این گناه چه چیزی میتواند باشد اختلاس ارتشا رشوه گرفتن اختلاس نزول پول ربا پول بهرهای الان که شما میبینید فراوان هست راحت نمیشود پول حلال پیدا کرد@ شخص از ترس اینکه مبادا بعدا خودش و بچههایش و خانوادهاش کم پول بشوند حتی کم پول بشوند نه بیپول، میزند به کارهای اقتصادی حرام@ شغلهای حرام دیگر شما نگاه کنید حمله جلو چپ میشود چی قاچاق مواد مخدر قاچاق گران فروشی قاچاق انواع کالاها و محصولات مورد نیاز مردم گران فروشی احتکار رشوه گرفتن اختلاس پول بهره دادن و بهره گرفتن@ میگه من مجبور شدم بروم بهره پول بگیرم میخواستی چکار بکنی میخواستم خانه بخرم میخواستی چکار بکنی میخواستم اتومبیل بخرم میخواستی چکار بکنی میخواستم یک جهزیه تهیه کنم حالا وقتی میری سراغ جهزیه میبینی جهزیه اصلا متعارف هم نیست@ خوب وقتی که پول نزول آمد در خانه من خیلی بیست و خوردهای سال کار مشاوره انجام میدهم دیدم آدمهایی که یک گناهی بکنند یک معصیتی بکنند بتوانند بعدا جبرانش بکنند اما نزول اصلا اینطور نیست پول بهرهای اینطوری نیست@ یعنی یک نفر را من ندیدم پول بهرهای بگیرد و به آسایش برسد و مشکلش حل بشود مشکل مالیش@ امکان ندارد پول بهرهای بیاد در زندگی انسان و بدبختی نکبت مریضی سرطان انواع بیماریها پریشانی دلهره دلشوره غصه اضطراب و فقر آخر هم مشکل مالی شخص حل نمیشود موقتاً حل میشود ولی بعداً دوباره چی میشود بدتر میشود اوضاع@ بالاخره یکی از اینها یا چندتای این گرفتاریها انسان دچار میشود پول نزول پول بهره اینطوری است@ پس اول اگر بهش میگفتند بهره بگیر بهره بده این کار را بکن آن کار را بکن نمیکرد ولی بخاطر چی توانست یعنی چطوری شد مقاومتش شکسته شد؟@ اول حمله از جلو یعنی اول پذیرفت که ممکن من در آینده یک طوری شود ممکن بچههایم یک طوریشان بشود بعد میرود بار سنگین برمیدارد قرض سنگین کمرشکنی که تعادل زندگیش را میریزد به هم@ من حتی میخواهم این را بگویم که گاهی اوقات پول حرام و فحشاء این نیست که انسان برود نزول بدهد نزول بگیرد یا دزدی بکند خیلیها دزدی میکنند خیلیها کار خلاف میکنند میخواهند مثلا فرض بفرمایید یک شبه ره صد ساله را بروند کارهای حرام@ ولی گاهی اوقات میخواهم عرض کنم که خیلی وقتها ضروری نیست و شخص خودش را به وامهای سنگین میبندد و در حالی که هیچ ضروریتی هم ندارد@ یعنی حمله جلو را شیطان برایش چنان تأسی میکند نسبت به خودش و خانوادهاش بعد این احساس بدبختی بهش دست میدهد حالا مجبور است برود سراغ کار خلاف یا یک فشار مالی فوق العاده سنگین که کمرش را میشکند@ در حالی که این اگر فکر داشت درست فکر میکرد اندیشهاش درست بود هیچ وقت این دلشوره را نمیپذیرفت@ الان شما نگاه کنید درصد زیادی از افراد در کشور ما دارن بدبختی میکشند به خار بچههاشان، از دین و ایمان و آرامش افتادند به خاطر بچههاشان@ میگه خوب من چکار کنم این بچه باید بره دانشگاه من باید هزینهاش را تأمین کنم خوب این بچهای که میخواهد برود دانشگاه میلیونها دانشجو و دانشمند الان دارند در دانشگاههای کشور و بخصوص خارج از کشور@ انصافاً دانشجوهایی که از ایران رفتند خارج از کشور آنها خیلی بهتر این قضیه را درک میکنند بیشترشان البته، وقتی میروند آنجا باید کار کنند کار میکنند با سختی درسشان هم میخوانند@ ولی وقتی در شهر خودشان هستند آقا نعمت زده نازک نارنجی که آره پدرم باید هزینه درسم را بدهد که بِره پدر خودش را در بیاورد چند شیفت کار کند مادرم و بقیه اعضاء خانواده فشار تحمل کنند که من میخواهم درس بخوانم آخر این چطور درس خواندنی@ چه لطفی برای این پسر دارد این پسر یک بچه نازک نارنجی بار میاد این نه میتواند شوهر خوبی باشد بعدا نه میتواند مرد خوبی باشد نه میتواند پدر خوبی باشد@ یک کسی که برای فشارهای اقتصادی خودش کار نمیکند تلاش نمیکند و فقط درس خواندن را یاد گرفته به پشتیبانی از اعضای خانواده خودش این چه رشدی میتواند بکند@ خوب برود کار بکند من دوستان زیادی دارم در کشورهای اروپایی دارند درس میخوانند آنها مثلا رفتند سراغ درس@ ما رفتیم سراغ مثلا ما هم درس خواندیم آنها هم درس خواندن ما دانشگاه رفتیم آنها هم دانشگاه رفتند ما اینجا خواندیم رفتیم هم درس هم دانشگاه هم حوزه هم کار همه کارها را با هم میکردیم@ گفتم من یک زمانی دانشگاه که درس میخواندم دست ششمم بود یعنی دانشگاه تهران که درس میخوانیم کار دست ششممان یکیش درس بود پنج تا کار دیگر انجام میدادیم@ من به آنها گفتم شما چکار میکنید آنجا مثلا یکی میگفت من قصابی میکنم یکی میگفت من رستوران کار میکنم یکی میگفت من فلان جا پادو هستم یکی میگفت من فلان جا آشپزی میکنم یکی میگفت من پیک شدم درسش هم میخواند@ چطور در آنجا این قشنگ به وقتش میرسد مشکل زبان هم دارند یعنی مثل اینجا نیست که بروند سر دانشگاه استاد همزبان خودش با او حرف بزند@ این باید برود آنجا مشکل زبانش را اول حل بکند در هر کشوری هست بعد تازه برود دانشگاه درس بخواند چون استاد با زبان محلی داره صحبت بکند با زبان فارسی حرف نمیزند که این دوتا کار شغل مشکل زبان درگیر میشوند و چقدر از وقتهایشان خوب استفاده میکنند@ بعد هم درس میخوانند خیلیهاشون هم به جاهای علمی بالا رسیدند@ اینجا ما دختر پسرهامون خیلی لوس و ننر شدند خیلی تیتیش مامانی شدند فرزند سالاری الان داره کمر خیلی از پدر مادرها را خرد میکند@ این بچه بزرگ شد میخواهد عروسی بکند من باید حتما بله حالا جهزیه اول اینکه بگویم جهزیه امر شرعی نیست جهزیه اساساً شرعاً در اسلام بر عهده مرد است اصلاً بواسطه خانواده زن نیست@ ما یک عرف غلط داریم انداختیم گردن خانواده دختر که خانواده دختر باید جهیزیه بدهد اگر کسی جهیزیه تمنّا دارد از یک دختری اسلام میگوید خوب مهریهات را بیا بپرداز پدر دختر از آن مهریه چکار بکند؟@ همان کاری که پیغمبر کرد به امیر المؤمنین گفت مهریه را بپرداز اول مهریه را بیا بالا رفته زرهاش را فروخته سپرش را فروخته حالا پولش را گرفته حالا با این پول برایشان رفته یکسری وسائل جهیزیه خریده@ تدارک ولیمه ازدواجشان را دیده یک مقدارش را جهیزیه خریده و تدارک کارهای دیگر@ حالا الان قرار یک کسی جهیزیه تهیه بکند گفتم اصلا شرعیش این است که اصلا جهیزیه به عهده خانواده دختر نیست@ الان اخلاقهای خوبی یواش یواش من میبینم پیدا شده که پسرها میروند خواستگاری خانواده دختر در میان میگذارند میگویند شما باید مشارکت کنید این دوتا سه تا چهارتا تیکه را پسر بگیرد خوب دو سه تا تیکه هم یا چندتا تیکه هم خانواده دختر میگیرند مشارکت میکنند@ این مشارکت کار معقول و منطقی و پسندیدهای هستند در کارهای خیر (تعاونوا علی البر و التقوی) در کارهای خیر خوبی و تقوی به همدیگر کمک کنیم خیلی خوب است پسر کمک کند به خانواده دختر نباید توقع داشته باشد که دختر خانوادهاش آن سختی را بکشند@ دختر هم ملاحظه خانواده پسر را بکند از او هزینه و خرید سنگین نخواهد توقعات سنگین نداشته باشد@ من چقدر الان میبینم این سادگیهایی که الان بین بعضی از دختر پسرها هست چقدر خداپسندانه باعث میشود زندگیشان هم زندگی پرخیر و برکتی باشد پسر میرود حلقه برمیدارد یک حلقه سبک برمیدارد@ خیلی وقتها من دیدم بچه واقعا قابل تحسین مثلا یک انگشتر عقیق طرف برمیدارد یک نقره برمیدارد یک فیروزه بر میدارد دختر هم وقتی میرود خرید دیگر پوست خانواده پسر و پسر و نمیکند@ بابا این الان کارمند است این الان دانشجو است این الان اول زندگیش هست بعد در مسائل جهیزیه خیلی ساده میگیرند خیلی معمولی شروع میکنند خدا هم انشاء الله به آنها خیر و برکت میدهند@ ولی ما الان خیلی از خانواده افتادند به تکلف حالا جهیزیه را میگوییم جهیزیه هست دیگر ولی جهیزیه هم باید معقول باشد@ مثل مهریههایی که باید معقول باشد مهریههایی که نامعقول هست اصلا مشروعیت ندارد کینه میآورد اختلاف میآورد تنفر میآورد بدبختی میآورد نکبت میآورد خشم خدا را میآورد@ اصلا وقتی حضرت میفرمایند خشم خدا را میآورد شما باید بدونید وقتی مهریه بالا گرفتید منتظر دعوا و درگیرها و ناراحتی باشید چون اثر وضعی دارد منتظر فتنه باش منتظر بدبختی باش@ آقا صفا صلح صمیمیت ملاحظه همدیگر را کردن این چیزها را اصلا مطرح نکردن به رخ نکشیدن چقدر خوب است اینها ولی خوب@ حالا پسر من باید برایش دخترم یک خانه بخرم برای پسرهایم یکی یک خانه بخرم به تو چه ربطی دارد@ اینقدر این آدمها بیچاره کردند خودشان از دین و ایمان و رشد و تقوا و عبادت علم خودشان را میاندازند بچه خوب میرود یک جایی کمکش کنید@ بله از نظر شرعی قرآن میفرماید پدر موظف به پسر زن بدهد هزینه ازدواج پسرش را فراهم بکند حالا یک خانهای هم یک جا برایش اجاره بکنید نه این باید خانه بخرد تا خانه نخرد@ یا خانواده دختر اگر پسر خانه ندارد ما دختر نمیدهیم این هیچکدام مشروع نیست همهاش شیطانی است@ حالا این گذشت ما الان چقدر خانوادهها سراغ داریم که خودشان به شب اول قبر خیلی بیشتر نیاز دارند به اموالشان یعنی شب اول قبر اول بدبختی این آدم است این نامه اعمال خالی است@ بعد پولها و طلاها را نگه داشته که من مردم برای بچههایم خوب تقسیم بشود بابا این شوهر کرد رفت زن گرفت رفت خودشان بگذار زندگیشان را بسازند مگر بسیاری از این زن و مردها پدر مادرها که زندگیشان را با سختی ساختند چگونه ساختند کسی به آنها کمک کرده؟@ اکثر انسانها کسی به آنها کمک نکرده خودشان با کار با تلاش با همت بالاخره رساندند زندگیشان را این چیه ما هی داریم یارانههای نامشروع یارانههای نامعقول@ مأنوستر بگویم برای کسانی ک خارج از کشور هستند سوبسیدهای نامعقول داریم میپردازیم گفت این طلاها را گذاشتم برای بعد از مرگم بچههایم،@ هیچ وقت آدم عاقل این کار را نمیکند بچههای تو همه دخترهایت شوهر کردند پسرهایت زن گرفتند کار هم دارند خدا هم دارند حالا شب اول قبرت خودت لنگی گرفتاری کم میاری شب اول قبر گذاشتی برای کسی که اصلا معلوم نیست قدر میداند یا نمیداند@ (الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء) چقدر انسانها هستند که گرانفروشی کم فروشی رشوه احتکار پول حرام نزول در زندگیشان میاد برای اینکه میترسند آینده خودشان و زن و بچههایشان خراب بشود@ یعنی به خدا اصلا اعتقادی ندارد نماز هم میخوانند ولی واقعا اعتقادی به خدا ندارند که خدا کمکشان میکند@ ولی به نعمت چرا میگوید بگذار یک ذره جمع بکنیم یک ذره ذخیره بکنیم یک ذره کنز بکنیم پس هم میترسند اضطراب باعث میشود انسان معصیت بکند نکنه اینطوری بشود پس من اقدام بکنم بروم جلوتر جلویش را بگیرم@ در روایت داریم الغیبۀ غیبت کی میکند الغیبۀ جهد العاجز چرا یک شخص غیبت میکند چرا یک شخص اقدام به حسادت یا فضولی یا پشت یک نفر حرف زدن یا تهمت میکند؟@ برای اینکه از چی میترسد میگوید بروم جلوتر یک چیزهایی را بگویم یک ذره این را خرابش بکنم فردا موقعیت خودم خراب نشود@ پاپوش درست کردن حسادتها کار خرابیها خبرچینیها چرا اینگونه میشود انسان، اگر یک کلمهای به اسم نکنه نشود آمد در ذهنت اول تحلیلش کن نکنه یعنی چی؟ ببین این پیام را چه کسی به تو میدهد@ میگه آره خوب دیگر حالا ما اینطور شد مجبور شدیم اینکار را بکنیم مجبور شدیم آن کار را بکنیم مجبور شدیم گناه بکنیم مجبور شدیم معصیت بکنیم مجبور شدیم این کار را بکنیم@ دروغگویی فحشایی هست که از ترس از آینده هست بعضیها میترسند در آینده اتفاقاتی برایشان بیافتد یا یک چیزهایی را از دست بدهند یا یک چیزهایی را بدست نیاورند مجبور میشوند یک عالم دروغ بگویند@ شما دروغگوییهای دخترها در ازدواج نگاه کنید دروغگوییهای پسرها را نگاه کنید در ازدواج چقدر در خواستگاری به هم دروغ میگویند بعدا هم معلوم میشود ایجاد تنفر میکند زندگی را به هم میزند@ میگه نه من میخواستم زندگی به هم نخورد گفتم اگر الان بگویم ممکن است خوب الان نگفتی بعدا خرابتر شد@ پس حمله ترکیب جلو و چپ ترکیب عجیبی است جلو چپ گفتیم جلو راست هم داریم عقب راست عقب چپ هم داریم چپ راست هم داریم حالا اینها را الان نمیخواهیم همهاش را بگوییم اینجا همین فقط بدانید ترکیبی زیاد هست ما این ترکیبیها را هم خیلی دقت بکنیم@ چقدر ریاضیات دقیق است الشیطان یعدکم الفقر میشود حمله چی؟ جلو و یأمرکم بالفحشاء حمله چپ اضطراب از آینده که نکنه فلان اتفاق بیافتد فلان چیز بد بشود فلان جا اینطوری بشود نباید ما را وادار به معصیت الهی بکند@ وقتی خدا را ندیدی خدا همان بلا را هم سرت میآورد یعنی واگذارت میکند به همان نعمت به همان کسی که به خاطرش معصیت کردی ولت میکند به حال آن حالا بیایید این طرف را ببینید چقدر قشنگ است@ خدا چی دستور میدهد؟ پیامهای خدا چطوری است؟ و الله یعدکم مغفرۀ منه و فضلا و الله واسع علیم@ خداوند وعده مغفرت به شما داده یعنی میگوید من همه چیز را برای شما جبران میکنم شیطان میگوید میروی جهنم خدا نمیبخشد تو را تو دیگر آدم بشو نیستی@ خدا میگوید نه من بندگانم را با هر درجهای از گناه باشند بیایند در خانهام میپذیرم بیایند توبه بکنند میپذیرمشان چرا نمیپذیرم؟@ مبادا یک موقع شیطان به ما بگوید که شما هیچ وقت بهشتی نمیشوی جهنمی هستی دیگر آمرزیده نمیشوی وای به حالت به خاطر این گناهانی که کردی گناه کردیم خوب شده دیگر حالا روی جهالت بوده روی هر چه بوده ما گناه کردیم@ ولی ما زندهایم و میتوانیم جبران کنیم و یک خدای غفور داریم یک خدای بخشنده داریم خدا وعده مغفرت داده به شما مغفرت یعنی چه؟@ یعنی ندید گرفتن و دوست بودن در را نبستن روی ترش نکردن روی بر نگرداندن خیلی مهمه مغفرت دیگر چی وعده میدهد؟@ و فضلا خدا وعده کرده به شما فضل فضل یعنی زیادی میگه شما در خانه میخواهید خرج کنید برای زن و بچهاتان بخل نکنید خرج مشروع دارید بخل نکنید@ نترس از اینکه شوهرت یک چیزی به خانوادهاش کمک میکند که وظیفه شرعیش است به مادرش پدرش اینها جزء نفقات واجب یک مرد است اگر پدرش نیاز داشته باشد مادرش نیاز داشته باشد نمیتواند بگوید که خوب من فقط باید به زن و بچهام بدهم@ بله زن و فرزند جزء ردیف اول هستند و پدر و مادر هم هستند اگر مرد میتواند کمک بکند باید کمک بکند یک زن نترسد از اینکه شوهرش این کار را میکند که ما خودمان چی یک مرد هم نترسد@ به زن و بچهاش سخت بگیرد خدای نکرده بخل به خرج بدهد بخل خیلی صفت وحشتناک و خطرناکی هست خسیس بودن بخیل بودن خیلی صفت وحشتناکی است@ پساندازهای بیخودی بیموقع بیمورد شرکآمیز خوب خانواده در فشار قرار بگیرند الان نیاز دارد الان گوشت میخواهد الان سبزی میخواهد الان میوه میخواهد الان میخواهد هزینه تحصیل بدهد الان یک مسئلهای پیش آمد لباس مناسب میخواهد@ هِی ما برداریم خانواده را در فشار بگذاریم بعضی از مردها واقعا ظلم هم میکنند الان یارانه دولت میپردازد یارانه را مرد میگوید کارتت را بده به من، کارت زن را به زور میگیرد یارانه برای خودش است خواست میدهد به شما نخواست نمیدهد@ زن کار میکند شغل دارد بیرون مرد به زور میگه باید درآمدت را به ما بدهی باید در خانه هزینه بکنی اگر زن هم نکنه اینقدر قهر میکند اینقدر در فشار روانی میگذارد تا زن مجبور شود این کار را بکند@ این خیلی جنایت بزرگی ظلم بزرگی هست آقا اگر خواست میدهد به شما مصرف میکند با آزادگی با شیرینی با عشق با اختیار هزینه میکند در خانه کار میکند اصلا زن و مرد منم و تویی نداشته باشند من چقدر آوردم تو چقدر آوردی حرف خوبی نیست در یک رابطه عاشقانه و دوستانه@ ولی اجبار کردن یا حقوقت را گرفتی چکار کردی بله حقوقم را گرفتم بیا این هشتصد هزار تومانش برای شما دویست هزار تومانش را دادم به دوستم@ برای چی دادی به دوستت؟ آقا پول خودش میخواهد بده به دوستش میخواهد بدهد به مادرش میخواهد بدهد به برادرش میخواهد بریزد دور ما نمیتوانیم به یک زنی که خودش شاغل است فشار بیاوریم که تو باید درآمدت را به ما بدهی@ نمیتوانیم این کار را بکنیم این ظلم است والله گرفتاری میآورد برای دنیا و برای آخرت زور نگوییم قلدری نکنیم توقعمان را نشان ندهیم این خیلی نامردی است خیلی خلاف مروت و مردانگی و جوانمردی است@ اگر یک زن علاقه داشت عشق داشت در یک خانه زحمت میکشم توقعش هم بله یک موقع هست میگه هزینه نمیتوانم بدهم کار میکنم پولش را خودم لازم دارم@ مرد هم میگوید من همین درآمدم هست طبق همین میسازیم ولی زن هم باید توقعش را کم بکند چون مرد اینقدر توانایی دارد اگر یک زن بیش از یک توانایی مرد ازش توقع داشته باشد خدا و فرشتهها لعنتش میکنند آن زن را اینقدر مرد میتواند توانایی دارد که میتواند.@ حالا انفاقات واجب انفاقات مستحب انفاقاتی که در جامعه نیاز هست ما الان چقدر آدم داریم که نیازمندند نمیشه آدم بگوید که من اینها را نمیبینم شما اصلا نمیتوانی شرعا این را دقت کنید من باز تأکید میکنم@ شرعاً وقتی انسان مبلغی پول دارد اگر حد نیاز خود و خانوادهاش دارد تأمین میشود نمیتواند این پول را کنزش بکند در یک جا ذخیرهاش بکند@ فقیر هست الان دهان باز هست الان شکم گرسنه هست الان دختر دم بخت هست الان پسر گرفتار هست برای ازدواجش الان مریض داریم الان محتاج داریم برداریم این پول را حالا ذخیره کنیم ببینیم چه میشود@ خداوند میفرماید حتی فقرا هم حق ندارند پولی را نگه دارند میگوید ثروتمند به اندازه ثروتش فقیر هم باید انفاق بکند یعنی هیچ فقیری هم از انفاق، فقیر خودش الان ولی تو هم باندازه خودت یک انفاق بکند@ من بارها شده به کسانی کمک مالی کردیم خدا شاهده با چشم خودم دیدم هم در خارج از کشور دیدم این صفت را هم در داخل کشور دیدم@ رفتیم به کسی که میدانستیم واقعا نیاز دارد واقعا لنگ است کمک کردیم بعدا فهمیدیم خودش رفته یک کسی گرفتارتر از خودش را پیدا کرده این چقدر شرافت دارد چقدر آدم است از خودش گرفتارتر را پیدا کرده به او کمک کرده@ گاهی وقتها یک موقعهایی اینطور میشود طرف میگوید خوب این پول به من داده شده اختیارش با من است بله اختیار داری هر طور میخواهی مصرف کن اجازهاش را گرفته اینطوری از ما@ ما هم نفهمیدیم منظورش چیه بعد دیدیم رفته به یک کسی که پیدا کرده سراغ داشته یک کسی که مثل این نمیتوانسته بیاد برود مشکلش را حل کند یک آدمی بوده که حالا بیدست و پا بوده یا رابطه نداشته یا بالاخره هر چی پول را برداشته برده داده به آنها میگه آنها از من محتاجتر هستند این همسایه از من گرفتارتر است@ آفرین چه انسانهای با شرافتی چه انسانهایی اینطور نیست که اگر کسی گفت حالا ما خودمان مشکل مالی داریم الان بدهی دارم انفاق برایش واجب نباشد نه هر کس به سهم خودش باید بدهد@ آخر مشکل مالی که ما میدیم، من یادم که یموقعی که من دانشجو بودم تقریبا نزدیک سی سال پیش بیست و هفت هشت سال بیش بیست و پنج شش سال پیش همین حدودها در کتاب زبانمان یک لطیفه نوشته بود@ نوشته بود که استاد به شاگردهایش گفته بود از وضعیت زندگی یک خانواده فقیر انشاء بنویسید بچه پولدارهای مدارس غیر انتفاعی و خلاصه نمیدانم خصوصی به اینها گفته بود از یک خانواده فقیر انشاء بنویسید@ اینها هیچ کدام فقر نمیدانستند چیه اصلا معناش را نمیدانند نداشتن یعنی چه کما کان الان خیلیها همینطوری هستند نمیفهمند حتی الان ما کسانی را سراغ داریم که قبلا فقیر بودن الان به یک الاف الوفی رسیدند دیگر آن فهم زندگی قبل را هم از دست دادند@ نمیفهمند یک نفر ندارد یعنی چه؟ کرایه خانه یعنی چه؟ برای کار پزشکی کار مداوا پول عکس نداشتن یعنی چه این را درک نمیکند@ نوشته بود خانواده فقیر لباسهای کُلفَتِشان نو نیست ماشینشان آخرین سیستم نیست لوسترهای خانهاشان و نمیدانم چنین خانهاشان اینطوری است فرشهای خانهاشان،@ یعنی نمیتواند بفهمد یعنی چه این انشائهایی که نوشته بودند مدل انشائها اینطوری بود بعضیها وقتی میگویند ما نداریم گرفتاریم اینها شیطان زده شدند وقتی میگه من بدبختم من ندارم این همین ندارم و بدبختم را این اگر زندگیش را تقسیم کنی به هزار نفر آنها زندگیشان خوشبخت میشوند این هم نمیتواند با این پول خوشبخت بشود@ بعضیها اینگونه عادت کردن به رفاه دور ریز غذاهایشان دور ریز لباسهایشان شما بریزید بروید به یک کسی بگویید بدهید به چند نفر زندگیشان درست میشود.@ یک دوستی داریم ما فقط در همین کارهاست خیلی هم خودش زحمت کشیده طلبه فقیری هست واقعا خودش یک گوشه از خانهاش را گذاشته برای کمک کردن به خانوادههای بیبضاعت.@ من یکبار رفتم دیدم چقدر لباسهای دست دوم جمع کرده گفتم اینها برای چیه گفت من اینها را میدهم به خانوادههای فقیر گفتم مگر اینها دست دوم هم استفاده میکنند گفت بله استفاده میکنند@ یک مقدار به ما لباس دادند رفقا از یک جایی ما به آنها که نیازمند بود دادیم حالا اینجا جالب است داستان را برایتان بگویم بعضیها که ما فکر میکردیم اینها نیازمندند به آنها گفتیم خوب شما حالا اینجا لباسها تهیه شده بیایید استفاده کنید@ باور کنید همانهایی که به ما میگفتند ما نداریم گرفتاریم بیچاره و اینها آمدند لباسها را دیدند گفتند نه اینها مدلش به ما نمیخورد.@ لباس نو نه لباس دست دوم کفش نو لباس نو دوخت نو آنها اینطوری که ناله میکردند، بعد از این طرف و آن طرف هم کمک گرفتم یک عده هم لباسهای دست دوم آوردند دادند اینجا به ما، از اینجا هم من برداشتم بردم شهری که ایشان بود جمع کردیم@ خلاصه یک مبلغی مقداری شد این دوستی که از طرف ما برده بود وقتی برای من تعریف کرد این حالش خودش خیلی خراب است حال من هم اصلا خراب کرد@ گفت این لباسهای دست دومها را که من بردم دیدم سر این لباس دست دومها دعواست@ بعد گفت من به این طلبه گفتم خوب حالا یک ذره خانهات را وسعت بده بیشتر ما جمع کنیم بیاریم گفت هیچی من مستأجرم دارم بیرونم میکنند خودم را@ الان جا ندارم برای خودم گرفتاری دارم یک کسی خودش گرفتاری دارد سخت است اما نمیتواند بپذیرد دیگران هم در سختی هستند یک قسمتی از آن خانه اجارهای خودش را قرار داده برای این کار خیر@ آنها آدمند اینها خلیفۀ الله یعنی همین انسان یعنی این یعنی که در روایت داریم انفاق در فقر در نداشتن.@ خوب یک سلسله انفاقهای اینطوری هست یک سلسله انفاقهای واجب هست انفاقهای فرهنگی که الان ما داریم تحت عنوان جهاد اقتصادی کمک میگیریم از شما برای بسط فرهنگ دین فرهنگ تشیع معرفی امام زمان به همه ایتامش به فرزندانی که از امام دور ماندند@ اینها از همه نوع انفاقی واجبتر است الان چون غذا و لباس و خوراک و اینها را خیلیها میفهمند و میدهند بحث فرهنگی را خیلیها درک ندارند الان مردم دارند رنج میکشند از نداشتن غذای فرهنگی@ هر چه که شما میدهید خداوند میفرماید چی؟ و الله یعدکم مغفرۀ منه و فضلا فضلا یعنی چه یعنی شما هر چه که انفاق بکنید ما چند برابر را به شما وعده کرده آقا ما باور داریم خدا را؟@ یعنی قبول کردیم اگر از جیبمان بدهیم خدا چند برابر به ما میدهد شما سرمایهگذاری در این بانکها را نگاه کنید پدر همهمان را دارند در میآورند در این تلویزیون و این طرف و آن طرف تبلیغ میکنند@ یکسره دارند میگویند چند درصد چند درصد مردم هم چقدر میرن پول میریزند@ میگه میخواستیم مثلا سهام فلان شرکت فلان جا را بفروشیم در عرض سی دقیقه تمام شد در عرض سی دقیقه چند میلیارد تومان مردم ریختند آنجا@ چون باور کردند ده درصد پانزده درصد بر میگرداند خداوند تبارک و تعالی میفرماید من ده درصد بیست درصدد نمیدهم حداقل دو برابر میدهم به شما حداکثر اضعافا کثیرۀ حالا روایتش را برایتان میخوانم@ میفرماید هفتصد برابر میدهم به شما کدام بانک دو برابر میدهد صد در صد میدهد خدا میگه من هفتصد برابر میدهم کی به خدا ایمان دارد ما واقعا داریم کفر میکنیم@ یعنی ما به بندگان خدا و نعمتهای خدا بیش از خود خدا ایمان داریم خدا میگوید من من وعده کردم شما هر پولی بگذارید من چند برابر به شما برمیگردانم@ ما میترسیم اضطراب برمان میدارد وقتی که به ما پیشنهاد میدهند که بیایید این کار را انجام بدهید وقتی هم میخواهیم بدهیم پول خردههامان را ته پولهایمان را چرکهایش را میگذاریم برای خدا و دین و آخرت و امام زمان@ بابا خودت میخواهی مصرف بکنی حالا میرسیم بقیهاش را برایتان بخوانم و لا یحسبن الذین ما یبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خیر لهم بل هو شر لهم سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه و لله میراث السماوات و الارض و الله بما تعملون خبیر@ میفرماید آنهایی که و لا یحسبن وقتی کلمه حساب هر وقت آمد یعنی فکرهای بیخودی یعنی گمانهای بیخود کلمه حساب هر وقت آمد در قرآن آیا حساب کردید احسب الناس یحسبون@ یعنی فکرهای باطل فکرهای غلط و لا یحسبن تأکید آورد اصلا اصلا اصلا حساب نکنید فکر نکنید خیال نکنند آنهایی که بخل کردند نسبت به مالشان که باید پرداخت میکردند برای مصارف خودشان به ما آتاهم الله خدا به آنها داد از جایی هم نیاوردهاند همان پولی را که خدا به آنها داده را بخل ورزیدهاند@ من فضله از فضل خودش خدا به اینها داده آنهایی که بخل ورزیدند از اینکه اینها را بدهند در راه خدا فکر نکنند که هو خیر لهم به نفعشان شد@ به نفعشان که این کار را نکنند بل هو شر لهم چون به ضررشان است اضافه اگر در خانه کسی ماند در جیب کسی بود در حساب کسی بود در حالی که بخورش بود نیازمندش بود@ سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه طوق چیه؟ میگه با همین اموالشان طوقهایی از آتش درست میکنیم میاندازیم گردنشان همان پولی را که بخل کردند میاندازیم گردنشان همان مال را طوقهای آتش@ یوم القیامه و لله میراث السموات و الارض همه اموال دنیا همه میراث آسمان و زمین مال خداست خدا که بخیل نیست خدا که گدا نیست اینکه به شما میگوید کمک بکنید عطا بکنید میخواهد شما تربیت بشوید@ میخواهد شبیه به او بشوید شما جواد بشوید کریم بشوید شما به یک جایی برسید و الا خدا که دستش بسته نیست@ و الله بما تعملون خبیر خدا به آن کارهایی که شما دارید میکنید آگاه است خدا میداند شما میتوانستید بدهید و بخل ورزیدید خدا میداند شما میتوانستید ببخشید و ترسیدید خدا میداند شما میتوانستید امام زمانتان را کمک بکنید و نکردید@ خدا میداند اینها را خودتان هم میدانید اینها را پس الشیطان یعدکم الفقر شیطان شما را دائما از نداشتن و فقیر شدن میترساند این شد حمله از جلو این بحث را چون بحث فوق العاده مهمی هست@ در وزان مباحث اجتماعی سیاسی کلان مباحث اجتماعی سیاسی ما و بینالمللی قرار میگیرد انشاء الله در جلسه بعد هم در موردش یک مقدار سخن خواهیم گفت@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان@ حل مشکلات خودمان مشکلات زندگی شفای مریضان مریضان منظور کسانی که از نفس پاک شما مؤمنین ملتمس دعا هستند پنج مرتبه این آیه را میخوانیم@ اعوذ بالله من شر الشیطان الرجیم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء.@ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@