فلسفه وجودی شیطان جلسه 7 22 /1/92
سلام علیکم و رحمۀ الله@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ تبریک عرض میکنم سال نو را به همه عزیزان و همچنین بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت انشاء الله عزاداریهایتان هم قبول باشد و همه ما انشاء الله مشمول ادعیه زاکیه خانم فاطمه زهرا باشیم. هدیه به محضر مقدس ایشان صلوات بلند ختم بفرمایید.@ بحثمان درباره فرمایشات امام رضا (ع) به وجود مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) بود که رسیدیم به این بخش که به دوستان ما بگویید که برای شیطان راهی در قلبهای خودشان قرار ندهند.@ لا تجعلوا لشیطان علی انفسکم سبیلا راهی را برای خودتان قرار ندهید ما ناچار شدیم برای اینکه این فرمایش را خوب بتوانیم انشاء الله خوب به آن عمل بکنیم.@ اول باید قوای نفس را انسان بشناسد. مقداری درباره انسانشناسی صحبت بکنیم. کما اینکه کل بحث ما در تمام این مدت انسانشناسی بوده و همچنین بدانیم شیطان چگونه چه نوع حملههایی با چه رنگها و بوها و طعمهایی به ما میکند و چه نوع وسوسهها و فکرهایی را تولید میکند در ما تا بتوانیم با آن مقابله بکنیم و اجازه ندهیم که بر ما مسلط بشود.@ در بحثهای دشمنشناسی ما مفصل و همچنین بحث وسوسه مفصل درباره حملات شیطان و همچنین وسوسههای او سخن گفتیم اینجا در حد یکی دو جلسه یک فهرستی از نوع افکاری که شیطان در ما تولید میکند را عرض خواهیم کرد که بحثمان تکمیل باشد.@ شیطان همانطور که در سوره اعراف آیه 16 و 17 داریم قرآن چهار نوع حمله برای شیطان به ما معرفی میکند آن هم از زبان خود شیطان@ «قال فبما اغویتنی لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لآتینهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم و لا تجدوا اکثرهم شاکرین».@ قسم میخورد که من حتماً در صراط مستقیم به کمین بندگان تو خواهم نشست سه تا تأکید هم دارد له لام تأکید و نون تأکید صغیره که ترجمه آن میشود حتما حتما حتما من در صراط مستقیم در کمین بندگانت هستم@ این یعنی سنت هست یعنی قاعده هست قانون است و استثناء هم ندارد نمیتواند یک کسی ادعا بکند که من میخواهم راه خدا را بروم اما با شیطان هم نمیخواهم درگیر بشوم یا شیطان با من درگیر نشود@ امکان ندارد به محض اینکه شما تصمیم بگیرید آدم خوبی باشد هر چقدر خوبتر این حملات هم وجود دارد چرا؟@ چون گفتیم حملات شیطان همان تمریناتی هست که برای قدرت نفس ما نیاز هست قطعاً یک کسی که در یک سیر علمی درسهایش بالاتر هست تمریناتش هم سختتر خواهد بود.@ تمرینات سال اول ابتدایی آسانتر از دوم است دوم آسانتر از سوم همینطور که بروید بالاتر سختتر میشود.@ بنابراین همه انسانها در حرکت به سمت بینهایت تا وقتی که زنده هستند این تمرینات را دارند یعنی باید طی بشود شیطان باید باشد وسوسههایش را بکند تمریناتی را در ما ایجاد بکند زمینههایی را به ما بدهد تا ما بتوانیم امتیاز بگیریم و بالا برویم.@ پس حتما روی صراط مستقیم یک کسی نگوید حالا ما چون آدم خوبی هستیم چرا باید یک همچین چیزهایی باشد اتفاقا چون آدم خوبی هستی و صراط مستقیم را میخواهی بروی شیطان با تو کار دارد.@ بقیه را که خودشان عضو حزب شیطان هستند شیاطین الانس هستند یعنی خودشان یکی از شیاطین میشود کسی که راه الله را طی نمیکند و ایمان ندارد خودش جزء شیاطین است.@ گفتیم قرآن انسانها را به شش گروه تقسیم میکند که یک گروه شیاطین الانس بودند انسانهای شیطان صفت بودند این حملهها از کجاست؟@ از جلو عقب لآتینهم من بین ایدیهم جلو من خلفهم عقب و عن ایمانهم راست و عن شمائلهم چپ بعد میفرماید و لا تجدوا اکثرهم شاکرین این حملهها را من میکنم و برای اینکه بفهماند به ما این حملهها مؤثر هست.@ میفرماید اکثر بندگانت را شاکر نخواهی یافت درباره فلسفه شکر در مباحث شکر مفصل توضیح دادیم در مباحث رضا مفصل توضیح دادیم در جلسه گذشته هم این نکته را عرض کردیم.@ اگر در کسی صفت شکر و رضا نباشد خوراک شیطان است این شخص یعنی این حملهها زمانی مؤثر هست که شخص روحیه شکر ندارد و روحیه رضای از زندگی ندارد@ ناراضی بودن نق و قور داشتن و حریص بودن مسابقه دادن در زندگی با دیگران چشم و همچشمی و زندگی را صحنه رقابت دیدن حسادت اینها همه زمینههایی را فراهم میکند برای انسان که انسان از شیطان شکست بخورد در حملههای چهارگانه@ پس به محض اینکه روح شکر و رضا آمد زمینههای رقابت در بخشهای پایینی دستها را نگاه کنید در این چهار بخش یعنی بخش حس خیال وهم و عقل مسابقات علمی زمینههای رقابت در این زمینهها از بین رفت بحث فوق عقلانی فوق العاده قدرتمند و سرعتمند خواهد@ هم سریع حرکت میکند و هم قوی حرکت میکند. همان چیزی که خدا از او میخواهد. خدا میگوید وقتی میخواهید به سمت بیایید یکی اینکه سریع بیایید با سرعت بیایید سارعوا الی مغفرۀ من ربکم و جنۀ یک بار میفرماید سابقوا با سبقت با قدرت از بقیه سبقت بگیرید و به من نزدیک بشوید.@ شما به محض اینکه حس حسادت و رقابت را در این چهارتا کنار بگذارید اصلا و اجازه ندهید در یکی از این چهار بخش حسادت رقابت ناشکری ناسپاسی و نارضایتی سراغتان بیاید به شدت سرعتتان زیاد خواهد شد قدرت و سرعت پیدا میکنید مقایسه به هیچ وجه خودتان را با کسی نکنید.@ آن وقت میبینید که انسان چقدر در دلش شادی آرامش قدرت و سرعت ایجاد میشود تا این حس را از بین بردی در وجود خودت منتظر سیل شادی و آرامش و قدرت و سرعت باش راهت خیلی زود باز میشود.@ کندی حرکت عقبگرد خدای نکرد توقف و خدای نکرده عقبگرد زمانی در یک نفر ایجاد میشود که میگوید من الان چند سال دارم درس میخوانم چند سال دارم کلاس میایم چندتا برنامه گرفتم چند تا استاد دیدم چقدر کتاب خواندم چقدر عبادت کردم.@ ولی حال و روزم همان حال و روز قبل است دل خوشی ندارم زندگی آرامی ندارم شاد نیستم دلشوره دارم غم زیاد دلم را میگیرد اضطراب زیاد میآید سراغم خواب راحت ندارم این مال این است که نتوانسته این شخص در این چهار مرحله از شر این افکار فرار بکند گرفتار اینهاست بنابراین کم سهمترین بخش وجودیش بخش فوق عقلانیش هست یعنی بخش انسانی.@ ضعیفترین بخشش آن بخش هست که خیلی توان عرض اندام در مقابل بخشهای پایینی را ندارد کم سهمتر هست وقت زیادی برای بخشهای فوق عقلانی و انسانی برای شخص دیگر نمیماند.@ ولی حالا اگر یک کسی میخواهد تمام گذشتهاش را جبران بکند و یک لحظه از پوست گذشته در بیاد دلشورههای آیندهاش از بین برود دیگر هیچ دلشورهای نسبت به وضعیت آیندهاش نداشته باشد@ چه آینده خودش چه آینده اطرافیانش و حمله راست و چپ روی آن اثر نگذارد باید سلاح شکر و رضا را در دست داشته باشد اگر کسی شکر و رضا را در دست داشت توکل داشت این شخص به هیچ وجه مورد حمله قرار نمیگیرد@ نه اینکه مورد حمله قرار نمیگیرد حملهها روی این شخص اثر ندارد، تأثیرگذار نیست.@ برای همین هم شما اگر این رمز را درک نکنید؛ چرا خدا بعد از حملههای شیطان شکر را آورده شیطان ببینید چقدر از نظر روانشناسی قدرتمند است که خودش رمز را میگوید.@ میگوید من حمله میکنم از جلو عقب راست و چپ این حملهها چه بود جلو بود آینده ما دیگر دلشورهها و ناراحتیها و اضطرابهایی که شخص نسبت به آینده و زندگی خودش دارد این قطعا مال شیطان است@ گذشته خودش گذشته هم گفتیم سه بخش دارد: گناهانی که شخص در گذشته کرده، کدورتهایی که در گذشته با کسی داشته و شکستهایی که در گذشته داشته دائما شیطان این سه بخش را به رخ انسان میکشد تا شخص اصلا بیافتد در یعنی چنبره غصه خودکمبینی ضعف دیگر نمیتواند حرکت کند.@ فلسفهاش را هم گفتیم فلسفهاش هم قرآن میفرماید که «انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا» شیطان دوتا چیز را انجام میدهد روی انسان، با این حملههایش به دو جا میخواهد انسان را برساند:@ 1ـ به غم برساند به اضطراب برساند مؤمن را این حملهها را میکند که مؤمن دائما اعصابش خورد بشود نسبت به آینده نتواند آرامش داشته باشد این دلشورههای وضعیت آینده همهاش فکر میکنم قرار است یک اتفاقی بیافتد من شکست میخورم من موفق نمیشویم.@ 2ـ گذشته را به رخ میکشد چون حملات را هماهنگ انجام میدهد. یعنی وقتی که دلشوره آینده را ایجاد میکند از کجا دلشوره آینده را ایجاد میکند؟@ از گذشته تو برای تو مثال میآورد. میگوید ببین تو قبلا شکست زیاد خوردی قبلا هم گناه کردی دیگر موفق نمیشوی گناه نکنی تو توبه نمیتوانی بکنی یعنی گذشته و آینده را با هم هماهنگ میکند.@ میگوید چون گذشته تو آن بوده آینده تو هم این خواهد بود بنابراین تو شکست خوردی تو گناه زیادی کردی در گذشته و آدم خوبی نمیتوانی باشی آدم موفقی نمیتوانی باشی از یاران امام زمان نمیتوانی باشی از سرداران امام زمان نمیتوانی باشی از دوستان خدا نمیتوانی باشی.@ نمی توانی از اولیاء الهی قرار بگیری. این دائما این را ایجاد میکند که شخص همیشه دچار غصه باشد. غصه یک سم بسیار مهلک هست برای حرکت به سمت خدا، یعنی کسی که شیطان بتواند با این سم فلجش بکند این دیگر نمیتواند خوب حرکت بکند به سمت خدا@ دیگر چی؟ ترس ایجاد میکند «یخوف اولیائه» ترس ایجاد میکند در کسانی که پیروش هستند یعنی شخص دستش به کار نمیرود، دائما افکار منفی در سرش هست همیشه میگوید نکنه این بشود نکنه آن بشود شاید اینطوری بشود شاید آن طوری بشود.@ و این آدم، آدم شجاع و قدرتمندی در حرکت به سمت خداوند تبارک و تعالی نیست پس ببینید کجا را دارد هدف قرار میدهد. شیطان ایجاد غصه و ایجاد ترس.@ در نقطه مقابل مؤمن چگونه هست؟ الی الذین آمنو و عملوا الصالحات اینهایی که اهل ایمان و عمل صالح هستند لا خوف علیهم اینها ترس ندارند یعنی حربه ترس شیطان بر آنها اثر ندارد و لاهم یحزنون غصه هم ندارند مؤمنین@ مؤمن حقیقی را شما از کجا میتوانید بفهمید؟ از اینکه چقدر آرامش دارد لا خوف علیهم و لاهم یحزنون چقدر غصه ندارد چقدر آرامش دارد لاخوف علیهم یعنی آرامش دارد و لاهم یحزنون یعنی غصه هم ندارد@ پس این را خوب دقت کنید هر کس میخواهد خودش را بسنجد ببیند چقدر در حزب شیطان هست یا در حزب خدا هست باید میزان شادی و آرمشش بیشتر است یا میزان ترس و غصههایش بیشتر هست در زندگی@ این را باید ببیند که چطور آدمی هست اگر میزان شادی و آرامشش بیشتر است خوب در حزب خداست چون فرشتهها دائما به انسان آرامش و شادی مژده میدهند تلقین میکنند و الهامات الهی شادی و آرامش و قدرت هست.@ ولی شیطان نه. شیطان ترس و اضطراب و غصه را به انسان تلقین میکند و تحمیل میکند. لذا ما کاملا میتوانیم رنگ و بوی پیامها را تشخیص بدهیم@ الان من نسبت به آیندهام نسبت به زندگیم نسبت به خودم نسبت به خدا نسبت به آخرت چطور افکاری دارم؟ میتوانم قشنگ تشخیص بدهم که چطور آدمی هستم@ پس دلشوره اضطراب ناآرامی حساسیت حسادت زودرنجی رقابت چشم و همچشمی اینها علائم شیطان هست علائم زندگی شیطانی هست.@ آرامش شادی جود بخشش کرامت مقایسه نکردن حسود نبودن خیرخواه بودن دیگران مثل خود دیدن حتی دیگران را بالاتر از خود دیدن، اینها علامت زندگی الهی هست@ که حالا فرمولهای عملی و کاربردیترش را انشاء الله در درسهای بعد از خود بحث شیطان انشاء الله خدمتتان عرض خواهیم کرد.@ حضرت میگوید راه قرار ندهید بر وجود خودتان برای شیطان یعنی چه راه قرار ندهید؟ یعنی این حملههایی که دارد شیطان انجام میدهد باید در شما تأثیر نگذارد نگذارید دلشوره نسبت به آینده در شما ایجاد بکند نگذارید گذشتتان را خیلی به رُختان بکشد@ حمله چپ چیست؟ حمله چپ گناهان هستند. انواع و اقسام گناهان که آن هم با ریاضیاتی که انسان نسبت به گناهان باید یاد بگیرد باید متوجه بشود کدام گناهان کلیدی و پایهای هستند و مادر هستند و کدام گناهان مادر نیستند. فقط یک گناه هستند.@ بعضی از گناهان مادر هستند و تولید گناهان دیگر را انجام میدهند .مثل گناه تنبلی، مثل گناه بیحوصلگی که معمولا شما در لیست گناهان ندارید ولی خودشان مادر همه گناهان هستند. تنبلی و بیحوصلگی که به قول حضرت کلید همه بدبختیهای یک شخص هست گناهانی مثل کوچک شمردن نماز@ ما چون با ریاضیات الهی آشنا نیستیم در جامعه اگر یک نفر زناکار باشد با یک نفر که نماز را سبک بشمارد نماز بخواند و سبک بشمارد کدام را بدتر میدانیم؟ زناکار را بدتر میدانیم. ولی حضرت میگوید نه اگر کسی زنا کرد من ممکن است قیامت شفاعتش بکنم اما یک کسی که نمازش را سبک بشمارد هرگز شفاعتش نمیکنم@ در روایت داریم یک کسی که پیغمبر میفرماید یک کسی که عذر دیگران را نمیپذیرد عذرپذیر نیست کینه به دل نگه میدارد من هرگز او را شفاعت نمیکنم.@ فرمود اگر دروغ هم گفت طرف عذرش را بپذیرید حتی اگر دروغ گفت اگر دروغ هم گفت عذرش را بپذیر و الا من تو را شفاعت نمیکنم چرا؟@ چون کسی که عذرپذیر نیست، یعنی لکه نگه میدارد. ننگ نگه میدارد، یعنی میتواند آلودگی و یک زخمی را در دل خودش نگه بدارد این زخم دیگر نمیگذارد انسان موفق بشود کینه نمیگذارد انسان به هیچ وجه به بهشت راه پیدا بکند.@ برای همین میگویم بیماری زودرنجی و حساسیت که ما این را گناه نمیدانیم خیلی وقتها مادر همه گناهان هست مادر بسیاری از گناهان همین زودرنجی و حساسیت هست.@ عصبانی شدن خیلی کار خطرناکی هست. یک کسی که زودرنج است خودخواهی یک کسی که خودشیفتگی دارد که اگر به او انتقادی بشود یک موقعی یک کسی به او یک چیزی بگوید به او بربخورد برآشفته بشود@ این الان بله ظاهرا تهمت نزده غیبت نکرده از دیوار مردم هم بالا نرفته نه وقتی میروی در قیامت میبینی سادهترین کارها همین از دیوار مردم بالا رفتن بوده@ لذا خیلی وقتها افراد میگویند مگر من چه گناهی کردم چکار کردم؟ دزدی کردم حیزی کردم از دیوار مردم رفتم بالا؟ نه تو همین که آدم لوس و حساسی هستی همین که آدم زودرنجی هستی همین که حسودی هستی همین که آدمی هستی که اهل رقابتی.@ این از هزارتا از دیوار مردم رفتن بالا بدتر است همین که فضولی در کار دیگران میکنی چیزی که به تو مربوط نیست دخالت میکنی.@ من یک روایتی برای شما بخوانم راجع به همین بعضی از این گناهان ببینید چقدر اینها خطرناک هستند در همین رابطه از حملههای شیطان را عرض کنم خدمتتان@ روایت از وجود مقدس امام صادق(ع)هست به محضر مقدسشان یک صلوات ختم بفرمایید.@ یقول ابلیس لجنوده این یقول که میآورد یعنی فعل مضارع آورده در آن یک نوع استمرار وجود دارد@ یعنی شیطان میگوید به جنود خودش چه میگوید؟ به لشکریان خود القوا بینهم الحسد و بغی فانهما یعدلان عند الله الشرک@ بین بندگان خدا دوتا چیز را خیلی القا بکنید القوا بیاندازید در بین بندگان خدا دو چیز را یکی حسادت را رقابت را این که من هم باید یک کسی باشم هر کس این داعیههایی را دارد اینطوری@ روح حسادت انواع و اقسام دارد. حسادت در مسائل حسی در مسائل خیالی در مسائل وهمی در مسائل عقلی حسادتهای اینگونه خیلی خطرناک است@ رقابتها در مسائلی که مربوط به غیر از مسائل انسانی هست. در مسائل انسانی هم که دیگر حسادت وجود ندارد چون انسان وقتی رسید به بخش انسان با افراد دیگر یک روح میشود در واقع آن خصوصیت چی میاد سراغش؟@ هو انت تو او هستی. بنابراین هر موفقیت معنوی یک کسی بدست بیاورد این شخص لذت میبرد شما به محض اینکه من خواهرت گفت من مثلا یک خواب قشنگ دیدم مثلا خواهرت گفت من الان میخواهم بروم کربلا ولی تو هنوز نرفتی اما او دفعه پنجمش دارد میرود@ باجناقت گفت من میخواهم بروم حج دفعه دهمش هست دارد میرود تو هنوز یکبار هم پول دستت نیامده که بتوانی بروی همین که لذت میبری او دارد میرود همین که لذت میبری@ چون هو انت شدی خداوند هر چه او حج رفته و هر چه تو ذوق میکنی که این حج رفته این خواب خوب دید این امام زمان را دید این مدرسه ساخت چندتا مجلس خوب خانهاشان گرفت این شام داد ناهار داد این کار خیر کرد برای امام زمان@ از کار دیگران همین که لذت میبری نشان میدهد که دیگر هیچ نوع شهوت و هیچ نوع صفت جهنمی در شما وجود ندارد@ هر وقت دیدی دیگران به عبادت موفقند، هر چند شما موفق نیستید و شما خوشحال میشوید، نشان میدهد که شما دیگر سالم شدید وادی امن به تعبیر قرآن خود قرآن میگوید وادی امن شخص به ایمن رسیده لهم الامن آرامش رسیده@ الان خودش موفق نیست اما از اینکه یک طاعتی دارد انجام میشود توسط هر کسی این خوشحال میشود و از آن انسانها بیشتر خوشش میاید@ به جای اینکه ناراحت بشود به جای اینکه بگوید حالا اینها چند دفعه میروند حج و چند دفعه میروند کربلا این کارها را میکنند و آن کارها را میکنند دیدید الان چقدر افرادی هستند که مریضند غیبت آدمهای خیر را زیاد میکنند غیبت آدمهای مذهبی را زیاد میکنند@ خودشان آن کارهای آنها را انجام نمیدهند آن توفیقات را هم ندارند ولی نق و قور و حسادت و چشم و همچشمی و غیبت زیاد دارند@ معلوم است این آدم خیلی جهنمی هست. این آدم خیلی مریض است پس در وادی فوق عقل اصلا چیزی به اسم حسادت رقابت چشم و همچشمی. چرا فلانی همچین توفیقاتی دارد ما نداریم؟@ اصلا این ناراحتی ندارد. چرا این خوابهای خوب دیده من خوابهای خوب ندیدم چرا مثلا فلان ولی خدا فلان استاد فلان کس را بیشتر تحویل گرفته من را تحویل نگرفته اصلا ناراحتی ندارد تازه خوشحال هم هست یک نفر را تحویل گرفته فرق نمیکند از آن لذت میبرد@ به محض اینکه غلغها درگیریها اضطرابها دلتنگیهای و فشارهای روحی نسبت به اینطور مسائل در دل انسان کنده بشود انسان وارد وادی بهشت میشود وارد وادی امن میشود تا وقتی که دل تو تحریکپذیر هست بدان که در جهنمی بدان در جهنم قرار داری@ القوا بینهم الحسد و البغی روحیه حسادت روحیه بغی یعنی چه؟ بغی یعنی تجاوزگری روحیه تجاوزگری تجاوز که قبلا در درسهای شرح زیارت عاشورا مفصل توضیح دادیم برای شما یا فکر میکنم همان شرح زیارت عاشورا بوده بحثهای تجاوزگری@ تجاوزگری اینکه انسان از نفس شری متوجه کسی بشود. خود حسادت یک نوع تجاوز است خود فضولی کردن در کارهای مردم یک نوع تجاوز است سرک کشیدن در احوالات انسانها یک نوع تجاوز است گوش دادن به حرفهای مردم یک نوع تجاوز است@ پیام کسی را خواندن یک نوع تجاوز است تلفن همراه یک کسی را کنترل کردن یک نوع تجاوز است گوش دادن به صحبتهای یک نفر یک تجاوز است نگاه کردن به چیزی که یک نفر دوست ندارد به آن نگاه کنید کیف یک نفر کتاب یک نفر این میشود تجاوز@ پرسیدن از احوال یک نفر یک تجاوز است شاید نمیخواهد اوضاعش را بدانی چی میگفت؟ چی گفت؟ کی بود؟ کی نبود؟ اینها تجاوز میشود. علاقه به دانستن اسرار مردم همین که انسان دوست داشته باشد اسرار مردم را بداند این آدم متجاوز است@ یک آدمی هست که ظالم است. بغی دارد. جالب بودن سرنوشت دیگران وضعیت زندگی دیگران برای انسان یک نوع تجاوزگری هست. یک نوع بغی است. اینها یک نوع تجاوز تجاوزهای عملی هم که زیاد داریم@ تجاوز نسبت به مال مردم احوال مردم موقعیت مردم آبروی مردم اینها همه میشود بغی میفرماید که شیطان این را القا میکند القوا بینهم الحسد و البغی@ حالا مسئله چیست؟ فانهما یعدلان عند الله الشرک این دوتا در نزد خدا شیطان ببینید چقدر ریاضیاتش دقیق است ما اینطور نیستیم ما خیلی سادهایم نرفتیم ریاضیات را یاد بگیریم شیطان میداند و ما نمیدانیم@ این خیلی ننگ است برای ما که شیطان اندازه گناهان و نوع تأثیرپذیری هر زخمی را که ایجاد میکند هر نیزهای را که ایجاد میکند میداند که به چه کسی باید چه چیزی بزند و یک زخم یک حمله چه نوع زخمهایی را در شخص ایجاد میکند و ما نمیدانیم اینها را@ ما اگر یک موقع از دستمان خدای نکرده زنایی از ما سر بزند ممکن خیلی خودمان را بیآبرویی ببینیم و یک کس دیگر را که بیآبرویی هم هست اما وقتی که عذر یک نفر را نپذیریم@ به قول پیغمبر حتی اگر بدانیم دروغ میگوید آمده معذرتخواهی کرده و به دروغ هم دارد معذرتخواهی میکند میگوید به رُخش نیار به رویش نیار قبول کن بگذار شر کنده بشود مچ نگیر@ اگر عذر کسی را نمیتوانید بپذیرید پیامبر فرمود من این شخص را دیگر شفاعت نمیکنم حالا شما فکر کن همین صفت عذرپذیری اگر باشد اکثر دعواها درگیریها حسادتها طلاقها اختلافات خانوادگی همه از بین میرود@ ولی ما نه. ما اصرار داریم که دستهای دیگران را رو بکنیم آبروی دیگران را ببریم حتی اگر یکی کسی میخواهد چیزی نفهمد هی سرک میکشیم در یک سوراخی که بفهمیم بالاخره@ دنبالش هستیم که سر دربیاوریم از این بپرس از آن بپرس این را امتحان کن آن را امتحان کن نقشه بگذار تله بگذار برای اینکه بتوانی دست یک نفر را رو بکنی شما از این وحشیتر سراغ دارید آدمی از این وحشیتر@ گاهی اوقات پدر مادرها نهایت این وحشیگری را در حق بچههایشان میکنند فضولی میکنند در کار بچهها اسرار بچهها دوستان نسبت به همدیگر همسران نسبت به همدیگر این خیلی وحشیگری هست@ او میگوید اگر میدانی دارد دروغ میگوید عذرش را بپذیر و الا من شفاعت نمیکنم خیلی این گناه معلوم است گناه خطرناکی هست که میگوید من شفاعت نمیکنم@ چون میگوید من شفاعتم را گذاشتم برای گناهان کبیره امتم در روز قیامت بعد میفرماید من روز قیامت این را شفاعت نمیکنم یعنی این از کبیره بالاتر است یک چیز دیگری هست که اصلا قابل شفاعت نیست@ سبک شمردن نماز عذرنپذیر بودن اینها خیلی خطرناک است پس وقتی حضرت میفرماید که لا تجعلوا للشیطان علی انفسکم سبیلا راهی قرار ندهید که شیطان بر شما سوار بشود انسان باید حملهها را بشناسد اندازهها و حدود دستش باشد بعد وقتی به او حمله کرد بفهمد که چه چیزی دارد بر سرش میاید با آن مقابله کند@ ما خیلی وقتها نه تنها مقابله نمیکنیم بلکه اجازه میدهیم این نیزه را خیلی راحت فرو کند در قلب ما در مغز ما عاشقانه اجازه میدهیم حریصانه اجازه میدهیم که اینکار را با ما بکند@ گاهی اوقات یواش یواش با او دوست میشویم و کاملا خودمان را تسلیمش میکنیم میسپاریم به او به عنوان یک عبد در اختیارش قرار میگیریم و میگذاریم که هر کاری که دلش میخواهد با ما انجام بدهد.@ من چندتا نمونه را خدمت عزیزان عرض کنم ان الشیطان یدیر ابن آدم فی کل شیء فاذا اعیاه جسم له عند المال فأخذ برغبته@ این یک نمونه دقت کنید اندازهها میخواهم فقط دستتان باشد ببینید چه اتفاقی میافتد میفرمود شیطان آدم را همه جا میچرخاند یعنی ضربههای مختلف به آن میزند وقتی که خستهاش کرد یک نفر را کجا میتواند یقهاش را بگیرد؟@ میفرماید جَسَمَ حمله میکند گردنش را میگیرد یعنی میزندش زمین کارش را تمام میکند@ فاذا اعیاه هر وقت خستهاش کرد جسم له عند المال نزد مال موقعی که پای پول وسط میاد پای پول پای ارث موارد اینطوری من آدمهای بزرگی را دیدم در زندگی خودم آدمهای خیلی بزرگی را دیدم که خیلی توانستند خودشان را نگه دارند قوی بودند@ وقتی که مسئله مسئله پول شده مسئله سهم پدر مادر و ارث و مال این چیزها شده مسئله سکه و ارز دلار و زمین این چیزهایی که الان هست آنجا واقعا زمین خوردند پول@ یکی از دوستان حرف قشنگی میزد میگفت هر که از پول بگذرد خندان شود کار راحتی نیست از مال گذشتن@ لذا شما ببینید قرآن چقدر دقیق دارد میگوید این را میفرماید جهاد با مال و جان از جان سختتر است گاوهی وقتها جهاد مالی از جهاد جانی سختتر است@ حرام خوریها تجاوزها گران فروشیها کم فروشیها خیانتها جابهجایی پول شما نگاه کنید در یک اجتماع انسان میتواند تشخیص بدهد چقدر درگیریها درگیریهای مالی هست کلاهبرداریها سر پول@ یعنی انسان اگر به خدا ایمان داشته باشد توکل به خدا داشته باشد به رزق خدا اعتماد بکند حرص نزند باور کند که و الله خیر الرازقین خدا بهترین روزی رسان هست آشغالخور دیگر نمیشویم.@ وقتی که انسان روزی حلال و پاک دارد برای چه برود زباله و آشغال بخورد برای چه برود آتش جهنم بخورد@ یک کسی که به فکرش میافتد که در مال تجاوز بکند به کسی دزدی به سرش میزند اختلاس به سرش میزند گران فروشی و کم فروشی میاید سراغش@ ما آدمهایی داریم خیلی آدمهای خوب همه طور خوب وقتی میخواهند خمسشان را بدهند سال خمسیشان میخواهند حساب بکنند وقتی نوبت زکاتشان میرسد اصلا غصه میگیرندشان اضطراب میاید سراغشان همان یخوف و یحزنوا@ هم شیطان ترس میاندازد در وجودشان هم غصه میاندازد اصلا نمیتواند حساب بکند اصلا پول نمیتواند حساب بکند خمسش را بدهد چقدر ما متدینهایی داریم که خمس به آنها تعلق میگیرد سال خمسی ندارند یا اگر هم داشته باشند نمیدهند@ میترسند خیلی عجیب است میترسد خدا به او میگوید ببین هستیات را من به تو دادم به تو اعطا کردم وجودت را قوایت را من دادم به تو پول هم من دادم به تو و مما رزقناهم خودم روزیت کردم@ اینها را کار و سلامتی و هوش همه چیز را برای اینکه پول در بیاوری خودم دادم به تو زمینهها و موانع را من برطرف کردم این رزق را دادم به تو حالا میخواهد از ما امتحان بگیرد همان بحث محکم و متشابه که عرض کردم محکمات چیست؟@ محکمات اینکه خداوند تبارک و تعالی همه اینها را او به ما داده پولم پول اوست جان من هم او داده هستی من مال اوست وجود من مال اوست متشابه چیست؟@ متشابه این است که حالا از این پولی که به تو دادم یک مقدارش را به خودم بده خدا میگوید به من قرض بده به خودم هم بده به من خدا من داریم دریافت میکنم@ بشر میترسد بشر اعتماد به خدا ندارد تجاوز هر گونهاش ناشی از نشناختن خدا بیاعتمادی به خدا توکل نداشتن فضولی کردن سرک کشیدن@ هر طوری حسادت، حسادت اوج بیباوری به خداست اوج خدانشناسی یک نفر هست اگر کسی افتاد به حسادت یعنی اصلا این آدم پناهگاه ندارد این آدم بدبختترین آدم است@ در روایت داریم شبیهترین انسانها به مظلوم ظالمترین کسی که شبیه مظلوم است کیست حسود است یعنی حسود شخصیتا احساس بیپناهی احساس بدبختی احساس اینکه حقم دارد خورده میشود احساس اینکه مورد بیمهری قرار گرفتم مورد بیمحلی قرار گرفتم میکند@ در حالی که تمام این حسها دروغ است حسود به شدت پشتیبانی خدا را انکار میکند وجود خدا پشتیبانی خانواده آسمانیش را انکار میکند در عمل باور ندارد لذا میترسد@ مثل بچهای که هر چی پدرش میگوید من اینجا هستم مادرش میگوید من اینجا هستم نترس ما اینجاییم این هنوز از ترس میمیرد از شدت ترس با اینکه پدر مادرش همه پیشتبانهایش همراهش هستند نمیتواند میمیرد آخرش@ حسود اینگونه هست به محض اینکه وجود یک نفر انسان را آزار داد بداند افتاده است در جهنم چون وقتی دارد آزار میدهد گفتیم قبر ما چیست؟ نفس ماست دیگر نفس ما قبر ما و قبر ما نفس ماست@ شما اگر دارد یک چیزی آزارت میدهد که نباید آزارت بدهد در ریاضیات خدا پس در جهنم افتادی یعنی حق نیست این آزار یک موقع هست میگویی من نگران مردم مظلوم مثلا یک جا زلزله آمده غصه دارم میخورم این حق است غصه خوردنش@ این غصه آدم را شاد میکند قوی میکند غصه برای ظلمی که به کسی میشود غصه برای فسادی که هست غصه برای گرسنگی و تشنگی دیگران غصه برای بدیهایی که در جامعه هست اینها شاد میکند قوی میکند یک آدمی که برای اینها غصه میخورد پیش خدا خیلی زیاد میشود@ اما غصه عصبانیت ناراحتی دلشوره از چیزی که حق نیست وقتی میاید در نفس یعنی جهنم آمده در نفس پس دقت کنیم هر وقت میخواهید زود از حمله شیطان نجات پیدا کنید یک موقعی هست انسان غفلت میکند ما که معصوم نیستیم قطعا شیطان در ما اثر میگذارد.@ حالا الان حمله کرده به ما من یک چیزی دارد نگرانم میکند یک چیزی دارد ناراحتم میکند یک چیزی ذهنم را دارد مشغول میکند یک چیزی میترساند من را اضطراب در من ایجاد میکند.@ اول یک لحظه ترمز را بکش فکر کن این دستورالعملها را دقت کنید یک لحظه فکر کن ببین الان من برای چی ناراحتم من الان دارم برای چی غصه میخورم این غصه من برای چیست این ناراحتی من برای چیست@ اگر این را خوب انسان به آن توجه بکند بعد ببردش در مقیاس الهی ارزیابی بکند ببیند این حق است یا باطل من الان باید اضطراب داشته باشم من الان باید برنجم یا نه الان باید بترسم یا نباید بترسم@ اگر دیدی که نباید بترسی پس بدان که دچار جهنم شدی زود بکش بیرون خودت را از جهنم زود فرار کن از آن صحنه زود بده بیرون استفراغ کن بریزش بیرون اصلا نگه ندار@ یک مؤمن حقیقی اصلا داستان عبودیت داستان فرار انسان از دو چیز است غصه و ترس ناآرامی موفقترین افراد در هدف زندگیشان در انسانیت در بخش جاودانگی شادترین انسانها و آرامترین انسانهاست@ باز دقت کنید موفقترین انسانها موفقیت در بخشهای پایینی توفیق محسوب نمیشود موفقیت زمانی یک کسی موفق به معنای حقیقی است که بلندای ابدیت به جاودانگی این توفیق را به دست آورده باشد@ یعنی این شخص به محض اینکه سوت پایان را میزنند اصلا دیگر اضطراب ندارد این شوق دارد زودتر به خانواده آسمانیش ملحق بشود و تازه زندگیش را آنجا شروع بکند این آدم با موفقیت و با پیروزی یک میدان را پشت سر گذاشته@ یک میدان بزرگ را بعدش هم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون دیگر واقعا تحقق دارد چون بعدش دیگر اصلا خبری نیست همهاش بهشت است@ ما هیچ کاری در این دنیا جز اینکه بتوانیم در مقابل این حملهها مقاومت بکنیم و سطح و شادی و آرامش را بالا ببریم نداریم@ او میخواهد اضطراب ایجاد بکند و ترس ایجاد بکند غم ایجاد بکند و ما باید نترسیم و غمگین نشویم. لذا شما وقتی میگوییم زودرنجی حساسیت عصبانیت و حسادت ببینید اینها مریضیهای مادر است مریضیهای خیلی خطرناکی هست@ اینکه یک کسی کینه به دل بگیرد اهل عفو نباشد نگه دارد بخصوص بخواهد قدیمیش بکند از گذشته چیزی را نبخشیده باشد بداند گذشته اذیتش میکند این آدم خیلی بدبخت است خیلی ضعیف است@ چون شُغِل من الجنۀ و النار امامه یک کسی که بهشت و جهنم سر راهش هست اصلا وقت این حرفها را ندارد وقت ندارد با کسی درگیر بشود وقت ندارد با کسی چشم و همچشمی بکند اصلا وقت مسابقه با کسی در مسائل دنیایی ندارد@ ببین چهل سال سر اینکه من پسر دارم دختر دارم چندتا پسر دارم چندتا دختر دارم باید رقابت کنم که سطح زندگی فلانی از سطح زندگی من جلو نزند پنجاه سال عمری را که قرار است یک جاودانگی را برای خودش بسازد تلف کرده با باجناقش با جاریش با شوهرخواهرش با بردارزنش با کی، با کی، با دوستانش تلف کرده رفته پی کارش@ بعد نگاه میکنید میبینید از نظر دنیایی آدم موفقی هست خیلی چیزها دارد@ به قول یک عزیزی میگفت در خارج از کشور زندگی میکرد که سلام هم به او میگوییم اگر صدای ما را میشنود میگفت من یک زمانی در زندگیم نگاه کردم دیدم همه ترینها را دارم@ یعنی هر کسی که دهانش آب میافتد برای یک چیزی من بالاترش را دارم بهترین بالاترین قشنگترین بیشترین هر چه ترین هست را من دارم ولی خودم را ندارم بعد گفت از خودم سؤال کردم خوب حالا که چی من همه ترینها را هم دارم بعدش که چی؟@ به نظر من یک مقداری فکر از هفتاد سال عبادت بهتر است همین است یک موقعی دیدم من از همه جلو زدم یعنی هیچکدام از مسائل دنیایی نیست که من جلوتر از بقیه نباشم@ ولی بعدا گفتم خوب حالا چی که چی الان جلو زدم بعدش چی حالا من چه کارم بعد دیدم من تازه اول راهم باید اینها را بگذارم کنار این خیلی مهم است@ حالا انسان از اول فکر بکند اینها را که من برای چی مسابقه بدهم برای چی رقابت بکنم حالا بعضیها هم واقعا رقابت هم نمیکنند مسابقه هم نمیگذارند داده به او خدا شرایطش اینگونه بوده ایجاد شده@ ولی چه خدا بده خدا داده نباید انسان فریبش را بخورد بهترین شوهر بهترین زن بهترین شغل بهترین موقعیت بهترین مقام حالا داده آدم نباید گول اینها را بخورد@ یا نه بعضیها تلاش میکنند که خودشان را برسانند به اینجا این دیگر خیلی مسخره هست شما وقتی که تلاش میکنید به ترینها برسید در واقع دارید تلاش میکنید که به پایینترین درجه برسید@ هر چه موفقتر عقب افتادهتر و عقب ماندهتر حالا بگوییم چی یعنی بگوییم ما دنیای خوبی نداشته باشیم پولدار نباشیم جمع مال نکنیم نه@ اگر از فوق عقل انسان شخصیتش حرکت بکند بیاید سراغ علم هر چه علم بیشتری یاد میگیرد فوق عقل بیشتر تقویت میشود چون به حکم فوق عقل میرود دانشگاه و به حکم فوق عقل در حوزه درس میخواند@ اگر میخواهد سراغ مقام برود برای خدا میرود سراغ مقام لذا آن مقام هم عزت دارد برایش اگر با خدا و به امر خدا سراغ پول و زیبایی و تجملات میرود ولی اگر نه هی دارد سهم منت حقیقیاش کم میشود از خدا انسش کمتر میشود و انسش به این چهارتا دارد بیشتر میشود غریبهتر میشود با آسمان معلوم است که اشتباه دارد میرود.@ اگر این داراییهای این چینینی انسان را به حق تعالی دارد نزدیک میکند خوش بحال یک نفر، ولی اگر دارد ما غافل میکند باز یک ملاک دیگر بگویم.@ هر چقدر این داراییها اضافه شد به سطح شادی و آرامش شما اگر اضافه کرد معلوم هست الهی است اما اگر به سطح اضطراب حسادت زودرنجی عصبانیت دلخور شدن غصبه چشم و همچشمی ناآرامی اضافه دارد میکند معلوم است شیطانی هست یعنی کوفت زهر بدردت نمیخورد@ برای تو تناسب ندارد با دیگران هم اصلا کاری نداشته باش ما اصلا فضول کار دیگران نباید باشیم.@ ممکن یک نفر این چیزها اصلا برایش ضرر نداشته باشد ولی برای من ضرر دارد من نباید دنبالش بروم@ پس لا تجعلوا علی انفسکم للشیطان سبیلا یعنی اینکه حملهها را خوب بشناسیم بدانیم کجا شیطان زده شدیم کجا مورد حمله قرار گرفتیم کجا راست است کجا چپ است کجا جلو است کجا عقب است که حالا اینها را بیشتر در جلسه بعد توضیح خواهیم داد@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@