جلسه 033 - غفلت
شماره جلسه
33
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
10
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 033 - غفلت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی لله علی محمدوآله الطاهرین ولعنت الله علی اعداهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین

سلام وصلوات ودرود ورحمت وبرکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

جلسه گذشته بحث ما درباره غفلت رسید به دو فرمایش از وجود مقدس امیرالمومنین علی (ع) که فرمودند: کفی بالرجل غفلته عن یضیع العمره فی ما لاینجی و کفی بالمرع غفلته عن یضیع العمره فی ما لا یعنی. برای غفلت یک انسان همین بس که عمر خود را در چیزی که او را نجات نمیدهد ضایع کند و همچنین برای غفلت یک شخص همین بس که عمرش را در چیزی که مقصود زندگی او نیست ضایع کند. چون انسان شئون مختلف گیاهی جمادی حیوانی عقلیو فوق عقلیدارد الاه ها و معشوق های پنجگانه هم دارد. یعنی هم معشوق های جمادی هم معشوق های گیاهی هم معشوق های حیوانیهم معشوق های عقلانی و هم معشوق های فوق عقلانی. چون انسان اساسا باطنش همان بخش فوق عقلانی او هست یعنی آن بخشی که اله آن الله است . ما از پنج بخش وجودیمان یک بخشش الاهش الله است . همان بخش فوق عقلانی ما است که می گوییم لا اله الا الله ولی برای عقل ما الاهش دیگر الله نیست معقولات و علم و مطالعه و کارها و کشف های علمی و اختراع و غیره است. و بخش های حیوانی گیاهی جمادی ما هم معشوق های خودش را دارد . انسان زمانی باطن انسانی پیدا میکند که به همین شکل معشوق های خودش را چیده باشد. یعنی در دلش اول معشوق های فوق عقلانی حرف آخر را بزند. حاکمیت چهار بخش پایینی با معشوق های فوق عقلانی باشد. یعنی عقل بخش حیوانی و جمادی تحت حاکمیت بخش الهی زندگی بکند. اما اگربخش های دیگر از بخش الهی جلو زد باطن انسان به فسق به حیوانیت کشیده میشود. هنر یک انسان و واجب ترین کار یک انسان این است که بتواند تعادلش را در کره زمین حفظ بکند. یعنی ما بر روی زمین کاری مهمتر از این نداریم که از دل خود مراقبت بکنیم که مبادا در دل ما معشوق های عقلی حیوانی گیاهی یا جمادی نعوذبالله به معشوق و الاه اصلی ما غلبه کند. چون ما یک عمر شعار لا اله الا الله دادیم .اشهد ان لا اله الا الله . وقتی شهدت میدهیم که اللهی جزء اله ندارم اگر یکی از این چهار معشوق غلبه کند بر دل انسان و تمام ذهن و عمر انسان را مشغول کند در واقع انسان دروغ میگوید. اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له یعنی هیچ کدام از این چهار بخش و معشوق های پایینی شریک در حاکمیت بر دل من نیستند. دل من فقط یک حریف یک معشوق یک سلطان دارد و آن الله است . محبوب های آن نیز غیر الله نیست. در زیارت آل یاسین میخوانیم لا حبیب الا هو واهله .برای همین هم قران با این چینش ریاضی باطن حقیقی انسان را تعریف میکند. قل ان کان آبا ءوکم و ابنا ءو کم و اخوانکم و ازواجکم و عشیرتکم و اموالکم و تجاره التخشوانها و مساکن الترضواها احب الیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیل الله .اگر در دل شما کمالات گیاهی و حیوانی محبوب تر از الله اهل بیت و جهاد هستند تا آخر میشود والله لا یهدی ا لقوم الفاسقین . یعنی شما دیگر تعادل انسانی ندارید. فاسق یعنی شی ء غیر طبیعی یعنی باطن طبیعی نیست . طبیعت انسان فطرت و باطن حرکت انسان لا اله الا الله است. زمانی حرکت انسان یک حرکت صحیح و طبیعی است به سمت برزخ که با عشق به الله و اهل بیت و جهاد همراه باشد. وقتی انسان تلاش میکند در دلش مهندسی عشق بکند دل او سرشار از آرامش و بهجت میشود.ما غصه ها فشار ها بیماری ها دعواها طلاق ها احساس پوچی ها احساس تاریکی ها زمانی سراغ ما می آ ید که نظم عشقی در دل ما بهم بخورد .تا این نظم بهم بخورد تعادل ما بهم میخورد .حضرت علی (ع) می فرماید المومن بشاش حشوم بسام و دائم اانشاط این کسی ست که میتواند تعادل را در دل خود حفظ کند.به تعبیر علی (ع) همیشه نشاط دارد .شخص مومن در حال طبیعی همیشه سه معشوق در راس معشوق هایش وجود دارد .این چیزی ست که ما برایش آفریده شده ایم .یعنی اگر برای غیر از این تلاش شود منجر به شکست میباشد . به هر موفقیت علمی وهمی حیوانی گیاهی یا جمادی برسد شکست خورده است واین توفیق نمی باشد . هر چقدر شخص به ظاهر توفیق بیشتری داشته باشد در مبنای دنیا شناسی و بیشتر دنیا داری بکند این شخص جهنم عمیق تر و طولانی تری دارد . فقط یک گروه نجات پیدا میکنند الا الذین آمنوا با همین خصوصیت مهندسی عشق . لذا ما بر روی زمین کاری مهم تر از مراقبت از دل نداریم . ومتاسفانه شیطان دائما به ما پیشنهاد های مختلف میدهد .یا پیشنهاد های حرام یا مثبت یا مذهبی. ولی همین پیشنهاد مذهبی هم اجازه مهندسی دل به ما نمی دهد.یعنی در همان کار مقدس برای ما جهنم میسازد. همان هیئتی بودن طلبه بودن بسیجی بودن استاد بودن برای ما جهنم میسازد. و معشوق ما بالا خره الله نیست .اهل بیت نیستند و جهاد در راه خدا هم نیستند . پس دقت کنیم که غفلت یعنی کسی مراقب دل خود نباشد .وای آن کس که از دل خویش غافل است . کسی که از دلش مراقبت نداشته باشد انجام کار خوب یا بد فرقی ندارد . ممکن است کسی یک عمر به دیگران خدمت کند ام گفتیم که خدمت به هم کمال انسانی نیست چون خیلی دقیق تر در حیوانات هم وجود دارد.چون حیوانات هم اهل کمال هستند. آنها هم به بهشت میروند.آنها همک عبادت دارند .کلم قد علم الصلاه وتسبیح . یعنی صلاهوتسبیح آگاهانه دارند وآنهایی حیوانات را نمیشناسند فکر می کنند کارهای حیوانات همه غریزی ست .حیوانات شعور دارند فکر میکنند عبادت آگاهانه دارند . شیطان ما را در همین حد نگه میدارد. برای انسان این مهم است که بتواند در حرکت به سمت الله . الله و اهل بیت و جهاد را بر دلش حاکم کند . شیبطان به شخص مذهبی از راه مثبت وارد میشود .حمله سمت راست شیطان که قران می فرماید وان ایمانهم . سمت راست یعنی نقاط قوت شخص هست مانند کارهای خیر . و ما را مشغول کارهای در صورت معنوی و مذهبی میکند اما نهایت معشوق شخص چیز دیگری ست . الله و اهل بیت نیستند. همین امر باعث شده که بیش از هزار سال است با وجود داشتن افرادی مومن و مذهبی چون دچار فسق در دل هستند هزار و صد و هفتاد سال است که امام زمان تنهاست. و غریب . تا وقتی که مهندسی عشق در انسان صورت نگرفته است امام زمان در غربت به سر میبرد. امام یک جامعه وقتی آواره وتنها شد جامعه بی قیمت میشود. اما اگر مهندسی عشق صورت گرفت دیگر امام زمان غریب نیست .در آوارگی و تنهایی به سر نمی برد. موانع ظهور برطرف میشود . مردم بیش از هزلر سال است که مسجد و حسینیه میسازند و عبادت میکنند و غیره ولی امام زمان همچنان در بین همین مردم آواره طرد شده وتنهاست. ما در دل خو د از فسق دست برنداریم امام زمان آواره تنها و غریب است. صرف اینکه ما کار مثبت و مذهبی انجام میدهیم کافی نیست مهم این است که تو در لشگر امام زمان هستی یا نه؟ در خیمه گاه او هستی یا نه؟این مهم است. الان خاصیتی برای لشگر او داری یا نه؟ اگر بیرو ن باشی شبیه کسانی میشوی که در لشگر امام حسیبن (ع) نبودند ولی مشغول کار مذهبی بودند .در لشگر عمر سعد کسانی بودند که اهل نماز و روزه بودند تا بیرو ن از کربلا همه مشغول کارهی دینی و دنیایی بودند ولی نماینده خدا بر روی زمین غریب و تنها بود. حجت الله آواره وتنهاست. او هل من ناصر ینصرنی سر میدهد ولی کسی توجه نمیکند .حجت الله سر بریده میشود ولی همه مشغول عبادتند. حجت الله مجبور میشود اعمال حج را نیمه کاره رها کند وهزاران نفر در مکه هستند مشغول عبادت ولی کسی حاضر به یاری رساندن به امام حسین (ع) نمیشود. مشغول کعبه هستند و امام تنها و آواره ست. الان هم اتفاق افتاده.یعنی ماجرای غربت در مورد امام زمان (ع) هم اتفاق افتاده است. چون ما دائما برای خود مشغولیات و ضروریات و وظیفه تراشیده ایم ولی به وظیفه ی اصلی خود را فراموش کردیم . وظیفه ما مراقبت از دل است . یعنی کنترل معشوق ها . شیطان به هزاران کار خیر پیشنهاد میدهد تا ما مراقب دل نباشیم .حتی با حفظ قران. مدتی انسان را با حفظ قران مشغول میکند .نهایتا سی جزء حفظ میشود ولی به دلش نگاه بکنی میبینی او مهندسی عشق ندارد. اگر ما مشغول کارهای مذهبی بسیج هیئت و غیره شدیم باید مراقب فربه های شیطان باشیم . دچار غفلت نشویم . و از ل خود غافل نشویم. علامت چینش درست این است که همیشه انسان شاد و آرام است .غضبناک نیست اهل دعوا و زود رنجی نیست. با اخلاق است. در کل انبساط دارد . چون آرامش دارد و معشوقش در کنارش است داعما در نشاط به سر میبرد. حضرت زینب (س) در اوج مصیبت شادی و نشاط را دارند .ما رایت الا جمیلا. پس ما باید هواسمان به قلبمان باشد خواسته قران این است .یوم لا ینفع مال ولا بنون الا من اعطی الله بقلب السلیم . فقط قلب سلیم برای آخرت لازم است. امام صاق (ع) فرمود الذی یلقا ربه ولیس فیه احد سوا. قلب سلیم قلبی ست که وقتی به ملاقات خدا میرود جز خدا و الله درش چیزی نباشد.در روایت دیگر آمده دین بلا شک و هوا و عمل بلا صبعته وریا . دینی که در آن شک و هو و تردید نباشد ودر عملش نیز ریا وحقه بازی نباشد میشود دین سالم. این مهمترین چیزی ست که ما در دنیا باید تحصیل کنیم .اما متاسفانه وقت ما صرف چیزهای دیگر میشود. و قلب را مشغول میکند وما از آرامش و نشاط ایمانی غافل میشویم. شیطان دائما به کسانی که اهل صور مقدس نیستند صورتهای مقدس نشان میدهد.کارهایی که صورتا عبادیست. شخص ظاهرا مشغول یک کار مذهبی و مقدس میشود ولی اساسا از دل خود غافل است. مذهبی هست ولی مراقبت از دل ندارد .این شخص نه با پدر و مادر نه با همسر و فرزند نه با اجتماع نه با ولی خود نمیتواند ارتباط برقرار کند. این شخص دارای شهوات مذهبی ست. به پیشنهد شیطان عمل میکند.در جامعه ما این چیزها پسندیده محسوب میشود اما در واقع بی محتواست. شخص به صورت جدی به دنبال خودسازی نمی رود پس ما کاری مهمتر از خودسازی نداریم.وقتی قرار است قلب آسیب ببیند کار مقدس با گناه تفاوتی ندارد.یعنی فحشاء یک کار مقدس خیلی بدتر از فحشاء ظاهری ست بر قلب.یعنی اثر کار مقدس بروی دل وحشتناک است اگر برای خدا انجام نشود.اگر یک کا مقدس باعث غفلت شود خیلی خطرناک است زیرا این کار حجاب نورانی را باعث میشود.در کار حرام انسان زود متوجه شده و توبه میکند. کسی چهل سال است کار مقدس شیطانی میکند ولی منت آن را بر سر خدا میگذارد.ولی کسی که چهل سال مرتکب گناه باشد انکسار دارد و از خدا طلبی ندارد. خودش را پیش خدا بی آبرو میداند.الغفله ان یضیع عمره فی ما لا ینجی. عمرش را در چیزی ضایع میکند که نجاتش نمیدهد.خدا یک قلب سالم می خواهد این نجات دهنده است.در حرکت جنینی آن چیزی که در دنیا ینجی هست بدن سالم است. در حرکت از رحم مادر به دنیا بدن سالم و در حرکت از رحم دنیا به آخرت هم روح سالم نیاز است. ما هیچ کاری بزرگتر از مراقبت از روح نداریم . لذا کسی خیلی مراقب روحش است ولی موفقیت های اجتماعی ندارد . مشهور و ثروتمند نیست. ولی کسی هست که صورت مقدس دارد و مشهور و معروف است ولی قلب سالم ندارد. ولی یک کسی در اوج قربت و بی نام و نشان یک قلب خیلی روشن دارد. روزی مرحوم سید نعمت الله جزایری به لرستان رفته بود در خانه شخصی مهمان بود در هنگام نماز متوجه نگاه خانم صاحب خانه شد .می پرسد اتفاقی افتاده؟ زن می گوید ما که نماز میخوانیم همه ی در و دیوار با ما نماز می خوانند من منتظر بودم شما هم که نماز میخوانید صدای ذکر در و دیوار را بشنوم. ولی خبری نبود .سید گفت اینجا جایی ست که من باید بمانم تا نماز خواندن را یاد بگیرم. یک زن بیسواد ساده ولی دارای قلبی بزرگ.روشنایی اخلاق ارتباط گرما . ما در طول هفته باید خود را ارزیابی کنیم. امام فرمود از ما نیست کسی که خودش را محاسبه نمیکند. لیس منا من لم یحاسب نفسه فی کل یوم.امام کاظم (ع) فرمود هفته ای یکبار خود را محاسبه کنیم.یک جدول برای خود تهیه کنیم. به این صورت ما سنجیده میشویم.چون خیلی از برنامه های ما حتی برنامه های مهم مانند درس دانشگاه بسیج و غیره هم فایده ای ندارد.ما باید به اهم توجه کنیم .حدیث داریم اگر کسی کارهای مهم را هم کنترل نکند از اهم غافل میشود. اهم این است که آدم سالمی باشی. تو آدم خوش اخلاقی باشی .باید بین برنامه های مهم هم آنهایی که ضروری نیست حذف کنید.بعضی وقت ها منم منم کردن ها باعث بدبختی ست. امام خمینی در ماه رجب و شعبان برنامه هایش کم میشد و در ماه رمضان برنامه هایش کنار گذاشته میشد و ایشان مشغول خود سازی میشدند. در پاریس در اوج بهبوهه انقلاب عده ای در روز جمعه خبرنگاران برای محاصبه پیش ایشان رفته بودند ایشان گفت من امروز باید به اعمال مخصوص این روز برسم .بر پیغمبر نماز شب واجب است .ولی ما تا جایی مشغول میشویم نماز جماعت اجتماعات این چنینی نماز جمعه قرائت قران و غیره حذف میشوند.قران میفرماید بر شخص واجب است روزی پنجاه آیه قران بخواند. اما ما به بهانه کار نمیخوانیم د ر حالی که فقط پانزده دقیقه وقت ما را میگیرد.آیا ما حداقل واجبات را در روز انجام میدهیم؟ مثل خواندن دعای روز.ما باید حداقل در روز پنجاه آیه بخوانیم و حداقل بر دو آیه آن تدبر کنیم.وقتی از ما نمیگیرد.بعضی از اعمال از ما وقت زیادی نمیگیرد اما انجام آنها تاثیری مثبتی دارد.پیامبر روزی هفتاد مرتبه استغفار میکردند ایشان که پاک ترین انسان ها هستند.آیا ما از ایشان خود را پاکتر میدانیم.یعنی اگر کسی استغفار در برنامه اش نباشد نجس است .یعنی شب با آلودگی به رختخواب میرود.مثل بدنی که چند وقت حمام نرود.استغفار جزء واجبات ضروری حیات معنوی انسان است.استغفار به مثابه ی حمام روح است.هدف ما از خلقت چیست؟ این است که فقط مشغول همسر و فرزند و امور دنیایی شویم . ما دائما جدول برنامه ریزی باید جلوی چشممان باشد.و دائما تجدید نظر داشته باشیم. یک سلسله برنامه مباح هم داریم که در صورت مزاحمت باید حذف شوند.مانند زبان خواندن برای خیلی ها غیر ضروری ست .امروزه مهمتر از یادگیری قران یاد گیری زبان است.آیا این واجب است؟برای مثال امروزه بعضی طلبه ها بجای زبان عربی به فراگیری زبان های دیگر میپردازند این در حالی ست که زبان عربی برای درس او واجب است.صرف و نحو معانی لغت و غیره که برای ادعیه و تفسیر قران لازم است .مکالمه عربی بلد هستی برای تبلیغ ؟ ما به هر پیزی که رنگ دنیا دارد وابستگی بیشتری داریم. و بالعکس به اموری که رنگ دین و آخرت دارد رغبت ما به آن کم است.بر مسلمان سه علم واجب است احکام اخلاقیات شریعت طریقت و حقیقت معرف اسلامی. اما ما فرصت نداریم برای انجام این کارها .پس عمر ما صرف چی میشود.تمام عمر ما صرف از این شاخه به آن شاخه پریدن شده است.روز قیامت پنجاه سوال اساسی از ما میپرسند آیا این پنجاه سوال در جدول برنامه ی ما است؟و قیامت نه قیامت کبری همین شب اول قبر/من مات فقط قامت قیامته از زمان مردن شروع میشود .آیا میتوانم به سوالات پاسخ دهم ؟جایی هست من این سوال ها را یاد بگیرم؟بیشتر برنامه های من فقط به درد اجتماع میخورد اما به من در آرامش قلب و مهندسی عشق کمکی نمیکند.آیا منم شخصیت شناسی کرده اکم یا نه ؟ این امر ردا تبدیل به شهوت نشود؟باید ببینیم چه چیزی برای ما ضرورت دارد؟ خودسازی ضروری ست.استاد داشتن خلوت داشتن انس با قران انس با خدا نماز شب ارتباط با اهل بیت اینها برای من ضرورت دارد. حیات دل من به این چیزها بستگی دارد.مرحوم آیت الله نجفی هروز سحر گاه به زیرت حضرت معصومه (س) میرفتند.تنها و در آ؛ن شرایط سخت. ایشان عاشق واقعی بودند.چرا آنها اینقدر احساس نیاز به دعا و ذکر و نماز شب دارند اما نه؟این چه دلی ست که به الله به اهل بیت به آسمان شوق ندارد.چرا به عن الله علیهم رغبت نداریم در حالی که در نماز بارها گفتیمک اهد الصراط المستیم .چرا به سبک زندگی آنها عشق نمیورزیم؟ را سبک زندگی ما بر اساس آنها نستند؟شخص به ظاهر مذهبی ست اما بت و سبک زندگی او غربی ست..و الگوها و معشوق هایش را نیز از شبکه های اجتماعی و اینترنت میگیرد.آیا میتوانی به جای تلفن هوشمن یک تلفن ساده دست بگیری؟ این امکان وجود دارد؟البته بعضی افراد هم با حضور در این شبکه ها ثواب جهاد میبرند زیرا روشنگری و دفاع از دین میکنند. نه این تمام وقت به گپ و گفتگوی شخصی بپردازد.پس ما باید مشغله های باطل و عمر تلف کن را حذف کنیم.کارهای مهم اما مزاحم را حذف کنیم . فقط ضروریات بعد وقت گذاشتن روی دل و خودسازی. امام امت میفرماید: اگر انسان با یک اخلاق بد به برزخ رود چند قرن آخرتی باید در جهنم بماند.اگر ما دچار سرطان بشویم به دنبال درمان میرویم اما به دنبال درمان دل خود نمیرویم .اما مار و عقرب های دل را نمیکشیم وبا اینها وارد قلب میشویم.با گرفتاریهای خود کنار آمدیم ومبارزه نمیکنیم و عاشقانه با این اژدها ها و مار ها و عقرب ها زندگی میکنیم.اینها همه تسهیلات نفس است.خود سازی بر حفظ قران ارجحیت دارد. شخص حافظ قران است اما بد اخلاق است.چه ضرورتی دارد من مدتها ذهن خود برای حفظ قران صرف کنم در حالی که دینم به خطر افتاده.نبی اکرم (ص) میفرمایند : کسانی که به همسرانشان توهین میکنند و بد اخلاقی میکنند و بعد توقع روابط جنسی از هم دارند اینها انسانهای بی شرم بی حیایی هستند.در مورد کسانی که خشن هستند و دست بزن دارند فرمود لن یضرب خیارکم .لن نفی ابد است. هرگز امکان ندارد افراد خوب خشونت داشته باشند.لیس اولئک خیارکم نیکان شما بد اخلاق نیستند.نبی اکرم (ص) میفرمایند : در شگفتم از مردی که همسر خویش را میزند در حالی که خود به زدن سزاوارتر است.سفرش مرا درباره زنان پاس بدارید تا سختی حسابرسی رهایی یابید. هر که سفارش مرا پاس ندارد چه سخت است وضع او در پیشگاه خداوند.بد اخلاقی چه برای مرد چه برای زن جهنم می آورد. آدم زودرنج بداخلاق پرخاشگرو غیره در کنار چنین انسان بد اخلاقی چیچ کس در آرامش نیست.مومن تعریف شده است یعنی کسی که در کنا او آرامش و احساس امنیت دارند و در کنارش بودن لذت بخش است.پیامبر فرمود نیکو ترین شما خیرکم لاهله کسی که برای خانواده اش بهترین است.و فرمود بهترین شما کسی ست که برای همسرش بهترین باشد.پیامبر لعنت کرده کسی را همسرش از ازدواج با او پشیمان شود.ازهدالناس فی العالم اهله و جیرانه پیامبر فرمود بی رغبت ترین افراد درباره یک عالم خانواده و همسایه هایش هستند.دلیل نمیشود اگر اهل خانواده یک عالم درباره او بد گویی کنند او حتما آدم بدیست .شاید خودشان بداخلاق هستند خودسازی ندارند.بهترین شما کسیست که برای همسرش بهترین باشد نه اینکه مایع عذاب باشد. اگر اعضای خانواده ی ما در کنار ما آرامش ندارن یعنی ما فشار قبر زیادی داریم.هر فشاری به کسی می آوری معادل آن را در قبر دریافت میکنی.نفس ما قبر ماست اگر نفس ما ایجاد فشار میکند برای دیگران ایجاد فشار قبر میکند برای ما .اگر میبینیم پدر و مادر اهل خانواده دیگران از ما ناراحت هستند نشانه فشار قبر ماست نشانه گرفتاری ماست. ملعون ملعون من ضیع من یعول. پیامبر فرمود ملعون است ملعون است کسی که عیال خود را تباه کند. ضایع کند یعنی اینکه بگوید برای مثال من از این پدر از ایسن همسر خیر ندیدم.انسان باید طوری باشد که دیگران در کنارش خیر ببینند.اعضای خانواده ما امانت هستند از جانب خدا .اگر ما نتوانیم اینها را شاد نگه داریم مدیریت کنیم و دائما وقت تلف کنیم ملعون هستیم.پیامبر فرمود دور است از رحمت خدا دور است از رحمت خدا کسی که خانواده خود را ضایع کند.از کارهای دیگر کم کنیم و به اصلاح نفس بپردازیم.درس را بزار کنار ساعتش را کم کن کار را بزار کنار یه کم به خودت برس