جلسه 018 - غفلت
شماره جلسه
18
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
1
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - غفلت

موضوع بحثمان در رابطه با غفلت بود که فرمایشی از امیرالمومنین بود و چند تن دیگر از معصومین علیهم السلام عرض کردیم. قرار شد درباره نحوه استفاده از عمر یک توضیحی خدمت عزیزان تقدیم کنیم. حضرت فرمودند که این باقیمانده عمرتان را که کمی از آن مانده است را دریابید. چون این کمی که از عمر شما باقی مانده در مقابل آن بسیاری که شماها از موعظه دور بودید و تلف کردید در جدا بودن از موعظه، ناچیز است. مقداری که از ع مرتان باقی مانده در مقابل بسیاری که در دوری از موعظه تلف کردید، ناچیز است. حقیقتا هم همین طور است.

در رابطه با این قسمت که باقی مانده عمر را دریابیم یک توضیحاتی خدمتتان عرض کنیم. یک نکته این هست که عالم فیزیک یک سلسله قوانین دارد؛ یعنی عالم ماده و ملک، میلیون دانشمند در طول تاریخ دائما در حال کشف این قوانین هستند. این قوانین رو که قران ازشون تعبیر به سنت می کند، سنت ها و قوائدی که خداوند گذاشته، کار یک نفر هست کار خداوند هست و علوم هرچقدر که پیش می روند در واقع جلوه های حق تعالی را به مردم نشون می دهند. هر رشته ای از رشته های علوم در واقع ظریف کاری ها، لطف کارهای الله را به بشر نشون میدهد. در واقع هر علم در پیشرفت خودش الله رو معرفی می کند. کارها و فعل الهی و شیرین کاری ها و ظریف کاری ها و لطیف کاری های الله را نشان میدهد. در نظام متافیزیک و نظام معنوی هم، نظام ریاضی است. این را دقت کنید. قرآن اصرار دارد که ما بفهمیم که همه چیز قاعده و ریاضیات دارد « قد جعل الله لکل شی قدرا» «انا خلقنا کل شی بقدر» همه چیز قدر دارد. اندازه دارد. قدر کل شی را می گیرد. کل شیء مشمول قدر هست. مشمول اندازه است. همه چیز ریاضیات خاص خود را دارد و یکی از مسایل دقیق که ما در شهادت های خودمان می گوییم «والحساب حق» در زیارت آل یاسین هم می خوانیم، همه چیز حساب دارد. عدد اندازه و مقدار دارد. در نظام فیز یکی شما نگاه کنید بشر با کشف قوانین کارها را راحت تر می کند. مثلا الان شما می توانید 10000 جلد کتاب را در یک رم و حافظه بسیار کوچک داشته باشید در تلفن تان. این را 50 سال پیش برگردید، افسانه می دانستند. می گفتند آقا 50سال بعد یک دستگاهی می آید شما تهیه می کنید، متن 10هزار جلد کتاب در آن هست. لازم نیست بروید کتاب بخرید. همین هست. می توانید بخوانید. سیستم مطالعاتش بهتر از مطالعات دستی هم هست. انتخاب موضوع دارد، جستجوی لفظی دارد، قابل چاپ کردن است، قابل انتقال است. بعد شما می توانید آن 10000 کتاب را در چند ثانیه به یک نفر دیگر منتقل کنید. شما دستگاه را می گیرید یا از طریق بلوتوث یا ازطریق.... یا از طریق نرم افزارهای دیگر به دستگاه یک نفر دیگر منتقل می کنید. چی منتقل می شود؟ یعنی شما وقتی دو دستگاه را کنار هم می گیرید، چی از این دستگاه وارد آن دستگاه می شود؟ که یکدفعه 10هزار جلد کتاب در آن دستگاه چی می شود؟ در چند ثانیه، نه فقط متن، فیلم و صوت ظاهر می شود. این داستانش چیست! چه جوری شده که این جوری شده. بشر می آید با کشف قوانین فیزیکی سرعت ایجاد می کند و سهولت ایجاد می کند. مسیری که 6ماه طول می کشد تا مکه بروی، برایت دو ساعت یا سه ساعت می کند. شما از اینجا بلند می شود سوار هواپیما می شوی سه ساعت بعد مکه هستی. این با کشف قوانین خدا امکان پذیر شده. یعنی وقتی می آیی قوانین الله را کشف می کنی، سرعت در کار صرفه جویی می شود. سرعت در کار بیشتر می شود. اگر قرار بود با اسب بلند شویم برویم مکه، باید چند ماه جلوتر، آنهایی که مستطیع شدند، چند ماه جلوتر شروع کنند به حرکت کردن تا ذی الحجه به مکه برسند. الان نه. یک روز دو روز قبل از اعمال می روند فرودگاه سوار هواپیما می شوند و می روند. در نظام متافیزیک هم داستان اینگونه است. یعنی هر چقدر انسان دقت کند در کشف قوانین متافیزیک و روحی، کشف قوانین معنوی، میانبرهای زیادی می تواند پیدا کند که علمی هم هستند. نه اینکه همین جوری هپروتی باشند. نه، علمی هستند. یعنی تخصصی هست و علمی، قاعده مند است. ریاضیات دارد. این خیلی مهم است. یعنی فرمول دارد. باید اتفاق بیافتد در نفس تا آن سرعت ها و قدرت ها ایجاد شود .حال یک اتومبیل که می خواهد 150 ، 130، 120تا سرعت بررود یک سری مجموعه عوامل کنار هم جمع می شوند. اگر کنار هم جمع شوند، شمارا 120 تا می برد. یک هواپیما که هزار کیلومتر در ساعت می رود، اگر کنار هم وسائلش جمع شود، واقعا می رود. شما را بلند می کند و می برد. این اتفاق افتاده است. در نظام معنوی هم داستان همینگونه است. اگر کسی معرفت نفس را کار بکند، توجه به معرفت نفس داشته باشد و همین جوری مطالعات کیلویی نکند، همین یک کتاب دستش بگیرد و شروع کند به مطالعه کردن، یک کلاس بروم، یک استاد بروم، بنشینم پای درس یک استاد، حالا مثلا این من را موعظه کند، یک کلاس اخلاقی، یک کلاس عقیدتی، نه. یک کلاس ریاضی؛ کلاسی که ما با ساختار نفس، قواعد حاکم بر نفس و فرمول های نفس آشنایی تخصصی پیدا بکنیم. توجه کردید! فرمول های سرعت و قدرت در نفس یاد بگیرد. این خیلی مهم است. همانطور که در نظام فیزیکی ما با یک تغییر با یک اختراع نرم افزاری که یک دفعه یک کاری که 5 سال طول می کشد ولی چند دقیقه می کنیم، در نظام متافیزیک همین داستان اتفاق می افتد. اینکه شما می بینید طرف آدم مثلاً ناجوری بوده یعد یک دفعه می شود یکی از اولیای خدا. شما زندگی نامه ها را بروید بخوانید. آدم خیلی ناجور و خیلی خراب یک دفعه در چند ثانیه و در چند دقیقه اولیاء خدا شده. این اصلاً بی حساب کتاب نیست. یک سلسله قواعد ریاضی داشته، طی شده، یک دفعه جهش اتفاق افتاده است. آن داستان اتفاق افتاده است. بزرگان ما این ها را می فهمیدند. بالخصوص در عرفای اخیرمان مثلا مرحوم علامه و استادشان، مرحوم آسیدکربلایی، آقا جواد انصاری، میرزاجوادآقای تبریزی، ملاحسین قلی همدانی، این ها قاعده بلد بودند. بخصوص روش هایشان که مبتنی بر معرفت نفسی بوده. همین جوری نبوده مثل سایر عرفا، یک سلسله قواعد خاصی بلد بودند، کار کردند، لذا مثلا قرار بوده کسی را احیا کنند استاد به شاگرد می گفت تو برو او را احیا کن. این می رفته کمتر از یک دقیقه با شخص حرف می کرده و شخص یکدفعه احیا می شده. همین قاعده بوده. خود میرزا جواد آقا می گوید: من یکی از شاگردانم همه فعالیت های مربوط به تجرد را طی کرده بود بعد چون قاعده مند است یعنی باید خروج از نفس پیدا کند بردیمش خدمت استاد و گفتیم استاد آماده است دیگر شما زحمتش را بکشید، یعنی این قاعده دارد. استاد یک کاری کرد و تمام کرد و باز شد. این شخص وارد می شود به نظام برزخی. پس این یک قاعده و فرمول دارد در نظام نفسی، مثل هیکل و بدل میماند. مثل چشم، گوش، دست و پا و قلب و مغز می ماند. مثل هوش می ماند. مثل قواعد تندخوانی می ماند که اگر شما قواعدش را کشف کنید و مسیرش را طی کنید، آن اتفاقی را که به اسم سرعت و قدرت به دنبالش می‌گردید، اتفاق می افتد. توجه فرمودید. این که امام می فرمایند بسیجی ها ره صد ساله را یک شبه طی کردند این جوری نبوده که مثلا ما بگوییم همین جوری کیلویی یک شبه طرف رفته از اینجا و اون مسیر را طی کرده. یک سلسله مسیرهای میانبر اتفاق افتاده، کارشناسی شده، حالا مثلا این بنده خدا مسیری که باید با ریاضت و کار علمی صد ساله باید طی می کرد، یک شبه رفته و رسیده به آنجا.

من دو خاطره برای شما بگویم. من جبهه یادم می آید افرادی می دیدم که اینها واقعا در سن 13 و 14سالگی ملاقات داشتند با امام زمان علیه السلام. یه موقع یادم است ما رفته بودیم. ما اطلاعات عملیات بودیم، تخریم عملیات بودیم، من به عنوان نماینده تخریب همیشه کار شناسایی می کردم. یعنی باید می رفتیم در خاک دشمن مسیر را هر شب یا هر روز طی می کردیم، شناسایی می‌کردیم، مسیرهای عملیاتی را تا آماده بشوند برای عملیات. یکی از این مسیرها 90 کیلومتر بود که ما مجبور بودیم 20 کیلو بار را هم با خودمان ببریم، 90کیلومتر، یک نفس و بدون استراحت باید می رفتیم تا خودمان را برسانیم به یک قرارگاهی که در خاک دشمن بود. یعنی کمتر از 5کیلومتر در خاک خودمان بودیم، بقیه اش همه اش در خاک دشمن رفتیم.پیاده رفتیم. شب مسیر را طی کردیم. یعنی مثلا امروز ساعت 4 بعداز ظهر رفتیم، فردا روز رسیدیم به یک قرارگاهی در قرارگاه های دشمن، لو رفتیم آنجا. آنجا هم هم مسیر چهارمتر، یک کیلومتر چهارکیلومتر و صدمتر نیست که بشود فرار کرد. 90 کیلومتر در خاک دشمن هستیم، ما لو رفتیم. یعنی فهمیدند که ما آنجا آمدیم. در قرار گاه هم بودیم یعنی در محاصره هم بودیم. این جور نبود که یک جایی باز باشد مثلاً بشود فرار کرد به راحتی. این را خوب دقت کنید که دارم چی می گویم. وسط قرارگاه دشمن یک غاری بود ما در آنجابودیم، لو رفته بودیم، حال ساعت 10 یا 11 صبح در غار داشتیم نقشه ها مون کشیده بودیم، که عملیات از کجا انجام بشود، مسیر را چی جوری باشد، کاغذ آورده بودیم، عکسش را گرفته بودیم، کارهایش را کرده بودیم، آنجا در اثر یه تصادفی ما لو رفتیم. حالا چه جوری باید فرار کنیم از دست دشمن؟ این را می خواهم بگویم که مسیر وقتی تخصصی باشد یعنی این. ما یک بلدچی با خودمان آورده بودیم که یک پیرمردی بود که بچه آنجا بود بسیجی هم نبود. یعنی با ما آمده بود، آدمی جیگرداری بود که پول می گرفت. پول می گیریم می برمتان فلان جان پول می گیرم می برم تان برتان می گردانم. دنبال خدا اسلام و این چیزها هم نبود. حالا ما باید از توی غار از جلوی دشمن بیرون می آمدیم. یعنی جلویشان ظاهر می شدیم. چه اتفاقی می افتاد؟ حمله می کردند ما را یا می کشتند یا می گرفتند. ایشان گفت این لحظه ای که من می گویم همه در می روید جلوی غار، و این مسیری را که من می گویم را بتوانید بدوید. حالا آنهاهم شلیک می کنند، خورد به شما که نوش جانتان، نخورد هم که دیگر نخورد. ولی اگر می خواهید نجات پیدا کنید دیگر چاره ای نبود. شما تصور کنید آنجا اوضاع چه جوری بود. حال ما در امدیم. آنها هم شروع به آرپیچی، تیر زدن. خلاصه هر چی داشتند سر ما ریختند. این پیرمرد ما را 20 دقیقه دواند. فکر کنید در خاک دشمن 90کیلومتر 20 دقیقه ما را دواند. بعد گفت حالا بایستید اینجا. هیچ کس دستش به شما نمی رسد. ما در خاک دشمنیم 20 دقیقه الان با ماشین می آیند. گفت نه خیالتون راحت. یک جایی آوردم هیچ ماشینی نمی تواند بیاید، کسی از این طرف نمی تواند راه پیدا کند. برای اینکه قلب ما هم محکم شود رفت سنگی را فشار داد و غاری باز شد و برای ما چراغ آورد و گفت بنشینید می خواهم الان چای درست کنم برایتان. ببینید چقدر طبیعی. روشن کرد و نشستیم. ما با ترس و لرز گفت بنشینید چای تون بخورید، میوه هم برایمان آورد در غار. نشستیم میوه هامان را خوردیم. بعد پیاد راه افتادیم و اومدیم تا رسیدیم بالاخره به مرز خودمان. این کار را کی میتواند انجام دهد؟ بلدچی انجام می دهد. اگر این کار را نمی کرد ما لو رفتنمان آنجا مساوی است با چی؟ مساوی با نابودی مان. حالا شهادت، مرگ، حالا هر چی که می خواهید بگویید. پس ببینید وقتی راجع به استفاده از عمر صحبت می کنیم، می خواهیم از عمر استفاده بکنیم، معصومین یک سلسله قوانین ریاضی به ما یاد دادند، همان طور که در نظام فیزیکی قواعد ریاضی وجود دارد، در نظام روحی و معنوی قواعد ریاضی وجود دارد. کار یک مسلمان این است که مسیر را به جائی اینکه کیلویی و ناآگاهانه، فشار زیاد، با وقت تلف کردن برود، مسیر را با معرفت نفس حرکت کند که مفصل در بحث مهندسی فرهنگی گفتم. در مورد نفس قواعدش خیلی زیاد است الان راجع به عمر می خواهیم صحبت کنیم که البته اجمالا من جلسه قبل یک معرفی کردم ولی باز یک توضیحی خدمت تان عرض می کنم. ببینید زمان ها از نظر ساختار ریاضی یک اندازه اند اما از نظر نوع تاثیرگذاری یکسان نیستند روی نفس انسان.

گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیا اس.ت امام خمینی ره می فرمودند دنیا رحم دوم ماست. ما الان در رحم هستیم و یک شرایط رحمی دارد. یعنی زمان مان زمانی خاص است. قدرت ویژه ای برخوردار است که می تواند با صد سال با 50سال با 20سال یک ابدیت را شما بدست بیاورید. پر کنید. خوب دقت کنید که دارم چی می گویم. با 20سال زندگی اینجا 30سال زندگی اینجا معادل میلیون ها میلیاردها سال آخرت می شود. پس یک چیزی در این ساختار رحمی این جا از نظر ریاضی خدا گذاشته، یک اثر خاصی گذاشته که نفس در 20سال گذران اینجا می تواند میلیاردها سال آن طرف سالم زندگی کند و20سال می تواند میلیاردها جهنم را زندگی کند. دقت کنید روابط ریاضی بین اینها خیلی مهم است. اگر ما این ها را نفهمیم در بحث عدالت و بحث های عقیدتی همین جوری ما باید پرسه بزنیم. حرفهای کلی و تخمینی و همین جوری حرف بزنیم.

زمان دنیا یک زمان رحمی هست خودش اساسا؛ یعنی یک زمانی هست بسیار فشرده است. بسیار فشرده است. مثل اطلاعات فشرده است که شما می گویی من 10000 جلد کتاب را کسی سوال کند، مگر می شود ریخت در حافظه ای بیارید و 10هزار صفحه اش را بخونید. اگر 50سال پیش می گفتید، می گفتند این یک افسانه است. اصلاً چنین چیزی نمی شود. 10هزار جلد کتاب را در دستگاه بریزی و همه را بخوانی. با آن همه قابلیت. ولی الان شده. خاصیت زمان دنیا این جوری است. خاصیت زمان دنیا خاصیتی است که انرژی قدرت و سرعت شدن درش یه همچین خاصیتی دارد؛ یعنی فشردگی است که شما در یک ساعتش تحولات زیادی دارد. این که علی علیه السلام می فرمایند که یک ساعت دنیا رو به هزاران ساعت آخرت نمیدم، برای چی؟ چون یک ساعت دنیا این ماهیت را دارد. ماهیت رحمی دارد، ماهیت قوه را دارد. در آخرت فعلیت هست. مثل رحم مادر با دنیاست که دنیا نسبت به رحم فعلیت دارد، یک یند انگشت هم کم بیاورد، دیگر نمی شود درستش کرد. ولی در رحم نه. در رحم هزار تا اشکال هم که پیش بیاید، میشود جبران کرد، درستش کرد. پس کل عمر دنیا خودش ساختار رحمی دارد. یعنی بسیار از نظر قابلیت بالاست که یک ساعتش میتواند هزاران سال میلیون سال آخرت را سازمان دهی کند. حالا خداوند در این عمر در یک لحظات خاصی از این عمر در زمان های خاصی در خود این زمانی که حالت رحمی دارد در خود آن هم یه رحمی در رحم ایجاد کرده یعنی ز مان ها اندازه هایشان یکی هست از نظر ثانیه که تیک تیک می کند ولی از نظر نوع تاثیرگذاری یکی نیست.

آن بحثی که سر تحقیقات پروفسور ایمتو توضیح دادم برایتان، که وقتی می گوید من به ملکول آب وقتی می گوییم بسم الله الرحمن الرحیم یک شکل است، وقتی الله می گوییم، یک شکل است، وقتی شیطان می گویم یک شکل دیگر است. موسیقی بتومه می گذارم یک جور دیگر است، هپی متال می گذارم یک جور دیگر می شود. چطور یک اتم از نوع گفتار نوع صوتی که بهش میرسه تاثیر می پذیرد، شکلهایش عوض میشود، در ساختار نفسی هم همین طور هست. در ساختار نفسی همه این تاثیرگذاریها وجود دارد که این ها هم باید کشف کنیم که حالا من سلسله بحث های تخصصی اش را در بحث اسماالله توضیح دادم که اسم ها اثرات خاص خودشان را دارند. یک کسی با یک اسم الله 20 سال جلو می افتد، با یک اسم الله توقف می کند. او باید دقت کند که کدام اسم را انتخاب کند و در ارتباط با اولیا خدا و معصومین هم یه همچین قدرتی هست. «سفینه الحسین کلنا سفینه النجاه» اما در حسین چی هست؟ «سفینه الحسین اسرع» چرا؟ در ماهیت حسین چی هست که زودتر می تواند برساند؟ سریع تر می رسد. آدم وقتی با امام حسین رفیق می شود، در دستگاه اباعبدالله، در روضه، در سینه زنی، در سر زدن، در مشکی پوشیدن، در گریه کردن، چه خاصیتی وجود دارد که مجالس اهل بیت بخصوص مجالس اباعبدالله این حالت رحمی اش فوق العاده قوی است. یک دفعه انسان می بینید که 40 سال عمر و خرابی هایش را همه را ازت میگیرد و 40 سال هم جلو می اندازت. ماهیت این چه جوری است؟ این چه اتفاقی می افتد که چنین چیزی می شود. همین جوری به قول قدیمی ها که کسانی که کار ریاضی نمی کنند، می گویند دستگاه امام حسین اینجوری هست. بله هست. یک ساختار دارد. اصلاً بی حساب و کتاب نیست دستگاه امام حسین. کما این که خیلی ها هم در این دستگاه امام حسین می آیند؛ تغییری که نمی کنند هیچ، روز به روز هم چی می شوند؟ روزبه روز رکود می کنند. چی جوری می شود این داستان.

پس یکی از روش ای استفاده از عمر، اینکه ما بتوانیم سی سال چهل سال گناه و معصیت را پاک بکنیم و این سی چهل سال را هم جبران بکنیم، استفاده از این رحم های زمانی است. این اولین مسیر است. مثلا یکدفعه ماه مبارک می آید. قدرت ماه مبارک درسته از نظر ثانیه ها یکی است، با ماه های دیگر ولی از نظر قدرت و سازندگی اصلا دیگر قابل مقایسه با ماه های دیگر نیست. یعنی نوع تاثیری که ماه رمضان می گذارد روی نفس با نوع تاثیری که مثلا ماه دیگر می گذارد، مثلا رجب می گذارد، چون رحم در رحم هستند. ما یک رحم قدرتمند داریم که انشالله از هفته بعد شروع می شود، به نام ماه رجب. ما در قیامت این الرجبیون داریم. چرا این الرجبیون می گویند؟ برای اینکه در رجب سرعت ها سرسام آور می رود بالا از نظر معنوی. خیلی انسان می تواند قدرت بگیرد. حالا یک کسی می آید در ماه رجب این را استفاده می کند. اگر یک کسی توانست در ماه رجب استفاده کند آمادگی پیدا می کند برای یک رحم فوق العاده قدرتمند به نام ماه شعبان که در ماه شعبان باز سرعت زیادتر می شود و این ماه شعبان آمادگی ایجاد می کند تا شخص وارد ماه رمضان می شود. آنهایی که رجب و شعبان کندی دارند به رمضان می آیند، درست است ماه رمضان سرعت دارد ولی اینها نمی توانند به وزان آن سرعت حرکت کنند. در رمضان هم کندی دارند. رشد نمی توانند بکنند. ولی رحم رمضان رحم قوی است. می گوید: نومکم فیه عبادة؛ خوابتان عبادت است. انقدر سرعت دارد. «و انفاسکم فیه تسبیح»، در نفس هایتان تسبیح است. پس خیلی قدرت دارد. همین که تنفس می کنید، پایت می نویسد. می خوابی برایت عبادت می نویسند. یک آیه معادل ختم قرآن است. این رحمی دارد. حالت چی دارد؟ حالت رحمی دارد. پس یکی از روش های استفاد از عمر و جبران کردن گذشته که ما سی سال چهل سال، پنجاه سال خرابش کردیم، این است که قدر رحم های زمانی را بدانیم. کتاب المراقبات مرحوم میرزاجوادآقای ملکی تبریزی، یکی از قشنگی ها، زیبائی های کتابها، این کتاب بخصوص همین است، اصلاً اسمش المراقبات است مراقبات ماه ها است یعنی شما باید مراقبه کنید درست در لحظه خاص بهره برداری خاصی بکنید. « إنّ لِرَبِّكُم في أيّامِ دَهرِكُم نَفَحاتٍ، فَتَعَرَّضُوا لَهُ پیامبر فرمود برای خدا در ایام روزگار شما یک نفحاتی است از ناحیه خداوند مواظب باشید و در معرض آنها قرار دهید خودتان را. یک کسی می بینید حال روحی و معنوی بسیار خرابی دارد، یک استاد خبره، یک دوست آگاه می آید از شرایط رحم زمانی استفاده می کند، و این را در یک شرایط رحم زمانی خاص در معرض دمش های الهی قرار می دهد؛ می بینی او زنده شد. یک دفعه این مرده زنده شد. ولی حالا اگر آگاه نباشد، مربی نداشته باشد، استاد نداشته باشد، کار تخصصی کسی نکند، این بنده خدا حالش خراب است، می افتد در یک برنامه عادی می بینید 5 سال طول می کشد تا بخواهد زنده شود، ولی کسی که وارد است، می آید انتخاب می کند . یکی از سران، شاید فیلمش را دیده باشید، از شبکه ولایت پخش شد، یکی از سران وهابیت در ایران می گفت ما به سنی ها و وهابی ها یاد می دهیم که اگر 7 تا شیعه را بکشید، همه گناه های کبیره را بکنید، وارد بهشت می شوید. همین. این جوری به مردم یاد دادیم. خودش می گفت روی یکی از جوان های شیع تمرکز کردم که وهابی اش کنم 60 تا کتاب به او دادم که بتوانم. او بعد از 60 تا کتاب گفت حالا دو ساعت وقت بگذار ما کارت داریم. گفت: باشد. او دیگه کی بوده. گفت من را برداشت برد در یک زمانی خاصی یک دفعه مرا برد در مجلس امام حسین علیه السلام نشاند. ما نشستیم آنجا. دیدیم اینها دارند گریه می‌کنند. امام حسین می گویند. من هم هی می گفتم خدایا استغفرالله که آمدم در این مجلس نشستم. دائما استغفار می کردم از خدا که مثلا عذاب نازل نشود حالا ما اینجا نشستیم. مداح شروع کرد خواند راجع به ظلم هایی که به امام حسین ع شده، کارهای که امام حسین کرده، گفتم من به خودم گفتم راست است اینها ؟ چه جوری بوده. واقعا این جوری بوده. همین جوری داستان شروع شد. می گفت ما با همان مجلس امام حسین کار ما یکسره شد. من متحول شدم بعد جلوی پدرم که رئیس وهابی ها بود ایستادم. بلاهای زیادی سر خودم آوردند. همسرم که باردار بود با من شیعه شده بود، او را هم زدند تا بچه اش سقط شد. بعد داستان های زیادی. نگوییم این تصادفی بوده، یک کسی که یکدفعه ببرد مجلس امام حسین ع و این جوری شود. این عالم است، این 60 تا کتاب به او داده، یک رحم زمانی خوب می تواند یکدفعه یک شخصی را که 40سال جنایت کرده، به قول شیخ محمد بهایی را، خدا رحمت کند، 70پیامبر را کشته، نه آدم عادی را، می تواند دوباره احیا بشود دوباره. می تواند جبران کند. پس استفاده از رحم های زمانی فوق العاده مهم است. این که ما باید المراقبات داشته باشیم، کتاب المراقبات دم دست مان باشد، الان کدام ماه است، امشب چه شبی است.

ما خیلی ها مون فکر می کنیم این کار آخوندهای قدیمی است، پیرزن ها و آدم های خیلی بیکار که مثلا امشب چند شبه است؟ مثلا اول ماه است و فلان. نه. این ها خیلی زیرکی هست. شما اول هر ماه سحر برو در حرم. ما خودمان می خواستیم، بزرگان و اولیا خدا و زیرکان و رندها ببینیم، اول ماه قمری به حرم می رفتیم. می دیدیم که چقدر خواص آنجا جمع هستند. سحر اول ماه. حضرت عبدالعظیم، حضرت معصومه، بزرگان دیگر سلام الله علیها، می بینید سر و کله شان پیدا می شود. این شوخی نیست. اینکه ما الان نمی فهمیم شب جمعه چیه، جمعه چیه، شب چهارشنبه چیه.

امام (سلام الله علیه) در پاریس آمدند که با او مصاحبه کنند، صبح جمعه خبرنگار ریخته بود آنجا. رفتیم به امام گفتیم. امام گفت: چه خبره. گفتم: صبح جمعه است. اینها ریختن همه آمدند برای مصاحبه. گفت مگر صبح جمعه مصاحبه میشه کرد؟ اعمال جمعه را باید انجام داد. ایشان شروع کردند ااعمال جمعه را انجام دادن تا ده صبح. کارهای که باید انجام می دادند. غسل جمعه را اهتمام داشتند. شب جمعه یک شب خاصی است. شب جمعه رحم زمانی دو برابر نسبت به زمان های دیگر است؛ یعنی شما شب جمعه گناه بکنید، دو برابر است. کار خیر بکنید، دو برابر است. قرآن می گوید وقتی پسران یعقوب گفتند:پدر برای ما استغفار کن. گفت: سوف استغفر بعدا برایتان استغفار می کنم. در روایت داریم انداخت شب جمعه که خدا توبه شان را بپذیرد. الان می خواهم توبه کنم، بی سلیقگی کنم در یک شرایط زمانی ضعیف توبه کنم یا نه بروم در یک رحم زمانی مناسب توبه کنم. این خیلی مهمه. یک رحم زمانی مناسب انتخاب می کند برای پرواز برای پیوند برای جبران برای درمان. شما هر دکتری می روید یا هر بیمارستانی می روید بخوابید. برای درمان خانمتان وقتی میخواهد وضع حمل کند می گردید کدام دکتر کدام بیمارستان. آدم می خواهد یک درسی برود، می بینید کدام استاد را ببیند. حالا هر استادی که خواست شروع کند درس بدهد که آدم نمی رود. می گردد ببیند کجا می تواند زودتر، سریع تر، قوی تر، بهتر، شفاف تر رشد کنم. رحم زمانی خیلی مهمه. پس این توجهی که بزرگان کردند، نگوییم این مفاتیح مال آدم های بیکار است. نه برای آدم های بیکار نیست. مفاتیح سفره و ضیافت الهی است. شما عرضه داشته باشید از این مفاتیح استفاده کنید. باید بلد باشی الان از این مفاتیح چه چیزی اش را استفاده کنی. یه کسی میرود حرم امام رضا یک ساعته خودش را می بندد و میاید. یک کسی میرود ده روز هم آنجا می ماند، اما هیچ اتفاقی هم نمی افتد. چون اونی که بلد است در حرم امام رضا چکار کند، یعنی از کجا شروع بکند، کجا برود.

اولیا خدا، بعضی ها از آنها را خدا رحمت کند، گاهی به ما می گفتند از کجا راه بروید، مسیر راه رفتن تان تا حرم باید چه شکلی باشد. این را با ما تنظیم می کردند. از هر دری نروید. این جوری نروید، آن جوری نروید. این طوری بروید. همه چیز قاعده دارد.

مفاتیح کتاب فوق العاده مهمی است. یک کسی انس با مفاتیح نداشته باشد، از مفاتیح یک دعای کمیلش را بلدم، یک چیزهای کلی. مفاتیح ها را نگاه می کنید بعضی از صفحاتش جایش مشخص است. یعنی شخص در طول بیست سال همین را بلد هست. مفاتیح یه کتاب دارویی هست، یه کتاب تغذیه ای و مهمانی و یک ضیافت هست و باید بلد باشد از این کتاب استفاد کند. این چیده شده. این را برای کی چیدند؟ بگوییم بله ما مفاتیح داریم، اعمال ماه صفر، اعمال ماه محرم، خیلی قاعده دارد.کتاب المراقبات را مثلا یک ولی خدا نوشته. برای چی نوشته؟ برای ادم های بیکار نوشته؟ نخبه ها و اهل تحصیل ها و دکتر و مهندس ها و عالم ها نباید استفاده کنند! اینها که وقت ندارنند. اینها مال آدم های بیکار هست! من طرح دارم، من پروژه دارم، من تحقیقات دارم، من الان پایان نامه دارم، من الان دکترام هست، من الان می خواهم مدرکم را بگیرم، من کنکور دارم، من مهندس ام، من دکتر هستم، من نمی رسم، من ریئس ام، من نماینده هستم، من سفیرم، من وکیل ام، من اصلا وقت این حرف ها را ندارم. هیچ.

ما یک بی نهایت رحم های زمانی قدرتمند رو از دست می دهیم. برای این که با آن تخصصی برخورد نمی کنیم. این یک نکته. این یک آموزش جدا دارد که ما فرصت نداریم راجع به این رحم های زمانی وقت بگذاریم. خودتان واقعا دنبالش بروید. باید چکار کنید. بعد قواعد اینکه باید چکار بکنیم را در مباحث معنوی توضیح دادم. مباحث شبهای احیا را توضیح کامل دادم. حتما به آن مباحث مراجعه کنید که یک موقع بی سلیقگی نکنید یک غذای نامناسب و یک زمان نامناسب انتخاب کنید، حالت را بتواند خراب بکند. این دقیقا مثل پزشکی باید مشخص شود کدام دارو کدام غذا. برای همه هم نمی شود تجویز کرد. اینکه برای همه یک چیز را تجویز کنیم ، بعضی ها تا راه نیفتاده معلم می شوند به بقیه همه اش تجویز می کنند. برو این ذکر را این قدر بگو یا اینو اوین جوری کن، این نماز را بخوان، یه بنده خدایی اومده بود بیچاره داشت خل میشد گفت اقا من این مشکل رو دارم رفتم یه جا ذکر گرفتم دیدم دو صفحه برا این ذکر نوشتن این ذکر هزار مرتبه اون ذکر چهل هزار مرتبه، این یکی انقدر. چهل سوره را این جوری بخوان. گفتم چقدر وقت می گذاری گفت من پنج شش ساعت در روز وقت می گذارم گفتم کی بهت داده گفت یه بقالی سر کوچمون برام نوشته. این را خیلی دقت کنیم باید خیلی چیزها رو کنار هم بگذاریم که از اون رحم زمانی را پیدا کنیم.

بگذارید این جوری بگویم. فیلم ها را دیدید مثلا، الان تلویزیون هم زیاد نشان می دهد، می گویند دروازه زمانی، از این زمان یک نفر گذشته و آینده می رود. دیدید اینها را؟ این افسانه های را که درست می کنند؟ او باید بگردد آن دروازه را پیدا کند. فلان ساعت فلان دقیقه این دروازه یه دفعه باز میشه باید مراقب باشی به داخلش بپری. یکدفعه می رود در آن زمان. این مراقبت می خواهد. افراد باید هوشیار باشند که باید چکار بکنند. این یک نکته. نکته دوم رحم های مکانی هست. رحم های مکانی هم همین طور هستند. در رحم های مکانی باز به پروفسور ایمتو برتان می گردانم. وقتی یه جایی اسم الله هست، یک جایی فیلم نشان می دهند، یه جایی اسم شیطان هست یه جایی می رقصند، یه جایی عروسی هست یک جایی ماهواره روشن هست، یه جایی اینترنت باز هست، یه جا یکی چت ناجور می کنه، یک جایی یک کسی در اینترنت خودش تصویر غلط می بیند، این با یه مکان دیگه خیلی فرق می کند. شما خودت می فهمی وقتی الان تو این حسینه نشستی در مسجد نشستی، می گی مثلا الان این جا خوبه من یه تمرکزی دارم یه حس و حالی دارم ولی اگر شما الان برید یه جایی که خطبه مسجد در آن خوندن خیلی فرق می کنه در فضای مسجد شما فکر گناهت کنترل شده است. از این جا برو حرم حضرت معصومه می بینی خیلی فرق می کند. اصلا اونجا نمی توانی گناه کنی. خود به خود فضا بسته است. برو حرم امام رضا یه جور دیگر است. برو در کعبه، یک جور دیگر است. برو مدینه. رحم های مکانی فوق العاده مهمه. این رحم های مکانی یه تعدادیش مشخص شده است. مثل حرم ها و مساجد. یه سری هم خودمون می توانیم بسازیم اصلا. حرم سر جای خودش. مسجدها را ساختند. خودمان می توانیم مسجد بسازیم. شما مثلا در اروپا در دل کفر هم می روی، یه فضایی که به اسم خطبه مسجد یا عبادت برایش هست، شما می روی یک حس و حال دیگری هست. کلیساها و معابد یهودی ها همین طور. «لهم دمع صوامع» قرآن چی میگه؟ می گوید خدا اگر جلوی فاسدها را نگیرد، این صومعه ها و این مقرهای اهل یهود و مساجد خراب میشه. یعنی این مکان ها مهمه. مکان های مقدس. در مهندسی فرهنگی اگر کسی هوشیار باشد مسئولین خودمون کارشناس فرهنگی متاسفانه نیستند. ما مسئولین کشورمان مسایل فرهنگی مان تابع سیاست است. سیاسی کار های ما هم اصلا این تخصص ها را ندارند. شاید در کار سیاسی آدم واردی باشند ولی در کار فرهنگی آدم های واردی نیستند. فرهنگ افتاده دست یه آدم هایی که هیچ تخصص در مسائل انسانی، کارهای فرهنگی ندارند. بودجه های کلان مملکت داره هدر میره. رحم سازی و رحم های مکانی فوق العاده مهم است. حرم ها سر جای خودشون هست. این متولیان میان این رحم ها رو تزیین می کنند. رنگی که به کار می برند، همین رنگی که روی دیوار بکار می برند، همین که وارد این حسینیه می شویم، برای درس می نشینیم، صاحب اینجا سلیقه داشته، اسم الله و اسماء الله خورده، روی ستون ها شما دقت کنید. این دقت است، این قشنگیه، این رحم سازی است این تاثیر خودشو میذاره. می تونه یه عکس دیگه بگذاره. یه موقع هم شما می تونید خودتون این کار را انجام بدهید. یه حسینیه درست کنید با شرایط خاص و چینش خاص رنگ آمیزی خاص، تابلوهای خاص، عکس خاص و رنگ فرشی که رویش می نشینید، عطری که باید در آن فضا باشد. آیا ما می توانیم از این ادکلن های که می روید می خرید، اینجا بزنیم؟ مواد شیمیایی هست، خوشبوکننده ها، آن را بزنیم یا یه کسی سلیقه می کنه گلاب می گذاره. یه کسی عود می گذاره یه کسی مشک می گذاره . این چه جوری باشد. این همون عطر کار روح رو می سازه همون فضا همون نوا اینها خیلی مهم است. حالا من سه تاشو دارم میگم وگرنه این تعداد رحم ها بیشتر هست. ترکیبی هاشون خیلی حالتاش عجیبه. رحم های مکانی خیلی مهم است. میگه آقا شما یه نماز می خونی تو یه مسجد عادی این تعداد هزار رکعت میری مسجدالنبی این تعداد هزار رکعت، می روی در مسجد الحرام این تعداد هزار رکعت. چه جوریه پس. همون دو رکعته دیگه. چطور اینجا ده هزارتاست، آنجا صدهزارتاست، آنجا یک میلیون تاست. چه جوری این می شود. چون رحم مکانیه. تاثیرگذاره. مردم در طول سال میلیاردها هزار تومن هزینه می کنند که در رحم های مکانی بروند. این علت داره ولو خودشون هم متوجه نباشند. چرا هزینه می کنند سالی 20 میلیون نفر برن حرم امام رضا؟ چون رحم مکانی هست. علمی کسی نمیگه رحم مکانی. میگن اونجا یه حسی دارند. مگه امام رضا مشهده؟ نه. حضرت معصومه قم هست؟ امام رضا همون قدری که در مشهد هست در اروپا و امریکا هم هست. هست و حضور دارد. انفسکم فی النفوس حالا بحث جامعه کبیره را بزرودی که شروع کردیم اونجا توضیح خواهیم داد. پس چرا ما پامیشیم میریم امام رضا؟ چرا وقتی میریم مشهد ارتباط مون با امام رضا بیشتر میشه تا تو خونمون؟ چرا تلاش می کنیم که دستمان به ضریح برسد؟ چرا درو دیوارهاشو می بوسیم؟ باید هم بوسید. چرا صورتمون را و قلبمان را می مالیم به ضریح و بغلش می کنیم؟ این چه حسی به ما میدهد؟ چه جوریه میشه این اتفاق می افتد؟رحم مکانی هست. رحم مکانی یعنی سرعت رو زیاد می کند. مکانی است که روی ساختار نفس تاثیر می گذاره.

خود ما در این تبلیغ هایی که سال ها در بین المللی داشتیم، مسیحی را بردیم آنجا، بنده خدا کارش تمام شده. ز همین جا که پا شده رفته حرم کارش تمام شده.یکسره شده. وارد فضای حرم که شده شیعه شده. کشیک هایی بوده که وارد حرم که شدن اتفاقاتی براشون افتاده. آدمایی بودند که کمونیسم بودند یعنی اعتقادی به خدا نداشتن در رحم های مکانی و رحم های زمانی الله را پیدا می کنند.

رحم های مکانی باعث میشه که انسان در یه لحظه (مثل همان دستگاهی که برایتان مثال زدم) در یک لحظه با اصل خودش ارتباط برقرار می کند. گفتم یه خانمی بود که من سوئیس مهمونشون بودم ایشون بعد یک سال یه شب آمده بود تهران به ما زنگ زد اومدن منزل و با حاج خانم گفتیم کجا ببریم ایشون رو گفتیم ببریمشون حرم بهتره بردیمش حرم بهش گفتم برو زیارت کن. این ساعت برگرد. نمی دانم نیم ساعت وقت دادم. یادم نیست. بعد سر ساعت اومدم دیدم این اومده اینقدر گریه کرده، اروپایی ها خیلی مغرور هستند. بابایشان بمیرد به راحتی گریه نمی کنند.این انقدر گریه کرده بود به من گفت آقای شجاعی من را کجا آوردی؟ گفتم: آوردم خونتون، آوردم مملکتت. گفت احساس می کنم هزار ساله من مال حرمم. این عین کلمه اش هست. احساس می کنم هزار ساله من مال اینجا هستم. با اینجا آشنا هستم. گفت اصلا نمی دونم چمه حالم یه جوریه. همه اش دارم گریه می کنم.

ما یه دانشمند مسیحی بردیم حرم امام رضا داستانش خیلی عجیبه . همین یه چند ساعت اونجا بود تموم شد کارش. اسمش آندره بود. از فرانسه آمده بود شیعه شد تموم شد. این با جون آنها این کار را می کنه ماها نباید این قدر پوست کلفت باشیم. حالا ماها هرروز میریم حرم حضرت معصومه. حرم حضرت معصومه یه رحم مکانی فوق العاده قدرتمنده. اتفاقات قشنگی هم درش می افتد. انشالله شرح زیارت حضرت معصومه را تمام می کنیم. یک ذره اش مانده. یکی دو جلسه دیگر بیشتر نمانده. در حدریث معراج در تهران. حتما باید آن شرح زیارت حضرت معصومه را کار کنید که ما اصلا وقتی می خواییم بریم تو این حرم چه جوری باید وارد بشیم. چکار باید بکنیم. از این مکان چه جوری باید استفاده بکنیم. این شرایط مکانی خیلی مهمه. رحم مکانی. بنابراین مردم باید حواسشون جمع باشه مسجد نمازتو بخون. آقا خونه می خوانم. اصلا نماز اولا و بالذات در اسلام به جماعت وارد شده و اون هم در مسجد. استثنا اگر کسی عذر داشت اجازه داره در خانه اش و بدون جماعت بخونه. حضرت فرمود: لاتسلموا علی الیهود و النصاری؛ به یهودی و نصارا سلام کنید ولی به یهودی امت من سلام نکنید. گفتن یهودی امت شما کیست فرمود کسی که می تونه نماز جماعت بره ولی نمیره. من خانه می خوانم. برو مسجد برو جماعت. شما غروب رو نگاه کنید ادم اصلا خفه میشه اگه نماز جماعت نرود. مسجد نرود، حسینیه نرود. ظهرا برود مسجد در وسط جمعیت مومنین و مسلمین بایستید «وارکعوا مع الراکعین» با اونا نماز بخونید. ایاک اعبد نیست. ایاک نعبد هست برو وسط جماعت، برو حسینیه، مسجد. این خیلی مهمه. در معماریی ها در شهرسازی ها که متاسفانه اصلا درنظر گرفته نشده مثلا شهرک سازی می کند می بینی مسجد نساخته. یارو می خواسته پول دربیاره از شهرکی که ساخته. یه خانمی آمد گفت آقای شجاعی دعا کنید من چهل هفته است دارم میرم جمکران شما هم دعا کنید تا دعای من مستجاب بشود. گفتم می خواهی چه کار کنی؟ گفت آره می خوام خونمو از جنوب شهر ببرم شمال شهر. یعنی از یک منطقه ثروتمندی که صدها میکده دارد، رحم مکانی داره می خواهد بره یه جایی که فقر شدید است آنجا. آدمهای فقیر میرن بالا شهر، منطقه ثروتمندنشین منطقه فقیره. چون درش رحم مکانی خیلی کم.ه تو نمی تونی راحت یه مسجد یا حسینیه پیدا کنی، نمی تونی راحت یه روضه ای گوش کنی یه جا. یه آدم بی سلیقه پا می شود می رود. می گه اره اینجا خیلی شیکه. آدم حسابی ها میان اینجا. نه. آدم فقیرها میرن آنجا. آدم حسابی ها میرن جایی که میکده بیشتر باشد. آدم حسابیا جایی میرن که حسینیه، مسجد زیاد باشد، ثروت زیاد باشه؛ ثروت های فطری و عقلی و فوق عقلی زیاد باشد. آدمها این جوری هستند. آدمها براساس این که حسی هستن یا خیالی هستن یا عقلی یا وهمی ویا فوق عقلی منطقه زندگی شان را انتخاب می کنند. شهرشون رو انتخاب می کنند. کجا برویم زندگی کنیم. من متاسفم بعضی ها در قم هستند و از قم بودن دارن زجر می کشند. در مشهد هستند زجر می کشند. بریم تهران. در تهران هم بالاشهر برویم خانه بگیریم. یه عده که اصلا تو محیط فطری ایران نمی تونند نفس بکشد. احساس خفگی بهش دست می ده میگه برم خارج اونجا نفس بکشم. راستم میگه اون بعدش فعاله و حاکم هست. نفسش در اروپا راحت می تونه نفس بکشد. چون کدام بخش حاکم است؟ بخش حیوانی حاکمه مکان خیلی مهمه اقا من کجا خونمو انتخاب کنم یه جایی که میکده نزدیک باشه. بپری تو میکده هروقت خماری خواستی، هر وقت شل شدی، بروی. شنگولت کنند و بیایی. یه آدم زیرک ده تا صدتا میکده باید شناسایی کند و همیشه باید داشته باشد. یه خانمی بود از اولیا خدا این رانندش میگفت من ایشون رو بردم مشهد می گفت از تهران تا مشهد 200 جا به من گفت نگه دار. می گفت ما اصلا نمی دونستیم این جاها کجاست. می گفت یه جایی تو یه شهری می نشست سر یه قبری شروع می کرد تمرکز کردن و گریه کردن. حالا این قبر کی هست؟ بریم. می شناسه دیگه. قبر رو میشناسه دیگه.

خدا رحمت کنه یکی از اولیا خدا به ما می گفت آقا من می خواهم برم مشهد. می گفت میری مشهد برو فلان جا فلان روستا در کجا، بین مشهد، آنجا یه آقایی هست حتما ببینش. بد نیست ببینیش نفسش به شما بخوره. مثلا قم چندتا امامزاده داره؟ حالا اعتبار و غیر اعتبارش یک بحث دیگر است. مهم هم نیست عدم اعتبار. مهم تمرکزی هست که برای شما ایجاد می‌کند. فضایی که به اسم الله ایجاد شده. این امامزاده ها حساب و کتاب داره این حرم ها حساب و کتاب داره. قبرستان حساب کتاب داره. چرا میگن برویدقبرستان؟ چرا می گویند وقتی خیلی شادی برو قبرستان، خیلی غمگینی برو قبرستان. چون رحم مکانی قبرستان حس ایجاد میکنه. قبرستان تمرکز ایجاد میکنه. قبرستان موعظه داره. قبرستان قدرت ایجاد میکنه. پشت سر مرحوم قاضی راه افتادم رفتم اونجا می خواستم ببینم ایشون چه جوری میتونه حالت غیبی مارو بگه. آینده مارو بگه، گذشته و احوال ما رو بگه، تعقیبش کردم دیدم رفت تو یه قبرستان چند ساعت نشست. بعد بهش گفتم چقدر بیکارن میرن قبرستان چند ساعت تو قبرستان می نشینند. می خواستم سوالم را از او بکنم. بدون اینکه بگویم همه چیز را گفت. این سوالی هم که تو ذهنم اومده بود این از کجا میگه گفت همه اونایی که بهن میگم از قبرستان دارم بهت میگم. به خاطر اینجاست که میام اینجا مینشینم می تونم به شما بگم و ما این ها غافل هستیم. از رحم های مکانی غفلت زیاد داریم. اگرم بریم زیاد نمی تونیم استفاده کنیم. من همین در خانه نمازم را بخوانم. مسجد نرفتیم، نرفتیم یا حرم هم که می رویم، درست نمی تونیم تمرکز بگیریم اتفاقی که باید بیفتد، بیفتد. از بس هول هستیم در حرم. بازار بخواهیم بریم سه چهار ساعت وقت می گذاریم با تمرکز و حس وارد بازار میشویم اما وقتی می خواهیم بریم حرم می بینیم اصلا بلد نیستیم از این استفاده کنیم. این شد دوتا. حالا در خود رحم مکانی یه سلسله عواملی هست که قدرت رحم مکانی رو بالا می بره که آنها بحث های دیگر است که نمی توانم بگویم. چون اینها بسیار مفصل هست. ده بیست جلسه فقط راجع به چینش مکان و عواملی که در رحم مکانی می توانند مؤثر باشند که چکار بکنیم که تاثیرات را چکار بکند؟ بگذارد.

سومین رحم که فوق العاده قدرتمند است و از آن دو رحم شاید قدرتمند باشد، بعضی وقت ها، رحم استاد هست. الگو، مربی و استاد. امام حسین رحمه امام زمان هم رحمه، امیرالمؤمنین هم رحم است، حضرت مجتبی هم رحم است، اولیای الهی رحم هایی هستند که وقتی باهاشون متصل می شوید مسیری که باید 10 ساله طی کنی، چند وقته طی می کنی؟ یک ساله طی کردی. چیزی که 15سال باید طول میکشیده، درس بخونی بفهمی اش، در رحم این استاد، پیوند با این استاد، یکدفعه تو سه ماه فهمیدی. شش ماه فهمیدی، مربی ها و اساتید، اولیای الهی و شخصیت ها، رحم های قدرتمندی هستند. باید بتوانی باهاش ارتباط برقرار کنی. این هم آدم باید در خودش هی کار بکند. شما وقتی می روید حرم حضرت معصومه س می بینی چقدر قوی بار می آورند در حرم. خیلی قدرت ریخته در حرم. اگر کسی بلد باشد از این استفاده کند. اینجوری نیست شما بروید ضریح را ببوسی و برگردی. می بینی نگهت داشته، می گوید بایست روبه قبله، آداب دارد می خواهی به این بانو نزدیک بشوی، می خواهی با این بانو حرف بزنی، اینها را همه در شرح زیارت توضیح دادم.می گوید بایست 34مرتبه الله اکبر بگو. 33 مرتبه سبحان الله بگو، 33 مرتبه هم الحمدلله بگو. در این حرم سبحان الله زودتر از الحمدلله است. این رمز است. بعدش هم همین جوری نرو. اول بایست با حضرت آدم صحبت کن «السلام علی آدم صفوه الله »اَلسَّلامُ عَلى نوُح نَبِىِّ اللّه ِ ،اَلسَّلامُ عَلى ا ِبْراهیمَ خَلیل ِ اللّه ِ،اَلسَّلامُ عَلى موُسى کَلیم ِاللّه ِ ،اَلسَّلامُ عَلى عیسى روُح ِ اللّهِ، اینها رحم های فوق العاده قدرتمندی هستند. تازه بعدش بیا سراغ رسول خدا. سراغ امیرالمومنین تا بیا سراغ امام زمان ع با اینها ارتباطت را برقرار کن. سلام و علیک کن، روبروسی هایت را بکن، حرف هایت را بزن. بعد بیا سراغ خود خانم؛ اَلسَّلامُ عَلَیْک ِ یابِنْتَ رَسوُل ِ اللّه ِ، بِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ ، اسم ها خیلی مهم هستند. بِنْتَ فاطِمَةَ وَ خَدیجَةَ. این انتصاب ها کار می کند با دل آدم، هر کسی معرفت داشته باشد.

بِنْتَ اَمیر ِالْمُؤْمِنینَ ، بِنْتَ الْحَسَن ِ وَ الْحُسَیْن، بِنْتَ وَلِىِّ اللّهِ، اُخْتَ وَلِىِّ اللّه ِ، عَمَّةَ وَلِىِّ اللّه، بِنْتَ موُسَى بْن ِ جَعْفَر ، زیارتنامه خیلی عالی است. نباید کسی از دستش بدهد. اینکه برو کنار ضریع بایستی ، نیست. بایست اینجا. همه حرف ها اینجاست. آیت الله شاه آبادی، یکی از دوستان فرمود از اولیاء خداست، ایشان مستجاب الدعوه است، ایشان یک دعوی دارد خیلی جالب است. پیرمرد قدخمیده کوچک مریض به نماز جماعت می آید. ولی هر روز بعد از نماز اصرار دارد که یک دعای توسل بخواند. ما دعای توسل مفت از دستمان می رود. ایشان چقدر ساده کرده. یک دعای توسل 7 دقیقه، 6دقیقه دعای توسل می خوانند. برای مردم دعای توسل می خواند. نه این دعای توسل هایی که آدم به روغن سوز می افتد. شروع می کنند دو ساعت بعد، نه.دعای 6،7دقیقه یک ملاقات شیرین و زیبا. ما این را از دست می دهیم. اینها حاکمان ما هستند. اینکه در برنامه های شما من نوشتم هر روز دعای روز و زیارت رو. این ها را ساده نگیرید. تخصصی نوشتم.آقا امروز سه شنبه است، بسپار خودت را به امام سجاد، به امام باقر و به امام صادق. خودت را بسپار اگر آسیب دیدی. اینها اسکورت های ما هستند. به ملائکه خودت را بسپار. فاضیفونی و فاجیرونی. بعد می گوییم این یکی من را سحر کرده، این یکی ما را جادو کرده، مشکل ما این جوری شده، بخت من را بسته شده، من نمی دانم چرا کارهایم گره می خورد، چون تو بدون اسکورتی. اطرافت پر از شیاطین. هیچ اسکورتی هم نداری. از غیب کمک نمی گیری. من فلان جا این جوری شد، آن جوری شد.... حالم خراب شد، عصبی ام پرخاشگرم، غمزده هستم، حس و حال ندارم، برای این که ما استفاده نمی کنیم از مراکز قدرت. نه از رحم های زمانی خوب استفاده می کنیم، نه از رحم های مکانی استفاده می کنیم، نه از رحم های شخصیتی. رحم استاد، رحم اولیاء الهی، رحم های الگویی برای ما، اینها خیلی مهم است. اینها عمر ما را برکت میدهد.

یک کسی که بلد است که چکار بکند، یا با معلمی می رود که بلد است چکار بکند، از 50سالگی شروع بکند، می برد. ولی یک کسی که بلد نیست، یا معلوم بالا سرش نیست، کار را تخصصی نمی بیند، می گوید خودم شروع می کنم خودم ذکر برای خودم می گویم، برای خودم چکار بکنم.

من گاهی وقت ها به طلبه ها می گویم، به عزیزان می گویم، دانشجویان می آیند، دکتر می آید، مهندس می آید، زحمت کشیده، من این همه کتاب خواندم، نگاه می کنم برنامه ای که نوشته و به من داده، نوشته جلسات این اساتید ها هم رفتم، این استاد، این استاد، این استاد، بعد سوال آخر در برنامه چی هست؟ مهمترین سوالات و مشکلات.

مشکلات را می بینی،چه جوری شده. این همه استاد دیده.این همه کتاب خوانده، این سوالات این مشکلات به آن کتاب و استاد اصلا نمی خورد. این اصلا خیلی جاها گیر دارد، خیلی جاها شل آمده، خیلی جاها ضعیف است، پس آن همه استاد. چه جوری شده؟ چون نتوانسته استفاده کند. رحم های شخصیتی فوق العاده مهم هستند. از اولیاء خدا استفاده کنیم. یک بنده خدایی که حضرت معصومه س را خواب دیده بودند فرموده اند که دنیا را از ما نخواهید دنیا را از مرحوم میرزای قمی بگید، بهتون میده. ما اصلا استفاده نمی کنیم از میرزای قمی و شخصیت های دیگر . ما از اولیا خدا و از این همه مراجع که دفن شدند. آقای بهجت را شما دیدید. برید مرحوم بهاء الدینی. حتی خود من بسیاری از حاجت هایم را مرحوم بهاء الدینی راه می اندازند. با آقای بهجت راه می اندازند. می روم سر قبر استاد امام در حرم حضرت عبدالعظیم. اصلا به حضرت عبدالعظیم دیگر نمی رسد. به همین ها می گوییم. هر چند خدا علامه را رحمت کند. به قول حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند که بعضی از علما از بسیاری از امامزاده ها بالاترند. علمای شیعه همین هایی که هستند. آنهایی که معروف بودند. علامه آدم بسیار مقدسی است. آدم از اینها استفاده کند. ماها سرمان را می اندازیم پایین همین جوری حرم می رویم. میرویم حرم زیارت می کنیم و برمی گردیم. حواست باید باشد این همه شهید؛ شهید مدنی همین جاست. برای خودش یک سلطانی هست در برزخ. هزاران امکانات در برزخ دستش هست. از شهدا استفاده نمی کنیم. فرمود: شهدا ذخائر عالم بقا هستند. الان چند نفر می روند شهید درمانی می کنند؟ خصوصا شهدای گمنام. بسیار قدرتمند هستند. ما اصلا استفاده نمی کنیم از شهدا. من تعجب می کنم افرادی هستند هنوز یک اردوی راهیان نور نرفته ایم بعد از این همه سال بعد از جنگ. دست زن و بچه اش را نگرفته یک همچین جایی که زیارت بزرگی است اینجا. از خیلی از حرم ها بیشتر تاثیر دارد. فرمود: امامزادگان عشق اند شهدا. بلند شدید ببینید که آنها چکار می کنند با شما با بچه هایتان، با روح و روان تان،

آقا هنوز وقت نکرده. هنوز 20سال 30سال از جنگ گذشته، 50 یا 60سالش هست نرفته دست زن و بچه اش را بگیرد با یک اردویی برود. یک سری بزند. همه اش شمال برویم، کجا برویم... بابا یک سر هم آنجا برو. همین شهدایی که اینجا هست. حداقل شهدایی که در این حرم دفن اند. در این شیخان و گلزار دفن اند. بروید سراغ شهدا. شهدا یکی از 4 گروهی هستند که شما هر روز سر نماز می گویید: «اهدنا الصراط المستقیم* صراط الذین انعمت علیهم»نبیین صدیقین شهدا صالحین . با این شهدا رفیق شوید. اینها هر کدامشان برای آخرت شما یک ذخیره هستند. هر کس هر تعداد بیشتر با شهید آشنا شود، با شهدا بیشتر ارتباط برقرار کند، پایش را از لحظه ای که از اینجا از وفات در برزخ می گذارد، یک عالمه آدم های قدرتمند، سلطین آنجا سراغش می آیند. رفیق هایت است دیگر. شهدا بی حساب رفیق می شوند. اگر همین الان شما با هر شهیدی بگویی رفیق، می گوید باشد. تا کجا؟ تا قیامت. بعد از قیامت هم باشد. رفیقت هستند. تو با اینها رفیق شو.

قیمت هر آدم به تعداد رفیق هایش است. آن هم به نوع رفیق هایش.از این رفیق ها استفاده بکنید.شهدا، انبیا، صدیقین. برای چی در حرم می رویم، می گویند بایست با حضرت آدم حرف بزن. ما اصلا انبیا را فراموش کردیم. اگر سر نماز می گوییم اهدنا الصراط المستقیم پس باید با انبیا رفیق باشیم. باید در روز با آنها ارتباط داشته باشیم. اینها را در بحث قرب به اهل بیت توضیح دادم. تمریناتش را آنجا گفتم. به آنجا مراجعه کنید.

انبیا صدیقین شهدا صالحین باید با این شخصیت ها ارتباط داشته باشیم. بو دارند، مزه دارند، معنا دارند، نور دارند، مک دارند در روح ما می ریزند. ولی کسی اگر با هیچ کس ارتباط ندارد، چهارتا عالمی، چهارتا ولی خدایی، چهارتا آدم نورانی، چهارتا رفیق خوبی، چهارتا مجلس خوب، یک سبک زندگی غلط هر روز از این ها دور می شود و دورتر می شود.

یک سبک زندگی ثروتمند و اشرافی کسی است که ارتباطات ثروتمند و اشرافی داشته باشد.آدم هایی که با آنها ارتباط داری، دوستانی که با آنها ارتباط داری، شهدا زنده هستند. شهید شاهد است. من صدها خاطره دارم از تسلط شهدا از برزخ بر اینجا و ارتباط و توجه به عالم ماده. باید از رحم های شخصیتی خیلی استفاده کنیم. ما به این ها احتیاج داریم. شما فکر نکنید اینها همه شوخی بوده. بچه های حضرت موسی بن جعفر ع و ائمه هجوم آوردند به ایران و همه آنها هم پخش شدند در ایران تا کشته بشوند. مثلا نعوذ بالله خدا نمی توانست از اینها دفاع بکند. چرا یکی رفته شیراز، یکی رفته اصفهان، یکی رفته کاشان، یکی رفته مشهد، یکی رفته نمی داتم کجا، چون اینها ستارها هستند دیگر باید شرایط مکانی ایجاد می کردند برای انقلاب اسلامی که مقدمه ظهور هست باید مردم تربیت می شدند تا بتوانند انقلاب اسلامی را انجام بدهند. بتوانند شرایط مقدمات ظهور امام زمان را انجام بدهند. مردم باید در حول این مکان ها تربیت می شدند که شدند و الحمدلله کار خودشان را کردند. از این به بعد هم تا ظهور امام زمان داستان همین است. پس از این رحم ها خیلی استفاده کنیم. حواسمان باشد غفلت نکنیم از اینها.اگر کسی می خواهد 40سال 50سال خرابی عمرش را جبران کند، از این منفذها استفاده بکند.

والسلام علیکم