جلسه 151 - انسان‌شناسی (قم)
شماره جلسه
151
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
9
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 151 - انسان‌شناسی (قم)

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره غفلت بود به مناسبت غفلت رسیدیم به این موضوع که فقط بیداری هست که میتواند ما را از غفلت دور بکند انسانها یا غافل هستند و یا بیدار، یعنی کسی که غیب برای او یک باور هست لذا قرآن فقط کسانی را هدایت میکند که تردید در دلشان نباشد(ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ).@ اولین مسئله این هست که تردید وجود ندارد باید این را برطرف کرد(لا رَيْبَ فِيهِ) اگر در دلت تردید آمد تزلزل هست سقوط هم هست برای رسیدن به یقضه انسان باید این تردیدها و شکهایش را برطرف بکند ابهاماتی که دارد را باید برطرف بکند.@ گاهی وقتها من دیدم یک کسی 15 سال 20 سال دارد کار تبلیغی میکند مبلغ است نویسنده است ولی تردید یک موقعهایی او را از پا در میاورد بارها این اتفاق افتاده که ما کسانی را داشتیم که 20 سال 30 سال کار خوب کردند ولی تردیدهایشان که در خودشان نگه داشته بودند و نبرده بودند جایی درمان کنند این کار دستشان داده.@ انسان باید کفرآمیزترین سؤالات و تردیدهایش را با کارشناس، نه با غیر کارشناس مثل یک کسی هست که سرطان دارد سرطان را نمیتواند ببرد پیش پرفسور چشم، وقتی سرطان دارد آن متخصص خاص آن سرطان باید به او مراجعه کند به جای دیگر هم مراجعه کند فایده ندارد.@ اگر در انسان شک و تردیدی هست باید سؤالاتش را ببرد یک جایی برطرف بکند مسائلش را دقیق و صریح بگوید که موش در انبار نگه نداریم بعد از ممکن است 20 سال 30 سال کار دستش بدهد و یک جا کار را خراب بکند.@ این تعارف کردن با خودمان یا حیاهای شیطانی که نه این چه سؤالی هست چرا این در ذهن من آمد، اگر در ذهنت آمد پس برو برطرفش کن مدام سؤال را نگه ندار شک و تردیدهایت را، انسان حق دارد و خدا هم دوست دارد که انسان کفرآمیزترین سؤالاتش را شکهایش را صریح به یک کارشناس بگوید تا برطرف بشود.@ بتواند محکم قدم بردارد نرود یک مدت یک جایی بعد تزلزل پیدا بکند از او سؤال بکنند شبهه برایش ایجاد بشود بعد هم ببُرد(ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ) با قرآن اگر غیر از این برخورد بکنی دیگر نمیتوانی از او کمک بگیری.@ نور و هدایت و همه چیزی که قرآن دارد بینه دیگر همه خاصیتهایش همه از بین میرود وقتی با تردید به آن نگاه میکنی(هُدىً لِلْمُتَّقِينَ) اینها چه کسانی هستند(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) به غیب ایمان بیاورد یعنی غیب برایش به منزله شهود باشد.@ یعنی بیداری زمانی است که انسان جهنم را باور میکند بهشت را باور میکند اگر انرژی توانست از بهشت بگیرد چون بیدار است میبیند یاد بهشت که میافتد آیات بهشت را که میخواند به او قدرت داد شادی داد غمهایش یادش رفت کینهها را توانست از دلش پاک بکند.@ یک جملهای دارد که خیلی در بحث کینه این را توضیح دادیم و در بحث روابط اعضای خانواده آسمانی با یکدیگر از وجود مقدس علی(ع) هست میفرماید(اَلدُنیا اَصغَرُ وَ اَحقَرُ وَ اَنظَرُ مِن اَن تُطاعَ فیهَ الاَحقاد) دنیا حقیرتر پستتر و کمتر از آن هست که در آن کسی دنبال کینه باشد.@ اگر یک کسی ماهیت دنیا را شناخت این بیدار شده بیداری یعنی اینکه تو بفهمی دنیا چیست و آخرت چیست و هر دو را با همان اندازهای که یک نفر آفریده چون هر دو را یک نفر آفریده الله آفریده در مورد دنیا فرمود بازیچه است در مورد قیامت فرمود عظیم است یک نفر با یک مقیاس دارد به هر دو نگاه میکند.@ این را ما باورش بکنیم و در دلمان آن عظمت جا بگیرد در دلمان آن عظمت اثر بگذارد آن عظمت ما را بگیرد و بهشت را باورش بکنیم بتوانیم از آن انرژی بگیریم بتوانیم با آن مستی بکنیم بتوانیم از آن لذت ببریم وقتی آیات بهشت را میخوانیم سرشار بشویم نه اینکه بگوییم یک چیز نسیه است حالا کو تا بعد، نه بتواند همین الان آن انرژی خودش را بریزد.@ چطور الان به یک نفر بگویند یک خانه به اسم تو کردند به اسم تو یک جایزه درآمده میخواهند به تو بدهند این از الان خودش را مالک میداند در بحث بهشت اگر یادتان باشد در مباحث ابتدایی انسانشناسی این را گفتیم(شَوِّقُوا اَنفُسَکُم اِلی نَعیمِ الجَنَّۀ) به اشتیاق بیاورید خودتان را با نعمتهای بهشتی.@ یک کسی که آیات بهشت را چون خدا خوانده که ما را قلقک بده اگر یک کسی قلقلکش نیاید یعنی یک مشکلی دارد و جهنم را گفته که بترسیم یک کسی از جهنم ترس نداشته باشد این راحت آدم عصبانی میشود این راحت آدم پرخاشگری هست این راحت آدم حسودی هست.@ شما یک حسادت را یک پرخاشگری را یک خودشیفتگی مذهبی را یک خودبرتربینی را یک من از همه بهتر هستم را همین یکی اینطوری اگر بماند خدا رحمت کند حضرت امام(س) فرمود معلوم نیست چند از قرنهای آخرتی انسان در جهنم باید بماند به خاطر پاک کردن یک خُلقش.@ او دیده که ترسیده یک کسی که بیدار است اصلاً اگر یکبار عصبانی بشود مسئله دارد با این یکبار عصبانی شدن خودش، یعنی مدتها مثل مارگزیده به خودش میپیچید که چرا من نسبت به همسرم به فرزندم نسبت به اطرافیانم عصبانی شدم.@ اصلاً چه شد من اینقدر بدبخت شدم که یک حسادت در دلم آمد چرا من یک چیز بدی را برای کسی خواستم چرا من یک بدجنسی در دلم آمد برای کسی، بیدار یعنی میفهمد که معصیت گناه بداخلاقی با وجودش چکار میکند بیدار یعنی کسی که وقتی خسته است وقتی که دل زده است چند آیه از آیات بهشت او را آرام میکند.@ آخرت، بهشت مثل همان کسی هست که به او گفتند یک خانه به اسم تو درآمده به تو میدهیم این هنوز داخل آن نرفته ندیده چطوری هست یا یک نفر رفته آنجا ویلا خریده این از الان خودش را صاحب ویلا میداند خوشحال هم هست.@ یک کسی که با بهشت نمیتواند خوشحالی بکند با بالاتر از بهشت نمیتواند خوشحالی بکند با خانواده آسمانیش نمیتواند خوشحالی بکند یعنی وقتی اسم مرگ میاید یادش نیست که میرود پیش خانواده آسمانیش ملحق میشود به محمد و آل محمد(ع) آن چهره عبوس مرگ او را میترساند اشتیاقی و رغبتی به غیب ندارد معلوم است که خواب است آن چیزهایی را که درست نمیبیند.@ در دعای مناجات شعبانیه میگوییم(اَللّهُمَّ اَرِنَا الاَشیاءَ کَما هی) اشیاء را همان چیزی که هستند من ببینم یعنی واقعاً از بهشت بتواند برایش لذت بیاورد و جهنم بتواند او را بترساند حالتهای جهنمی که به او دست میدهد شکلهای بدی که به روح انسان دست میدهد باطن انسان وقتی عوض میشود او را ترس بردارد.@ این یک آدمی هست که بیدار است یقضه دارد همه چیز را همانطوری میبیند این وقتی به او میگویی این گناه است همان گناهی که باید از آن بترسد میترسد اگر بگویی این عبادت است همینطوری به آن اشتیاق پیدا میکند خستگیش در میرود به آن اشتیاق پیدا میکند از عبادت لذت میبرد.@ میگوید کار خانه برای یک خانم یک عبادت است یک رضایت از طرف خداوند تبارک و تعالی است آن درجات آن ثوابها با همین آرام میشود دیگر نسبت به بچهدار شدن عصبانی نیست وقتی میگوید بچه سینه مادر را میمکد برای هر بار مکیدن ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان اسماعیل(ع) را به او میدهند این مادر واقعاً این کا را باور دارد برای همین هم خسته نمیشود.@ مادر ما(س) وقتی رفته بود منزل کسی از همسایگان مدام از او سؤال میکردند حضرت با شیرینی جواب میداد بعد طرف خجالت کشید حیا کرد حضرت فرمود نه بپرس من ناراحت نمیشوم اگر باز هم سؤال داری بپرس.@ تو اگر بدانی با هر سؤالی که از من میکنی و جوابی که من میدهم من را به کجا میرسانی اصلاً دیگر حیا نمیکنی من هم خستگیم در میرود وقتی میدانم با هر بار جواب دادن به تو به کجا میرسم چه چیزی گیرم میاید این را باور دارد.@ اگر کسی این را باور داشت دیگر از بچهاش کلافه نیست دیگر وقتی که بچهاش آمد با او حرف بزند مسخرهبازی در بیاورد حرفهای بیخود بزند کلافه نمیشود برو بابا حوصلهات را ندارم بچه را از خودش دور نمیکند.@ بچه الان احتیاج دارد بیاید بنشیند با پدر یا با مادر حرف بزند پرت و پلا هم بگوید بخصوص کودکان مثلاً سالهای سال حرفهای تکرار زیاد میزنند دوست دارد یک مطلب را پنجاه بار بگوید پدر در هر پنجاه بار میخندد در هر پنجاه بار شیرین برخورد میکند این را نگو، این را گفتی، دیگر بس است، خسته شدم، نه.@ این بچه میخواهد بیاید با تو حرف بزند ممکن است چرت و پرت هم بگوید به حساب شما آن دارد کار معصومانه خودش را انجام میدهد برای او چرت و پرت نیست برای او جدی است کسی دیگر حوصلهاش سر نمیرود.@ خانم میخواهد بیاید با شوهرش حرف بزند راجع به مسائل روز حالا این آقا هم رفته یک کلاس عرفانی جایی عرفانش هم کف کرده حالا آمده در خانه الان میخواهد تمرکز بگیرد خانم میخواهد راجع به سفره و پرده و مبل و این چیزها با این حرف بزند جگر میخواهد یک کسی بنشیند خوب بشنود و بخندد و جواب بدهد و حرف بزند اصلاً انگار نه انگار.@ خدا رحمت کند علامه را در سنن النبی داریم وقتی که ایشان از او راجع به هر موضوعی در جمع سؤال میکردند یا در جمع حرف زده میشد پیامبر با جمع بود اصلاً جو را تغییر نمیداد مثلاً این حرفها چیست نزنید بروید راجع به بهشت و آخرت و جهنم و عرفان، نه.@ اتفاقاً راجع به ابتداییترین چیزها یک کسی راجع به گوسفند صحبت میکرد یک کسی راجع به شتر صحبت میکرد یک کسی راجع به مسابقه حرف میزد مسابقه اسبسواری پیغمبر میگفت برویم مسابقه بدهیم برویم شترسواری، یک کسی لطیفه میگفت پیامبر با همه میخندید مثل همه.@ حتی داریم وقتی به او یک چیزی میگفتند با اینکه خودش میدانست ولی چون میدانست طرف مقابلش دوست دارد که یک خبری را به پیغمبر بدهد که برای پیغمبر جالب باشد پیغمبر میگفت عجب، از خودش احساسات نشان میداد که در ذوق طرف نخورد.@ مثل ما نبود که من خودم میدانم تکراری بود خبر سوخته بود پیامبر اصلاً اینطوری نبود(اُذُنٌ) از خصوصیات پیغمبر این هست که پیامبر اُذُن است یعنی شنونده خیلی خوبی هست ولی ما نیستیم با خانواده خوب نمیتوانیم بنشینیم بشنویم حرف میخواهد بزند.@ این حرفها سر و ته ندارد بیارزش است من طلبه هستم من دانشمند هستم من استاد دانشگاه هستم من مهندس هستم من دکتر هستم وقت این حرفها را ندارم اصلاً اینطوری نیست اُذُن است یعنی شنونده خوبی است هر کس قرار است با او حرفی بزند مینشیند با مهربانی میشنود.@ در اوصاف مرحوم آیت الله شاهآبادی استاد حضرت امام(س) میگفت اینقدر این مرد باصفا و باحیا بود یک بچه دو سه سال هم یک موقعی به او گیر میداد میخواست او را نگه بدارد بنشاند یک جا با او حرف بزند مینشست.@ بیداری یعنی همین یعنی آدم ببیند ارزشها و قیمتها را بفهمد و باورش بکند و به آن عمل هم بکند ای بابا کو تا این حرفها، چه کسی باور میکند چه کسی رفته شیطان خیلی راحت میاید همه اینها را زیر سؤال میبرد.@ بیداری یعنی آنچه که هست را تو باور بکنی آدم وسواسی خواب است کسی که وسواس فکری و عملی دارد خواب است چون قیمتها و عددها دستش نیست شیطان راحت میتواند بیاید به او بگوید به جای دو سه بار آب بریز به جای سه بار پنج بار آب بریز و قبول میکند.@ خدا را قبول ندارد که گفته دو بار بس است یکبار بس است نه به دلم نچسبید این خواب است آدم وسواسی بیدار نیست خواب است هنوز نمیفهمد که دارد وقتش را سر چه چیزی تلف میکند عمری که قیامت از او سؤال میکنند لحظه به لحظهاش را ساعت به ساعتش را نمیداند چقدر قیمت دارد بیکار است نشسته وقتش را صرف افکار کوچک و ضعیف و بدرد نخور میکند.@ بیدار یعنی اگر یک روایت را دارد میخواند همان لحظه میشود یک آیهای خواند چون بیدار است، میبیند، همین است خُب همین است، تردید، شک، حالا از کجا معلوم، اصلاً سراغش نمیاید یک دل بیدار خیلی خوب است.@ (اِنتِباهُ العُیُون لا یَنفَعُ مَعَ غَفَلَۀِ القُلُوب) چون بینش انسان براساس قلبش هست قرآن انسانها را براساس دلهایشان به شش گروه تقسیم کرد سنگ و کمتر از سنگ، حیوان کمتر از حیوان، شیطان و مؤمن، میفرماید بیداری چشمها فایده ندارد وقتی قلب خواب است.@ یعنی وقتی تو ماهیت رحمی خودت را ماهیت جنینی خودت را در رحم دنیا و ماهیت رحمی دنیا را نمیفهمیش باور نکردی ابدیت و آخرت و غیب را آنطوری که هست نمیشناسی و نمیبینیش غیب در زندگی تو تأثیر ندارد یعنی(الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) غیب میاورد در وجودش میریزد(الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) همین شادش میکند غیب تا گرهی در زندگیش پیش میاید غیب کاملاً آدم را شاد میکند.@ پس این(تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ) ملائکه به قلب چه کسی نازل میشوند فقط برای صدر اسلام بوده؟ به ما هم میرسند به ما هم مژده میدهند وقتی شما با ابدیت پیوند ندارید با غیب پیوند ندارید در هر جا باشی دیگر فایدهای ندارد.@ یعنی مهم نیست طلبه هستی مهندس هستی دکتر هستی یا یک آدم معصیتکار، وقتی غفلت به قلب غلبه کرده در هر حالتی باشی دیگر فرقی نمیکند چون خواب هستی ما طلبه خواب داریم به قول امام به قول مقام معظم رهبری راجع به طلبههای سکولار صحبت میکند.@ طلبه است اما به دین نمیکشد روحانی است ولی به دین نمیکشد مهندس است دکتر است نمازخوان است حاجآقا است کربلا برو است مشهد برو است حج برو است ولی خواب است خواب که فایده ندارد فرقی نمیکند تو کجا باشی وقتی خواب هستی یک عده با گناه خواب هستند مشغول گناه و معصیت هستند یک عده هم با خودشیفتگیهای مذهبیشان هستند.@ دلش خوش است چهار تا مکه رفته چهار تا کربلا رفته یک حاجآقایی هست یک حاجخانمی هست با همین ولی خواب است بیدار کسی است که به تعبیر قرآن روزبهروز حجم شادی و آرامشش بیشتر میشود بیدار کسی است که دنیا دستش به او نمیرسد که عصبانیش بکند یا غمگینش بکند.@ (مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند او را به گریه بیندازد جهنمی است بیدار یعنی قدرت دارد غیب را میبیند ارتباط دارد قدرت میگیرد استفاده میکند بیدار یعنی اسم الله را دارد از اسامی خدا واقعاً میتواند استفاده بکند بیدار یعنی وقتی که نماز میخواند صدق دارد(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) واقعاً میتواند استعانت بکند راست میگوید.@ دروغ نمیگوید هم(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) راستش است با سبک زندگی کس دیگری اصلاً جور در نمیاید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ) معنایش این هست که من اساساً سبک زندگی را از غیر از الله و معصوم دریافت نمیکنم فقط تو، استعانت هم میتواند بگیرد آدم قوی هست(نَسْتَعِينُ) یعنی کمک میگیریم نمیشود آدم خدا و اهل بیت کنارش باشند عصبانی و غمزده باشد.@ الان داریم اربعین نزدیک میشویم 20 میلیون آدم دارند اربعین میروند کربلا برای بزرگداشت آدمهایی که(کُلَّما اِشتَدَ عَلَیهِم الاَمر اِحمَرَ لَونُهُم) همه آنها اینطوری بودند امام باقر(ع) فرمود(لَم یَجِدُ اَلَمَ الحَدید) اینها وقتی شمشیر به آنها میخورد درد احساس نمیکردند.@ و خدا شاهد است ما در جبهه هزار بار میلیونها بار در این هشت سال دیدیم که درد احساس نمیکردند چون ایمان داشتند واقعاً بیدار بودند بیداری باید خاصیتش را با خودش بیاورد اگر کسی غیب را میبیند با او کمک میکند تردد دارد یعنی ما را مجبور کردند به ما توصیه میکنند که شما بیدار بشوید.@ میفرماید(صَلُّوا صَلاۀَ مُوَدِع) مثل کسی که دارد میمیرد نماز بخوانید حالا آدم بخواهد یکبار اینطوری نماز بخواند چطوری میشود یعنی وقتی فکر میکند که من دیگر نماز نمیخوانم غیب سراغش میاید وقتی کسی میداند الان میخواهد بمیرد امروز آخرین نمازش بود که خوانده ببین احساساتش کاملاً فرق میکند روشش، شیوهاش، اخلاقش کاملاً فرق میکند.@ دیدید به اینهایی که سرطان میگیرند دکتر جوابشان میکند یک دفعه اخلاقشان تغییر میکند کَنده میشود این انقطاع برایشان کار میکند میگوید تمام است من تا شش ماه دیگر بیشتر زنده نیستم دست از شیطنتها و آرزوهای پوچ و خیالبافیها برمیدارد همین شش ماه را هم سعی میکند خوب زندگی بکند.@ حالا یک کسی که همیشه همین فکر را با خودش دارد وقتی این فکر را همیشه دارد همیشه هم خوب زندگی میکند آدم بیدار محال است خودش را بهتر از یک نفر دیگر بداند شما نگاه کنید رسول خدا با دشمنانشان چطوری تا کردند چقدر مهربان بودند.@ امیرالمؤمنین نگاه کنید با کسانی که غاصب خلافت، قاتل همسرش بودند صفا داشت صمیمیت داشت میتوانست همجواری داشته باشد وزیرشان بود با اخلاص کمکشان میکرد با آنها شوخی میکرد حرف میزد اصلاً انگار نه انگار اتفاقی افتاده.@ پیامبر است آمده مکه را گرفته بعد از آن همه جنایتی که ابوسفیان کرده میگوید هر کس به خانه ابوسفیان پناه ببرد در امان است ابوسفیانی که میترسد الان دست مسلمانان به او برسد تکهتکهاش بکنند یک دفعه معتمد رسول خدا میشود میگوید هر کس خانه او برود در امان است.@ چقدر همجواری زیبا، او هم از اخلاق مالک اشتر که کسی به او توهین میکند میرود مسجد برایش دعا میکند میفرماید اگر کسی گمان بکند بهتر از یک نفر هست(فَهُوَ مُستَکبِرٌ) گمان بکند از یک نفر بهتر است این متکبر است.@ الان شما نگاه کنید در این بحث جناحهای سیاسی گاهی وقتها اینقدر کینهها، نفرتها، تکفیرها، تفسیق اتفاق میافتد که نگو یک اختلاف نظر سیاسی بود دیگر کسی عقائد من را قبول ندارد عقائد سیاسی من را قبول ندارد مسلمان هست نماز میخواند روزه میگیرد خدا دین و پیغمبر را قبول دارد حالا مسائل عقیدتی من را هم قبول ندارد به مسائل سیاسی من اعتقاد ندارد، نمیشود که همه را تفسیق و تکفیر کرد با همه قهر کرد.@ پیامبر با دشمنش با قاتلی که میداند صد در صد جهنمی هست اینقدر شیرین دارد زندگی میکند این که میگوید(کُلَّما اِزدادَ لِلاِیمانِ عَبداً اِزدادَ لِلنِساءِ حُبّاً) هر چقدر ایمان شخص افزایش پیدا میکند علاقهاش به همسرش و خانواده همسرش و اطرافیانش بیشتر میشود شرط ندارد مؤمن و کافر.@ یعنی شما فکر نکنید پیامبر با یکی از زنان خودش یکی هم نبودند چند تا بودند از اینهایی که چقدر پیغمبر را اذیت کردند پیامبر با اینها خیلی خوشرفتار بوده خیلی شیرین با آنها رفتار میکرده، ما خیلی خشن بار آمدیم ما کافی است یک نفر یک چیزی از ما را نپذیرد یک عقائدی از عقائد ما را قبول نداشته باشد چه شخصی چه مسائل دیگر، زود به هم میریزیم.@ شما این رفتارها را نگاه کنید بعد ببینید این جنگ شیعه و سنی که الان هست چقدر احمقانه دارد مدیریت میشود چه در اهل سنت چه در شیعه، امیرالمؤمنین مجالسشان میرفتند امام صادق ما چقدر روایت داریم که با آنها نماز بخوانید در نمازهایشان شرکت بکنید نماز بخوانید آنها چطوری بودند با اهل سنت چقدر مهربان، همانها جذب میکردند.@ من چقدر در کشورهای اروپایی در کشورهای دیگر که بودم میدیدم بچه شیعهها به خاطر حسن برخوردشان اینها همه جذب مذهب اهل بیت شدند تهران جاهای دیگر دیدم اخلاق، مهربانی، کرامت، بزرگواری، رحمت و رحمانیت شرط ایمان ندارد و مؤمنی که به رحمان نزدیک نشود از خدا دور میشود.@ مؤمن باید اول رحمان باشد بعد رحیم باشد بله برای کسانی که خاص هستند آدم یک رحمت ویژه دارد ولی برای همه موجودات حتی دشمنان، شما ببینید مروانی که این همه خباثت داشت نسبت به اهل بیت، خانوادهاش، خودش، چقدر کینه داشت نسبت به اهل وقتی یزید حمله میکنند خانواده این در خطر میافتد حضرت میگوید خانوادهتان بیایند در خانه ما در امان باشند.@ ما خشونت به اسم مذهب هم هست خودشیفتگیهای مذهبی باعث میشود ما خشن بشویم هر کس مثل من فکر نکند هر کس مثل من نباشد پس بد است میخواهم بگویم مشغلههایی که ما درست میکنیم برای خودمان در قالب مقدس، طلبگی، دکتری، مهندسی غیر از بیدار بودن است.@ یک موقع یک کسی میبینی بیسواد است و بیدار است عوام است و بیدار است یک کسی میبینی خاص است و خواب است کمااینکه غالب خوابهای ما همیشه خواص بودند چه الان که خواص خوابترین افراد هستند چه از صدر اسلام که همینطوری بودند عوام معمولاً خیلی خوب بیدار میشدند.@ شما صلوات فرستادن عوام را نگاه کنید چقدر شورانگیز صلوات میفرستند چقدر شورانگیز سینه میزنند چقدر جمعهایشان باصفا هست حالا یک خاص میخواهد صلوات بفرستد میبینی جانش به لبش میاید میخواهد یک صلوات بفرستد تازه اگر هم بفرستد نمیتواند بلند بفرستد.@ حضرت میفرماید کسی که بلند صلوات نمیفرستد فرشتهها میگویند خدا نیامرزدت میبینی هر کاری میکنی منش جهنمی و گند این نمیگذارد یک صلوات بلند بفرستد نمیتواند مثل عوام دهانش را باز کند راحت صلوات بفرستد.@ سینه هم که میخواهد بزند باز میبینید که نمیتواند مثل بقیه مردم برود سینه بزند میخواهد یک گوشهای بایستد پنج سانت انگشت را باز کند، نمیتواند، سختش هست دل بیدار بشود هر کس هر جایی میخواهد باشد میبرد سرعتش زیاد است و میرسد.@ ولی وقتی خواب باشد در مقدسترین جاها در مقدسترین لباسها آدم خواب است به هیچ جا نمیرسد لذا آن که خیلی مهم است همین است(اِنتِباهُ العُیُون لا یُنفَعُ مَعَ غَفلَۀِ القُلُوب) فایده ندارد وقتی قلب غافل است وقتی غیب تو به تو کمک نمیکند ولی الله تو به درد تو نمیخورد.@ امام حسین تو برایت کمکی نیست زینب کبری که 30 سال رفتی روضهاش را خواندی و او میگفته(و ما رأیت الا جمیلا) نسبت به مصائب دنیا تو نسبت به یک کلهپاچه عصبانی میشوی برای یک تکه مرغ عصبانی هستی.@ برای سالاد اعصابت خورد میشود برای کجای مجلس نشستن اعصابت خورد است برای رنگ نوشابه برای لباس برای کفش برای تلفن همراهت تغییر بکند اعصابت به هم میریزد پس این(و ما رأیت الا جمیلا) حضرت زینب چه موقع میخواهد به داد ما برسد به ما کمک بکند.@ فقط او بوده یک اسطورهای بوده برای خودش ما هم بگوییم چه فایدهای دارد برای ما، اگر قرار باشد ما آدمهای آرام و شادی نباشیم درس خواندنهایمان هم دیگر به دردمان نمیخورد مذهبی بودنمان هم برایمان کاری نمیکند بالاخره این باید بتواند ما را شاد بکند عُرضه داشته باشد ما را آرام بکند.@ دین در ذاتش همین است(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) مؤمن نشاطش دائمی است مؤمن باید دائم با نشاط باشد. تمام این روایات را که میخوانم از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(سُکرُ الغَفلَۀِ وَ الغُرور اَبعَدُ اِفاقَتاً مِن سُکرِ الخُمُور).@ میفرماید مستی غفلت و غرور، غرور یعنی فریب یعنی همین خودشیفتگیها همین خودبرتربینیها همین که من خیلی کارم درست است(الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) این که من خیلی کاردرست هستم من خیلی آدم موفقی هستم غرور، فریب، مستی غفلت و فریب دیرتر این مستی از آدم دور میشود تا مستی شراب.@ مستی شراب چند ساعت بعد برطرف میشود ولی کسی که غافل هست فریب خورده تا آخر عمر در نکبت قیافه گرفتن و کلاس گذاشتن برای دیگران و خودبرتربینی و فرح بما عنده(كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) که کار ما درست است ما داریم کار بهتر دنیا را انجام میدهیم بقیه بیچاره هستند بقیه ساده هستند بقیه پخمه هستند بقیه هالو هستند ما خیلی کارمان درست است این دیر جواب میدهد اصلاً ممکن است تا آخر هم بیدار نشود.@ یادتان هست در بحث بهشت یک جملهای خواندیم خیلی تکاندهنده هست من شاید سالی یکی دو بار یادش میکنم فرمود وقتی که اینها را به سمت بهشت میبرند در بهشت را که باز میکنند(فُتِحَتْ أَبْوابُها) در بهشت را که باز میکنند میگوید اگر فرشتهها به داد دل مؤمن نرسند مؤمن آنجا جا در جا میمیرد.@ اینقدر دیدن بهشت او را ذوقزده میکند بهشت خداست او بهشت را آرایش کرده فرمود(فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ) هیچ کس نمیداند آن چیست فقط میگوید اینطوری به شما بگوییم که اگر یک ذره عطرش یک غذایش یک مزهاش در دنیا بیاید همه میمیرند از بس عالی است طاقت نمیاورند.@ میگوید اینها وقتی که بهشت را میبینند مؤمن اگر فرشتهها به دادش نرسند قبل از اینکه به بهشت برسد از شوق مرده میگوید اینها یک عدهای را میاورند بهشت را باز میکنند میگویند بفرمایید، اینها ذوقزده شوقزده میروند دَم در بهشت خدا میگوید نه اینها را برگردانید اینها جهنمی هستند.@ چون حکم شده بروند بهشت، خودشان را بهشتی و مالک بهشت میدانند یعنی به او گفتند برو بهشت یعنی تو بهشتی هستی بعد دیگر خیالش راحت شده خدا به او گفته برو فرشتهها هم که دارند استقبال میکنند این میرود دَم در بهشت میگویند نه اینها را برگردانید اینها جهنمی هستند.@ چقدر این واقعاً سخت است یک کسی بداند بهشتی است به او بگویند بهشتی است و بعد به او بگویند بفرما برو جهنم، میگویند خدایا همان اول میگفتی جهنمی هستی چرا اول گفتی ما بهشتی هستیم آمدیم بهشت را دیدیم حالا ما چطوری جهنم برویم؟ خیلی ناراحت هستند خدا میگوید برای اینکه شما در رفتارهایتان در دنیا اینطوری بود برای مردم بهشت نمایش میگذاشتید ولی خودتان جهنمی بودید.@ این(يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) خودشیفتگی اینطوری است اینکه من کارم درست است اینطوری است که همه میگویند خوش به حالش، به همه اعلام میکند که من بهشتی هستم یک طوری ریاکاری دارد یک طوری سالوسی دارد یک طوری نمایش دارد که من فقط کارم درست است بقیه چنین و چنان هستند.@ همین شیوهها باعث میشود که آدم نتواند با بقیه کنار بیاید اینقدر منش بزرگ است و این من مقدس آدم بزرگ میشود که همه بد هستند همه اَخ هستند با هیچ کس هم نمیتواند حُسن همجواری داشته باشد با هر کس هر جا هست دعوا میشود.@ با زنش دعوایش میشود با بچهاش دعوایش میشود با مادرزنش دعوایش میشود با باجناق دعوایش میشود با جاری دعوایش میشود با مادرشوهر دعوایش میشود مذهبی هم هست با همه کنار نمیاید از خانواده با بچههایش مشکل دارد تا با همسایهها تا با بیرون تا با هر جای دیگر.@ سلمان(ع) فرمود اگر بگویند همه مردم دنیا بهشتی هستند جز یک نفر من میگویم آن یک نفر من هستم خودشناسی یعنی همین، مرحوم میرداماد، میرداماد یک آدم بزرگی هست که میگوید اگر حکیم خلع بدن برایش عادت نباشد اصلاً حکیم نیست ببینید ما چقدر با این بزرگان فاصله داریم.@ بعد دوستانش چه کسانی بودند؟ یک موقع به او خبر دادند که لات و لوتهای اصفهان با این خیلی مأنوس هستند این هم با آنها مأنوس است شاه عباس هم برایش سخت بوده یک آدم به این بزرگی مشاورهاش هم هست رویش نمیشود غیر مستقیم میگوید شنیدم بعضی از بزرگان با اراذل و اوباش میگردند؟ ایشان صریح میگوید نه من خودم با آنها هستم در آنها بزرگی ندیدم.@ بیداری یعنی این که اگر با اراذل و اوباش بودی همه را بهتر از خودت بدانی حالا اینجا نگاه کنید شخص میخواهد برود نماز بخواند 30 دفعه این آخوند را بررسی میکند از کجا معلوم این عادل باشد من که عدالت این برایم احراز نشده، میرود یک گوشهای میایستد نماز میخواند بقیه هم میایند میبینند که چرا حاجآقا دارد اینجا نماز فرادی میخواند آن آقا دارد نماز جماعت میخواند.@ امام خدا رحمتش بکند میامد میرفت در همین مرز موقعی که داشتند اخراجش میکردند یک مسجدی بود که اهل سنت داشتند نماز میخواندند یک مرجع تقلید امام است میرفت میدید آنجا یک آقایی دارد نماز میخواند میرفت سریع به او اقتدا میکرد.@ یکی از این مؤمنین این همه مؤمن اطراف شما هست یکیشان جلو بایستد به او اقتدا بکنید ولی اگر خودش را جلو بگذارند میرود میایستد اما راحت به هر کسی اقتدا نمیکند خودشیفتگی یعنی این یعنی تو مطمئنی تو عادل هستی پاک هستی کار درستی بقیه همه مشکل دارند؟.@ 40 نفر مؤمن در یک مسجد به این آقا اقتدا کردند نماز میخوانند برو نمازت را بخوان بیدغدغه، ما اینطوری نمیتوانیم باشیم پس غفلت با غرور دقت کنید یعنی چی فریب خوردن اندازه دستت نباشد پنج تا بخشها یادتان نرود جماد، گیاه، حیوان، عقل، فوق عقل، غرور یعنی اینکه تو اشتباهاً یکی از این چهار تا را قیمتدارتر از اصل خودت بدانی یعنی در بخش فوق عقلانیت.@ غرور چیست؟ قرآن فرمود(إِنْ كانَ آباؤُكُمْ) آن هشت تا معشوق را که جلو میگذارد میگوید اگر این هشت تا معشوق یکیشان از الله اهل بیت و جهاد پیش تو عزیزتر باشد تو فاسق هستی غرور یعنی این غرور یعنی فریب خوردن یعنی برای دو هزار یک میلیون ارزش قائل باشی غرور یعنی باور نکنی خودت مهمتر از دنیا هستی پس دنیا نباید تو را ناراحت بکند.@ (مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) هر کس به دنیا گریه بکند جهنمی است غرور یعنی من این را نفهمم که قیمت من از دنیا بالاتر است غرور یعنی من نفهمم بعد از خدا دومین نفر خلقت در این عالم هستی هستم خدا خالق، اولین نفر انسان هست پایینتر از من نمیتواند من را عصبانی بکند و کوچک و تحقیرم بکند.@ غرور یعنی من(لا اله الا الله) را فراموش بکنم که من معشوقم الله است غرور یعنی وقتی جبهه پیش آمد بگویی من درس دارم نمیرسم جبهه بروم من آدم بزرگی هستم من خیلی آدم مهمی هستم من برای چی بروم جبهه کشته بشوم.@ آن شهید دستغیب، شهید اشرفی اصفهانی، شهید مدنی، شهید قاضی، مقام معظم رهبری، بزرگان دیگر لباس جنگ میپوشیدند میرفتند مدتها هم آنجا بودند مرحوم میرزا جواد آقای طهرانی من با ایشان رفاقتی داشتم قدش زاویه قائمه بود بلند میشد میامد آن همه کرامات داشت این آدم.@ اینقدر من نداشت که در عمرش یک عکس هم نگرفته بود ولی وقتی بچه بسیجیها به او گفتند که حاجآقا بیا با ما یک عکس بینداز گفت بگذار یک عکس با اینها یک عکس بگیریم اینها نگویند جوادک بخل کرده.@ گفتند حاجآقا دیگر نمیایی جبهه گفت بیایم آنجا دست و پاگیر هستم بچهها باید من را شب ببرند دستشویی اگر بگذارند کفشهایشان را واکس بزنم ظرفهایشان را بشویم میایم نمیگذارند که ما این کار را بکنیم یک ذره که سرحالتر بود میامد خمپاره هم میزد.@ یک کسی مثل مرحوم قاضی طباطبایی میگفت من میایستم سر راه این بسیجیها اینها گرد پایشان روی بدن من بنشیند خدا من را قیامت ببخشد به واسطه گرد پای این بچه بسیجیها، یک کسی هم میگفت من عالم هستم من بروم جبهه، من شاگردهایم از من جلو میزنند اگر جبهه بروم من اگر جبهه بروم حیف هستم.@ غرور یعنی قیمتها از دستت برود قدرها را اشتباهی بگیری غرور یعنی وقتی فهرست آرزوهایت را میگیرند الله اهل بیت و جهاد در رأس قرار نگیرد تو حتماً دچار غرور هستی اگر الان بپرسند لذتهای زندگیت چیست؟ الله، اهل بیت، جهاد، پس سالم هستی انتباه داری غفلت نداری بیداری است.@ قرآن میفرماید کسی که سه تا معشوق اصلیش اینها نباشند حتماً فاسق است(وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ) حالا این مستی به راحتی برطرف نمیشود حضرت میفرماید(سُکرُ الغَفلَۀِ وَ الغُروُر اَبعَدُ اِفاقَتاً مِن سُکرِ الخُمُور) از مستی شرابها.@ دار الغرور که میگویند دنیا، خانه فریب یعنی اینکه تو عدد و ارقام را اشتباه بگیری برای چیزی که نمیارزد گریه بکنی برای چیزی که میارزد گریه نکنی برای چیزی که نمیارزد ذوقزده بشوی برای چیزی که میارزد ذوقزده نشوی.@ من یک گله از خدا بگویم حدیث قدسی است خدا از بندهاش گله میکند میگوید بنده مؤمن من مؤمن هست ولی اینطوری است دوست داشتنی است مؤمن است آدم حسابی است حضرت میگوید ذویالالبابی که غفلت دارند بعضی وقتها آدم ذویالالباب هست اما غافل است اولوالالباب هست ولی غافل است.@ آدم عاقلی است آدم پسندیدهای هست آدم دوست داشتنی هست آدم وزینی هست آدم باارزشی هست ولی غفلت سراغش میاید حضرت میفرماید بنده مؤمنم از او چیزی را از دنیایش میگیرم وقتی چیزی را از دنیایش میگیرم به من نزدیکتر میشود چون هم کفاره گناهانش هست هم درجاتش هست هم تراش دادم تمیزش کردم.@ خدا گله میکند میگوید وقتی که یک چیزی را از او میگیرم با اینکه به من نزدیکتر میشود غمگین است غم دارد و وقتی یک چیزی را به او میدهم از این جیجی ویجیهای دنیا با اینکه با گرفتن آن از من دور میشود اما شادی میکند.@ در رفاقت اینها چیز خوبی نیست که آدم یک چیزی بگیرد از خدا دورتر بشود به خاطر اینکه آن چیز را گرفته خوشحال بشود یک چیزی را از دست بدهد که به خدا نزدیک بشود چون آن را از دست داده نزدیکیش به خدا خوشحالش نکند این بد است غرور یعنی این.@ غرور یعنی ما با از دست دادنهایمان احساس قرب و شادی نکنیم و با به دست آوردنهایمان غفلت داشته باشیم اینقدر شنگولی کنیم که حواسمان نباشد که ممکن است ما از خدا غافل بشویم(لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ) این غرور میشود پس در موضوع غفلت خیلی عزیزان دقت کنید.@ مجله سفر موعود هم درآمده این را عزیزان حتماً در خانه داشته باشند مجله خوبی هست محتوایش محتوای خیلی ارزشمندی هست اطلاعاتش برای همه اعضای خانواده مفید هست و مطالب این جلسه هم مطالب خیلی مهمی هست حتماً عزیزان سعی کنند مشترک بشوند که برایشان منزل بیاید.@