جلسه 009 - غفلت
شماره جلسه
9
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
10
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 009 - غفلت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره موضوع خیلی مهم غفلت بود. یک موضوع تقریباً عامی هست. بعضی از مبانی را در این زمینه عرض کردیم جلسات گذشته. فرمایشی هست از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اَجِبتُ لِغَفلَۀِ ذَوالاَلباب عَن حُسنِ الاِرتیاد وَ الاِستِعدادِ لِلمَعاد) این فرمایش امیرالمؤمنین(ع) خیلی بلند هست.@ میفرماید من تعجب میکنم از غافل بودن خردمندان و خوب توشه تهیه کردن آنها و آمادگی برای معاد. بحث رفته سر غفلت آدمهای خوب آدمهایی که خود حضرت آنها را آدمهای ذوالالباب آدمهای باعقل باخرد میداند ظرافت کار اینجاست که اساساً در روانشناسی عاقل یکی از جنبههای شخصیت عاقل معادسازی است.@ (مَن عَمَرَ دارَ اِقامَتِهِ فَهُوَ العاقِل) کسی که آباد بکند سرای جاودانه خودش را او فقط عاقل هست عاقل کسی هست که آخرتسازی میکند و الا بقیه هیچ کس عاقل نیست ممکن است کسی عالم باشد دانشمند باشد باهوش باشد در بخش تقویت ژنها گفتیم پنج تا ژن را باید قبل از بارداری چه مرد چه زن در خودش تقویت بکند.@ یکی ژن هوش بود که بعد از سلامت و زیبایی هوش بود بعدی عقل بود که این دو تا را از هم تفکیک کردیم بعضیها ممکن است آدمهای باهوشی باشند و به واسطه هوششان دانشمند و عالم بشوند اما معلوم نیست آدمهای عاقلی باشند.@ عاقل شرائطی دارد که در مباحث روانشناسی عاقل آنجا مفصل توضیح دادیم که چه کسی عاقل هست و بنا به آموزههای دینی عقل با جهل جمع میشود یک کسی میتواند عالم بشود چون باهوش بوده توانسته درس بخواند ما اینجا در قم جاسوسی داشتیم از روسیه که اجتهاد هم گرفته بود از علمای ما که مجتهد شده ولی جاسوس بود هوشش زیاد است میتواند به درجه اجتهاد هم برسد ولی معلوم نیست آدم عاقلی باشد علم با جهل جمع میشود.@ (رُبَّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُه) چه بسیار عالمی که جهل آنها آنها را کشته بواسطه جهلشان، جهل ضد عقل است چون عقل نداشتند در واقع اگر بخواهیم باطن حدیث را درست بشکافیم میشود چه بسیار عالمی که به دلیل نداشتن عقل خودشان را هلاک کردند پس میشود انسان عالم باشد و جاهل باشد جهل با عقل جمع نمیشود.@ لذا در کتاب شریف کافی هم دارید(کتابُ العقل و الجهل) یعنی تقابل این دو تا با هم هست در آموزههای دینی ما هم همینطور هست که نقطه مقابل عقل جهل هست. حالا اینجا حضرت راجع به عالم حرف نمیزند راجع به ذوالالباب صحبت میکند که آن همه خصوصیت زیبا در قرآن دارند.@ میفرماید من تعجب میکنم که ذوالالباب آنهایی که آدمهای با عقل و خردی هستند اینها چرا غفلت میکنند از خوب توشه تهیه کردن و خوب آماده شدن برای معاد. در بحث حملههای شیطان که قرآن کریم حملههای شیطان را مطرح میکند چهار حمله ذکر کرد حمله جلو عقب راست و چپ.@ (قالَ فَبِما أَغْوَيْتَنِي لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرِينَ) اول از این روی صراط مستقیم با نون تأکید ثقیله هم هست لام هم که اولش دارد اگر بخواهیم ترجمه بکنیم میشود حتماً حتماً روی صراط مستقیم در کمین بندگانت مینشینم.@ این سنت الهی است و تغییر هم نمیپذیرد به هیچ وجه حمله شیطان قابل تغییر نیست حتماً در صراط ما یکی از مشکلاتی که خواهیم داشت شیطان هست یک شخصیت حقیقی و خارجی است توهمی نیست انسان با یک شخصیت حقیقی و خارجی در زندگیش روبهرو هست که به قول مرحوم علامه(ره) حتی در خواب هم به سراغ انسان میاید.@ و ما متأسفانه باشگاهی نداریم که جوانهایمان فرزندانمان همسرانمان خانوادهمان را مردممان را در این باشگاه علیه یک همچین دشمن مهمی در زندگی که میتواند انواع و اقسام فکرهای منفی را تولید بکند تجهیز بکنیم جایی نیست کلاسی جایی باشگاهی که به ما بگوید شیطان یک موجود خارجی است به شما حمله میکند این نوع افکار را تولید میکند.@ (ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ) حملههای جلو که دلشورهها هست انواع دلشورههایی که هیچ کدام منشأ شرعی و عقلی ندارند و این دلشورهها باعث میشود که انسان به معصیت و گناه زیاد بیفتد دلشوره در مورد آینده خودش خانوادهاش و خیلی چیزهای دیگر.@ (ثُمَّ لَ‏آتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ) از گذشته، گذشته گناهان کدورتها و شکستها بود در این سه مورد هم شیطان حمله میکند ذهن انسان دائماً درگیر گذشته خودش میشود و برای همین هیچ وقت آدمهای قدرتمند وقتی که به این حملهها اهمیت میدهند از دل این حملهها دیگر کسی نمیتواند بیرون بیاید.@ فقط کسانی واقعاً قدرتمند هستند و میتوانند به نشاط به شادی و آرامش برسند که بتوانند خودشان را از شر دلشورههای آینده و مسائل گذشته راحت کنند کسی که ذهنش دائماً به گذشته برمیگردد چه به گناهانش و آشتیش را به عقب میاندازد روح آشتی با خدا ندارد.@ یا اینکه به کدورتهایی که بین خودش و دیگران بوده دائماً دامن میزند و فکر میکند یا به شکستهایش که دائماً خودش را یک آدم دست و پا چلفتی ضعیف بیعرضه ببیند و نتواند پروازهای بلند و قدرتمند انجام بدهد یک کسی که دائماً ذهنش درگیر اینجاست این نمیتواند تصمیمات خوب بگیرد این از پرواز در افقهای حتی متوسط هم عاجز هست چه برسد به افقهای بلند.@ و حمله سمت چپ و راست(وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ) روی صراط، تقدیر الهی این هست که ما این چهار تا حمله را داشته باشیم چون فقط کسانی که واقعاً به الله ایمان آوردهاند به معنای حقیقی و واقعاً توحید خود را قوی کردند در این چهار تا حمله در امان خواهند بود بلکه این چهار تا حمله به آنها کمک میکند به قرب الهی هر چقدر شیطان به آنها بیشتر حمله بکند آنها به الله نزدیکتر میشوند.@ شیطان مربی ماست و از مظاهر ربوبیت الهی است خداوند چون ربّ ما است شیطان را برای ما فرستاد به عنوان یک نعمت که بتواند ما را تربیت بکند بنابراین این حملهها فقط به سود کسی تمام میشود که واقعاً ایمان به الله آورده باشد غیب را پذیرفته باشد لذا شما میبینید اولین شرط در هدایت چیست؟ (الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ) کسی که ایمان به غیب ندارد به هدایت هم نخواهد رسید.@ اگر کسی حقیقتاً ایمان قوی داشت حملههای شیطان تماماً به نفعش تمام میشود چه جلو چه عقب چه راست و چه چپ، چپ گناهان بود و راست کمالات یک انسان هست گاهی وقتها کمالات یک انسان دردسرساز برای انسان میشود.@ پیروزیهای انسان زیبایی انسان خوشصدا بودن انسان خوش قیافه بودن انسان پول انسان طلبه بودنش، سید بودنش، روحانی بودنش، مجتهد بودنش، سوابق مبارزاتی، سوابق خدماتی سوابق خیراتی، تحصیلات، حتی تقوایش، عباداتش، جهادش، زحماتی که کشیده، خوبیهای یک شخص دردسرساز میشود وسیلهای برای حمله سمت راست شیطان میشود.@ شیطان که ناامید میشود از افرادی که تن به حمله سمت چپ نمیدهند و گناه نمیکنند از حمله بسیار خطرناکتر استفاده میکند چون حمله راست بدترین حمله از حملههای شیطان هست و بیشترین آسیبی که اسلام تا الان دیده در حمله راست دیده از خواص از خوبان از افراد باظرفیت از افراد مثبت از افراد خوب بیشترین ضربه را اسلام تا الان دیده و از این به بعد هم همینطور خواهد بود.@ فرق حمله سمت راست با چپ و جلو و عقب این هست که در هر سه حمله دیگر ما با حجابهای ظلمانی که قابل تشخیص هستند روبهرو هستیم کثافت، حجم، حجاب قابل رؤیت هست در حمله سمت راست شما با حجابهای نورانی سروکار دارید و حجاب به راحتی قابل رؤیت نیست.@ از خوبی انسان به جهنم میرود با نماز شب و جبهه با پدر شهید و مادر شهید و با جانباز بودن و آزاده بودن با تقوا و گریه با خدماتش با پولش با خوبیهایش به جهنم میرود و اصلاً معلوم نمیشود چون حجاب، حجاب نورانی هست با طلبه بودنش با لباس روحانیتش با سیادتش با اجتهادش با مرجع بودنش با زندان رفتنش با شکنجه دیدنش با مکه و عبادتهایش با کربلا و با هیئتداریش و با این چیزها انسان بدبخت میشود.@ و خودش هم متوجه نیست و جهنم را برای خودش درست میکند چون حجاب از جنس نور هست در حمله سمت راست شیطان کاملاً مذهبی هست یعنی شخص را اصلاً به گناه طمع دارد که به گناه هم آلوده بکند اما کاملاً همرنگ میشود جریانهای مخالف تضادها آن طبعهای روحی را از شخص برمیدارد به شخص میگوید حالا تو اگر قرار است مذهبی بشوی پس مذهبی بشو.@ تشویقش میکند به درس خواندن به طلبگی به تقدس به خدمات، 30 سال یک نفر را وادار میکند به اینکه نماز شب بخواند تا زمینه یک علو یک غلو یک طغیان را برای 30 سال بعد در این شخص فراهم بکند این شخص اگر طلبه نبود اینقدر بدبخت نمیشد.@ اگر مجتهد نبود، اگر مرجع نبود، اگر جبهه نمیرفت، اگر پیشکسوت نبود، اگر دور و بری امام خمینی نبود، اگر مبارز نبود، اگر سپاهی نبود، اگر وزارت اطلاعاتی نبود، خوب بود همین خوبیها.@ اگر کربلا نمیرفت، اگر مکه نمیرفت، اگر نماز شب نمیخواند، اگر چهار تا خواب نمیدید، اگر مکاشفه نمیکرد، آدم خوبی بود ولی رفت اگر علوم غریبه نمیخواند همین چیزها میرود شیطان قشنگ میداند که این آدم چقدر بیظرفیت هست حالا وادارش میکند به بارهای خوب و این خوبیها سنگینی میکند و بالاخره از سمت راست این را به جهنم میاندازد.@ برای شیطان اصلاً مهم نیست یک نفر با نماز شب جهنم برود یا با زنا جهنم برود مهم این هست از روی صراط سقوط بکند فرقی نمیکند با سیادت بروی، با لباس روحانیت بروی، با نماز شب بروی، با جبهه بروی یا با فسق و فجور بروی این برایش فرقی ندارد مهم این هست که تو روی صراط نمانی فقط بیفتی تعادل شما از دست برود از نظر شیطان.@ شیطان مربی هست که ضربههای مختلف و حملههای چهارگانه گوناگون دارد که تعادلها را به هم بزند در مورد ذوالعقول که آدمهای قوی هستند آنها را به کمالات خودشان مشغول میکند میبیند این آدم اگر بخواهد بیفتد در معنویت و خودسازی از دست شیطان میرود میگوید ببین تو آدم خیلی باهوشی هستی بنشین چند تا کتاب بنویس برای هدایت مردم.@ مشغول کتاب نوشتن میشود یک دفعه از خودش غافل میشود بنشین تو یک سایت بزن، بنشین یک وبلاگنویسی بکن الان اینطوری شده شهوت وبلاگنویسی و سایت زدن و چیزهای دیگر بنشین کمالاتت را برای مردم بریز بنشین این کار را بکن شخص هم بنده خدا اخلاص دارد اما حواسش نیست چون حمله شیطان محسوس نیست اخلاص هم دارد این کار را میکند.@ ولی یک نکتهای که پیش میاید این هست که یواش یواش با مشغول شدنهای مقدس از خودش غافل میشود نمیگوییم کسی این کار را نکند خیلی مهم هست که این برداشت نشود که این کارها نباید بشود نه شخص باید این کارها را بکند اینها وظیفه است تکلیف است جبههاش را باید برود مکهاش را برود کربلایش را برود مشهدش را برود درس طلبگیش را بخواند کار علمیش را باید بکند ولی باید از خودش مراقبت بکند.@ اینکه مرحوم علامه(ره) در آخرین کلماتشان تأکید کردند به مراقبه اینکه انسان باید حواسش به خودش هم باشد یعنی دقت بکند که خودش گرفتار نشود کثرت مشغلههای مقدس کثرت مشغلههای علمی انسان را از این چیزها باز ندارد یک کسی میگفت من اینقدر رفتم مکه دیگر حالم به هم میخورد.@ این دارد میرود خانه خدا خیلی از این رئیس کاروانها را شما دیدید دو رکعت نماز با حضور قلب هم نمیتواند بخواند عادت شده شغلش شده مردم را بردارد ببرد آنجا بیاید یک پولی بگیرد و بیاید و برود تفریحی است بعضیها کیش و قشم میبرند بعضیها شمال میبرند بعضیها مکه و مدینه میبرند.@ این خیلی مهم است که اگر این کار را انجام بدهی حواست به خودت باشد که غفلت سراغ انسان نیاید که من حواسم در این صراط به خودم هم باشد که بالاخره از این نمد کلاهی هم برای من باقی بماند و باید هم بماند خودمان برای خودمان غفلت درست نکنیم.@ حالا یک موقعی مشغلههای علمی تبلیغی معنوی بعضیها هیئتبازی میکنند بعضیها بسیجباز میشوند بعضیها فرماندهباز میشوند بعضیها کار سیاسیباز میشوند میگویند کار مقدسی است امام گفته رهبری گفته اینها خوب است.@ ولی امام و رهبری که اینها را گفتند ده برابر اینها به تهذیب سفارش کردند به اینکه انسان حواسش به خودش باشد یک دفعه طرف میبینی آدم خوبی است در صراط هم دارد خوب میرود یک دفعه شیطان به او میگوید برو یک مؤسسه فرهنگی بزن برو یک هیئت بزن برو یک جا مشغولیتی به کار بگیر یک دفعه بنده خدا غافل میشود.@ برو فلان کار خیر را انجام بده میبینی که این ظرفیت ندارد خوب هم دارد جلو میرود حالا الان یک طوری سر کارش بگذاریم تو برو یک مجموعه کار فرهنگی ایجاد بکن یک کار خیریهای ایجاد بکن خلاصه ما باید حواسمان باشد که(كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) هر کسی هر مشغلهای دارد ممکن است خودشیفته بشود دچار این شیفتگی به کار خودش به شغل خودش بشود.@ خدا رحمت کند امام را خیلی مهم است آثار امام برای سازندگی کسانی که میخواهند ذوالعقل آدمهای عاقل و عالم کتابهای حضرت امام(س) خیلی مناسب هست برای اینکه بتوانند خودشان را تعادل نگه دارند ایشان در نامهای که به سید احمد آقا(ره) میگوید من به سمت برزخ بلکه دوزخ در حرکت هستم.@ یک کسی که محیی الاسلام هست محییالدین هست به تعبیر آیت الله اراکی این همه اولیاء و مراجع در مورد ایشان چهها فرمودند یک کسی که جهان را تحول در آن ایجاد کرد نه کشور ایران هیچ چیز برای خودش قائل نیست.@ (لا اَملِکُ لِنَفسِهِ نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاتاً وَ لا نُشُوراً) یعنی یک ذره این کارهای او خودش را تحت تأثیر قرار نداده که جدی جدی بخواهد به این نگاه بکند بخواهد برای خودش چیزی قائل باشد و اینگونه نبود.@ بعضیها این ظرفیت را ندارند چهار تا نماز شب میخوانند برای زنشان قیافه میگیرند ادعاهای الهی الکی میکنند برای شوهرشان اینطوری میکنند برای مردم قیافه میگیرند برای شاگردانشان قیافه میگیرند چهار تا توفیقات معنوی و علمی و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی پیدا میکنند زود غافل میشوند خودشان را میبینند و این دیدن خیلی خطرناک هست.@ (لَولَم تَذنِبوا لَخَشیتُم عَلَیکُم هُوَ اَکبَرُ مِن ذلِک اَلعُجب اَلعُجِب) اگر گناه نکنید از بدتر از گناه بر شما میترسم خودبینی عُجب این خیلی مهم است حضرت ما را که سر کار نگذاشته میگوید وقتی میخواهی با خدا حرف بزنی دقیق این را بگو(لا اَملِکُ لِنَفسِهِ نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاتاً وَ لا نُشُوراً) با خالی بودن دستت گریه کن معصوم که به خدا میگوید دستم خالی است دارد جدی میگوید دروغ نمیگوید که دستش خالی است.@ به ما هم میگوید بگویید که دستتان خالی است به یک شخصی مثل سلمان که حضرت فرمود(مِنّا اَهلَ البیت) امام صادق(ع) به او گفتند سلمان فارسی فرمود(لا تَقُولوا سَلمانُ فارسی) سلمان فارسی نگویید(قُولوا سَلمانَ المُحَمَّدی) بگویید سلمان محمدی بعد میفرماید سلمان از ما اهل بیت است.@ این کسی که اینطوری در موردش میگویند آن همه هم کرامات و قدرتهای معنوی داشته میگوید روی سنگ قربت بگو برایت بنویسند(وَفَتُ عَلَی الکَریم بِغَیرِ زادٍ مِنَ الحَسَنات بِقَلبٍ السَلیمی وَ اقَبَحُ کُلِّ شَیء حَملُ الزاد اِذا کانَ الوُفُودُ عَلَی الکَریمی) میگوید بنویس روی سنگ قربت که من دارم به درگاه کریمی مهمان میشوم که هیچ چیزی از زاد ندارم نه حسنات و نه قلب سلیمی دارم که پیش خدا ببرم.@ اینها راست است؟ اگر راست است آدم باید حالش حال، اینها هست که باعث میشود ما نتوانیم دعا بکنیم یعنی این خودبینی باعث میشود که ما وقتی دستمان را بالا میبریم عاجزانه، شاید کسی که الان فقیر باشد من یک آدم آبرومندی را میشناختم که هیچ کس وقتی در خانهاش میرفت ناامید برنمیگشت.@ ایشان را میشناختم صدها نفر خودمان خیلی میفرستادیم در خانه ایشان خیلی با شیرینی با بزرگواری به هر کس میتوانست کمک میکرد وضعش خیلی خوب بود اینقدر این آدم بزرگوار بود از مصادیق این آیه بود بعد هم بنده خدا ورشکست شد به فقر افتاد خدا چه امتحانی از او گرفته یک ذره اخلاق و لبخند این تغییر نکرد یک ذره آقاییش کم نشد چه خودش چه خانوادهاش همینطور.@ همان اخلاق همان روش همان منش همان آقایی به من یک موقعی گفت من برای پنج هزار تومان خانمم را در خانه همسایه فرستادم یک کسی که هزاران نفر از او میخوردند خودش میگفت من به اینجا رسیدم یک کسی که درخواست برایش خیلی سخت بود یک موقعی به من گفت که من الان برای دوا و دکتر برای غذایم لنگ هستم.@ آدم وقتی که به سختی بیفتد میبینی که میافتد از آن هیمنه و اُبهت، مجبور است برود بگوید من نیازمند هستم دارم میبینم نیاز دارم یک کسی که دست خودش را خالی ببیند تعقیب نماز عصر هست ما با قساوت و گردن کلفتی تعقیب نماز عصر را میخوانیم(اَستَغفِرُ الله الَّذی لا اِلهَ الاّ هُوَ الحَیُّ القَیُّوم اَلرَحمنُ الرَحیم ذُوالجَلالِ و الاِکرام لا اَملِکُ لَنفَسهِ نَفعاً وَ لا ضَراً وَ لا مَوتاً وَ لا حَیاتاً وَ لا نُشُوراً) تمام میشود.@ اصلاً هیچ احساسی در ما ایجاد نمیشود مثل یک فقیر با خدا حرف نمیزنیم به عنوان یک آدم با خدمت با سابقه یک آدم خیلی طلبکار از خدا یک آدم خیلی مثبت، لطف میکنیم تازه ثواب هم میخواهیم میگوییم خدایا ما این را خواندیم یک چیزی هم به ما بده اگر نماز بخوانیم طلبکار هستیم کار خیر هم انجام بدهیم طلبکار هستیم.@ لطف کردیم به در حق خدا و اهل بیت که به مجالسشان برویم یک صلوات برایشان بفرستیم آن هم یک صلوات بیارادت با منّت این یک آدمی که اینقدر برای خودش قائل است بار دارد آدمی هست که این همه بار برداشته این مگر میتواند بگوید(لا اَملِکُ لِنَفسی) اگر کسی برسد به(لا اَملِکُ لِنَفسی) گریهاش میگیرد.@ حالا در جمع نه در خصوصی اگر بخواهد دستش را بالا ببرد بگوید(لا اَملِکُ لِنَفسی) نشسته در خانه دارد نماز عصر میخواند تعقیبات میخواند بگوید ای خدا هیچی ندارم الان مرگم نزدیک هست ریشهایم سفید شده پیر شدم دارم میمیرم هیچی هم ندارم این هیچی ندارمش برایش خیلی سخت است با خدا هم اینطوری حرف میزند.@ این وقتی میخواهد دعای توسل بخواند(یا وَجیهاً عِندالله اِشفَع لَنا عِندَالله) درست میگوید وقتی دارد حرف میزند(وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجِاتِنا) همه حاجاتش را وسط میاورد توسل هم که میخواند باز میبینی همانطوری سفت و سخت دارد میخواند نه اشکی نه گریهای نه حسی نه حالی نه رمقی هیچی.@ این یک کسی که درست خودش را میشناسد گرفتار کمالات خودش نیست وقتی سرش را بگذارد به سجده بگوید(یا مَن لَهُ الدُنیا وَ الآخِرَۀ اِرحَم مَن لَیسَ لَهُ الدُنیا) ای کسی که هم دنیا و آخرت داری رحم کن به کسی که نه دنیا و نه آخرت دارد وقتی دارد این حرف را میزند جدی دارد میگوید.@ آنوقت همانطور که سرش روی سجده هست دارد میگوید ای خدا به من رحم کن که من نه دنیا و نه آخرت دارم واقعاً خودش را دست خالی میبیند بیهیچ چیز میداند فقیر فقیر وقتی یک کسی گناه نمیکند ولی کمالات دارد طلبه است نویسنده است شاعر است مداح است رئیس است خادم است وزیر است وکیل است یک چیزی هست این کمالات آدم را بیچاره میکند.@ برای انسان غفلت میاورد و انسان واقعاً خودش را دست پر میبیند کارهای خیرش را خیلی بزرگ میکند بعد دیگر نمیتواند حرف بزند پس آن دعاهایی که امام سجاد در صحیفه دارد برای چه کسانی هست چه کسانی باید بخوانند؟ (فَوَعِزَّتِکَ ما یَزینُ مُلکِکَ اِحسانی) ای خدا قسم به عزتت.@ میدانید که قسم به عزت غیر از قسم به اسماء دیگر است یعنی ردخور ندارد قسم وقتی رفت روی عزت خیلی خطرناک است نوع این قسم(فَوَعِزَّتِکَ ما یَزینُ مُلکِکَ اِحسانی) من به عزتت قسم میخورم که وجود من هرگز هیچ زیبایی به مُلک تو اضافه نکرده یعنی بود و نبودم هیچی.@ میگوید تازه گناهانم هم زشتی به مُلک تو اضافه نکرده یعنی اینقدر نیستم اینقدر هیچ هستم که نه خیرم و نه گناهم هیچ اصلاً وزنی ندارد یک کسی که عظمت الله را درک بکند توحیدش قوی بشود آنوقت میفهمد که هیچ چیز نیست.@ حالا حضرت که میگوید من تعجب میکنم(عَجِبتُ لِغَفلَۀِ ذَوِالاَلباب) من تعجب میکنم از آدمهای عاقل که چطوری غفلت میکنند از(حُسنِ الاِرتیاد)اینکه خوب توشه جمع بکنند(وَ الاِستِعدادِ لِلمَعاد) و چرا اینقدر ضعیف هستند خوبان برای آماده شدن برای جاودانگی و ابدی خودشان.@ چرا ضعیف میشوند؟ برای اینکه مشغول خودشان میشوند خودشیفتگی اینکه من کسی هستم کاری باید بکنم نمیگذارد انسان به هدفش برسد یک بیت شعر هست از یکی از اساتید دانشگاه:@

خوبها آنهایی که خوب هستند ذوالالباب ماجرای وجود اذیتشان میکنند میگوید من هم کسی هستم در این مملکت، من هم کسی هستم در این جایگاه، این منم کسی هستم برای آدم دردسر میشود این منم کسی هستم من خیلی مهم هستم آدم توهم برش میدارد که دین خدا امام زمان لشکرش مردم لنگ این آقا هستند یا لنگ این خانم هستند.@ ولی انسان باید زحمتش را هم بکشد تلاشش را هم باید بکند روحیه جهادیش را هم باید داشته باشد کار خودش را هم باید انجام بدهد کارهای جهانی هم انجام بدهد مهم این نیست نباید بگوییم چون این نیست نباید بگوییم چون این هست این را نکند این تکلیف است مهم این هست که انسان خودش را نبیند توحیدش درست باشد.@ (لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) کسی که به(الحمدلله) یقین کرد دیگر این مشکلات برایش پیش نمیاید(الحمدلله) همه قشنگیها مال خدا است فرمود اگر صدقه دادی دستت را ببوس خدا را شکر کن او به تو این توفیق را داد.@ یک کسی به خداوند عرض کرد من 30 سال است دارم عبادت را میکنم هیچی از تو نخواستم خیلی حرف خطرناک است خداوند به پیغمبر فرمود برو به داد این بنده ما برس به او بگو اگر 30 سال عبادت کردی توفیقش را چه کسی به تو داده توانش را به چه کسی به تو داده.@ در مورد ذکر فرمود(وَلکِنَّهُ اَوَّلٌ مِنَ المَذکُور وَ ثانٍ مِنَ الذاکِر) ذکر اول از آن طرف توفیق حاصل میشود در باز میشود و تو توفیق پیدا میکنی یک مسجدی بروی یک حسینهای بروی یک صلواتی بفرستی یک ذکری بگویی دستت در جیبت برود یک تسبیحی دستت بگیری عرضه تو که نیست.@ اصلاً تو از خودت چه چیزی داری چه چیزی از این کارها مال تو است فکرش اندیشهاش توانش حولش قوهاش ما چه طلبی از این داریم 30 سال عبادت، 30 سال عبادت که کردی تو بدهکارتر هستی که بخواهی طلبکار بشوی هر چه انسان توفیقات بیشتری به او داده بدهکارتر است اصلاً طلبکاری وجود ندارد.@ هر چه خدمت بیشتری به خلق خدا کردی زحمت بیشتری در این راه کشیدی جهاد بیشتری کردی خون دل بیشتری خوردی بدهکارتر هستی توفیقاتش را ما دادیم درست است خداوند به این کار ثواب میدهد ولی تو بدهکارتر هستی طلبکار نیستی.@ میگوید من دیگر هیئت نمیایم 30 سال است دارم هیئتداری میکنم به امام حسین گفتم چرا بچهام را شفا نمیدهی بچهام را شفا بده شفا نداده مرده دیگر اصلاً به امام حسین کاری ندارم این طلبکاری است فکر میکنیم که اگر ما طلبه هستیم ما حالا روحانی هستیم ما حالا این همه زحمات کشیدیم باید حتماً دعای ما اجابت بشود باید به حرف ما گوش بکنند باید غیب با ما بشود اگر دعا بکنیم اجابت نشود طلبکار هستیم.@ به قول استادمان فرمود یک آقایی مبتلا شده بود بعد یک دفعه به خدا گفت خدایا چرا من؟ این کلمه خیلی کلمه خطرناکی هست که چرا من؟ مگر تو چه کسی هستی تو یک بدبخت بیچاره فقیر مسیکنی هستی هر چه هم که به تو دادیم خودمان به تو دادیم، کلمه چرا من خیلی خطرناک است.@ اگر کسی در ذهنش و مخیلهاش آمد یعنی خیلی بیچاره است یعنی دچار حمله سمت راست است تا در ذهنت آمد چرا من خطرناک میشود چرا یهودی را جواب داد مسیحی را جواب داد پس ما چی؟ خطرناک میشود تو که بیشتر از آن مسیحی و یهودی دریافت کردی بدهی تو که بیشتر از آنها است به تو که بیشتر دادیم بیشتر خدمت کردیم بیشتر به تو حال دادیم بیشتر نعمت دادیم ما چه طلبی از الله داریم.@ لذا حضرت میگوید من تعجب میکنم چون ما وارونه نگاه میکنیم وقتی در معرض حمله سمت راست قرار میگیریم وارونه نگاه میکنیم چهار تا کار مثبت کرده رفته چهار سال درس خوانده رفته یک لباسی پوشیده حالا مثل یک آدمی که ثروتمند میشود میگوید این لباس کهنهها دیگر به ما نمیاید.@ ما چقدر آدمهای مثبت داریم تا یک ذره مثبت میشوند میگویند زنم دیگر به من نمیخورد من آدم با کلاسی هستم خانمم بیسواد هست شما با هم از دهات آمدید او زحمت کشیده خانه را داشته تو درس خواندی حالا میگویی زنم به من نمیاید.@ یک کسی که احساس میکند یک عالمی یک دانشمندی یک عارفی یک کسی که فکر کند از زنش آبرومندتر است از زنش بهتر است از شوهرش بهتر هست چون کارهای اسلامی و علمی و اجتهادی دارد مثلاً شوهرش بیسواد است این الان مجتهده شده به محض اینکه این را دید خطرناک شد مگر حالا چه کسی هستی.@ خدا رحمت کند امام را یک خادم داشت من دو بار هم دعوتش کردم برای سخنرانی در رابطه با امام، حاج عیسی بود امام میگفت من حسرت این آدم را میخورم این چیست ما تا یک ذره اوج میگیریم همه برایمان کوچک بشوند.@ من زنم به من نمیخورد چون او کلاس ندارد سواد ندارد من یک آدم خاص هستم این خیلی بد است فرزندانت از خودت بهتر هستند زنت از خودت بهتر است خانواده همسرت هر چه باشند از تو بهتر هستند.@ امام صادق(ع) فرمود کسی که گمان کند از یک نفر بهتر است(فَهُوَ مُستَکبِرٌ) این آدم مستکبری هست تو از چه کسی بهتر هستی میتوانی قسم بخوری دست بگذار روی قرآن بگو من به حضرت عباس از این بهتر هستم، پیامبر فرمود ابوذر بگو ببینم در این جمع چه کسی از همه بهتر است و چه کسی بدتر است؟ گفت فلانی بهتر است فلانی بدتر است، گفت آن که تو گفتی بدتر است آبرویش از آن که گفتی بهتر است و بقیه پیش خدا بیشتر است.@ ما چه میتوانیم بگوییم توجه به اینها خیلی خطرناک است لذا توصیه کردم عزیزان حتماً وقتی حرم مشرف میشوید آن دعای عالیۀ المضامین که بعد از حرمهای معصومین هست خیلی دعای عالی هست که آخرش میگوید خدایا به من عقل کامل بده خرد برتر بده ادب بالا بده قلب پاک بده و عمل کثیر اینها را بده اما به نفعم بده نه به ضررم.@ یعنی قلب پاک گاهی وقتها برای آدم دردسر درست میکند یک کسی که گناه نکرده بقیه را ریز میبیند عقل گاهی وقتها دردسر میشود برای آدم سنگینی میکند هوش آدم عقل آدم ادب انسان گاهی وقتها آدمهای مؤدب بقیه را خیلی بیادب میبینند این خیلی خطرناک است اگر ادب داشتی با بیادبها هم توانستی رفاقت بکنی و تحملشان بکنی این خیلی خوب است.@ خدا رحمت کند مرحوم میرداماد را شاه شنیده بود این با لاتهای شهر میگردد گفته بود شنیدم بعضی از بزرگان با اراذل و اوباش میگردند گفت نه آقا من بین آنها هستم بزرگی بین آنها ندیدم. این خودبینی خیلی خطرناک است مثبتترین چیزها میتواند دردسر بشود.@ اگر دیدی خطرناک است خدا نکند چهار نفر بیایند به آدم بگویند تو چنین هستی تو چنان هستی اگر تو نبودی چنین درجه شرک فرمود یکیش این هست که بگویی اگر فلانی نبود بگو اگر خدا به وسیله فلانی این نعمت را نمیداد بله اگر فلانی نبود یعنی چی، نه یک چیز که بیشتر نیست الله.@ آمد خدمت امام صادق(ع) گفت(الله اکبر) حضرت فرمود(الله اکبر) یعنی چی؟ گفت یعنی خدا بزرگتر از هر چیز است، حضرت فرمود مگر غیر از خدا چیزی هم هست که خدا از آن بزرگتر باشد یک چیز است یک حقیقت است یک الله هست که دارد کار خودش را میکند با ظهورات خودش، ما چه کسی هستیم ما یک جلوه هستیم ما یک ظهوریم ما یک خیالیم.@ گفت پس چه بگویم؟ فرمود بگو(الله اکبرَُ مِن اَن یُوصَفُ بِه) خدا بزرگتر از آن هست که وصف بشود پس مواظب باشیم در عین حالی که مذهبی هستیم از معاد غافل نباشیم از آماده شدن برای مردن، علامت آماده شدن برای مرگ چیست؟ که بگوییم واقعاً این شخص برای مردن استعداد دارد.@ مثل اینکه بگوییم این بچه الان شش ماهش هست الان بخواهد متولد بشود ناقص در میاید هفت ماه هشت ماه که میشود آسانتر هست هشت ماه نُه ماه دیگر میشود آن را درآورد یک موقع هم ضرورتی ایجاد بکند یعنی به خصوصیتهای دنیا دارد نزدیکتر میشود کمالاتی را که برای دنیا نیاز دارد تجهیزاتی را که برای دنیا نیاز دارد دیگر در این هفت ماه هشت ماه دارد حالا اگر هم ضعیف آمد میشود تقویتش کرد ولی اصولش را دیگر تهیه کرده.@ چه کسی برای معاد آماده است؟ کسی که با بهشت سنخیت پیدا میکند کسی که خوشاخلاق است شاد است آرامش دارد غم سراغش نمیاید مگر نگفت(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) هر کس که بر دنیا گریه بکند دنیا بتواند یک نفر را به اشک بیاورد برایش غصه بیاورد این جهنمی است یعنی آماده نیست کسی که برای دنیا بتواند گریه بکند تحقیر بشود هنوز اینقدر بزرگ نشده که اوج بگیرد آماده نیست ضربهپذیر است.@ آدمی است شاد، آرام، خوشاخلاق، مهربان آدمی هست که با هیچ کس مشکل پیدا نمیکند مناش اینقدر سنگین نیست که در خانه به او بربخورد آدم زودرنجی نیست یک کسی که آماده شده برای معاد اصلاً حساسیت و زودرنجی در خانواده ندارد.@ به من اینطوری نگاه کردند مادرزنم اینطوری گفت پدرزنم اینطوری گفت مادرشوهرم اینطوری گفت پدرشوهرم اینطوری گفت باجناقم اینطوری کرد به من برخورد زنم اینطوری کرد به من برخورد هیچ کس به او چیزی نمیخورد چون محکم است استحکام دارد به او چیزی برنمیخورد.@ آمادگی برای معاد یعنی اینکه شخص وقتی اسمش میاید خوشحال است چطور میگویند جنین هشت ماهش است همه خوشحال هست میگویند 30 روز دیگر میاید یک کسی که زندانی است میخواهد آزاد بشود میگوید یک ماه بیشتر از حبسم نمانده یک ماه دیگر من آزاد هستم خوشحال است.@ (اِستِعدادِ لِلمَوت) یعنی رغبت، امروز یک عزیز به من میگفت که ما اگر بمیریم چه کسی بالای سر ما میاید؟ یک فرزند شهیدی بود گفت پدرم میاید؟ گفتم از پدرم مهمتر میاید، گفت چه کسی؟ گفتم پدر آسمانی ما خانواده آسمانی ما خانوادهدار هستیم بیریشه که نیستیم خانواده آسمانی ما به استقبال ما میایند اهل بیت(ع) به استقبال ما میآیند ما فرزندانشان هستیم آنها به استقبال ما میآیند.@ گفت پس اگر پدرم هم نیامد نیامد اگر امیرالمؤمنین بیاید ما دیگر چه کسی را میخواهیم اگر مادرمان فاطمه زهرا بیاید بالای سرمان دیگر ما چه کسی را میخواهیم. (اِستِعدادِ لِلمَوت) یعنی اینکه شخص دارد نزدیک میشود به یک لقاء زیبا از یک درصد رحمت الهی به 99% رحمت الهی دارد میرود خوشحال است.@ در بحث بهشت اینها را توضیح دادیم اشتیاق دارد و چون اشتیاق دارد دلبستگی به دنیا هم ندارد دعوا ندارد سر دنیا با کسی حالا حدیثهای بعدی انشاالله که میخوانیم این بحث را تکمیل میکنیم یعنی نمینشیند اینقدر برنامهریزیهای دنیایی داشته باشد که غافل از استعداد به معاد باشد.@ مدام گرفتار این برنامه و آن برنامه اصلاً وقت ندارد به خودش برسد اشتیاق دارد این وقتی میخواهد طلبه بشود سنگین نیست میخواهد لیسانس را شروع بکند لیسانس را میگیرد اما سنگین نمیشود زمانی از لیسانس میرود سراغ فوق لیسانس از کارشناسی میرود سراغ ارشد که میداند اگر رفت سراغ ارشد سنگین نمیشود.@ زمانی از ارشد میرود سراغ دکترا که سنگین نشود یک کسی که میرود ارشد یک دفعه سوت میشود با دکترا، میرود دکترا را میخواند دیگر از او چیزی نمیماند به او میبندند آقای دکتر آقای استاد مگر این نمیتواند خودش را جمع بکند یکسره مثل کسی هست که ایستاده گوشه رینگ همینطوری دارند در صورتش میزنند چیزی از او نمیماند آقای مهندس همینطوری این بنده رفت چیزی از او نماند.@

نه بترسی از این چون عاشق هستی وقتی عاشق هستی مهربان هستی وقتی با غیب انس داری با اهل بیت انس داری از چه چیزی میترسی ماجرای وجود هم نداری دنبال بزرگ شدن و آقا شدن خودت هم نیستی یک موقع وظیفهات هم این هست که بزرگ باشی بزرگ هم میشوی در اجتماع ممکن است بزرگ بشوی خودت حواست به خودت باشد.@ مراقبت از خودمان(اِستِعدادِ لِلمَوت) علامت دارد من آماده هستم برای موت یا نه ببین قند در دلت آب میشود اگر بگویند میخواهی بمیری یا نه اگر سرطان گرفتی اعصابت خورد میشود مینشینی پژمرده میشوی با خدا و عبادت بیگانه میشوی یا خوشحال میشوی کدامش اتفاق میافتد؟.@ (اِستِعدادِ لِلمَوت) یعنی نشاط، آمادگی، خوب زندگی کردن، درگیر نبودن دل، ریشه نکردن دل در اینجا(اِستِعدادِ لِلمَوت) مثل دو دو تا چهار تا مثل آب خاک اکسیژن هیدروژن هر چیزی که فرمول دارد(قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدْراً) همه چیزش اندازه دارد، چه کسی برای مردن آماده است؟ اگر یک نفر آماده باشد معلوم هست که آماده است(حُسنُ الاِرتیاد) چه کسی دارد چه کسی توشه جمع کرده؟ اینها خیلی مهم است.@ خدا رحمت کند مرحوم حاج ملا هادی سبزواری را یک آدم قدری هست معنویتش خیلی زیاد است وارداتش خیلی زیاد است علمش خیلی زیاد است یک لحظه به خودش میاید احساس سنگینی میکند دارد از نجف به سبزوار میاید.@ ولی میبیند خیلی آقا است آنجا هم خیلی آقا شده میگوید من اگر بخواهم با این آقایی سبزوار بروم کار دستم میدهد باید بروم یک جایی این آقاییم را کنار بگذارم کرمان میاید در یک مدرسه علمیهای میاید آنجا خادم میشود هیچ کس هم نمیداند این کیست چند وقتی آنجا میماند طلبهها به او میگفتند هادی برو این را بشوی هادی برو این برای ما بخر هادی این کار را بکن.@ اینها ماندگار هستند واقعاً هم موفق بوده نمیگوید من الان این هستم باید بروم با دختر فلان کس ازدواج کنم فلان عالم فلان مرجع تقلیدی، ما مثلاً الان کلاس اول طلبگی هستیم میگوییم برویم سراغ حاجآقا مجتهدی فلان روحانی فلان عالم من دختر او را بگیرم خیلی خوب است این شرک است.@ من بروم دختر فلانی را بگیرم که بزرگ بشوم به قول یکی از این طلبهها میگفت ما نکره هستیم اگر دختر فلانی را بگیریم معرفه میشویم نه دختر همان خادم مدرسه را گرفت این خادم درجه 2 هم شده بود درجه 1 هم نبود مدرسه یک خادم داشت این رفته بود گفته بود ما اینجا خادم شما بشویم با دختر همان هم ازدواج میکند و چقدر هم موفق است.@ ما تا یک ذره وضعمان به هم میریزد یک ذره بار سراغمان میاید این بار دیدنی دارد میخواهیم بنشینیم نگاهش بکنیم ماجرای وجود سراغمان میاید ماجرای وجود دیگر نمیگذارد حضور قلب داشته باشی، ماجرا وجود نمیگذارد نماز شب بخوانی، ماجرای وجود نمیگذارد اشک بریزی.@ ماجرای وجود نمیگذارد یک سینه درست حسابی بزنی ماجرای وجود خیلی گرفتاری برای تو درست میکند ماجرای وجود بزرگترین گناه هست انسان یک وجودی ببیند که برای خودش ماجراها و داستانها دارد.@ حالا این عرض بنده مقدمه باشد برای یکی دو تا نکته خیلی مهم که از روانشناسی آدمهای غافل حضرت دارد سخن میگوید و کسانی که حسن استعداد برای معاد ندارند خوب استفاده نمیکنند و خوب خودشان را آماده نمیکنند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@