جلسه 002 - غفلت
شماره جلسه
2
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
7
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - غفلت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان. یک مقدمهای را جلسه گذشته درباره موضوع بحثمان که غفلت هست عرض کردیم و گفتیم غفلت یعنی اینکه انسان در حرکت به سمت آخرت و ابدیت، خود حقیقیش را فراموش بکند یعنی یادش برود که از پنج تا خودی که دارد کدام یک از این خودها باید به آخرت وارد بشوند.@ و اینکه انسان روی خودهایی سرمایهگذاری بکند که آن خودها رشدشان لزوماً سعادتآور نیست و بدون رشد خود اصلی ما اگر سایر خودهایمان را یعنی خودهای جمادی، نباتی، حیوانی و عقلیمان را اگر رشد بدهیم هر رشدی و هر موفقیتی ضرر هست باختن هست.@ هر موفقیتی اگر منجر به تقویت فوق عقل ما جنبه انسانی و فطری ما و جنبه الهی ما نشود خودش یک مستی است و یک عامل برای دوری از حق تعالی است چون جنس ما از جنس لا اله الا الله هست و حقیقت ما عاشق الله هست گفتیم که در بخش حسی اله ما محسوسات است و بخش خیالی اله ما مخیلات است در بخش وهمی اله ما موهومات است و در بخش عقلی اله ما معقولات است.@ ما فقط در بخش فوق عقلی و انسانی اله ما الله است یعنی اگر به یک کسی بگوییم لا اله الا الله یعنی من الهی و معبودی و معشوقی جز الله ندارم این برای هر انسانی با اینکه قوهاش را دارد ولی بالفعل همه آدمها اینطور نیستند که الهشان الله باشد.@ اکثر انسانها الهشان الله نیست با اینکه اله لایقشان الله هست اما اله بالفعلشان الله نیست یعنی الان عاشق الله نیستند به سمت الله حرکت نمیکنند الله در رأس معشوقهایشان نیست قرآن فرمود که فقط کسانی انسان هستند که سه معشوق در رأس معشوقهایشان باشد الله، اهل بیت و جهاد فی سبیل الله.@ و بقیه معشوقها معشوقهایی که مربوط به خودهای عقلی، حیوانی، گیاهی یا جمادی هست باید زیر این سه تا معشوق قرار بگیرد اگر الله، چهارده معصوم و جهاد بیایند پایینتر از یکی از معقولات عقلی یا همان علمی یا حیوانی یا گیاهی یا جمادی قرار بگیرند انسان فاسق میشود دیگر انسان نیست حیثیت انسانیش را از دست میدهد و ساقط میشود.@ غفلت اینجا به دست میاید که اگر یک کسی اهل گناه باشد اهل معصیت باشد این اصلاً نمیداند دارد با خودش چکار میکند این مثل جنینی است که در رحم مادر شکلهای خیلی وحشتناکی پیدا میکند و اصلاً مسیرش به سمت مسیر تولد سالم نیست.@ ولی در کمالات خوب و مثبت مثل جنینی هست آنهایی که گناه نمیکنند میتوانند به تصریح پیغمبر به یک عاملی به نام فوق گناه مرتکب بشوند ما بدتر از گناه هم داریم چیزهایی داریم که بدتر از گناه هست و آن میتواند منشأ دور شدن بیشتر از خدا بشود.@ آنهایی که گناه میکنند به درجاتی از خدا دور میشوند و آنهایی که فوق گناه را انجام میدهند دوریشان بیشتر هست در کسانی که گناه میکنند معصیت هست معصیت انسان را دور میکند اما ما افرادی را داریم که گناه نمیکنند اما دچار مستیهای مثبت میشوند.@ مستیهای علم خودشفتیگیهای عقلانی، مذهبی، مقام، ریاست، موقعیتهای مختلف که به سراغ انسان میاید و میتواند برای انسان دردسرساز باشد خودشیفتگیهای مذهبی بسیار خطرناک هستند اینها خودشان جزء فوق گناه هستند پیامبر فرمود(لَو لَم تَذنِبوا لَخَشیتُ عَلَیکُم هُوَ اَکبَرُ مِن ذلِک اَلعُجب اَلعُجب) بدتر از گناه اگر گناه هم نکنید به بدتر از گناه برای شما میترسم و آن این هست که انسان عاشق خودش بشود.@ حالا دچار خودشیفتگی مذهبی، عبادت خودش، علم خودش، کمالات خودش، وجود خودش، ظهور خودش، هستی خودش، ماجراهای وجود خودش بشود که این انسان را از خدا دور میکند و به حق نزدیک نمیکند.@ وقتی که داریم سخن از غفلت میگوییم یعنی هر چیزی که انسان را از خود حق تعالی دور نگه میدارد امام صادق(ع) در تعریف آدم پست فرمود(اَلسَفلَۀُ مَن کانَ لَهُ شَیءٌ یلهیهِه عَنِ الله) آدم پست کسی است که چیزی داشته باشد که از خدا غافلش بکند.@ یک موقع هست درسش هست سوادش هست اجتهادش هست علمش هست خدماتش هست ظهورات اجتماعی سیاسی فرهنگی انواع و اقسام ظهوراتی که انسان گرفتارش میشود و همه اینها باعث میشود که انسان دچار غفلت از خداوند تبارک و تعالی بشود.@ ملاکهایش هم که جلسات قبل توضیح دادیم مفصل باز هم توضیح خواهیم چون موضوع غفلت یک موضوعی هست که باید بسیار به همه ابعادش پرداخته بشود و ما الان فعلاً در قدمهای نخستین بحث غفلت هستیم و هنوز عمیق در این موضوع نرفتیم.@ پس وقتی میگوییم غفلت یعنی انسان از آن خود حقیقیش که از جنس الله هست از آن کودک عزیز روانش که فقط با عشق به الله انس با الله آرامش پیدا میکند غافل بشود این خطرناکترین حالتی هست که انسان میتواند پیدا بکند.@ چند روایت هست در این زمینه من عرض کنم بعد برای عزیزان این ابعاد بحث غفلت را توضیح بدهم میفرماید که(اَلغَفلَۀُ تَکسِبُ الاِغتِرار وَ تُدنِی مِنَ البَوار) غفلت باعث فریب خوردن میشود و انسان را به هلاکت نزدیک میکند.@ گاهی وقتها انسان دارد مسیری را در یک جاده میرود به یک چند راهی میرسد بارها این اتفاق برای ما افتاده که جایی میخواهیم برویم حواسمان نیست مسیر را اشتباه میرویم و حواسمان هم نیست که داریم مسیر را اشتباه میرویم یعنی فکر میکنیم که مسیری که داریم میرویم مسیر درستی است یک دفعه سر در میاوریم میبینیم که چقدر از مسیر اصلی دور شدیم و این هم فریب خوردیم هم دور شدیم.@ غفلت(تَکسِبُ الاِغتِرار) یعنی باعث فریفتگی میشود انسان وقتی که حواسش به خود اصلیش نباشد و بیشتر توجهاش به خودهای دیگرش باشد باعث میشود که فریب بخورد و مسیری را که باید به سمت کمال خود اصلیش خود جاودانهاش خود انسانیش خود الهیش برود میرود سمت چاق و چله کردن سایر خودها و آن خودها را چاق میکند.@ موقعیتهای بزرگی پیدا میکند همه هم حسرتش را میخورند همه هم خوش به حالش میگویند همه هم دوست دارند که شبیه این بشوند اما این خودش هیچ بهرهای از سعادت و کمال ندارد.@ یک کسی آمد خدمت امام سجاد(ع) عرض کرد(اِنّی اُحِبُّک) دوستت دارم(اِنّی اُحِبُّکَ فِی الله) به خاطر خدا دوستت دارم حضرت با دست در سر خودشان زدند فرمودند که(اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ اَن اُحَبَّ فیک وَ اَنتَ لی مُبغِضٌ) من پناه میبرم به تو از اینکه مردم من را به خاطر تو دوست داشته باشند اما من پیش تو مبغوض باشم تو از من خوشت نیاید.@ غفلت این کار را با انسان میکند که انسان مسیر را غلط میرود دچار فریفتگی میشود و نمیداند که چه موقع از راه به در شده و نمیداند که دارد دور میشود(وَ تُدنی مِنَ البَوار) انسان را به هلاکت نزدیک میکند(وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) آدم خیال میکند که خوب دارد عمل میکند مسیر خوبی را دارد میرود و بعد میفهمد که چقدر مسیر را اشتباه رفته.@ گاهی وقتها گناه برای انسان غفلت میاورد گاهی وقتها بالاتر از گناه خودشیفتگی، مستی نسبت به خودمان باعث میشود که ما اصلاً مسیر اصلی را نرویم علائمش را هم گفتم ظهور اینکه یک نفر مسیر را درست رفته یا غلط با همان آینهای که کمتر از صد بار برای شما معرفی کردم.@ یکی آیه 24 سوره مبارکه توبه که فرمود(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ) .@ قسم میخورم اینجا در محضر خود خدا و اهل بیت(ع) که این آیه هیچ وقت برای من تکراری نشده یعنی هر وقت میخوانم جدید است انگار دفعه اول دارم میخوانم و هر بار قابل فکر است که هر بار به خودم میگویم آیا تو در زندگیت الله اهل بیت و جهاد بالاترین لذات زندگیت و آرمانهایت هستند و دغدغههایت یا نه؟.@ ما اگر به همین یک آیه عمل میکردیم دیگر الان امام زمان طرد شده آواره تنها و یگانه نبود غفلت خودیها غفلت خوبها باعث شد که ما از امام زمان غفلت بکنیم و او 1180 سال علی(ع) فرمود(صاحِبُ هذَا الاَمر اَلشَریدُ الطَریدُ الفَریدُ الوَحید) آواره طرد شده و تنها و یگانه است پس ملاکها خیلی مهم است که ما بفهمیم که ما داریم به چه سمتی حرکت میکنیم.@ لذا انسان دائماً احتیاج دارد که مواظب خود حقیقیش باشد مثل بچهای که باید مراقبت بکنی حالا در دغدغههایی که یک مادر دارد مهمترین دغدغهاش بچهاش هست که باید بزرگش کند حالا در این وسط نقشهای دیگری هم دارد که باید بازی کند ولی این بچه باید بزرگ بشود.@ ما هم باید کودک عزیز روان را حواسمان به آن باشد که در مشغلههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، نظامی، علمی این کودک عزیز روان که از جنس خداست این وسط گم نشود و این را باید روزبهروز چاقش بکنیم بزرگش بکنیم فعالش بکنیم.@ علامتش هم مشخص است اگر روزبهروز یک کسی به خود حقیقیش برسد شما یک بچه را نگاه کنید 40 ـ 50 سانت است بزرگ میشود آدم میفهمد که دارد بزرگ میشود هیکلش را دارد میبیند کارهایش را دارد میبیند میفهمد بزرگ شده.@ اگر خود حقیقی یک کسی بزرگ بشود علامتهایش همین هست که این سه تا عشق یعنی عشق به الله اهل بیت و جهاد فی سبیل الله و آن علامتهایی که در قرآن میگوید شادی و آرامش، سطح شادی و آرامش شخص بیشتر میشود آدم افسرده آدم پژمرده آدم عصبی آدم پرخاشگر آدم زودرنج و حساس معلوم است که رشد ایمانی قطعاً ندارد یعنی حتماً از خودش غافل بوده که رشد نکرده.@ ما حزباللهی مثلاً جوشی نمیتوانیم بگوییم این حزباللهی مؤمن است ولی جوشی هم هست نمیشود قطعاً نمیشود اگر یک کسی غفلتش برطرف بشود یا روزبهروز سطح غفلتش کم بشود یقیناً به سطح شادی و آرامشش اضافه میشود.@ کمااینکه پیامبر فرمود هر چقدر سطح ایمان شخص که مقابل غفلت هست بالا میرود علاقهاش به همسرش فرزندانش و اطرافیانش بیشتر میشود اگر یک کسی در علاقه نسبت به اطرافیانش ثابت ماند یقیناً انسانیتش و ایمانش هم متوقف مانده این یقینی است یعنی علامتی که بخواهیم روی آن بحث بکنیم نه خیلی شفاف و صریح است.@ چون انسانی که دارد روزبهروز به ایمانش اضافه میشود یعنی به الله میخواهد نزدیک بشود و بزرگترین و مهمترین و عامترین اسم الله رحمن است نمیشود انسان روزبهروز قویتر بشود و رحمن نشود و رحمانیت در او جلوه نکند رحمان سلطان تمام اسماء الهی است هر کس در سیر حرکت به سمت الله هر اسمی را که بخواهد کسب بکند حتماً رحمن باید کنارش باشد بدون همراهی رحمن هیچ اسمی قادر به ظهور و بروز نیست.@ همانطور که در بدو اینطور هست همه اسماء از رحمن گرفته میشوند در بازگشت و معاد هم همینطور هست یعنی انسانها باید حتماً با رحمانیت جلب اسم بکنند بنابراین این علامتها علامتهای خیلی مشخص و شفافی هست و انسان قشنگ میتواند بفهمد که مسیرش مسیر غفلتآمیزی است یا مسیر درستی را دارد طی میکند.@ روایت بعدی(اَلغَفلَۀُ فَقدٌ) این فرمایشات تمامش از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست غفلت از دست دادن هست(فقد) راه گم کردن، از دست دادن(فَقدٌ) میگوییم فقدان یعنی نبودن یعنی اصلاً نیستی یعنی اصلاً ظهور و حیات حقی نداری حیات انسانی نداری.@ مثل جنینی است که در رحم مادر هست دارد رشد پیدا میکند اما این رشدش متناسب با دنیا نیست یک دفعه میبینی این بچه الان آمده چهار کیلو هست اما نه دست دارد نه پا دارد نه چشم دارد فقط چهار کیلو سلول است سر هم شده یا نه آمده خیلی چیزهایی که باید میاورده را نیاورده.@ فقد یعنی اینکه انسان در حرکت به سمت آخرت ماهیت جنینی خودش را در رحم دنیا از دست میدهد و دیگر به عنوان یک جنین سالم حرکتش از رحم دنیا به سمت آخرت سیر ندارد و جریان ندارد.@ بنابراین وقتش و عمرش صرف چیزهایی میشود که اصلاً برای او آفریده نشده غفلت یعنی این پرداختن به چیزی که من برایش آفریده نشدم و مرتب در دنیا اصرار دارم که این چیزهای کمالی جمادی نباتی حیوانی یا عقلانی را به دست بیاورم.@ مثل اینها که الان خیلیها در نظامهای درسی زیاد است در نظامهای علمی حوزهها دانشگاهها فراوان است اصرار دارند که حتماً سالهای بالاتر را بخوانند حتماً مدارج عالی را طی بکنند حتماً دکتر مهندس بشوند ولی بسیاری از چیزهایی که در حرکتشان به سمت الله نیاز هست دارد از دست میرود و این اصلاً متوجه نیست که دارد از دست میرود.@ مثلاً بعد از 40 سال که کار علمی هم کرده عرض کردم نماز چهار رکعتیش دو رکعت بشود خوشحال است این یعنی از دست داده این یعنی این بنده خدا ساقط شده ولی بله عالم خوبی هم هست انصافاً هم کار علمی خوبی هم کرده ولی حس نیست وجود نیست انس نیست شباهت نیست سنخیت وجود ندارد.@ ما باید دقت کنیم که بارها من عرض کردم کمالات جمادی نباتی حیوانی و عقلانی مثل چربی و قند و نمک میماند در بدن انسان که هم ضروری است هم خوشمزه ولی اگر بیش از حد دریافت بشود خودش سیستم را از کار میاندازد خودش سیستم را نابود میکند.@ لذا در غفلت انسان متوجه توازن شخصیتیش نیست مثل کسانی که در بدنشان هم متوجه توازن شخصیتی نیستند در روحشان هم متوجه توازن شخصیتی نیستند یعنی چون غفلت هر وقت اتفاق بیفتد این سه تا معشوق الله اهل بیت و جهاد میافتند در رتبههای بعدی.@ دوراندیشی، هوشیاری و عقلانیت یعنی اینکه شما بتوانید در تمام مدت زندگی روی صراط خودت را نگه بداری، صراط چیست؟ عشق به الله عشق به اهل بیت و جهاد در راه خدا، اگر یک لحظه اینها از جلوی انسان کنار برود و یک چیزهای دیگر بیاید دل آدم را بگیرد آدم از صراط به داخل جهنم سقوط میکند.@ پس یک کسی که میخواهد اهل غفلت نباشد این همه تعابیر تندی که داریم میخوانیم راجع به غفلت، یک کسی که اهل غفلت نباشد باید دائماً از خودش مراقبت بکند که دلش جهتش را از دست ندهد جهتش از آخرت حداقل، چون جهت ما آخرت نیست جهت ما الله است اله ما الله است(إِلى‏ رَبِّكَ الْمُنْتَهى) (إِلَيْهِ راجِعُونَ) آخرت مسیر ماست مسیری است که باید از آن رد بشویم و به الله برسیم.@ بهشت مقام ما نیست بهشت خانه ماست جایگاه ماست اما مقام چیز دیگری است پس باید دقت بکنیم که ما اگر بخواهیم اهل غفلت نباشیم باید همیشه این مراقبت را بکنیم که تعادل معشوق را داشته باشیم من قبلاً هم بارها عرض کردم که یک کسی قبل از اینکه بخواهد خیلی وارد مسائل علمی و معنوی و مطالعاتی بشود باید اول توجه به مهندسی معشوق داشته باشد.@ اگر مهندسی معشوق را در دلش نکند میبینی یک عمر جوانی و اصل سرمایهاش که با آن میتواند یک آخرت و ابدیت را بخرد صرف کمالاتی میکند که پایینتر از حد او هستند در حد او نیستند کمال هستند ولی در حد ما نیستند لذا شخص دچار خسران میشود و بعد میفهمد چیزهایی که به آن پرداخته اینقدر نمیارزید که من اینقدر بها به آن بدهم.@ (اَلغَفلَۀُ ضِدُ الهَضم) غفلت ضد هوشیاری است ولی وقتی علی(ع) این فرمایش را برای ما میفرماید میخواهد بگوید هضم دوراندیشی یک نقطه تقابل با غفلت دارد اگر یک کسی بخواهد دچار غفلت نشود باشد باید از خودش مراقبت بکند قرآن میگوید ما دائماً در معرض دل شما معشوقهای مختلفی را از معشوقهای عقلی حیوانی گیاهی و جمادی میگذاریم تا معلوم بشود که شما واقعاً به سمت اینها میروید یا به سمت الله و الله را ترجیح میدهید.@ (إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) ما دائماً همه چیز را روی زمین چشمکزن قرار دادیم انسان در روی زمین دائماً اشیاء مثل اتومبیل، مسکن، پول، جواهرات، لباس اینها جمادی هستند برای انسان جذابیت دارد چشمک میزند.@ کمالات گیاهی اندام و هیکل و قدرت بدنی و غذا و تولیدمثل کمالات حیوانی که زیاد است یا کمالات عقلانی دکتر شدن مهندس شدن عالم شدن استاد شدن اینقدر اینها چشمک میزنند تا ببینند بالاخره ما الله را ترجیح میدهیم یا این کمالات را، این کمالات کمالات بدی نیست.@ همه آنها کمال است اسمش را کمال گذاشتیم یعنی خوب است منشأ اثر است نور است اما باید خیلی حواسمان به آن باشد که به آن کمال اصلی لطمهای وارد نکند برای اینکه مقدمه باشد.@ اینکه در بزرگان دین ما مثلاً مثل حضرت امام(س) فرمودند دو قدم در تهذیب یک قدم در علم به خاطر این هست که اگر یک کسی تهذیبش کمتر از تحصیلش باشد تدریسش باشد این عالم بودنش میزند به بالاتر از مسائل اخلاقی و معنویش، وقتی بالاتر میزند غفلت ایجاد میکند.@ دکتر بودنش مهندس بودنش برایش غفلت میاورد هنرمند بودنش ورزشکار بودنش سیاستمدار بودنش رئیسجمهور بودنش نماینده مجلس بودنش اینها غفلت میشود زن بودنش شوهر بودنش مادر بودنش پدر بودنش عمه و عمو و خاله و دایی بودنش اینها برایش غفلت میاورد از اصل دین از رسیدن به حق تعالی، اینها خوب است سر جای خودش ولی نباید غلبه بکند بر کمالات فوق عقلانی به آن عشق به الله اگر غلبه کرد انسان ساقط میشود.@ (وَیلٌ) این دیگر خیلی عجیب است وقتی میگوید ویل یعنی اوج بدبختی اوج بیچارگی برای یک آدم(وَیلٌ لِمَن غَلَبَت عَلَیهِ الغَفلَۀ) وای بر کسی که غفلت بر او غلبه کند غفلت میاید بعضیها هم غفلت دارند اما به آنها غلبه نمیکند یک مدت ممکن است زمین بخورند.@ (الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) ممکن است یک مؤمن دچار فحشا بشود ممکن است مؤمن ظلم به نفس بکند اما زود(یَتُوبُونَ مِن قَبل) زود برمیگردد این به او غلبه نکرده زمین خورده حالا در مسیری که داشته میرفته یک جا گاردش باز بوده یک ضربهای هم دشمن به او زده یک جایی هم سقوط کرده در لجن هم افتاده و در لجن افتادن اشکال ندارد در لجن ماندن اشکال دارد.@ غفلت وقتی غلبه میکند دیگر شخص دائماً در لجن میماند یعنی یک شغلی را انتخاب میکند در انتخاباتش در ارتباطاتش در رفتارهایش مسیری را انتخاب میکند که آنجا ماندگار میشود دیگر نمیتواند نجات پیدا بکند.@ (وَیلٌ لِمَن غَلَبَت عَلَیهِ الغَفلَۀ) وای بر کسی که غفلت بر او غلبه کند زنداری شوهرداری مادر بودن پدر بودن دکتر بودن مهندس بودن استاد بودن رئیسجمهور بودن نماینده مجلس بودن و خیلی چیزهای دیگر در سر آدم بیفتد دیگر اصلاً وقت نکند.@ من یک موقعی در یکی از این حرمهای مقدس تدریس داشتم یکی از خادمهای بزرگ و کهنهکار آنجا میگفت من الان دو ماه است خودم در حرم نرفتم زیارت بکنم خودش از خودش شاکی بود میگفت من دو ماه است اینقدر کارزده شدم خادم حرم است میگفت من هنوز خودم نرفتم با این عزیزی که اینجا هست سری به او بزنم سلام و علیکی داشته باشم.@ در تمرینها آدم بیشتر دستش میاید که حجم غفلتش چقدر هست آنجا تمرینات را انشاالله اگر نجام بدهید چون تمرینات سبکی هست چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد ولی میزان زیادی از غفلتها را برطرف میکند و حجم را هم به ما نشان میدهد که ما معمولاً چقدر دچار این حالت میشویم.@ ادامهاش حضرت فرمود(وَیلٌ لِمَن غَلَبَت عَلَیهِ الغَفلَۀ) وای بر کسی که غفلت بر او غلبه کند دقت کنید منظور از غفلت چیست حضرت دارد تعریف میکند(فَنَسِیَ رِحلَه وَ لَم یَستَعِد) مسافرت را فراموش کند یعنی این سیر جنینی در رحم دنیا را یادش برود و خودش را آماده نکند.@ چون گفتم وقتی که هر سیستمی که شما وارد آن میشوید هر چقدر سیستم مرحله بعد پیچیدهتر باشد نیاز به آمادگی بیشتر است در رحم جنین خیلی زندگیش ساده است ولی چون قرار است بیاید در سیستمی که بینهایت از سیستم رحم بزرگتر جذابتر کاملتر پیشرفتهتر و پیچدهتر است تمام این نُه ماه جز یک اندکی که استراحت میکند همه مشغول بدنسازی هست برای مرحله بعد.@ ما میخواهیم از سیستمی که اینقدر عظمت دارد یعنی سیستم دنیا وارد یک سیستم آخرت بشویم برزخ، ملکوت، در نظام برزخی انسان میخواهد وارد بشود نظام برزخ بینهایت از اینجا پیچیدهتر و زیباتر و کاملتر و بزرگتر و جذابتر است.@ بنابراین استعداد بیشتری میطلبد یعنی شخص باید واقعاً در روح خودش توان بهرهبرداری از یک همچین فضایی را با خودش ببرد یک همچین توانی را ایجاد بکند برای نعمتهای آنجا بتواند سیستم داشته باشد و برداشت بکند.@ یک جنین میاید اینجا میبینی همه چیزش خوب است ولی برای طول موج چشم نیاورده یا برای فرکانس گوش نیاورده دیگر نمیتواند با طول موج ارتباط برقرار بکند با فرکانس نمیتواند ارتباط برقرار بکند چون سیستمش را اصلاً در رحم تهیه نکرده آنجا یک پیچیدگیهای خاص خودش را دارد که انسان باید آنجا را اول بشناسد و بعد خودش را برای آنجا آماده بکند.@ پیامبر فرمود(اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِمٍ بِالدُنیا جاهِلٍ بِالآخِرَۀ) خداوند تبارک و تعالی دشمن میدارد هر عالم به دنیایی را که جاهل به آخرت است یعنی اینجا خیلی خوب میفهمد ولی وقتی که میگویی برزخ میگویی سکرات موت میگویی پنجاه تا سؤال قیامت میبینی گیج میزند.@ این پنجاه تا سؤال را بالاخره میخواهند از ما بکنند میدانیم چیست؟ این پنجاه تا را میشناسیم؟ پنجاه تا موقفی که امام صادق فرمود هر هزار سال یک موقف دارد من اصلاً میدانم چیست دنبالش هستم علاقهای اصلاً دارم به یادگیریش.@ میبینی اسم فوتبالیستها را خیلی خوب بلد است اسم هنرپیشهها را بلد است اسم خوانندهها را بلد است اسم کشورها را بلد است اسم اسلحهها را بلد است اسم اتومبیلها را بلد است در دنیا کارشناس است هزار تا جواهر به او بدهی عیار همه را به شما میگوید یک کسی کارشناس فرش است یک کسی کارشناس مکانیک است یک کسی کارشناس اتم است یک کسی کارشناس شیمی است یک کسی کارشناس هستهای است.@ ولی وقتی میگویی آخرت میبینی هیچ چیز از آخرت نمیداند میفرماید یک همچین آدمی مبغوض خداوند هست چون دارد حرکت میکند و به زودی وارد جایی میشود که هیچ اطلاعی از آن ندارد اگر کسی میخواهد جایی را برود از آن اطلاعی نداشته باشد شناخت نداشته باشد این چطوری واقعاً میتواند خودش را آماده کند.@ یعنی امکان دارد وقتی ما ندانیم کجا میخواهیم برویم خودمان را برای آن آماده بکنیم؟ نمیشود، غفلت یعنی فراموشی آخرت، غفلت یعنی من نمیدانم کجا میخواهم بروم(فَنَسیَ الرِحلَه وَ لَم یَستَعِد) سفر آخرتش را فراموش بکند و آماده نشود.@ پس موضوع غفلت یک موضوع کلیدی هست یعنی یک بیماری بسیار خطرناک و عام هم هست کمتر کسی میتواند از آن در برود و از زیر این بیماری فرار بکند باید انسان تلاش بکند و ما به میزانی که حجم غفلتهایمان را کم میکنیم در واقع سالمسازی میکنیم و برای آخرت آماده میشویم.@ بنابراین یکی از وظائف مهممان این هست که ما دائماً با یادآوری با ذکر با نماز با تنظیم ارتباطات آن چهار مرحلهای که قبلاً گفتم تنظیم انتخاباتتان ارتباطاتتان رفتارهایتان و چینشهای فکری به گونهای عمل کنیم که یادمان نرود که داریم سمت آخرت میرویم.@ یک رشتهای را انتخاب نکنی که اینقدر مستت بکند که دیگر اصلاً یادت برود که تو در رحم دنیا هستی و به زودی وارد برزخ میشوی یک همسری را انتخاب نکنی یک دوستی را انتخاب نکنی یک شغلی را انتخاب نکنی یک رفت و آمدی و یک ارتباطی و یک کسانی را انتخاب نکنی یک شهری را یک منطقه زندگی را انتخاب نکنی که مستت بکند و کلاً یادت برود که آدم هستی.@ گاهی وقتها آدمها آدمهای خیلی خوبی هستند مسیرشان هم خوب است یک انتخاب اشتباه میکنند یعنی غافل میشود در یکی از این ارتباطات در یکی از این رفتارها در یکی از این چینشهای فکری یک مسیر اشتباه میرود اصلاً دچار خودفراموشی میشود یادش میرود که اصلاً کیست بعد خودهای دیگر یک دفعه برایشان زنده میشود خودهای دیگر برایشان بزرگ میشود آن خودها برایشان مهم میشود.@ علی(ع) در مورد بعضی از اصحاب پیغمبر که سختی زیاد کشیدند ولی وقتی به حکومت و پول رسیدند فرمود مثل شترهایی بودند که بعد از مدتها در صحرا که تشنگی کشیدند وقتی به آب رسیدند آنقدر خوردند تا از شدت پرخوری مردند بعضیها همینطور هستند.@ یادمان نرفته خیلیها بودند زمان انقلاب زندان رفتند شکنجه دیدند فقر کشیدند بعد که انقلاب شد و به جایی رسیدند یک دفعه خود اصلیشان این وسط گم شده با ریاست با مقام با پول با موقعیت یک دفعه آن خود اصلی خود رزمنده خود جهادگر خود قانع خود سادهزیست خود باتقوا خود نورانی یک دفعه زیر بار معرفی این همه خودهای طبیعی انسان دچار غفلت میشود.@ مثل کسانی هستند که دارد مسیر را درست میرود بعد یک دفعه میافتد در ارتباطات اجتماعی همین شبکههای اجتماعی وایبر و واتساپ و فیسبوک و اینترنت یک دفعه میبینی اینجا هم عجب عالمی دارد همینطوری آرام آرام خودش را یادش میشود سِحر میشود.@ مثل کسانی که پای تلویزیون سر این موج باران سریالها و فیلمها سِحر میشوند یک دفعه یادشان میرود چه کسی هستند میبینی ساعتها همینطوری سِحر شدند میبینی در شبکههای اجتماعی در اینترنت در روزنامه در کار ورزشی طرف سِحر میشود اصلاً یادش میرود کیست و اصلاً باید کجا برود فراموش میکند میبینی افتاد در خاله خالهبازیها و توهمبازیهایی که تمام آن استعدادهای جاودانه الهی و آسمانی را ضایع میکند و دچار خسران میشود.@ خیلی این کلمه را آدم باید تکرار بکند به عنوان یک ذکر تکرار بکند این را فراموش نکنید. (وَیلٌ لِمَن غَلَبَت عَلَیهِ الغَفلَۀ وَ نَسیَ الرِحلَه) سفر آخرت را فراموش کند(وَ لَم یَستَعِد) تا آماده نشود این ذکری هست که آدم باید بگوید مثل شعر میماند.@ چون اگر انسان این را فراموش بکند در موجی که الان بخصوص زمان ما ایجاد شده موجی که عوامل چشمکزن عوامل حواسپرتکن خیلی زیاد شده انسان میبینی یادش میرود فکر میکند زن است با مسئله زنانگی و خود جنسیش آنقدر مشغول مشکلات مسائل زنانگی یا مردانگی.@ عشق زمینی پدر بودن مادر بودن همسر بودن مالک بودن استاد بودن اینقدر مشغول این شئوناتش میشود که میبینید اصلاً حسی روی سجاده ندارد حسی برای سحر ندارد حسی برای ذکر ندارد حسی برای حرم ندارد انسش با قرآن از دست رفته چون همیشه به خودهای اینطوری میپرداخته این غفلت میشود.@ یا شخص میبینی در عمرش پنجاه تا صد جلد کتاب تخصصی را بلد است درس میخواند خط به خط به قرآن میرسد میبینی اصلاً نمیشود میرسد به صحیفه سجادیه، نمیشود میرسد به نهجالبلاغه میبینی اصلاً کور کور است یکی از اساتید بزرگ ما میفرمودند هنوز در حوزههای علمیه ما اینقدر بلوغ پیدا نکردیم که نهجالبلاغه یا صحیفه کتاب درسی باشد این هم یک غفلت است.@