بحث ما درباره ی عزت بود راههای کسب عزت مواردی را عرض کردیم موردی که در این جلسه برایتان عرض می کنیم عفو است. عفو را قبلاً هم توضیح دادیم یعنی انسان کینه ی کسی را که در حقش ظلم کرده به دل نگیرد و در صدد جبران بدی های دیگران نباشد. جواب بدی را با بدی ندهد. غیر از مغفرت است در عفو شما می گذرید و جزا نمی دهی به طرف مقابل، ظلمی شده شما می توانید تلافی کنید جریمه بگیرید دیه بگیرید ظلم را جبران کنید طرف را تنبیه کنید و نمی کنید این کار را، این کار را عفو می گوید عفو از ظرف خداوند شامل بنده ی می شود که کینه ای از کسی به دل نمی گیرد ودلش را شغول بدی ها ظلم ها و تلخی ها نمی کند وقتی عفو می کنید مورد عفو قرار می گیرید. و وقتی که عفو نمی کنید خودتان هم گرفتار می شوید و مغفرت هردویش. مغفرت یعنی اینکه انسان علاوه بر اینکه کسی را جزا نمی دهد به خاطر ظلمی که کرده رابطه اش را با او قطع نمی کند حالا پدر است مادر است، خانواده همسر است، یک اشتباهی یک ظلمی یک بی ادبی کردند، او نه تنها به دل نمی گیرد بلکه طوری رفتار می کند اصلاً انگار نه انگار آنها یک همچینطرفتار بد و ظلمی کرده اند. این را می گویند مغفرت. خداوند می فرماید که هر کسی می خواهد از عفو و مغفرت من برخوردار باشد خودش باید اهل عفو و مغفرت باشد آدم های کینه ای فحاش، بددهن، و تند اینها فشار قبر زیادی برای خودشان ذخیره می کنند برای هر بار فحاشی، ناراحتی، هر بار زودرنجی، هر بار عصبانیت، هم فشار قبر زیادی ذخیره می کنند برای خودشان، هم دنیای شان را تلخ می کنند این دوتا ضرر بسیار بزرگ را دنیا تلخ ، آخرت هم تلخ، لذا یکی از راه های کسب بزرگی و عزت عفو است.
از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) می فرماید «من عفی من مظلمتهٍ عبدله الله عزا فی الدنیا و الاخره» در مورد یک صفت کمتر هم چین چیزی را داری. می فرماید کسی که عفو کند از ستمی که به او شده یک ظلمی یک ناحقی کردند می گذرد شخص عذر پذیر است گیر نمی دهد آبرو نمی برد خجالت زده نمی کند کسی را و رد می شود، می فرماید این خیر دنیا و آخرت را عزت دنیا و آخرت را خدا عفو این شخص را تبدیل می کند به عزت دنیا و آخرت در رانندگی گاهی وقتها پیش می آید یک کسی در حق ما ظلمی می کند یک کسی حق تقدم ما را از بین می برد، از چیزهای کوچک شروع کنیم به جای این که دعوا کنیم داد بزنیم فریاد بزنیم رد شویم به بزرگواری رد شویم. در منزل همینطور، سر غذا، سر سفره همینطور در دعوت ها همینطور در مجالس همینطور در تقسیم های اقتصادی، تقسیم های کاری، در خیلی جاها هست که ممکن است در حق ما یک ظلمی بکنند حرفی بزنند غیبتی کنند بدگویی بکنند همین که انسان می گذرد از این فرمود خداوند این را تبدیل به عزت دنیا و آخرت می کند به جای اینکه بگویی چی پشت سر من گفتی یا الله بگو چی گفتی می خواهد خودش را نگه دارد عزت خودش را حفظ کند ذلیل تر می شود اما اگر گفت آقا حلال است به قول یکی از بزرگان هر وقت به اومی گفتند که آقا غیبت تان را کردیم می گفت غیبت فساق جایز است رد می شد اصلاً. می گفت من فاسقم شما هم غیبت کردید جایز است اینقدر بزرگوارانه و با کرامت رد می شد. خوب این عزت می آورد برای انسان، عزت دنیا «ابدله الله» خداوند تبدیل می کند آن عفو را «بها» در مقابل آن خصوصیت مظلمه به عزّ دنیا و آخرت. لذا اطرافیان در زندگی ما گاهی وقتها اشتباهاتی می کنند پدر همسر، مادر همسر، جاری، باجناق، پدر و مادر خودت پدر و مادر شوهر خواهر شوهر، ازین اتفاق ها می افتد فرزند ممکن است اشتباهاتی انجام بدهند دوستان انسان ممکن است یک کاری بکنند بخصوص اگر ذوی الحقوق باشد انسان اصلاً حق ندارد که به دل بگیرد مثل پدر و مادر حق ندارد اصلاً که به دل بگیرد و باید حرمت را رعایت کند چون حق آنها آنقدر عظیم است برای همین پدر اگر یک موقع فرزند را بکشد دیه به او واجب می شود ولی قصاص نمی شود اینقدرحقش عظیم است یا معلم، گفت می خواهم معلمم را چون پدرم را کشته می خواهم قصاص کنم امام سجاد فرمود اصلاً حق نداری او حقش از پدرت بالاتر است حق نداری معلمت را بخاطر اینکه پدرت را کشته قصاص کنی. خیلی اینها مهم است نه ذوی الحقوق نه، اینهایی که بزرگتر هستند نه، کسانی که هم ردیف ما هستند یا کوچکتر هستند از ما، موقعی که مورد عفو قرار می دهیم خداوند می فرماید به خاطر این عفوی که کردی و از این مظلمه گذشتی مظلمه یعنی ظلمی که در حق شما شده، گذشتی هر که در حق من ظلم کرده حلالش می کنم، اینجاست که خداوند می گوید این را من تبدیل می کنم به عزت دنیا و آخرت، هم آخرت عزیز می شود این بنده پیش من، هم در دنیا عزیزش می کنم. انسان مگر خیلی احمق و کینه ای و جهنمی باشد که بخواهد که بعد از این لطف خدا دوباره از کسی کینه ای به دل داشته باشد دوباره بداخلاقی کند دوباره فحش و فحش کاری کند دوباره چیزی را در خاطرش بیاورد این خوب نیست. باز در جای دیگر در همین رابطه از وجود مقدس، امام باقر علیه السلام به محضر مقدس شان صلوات ختم بفرمایید.
خیلی زیباست، سه مورد از چیزهایی که به ما عزت می دهد، فرمود: «ثلاثٌ لا یزید الله بهنُ مرأ المسلم الا عزاً» سه چیز است که خداوند به مسلمان به خاطر آن سه چیز اضافه نمی کند مگر عزت را یعنی اگر این کار را کردی نترس که من تحقیر می شوم پس وایستام خلافش عمل کنم نه. خدا می گوید اشتباه نکند اگر فکر کنی که این کار ها را انجام دادی کوچک می شوی حتماً بزرگ می شوی. خود من بزرگت می کنم، خود من تضمین می کنم که به تو عزت بدهم خود من تضمین می کنم که عزیزتر و بهتر شوی دیگر نترس بیا جلو. آنها «اصفح عن من ظلمه » این صفح غیر از عفو است عفو جریمه نکردن و کینه به دل نگرفتن بود «صف» یعنی دوستی کنی با طرف مقابل، به زیبایی گذشتن، به شیرینی رد شدن، با مهربانی رد شدن، مواظب باشیم رفتارهای دیگران دلهای ما را آلوده نکند چون وقتی آلوده می کند یک مشت آتش در دلمان نگه می داریم یاد بگیریم اگر کسی ناری جهنمی به سمت پرتاب کرد ما آن را تبدیل به نور کنیم جهنم ها چی ها هستند؟ بداخلاقی های دیگران، ظلم های دیگران، توهین های دیگران، غیبتهایی که کردند حالا آمده در وجود من بخصوص کسانی که ما دوستشان داریم و با آنها زندگی می کنیم و حق های زیادی گردن همدیگر داریم مثل همسر، پدر و مادر،خواهر و برادر و دوستان، اینها خیلی اگر کسی از همسرش دلخوری داشته باشد و نگه دارد این ظلم است خودش ظلم است بی ظرفیتی و بی انصافی است. چه برسد به پدر و مادر آن دیگر خیلی وحشتناک تر است خیلی رذالت و پستی می آورد انسان از بزرگان خودش چیزی به دل نگه دارد خیلی حقارت می آورد در نزد خدا، که چیزی در ذهنش بیاید چون آنها آنقدر حق شان عظیم است حالا اگر 4 تا ظلم هم بکنند به جایی بر نمی خورد ما بیاییم حق عظیم آنها را در نظر نگیریم و 4 تا ظلمی که در حق ما کردند را ببینیم این پستی می آورد در دنیا و آخرت برای انسان رذالت می آورد خواری می آورد در دنیا و آخرت.
اولین چیزی که از آن سه تا چیز امام باقر ع فرمود « اصفح عن من ظلمه» یعنی انسان یک گذشت زیبا بکند از کسی که به او ستم کرده، زیبا رد شود از کنار این، و اعطا من حرمه»کسی که شما را محروم کرده چیزی از او می خواستید محروم کرد کمکی خواستید نداد، درست از کسی قرض می خواستید داشت و نداد، حالا الان نیاز دارد تو به او بده. یعنی بی ادبی دیگران ما را باید مودب کند از لقمان سوال کردند ادب از کی آموختید گفت از بی ادبان، یعنی عکسش باید عمل کنی چون آنها مربی ما نیستند آدم هایی که هستند، مربی ما الله است، مربی ما اهل بیت هستند، آنها مربی ما هستند آنها می گویند شما اگر بخواهید شبیه ما شوید و با ما محلق شوید و به مقام ما برسید با قواعد ما اخلاق ما را داشته باشید نه اینکه خودت را با زنت یکی کنی با شوهرت یکی کنی با اطرافیانت یکی کنی. بگویی اینها به من درس می دهند اینطوری کردند پس من هم اینطوری کنم همسایه ما اینطوری کرد پدر زن و مادر زنم اینطوری کرد دوستم اینطوری کرد هیچ کس نباید منشأ رفتاری تو باشد و رفتار تو را تعیین کند این تخصصی و عالمانه نیست. چون تو به همان اندازه که از رفتار کسی رویت اثر می گذارد که یک رفتار بدی داشته باشی به همان اندازه خودت را کوچک کردی آوردی پایین. ما که با بقیه زندگی نمی کنیم، گفتیم دنیا یک باشگاه است و مردم حریف تمرینی ما هستند اگر رفتار دیگران ما را به افسردگی و پژمردگی و بیماری و فشار خون و به ناراحتی اعصاب به حرص و جوش بکشاند یعنی ما خودمان را پایین آوردیم خودمان را کوچک کردیم. ما با خدا طرف هستیم وقتی با خدا طرف هستیم هیچ غصه ای نباید بخوریم، رفتارهایمان را باید با الله تنظیم کنیم. آن چی می خواهد آن چی می گوید می گوید اصلاً من پاداشش را خودم می دهم حالا یک چیزی شده، اتفاقی افتاد، مسئله مالی است تو بگذر چندبرابرش را در دنیا به تو می دهم دعوا راه ننداز، با هم اختلاف نکنید بی خیال شو، به فتنه نکشد، به بگو مگو کشیده نشود فرمود اگر به بگو و مگو کشیده شود ولو حق با توست من دیگر شفاعتت نمی کنم پیغمبر فرمود اینقدر این کار کثیف است بگو مگو اینقدر زشت است قیل و قال اینقدر کثیف است که پیغمبر فرمود اگر حق با تو هم باشد دیگر محروم می شوی زناکار را شفاعت می کنم مشروب خور، و دزد و قاتل را شفاعت می کنم تو را شفاعت نمی کنم که اینقدر راحت خودت را کوچک می کنی و دهن به دهن بندگان خدا می گذاری با بقیه هی بحث می کنی، هی قیل و قال راه می اندازی هی مراء راه می اندازی هی درگیری و فتنه انگیزی می کنی و هی تشنج درست می کنی در خانه و محیط کار و جاهای دیگر، از تو نمی گذرم پیغمبر می گوید این کار کار کثیفی است بحث راه نیندازید گفتگو راه نیندازید بی خود، چیزهای الکی، مراء راه نیفتد حق با توست کوتاه بیا، یا اگر می خواهی هم حرفت را بزنی با مهربانی حرفت را بزن و اخم و تَخم هم نکن ولو اگر به حرف تو اهمیت هم ندهند. حرفت را بزن برو، این که تو بخواهی وایستی این حرف درست بوده همه باید به حرف من گوش کنند همه باید حرف من را و الا بالله این است ... و به خاطری که حق با تو است هی اختلاف راه بیندازی و درگیری راه بیندازی، چون من فکرم درست است نظر من درست است چون حق با من است این می شود مراء. این می شود جهنم.
لذا خدا می گوید بگذر، اگر مسئله آبرویی است عزت به تو می دهم اگر مسئله شخصیتی است عزت و آبرو می دهم اگر مسئله مالی است خودم در دنیا برایت جبران می کنم. اینقدر این کار کثیف است اینقدر این کار زشت است که امام صادق علیه السلام به بعضی از اصحابش پول می داد می گفت این دست تان باشد اگر یک جا دیدی دوتا مومن دوتا شیعه سر مسائل مالی مشکل دارند پول را بدهید خودتان مشکلشان را حل کنید نگذارید دعوایشان ادامه پیدا کند. اینقدر این کار خطرناک است می گفت من می دهم که شما دعوا نکنید از طرف خدا انسان، آقا من می دهم که دعوایتان نشود. چقدر خوب است این کار، گفت ول بدهید دو نفر با هم دعوا نکنند چون این دعوا خیلی فاجعه بار می آورد بین زن و شوهر و بین اعضای خانواده کشمکش و دعوا و اثبات حق با من است و اینها همه اش کارهای خیلی زشتی است که انسان را از شفاعت پیغمبر محروم می کند. خوب پس یکی اصفح عن من ظلم بگذر و اعطا من حرمه، به کسی که محرومت کرده تو محرومش نکن مقابل به مثل کار خطرناکی است. حالش را بگیرم، حالا نوبت من هم شود، می بینمت، دارم برایت، بگذار نوبت ما هم هست، این کارهای خوبی نیست. لذا این شخص می افتد به کل کل کردن با زنش، کوچک می شود با شوهرش کوچک می شود با بچه هایش کوچک می شود ذلت می آورد این جور کارها. قاعده اش این است میگوید آقا مشروب بخوری سرطان می گیری اگر فلان چیز را بخوری می میری سم بخوری می میری این کار هم اینطوری است اثر وضعی دارد در روح آدم وقتی که نمی گذری اثر وضعی اش این است که در دنیا ذلیل می شوی آخرت هم فشار قبر داری و ذلیل می شوی هم خواری دنیا دارد و هم خواری آخرت. جنگ راه ننداز جر و بحث با همسرت راه ننداز هی نخواهی اثبات کنی که حق با من است، اگر هم می خواهی ثابت کنی برای این است که یعنی من اینقدر غُد هستم و خودخواه هستم که همه باید بفهمند که حق با من است. کار خوبی نیست رد شو برو زود برو با فرزندت دهن به دهن نشو، با کسی دهن به دهن نشو این از این. پس اگر او محروم کرد تو نگو من حالت را می گیرم. من یک جای دیگر جبران می کنم به تو گفتم فلان کار را انجام بده ندادی یک جای دیگر که من زورم بیشتر است اگر هم نباشد می گویم به کسی که حالت را بگیرد. می گویم بالادستی مثلاً این کار را کند. رفتارهای انتقام گونه رفتارهای که ما میخواهیم با اذیت دیگران، دل خودمان را تشفی بدهیم جهنمی کردن خودمان است. سوزاندن خودمان است و این خوب نیست.
خدا می گوید قرار است شما به دنیا آمدید که شبیه من شوید آمدید که تخلق به اخلاق من پیدا کنید منِ خدا به این مقدسی میلیونها بنده نافرمانی من را می کند می بخشمش، یک عمر نافرمانی می کند یک شب لیله الرغائبی می آید م گوید الهی العفو می گویم همه را گذشتم به این شیرینی و ما از این خدا درس نمی گیریم. هی کینه در دل نگه می داریم هی ناراحتی در دل نگه می داریم هی کارهای تلافی جویانه می خواهیم بکنیم این کار خطرناک است تلافی کردن حال گرفتن ضایع کردن کسی این ها چیزهای خوبی نیست.
«وصله لمن قطع» اگر کسی رابطه اش را قطع کرد تو قطع نکن قهر کرد تو برو به او سر بزن، اگر ارتباط قطع کرد تو به او تلفن بزن، داداشت است دایی ات است عمویت است خاله است حالا یک تلخی پیش آمد شما حالا یک مناسبت پیدا کن، برو، یک گلی بخر یک شیرینی بخر تو برو، من ضایع می شوم حالم گرفته می شود او سوء استفاده می کند خدا می گوید من عزتش را به تو می دهم ضایع هم نمی شوی تضمین کرده دیگر اعتماد به خدا داری یا نه. یا به فکر خودت اعتماد داری؟ خدا می گوید من تضمین می کنم دیگر تو بروی ضایع نمی شوی مطمئن باش فقط عزتت اضافه می شود حتی اگر نپذیرد تو را یعنی رفتی دسته گلت را پرت کرد بیرون، برگشتی ضایع نمی شوی، رفتم ما را ضایع کرد نه. تو رفتی بزرگ شدی و برگشتی. خدا قطعاً در دل او هم عزت تو را می گذارد ممکن است با کینه رفتار کند ولی بزرگی ات در دل او حفظ می شود. ثبت می شود در محضر ملائکه الله ثبت می شود در محضر مادر، آسمانی ها برایت درود می فرستند که تو اینقدر بزرگی، آسمانی ها برایت خوشحال می شود رفتی گل را زد در صورتت، برو بابا دلت خوش نمی خواهم بیایی، عیبی ندارد. رفتی از زنت معذرت خواهی کنی حرف تند زد رفتی از شوهرت معذرت خواهی کنی حرف تند زد، ضایع نمی شوی، پیش آسمان پیش خدا بزرگ می شوی پیش مردم هم بزرگ می شوی فردا مردم قضاوت می کنند این شخص اقدام کرد برای حل مشکل طرف مقابل نپذیرفت. آنی که نمی پذیرد همیشه آن ضایع می شود او کوچک می شود. تو اقدامت را بکن من با اینکه تو قهر کردی حاضرم بیایم حداقل یک بار اقدام بکن ولی دیگر تکرار نکن ولی یک بار اقدام بکن تو، این یک بار را تو برو. ولی آن قهر کرده خوب من هم قطع می کنم اگر او قطع کرد تو سر بزن، خلاف رویه ی که او دارد عمل بکن بعد بگو خدایا ببین او قطع کرد من نکردم من رفتم او نپذیرفت، خوب دیگر حالا خدا هم می گوید، عیبی ندارد، از طرف ما نباید باشد هیچ چیزی نباید از طرف ما قطع نباید شود کسی که برای طلاق پیشقدم می شود برای قطع رابطه برای متلاشی شدن کردن یک رابطه پیشقدم می شود این دور می شود از رحمت خدا، مگر 5 درصد موارد، 95 درصد طلاق ها جهنمی است. 5 درصد طلاقها حق است موارد شرعی خاص خودش را دارد چه از طرف مرد باشد چه از طرف زن باشد، بقیه موارد جهنمی است کشمکش های بی خود خانوادگی و خاله خاله بازی های خانوادگی و مسائل این طوری رد شویم مسائل اقتصادی، مسائل این آن طوری گفت او اینطوری گفت مسائل این طوری آدم را کوچک می کند. آدم را تحقیر می کند، هم در دنیا هم در آخرت، آنی که می گذرد بزرگ می شود آنی که کوتاه می آید بزرگ می شود آنی که کش می دهند قضیه را هم ذلت دنیایی دارند هم ذلت آخرتی. پس این سه تا یادگاری قشنگ را از امام باقر داشته باشیم که سه تا چیز را نگوییم ضایع می شویم نگوییم کوچک می شویم نگوییم اگر من اقدام کنم عزت من چی می شود بزرگی من چی می شود، نه. کار خوبی نیست. بگذار التماس کند بگذار ناز بکشد بگذار بفهمد که من کی هستم بگذار قدرت غلبه ی من حفظ شود استکبار است استکبار هم خواری می آورد در روایت داریم که خداوند متکبر را روز قیامت به اندازه یک مورچه می کند مرگ هم آنجا دیگر وجود ندارد «لا یموت فیها و لا یحیی» این را به اندازه مورچه می کند و مرگ نمی آید قبض روح نمی شود این را می اندازد زیر دست و پای جهنمی ها، 50 هزار سال قیامت اصلاً به این محل نمی گذارند همه اش زیر دست و پاست این. هر که رد می شود این را له می کند ولی نمی میرد. حتی یک کسی نمی آید به او محل بگذارد که خوب تو آدم بدی هستی بیا برو جهنمن، این را هم به او نمی گویند یعنی بی محلی کامل، تمام که شد 50 هزار سال خواری به او می دهند بعد می گویند بیا برو جهنم خواری جهنم را بکش در روایت داریم بدترین جای جهنم مال آدم های غُد و آدم های متکبر است. کسانی که هی در خیلی از ارتباطات الکی به خودشان حق می دهند، ناحق است، الکی صدایش را بلند می کند که طرف بترسد و بگوید ببخشید حق با شماست، شروع می کنند به بافتن چیزهای مزخرف که طرف بگوید نه خوب حق با شما بود. آدم هایی که اینطوری هستند نمی خواهند بگویند که ما اشتباه کردیم و معذرت می خواهیم خدا اینها را خوار می کند خواری دنیایش بماند خواری آخرتش خیلی بیشتر است. در روایت داریم بدترین جای جهنم را می گویند سقر، آنجایی است که وقتی جهنم شعله اش کم می شود در آنجا را باز می کنند شعله می دهد بالا همه جا آتش می گیرد تأمین کننده آتش جهنم است بدترین جای جهنم است، فرمود کسانی آنجا می روند که آدم های قُد و متکبر اند و حاضر نیستند که کوتاه بیایند از روش هایشان همیشه همان که من می گویم باشد. مرد است حرفش یک کلام است. اصلاً مرد حرفش یک کلام نیست اگر کسی گفت مرد است و یک کلام. حرف هم زدیم زدیم زمین بماند و بماند حرف خدا و پیامبر زمین مانده به این عظمت، نه من دیگر قسم خوردم طلاق بدهم خوب برو جبران کن، کفاره اش را بده بی خود کردی قسم خوردی خوب نخور. آدم های متکبر فرمود جایشان سقر است یعنی بدترین وحشتناک ترین جای جهنم، در وجودش نرمی نیست غُد است بی خود عصبیت پیدا می کند تعصب های الکی و جاهلانه اینها خیلی خطرناک است. آدم متعصب هم در روایت داریم خداوند اصلاً محلش نمی گذارد در قیامت، که به او بگوید آدم بدی بودی بیا برو جهنم بی حساب می برندش جهنم اصلاً محاسبه اش نمی کنند بغیر حساب می برند جهنم همین که آمد می رود جهنم، وای نمی ایستد. حکایت آن آقایی که گفته مرده بود آمده بود خواب رفیقش، گفت چه خبر، گفت هر چی این آخوندها گفته بودند دروغ بود، گفت چطور؟ گفت اینها گفته بودند که نکیر و منکر می آید سوال و جواب می کنند ولی من را یکسره بردند جهنم. اصلاً وای نستادند بله یک عده ی هستند بی حساب می روند جهنم. معطل نمی کنند. قرآن می گوید «یضربون وجوههم و ادبارهم» خدا رحمت کند مرحوم آیت الله شاه آبادی را، می گفت این «یضربون وجوههم و ادبارهم» را که می گویند، ادبارهم وجوههم این فرشته ها پس گردنی می زنند جانش در می آید، فرشته های آن طرف با سیلی استقبال می کنند، آخ آخ، چقدر ذلت است چقدر خواری، بخاطری که آدم غُدی بوده متکبری بوده نماز نخوان ها را می برند آنجا، آنهایی که نماز نمی خوانند سقر هستند. کسی که نماز نمی خواند، کسی که روح دعا ندارد کسی که روح ذلت ندارد کسی که خودش را همیشه از خدا و اهل بیت طلبکار می داند کسی که فکر می کند پاک است. یکی می گفت مگر من چقدر گناه کردم چقدر استغفار بگویم چه گناهی دارم که به خدا بگویم ببخشد من را؟ الله اکبر. بی نماز جایش در سقر است متکبر جایش سقر است پس این خیلی خطرناک است حواسمان باشد که غُد بازی درنیاوریم. (والصلت لمن قطع) او قطع کرده حداقل وظیفه ات یک بار هست که بروی، قطع کرده تو سر بزن، تو زنگ بزن، تو پیامک بده، تو آشتی کن. این هدیه از امام صادق (علیه السلام) را بگیرید. (ثلاثت اقسم بالله انه الحق) سه چیز هستند که قسم می خورم به خدا که این ها حق هستند. کاش امام مجبور نبود قسم بخورد بگوییم آقا لازم نبود شما قسم بخوری، هرچه شما بگویی. ولی ما انقدر بدباور بی باوریم که آقا باید برای ما قسم بخورد. خدا و اهل بیت باید برای ما قسم بخورند. کاش می شد انقدر ما اعتماد داشتیم به اهل بیت و خدا نمی گذاشتیم قسم بخورند. ولی ما بدباور و سخت و پوست کلفتیم. برای اینکه بفهمیم قسم می خورند. 1. (ما نقص مال من صدقه مال و زکات) به خدا قسم مال با صدقه و زکات کم نمی شود. نترس از اینکه خمست را بدهی، زکاتت را بدهی. نترس از اینکه به کسی کمک بکنی. به خدا قسم می آید جایش، یک تا هفتصد برابر می آید سر جایش. نترس. فقط مال نیست، تخلیه است. این قاعده است، کلاً تخلیه هرچه که خالی می کنی از بخش های پایینی به عشق بالا، جایش پر می شود. هرچیزی می گذری، هرچه رد می کنی، یک چیز قشنگ تر می آید جایش پس نگه ندار. مثلاً می گویی من سردم، کسی که سرد است بوسه را نگه می دارد در خودش، نوازش را نگه می دارد در خودش، لبخند را نگه می دارد در خودش، این عفونت می کند، روح را جهنمی می کند. نوازش کن، ما اینجوری تربیت نشدیم، بابایمان از این کارها به ما یاد نداده، رویم نمی شود، این ها خیلی لوس است، نگه ندار، لفظ را آزاد کن، بگو به همسرت دوستت دارم. نه خب خودش می داند دیگر. پیغمبر می گوید بگو. خارج کن. از دهانت حرف های قشنگ دربیاید. حرف های زیبا و عاطفی را بزنید به هم. احساسات قشنگتان را به هم بگویید. نگو خودش می داند. هرچیزی که نگه داری در خودت عفونت می کند. جاودانگی تو را مانع می شود، محدود می شوی و کوچک می مانی. مال، ردش کن برود، ببین اگر جایش برایت برکت نیامد. بگذر ازش. برای خدا، برای امام زمان، می خواهی صدقه بدهی یک جوری بده که واقعاً دردت بیاید، اذیت شوی، می خواهی خیرات کنی، صدقه بدهی، برو قشنگ ترین مالت و گران ترین مالت را هدیه کن به امام زمان (علیه السلام). نه اینکه پست ترین مال و به درد نخور ترین مالت را برداری، مثل همین کاری که ما در صدقه می کنیم و کار خیلی زشتی هم هست، می خواهیم صدقه بدهیم دنبال پول خورد می گردیم، پول درشت هایت را بردار صدقه بده. بگذار صدای بقیه هم دربیاید. حضرت می گوید به خدا قسم کم نمی شود. خمست را بده، ببین چقدر می آید جایش. احتیاطاً بیشترش هم کن. انفاقات دیگر هم داشته باش غیر از خمست. دست بده داشته باش. یکی از چیزهایی که در طلبه هاو روحانیت دیدم در این 30 سالی که باهاشان زندگی کردم و خودم هم جزوشان بودم، یکی از چیزهای قشنگی که در این قشر دیدم، این هست که این ها با اینکه شهریه هایشان خیلی کم است و به مصرف زندگی شان نمی رسد بعد از این همه کمک مراجع و رهبری، خیلی کم است شهریه طلاب، ولی وقتی رفتم دیدم از هر قشری کریم تر هستند نسبت به خودشان و نسبت به دیگران. در روحانیت و طلبه ها من این را خیلی دیدم. 30 سال این را دیدم از نزدیک که وقتی یک محتاجی را می بینند چه هم کیشان خود چه غیر هم کیشان خود، خیلی زود می گذرند از مال، خیلی سخاوت دارند، این تحت تربیت خلق طلبگی و کرمی هست که یاد گرفته اند. خیلی خوب است، آدم شجاع باشد در هزینه کردن. هم برای خانواده اش سخت نگیرد، خساست و بخل نداشته باشد، هم برای دیگران، می گوید آقا کم نمی شود، نترس هزینه کن، اگر شوهرت خواست چیزی به مادرش بدهد جلویش را نگیر، پس خودمان چی، اگر مادر زنت، پدر زنت، برادر زنت نیاز دارد، یا یک کس دیگر نیاز دارد، ترس برت ندارد، هی چرتکه ننداز پس خودم چی، ما چی، عفونت می کند وقتی مال بماند، مثل خون است، وقتی در بدن ماند عفونت می کند، باید با حجامت و زالو درمانی، این هایی که می کنند خون تازه می گیرند، فرصت تنفس می دهند به بدن، ولی وقتی بماند آن تو، عفونت می آید، مال اینجوری است، احساساتت اینجوری است، احساست را نگه ندار، نوازش، رویم نمی شود بروم ببوسم این را، بوسه در مرام خانوادگی مان نیست، پیامبر فرمود به هر بوسه ای ثوابی است. چرا انقدر بخیلی تو؟ خروجی داشته باش. احساسات، عواطف، حرف های قشنگ، کرامت، بزرگواری، لبخند، لبخند خیلی ها بخل می کنند برای اینکه بیرون بدهند، فرمود با برادرت، همسرت، با پدرت، وقتی روبرو می شوی لبخند روی لبت باشد. مثل برج زهرمار. طرف دارد لبخند می زند این همینجوری دارد نگاهش می کند، تو هم یک لبخندی بزن، تو چه مرگت است؟ سلام علیک کرده خب تو هم سلام علیک کن، تو هم لبخند بزن، نمی تواند این کار را کند، این آدم بخیل است، عفونی است، مریض است، خارج کن ببین چه خیر و برکاتی می آید، تو بخند اگر خدا بهت نخندید، تو به بندگان خدا لبخند بزن، اگر اهل بیت و غیب و ملائکه بهت لبخند نزدند؟ ولی وقتی بخل می کنی نسبت به بندگان خدا، منم و منم و منم می کنی، با صدقه و زکات، زکات شامل خمس و پرداخت های واجب می شود، (و لا ظلم احد بظلامته فقدر عن یکافع بها فکظمها الا عبد له الله مکانه عزاً) و هیچ بنده ای مورد ظلم قرار نمی گیرد که می تواند جبران کند، می تواند تلافی کند، ولی تلافی نمی کند. مگر اینکه حتماً این را خداوند بهش تبدیل به عزت می کند. امام صادق (علیه السلام) می گوید به خدا این راست است که دارم می گویم، به خدا تو اگر وقتی می توانستی جبران کنی کوتاه آمدی و انتقام نگرفتی دنیا و آخرت بهت عزت می دهند. ما سخت باوریم این چیزها را. می ترسیم. (ولا فتح عبد علی نفسه باب مسئله الا فتح علیه باب فقر) هیچ بنده ای به روی خودش باب درخواستی را باز نمی کند مگر وقتی خداوند باب فقر را به رویش باز می کند. انسان یک موقعی با یک کریمی سروکار دارد، مشکل ضروری دارد، باید به کریم ها و برادرش و دوستان مورد اعتماد بگوید نیازش حل شود، مسکن دارد، مشکل ازدواج دارد ولی گاهی وقت های هوس های انسان، انسان را به در خواست می اندازد. می خواهیم تلویزیونمان را عوض کنیم، مبلمان را عوض کنیم، موبایلم را می خواهم عوض کنم، فرشم را عوض کنم، ذلیل می کند خودش را، می افتد به مسئلت از این و آن. می گوید خدا یک باب فقر را رویت باز می کند و این حق و راست است. درخواست هایمان را بیخود نبریم بالا. درخواست آنجا باید زمانی بشود که حق است. حق مهمی است که امری ضروری است، برای ضروریات آدم درخواست کمک کند هیچ اشکالی ندارد. لازم است. ولی وقتی چیزی ضروری نیست و هوسانه است، و تو می خواهی یک توسعه ی هوسانه بدهی به زندگیت، حالا برویم قرض بگیریم، می رویم به داداشم، داداشت، به مامانم، به مامانت، به بابایم بگوییم برویم بگیریم این ها را. کوچک نکن خودت را، اگر چیزی واقعاً ضرورت ندارد درخواست نکن. آن چیزهای حق را، فرمود وقتی می افتی به درخواست کردن. می افتی به مسئلت. عادت می کنی اصلاً که هی از بقیه یک سره بگیری، می گوید خدا باب فقر را رویت باز می کند، نیازهایت تامین نمی شود، هر دفعه یک مشکل جدید، یک گرفتاری جدید، یک خلا جدید، یک حفره ی جدید، نکن این کار را. این هم نکته ی خیلی مهمی که امام صادق (علیه السلام) فرمود قواعد زندگی هستند. این ها فرمول های حیات انسانی هستند. والحمدالله رب العالمین.