جلسه 007 - عزت
شماره جلسه
7
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
11
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 007 - عزت

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. در جلسه گذشته درباره عزت یک مقدماتی را عرض کردیم به این عنوان که عزت با طاعت خداوند تبارک و تعالی رام بودن نرم بودن در برابر حق ایجاد میشود.@ هر چقدر انسان بخشهای پایینی خودش را در مقابل حق رام بکند بخش اصلی او که از جنس حق تعالی و اهل بیت هست پرواز بهتری میکند قدرت بیشتری پیدا میکند و تقرب و سنخیت بیشتری پیدا میکند.@ بخشهایی که در وجود ما هست هر کدام برای خودش الههای خاص خودشان را دارند یعنی وقتی ما میگوییم لا اله الا الله این لا اله الا الله مال یک بخش از وجود ماست از پنج بخش ما لا اله الا الله مال بخش فوق عقلانی ماست اما اله بخش عقلانی ما علم است و اله بخش وهمی ما کمالا حیوانی موهومات است.@ مثل خانواده و مقام و ریاست و تجملات و امور دنیایی و اله بخش خیالی ما زینتهایی دنیایی و اله بخش جمادی ما یا بخش حسی ما محسوسات هستند پس هر کدام از اینها اله دارند و به سمت اله انسان را میکشانند اله حس محسوسات است اله خیال مخیلات است اله وهم موهومات است اله عقل معقولات است و اله فوق عقل الله است.@ یا اگر بخواهیم سادهتر بگوییم اله بخش حس ما محسوسات است کمالات جمادی است اله بخش گیاهی ما کمالات گیاهی است اله بخش حیوانی ما کمالات حیوانی هست اله بخش عقلی ما علم و اطلاعات و دانش و مطالعات هست و اله بخش فوق عقلانی ما الله هست.@ پس وقتی میگوییم لا اله الا الله مال بخش فوق عقلی است حالا شخصیت ما فوق عقلی است یا عقلی است یا حیوانی است یا گیاهی و جمادی است خیالزده هستیم یا حیوانی هستیم یا علمزده هستیم یا رنگ الله را داریم بسته به این هست که بخشهای وجود ما چقدر تغذیه کردند و کدام بخش از بخشهای ما سلطان هست نسبت به بخشهای دیگر حاکمیت دارد نسبت به بخشهای دیگر.@ هر چقدر تغذیه هر بخش بیشتر باشد وقتی که شما میگذارید تمرکزی که برایش میگذارید کیفیتی که در تغذیه ایجاد میکنید بیشتر باشد آن بخش قویتر میشود حاکم میشود بر بخشهای دیگر بخشهای دیگر را با خودش میکشد.@ مثلاً بخش عقل شما حکم میکند که مرده کاری ندارد اما چون بخش وهم بخش ترس بخش حیوانی ما قویتر هست نمیگذارد عقل کار خودش را بکند ما آخر از مرده میترسیم از تاریکی میترسیم از اینکه برویم دست به یک مرده بزنیم برویم قبرستان برویم در قبر بخوابیم به جای اینکه لذت ببریم ما را ترس برمیدارد.@ چون قوه واهمه حاکم بر عقل میشود عقل میگوید این کار بد است اما قوه واهمه اجازه نمیدهد که شما به خاطر این بدی کنار بکشید یا عقل میگوید این کار خوب است قوه واهمه چون تغذیه بیشتری شده اجازه نمیدهد که عقل کار خودش را بکند بنابراین وقتی میگوییم لا اله الا الله مال این بخش است.@ آن کسی که عزت را میخواهد کیست؟ در واقع باید عزیز باشد چون باید به سمت الله حرکت بکند به سمت عزیز مطلق میخواهد برود این بخش است این بخشها برای خودشان حاکمیت و حقی قائل هستند بنابراین اجازه نمیدهند که این بخش راحت بتواند مستقل از بخشهای دیگر بخواهد فعالیتی انجام بدهد به خودش برسد هر بخشی بخشهای دیگر را رقیب خودش میداند دشمن خودش میداند.@ بنابراین تنها کسانی میتوانند به باطن انسانی برسند که بتوانند خودشان را از بخشهای پایینی رها بکنند کسانی اوج بیشتری میگیرند که تحمل بیشتری داشته باشند صبر بیشتری داشته باشند بتوانند محرومیتهای بخشهای پایینی را تحمل کنند خیلی به آنها غذا ندهند که اینها قوی بشوند و به جای اینکه به اینها خیلی غذا بدهند اینها را چاق و چله و قوی بکنند و حاکم بر خودش بکنند به بخش فوق عقلانی برسند.@ احیا یعنی همین، احیا که شما میایید یعنی به بخشهای دیگر بخشهای بدنی بخشهای حسی بخشهای اجتماعی کار دارم شغل دارم فردا باید سر کار بروم خواب مهمانی و خیلی چیزهای دیگر باید نه بگویی بخواهی شب را بیدار بمانی و در این بیدار ماندن میخواهی بخش فوق عقلانی را تغذیه بکنی.@ آنهایی که توانایی احیا ندارند چون این بخشهای دیگرشان اجازه احیا به آنها نمیدهند احیا بیایند نمیتواند بیاید زورش نمیرسد به خودش که بتواند راحت بیدار بماند یک شب دو شب پنج شب ده شب برسد به این کارها چون سیرها معمولاً در شب انجام میشود.@ (سُبْحانَ الَّذِي أَسْرى‏ بِعَبْدِهِ لَيْلاً) همیشه حرکتهای قدرتمند در شب انجام میشود چون تمرکز دارد حس قشنگ است لطافت دارد سرعت خیلی زیاد و با قدرت انجام میشود در روز و مشغله و اینها خیلی افراد نمیتوانند سرعتهای جدی داشته باشند برای بخشهای فوق عقلانی و معنوی.@ اگر کسی میخواهد در بخشهای فوق عقلانی و معنوی قدرت بگیرد باید در شب بتواند حرکت بکند رشد بکند در خلوتها در شب در موقعهای خاص رحمهای زمانی و مکانی خاصی را باید برای خودش انتخاب بکند تا بتواند قدرت بگیرد و اوج بگیرد.@ حالا وقتی که شما میخواهید به عزت برسید باید این بخشها را تابع بخش فوق عقلانی بکنید یعنی بگویید من به خواستههای شما میرسم احترام هم میگذارم اما به اندازهای که با پرواز من منافات نداشته باشد.@ مثل یک هواپیما است که میگوید ما مثلاً دو تن سه تن بار برمیداریم اما به شرطی که بتوانیم پرواز به آنجایی که میخواهیم برسیم برسیم من دیدم یک موقع در فرودگاه در پرواز خارجی یک جایی هواپیما میگوید بیش از حد بار زدیم نمیتوانیم این پرواز را انجام بدهیم باید مقداری از بارها را تخلیه بکنیم مزاحم پرواز است بار باید کم بشود.@ بنابراین یک کسی که میخواهد پرواز بکند باید این بخشها را مرتب به آنها برسد یعنی مدیریت بکند کاملاً و نگذارد هیچ بخشی اضافهتر از ظرفیت و حقش برداشت بکند تا این بتواند پرواز بکند به رشد برسد به قدرت برسد به نشاط و آرامش برسد به شادی برسد باید این بخش قوی بشود.@ پس عزت را اگر کسی میخواهد یعنی سلامت نفس آن هم به مقیاس جاودانه و ابدی نفس که میگوییم منظور فوق است سلامت شخصیت خودش سلامت روح خودش سلامت قلب خودش چون ملاک در حرکت به سمت آخرت سلامت قلب است(يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ).@ اگر این سلامت و عزت و آسیبناپذیری را بخواهد چون سلامت یعنی آسیبناپذیری یعنی عزت، عزت همان سلامت است یعنی نفوذناپذیری آسیب نمیبیند له نمیشود کوچک نمیشود تحقیر نمیشود بزرگی و پرواز خودش را نگه میدارد.@ اگر بخواهد این کار را بکند باید این بخشها تابع این بشوند اگر این بخش تابع بخشهای دیگر بشود یعنی بخشهای معنوی بخشهای فطری ما بیاید تابع بخشهای پایینی ما بخشهای عقلی یا بخشهای وهمی یا بخشهای حسی بشود شخص عزت و سلامتش از بین میرود چون آسیب میزنند به سلامت بخش قلبی و فوق عقلانی ما، باید بتواند این بخش را همیشه حاکم نگهدارد.@ پس اگر بخواهد این حاکم باشد اینها باید محکوم باشند یعنی این باید حاکمیت بکند اینها را به اطاعت وادار بکند در این اطاعت هست که وقتی اینها این بخش را اطاعت میکنند همه هم اینها سالم میمانند هم خود فوق عقل سالم میماند شخصیت کلاً سالم است.@ از نبی اکرم(ص) هست(اِنَّ الله تَعالی یَقُول کُلُّ یَومٍ) خداوند تبارک و تعالی هر روز این حرف را میزند(اَنَا رَبُّکُمُ العَزیز) من پروردگار مالک و مدبر عزیز شما هستم(فَمَن أرادَ عِزَّ الدارَین فَالیُطِعِ العَزیز) هر کس عزت دو خانه را میخواهد هم عزت دنیا و هم عزت آخرت را میخواهد پس تابع عزیز باشد از این تابعیت بکن این خود به عزت دنیا و آخرت میرسد.@ بخشهای پایینی هم عزیز میشوند آنها هم سالم میمانند آنها هم شخصیتهایشان حفظ میشود آنها هم به ذلت دنیا به نکبت دنیا دچار نمیشوند یعنی خیال پاک یک روح پاک یک عقل پاک و سالم، خیلیها هستند تا میروند به یک کار علمی مشغول میشوند آن علمشان گند میزند.@ میافتند به یک مطالعات عجیب و قریب میافتند به کتابهای عجیب و قریب فاسد جلسات عجیب و قریب و فاسد اطلاعات فاسد اساتید فاسد آخر سر از خواری و ذلت در میآورند ولی وقتی یک کسی قلبش را سالم نگه میدارد بخشهای دیگرش آنها هم عزیز و سالم میمانند آنها هم خوب میشوند.@ چقدر زیباست که خداوند هر روز این را میگوید که هر کس عزت دنیا و آخرت را میخواهد پس باید خدای عزیز را اطاعت بکند پس در اطاعت عزت هست. وجود مقدس امام صادق(ع) میفرماید(مَن اَرادَ عِزّاً بِلا عَشیرَۀٍ) اگر کسی عزت را میخواهد اما بلا عشیره میخواهد تنها است کسی را ندارد.@ بعضیها با عشیرهشان قوی میشوند اطرافشان را میگیرند اطرافشان شلوغ میکنند این را میخواهند عزیز بکنند میگوید هر کس عزت بدون عشیره را میخواهد یک آدم تک و تنها است جلو و پلاسی هم ندارد هیچ آهی هم در بساط ندارد ولی میخواهد آدم عزیزی باشد عزت داشته باشد.@ (وَ غِناً بِلا مالٍ) غنا بخواهد بدون مال یعنی بدون اینکه آدم ثروتمندی باشد بینیاز باشد بدون اینکه پولی داشته باشد بینیاز بشود(وَ هَیبَتاً بِلا سُلطانٍ) آدمی باشد که هیبتش شخصیتش در مقابل دیگران حفظ باشد اما تسلطی هم نداشته باشد مدیر نباشد رئیس نباشد.@ خدا رحمت کند شهید بهشتی را استاد ما میفرمود شهید بهشتی یک شخصیتی بود که اگر بین پنجاه تا رئیس جمهور مینشست هر پنجاه تا رئیس جمهور هیبت شهید بهشتی آنها را میگرفت مثل امام خودمان مثل رهبر خودمان هیبتی میخواهد اما نه از روی حاکمیت، حالا امام ولی فقیه بوده حاکم بوده.@ ولی شهید بهشتی همیشه همینطور بود بزرگان دین مراجع عظام آقای بهجت را شما نگاه کنید آیت الله بهاءالدینی را ببینید اینها چقدر هیبت دارند اما سلطنت هم ندارند جایی ریاستی ندارند ولی هیبت دارند علامه را شما نگاه کنید.@ یک موقعی برای علامه پاسدار گذاشته بودند به پاسدار گفته بود که شما برای چی دنبال من میایید؟ گفت آقا دستور دادند که من از شما پاسداری کنم اگر امری داشتید انجام بدهم، گفته بود شما از من پاسداری کنید امر من را اطاعت کنید من امرم را اگر به این کوه بگویم این کوه میریزد.@ بعد میگفت ما در خانه پاسداری میدادیم که مقام معظم رهبری سفارش کرده بود فرماندهان ما سفارش کرده بودند که مراقب علامه باشید در خانه پاسداری بدهید که یک موقعی خطری علامه را تهدید نکند میگفت در خانه میایستادیم پاسداری میدادیم بعد میدیدیم نصف شب سحر از کوه دارد میاید بعد میاید به ما سر میزد میگفت چه خبر؟.@ ندیدیم چه موقع از منزل بیرون رفته چه موقع خارج شده چه موقع بیرون رفته حالا میاید یک احوالی هم از ما میپرسید بعد میگفت شما میخواهید از من مراقبت بکنید این میشود سلطنتی ندارد اما هیبت دارد قدرت دارد علامه حسنزاده آملی حفظه الله بود.@ علامه طباطبائی هم همینطور ایشان هم استاد ما شاگردشان بودند میفرمودند ما با ایشان کلاس داشتیم منزل حضرت آیت الله انصاری شیرازی میگفت منزل آقای انصاری یک جایی بود زمان طاغوت امکانات نبود چراغ و برق، قم را مخصوصاً فقیر نگه میداشتند که اینها اذیت بشوند خیلی نتوانند کار بکنند میگفت رفتنش هم سخت بود شب تاریک بود نور نبود.@ ایشان هم پیرمرد بود امکان خطر بود که زمین بیفتد نبیند آسیب ببیند بعد یکی از عزیزان به ایشان گفته بود که من چراغ میاورم خدمت شما ببینید برویم تا آنجا که اذیت نشوید جلسهای که منزل آقای انصاری هست بعد ایشان گفته بود که مگر ما روز با نور خورشید حرکت میکنیم که اگر شب نور نباشد نبینیم.@ ما روز هم که داریم حرکت میکنیم با نور خورشید نمیبینیم آن استاد آنطوری این شاگرد علامه حسنزاده که استاد ما میفرمود شبها که میخواهد مطالعه بکند چراغی روشن نمیکند از چشم خودش نور میتاباند مطالعه میکند نیازی به چراغ نداریم.@ اگر کسی این را میخواهد فرمود(فَلیُنقَل مِن ذُلِّ مَعصیَتِ الله اِلی عِزِّ طاعَتِ الله) پس باید منتقل بشود از خواری گناه معصیت خدا، این انسان را خوار میکند ضعیف میکند ذلیل میکند به عزت طاعت خدا، طاعت عزت است طاعت خدا برای انسان عزت میآورد هر کس عزت را میخواهد.@ پیامبر در حدیث قبلی فرمود(مَن اَرادَ عِزَّ الدارَین) عزت دو خانه را میخواهد(فَالیُطِعِ العَزیز) هر چقدر شما مطیعتری مقاومتت کمتر است عزتت هم بیشتر است ولی هر چه من من میکنی روشنفکری میکنی من هم میخواهم یک حرفی بزنم من هم یک نظری دارم من هم یک اظهارنظری بکنم و به نظر من، بعد هم وقتی میگوییم خدا میگوید اهل بیت میگویند.@ یک دانشجویی بود یک جا من سخنرانی میکردم در رابطه با چند تا از نکات قرآنی گفت فلان شاعر هم اینطوری میگوید گفتم وقتی خدا و اهل بیت میگویند دیگر روی حرف فلان شاعر چه اعتباری دارد یا فلان عارف اینطوری میگوید این عارف اشتباه کرده گفته عارف عرفانش به درد نمیخورد مکاشفهاش غلط است عرفانش غلط است.@ ولو اسم عارف هم روی او باشد وقتی نمیخورد به متن صریح قرآن و روایت یک چیز غلط از کار در میاید ما عارف خیلی بزرگی هم داریم که به قول عرفا میگویند از این بزرگتر هم نیامد یک موقع در کتابش نوشته بود من مکاشفه کردم که شیعیان همه میمون هستند امام گفته بود که خودش را دیده بزرگ هم هست به خدا نزدیک است ولی یک موقع از این اشتباهات میشود.@ ملاک حق است این حق خیلی مهم است ولی وقتی خدا و اهل بیت دارند میگویند خیلی بیادبی است یک کسی بیاید کنار خدا و اهل بیت یک حرفی بخواهد از خودش بزند این هیچ فایدهای ندارد.@ ان قلت کردن نق زدن غر زدن روشنفکربازی درآوردن فلانی هم این را میگوید آن شاعر این را میگوید آن فیلسوف آن را میگوید آن دانشمند این را میگوید این دکتر این را میگوید این مهندس این را میگوید خراب میشود و دین التقاطی میشود دینی که در آن مقداری حق دارد و مقداری باطل دارد این برای شیطان کافی است.@ یعنی شیطان کافی است میگوید شما میخواهی حرف خدا را گوش بکنی باشد گوش کن پیغمبر اهل بیت هم میخواهی انجام بدهی انجام بده ولی یکی از حرفهای ما را هم گوش کن همین یکی باشد کافی است برای بدبخت کردن یک نفر، چون خالص در نمیاید.@ چهار تا حرف باطل هم بگذار ممکن است حرف باطل نباشد آدم خوبی هم باشد مثلاً مولانا اینطوری گفت حافظ اینطوری گفت ممکن است حافظ یا مولانا یک چیز غلطی هم در حرفهایشان باشد ملاک این هست که به عصمت بخورد تازه اهل بیت هم میگویند اگر حدیثی هم از ما رسید قبول نکنید چون احادیثی که به ما نسبت میدهند خیلیهایش باطل است به ما دروغ بستند.@ ما احادیث قلابی زیاد داریم میگوید تازه اگر یک حدیثی از ما به شما رسید غیر از اینکه میرود در مرجع تخصصی علم درایه و علم رجال تا از کانالهای اینها رد نشود تأیید نیست تازه میگوید با قرآن هم بسنجید اگر با قرآن سازگاری ندارد(فَضرِبُوهُ عَلَی الجِدار) آن را به دیوار بزنید یعنی این حدیث دیگر به درد نمیخورد ملاک حق است.@ اطاعت یعنی اینکه در مقابل خدا حرف نزنید نه اینکه افکار خودت را ملاک قرار بدهی من که این زنداری را قبول ندارم خدا گفته اینطوری زنداری بکنید اصلاً من نمیپذیریم من اصلاً طبعم نمیگیرد اینطوری شوهرداری کنم به شوهر اینطوری نگاه کنم پس تو یک مقاومتی داری در مقابل این چیزها، خدا میگوید تو باید طبعات را سبک بکنی میگوید من قبول نمیکنم.@ من در مورد فرزندم نمیتوانم اینطوری بچهداری بکنم پس این که میگوید من نمیتوانم مال بخشهای پایینی است این دیگر مطیع نیست پس به عزت هم نمیرسد به سنخیت و شباهت هم راه پیدا نمیکند.@ چقدر زیبا فرمود باید منتقل بشود از ذلت معصیت خدا، معصیت ذلت و خواری میآورد میگوید من حجاب را قبول دارم اما نه صددرصد پنجاه درصد حجاب را قبول دارم 70% حجاب اسلامی این نیست این است قاعدهاش اینطوری است به این شکل است این عزت میشود.@ به هر میزانی که تو مقاومت و پوست کلفتی میکنی، خوشم نمیاید میل ندارم دوست ندارم اینطوری خوب نیست مُد نیست اینطوری قبول نیست خراب میشود این یعنی دیگر شیطان و آدمهای دیگر و جامعه همه باید بیایند در طاعت الهی دخیل باشند.@ باز یک حدیث قدسی بخوانم(اَوحَی الله تَعالی اِلی داود(ع) یا داود اِنّی وَضَعتُ العِزَّ فی طاعَتی وَ هُم یَطلِبُونَهُ فی خِدمَۀِ السُلطان فَلا یَجِدُونَه) من عزت را در طاعت خودم قرار دادم من در این که بروند یک شاهی را پیدا بکنند خدمت یک بزرگان اینطوری سلاطین در این دنبال آن میگردند.@ بروند خودشان را به یک رئیس جمهوری به صاحب مقامی بچسبانند به این شکل نانمان در روغن باشد این پیدا نمیشود شما اگر خودت را به پیغمبر هم بچسبانی عزیز نمیشوی بچسبانی مثلاً ملازم پیغمبر هم باشی عزیز نمیشوی مگر همسران پیغمبر نبودند از هر کسی بیشتر ملازم پیغمبر بودند ولی عزیز نشدند.@ بعضی از امامزادهها بودند امامزاده بودند ولی هیچ وقت عزیز نشدند خود ائمه هم لعنتشان کردند پس چسبیدن فیزیکی و ارتباط فیزیکی خیلی مهم نیست اگر به این نیت هم خودت را نزدیک بکنی به یک بزرگی کوچک میشوی پیش همان بزرگ کوچک میشوی پیش بقیه هم کوچک میشوی، برویم برای ما یک چیزی داشته باشد این خیلی خطرناک است.@ عزت را باید از خدا گرفت فقط در سنخیت هست در عمل هست در قرب اهل بیت و حق تعالی هست که انسان عزت میگیرد اگر انسان در مخیلهاش رفت که من از یک جای دیگر یک ذره خودم را بچسبانم بزرگ بشوم معروف بشوم عزیز بشوم اصلاً عزت نمیآورد این شرک خیلی خطرناک است.@ گاهی وقتها مرد میخواهد پیش زنش عزیز بشود دست به یک معصیتهایی میزند دست به دروغهایی میزند دست به خیالبافیهایی میزند دست به صورتهای غیر واقعی میزند که پیش زنش عزیز بشود یا یک زن دست به یک کارهای زشتی میزند که پیش شوهرش عزیز بشود یا پیش دیگران عزیز بشود و هیچ وقت این عزت را به دست نمیاورد.@ الان خانم هست میگوید من اگر بخواهم حجاب کامل بگیرم دیگر پیش مادرشوهرم و خانواده شوهرم عزیز نیستم آنها من را اینطوری دوست دارند محال است پیش آنها عزیز بشوی پیش همانها خدا او را ذلیل میکند.@ میگوید من اگر بخواهم پیش باجناقم و پدرزنم و خانوادهام و بزرگان فامیل بزرگ بشوم باید چهرهام را شبیه آنها در بیاورم اگر بخواهم یک چهرهای که خدا میخواهد داشته باشم بقیه مسخرهام میکنند مسخره کردن آنها هم پیش خدا هم پیش آنها باطناً برایت عزت میآورد شخصیت میآورد و بزرگ میشوی.@ ولی وقتی خودشان را اطاعت بکنی پیش خود همانها ذلیل و کوچک میشوی چون او دارد بر تو غلبه میکند او دارد سبک زندگیش را به تو تحمیل میکند او میداند تو داری از او تقلید میکنی بنابراین پیش او کوچک و ذلیل میشوی.@ (وَ هُم یَطلِبُونَهُ فی خِدمَتِ السُلطان فَلا یَجِدونَهُ) میروند در امور دنیایی دنبالش در ریاستها در پستهای دنیایی در برتریهای دنیایی در چیزهایی که جلسه گذشته هم خواندیم در فخرهای دنیایی، توهمی یا فخرهای حسی هستند.@ مثل پول و ثروت فخرهای خیالی و وهمی هستند یا گیاهی مثل قدرت بدنی مثل اندام هیکل زیبایی لباس یا حیوانی هستند مثل اینکه من ازدواج کردم من الان بچه دارم یا رئیس جمهور هستم وزیر هستم.@ شما ببینید این همه رئیس جمهور آمدند در کشور ما رفتند همه عزیز شدند؟ یک مقام بزرگتر از رئیس جمهور هم ما داشتیم در این کشور عزیز ماندند یا نه؟ نه، به این مقام هم رسیدند منفور شدند نخستوزیر شد منفور شد وزیر شد منفور شد رئیس جمهور شد منفور شد نماینده مجلس شد منفور شد.@ اگر از غیر اطاعت الهی و از غیر طریق الهی انسان بگردد دنبال این چیزها حتماً بیشخصیت و خوار و ذلیل میشود. امیرالمؤمنین(ع) (اِذا طَلَبتَ العِزَّ فَاطلُبهُ بِالطاعَۀ) هر وقت عزت را طلب کردی در طاعت خدا طلبش بکن آنجا واقعاً عزت میآورد عزیز میشوی بزرگ میشوی به شرافت میرسی.@ باز امیرالمؤمنین(ع) فرمود(لا عِزَّ کَالطاعَۀ) هیچ عزتی مثل طاعت نیست. نبی اکرم(ص) فرمود(اَعِزَّ اَمرَ الله یُعِزُّکَ الله) کار خدا را محترم بشمار عزت قائل باش کار خدا را کوچک نکن تا خدا عزیزت بکند.@ یک کسی که به نمازش توهین میکند نمازش را عزیز نمیشمارد با تحقیر نماز میخواند در روایت داریم ملائکه مثل یک پارچه کهنه میپیچند در صورتش میزنند اینطور نماز را، نمازی که با بیادبی و با حرمت خوانده نمیشود نماز را خوار نکنید.@ الان یک آقایی یک خانمی مثلاً همسایه در میزند میگوید الان اینطوری خوب نیست من بروم جلوی همسایه، بگذار یک لباس بپوشم مرتب بروم بعد با همان چیزی که حاضر نیست جلوی همسایه برود میایستد نماز بخواند.@ ما اینطوری هستیم در خانه هر طوری دلمان خواست نماز میخوانیم با هر لباسی با هر پوششی، بعد جلوی کسی میخواهیم برویم میگوییم احترام دارد عزت دارد خوب نیست باید رعایت بکنیم، پس خدا چی؟.@ یک کسی برای خدا نماز را مهم بشمارد حرم را مهم بشمارد قرآن را مهم بشمارد دست بیوضو به قرآن نزند یک کسی میگفت شک داشتم به مفاتیح با وضو با دست بزنیم یا بیوضو هم میشود دست زد بعد میگفت که از امام زمان(ع) برای من پیغام آمد که بیوضو دست به مفاتیح نزنید.@ یک کسی به سادات احترام بگذارد به حرمت فاطمه زهرا عزیز میشود کاری با روابط شخصی نداشته باشیم بگوییم این سادات است عزیز است به خاطر پیغمبر به او عزت بگذاریم او را بزرگ بشمارد یک مؤمنی را بزرگ بشمارد یک روحانی و عالم را تعظیم بکند حرمت قائل باشد.@ (بَرِکَتُ العِلم فی تَعظیمِ الاُستاذ) برکت علم در بزرگداشت استاد است یک کسی به استاد بیاحترامی بکند سبک بشمارد خوار بشناسد خوار میشود ذلیل میشود وقتی احترام بگذاری ولو استاد کافر هم باشد خدا به تو عزت میدهد استاد تو اگر کافر هم باشد ولی به خاطر حرمت علمش به او احترام بگذاری خدا تو را بزرگ میکند.@ چون داری به خاطر حرمت علم این کار را میکنی به خاطر خدا این کار را میکنی خدا تو را عزیز میکند امر خدا دستوری هست رساله است عزیز باشد انسان حرمت بگذارد ادب داشته باشد قوانین الهی را کوچک نشمارد خوار نشمارد.@ هر چیزی را، اگر حجاب است با عزت و خوب و کامل اگر نماز است اگر روزه است اگر حج است اگر دوستی است اگر تربیت فرزند است اگر زنداری است با حرمت کامل اگر شوهرداری است با حرمت کامل، زن ما امانت ماست فرزند ما امانت ماست حرمت الهی به او بگذاریم انسان عزیز میشود شوهر امانت خداست حرمت الهی بگذارد انسان به خاطر الله انسان حرمت بگذارد عزیز میشود.@ چقدر این فرمول خوب و قشنگ است کار خدا را عزیز و محترم بشمارید احترام هر چقدر بگذارید بزرگتر میشوید ما دهها و صدها داستان از خوابها و مکاشفات اولیاء خدا داریم که به خاطر رعایت حرمتها به درجات فوقالعادهای رسیدند.@ حُر فاطمه زهرا را عزیز داشت ببینید به کجا رسید یک احترام یک ادب کار میکند گاهی وقتها یک کسی اوج فسق و کفر و آلودگی بوده ولی یک جا یک چیزی از امور خدا را عزیز شمرده و به آن حرمت داده آن نجاتش داده.@ ولی یک کسی نه جسور است گستاخ است بیادب است حریمشکن است ذلیل میشود خوار میشود یکسره در کارش گره و گره میخورد این خیلی مهم است ادب داشتن حرمت نگه داشتن حرمت پدرت چون خدا گفته پدرت را عزیز بشمار پدرت را در چشمانت خوار نکن همسرت خوار نشود.@ انسان بعضی وقتها اجازه میدهد که پدر مادرش به همسرش توهین بکنند یا خوار بشمارند این خوب نیست اگر آنها عقلشان نمیرسد تو باید حواست باشد که مواظب باشی همسرت یا فرزندت یا آن کسی که ولایتش به دست توست خوار نشود.@ تمام این رعایت حرمتها رعایت ادبها پیش خداوند تبارک و تعالی حساب خیلی قشنگی دارد چون درست از جنس حرمت هم هست میگوید(اَعِزَّ اَمرَ الله) تو عزت بگذار تا عزیز بشوی در طاعت شما طاعت میکردید به عزت میرسیدید اینجا تو باید عزتگذاری بکنی حریمها و مواطن عزت را بشناسد که انسان چه چیزهایی عزت دارد.@ وقتی به او احترام گذاشتی وقتی برایت مهم بود وقتی در دلت بزرگ شد خدا تو را عزیز میکند گاهی وقتها انسان یک حیوان در مقابلش ذلیل میشود از چشم خدا این شخص میافتد گاهی وقتها انسان به یک حیوان حرمت میگذارد به یک حیوان احترام میگذارد و خدا او را بزرگ میکند.@ به یک سگ به یک گربه به یک پرنده حرمت میگذارد میبینی خدا او را بزرگ میکند میگوید من دیدم حضرت یک لقمه خودش میخورد یک لقمه به سگ میداد میگوید من حیا میکنم یک ذیروح این سگ شخصیت دارد ذیروح است ذینفس است شعور دارد این سگ طاعت خدا میکند.@ از بسیاری از انسانها ارزشش و فهمش بیشتر است خیلی از حیوانات عزیز هستند بزرگ هستند بهتر از خیلی از انسانها میفهمند برای همین هم قرآن میفرماید خیلی از انسانها از حیوان هم پایینتر هستند این حیوان نماز دارد بهشت دارد این حیوان فردا بهشت میرود.@ انسان به حیوانات حرمت بگذارد با خواری و ذلت به آنها نگاه نکند رفتار تحقیرآمیز با حیوانات نداشته باشیم حرمت بگذارد همین مقدار میبینید که انسان را پیش خدا بزرگ میکند یک جاهایی به داد آدم میرسد.@ ما آدم داشتیم در اوج قساوت و شقاوت ولی یک موقعی به یک سگ گرسنه که چند بچه شیرخواره داشته که داشته از ضعف میمُرده بچههایش هم داشتند میمردند رفته رسیدگی کرده به خاطر همین مقدار حرمت و رحمتی که در دل این بوده خدا این شخص را احیا کرده.@ مراجع را حرمت بگذارد روحانیت را انسان حرمت بگذارد سیادت را حرمت بگذارد رساله را حرمت بگذارد حرمها را حرمت بگذارد قرآن را حرمت بگذارد جلسات دینی را حرمت بگذارد مؤمنین را حرمت بگذارد باادب رفتار بکند.@ با تحقیر با کسی رفتار نکند با همسرش با فرزندانش با دیگران هر چقدر شما عزت بگذارید عزت میبینید هر چقدر میخواهید عزیزتر بشوید پیش خدا به خلق خدا احترام بگذارید هر چقدر حرمت خلق خدا احترام خلق خدا ادب خلق خدا را رعایت بکنید هر چقدر مهربانی پای خلق خدا میریزید پیش خدا عزیز میشوید.@ پیامبر پای اجسام هم حرمت میگذاشت اجسام پیش پیغمبر عزت داشتند تما مرکبهای پیغمبر از الاغش، اسبش، شترش اسم داشتند حرمت میگذاشت اینها اسم داشتند عصای پیغمبر حرمت دارد شخصیت دارد عصای پیغمبر اسم دارد رسول خدا به اجسام حرمت میگذارد برای همین هم در اوج عزت است.@ آن صندلی که روی آن مینشیند میزی که مینویسد لباسی که میپوشد به آن حرمت بگذارد احترام لباس به چیست؟ فرمود چون لباس تسبیح میگوید احترام به این هست که لباس را تمیز بشویید معطرش بکنید لباس را تندتند بشویید حرمتش را نگه دارید نگذارید لباس کثیف بماند همه عالم مظهر خدا هستند هر چقدر ما به عالم احترام بگذاریم با عالم در صلح باشیم به عالم عشق بورزیم.@

پیش خدا عزیزتر میشویم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@