جلسه 004 - عزت
شماره جلسه
4
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
8
روز
29
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - عزت

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان در شبهای احیا درباره موضوع بسیار بااهمیت و کلیدی عزت هست انسانها چون حب ذات دارند خداوند تبارک و تعالی آنها را عاشق خودشان خلق کرده و یک روح بینهایتطلب دارند عاشق کمال مطلق و بینهایت هستند.@ یکی از مظاهر کمال عزت هست انسان عاشق عزت بینهایت، بزرگی، سروری، محبوبیت بینهایت هست اما باید بداند که این عزت را فقط میتواند با نزدیک شدن به کانون عزت به دست بیاورد اگر از غیر راه خودش بخواهد به عزت و شرافت برسد در راه ذلت و خواری افتاده هر چه که تلاش میکند که عزیزتر بشود ذلیلتر و خوارتر میشود.@ ولی وقتی که انسان در مسیر اصلی قرار بگیرد بدون اینکه هیچ تلاشی بکند خودبهخود عزیز میشود بدون اینکه خودش بخواهد برای خودش کاری بکند عزت و محبوبیت پیدا میکند(إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا).@ آنهایی که اهل ایمان و عمل صالح هستند خود خدا اینگونه برای اینها تقدیر کرده که اینها خودبهخود محبوب هستند و عزیز میشوند عزت و محبوبیت و شرافت پیدا میکنند نیازی نیست که خودشان به صورت تصنعی و تظاهر کارهایی بکنند که بخواهند به عزت به محبوبیت به شرافت برسند.@ در این باره در جلسه گذشته سخن گفتیم که عزت نزد خداست این آیه شریفه را هم عرض کردیم که(الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَ يَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً).@ قرآن میفرماید در سوره نساء آیه 139 آنهایی که به جای مؤمنین کافرین را ولی خودشان قرار میدهند گرایش به دشمن گرایش به استکبار گرایش به کفار دارند برای محبوب شدن و عزیز شدن آیا در نزد آنها عزت را میجویند در حالی که عزت همهاش نزد خداست.@ ما در این سی و چند سال انقلاب دیدیم که در تعدادی از مسئولین این نظام و شخصیتهای بزرگ این نظام گرایش به دشمن وجود داشت و میخواستند با گرایش به دشمن عزیز بشوند الان هم هستند کسانی که فکر میکنند اگر به غرب نزدیک بشوند محبوب و عزیز در دنیا میشوند و مخالفت با غرب مقاومت در برابر دشمنان و استکبار را نمیپسندند.@ مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را دوست ندارند و فکر میکنند که اگر این چیزها را بگویند در دنیا کوچک میشوند فکر میکنند که آمریکا و ابرقدرتها معدن عزت و شرافت و بزرگی و آقایی در جهان هستند کانون عزت هستند در جهان.@ هر کس که بخواهد عزیز بشود باید یا در اینجور محلها زندگی بکند یا با این محلها انتساب داشته باشد قرب به دشمن و قرب به غرب پیدا بکند و تجربه هم ثابت کرده که هر کس خودش را به اینها نزدیک کرده هر کشوری هر رئیسجمهوری هر شخصیتی در نهایت به خواری و ذلت رسیده.@ قرآن کریم میفرماید شمایی که به جای اینکه عاشق مؤمنین باشید گرایش به ایمان و اهل ایمان داشته باشید عزت را نزد اهل ایمان بجویید در نزد اینها عزت را میخواهید بدانید که تمام عزت در دست خداوند تبارک و تعالی است(فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً).@ همه عزت دست خداوند تبارک و تعالی است جای دیگری شما نمیتوانید عزت را پیدا بکنید و بدون اراده خداوند شما عزیز نخواهید شد بنابراین وقتی کسی به کانون عزت نزدیک بشود خودبهخود عزیز میشود دوست داشتنی هست.@ و وقتی که شروع میکند به حقهبازی و تظاهرات و خودفروشی و خودنمایی و از راههای غیر مشروع و معقول به دنبال محبوبیت و عزت میگردد هر چه که تلاش میکند نتیجه عکس میگیرد این را باید انسان در زندگی خودش باور بکند که به دنبال محبوبیت از راه معصیت، خودفروشی و خود حقیقی را عرض میکنم تقرب به اهل گناه به اهل معصیت به ستمکاران نباشد.@ علی(ع) میفرماید(مَنِ اعتَزَ بِغَیرِ الله أهلَکَهُ العِزُّ) این فرمول فرمول بسیار مهمی هست کسی که عزت را از طریق غیر خدا بجوید عزتهای جهنمی و دنیایی را پیدا بکند از طریق معصیت، از طریق مخالفت با دین خدا، نزدیک شدن به اهل گناه، همان عزت جهنمی همان عزت منفی او را هلاک خواهد کرد.@ شما نگاه کنید در همین سی و چند سال انقلاب چه آدمهایی بودند خود انقلاب را نگاه کنید کسانی که شاهی و وزارت و شخصیتهای بزرگ دنیایی که آن زمان در کشور ما بودند همه به مذلت کشیده شدند و در خود انقلاب هم شخصیتهایی که از غیر از طریق صحیح میخواستند بزرگ شوند همان عزت و بزرگیشان خوارش کرد.@ کسانی در این انقلاب بودند که دهها میلیون نفر برایشان دعا میکردند و بعد وقتی به دشمن نزدیک شدند آن عزت اسلامی را رها کردند دست از راه راست برداشتند منفور همین دهها میلیون نفر شدند و تبدیل شدند به شخصیتهای ذلیلی که مردم آنها را دوست نداشتند و خیلی وقتها آنها را لعن هم میکردند.@ خود آن بزرگیها نابودکننده است همان عزتی، همان آبرویی که از طریق غیر خدا میخواهید به دست بیاورید همان انسان را جهنمی میکند همان انسان را نابود میکند گاهی وقتها شخص در فامیل میبیند همه گناهکار و معصیتکارند.@ این هم وسوسه میشود که مثل آنها بشود دست از حجاب و تقوا و روحیه معنوی و دینیاش برمیدارد و بگذار به اینها نزدیکتر بشود من مثل اینکه هر چه بیدین و بیحیاتر شوم این فامیلها من را بیشتر دوست دارند میبینید که یک دختر چادری خوب میرود خانه خانواده همسر ازدواج میکند میبیند که آنها همه دین را مسخره میکنند.@ آنها خودشان همه بیحجاب هستند میگوید حالا که خانواده همسرم اینطور دوست دارند بگذار من هم پیش اینها عزیز و محبوب شوم از معدن عزت از دین خدا از خدا فاصله میگیرد که به بنده خدا نزدیک بشود.@ و همین که میخواهد به آنها نزدیک بشود مایه بدبختی و عذاب و نکبت و منفور شدن او در نزد خداوند، مؤمنین، فرشتگان، انبیاء، صدیقین، صالحین و حتی منفور شدن در نزد گناهکارها، خود گناهکارها وقتی میبینند که این دینش را فروخته برای اینکه به اینها نزدیک بشود چاپلوس شده خودشان حالشان از این به هم میخورد.@ در همین کشور چین یک موقع داستانی اتفاق افتاد که 20 تا مسلمان در کارخانهای کار میکردند هنگام ظهر همه رفتند برای نماز، فرمان خداست خدا دستور داده، خجالت میکشم الان رویم نمیشود نماز بخوانم الان اینها چه میگویند این دارد نماز میخواند بگذار نماز را یواشکی بعداً خانه میخوانم بعداً قضایش را میخوانم.@ اینها برای انسان خواری ذلت میاورد صاحبکار این 20 نفر را خواست گفت برای چه نماز رفتید؟ گفتند ما اعتقادمان این هست گفت حق ندارید هر کس از فردا برود نماز بخواند از حقوقش کم میشود و غیبت میخورد.@ هشت نفر از فردا نرفتند نماز بخوانند 12 نفر رفتند نماز خواندند صاحبکار آن هشت نفر را خواست و اخراجشان کرد همانها که نماز نخوانده بودند گفت شما دینتان را خیلی مفت فروختید اینهایی که از کم کردن کارشان و حقوقشان نترسیدند معلوم است آدمهای صادقی هستند.@ آدمهایی هستند که به درد کار میخورند اساساً زمان شاه هم من یادم هست بعد از انقلاب هم خیلی جاها در کشورهای دیگر یادم هست که کارخانهها کارفرماها حتی آنهایی که مسیحی و یهودی بودند میگفتند که کارگرهای مسلمان بگیرید اینها دزدی نمیکنند به حلالخوری اعتقاد دارند صادقتر و سالمتر هستند.@ الان هم در آمریکا و اروپا، خود اروپاییها بیشتر ترجیح میدهند کارمندانی را بگیرند که مسلمان و مؤمن هستند میگویند اینها خیانت نمیکنند صداقت و پاکی دارند دینشان را نمیفروشند خود این برای انسان عزت میاورد آن 12 نفری که نماز خواندن مشغول کار شدند ادامه دادند و آن هشت نفری که به خاطر تهدید کارفرما نمازشان را رها کرده بودند اخراج شدند.@ عزت اینطوری هست حتی اهل گناه و اهل معصیت هم از یک کسی که خودفروشی میکند و میخواهد خودش را پیش آنها لوس بکند و به آنها نزدیک بکند بدشان میاید میگویند عجب آدم پستی است ولی وقتی در مقابلشان میایستی نه اینکه با آنها بدی و بداخلاقی بکنی بلکه تسلیم هوسهای آنان نشوی دینت را به آنها نفروشی دینت را حفظ بکنی پیش آنها عزیز میشوی.@ من یادم هست در سفری که ما به اروپا داشتیم در شهر فرانکفورد آلمان یک نمایشگاه بینالمللی بود خیلی از خانمها همه غیر مسلمان بودند که تقیدی به حجاب نداشتند ولی خیلی از ایرانیها آنجا آمدند ما دیدیم که به هیچ وجه تقیدی به حیا و حجاب ندارند در بین اینها سه خانم جوان بودند که با همان چادری که در ایران میپوشیدند همانطوری آمده بودند.@ من رفتم از آنها تشکر کردم به آنها تبریک گفتم این حدیث را برایشان خواندم که(الذّاکِرُ فِی الغافِلین کَالمُتَشَهِدِ بِدَمِهِ فِی سَبیلِ الله) کسی که در بین یک مُشت غافل خدا را دین خدا را شعائر الهی را به یاد دیگران میاندازد و خودش یاد خدا هست.@ مثل کسی است که در خون خودش در راه خدا غلتیده باشد در بین یک مُشت غافل، در فضای غفلت، در فامیلهای اهل غفلت، در شرائط اهل غفلت، در یک محیط کاری که غفلتزا هست یک نفر سالم باشد خیلی تشکر کردم آنها هم خیلی خوشحال شدند جالب اینجاست که همه مردم به اینها احترام میگذاشتند.@ یعنی پیش همه شخصیتها همه مردم حتی کسانی که خارجی بودند کسانی که مسلمان نبودند با اینها به دیده تکریم، احترام، عزت و بزرگی نگاه میکردند یکی از آنها گفت من وقتی خواستم از ایران بیایم خیلیها من را تحت فشار قرار دادند.@ حتی مدیران خودم حتی همکاران خودم که آنجا میروی دیگر اینطوری حجاب نکن گفتم نه من این هویت من این است بعد خودش به من گفت نگاه کنید این هندیها لباسشان را در نیاورند این پاکستانیها، این عربها، همه همان لباس رسمی خودشان را پوشیدند ما چرا دست از لباس و آیین و دین خودمان برداریم.@ چرا از نشانه ایمان خودمان نشانه عزت خودمان نشانه آرمانی خودمان دست برداریم میگفت من همین که راه میروم و در شهر میروم و احساس میکنم که تک افتادم این تک افتادن خیلی به من عزت و احساس شرافت و قدرت میدهد که من میتوانم در بین اینها دین خودم را و پرچم دینم را به اهتزار در بیاورم.@ اینقدر دختر فهمیدهای بود آن بانوانی که آنجا بودند دنبال این نباشیم که با نزدیک شدن به آدمها عزیز بشویم کسی که خدا را فراموش میکند به ذلت میافتد کانون عزت خداست خیلی وقتها انقلاب که شد یا یک موقعی انتخابات ریاست جمهوری میشود.@ یک کسی رئیسجمهور میشود خیلیها نان را به نرخ روز بخور هستند خودشان را به یک حزبی به یک گروهی که میدانند ممکن است رأی بیاورد نزدیک میکنند پرچم آنها را و سنگ آنها را به سینه میزنند و بلند میکنند و جزء حزب باد هستند.@ هر جا یک کسی بزرگ بشود آنها خودشان را وصل میکنند به آنها که بزرگ بشوند هر روز به یک رنگی در میایند اینها هم در دنیا ذلیل و خوار میشوند و هم در آخرت، اساساً این فکر عزت یافتن پیش کسی، بروم پیش این امامجمعه عزیز شوم.@ بروم پیش این نماینده ولی فقیه عزیز شوم بروم پیش این رئیس جمهور عزیز شوم چسباندن انسان، اینکه انسان خودش را بچسباند به کسی تا بخواهد بزرگ شود و عزت پیدا کند از غیر از طریق الله، اخلاصی نداشته باشد این خوارکننده است و شرک به خداوند تبارک و تعالی است.@ وقتی من با نزدیک شدن به یک آدم بزرگ میخواهم عزیز و مهم بشوم یعنی کانون عزت الله را فراموش کردم و آن عزت را در نزد این بنده خدا پیدا کردم و میخواهم این عمل شرکآلود را انجام بدهم و این خیلی حساس و دقیق هست که انسان دچار این شرک نشود.@ بیخود به دنبال بزرگ شدن از طریق بندگان خدا نباشد باز حضرت میفرماید(العَزیزُ بِغَیرِ الله ذَلیلٌ) کسی که میخواهد عزیز بشود غیر از طریق خداوند ذلیل هست این عزیزی که عزتش را از غیر خدا به دست آورده با شرک خودش را محبوب یک مُشت مشرک و گناهکار کرده.@ با سالوسی و دینفروشی و با بیتقوایی و بیحیایی خودش را خواسته محبوب بکند نزد کسی اتفاقاً نتیجه عکس میگیرد و ذلیل میشود به قدری این مسأله مهم است که امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(إعلَم أنَّهُ لا عِزَّ لِمَن لا یَتَذَلَلُ لله وَ لا رِفعَۀَ لِمَن لا یَتواضَعُ لله) یعنی بدان میخواهم یک حرف مهم به شما بزنم.@ یک حرف کلیدی به شما بزنم این را بدان این را بفهم این را باور کن که کسی که در مقابل خدا خودش را ذلیل نمیکند هیچ وقت به عزت نمیرسد کسی که در مقابل خدا تواضع ندارد به عزت هرگز نمیرسد، چطوری انسان در مقابل خدا ذلیل میشود؟@ این به مباحث انسانشناسی مربوط است، شما هرگاه دستورات خدا را انجام بدهید یک بخشی از شما کوچک و خوار میشود و یک بخشی از شما بزرگ میشود شما وقتی نماز میخوانید باید این بدن را از خواب بکَنید اجازه ندهید زیادی بخوابد، الان که شما احیا گرفتید کدام بخشتان را اذیت کردید؟@ آن دوست داشت بخوابد دوست داشت عافیتطلبی بکند شما به او این اجازه را ندادید بلندش میکنید به او دستور میدهید میگویید بلند شو اگر شده من جنازه تو را مسجد ببرم میبرم.@ شده بروم آنجا بخوابم میروم میخوابم و به تو اجازه نمیدهم به من دستور بدهی که در خانه بنشینی بخوابی و راحتطلبی بکنی میروم همان مسجد پای سخنرانی میخوابم و دراز میکشم این خیلی خوب است این خیلی قدرت و شجاعت است روی نفس و روی بدن باید غلبه کرد باید نگذاری که هر وقت دلش میخواهد به تو فرمان بدهد.@ هر وقت دلش خواست برای تو تصمیم بگیرد این بخش را بخش گیاهی یا حیوانی میگویند هم بخشهای گیاهی هست که یک موقعی گردنکشی میکند و هم بخشهای حیوانی، شما وقتی خم میشوید بخش بدنی و طبیعتت خم شده و حالت ذلیلانه پیدا کرده و بخش فطرتت بزرگ و عزیز میشود بخش انسانی که از جنس خداست.@ بنابراین هر چقدر انسان در مقابل مؤمنین در مقابل بندگان خدا، در مقابل خداوند تواضع میکند از روی اخلاص نه از روی حقهبازی تواضع میکند خودبهخود شخصیتش عزیز و بزرگ میشود این را شما در کارهای خیر هم میتوانید امتحان بکنید یک موقعی در مقابل یک کار بد که وسوسهانگیز هست انسان قرار میگیرد.@ وقتی که انجامش میدهد درست است لذت میبرد ولی در درون خودش احساس ذلت و شکست میکند، کدام بخش احساس ذلت و شکست دارد احساس بیحیایی و بیآبرویی و کوچک شدن دارد؟ بخش فطری، بخش انسانی میفهمد که لکهدار شد و خراب شد و کوچک شد تحقیر شد این شهوت و هوس را پذیرفت.@ ولی وقتی که در مقابلش میایستی از آن هوس از آن طمع از آن کار غلط میگذری احساس عزت و بزرگی انسان میکند گناه ذلت میاورد گناه کوچکی میاورد گناه خواری دنیا و خواری آخرت برای انسان میاورد لذا هر چقدر انسان در مقابل الله متواضعتر در مقابل دستورات دین متواضعتر هست.@ یک خانمی مثلاً میخواهد حجاب را داشته باشد این حجاب را خیلی شیرین و ساده، بدون معطلی و مقاومت میپذیرد این پیش خدا عزیز میشود تا یک کسی که نمیپذیرد و پوستکلفتی و مقاومت میکند در دنیا حتی پیش نزدیکترین کسان خود نمیتواند آن محبوبیت و عزت را پیدا بکند انسانی که تابع دین خداست تواضع لله دارد.@ برای خدا کوچکی میکند پیش غریبهها هم عزیز است چه برسد پیش عزیزان و نزدیکانش، و پیش غریبهها هم یار دارد در روایت داریم که خداوند بدون اینکه کس و کاری داشته باشد عزیزش میکند بدون اینکه مالی داشته باشد عزیزش میکند.@ حتی اگر نزدیکانش هم او را رها بکنند دورترین آدمها عاشقش میشوند و به او کمک میکنند پیغمبر اینگونه بود در دعای دوم صحیفه سجادیه که در وصف رسول خدا(ص) هست امام سجاد(ع) در وصف پیامبر میفرماید که او به خاطر تو از نزدیکانش گذشت.@ آنها به او گفتند دست از دین خدا بردار پیش ما عزیز میشوی ما تو را حاکم خودمان قرار میدهیم بیشترین ثروت را به تو میدهیم زنها و دختران را در اختیار تو قرار میدهیم اموال را در اختیار تو قرار میدهیم تو را سید و سرور خودمان قرار میدهیم از این دعوتت دست بردار.@ پیامبر فرمود به خدا قسم اگر خورشید را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار بدهید هرگز از دعوت خودم دست برنمیدارم و اینطوری عزیز شد تنهایی بدون هیچ کس عزیز شد ولی وقتی که انسان به دنبال محبوب شدن و عزیز شدن هست از غیر طریق خداوند تبارک و تعالی، با معصیت و نافرمانی و دزدی و رشوه و مال حرام دنبال عزیز شدن هست.@ میخواهد یک لباسی بپوشد که جلوی بقیه عزیز باشد یک اتومبیلی داشته باشد که با این اتومبیل عزیز بشود میخواهد خانهاش را از یک جایی ببرد یک جای دیگر که آن محیط بگویند ما آنجا خانه داریم احساس کند که ما الان اگر خانهمان را آنجا ببریم خواستگارمان بیشتر میشوند خواستگار دخترانمان بیشتر میشوند.@ میگویند اینها آدمهای خیلی مدبالایی هستند بیشتر محبوبتر و عزیزتر میشویم خدا را رها میکنند و از غیر طریق الهی میخواهند عزیز و محبوب بشوند و این درست نتیجه عکس میدهد اگر هم مورد عزت قرار بگیرند کسانی به سمت اینها بیایند به طمع شخصیت اینها نمیایند آنها میفهمند که اینها شخصیتهای پستی هستند.@ ولی میگوید بگذار به او نزدیک بشویم به خاطر پولش، بگذار زنش بشویم خوش میگذرد میتوانیم پولدار بشویم بگذار شوهر این بشویم عزیز میشویم بگذار داماد این خانواده بشویم این برای ثروت میاید یا چون این زیباست من به این نزدیک بشوم این زیبایی را به دست بیاورم.@ در روایت داریم کسی که به خاطر زیبایی یک نفر به او نزدیک میشود یا با او ازدواج میکند خداوند او را به خودش واگذار میکند یا به خاطر ثروت کسی، یکی از گناهان خیلی بزرگ این هست که انسان به یک ثروتمند به خاطر ثروتش احترام بگذارد.@ به یک کسی که موقعیت اجتماعی دارد به خاطر آن در مقابل او تواضع بکند که اگر آن این موقعیت را نداشت تواضع نمیکرد اینها شرک است اینها قدر خود را نشناختن هست اینها بیشخصیتی هست برای انسان شخصیت نمیاورد ذلت هست برای انسان عزت نمیاورد.@ ولی وقتی که در مقابل دین خدا و دستورات خدا انسان میپذیرد عزیز میشود خیلی وقتها مردان میگویند ما اگر بخواهیم به زنداری اسلامی بپردازیم جلوی زنهایمان کوچک میشویم اینطوری که اسلام میگوید ما کوچک میشویم.@ خیلیها هستند نه میگویند چون خدا گفته خدا هر چه بگوید همان است و میبیند که هر روز همسر و فرزندانش بیشتر دوستش دارند همیشه محبوبتر میشود در نزد همسرش و خانواده همسرش و دیگران، یک خانم هم همینطور وقتی شوهرداری اسلامی را میپذیرد میبینید که محبوبتر میشود.@ احساس آرامش بیشتری میکند عزت بیشتری پیدا میکند چون وقتی که ما دستورات اسلام را رعایت میکنیم دستورات اسلام اگر در آن کوچکی و تواضع هست مال بخش حیوانی ماست با طبیعت ما سروکار دارد شما یک دستور اسلامی سراغ ندارید که بخش انسانی شما را به ذلت دعوت کرده باشد در آن کوچکی بخش انسانی باشد هرگز.@ در ماه رمضان میبینید که همه آن دستوراتی که میاید که نخور این کار را نکن آن کار را نکن، همه حرامها مال بخش حیوانی است بخش انسانی خدا میگوید تو عزیز هستی پیش من بیا در حج 24 چیز حرام است.@ 24 چیز همهاش مال بخشهای گیاهی و حیوانی است ولی خود تو که لبیک گفتی و به خدا پیوستی میبینی عزیز و بزرگ هستی در حجاب بخش حیوانی محدود میشود تا بخش انسانی بزرگ بشود در نماز در صدقات در خمس در زکات میبینید همه اینها بخشهای حیوانی یقهشان گرفته میشود تا بخشهای انسانی بزرگ بشود.@ یک کسی که میگوید دین اسلام ما را محدود میکند وقتی میگوید(ما را) منظور از(ما را) یا(انسان) را محدود میکند منظور از(انسان) حیوانیت را میگوید بخش حیوانی را اشتباه به جای خودش گرفته خودش را یک حیوان فرض میکند.@ میگوید اسلام من را محدود میکند اسلام دست و پای من را بسته یعنی من حیوانیت هستم چقدر دستورات اسلام سخت است من اگر بخواهم اینها را رعایت کنم سختم میشود.@ این ضمیر(م) منظور بخش حیوانی را میگوید و الا بخش انسانی هیچ وقت از دستورات اسلام احساس سختی نمیکند همیشه احساس عزت و بزرگ و رشد و قرب به خداوند تبارک و تعالی دارد هر چقدر بیشتر اطاعت میکند عزیزتر و بزرگتر است.@ هم در چشم مردم و هم در غیب در نزد فرشتگان، شهدا، انبیاء، صدیقین، صالحین، ائمه(ع) در نزد خداوند این شخص محبوبتر و عزیزتر میشود.@ (إعلَم أنَّهُ لا عِزَّ لِمَن لا یَتَذَلَلُ لله) عزتی نیست برای کسی که تذلل در مقابل خدا ندارد شما سر نماز هر چقدر متواضعتر میایستید میبینید که حضور قلبتان بیشتر است احساس شوکت و بزرگی و قربتان هم بیشتر است(وَ لا رَفعَۀَ لِمَن لا یَتواضَعُ لله) بزرگی نیست برای کسی که تواضع در مقابل خداوند تبارک و تعالی نمیکند.@ افتادگی در مقابل الله ندارد هر چقدر انسان در مقابل الله، اهل بیت، خانواده آسمانیاش، دستورات دین پوستکلفتی میکند خوارتر و ذلیلتر میشود یعنی نزدیکترین کسان به او بیمحلی میکنند عزیزترین کسان در سرش میزنند و به او بیمحلی میکنند تره هم برای حرفهایش خورد نمیکنند.@ باز وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) درباره شیطان یک فرمایش خیلی بلند دارد میفرماید که شیطان(إعتَرَتهُ الحَمِیَۀُ وَ غَلَبَۀ عَلَیهِ الشِّقوَۀُ وَ تَعَزَزَ بِخِلقَۀِ النّار وَ استَوهَنَ خَلقَ الصَلصال) میفرماید شیطان تعصب یکدفعه او را گرفت شش هزار سال عبادت کرده بود.@ یک جن بود یک موجود پایینی یکدفعه عبادت کرد و اوج گرفت تا آمد در مقام فرشتگان قرار گرفت علی(ع) در نهجالبلاغه میفرماید معلوم نیست این شش هزار سالی که عبادت کرده شش هزار سال آخرتی بوده یا دنیایی، حالا شما بگو شش هزار سال دنیایی، کم است؟ میگوید این بزرگ شده بود حالا تعصب پیدا کرده بود.@ گاهی وقتها بزرگ و ثروت و زیبایی و محل زندگی و رنگ پوست و موقعیت اجتماعی، تحصیلات، انتساب به افراد، به قبائل مختلف برای انسان تعصب میاورد تعصبهای کور، بعضی از فرزندان امام حسن(ع) تعصب به امام حسن داشتند.@ در مقابل امام حسین مقاومت میکردند پدر ما برادر بزرگتر است ما نمیاییم در مقابل حسین خودمان را کوچک کنیم بعضی از نوادگان و فرزندان و کسانی که به امام مجتبی منتسب بودند میگفتند فرزند دوم است امام است برادر بزرگتر است.@ تن به تواضع در مقابل امام حسین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق نمیدادند میگفتند ما از نسل حسن هستیم، این برای انسان تعصب میاورد، ما بچه فلان جا هستیم ما پدرمان فلان کس بوده، تعصبهای اینطوری خیلی خطرناک است.@ ما خانواده فلان مرجع تقلید هستیم ما از اشرافزادگان هستیم ما از سفیدپوستان هستیم ما از کشور فلان هستیم، تعصبهای جاهلی چیزهایی که در نزد خدا هیچ قیمتی ندارد ما ایرانی هستیم، خیلی خطرناک است.@ ما تهرانی هستیم ما سادات هستیم، تعصبهای اینطوری، در مقابل حق کوتاه نیاییم به خاطر تعصبهای اینطوری، حتی تعصبات مقدس هم خوب نیست وقتی انسان در مقابل حق میایستد به خاطر تعصبهای مذهبی، خیلی خطرناک است. یک بنده خدایی بود من یادم هست از یکی از خانوادههای بزرگان خیلی خانواده باعزت و بزرگی از نظر دینی و اجتماعی داشت.@ بعد گفت خانواده ما اینطوری است بزرگ دین ما، گفتم اشتباه است روش روش غلطی است این کورکورانه این رسم فامیلی خودش را میخواست بگوید که این حق است و تبعیت میکرد این غلط است این روش روش غلطی است.@ این منش منش غلطی است که در این خاندان بزرگ هست خیلی وقتها انسان میگوید ما چون خاندان بزرگ هستیم بعضی از دستورات خدا را زیر بارش نمیرویم، خدا این را برای همه گذاشته نباید انسان تعصب داشته باشد که برای ما این کار بد است.@ اگر حلال است چه بدی دارد حلال خدا عزت میاورد حرام که نمیخواهد انجام بدهی اگر یک چیزی حلال است عزت میاورد ما را ذلیل نخواهد کرد اگر یک کسی با حلال الهی احساس ذلت بکند باید در دینش شک بکند و اگر یک کسی به خاطر رعایت حلال الهی یک کسی را تحقیر بکند که تو چرا تن به همچین کاری دادی؟@ من تن به این کار دادم کار حرام که نبوده من دوست داشتم نیاز داشتم رفتم یک کار حلال کردم یک کسی را تحقیر بکند آن شخصی که دیگران را تحقیر میکند پیش خدا خوار و ذلیل میشود ازدواج با زن پسرخوانده یک ننگ جاهلی بود در زمان جاهلیت و خدا میگفت نه اشکالی ندارد.@ اگر انسان پسرخواندهای داشت که پسر حقیقیاش نبود آن یک همسری داشت اگر همسرش را طلاق داد پدرخوانده میتواند برود با آن خانم ازدواج بکند خیلی این را ننگ میدانستند خداوند به پیغمبر گفت تو باید عمل بکنی وقتی که زید زنش را طلاق داد که پسرخواندهات است برو با زنش ازدواج کن تا این رسم ملغی بشود.@ پیغمبر گفت بد است اینها همه این را بد میدانند زشت میدانند خیلی جاها خداوند به پیغمبر گفت در خلاف جهت این عرب جاهلیت تو باید بایستی خودت هم باید این کار را انجام بدهی که برای بقیه الگو بشود.@ میفرماید تعصب شیطان را گفت(وَ غَلَبَۀ عَلَیهِ الشِّقوَۀُ) بدبختی سراغش آمد گفت شش هزار سال ما عبادت کردیم مثل مقام فرشتهها، حالا یک آدم تو درست کردی از گِل، آن هم یک گِل بدبو و گندیده و خشکیده(وَ استَوهَنَ خَلقَ الصَلصال) کوچک کرد پست کرد.@ خلقت گِلی را یعنی آدم را، این را از گِل آفریدی من از آتش هستم(خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ) من از آتش هستم جنسم برتر است من قویتر هستم، راست میگفت قویتر بود جنها از نظر جنبههای جسمی خیلی قویتر از ما هستند تواناییشان صدها برابر ماست.@ ولی خدا میگفت من عزت را به بخش جسمی ندادم بزرگی مال بخش انسانی و الهی این موجود است مال این نفخهای هست که من در این دمیدم در مقابل این به سجده بیافتید با گِلاش چکار دارید گاهی اوقات این تعصبات ما را خیلی اذیت میکند ما به غیر از تُرک دختر نمیدهیم، از غیر تُرک دختر نمیگیریم، به غیر سید دختر نمیدهیم.@ این دختر الان 30 سالش است نیاز جنسی دارد نیاز عاطفی دارد همسر سید گیرش نیامده حالا باید بایستد بمیرد یا به فحشا و منکرات بیفتد که یک شوهر سید پیدا نکرده، این چه رسم بدی است، چه کسی قرار گذاشته.@ خدا این را گفته دین این را گفته که ما به غیر از سید دختر ندهیم و از غیر سید دختر نگیریم این را چه کسی گفته؟ چه رسم جاهلی هست، میگویند نمیشود فراهم هست این امکان وجود دارد ولی بعضی از اقوام اینطوری هستند.@ میگویند از غیر از این اقوام شما زن نمیگیرید به غیر این قوم هم نباید زن بدهید حالا این دختر الان دوست دارد برود با یک قوم دیگر، با یک مرد دیگر، با شخصیت دیگر، از یک قوم دیگر دوست دارد ازدواج بکند این پسر دوست دارد با یک دختری غیر از این قوم زندگی بکند ازدواج بکند.@ میبینید که دخترها و مردها و زنها را محدود میکنند زمینههای تنفر و انزجار و طلاق و خیانت را در اینها با این رسمهای جاهلی خودشان ایجاد میکنند، اینها کجایی هستند ما به این قوم اصلاً دختر نمیدهیم از این قوم نه اینها اینطوری هستند.@ ما از این قوم نمیتوانیم دختر بگیریم دختر ما نباید اینطوری باشد عربها خیلیهایشان تعصبات جاهلی دارند هنوز هم دارند حتی عربهای خیلی مؤمن را میبینم که هنوز تعصبات عربی در آنها هست میگویم شما دیگر به سلامتی ایمان آوردید اهل دین و قرآن هستید اهل علم هستید چیه عرب و ایرانی میکنید.@ باز هنوز خیلی از خوبهای آنها یک موقعی برخورد میکنم باز هنوز رگههای تعصب عربی در وجودشان هست در کشورها نگاه کنید چقدر تعصبات عربی دارند پیامبر فرمود خداوند تبارک و تعالی شش گروه را بدون حساب به جهنم میبرد یک گروه(العَرَبَ بِالعَصَبِیَۀ) عرب را به خاطر تعصباتش به جهنم میبرد.@ یک کسی که دچار تعصب هست خدا اصلاً به او رحم نمیکند تعصب لری، ترکی، ایرانی. میگوید رفتم یک دختر افغانی دیدم خیلی هم دوستش دارم خیلی هم دختر خوبی است میخواهم با او ازدواج کنم خانوادهام میگویند میخواهی از افغانی زن بگیری ما فردا جواب فامیل را چه بدهیم، این چه حرف زشتی است.@ گفتم این حرف را میزنی فردا هم یک اروپایی میاید میگوید اَه یک ایرانی میخواستی بگیری دختر تو را یک کس دیگر تحقیر میکند این تعصبات غلط است، انسانیت، تعصب روی ثروت، موقعیت اجتماعی، تحصیلات.@ دختر ما حق ندارد پزشک است باید با پزشک ازدواج بکند مهندس است باید با مهندس ازدواج بکند بعضی از خانوادههای اهل علم گاهی وقتها آنقدر جهالت در آنها ایجاد میشود چون علم با جهل جمع میشود عقل با جهل جمع نمیشود.@ عالم هستند اما آدمهای عاقلی نیستند همه بچههای من باید بدون استثناء پزشک شوند و پزشکی بخوانند اگر یکی در آنها مثلاً یک رشته دیگری بخواند غیر از پزشکی انگار ننگ مرتکب شده احساس حقارت به خودش دست میدهد.@ بقیه هم طور دیگری به او نگاه میکنند ما همه بچههایمان خوب است این یکی در آنها خراب درآمد ننگ ما شده، مؤمن است متدین است باشخصیت است خوب است اتفاقاً از خیلی از بچههای دیگر بهتر است این یکی مهندس شد این یکی فقط به لیسانس و فوق لیسانس رسید.@ دیگر به دکترا نرسید دوست ندارد درس بخواند دوست دارد برود کار بکند دوست دارد برود ازدواج بکند خوشش نمیاید درس بخواند مگر زور است این چیه که ما قانون میگذاریم قانونهایی که خدا راضی نیست چیه در فک و فامیلهای مختلف قرار میگیرد.@ تعصب روی رنگ پوست، یک سفیدپوست برود با سیاهپوست ازدواج کند، دوستش دارد برایش شایسته است برایش صلاحیت هست تقوا دارد میرود با سیاهپوست ازدواج کند سیاهپوست هست میخواهد با سفیدپوست ازدواج کند میخواهد با یک سرخپوست و زردپوست ازدواج کند به کسی چه ربطی دارد مگر خدا منع کرده!@ چرا عروس خارجی گرفته این خانواده که خانواده مقدسی بودند عروس خارجی مگر ننگ است! یک دختری هست اروپایی و آمریکایی است دختر خوبی بوده رفته گرفته، چه تعصباتی هست که ما از آنها پیروی میکنیم.@ بدبختی آمد سراغ شیطان یکدفعه شروع کرد به پوستکلفتی و مقاومت کردن(وَ تَعَزَزَ بِخِلقَۀِ النّار) با خلقت آتشی خودش احساس عزت کرد و خواست فخرفروشی بکند و تکبر ورزید مغرور شد به اینکه از آتش آفریده شده خیلی این زمینههای تعصب زیاد است.@ شیطان بسیار صفت خودش را به بقیه تزریق میکند تعصب روی هیئت، مسجد، پایگاه بسیج، لشکر، فرمانده ما، فرمانده آنها، مسجد ما، مسجد آنها، دسته ما، دسته آنها، سر مداح و روحانی تعصب هست جلو نشستن عقب نشستن صف جلو، صف عقب همه اینها مظاهر شیطانی هست.@ نه این امامجماعت تُرک نیست ما به آن اقتدا نمیکنیم امام جماعت ترک بیاورد مداح ترک بیاورید سخنران ترک بیاورید همه جمع میشوند اگر فارس باشد ما به آن اقتدا نمیکنیم اصلاً انگار عادل نیست ایمان ندارد اصلاً انگار آدم نیست.@ باور کنید من بعضی وقتها میگویم شما از این تبعیت میکنید میگویید مرجع تقلید من است مگر ایشان اعلم است شما میگویید همشهری است ملاک اعلمیت و ملاک تقلید مگر همشهری بودن است؟@ یادم هست یک موقعی یکی از بزرگان از مراجع چندتا از نزدیکان نوههایش بودند آمده بودند داشتند صحبت میکردند سر مرجعیت و اعلمیت، آنها هم خودشان سؤال کردند که اعلم چطوری است چه کسانی هستند، گفتم شرائط اعلمیت اینطوری است بالأخره رسیدیم به اینکه پدربزرگ اینها اعلم نیست خیلی شیرین پذیرفتند درود بر اینها، چه ایمانی داشتند.@ خیلی خوب است که آدم تعصب را کنار بگذارد بعضیها میگویند نه چون پدربزرگم است به هر حال باید از این تقلید بکنم، میخواهم بگویم که در دین هم از این چیزها میاید تعصب اینکه حوزه فلان، حوزه فلان.@ یک کسی آمد به امام گفته بود خوب شد شما از نجف به قم آمدید، امام گفت برای چی؟ گفته بود حوزه قم قدرت میگیرد و بزرگ میشود نجفیها خودشان را لوس نمیکنند باور کنید بعضی از این طلبهها و حتی روحانیون کشمکش قم و نجف داشتند نجفیها فلان، آنها میگفتند قمیها فلان، ما در قم درس خواندیم شما بیسوادید.@ ما نجف درس خواندیم، تعصبات اینطوری، تعصبات دانشگاهی، دانشگاه آزاد، دولتی، اینها همهاش جهنم است چه بسیار افرادی دانشگاه آزاد درس خواندند بسیار بافضیلتتر، خدومتر و مفیدتر هستند تا کسانی که در دانشگاه دولتی درس خواندند و بالعکس.@ این آقا خودش تعریف میکرد آدم بزرگی هم هست گفت من از دهانم یک همچین چیزی در آمد به امام گفتم خیلی خوب شد شما قم آمدید یک جانی میگیرد.@ امام فرمود شما از دایره توحید خارج هستید یعنی شرک دارید یعنی چی قم و نجف، ما مشهدیها، ما قمیها، ما شیرازیها، ما اصفهانیها، حرم ما، دسته ما، استاد ما، تعصب روی استاد، خیلی بد است میگفت استاد ما بهتر است او هم میگفت نه استاد ما بهتر است همینطور کشمکش، این چه کاری است این یعنی چی.@ بعد یکی شروع میکرد میگفت اگر ما رفتیم پیش استاد تو و استاد تو خودش گفت که استاد من بهتر است تو چه میگویی؟ گفت استاد من غلط میکند اینطوری بگوید، این هم تعصب است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) شب جمعه است نیمه شب و سحر هست توجه میکنیم به محضر پاک و مبارک ایشان، جهت رفع اضطرار از وجود مقدسشان، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگی خودمان، کشورمان.@ سلامتی رهبرمان، نابودی دشمنان، و رفع گرفتاری از همه اموات، نجات همه اموات، شادی اموات با همدیگر پنج مرتبه این آیه شریفه را با حضور قلب میخوانیم(أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@