اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحث عزت بودیم گفتیم عزت همهاش در اختیار خداوند است کما اینکه خداوند کمال مطلق است یعنی عزت، حمد همهاش مال خداست زیبایی، علم، قدرت، هر خوبیای هست مطلقش در اختیار خداوند تبارک و تعالی است و اگر به جایی میرود از خدا به جایی میرود علم خارج از الله نیست خدا معدن علم است علم را به بعضی از بندگانش میدهد با توجه به ظرفیتهای آنها.@ هر نعمتی از خداوند میرود او (ربُّ النِّعمۀ) هست معدن نعمت هست عزت هم همینطور او کمال مطلق و هستی مطلق و وجود مطلق است وقتی وجود مطلق هست یعنی فقط (الله) است که از خودش ذات دارد.@ این یادتان نرود که معنی عزت را خوب درک بکنیم الله است که از خودش ذات دارد چون بینهایت است قائم به خودش است از جایی نیامده کسی او را خلق نکرده کسی او را به وجود نیاورده سابقه عدم ندارد ازلی و ابدی است ذات الله قائم به خودش است بقیه موجودات قائم به الله هستند کسی از خودش هیچ چیز ندارد.@ ما اگر بگوییم پیغمبر خلیفۀ الله هست امام خلیفۀ الله هست بینهایت است اینها بینهایتهای ظهوری و چهره هستند نه بینهایتهای ذاتی بینهایت ذاتی ما فقط یک دانه داریم آن هم الله هست والسلام.@ اگر بگوییم ما هم ظرفیت بینهایت داریم ما ظرفیت بینهایت ظهوری داریم نه ظرفیت بینهایت ذاتی چون ما هیچ چیزمان قائم به خودمان نیست خودمان خودمان را به وجود نیاوردیم قائم به اللهایم هر موجودی را که شما نگاه کنید قائم به الله است.@ بنابراین فقط خداست تبارک و تعالی که قائم به ذات است عزت مال خداست یعنی چیزی از بیرون الله وجود ندارد چون الله کمال مطلق و هستی مطلق است هستی مطلق خارج ندارد این یادتان نرود وقتی یک موجود شد بینهایت مطلق جایی برای وجود دیگری نمیگذارد.@ لذا الله خارج ندارد اصلا یا وجود هستی خارج از هستی ما نداریم چون خارج از هستی فقط میتواند چه باشد؟ از هستی اگر خارج شویم به چه میرسیم؟ به نیستی نیستی هم که نداریم چون نیستی یعنی عدم اگر باشد میشود هستی.@ یا هست نیستی که میشود هستی، و فرق گزارهاش هم این است که نیستی نیست ما اصلا چیزی به اسم نیستی و عدم نداریم یک چیزی معدوم نمیشود تغییر شکل و حالت میدهد از جایی به جایی از عالمی به عالمی اما ما خارج از هستی نداریم.@ خواهش میکنم این را دقت کنید شما الحمد لله همه تحصیلکرده و با این بحثها هم آشنا هستید هستی خارج ندارد یک چیزی را نمیتوانیم بگوییم از هستی خارج شو کسی از هستی خارج شود کجا میرود؟ باید برود به نیستی برسد.@ اصلا چیزی به اسم نیستی داریم یا نه؟ نیستی که ما نداریم گفتیم نیستی اگر قرار باشد باشد میشود هستی. پس اصلا هستی مطلق و بینهایت میگویید یعنی جا برای یک وجود دوم اساسا ندارد جایی برای کسی نمیگذارد به این حالت میگویند وحدانیت.@ وقتی الله خارج ندارد در نماز هم میخوانید خودتان میگویید (لَمْ يَلِدْ) یعنی چه؟ نمیزاد، نمیزاد جنس نیست خانم نیست که بزاید زایش چیست در خانم میگوییم خانم میزاید ماده میزاید یعنی چه؟ یعنی باردار میشود یک چیزی از شکم او بیرون میآید میشود چند تا؟ میشوند دو تا این مادر این بچه.@ الله یا هستی خارج ندارد که از آن چیزی بیرون بیاید هیچ چیز از الله خارج نمیشود ما این تصور عوامانه از الله را باید بریزیم دور که بگوییم خدا یک اللهای هست آنور آسمانهای هفتم نشسته ما هم بقیه مخلوقاتش هستیم یک الله داریم با یک مخلوقات داریم چنین چیزی امکانپذیر نیست.@ بگوییم این مرز الله است تا اینجا شد الله از اینجا به بعد بقیه مخلوقاند اصلا چنین چیزی نیست ما یک وجود مطلق بینهایت داریم یک هستی با شکلهای مختلف دارد ظهور میکند بنابراین الله (لَمْ يَلِدْ) است (لَمْ يَلِدْ) است یعنی چه؟ یعنی تولید خارج از وجود ندارد ظهور خارج از وجود ندارد.@ خداوند چیزی خارج از خودش تولید نمیکند که آن بشود یک هست موجود این هم بشود یک موجود بگوییم آن مخلوق است مثلا عالم ماده است ستاره است ماه است خورشید است این هم خداست این نمیشود.@ هستی چون الله وجود بینهایت است جایی برای وجود مستقل دیگری ندارد پس بقیه چه هستند ما چه هستیم؟ ما ظهورات یک جلوه هستیم مخلوقات و ظهوراتی هستیم که خداوند در همه چیز ما حضور دارد.@ شب جمعه چه میخوانیم در دعای کمیل؟ دعای کمیل اساسا شب نیمه شعبان وارد شده بعد حالا شبهای جمعه دیگر میخوانندش چه میگوییم (وَ بِأَسمائِکَ الَّتی مَلَأَت اَرکانَ کُلِّ شَیء) خدا هستیای هست که در تمام موجودات جاری و ساری است.@ همه جا پر از الله است هیچ جا را شما ندیدید خالی از الله باشد بگوییم اینجا دیگر مرز ماده است اینجا دیگر خدا نیست نه خدا همه جا حضور دارد اگر وجود جلوه مادی دارد وجود است که جلوه مادی دارد اگر جلوه خیالی برزخی جلوه جبرئیلی جلوه میکائیلی جلوه پیامبری، یک هستی است که دارد به صورتهای مختلف ظهور میکند.@
همه عکسهای خداست قرآن هم میگوید به هر چه نگاه کنید دارید خدا را تماشا میکنید خدا را میبینید ولی چهره میبینید نه خودش را (أَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجه) الآن شما وجه من را دارید میبینید آقای شجاعی این شکلی است ولی شخصیت من با قیافهام که نیست به قیافم ربطی ندارد.@ من میتوانم برای ماه آینده بروم موهایم را رنگ کنیم تغییر قیافه بدهم چشمهایم را عوض بکنم گونههایم را عوض بکنم مو بکارم دیگر شما مرا نشناسید دفعه بعد چطور ثابت میشود من شجاعی هستم؟@ میگویید بالاخره با این آشنا هستیم یک شباهتهایی دارد با یک وجه دیگر آمدم ولی حقیقت من تغییر کرده یا نکرده؟ وجه یعنی چهرهای هست که فقط وسیله شناخت است وإلاّ حقیقت غیر از وجه است (أَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ) (ذاتُ الله) نمیگوید (فَثَمَّ وَجهُ الله) چهره است چهره قابل تغییر است.@ یک روز به صورت جبرئیل است یک روز میکائیل است یک پیغمبر است یک روز امیر المؤمنین یک روز کیهان یک روز کهکشان است دائما در حال تغییر است. خود قرآن هم میگوید (أَینَما تُوَلّوا فَثَمَّ وَجهُ الله کُلَّ یَومٍ هُوَ فی شَأن) خدا هر لحظه هر ثانیه هر دقیقه هر آن دارد چهره عوض میکند.@
ما دائماً با چهرههای الله سر و کار داریم یک گل یک طبیعت هر چه میبینید دارد جلوه میکند برای ما ولی نمیتوانیم بگوییم آن گل خداست چرا؟ چون چهره است چهره با ذات فرق دارد چهره دائما تغییر میکند.@ حالا وجودی که خارج ندارد عزت الآن برایش معنادار میشود عزت یعنی چه؟ یعنی نفوذناپذیری شکستناپذیری چیزی هست خدا را شکست بدهد یا نه؟ یعنی ما چیزی خارج از الله داریم که آن هم برای خودش یک قدرتی دارد یک توانی دارد یک اختیاری دارد میتواند به الله غلبه کند؟@ نه میگوید من شیطان را آفریدم من شما را آفریدم خودم به شما قدرت دادم گفتم خلاف میل من هم میخواهید عمل بکنید بکنید، اگر شما بعضی از کفار را میبینید که پیغمبر من را میکُشند خودم دارم به آنها اجازه میدهم چون من خواستم موجود مختار خلق کنم.@ جلوی من هم بایستد ولی نه اینکه من زورم به او نمیرسد آن قدرتی که دارد پیغمبر من را میکُشد چه کسی دارد به او میدهد؟ آن قدرت را من دارم به او میدهم پس کسی نمیتواند به الله غلبه کند کسی نیست.@ یک کسی آمد خدمت امام صادق(ع) عرض کرد (الله اکبر) حضرت فرمود یعنی چه؟ گفت یعنی خدا بزرگتر از هر چیزی است حضرت فرمود مگر چیزی غیر از خدا هم هست که خدا از آن بزرگتر باشد؟@ هر چه وجود شما میبینید جلوههای خداست چیزی غیر از خدا نیست که خدا از آن بزرگتر باشد گفت پس چطور بگوییم؟ گفت (اللهُ اکبر) معنایش این است (اللهُ اکبرُ مِن أَن یُوصَف) خدا بزرگتر از آن است که وصف شود این درست است معنای (الله اکبر) این است.@ وقتی چیزی نیست خدا جلوی چه کسی کم بیاورد؟ طرف با سایهاش جنگید دوم شد کشتی گرفت دوم شد! ما همه سایه خداییم مگر میشود سایه بیاید غلبه بکند؟@ شما الهیات مسیحیت حتی الهیاتی که اهل سنت هست چقدر مزخرف دارد در کتابهایشان، پیغمبر با خدا کشتی گرفت خدا را زد عکسهایش هم هست من دیدم عکسهای انجیلهای مصور، خلاصه میآید و با خدا کشتی میگیرد و خدا را میزند زمین.@ این اللهای که پیغمبر او را بزند زمین به درد چه میخورد؟ اللهای که میشود در آن شک کرد آن اصلا به درد شک کردن میخورد قرآن میگوید (أَفِی اللهِ شَکٌّ) میشود در خدا شک کرد؟ شما میتوانید وجود و هستی مطلق را انکار کنید؟ خودت هم جلوهاش هستی من را چه کسی به وجود آورده؟ خودم به وجود آوردم خودم را؟@ سئوال خود خدا میگوید (أَم هُمُ الخالِقُون) چه کسی شما را خلق کرده؟ من خودم خودم را به وجود آوردم؟ سیارات کیهان کهکشان خودشان خودشان را به وجود آوردند؟ نه یک کسی به وجودشان آورده خودشان که از خودشان ذات ندارند.@ حضرت صادق میگوید اگر من خودم میخواستم خودم خودم را به وجود بیاورم بهتر از اینها درست میکردم ما اینیم از همین ضعفهای ما معلوم است که هیچ چیزش دست ما نیست، از اینکه هیچ چیزش دست ما نیست معلوم است که یک چیز دست یک نفر هست.@ امام رضا فرمود خدا را اینطور بشناسید که وقتی به همه موجودات نگاه میکند همه فقیرند هزارتا صفر بگذارید بالاخره عدد نمیشود یک میلیون گدا را جمع کنید پولدار نمیشوند یک جا، همه چهأند؟ فقیرند.@ بگوییم ده نفر فقیر داریم ده نفر دیگر بیاوریم شاید جمع شوند ثروتمند شوند! نمیشود عزیزم همه ما فقیریم هیچ کدام ذات نداریم همه ما آویزانیم آویزان باید به یک جایی آویزان شده باشد دیگر.@ میشود در این خدا شک کرد؟ اگر کسی شک کند اصلا نفهمیده منظور از خدا چیست آن خدای خیالی را رد میکند و شک میکند آن هم درست است.پس عزت دست خداست یعنی چه؟ مثل اینکه بگوییم علم قدرت، همه چیز دست خداست.@ اصلاً خدا معدن همه حرکتها همه کمالات همه قوا (وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّۀَ إِلاّ بِاللهِ العَلیِّ العَظیم) همه چیز دست خداست حالا تو برای که کُرکُری میخوانی برای خدا؟ با خدا لج میکنی؟ برای خدا کُرکُری میخوانی؟@ میترسی آمریکا الآن ناو هواپیمابر میآورد الآن بمب میزنند اگر بخواهند بمب بزنند اگر بمب قرار است اثر بگذارد اثرش را خدا باید بدهد به قول لُره (؟؟؟) پیغمبر فرمود خداوند فرشتگانی دارد که اگر انگشتشان را بزنند به کل اقیانوس روی زمین یک ذره نوک انگشتشان تَر میشود کل اقیانوسها را بریزید روی یکی از انگشتان فرشتگانیک ذره تَر میشود.@ من برای پیغمبرم خودم دشمن میفرستم که پیغمبرانم قوی شوند یاد بگیرند دشمن تهدیدشان کند ببینم میتوانند من را ببینند به من تکیه کنند یا نه؟ از من بیشتر میترسند یا از آنها.@ مشکل مالی میفرستم ببینم ترس بَرِتان میدارد یا توکل میتوانید به من بکنید یک آدم میفرستم یک کم اذیتتان کند ببینم میتوانید عفو کنید مغفرت کنید یا نه انقدر بیظرفیتید میگویید من حلالش نمیکنم اصلا حلال نمیکنم.@ من را میتوانید ببینید، توحید یعنی این، یعنی خدا را دیدن، الله را دیدن، خدا هست،همه چیز دست خداست عزت مال خداست خدا میگوید عزت دست من است هر طرف بروی عزت دست من است بیخود من را نمیتوانی دور بزنی از یک جایی غیر از آنجا که من میگویم شما عزت تهیه کنید.@ جایی نیست که من عزت تهیه کنم غیر از خدا چیزی نیست من از آن عزت بگیرم ولی وقتی توهم کردی بگویی از قیافهام عزت میگیرم چهار روز دیگر ذلیل میشوی با همین قیافهات از پولم از موقعیت اجتماعیم بروم مشهور شوم هر چیزی را که فکر میکنی آن به تو عزت میدهد همان چیز خوارت میکند درست همان چیز خوارت میکند همان چیز بیچارهات میکند.@ انسان وقتی این را بفهمد دست از شرک برمیدارد دست از ریاکاری برمیدارد ریاکاری بکنی که مثلا بروم اینجا نماز بخوانم مردم من را ببینند یادم میآید یکی از مراجعی جایی نشسته بود یک آدم از این کلاشهای حقهباز نزولخور نشسته بود رفت دیدیم نشست کنار آقا مبلغ هنگفتی پول بُرد به آقا داد.@ به او گفتم مرد حسابی گروه خونی تو که به این کارها نمیخورد خمس و اینها برداشتی بردی، گفت حرف نزن من دارم دان میپاشم برای حاج آقا!! حاج آقا به من اعتماد کند من چهار جلسه چیز گوش کنم با ما رفیق شود از او امتیاز بگیرم میخواهم چهارتا زمین بخرم بسازم یک نامه بدهد.@ بروم یک جا مسجد نماز بخوانم بروم یک جا اینطور بکنم که ما را ببینید همه بشناسند که ما چکارهایم بالاخره بدانند ما هم اینجا هستیم یک ساعت هم بزنیم و کارت بزنیم که بالاخره ما هم هستیم این وسط، حقهبازی است.@ جبهه نرفته انقدر خاطرات دروغ از جبهه تعریف میکند چهارتا کتاب میخواند، نماینده مجلس آدم ابله آمده بود دروغ هم که میخواست بگوید بلد نبود بگوید میگفت یادش بخیر ما در ارتفاعات شلمچه بودیم!! تو شلمچه کجا دیدی یک چیزی بگو که حداقل میخواهی حقهبازی کنی برو یاد بگیر چهارتا جغرافیا، جهت، را یاد بگیر حداقل یک چیزی بگو بقیه بفهمند.@ اینجوری آدم عزیز نمیشود چقدر ما از این بزرگانی داشتیم که مردم یک موقعهایی برایشان میمُردند فردا گفتند خدا اینها را لعنتشان کند.فرمود قلب مؤمن(قلب انسان) لای دو انگشت خداست برمیگرداند.@ الآن شیفته و کشتهمُردهات هست دو ساعت بعد فحشت میدهد پدرت است مادرت است همسرت است آدم حقهبازی نباید بکند خودت باش و خودت باش و خودت باش. اگر قرار است عزت جذب بکنی عزت را از خدا بگیر جای دیگر نرو پیش که بروی؟@ خیلی دوست داشتم میتوانستم یک بار سوره یوسف را از اول تا آخر برای شما میگفتم خیلی درس دارد واقعا قشنگترین داستان است خود خدا هم بالاخره میداند چه آفریده که میگوید (اَحسَنُ القِصَص) انقدر این داستان حرف دارد خیلی حرفهایش گفته نشده خیلی داستان دارد که گفته نشده.@ یوسف بنده خدا(س) هم تقصیر نداشت اگر ما جای او بودیم که چیزی از ما نمانده بود یک جوان است سنی هم ندارد میافتد زندان تقریبا 12،11 سال در زندان است سخت است زندانهای آن موقع هم بالاخره....@ خواب دو نفر را تعبیر میکند میگوید رفتی (اُسکُرنی عِندَ رَبِّک) به این اربابت (ربِّک) یعنی عزیز مصر به این شاغلام بگو هوای ما را داشته باشد جبرئیل درجا میآید یوسف چه کسی تو را خلق کرده؟ یوسف فهمید سرش را بلند کرد زد زمین جلوی جبرئیل شروع کرد گریه کردن خدایا، فهمید خراب کرده، اینطور میگفت تو، تو.@ یوسف چه کسی تو را پیش پدرت عزیز کرد؟ دوباره یوسف حالش بد میشد، جبرئیل هم رحم نمیکرد سئوال میکرد! فهمید دوزاریش افتاد ولش کن! نه من این را بتکانم، یوسف چه کسی تو را پیش پدرت محبوب کرد؟ چه کسی تو را از چاه نجات داد خدایا تو تو گریه گریه، پس چرا الآن به بنده من رو انداختی؟@ ما چقدر به بندگان خدا رو میاندازیم امامباقر(ع) فرمود بگویی به جان تو شرک است، اگر شما نبودید شرک است، شرک اینطور است خدا لطف کرد به وسیله شما این نعمت را، این خوب است قشنگ است خدا لطف کرد داد، خدا هم نازکمزاج، نازنازی است این خدا.@
زود به او برمیخورد، تا بروی سراغ کسی به او برمیخورد میگوید او کیست او عددی است او کیست؟ یک جای دیگر هم یوسف(س) خرابکاری کرد گیر کرد در زندان گفت خدایا به حق پدران من یعقوب و اسحاق و، میدانید که یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم هست.@ ما هم از فک و فامیلهای حضرت یوسف هستیم میدانید که، حضرت فرمود ما ائمه از نسل اسماعیل هستیم ایرانیها از نسل اسحاق هستند ما نسلمان میخورد به حضرت یوسف و بعد به یعقوب و اسحاق ایرانیها از این تیره هستند.@ ما با پیغمبر با اهل بیت به یک ریشه میخوردیم برای همین ایرانیها با اهل بیت کاملا جور هستند زبان همدیگر را میفهمند خود حضرات هم فرمودند ایرانیها فقط زبان ما را خوب میفهمند چون از یک خانوادهاند همهمان به حضرت ابراهیم(ع) میرسیم. ایرانیها موحدند.@ لذا در تاریخ ایران شما اصلا شرک و بتپرستی ندارید ایرانیها تنها ملتی هستند که همیشه موحد ماندند. داستان چیست؟ داستان این است که گفت به حق آبا و اجداد من بر تو، گفت یوسف آبا و انبیاء چه حقی گردن من دارند تو مرا به حق آنها قسم میدهی؟@ آن آدم بود که آنطور کرد من کمکش کردم اگر نمیبخشیدم که بیچاره بود آن نوح بود که آنطور کمکش کردم آن ابراهیم بود که آنطور نجاتش دادم گفت خدایا اشتباه کردم، میگوید خب چطور بگویم چطور قسم بدهم؟ جبرئیل میگوید بگو خدایا به حق محمد و آل محمد به حرمت محمد و آل محمد خدایا من را نجات بده من را قسم بده به پیامبر و آلش.@ داستانش را داشتم نگاه میکردم خیلی هم دلبری کرد زلیخا در این آخر در پیری با یوسف به هم برخورد کردند یوسف گفت چقدر حال ما را گرفتی اذیت کردی، گفت یوسف سربسرم نگذار سرزنشم نکن بالاخره شده من هم اوضاع خوبی نداشتم من هم مصیبت داشتم که آن اذیتها را کردم.@ چقدر قشنگ چقدر مؤدب است این بانو(س) میگوید تو که یکه و خوشکلی بودی که اصلا نظیر نداشتی نمیتوانستم دوستت نداشته باشم چرا؟ یک شوهر داشتم که اصلا مرد نبود چون حضرت زلیخا(س) وقتی ازدواج کرد با یوسف باکره بود مردش اصلا مرد نبوده هندی بوده.@ از یک طرف هم خودم در زمان خودم بهترین زن بودم من را سرزنش نکن خدا به سه بلا من را مبتلا کرده، یوسف(ع) میفرماید که حالا کاری هست برایت انجام بدهم؟ او هم پیر شده بود چکار میتوانست بکند؟ در هیچ کدام از خواستههایش اصلا در زندگیش موفق نبوده.@ میگوید سربسرم میگذاری؟ به قول خودمان متلک میاندازی؟ یوسف میگوید نه من که غرضی ندارم راست میگویم اگر کاری داری بگو. یوسف قبل از این یک حرفی میزند خیلی جالب است میگوید تو عاشق من شدی؟ تو اگر پیغمبر آخرالزمان را ببینی چه میگویی؟ او از من بهتر باجلالتتر بامحبتتر مهربانتر.@ زلیخا گفت بله راست میگویی یوسف گفت تو از کجا میدانی من راست میگویم؟ زود مچ زلیخا را گرفت. زلیخا میگوید تا اسمش را آوردی یک دفعه دلم عاشقش شد اسم پیامبر را آوردی، پیغمبر از چه فاصله زمانی دلبری میکند.@ ما دلمان خیلی زمخت است عاشق چنین کسی نمیشویم آدم اگر بداند با مُردنش کجا میرود پیش چه کسی میرود پیغمبر کسی است که امیرالمؤمنین میگوید (أَنَا عَبدُ مِن عَبیدِه) من یک بندهای از بندههایش هستم پیغمبر دل خدایش را هم برده انقدر خدا او را قشنگ آفریده انقدر ناز نمَکی دوستداشتنی.@ انقدر دوستش دارد که وقتی حرف میزند خدا به او میگوید به جان تو. خیلی پیغمبر دوستداشتنی است ما نمیدانم چرا دلمان نمیرود وقتی یاد پیغمبر میافتیم بیتاب نمیشویم بخدا گاهی وقتها آدم فقط دوست دارد بمیرد برسد به رسول خدا.@ میگوید همینطور شد من یک دفعه دلم رفت یوسف چیزی نمیگوید سکوت میکند خداوند میگوید یوسف دارد راست میگوید واقعاً دوست دارد پیامبر را، من هم چون پیامبر را دوست دارد بخشیدمش.@ میگوید خب حالا چکار کنم؟ میگوید به خدا بگو من را جوان کند خدا هم میگوید جوانش کن با او ازدواج کن به عشق رسول خدا. ما متوجه نیستیم که یکی از چیزهایی که بعدا خیلی حال ما گرفته میشود این است که ما با این همه نازنازان بودیم و نتوانستیم عشقبازی کنیم.@
بعدا آدم میتواند بفهمد که این پیغمبر چه کارها میتوانسته در این دنیا، چه رابطههایی میتوانسته با این پیغمبر داشته باشد ما اصلا هوس رفاقت نمیزنیم وقت رفاقت با اینها نداریم وقت رفت و آمد نداریم.@ یک سئوال من بکنم چه کسی میتواند بگوید من یک ربع تمرکز گرفتم با پیغمبر یک عشق و حالی بکنم؟ در روز از این همه 24 ساعت وقتی که ما اینور آنور تلف میکنیم من ده دقیقهاش را تمرکز میگیرم یک همآغوشی با پیغمبر دارم یک سلام علیک گرم با پیغمبر با امیر المؤمنین با اهل بیت دارم یک قربان صدقهاشان میروم .@ دل به کار نمیدهیمفیلم سینمایی فیلم هندی افسانه نگاه میکند دل میدهد به این قهرمان فیلم با این بالا میرود با این پایین میآید با این شاد میشود با این گریه میکند دل میدهد به یک دروغ،ما به پیغمبر دل نمیدهیم به اهل بیت دل نمیدهیم به امام زمان دل نمیدهیم امام زمانی که حیّ است در برزخ نیست حی است زنده است دل بدهیم به او.@ دل بدهیم چطور دل بدهیم؟ من توضیح بدهم این سئوال را از خودت بکن ببین آدم یک گمشده دارد چند روز پیش مادران شهدا را نشان میداد که شهدایشان نیامده آقا هم چقدر پیام خوبی داد گفت اینها بعد از شهادت بچههایشان تمام دلخوشیشان به یک جنازه بود که به آن هم دست پیدا نکردند.@ مادران و پدرانی که جنازه بچهشان را دیدند بالاخره دفن کردند خیالشان راحت است مزاری دارد اینها بندگان خدا چقدر سختی، درجاتشان هم روز قیامت با آنهای دیگر فرق دارد ولی شما نگاه کنید مادر میافتد به خیال. شما یک عزیزی را گم کرده باشید ذهنت دائما در خیال است الآن کجاست چکار میکند.@ مادری همین چند وقت پیش بچهاش را گم کرده بود تا چند هفته که آمد بچهاش را پیدا کرد هزار راه میرود الآن کجاست الآن چه میخورد الآن پیش کیست الآن کجا میخوابد اصلا چیزش گیرش میآید چکار دارد میکند،.@ آدم وقتی کسی برایش عزیز است دوستش دارد، بچه دو ساعت دیر آمده میبینی مادر خودش میگوید دلم هزار جا رفت چرا دلت هزار جا رفت؟ چرا نمیگویی حالا به جهنم میآید هر جا رفته خودش پیداش میشه.@ برای همین آنهایی که بیعاطفهاند همین را میگویند،میگویند ولش کن غصشو نخور هر جهنمی هست خودش برمیگرده چون نسبت به طرف عاطفه ندارد ولی وقتی که علاقه هست آدم واقعا دلش هزار جا میرود.@ میگوید امام زمان آواره طرد شده تنهای یگانه است فرمود غریبتر از من و مظلومتر از من نیست شما نگاه کنید حال یک آدمی را آن هم 1180 سال خیلی سخت است من اصلا بعضی وقتها به خودم میگویم این حرفها را نگو میگویی اینها عادت میکنند قساوت قلب پیدا میکنند.@ ولی نمیتوانم از امام زمان مصیبت نخوانم از امام حسین که خواندیم از کسی هم قساوت قلب پیدا نکرد از امام زمان یک مقدار بخوانیم حجت حیّمان هست حسین زمانمان مصیبتهایش را بخوانیم مصیبت آوارگی تنهایی غربت مظلومیت (خائِفاً یَترقَّب)@ بالاخره نیست امشب هم ما بدون حضورش برای تولدش جشن گرفتیم سخت است آدم یک کسی را که الآن او در آوارگی است در زندان است در غربت است بعد ما بنشینیم برایش جشن بگیریم آدم واقعاًسختش است خیلی سخت.@ خواهش میکنم 5 دقیقه هر روز همین را بگو، بگو کجاست الآن چکار میکند الآن کجاست شب کجاست سحر کجاست زمستان کجاست در گرما کجاست در سرما کجاست الآن دارد چکار میکند همین الآن که ما داریم حرف میزنیم آقا کجاست بالاخره آدم 5 دقیقه در روز، الآن آقا چکار میکند کجاست و چکار میکند.@ خودش هم خیلی دلبری کرده انصافاً این زیارت آل یاسین میگوید به من بگو (السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقُوم وَ حینَ تَقوی) سلام بر تو موقعی که میایستی آقا قربان ایستادنت بروم قربان راه رفتنت بروم قربان نشستنت بروم (تَحمَدُ وَ تَستَغفِر) قربان آن موقعی که داری حمد میکنی قربان آن موقعی که داری استغفار میکنی.@ (تَرکَعُ وَ تَسجُد) آن موقعی که داری رکوع انجام میدهی قربان رکوع رفتنت بروم قربان سجده رفتنت بروم قربان تشهدت بروم قربان آب خوردنت قربان راه رفتنت قربان حرف زدنت قربان نان خوردنت قربان خندیدنت قربان گریه کردنت هی این حس را آدم باید ایجاد بکند.@ اگر واقعا یک کسی حضرت را دوست دارد حالتهای حضرت برایش، شما نگاه کنید طرف خدا یک بچه کوچک به او میدهد ملیون عکس از این بچه میگیرد تمام حالتهای این نوزاد این بچه از وقتی نوزاد هست تا وقتی بزرگ میشود مادر پدر فیلم میگیرند عکس میگیرند.@ حالتهای بچه برای بقیه شاید جذابیت ندارد اما برای خود پدر و مادر این حالتها خیلی جذابیت دارد الآن خندید الآن راه رفت الآن اینجور کرد این کلمه را اینجور گفت قیافهاش را اینجور کرد قیافهاش را آنجور نکرد.@ ما با امام زمان غریبهایم باید دل بدهیم به او، این تمرینها را انجام بدهیم این تمرینها تمرینهای خیلی مهمی است که عرض میکنم خدمتتان، سلام هر روز بارها و بارها سلام دادن به حضرت تند و تند به او سلام بدهید تا یادش کردی سلام بده.@ نه او همه غیبها سلام بده از خدا بگیر تا همه جا به همه سلام بده فرشتهها اهل بیت انبیاء صدیقین شهداء صالحین ملائکۀ الله علیهم السلام برای همهشان برای خدا، خدا با صلوات خشنود میشود در روایت داریم در کتاب صلوات هم آوردم خدا خیلی از صلوات خوشش میآید یعنی تنها هدیهای که میتوانیم به خدا هدیه کنیم خدا خیلی خشنود میشود صلوات است.@ ما بالاخره گناه میکنیم فرمود (إِنَّ الحَسَنات یُذهِبنَ) گناه کردی حالا برو دلش را بدست بیاور چکار کن بنشین صدتا صلوات فقط برای خود خدا بفرست بگو خدا میخواهم خشنودت کنم هدیه میخواهم فقط به خودت بدهم به خدا هم صلوات میرسد.@ به خود پیغمبر به اهل بیت به ملائکۀ الله به انبیاء به صدیقین به شهداء به بدوارثان بیوارثان به همه همه چیز میرسد صلوات خیلی قدرت دارد صلوات اسم اعظم است ذکر اعظم است صلوات بفرستید هدیه کنید اصلا برزخ را شاد بکنید به غیب بزنید با این صلوات.@ این صلوات سفینهای که شما سوارش میشوید با آن از ماده تا ذات حقتعالی میبرَدَت خیلی سفینه قدرتمندی است ما متأسفانه از آن خوب استفاده نمیکنیم قدر این ذکر اعظم را نمیدانیم قدر این اسم اعظم را خوب نمیدانیم ولی خب همه همه همه یک طرف امام زمان(ع) یک طرف.@ وقت بگذار برای امام زمان بازی، اینطور میگویم که بفهمی وقت بگذار برای رفاقت، با نامزدت میخواستی رفیق شوی تا به عقد خودت دربیاوری چقدر وقت گذاشتی فلان صاحبکار فلان کس فلان دوست چقدر وقت گذاشتیم برای دوستها و رفقا ساعتها دهها ساعت برای رفقا حتی برای چیزهای بیارزش و خیالی چقدر وقت گذاشتیم.@ وقت بگذاریم برای رفت و آمد با حضرت، وقت بگذاریم برای ارتباط برای گرمی برای صمیمیت با غیب وقت میخواهد تمرکز میخواهد وقت میخواهد کار علمی دارم مُردهشور این کار علمی را ببرند.@ یک علمی که نمیگذارد (أَعُوذُ بِکَ مِن عِلمٍ لا یَنفَع) علمی که سود ندارد علمی که نمیگذارد من به خانواده آسمانیام برسم به چه دردی میخورد حالا علم دین هم باشد بیخود است علم دین هم باشد فایده ندارد بگذار کنار این را.@ خدا رحمت کند علامه را هر وقت داشت درس میداد تا یک جا روضه میخواندند کتاب را میبست شروع میکرد گریه کردن یکی از این خشکه مقدسها میگفت اصلا رقیه بوده نبوده، ما کاری نداریم با این حرفها ما منتظریم یک جا اسم معشوقمان را ببرند شروع کنیم به عشقبازی، کار علمی دارم درس دارم لیسانس دارم دکترا دارم چی چی دارم.@
خدا رحمت کند مرحوم ملا احمد عراقی تدریس و تلبیس و استادی و شاگردی و اینها، وقتینمیتوانیم وقت بگذاریم برویم یک حالی بکنیم وقتی وقت نمیتوانیم بگذاریم یک قهوهخانهای برویم یک میکدهای برویم یک صفایی بکنیم یک گپی بزنیم این درسها به چه درد میخورد همهاش میشود حجاب.@ من وقت ندارم شب جمعه بیایم احیاء وقت ندارم مسجد بروم وقت ندارم حرم بروم تعقیبات وقت ندارم بخوانم کارهای واجبتر دارم برو با این کارهای واجبترت. عاشقی این حرفها را نمیشناسد عشق و محبت این حرفها را نمیشناسد ما باید وقت بگذاریم شب قدری قدر ما به این باشد إن شاء الله که وقت بگذاریم برای رفاقت برای رفت و آمد برای صمیمیت.@ خدا وعده کرده اگر کسی (أَن تَقَرَّبَ إِلَیَّ) اگر کسی یک وجب بیاید من یک ذراع میآیم و اگر کسی یک ذراع بیاید من یک باع میآیم اگر کسی به سمت من راه بیاید من به سوی او میدَوَم خدا میگوید من میدَوَم میآیم سراغش، شما وقت بگذار 5 دقیقه 10 دقیقه، 10 دقیقه این کار را بکن تمرکز بگیر بعد ببین چقدر ؟؟؟غیبمیدَوَد سمت تو.@ خدا رحمت کند میرزا را، چه نازی بود این میرزا چه انبساطی داشت میگفت من خیلی وقت است با خدا دیگر کاری ندارم او دست از سرم برنمیدارد انقدر وفاداری در آنها هست چهارتا قدم برو ببین دیگر وِلَت میکنند چهارتا قدم برو میریزند سرت اصلا دیگر وِلَت نمیکنند ولی ما قدم نداریم ما حس و حال و وقت نداریم برای این کارهاما همش گرفتار کارهای دیگر هستیم.@
چهار قدم برو این یک ذره مهربانی که تو داری را که به تو داده؟ یک ذره عاطفه را که به تو داده؟ آنها که خود دریای عاطفه هستند حسرت حسرت حسرت روز قیامت برای ما این است که ما میتوانستیم با اینها رفیق شویم اینها همیشه آغوششان به روی ما بود ما وقت نکردیم برویم با اینها رفیق شویم.@ (یَومَ یَعزُّ الظّالِم) میگوییم ظالمین آن کافران و گناهکارها بودند که دستهایشان را میگزند (یَعزُّ الظّالِمُون) دستشان را گاز میگیرند که (یا لَیتَنِیالتَّخَذتُ مَعَالرَّسُولِ سَبیلا) ای کاش من با پیغمبر یک رفاقتی برقرار میکردم نه عزیزم ظالم ما هستیم ما هم مصادیق ظالم هستیم ما هم حسرت میخوریم که با پیغمبر و اهل بیت رفت و آمد رفاقتی نداشتیم با مادرمان فاطمه زهرا انس نگرفتیم.@ با اینها خیلی زود میشود رفیق شد خیلی زود، ولی ما وقت نداریم تمرکز نداریم حس نداریم حوصله نداریم حالا یک سئوال ما چه بلایی به سر خودمان آوردیم که حال و حوصله اهل بیت را نداریم؟ این خیلی مهم است ما چه بلایی سر خودمان آوردیم که هوس نمیکنیم با اینها رفاقت کنیم.@ با هر کسی و ناکسی رفیق میشویم برایش وقت میگذاریم چقدر هم سرمان کلاه میرود چقدر هم میبازیم چقدر هم به ما خیانت میکنند عزیزترین کسانمان نزدیکترین کسانمان پشتمان میزنند دروغ میگویند خیانت میکنند غیبت میکنند ما هوس نکردیم چرا چکار کردیم با دلمان؟@ چون قیمت هر کس به هوسهایش است قرآن هم همین را میگوید قیمت یک آدم به نوع هوسهایش آرزوهایش آرمانهایش دغدغههایش است ما چرا هوس نمیکنیم وقت بکنیم اینکاره بشویم؟ این را باید سئوال بکنیم. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ 5 مرتبه آیه شریفه را بخوانیم با همدیگر جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم رفع اضطرار از زندگیهای خودمان حل مشکلات جوانانهایمان رفع اضطرار و غمهای اهل قبور با همدیگر با حضور قلب إن شاء الله با اضطرار دعا بکنیم ما که هیچکس را جز خدا نداریم ما که بیچاره و بدبخت هستیم دستمان هم جز خداوند به جایی بند نیست با بیچارگی با اضطرار دعا بکنیم.@
(أعُوذ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم عَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه إن شاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیمصلوات بلند ختم کنید.@