اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در رابطه با یقین بود روایتهای غرر را داشتیم در این باره مروری میکردیم و یکی از تأثیراتی که یقین روی انسان دارد این هست که در نوع عملکرد انسان و انتخاب انسان اثرگذار هست.@ شما اگر بفهمید قرار است یک مسافرتی بروید با یک شرائط آب و هوایی سرد، آنجا را هم میشناسید میدانید خیلی سرد هست وقتی میخواهید بروید لباس انتخاب بکنید کفش انتخاب بکنید دستکش انتخاب بکنید کلاه انتخاب بکنید در انتخاب نوع موادی که برای آن سفر میخواهی دقت داری.@ که مثلاً من با توجه به شرائط آنجا باید یک لباسی انتخاب بکنم که سرمای آنجا برای من آزاردهنده نباشد کفشی انتخاب بکنم که سرما پای من را اذیت نکند آب در آن نرود دستکشی انتخاب بکنم که اینطوری باشد ضمن اینکه مانع کار من نیست محافظ دستهای من نسبت به سرما باشد کلاه همینطور وقتی آن شرائط را خوب میشناسی دقتت هم بیشتر میشود.@ چیزهای ضعیف، بیارزش، پفکی، غیراستاندارد، جنسهای بنجل را انتخاب نمیکنی میروی سراغ بهترینها مثلاً مشکل مالی هم نداری بهترینها را انتخاب میکنی برای این سفر، وقتی انسان یقین به آخرت پیدا میکند روی کیفیت عملکردش خیلی اثر میگذارد روی درجه خلوصش و همچنین کیفیت کارهایش خیلی اثر میگذارد یعنی چون قرار است حیات ابدی را بسازد با جان دل کار میکند و خرج میکند بخل نمیورزد.@ شما فرض بفرمایید الان بیست میلیون تومان پول داری میخواهی خانه در 100 متر جا بسازی اول از این هر چقدر پولت بیشتر باشد دوست داری متراژت بیشتر باشد بعد از اینکه بهترین متراژ را انتخاب کردی مثلاً به شما میگویند شما از نظر مالی مشکل نداری بگو ببینم برای خانهات زمین هزار متری میخواهی یا پنج هزار متری، وقتی بدانی مشکل نداری میگویی پنج هزار متری برای من بهتر است پنج هزار متری میسازم.@ وقتی مشکل نداری خرج میکنی خوب خرج میکنی نمیروی از نظر فنداسیون صفحهگذاری نوع تیرآهن ستونهایی که انتخاب بکنی چیزهای ضعیفی نمیسازی میگویی که خوب است اگر مهندس باشد من ضد زلزله بسازم کیفیت را بالا میبرید که خراب نشود ماندگار باشد با یک زمینلرزهای زلزلهای از بین نرود بتواند بماند.@ این از نظر مواد اولیه، بعد سیمانش، گچش، آجرش همه را بهترینها دوست دارد انتخاب بکند استحکام داشته باشد بعد میایی سراغ روکار میخواهی رنگی بزنی که رنگ فردا ورق نشود زود از بین نرود بهترین رنگ را انتخاب میکنی در شیرآلات قشنگترینش را دوست داری انتخاب بکنی در کاشیکاری قشنگترینش در سنگی که به کار میبری زیباترینش در نمای ساختمان باز میبینی دوست داری بهترین را به کار ببری.@ بعداً که میایی در مورد داخلش دوست داری بهترین فرش بهترین پرده بهترین مبل، این که ما معمولاً نمیکنیم برای اینکه پول نداریم اگر داشته باشیم این کار را میکنیم بهترینها را انتخاب میکنیم در رابطه با آخرت اگر کسی یقین داشته باشد همانطور که در مورد خانه دوست دارد خرج بکند.@ اکثر موارد من دیدم کسانی که خانه میسازند قناعتی نمیکنند یک موقع میبینی یک میلیون تومان هم آنطرفتر از حد خرجش میرود زیر وام و قرض که یک چیز تمیزتر و بهتری در بیاورد به خودش فشار میاورد خرج میکند اگر کسی در مورد آخرت یقین داشته باشد در خرج کردن برای آخرت و در وقتگذاری برای آخرت اصلاً صرفهجویی نمیکند.@ مثل خود امام امامی که ما با او سنجیده میشویم امیرالمؤمنین(ع) میزان الاعمال است(اَلسلام علیک یا میزان الاعمال) میزان اعمال ما امیرالمؤمنین(ع) هست قیامت هم ما را با ایشان میسنجند علی(ع) یک موجود شدیداً حریص بود و توصیه میکرد شما هم حرص داشته باشید نسبت به ثواب و آخرت، بحث مبسوطی داریم در مورد ثواب رسیدم برایتان عرض میکنم.@ هر کاری که میتوانست برای آخرت میکرد برای دنیا بسیار قانع ولی برای آخرت ذخیرهسازی زیادی میکرد کمتر مصرف میکرد اگر پولی مالی چیزی دستش میامد زود در یک راه خیری صرفش میکرد زحمتهای زیادی میکشید ساعتها زحمت میکشید حضرت قنات میزد بعد از اینکه قنات را میزد نفسزنان بالا میامد همین که نصف بدنش از این چاه بیرون بود میگفت قلم و کاغذ بیاورید که من وقفش کنم برای فقرا و مردم و مستضعفین و همین کار را هم میکرد.@ خود حضرت میفرماید یک حدیث انتخاب کردم در رابطه با ثواب میفرماید(اَلتارِکُ لِلعَمَل غَیرُ مُوقِنٍ بِالثَوابِ عَلَیه) کسانی که عمل را خیلی راحت ترک میکنند مثلاً میگویی این کار ثواب دارد میگوید این واقعاً به ثوابش یقین ندارد چون اگر به ثوابش یقین داشت انجامش میداد.@ من آدمهای خرپول زیاد دیدم مثلاً ده تا دانه پاساژ دارد ولی یک جایی که بداند میتواند در آن پانصد هزار تومان سود ببرد زمین نمیگذارد آن را هم انجام میدهد از ریز و درشت ذخیره است چه کسی از پول بدش میاید.@ میگوید اینهایی که تنبلی میکنند کسالت دارند دنبال ثواب نیستند اینها به خود عمل یقین ندارند و الا کوتاهی در این قضیه نمیکنند تنبلی نمیکنند پس یقین خوشخرجی میاورد آدم زیاد خرج میکند وقتی یقین به آخرت داشته باشد خرج میکند، خرج میکند یعنی چی؟ نه فقط مالش را آن که هیچی، فکر آخرت هست سرمایهگذاری میکند کیفیت کار را میبرد.@ در نماز واقعاً سرمایهگذاری میکند کاری که اصلاً ما انجام نمیدهیم برای بالا بردن کیفیت نماز یک نمازی میخوانیم میرود پی کارش یا در عبادت روزه در مناجات در دعا در اعمال خیر، ائمه(ع) را وقتی که نگاه میکنی میبینی که اینها اینطوری نبوده اینها سرمایهگذاری زیادی میکردند برای آنطرف، چون جداً آنطرف را باور کرده بودند.@ بیشترین سرمایهشان را برای همان سمت خرج میکردند میدانستند خودشان میخواهند بهرهبرداری بکنند یقین کیفیت کار و جدیت را بالا میبرد درجه خواب و تنبلی و کسالت و بیحالی و غفلت را پایین میاورد.@ شهید دستغیب یک داستان خوبی نقل کرده در یکی از این کتابهایشان میگوید یک آقایی بود نماز شبخوان بود اهل عبادت بود موفق بود یک روز تنبلیش آمد نماز بخواند خوابش برد بعد یک حوری بهشتی را خواب دید، دید عجب این زیباست بعد همینطوری ماتش برده بود که این چقدر جذابیت و زیبایی دارد.@ بعد به او گفت که تو چه کسی هستی؟ گفت من حوری تو هستم، گفت چرا اینقدر صورتت درخشش دارد اینقدر تلألؤ داری؟ گفت این اثر گریههای تو است هر چقدر تو گریه بکنی این درخشندگی من بیشتر میشود.@ بعد گفت خواستم به طرفش بروم گفت نه فعلاً نمیتوانی از من بهرهبرداری بکنی باید بمیری تا بعد بیایی پیش من، من از خواب پریدم خلاصه من آن شب یک نماز شب با کیفیتی خواندم بعد میگفت از شوق آن من شبها دیگر خوابم نمیبرد دیگر کسالت سراغ من نیامد چون به یک یقینی رسیده است.@ صبر زیاد میشود انسان قدرت پیدا میکند تلاش زیاد میکند چیزی را فروگذار نمیکند یکسره مشغول کار است بازاریها را دیدید صبح بیرون میزند 11 ـ 12 شب میاید تازه باز در ماشین هم که دارد میاید حساب کتاب دارد شب هم در خواب چرتکه میاندازد در خانه یک جلسه که مینشیند چهارصد دفعه این موبایلش زنگ میزند بخر بفروش چک را بکش چک را بده چک دادم چک میدهم میبینی اینطوری هست اصلاً رها نمیکند.@ کسی که آخرت و یقین دارد دائماً در حالت اینطوری هست در مناجات خمس عشر داریم خدایا ما را از کسانی قرار بده که در معامله آخرت سود کردیم دچار خسران نشده باشیم یعنی فعال است کسل نیست بیحال نیست یقین دارد دائماً هم نشاط دارد چون میداند دارد ابدیت را میسازد برای همین کسالت هم سراغش نمیاید یکسره کار میکند.@ وقت امورات موهوم بیهوده وقت تلف کن بیخاصیت و بیمصرف هم ندارد چون میداند به محض اینکه به اینها بپردازد از دستش خیلی چیزها میرود ما رفقایی که وقت اداری داشتند یک موقعی به آنها میگفتیم میایید مشهد برویم میگفتند میرویم کاری ندارد مرخصی میگیریم میرویم دو روز هم از دولت بکَنیم دو روز است مرخصی میگرفتند میامدند.@ بعدها که در کار تجاری افتاده بودند مثلاً میگفتیم بیایید مشهد برویم نه نمیرسم بیایم اصلاً وقت ندارم بیا برویم خارج از کشور نمیرسم کار دارم چون در کار آزاد که افتاده قضیه تجارت هست و بازرگانی و معامله میبینی که وقتش کم است برای عبادت هم دیگر وقت نمیگذارد برای زن و بچه وقت نمیگذارد خیلی تنگ است یکسره باید کار بکند.@ یقین به آخرت انسان را فعال بانشاط میکند از کارهای زائد وقت تلف کردنها خیالات موهوم غمها و نگرانیها نجات میدهد چون اصلاً وقت ندارد که نگران بشود میگوید اگر من الان این را زمین بگذارم ضرری که متوجه من میشود خیلی بیشتر از این من را اذیت میکند که من بخواهم مثلاً یک کار موهومی را ترک بکنم.@ آن هیچ طوری نمیشود بگذار زمین بماند بگذار بازی نکنم کار جدی میکنم فعال در پول خرج کردن خوب خرج میکند منت نمیگذارد خوش خرج است پستها را نمیدهد چون هر چه پست بدهی و هر چه کم بدهی(وَ مَنْ يَبْخَلْ فَإِنَّما يَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ) کسی که کم میگذارد برای خودش دارد کم میگذارد یعنی از ابدیتش دارد کم میکند.@ دیگر پستها را نمیدهد برای فقیر فقرا برای خرج کردن، بهترینها را خرج میکند طرف میبینی برای یک چیز بیخودی در خانه پول میگذارد بعد در طول سال میبینی که خرجی برای اهل بیت مجالس اهل بیت برای روضهها برای زیارات برای جشنها نمیدهد نیمه شعبان میاید و میرود میبینی که هیچ خرجی برای بزرگداشت امامش نکرده.@ ماه مبارک میاید میبینی که هیچ افطاری حسابی به کسی نداده دستی از فقیر و فقرا نگرفته و مرتب یکسره خورده به صدقههایش نگاه میکنی میبینی صدقههایش پنج تومان ده تومان یک بیسکویت هم با آن نمیدهند این نمیتواند(وَ الَّذِينَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ لِلسَّائِلِ وَ الَْمحْرُومِ) فرق دارد با این گدابازیها، کسانی که در اموالشان حق مشخص برای سائل و محروم هستند.@ جدای از وجوهاتشان خمسشان زکاتشان مسائل واجبی که دارند حق معلوم دارند یعنی صدقاتشان جداست صدقه هم حسابی میدهند خرج کردنشان حسابی است.@ حضرت عبدالعظیم(ع) میروی زیارت میکنی چشمت میخورد در ضریح این همه پول ریختند این پولها یعنی زرنگبازیها، یکسری زرنگبازی کردند اینجا سرمایهگذاری کردند سهام خریدند سهامش هم خیلی گران است چون به مقداری که اینجا عبادت میشود برای شما سهام یکسره در ابدیت شما میاید.@ وقتی شما میروید از اینجا میپوسید ولی تمام عبادتهایی که اینجا دارد انجام میشود نورانیتهایی که ایجاد میشود یکسره برای شما میاید حضرت عباسی سال به سال ما چقدر در این حرم پول میاندازیم.@ مساجد میروید مساجد جدید میروید بخصوص هر مسجد جدیدی که میروید این کار را بکنید شهرستان یا جای دیگر که رفتید دنبال این باشید که این مسجدی که من آمدم در آن نماز خواندم غیر از اینکه با این مسجد رفاقت میکنم چون مسجد ما را شفاعت میکند یک شخصیت حقیقی است در آخرت، دو رکعت نماز تحیت دارد میخوانیم برای هر مسجدی که وارد میشویم.@ مسجد شخصیت دارد حرف میزند شعور دارد ادراک دارد خیلی مهم است مسجد در قیامت داریم شکایت میکند از همسایگان خودش که در آن نیامدند نماز بخوانند شخصیت دارد برای همین شما وقتی چند وقت وارد مسجدتان نشدی مریض بودی نتوانستی مسجد محلهتان بروید چند وقتی، میگوید نماز تحیت دارد یعنی درود و سلام و ارتباط دارد یک شخصیت حقیقی است با آن ارتباط برقرار کن.@ هر مسجد جدیدی در شهرستان میروید در تهران میروید آنجا یک سرمایهگذاری کنید آنجا هم یک سهام داشته باشید آدم باید زرنگ باشد کسی که یقین دارد این زرنگیها را میکند با رفیقهایش رفتند بیرون برای رفیقهایش پول خرج کرده مثلاً پنج نفر بودند گفته آقا من پول معجونهای شما را میدهم ولی وقتی میخواهد صدقه بدهد میبینی یک پانصدی صدقه نمیتواند بدهد پول یک معجون را هم نمیتواند بدهد.@ چون یقین نیست نمیداند که این چه سرمایه خوبی هست اگر خودش سرمایهگذاری کند اهل بیت اینطوری نبودند اهل بیت همیشه قشنگترین چیزها بهترین چیزها را برای خدا مصرف میکردند برای آخرتشان، حضرت علی اینطوری بود پول که میآمد یکسره میرفت طرف کس دیگر.@ داریم نجاشی یک لباس زربافتی را به پیغمبر هدیه کرده بود پیغمبر هم هدیهاش کرد به امیرالمؤمنین تا آمدند به خودشان بیایند دیدند امیرالمؤمنین برده داده طلای لباس را داده درآوردند فروخته پولش را هم داده به فقرا تمام شد همه گفتند لباس کجاست گفت تمام شد نگذاشت معطل بشود آنوقت روابطشان هم همینطوری بود.@ امام صادق(ع) یک کسی به ایشان پول داد گفت آقا یک خانه برای من بخر گفت باشد فردا برایت یک خانه میخرم فلان روز بیا آمد گفت آقا خانه خریدی؟ گفت بله یک خانه خریدم برایت در بهشت کنار خانه خودم او چقدر باحال است رفیقها با هم اینطوری هستند او هم قبول میکند گفت خیلی خوب است یک خانه برای ما خریده این باور است.@ حالا شما به یک کسی این حرف را بزن صد تومانش را بردار بگو من برای آخرتت پسانداز کردم میگوید غلط کردی بیاجازه من همچین کاری کردی بده ببینم خودم بلد هستم مصرف بکنم.@ بلوغ شیعهای اینطوری است اینطوری به همدیگر نگاه میکنند فقیر میاید در مسجد رسول خدا آقا من فقیر هستم پیغمبر به همسرانش میگوید خانمها چیزی دارید در خانه به این بدهیم بخورد زنهای پیغمبر میگویند آقا ما جز آب هیچ چیز دیگر نداریم زنهای پیغمبر یک تکه نان هم نداشتند به این بنده خدا بدهند.@ پیغمبر خودش میگوید من که ندارم کسی از شما هست که این را سیر بکند امشب غذایش را بدهد امیرالمؤمنین(ع) میفرماید بله یا رسول الله میرود خانه به حضرت زهرا میگوید دختر پیغمبر چه چیزی داریم؟ حضرت زهرا میفرماید یک تکه نان داریم برای امشب همه ما هست ولی حضرت زهرا میفرماید ما مهمانمان را مقدم میداریم بر خودمان، بعد آن را برای فقیر میدهند باور عالی.@ (وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ) (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً) سه روز خودشان هیچی نخورند به یتیم و مسکین و اسیر غذا بدهند فقط اینها نبودند فضه(س) همینطور بود همه آنها اینقدر باشعور رشد عالی شیعی.@ ولی ما در خودمان اینطوری نیستیم ضعیف هستیم ولخرج نیستیم که بخواهیم برای آخرت خوب خرج بکنیم برای آخرت مرتب قناعت میکنیم بخل میورزیم اگر یک جا مصرف بکنیم فکر میکنیم از دستمان میرود این باید تمرین بشود یعنی باید وقتی میخواهی بدهی در رابطه بین طبیعت و فطرت همیشه طبیعت دردش میاید باید همیشه طبیعت را به درد بیاوری اذیت بشود.@ وقتی که صدقه میدهی دردت نمیاید خوب نیست صدقه یک طوری بده که دردت بیاید ببین میتوانی به خدا اعتماد بکنی آدم به یک کسی میگوید تو برو جلو من پشت سرت هستم رفقا اینطوری هستند مثلاً میگوید تو برو من هستم تو برو خرج کن برو قرارداد ببند من پول خانهات را میدهم اعتماد میکنیم.@ خدا فرمود من جبران میکنم بهترش بابرکتترش میاید تو خمسات را بده واقعاً برکت میاورد ولی بیایمانی به خدا بییقینی به خدا باعث میشود که ما در طول سال میلیونها تومان معامله بکنیم از بس به خدا بیاعتماد هستیم و به خدا ایمان نداریم و حرفهای خدا را راست نمیدانیم میترسیم بدهیم میگوید من زندگیم لنگ میماند.@ خیلی بد است آدم خدا را دروغگو بداند اعتماد نکند نمیتواند به خدا اعتماد بکند بگوید نه بگذار من این دفعه بیشتر دو برابر سه برابر ده برابر آن چیزی که تصور میکردم بدهم بگذار دردم بیاید خدا من را لنگ نمیگذارد کمکم میکند نمیتوانیم این کار را بکنیم چون به خدا اعتماد نداریم.@ فکر میکنیم روزی دست خودمان است ما خودمان کار میکنیم روزی به دست میاوریم روزی دست خدا نیست برکت دست خدا نیست اسباب و علل دست خدا نیست این بییقینی هست تنبلی، سستی، بخل همه اینها مال بییقینی است.@ جایگاه یقین را خوب دقت کنید که ما میخواهیم روی چه چیزی سرمایهگذاری کنیم و باید روی چه چیزی سرمایهگذاری کرد چون این که بیاید شاهکلید است همه چیز دست تو است یقین که درست بشود همه چیز درست میشود اصلاً زندگی انسان متحول میشود.@ میگوید به خشمت غلبه کن، نمیتواند، در خانه عصبانی نشو سر زن و بچه سر هر چیزی اینقدر درجه غضبت بالا میرود بیموقع داد و فریاد، نمیتواند، اگر یقین داشتی که برای هر عصبانیتت مقدار زیادی فشار قبر داری و شدت عذاب خیلی زیاد هست بحث غضب را در معاد مبسوط کردیم.@ اگر بداند که باطنش چیست اینقدر راحت به خودش اجازه نمیدهد که زود جوش بیاورد صدایش را بالا ببرد عصبانی بشود سر زن سر بچه داد بزند غر بزند اخم بکند هر یکباری که اخم بکنی گران در میاید ولی چون باورش نداریم خیلی راحت داد میزنیم عصبانی میشویم غر میزنیم صدایمان نسبت به همدیگر بالا میرود.@ میگوید آقا جروبحث نکن جروبحث خوب نیست رسول خدا(ص) فرمود که هر کس اهل جروبحث و بگو مگو باشد من شفاعتش نمیکنم باز میبینی سر یک مسئلهای میگیرد سی دفعه با یک نفر جروبحث میکند کش میدهد دو ساعت سر یک چیز بیخودی.@ یک کسی یک حرفی زد ول کن حالا چه کسی گفته که تو باید در همه حرفها دخالت بکنی در تمام موضوعات دخالت بکنی جواب همه را بدهی اصلاً به بحث نکش، نمیتواند، جلوی این یک تکه گوشت را نمیتواند بگیرد زورش نمیرسد.@ اگر یقین داشته باشد که از شفاعت پیغمبر محروم میشود یک جمع خوب دوستانه یک رابطه خوب را با جروبحث تلخش نمیکند یک خانواده را با جروبحث جهنم نمیکند یک فامیل را به هم نمیزند جلوی خودش را میتواند بگیرد چون یقین ندارد فکر میکند حرف زدن مفت است حرف زدن خیلی گران تمام میشود.@ ولی ما نمیدانیم که حرف از آخرت ما دارد کم میکند فکر میکنیم مفت است حالا به جای پنج دقیقه پنجاه دقیقه حرف بزنیم حرف زدن از تو کم میکند گران تمام میشود به نامحرم نگاه آلوده نکنید فکر میکند بهرهمند میشود حالا اگر نگاه بکند از تو کم میکند اگر بفهمد هر باری که نگاه میکنند بعداً در چشمش چه چیزهایی خواهند کرد چه عذابهایی خواهد دید میداند گران تمام میشود.@ الان به ما میگویند یک پیراهن هست پنج هزار تومان یک پیراهن هست 150 هزار تومان من سراغ دارم پیراهن 150 هزار تومان حالا 150 هزار تومان به شما وام دادند میروی همچین حماقتی بکنی بخری؟ نه، مگر بد است؟ نه کت و شلوارش را هم نمیرود 150 هزار تومان بخرد چه برسد به پیراهن چون میگوید پول است دارد خرج میشود پای من حساب میشود.@ اگر مفتی بدهند بله میگیرم 150 هزار تومان مگر من خُل هستم بروم الان من 40 هزار تومان حقوقم هست بروم 150 هزار تومان بدهم کت و شلوار یا یک پیراهن بگیرم، نمیگیرم، پس چرا چیز به این خوبی را انتخاب نمیکنی بهترین کفش بهترین لباس بهترین عطر بهترین غذا برای اینکه میگویی خرج دارد لذت خرج دارد.@ اصلاً این لذت را نمیبرم و الا بدمان نمیاید ما هم بتوانیم یک خرجهایی بکنیم یک پولی داشته باشیم بتوانیم یک کیفهایی بکنیم ولی چون گران تمام میشود ما هم نداریم یا داشته باشیم خرجهای مهمتر داریم نمیرویم سراغ این لذتها میدانیم حساب میکنیم.@ ولی چون آخرت را فکر میکنیم مفت است ابدیت را روی آن حسابی نکردیم نفس را فکر میکنیم خیلی مفت به ما دادند نگاه میکنیم قرآن میگوید اصلاً مفت نیست(كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر روحی هر نفسی به آنچه که کسب میکند و میگیرد گرو است به تعداد نگاههای خلافی که به نامحرم داری آنطرف گرویی داری.@ به تعداد خیالات حرامی که داری در قیامت معطلی داری معطلی یعنی عذاب یعنی جهنم اینکه مفت پای ما محسوب نمیشود که ما همینطوری مصرفش بکنیم چون فکر میکنیم مفت است بگوییم به جای یک نگاه پنج تا نگاه بکنیم حالا این ترانه را هم بشنویم این نوار حرام را هم ما بشنویم.@ یک جا رفته بودم چند روز پیش مهمانی، نشسته بودم یک جایی ساکت، داشتم مطالعه میکردم هر کس برای خودش گرم گرفته بود داشت یک کاری میکرد یک بنده خدایی خیلی جدی آمد گفت که تو چرا ساکت هستی بلند بشو بیا در جمع ما یک ذره غیبت بکنیم صفا بکنیم.@ گفت اصلاً میشود دور هم جمع بشویم و غیبت نکنیم اصلاً صفا ندارد بلند بشو بیا یک ذره غیبت بکنیم یاد بگیر رفتی یک گوشه نشستی که چه بشود خیلی آزاد و راحت خیلی گران تمام میشود همه این گَل و گشاد زندگی کردنها بیدر و پیکر زندگی کردن مال این هست که ما به آن سمت یقین نداریم به اینکه همه را پای ما حساب میکنند.@ با زنت هر طوری رفتار کردی با بچهات هر طوری رفتار کردی هر وقت دلت خواست داد بزنی از تو حساب ببرند اینطور نیست هر باری که روحیه استکباری داری که بخواهی از تو حساب ببرند نازت را بکشند آنجا در سرت میزنند انسان را به ذلت میاندازند.@ بار اضافه تحمیل کنی به همسرت به فرزندت به کسان دیگر همینطوری میشود پای انسان حساب میشود اگر یقین داشته باشیم که یک ذره خودمان را جمع و جور میکنیم در لباس پوشیدن در آرایش لباس آرایش سر و صورت در انتخاب رفیق در سفر در خوردنیها در شنیدنیها در دیدنیها خودش را جمع میکند میداند پایش حساب میشود گران هم هست.@ در مسائل مادی ما هر چقدر هم با هم رفیق باشیم از همدیگر حساب میکشیم بالاخره پول ما چقدر شد اینقدر دادیم اینقدر دادی حساب و کتاب میکنیم در مسائل آخرتی چون واقعاً به آن ایمان نیاوردیم اگر یک نفر مثلاً پنج هزار سال عذاب به ما تحمیل بکند کَکِمان هم نمیگزد.@ بعداً که آدم آنطرف میرود میبیند که در حسابش نوشتند یک صد هزار سال، مثلاً در زندانیها هست جمع میکنند 80 ضربه شلاق یک شش ماه یک ده ماه یک پانزده سال همینطوری میبینی یک صد هزار سال برایش نوشتند مال آن رفیقی بوده که به تو تحمیل کرده تو هم کَکت نگزیده با شیرینی از رفیقت گرفتی حساب هم نکردی.@ چون رابطه را تنظیم نکرده بودی هر طوری شد همسرت از تو خواست که برو فلان فیلم را بگیر بیاور بنشینیم تماشا کنیم یا فلان جا از کارت اختلاس کردی دزدی کردی که بیایی یک ذره همسرت را شاد بکنی خیلیها الان دارند میخورند در این ادارات رشوهها الی ماشاء الله دزدیها اختلاسها برای اینکه همه را برای شما کردند برای خوشبختی شما کردند برای سعادت شما کردند.@ بعد که آنطرف میروند میبینی(يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ) روزی که انسان از برادرش مادرش پدرش همسرش و فرزندش فرار میکند میفهمد که چه جنایتی کرده این به دنبال آن که تو من را بدبخت کردی تو من را به جهنم انداختی من الان باید به خاطر تو بروم ده هزار سال در عذاب باشم به خاطر یک بچه خواستم بچهام خوشبخت بشود.@ همه این آزاد زندگی کردن مال این هست که ما یقین نداریم یقین آدم را جمع و جور میکند نظم میدهد بانشاط میکند قوی میکند منظم میکند کارها حساب کتاب دارد. از وقت خیلی استفاده میکند یقین باعث میشود آدم از عمرش خوب استفاده بکند از جوانیش خوب استفاده بکند همه چیز در این یقین خوابیده.@ یقین باعث میشود اگر قرار است بخوابی قرار است یک معامله انجام بدهی خوابیدی خستتهای گفتی 7 من باید بلند بشوم بروم فلان جا معامله انجام بدهم خانمت روی دلرحمی میگوید بگذار دو ساعت دیگر هم بخوابد نُه بلند میشوی به خانمت میگویی چرا من را بیداری نکردی؟ میگوید گفتم بخوابی.@ غلط کردی گفتی بخوابی تو میدانی الان من چه معاملهای را از دست دادم فلان فلان شده خانه را جهنم میکنی او از روی مهربانی این کار را کرده ولی تو چون معامله بزرگی را از دست دادی سر همه اینها داد میزنی هواپیما میخواسته پرواز بکند بیدارت نکرده از سفر ماندی حالا پول هواپیما پنجاه هزار تومان است عصبانی خشم کلی هم جهنم اینجا درست میکنی به خاطر پنجاه هزار تومان.@ اما راجع به آخرت مثلاً قرار بود 7 صبح بلند بشوی نماز صبح بخوانی حالا خوابمان برد جمعه هست میتوانی بلند بشوی حرم بروی نرفتیم هم نرفتیم نیم ساعت خواب برایت خوب است پنج ساعت خوابیدی ناراحت هم نمیشوی که چرا من خوابم زیاد شد مراقبت نداری باید جبران کنم حالا که اینقدر خوابیدم بعد باید اینقدر جبران بکنم نظمی نداری برای استفاده دقیق از عمرت.@ میگفتند امام(س) وقتی در خانه مینشست تا قرار بود سفره را بیاورند قرآن برمیداشت قرآن میخواند حالا میرویم مینشینیم گپ میزنیم 40 دقیقه تا قرار است سفره بیاورند این خیلی از آدم تلف میشود تو همانطور که نشستی ذکرت را بگو در یک جایی هست میخواهی ریا نشود بهترین ذکر(لا اله الا الله) است مخرج هم ندارد کسی هم نمیفهمد همانجا مشغول باش بگو.@ یک مقدار استغفار بکن بخصوص در مهمانیها در جاهایی که انسان حجاب را برمیدارند روی قلبش تاریکیها مینشیند استغفار بکن یک مقدار قرآن را باز کن بخوان ما اگر قرار باشد از همین وقتهای مرده قرآن بخوانیم چقدر ما میتوانیم قرآن ختم بکنیم.@ طرف میبینی نرسیده، در ماشین میگوید میخواهم تا انقلاب بروم 40 دقیقه تا انقلاب راه است زیارت عاشورایش را میخواند دعای روزش را میخواند یک مفاتیح در جیبش هست زرنگ است بله مفاتیح بار دارد در جیب باشد جیب سنگین میشود ولی این بار کم خیلی سودهای زیادی دارد.@ در میاورد قرآنش را میخواند دعای روزش را میخواند زیارت روزش را میخواند میگوید من نمیرسم بخوانم میخواهم فلان کار را بکنم دعای روز زیارت روز مناجات روز اذکارش را هم میگوید تمام شد زرنگ است یکی هم مرتب در و دیوار در خیابانها را نگاه میکند آدمها را ماشینها را مغازهها را.@ یکی اگر خیلی زرنگ باشد لااقل میخوابد که خستگیش در برود حالا اگر خوابش نیاید همینطوری بیخود وقتش تلف میشود عمرش تلف میشود در خیابان نگاه میکند هی حجاب برمیدارد سایه برمیدارد به آن نامحرم به آن دنیا به این مظهر دنیایی همینطوری خراب میکند.@ یک دفعه میبینی خواست از شهرری تا راهآهن برود دو سه هزار سال عذاب برای خودش آماده میکند همین در ماشین نشسته کاری هم نمیکند یک کسی هم میبینی نه همانطور که نشسته سرش پایین است ذکرش را میگوید چند هزار سال ابدیت برای خودش بهشت میخرد قرب به خدا پیدا میکند چند هزار سال جهنم را خاموش میکند.@ مفاتیحش را در میاورد میخواند قرآنش را در میاورد میخواند یک کتاب میخواند حالا چشم درد اگر بگیرد میگویند در ماشین مطالعه نکنید چشمتان درد میگیرد بعضیها اذیت میشوند تسبیحش را در میاورد ذکرش را میگوید یک حرف قشنگی مطرح میکند که همه راجع به آن حرف قشنگ صحبت بکنند.@ اصلاً دارد رانندگی میکند یک نوار خوب و آموزنده میگذارد یک قرائت قرآن گوش میکند دارد در خانه کار میکند رادیو معارف را میگذارد چند تا سخنرانی عالی گوش میکند خانم خانهدار دارد سبزی پاک میکند دارد ظرف میشوید میبینید که چند سخنرانی زیبا هم گوش کرد تفسیر شنیده احکام شنیده عقائد شنیده تاریخ اسلام شنیده چقدر این خانم رشد میکند یک کسی که مینشیند همینطوری فقط پاک میکند برای خودش ترانه زمزمه میکند.@ در کارگاه داری کار میکنی مشغول سیمپیچی هستی مشغول نجاری هستی این رادیو هم روشن باشد رادیو معارف را گوش کن قرائت قرآن را گوش کن یک نوار بگذار این عمر همینطوری دارد میرود ما مردهترین وقتهایمان را میتوانیم به زندهترین وقتها تبدیل کنیم.@ در رختخواب خوابیدی میخواهی بنشینی فکرهای بد بکنی این همه در رختخواب دعا وارد شده سوره حمد وارد شده صلوات بر پیامبر و آلش بر انبیاء وارد شده آیۀالکرسی وارد شده تسبیحات حضرت زهرا وارد شده چهار قل وارد شده بخوان تا خوابت ببرد.@ میگوید من نمیتوانم من باید چند تا قرص بخورم تا خوابم ببرد بدبخت هستم بنشین قرآن بخوان این همه سوره در شبها قبل از خواب وارد شده قبل از خواب بنشین این اذکار را انجام بده تا خوابت ببرد.@ مقام معظم رهبری فرمود هیچ کس در خانه ما بدون کتاب در رختخواب نمیرود کتابهایی که خیلی هم حدیث نیست که آدم بخواهد پایش را دراز بکند مشکل باشد کتاب داستان کتاب تاریخی مَثَل شعر دراز کشیدی یک چراغ خواب بالای سرت بگذار دو صفحه بخوانی میخوابی دیگر احتیاج نیست دیازپام بخوری.@ بعضی از کتابها هست الان من در خانه دارم به آنها کتابهای رختخوابی میگویم مثلاً بیست جلد کتاب آدم میتواند در طول سال بخواند مردهترین وقت را میتوانی زنده بکنی از دستشویی بیرون آمدی مگر چقدر طول دارد یک وضو میخواهی بگیری، یک دقیقه.@ ولی فکر کن این وضویی که تو با آن هستی چقدر نورانیت و روشنایی و ثواب برای تو میاورد تنبلی میکند وضو نمیگیرد میخواهد شب برود بخوابد وضو نمیگیرد یک جمعه هست میخواهد غسل بکند، نمیتواند، استفاده نمیکند.@ حمام میرود تو نیم ساعت زیر دوش ایستادی یک دقیقهاش را هم نیت غسل بکن این همه غسلهای مستحبی، آدم زرنگ اینطوری است یعنی دائماً دارد سرمایه جمع میکند ولی وقتی یقین نیست، نه آدم کیلویی زندگی میکند بیحساب کتاب، آدم زرنگ مردهترین وقتهایشان از زندهترین وقتهای دیگران ارزشش بیشتر است.@ طرف میبینی چند میلیارد سال بهشت برای خودش خریده فقط با خوابهایش، با قبل از خوابش، آن هم در رختخواب خوابیدنش دراز کشیده پایش را گذاشته روی پایش زیر لحاف چند میلیارد سال ابدیت برای خودش خریده از هزار تا نمازهای دیگران بهتر است و از خیلی کارها و ثوابهای دیگر هم بهتر است.@ مرحوم علامه(ره) بارها دیده بودنش که وقتی دارد در کوچه میرود سلام نمیکرده با اینکه ایشان مقید به سلام بوده بعد معذرتخواهی میکرده میگفته من داشتم قضای نماز شبم را میخواندم یا نماز مستحبی میخواندم یا نافلههایم را میخواندم در راه مستحب است.@ نماز مستحبی که آداب نماز واجب را ندارد نه رکوع میخواهد نه روبه قبله بودن میخواهد نه سجده میخواهد همین با چشم اشاره بکن ذکر را بگو و برو حالا ذکرش را هم نگفتی نگفتی از وقت استفاده میکرده دعا داریم گفتم شما صبح به صبح که وقتی از خواب بلند میشوید یک دعا هست میخوانید.@ تسبیح در دستت هست بازی هم که میکنی حواست نیست داری با رفیقت بازی میکنی این دانههایی که از زیر دستت رد میشود ثوابهای عظیمی برایت هست یک نفر زرنگ هست همین کار را میکند غیر از اینکه خودش ذکر هم میگوید حواسش هست که ذکر میگوید یک موقع ذکر هم که نگفت این دانه تسبیح از زیر دستش دارد رد میشود دعای امام سجاد(ع) تعلیم کردند.@ (اَللّهُمَّ اِنّی اَصبَحتُ اُسَبِّحُکَ وَ اُحَمِدُکَ وَ اُحَلِلُکَ وَ اُکَبِّرُکَ وَ اُمَجِدُکَ عَدَدَ ما عُدیلُ بِهِ سَبحَتی) تمام شد تا شب این تسبیح دستش هست دارد بازی میکند همهاش ثواب دارد از زیر دست این رد میشود تازه چیزهای دیگری هست من اگر به شما بگویم نمیتوانید درکش بکنید اذیت میشوید که بعضیها چطوری فقط در ذهنشان و فقط در خیالشان میلیاردها میلیارد ثواب را جمع میکنند.@ فقط در خیالیشان به محض اینکه از یک کار جدی فارغ میشوند تا فاصله بعد چند میلیارد ثواب را جمع میکنند ما اذکاری داریم که گفتنش خیلی کوتاه است ولی وقتی شما میگویی میفرماید تمام فرشتگان خدا نمیتوانند ثوابش را جمع کنند فقط خود خدا میتواند جمع بکند.@ من بیایم شش سال درس بخوانم بروم مهندسی بگیرم 16 سال درس بخوانم پزشکی بگیرم نانم برود در روغن مطب بزنم سود، بگویند پزشک است برای این امتیاز موهوم یا امتیازات مادی، چند بار تا حالا مفاتیح را خواندی که به این ثروتهای بینظیر دست پیدا بکنی.@ این همه رمان، داستان، تلویزیون، فیلم سینمایی، چند بار مفاتیح خوانده شده واقعاً وقت نمیکنم همهاش دروغ کتابهای ادعیه دیگر صحیفه سجادیه، وقتی یقین نیست ما اهل تجارت آخرت هم نیستیم سه هزار سال راه صراط تاریک، فقط با نور ثوابهای خودت میتوانی آنجا را روشن بکنی.@ آنوقت اینقدر آدم بیسلیقه که مرتب تنبلی بکند و جمع نکند فقط یقین هست که تمام قوای انسان را جمع میکند در تمام فاصلهها همه برنامهها همه جا از آن استفاده میکند تا میبینی یک وقت پیدا کرده رفیقهایش قرار است دو دقیقه معطل بشوند میگوید اگر اجازه بدهید الان که این دو دقیقه را ایستادید من بروم یک وضو بگیرم و بیایم بقیه ایستادند آسمان و ریسمان میکنند این رفته وضویش را گرفته آمده.@ یقین کیفیت کار را بالا میبرد اینها را گفتم برای اینکه این حدیث را بخوانم جلد 5 صفحه 294(مَن حَسُنَ یَقینُهُ حَسُنَت عِبادَتُه) هر کس یقینش خوب باشد عبادتش هم خوب است با کیفیت است زیباست عباداتش را نیکو انجام میدهد مثل نمازش نیست که(السلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته) حالا تسبیحات حضرت زهرا خواندیم خواندیم نخواندیم نخواندیم از خودت کم بگذار بعد میبینی شب اول قبر که چقدر فقیر هستی هیچ چیز نداری.@ من یک شب خواب دیدم که من را در قبر میگذارند یک چیز خیلی زجرم داد نه مردن نه هیچی، فهمیدم دست خالی هستم این حالت خیلی کشنده است باورتان نمیشود بروید قبرستان چند لحظهای در قبر بخوابید میفهمید که دست خالی بودن یعنی چی، هیچی یعنی فقط این مرا زجر میداد که هیچی ندارم.@ تسبیحات حضرت زهرا خوانده شد خوانده شد نخوانده شد هم نخوانده شد نماز جماعت خواندیم خواندیم نخواندیم هم نخواندیم آن را فرادا میخوانیم جدایی از عقابی که ترک جماعت دارد.@ فرمود(سَلِّموا عَلَی الیَهودِ وَ النَصاری وَ لا تُسَلِّمُوا عَلی یَهُودِ اُمَّتی) بر یهودی و مسیحی سلام کنید اما بر یهودی امت من سلام نکنید گفتند آقا یهودی امت شما چه کسی هست؟ فرمود یهودی امت من کسی هست که نماز جماعت صدای اذان مسجد را میشنود نیمرود شرکت بکند تا چهل خانه هم گفتند همسایه است همت نمیکند برود مسجد نماز بخواند خودم فرادی میخوانم.@ از همین گَل و گشاد بازی کردنها و تنبلیها سر از یک جای دیگر در میاورد کسانی که در همین چیزها نمیتوانند انجام بدهند در جاهای دیگر هم میبازند قاعده را میبازند چون نفس است رابطه طبیعت و فطرت است.@ شما طبیعت را وقتی نتوانی در نماز جماعت مهارش بکنی نتوانی در یک تعقیبات حضرت زهرا در یک تعقیبات خوب نماز طبیعت را مهار بکنی و نگه بداری نتوانی در پنجاه آیه که در روز میخواهی بخوانی مهارش بکنی تو اگر به یک جاهایی هم برسی آنجا خیلی بدتر میبازی آنجا هم نمیتوانی کاری بکنی چون کسی که نسبت به امتیازات پایین تنبلی بکند هرگز به امتیازات بالا دست نمیابد.@ جلد 6 صفحه 452(یُستَدَلُ عَلَی الیَقین بِقَصرِ الاَمَل وَ اِخلاصِ العَمَل وَ الزُهدِ فِی الدُنیا) استدلال میشود بر یقین شخص یعنی میگوییم این شخص یقین دارد از کجا میتوانیم بفهمیم یقین دارد سه تا علامت حضرت ذکر میکند یکی کم شدن آرزوها، آرزوهایش سطحش کم است.@ مثلاً من ماشین پیکانم را بکنم یک ماشین خارجی یا ماشین خارجی بالاترش را بخرم خانهام را مثلاً از صد متر دویست متر بکنم طلای زنم را از نیم کیلو پنج کیلو بکنم تعداد سفرم را اینقدر ببرم لباسهایم را اینطوری بکنم کوتاهی آرزو یعنی برای رفتن آماده است.@ (وَ اِخلاصِ العَمَل) عملش را هم خالصانه انجام میدهد ریابردار نیست ریاکار نیست(وَ الزُهدِ فِی الدُنیا) یعنی نه با شادیها از حق خارج بشود نه با مصیبتها و غمها از حق خارج بشود روی حق میماند یعنی روی صراطی که از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر هست در جهنم هم هست دارد رد میشود هیچ حادثهای او را از روی این صراط به این باریکی نمیتواند بیندازد این زهد میشود.@ چون کاری ندارد فقط دارد همین مو را نگاه میکند که درست رد بشود به پایین به دنیا چه چیزی میدهند کاری ندارد که من هم بدوم این سقوط کرده هیچی نیست متعادل است کنترل شده است خواستههایش امیالش کنترل شده است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 003 - علم و یقین
متن کامل (خام) جلسه 003 - علم و یقین